باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» در این دنیا در مقابل اینهمه کثرات، تماماً نظر به حق و بندگی او دارند کافی است که ما بندگی او را در همین رابطه و در دنیا مدّ نظر قرار دهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر تنها به داناییهای خود بسنده کنیم معرفت نفس را هم تبدیل میکنیم به «داناییِ» به معرفت نفس و نه «احساس وجودی» که نسبت به خود باید پیدا کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم بتوان در این راستا فکر کرد ولی احتیاج به تصور درست و جامعی از عین ثابته هست و اولیاء معصوم، عین ثابتهی خود را به خوبی میشناسند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم در مسیر خودسازی است که این رذائل از بین میرود و یا تأثیر آنها کم میشود. مطالعهی کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» و کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» که مربوط به حضرت امام است و بنده آن را شرح دادهام، توصیه میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مکاشفات، اجمالِ معارف برای انسان ظهور میکند و برای تفصیل آن نیاز به سعهای دارد که با عبور از کثرات پیش میآید 2- منطقالطیر ساحت دیگری از معرفت است ماوراء معرفتِ فلسفی. مباحث هانری کربن در این مورد کمک میکند. شرح آقای دکتر انشاءاللّه رحمتی را در مورد نگاه کربن در اینترنت جستجو کنید میتواند کمک کند 3- آن کتابها را در حدّ اینکه بتوانم نظر دهم، مطالعه نکردهام 4- اطلاع ندارم. مطالب آقای دکتر دینانی در این مورد مفید است ولی فکر میکنم با آثار جناب ملاصدرا و محیالدین بهتر بتوانید جلو بروید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار خوبی است. مطمئناً امام زمان«عجلاللّهتعالیفرجه» به شما در این راه کمک میکنند. در ابتدا با آنها همراهی کنید و مستقیماً به آنها انتقاد ننمایید. روی کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» در قسمت دوم کتاب تحت عنوان «من کو؟» فکر کنید. احتمالاً بشود از آن طریق با آنها ارتباط برقرار کرد و به دنبال معارف دیگر اسلامی کشاندشان. سپس کتاب «چه نیازی به نبی؟» میتواند مفید باشد إنشاءاللّه. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مراجع تقلید بیشتر در موضوعاتِ فقه فردی رشد کردهاند. إنشاءاللّه با طرح فقه سیاسی در حوزهها، ورود به این موارد بیشتر و فقهایی از آن سنخ ظهور خواهند کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع بسیار حساس و قابل تأمّلی در میان آورده اید زیرا ما در بین دو گذرگاهِ بسیار حساس تاریخی قرار داریم. از یک طرف تاریخِ ما تاریخِ غرب است و نمیتوانیم چشم خود را نسبت به آنچه ما را به عنوان تاریخ غرب فرا گرفته است؛ بر هم بگذاریم. و از طرف دیگر تاریخی به نام تاریخِ انقلاب اسلامی در مقابل خود داریم. در نسبت ما با غرب و تاریخ غربی که ما را فرا گرفته است، در عین آنکه تاریخ ما، تاریخِ غرب نیست، یک نوع قرارگرفتن در حاشیهی فرهنگ غربی را نمیتوانیم از خود دور کنیم و از این جهت از تحقق روحِ ارادهای که خردِ غربی بدان نظر دارد، بیرون نیستیم. و اینجا است که به گفته استاد داوری نمیتوانیم بگوییم ما مدرسه و صنعت و کشاورزی به همین معنا که امروز در دنیا ظهور کرده است؛ نمیخواهیم. حال باید از خود بپرسیم آیا میتوانیم در دلِ تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده است آن اراده و خردِ مذکور را معنایی دیگری ببخشیم؟ آری! همینطور که میفرمائید نمیتوان با ایدهها در خیالاتِ خود زندگی کرد و به زمینی که در آن زمین باید این ایدهها محقق شود، فکر نکرد و حتما به همان معنایی که می فرمائید: اگر غایت مفقود باشد، این اراده که شرط ضروری برای ساختن است، به چه چیز تعلق نخواهد گرفت و این ممکن نیست.
