بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
19970

معاد جسمانیبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: معاد جسمانی برای همه عالم ماده است نه فقط انسان، درسته؟ اگر بله فرق معاد انسان و جسم تکاملی انسان با بقیه عالم ماده در چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معاد جسمانی بدین معنا است که عقاید و اخلاق و اعمال ما در قیامت، صورت و جسم پیدا می‌کند و این ربطی به جسمانی‌بودنِ عالَم قیامت ندارد! موفق باشید

19684

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
اگر در آخرت زن و مردی وجود ندارد و لذت های دنیا قابل قیاس با آخرت نیست پس تکلیف این روایت که می فرماید «الناس فی الدنیا والاخره لذه اشهی لهم من النساء» چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون لذّت اصلی با انس با حقیقت حاصل می‌شود فرموده‌است «لذت قیامت از لذت جنسی بیشتر است». موفق باشید

18667
متن پرسش
با سلام: کسی که قبلا در راه دین خدمت می کرد و الان به طور ناگهانی در تمامی اعتقادات (اصول دین) دچار شک شده اند به طوری که این مسئله موجب ناراحتی خاطر خود ایشان هم هست باید چه چاره ای اتخاذ کند؟ ایشان نسبت به کل زندگی بی هدف و انگیزه شده اند. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این را یک لطف خدا باید دانست از آن جهت که انسان متوجه می‌شود آن اعتقادات پایه‌های محکم و قابل قبولی نداشته است و باید آن‌ها را بازخوانی نمود وگرنه این مشکل در برزخ از طریق ملکین «نکیر» و «منکر» پیش می‌اید که دیگر کار از کار گذشته است. مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن که بر روی سایت هست پیشنهاد می‌شود. موفق باشید      

18344

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام جناب استاد: آیا جلسات شرح منظومه سید حسن خمینی رو توصیه می فرمایید؟ و ایشون علمیت کافی رو برای تدریس این کتاب دارن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده بعضی از مباحث فصوص ایشان را که شنیدم، متوجه توانایی ایشان در این امر شدم. فکر می‌کنم در مورد شرح منظومه هم چنین توانایی را داشته باشند. موفق باشید

18081
متن پرسش
سلام علیکم: آیا این سخنان از نگاه معارف حقه اهل بیت علیهم السلام در مورد فیاضیت خداوند درست می باشد یا خیر چرا: «صفات ذات عین ذات خداوند هست و ازلی می باشند مثل علم و قدرت و حیات و اختیار و هیچ وقت از خدا سلب نمی شود. اما صفات فعل هم به خدا نسبت داده می شود و هم سلب می شود (رزق دادن و رزق ندادن). این صفات حادث هستند و متعلق قدرت خداوند می باشند. خلاقیت و فیاضیت از صفات فعل هست و ازلی نمی باشد. خداوند اگر بخواهد فیض می دهد و اگر نخواهد نمی دهد»؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی خوبی را مدّ نظر دارید ولی عنایت داشته باشید صفات فعل هم از جهتی به صفات ذات برمی‌گردد، مثل همان خلاقیت و فیاضیت که به اسمِ جواد حضرت حق رجوع دارد. آری! خلاقیت حضرت حق در راستای مخلوقیتِ مخلوق ظهور می‌کند و از این جهت، صفتِ فعل الهی است و اگر این صفت برای خدا نباشد نقصی در ذات نخواهد بود، برعکس صفات ذات. موفق باشید

