بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13959
متن پرسش
سلام استاد: با توجه به اينكه فرموديد منظور از قبر در روايات همان برزخ است، آيا گذاشتن تربت امام حسين عليه السلام در قبر براي ميت فايده اي دارد؟ با تشكر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! زیرا نظر مبارک حضرت به محل دفن‌شان نیز می‌باشد و لذا آن تربت در شرایط خاصی قرار خواهد داشت. موفق باشید

13039

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با عرض شرمندگی سوالی داشتم. آیا آن افرادی که قرآن باز می کنند و از زندگی و آینده افراد خبر می دهند و برای حل مشکل دعا می نویسند کار درستی می کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار درستی نیست، بعضاً هم شیطنت در آن می‌شود. موفق باشید

11331

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا عرض سلام 1. ایا در انتخاب همسر جا دارد روی چادری بودن حساس باشیم یا صرفا حجاب کامل باشد با هر نوع پوششی که جلف نباشد کافی است ؟ 2.بین حیا و چادر رابطه ای هست ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک نظر قاطع نمی‌توان داد، بستگی به موردش دارد. گاهی طرف چادری نیست ولی کاملاً مذهبی است و بنا به شرایط خاصی که دارد از چادر استفاده نمی‌کند. موفق باشید
10204
متن پرسش
با سلام خدمت شما: در حرکت جوهری اگر حرکت صرفا تکاملی است و لبس بعد از لبس، چرا مثلا گیاهان بعد از تکامل خشک گشته و خاک می شوند و دیگر اینکه هنگام خاک شدن که کمالات هنگام سبز بودن را ندارند؟ دیگر آنکه انسانهای گناهکار این گونه نیست که به سوی کمال بروند بلکه تنزل پیدا می کنند و حرکتشان به سوی کمال نیست. با سپاس
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در حرکت جوهری صحبت از ذات یا جوهر عالم ماده است و آنچه شما مطرح می‌کنید حرکت در اعراض است. بهتر است بحث حرکت جوهری را با دقت دنبال کنید. موفق باشید
8681