آنچه بنده به شدت بدان امیدوارم ارادهای است که حضرت پروردگار برای ظهور تاریخی دیگر به میان آورده است و باید در این تاریخ، چشم از این اراده برنداشت. ارادهی الهی در تاریخ حقیقتی است که به صورت ادراکی بسیط به سراغ انسانها میآید و تعلق خاطر مناسب آن زمانه در آنها ایجاد میشود و افقی را میگشاید که همهچیز را باید در آن دید، و در این رابطه آنچه تا دیروز اهمیت داشت، از اهمیت میافتد. از این جهت میخواهم عرض کنم: معنای توسعهیافتگی و توسعهنیافتگی چیزی بیرون تاریخی است که با انقلاب اسلامی شروع شده است، در عین آنکه تاریخی که به اراده و خردِ «تغییر» نظر دارد، هنوز در صحنه است و جناب آقای دکتر داوری، این حکیم اندیشمند بهخوبی متوجهی این امر هستند و بنده نیز تأکید دارم که آری! ما هم باید به شدت، خردِ توسعهیافتگی و خردِ توسعهنیافتگی را در نسبت با همدیگر بفهمیم و هم در ماورای این نسبتها آیندهی خود را بنگریم و به تقدیری که حضرت ربّ العالمین در مقابل ما گذاشته است، بیندیشیم. این یک نوع بازکردنِ گوش و آزادساختن آن برای چیزی است که در این صحنهها مثل رخداد اربعینی این سال ها با ما سخن میگوید، به همان معنایی که به صورتی وسیعتر ندایِ بیصدایِ «الَسْتُ بِرَبّکُم» در جان ما به صدا در آمد و عدهای در مظاهر ظهور ربوبیتِ او این صدا را شنیدند و بیدرنگ تصدیق کردند و گفتند: «بَلی شَهِدْنا».
ما همواره در همهجا در این تاریخ با حضور تاریخی ارادهی الهی ارتباط داریم، هرچند به ندرت به ندای آن گوش میدهیم. گاهی در مطابقت و موافقت با آن اراده قرار داریم، و مطابق آن اراده عمل میکنیم، در آن حدّ که در مواقعی نادر این مطابقت در حدّ دیدن جلوهی آن در افق رخدادی که برابر گشوده شده است، میرسد و وقتی چنین «وقت» فرا رسد، ما به معنای واقعی در راه حضور تاریخی خود قرار داریم، چیزی که شهداء بهخوبی آن را تجربه کردند. و تمام توجه بنده به این نحوه حضور تاریخی است. لذا در عین احترامِ بسیاری که برای متفکری مثل استاد داوری قائل هستم و به بحث توسعهیافتگی و نیافتگی او به دقت گوش میسپارم، ولی توجه دلِ خود را در جای دیگری انداختهام و این، اولِ سخن بنده با شما است که آیا میشود شما با من همدلی کنید و زبان تبیینِ حقیقتی شویم که متذکر ارادهی الهی است. زیرا به نظر بنده، مطابقت و موافقت با آنچه در تاریخ به ارادهی الهی در حال تحقق است، گوشسپردن به ندایِ بیصدایی است که ما را مورد خطاب قرار میدهد و برمیانگیزاند، آنهم برانگیختگی که مثل همهی متفکران تاریخ به قصد و اراده سخن نگفتهاند، بلکه سخن آنها ماوراء قصد و ارادهشان ظهورِ روح تاریخشان بوده است. در عین تذکری که در کلامتان بود، بسیار احساس همسخنی با شما در آن مییافتم بهخصوص که در عین توجهدادن به امر غایتی که باید به خیالات و آرمانها محدود نباشد، متذکر میشوید «این غایت، نمی تواند از تاریخ اروپا اخذ شود». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون دشمن نحوهی شهادت آن مرد الهی را در رسانههای خود مطرح کرد تا موجب رعب و وحشت گردد، حضرت پروردگار درست برعکسِ قصد دشمنان اسلام، قلبها را متوجه شهید حججی نمود تا نیّت ایشان که «مؤثربودن» جهتِ هدایت مردم بود، عملی شود. زیرا مردم در باطن خود به دنبال حقیقتاند و شهید حججی انعکاسِ روح و روحیهی مردم بود و در واقع مردم خودِ گمگشتهی خود را در او یافتند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست معلوم است که آقای رئیس جمهور همهی گفتنیها را نمیگوید، وگرنه چرا به قول آقای دکتر کچوئیان به عنوان یکی از اعضای شورای انقلاب فرهنگی باید آن سند پنهانی و بدون در جریان قراردادنِ شورای انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی امضاء شود و به مراکز آموزش ابلاغ گردد. همهی حرف در اینجا است حال اینکه چگونه وجود آن سند را به اطلاع مقام معظم رهبری و ارگانها رساندهاند که باید پنهانی امضاء شود، واللّه اعلم.
