بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18733
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز حفظه الله: جناب استاد 1. دعاهایی که از حضرات معصومین به صورت متکلم وحده آمده است را چه بکنیم از ایشان پیروی کرده و چنانچه ایشان فرموده اند بخوانیم یا تغیر دهیم به صورت مع الغیر؟ 2. اساسا چرا امامام علیهم السلام بسیاری از دعاهایشان متکلم وحده است مثل «اللهم هب لی رحمه واسعه جامعه ابلغ بها خیر الدنیا و الا خره، واجعل لی فی لقائک الراحه، اللهم الحقنی بصالح من مضی»، و موارد فراوان دیگر. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن‌جایی که سیاق دعا فردی است، عملاً هرکس باید خودش در آن تقاضا شرکت کند. و در آنجایی که سیاق دعا جمعی است هرکس خود را جمع، احساس می‌کند و دعا می‌نماید. و از این جهت به هر صورت که در متون دعا آمده است باید انجام گیرد. منتها با تفاوت حالتی که در دعای جمعی و یا فردی باید مدّ نظر باشد. موفق باشید

17873
متن پرسش
سلام استاد: واقعا جمع بین دنیا و آخرت کاری بس دشوار است. چون وقتی به مرگ و آخرت متذکر می شوم ناامیدی تمام وجودم را می گیرد، می بینم با این اعمال ره به کجا خواهم برد و وقتی به دنیا نظر می کنم غفلت و امیدهای واهی مرا در می گیرد. می خوام بگم بودن در حالتی بین خوف و رجا بسیار سخت است. به نظرتان چه باید کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالعه‌ی بحث «معرفت نفس» در این رابطه شروع خوبی است تا اصل این موضوع برایتان روشن شود که چگونه باید با خودتان برخورد کنید. موفق باشید

17512
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز و تسلیت ایام عاشورا: استاد جان این «بدون عنوان» چه صیغه ای است؟ چند سایت پرسش و پاسخی را که آشنایی دارم همه سوالات عنوان دارند مگر فرق اون سوالات که عنوان می دهید با آنها که عنوان نمی دهید در چیست؟ بالاخره در هر پرسش و پاسخی موضوعی مطرح است همان را عنوان بگذارید خیلی قشنگتر می شود، تازه این کمک می کند کاربر بدون احتیاج به بازکردن سوال از عنوان بفهمد علاقه ای به خواندن دارد یا نه. با تشکر و التماس دعا. خدا بر طول عمر استاد ما بیفزاید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع «بدون عنوان» یعنی موضوع مطرح شده در جواب چندان مهم نیست که به عنوان یک نکته‌ی اساسی بتوان آن را مطرح کرد؛‌ تنها در حدی است که کاربران محترم از آن مطلع شوند و به همین جهت بعد از مدتی از سایت حذف می‌شود. موفق باشید

17509
متن پرسش
سلام خدمت شما: با عرض معذرت می خواستم بپرسم که در رابطه با نظریات جناب آخوند خراسانی در رابطه با تشکیل حکومت و ولایت آیا این حکومت اسلامی و ولایت درسته یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم منظورتان کدام نظر مرحوم آخوند خراسانی است؟ مسلّم همه‌ی علماء دین به دنبال حکومت اسلامی بودند و شاید تصور آن را هم نمی‌کردند که شرایطی به‌وجود آید که فقیه با ولایت خود در این زمان این اندازه حکمش نافذ باشد. موفق باشید

