باسمه تعالی: سلام علیکم: اخیراً عرایضی تحت عنوان «پیامبران خدا و نظر به آغازِ آغازها» شده است. صوت آن را بر روی سایت میتوانید بیابید و متن آن را برایتان ارسال میدارم: موفق باشید
پیامبران خدا و نظر به آغازِ آغازها
باسمه تعالی
«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا حَبِیبَ اللَّهِ»
ما از رسول خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» سخن میگوئیم ولی به حکم «لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ» سخنانمان در مورد همه پیامبران است.
۱. اصلیترین کار رسولان خدا توجه بشریت است به آغازِ آغازها، یعنی آغازِ هستیِ موجودات که همان حضرت حق است و آغاز انسان که وجه امکانی او یا عین ثابتهی او میباشد. زیرا از این طریق، تفکر اصیل به بشر عطا خواهد شد.
۲. پیامبران خدا متذکر شدند که خداوند خالق همهی عالم است یعنی «وجود» و «بودن»ِ هر موجودی را او داده است و در نتیجه خداوند، بودنِ محض و هستی مطلق میباشد و این اولین قدم در راستای تفکر است از آن جهت که تفکر مربوط به «وجود» است و آغازِ آغازها.
۳. پیامبران در مورد مخلوقات بهخصوص انسانها فرمودند خداوند با نظر به امکانِ بودن مخلوقات، آنها را خلق کرد و لذا حضرت موسی «علیهالسلام» در تفسیر جایگاهِ نبوت خویش و برادرشان دو نکته را در میان آوردند که: «قالَ رَبُّنَا الَّذی أَعْطى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى» (طه/۵۰) یعنی اولاً: پروردگار ما خلقتِ هر موجودی را به آن موجود عطا میکند. ثانیاً: او را هدایت مینماید و در راستای هدایت خداوند است که پیامبران را میفرستد. ولی در نکتهی اول، معرفتی بس آغازین را متذکرشدند از آن جهتکه میفرمایند خلقت هرمخلوقی را خداوند بهآن مخلوق میدهد. یعنی از یک جهت خلقت آن مخلوق، مربوط بهخودش است و خداوند یعنی آن بودنِ محض، مطابقِ آن خلقت، آن موجود را «وجود» میبخشد.
۴. در راستای معرفتِ آغازین برای هر مخلوق، در قرآن داریم: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ» (یس/۸۲) وقتی خداوند خواست موجودی را بهوجود آورد در خطاب به آن میگوید: «بشو» و آن موجود میپذیرد که «بشود». یعنی قبل از آنکه آن موجود، موجود شود؛ در علمِ خداوند امکانِ بودنش هست و خداوند مطابق آن امکان به آن موجود، وجود میدهد.
۵. راستی! اگر خداوند آغاز کنندهی امکانِ هر موجودی بود، آن مخلوق حق نداشت از خداوند سؤال کند که چرا آن را آنچنان خلق کرده است؟ در حالیکه: «فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ» (انعام/۱۴۹) برای خداوند حجت بالغه هست و آنچنان نیست که کسی بتواند حجتی در نفیِ حجت بالغهی الهی داشته باشد.
۶. حال با توجه به مباحث فوق، به این فکر کنید که اگر کسی نحوهی بودن خود را درست درک کند و متوجه باشد حضرت حق در راستای نحوهی بودنِ او به او «وجود» میدهد؛ مییابد که تنها از طریق وجود خود با پروردگارش میتواند مرتبط شود و معنی روایت مشهور: «الطُّرُقُ الَی اللهِ بِعَدَدِ اَنفاسِ الخَلائِق» میرساند که راهِ هرکس به سوی پروردگارش، همان نحوهی «بودن»ِ اوست، و مأوایِ حقیقی هرکس، بهسربردن در این نحوه بودن است.