17401

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد: 1. وقت شریف بخیر. در پاسخ 382 از کجا اغراق برخی موارد را می توان فهمید؟ عقل را که به اینگونه مسائل در بسیاری موارد راه نیست. ادامه سوال 17209، را که فرمودید طلب بنده 2. صرف وقوع خارجی خواب یا مکاشفه دلیل بر حق بودن آن نیست و باید با میزان عقل و شرع سنجیده شود مثل برادری که در «هدف حیات زمینی آدم» اشاره فرمودید. درست متوجه شده ام؟ 3. گاهی پیش بینی حادثه ای را در آینده می کنیم کسی می آید و تصورمان را تایید می کند ممکن است مبدا تحریک شخص، شیطان باشد؟ همین مسئله در مورد رویاهای صادقه هم سوال است چه بسا شیطان مقدمات حوادث را از طریق اشخاص ایجاد کرده باشد در صدق وعده الهی بودن رویای صادقه گرفتار شبهه مدتهاست شده ام. 4. آیت الله مصباح فرموده اند گاهی شیطان دعوت به نماز شب می کند تا در نهایت انسان را به فوت واجبی بکشاند اگر سالک بی خبر از مبدا القاء نماز بخواند هیچ ثوابی به او تعلق نمی گیرد؟ او که نمی خواسته دستور شیطان را اطاعت کند برای رضای خدا خوانده. 5. اینکه شیخ نخودکی بخاطر فوت نماز شبشان فرزندشان غرق شد یا یونس در دهان ماهی رفت این میزان سختگیری به ابرار از باب پاک کردن کامل آلودگی نیست؟ شاید حضرت حق دلش نمی آید بخشی از عقوبت را به برزخ بکشاند. 6. خیالات مقدمه گناه، گناه اند؟ 7. حساسیت امام در رد سریع امانت. 8. استادی در مورد کشف خانمی که سوال و جواب می پرسید و حتی معارفی در اختیارش می گذاشت فرمودند عالمی پرسید که خانم از او بپرسد کیست؟ بعد از پرسش جواب داده بود فاطمه زهرا (س) بعد هم گفته بود جواب فلان سوال ذهنی ات فلان می شود. عالم فرموده بودند شیطان است. مگر می شود شیطان معرفت هم بدهد؟! اینطور که سنگ روی سنگ بند نمی شود. یا از عالمی می گفتند که کسی دائم به ایشان سلام می داد و خودشان می گفتندکه شیطان است. اگر فرشته سلام دهد باید معارفی نصیبمان شود ولی شیطان چرا سلام می دهد؟ سلام یعنی آرزوی سلم و امنیت کردن یعنی امیدوارم در امنیت از گناه واقع شوی کمی عجیب است. لطفا توضیح بفرمایید. 9. چطور می توان مبدا همه القائات را فهمید؟ اگر صرفا با میزان عقل و شرع باشد برخی الهامات مثل خبر از حوادث دنیوی را نمی شود فهمید. راهی هست؟ علمای بزرگ از کجا می فهمیدند؟ باسپاس بسیار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جواب این مجموعه سؤالات با چند کلمه عرض بنده برای هریک از آن‌ها داده نمی‌شود. باید با روشی که با مطالعه‌ی معارف الهی در پیش می‌گیرید إن‌شاءاللّه سؤال‌های خود را به طور همه‌جانبه به جواب برسانید. پیشنهاد بنده سیر مطالعاتی روی سایت است به اضافه‌ی مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب». موفق باشید

15150

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود: استاد فاضل و ارجمند آیا این سیر مطالعاتی برای طلبه پایه اول عالی است یا سیر مطالعاتی دیگری را می فرمایید؟ الف) کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» ب) کتاب «چه نيازي به نبي»؟ ج) كتاب «آشتي با خدا» د) كتاب «ده نكته از معرفت‌نفس» همراه با سی‌دی و) كتاب «فرزندم اين‌چنين بايد بود» جلد 1 و 2 ح) کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با سی‌دی ط) کتاب «معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی » همراه با سی‌دی ی) کتاب «خویشتن پنهان» س) کتاب «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی» ک) کتاب «صلوات بر پيامبر(صلی الله علیه وآله)؛ عامل قدسي شدن روح» ل) کتاب «خطر مادّي‌شدن دين»
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: طرح بسیار خوبی است مگر اینکه کتاب «فرزندم این‌چنین باید بود» و «صلوات» به عنوان سیر مطالعاتی معرفتی نیاز نیست دنبال کنید. کتاب «فرزندم» به عنوان دستورالعمل حضرت به امام حسن«علیه‌السلام» کتاب سلوکی بسیار ارزشمندی است. موفق باشید

15033

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد سوالی جدی خدمتتان داشتم و پس از بررسی های بسیاری این مطلب را خدممتان عرض می کنم. بنده چند وقتی است که فکر کردنم زیاد شده است. یعنی می توانم بگویم مدام در حال فکر کردن هستم و انگار فکر کردن با جانم یکی شده است. بعضی وقت ها همینطور افکاری می آید (همه اش هم بحمدلله در مورد دین و خدا قرآن و پاسخ به شبهات و... است) و می گذرد و بنده سریع یادداشتش می کنم. بعضی وقت ها که نمی توانم یادداشت کنم دیگر به یاد نمی آورم. ولی در بسیاری موارد این افکارم یک چیز نو می باشد از وجه دین. و این خیلی جالب است برایم. ولی خودم احساس می کنم شدتش کم است. یعنی. این اقل قضیه است که برایم پیش آمده. حال سوالاتی در این مورد داشتم: ۱. این حالت طبیعی است یا خیر؟ ۲. می توانیم این قضیه را یک نحوه ضعیف و نازل اشراق علمی بدانیم و به این قضیه خوشحال باشیم؟ ۳. برای تقویت همین قضیه چه کنیم؟ تدبر در قرآن بهتر معنا می دهد؟ ممنونم استاد. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مسیر، این حالت یک موضوع طبیعی است و باید از آن استقبال کرد و اگر هم آن حالات را یادداشت کنید، بد نیست. برای تقویتش کارِ خاصی نباید انجام دهید. عمده آن است که با دوری از کینه به افراد و پرحرفی و آرزوهای بلند، نگهبان این حالت باشیم. موفق باشید

