بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6681
متن پرسش
سلام استاد بنده کارشناس ارشد فلسفه اسلامی هستم و به فلسفه علاقه ویژه دارم. مدتی است توجه بنده به مقوله وهم، قوه واهمه و ... و همچنین تأثیرات مثبت و منفی وهم در زندگی انسان مخصوصا در اخلاق فردی و اجتماعی، آثار مخرب توهم بر تفکر عقلانی، میزان کارایی پدیده هایی که در مرتبه وهم انسان قرار دارند مثل موسیقی، بازی و ... جلب شده است. از آنجا که حضرتعالی در این مباحث و کلا مسائل معرفت النفس به صورت تخصصی مطالعه و تحقیق کرده اید، می خواستم نظر حضرتعالی را در باره اصل یک تحقیق در سطح علمی پژوهشی در این باره، همچنین منابع و مآخذی که در این باره می توان استفاده کرد، جویا شوم. با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار خوبی است. فکر می‌کنم کتاب «ادب عقل و خیال و قلب» و یا کتاب «مدرنیته و توهّم» به کارتان آید. موفق باشید
6537

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم در شرح دعای مکارم جلسه 24 که در صفحه اول قرار داده اید استاد فرمودند که مقاله زن اصلی ترین عنصر انقلاب اسلامی هم مقاله وهم فایل سخنرانی در مشهد داشته اند اما متاسفانه نتوانستم این مقاله و فایل صوتی را پیدا کنم اگر امکان دارد راهنمایی بفرمایید یا اینکه لینکش را در صفحه اول بگذاریدباتشکر فراوان والتماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مقاله‌ی زن؛ گمشده‌ی اصلی انقلاب اسلامی در سوال6275 هست. إن‌شاءاللّه مسئول محترم سایت دنبال می‌کنند تا صوت جلسه‌ی مشهد را نیز بر روی سایت بگذارند. موفق باشید
1491

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز چکار کنیم تا مرگ را باور کنیم؟ ما انسانها با وجود اینکه دائما شاهد مرگ انسانهای همنوع خود هستیم هیچ وقت احتمال نمی دهیم که مرگ روزی سراغ خود ما هم بیاید؟ این همه در نهج البلاغه هم تاکید شده که خودتان را در این دنیا جاوید ندانید و باور کنید که روزی خواهید مرد. ولی نمی دانم چکار کنم تا به این باور و یقین برسم که من هم بزودی خواهم مرد؟! ممنون اگر راهنمایی کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: با اهل دنیا کمتر همنشینی داشته باشید و با اهل معنا بیشتر مرتبط باشید. حواریّون از حضرت عیسى (علیه السّلام) پرسیدند: یا روح اللَّه‏ ! با چه کسى همنشین شویم؟ عیسى فرمود: «مَنْ یُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ رُؤْیَتُهُ وَ یَزِیدُ فِی عِلْمِکُمْ مَنْطِقُهُ وَ یُرَغِّبُکُمْ فِی الْآخِرَةِ عَمَلُه‏ » کسى که دیدنش خدا را بیاد شما آورد، و سخن او بر علم و دانشتان بیافزاید، و عمل و کردارش شما را خواهان آخرت و سراى دیگر گرداند.موفق باشید
1351

