بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18164

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: سیر مطالعاتی رو در چه بازه زمانی طی کنم، مثلا کتاب شرح ده نکته رو؟ باید مطالبی رو که نفهمیدم بفهمم و بعد برم جلو یا بزارم که توی مراحل بعدی حل بشه؟ الان از نظر زمان میتونم هر روز یه نکته رو بخونم ولی هفتگی جلو رفتم، اگه هر روز خوندن آفت نیست تا سرعتمو زیاد کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عجله نکنید. در شرایطی که فرصت فکرکردن دارید هفته‌ای دو جلسه با یادداشتِ نکات مهم و تأمل بر آن نکات کافی ‌است 2- آری جلو بروید بعضی از مباحث در مراحل بعدی حل می‌شود. موفق باشید

16000
متن پرسش
با سلام: با توجه به آیه ۶۳ احزاب این طور فهمیده می شود که پیامبر (ص) علم به قیامت ندارد چطور ممکن است به این که قیامت جز شئون وجودی آن حضرت است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیه‌ی مذکور روشن می‌کند که پیامبر خدا نسبت به زمان وقوع قیامت علم ندارند لذا در آخر آیه می‌فرماید تو چه می‌دانی؟ شاید قیامت نزدیک باشد. موفق باشید

15027

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: کتبی که از نشر اسراء چاپ شده به عنوان تفسیر موضوعی چطور هستند؟ منظورم اینست که: خود حضرت استاد جوادی آملی حفظه الله نظارت برآن دارند و کارشناسی شده است؟ مثلا کتابهای: «توحید در قرآن» ، «حیات حقیقی انسان در قرآن» ، «معاد در قرآن» و ... التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت آن مرکز تنها مرجعی است که ما می‌توانیم نظرات استاد را به‌دست بیاوریم. آن‌ها نیز در تلاش‌اند که به بهترین نحو کار خود را انجام دهند، هرچند که در تهیه‌ی نرم‌افزارِ آثار استاد، خوب عمل نکرده‌اند. موفق باشید

12856

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: منظور از اینکه گفته می شود میوه های شیرین ولایت اهل بیت (ع) را پذیرفته اند و میوه های تلخ برعکس یا سنگ عقیق اولین سنگی که ولایت اهل بیت (ع) را پذیرفته چیست؟ تکوینا که همه ولایت را پذیرفته اند در مورد میوه ها و سنگها... تشریع معنی می دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت امکانیِ هر موجودی، مربوط به خود موجود است و ذات آن موجود در مقام ممکن‌الوجودی‌اش زمینه‌ی پذیرش ولایت اهل‌البیت یا مفیدبودن برای خلق را دارد، بدون آن‌که بحث تشریع در میان باشد. موفق باشید

7929
متن پرسش
سلام مگر نه این است که وجود پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از وجود حضرت عزرائیل«علیه‌السلام» شدید تر است پس چرا ایشان برای قبض روح پیامبر وارد می شوند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حضرت عزرائیل«علیه‌السلام» فقط نظر نفس ناطقه‌ی حضرت را از تدبیر بدن مبارک رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» قبض می‌کنند، ولی مقام قدسی و حقیقت« اوّلُ ما خلق اللّه» ‌بودن آن حضرت در جای خود محفوظ است. موفق باشید
25220
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استاد جانم! حافظه یا ذهن یا روح یا خیال بنده یا هر آنچه که اطلاق نام درست بر آن صحیح است در بسیاری از روز های زندگی دچار ناهمگونی و عدم همراهی با آنچه که اینجانب اراده می کنم و دنبال می کنم هست، بدین شرح که اصلا واژگان و مطالبی که برای سخنرانی یا مباحثه می خواهم اصلا به ذهنم نمی آید، علی رغم اینکه اهل مطالعه هستم و اهل تفکر اما نمی دانم چرا؟! واقعا آزار دهنده است. چون در اندک مواردی اصلا این طور نیستم و در یک تعادل و همراهی بین خیال یا ذهن و آنچه اراده می کنم، وجود دارد! مثلا در یک جمع می خواهم در مورد یک موضوعی صحبت یا گفت و گو کنم، مطالب از قبل خوانده شده یا شنیده شده اصلا به ذهنم متبادر نمی شود و عملا نمی توانم صحبت کنم! استاد جان! واقعا حکمت چیست؟! بنده توکل و توسل را برای این معضل دست گرفتم. شما هم برای بنده دعا کنید! چون یکی از لوازم خدمت به اسلام و انقلاب برخورداری از یک بیان شیوا و متنفذ است، امیدوارم که خدای بزرگ این نعمت را به بنده ارزانی بدارد! ان شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با کشیک نفس‌کشیدن و تأمل در آن‌چه یافته‌ایم، آرام‌آرام از درون ما آن‌چه گفتنی است، ظهور می‌کند. موفق باشید

