بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22433

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
تقوا از شهوت جنسی به چه معناست؟ آیا باید سرکوب کرد؟ برای کسی ک نه دائم می تواند و نه موقت؟ عوارض ناشی از این تقوا را چگونه باید جبران کنیم؟ آمیزش جنسی به انسان قوت قلب و آرامش و لذت می دهد و وقتی این لذت را از انسان می گیری و شهوت را سرکوب می کنی به نیاز اصلی انسان پاسخ منفی داده ای، و انسان را با بی قراری و ناراحتی اعصاب و پرخاشگری روبرو می کند. راه حل چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون مسائل جنسی امور غریزی هستند و نه امور فطری، خلل در امورِ غریزی، آسیب اساسی به انسان نمی‌زند وقتی عیسی‌گونه بتوانیم زندگی را انتخاب کنیم. موفق باشید

21904
متن پرسش
سلام علیکم: در کتاب المراقبات ملکی تبریزی که بخش اعمال نیمه شعبان را میخوندم آن جا که به خواندن دعای کمیل سفارش می کنند نوشته که دعاها باید با حضور قلب و توجه کامل خوانده بشه و مانند کسی که فقط الفاظ را می خواند نباشیم و اگر عبارات دعا را موافق حال خود ندیدیم اصلا آن را نخوانیم و در آخر هم نوشته خطری بزرگ متوجه کسی است که هنگام دعا در خواب غفلت است. تکلیف ما که فوقش بتونیم فقط به معنی توجه کنیم چیه؟ و شاید هم بتونیم در همان لحظه خواندن دعا اگر متوجه معنی شدیم آن حالت را به خود بگیریم با اینکه در واقعیت اینگونه نیستیم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرمود: «گرچه بهشت‌اش نه به کوشش دهند / آن‌قدر ای دل که توانی بکوش». به رحمت واسعه‌ی خدا نظر داشته باشید و در حدّ امکان خود عمل کنید. موفق باشید

21713

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: خسته نباشید. می خواستم درباره ی تفاوت عرفان مولوی و حافظ بدانم و اینکه عمق عرفانی کدام بیش تر است و کدام یک آن معارف بلند و عمیق را در شعر خود بروز داده است؟ می خواستم برایمان از این دو بگویید چون برخی از اساتید سعی براین دارند که بگویند مولوی بالاتر است و نمی دانم از این نظر دنبال چه هستند و جالب اینکه دلیل آن را هم بیان نمی کنند حال بنده از شما که در این دو دستی دارید و مانوس هستید می خواستم بیان کنید؟ با تشکر از شما استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساسا بالاتر بودن و پایین‌تر بودن برای چنین عارفانی معنا نمی‌دهد زیرا هر کدام در دستگاه خود در اوج هستند والبته هر کس مناسب ذوق خود می‌تواند به هر کدام که ذوق او اقتضا کرد رجوع نماید و آن‌چه را که یافت، پاس دارد. موفق باشید

19594
متن پرسش
سلام: استاد واقعا ببخشید که مزاحمتان می شوم. این حقیر نوجوانی پانزده ساله هستم. گاها حالات معنوی خوبی به بنده دست می دهد ولی بعد از مدتی حتی برای گناهی کوچک از بین می رود و با اینکه بسیار استغفار می کنم دوباره آن حالت باز نمی گردد. احساس می کنم که در کارم گیر هایی هست فقط نمی دانم گیر هایم را از کجا متوجه شوم. لطفا مرا کمک کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خاصیت قلب، تبدیل و تحول و تقلیب است و در این رابطه گاهی در «ادبار» قرار می‌گیرد و نسبت به رجوعِ به حقیقت جلو نمی‌رود که در این حالت، انسان باید با صبرِ بر فرائض، بندگی خود را به نمایش بگذارد. و لازم نیست که تصور کنیم حتماً به جهت گناهان ما، قلبْ در ادبار قرار گرفته است. در ضمن خوب است به جواب سؤال‌های شماره‌ی 8144 و 8224 رجوع فرمایید. موفق باشید