16139
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: 1. در بحث روزه گرفتن و سحری خودن استفاده از مواردی مثل (خوردن خاک شیر، آبلیمو با عسل) برای تشنه نشدن در روز و یا (خوردن شیر) برای خسته نشدن و بی حال نشدن مناسب می باشد؟ منظورم از طرح این سوال اینه که این دسته از موارد باعث نمیشه به معنویت و روحانیت و حظ معنوی اسیب برسه؟ 2. به نظرتون در طول روز عطش و ضعف پیدا کنیم میشه بهتر استفاده کرد و نور گرفت با اینکه در اون موقع معمولا حوصله کاری را نداری و اقبال قلب نیست. یا بدون عطش و ضعف به امور عبادی و قرآن خواندن بپردازید و بیشتر به کارهای روزمره برسی؟ 3. حضرتعالی از چه روشی برای بهره گرفتن بیشتر از روزه با توجه به شرایط جسم مد نظر دارید؟ لطفا کمی شرح دهید. شاید سوال خیلی ها باشد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هراندازه که نفس گرفتار تدبیر بدن نباشد، بهتر می‌تواند سیر کند و لذا اشکال ندارد کاری کنیم که بدن گرفتار تشنگی و گرسنگی افراطی نباشد 2- همان‌طور که عرض شد باید روح، مشغول بدن نگردد. به همین جهت کارهای طاقت‌فرسا در هنگام روزه‌داری صلاح نیست 3- روش خاصی نمی‌خواهد باید سعی کرد در هر حال از غذاهای ساده و کم حجم استفاده کرد. موفق باشید

12042
متن پرسش
سلام علیکم: شما در یکی از جلساتتون فرمودید که دانشمندای غربی گفتند که برای از بین بردن تاثیر و عوارض داروهای شیمیایی که ساختن و به بیمارا دادن 200 سال زمان نیازه، که این مطلب را در رد دخالت تفکر غرب در طبیعت عنوان کردید. از طرفی شما به برخی از دوستانی که مشکل داشتند فرمودید که برن نزد روانپزشک و خود را درمان کنند و از آنجایی که همه می دانیم تاثیر و عوارض داروهای مربوط به روان زیاد است و طبق حرف خودتان در مورد اینکه 200 سال دیگه طول میکشه عوارض داروها رفع بشه، چرا به این دوستان پیشنهاد رفتن نزد روانپزشک و لاجرم مصرف داروهای شیمیایی را که حالا حالا ها عوارض دارد را دادید؟ حکمت این تناقض را متوجه نمی شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که این پیشنهاد برای کسانی می‌شود که باید بین «بد» و «بدتر» انتخاب کنند. آن‌قدر وضع آن‌ها خراب شده که باید برای عبور از «بدتر» که وضع آن‌ها در آن شرایط است، به «بد» رجوع کنند. غرب با فرهنگ تکنولوژی بلایی بر سر مردم آورده که بشر مجبور شده با انواع این نوع داروها کمی فشار عصبی خود را کم کند. موفق باشید

2894

تعریف عشقبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم تعریف عشق چیست؟ چرا بعضی عاشق می شوند و بعضی نمی شوند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: عشق تعریف بردار نیست. نمی‌دانم چرا بعضی عاشق می شوند و بعضی نمی شوند. موفق باشید
1443

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام سوالم از خدمتتون این است که چطور می شه انسان در برابر کارهایی که انجام می ده خودش رو نبینه و به این نتیجه برسه که فقط خداوند در میان هست مگر این طور نیست که این انسانه که با اختیار خودش تصمیم می گیره و کاری رو انجام می ده و اگر با اختیار خودش نیست این سوال پیش می آد که پس چرا انسان ها متفاوت اند چرا بعضی ها خوب و بعضی ها بد هستند خب خدا به همه به یک نظر نگاه می کرد پس حتمن چیزی در درون و وجود هر کسی هست که مطابق با اون مسیرش رو طی می کنه و با دیگران متفاوت می شه و کار خوبی یا بدی رو انجام می ده پس چطور می شه به اون دیدی که عرفا داشتند رسید و عجب و تکبر ناشی از کاره ای بودن خود رو از بین برد؟ ممنون موید باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: عرفا نیز با اختیار و انتخاب خودشان اعمال الهی خود را انجام می‌دهند ولی متوجه‌اند ابتدا توفیق الهی در صحنه بوده و اگر آن توفیق نبود موفق به آن اعمال نمی‌شدند، همین‌طور که برای غیر مؤمنین آن توفیق بود ولی استفاده نکردند. پس شعور عرفا در توجه به آن توفیق است که اگر نبود موفق به آن عمل نمی‌شدند، نه این‌که منکر اختیار خودشان باشند. از این جهت می‌گویند: هر عنایت که داری ای درویش.... هدیه‌ی حق بدان نه کرده‌ی خویش». موفق باشید
26155
متن پرسش
سلام خدمت استاد: به هر صورت کشته شدن عده ای در هواپیمای اوکراینی به دست ما نمی گذارد که من راحت باشم. راستی این افراد چه تقصیر و گناهی داشتند که باید با اشتباه یک نفر چنین سرنوشتی پیدا کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد باید مواظب بود دو موضوع از همدیگر جدا شود. یکی تقدیری که هرکس برایش رقم خورده است و دیگر خطایی که انجام می‌گیرد. آیه‌ی ۸ سوره‌ی جمعه می‌فرماید: «إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِیکُمْ» آن مرگی که شما از آن فرار می‌کنید، شما را حتماً ملاقات می‌کند و از آن فرار ممکن نیست.