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت بنده به تازگی دوره مربیگری مهدویت را در بنیاد مهدویت به پایان رسانده و ان شاالله قرار است به زودی با مخاطبین خود که قشر نوجوان و جوان هستند در کلاس های معرفت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف روبرو شوم. سرفصلهایی که مقرر شده بنده تدریس کنم عبارتند از تعریف معرفت، دلایل (عقلی و شرعی) و ضرورت معرفت و شناخت امام. فواید معرفت، راههای کسب معرفت و.... آنچه که مورد سوال بنده است این است که مایل نیستم مطالب کلیشه ای در قالب لغات پر حجم را به خورد مخاطب خود بدهم. تمایل دارم با فطرت مخاطبم روبرو شوم ولی راه آن را نمیدانم. از شما در این جهت راهنمایی میطلبم. جهت اطلاع به لطف خدا بنده حافظ قرآن هستم و در بحثها میتوانم از آن استفاده کنم.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: فکر می‌کنم اگر مباحث معرفت نفسی را در ابتدا برای مخاطبان در میان بگذارید، زمینه‌ی ارتباط و پذیرش بیشتر می‌شود. شاید کتاب‌هایی که در رابطه با مهدویت نوشته‌ام کمک کند. موفق باشید
7465
متن پرسش
سلام علیکم استادمن سالهای قبل با کتابهای دینی /معرفتی /اخلاقی وزندگینامه عرفاارتباط بیشتروبهتری میگرفتم واثراتش رادرزندگی شخصی ومهمترازان درارتباطم باخدامیدیدم ولی مدتهاست که ان اثرات را نمیبینم وحتی بعضی از مطالب راکه قبلابه راحتی درک میکردم اصلانمیفهم احتیاج به راه حلی دارم برای شروع دوباره .باشماوکتابهایتان به تازگی اشنا شده ام وتقریباهمه کتابهاوسخنرانی های شمادردسترسم هست ولی با انهاهم نتوانستم ارتباط برقرار کنم لطفاراهنمایی ودعایم کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید اگر از ده نکته از معرفت نفس و همراه با صوت آن شروع کنید و بنا داشته باشید در حدّ اطلاعات نمانید و به موضوعات جنبه‌ی حضوری بدهید، إن‌شاءاللّه حقیقت را حس می‌کنید و علاقه‌ی شما برای سیری عمیق‌تر ظهور می‌کند. موفق باشید
23084
متن پرسش
با عرض سلام: پرسشگر سوال 22927 هستم. طی سلسله سوالات بنده و پاسخ های شما که مبدل به توصیه جناب عالی به بنده شد که تفسیر شریف المیزان رو شروع کنم (البته از آنجایی که شک داشتم، استخاره کردم و آیه این آمد: و لما بلغ اشده و استوی آتیناه حکما و علما و کذالک نجزی المحسنین قصص 14) ۱. این پرسش برای بنده پیش آمد که آیا تمرکز بر روی قرآن و تفسیر المیزان همه نیازهای معرفتی بنده را پاسخگو می شود یا نه؟ مثلا برای مبحث معاد باید دوباره برم و کتاب معاد شما را اضافه تر بر موضوع یاد شده کار کنم؟ حقیقتا دلم هم نمی خواهد چیزی بیش از قرآن بخوانم اما پیش خود می گویم که «نهج البلاغه» رو چه کنم؟ فلان خطبه... «رساله الولایه» چطور؟... «منتهی الآمال» چطور و.... خودم نمی دانم چرا شما خواندن تفسیر المیزان را توصیه کردید و با دیدن پیشنهاد شما جا خوردم. ولی فکر کنم همانی بود که باید می دانستم. دوم سخن آنکه مشکل اساسی بنده این است که اصطلاحا ناکوک هستم (به اصطلاح فن موسیقی) و کمی خوب و کمی خارج از نت تنظیم شده وجودی ام هستم. شاید پیگیری این قضیه البته به لطف الهی مرا به دنبال پاسخ این پرسش کشاند که چه چیزی سبب این ناکوکی است و مدام مرا در گذشته و آینده می برد، خشمگین می کند، فعال می کند، منفعل می کند. ابتدا فکر کردم که مشکل روانی است و ملزم به قرص اعصاب، بعد فهمیدم روحی است و ملزم به حضور. خالی شدن از هرچه که نباید در جایی که هست باشد. خالی شدن از حرص خرید خانه، تعویض ماشین، حتی خواندن درس و خدمت به جامعه به عنوان یک منجی. و سراغ از مراقبه گرفتم. حال و حال و حال. ابتدا برایم مراقبه بودایی جذاب بود، ولی بعد دیدم که من نماز هر روز را بدون مراقبه می خوانم، بودا می خواهم چکار؟ با علامه قبلا هم آشنا شده بودم، با دستور مراقبه به آن جوان در پاسخ به نامه هایش، 6 ماه مراقبه سنگین اعمال و رفتار داشتم، الحمدلله اما فرسایشی بود، دیگر نمی کشیدم که اینطور هر روز مواظب 80 عمل از واجب و حرام و مکروه شوم. الان وضعیت حال ام و حالم! بهتر از دیروز است اما هنوز نمی دانم چطور می شود از دست افکار فراوان رها شد؟ ۲. استاد اساسا انسان می تواند که فکر نکند یا نمی شود؟ این فکر کردن مدام موجب عدم حضور و ارتباط قلبی است. ۳. اگر خواطر نفسانی زدوده شود آیا انسان باز هم خواطری دارد؟ یعنی منظور از نفی خواطر فقط افکار مزاحم شر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما نباید با از بین‌بردنِ خیال و فکر به دنبالِ عقیم‌کردن شخصیت خود باشیم. باید فکر را جهت داد و خیال را نورانی کرد. رجوع به قرآن از طریق المیزان به نحوی که در جزوه‌ی «چگونگی کار با المیزان» عرض شده است؛ شاه‌راهی را جلوی ما می‌گذارد که بعداً با رجوع به نهج‌البلاغه و کتاب علماء متوجه می‌شویم همه‌ی آن‌ها تفصیل و تفسیر قرآن است. موفق باشید

