بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22129
متن پرسش
سلام: در جلسه چهارشنبه مثالی زدید که شخصی که پشت میز نشسته برای یک امضا آنقدر سنگ می اندازد تا نفس اماره لذت ببرد و.... این مثال برای بنده خیلی ملموس بود حتی خودم این قضیه را در خودم تجربه کردم. البته الان بحمدا.... پیشرفت زیادی کردم ولی می خواهم بدانم ریشه این لذت بردن از نشان دادن وجه تخاصم کجاست؟ لطفا در نسبت با این تاریخ پاسخ دهید؟ متکشرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی ما هنوز گرفتار تاریخ استکباریِ فرهنگ مدرنیته باشیم معنای خود را در کبر و استکبار جستجو می‌کنیم و با رجوع به فرهنگ ایثار و تواضع می‌توانیم از آن لذاتِ شیطانی به لذاتِ الهی ایثار و تواضع وارد شویم. موفق باشید      

20976
متن پرسش
با سلام محضر استاد گرامی: پیرو سخنان رهبر معظم جهت تحول در نظام آموزش و پرورش، اقدام به تاسیس دبستانی کردیم با روش تدریس متفاوت (تفکر محوری بجای حافظه محوری) در امر آموزش و مبنایی کار کردن در امر پرورش (معرفت نفس). با هدف توانمندسازی دانش آموزان از هر جهت. به امید ارائه یک الگوی موفق. از طرفی گروهی طرح مدرسه در مسجد را راه اندازی کرده بودند. در حال حاضر امر بر ما مشتبه شده که «آیا امروز تحول از درون همین نظام ممکن می شود و یا باید بیرون سیستم و در مقابل آن نظام طرحی برای تعلیم و تربیت ارائه داد؟» با توجه به سختی کار تحول و اشکال تراشیهای فراوان بازرسین از آموزش و پرورش اگر وظیفه ما مقاومت است که ادامه دهیم. در ضمن همکاران ما در مسجد معتقدند ما در کار آنها اخلال ایجاد کرده ایم و سد راه حق شده ایم در حالی که ما خود را در مرحله ی گذار می‌یابیم. لطفا راهنمایی بفرمائید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای شروع یک تمدن همه‌ی این کارها بنا به توان و موقعیت هرکس باید انجام شود تا إن‌شاءاللّه شرایط برای یک کار اساسی فراهم گردد. چاره‌ای نداریم که در کنار نظام آموزشی موجود، تلاش‌هایی بشود تا چشم‌ها به جایی غیر از نظام آموزشی موجود دوخته شود. این همان معنای انتقال از تمدنی به تمدن دیگر است. موفق باشید

20763
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی: مرحوم شهید مطهری در کتاب «انسان کامل» بیان می کند مولوی با آن عظمتی که دارد در برابر ابن عربی چیزی نیست؟ به نظرم این سخن استاد مطهری افراطی است از طرفی ایشان می گوید مولوی حالت شاگردی نزد صدرالدین قونی را داشته و از طریق او با افکار ابن عربی آشنا شده است. در حالی که باید به این نکته توجه داشت که این صدرالدین قونی است که بعد از فوت ابن عربی به قونیه میاید و می توان تصور کرد با این کار قصد داشته تا حدی جای خالی ابن عربی را برای خود پرکند و از مشاهدات مولوی بهرمند شود البته مشکلی نیست که مولوی هم از او بهرمند شده باشد ولی نمی توان گفت به عنوان شاگرد و احترام متقابلی که قونی به مولوی می گذارد موید این مطلب است.
متن پاسخ

سمه تعالی: سلام علیکم: اساساً دستگاه عرفانی ابن عربی و مولوی دو دستگاهِ عرفانی متفاوت است که هرکدام در جای خود ارزش دارند و این‌طور نیست که یکی در ذیل دیگری قرار داشته باشد. موفق باشید