فکر میکنم آنچه در روزنامهی کیهان دیروز تحت عنوان «تعهدات و تناقضات دولت در سند 2030» جوابگوی سؤال جنابعالی میباشد. موفق باشید آن مطلب اینطور شروع شده است:
دولت تمام توان خود را بسیج کرده تا در یک جنگ روانی به جامعه القا کند سند 2030 تعهدآور نیست. معاون اول رئیس جمهور هم 29 اردیبهشت در نامهای سرگشاده، حقایق مستند و مستدل در باره سند 2030 را شایعات خواند و گفت«سند ۲۰۳۰ یونسکو توسط ایران امضا نشده و برای ایران آلزامآور نیست». این درحالی است که:
1- اول خرداد، دو روز بعد از این نامه سرگشاده معاون اول رئیس جمهور، مهدی فیض معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش در همایش هدایت تحصیلی قطب غرب کشور در همدان به امضای سند توسط مسئولان دولت یازدهم اذعان کرد و گفت «سند 2030 در سال ۹۵ توسط وزیر وقت آن زمان یعنی آقای فانی به امضا رسید و اکنون یک سال از امضای سند میگذرد». حال جای تعجب دارد در حالی که وی به امضا و تعهدآور بودن این سند اذعان میکند، چرا منتقدان را سوءاستفادهکنندگان انتخاباتی معرفی میکند!
2- برای اطلاع آقایان باید گفت در سند 2030 بیش از 167 بار عنوان «تعهد و ضمانت دولتها» قید و در تمام این موارد تاکید شده است «دولتها و کشورها متعهد میشوند و ضمانت میکنند».
3- معاون اول رئیس جمهور حداقل اگر تعهدِ دولت در یونسکو و سازمان ملل و اجلاس اینچئون کره جنوبی را بتواند از دید ملت پنهان نگه دارد، حداقل در داخل کشور ابلاغ این سند با امضای خودش را که ثبت و ضبط و غیرقابل خدشه است نمیتواند انکار کند.
4- معاون اول رئیس جمهور گفته «شرط و تحفظهای ایران به یونسکو اعلام شده است». در این سخن نیز مغلطه وجود دارد، چرا که سند 2030 هم در اجلاس اینچئون کره جنوبی با حضور وزیر آموزش و پرورش دولت یازدهم و هم در اجلاس سران سازمان ملل با حضور شخص آقای روحانی به صورت «without voting»، یعنی «بدون رای و نظر مخالف» به تصویب رسیده است، در حالی که اگر مخالفتی از سوی حتی یک کشور از جمله از سوی ایران صورت گرفته بود، این سند با «اجماع عمومی» تصویب میشد.
5- براساس رویه اسناد بینالمللی شروطى که در ذيل یک سند نوشته شود تا آنجا اعتبار دارد که با روح و محتوی اين سند مخالفت نداشته باشد. لذا از آنجایی که روح و متن سند 2030 تماما در مغایرت کامل با اهداف و ارزشهای نظام آموزشی جمهوری اسلامی است اولا باید نسبت به تمام این متن تحفظ اعلام میشد و ثانیا تحفظهایی هم که گفته میشود اعلام شده، مورد پذیرش قرار نگرفته است.