23198
متن پرسش
سلام استاد ارجمند: حضرت آقا در سخنرانی اخیرشان هشداری نسبت به توطئه دشمن در سال 98 دادند حالا بسیاری از سایتها و افراد خودی چنان تحلیلهای دلهره آوری از این هشدار رهبر معظم انقلاب می کنند که گویا از همین حالا دشمن را به هدف خود رسانده اند یکی از همین افراد طی سخنانی برای طلاب گفته اند «طراحی های امروز سه دستگاه اطلاعاتی دشمن برای سرنگونی انقلاب» جانشین دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی کل قوا بیان داشت: نکته قابل توجه درباره طراحی های امروز دشمن این است که دقیقا از حدود چهار سال قبل، سه دستگاه اطلاعاتی «ام‌ آی 6»، «موساد» و «سیا» بر اساس وضعیت اداری و اجرایی کشور، چارچوب پنج گانه ای را طراحی کردند تا انقلاب و نظام اسلامی ایران را سرنگون نمایند. وزیر سابق اطلاعات با بیان این مطلب که سخنان بنده بر اساس سند است، اظهار داشت: یکی از چارچوب های فعلی دشمن برای مقابله با انقلاب اسلامی، «القاء ضرورت کنار آمدن با کدخدا به عنوان تنها گزینه فرار از مشکلات» است. حجت الاسلام والمسلمین مصلحی ابراز داشت: امروز چهره نفاقی را در کشور مشاهده می کنیم که عقبه 40 ساله داشته و متأسفانه کسانی که تا دیروز دم از مذاکره با کدخدا می زدند، امروز چهره انقلابی گرفته و همه در حال تعجب هستند که آیا این همان فرد دیروز است که اینگونه سخنان انقلابی بیان می کند؟ * از خرداد سال 98 چهره انقلابی امروز برخی آقایان تغییر خواهد کرد وی خاطرنشان ساخت: تا اردیبهشت و خرداد سال آینده این چهره حزب اللهی را از این افراد خواهیم دید و از خرداد به بعد این چهره انقلابی عوض خواهد شد و رهبر انقلاب نیز فرمودند در سال 98، فتنه هایی در پیش خواهیم داشت. وزیر سابق اطلاعات، ایجاد خطای محاسباتی در تصمیم گیری ها را طراحی دیگر دشمن دانست و گفت: دشمن در سه حوزه «مسئولین، نخبگان و مردم» به دنبال ایجاد خطای محاسباتی در تصمیم گیری هاست تا بتواند به اهداف خود برسد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست ما وظیفه‌ای داریم که هر روز بیشتر از دیروز باید نسبت به انقلاب اسلامی جدّی‌تر باشیم و مطمئن باشیم در این مسیر هراندازه دشمن نقشه بکشد، خنثی می‌گردد. ما هرچه ضربه می‌خوریم از درون است که متوجه‌ی حقیقت انقلاب اسلامی نیستیم. آری! ما شیاطین را و نقشه‌های آن‌ها را نمی‌بینیم. و قرآن در این مورد می‌فرماید: «إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ ۗ» (اعراف/27) ولی وقتی ما در مسیر خدایی قرار گیریم که او را و نقشه‌های او را می‌بیند و می‌داند، همه‌ی کارهای شیاطین و دشمنان انقلاب خنثی می‌شود. موفق باشید    