20432

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا در ماه محرم و صفر این مواردی که ذکر می کنم مکروه است یا گناه دارد انجامش یا نباید انجام داد و باید به وقت دیگری موکول کرد؟ مثلا خرید و فروش طلا، دادن سیسمونی دختر، افتتاح یک کار یا پروژه، دید و بازدید، مهمانی دادن، تفریحات خاص اما سالم، خواندن صیغه عقد دختر بی سر و صدا و صلواتی، می خواهم نظر شرع مقدس و طبق آیات و روایات بدانم آیا انجام این کارها اشکالی دارد؟ چون ماه حزن اهل البیت است و البته تو دهه ها نباشد، مثلا خواهر بنده تو ماه محرم بعد از دهه عقد کرد ولی بی سر و صدا، ایشون تو زندگیشون خیلی مشکل دارند و تا طلاق هم پیش رفتند، همه می گویند به خاطر بی حرمتی به اهل البیت (ع) است که تو این ماه عقد کردید و به هرحال شاد شدید ولو بی گناه و صدا، می خواهم بدانم اینها ریشه شرعی دارد یا نه؟ کاری به اعتقاد عرف ندارم چون عرف خیلی نظرها دارند. سوال دوم اینکه چه کنیم مغلوب نظر عرف نباشیم بعضی حرفهایشان که به نتیجه می رسد تلقین یا باور ما را زیاد می کند و بدون نگاه به شرع می پذیریم لطفا راهنمایی کنید راه درست کدام است؟ خدا خیرتان دهد. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بی‌احترامی و بی‌حرمتی به اهل‌البیت«علیهم‌السلام» به این نیست که ما از زندگی معمولی و امورات آن خارج شویم و عقد و ازدواج از لوازم زندگی است. آری! نباید با شادی‌های افراطی در ماه محرم و صفر همراه باشد 2- هر اندازه انسان با اصول عقلی و شرعی آشنا باشد، به همان اندازه تحت تأثیر نظرات عرفی قرار نمی‌گیرد. موفق باشید

20194

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: استاد جان حضرتعالی تفاوت میان سالک مجذوب و مجذوب سالک را فرمودید! یک سئوال دارم اینکه، کدام یک از این دو دسته ارزشمندتر ودر پیشگاه حضرت حق افضل می باشد؟ و چرا؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمی‌کند، یکی را می‌دهند باید حفظ کند، یکی را راهنمایی می‌کنند باید به‌دست آورد. و هرکس به اندازه‌ی تلاشی که کرده است، بهره می‌گیرد. موفق باشید

18309
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: جناب آقای طاهرزاده ما در دانشگاه در درس مدیریت درسی را داشتیم به نام هرم مزلو و آنطور که گفته شده بود در آنجا وقتی نیاز های پایه انسان حل شود و انسان به آن برسد بعد نیاز های طبقه بالاتری را در خود احساس می کند و با بر طرف شدن آنها نیاز های طبقه بالاتر را در خود می یابد و این سیر ادامه پیدا می کند و چنانچه در اغنا شدن آدمی به این نیازها خللی ایجاد نشود نیاز های فرد متعالی تر می شود و انسان سیر صعودی پیدا می کند (همان طور که امام معصوم اشاره کرده اند که اگر فقر از دری بیایید ایمان از در دیگر خارج می شود) نیازهای بالاتر عاطفی تر و روحانی تر اند و نقطه اوج این نیاز ها نیاز به پرستیدن خالق است. با مطالعه مطالب مربوط به نفس که ریاضت ها و زهد را باعث صعود انسان می داند (مثلا گفته بودید که سالکی دلش زرد آلو می خواسته ولی نفسش را فریب می دهد و آخر هم به نفسش زرد آلو نمی دهد) به نظر راهی عکس و مخالف را جهت رسیدن به مقصد عالی که پرستش خدا است پیدا می کنیم. می خواستم بدانم آیا واقعا اینها در روبروی هم قرار دارند و اگر این چنین است علت تفاوت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده هم در مطالعات نظریات جناب مزلو احساس نزدیکی نسبت به ایشان داشتم 2- موضوع تقابل بین امیال نفس و صعود انسان درجات متفاوت دارد لذا آن‌چه برای یک عارف واصل مطرح است، برای کسی که در ابتدایِ راه است مطرح نیست. موفق باشید

18081
متن پرسش
سلام علیکم: آیا این سخنان از نگاه معارف حقه اهل بیت علیهم السلام در مورد فیاضیت خداوند درست می باشد یا خیر چرا: «صفات ذات عین ذات خداوند هست و ازلی می باشند مثل علم و قدرت و حیات و اختیار و هیچ وقت از خدا سلب نمی شود. اما صفات فعل هم به خدا نسبت داده می شود و هم سلب می شود (رزق دادن و رزق ندادن). این صفات حادث هستند و متعلق قدرت خداوند می باشند. خلاقیت و فیاضیت از صفات فعل هست و ازلی نمی باشد. خداوند اگر بخواهد فیض می دهد و اگر نخواهد نمی دهد»؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی خوبی را مدّ نظر دارید ولی عنایت داشته باشید صفات فعل هم از جهتی به صفات ذات برمی‌گردد، مثل همان خلاقیت و فیاضیت که به اسمِ جواد حضرت حق رجوع دارد. آری! خلاقیت حضرت حق در راستای مخلوقیتِ مخلوق ظهور می‌کند و از این جهت، صفتِ فعل الهی است و اگر این صفت برای خدا نباشد نقصی در ذات نخواهد بود، برعکس صفات ذات. موفق باشید

