بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
10121

معنای نفاقبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با عرض ارادت استاد درباره آیات 60 و 61 سوره احزاب سوال داشتم. بالاخره منِ نوعی ممکن است قلبم هنوز نوعی نفاق داشته باشه و یا در قلبم مرض باشد، آیا شامل خطاب آیه 61 می شویم؟ 2. ممکن است ما به آن مرحله از ایمان نرسیده باشیم که مظاهر آیات الهی را در عالم مشاهده نماییم این به معنی پوشاندن و نوعی کفر محسوب می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دقت بفرمایید موضوعات آیات مذکور به رویکرد آن‌ها نسبت به نظام اسلامی نظر دارد که چون از نظر تمدنی هنوز نظام جاهلیت را قبول دارند مردودند، نه از آن جهت که هنوز فضائل اخلاقی لازم را به‌دست نیاورده‌اند. موضوع، موضوع رویکرد است که آیا معتقد به نظام اسلامی هستید؟ و یا چون فرماسیونرها در عین پذیرفتن عبادات فردی اصالت را به تمدن غربی می‌دهید؟ موفق باشید
9501
متن پرسش
سلام استاد معظم: آیا فرهنگ را میتوان اینگونه معنا کرد: «قرار گرفتن انسان ها در عالم اسلام که ورود به این عالم به صورت دست جمعی البته نازله آن که در سال 57 شکل گرفت. و ما باید در این برهه از تاریخ با شناخت کامل از زمانه قلب خود را همچون امام، آماده کامله شدن این عالم قرار دهیم. لطفا تعریف و راهکار خود را جهت ایجاد فرهنگ ارائه نمائید و کتب مربوطه را ذکر فرمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌گویند حدود چهارصد تعریف از فرهنگ و تمدن شده است. شاید ما در تعریف فرهنگ اسلامی بتوانیم بگوییم آن نوع رویکرد و آدابی که جامعه مبتنی بر اتحاد بین مُلک و ملکوت در ذیل شریعت اسلام در بین خود شکل داده فرهنگ اسلامی است که در حال حاضر از طریق انقلاب اسلامی به فعلیت می‌رسد. موفق باشید
7991

مکتب تفکیکبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز 1- می خواستم در مورد شخصیت شیخ حسن میلانی و نظریاتی که علیه فلسفه دارن را را از نظر شما بدانم. 2- ایشان تقریبا بزرگان ما را و انقلاب را نقد کرده اند از قبیل( شهید مطهری-علامه طباطبایی-امام خمینی و ......) آیا کار ایشان هدفی سیاسی دارد و یا فقط شبهه علمی دارند؟ 3- چرا به شبهات این مرد پاسخی درست و محکم دادن نمی شود؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- بنده به ایشان گفتم یک ماه تشریف بیاورید تا به شما فلسفه و عرفان درس دهم و تصورات غلط شما را تصحیح کنم، بعداً در مورد فلسفه و عرفان نظر دهید، ولی نیامدند 2- هرچه هست روش ایشان عالمانه نیست 3- سایت آقای وکیلی در مشهد به طور مفصل این شبهات را جواب داده‌اند در سایت http://www.erfanvahekmat.ir/. موفق باشید
1550

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحم الرحیم سلام استاد با صحبت هایی که در جلسه ی سلوک در ذیل اندیشه امام خمینی کردید من گیج شدم و سوالایی برام پیش اومد که نمی دونم چه طوری برطرف کنم منظور از خارج و ذهن چیست؟ چرا لیوان و در و دیوار هست، نیستند و عدم هستند؟مگر غیر از این است که اون ها هم ماده هستند و خدا اون ها رو خلق کرده چرا پس می گیم نیستی؟آیا منظور وجودشون هست؟یعنی وجود ندارند؟اگر وجود ندارند پس چی دارند؟ مگر نگفتید که لیوانی که هست اون ذهنیتی است که ما ازش داریم پس یعنی لیوان در خارج وجود نداره؟پس اون چیزی که ما می بینیم و دستمون لمس می کنه چیه؟چرا ما درخت رو شی می دونیم اما میز ساخته شده از درخت رو شی نمی دونیم؟مگر می شه اون میز هم حمد و ستایش خدا رو نکنه؟مگر مخلوق خدا نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده در همان جلسه‌ی اول عرض کردم مخاطب ما در آن جلسات باید کسانی باشند که مباحث قبلی را کار کرده اند تا از اصطلاحات سر در بیاورند. پیشنهاد می‌کنم جنابعالی به مباحث «ده نکته از معرفت نفس» و «برهان صدیقین» مراجعه فرمایید. موفق باشید
29239
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در پاسخ سوال ۲۹۲۲۹ نکته ای دیگری را که حقیر باید یادآور شوم این است که بعضی از عرفا و ... با اشعار قرآنی نه تنها عقل بلکه در وادی قلب رفته اند، بنده بیشتر سوالم روی این نکته است که آیا هنر شعرگویی ذاتا هنری است که به صورت محض به خیالات می برد، یا بستگی به سبک و محتوا و ... شعر دارد؟ آیا اصلا هنر شعرگویی می تواند در خدمت قرآن در بیاید و مثل صوت و لحن و ... که برای زیبا ارائه دادن قرآن است، استفاده می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید این کار ممکن می‌باشد. زیرا پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «إنَّ مِنَ الشِّعْرِ لَحِکْمَةً، والْحِکْمَةُ ضالَّةُ المُؤْمِنِ». آن شعر شعری است که بحق حکمت باشد و حکمت ضالّهٔ مؤمن بود. و از طرف دیگر قرآن کتاب حکمت است. موفق باشید