23005
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز: استاد علامه طباطبایی در بخش روایی تفسیر آیات ۱۱۲ تا ۱۱۵ سوره مائده آنجا که بحث مائده آسمانی برای حواریین است این طور می فرمایند: در روايتى كه كافى از محمد بن حسن از محمد بن يحيى از احمد بن محمد از محمد بن حسن اشعرى از حضرت رضا (عليه السلام) نقل كرده دارد كه امام فرمود: فيل از مسخ شدگان است، اين حيوان پادشاهى بوده كه بسيار زنا مى كرد. و همچنين گرگ كه آن هم عربى نادان بوده كه كارش ديوثى بوده است، خرگوش زنى بوده كه به شوهرش خيانت مى كرده و خود را از حيض غسل نمى داده. خفاش شخصى بوده كه خرماى مردم را مى دزديده ميمون و خوك از بنى اسرائيل بودند و دستور دينى روز شنبه را زير پا گذاشتند، جريث كه نوعى از ماهى است و همچنين سوسمار از بنى اسرائيل بودند كه وقتى مائده بر عيسى بن مريم نازل شد مع ذلك ايمان نياوردند و به همين جرم مبتلا به سرگشتگى و تحير شدند، بعضى به درياها ريخته و به صورت ماهى در آمدند و بعضى در بيابانها پراكنده شده و به صورت سوسمار مسخ شدند. موش از زنان فاسق بوده . عقرب سخن چين و خرس و سوسمار بزرگ و زنبور، قصابهائى بوده اند كه كم فروشى مى كرده اند. اين روايت با دو روايت قبلى معارض نيست و ممكن است بين اين روايت و آن دو، جمع نمود و گفت : بعضى از بنى اسرائيل در انكار مائده به صورت خنزير و بعضى ديگر به صورت جريث و سوسمار درآمدند، ليكن اين روايت از جهت ديگرى محل اشكال است و آن اين است كه در اين روايت آمده : متخلفين از دستور روز شنبه به صورت ميمون و خوك مسخ شدند و حال آنكه در آيه شريفه اى كه در بالا ذكر شد و همچنين در آيه اى كه نظير آن در سوره اعراف است دارد كه ايشان به صورت ميمون مسخ شدند و اتفاقا سياقشان هم طورى است كه از آن بر مى آيد به غير ميمون مسخ نشدند. (و خدا داناتر است). سوال: جناب علامه این روایت را رد کرده اند یا قبول؟ اگر قبول کرده اند یعنی واقعا این حیوانات نام برده شده از نسل همان انسانهای مسخ شده اند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که علامه‌ی طباطبایی می‌فرمایند امت‌هایی که مسخ می‌شوند پس از مسخ‌شدن می‌میرند، نه این‌که این حیوانات، همان امت‌های مسخ‌شده می‌باشند. آری! آن‌هایی که مسخ می‌شوند به همان صورتی که روایت می‌فرماید، مسخ می‌شوند ولی بعداً می‌میرند. این حیوانات که در طبیعت هستند از مادری از جنس خودشان متولد شده‌اند.

اشکال ندارد که آیه‌ی مذکور صورتِ غالب مسخِ آن قوم را متذکر شود، ولی نحوه‌های دیگری هم که در میان آن قوم بوده‌اند، به شکل‌های دیگر مسخ شوند. موفق باشید  

22335

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت بده. در رابطه با عقل از طرفی گفته میشه نقطه برتری و تفاوت انسان با سایر موجودات علقه و از طرفی گفته میشه همه موجودات عقل و شعور دارن مقصود این دو عقل چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هیچ‌وجه نمی‌توان گفت حیوانات آن نوع عقلی که منجر به فهم کلیات باشد و مطابق آن زندگی و تمدن بسازند را دارا هستند. آن‌ها در موطن قوه‌ی واهمه که معانی را به صورت جزئیه درک می‌کند، قرار دارند. موفق باشید