6- اگر ادعای دولت مبنی بر ارائه تحفظ را بپذیریم، این تحفظ کلی بوده و مشخص نمیکند جمهوری اسلامی ایران با کدام بخش از سند 2030 مخالف است، لذا تحفظ کلی از سوی کشوری پذیرفته نمیشود و آن کشور متعهد به تمامی سند دانسته میشود. چنانکه شرط ایران در مورد کنوانسیون حقوق کودک در سال 1995 نیز پذیرفته نشد و سازمان ملل اعلام کرد این کنوانسیون برای ایران لازمالاجرا است.
7- همین که دولت میگوید خود را متعهد به بخشهایی از سند 2030 که در تعارض با باورهای دینی و ارزشهای فرهنگی جامعه ایرانی است، نمیداند، این خود نشان میدهد سند تعهدآور است.
8- سوال این است اگر سند 2030 را امضا نکردید و تعهدآور نیست پس چرا حق تحفظ گرفتید؟ سندی که تعهدآور نباشد، دیگر نیازی به حق تحفظ گرفتن نیست. حق تحفظ گرفتن خود دلیل الزامآور بودن اصل سند است.
9- مضاعف بر این باید پاسخ داده شود اگر صادق هستند، چرا در هیچ قسمت از سند ملی نسبت به تفسیر بومی بندهای ماهوی اقدامی صورت نگرفته و متن 300 صفحهای سند 2030 را بدون هیچگونه قید و تحفظهای اعلامشده، تماماً برای اجرا ابلاغ کردهاند؟
10- اگر تعهد داده نشده چرا با وجود سند تحول بنیادی آموزش و پرورش و دیگر اسناد بالادستی دولت خود را ملزم به تدوین سند ملی کرده است؟ تا جایی که مورد تقدیر یونسکو قرار گرفته!
11- اگر سند 2030 تعهدآور نیست چرا در مصوبه هیئت وزیران از کلمه «تعهدات» استفاده شده است. این نشان میدهد یا دولت اساسا در سند 2030 متعهد شده و یا دولت با پذیرش داوطلبانه! خود را متعهد به اجرای سند اصلی کرده است که در هر دو صورت کشور را به چیزی متعهد کردهاند که روال قانونی آن طی نشده است.
12- اصولا وقتی کشوری عضویت در یک سازمان بینالمللی از جمله یونسکو را میپذیرد، براساس اساسنامه آن سازمان بینالمللی، برای آن کشور تعهداتی ایجاد میشود و چنانچه کشوری به تعهدات خود عمل نکند در قالب صدور قطعنامه تحت فشار قرار خواهد گرفت.
13- اصولا در سند 2030 به برخی اسناد بینالمللی ارجاع داده شده که خود این اسناد الزامآور هستند از جمله بیانیه جهانی حقوق بشری که تعهدآور است و تاکنون ایران این سند را نپذیرفته و امضا نکرده است.
14- براساس ماده 8 اساسنامه یونسکو گزارشدهی در باره روند اجرای سند 2030 الزامی است. لذا تا زمانی اجرای یک سند الزامی نباشد، الزام گزارشدهی در باره آن بیمعنا خواهد بود.
15- نکته جالب این است که در خود سند 2030 تاکید شده است «کشورها حق اجرایی نکردن همه و یا برخی مفاد سند را ندارند».
16- ادعا شده اصل 138 قانون اساسی به دولت اجازه تصویب آییننامه و مقررات اجرایی میدهد. در این سخن نیز مغالطه سیاسی به چشم میخورد چرا که قانون اساسی به دولت اجازه داده برای قانونی که در مجلس شورای اسلامی تصویب شده باشد آییننامه و مقررات اجرایی تصویب کند. لذا طبق اصل 77 قانون اساسی دولت باید ابتدا مصوبه مجلس در باره اصل سند 2030 را میگرفت و سپس براساس اصل 138 نسبت به تدوین و تصویب آییننامه و مقررات اجرایی آن اقدام میکرد. خود دولت به طور ناخواسته نیز در بیانیه تبیینیاش به این نکته اذعان کرده است.