18806
متن پرسش
با سلام: آقای عبودیت در مورد کیفیت انتزاع ماهیت از وجود در دروس خود اینطور اظهار می دارند که ماهیت از خود وجود شیء انتزاع می شود. و این را نقطه مقابل قول آقایان دیگه قرار می دهند که ماهیت را انتزاع از حد وجود می دانند. این که ماهیت از وجود شیء انتزاع میشه (قول آقای عبودیت) مشخصه مثلا من به علم حضوری در خود قوه عاقله را می بابم و مفهوم نطق انتزاع می کنم. اما اینکه ماهیت از حدود وجود انتزاع شده یعنی چی؟ یعنی مثلا از نداریهای وجود انتزاع شده به این شکل که ما هر وقت خواستیم ماهیت شیء ای را بیابیم ببینیم اون شیء چه کمالاتی رو نداره؟ این که معنا نمیده و منظور آقایون هم قطعا این نیست. یا اصلا منظور آقایانی که گفتند ماهیات انتزاع میشه از نداری و نفاد و حد وجود منظور دیگه ای دارند؟ من این سوالو چن بار از آقایون پرسیدم اما به نتیجه نرسیدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان وقتی با کثرات روبه‌رو می‌شود از یک طرف وجود را به علم حضوری می‌شناسد و از طرف دیگر متوجه می‌شود آن‌چه در مقابل اوست موجوداتی هستند که وجود دارند. لذا نتیجه می‌گیرند که این‌ها «هست‌هایی» هستند که موجودند به محدودیتِ پرتقال و زمین و آسمان. و این یعنی انتزاعِ ماهیت از وجود با نظر به محدودیت ماهیات. موفق باشید 

15150

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود: استاد فاضل و ارجمند آیا این سیر مطالعاتی برای طلبه پایه اول عالی است یا سیر مطالعاتی دیگری را می فرمایید؟ الف) کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» ب) کتاب «چه نيازي به نبي»؟ ج) كتاب «آشتي با خدا» د) كتاب «ده نكته از معرفت‌نفس» همراه با سی‌دی و) كتاب «فرزندم اين‌چنين بايد بود» جلد 1 و 2 ح) کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با سی‌دی ط) کتاب «معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی » همراه با سی‌دی ی) کتاب «خویشتن پنهان» س) کتاب «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی» ک) کتاب «صلوات بر پيامبر(صلی الله علیه وآله)؛ عامل قدسي شدن روح» ل) کتاب «خطر مادّي‌شدن دين»
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: طرح بسیار خوبی است مگر اینکه کتاب «فرزندم این‌چنین باید بود» و «صلوات» به عنوان سیر مطالعاتی معرفتی نیاز نیست دنبال کنید. کتاب «فرزندم» به عنوان دستورالعمل حضرت به امام حسن«علیه‌السلام» کتاب سلوکی بسیار ارزشمندی است. موفق باشید

13187
متن پرسش
سلام علیکم: برخی از گناهان هستند که ما در ابتدا قصد انجام آن را نداریم ولی بخاطر غالب شدن هوای نفس یا فریب خوردن از شیطان یا انسانهای دیگر انجام می دهیم، آیا در این صورت هم مرتکب گناه شده ایم؟ اگز گناه است همان اثرات سو ء را دارد؟ (چون در ابتدا قصد انجام را نداشتیم و تحت عواملی که عرض شد مرتکب شدیم)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره اکثر گناهان به همین شکل وارد زندگی می‌شود. راهِ نجات آن است که مواظب فریب‌های هوای نفس خود باشیم و همواره با آن مخالفت کنیم. موفق باشید

12584

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: من دانش آموزی هستم که در راهنمایی تیزهوشان مشغول به تحصیل هستم. من مطالعات زیادی درباره نجوم، اختر فیزیک، منشأ حیات و کیهان و ... داشته ام. این مطالعات بیشتر از منابع غربی بوده است (مانند استیفن هاوکینگ) در نتیجه جهان شناسی و خدا شناسی من بیشتر غربی است تا اسلامی بنابراین از جنابعالی تقاضا دارم که کتاب ها یا افرادی را به من معرفی نمایید تا با جهان شناسی و خدا شناسی اسلامی بیشتر آشنا بشوم و بتوانم شبهاتی که در ذهنم ایجاد شده را پاسخ دهم. (مثلاً درباره لزوم وجود خدا یا ازلی، ابدی بودن جهان - درباره آدم و حوا یا نظریه تکامل)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر سیر مطالعاتی مطرح بر روی سایت را دنبال کنید به خودیِ خود قوت تفکر جهت جوابگویی به سؤالاتتان را بگیرید. در ضمن بنده در رابطه با نظریه‌ی تکامل در جلسه‌ی اول و دوم بحث سوره‌ی سجده، عرایضی داشته‌ام. موفق باشید