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی ان موسیقی که امثال فارابی تاید نموده اند چه موسیقی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: معلوم است چیز مهمی بوده ولی از علوم سرّی و باطنی است، علامه حسن‌زاده«حفظه‌الله» می‌فرمودند: برادر علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» در این مورد کتابی می‌نویسند و چون متوجه می‌شوند زمانه ظرفیت آن را ندارد آن را دفن می‌کنند. موفق باشید
25374
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامي: سوالي در باب قيامت داشتم و اينكه در نتايج حركت جوهري آنچه كه از بيانات شما متوجه شدم اين است كه عام ماده در جوهر خودش سير استكمالي را طي مي كند تا به نهايت خودش مي رسد كه قيامت است. از طرفي هم در حكمت متعاليه عوالم را رتبتي مي دانند بدين منظور كه عوالم در شدت ظهوراتشان، با هم اختلاف دارند، از طرف ديگر وقتي مي گوييم كه عالم مظهر فيض و فضل وجود است بر اساس همين هم بايد عوالم را قديم دانست هر چند كه در عالم ماده خلقت بدين شكل شايد نبوده باشد اما از قديم بوده است. از طرفي هم در احاديث داريم كه قيامت الان حاضر است (پس با توجه به فهم بنده از بيانات شما چند نتيجه به وجود مي آيد) ۱. قيامت به معني از بين رفتن عالم ماده و يا تغيير در جوهر نيست بلكه انسان ها در ذات خودشان توجه به باطن عالم مي كنند و وقتي قيامت شود عالم دنيا هم خواهد بود و از بين نمي رود. ۲. حركت جوهري مادام تا ابد در سير تكاملي به سر خواهد برد و تمامي ندارد. ۳. خاتمه اي براي خلقت انسان نبايد در نظر گرفت. ۴. در بيانات حضرت علامه در رساله رتق و فتق در نتيجه چهاردهم اينگونه برداشت مي شود كه حضرت آدم (ع) در زمين بوده اما وقتي از وحدت به كثرت توجه مي كند خودش را در عالم ماده و ماديات مي بيند و از آن قيامت و برزخ خودش خارج مي شود، براي مثال وقتي عارفي در قيامت خودش به سر مي برد نه بدين معني كه بدن مادي ندارد بلكه توجه تام به قيامت و جلوه احدي خداوند دارد و اگر توجه به قيامت داشته باشد و امورات مادي هم انجام دهد به معني تنزل و اگر توجه اش از قيامت منصرف شود و به ماده توجه كند هبوط رخ مي دهد. (آيا درست است؟) اگر اين معني درست باشد انسان وقتي مي ميرد و به خاك تبديل مي شود چگونه در عالم ماده مي تواند باشد؟ ۵. همانطور كه امر انسان از قديم بوده است خلقت انسان ها نيز از قديم بوده است (اگر اين مطلب درست است آيا در هر دوره كه رتق و فتق مي شود و دوباره دحو الارض پديد مي آيد انسان هاي آن دوره همين انبيا و اوليا اي كه براي ما آمده است مي آيند يا خير؟)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به آن روایت که می‌فرماید: «الف الف آدم ابوالبشر» داشته‌ایم و با توجه به حرکت جوهری عالم متوجه می‌شویم، عالم ماده با حرکت جوهری خود به قیامت تبدیل می‌شود و باز با نظر به تعطیل‌نشدنِ تجلی، عالم دیگری تجلی می‌کند با آدم ابوالبشرِ دیگری.

در مورد فرمایش علامه، آری! آن آدم که در ابتدای خلقت، خود را در آغوش حضرت حق در برزخ نزولی یافت با نظر به شجره‌ی ممنوعه یعنی عالم کثرت، هبوط خود را که احساسِ حضور در عالم کثرات است شروع کرد. عرایضی در این مورد در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» شده است. موفق باشید

23999
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم استاد گرامی با سلام: مطلب زیر آیا صحیح است در غیر اینصورت راهنمایی فرمایید. بعضی معتقدند که تقوا فقط رفع حجاب های مربوط به علم حضوری است و شهید مطهری اشاره دارد که تقوا عقل عملی را شکوفا می کند و نه نظری را. اما من معتقدم تقوا باعث شکوفایی هم علم حضوری و هم علم حصولی می گردد برای مثال حضرت نوح (ع) فن آوری ساخت کشتی را حضرت یوسف (ع) ذخیره گندم برای ۷ سال و یا حضرت محمد (ص) توصیه به حجامت را و یا طبی که از معصومین به دست ما رسیده است و حل مسائل موشکی توسط شهید طهرانی مقدم و... اینها نمونه هایی هستند که با تقوا بدست آمده است. در آیه ۲۸۲ بقره داریم «واتقو االله و یعلمکم الله و الله بکل شی علیم» به نظرم «یعلمکم االله» به بکل شی ربط دارد یعنی تقوای الهی باعث می شود خداوند شما را به هر علمی (بکل شی) که بخواهد یاد دهد یعنی هم علم حضوری و هم علم حصولی (جه در زمینه معارف و چه در زمینه حل ریاضی ...). از طرفی داریم «و من یتق الله یجعل له مخرجا» (طلاق/۲) .تقوا راه خروج از مشکل (مشکلات فکری، مادی، معنوی،فنی ، .....) است. باتشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز با شما هم‌نظر هستم. و در جواب آن‌هایی که می‌گویند چرا بعضی‌ها بدون رعایت تقوا به این علوم مدرن رسیدند؛ باید گفت ولی به جهت عدم تقوا، نه‌تنها از آن علوم بهره‌ی حقیقی نبردند، بلکه جهان را نیز به آتش کشیدند. موفق باشید