22686

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و وقت بخیر: طبق فرمایشات جنابعالی پیرامون صورت باطن آیات قرآن در مورد معاد، بعنوان مثال درختانی که از زیر آنها رود جاری می باشد که صورت توحید در عالم معنا می باشد و یا پل صراط که صورت باطن انتخابهای ما در عالم معنا می باشد. این نوع تعبیر جنابعالی برای من بسیار کارگشا بوده و باعث شده است جواب خیلی از سوالاتم را بگیرم. حال اینجانب از شما استدعا دارم در مورد بقیه تعابیر مذکور در قرآن از عالم معنا بعنوان مثال در سوره ی نبأ و یا الصافات (شرابی که عقل را زایل نمی کند و یا حورالعین و یا تکیه زدن بر تخت های روان و زقوم و درخت طوبی و ....) معادل چه چیز و یا حالتی در دنیا می باشد مرا زاهنمایی فرمایید. و یا اگر کتابی این معادل ها را معرفی کرده است را به ما معرفی کنید تا برای ما سراج منیر باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد پیشنهاد می‌شود بحثی که در سوره‌ی «واقعه» و سوره‌ی «نبأ» شده‌است را دنبال بفرمایید؛‌ بحث به صورت صوتی در اختیار عزیزان هست. موفق باشید

22531

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده پرسشگر سوال 22514 هستم. چطور میشه تسلسل بی نهایت ممکن الوجود ها رو رد کرد؟ یا اصلا چطور میشه ثابت کرد که ممکن الوجود حتما باید به واجب الوجود ختم بشه؟ جزوه معارف 1 و کتاب از برهان تا عرفان رو هم خوندم ولی جواب نگرفتم. چطور میشه ثابت کرد اولین مخلوق وجود داشته که بعد بگیم خوب این اولین مخلوق رو واجب الوجود خلق کرده؟ چه معلوم است شاید مخلوقات نیز از ازل تا ابد باشند مثلا شروع عالم از منفی بی نهایت باشد و تا مثبت بی نهایت ادامه داشته باشد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم برهان «امکان و وجوب» و «برهان صدیقین» را دقیقاً مطالعه نکرده‌اید، وگرنه جواب این سؤال‌ها در آن‌جا می‌یافتید. پیشنهادی غیر از مطالعه‌ی مجدد آن مباحث  همراه با صوت انها ندارم. موفق باشید

21853
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: در روایتی در نهج الفصاحه آمده که کسی از شما کار بهشتیان را انجام می دهد تا جایی که بین او و بهشت ذراعی بیش نماند ولی «فیسبق علیه الکتاب فیعمل بعمل اهل النار فیدخل النار» و مردی کار جهنمیان کند تا آنجا که بین او و جهنم ذراعی فاصله نیست «فیسبق علیه الکتاب فیعمل بعمل اهل الجنه فیدخل الجنه نهج الفصاحه» روایت 582 1. این کتاب چیست که پس از عمری کار بهشتی غلبه می کند و آدم را جهنمی می کند آیا بوی جبر نمی آید؟ 2. این روایت بسیار نگران کننده است. نکند کتاب ما چنین شود چه خاکی بر سر کنیم؟ لطفا جواب در سایت. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور آن تصمیم مبنایی است که انسان‌ها در جان خود نگاشته‌اند که به زبان عرفا همان «عین ثابته» می‌باشد. البته در تمام این حالات، اختیارِ انسان محفوظ است و روایت مذکور می‌خواهد ما در عمیق‌ترین لایه‌ی وجودِ خود به «توحید» نظر کنیم تا کارهایمان نتیجه بدهد. موفق باشید  