1550

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحم الرحیم سلام استاد با صحبت هایی که در جلسه ی سلوک در ذیل اندیشه امام خمینی کردید من گیج شدم و سوالایی برام پیش اومد که نمی دونم چه طوری برطرف کنم منظور از خارج و ذهن چیست؟ چرا لیوان و در و دیوار هست، نیستند و عدم هستند؟مگر غیر از این است که اون ها هم ماده هستند و خدا اون ها رو خلق کرده چرا پس می گیم نیستی؟آیا منظور وجودشون هست؟یعنی وجود ندارند؟اگر وجود ندارند پس چی دارند؟ مگر نگفتید که لیوانی که هست اون ذهنیتی است که ما ازش داریم پس یعنی لیوان در خارج وجود نداره؟پس اون چیزی که ما می بینیم و دستمون لمس می کنه چیه؟چرا ما درخت رو شی می دونیم اما میز ساخته شده از درخت رو شی نمی دونیم؟مگر می شه اون میز هم حمد و ستایش خدا رو نکنه؟مگر مخلوق خدا نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده در همان جلسه‌ی اول عرض کردم مخاطب ما در آن جلسات باید کسانی باشند که مباحث قبلی را کار کرده اند تا از اصطلاحات سر در بیاورند. پیشنهاد می‌کنم جنابعالی به مباحث «ده نکته از معرفت نفس» و «برهان صدیقین» مراجعه فرمایید. موفق باشید
27047

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد صفایی حائری فرمایشی دارند که برای شروع و در ابتدای سلوک و حرکت بسمت کمال، نیاز به یقین نیست و نباید در یقین کردن معطل ماند بلکه حتی در قرآن داریم «الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» یعنی حسن ظن دارند و وارد این وادی می شوند. این حسن ظن چه تفاوتی با ظنون و گمان های دیگری دارد که حتی مذموم است و باعث سیطره وهم و خیال شده و در آموزه های دینی نیز مذموم است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف آن مرحوم حرف درستی است. در رابطه با ظنّ مذموم به جواب سؤال شماره‌ی ۲۷۰۴۶ رجوع فرمایید. موفق باشید

25537
متن پرسش
سلام علیکم: استاد، آیا اینکه نفس انسان که در دنیا قرار گرفته و مدتی در کالبد جسم قرار گرفته و به فضائل یا رذائل آراسته شده و نهایتاً در روز قیامت هم بصورت حقیقی پرده از این نفس کنار می رود تا محاسبه شود و ببیند آیا اشرف مخلوقات است یا گمراه تر از چارپایان، می تواند مصداقی از مصادیق حرکت جوهری جناب ملاصدرا (ره) محسوب شود که علاوه بر عوارضی مثل قد و وزن و رنگ مو، جوهر انسانی یا همان نفس هم در حرکت جوهری است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور  است که می‌فرمایید. بحث آن در «حرکت جوهری» شده است. موفق باشید

24277

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: یک سیر مطالعاتی جداگانه برای فلسفه و عرفان (البته عرفان نظری) می خواستم ممنون میشم به ترتیب مشخص کنید باید چه بخوانم. طلبه هستم. سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید بعد از مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن‌ها و مطالعه‌ی کتاب‌های «بدایة الحکمه» و نهایة الحکمه» و «اسفار» جناب صدرالمتألهین و سپس «فصوص الحکم» ابن عربی بتوان این راهِ بسی با برکت را طی کرد. موفق باشید

23558
متن پرسش
در روایات داریم هرکس به آنچه عمل کند خداوند علم چیزهای دیگر را به او می دهد. برخی با استفاده از این حدیث می گویند استاد سیر و سلوک اصلا لازم نیست ولی از طرف دیگر در روایات دیگر هم داریم هرکس راهنمایی نداشته باشد هلاک می شود و بسیاری از بزرگان هم مانند مرحوم قاضی و علامه طباطبائی درباره ی استاد سلوک سفارش کرده اند آیا این دو مطلب با هم ناسازگار است یا اینکه هرکدام سر جای خودش درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ‌کس در سلوک، مستغنی از اساتیدی که افق عبادات را در مقابلش بگشایند نیست. بحث بر سر آن است که در این تاریخ با حضور سیره‌ی امثال قاضی طباطبایی و شاه‌آبادی «رحمت‌اللّه‌علیهما» که منجر به شخصیت سلوکی حضرت امام شد؛ افقِ سلوکی تا حدّی روشن است و در این رابطه آیت اللّه بهجت می‌فرمایند: علم تو استاد توست. موفق باشید.