27047

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد صفایی حائری فرمایشی دارند که برای شروع و در ابتدای سلوک و حرکت بسمت کمال، نیاز به یقین نیست و نباید در یقین کردن معطل ماند بلکه حتی در قرآن داریم «الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» یعنی حسن ظن دارند و وارد این وادی می شوند. این حسن ظن چه تفاوتی با ظنون و گمان های دیگری دارد که حتی مذموم است و باعث سیطره وهم و خیال شده و در آموزه های دینی نیز مذموم است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف آن مرحوم حرف درستی است. در رابطه با ظنّ مذموم به جواب سؤال شماره‌ی ۲۷۰۴۶ رجوع فرمایید. موفق باشید

24332
متن پرسش
با عرض سلام. در ادامه پرسش ۲۴۲۷۳: خیلی ممنونم استاد عزیز. بنده مطلب مربوط به ما فی الانسان و ما فی الشرایط رو از مرحوم حائری شیرازی خواندم. البته آن مطلب در کتاب «انسان شناسی» ایشان بود که بر روی سایت دفتر حفظ و نشر ایشان قرار گرفته. اما سوال این است که ما فی الانسان فرزند چگونه الهی و مقدس می شود؟ آیا باید چله گرفت؟ نیت کرد؟ دعای خواصی وجود دارد؟ لطفا راهنمایی ام کنید. بنده بگوشم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این امر در اختیار ما نیست. مربوط به انتخاب خود جنین است و آن‌چه در زندگی دنیایی برای خود انتخاب کرده‌است. همان‌طور که آیت‌الله حائری شیرازی می‌فرمایند:‌ والدین تنها ما فی الشرایط هستند تا اگر فرزند خواست انتخاب‌های خوبی بکند و آن‌ها شرایط ایمانی را در زندگی فراهم کرده‌باشند او راحت‌تر این کار را انجام می‌دهد و مثال‌هایی در رابطه با فرزند حضرت نوح و حضور حضرت موسی در دربار فرعون رامی‌زنند. موفق باشید

23849

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض تبریک اعیاد شعبانیه. ۱. لطفا بفرمایید در آیه سی هفت سوره آل عمران که حضرت زکریا علیه السلام با ضمیر هذا و اشاره به شیء از حضرت مریم علیها السلام با ضمیر هو و اشاره به شخص پاسخ دادند منظور ایشان چه بوده است؟ ممنونم ۲. لطفا در مورد اینکه این عالم نازله عوالم بالاتر خود است توضیحی بفرمایید. ۳. نظر شریفتان در مورد صحبتهای آقای مهدی نصیری چیست؟ ممنونم التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. «هذا» اشاره به آن رزق غیبی دارد و چون برای آن ارزش حیاتی قائل بودند با ضمیر «هو» به آن اشاره کردند. ۲. در این مورد خوب است به کتاب «برهان صدیقین» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. ۳. نمی‌دانم کدام یک از صحبت‌های ایشان را می‌فرمایید. در مورد مخالفت ایشان با فلسفه، بنده با ایشان همراهی ندارم. موفق باشید

23836
متن پرسش
سلام: می خواستم ببینم این پیام که به مناسبت دوازده فروردین توی واتساپ دست به دست شده، صحت داره یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مؤمن! چیزی نفرستاده‌ای؟!! موفق باشید

23316
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد ارجمند: لطفا بفرمایید چگونه و با چه استدلالی باید مواجه شویم با نوجوانان و جوانانی که عدالت خداوند را زیر سوال می برند با این توجیه که این همه قتل و خونریزی و جنایت در دنیا اتفاق می افتد؟ اگر مسئله اختیار انسان هم مطرح شود برایشان قابل پذیرش نیست جنایات امثال داعشی ها و سعودی ها در قبال زنان و کودکان و ... بی دفاع سوریه و یمن و ...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال ابتدا باید انسان متوجه‌ی حکمت حضرت ربّ العالمین شود تا در بستر حکمت خالق هستی، رازِ این نوع مشکلات را جستجو کند و عملاً به توحید و بصیرتش افزوده شود وگرنه اگر نتواند متوجه‌ی حکمت الهی بگردد، همواره در این سرگردانی خواهد ماند. موفق باشید