21685

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد طاهرزاده عزیز: چند شبهه نسبت به فرهنگ مدرنیته و اسلام در ذهنم وجود دارد و در مباحثه غرب شناسی که با دوستانم انجام می دهم، این شبهات نیز در ذهن رفقا وجود دارد و نمی توانند مباحث غرب شناسی را خوب هضم کنند. ۱. اگر امام صادق (ع) علم داشتند، چرا برق را اختراع نکردند؟ ۲. اگر ادیسون برق را کشف نمی کرد یا اینکه لامپ را اختراع نمی کرد یکی دیگر آن را اختراع می کرد. دیر یا زود. ولی بالاخره توسط شخصی یا اشخاصی اختراع می شد. ممکن هم بود در تمدن مسلمانان اختراع می شد. چطور ما باید از هر چه که دستاورد غرب باشد را کنار بگذاریم. آیا مشکل ما فقط با اسم «غرب» است؟ همین سوال را در تمامی موارد دستاورد های غرب و تمدن تکنولوژی می توان پرسید مثل اتومبیل. ۳. می گویند امام صادق علیه‌السلام ۴۰۰۰ تا شاگرد در علوم مختلف پرورش دادند در علومی مانند شیمی ، فیزیک ، ریاضی ، نجوم و.... و شاگرد ایشان جابر بن حیان پدر علم شیمی می باشند. پس چطور در مباحث غرب شناسی با علومی مانند شیمی و ریاضی و فیزیک مخالفت می شود و گفته می شود که همین علوم زمینه انحراف بشر از هدف اصلی شان را ایجاد کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع مباحث در کتاب‌های مختلفی که در رابطه با غرب‌شناسی هست‘ جواب داده شده است. اقل نکته‌ای که می‌توانم عرض کنم آن است که اساسا علم جدید با تقابل با طبیعت پیش آمده است و علمی که اولیاء الهی بخواهند به بشر بدهند علمی است که در بستر طبیعت پیش می‌آید. به قول آقای سید حسین نصر‘ نه کیمیا همان شیمی است و نه علمی که ابن هیثم داشت علم فیزیک است. موفق باشید

21589

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در یک گروهی که جمعی از طلاب حوزه علمیه قرار دارم عده ای از طلاب سینه چاک دولت کنونی و شخص ریس جمهور محترم هستند یکی از طلاب پایه پایین یک مطلبی را برای یک نفر از کسانی که در حوزه استخون ترکونده و از سینه چاکان دولت و شخص ریس جمهور و اصلاح طلبان می باشد و مدام در گروه از احمدی نژاد بدگویی می کند فرستاد که او را در سکوت چند روزه فرو برد نظر شما در مورد پیام این طلبه پایه دومی به یک قریب الاجتهاد چیست؟! سلام بر استاد بزرگوار و عزیز لطفا شما برامون از مسیر انقلاب و آرمانهای متعالی امام بگو و توضیح بده که جریان لیبرال و دلخوشِ به عقل مدرن تا چه اندازه در مسیر اهداف و آرمانهای امام و انقلاب حرکت کرده اند و تا چه اندازه به اونها عینیت بخشیدن! استاد عزیز حرف برای گفتن زیاد هست یک دریا حرف موج می زند در سینه، حیف از جایگاه و لباس مقدس شماست که درون حزبی عمل کنید. فهم درست از احزاب موجود و شناخت صحیح انقلاب اسلامی شما را تا اندازه ای راهنمایی می کند تا سینه چاک احزاب و افراد نشید و هیاهوهای موجود شما را تحریک و جوزده نکند. در تفکر و فهم صحیح و شناخت موقعیت تاریخی انقلاب اسلامی متوجه خواهید شد نه هیاهوهای انقلابیون سابق سرنگونی نظام را به دنبال داره و نه شعار عقلانیت و خود باخته ی در برابر عقل مدرن نجات دهنده انقلاب اسلامی ما هست. به رسالت خود بیاندیشید و بدانید که شما و من و امثال ما باید مانند حکیمی طبیبانه با قضایا روبه رو بشیم و عمل کنیم. شما و امثال ما (طلاب) در جامعه کوچک خود نقش رهبری را داریم نه نقش اپوزیسیون یا بلندگوی دولت ها یا توجیه گر اشتباهات دیگران. کاش همه طلبه ها یک امام خمینی کوچک بودن! همه چیز حل می شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تذکرات خوبی است. همه‌ی ما باید متوجه‌ی چنین اموری باشیم. بالاخره یک شخصیت فکری فرهنگی نباید با نگاه محدودِ حزبی به جریان‌های کشور نظر کند.   موفق باشید

21578
متن پرسش
به نام خدا سلام: زیارت قبول. می خواستم در صورت امکان نظرتان را راجع به حجاب اجباری در قوانین جمهوری اسلامی ایران جویا شوم. با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده به همین صورت که رعایت حجاب یک قانون است و البته این قانون بر اساس حکم خدا است، باید مورد تأکید قرار گیرد. البته به همین صورت که فعلاً هست، که نه چندان سخت‌گیری شود و نه نسبت به بی‌حجابی کامل بی‌تفاوت باشیم. موفق باشید