16897
متن پرسش
سلام استاد عزيز: همان طلبه ی همیشگی ام که زیاد مزاحمتان می شوم. ولی قول می دهم پس از این سوال، دیگه زیاد وقت شریفتون رو نگیرم. استاد با عرض شرمندگی، یک سوال راجع به خوب بودن یا نبودن شهوت شهادت، قبلا از محضرتان پرسیدم که جواب ندادید اگر میشه اون رو جواب بدید. چه کار کنیم شهادت نصیبمون بشه؟ شهدا چه کار کردند که خدا انتخابشون کرد؟ استاد به خدا خیلی وقته شب ها خوابم نمی بره؛ یکسره فکرم شده این که نکنه مرگ ما به غیر از شهادت باشه؟ استاد خیلی می ترسم که شهید نشیم، می ترسم. استاد تو را به خدا بگو سِرّ شهادت چیه؟ استاد نکنه شهید نشیم. به قول یکی از شهدا که فرمود: سعی کنید شهید بشید، اگه شهید نشید می میرید. استاد می ترسم، خیلی می ترسم، نکنه شهید نشیم استاد. نکنه از قافله شهادت جا بمونیم. نکنه تو این قیل و قال ها و تو این درس و بحث ها گیر کنیم و جا بمونیم از شهادت. شهید آوینی رحمة الله فرمود: «اگر خداوند متاع وجود تو را خریدنی بیابد، تو را در هر کجا که باشی و در هر زمان با شهادت بر می گزیند.» استاد، آن متاع وجودی که خدا خریدارش هست، چیست؟ آیا اخلاص است؟ آیا قلب سلیم است که از همه ی وابستگی ها آزاد شده و فقط در بند محبوب است و خدا بنا بر قاعده ی «قلب المؤمن عرش الرحمن»، می خواهد بر عرش آن، استیلا بیابد؟ یا آن متاع، حب الحسین علیه السلام است که با جاذبه اش، شهدا را به قتلگاه عشّاق کشانده است. خیلی دوست داشتم از نزدیک با شما راجع به شهادت در و دل می کردم ولی حیف است که وقت شریف شما که صرف همچون منی بشود. یا زهرا. ای مادر شهیدان. ای لیلة القدری که کسی تاب و توان درکش را ندارد. ای کسی که شهدا در لحظه ی شهود، نام مبارک شما را بر زبان می آورند. ما که متاع خریدی در و وجودمان نیست. تنها سرمایه ای که داریم عشق شما و فرزندتان حسین علیه السلام است. هر که نداند من که می دانم شما با اشاره تان شهدا را انتخاب می کنید و با دستان پر مهرتان این لاله های سرخ را از زمین دنیا می چینید، شهادت را نصیب ما هم بفرما.
متن پاسخ

بسمه تعالي. سلام علیکم: آنچه كه انسان را به عالي‌ترين مقام كه عبوديت هست مي‌رساند ورود در جاده‌ي عبوديت است حال هرچه پيش آمد آنچه سخت است صبر بر عبوديت است و اين است آن كوره‌اي كه انسان را ذوب مي‌كند و خالص مي‌نمايد در هر شرايطي كه هستيد سعي كنيد فقط بنده‌ي خدا باشيد تا خداوند بهترين گشايش‌ها را در مقابل شما قرار دهد. موفق باشيد

16662
متن پرسش
با توجه به اینکه در خواب کاملا من انسان از تن جدا می شود چطور بعضی افراد در خواب حرف می زنند و راه می روند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث معرفت نفس عرض شد که در عین توفّی و جداییِ نفس از بدن در هنگام خواب، تدبیرِ نفس بدون حضور در بدن، محقق است. به همان معنایی که در هنگام خواب، قلب و معده در فعالیت می‌باشند. و سخن‌گفتن و راه‌رفتنِ بعضی از افراد در خواب به جهت آن است که نفس، در این موارد بهره‌ای از تدبیر خود را إعمال می‌کند. موفق باشید

15150

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود: استاد فاضل و ارجمند آیا این سیر مطالعاتی برای طلبه پایه اول عالی است یا سیر مطالعاتی دیگری را می فرمایید؟ الف) کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» ب) کتاب «چه نيازي به نبي»؟ ج) كتاب «آشتي با خدا» د) كتاب «ده نكته از معرفت‌نفس» همراه با سی‌دی و) كتاب «فرزندم اين‌چنين بايد بود» جلد 1 و 2 ح) کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با سی‌دی ط) کتاب «معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی » همراه با سی‌دی ی) کتاب «خویشتن پنهان» س) کتاب «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی» ک) کتاب «صلوات بر پيامبر(صلی الله علیه وآله)؛ عامل قدسي شدن روح» ل) کتاب «خطر مادّي‌شدن دين»
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: طرح بسیار خوبی است مگر اینکه کتاب «فرزندم این‌چنین باید بود» و «صلوات» به عنوان سیر مطالعاتی معرفتی نیاز نیست دنبال کنید. کتاب «فرزندم» به عنوان دستورالعمل حضرت به امام حسن«علیه‌السلام» کتاب سلوکی بسیار ارزشمندی است. موفق باشید