22791
متن پرسش
سلام: آیا درون ما انسانها همان گنجی است که می فرماید «کنت کنز مخفیا» و این همان کمشکات است که در زجاجه هست؟ به راستی چقدر ما و خدا شبیه هستیم؟ چگونه این را حل کنیم که هم عاشق خود باشیم و هم دچار کبر و انا الحقی نشویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ربّ العالمین همان گنج مخفی است که از طریق مخلوقات به‌خصوص انسان به ظهور می‌آید. لذا اگر به انوار ربّ العالمین در خود بنگریم، خود را نمی‌یابیم که منجر به کبر شود. موفق باشید

22556
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: ببخشید بعد از خواندن سوال 22537 و جواب شما چند تا سوال برام پیش اومد: اول اینکه چرا رهبری با این که می دیدند تیم مذاکره کننده در برجام خط قرمزهای ایشان را رعایت نکرده، باز هم اجازه دادند که رآکتور اراک را تخریب کنند؟ چرا خود رهبری راضی به این کار شدند؟ یا مثلا مورد دیگه مورد تحریم ها بود. رهبری تأکید داشتند که باید تمام تحریم ها برداشته بشه ولی بعد مشخص شد که تو برجام چنین چیزی نیست. چرا با این که این خط قرمز هم در برجام رعایت نشد، باز ایشان برجام را قبول کردند؟ و حتی همین الان هم ایران از برجام خارج نشده؟ چرا علی رغم اینکه تحریم ها به طور کامل برداشته نشده و علی رغم اینکه ما خط قرمزهایمان را کنار گذاشتیم باز هم برجام را قبول داریم؟ من متوجه نمی شم که دلیل این کار چیه؟ مخصوصاً که همون طور که خودتون گفتید رهبری در کلیات مسائل نظر می دهند و الان برجام با وضعیتی که داره و تحریم های جدید آمریکا در نیمه مردادی که گذشت و نیمه آبان که می رسه، باز هم ما برجام را ادامه می دهیم؟ وقتی ما هم خط قرمزهامون کنار گذاشتیم و هم به نتیجه ای که می خواستیم نرسیدیم، دلیل ادامه برجام چیه؟ مخصوصا که دیگه الان خود رهبری هم قبول کردند که اشتباه کرده اند اجازه دادند خط قرمزهای ما نقض بشه چرا این اشتباه را ادامه می دهند؟ ممنون از توضیحی که می دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که بعداً معلوم شد در متن انگلیسیِ قرارداد ضعف‌های اساسی وجود دارد و خط قرمز ها به جهت اعتماد به آمریکا رعایت نشد و به همین جهت آقای دکتر ولایتی که تا این اواخر مؤید برجام بودند، دادشان در آمد. حالا هم در مورد خروج از برجام، نظام در حال تأمل و تفکر است که آیا غرب حاضر است جبران خساراتی را که آمریکا بر شرکت‌ها وارد می‌کند، بدهد یا نه؟ آن‌چه هست فعلاً زمینه برای مانور جمهوری اسلامی با کمک روسیه و چین و تا حدّی اروپا فراهم است. ظاهراً نقش تاریخیِ انقلاب اسلامی در این صحنه‌ها نیز دارد به ظهور می‌آید. موفق باشید

21569
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: 1. در سوال شماره 21515 جمله ی بود که اگه امکان داره آن را توضیح بدهید (با جاری شدن صیغه عقد بین دختر و پسر حقیقت رحم که در عرش است بین آنها تجلی می کند و با همدیگر محرم می شوند) واقعاً جای سوال است که چگونه دو انسانی که تا قبل عقد حق هیچ گونه محرمیتی را نداشتند با خواندن تنها یک صیغه محرم ترین محارم بر روی کره زمین خواهند شد؟ 2. جاری شدن صیغه طلاق چه تاثیری در این موضوع دارد؟ 3. آیا کسانی که به هر دلیلی تا آخر عمر ازدواج نمی کنند و از این چنین ارتباط معنوی محروم می مانند، این گونه محرومیت ها ضرری به عبودیت و سیر وجودی آنها نمی زند؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در روایت داریم که «رحم» در عرش جای دارد و عنایت داشته باشید 2- شرط جاری‌شدن صیغه، «إنشاء» است و نه «إخبار». یعنی باید وقتی جمله‌ی «زوّجْتُ» گفته می‌شود، اراده‌ی تحقق آن در میان باشد. البته اگر کسی ازدواج نکند چنین چیزی بین او و دیگری برقرار نمی‌شود ولی ارتباط او با خدا جای خود را دارد. موفق باشید

21131
متن پرسش
سلام استاد: یه سوالی برام پیش اومده که با مبانی که از سیر به دست اومده نمیخونه. آیا اینکه فرمودید در بحث معاد که انسان حقیقتش و جسمش در برزخ و قیامت یکی میشه یعنی دیگه یک حقیقت و یک جسم به عنوان نازلی حقیقت درکار نیست؟ اگه جسم و حقیقت یکی میشن پس آیا حقیقت به چیستی تقلیل پیدا نکرده؟ یعنی اون حقیقتی که همیشه میگید انسان فقط هستی ست نه چیستی چطور محدود شده در جسم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت هر موجودی، وجودِ آن موجود است که نازله‌ی وجودِ مطلق است و در قیامت که نسبت‌ها از حالت دنیایی آن خارج می‌شود، اساساً حقیقت یا وجود هر موجودی ظهور می‌کند و از این جهت انسان با حقیقت خود و با حقیقت سایر موجودات روبه‌رو می‌شود. موفق باشید