13529

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. می خواستم نظر استاد را در مورد آقای رایفی پور و مطالب ایشان و سخنرانی هایشان بدانم. آیا تحقیقات و نظرات ایشان مورد قبول شما می باشد و تا چه حد صحت دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال‌های شماره‌ی 7520 و 12598 شده است. می‌توانید به آن‌ها رجوع فرمایید. موفق باشید

10497
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: آیا از آیه «خافضه رافعه» سوره واقعه می شود تشکیک در وجود را برداشت کرد که با تشکیک در ظهور جمع کنیم طبق فرموده های امام؟ خدا حفظتان کند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم تمام آنچه در قیامت ظهور می‌کند از جنبه‌ی وجودی آن ظهور می‌کند و اگر از آیه‌ی مورد اشاره این‌طور برداشت کنیم که مرتبه‌ی پایین آن همان مرتبه‌ی بالای آن است، پس بالا و پایین‌بودنش به جهت تشکیک است. موفق باشید
9296

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد گرامی با تشکر فراوان من وقتی مطالعه می کنم به ذهنم می آید که هان! این برای منبر خیلی خوبه یا این مطلب به درد مردم می خوره که بگم و ... این مطلب خوب با اخلاص جور در نمی آید چکار کنم؟ آخه بعضی مطالب واقعا هم به درد منبر می خورد. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اشکالی دارد؟ هم به قلب خودتان مطالب را برسانید و هم تصمیم بگیرید برای سایرین نقل کنید. موفق باشید
6629
متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام علیکم استاد عزیز. . .1- حقیقت بنده در نمایندگی صنعت معدن یک شهرستان کوچک،کارمند هستم،اینجا آنچنان کاری در بخش صنعت نیست،ولی اگر کاری به مشامم بخورد،روی هوا میزنم و دنبالش میروم،قصد تعریف نیست،بیان شرایط است،در حدی که معاون صنعتی استان بنده را بهترین کارمند استان خطاب کردند،و بعضی واحد های صنعتی نامه نوشتند تا بنده را از این شهرستان منتقل نکنند. . .کار به وظیفه و غیر وظیفه ندارم،هر کاری باشد،حتی چایی ریختن انجام میدهم. . .استاد عزیز،با این شرایط،باز هم در این اداره اوقات فراغت زیادی دارم و به مطالعه در مباحث دینی و تفسیر المیزان میپردازم،واقعا کاری برای انجام دادن نیست،آیا این روند درست است؟؟ 2- در این شهرستان،بسیار سعی کردم تحلیل های درست و بیانات ناب رهبری را،همانطور که در فضای مجازی به دوستان میرسانم(در آخر پیام لینک را به شما میدهم تا ببینید) در این فضا هم برسانم،اما واقعا محفلی را پیدا نمیکنم،چه در حلقه های بسیج که بیشتر وقت جوان را البته در این شهرستان تلف میکنند و چه در بقیه جاها،واقعا به این نتیجه رسیده ام که به عمق فکر خود بی افزایم و فعلا جز در همین فضای مجازی،در جای دیگر کاری نکنم.،آیا این نتیجه گیری درست است؟( لینک فعالیت : http://www.cloob.com/name/shayan851 ) . . .و دائما خواسته ایم که خداوند فرصتی فراهم کند تا با توفیقاتشان به اهل جوان کمک برسانیم...جسارت را ببخشید.موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شما به اندازه‌ای که به عمق معارف دینی‌تان بیفزایید و در عبادات و اخلاق خود را بپرورانید، خداوند به وقتش آن بهره‌ای را که باید به دیگران برسانید را فراهم می‌کند، مشروط بر آن‌که قصد خودنمایی نداشته باشید و تواضع را فراموش نکنید. موفق باشید
27270