حضرت صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «تَعُدُّ السِّنِینَ ثُمَّ تَعُدُّ الشُّهُورَ ثُمَّ تَعُدُّ الْأَیَّامَ ثُمَّ تَعُدُّ السَّاعَاتِ ثُمَّ تَعُدُّ النَّفَسَ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ» سال‌ها را می‌شمرند، سال‌ها که به سر رسید ماه‌ها را می‌شمرند، ماه‌ها که تمام شد روزها را می‌شمرند، روزها که تمام شد ساعت‌ها را می‌شمرند و بالأخره نفس‌ها را می‌شمرند تا عمر مقدّر به سر آید و فرشته‌ی مرگ، روح آدمی را قبض کند. و در همین رابطه خداوند می‌فرماید: «فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ» چون اجل انسان‌ها فرا رسید، نه ساعتی آن اجل عقب و یا جلو می‌افتد.

پس در مورد تقدیری که این افراد داشتند باید به نکته‌ی فوق توجه داشت. مثل این‌که اگر بناست عده‌ای در این روز و این ساعت به تقدیر خود برسند، به نحوی همه‌ی آن‌ها در اتوبوسی جای می‌گیرند که آن اتوبوس بناست با خطای راننده در درّه‌ای سقوط کند.

و اما این‌که این مرگ باید به دست آن راننده انجام بگیرد؛ بحث دیگری است که خداوند بخواهد آن راننده را نیز به هر دلیلی نیز تنبیه نماید. و در این‌جا نباید با نظر به تقدیرِ کشته‌شدگان، از خطای راننده غفلت شود. در مورد خطایی که نیز در کشته‌شدن مسافران آن هواپیما پیش آمد؛ باید فکر کرد که خداوند بنا دارد چه چیزی را به ما نشان دهد؟ آیا می‌توان گفت در این شرایط که موقعیت‌مان چندان حساس نیست، به دست ما باید این خطا انجام شود تا در شرایطی حساس‌تر و موقعیتی بس بزرگ‌تر خود را تصحیح کرده باشیم؟ واللّه اعلم. موفق باشید

 

23391

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در خصوص سوال ۲۳۳۷۱ که کاربری پرسیده بود فرمودید روایت درست و خوبی است. من اون قسمت که در بهشت زن و مرد رو جدا میکنه و برخی از خصوصیات و اخلاقیات زن در بهشت رو به دنیا مرتبط میدونه رو متوجه نمیشم مگر در بهشت زن و مردی وجود دارد؟ و یا اینکه می گوید عزت زن بیشتر است مگر خداوند در قرآن نفرموده باتقوا ترین افراد نزد خدا عزت بیشتری دارند؟ لطفا مقداری هرچند اندک توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد مطالب ظریف عرفانی در آن روایت نهفته است که اقلاً 100 جلسه درس «فصوص الحکم» آیت اللّه حسن‌زاده را نیاز دارد. آری! ملاک تقواست، ولی صورت تقوا در قیامت، متفاوت است. موفق باشید