20661
متن پرسش
عرض سلام خدمت استاد: ۱. ما معتقد به وحدت وجودیم و به گفته جنابعالی ما همه ی عالم را مظهر وجود حق می دانیم و همه ی هست را به هستی حضرت حق می دانیم فلذا می گوییم خدا در قلب انسان هاست و در وجود ماست آیا این ادعا غلط است؟ سوال دوم اینکه بعضی از مراجع عظام تقلید فتوا به نجس بودن و دوری کردن از کسانی را دارند که معتقد به وحدت وجودند و در صحبتهایشا به شدت این اصل را می کوبند و می گویند فلاسفه و عرفا در قضیه ی وحدت وجود اشتباه می کنند. لطفا این ماجرا را هم روشن بفرمایید. البته صحبتی از جناب عالی خواندم که فرموده بودید وحدت وجودی ها دو سته اند اولی ها کسانی هستند که قائل به اینند که همه موجودات از خدا هستند و قسمتی دیگر موجودات را مظاهر حضرت حق می دانند تفاوت اینها را هم روشن بفرمایید. با تشکر بسیار.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! ولی این موضوع کار می‌برد تا شخص بتواند به مقامی برسد که در همه‌چیز حضرت اللّه را بنگرد 2- وحدت وجود یک بصیرت است و نه یک علم و لذا هر فقیهی نمی‌تواند به آن برسد هرچند که در علم فقه متبحر باشد. امثال حضرت امام توانستند به چنین بصیرتی برسند زیرا علاوه بر فقاهت، در حکمت و عرفان نیز ممحض شدند. موفق باشید

17553

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام عرض تسلیت داریم استاد ارجمند: گروهی از طلاب هستیم و از محضر استاد بزرگوار استدعا داریم یک سیر مطالعاتی در مورد مباحث آینده پژوهی عنایت فرمایند حقیقتا اعتماد کردن به هر کتابی در این مسیر از دغدغه‌های هرلحظه ما گشته است. امید است فرزندانتان را در این مسیر یاری فرمایید. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه مطالب کتاب‌های «مقام بقیة اللّهی» و «بصیرت و انتظار فرج» و آخرین قسمت کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» می‌تواند کمک کند. موفق باشید