23612
متن پرسش
سلام و عرض ادب: منظورم از سوالی که پرسیدم به درستی منتقل نشد، گویا. علم حصولی (که برای من فعلا فیزیک و شیمی و... است) بدرد نمی خورد مگر با حضور واردش شویم و بتوانیم توجیهی (البته کلمه توجیه آن اصالت و عظمت مورد نیاز را شاید نداسته باشد) ایمانی برایش تعریف کنیم، اینکه بگوییم نیتمان را درست کنیم یا نمی دانم مثلا بگوییم هدفمان کمک به جامعه و...(از این دست کمرنگی ها و بی رمقی ها.) است بدرد نخواهد خورد، بلکه باید با احساس دردمندی و حضوری تاریخی به سراغ این علوم حصولی برویم. سوال من از اینجا آغاز می شود که: بنده حقیر که الان در مقطع دهم (دبیرستان دوره دوم) هستم. چه نوع رجوعی به علوم حصولی برای من اصالت و رنگ و بوی لازم را خواهد داشت؟ به طریقی یعنی چگونه این علوم غربی حضور به همراه خواهد داشت؟ آیا اصلا وجوبی به مطالعه این علوم هست؟ یا فقط جبر پوچ و تهی از معنای جامعه است که مرا به دنبال این علوم برده؟اصلا چه می شود که مطالعه علوم حصولی در این تاریخ اصالت پیدا می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که با روحیه‌ی طلبِ عمق مطالبی که در تاریخ ما ظاهر شده، با این علوم برخورد کنید – مثل شهید آوینی و روحیه‌ی معماری و راه و ساختمان که رشته‌ی دانشگاهی او بود - تا وقتی در ساحاتِ مختلف در نظام اجتماعی حاضر می‌شوید از آن عمقی که دارید، حضورِ جدّی‌تری را دنبال کنید. موفق باشید

23335
متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید این که ما از قبل، زندگی خود را در آن عالم انتخاب کرده‌ایم؛ اساس انتخاب ما چه بوده است؟ مگر اساس بندگی نبوده! و شرایط یکسان؟ چه می شود که یکی انتخاب می کند داعشی باشد و یکی شیعه؟ آیا این همان انتخاب هم اکنون ما است که خودمان انتخاب می کنیم که بر اساس شرایط چه کنیم و شخصیت خود را می سازیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل همین امروز در دنیا هم، انسان‌ها با تصور و برداشتی که از خود و از امکان‌های خود دارند، انتخاب می‌کنند. همیشه همین‌طور بوده است در عین این‌که همیشه دارای فطرت الهی و توحیدی بوده و هستند. موفق باشید

23334

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید به استاد: سوال بنده در خصوص مساله حجاب است که عمل به این مهمی را چرا ما نه در اصول دین و نه در فروع دین داریم؟ و تحت عنوان ضروری دین نام می برند و در جواب کسانی که به اصل آن خرده می گیرند به چند آیه از قرآن اشاره می کنند در حالیکه اگر حداقل جزءفروع دین شمرده می شد مساله حل بود علت چیست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حجاب مانند نماز جزء احکام است و نه جزء اصول دین که مربوط به مبانیِ عقیدتی انسان‌ها است. موفق باشید

23029
متن پرسش
سلام خدمت استاد ارجمند: استاد جان! به نظر حضرتعالی چرا رهبر انقلاب «حفظه الله تعالی» آنقدر به ادبیات و هنر تأکید دارند؟ مگر هنر چه آثاری در قرب الهی دارد؟ ایشان فرمودند «رساترین و موجزترین ابزار تمدن اسلامی هنر است»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زبانی که بتوان در این تاریخ به حقایق اشاره کرد هنوز درست ظهور نکرده، زبان موجود، زبان ناتوانی است. زیرا بیشتر با مفاهیم سخن می‌گوید به جای آن‌که به حقایق اشاره کند. موفق باشید

21861
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: قال صادق(ع): «ذا هممت بشی ء من الخیر فلا تؤخره ، فان الله عز و جل ربما أطلع علی العبد و هو علی شیء من الطاعة فیقول : و عزتی و جلالی لا أعذبک بعدها أبدا و اذا هممت بسیئة فلا تعملها فانه ربما اطلع الله علی العبد و هو علی شیء من المعصیة فیقول : و عزتی و جلالی لا أغفر لک بعدها أبدا». استاد جوانی ۲۰ ساله هستم که که گناهان زیادی داشته ام. بعد از شنیدن این حدیث مبارک از امام صادق(ع) ترس وجودم رو گرفته. اگر همچین گناهی مرتکب شده باشم که هیچوقت بخشیده نخواهد شد تکلیفم چیه استاد؟ فکر وجود همچین گناهی ناامیدم کرده. هر چند حدیث بخش امیدوار کننده ای هم دارد، اما نمی توانم جوابی در مقابل حرف بالا (اینکه فکر وجودش ناامیدم کرده) پیدا کنم. آیا اینطور هست که انسان بعد از همچین گناهی، در مقابلش همچین کار خیری انجام دهد؟ تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور روایت بیشتر انکارِ گناه‌بودنِ گناه است. لذا با همه‌ی این‌ها باید غفلت نکنیم که توبه جایگاه خاص خود را دارد حتی اگر انسان مجبور باشد از یک گناه، 70 مرتبه توبه کند، باز باید توبه را از دست ندهد. زیرا بعد از هر توبه‌ای باز، صورت‌های خیالی به سراغ انسان می‌آید و او را گرفتار ارتکاب گناه می‌کند و باز، او باید توبه کند تا آرام‌آرام، صورتِ خیالی گناه به نورِ حضرت توّاب ضعیف گردد.  موفق باشید