22556
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: ببخشید بعد از خواندن سوال 22537 و جواب شما چند تا سوال برام پیش اومد: اول اینکه چرا رهبری با این که می دیدند تیم مذاکره کننده در برجام خط قرمزهای ایشان را رعایت نکرده، باز هم اجازه دادند که رآکتور اراک را تخریب کنند؟ چرا خود رهبری راضی به این کار شدند؟ یا مثلا مورد دیگه مورد تحریم ها بود. رهبری تأکید داشتند که باید تمام تحریم ها برداشته بشه ولی بعد مشخص شد که تو برجام چنین چیزی نیست. چرا با این که این خط قرمز هم در برجام رعایت نشد، باز ایشان برجام را قبول کردند؟ و حتی همین الان هم ایران از برجام خارج نشده؟ چرا علی رغم اینکه تحریم ها به طور کامل برداشته نشده و علی رغم اینکه ما خط قرمزهایمان را کنار گذاشتیم باز هم برجام را قبول داریم؟ من متوجه نمی شم که دلیل این کار چیه؟ مخصوصاً که همون طور که خودتون گفتید رهبری در کلیات مسائل نظر می دهند و الان برجام با وضعیتی که داره و تحریم های جدید آمریکا در نیمه مردادی که گذشت و نیمه آبان که می رسه، باز هم ما برجام را ادامه می دهیم؟ وقتی ما هم خط قرمزهامون کنار گذاشتیم و هم به نتیجه ای که می خواستیم نرسیدیم، دلیل ادامه برجام چیه؟ مخصوصا که دیگه الان خود رهبری هم قبول کردند که اشتباه کرده اند اجازه دادند خط قرمزهای ما نقض بشه چرا این اشتباه را ادامه می دهند؟ ممنون از توضیحی که می دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که بعداً معلوم شد در متن انگلیسیِ قرارداد ضعف‌های اساسی وجود دارد و خط قرمز ها به جهت اعتماد به آمریکا رعایت نشد و به همین جهت آقای دکتر ولایتی که تا این اواخر مؤید برجام بودند، دادشان در آمد. حالا هم در مورد خروج از برجام، نظام در حال تأمل و تفکر است که آیا غرب حاضر است جبران خساراتی را که آمریکا بر شرکت‌ها وارد می‌کند، بدهد یا نه؟ آن‌چه هست فعلاً زمینه برای مانور جمهوری اسلامی با کمک روسیه و چین و تا حدّی اروپا فراهم است. ظاهراً نقش تاریخیِ انقلاب اسلامی در این صحنه‌ها نیز دارد به ظهور می‌آید. موفق باشید

22302
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: استاد بنده دانشجوی فیزیک هستم و به فلسفه علاقه مند و طالبم که هر موضوعی را که مطالعه می کنم در مواردی که مربوط به اصول فیزیک است نظر اسلام را هم بدانم. امیدوارم که شما پاسخ سوالاتم را بدهید. سوال بنده این است که آیا در عالم ماده چیز ثابتی وجود دارد؟ آیا همه چیز در عالم ماده تشکیکی است و نهایت آن چیز که تنها مربوط به عالم ماده است (شاید نمی دانم) را می توان به عنوان ثابت در نظر گرفت به عنوان مثال سرعت نور در عالم ماده (البته در خلا) به عنوان یک ثابت در نظر گرفته شده است آیا این صحیح است یا اینکه معنای این ثابت فعلی این است که توان فعلی ما در این حد است که با ثابت در نظر گرفتن آن کارمان تا آن حدی که دقیق است راه می افتد و نیازی به دقت بیشتر نیست؟ و یک خواهش دیگر استاد جان بنده می خواهم در این فرصت تابستان در مورد قوانین مربوط به عالم ماده و ارتباط آن با عالم معنا مطالعه عمیق تری داشته باشم و حقیقت را از معارف اسلامی جویا شوم تا بتوانم در علم فیزیک بهتر تفکر کنم. لطفا اگر پیشنهادی برای بنده دارید بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- از آن جهت که در حرکت جوهری جناب صدرالمتألهین اثبات می‌کند که ذات و جوهرِ عالم ماده عین حرکت است پس نمی‌توان در عالم ماده به خودی خود به دنبال ثبوت بود به آن معنا که چیزی در مسیر تبدیل قوه به فعل نباشد و اساساً معنی نمی‌دهد که بگوییم همه‌چیز در عالم ماده تشکیکی است زیرا تشکیک، از مقوله‌ی وجود است و عالم ماده یکی از مراتب آن است 2- به نظرم سیر مطالعاتی بر روی سایت بتواند نسبت به هدفی که در پیش دارید، کمک کند. موفق باشید