متن پرسش
سلام استاد عزیز وقتتون بخیر: چنین مطلبی برخورد کردم دو تا سوال داشتم "۳- بُن بست لذّت! انسان موجودی است که علاوه بر لذّت‌های جسمانی (خوردن‌- خوابیدن‌- نیاز جنسی)، نیاز به لذّت‌های ذهنی دارد. «هُنر»، فراهم‌آورنده بزرگترین لذّت‌های ذهنی برای انسان است. از آنجا که در فقه شیعه موسیقی و هنرهای تجسّمی (نقّاشی- مجسمه‌سازی) تحریم شده‌اند در سه دهه پس از انقلاب ۱۳۵۷ هنرمندان تحت بیشترین فشار قرار داشته‌اند. موسیقی بر باریک راهی، بندبازانه خود را حفظ کرده‌است. عرصه‌های تئاتر، سینما و ادبیات نیز در این سال‌ها همواره زیر تیغ سانسور بوده‌اند. بر سر مجسّمه‌های تهران هم که دیدیم چه آوردند! وقتی زندگی از رَنگ و رِنگ خالی شود، وقتی فرصتی برای خواندن و نواختن و رقصیدن فراهم نباشد، وقتی به جای جشن سده و جشن مهرگان و جشن نوروز و چهارشنبه سوری دهه‌های مکرّر محرّم و صفر و فاطمیّه را تجربه می‌کنیم، وقتی لباس سیاه، لباس نجابت زنان باشد و دوچرخه سواری و آب‌بازی و بادبادک‌بازی با برخورد پلیسی مواجه شوند، از جشنواره‌های فرمایشی و موسیقی‌های سفارشی برای رنگ بخشیدن به زندگي سياه – سفيد ایرانیان کاری ساخته نیست و ذهن خالی از لذّت یا به افراط در لذّت‌های جسمانی پناه می‌برد یا به وادی لذّت های نشئه ناشی از مواد. نتیجه این رویکرد را در گزارش معاون اجتماعی نیروی انتظامی می‌بینیم که «استان قم بالاترین آمار جرائم جنسی كشور را دارد!»" سوال اول و مهمتر نحوه برخورد و نگاه با چنین گفتمان و بیانی چیست؟ سوال دوم اگه جوابی هم به این حرفهایی که این زده بدید خالی از لطف نیست. در پناه حق پاینده باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید بد نیست به یادداشتی که تحت عنوان «حیا و حریم» داشته‌ام نظر بیندازید از آن جهت که روشن شود فرهنگ اسلامی- ایرانی بنا دارد انسان‌ها خود را در جاهای دیگری غیر از آنچه فرموده‌اید جستجو کنند. متن آن یادداشت، ذیلاً خدمتتان ارسال می‌گردد. موفق باشید

حیا و حریم

نمونه‌ای روشن از جهان گمشده را می‌توان در غفلت از «حیاء» و «حریم» دانست. گوهر زندگیِ اصیل، «حیاء» و رعایت «حریم افراد» است. «حیاء»، موجب می‌شود تا انسان‌ها از آشکارساختن و نمایش و برخوردهای تند پرهیز کنند و «حریم»، نگاهبان مرزها است. حریم، فقط نوعی جدایی نیست. هرچند هاله‌ای را ایجاد می‌کند که مانع تجاوز دیگران باشد، ولی ضمن آن‌که تمامیت آدمی را حفظ می‌کند، حریم دیگران را نیز نگه می‌دارد. زیرا اساساً در صورتی می‌توان حریم داشت که برای حریمِ دیگران هم اهمیت قائل شد. حریم، طرفین را به هم می‌پیوندد، بدون آن‌که در هم‌شان آمیزد. آن‌ها را با هم یکی می‌کند، بی‌آن‌که به اختلاط بگرایند. آن صمیمیت، غیر از اختلاط و ترکیبی است که امروز در جهان مدرن باب شده است. این دو با هم تفاوت جوهری دارند. زیرا صمیمیت واقعی در صورتی میسر است که حریم‌ها حفظ شود.

بازگشت به ادب ایرانی و همدلی اسلامی

4- حریم، شهوات را به «عواطف» و خواست‌ها را به «تمنّا» و توقعات را به «تفاهم» تبدیل می‌کند. حریم، فقط در روابط اجتماعی مصداق نمی‌یابد بلکه می‌توان جوهر آن را در نحوه‌ی همزیستی مرد و زن، در تنظیم فضای خانه، در تقسیم فضای شهر، در لباس پوشیدن، در عفتِ کلام و در تعارف و تواضع جستجو کرد، با نحوه‌ای از سازش و سکوت و بردباری.