۷. مشکل بشر از آن جا پیدا شد که به جای مأواگزیدن در نحوهی بودن خود و از آن طریق با پروردگار عالم، مرتبط شدن؛ دلْ در بودنهای دیگران انداخت و به مقایسهها گرفتار شد و از بهترین مأوا و «بود» محروم گشت. در حالیکه پیامبران خدا و بهخصوص آخرین پیامبر به ما متذکر شدند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ ۖ لَا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ» (مائده/۱۰۵) ای مؤمنان! متوجهی خودتان باشید که در آن صورت، انحرافِ بقیه وقتی شما در مسیر هدایت باشید، به شما ضرر نمیرساند.
والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نکات ارزشمندی را در این کلمات میبینم. آری! باید به این فکر کرد که راستی میشود در اوج به عشق همسر و فرزند، به عشقی بس عمیقتر و گستردهتر نیز فکر کرد؟ این معجزهی بزرگ این قرن است که به دست حضرت روح اللّه «رضواناللّهتعالیعلیه» به ظهور آمد و در اینجا است که اگر جوانان ما دامان این عشق را بگیرند، دیگر برایشان این سختیهایی که آنها را سرگردان و بیخانمان و بیساز و برگ کرده است، مهم نیست. اینجا است که بنده در عین ناراحتی از وضع بعضی از خواهران و برادران و اینهمه بیسر و سامانی که آنها را در بر گرفته است؛ معتقدم حضرت ربّ العالمین میخواهد آنها را به آن عشق متعالی دعوت کند. لذا دیگر تفاوت نمیکند که مثل همسر شهید سیاهکالی ابتدا با آن شهید زندگی کند و بعد با از دستدادن او وارد آن عشق عمیق و گسترده گردد، و یا مثل بعضی از خواهران از ابتدا در آن وادی وارد شوند. بحمداللّه میبینم خواهران و برادران بهخصوص خواهرانی که چقدر زیبا به عطای حضرت ربّ العالمین که عطایِ عشق در این دوران است که حضرت روح اللّه«رضواناللّهتعالیعلیه» واسطهی ظهور آن بوده است، بهسر میبرند. این است آن عشقی که خداوند در این دوران عطایمان کرده است تا از پوچی و نیهیلیسم دوران نجات یابیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. از آیهی ۳۵ سورهی مائده چیزی در رابطه با اسماء الهی نیافتم. ۲. اسماء الهی در تعبیرات مختلف به صورتهای متفاوت مطرح شده. باید از فضای آیه و روایت متوجه شد که به چه معنایی اشاره شده است. آری! همان طوری که شارحین نهجالبلاغه در آن فرازِ خطبهی اول فرمودند، صفاتی که عارضِ ذات حق باشد را، باید از حضرت حق نفی کرد و گرفتار نگاه معتزلیان نبود که ذات را غیرِ صفات میدانند. ولی صفاتی که عین ذات حضرت حق هستند را نباید از حضرت حق نفی نمود. مثل آنکه گفته میشود «هو السمیع»؛ در اینجا نظر به ذات حضرت حق است به اعتبارِ ظهور حضرت حق به جلوهی سمیعبودن. این صفات، مخلوقِ حق نیستند، بلکه همان حق است با آن جلوهی خاص. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه مانند سالهای قبل، در مسجد امیرالمؤمنین«علیهالسلام». و برای ثبت نام اعتکاف جمعهی آینده، ۱۷ اسفندماه، مصادف با روز اول ماه رجب، از ساعت ۸ صبح تا ۱۲ میتوانید با آقای ویسی به شمارهی ۰۹۱۳۹۰۲۹۱۳۰ تماس بگیرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان جلسه از آن کس که از طریق آن جوان سخنان خود را میگفت پرسیده شد: «با توجه به آنکه حلول در بدن افراد محال است، نحوهی حضور شما را چطور میتوان توجیه کرد؟» ایشان فرمودند: حلولی صورت نگرفته است. و در همان حال که بنده در حال سخنگفتن هستم، ایشان خودشان هم فهمی و درکی که مربوط به خودشان است، از آن سخنها دارند. در حالیکه در حلول اساساً شخص قبلی بهکلّی از صحنه بیرون است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که مطالعهی کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» را با او در میان بگذارید امید است که متوجه شود بحث دوستداشتن و دوستنداشتنِ خدا در میان نیست، بحثِ رجوع به خدای علیمِ حکیمِ قدیری است که در رجوع به چنین خدایی در