21904
متن پرسش
سلام علیکم: در کتاب المراقبات ملکی تبریزی که بخش اعمال نیمه شعبان را میخوندم آن جا که به خواندن دعای کمیل سفارش می کنند نوشته که دعاها باید با حضور قلب و توجه کامل خوانده بشه و مانند کسی که فقط الفاظ را می خواند نباشیم و اگر عبارات دعا را موافق حال خود ندیدیم اصلا آن را نخوانیم و در آخر هم نوشته خطری بزرگ متوجه کسی است که هنگام دعا در خواب غفلت است. تکلیف ما که فوقش بتونیم فقط به معنی توجه کنیم چیه؟ و شاید هم بتونیم در همان لحظه خواندن دعا اگر متوجه معنی شدیم آن حالت را به خود بگیریم با اینکه در واقعیت اینگونه نیستیم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرمود: «گرچه بهشت‌اش نه به کوشش دهند / آن‌قدر ای دل که توانی بکوش». به رحمت واسعه‌ی خدا نظر داشته باشید و در حدّ امکان خود عمل کنید. موفق باشید

21713

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: خسته نباشید. می خواستم درباره ی تفاوت عرفان مولوی و حافظ بدانم و اینکه عمق عرفانی کدام بیش تر است و کدام یک آن معارف بلند و عمیق را در شعر خود بروز داده است؟ می خواستم برایمان از این دو بگویید چون برخی از اساتید سعی براین دارند که بگویند مولوی بالاتر است و نمی دانم از این نظر دنبال چه هستند و جالب اینکه دلیل آن را هم بیان نمی کنند حال بنده از شما که در این دو دستی دارید و مانوس هستید می خواستم بیان کنید؟ با تشکر از شما استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساسا بالاتر بودن و پایین‌تر بودن برای چنین عارفانی معنا نمی‌دهد زیرا هر کدام در دستگاه خود در اوج هستند والبته هر کس مناسب ذوق خود می‌تواند به هر کدام که ذوق او اقتضا کرد رجوع نماید و آن‌چه را که یافت، پاس دارد. موفق باشید

21569
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: 1. در سوال شماره 21515 جمله ی بود که اگه امکان داره آن را توضیح بدهید (با جاری شدن صیغه عقد بین دختر و پسر حقیقت رحم که در عرش است بین آنها تجلی می کند و با همدیگر محرم می شوند) واقعاً جای سوال است که چگونه دو انسانی که تا قبل عقد حق هیچ گونه محرمیتی را نداشتند با خواندن تنها یک صیغه محرم ترین محارم بر روی کره زمین خواهند شد؟ 2. جاری شدن صیغه طلاق چه تاثیری در این موضوع دارد؟ 3. آیا کسانی که به هر دلیلی تا آخر عمر ازدواج نمی کنند و از این چنین ارتباط معنوی محروم می مانند، این گونه محرومیت ها ضرری به عبودیت و سیر وجودی آنها نمی زند؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در روایت داریم که «رحم» در عرش جای دارد و عنایت داشته باشید 2- شرط جاری‌شدن صیغه، «إنشاء» است و نه «إخبار». یعنی باید وقتی جمله‌ی «زوّجْتُ» گفته می‌شود، اراده‌ی تحقق آن در میان باشد. البته اگر کسی ازدواج نکند چنین چیزی بین او و دیگری برقرار نمی‌شود ولی ارتباط او با خدا جای خود را دارد. موفق باشید

20432

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا در ماه محرم و صفر این مواردی که ذکر می کنم مکروه است یا گناه دارد انجامش یا نباید انجام داد و باید به وقت دیگری موکول کرد؟ مثلا خرید و فروش طلا، دادن سیسمونی دختر، افتتاح یک کار یا پروژه، دید و بازدید، مهمانی دادن، تفریحات خاص اما سالم، خواندن صیغه عقد دختر بی سر و صدا و صلواتی، می خواهم نظر شرع مقدس و طبق آیات و روایات بدانم آیا انجام این کارها اشکالی دارد؟ چون ماه حزن اهل البیت است و البته تو دهه ها نباشد، مثلا خواهر بنده تو ماه محرم بعد از دهه عقد کرد ولی بی سر و صدا، ایشون تو زندگیشون خیلی مشکل دارند و تا طلاق هم پیش رفتند، همه می گویند به خاطر بی حرمتی به اهل البیت (ع) است که تو این ماه عقد کردید و به هرحال شاد شدید ولو بی گناه و صدا، می خواهم بدانم اینها ریشه شرعی دارد یا نه؟ کاری به اعتقاد عرف ندارم چون عرف خیلی نظرها دارند. سوال دوم اینکه چه کنیم مغلوب نظر عرف نباشیم بعضی حرفهایشان که به نتیجه می رسد تلقین یا باور ما را زیاد می کند و بدون نگاه به شرع می پذیریم لطفا راهنمایی کنید راه درست کدام است؟ خدا خیرتان دهد. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بی‌احترامی و بی‌حرمتی به اهل‌البیت«علیهم‌السلام» به این نیست که ما از زندگی معمولی و امورات آن خارج شویم و عقد و ازدواج از لوازم زندگی است. آری! نباید با شادی‌های افراطی در ماه محرم و صفر همراه باشد 2- هر اندازه انسان با اصول عقلی و شرعی آشنا باشد، به همان اندازه تحت تأثیر نظرات عرفی قرار نمی‌گیرد. موفق باشید