حریم، حافظ خلوت فرد است و بستری است برای شکفتگیِ ذهنی، فضایی است که امکان سیر در حالات درون را به انسان می‌دهد و همان‌طور که امروز با روح غربی، محیط زیست در معرض نابودی است، خلوت درونی انسان‌ها هم در معرض آلودگی است. زیرا حریمی که حافظ محیط ذهنی است مورد اصابت قرار گرفته و به اعتباری دیگر گمشده است.

حریم، عامل مؤثر در ایجاد هماهنگی ناشی از طلب یگانگی با مبدء هستی و طبیعت و اجتماع انسان‌ها است. هماهنگی در صورتی میسر است که هیچ‌چیز از مقام خود فرو نیفتد و جای دیگری را نگیرد و اختلاط پدید نیاید و موقعی که همه‌چیز در جای خود است، تصرف، تعدّی و رقابت از میان می‌رود و در غرب این نوع هماهنگی به هم خورده و تبدیل به نظام مدنی شده و برخوردها و اجتماع‌ها در قالب ساعت ملاقات و قرار قبلی شکل گرفته و ساعت، حاکم بر روابط عمومی شده است و آنچه نوعی رابطه‌ی عاطفی بود، به ارتباط قانونی و فرمول‌های خشک آداب تبدیل شد. در نتیجه طبقه‌بندی‌هایی که از این راه به‌وجود آمد دیگرحریم نبود، فاصله بود و مرزهای جدایی به صورت قراردادهای قانون بر ما تحمیل گشت و از آن طرف آن صمیمیتِ مقدس مبدل به آمیزشی شد که دیگر نه مرزی می‌شناسد و نه حریمی و بعضاً این نوع به ظاهر صمیمیت چه اندازه به خشونت مبدل می‌شود. با حضور در فرهنگ غربی، به نام انتقاد نه‌تنها چیزی برای هم باقی نمی‌گذاریم و زخم‌های التیام‌ناپذیری بر روان همدیگر وارد می‌کنیم، بلکه با خشونت‌های مشمئزکننده، بی‌ادبی را به نهایت می‌رسانیم، زیرا در ادب غربی فقط رعایت اصول اجتماعی و مدنی، ادب به حساب می‌آید و این غیر از آن فروتنی است که مجال شکفتگی به دیگران می‌دهد. ادب غربی، زائیده‌ی همکاری قانونی است و ادب ایرانی‌اسلامی، پرورده‌ی همدلی و همدمی است. انقلاب اسلامی، مسیر برگشت به ادب ایرانی و همدلی اسلامی است.

حیاء؛ بازتابی از «راز»

5- حالتی که حریم را آشکار می‌کند و جان می‌بخشد، «حیاء» است. حیاء احساسی آمیخته با «راز» است. حیاء می‌پوشاند و می‌گشاید و از نمایش می‌پرهیزد. حیاء، نحوه‌ی بروز حریم است و به یک اعتبار کاشف است و به یک اعتبار حاجب.

جامعه‌ای که افراد آن آراسته به «حریم» و «حیاء» باشند، جامعه‌ای است گشوده به راز. حیاء، بازتابی است از وجهِ رازآمیز عالم در حریم ارتباطات اجتماعی.

زنی که پوشش لازم به تن دارد و بدون شتابزدگی، خرامان راه می‌رود، ضمن آن‌که خود را پوشانده، به حرکاتش دو چندان معنا می‌دهد. زیرا آن نوع پوشیدگی در حین دفع، نوعی به ظهورآوردنِ حیاء و وقار و رعایت حریم‌ها نیز هست. به همین جهت در جامعه‌ای که حریم واقعی باشد، حیاء نیز هست.

در حریمِ میان زن و شوهر، در سکوتی که استاد را به طالب دانش پیوند می‌دهد، در فروتنی میان دوستان، در احترام فرزند به والدین، نوعی محوشدن است در برابر دیگری، مثل محوشدن ماده‌ی تابلوی نقاشی در صورت‌های تابلو، از آن جهت که آن رنگ از آن به بعد خود را در کلیّت تابلوی نقاشی‌شده احساس می‌کند. و این‌ها همه در فضای تمدنی خاصی صورت می‌گرفته که امروز از منظر ما پنهان شده و تنها امیدی که برای برگشت آن جهان گمشده در میان است، به تحقق‌رسیدن اهداف انقلاب اسلامی است.