20685
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: 1. جناب در کدام منابع تاریخی داستان تعرض به حضرت زهرا در کوچه و پشت در سوخته وارد شده است و آیا در منابع اهل سنت چنین چیزی وجود دارد؟ 2. آیا اینکه امام علی (ع) دختر خویش را به عمر داده است صحیح است اگر آری چرا؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ما در شرايط تاريخى سخت آن زمان انتظار نداريم مورخينِ اهل سنت آنچه را كه نسبت به فاطمه عليهاالسلام واقع شده بالصراحه بنويسند، ولى به همان اندازه ناقص هم كه اشاره كرده ‏اند خواننده را متوجه اصل قضيه مى‏ نمايد. به عنوان مثال: ابن‏ ابى‏ الحديد در ج 1 ص 134 و ج 2 ص 19 شرح نهج ‏البلاغه پس از ذكر سند مى‏ گويد: ابابكر به دنبال على فرستاد و از او بيعت خواست و على بيعت نكرد، و با عمر شعله‏ اى از آتش بود، فاطمه عمر را در درب خانه خود ديد و گفت: «يَابْنَ‏الْخَطّاب! اتُراكَ مُحَرِّقاً عَلى بابى؟ قالَ نعم، و ذلك اقوى فيما جاءَ بِهِ ابُوكَ وَ جاءَ عَلِى فَبايَعَ» يعنى؛ اى پسر خطّاب! مى‏ بينم كه مى ‏خواهى خانه مرا آتش بزنى؟ گفت: و اين آتش ‏زدن در آنچه پدر تو آورده است وارتر است، و على آمد و بيعت كرد. و نيز ابراهيم بن‏ سعيد ثقفى با طرح سند روايت مى ‏گويد: «واللهِ مَا بايِعَ عَلِى حَتّى رَآى الدُّخانَ‏ قَدْ دَخَلَ بَيْتِه» يعنى؛ به خدا سوگند على بيعت نكرد مگر اين‏كه ديد دود داخل خانه شد (امام‏ شناسى از آيت ‏الله‏ حسينى تهرانى ج 10 ص 395). و نيز عبدالفتّاح عبدالمقصود در ج 1 كتاب امام على عليه السلام ص 343 مى ‏نويسد: فاطمه به سلمى گفت: «بستر مرا در وسط خانه بگستران» و در ادامه گفت: «در اين ساعت روح از بدنم مفارقت مى ‏كند، شستشو كرده ام، ديگر كسى بازوى مرا برهنه نسازد».

2- نه‌تنها حضرت دختر خود را به خلیفه‌ی دوم دادند حتی نام فرزندان خود را به نام خلفا گذاشتند تا فضا را آرام نمایند و شرایط برای حضور تاریخی علی «علیه‌السلام» فراهم شود و انگیزه‌ای برای مخالفت آنان نماند. زیرا در این تقابل‌ها آن‌چه قربانی می‌شد اسلام بود و حضرت راضی به این امر نبودند. در این مورد خوب است به جزوه‌ی «رجوع به هویت شیعه در تاریخ اسلام» که بر روی سایت هست رجوع شود. موفق باشید