14048

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با حمد و سپاس به درگاه الهی و صلوات و درود بر پیغمبر خاتم محمد مصطفی و آل اطهارشان و با سلام و عرض ادب خدمت استاد معظم سوال بنده اینست که پیامبر خاتم را شهید کرده اند و یا ایشان به مرگ طبیعی از دنیا رفته اند؟؟اگر بخواهیم یک کار تحقیقاتی در این زمینه انجام دهیم، آیا تا به حال در این زمینه کار شده است؟ چه منابعی را پیشنهاد می کنید؟ چون انسان کامل از لحاظ طب سنتی در اعتدال تام است و اگر عامل خارجی نباشد بدن جسمانی ایشان می ماند و دیگر اینکه در حدیثی از امام رضا علیه السلام منقول است که ما اهل بیت را یا با شمشیر شهید می کنند و یا با سم مسموم می کنند... و از این جا بود که به فکر افتادیم تا در روشن شدن این مساله مهم قدم بر داریم. باتشکر از راهنمایی های راهگشای شما التماس دعای فراوان برای همگان یاعلی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه‌اید روایت مذکور اشاره دارد که هیچ‌کدام از اولیائ معصوم به مرگ طبیعی رحلت نکرده‌اند و مشهور است که یک زن یهودیه، پیامبر«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را مسموم کرده است. جای تحقیق دارد. موفق باشید

7251
متن پرسش
نظر شما در مورد بانک و این سودهایی که میگیرند چیست ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به مرجع تقلیدتان رجوع فرمایید. موفق باشید
30239
متن پرسش
استاد عزیز سلام: پیرامون موضوع رنج (کبد)، سختی ها، از دست رفتن ها، برآورده نشدن نیاز ها، و محرومیت ها و ناراحتی های به دنبال آن و مقام رضا و تسلیم، از حضورتون سوالی داشتم. سوال اول: در مجموعه معارفی که داریم، عبارات و مفاهیم مختلفی داریم که برآیند آن برایم روشن نیست. لطفا موارد زیر را ملاحظه بفرمایید: ۱. ألا إن اولیا الله، لا خوف علیهم و لا هم یحزنون (یونس،۶۲) ۲. وَ قَدْ نَزَلَ بِي يَا رَبّ مَا قَدْ تَكَأّدَنِي ثِقْلُهُ، وَ أَلَمّ بِي مَا قَدْ بَهَظَنِي حَمْلُهُ (فرازی از دعای ۷ صحیفه سجادیه) ۳. وَ اكْسِرْ عَنّي سُلْطَانَ الْهَمّ بِحَوْلِكَ (فرازی از دعای ۷ صحیفه سجادیه) ۴. فَقَدْ ضِقْتُ لِمَا نَزَلَ بِي يَا رَبّ ذَرْعاً (فرازی از دعای ۷ صحیفه سجادیه) ۵. اللّهُمّ لَا طَاقَةَ لِي بِالْجَهْدِ، وَ لَا صَبْرَ لِي عَلَي الْبَلَاءِ، وَ لَا قُوّةَ لِي عَلَي الْفَقْرِ، فَلَا تَحْظُرْ عَلَيّ رِزْقِي (فرازی از دعای ۲۲ صحیفه سجادیه) ۶. أَشْكُو إِلَيْكَ يَا إِلَهِي ضَعْفَ نَفْسِي عَنِ الْمُسَارَعَةِ فِيمَا وَعَدْتَهُ أَوْلِيَاءَكَ، وَ الْمُجَانَبَةِ عَمّا حَذّرْتَهُ أَعْدَاءَكَ، وَ كَثْرَةَ هُمُومِي، وَ وَسْوَسَةَ نَفْسِي (فرازی از دعای ۵۱ صحیفه سجادیه) ۷. وَ اكْشِفْ غَمّي.يَا وَاحِدُ يَا أَحَدُ يَا صَمَدُ اللّهُمّ إِنّي أَسْأَلُكَ سُؤَالَ مَنِ اشْتَدّتْ فَاقَتُهُ، وَ ضَعُفَتْ قُوّتُهُ، وَ كَثُرَتْ ذُنُوبُهُ (فرازی از دعای ۵۱ صحیفه سجادیه) ۸. همچنین تصویری برای مان ارائه گشته که حضرت سجاد و حضرت زینب (سلام الله علیها)، بطور مثال، بعد از شهادت سید الشهدا بسیار محزون بودند. ۹. یا تصویری داریم از حزن و ناراحتی امیرالمونین بعد از شهادت حضرت زهرا. سوال ام این است، تصویر درستی که از انسان مومن داریم، کدام است؟ انسان مومن حزن و ناراحتی دارد یا ندارد؟ سوال دوم: اگر انسان مومن، در مقام تسلیم و رضاست، و به مقدرات الهی راضی است، در هنگام سختی ها و فشار ها، در لحظات محرومیت، آیا در درگاه اعلام عجز و بی تابی از فشار و محرومیت و برای برآورده شدن حاجت می‌کند یا نه؟! برنامه انسان مومنی که در سختی است چگونه است؟! آیا آنقدر بطور پیوسته (با روح و روان) در حال تضرع به درگاه خداست تا نیازش برآورده شود؟! و اگر اینطور است، او چگونه از زندگی و لحظه حال خود می‌تواند راضی باشد و طعم آرامش و رضایت را بچشد؟! ان شاءالله که پاسخ این سوال، برای دیگر دوستان هم روشنی بخش خواهد بود. پیشاپیش از شما بسیار ممنونم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌جا که فرمود اولیای الهی را خوف و حزنی نیست؛ به اعتبار اعمال دینی خودشان است که طوری به لطف الهی عمل می‌کنند که نه آن‌ها را پشیمانی اعمال گذشته فرا می‌گیرد، و نه در مسیر دینداری نسبت به آینده نگرانی دارند. ولی در موضوع آنچه برای اولیاء پیش می‌آید، آری! از قضای الهی راضی‌اند و نه از مقضی. در کربلا از عبیدالله و یزید و ظلمی که کردند، راضی نیستند، ولی از این‌که خداوند چنین خواسته تا یزیدیان رسوا شوند، راضی‌اند.