20432

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا در ماه محرم و صفر این مواردی که ذکر می کنم مکروه است یا گناه دارد انجامش یا نباید انجام داد و باید به وقت دیگری موکول کرد؟ مثلا خرید و فروش طلا، دادن سیسمونی دختر، افتتاح یک کار یا پروژه، دید و بازدید، مهمانی دادن، تفریحات خاص اما سالم، خواندن صیغه عقد دختر بی سر و صدا و صلواتی، می خواهم نظر شرع مقدس و طبق آیات و روایات بدانم آیا انجام این کارها اشکالی دارد؟ چون ماه حزن اهل البیت است و البته تو دهه ها نباشد، مثلا خواهر بنده تو ماه محرم بعد از دهه عقد کرد ولی بی سر و صدا، ایشون تو زندگیشون خیلی مشکل دارند و تا طلاق هم پیش رفتند، همه می گویند به خاطر بی حرمتی به اهل البیت (ع) است که تو این ماه عقد کردید و به هرحال شاد شدید ولو بی گناه و صدا، می خواهم بدانم اینها ریشه شرعی دارد یا نه؟ کاری به اعتقاد عرف ندارم چون عرف خیلی نظرها دارند. سوال دوم اینکه چه کنیم مغلوب نظر عرف نباشیم بعضی حرفهایشان که به نتیجه می رسد تلقین یا باور ما را زیاد می کند و بدون نگاه به شرع می پذیریم لطفا راهنمایی کنید راه درست کدام است؟ خدا خیرتان دهد. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بی‌احترامی و بی‌حرمتی به اهل‌البیت«علیهم‌السلام» به این نیست که ما از زندگی معمولی و امورات آن خارج شویم و عقد و ازدواج از لوازم زندگی است. آری! نباید با شادی‌های افراطی در ماه محرم و صفر همراه باشد 2- هر اندازه انسان با اصول عقلی و شرعی آشنا باشد، به همان اندازه تحت تأثیر نظرات عرفی قرار نمی‌گیرد. موفق باشید

20194

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: استاد جان حضرتعالی تفاوت میان سالک مجذوب و مجذوب سالک را فرمودید! یک سئوال دارم اینکه، کدام یک از این دو دسته ارزشمندتر ودر پیشگاه حضرت حق افضل می باشد؟ و چرا؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمی‌کند، یکی را می‌دهند باید حفظ کند، یکی را راهنمایی می‌کنند باید به‌دست آورد. و هرکس به اندازه‌ی تلاشی که کرده است، بهره می‌گیرد. موفق باشید