23889
متن پرسش
سلام: وقت شما بخیر. کانال لب المیزان رو خوندم. بتازگی با آثار استاد طاهرزاده آشنا شدم یک دوره کتابهای ایشون را تهیه کردم. وقتی کانال رو میخوندم تحت تاثیر قرارگرفتم. کتاب عالم بقیه اللهی رو خوندم که عالی بود. اما الان سوالم اینه که من یک بنده روسیاه و گنهکار هستم سنم ۴۵ و تازه فهمیدم تو عالم چی به چیه هر گناهی که بگید انجام دادم. ایا من هم میتونم قدم در این راه بگذارم یا اینکه باید آماده ورود به به آتش دوزخ باشم!؟ آیا امیدی هست؟ نفسم خیلی زیاد پررو و سرکشه در کنترل نفسم ناتوانم. فقط امید عنایت خداوند دارم. لطفا کمکم‌ کنید چطور شروع کنم. آیا راهی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرف‌ها چیست؟!!!

عاشق شده ای، ای دل سودات مبارک باد / از جا و مکان رستی، آنجات مبارک باد

از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا مُلک و مَلَک گویند، تنهات مبارک باد

ای پیشرو مردی، امروز تو برخوردی / ای زاهد فردایی فردات مبارک باد

کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد / حلوا شده ای کلی حلوات مبارک باد

در خانقه سینه غوغاست فقیران را / ای سینه بی‌کینه غوغات مبارک باد

این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد / دریاش همی‌ گوید دریات مبارک باد

ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد / ای طالب بالایی بالات مبارک باد

ای جان پسندیده جوییده و کوشیده / پرهات بروییده پرهات مبارک باد

خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی / کالای عجب بردی کالات مبارک باد

موفق باشید

23419

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در شرح رساله الولایه در بحث اعتباریات چند سوال برایم پیش آمده: ۱) در جایی فرمودید که مالک و مملوک است که مالکیت را محقق می کند یعنی مالکیت اعتباری است که ریشه در دو حقیقت مالک و مملوک دارد همچنین رکوع و سجود است که نماز را محقق می کند. (یعنی نماز اعتباری است که ریشه در رکوع و سجود دارد) البته نتیجه داخل پرانتز را با توجه به قاعده گفته های خودتان گرفتم. در جایی دیگر گفتید که نماز اعتباری است که ریشه در دو حقیقت قبل از دنیا و بعد از دنیا دارد. الان اینجا تناقضی به وجود آمده: گفته اول فرمودید که حقیقت نماز رکوع و سجود است ولی در گفته دوم فرمودید که حقیقت نماز قبل و بعد از دنیاست. خواهش می کنم توضیح بفرمایید. ۲) آیا هر اعتباری ریشه در دو حقیقت دارد؟ مثلا نمی شود که ریشه در یک حقیقت یا سه حقیقت داشته باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با نظر به خود نماز که حضرت ربّ العالمین آن را برای به ثمررساندن عبودیت انسان‌ها اعتبار کرده، رکوع و سجود است که نماز را نماز می‌کند و با این نظر، رکوع و سجودْ حقیقتِ نماز می‌شود ولی این موضوع، اعتباری‌بودنِ نماز را که مُعتبِر آن حضرت حق است، نفی نمی‌کند. ۲. اعتبارات قدسی ریشه در نفس‌الأمر یا حقیقت دارد حال حقیقت آن یکی باشد یا بیشتر، بستگی به نسبت آن دارد که به چه چیز نظر می‌کند. موفق باشید

22791
متن پرسش
سلام: آیا درون ما انسانها همان گنجی است که می فرماید «کنت کنز مخفیا» و این همان کمشکات است که در زجاجه هست؟ به راستی چقدر ما و خدا شبیه هستیم؟ چگونه این را حل کنیم که هم عاشق خود باشیم و هم دچار کبر و انا الحقی نشویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ربّ العالمین همان گنج مخفی است که از طریق مخلوقات به‌خصوص انسان به ظهور می‌آید. لذا اگر به انوار ربّ العالمین در خود بنگریم، خود را نمی‌یابیم که منجر به کبر شود. موفق باشید