21484
متن پرسش
استاد گرامی و عزیز سلام: ۱. بهترین راه رسیدن به یقین کدام راه است؟ آیا این راه که ابتدا با برهان و استدلال عقلی به یقین عقلی برسیم و بعد از طریق عبادات به یقین قلبی برسیم؟ یا اینکه بدون استدلال و برهان از همان ابتدا با عبادت و اذکار به یقین قلبی برسیم؟ ۲. علت و ریشه شک و حتی انکار اعتقادات مذهبی درست که شاید تا چندی پیش کسی به آنها یقین داشته ولی اکنون شک دارد و حتی انکار می کند چیست؟ در نفس این شخص چه پیش آمده که اینگونه شده و دیگر آن استدلال های محکم او را قانع نمی کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فکر می‌کنم حالت اول، قابل اعتمادتر باشد 2- وقتی انسان رشد کند متوجه می‌شود باید یقینیات خود را با عمق بیشتری به‌دست آورد. موفق باشید

19791

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در پاسخ به جواب سوال 19777 باید عرض کنم که: 1. اکثریت فقهای شیعه، ولایت مطلقه را برای فقیه قبول ندارند. و این هم دلیلش روشن است چون احادیثی که در این موضوع آمده بیشتر حمل بر قضاوت شده است نه حکومتی که ما در فارسی می گوئیم. شما و هر خواننده صاحب عقلی که قوی ترین سند روایی ولایت مطلقه فقیه یعنی مقبوله عمربن حنظله و مشهوره ابی خدیجه را بخواند اصلا برداشت اینکه فقیه حاکم و فرمانروا باشد نمی کند و بیشتر اینگونه می فهمد که منظور امام معصوم (ع) در احادیث فوق الذکر این است که فقیه، قاضی باشد نه فرمانروا و امیر. کما اینکه عرض شد اکثر فقهاء هم استنباطشان همین است. و لفظ «حکومت» و حاکم در عربی بیشتر (اگر همیشه اینگونه نباشد) به معنی «قضاوت کردن» و «قاضی» است و آن «امارت» است که معنای فرمانروایی می دهد. لذا در زبان عربی به شخص قاضی می گویند حاکم و به شخص فرمانروا می گویند سلطان یا امیر و حاکم منطقه هم می گویند والی. لذا هیچ کجا در احادیث ائمه نفرموده اند که فقیه باید امیر یا سلطان یا حتی والی باشد. اگر سراغ دارید به ما هم بگوئید. بله لفظ خلیفه را به کار برده اند و آن هم خودشان توضیح داده اند و جمله را مقید کرده اند که علما، خلیفه و وارث انبیاء هستند در نشر معارف الهی و احادیث و سنت معصومین (ع). در پایان توجه شما به مذاکره و مناظره مرحوم میرزای نائینی با آخوند خراسانی دو تن از علمای بزرگ شیعه جلب می کنم که در آنجا حدود 20 مورد آخوند خراسانی دلیل می آورد که چرا فقیه نباید حاکم جامعه شود و چقدر هم منطقی است این دلایل و انگار آخوند خراسانی در نظام جمهوری اسلامی مدت ها زندگی کرده و به این نتیجه ها رسیده. حتما بخوانید. http://akhund.blog.ir/tag/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B8%D8%B1%D9%87%20%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D9%86%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%86%DB%8C%20%D8%A8%D8%A7%20%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF%20%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C در گوگل هم سرچ کنید حتما پیدا می کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید این سؤال را از خود بپرسیم که آیا در زمان غیبت باید راضی به حاکمیت طاغوت باشیم یا تلاش کنیم حاکمیت الهی و اسلامی داشته باشیم. موفق باشید