17453

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: سوالام از کتاب خویشتن پنهانه، میدونم وقتتون کمه و ... ولی واقعا استاد در دسترس نیست که جواب سوالات منو بدونه حتی یه استاد هم بعد از اینکه فهمید کتاب شما رو مطالعه می کنم شدیدا منو نصیحت کرد که نخونم، یعنی کلا با عالم عقل مشکل دارن طلبه هستم، همیشه دعاتون می کنم. حداقل شما جواب بدید: ۱. نسبت روح با جسم و نحوه ارتباط آن با جسم؟ آیا روح همان من است یا واسطه؟ چرا فرمودید روح اصل خود را فراموش می کند؟ ۲. همه معارف یک بعد عدمی دارند؟ بعد عدمی تعریفش چیه و آیا در همه چیز است؟ ۳. فرمودید معرفت نفس ارتباط جان انسان با خودش است، چرا دوییت قائل میشیم؟ مگه دو چیز هستند؟ ۴. وهم چیست، همون تعریف منطقی یا چیزی فرای اون؟ ۵. نفس ناطقه چیه؟ انواع نفس؟ ۶. ارتباط صحیح با خود و همه عالم،منظور چیه دقیقا؟مخصوصا همه عالم؟ ۷. ماهیت، واقعیت و حقیقت تعریفشون چیه؟ ۸. وجه پایدار منظور چیه؟ چند نوع وجه داریم، لطفا توضیح بدید. ۹. انسان پایدار است یا وجه پایدار دارد؟ ۱۰. حجاب خیال و صورت منظور چیه؟ هر چه خیال کند خودش است؟ ۱۱. حقیقت بی ماده و صورت است یعنی چی؟ ۱۲. عالم مثال، متصل و منفصل، عالم جبروت و عالم عقل و عالم برزخ و عالم ارض چیه؟ توضیح لطفا. ۱۳. تن مقابل عالم ارض، خیال مقابل عالم برزخ و مثال و عقل مقابل عالم جبروت و عالم عقل؟ ۱۴. فرق ارتباط قلبی با ارتباط وجودی؟ ۱۵. قلب و عقل و خیال و وهم و ... تعریفش چیه؟ ۱۶. نحوه شهود حقیقی مجرد نفس یا هر چیز دیگه؟ این شهود یعنی چی؟ ۱۷. با نفس ناطقه دو طرف حلقه هستی را به هم پیوند می زنیم یعنی چه؟ ۱۸. ظهور، تجلی، تعین و حضور یعنی چی؟ فرقشون چیه؟ ۱۹. این که انسان مظهر اسماء هست کدوم اسماء؟ یعنی همه اسماء خدا یا خدا اسمی داره که فقط برای خودش باشه نه انسان؟ ۲۰. فرق اسماء و صفات چین؟ انسان مظهر صفات هم هست؟ ۲۱. معرفت نفس اجمال و دین تفصیل یعنی چی؟ ۲۲. دین فقط برای بالفعل کردن اسماء است یا برای تفهیم و توضیح آنها یا فراتر از اینها؟ یعنی می شود کسی بدون دین یا بدون علم به داشتن اسمی، آن را بالفعل کند؟ ۲۳. می شود گفت دین فقط آمده تا انسان به خودش برگردد؟ ۲۴. فطرت و غریزه و فرقشون؟ ۲۵. خود آگاهی و دل آگاهی و سومی که یادم رفته چین؟ تعریفشون ۲۶. آیا هستی همه چیز یه چیز واحده مثلا وجود خدا؟ ۲۷. چند حقیقت داریم، حقیقت انسان، حقیقت عالم و ...؟ منظورم تقسیم بندیه. ۲۸. وجه یقینی چیه؟ و در مقابلش چه وجهی هست؟ کلا چند وجه داریم؟ ۲۹. چیستی در مقابل چیست؟ آیا هستی است؟ پرسش فقط از چیستی و هستی است یا چیز دیگه هم داریم؟ ۳۰. توحید عالم ماده و توحید انسان و توحید عالم هستی رو تعریف کنید؟ فقط این سه نوع توحید هست؟ ۳۱. آیا آب و خاک و انسان و .... ظهور یک هستی واحد هستند؟ توضیح بدید لطفا ۳۲. هدف معرفت نفس شناخت نفس است از جهت وجودی؟ چند نوع شناخت داریم و از چه جهاتی؟ ۳۳. معرفت نفس در علوم مختلف مثل فلسفه و عرفان و .... چطورین و به کجا نظر دارند؟ ۳۴. شأن منظور چیه؟ ۳۵. آیا می شود به خود فکر کرد؟ نه مفهوم خود بلکه خود. ۳۶. اگر تنها راه معرفت نفس است پس چرا خیلی ها بدون معرفت نفس به سعادت خودشون رسیدن، مثل قدیمی ها و شهدا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عموماً روح در عربی به همان معنای «من» در فارسی است. کتاب «ده نکته» در نکته‌ی دهم معنای فرامش‌کردنِ اصل خود را روشن می‌کند 2- این موضوع چندان سخن منطقی به نظر نمی‌آید 3- وجه تکوینی و وجه تشریعی انسان دو مقوله است. انسان از طریق معرفت نفس در وجهِ اختیار و تشریع خود آماده می‌شود تا به وجهِ تکوینی خود آگاهی نماید 4- بحث وَهم را در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» دنبال فرمایید.

مباحثی که مطرح کردید با جواب دادن به سؤالاتتان برایتان روشن نمی‌شود. بهتر است سیر مطالعاتی روی سایت را با یک برمانه‌ی 4 ساله دنبال فرمایید تا ان‌شاإاللّه خودتان بسیاری از این سؤالات را بتوانید جواب دهید. موفق باشید

17414
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: سؤال در کتاب «آشتی با خدا» استاد کفر را به معنی دل بستن به غیر خدا معنی کردند این معنی را استاد از کجا استنباط می کنند؟ بنده معانی کفر را بررسی کردم ولی به این معنی نرسیدم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی غیر حق در منظر ما اصالت پیدا کند، عملاً حق از منظر ما پوشیده می‌گردد و کفر به معنای آن است که حق را بپوشانیم. موفق باشید