17- سند توسعه 2030 (SDG) که در سال 2015 به تصویب سازمان ملل رسیده در حقیقت ادامه سند توسعه هزاره (MDG) و نسخه کامل و به روز شده آن است که در سال 2000 در سازمان ملل برای اجرا تا سال 2015 تصویب شد و براساس اسناد سازمان ملل که در سایت رسمی آن آمده، تمام تعهدات سند توسعه هزاره نیز علاوه بر تعهدات جدید در سند 2030 قید شده است. در گزارش مرکز اطلاعات سازمان ملل دفتر تهران تحت عنوان«از اهداف توسعه هزاره (MDG) تا توسعه پايدار (SDG)» هم تاکيد شده است «کشورها «مکلف شدهاند» با اجراي سند 2030 گزارشهاي خود را به مجامع بينالمللي ارائه نمايند». این گزارش تصریح میکند «لحاظ و اجراي اين شاخصها در برنامه ششم اجتنابناپذير است»! زيرا اولا تعهد داده شده و ثانيا براساس اجراي اين شاخصها کشورها در آينده ارزيابي خواهند شد.
18- گزارش اداره اطلاعات همگانی سازمان ملل در سایت این سازمان همچنین تاکید میکند «اعلامیه توسعه پایدار طیف گستردهای از «تعهدات» در زمینه برابری جنسیتی و حقوق بشر است و نشان از یک «معامله بزرگ جهانی» دارد».
19- در سایت سفارت ایران در نایروبی نیز در باره تعهدات منتقل شده از سند توسعه هزاره به سند 2030 تاکید شده است «147 نفر از سران کشورها از جمله ایران (در زمان دولت اصلاحات) «متعهد شدند» تا اهداف توسعه سازمان ملل از جمله ترویج و گسترش برابری جنسیتی و آموزش را اجرایی کنند و این اهداف به عنوان «قطعنامه تعهدآور» و«تعهد جهانی (Global Compact)» به شماره 2/55/RES به تصویب سازمان ملل رسید و کشورهاي عضو از جمله ايران آن را امضا کردند».
20- لذا سابقه دادن تعهد و اجرای اهداف توسعه سازمان ملل و سند 2030 به دولت اصلاحات در سال 78 بر میگردد و در سال 83 این دولت اولين گزارش ایران را به سازمان ملل ارائه کرد و اکنون دولت تدبیر همان مسیر دولت اصلاحات را در پیش گرفته است، این در حالی است که ادعا میکنند سند 2030 در دولت نهم و دهم اجرا شده است! و نکته مهمتر اینکه اهداف سند 2030 (SDG) مثل سند هزاره (MDG) در قطعنامهای به تصویب سازمان ملل رسیده. لذا آقایان دیپلمات و سیاستمداران مدعی که تا دیروز کسانی که قطعنامههای سازمان ملل را کاغذپاره میخواندند، به سخره میگرفتند و ادعا میکردند قطعنامههای سازمان ملل «تعهدآور» است، حالا چگونه ادعا میکنند این قطعنامهها الزامآور و تعهدآور نیست؟!
21- تعهدآور بودن اهداف توسعه پايدار در اسناد سازمان ملل تا آنجا مهم و برجسته است که در اجلاس مقدماتی تدوین سند 2030 در ريودوژانيرو برزيل تحت عنوان «ريو+20، دستور کار توسعه پس از 2015 (Post 2015)» که نشست پر تنشي بود، حتي برخي کشورهاي اروپايي نيز نگران سوءاستفاده آمريکا از برخي مفاهيم و ايجاد تعهدات جديدي براي خود بودند تا جایی که برخي از مفاهيم اوليه با مخالفت کشورهای اروپايي به دلیل تعهدآور بودن برای آنها حذف شد. نکته مهمتر اینکه در این نشست آمریکا در فصل «تجديد تعهد سياسي» (یعنی تجدید تعهدات سند هزاره در سند2030) اصل «مسئوليت مشترک اما متفاوت» را که تعهد مهمي براي آن کشور محسوب ميشد با نفوذ خود حذف کرد، اما اصرار داشت کشورهاي در حال توسعه اين تعهد را بپذيرند!