ما در دعاها از حضرت حق تقاضا می‌کنیم شرایطی به‌وجود نیاورد که زمینه‌ی اُنس با خودش برایمان مختل شود و از او می‌خواهیم تا غمِ دوری از خودش را با رفع حجاب‌ها برطرف کند. زیرا بین قضا و مقضی فرق می‌گذاریم. موفق باشید  

23832
متن پرسش
سلام علیکم: بعضی کتب شما را خوانده ام و اینجا سوالاتی پرسیده ام از محضرتان، اولا طلب حلالیت می کنم اگر چیزی بین ما هست، و مطلب دوم مطلبی از استاد حکیمی نقل شده که می خواهم نظرتان را بدانم: «ملاصدرا هم از کتاب اسفار اربعه استغفار کرد» علامه محمدرضا حکیمی در گفت‌گو با سالنامه شرق: «ارزش دین به دو چیز است؛ تربیت و معرفت که جامع آن حکمت است و حکمت از طریق غیر وحی محال است. آنها که فلسفه را به حکمت برگرداندند آگاهانه یا ناخودآگاه خیانت کردند. حکمت علم استوار است و خاص قرآن. خود ملاصدرا اواخر عمر کتاب کوچکی دارد به نام «الحکمه العرشیه» که آن را پس از اسفار نوشته است. او در آن از اسفار نام برده و از این اثر فوق‌العاده و ستودنی خویش استغفار می‌کند و می‌گوید: خدایا در کتاب مطالبی است که به دین و سنت پیامبر ضرر می‌رساند. جمله او خبریه است نه شرطیه. نمی گوید اگر در کتاب مشکلی بود من استغفار می‌کنم، می‌گوید چنین چیزی هست و استغفار می‌کنم.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً مستحضرید که آقای حکیمی متعلق به جریان تفکیک هستند و این جریان، همه تلاشش‌شان آن است که طوری در جملات فیلسوفان بگردند و ثابت کنند آن‌ها مستبصر شده‌اند. یک زمانی در جملات علامه طباطبایی نشانه‌هایی را مطرح می‌کردند و حالا بحث ملاصدرا را. حضرت امام خمینی یک‌بار فرمودند از نمازهایی که خوانده‌ام، استغفار می‌کنم. آیا این بدین معنا است که عظمتِ جلال خدا را بالاتر از نمازی که خواندند می‌دانند؟ و یا به این معنا است که مستبصر شده‌اند و از این به بعد نماز نمی‌خوانند؟ جناب ملاصدرا تا آخر بر مبنای حکمت متعالیه و اصالت وجود که عین توحید است، پای‌بند می‌باشند. مگر می‌شود کسی حقایقی را که با عقل به‌دست آورده، زیر پا بگذارد؟! تأسف بنده از آن جهت است که چطور جریان تفکیک متوجه‌ی تاریخی که در آن قرار داریم نیستند و نمی‌دانند امروز اگر پشتوانه‌ی عقلی برای آموزه‌های دینی نداشته باشیم عملاً ما را متهم به انسان‌های خرافی و احساساتی و وَهم‌زده می‌کند. موفق باشید