21227

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: سوال و جوابهای کاربران و شما در مورد آیت الله جوادی و نظرشون راجع به آقای هاشمی را پیگیر هستم و حسابی فکرم را مشغول کرده و تا حالا به نظر میاد که غلبه با اینه که هیچ توجیهی برای این موضع آقای جوادی نمیشه پیدا کرد ولی یه چیزی به ذهن بنده میرسه که با شما در میان میذارم ببینیم آیا میشه آیت الله جوادی را فهمید یا نه؟ همونطور که در فرمایشات دوستان دیدیم آیت الله جوادی از یک روحیه ی عرفانی برخوردارند که بزعم رفقا از چاشنی حماسی کمتری برخورداره و من این روحیه را نسبت به جامعه تشبیه می کنم به روحیه ی مادرانه ای که بنا بر حکمت الهی باید در محیط خانواده جاری و حتی حکمفرما باشه. میخوام بگم شاید ایشون در قبال رهبری که انصافا تو جامعه ی ما نقش یک پدر حکیم و شجاع و مقتدر را ایفا می کنند وظیفه ی خود دیده اند که مادری کنند و یه جاهایی دست افرادی را که مشمول قهر و بی اعتنایی پدر خانواده شده اند را بگیرند تا بیش از این جذب دشمن نشوند. انصافا آقای هاشمی در قبال این مردم خیلی بد عمل کرد ولی شاید آقای جوادی میخواد بگه هاشمی هم مثل من نسبت به این مردم میخواست مادرانه عمل کنه و یه رفاهی براشون فراهم کنه و ... بالاخره مادره دیگه نمیتونه سختی و رنج را به بچه هاش ببینه. اونوقت باید دید میشه نقش آقای هاشمی در صلح تحمیلی و فتنه ی فتنه گران در سال 88 و خلاصه کارهای دیگر ایشون را اینجور توجیه کرد یا واقعا هاشمی ماموریت داشت این مردم را دوباره سوق بده به طرف غرب و فرهنگ غرب را رواج بده. من میگم دو روحیه و دو رویکرده در انسانها و مشکل میشه کسی را که برای خودش نقش مادرانه قایل هست از موضعش منصرف کنی چون واقعا خودش را بر حق میدونه هرچند که پدر خانواده را هم قبول داشته باشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت، اگر بتوانیم کار مؤمنین را حمل بر صحت کنیم، کار خوبی است. می‌ماند که باید مواظب بود که خدای ناکرده منکری، معروف جلوه نکند. شاید از آن جهت که آقای هاشمی روحیه‌ی ساده‌زیستی را در مسئولیت خود به حاشیه برد؛ موجب شد تا برای نظام اسلامی مشکلات وابستگی به غرب تشدید شود. موفق باشید

19655
متن پرسش
سلام: در برهان صدیقین برای من جمله «کل ما بالعرض لابد انینتهی الی ما بالذات» برای من در چارچوب قوانین مادی قابل قبول است. مثل مثال نور و رنگ که گفته اید. اما در عالم نامحسوس نمی توان چنین چیزی را قبول کنم. مثل فضائل و رذائل اخلاقی. چرا که انسان از خود دارای اختیار بوده و می تواند این ها را خلق کند. در ادامه بحث و آنجایی که گفته اید چون نقص با عدم است پس وجود با کمال است ناگهان برهان از عالم محسوسات به عالمی دیگر نغییر محل می دهد که برای من قابل قبول نیست. ممنون می شوم راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در «برهان صدیقین» آن‌چه مورد بحث است و باید مدّ نظر باشد «وجود» است نه موضوعات اعتباری و اخلاقی. در آن برهان بحث آن است که هر وجودی که عین وجود نیست، عقل به طور بدیهی متوجه می‌شود که باید به عین وجود ختم شود. موفق باشید

19379

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم باسلام خدمت استاد طاهرزاده: سوال: در دعاهای هنگام وضوء که وارد است، دعای هنگام مسح کردن پا «الهم ثبتنی الصراط» الی آخر برای هر پا جداگانه خوانده شود یا یک بار خواندن برای مسح هر دو پا کفایت می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده آن ذکر را یک بار برای مسح هر دو پا استفاده می‌کنم. موفق باشید