19650
متن پرسش
سلام: با آرزوی قبولی طاعات. در نقد جواب علامه طباطبایی درباره نقد ایشان نسبت به نظر هیوم درباره علیت گفته شده که نظر علامه ضرورت وجود علیت در بین اشیا بیرون از ما را نمی دهد. گرچه موید یافتن این اصل در درون خود بصورت علم حضوری است.ذاما ضرورتا موید ارتباط علی بین اشیا بیرون (و نه حتی علت بودن اشیا بیرون بر علم درون) را نمی دهد. در این رابطه اگر نکته و پاسخی هست راهنمایی بفرمایید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه‌ی طباطبایی می‌فرمایند علیّت را ما به صورت حضوری در نفس خود می‌یابیم و سپس به بیرون از خود تعمیم می‌دهیم و به همین جهت علیّت یک امر عقلی است و نه حسّی. با توجه به این امر، جایی برای انکار علیّت آن‌طور که هیوم می‌گوید نمی‌ماند که بگوییم آن‌چه ما حسّ می‌کنیم تقارن دو شیئ است. مگر بنا بود علیّت را حسّ کنیم؟ در حالی‌که می‌توانیم از طریق عقل، وقتی دو پدیده رابطه‌ای شبیه رابطه‌ی علیّتی دارند که ما از طریق تجربه‌ی درونی یافته‌ایم، آن حادثه را مصداق آن علیّت بدانیم. موفق باشید 

18337

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خسته نباشید. در این لینک http://lobolmizan.ir/quest/13617 به پرسشگر فرمودید که از اهل فن پرسیده اید و آنها آیت الله سیستانی را اعلم دانسته اند. می خواستم بپرسم تعداد کسانی که ایشان را به تنهایی اعلم دانسته اند بیشتر است یا آنهایی که همراه با ایشان فرد دیگری را اعلم دانسته اند؟ در ضمن این افرادی که از آنها پرسش کردید واقعا اهل فن و تشخیص بوده اند؟ برای اطمینان بیشتر می پرسم چون ما هم به اطمینان شما مطمئن هستیم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید در آن سؤال، در رابطه با مقایسه‌ی بین آیت اللّه جوادی و آیت اللّه سیستانی سؤال شده بود، آن نکته عرض شد که اهل خُبره بحثی در اعلمیت آیت اللّه سیستانی ندارند. به همان معنایی که جامعه‌ی مدرسین ایشان را تأیید می‌کنند ولی این به این معنا نیست که اعلمیت ایشان، نفیِ اعلمیت بقیه‌ی مراجع را در بر داشته باشد. به همین جهت در ادامه‌ی جواب آن سؤال عرض شد: «البته آن‌چه قابل تأمّل است، نگاهی است که به موقعیّت مقام معظّم رهبری باید داشت که از نظر کشف حکم خدا به عنوان یک فقیه هیچ گونه کم‌بودی در ایشان نیست و از طرفی در رابطه با عالِم به زمانه بودن، مسلّم اعلم هستند و از این مهم‌تر پرداخت سهمین است که رسیدن آن به دست حضرت آقا در راستای اهداف اسلام بیشتر موجب اطمینان خاطر و طیب نفس می‌شود.» موفق باشید

18285

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز این که می فرمایید این مصنوعات ساخته بشر، صورتی در غیب ملکوت ندارد و ساخته ذهن بشر است، می خواستم ببینم حال آیا همین صورتها هم ساخته خداوند نیست؟ لطفا کمی توضیح بفرمایید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از جهت وجودی همه‌چیز ساخته‌ی خداوند است؛ ولی از نظر شکل موجودات انسانِ گرفتار وهم اعمال او و فعالیت‌های او صورت وَهم است. موفق باشید

17276
متن پرسش
سلام علیکم: خیلی اوقات هدف از زندگی را رسیدن به خدای بزرگ می دانم و از این جهت هیچ خواسته دنیایی را به دل راه نمی دهم اما گاهی که در دنیا به چیزی نمی رسم احساس شکست می کنم و کلا گویی عمرم را به بطالت گذراندم چون ثروت های دنیایی را جمع نکردم. بفرمایید چگونه در مسیر توحیدی شدن به ثبات دست یابم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این قبض و بسط‌ها همواره سراغ انسان می‌آید. هنر انسان‌های مؤمن آن بوده است که با صبر و پایداری بر طاعت و با صبر و پایداری بر ترک معصیت، گشودگیِ لازم را در نسبت خود با خدا نهادینه می‌کردند. موفق باشید