23200

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
اثر نیت حرام سلام علیکم: اگر کسی آبی را با علم به اینکه حلال است ولی به نیت شراب یا مایع نجس و حرامی بنوشد، حکم اون آب حلال چه می شود؟ آیا نیت حرام با علم به حلال بودن آن چیز موجب حرام شدنش می شود یا نه؟ با تشکر از شما ان شاءالله موفق و سلامت باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سؤلات که مربوط به امور فقهی است از مرجع تقلید خود سؤال بفرمایید. بنده در این مورد تخصصی ندارم. موفق باشید

22060
متن پرسش
سلام استاد عزیز: 1. نظر جنابعالی در مورد کار کردن (کارگری) برای کسی که بیکار است و نیاز به کار داره در ماه مبارک رمضان چیست؟ آیا او از برکات ماه رمضان کم نصیب و بهره نمی گردد؟ (البته قبول دارم همان کار هم عبادت است ولی استاد بالاخره این رو قبول کنید عموما محیط کار محیط اصلا خوبی نیست با کلی دروغ و غیبت و.... تازه خیلی آدم هنر کنه روزه اش را بتونه با سختی بگیره نه خبری از قرآن خواندن و تدبر و نه کسب معارف به آن صورت را دارد٬ اینقدر تایم کاری زیاد و خسته کننده است که دیگر وقت و حوصله هیچ کاری را پیدا نمیکنه و از طرفی نمی‌تونه کار را هم از دست بده چون {در این} اوضاع اصلا کار نیست و مجبور به انجام هر کاریه و به پولش نیاز داره، در کل محیط کار انسان را از معنویت این ماه دور می کند و آن نتایجی را که انسان در خلوت و با انس این ماه می تواند بیگیرد را دیگر نمی‌تواند بگیرد و آن استفاده ای که از شب های قدر را که باید ببرد نمی برد‌ و.... ۲. چه توصیه ای برای کسانی که مجبور به کار کردن خصوصا کارگری کردن هستند دارید تا از این ماه استفاده کامل را ببرند و کم نصیب نباشند؟ ۳. آیا باید این یک ماه کار را تعطیل یا کم کرد و به عبادت و بندگی بهتر پرداخت یا در دل همان کار آن معنویتی که در خلوت می توان بدست آورد را کسب کرد؟ لطفاً کمی راهنمایی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر به ما نفرموده‌اند کسب روزی حلال، جهاد در راه خداوند است و مگر در ماه مبارک رمضان هر کار خوبی چندین برابر برکت ندارد. مطمئن باشید با همین روحیه‌ی کسب روزی حلال آن وقتی که به خانه می‌آیید و در خواب عمیق خود فرصت هیچ‌گونه شب‌زنده‌داری ندارید، ملائکة اللّه آن خواب را برای شما بهترین عبادات می‌نویسند. موفق باشید

21105
متن پرسش
با سلام با توجه به پاسخ 21075 تان برایم مبهم است که مقصودتان از سوفسطایی کیست؟ در کتاب آمده که سوفسطایی قائل به موجودی ورای ذهنش نیست. خوب مگر قبول ندارد که ذهنش موجودست همان را مقدمه قرار داده به عین وجود می رسیم یا مثلا فرض کنید برهان انسان معلق که ابن سینا آورده در آن حالت که آدمی از هرچیز جز خود غافلست راهی به اثبات خدا ندارد؟ یا فرض کنید فردی مادرزاد در حالی که هیچ یک از حواس را ندارد و فلج کاملست متولد شده سالها بعد آن فرد قطعا نمی داند ورای او موجوداتی هست یا نه لکن باز خود را درک می کند و می داند وجود دارد و می توان همین درک را مقدمه برهان صدیقین قرار داد پس چرا شما در کتاب تاکید بر قبول موجودات اطراف دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده تفاوت نمی‌کند که انسان چه چیز را بنیاد تفکّر خود نسبت به «وجود» قرار دهد. بالاخره باید بپذیرد وجودی هست که عین وجود نسبت به این وجود مبنا و بنیاد است در حالی که سوفسطایی حاضر نیست بر هیچ وجودی تأکید کند؛ همه را خواب و خیال می‌داند. موفق باشید