راستای انوار او به ما کمک میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی با عقیدهی توحیدی در صحنهی عبادت حاضر باشیم، در کنار عقل و تعقل، قلب هم در میان است زیرا عقیده آن حالتی است که باور انسان با قلب گره خورده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: طب سنتی با اینکه مبانی خوبی دارد و استاد تبریزیان هم در این مورد زحمت کشیدهاند، ولی به قول خودشان ما در ابتدایِ راهِ آزمون و خطا هستیم و هنوز نمیدانیم در این زمان تجربههای گذشته چه اندازه جواب میدهد. تا آنجا که در خاطر دارم آقای دکتر روازاده هم با زدن واکسن مخالفت داشتند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مورد استاد، نظر کنید به سخن آیت اللّه بهجت که میفرمایند: «علم تو، استاد توست» . در این مورد در جزوهی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست، عرایضی شده است 2- به نظر بنده اگر کتابهایی که میفرمایید مطالعه شود، میتوانید با افکار جناب مولانا و آنچه بر روح و روان آن میگذرد، مرتبط شوید 3- همین مطالب که میفرمایید خوب است، البته که مباحث «ده نکته» و «برهان صدیقین» و «خویشتن پنهان» را به عنوان مقدمه فراموش نکردهاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد تخصصی ندارم. ولی کتابهای مرحوم شهید مطهری و دکتر شهیدی در این مورد کمک میکند. سری هم میتوانید به کتابهای «کربلا، مبارزه با پوچیها» و «راز شادی امام حسین«علیهالسلام» در قتلگاه» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم فطرت انسان احدیت را که صفت حضرت حق است، میشناسد و «احدیت» به معنای یگانگی بین ذات و صفات است و این یک نوع نظم و هماهنگی است. لذا روح انسان نسبت به هماهنگیها بیگانه نیست و از این جهت، شعر قصهی ظهور وَجهِ هماهنگی جان انسان است که با حضرت احد مرتبط شده. بگذریم که بعضاً در مسیر اظهار آن نورِ هماهنگ، خودخواهیهای شاعر آن را آلوده میکند. ولی اگر مطلب تا سطح آهنگهای وَهمی تنزل بکند، دیگر حکایت آن نور احدی را در خود ندارد و حجاب ارتباط با حق میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیجا نوشته است. دعای به این خوبی چه اشکالی دارد؟! در حالیکه به بهترین نحو، گشودگیِ فوقالعادهای در مقابل انسان نسبت به حضرت حق میگشاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1. میفرماید: نهایت توحید آن است که او را در همهی مظاهر بنگری و وحدت او را در عین کثرت بیابی که این به یک معنا، انکار توحید است. 2. وقتی او را در مظاهر یافتی، جز او را در صحنه نمییابی پس در واقع نهایات رجوع به بدایات است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم اگر با کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» شروع فرمایید و بعد با دو جلد کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» ادامه دهید، گشایشی حاصل شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مثال خوبی است. نسبت ما با خدا در وحدت وجود بدین قرار است که هر اندازه نور احدی که عالم را گرفته بر قلب ما تجلی کند، خود را فانی به حق و باقی به حق مییابیم. و هر اندازه تجلی نور وحدت ضعیفتر باشد، احساس دوگانگی بین خود و حق میکنیم و اگر هیچ نوری از نور وحدت او بر ما نتابد، خود را همهی هستی احساس میکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم نیست که مصلحت شما در آن چیزهایی است که از دست دادهاید. بهترین راه، راضیبودن به همان چیزی است که خداوند برای شما مقدّر کرده است و با عمیقکردن عبادات و نماز، خداوند نور هدایت خود را مقابل شما میگشاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جلسات اول کتاب «آشتی با خدا» تحت عنوان «چرا خدا ما را خلق کرد؟» شده است. خوب است به آنجا رجوع فرمایید. موفق باشید