13909
متن پرسش
سلام علیکم: در جمعی نشسته بودیم و بحث اعدام های بعد انقلاب مجاهدین سابق (منافقین) مطرح شد بعضی از افرادی که فضای اوایل انقلاب را درک کرده و از نزدیک شاهد این قضایا بودند، مدعی شدند که بعضی از این اعدام ها به حق نبوده و بعضی از آنها بی گناه کشته شدند. در یکی از این جریانات یک شخصی که خواهرش فقط بدلیل شرکت در یکی از میتینگ هایی که آن زمان مجاهدین سابق (منافقین) برگزار کرده بودند، شرکت کرده بود، اعدام شد و خود همین شخص هم که برادرش می شد به 5 سال زندان محکوم شد. افرادی که در این جمع نشسته بودند جریانات دیگری را یادآور شدند که به عینه شاهد بودند که بعضی از افراد بدلیل تندروی هایی که در اوایل انقلاب می شد ناجوانمردانه کشته شدند، در صورتی که انسان هایی متدین و مورد اعتمادی بودند و یا نهایتا اگر ناخواسته فعالیتی در راستای این گروهگ انجام می دادند، ناشی از جهل آنها بود و می شد که جرمشان اعدام نباشد. بنده نیز بدلیل عدم اطلاعات و مستندات کافی، در این جمع سکوت پیشه کردم و فقط سعی کردم که شنونده باشم. حال سوال بنده این است که بفرمائید که این هرج و مرجی که در بحث اعدام بعضی از این افراد که مدعی شد، تا چه اندازه مورد قبول شماست و تحلیلتان را نسبت به این قضیه عنوان فرمائید و اگر کتابی هم در این راستا معرفی بفرمائید ممنون میشوم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی  4225 شده است. عنایت داشته باشید که بحث قرارگرفتن در جبهه‌ای که مقابل نظام اسلامی است، منجر به چنان احکامی خواهد شد. بحث خوب و بدبودنِ افراد در میان نیست. با این‌همه نمی‌خواهم خطاهایی که ممکن است پیش آمده باشد را نفی کنم. عرض بنده آن است که جهت‌گیری نظام اسلامی در این مورد مبنای دینی دارد و به حکم الهی چنین مواضعی گرفته می‌شود. موفق باشید

10908
متن پرسش
به نام خدا سلام استاد گرامی احتراماً آنچه در آدرس زیر مرقوم کرده‌ام صرفاً نظرات شخصی بنده درباره‌ی مسئله‌ی خلقت و موعود است از آنجایی که قصد دارم این مطالب را برای چند سایت خبری ارسال کنم بسیار سپاسگذار خواهم شد اگر مطالعه فرموده و راهنمایی بفرمایید. http://peyghamesoroosh.parsiblog.com/Posts/68/عدالت پیش شرط ظهور منجی!/
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته‌ی خوبی است که می‌فرمایید و حقیقتاً یکی از وجوه حضور انسان کامل در عالَم همین نکته است. موفق باشید
9048