19153
متن پرسش
سلام استاد عزیز: اگر امکان دارد متن زیر را بخوانید و نظر مبارکتان را مرقوم بفرمایید نخستین محل نگه‌داری بیماران روانی در ایران، «دارالمجانین» یا «دیوانه‌خانه» نام داشت. پس از مدتی، نام تیمارستان بر سر زبان‌ها افتاد. سرپرستی دارالمجانین یا تیمارستان‌ها هم بر عهدۀ شهربانی‌ها بود! در سال 1319 رشتۀ روان‌پزشکی در دانشگاه تهران راه‌اندازی شد. در سال 1340، مکان نگه‌داری و درمان بیماران روانی را «بیمارستان روان‌پزشکی» نامیدند و سرپرستی آن را نیز به وزارت بهداشت و درمان، و سپس به دانشگاه علوم پزشکی سپردند. بنابراین، ما تا همین شصت سال پیش، «بیمار روانی» را «دیوانه = دیوزده، جن‌زده» می‌خواندیم و او را به دست آجان‌های شهربانی می‌سپردیم. اکنون می‌دانیم که برخی انسان‌ها به دلیل برخی گسست‌های مغزی، رفتار یا گفتاری نامتعارف دارند و جای نگه‌داری آنها، بیمارستان است، نه زندان‌های تنگ و تاریک شهربانی که جز مرگ‌های دردناک و زودرس نتیجه‌ای نداشت. این تغییرات، نمونه‌ای کوچک از دستاوردهای تمدن جدید است؛ تمدنی که بر تن دیوانه، جامۀ بیمار ‌پوشاند و «رعیت» را «شهروند» کرد و جای «ضعیفه» را به «همسر» داد و کلماتی همچون «سلطان» و «عقل کل» و «ظل الله» را از قاموس‌ها شست و اختراعاتی همچون تفکیک قوا، ریاست‌های موقت، پارلمان، روزنامه، وکیل، آیین دادرسی، المپیک، بیمه و بهداشت عمومی، واکسیناسیون، اینترنت، جشن تولد، رمان و سینما دارد. در این مدنیّت، هزاران تغییر در نام‌ها و نگرش‌ها رخ داده است که ما در سنت خوابش را هم نمی‌دیدیم. این تغییرات، از دل دانش‌هایی برآمد که بدون هیچ‌گونه ضدیتی با دین و خدا، تنها به انسان و آسودگی او ‌اندیشیدند. می‌گویند تمدن جدید، «هیروشیما» هم دارد. بله، دارد؛ ولی مگر سنت، جنگ‌های صلیبی و آتیلا و مغول و سلطان محمود غزنوی و آغامحمدخان نداشت؟ اینها را داشت، به اضافۀ سل و طاعون و فلج اطفال و ریاست‌های موروثی و مادام‌العمر و زلزله‌هایی که در کمتر از یک دقیقه، چندین شهر را با خاک یکسان می‌کرد. تمدن جدید و علوم انسانی آن، نه استعماری است و نه فرزند نامشروع توطئه‌. رهاورد خرد جمعی بشر است. عیب‌های آن نیز همان عیب‌های انسان خاکی است که ناگزیر اما رو به بهبود است. اگر هوس کرده‌ایم که جای آن را به تمدنی دیگر بدهیم، باید پیشنهادهایی از جنس امروز و فردا در چنته داشته باشیم، نه از سنخ دیروزِ مرحوم یا پس‌فردای موهوم. جهانی که پرخواننده‌ترین کتاب آن شازده‌کوچولو است، هرگز به دنیای حسین‌ کُرد شبستری بازنمی‌گردد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخن درستی است که اگر بخواهیم تمدنی را به جای تمدن غربی مدّ نظرها قرار دهیم، باید پیشنهادهایی از جنس امروز و فردا داشته باشیم. ولی نباید این نکته را فراموش کرد که چرا متفکران بشر امروز اعم از غربی و یا غیر غربی با این‌همه دستاوردهایی که عقل غربی به صحنه آورده است می‌خواهند از غرب عبور کنند در حدّی که هابرماس مدرنیته را یک پروژه‌ی ناتمام می‌داند. به نظر می‌رسد باید در این مورد به موضوع اومانیسم و محورقرارگرفتنِ انسان به جای خدا فکر کرد که حاصل آن فرهنگ سکولاریته‌ی غربی شد. از طرفی باید مواظب بود با چشم غربی، غرب را ننگریست وگرنه عقل تکنیکی که سراسر عقلِ معاش است، به جای حکمت و عقل قدسی می‌نشیند. چنان‌چه در روایت داریم: وقتی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» ملاحظه کردند عده‌ای مجنونی را اذیت می‌کنند و می‌گویند او دیوانه است و دیو یعنی شیطان در او حلول کرده است؛ حضرت فرمودند او بیمار است. حتماً در جریان پست‌مدرنیسم هستید که متفکران آن معتقدند مدرنیته را باید بازخوانی کرد. آیا آن‌ها می‌خواهند بشریت را به قبل از دموکراسی برگردانند، یا معتقدند در ادامه‌ی فرهنگ مدرنیته انسان از حیات قدسی خود محروم شده؟ بد نیست سری هم به کتاب‌های پست‌مدرن‌ها اعم از رنه‌گنون و میشل‌فوکو و فریتیوف‌شوان و یا دکتر حسین نصر بزنید. احساس می‌شود که نتیجه‌ی آن مطالعات، آن باشد که جای عقل غربی طوری تعیین شود که نحوه‌ای از شیفتگی از غرب را به همراه نداشته باشد که نتیجه‌ی آن تحقیر فکر و فرهنگِ خودی باشد. موفق باشید  