20685
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: 1. جناب در کدام منابع تاریخی داستان تعرض به حضرت زهرا در کوچه و پشت در سوخته وارد شده است و آیا در منابع اهل سنت چنین چیزی وجود دارد؟ 2. آیا اینکه امام علی (ع) دختر خویش را به عمر داده است صحیح است اگر آری چرا؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ما در شرايط تاريخى سخت آن زمان انتظار نداريم مورخينِ اهل سنت آنچه را كه نسبت به فاطمه عليهاالسلام واقع شده بالصراحه بنويسند، ولى به همان اندازه ناقص هم كه اشاره كرده ‏اند خواننده را متوجه اصل قضيه مى‏ نمايد. به عنوان مثال: ابن‏ ابى‏ الحديد در ج 1 ص 134 و ج 2 ص 19 شرح نهج ‏البلاغه پس از ذكر سند مى‏ گويد: ابابكر به دنبال على فرستاد و از او بيعت خواست و على بيعت نكرد، و با عمر شعله‏ اى از آتش بود، فاطمه عمر را در درب خانه خود ديد و گفت: «يَابْنَ‏الْخَطّاب! اتُراكَ مُحَرِّقاً عَلى بابى؟ قالَ نعم، و ذلك اقوى فيما جاءَ بِهِ ابُوكَ وَ جاءَ عَلِى فَبايَعَ» يعنى؛ اى پسر خطّاب! مى‏ بينم كه مى ‏خواهى خانه مرا آتش بزنى؟ گفت: و اين آتش ‏زدن در آنچه پدر تو آورده است وارتر است، و على آمد و بيعت كرد. و نيز ابراهيم بن‏ سعيد ثقفى با طرح سند روايت مى ‏گويد: «واللهِ مَا بايِعَ عَلِى حَتّى رَآى الدُّخانَ‏ قَدْ دَخَلَ بَيْتِه» يعنى؛ به خدا سوگند على بيعت نكرد مگر اين‏كه ديد دود داخل خانه شد (امام‏ شناسى از آيت ‏الله‏ حسينى تهرانى ج 10 ص 395). و نيز عبدالفتّاح عبدالمقصود در ج 1 كتاب امام على عليه السلام ص 343 مى ‏نويسد: فاطمه به سلمى گفت: «بستر مرا در وسط خانه بگستران» و در ادامه گفت: «در اين ساعت روح از بدنم مفارقت مى ‏كند، شستشو كرده ام، ديگر كسى بازوى مرا برهنه نسازد».

2- نه‌تنها حضرت دختر خود را به خلیفه‌ی دوم دادند حتی نام فرزندان خود را به نام خلفا گذاشتند تا فضا را آرام نمایند و شرایط برای حضور تاریخی علی «علیه‌السلام» فراهم شود و انگیزه‌ای برای مخالفت آنان نماند. زیرا در این تقابل‌ها آن‌چه قربانی می‌شد اسلام بود و حضرت راضی به این امر نبودند. در این مورد خوب است به جزوه‌ی «رجوع به هویت شیعه در تاریخ اسلام» که بر روی سایت هست رجوع شود. موفق باشید

19656
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار الان یک کتاب دستم رسیده با عنوان "ابن عربی از نگاهی دیگر"(تحقیقی جامع پیرامون عقاید، مذهب، عرفان و فتاوی ابن عربی) نویسنده: سید محسن طیب نیا یک طلبه ای برمبنای همین کتاب می گویند که ایشان ناصبی ملعون هستند و... نظر جنابعالی چیست؟ لطفا کمی درباره ی شخصیت ایشان ما را روشن کنید. ممنون از راهنمایی تان!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد بد نیست در مورد محیی‌الدین ابن عربی به کتاب‌هایی مثل «روح مجرد» از آیت اللّه حسینی تهرانی و کتاب «جدال با مدعی» از دکتر حسین غفاری و کتاب «احیاگر عرفان» از محمد ربیعی رجوع فرمایید. موفق باشید

17553

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام عرض تسلیت داریم استاد ارجمند: گروهی از طلاب هستیم و از محضر استاد بزرگوار استدعا داریم یک سیر مطالعاتی در مورد مباحث آینده پژوهی عنایت فرمایند حقیقتا اعتماد کردن به هر کتابی در این مسیر از دغدغه‌های هرلحظه ما گشته است. امید است فرزندانتان را در این مسیر یاری فرمایید. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه مطالب کتاب‌های «مقام بقیة اللّهی» و «بصیرت و انتظار فرج» و آخرین قسمت کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» می‌تواند کمک کند. موفق باشید

16000
متن پرسش
با سلام: با توجه به آیه ۶۳ احزاب این طور فهمیده می شود که پیامبر (ص) علم به قیامت ندارد چطور ممکن است به این که قیامت جز شئون وجودی آن حضرت است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیه‌ی مذکور روشن می‌کند که پیامبر خدا نسبت به زمان وقوع قیامت علم ندارند لذا در آخر آیه می‌فرماید تو چه می‌دانی؟ شاید قیامت نزدیک باشد. موفق باشید