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم بنده یک طلبه هستم. بنده از محضرتان خواستار دو سیر مطالعاتی هستم. 1- ابتدا سیر معرفت نفس به طور کامل در تمامی آثار و جزوات و cdهای شما. 2- یک سیر اخلاقی در کتب اخلاقی. و سوال بعدی در مورد این است که بنده به مطلبی دست یافتم که میخواستم بدانم درست است یا نه و آن این که: بنده بعد از تجلیه (که در آن می خواهم رساله مرجع خود را علما و عملا درس بگیرم و بعد کاربردی کنم) در مقام تخلیه می خواهم یک دوره اخلاق را بگذرانم و بعد از اخلاق وارد معرفت نفس بشوم که بعد از معرفت نفس وارد معارف اسلامی بشوم آیا این درست است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌گونه سؤالات را از حاج آقا نجات‌بخش راهنمایی بگیرید. شماره‌ی ایشان 09133057948 می‌باشد. موفق باشید
7358
متن پرسش
سلام علیکم: جناب حجة الاسلام والمسلمین آقای طاهر زاده ،١- در عصر کنونی که چشمها از جمال دل ربای و آینه تمام نمای صفات حق ، (( حضرت حجة عج )) محروم هست، چگونه می توانیم باحضرت ارتباط علمی،قلبی وحسی ، بدون مفهوم انتزاعی،ذهنی ویامفهوم عقلی داشته باشیم؟ تا اعمال عبادیمان ومحبت مان به خدای محبوب مان واقعی وحقیقی باشد تا دچار بی ثمری و سردرگمی نشویم٠ " وما منا توفیقی الا بالله "
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: عنایت داشته باشید این عنوان که در اول سؤال مرقوم فرمودید برای من زیاد است. من معلم مکلایی هستم ارادتمند شما. ثانیاً: عمده آن است که با نظر وجودی بر مولایمان که واسطه‌ی فیض بین ارض و سماء است نظر کنیم و مظاهر اراده‌ی او را به‌خصوص رهبری عزیز و انقلاب اسلامی را مدّ نظر قرار دهیم تا با نور وجود حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» ارتباط قلبی داشته باشیم. پیشنهاد می‌کنم هر وقت دعای «اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّک اَلْحُجَة بْنِ الحَسن» را می‌خوانید وجهی از قلب‌تان به رهبری باشد که خدایا این مرد را کمک کن تا زمین و زمان رام او باشند که نایب حضرت صاحب الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» است. موفق باشید
1089

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت عزیزانی که در این سایت مشغول به کار هستند که از دعای خیر ما فراموش نمی شوند ان شاالله با عرض سلام و خسته نیاشید خدمت استاد گرامی : استاد طلبه ی حقیری هستم که مدتی است به ذهنم خورده که با دوست گرامی ام که آن هم طلبه است یک طرح برای برگزاری جلسه ای که مخاطبین دبیرستانی هستند برای تابستان مطرح کنیم و شروع به فعالیت کنیم . علی ای حال طبق وضعیت امروز جامعه و نیاز جوانان از شما درخواست دارم که ما را راهنمایی کنید که اولا : نیاز جوانان امروز چیست ؟ثانیا : این جلسه به چه نحو برگزار شود ثالثا : چه مطابی گفته شود که سودمند جوانان باشد ؟ و در کل از نظر خاص ، راهنمایی و نکاتی در این ضمینه ما را محروم نفرمایید . در پایان از گروه المیزان که این گونه فعایت می کنند و این معارف عظیم استاد را پخش و نشر می کنند کمال تشکر و قدردانی را دارم واگر خدمتی از دست ما برمی آید دریغ نفرمایند اگر جواب این سوال را برایم ایمیل کنید ممنون می شوم با نهایت تشکر از استاد گرامی و گروه لب المیزان
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی ابتدا باید مبانی معرفتی جوانان را به شکلی که برایشان ملموس باشد و در خود احساس کنند، شکل دهید تا زمینه‌ شود جهت کارهای دیگر و لذا بنده روش معرفت نفسی را پیشنهاد می‌کنم که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» مطرح شده و روش کار هم باید این طور باشد که جوانان کتاب را داشته باشند و آن را برایشان شرح دهید و خودشان را نیز در بحث شرکت دهید. البته پیشنهاد می‌کنم قسمت دوم کتاب یعنی قسمت «من کو؟» را ابتدا شروع کنید و سپس به بحث اول بپردازید. موفق باشید
22824