18265
متن پرسش
سلام استاد: در قرآن یک بحثی هست درباره السابقون و اینکه سبقت بگیرید، این سبقت گرفتن از خود نازل و رسیدن به خود عالی است یا سبقت از مومنان؟ در صورت دوم یک نوع قیاس به وجود نمیاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «سابقون» یعنی کسانی که در مقابل کارهای خوب در انجام بالاترین آن‌ها سبقت می‌گیرند. موفق باشید

15281

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: یکی از سوالات اساسی که ذهن من و شاید خیلی های دیگه رو به خودش مشغول کرده اینه که چرا علارغم این که هیچ یک از ما انسان ها در درون خودش تمایلی به درد و رنج ندارد با این حال کم و بیش متحملش می شویم؟! در واقع همه ی ما دچار نوعی تعارض و تضاد بین خواسته ی درونی و امر بیرونی می شویم خواسته ی درونی که به ما می گوید که هیچ یک از انواع درد ورنج و با هیچ شدت و حدتی قابل پذیرش نیست و واقیعیتِ بیرونی که به ما نشان داده است که چنین خواسته ای تحقق پذیر نیست در واقع هسته ی اصلی سوال این است که علت این تعارض و تضاد بین این میل درونی و ان امر بیرونی چیست؟ در این که فایده ها و ثمره های زیادی بر درد رنج های ما هست شکی نیست ولی سوال این جاست که چرا این فایده ها و ثمره ها باید با چیزی که مخالف با فطرت و میل درونیه ماست حاصل بشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره‌ی 15269 رجوع فرمایید. موفق باشید

15000
متن پرسش
با سلام: حضرت استاد به نظر من این طور میرسه که در مساله کثرات عرضی وجود اگر قائل به وحدت شخصی وجود نباشیم و وجود رو یک واحد دارای مراتب بدونیم توجیه کثرات عرضی وجه درستی پیدا نمیکنه ... چون از آنجایی که وجود واحد هست نمیشه گفت که کثرات عرضی وجودات خاصه و مختلف اند.. چون وجودات مختلف که با وحدت وجود ذات مراتب سازگار نیست چون امتیازی به کمال و نقص نمیشه درست کرد. در کثرت عرضی در این صورت باید بگیم یک وجود چند وجوده و چند وجود یکی اند و بین وجودات تباین قائل بشیم و به ماهیات هم نمیشه کثرت رو زد چون ماهیت حد وجوده و تا وجود متکثر نباشه ماهیات کثیره انتزاع نمیشه ... در حالی که قائلیم به وحدت وجود البته اگه مراتب رو در طول هم بگیریم مشکلی پیش نمیاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع توحید و فنایِ کثرات در وحدت توحیدی، موضوعِ بسیار عمیقی است و تنها در این مورد، تشکیکِ در ظهور مطرح است آن‌هم برای کسی که هنوز به مقامات عالیه‌ی توحید نرسیده است. موفق باشید

6635
متن پرسش
سلام علیکم " استاد من شنیدم که اما خمینی فرموده اند که میتوان هم در محکمات و هم در متشابهات قرآن را تفسیر کرد . اصلا این رو گفتن ؟ و یعنی چی ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم گفته‌اند یا نه ولی مسلّم دانشمندی مثل ایشان به‌خوبی توان چنین کاری را دارند. زیرا همواره هم محکمات قرآن نیاز به تفسیر دارد و هم متشابهات آن و در همین راستا قرآن ما را دعوت به تدبّر در آیات کرده است. محکماتی مثل «جاهدوا الکفار» تفسیر می‌خواهد که چگونه با کفار جهاد کنیم، مصداق امروزی‌اش چیست؟ این‌ها را می‌گویند تدبّر در قرآن. متشابهات که جای خود، چون مفسر است که می‌تواند متشابهات را به کمک محکمات تفسیر کند. موفق باشید
28153