15442
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد و حکیم فاضل همانطورکه مستحضرید رشد اخلاقی و علمی در برزخ برای برخی امکان پذیراست. لطفا تفاوت این رشد با رشد اخلاقی و علمی در دنیا را بیان کنید؟ این رشد برای چه کسانی امکان پذیراست؟ سپاس فراوان باسمه تعالی: سلام علیکم: در برزخ مثل دنیا، اراده‌ای جهت رشد و تعالی نیست، بلکه رفع حجاب است و روبه‌روشدن با ذات اراده‌ها و اعمالی که در دنیا داشته‌ایم. موفق باشید. سلام و احترام: حکیم فاضل، منظور حضرتعالی از ذات اراده ها در پاسخ فوق چیست؟ اراده انسان یا اراده خدا؟ جواب فوق متعلق به حضرتعالی است. سپاس فراوان باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل اراده‌ی انسان‌ها در برزخ و قیامت، هم‌چون سفره‌ی گسترده‌ای می‌شود که انسان‌ها می‌توانند از آن بهره گیرند. و رشد در برزخ و قیامت به معنایِ تفصیل آن اراده‌ها است، نه ایجاد اراده‌ای جدید. موفق باشید. سلام و احترام: حکیم عالیقدر آیا منظور حضرتعالی از جواب فوق این است که در برزخ انسان اراده و اختیاری ندارد و فقط اراده خدا حاکم است. ملاصدرا قایل به این است که در برزخ رشد به اراده خدا است نه انسان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی گفته می‌شود پس از سکرات، انسان اراده‌ای که بخواهد در مقابل دو وظیفه، یکی را انتخاب کند و انجام دهد را؛ ندارد به همان معنایی است که قرآن در توصیف قیامت می‌فرماید: «والامر یؤمئذ للّه». موفق باشید

15159
متن پرسش
با سلام خدمت جناب استاد و تشکر از توجه شما به سوالات سوالی دارم؛ حضرتعالی آیا اقتصاد مقاومتی را یک تاکتیک اقتصادی در واکنش به مسائل امروز اقتصادی کشور می دانید و یا اساسا مولفه های فرهنگی و تمدنی برای اقتصاد مقاومتی قائلید؟ اگر به گفتمانی و تمدنی بودن اقتصاد مقاومتی قائلید لطفا مولفه های این نگاه تمدنی را بفرمایید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سال‌های قبل در کتاب «گزینش تکنولوژی...» عرض شد ظرفیت این عالم در حدّ قناعت بشر است وگرنه چنان‌چه انسان‌ها گرفتار اسراف از منابع طبیعت شوند، عالَم بر آن‌ها می‌شورد. اقتصاد مقاومتی شرطِ حیات متعالی در این عالم است. در اقتصاد مقاومتی می‌توان به همان اندازه‌ای که خداوند مواهب خود را در طبیعت در اختیار ما گذاشته است، قانع بود و با نوعی از سادگی در زندگی از بحران‌های جهانِ موجود نجات یافت. بنابراین مؤلفه‌ی اصلی اقتصاد مقاومتی از یک طرف، رعایت طبیعت است که با آن تعامل شود، و از طرف دیگر رعایت سادگی است. موفق باشید    مؤلفه‌های اقتصاد مقاومتی

14507
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: حضرت استاد، انسان وقتی به خویشتن خویش نظر می کند و عجایب خلقت را در خود می یابد، که نفس ناطقه دارای قوای فراوان است مثلاً: در بخش تدبیر جسم (غاذیه، مولده، نامیه، مصوره، ماسکه و...) و نیز قوای شهویه، غضبیه، وهمیه، خیالیه و عاقله که علیرغم این همه کثرت در عین حال وحدت محض است. آیا این جمله درست است که بگوییم: ذوات مقدس معصومین (علیهم السلام) تجلی حضرت رب العالمین از مقام هویت مطلقه به مقام جامع اسماء و صفات هستند. و همان خدای سبحان هستند الا اینکه مخلوقند؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بگو اولیاء الهی مظهر جامع اسماء الهی‌اند، در هر صورت مظهریت نکته‌ی اساسی است. موفق باشید

10121

معنای نفاقبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با عرض ارادت استاد درباره آیات 60 و 61 سوره احزاب سوال داشتم. بالاخره منِ نوعی ممکن است قلبم هنوز نوعی نفاق داشته باشه و یا در قلبم مرض باشد، آیا شامل خطاب آیه 61 می شویم؟ 2. ممکن است ما به آن مرحله از ایمان نرسیده باشیم که مظاهر آیات الهی را در عالم مشاهده نماییم این به معنی پوشاندن و نوعی کفر محسوب می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دقت بفرمایید موضوعات آیات مذکور به رویکرد آن‌ها نسبت به نظام اسلامی نظر دارد که چون از نظر تمدنی هنوز نظام جاهلیت را قبول دارند مردودند، نه از آن جهت که هنوز فضائل اخلاقی لازم را به‌دست نیاورده‌اند. موضوع، موضوع رویکرد است که آیا معتقد به نظام اسلامی هستید؟ و یا چون فرماسیونرها در عین پذیرفتن عبادات فردی اصالت را به تمدن غربی می‌دهید؟ موفق باشید
نمایش چاپی