20392
متن پرسش
با سلام: در مورد «خود» انسان گفته می شود که از ماهیت مبراست و فقط هستی دارد. آیا وجودی که از ماهیت مبراست و هستی محض است، همان وجود مطلق نیست؟ یعنی «خود» انسان کمال مطلق است؟ پس نقایص وجودی ما از کجاست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «وجود» در عین تشکیکی‌بودن از ماهیت مبراست چه وجودِ نازله باشد و چه وجود عالیه. موفق باشید

20052
متن پرسش
مساله ازلی و ابدی بشر زمینی این روز ها زیاد با دوگانه «قدسی و عرفی» یا مادی و الهی یا زمینی و آسمانی یا حتی می توان دوگانه تفکر و تاریخ یا تفکر و سیاست را هم از همین سنخ دانست.‍ دم خور هستم. تقریبا در هر رشته ای از علوم با این مساله و دوگانه مواجه می شویم. خلاصه اینکه یک طرف ماجرا خداست و طرف دیگر انسان. این دوگانه ها به نحوی طرح می شوند که امکان جدایی و انفکاک بین خدا و بشر وجود دارد. البته حرف بیجایی نیست البته در ساحت تشریع و نه تکوین. چه اینکه در مقام تکوین همه موجودات عین الربط به خدای تعالی هستند. و اتفاقا همین جا هم می توان این دوگانه را طرح کرد. اگر ما تکوینا عین الربط به الله هستیم پس چرا در تشریع خراب می کنیم. و اصلا تشریع برای چیست؟ چرا ما در عالم واقع و زندگی خارجی خود این عین الربط بودن مشهود نیست؟ یا به تعبیر دیگر چرا عمل ما همیشه مطابق با نظرمان نیست؟ از اول خلقت که با نبی خدا شروع شده است مساله همین بوده یعنی در تمام تحولات بشری از صدر تا ذیل تاریخ که بنگریم دعوا بر سر همین موضوع است. دعوای ما در مشروطه همین بوده در انقلاب هم همین است. و اصلا در رنسانس هم دعوا همین بوده. تقدیر الهی بر این بوده و هست که بشر زمینی که هبوط کرده است و در قوس نزول پایین آمده است در قوس صعود بازگردد و دوباره الهی شود. لذا انبیا را فرستاد (تذکر این نکته بد نیست که با همین نگاه به خطبه های نهج البلاغه پیرامون فلسفه نبوت رجوع نماییم) حالا سوال این است که چگونه و با چه مکانیزمی قرار است بشر زمینی الهی شود. (البته توجه داریم که تعبیر بشر زمینی به معنای بشر منقطع از الله نیست) در پاسخ گفته می شود با تدین به ادیان الهی بشر الهی می شود. (بد نیست با همین نگاه به مساله تعدد ادیان در طول هم نگاه شود. در واقع بپذیریم که دین امری تاریخی است البته نه به معنای لیبرال کلمه) باز سوال می پرسیم که چگونه باید دینداری کرد؟ آیا دینداری مثل آموزش رانندگی است که با رعایت یک سری قوانین روتین و شناخت اجزای اتومبیل حاصل شود و پس از مدتی تمرین و با ملکه شدن رانندگی دیگر مشکلی نباشد؟ اگر دین اینگونه باشد که چه جذابیتی دارد؟ و اصلا چه نو به نویی برای بشر با چنین دینی حاصل می شود؟!! اما به نظر می رسد اگر دینداری اینگونه باشد تاکیدات بیش از اندازه اولیا دین بر مقوله بصیرت بی وجه می باشد. (اساسا مساله ثابت و متغیر دین هم از همین زاویه نگاه تولید می شود) دو پاسخ به این مساله داده شده است. پاسخ اول که مقدم است پاسخی است که دینداران به مساله داده اند. یعنی همین که دین که مشخص است چیست عمل کن برو جلو. پاسخی از سر ساده انگاری و سهل اندیشی. یعنی در این دوگانه فقط خدا را دیده و بس. و این طرف موضوع اصلا مهم نیست برایش. پاسخ دوم را که موخر است بشر جدید بعد از رنسانس با لیبرالیزم و اومانیزم و سکولاریزم داده است. یعنی بر عکس گروه نخست طرف خدا را کلا نادیده انگاشته است و بشر را دیده فقط. من الان صرفا در صدد طرح دوگانه الهی و زمینی نیستم. این دوگانه را که خیلی ها بهتر از من می شناسند و فورا پاسخ می دهند باید الهی شد و بس. به فرض پذیرش این پاسخ! باید گفت صحبت در چگونگی دینداری است نه در اصل تدین. آیا این پرسش عبارت اخری عقل تاریخی است؟ اگر انقلاب اسلامی مسیر سومی باز نکند چه ارزشی دارد؟ از اینکه پراکنده گویی شد عذرخواهم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که انسان دارای ابعاد مختلف است و همواره باید سیر به فعلیت‌درآوردنِ جنبه‌ی امکانیِ خود را ادامه دهد، نمی‌توان گفت عمل ما مطابق نظرمان نیست بلکه باید متوجه بود وجوه مختلفی داریم که هر وجهی عمل خاصی را به صحنه می‌آورد. نکته‌ی اصلی سؤال که به قول شما گشودن مسیر سومی از طریق انقلاب اسلامی است؛ بسیار نکته‌ی مهمی است و بحث در مورد آن هم از حدّ یک سؤال و جواب بیرون است. همین اندازه بدانید که بعد از رنسانس بشری در کلّ عالم متولد شد که بیشتر معنای خود را در زندگی شهری دنبال می‌کرد و شهر به معنای جدیدش وارد تاریخ شد و امثال هگل بسیار متفکرانه در این مورد فکر کردند و طرح جامعه‌ی مدنی به آن شکلِ خاصِ خود را به میان آوردند که از یک طرف جواب تمایل زندگی شهری را می‌داد و از طرف دیگر باورهای دینی امری شخصی و فردی می‌شد. زیرا از نظر هگل، دین توان جواب‌گویی به شرایط جدید و طرح نقشه‌ی راه برای زندگیِ جدید نبود. و در این فضا است که انقلاب اسلامی به میان آمده است تا در تاریخ جدید که بشر معنای خود را در نوعِ دیگری از زندگی دنبال می‌کند؛ که دیگر زندگیِ قبیله‌ای نیست؛ آموزه‌های دینی را راه‌کارِ همین زندگی جمعی بداند و در این مورد ما باید به طور جدّی فکر کنیم. زیرا در مقابل‌مان سه نوع زندگی وجود دارد یا زندگی سکولار و شخصی‌کردنِ دین، چیزی که متفکران غربی بدان رسیدند. یا این نوع زندگی که فعلاً در آن قرار داریم که مسلّم بدترین نوعِ زندگی است و 200 سال است روشنفکران می‌خواهند ما را با غربی‌کردن از این مشکلات برهانند و موفق نمی‌شوند و یا نوعی از زندگی که حضرت امام روح‌اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» بر آن تأکید دارند که همان انقلاب اسلامی است و در تحقق آن هنوز ما خونِ دلِ لازم را نخورده‌ایم و به جدیّتِ ضرورت تحقق آن نرسیده‌ایم. موفق باشید

19656
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار الان یک کتاب دستم رسیده با عنوان "ابن عربی از نگاهی دیگر"(تحقیقی جامع پیرامون عقاید، مذهب، عرفان و فتاوی ابن عربی) نویسنده: سید محسن طیب نیا یک طلبه ای برمبنای همین کتاب می گویند که ایشان ناصبی ملعون هستند و... نظر جنابعالی چیست؟ لطفا کمی درباره ی شخصیت ایشان ما را روشن کنید. ممنون از راهنمایی تان!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد بد نیست در مورد محیی‌الدین ابن عربی به کتاب‌هایی مثل «روح مجرد» از آیت اللّه حسینی تهرانی و کتاب «جدال با مدعی» از دکتر حسین غفاری و کتاب «احیاگر عرفان» از محمد ربیعی رجوع فرمایید. موفق باشید