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز و بزرگوار: استاد در رابطه با جمله حضرت امام رحمه الله علیه که فرمودند: مقام عز ربوبیت که رقیقه آن می شود مقام ذل عبودیت عرایضی خدمتان داشتم. می خواستم نظر شما را هم در این رابطه مطلع بشم. از یک منظر خداوند متعال یک موجودی را خلق کرد که تمام صفات خودشو در اون موجود ببینه یعنی آینه اکمل تمام صفات خودش است. خودش خودش را نظاره کند. از نظر دیگر موجودی را خلق کرد که رقیقه ی خودش است در واقع با رقیقه خودش خودش را عبادت می کند. که همان قل هو الله احد هم همین طور است خودش خودش را اشاره می کند. تمام موجودات این را دارند ولی در انسان کامل و جامع ظهور دارد. همان احدیت خدا مد نظرم است فقط خودش در صحنه است. حالا ما باید تمام تلاشمان را بکنیم تا این محقق شود و فقط در بستر شریعت محمدی صلی الله و علیه و آله میسر است. امیدوارم تونسته باشم مطلب را که تو نظرم هست خدمت شما عرض کنم. تشکر التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده برداشت خوبی است. ولی موضوع ربوبیت حضرت حق نسبت به ما به عنوان بندگانی که حضرت ربّ العالمین بنا بر ربوبیتش می‌خواهد بپروراند، فراموش نشود. او به حکم ربوبیت بندگان را می‌پروراند تا بندگانش آینه‌ی نمایش انوار اسماء الهی گردند. در این مورد خوب است به بحث «همدمی بین عبد و ربّ» که بر روی سایت هست، سری بزنید. موفق باشید

22179
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به اینکه پیامبر گرامی ما در مقام تعین اول قرار دارند و درجه وجودی ایشان بالاتر از ملک مقرب می باشد پس چرا جبرائیل امین وحی می باشد و پیامهای الهی توسط ایشان به پیامبر رسانده می شد. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در کتاب «مصباح الهدایه» روشن می‌کنند باید بین مقامی که پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به عنوان پیامبر باید پیام خدا را از طریق جبرائیل بگیرند و به مردم برسانند، و مقام حقیقتِ محمدیه «صلوات‌اللّه‌علیه» تفاوت قائل شد. در این مورد خوب است به شرح کتاب «مصباح الهدایه» رجوع فرمایید. موفق باشید

21835
متن پرسش
با سلام: آیه «ان االله یحول بین المرء و قلبه» به چه معناست؟ در معرفت نفس چگونه می توان از آن استفاده نمود؟ چگونه می توان آن را درک نمود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در «برهان صدیقین» روشن شد که درجه‌ی وجودیِ حضرت حق شدت کامل دارد و در «معرفت نفس» روشن شد هرکه شدت وجودی بیشتر داشته باشد و به درجه‌ی تجرد بیشتر نایل باشد، حاضرتر است. بنابراین خداوند برای انسان از خودِ انسان برای انسان حاضرتر است و این یک موضوع ارزشمند توحیدی است که انسان حتی قبل از آن‌که خود را بیابد، خدا را می‌یابد. موفق باشید

21821

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد: چند سوال داشتم. بصیرت به چه معناست؟ آیا در ادبیات عرفانی هم بصیرت داریم؟ این که خدا به شخصی، حکمت داده به چه معناست؟ بصیرت و حکمت مقوله ای جدا از هم هستند و یا یکی زیر مجموعه دیگری هستند؟ لطفا با مثال توضیح دهید. چکونه می توان این دو را بدست آورد به چه اشخاصی داده می شود؟ حکمت را ذره ذره به کسی اعطا می کنند؟ اگر کتابی هم معرفی بفرمایید ممنون میشم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان متوجه‌ی حقایق شود دارای بصیرت است و وقتی نظر به استحکام حقایق در عالم باشد به حکمت می‌رسد. با تدبّر در قرآن و رعایت حرام و حلال الهی، انسان به بصیرت و حکمت لازم نایل می‌گردد. موفق باشید

نمایش چاپی