19203

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب در ارتباط با خداوند: 1. چه سوالاتی حجاب ایجاد می کند؟ 2. چه سوالاتی حجاب را سخت تر می کند؟ 3. وضعیت کسانی که با مباحث عرفانی بیگانه اند بعد از مرگ چگونه است؟ با توجه به اینکه در مباحث معاد فرمودید ملکات اشخاص مجسم می شود و این جسم برای همیشه هست پس چگونه اهل جهنم (غیر از خالدین در آتش) بهشتی می شوند؟ 4. اگر امکان تغییر هست و اهل جهنم بهشتی می شوند چرا برای خالدین این امکان وجود ندارد؟ 5. بطور کلی آیا حیات پس از مرگ و اینکه سرنوشت هرکس چیست از اسرار الهی است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر سیر مطالعاتی روی سایت را از «ده نکته در معرفت نفس» تا «معاد» با شرح صوتی آن‌ها دنبال شود إن‌شاءاللّه به خوبی سؤالاتتان رفع و راه برایتان گشوده می‌شود. موفق باشید

18979

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد، خدا قوت: مطالبی که شما در مورد روزه و گرسنگی در صوت «روزه، دریچه ای به عالم معنا» را گوش کردم. و شما طبق احادیث، از ارزش مندی و اثرگذاریهای مثبت بسیار گرسنگی در روح و جسم گفتید. منتها از طبیبان سنتی، شنیده ام که گرسنگی کشیدن برای هر مزاجی مناسب نیست. رابطه بین این احادیث با این تشخیص چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم روزه برای عموم افراد مهم است مگر آن‌که طبق آیات قرآن عده‌ای طاقت آن را نداشته‌باشند که خداوند از طریق دیگری رحمت خود را برای آن‌ها جاری خواهد کرد. موفق باشید

18511
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: در جایی فرمودید نزد مولوی شخصی نام محی الدین را آورد گفت نزد ما نام شیخ را دیگر مبر یعنی دو دستگاه فکری جدای از هم هستند و در جایی دیگر فرمودید چون بزرگان ما نفس ندارند اگر نور بیشتر دیدند قربان آن شخص می روند. ۱. این دو را چگونه با هم جمع کنیم؟ ۲. در سلوک ذیل شخصت امام خمینی (ره) به کدام یک از این دو بزرگوار‌ (محی الدین و مولوی ) می توان رجوع کرد؟ ۳. آیا سلوک حضرت آقا در این زمانه بنا به فرمایشاتشان در مورد مولوی، نزدیک به مولوی نیست؟ ۴. طریقه رجوع به مولوی چگونه است و آیا با مرتبط شدن با کتاب های «فیه ما فیه» یا «مثنوی» و حتی حافظ چنین رجوعی محقق می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همین‌طور که می‌فرمایید آن دو بزگوار دو دستگاه دارند، نه آن‌که یکی برتر از دیگری باشد 2- حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» بیشتر در دستگاه محی‌الدین سلوک داشتند 3- نمی‌شود این را گفت. زیرا هیچ عارفی از مولوی نمی‌تواند بی‌بهره باشد ولی دستگاه آقا هم بیشتر تحت تأثیر امام است 4- کار ساده‌ای نیست. بالاخره باید مدت‌ها با مثنوی و دیوان شمس به‌سر برد و قصد سلوک داشت و نه تفنن، تا خود به خود در متن این کار، راه گشوده شود. موفق باشید

18465
متن پرسش
سلام: در طي سخنراني هاي معرفت النفس فرموده بوديد که جسم وقتي بيمار مي شود که روح بيمار مي شود. پس چرا افرادي مثل امام خميني (ره) به سرطان مبتلا شدند؟ مگر روح ايشان بيمار شده بود؟ توضيح بفرماييد. مطلب قدري سنگين است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «خویشتن پنهان» بیشتر روشن شده است که روح چون بنا دارد از بدن منصرف شود، انعکاس آن انتقال و انصراف، این نوع به اصطلاح بیماری‌ها است که پزشکان نام آن را بیماری می‌گذارند. ولی این‌ها به جهت انتقال و انصراف روح است که در بدن ظهور می‌کند. موفق باشید