20052
متن پرسش
مساله ازلی و ابدی بشر زمینی این روز ها زیاد با دوگانه «قدسی و عرفی» یا مادی و الهی یا زمینی و آسمانی یا حتی می توان دوگانه تفکر و تاریخ یا تفکر و سیاست را هم از همین سنخ دانست.‍ دم خور هستم. تقریبا در هر رشته ای از علوم با این مساله و دوگانه مواجه می شویم. خلاصه اینکه یک طرف ماجرا خداست و طرف دیگر انسان. این دوگانه ها به نحوی طرح می شوند که امکان جدایی و انفکاک بین خدا و بشر وجود دارد. البته حرف بیجایی نیست البته در ساحت تشریع و نه تکوین. چه اینکه در مقام تکوین همه موجودات عین الربط به خدای تعالی هستند. و اتفاقا همین جا هم می توان این دوگانه را طرح کرد. اگر ما تکوینا عین الربط به الله هستیم پس چرا در تشریع خراب می کنیم. و اصلا تشریع برای چیست؟ چرا ما در عالم واقع و زندگی خارجی خود این عین الربط بودن مشهود نیست؟ یا به تعبیر دیگر چرا عمل ما همیشه مطابق با نظرمان نیست؟ از اول خلقت که با نبی خدا شروع شده است مساله همین بوده یعنی در تمام تحولات بشری از صدر تا ذیل تاریخ که بنگریم دعوا بر سر همین موضوع است. دعوای ما در مشروطه همین بوده در انقلاب هم همین است. و اصلا در رنسانس هم دعوا همین بوده. تقدیر الهی بر این بوده و هست که بشر زمینی که هبوط کرده است و در قوس نزول پایین آمده است در قوس صعود بازگردد و دوباره الهی شود. لذا انبیا را فرستاد (تذکر این نکته بد نیست که با همین نگاه به خطبه های نهج البلاغه پیرامون فلسفه نبوت رجوع نماییم) حالا سوال این است که چگونه و با چه مکانیزمی قرار است بشر زمینی الهی شود. (البته توجه داریم که تعبیر بشر زمینی به معنای بشر منقطع از الله نیست) در پاسخ گفته می شود با تدین به ادیان الهی بشر الهی می شود. (بد نیست با همین نگاه به مساله تعدد ادیان در طول هم نگاه شود. در واقع بپذیریم که دین امری تاریخی است البته نه به معنای لیبرال کلمه) باز سوال می پرسیم که چگونه باید دینداری کرد؟ آیا دینداری مثل آموزش رانندگی است که با رعایت یک سری قوانین روتین و شناخت اجزای اتومبیل حاصل شود و پس از مدتی تمرین و با ملکه شدن رانندگی دیگر مشکلی نباشد؟ اگر دین اینگونه باشد که چه جذابیتی دارد؟ و اصلا چه نو به نویی برای بشر با چنین دینی حاصل می شود؟!! اما به نظر می رسد اگر دینداری اینگونه باشد تاکیدات بیش از اندازه اولیا دین بر مقوله بصیرت بی وجه می باشد. (اساسا مساله ثابت و متغیر دین هم از همین زاویه نگاه تولید می شود) دو پاسخ به این مساله داده شده است. پاسخ اول که مقدم است پاسخی است که دینداران به مساله داده اند. یعنی همین که دین که مشخص است چیست عمل کن برو جلو. پاسخی از سر ساده انگاری و سهل اندیشی. یعنی در این دوگانه فقط خدا را دیده و بس. و این طرف موضوع اصلا مهم نیست برایش. پاسخ دوم را که موخر است بشر جدید بعد از رنسانس با لیبرالیزم و اومانیزم و سکولاریزم داده است. یعنی بر عکس گروه نخست طرف خدا را کلا نادیده انگاشته است و بشر را دیده فقط. من الان صرفا در صدد طرح دوگانه الهی و زمینی نیستم. این دوگانه را که خیلی ها بهتر از من می شناسند و فورا پاسخ می دهند باید الهی شد و بس. به فرض پذیرش این پاسخ! باید گفت صحبت در چگونگی دینداری است نه در اصل تدین. آیا این پرسش عبارت اخری عقل تاریخی است؟ اگر انقلاب اسلامی مسیر سومی باز نکند چه ارزشی دارد؟ از اینکه پراکنده گویی شد عذرخواهم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که انسان دارای ابعاد مختلف است و همواره باید سیر به فعلیت‌درآوردنِ جنبه‌ی امکانیِ خود را ادامه دهد، نمی‌توان گفت عمل ما مطابق نظرمان نیست بلکه باید متوجه بود وجوه مختلفی داریم که هر وجهی عمل خاصی را به صحنه می‌آورد. نکته‌ی اصلی سؤال که به قول شما گشودن مسیر سومی از طریق انقلاب اسلامی است؛ بسیار نکته‌ی مهمی است و بحث در مورد آن هم از حدّ یک سؤال و جواب بیرون است. همین اندازه بدانید که بعد از رنسانس بشری در کلّ عالم متولد شد که بیشتر معنای خود را در زندگی شهری دنبال می‌کرد و شهر به معنای جدیدش وارد تاریخ شد و امثال هگل بسیار متفکرانه در این مورد فکر کردند و طرح جامعه‌ی مدنی به آن شکلِ خاصِ خود را به میان آوردند که از یک طرف جواب تمایل زندگی شهری را می‌داد و از طرف دیگر باورهای دینی امری شخصی و فردی می‌شد. زیرا از نظر هگل، دین توان جواب‌گویی به شرایط جدید و طرح نقشه‌ی راه برای زندگیِ جدید نبود. و در این فضا است که انقلاب اسلامی به میان آمده است تا در تاریخ جدید که بشر معنای خود را در نوعِ دیگری از زندگی دنبال می‌کند؛ که دیگر زندگیِ قبیله‌ای نیست؛ آموزه‌های دینی را راه‌کارِ همین زندگی جمعی بداند و در این مورد ما باید به طور جدّی فکر کنیم. زیرا در مقابل‌مان سه نوع زندگی وجود دارد یا زندگی سکولار و شخصی‌کردنِ دین، چیزی که متفکران غربی بدان رسیدند. یا این نوع زندگی که فعلاً در آن قرار داریم که مسلّم بدترین نوعِ زندگی است و 200 سال است روشنفکران می‌خواهند ما را با غربی‌کردن از این مشکلات برهانند و موفق نمی‌شوند و یا نوعی از زندگی که حضرت امام روح‌اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» بر آن تأکید دارند که همان انقلاب اسلامی است و در تحقق آن هنوز ما خونِ دلِ لازم را نخورده‌ایم و به جدیّتِ ضرورت تحقق آن نرسیده‌ایم. موفق باشید