21186
متن پرسش
سلام استاد: اینکه در قیامت بدن قیامتی خود حقیقت است پس چرا باز هم می گوییم بدن قیامتی من؟ از طرفی فرمودید یک نار داریم که بدن را می سوزاند و یک نار که جان را یعنی یه من و یک بدن و دوگانگی در میان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ناری که در قیامت بدن را می‌سوزاند از جنس عقاید فاسد و اخلاق رذیله است. لذا وقتی بدن و جان در قیامت یکی باشد همان ناری که جان را می‌سوزاند یعنی عقاید فاسد و اخلاق رذیله؛ اطراف انسان گناهکار را نیز در بر می‌گیرد و بدن او را نیز می‌سوزاند. زیرا در قیامت دوگانگیِ بین جسم و روح مطرح نیست، همان روح است که صورتِ بدن پیدا کرده است. موفق باشید  

21007
متن پرسش
با عرض سلام و ارادت خدمت استاد ارجمند: سوال بنده در خصوص نحوه ی عبادت شش هزار ساله ی ابلیس است. با توجه به اینکه صادر اول وجود مبارک نوری محمد (ص) بوده و قاعدتا عبادت ذات مقدس پروردگار بدون ملاحظه و توجه به این وجود مقدس امکان پذیر نبوده، و از طرفی می دانیم که ابلیس استکبار از چنین تمکینی داشته، پس چگونه توانسته در این شش هزار سال عبادت مقبولی انجام دهد که مرتبه ی او را تا ملائک ارتقاء داده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل عبادت بعضی از صوفی‌ها که بدون معرفت لازم، نتایجی در حدّ داشتن کرامت به‌دست می‌آورند، بدون به‌دست‌آوردن هرگونه فنایی و بدون زیرپاگذاردن کبر و استکبار خود. موفق باشید

20761

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام: بنده در اربعین پارسال احساس می کردم تمام عراق محضر اباعبدالله و حضرت امیر است. امسال این حال را نداشتم البته پارسال بی ادبی کردیم و حوایج خواستیم امسال نکردم نتوانستم دعا کنم فقط گفتم هر چه صلاح میدانید از معنویت و دنیا می دانید آقا زمام امور را به دست کودک نابالغ نمی دهند اما نگرانم که امسال چه شد که برخی احوالات پارسال نبود. سپاس بسیار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این امور در اختیار ما نیست. کار ما انجام وظیفه است تا خدا هرطور خواست با بنده‌اش عمل کند. موفق باشید

20027
متن پرسش
سلام و ارادت خدمت استاد عزیزم: استاد اگر 4 سال آینده یا 10 سال آینده، رئیس جمهور و دولتی سر کار بیاید که از بن دندان معتقد به تمدن نوین اسلامی باشد و هدف اصلی آن تشکیل دولت اسلامی باشد، با توجه به این که جنابعالی می فرمایید «تاریخ» ظهور برخی از لوازم تمدن اسلامی هنوز فرا نرسیده، سئوال این حقیر اینجاست که آیا وجود چنین دولتی در آینده آیا انقلاب اسلامی را به هدف متعالی خودش یعنی تحقق تمدن اسلامی نزدیک می نماید یا خیر؟ یا کماکان باید منتظر ظهور شرایط تاریخی باشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم آینده‌ی انقلاب اسلامی به سوی تمدن اسلامی است و به مرور در حالِ تحقق است، هرچند با حجاب‌ها و تنگناهایی روبه‌روست که آن‌ها را پشت سر می‌گذارد. موفق باشید

19919
متن پرسش
سلام استاد جان: 1. بنده در مسیر معنوی نگرانم که به جایی مثل بزرگان نرسم و همچنین دوست دارم ثروتمند ترین فرد جهان باشم مثل آیت الله بهجت این نگرانی خوب است یا به قول آیت الله بهجت دنبال مقامات معنوی بودن انسان را به جهنم می برد - همچین چیزی - لذا برای خودم دعا می کنم، گریه می کنم، و طلب می کنم و... خوب است؟ لطفا اگر کوچک ترین اشکالی هست بفرمائید که مکائد نفس ظرافت دارند. 2. همین امر باعث شده بیشتر به فکر خودم باشم نه دیگران آیا این هم خودبینی است؟ 3. به فکر مقامات معنوی باشم؟ 4. بیشتر به فکر خودم باشم یا دیگران؟ اولویت با چه کسی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر بندگی و انجام وظایف شرعی و دقت در معارف الهی، هرچه پیش آمد، خوش آمد. موفق باشید