22- در پایان ذکر این نکته مهم است که يونسکو از کشورهایی که در اجرای اسناد این سازمان تعلل کنند شکایت و علیه آنها قطعنامه صادر میکند از جمله علیه کشورهای چین، بلاروس، لوکزامبورگ، ازبکستان، چک، سنگاپور و لیبی و سایر کشورها به دليل غيرقانوني دانستن روسپيگري، سقط جنين و همجنسبازي، و عدم آموزش جنسي در مدارس و ترویج ارزشهاي خانواده و بازنگري نکردن در تفسير قرآن در راستاي کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان.
23- نکته مهم اینکه براساس تعهدی که داده شده، وزیر فعلی آموزش و پرورش در برنامهای که در روز گرفتن رای اعتماد در مجلس ارائه نمود، تاکید کرد «باید سند 2030 اجرا شود و در سند تحول بنیادین بازبینی شود»!
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی ذات انسان ماورای احساسات و عواطف جزئیاش ظرفیت و امکان بودن داشته باشد، رحمت حضرت حق اقتضاء میکند که او را وجود بدهد. از این به بعد آن فرد است که باید از وجود خود درست استفاده کند تا طلب نابودی ننماید. همانطور که شخص گناهکار در قیامت تقاضا میکند: «یا لتنی کنتُ ترابا»، ای کاش من خاک بودم. به گفتهی مولوی:
این چنین مشکین که زلف میر ماست
چونکه بیعقلیم آن زنجیر ماست
اینچنین نخلی که لطف یار ماست
چونکه ما دزدیم نخلش دار ماست
ای دهلهای تهیِ پر زکوب
قِسمتان از عید چون شد زخم چوب
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در قسمت آرشیو پرسش و پاسخهای سایت تحت عنوان «حوزه یا دانشگاه» سؤال و جوابهای متعددی شده است که میتوانید جواب خود را در آن جا پیدا کنید. آرشیو سؤال و جوابها در ستونِ راست قسمت پرسش و پاسخها است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مواظب باشید بین تکوین و تشریع خلط نشود. آری! در نظام تکوینی و در نسبتی که وجود پدیدهها با خدا دارند، همه از نظر وجودی مدّ نظر قرار میگیرند و خوب و بدبودن معنا نمیدهد. ولی در نظام تشریع و در نسبت با ما و در نسبت با وظیفهای که با افراد و اشیاء داریم؛ بحث خوب و بد مطرح است، و در این راستا وظیفهی ما است که با صدام مقاتله کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم اگر سری به کتاب «آشتی با خدا» بزنید لااقل جواب اولین سؤالهای خود را پیدا خواهید کرد. کتاب در قسمت نوشتارهای سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صفحات 81 و 82 کتاب «خرد سیاسی در زمانِ توسعهنیافتگی» از دکتر داوری رجوع فرمایید تا روشن شود چرا باید به هر دو موضوع پرداخت. چرا که در این تاریخ، نه متوقفشدن بر فلسفهی اسلامی، ما را به تفکر تاریخیمان میرساند، و نه متوقفشدن بر فلسفهی غرب. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش نمیدانم منظور حضرت آقا چه بوده؟ شاید فرض کردهاند طلاب المیزان را مدّ نظر دارند و از «مجمعالبیان» که یک دایرة المعارفِ تفسیری به حساب میآید، خوب است که غفلت نشود. در حالیکه حضرت آقا مکرراً از المیزان تعریف نمودهاند. واللّه اعلم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در «برهان صدیقین» روشن شد که درجهی وجودیِ حضرت حق شدت کامل دارد و در «معرفت نفس» روشن شد هرکه شدت وجودی بیشتر داشته باشد و به درجهی تجرد بیشتر نایل باشد، حاضرتر است. بنابراین خداوند برای انسان از خودِ انسان برای انسان حاضرتر است و این یک موضوع ارزشمند توحیدی است که انسان حتی قبل از آنکه خود را بیابد، خدا را مییابد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فکر میکنم حالت اول، قابل اعتمادتر باشد 2- وقتی انسان رشد کند متوجه میشود باید یقینیات خود را با عمق بیشتری بهدست آورد. موفق باشید