19656
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار الان یک کتاب دستم رسیده با عنوان "ابن عربی از نگاهی دیگر"(تحقیقی جامع پیرامون عقاید، مذهب، عرفان و فتاوی ابن عربی) نویسنده: سید محسن طیب نیا یک طلبه ای برمبنای همین کتاب می گویند که ایشان ناصبی ملعون هستند و... نظر جنابعالی چیست؟ لطفا کمی درباره ی شخصیت ایشان ما را روشن کنید. ممنون از راهنمایی تان!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد بد نیست در مورد محیی‌الدین ابن عربی به کتاب‌هایی مثل «روح مجرد» از آیت اللّه حسینی تهرانی و کتاب «جدال با مدعی» از دکتر حسین غفاری و کتاب «احیاگر عرفان» از محمد ربیعی رجوع فرمایید. موفق باشید

19153
متن پرسش
سلام استاد عزیز: اگر امکان دارد متن زیر را بخوانید و نظر مبارکتان را مرقوم بفرمایید نخستین محل نگه‌داری بیماران روانی در ایران، «دارالمجانین» یا «دیوانه‌خانه» نام داشت. پس از مدتی، نام تیمارستان بر سر زبان‌ها افتاد. سرپرستی دارالمجانین یا تیمارستان‌ها هم بر عهدۀ شهربانی‌ها بود! در سال 1319 رشتۀ روان‌پزشکی در دانشگاه تهران راه‌اندازی شد. در سال 1340، مکان نگه‌داری و درمان بیماران روانی را «بیمارستان روان‌پزشکی» نامیدند و سرپرستی آن را نیز به وزارت بهداشت و درمان، و سپس به دانشگاه علوم پزشکی سپردند. بنابراین، ما تا همین شصت سال پیش، «بیمار روانی» را «دیوانه = دیوزده، جن‌زده» می‌خواندیم و او را به دست آجان‌های شهربانی می‌سپردیم. اکنون می‌دانیم که برخی انسان‌ها به دلیل برخی گسست‌های مغزی، رفتار یا گفتاری نامتعارف دارند و جای نگه‌داری آنها، بیمارستان است، نه زندان‌های تنگ و تاریک شهربانی که جز مرگ‌های دردناک و زودرس نتیجه‌ای نداشت. این تغییرات، نمونه‌ای کوچک از دستاوردهای تمدن جدید است؛ تمدنی که بر تن دیوانه، جامۀ بیمار ‌پوشاند و «رعیت» را «شهروند» کرد و جای «ضعیفه» را به «همسر» داد و کلماتی همچون «سلطان» و «عقل کل» و «ظل الله» را از قاموس‌ها شست و اختراعاتی همچون تفکیک قوا، ریاست‌های موقت، پارلمان، روزنامه، وکیل، آیین دادرسی، المپیک، بیمه و بهداشت عمومی، واکسیناسیون، اینترنت، جشن تولد، رمان و سینما دارد. در این مدنیّت، هزاران تغییر در نام‌ها و نگرش‌ها رخ داده است که ما در سنت خوابش را هم نمی‌دیدیم. این تغییرات، از دل دانش‌هایی برآمد که بدون هیچ‌گونه ضدیتی با دین و خدا، تنها به انسان و آسودگی او ‌اندیشیدند. می‌گویند تمدن جدید، «هیروشیما» هم دارد. بله، دارد؛ ولی مگر سنت، جنگ‌های صلیبی و آتیلا و مغول و سلطان محمود غزنوی و آغامحمدخان نداشت؟ اینها را داشت، به اضافۀ سل و طاعون و فلج اطفال و ریاست‌های موروثی و مادام‌العمر و زلزله‌هایی که در کمتر از یک دقیقه، چندین شهر را با خاک یکسان می‌کرد. تمدن جدید و علوم انسانی آن، نه استعماری است و نه فرزند نامشروع توطئه‌. رهاورد خرد جمعی بشر است. عیب‌های آن نیز همان عیب‌های انسان خاکی است که ناگزیر اما رو به بهبود است. اگر هوس کرده‌ایم که جای آن را به تمدنی دیگر بدهیم، باید پیشنهادهایی از جنس امروز و فردا در چنته داشته باشیم، نه از سنخ دیروزِ مرحوم یا پس‌فردای موهوم. جهانی که پرخواننده‌ترین کتاب آن شازده‌کوچولو است، هرگز به دنیای حسین‌ کُرد شبستری بازنمی‌گردد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخن درستی است که اگر بخواهیم تمدنی را به جای تمدن غربی مدّ نظرها قرار دهیم، باید پیشنهادهایی از جنس امروز و فردا داشته باشیم. ولی نباید این نکته را فراموش کرد که چرا متفکران بشر امروز اعم از غربی و یا غیر غربی با این‌همه دستاوردهایی که عقل غربی به صحنه آورده است می‌خواهند از غرب عبور کنند در حدّی که هابرماس مدرنیته را یک پروژه‌ی ناتمام می‌داند. به نظر می‌رسد باید در این مورد به موضوع اومانیسم و محورقرارگرفتنِ انسان به جای خدا فکر کرد که حاصل آن فرهنگ سکولاریته‌ی غربی شد. از طرفی باید مواظب بود با چشم غربی، غرب را ننگریست وگرنه عقل تکنیکی که سراسر عقلِ معاش است، به جای حکمت و عقل قدسی می‌نشیند. چنان‌چه در روایت داریم: وقتی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» ملاحظه کردند عده‌ای مجنونی را اذیت می‌کنند و می‌گویند او دیوانه است و دیو یعنی شیطان در او حلول کرده است؛ حضرت فرمودند او بیمار است. حتماً در جریان پست‌مدرنیسم هستید که متفکران آن معتقدند مدرنیته را باید بازخوانی کرد. آیا آن‌ها می‌خواهند بشریت را به قبل از دموکراسی برگردانند، یا معتقدند در ادامه‌ی فرهنگ مدرنیته انسان از حیات قدسی خود محروم شده؟ بد نیست سری هم به کتاب‌های پست‌مدرن‌ها اعم از رنه‌گنون و میشل‌فوکو و فریتیوف‌شوان و یا دکتر حسین نصر بزنید. احساس می‌شود که نتیجه‌ی آن مطالعات، آن باشد که جای عقل غربی طوری تعیین شود که نحوه‌ای از شیفتگی از غرب را به همراه نداشته باشد که نتیجه‌ی آن تحقیر فکر و فرهنگِ خودی باشد. موفق باشید  