16897
متن پرسش
سلام استاد عزيز: همان طلبه ی همیشگی ام که زیاد مزاحمتان می شوم. ولی قول می دهم پس از این سوال، دیگه زیاد وقت شریفتون رو نگیرم. استاد با عرض شرمندگی، یک سوال راجع به خوب بودن یا نبودن شهوت شهادت، قبلا از محضرتان پرسیدم که جواب ندادید اگر میشه اون رو جواب بدید. چه کار کنیم شهادت نصیبمون بشه؟ شهدا چه کار کردند که خدا انتخابشون کرد؟ استاد به خدا خیلی وقته شب ها خوابم نمی بره؛ یکسره فکرم شده این که نکنه مرگ ما به غیر از شهادت باشه؟ استاد خیلی می ترسم که شهید نشیم، می ترسم. استاد تو را به خدا بگو سِرّ شهادت چیه؟ استاد نکنه شهید نشیم. به قول یکی از شهدا که فرمود: سعی کنید شهید بشید، اگه شهید نشید می میرید. استاد می ترسم، خیلی می ترسم، نکنه شهید نشیم استاد. نکنه از قافله شهادت جا بمونیم. نکنه تو این قیل و قال ها و تو این درس و بحث ها گیر کنیم و جا بمونیم از شهادت. شهید آوینی رحمة الله فرمود: «اگر خداوند متاع وجود تو را خریدنی بیابد، تو را در هر کجا که باشی و در هر زمان با شهادت بر می گزیند.» استاد، آن متاع وجودی که خدا خریدارش هست، چیست؟ آیا اخلاص است؟ آیا قلب سلیم است که از همه ی وابستگی ها آزاد شده و فقط در بند محبوب است و خدا بنا بر قاعده ی «قلب المؤمن عرش الرحمن»، می خواهد بر عرش آن، استیلا بیابد؟ یا آن متاع، حب الحسین علیه السلام است که با جاذبه اش، شهدا را به قتلگاه عشّاق کشانده است. خیلی دوست داشتم از نزدیک با شما راجع به شهادت در و دل می کردم ولی حیف است که وقت شریف شما که صرف همچون منی بشود. یا زهرا. ای مادر شهیدان. ای لیلة القدری که کسی تاب و توان درکش را ندارد. ای کسی که شهدا در لحظه ی شهود، نام مبارک شما را بر زبان می آورند. ما که متاع خریدی در و وجودمان نیست. تنها سرمایه ای که داریم عشق شما و فرزندتان حسین علیه السلام است. هر که نداند من که می دانم شما با اشاره تان شهدا را انتخاب می کنید و با دستان پر مهرتان این لاله های سرخ را از زمین دنیا می چینید، شهادت را نصیب ما هم بفرما.
متن پاسخ

بسمه تعالي. سلام علیکم: آنچه كه انسان را به عالي‌ترين مقام كه عبوديت هست مي‌رساند ورود در جاده‌ي عبوديت است حال هرچه پيش آمد آنچه سخت است صبر بر عبوديت است و اين است آن كوره‌اي كه انسان را ذوب مي‌كند و خالص مي‌نمايد در هر شرايطي كه هستيد سعي كنيد فقط بنده‌ي خدا باشيد تا خداوند بهترين گشايش‌ها را در مقابل شما قرار دهد. موفق باشيد

16263

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: ذکر «لا حول ولا قوه الا لله» را می توانیم اینگونه بگوییم که در هر جا و هر کاری فقط و فقط ذات انتخاب با من است و نیرو و راهبرنده اصلی خداست؟ و در اصل من با نیروی خدا جلو می روم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. با این نظر که جهت انتخاب ما نیز به کمک حق اصلاح می‌شود. موفق باشید

16000
متن پرسش
با سلام: با توجه به آیه ۶۳ احزاب این طور فهمیده می شود که پیامبر (ص) علم به قیامت ندارد چطور ممکن است به این که قیامت جز شئون وجودی آن حضرت است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیه‌ی مذکور روشن می‌کند که پیامبر خدا نسبت به زمان وقوع قیامت علم ندارند لذا در آخر آیه می‌فرماید تو چه می‌دانی؟ شاید قیامت نزدیک باشد. موفق باشید

12879
متن پرسش
سلام علیکم استاد: از کجا بفهمیم توبه ای که کرده ایم مورد قبول واقع شده و چطور حب دنیا رو از دلمون بیرون کنیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود خداوند فرموده است «توّاب» است. لذا دلیل ندارد که ما وقتی از سر صدق به گناهانی که شریعت الهی متذکر شده است، پشت کرده باشیم، حضرت توّاب به ما نظر نیندازد؟! گفت: «تو مگو ما را به آن شه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست». موفق باشید

نمایش چاپی