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: به نظر می‌رسد انسان با ترک میل جنسی، شور و نشاطش گرفته می‌شود و حتی به سمت خشونت پیش می‌رود. چطور در این حالت تقرب به خدا برای جوانان مجرد هست؟ و چطور با ترک شهوت (ترک خودارضایی) می‌گوییم حجابها کنار می‌رود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد صبر بر عفاف، موجب می‌شود تا انسان ره صدساله را یک‌شبه طی کند، مشروط بر این‌که مواظب باشد حالت عفافش با نگاه به نامحرمان از بین نرود. موفق باشید

23866
متن پرسش
سلام استاد گرامی و بزرگوار وقتتون بخیر: ان شاءالله که سلامت هستین، استاد بعضی از خیالات خیلی بنده رو آزار میده، چه جوری میتونیم بطور عملی به توهمات خودمون میدون ندیم و ازش تاثیر نپذیریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «آب گِل خواهد که بر دریا رود / گِل گرفته پای او را می‌کشد». تا سیر به سوی دریا نداشته باشید که معلوم نمی‌شود چه تعلقاتی دارید! این خیالات که سراغ انسان می‌آید نشانه‌ی آن است که حرکتی صورت گرفته است. بفرمایید حالا اولِ کار است، باید فکری برای تک‌تکِ این خیالات کرد. هر اندازه انسان کار را برای خدا شروع کند و ادامه دهد، آن خیالات تبدیل به نور إلی اللّه می‌شود. موفق باشید 

23641

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما استاد گرامی: سوالم را مختصر می پرسم اما معضل بزرگی است که در اطرافیانم می بینم و متاسفانه گاهی در خود نیز حس می کنم. چرا مردم حتی نسبت به نزدیکان خود اینقدر بی احساس شده اند؟ آنچه از عمق کلام و عملشان می شود به وضوح دید این است که نه کسی را دوست دارند و نه انگیزه محبت بلاعوض به کسی دارند؟ چاره و درمان این مشکل چیست؟ با تشکر از پاسخگویی شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان محبت خداوند را در قلب خود رشد دهد، مظاهر الهی که انسان‌ها باشند را دوست می‌دارد و از آن‌هایی که دشمن خدا و مردم هستند تبری می‌جویند. موفق باشید

22486

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در حال خواندن کتاب انسان 250 ساله از رهبری هستم، سه سوال تا وسطای کتاب برایم پیش آمده: مهمترین سوال این است که در قسمت امیرالمومنین علیه السلام، رهبری گفته اند که امام در جریان سقیفه قیام نکرد به چند دلیل و یکی از دلایل را این بیان می کنند که انحراف انقدر زیاد نبود که حضرت بخواد قیام کند!!!! من گمان می کردم اون جریان بزرگترین انحراف تاریخ است و از این گفته اقا خیلی تعجب کردم. دوم اینکه آقا در جایی از این کتاب فرمودند در بین پسران زبیر مصعب مرید امام علی علیه السلام بود و مرد خوبی بود. مختار رو که مصعب کشت، پس مختار بد بوده؟ مصعب که با برادرش نحسش بیعت کرد چطور آدم خوبی بوده؟ سوال آخر اینکه آقا فرمودند امام حسن علیه السلام در جنگ با ایران حضور داشتند. در صورتی که یک روایت این را نقل کرده و خیلی هم روایت ضعیفی است، و چطور است امام علی علیه السلام در جنگ های خودش خیلی حسنین علیهما السلام رو در خطر نمی اندازه، اما در جنگ با ایران خودش در خانه می نشیند و امام حسن علیه السلام رو می فرستند؟ یه سخنرانی سه ساعته از آقای رائفی پور شنیدم، ایشون خیلی علمی از روایات ثابت کردند که ائمه در جنگ با ایران نبودن و امام علی علیه السلام اصلا اون جنگ ها رو قبول نداشته اند. برای هر سوال اگر مایل بودید میتونم صفحه ای که گفته آقا رو نقل کردم پیدا کنم براتون بفرستم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم در آن فضای تاریخی با توجه به آمادگی جریان‌هایی که حقیقتاً اسلام را نپذیرفتند؛ اصلاً صلاح نبود که حضرت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» با سقیفه به مقابله برخیزند 2- مصعب در مراحل مختلف شخصیت مختلفی از خود نشان داده، به‌خصوص که تصور او نسبت به مختار، تصوری نیست که بعضی از شیعیان از مختار دارند. 3- بنده تحقیق کاملی نسبت به حضور یا عدم حضور حضرت امام حسن «علیه‌السلام» در فتح ایران ندارم. موفق باشید