18242

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشيد: سوالي داشتم در باب اينكه جايي خوندم نوشته شده بود معلولين كساني كه در بدن آنها آفت و نقصي باشد در روايت أمده از معامله با آنها نهي شده، چون درونشان ظلمت و كدورتي وجود دارد! من قراره با شخصي ازدواج كنم كه معلول است ولي برادرم اين روايت را آورده از كتاب و مي گويد به اين دليل صحيح نيست. من از شما راهنمايي مي خواهم براي اينكه اين روايت به اين معناست كه أفراد معلول نبايد ازدواج كنند!؟؟؟ يا يه راهي براي من بگذاريد چون من نمي توانم قلب اين آدم رو بخاطر اين شرايط بشكنم. شما بگوييد من با برادرم كه بخاطر اين روايت جوابش منفي است رو چطور قانع كنم؟ با تشكر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرگز نباید به ظاهر این روایات توجه کرد. عموماً جنبه‌ی تأویلی و باطنی دارند. انسان معلول، جسمش معلول است و اگر کسی به نیت کمک به او زندگی را با او شروع کند، برکات خاص خود را خواهد داشت. موفق باشید

17282

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ملاک این که یک زبان دچار مفهوم زدگی و انتزاعی شدن شده چیست؟ کی به یک زبان باید گفت زبان متافیزیکی و زبان مفهومی و انتزاعی؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل موضوع را در دو جلسه‌ی اخیر «شرح فصوص» دنبال فرمایید. وقتی انسان‌ها بخواهند با گفتن‌های خود، خود را قوام بخشند، به جای این‌که گفتن‌ها، تنفس وجود باشد و اجمالِ روح و کشف انسان را به تفصیل آورد؛ مشکلِ مفهوم‌زدگی پیش می‌آید و انسان در مسیر جستجوی وَجهِ متعالی خود باز می‌ماند. موفق باشید

16478

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز من چند کتاب شما را مطالعه کرده ام، در کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ می شود» فرمودید که زمانی که انسان به گذشته و آینده خود فکر می کند در اصل به وجه عدمی خود فکر می کند. اگر امکان داره یک مقدار در مورد این جمله توضیح بفرمایید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کتاب را باید با شرح صوتی آن کار کنید زیرا کتاب بر همان اساس نوشته‌ شده‌است که متنِ شرح بنده باشد و این غیر از کتاب‌هایی است که سخن‌رانی بوده‌است. موفق باشید

16301

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: خدا قوت، آیا ذکرهایی که در بعضی کتب از جمله کتاب داروخانه معنوی و.... نوشته شده و برای حل بعضی مشکلات بیان شده که راهگشاست حقیقت دارد؟ و دلیل روایی دارد و می شود به این ذکرها اعتماد کرد و برای حل مشکل از آنها استفاده کرد؟ ممنون از پاسخگویی شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در جواب سؤال 16295 عرض شد معارفی که زیربنایِ تأثیر این اذکار است باید مدّ نظر ظاهر باشد. موفق باشید

16128

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: سوالاتی از خدمتتان داشتم. اول اینکه در کتاب امام و مقام تعلیم به ملایکه فرمودید که در آن مقام حقیقت امام مرز بین وجوب و امکان است، اما آیا این مرز معنای «او ادنی» در آیه «فکان قاب قوسین» می باشد و کلا مرز در اینجا به چه معناست؟ چگونه می شود انسانی هم واجب و هم ممکن باشد؟ یا نه واجب باشد و نه ممکن؟ لطفا کمی توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع در شرح کتاب «مصباح الهدایه» روشن شد که خلیفه‌ی الهی از آن جهت که در فیض اقدس در مقام اسماء اللّه است، در مقام وجوب می‌باشد. و از آن جهت که مظهر آن مقام در فیض مقدس است، در مقام «امکان» می‌باشد. موفق باشید

15382

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت: حکیم و استاد فرزانه، لطفا بفرمایید در کدام یک از آثارتان مطلبی در مورد مراقبه وجود دارد؟ اگر نیست لطفا مطلبی در مورد مراقبه بفرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» و کتاب «عالَم انسان دینی» متذکر این امر هست. موفق باشید

نمایش چاپی