18884
متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرانقدر چرا اسرائیل فیلم فروشنده را اکران عمومی کرده؟ آیا می توان ذره ای فکر کرد که دشمنی که همه ابعاد دشمنی را در مورد ما به کار برده می تواند در این کارش حسن نیت داشته باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌ها نیت خود را دارند و استفاده‌ی خود را می‌کنند. همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 18877 عرض شد: مسلّم فیلم در فضای سکولار قرار دارد و به هیچ‌وجه نظر به باورهای دینی نداشته. اما آیا این نوع فیلم‌ها جایی در جامعه‌ی ما دارد به عنوان توجه‌دادن به یک معضل اجتماعی که ما گرفتار آن هستیم و نسبت به آن فکری همه‌جانبه نمی‌کنیم یا نه؟ موفق باشید

18522
متن پرسش
استاد عزیز سلام علیکم: همانطور که می فرمایید به جز حق در صحنه نیست چه در وجود و یا صفت و یا در فعل و حق هم همین است و چقدر سخت است تصور اینکه موثر دیگری غیر از خدا در عالم وجود داشته باشد و دیگری وجود ندارد. اما اعمال ناحق را چگونه ببینیم؟ آیا نیزه ای که شمر می اندازد هم مصداق «ما رمیت اذ رمیت» است؟ لطفا توضیح دهید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه غیر از حق است، حجاب‌های ظهور حق‌اند. شمر«لعنة‌اللّه‌علیه» و حرکاتش از نظر تشریع، حجاب‌های ظهور حق‌اند هرچند «و ما تسقط من ورقة الاّ یعلمها». موفق باشید

18175

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا انسان گناه کار بعد از توبه می تواند به مقام عصمت برسد، بطوریکه در قیامت در زمره و مرتبه کسانی قرار گیرد که در تمام عمر خود گناه نکرده اند مانند آیت الله بهجت و از اون بعنوان کسی یاد کنند که در تمام عمر خود گناه نکرده باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! زیرا در روایت از پیامبر خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» داریم: «من تاب لذنب کمن لا ذنب له» هرکس که از گناهی توبه کند مثل آن است که گناه نکرده است. موفق باشید

نمایش چاپی