21163
متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد محترم: سوالی برایم پیش آمده است که در هیچ جایی جواب کاملی برایش نیافتم. دوران دانشجویی کاملا اتفاقی به قرآن علاقه مند شدم و نور بودن این کتاب و معجزه بودن آن بسیار برایم جالب شد. حفظ قرآن را شروع کردم و آز آن زمان اتفاقاتی برایم رخ می دهد که نمی فهممشان. مثلا یک بار نزدیک فرد مومنی ایستاده بودم قلبم منقلب شد و آرامش عجیبی در آن نشست. برایم سوال شد مگر قلب انسان می تواند از قلب دیگری تاثیر بگیر آن هم به این شدت. یک موقعیت دیگر بود که معنویت اون فرد را کاملا حس کردم. چگونه ممکن است که ما معنویت یک فرد دیگر را حس کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح انسان محدود به بدن آن نیست. در این موارد می‌توانید به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» که همراه با شرح صوتی آن بر روی سایت هست، مراجعه فرمایید. موفق باشید

20976
متن پرسش
با سلام محضر استاد گرامی: پیرو سخنان رهبر معظم جهت تحول در نظام آموزش و پرورش، اقدام به تاسیس دبستانی کردیم با روش تدریس متفاوت (تفکر محوری بجای حافظه محوری) در امر آموزش و مبنایی کار کردن در امر پرورش (معرفت نفس). با هدف توانمندسازی دانش آموزان از هر جهت. به امید ارائه یک الگوی موفق. از طرفی گروهی طرح مدرسه در مسجد را راه اندازی کرده بودند. در حال حاضر امر بر ما مشتبه شده که «آیا امروز تحول از درون همین نظام ممکن می شود و یا باید بیرون سیستم و در مقابل آن نظام طرحی برای تعلیم و تربیت ارائه داد؟» با توجه به سختی کار تحول و اشکال تراشیهای فراوان بازرسین از آموزش و پرورش اگر وظیفه ما مقاومت است که ادامه دهیم. در ضمن همکاران ما در مسجد معتقدند ما در کار آنها اخلال ایجاد کرده ایم و سد راه حق شده ایم در حالی که ما خود را در مرحله ی گذار می‌یابیم. لطفا راهنمایی بفرمائید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای شروع یک تمدن همه‌ی این کارها بنا به توان و موقعیت هرکس باید انجام شود تا إن‌شاءاللّه شرایط برای یک کار اساسی فراهم گردد. چاره‌ای نداریم که در کنار نظام آموزشی موجود، تلاش‌هایی بشود تا چشم‌ها به جایی غیر از نظام آموزشی موجود دوخته شود. این همان معنای انتقال از تمدنی به تمدن دیگر است. موفق باشید

20194

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: استاد جان حضرتعالی تفاوت میان سالک مجذوب و مجذوب سالک را فرمودید! یک سئوال دارم اینکه، کدام یک از این دو دسته ارزشمندتر ودر پیشگاه حضرت حق افضل می باشد؟ و چرا؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمی‌کند، یکی را می‌دهند باید حفظ کند، یکی را راهنمایی می‌کنند باید به‌دست آورد. و هرکس به اندازه‌ی تلاشی که کرده است، بهره می‌گیرد. موفق باشید

20188
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید و خدا همراهتون باشه ان شاءالله و اینجوری که شما برای ماها وقت میذارین و راهنمایی میکنین ان شاءالله خداوند قرب خاص خودشو نصیبتون کنه. استاد بنده در مورد اینکه گفته میشه عبادت به معرفت منتهی میشه خیلی ابهام داشتم، تا اینکه خیلی فکر کردم و شنیده هامو کنار هم گذاشتم و به این نتیجه رسیدم که چون همه این معارف در فطرت ما نهادینه شده ولی در اثر غفلت و گناه حجاب ظلمت گرفته و با نور عبادت حجاب از سرشت و فطرت الهی ما کنار میره و ما به این معارف و معرفت می رسیم. استاد این استدلال درسته؟ بخشید و یه موضوعات دیگه که تجربی بهشون رسیدم این بود که هر چه کمتر صحبت کنیم مراقبه و احساس حضورمون قوی تر میشه و هرچه که در نماز حضور قلب بیشتری داشته باشیم رقت قلب و اشک چشم بیشتری داریم و بعد از گناه، شوق مناجات کمتری خواهیم داشت، استاد این استدلالات درسته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! 2- آری! ولی سعی باید کرد در عین کثرت، به وحدت رسید تا حالت گوشه‌گیری پیدا نشود زیرا به حکم «واعتصموا بحبل‌اللّه جمیعا» انسان‌ها با انسان‌ها انسان می‌شوند. موفق باشید

نمایش چاپی