19647

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله: حقیر طلبه هستم و قصد دارم که ان شاءالله، عمده ی مطالعات و پژوهشات و تحقیقاتم را بر روی موضوعات و مسائل زیر بگذارم. اگر لطف بفرمایید برای مسائل زیر که عمیقا می خواهم روی آنها کار بکنم، سیر مطالعاتی و کتب مربوطه را معرفی نمایید و راهنمایی ام کنید. 1. ماهیت و چیستی تفکر و چگونگی تفکر صحیح دینی و اساسا اینکه چگونه خودم را انسانی متفکر بار بیاورم تا عروسک خیمه شب بازی تفکر دیگران نشوم، منظورم تفکری است که به من و تاریخم هویت ببخشد و با توجه به اینکه طلبه ام، چه کار کنم که تفکر را که گمشده ی تاریخمان است، به جامعه و جهان باز گردانم؟ و چگونه مخاطبین خودم را متفکر بار بیاورم تا ذهنشان فقط انباری از اطلاعات نباشد؟ سیر تاریخی تکامل تفکر، تا اکنون، رابطه ی دین و تفکر و اینکه آیا دین به تفکر هویت می بخشد یا تفکر به دین؟!، اساس و پایه ی تفکر دینی و مخصوصا پویایی تفکر دینی در حل تمام مسائل و مشکلات جامعه و جهان، و خلاصه اینکه آن چه تفکری است که امام خمینی به طلاب فرمود: اینهمه که کتاب می خوانید، چند لحظه هم کتاب را ببندید و فکر کنید! هر گونه سیر مطالعاتی را که راجع به تفکر، مفید می دانید، معرفی نمایید. 2. چگونگی نظریه پردازی ِ صحیح دینی (که مطمئنا زائیده ی تفکر دینی صحیح است) مقام معظم رهبری حفظه الله راجع به شهید سید محمد باقر صدر، خیلی به نظریه پرداز بودن ایشان و سطح دید وسیع ایشان در شناخت به موقعِ نیاز های جامعه و جوابگویی به موقع ِ نیاز های جامعه، تاکید و عنایت داشتند و فرمودند: «حکومت و نظام اجتماعی، بدون نظریه امکان ندارد که باقی بماند؛ اولا به وجود بیاید یا باقی بماند یا رشد بکند» (95/5/25) _ چگونگی نظریه پردازی صحیح دینی برای پاسخگویی به مسائل و مشکلات جدید جامعه و جهان و اینکه با چه رویکردی قرآن و حدیث بخوانیم و یا کتبی را مطالعه کنیم تا به طوری مستغنی بشویم که تا یک نیاز یا نیاز های جدید در جامعه و جهان پیش آمد، بتوانیم سریعا از قرآن و حدیث، استنباط کنیم و پاسخگوی آن نیازها باشیم و بتوانیم پویایی دین را و اینکه دین، ظرفیت پاسخگویی به تمام نیاز های جدید بشر را دارد، اثبات کنیم؟ _ چگونگی نظریه پردازی و روش سازی صحیح، برای مقابله با رقبای فکریِ جهان اسلام زیرا حقیر، اعتقاد دارم که: نظریه پردازی و روش سازی، مقدمه ای است برای تشکیل یک نظام فکریِ اسلامیِ جهان شمول و نظام فکری جهان شمول، مقدمه ای است برای اسلامی سازی علوم انسانی و اسلامی سازی علوم انسانی، مقدمه ای است برای اسلامی کردن تمام علوم و معارف. 3. چگونگی تشکیل یک نظام پویای هدفمند، برای جوابگویی به نیاز های جدید جامعه و جهان 4. اصول و روش های تولید فکر و تولید علم و تولید نظام (چه نظام سازی اقتصادی و چه نظام سازی فرهنگی و...) از آیات و روایات. 5. تمدن نوین اسلامی ضرورت ها و بایسته ها برای: به وجود آمدن و باقی ماندن و رشد کردن و پویایی داشتن. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید یک احاطه‌ی کلی به معارف دینی و متون مقدس مثل قرآن و حدیث پیدا کنید و سپس با شناخت نسبت به مسائل جامعه و تاریخ خود با رجوع مجدد به متون دینی، نگاهِ دین را با نظر به تاریخی که در آن هستیم ارائه دهید. نمونه‌ی چنین شخصیتی مرحوم شهید مطهری بودند. پیشنهاد بنده آن است که در حین تعمق در دروس حوزوی، سیر مطالعاتی روی سایت را که بر مبنای معرفت نفس است، می‌توانید دنبال کنید و سپس با رجوع به تفسیر المیزان و بحارالأنوار به آن احاطه‌ی کلّی دست یابید. موفق باشید  

18806
متن پرسش
با سلام: آقای عبودیت در مورد کیفیت انتزاع ماهیت از وجود در دروس خود اینطور اظهار می دارند که ماهیت از خود وجود شیء انتزاع می شود. و این را نقطه مقابل قول آقایان دیگه قرار می دهند که ماهیت را انتزاع از حد وجود می دانند. این که ماهیت از وجود شیء انتزاع میشه (قول آقای عبودیت) مشخصه مثلا من به علم حضوری در خود قوه عاقله را می بابم و مفهوم نطق انتزاع می کنم. اما اینکه ماهیت از حدود وجود انتزاع شده یعنی چی؟ یعنی مثلا از نداریهای وجود انتزاع شده به این شکل که ما هر وقت خواستیم ماهیت شیء ای را بیابیم ببینیم اون شیء چه کمالاتی رو نداره؟ این که معنا نمیده و منظور آقایون هم قطعا این نیست. یا اصلا منظور آقایانی که گفتند ماهیات انتزاع میشه از نداری و نفاد و حد وجود منظور دیگه ای دارند؟ من این سوالو چن بار از آقایون پرسیدم اما به نتیجه نرسیدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان وقتی با کثرات روبه‌رو می‌شود از یک طرف وجود را به علم حضوری می‌شناسد و از طرف دیگر متوجه می‌شود آن‌چه در مقابل اوست موجوداتی هستند که وجود دارند. لذا نتیجه می‌گیرند که این‌ها «هست‌هایی» هستند که موجودند به محدودیتِ پرتقال و زمین و آسمان. و این یعنی انتزاعِ ماهیت از وجود با نظر به محدودیت ماهیات. موفق باشید 

18309
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: جناب آقای طاهرزاده ما در دانشگاه در درس مدیریت درسی را داشتیم به نام هرم مزلو و آنطور که گفته شده بود در آنجا وقتی نیاز های پایه انسان حل شود و انسان به آن برسد بعد نیاز های طبقه بالاتری را در خود احساس می کند و با بر طرف شدن آنها نیاز های طبقه بالاتر را در خود می یابد و این سیر ادامه پیدا می کند و چنانچه در اغنا شدن آدمی به این نیازها خللی ایجاد نشود نیاز های فرد متعالی تر می شود و انسان سیر صعودی پیدا می کند (همان طور که امام معصوم اشاره کرده اند که اگر فقر از دری بیایید ایمان از در دیگر خارج می شود) نیازهای بالاتر عاطفی تر و روحانی تر اند و نقطه اوج این نیاز ها نیاز به پرستیدن خالق است. با مطالعه مطالب مربوط به نفس که ریاضت ها و زهد را باعث صعود انسان می داند (مثلا گفته بودید که سالکی دلش زرد آلو می خواسته ولی نفسش را فریب می دهد و آخر هم به نفسش زرد آلو نمی دهد) به نظر راهی عکس و مخالف را جهت رسیدن به مقصد عالی که پرستش خدا است پیدا می کنیم. می خواستم بدانم آیا واقعا اینها در روبروی هم قرار دارند و اگر این چنین است علت تفاوت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده هم در مطالعات نظریات جناب مزلو احساس نزدیکی نسبت به ایشان داشتم 2- موضوع تقابل بین امیال نفس و صعود انسان درجات متفاوت دارد لذا آن‌چه برای یک عارف واصل مطرح است، برای کسی که در ابتدایِ راه است مطرح نیست. موفق باشید

18175

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا انسان گناه کار بعد از توبه می تواند به مقام عصمت برسد، بطوریکه در قیامت در زمره و مرتبه کسانی قرار گیرد که در تمام عمر خود گناه نکرده اند مانند آیت الله بهجت و از اون بعنوان کسی یاد کنند که در تمام عمر خود گناه نکرده باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! زیرا در روایت از پیامبر خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» داریم: «من تاب لذنب کمن لا ذنب له» هرکس که از گناهی توبه کند مثل آن است که گناه نکرده است. موفق باشید

17553

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام عرض تسلیت داریم استاد ارجمند: گروهی از طلاب هستیم و از محضر استاد بزرگوار استدعا داریم یک سیر مطالعاتی در مورد مباحث آینده پژوهی عنایت فرمایند حقیقتا اعتماد کردن به هر کتابی در این مسیر از دغدغه‌های هرلحظه ما گشته است. امید است فرزندانتان را در این مسیر یاری فرمایید. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه مطالب کتاب‌های «مقام بقیة اللّهی» و «بصیرت و انتظار فرج» و آخرین قسمت کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» می‌تواند کمک کند. موفق باشید

15702

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و آرزوی سلامتی برای استاد عزیز: استاد کسانی را در این مملکت می بینیم که سال های زیادی خدماتی انجام داده اند اما امروزه و در پیری بر عکس همه ی صحبت هایشان را می گویند!! خلاصه چگونه مي‌شود که کساني سال‌هاي زيادي راه‌ صحيحي رفتند و خدماتي کردند اما در پیری منحرف شدند؟ ما چه کنيم که اين‌گونه نشويم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چقدر خوب است که انسان امور خود را به خدا واگذارد تا خداوند در گردنه‌های زندگی او را حفظ کند. موفق باشید

نمایش چاپی