16858

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز ببخشید شاید سوالم تکراری باشه لطف می کنید در مورد حوری و قلمان که چی هستن و زن آدمی در برزخ و قیامت چه حشری با همسر خودشون دارن ۲. جزوه ای در این رابطه که معنای حقیقی حوری چیست و این جور مسایل معرفی کنید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در بحث تبیین سوره‌ی واقعه شده است. خوب است که به فایل‌های صوتی آن سوره رجوع فرمایید. موفق باشید

15778
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم: «اگر ابدان و افراد متعدد انسانها را در دنیا شاهدیم ناشی از ابدان متعدد در عقل می باشد منتها به کلیت و نه به جزئیت» حال اگر چنین ادعایی صحیح باشد آیا من متشخص خاص یکی از مظاهر آن بدن کلی ام می باشم که در اینصورت این بدن مصادیق متعددی را در دنیا شامل می شود یا تفصیل آن بدن کلی هستم که در اینصورت این بدن فقط مربوط به شخص من می باشد و فرق این ادعا با مثل افلاطون در این است که افلاطون می گوید بدن شخص خاص در عقل نزولی فعلیت و تفصیل یا فته که ما معتقدیم محال است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بدن انسان، صورت روح انسان است که در این دنیا اتحادش با روح، اتحادِ انضمامی است و در آن دنیا اتحادش حقیقی است و صورتِ اعمال و اخلاق اوست. در این دستگاه شاید دیگر به آن مباحث نیاز نداشته باشیم. موفق باشید

14506
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: 1. آیا سکرات مرگ با وقوع تکوینی مرگ تمام می شود و یا یک امر روحی است و چه بسا با وجود رخ دادن مرگ تکوینی برای فردی که تعلق زیادی به دنیا دارد مدتها بعد مرگ هنوز متوجه نشده که مرده و در برزخ قرار دارد؟ 2. احوالاتی که در احتضار به نقل از امام خمینی فرمودید (ص 32 کتاب معاد) آیا فقط در حد یک افق نشان دادن است برای مومن و کافر و بعد ریز ریز به حساب اشخاص می رسند هر چند مومن در حال احتضار به شعف وصف ناشدنی آنی می رسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سکرات با انتقال روح از بدن تمام می‌شود ولی ممکن است انسان همچنان با خیالات خود به‌سر ببرد و متوجه‌ی مرگ خود نگردد 2- دقیقاً یادم نیست موضوع چه بوده است؟ هرچه هست یک برخورد کلی ابتدا با انسان می‌شود و جایگاه کلی او روشن می‌گردد و سپس در یوم الحساب به جزئیات رسیدگی می‌شود. موفق باشید

1206

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم؛سلام علیکم-استاد عزیز:من به غربشناسی و اتفاقاتی که در غرب می گذرد علاقه دارم.آیا مطالعه کتب غربشناسی شما (مدرنیته،تکنولوژی و علل تزلزل تمدن غرب)احتیاج به پیشنیاز دارد؟البته درحال حاضر مشغول مباحثه جزوه خویشتن پنهان با دوستانم هستم،آیا اول این جزوه را باید تمام کرد و یا می شود همزمان با این جزوه ، مباحث غربشناسی را نیز مطالعه نمود؟با آرزوی قبولی طاعات و عبادات؛التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: فکر می‌کنم می‌توانید استفاده کنید. موفق باشید
28598
متن پرسش
سلام بر استاد عزیز: در مورد نامه آقای دکتر احمدی نژاد به آقای بن سلمان حواشی زیادی ایجاد شده. اما اتفاق های بدی در درون نیروهای حزب اللهی و مومن داره می‌افته! مثلا به جای اینکه متن نامه را به دقت مورد نظر قرار بدن گیر دادن به لفظ عالی جناب و برادر و چه تهمت های زشتی که به آقای احمدی نژاد نزده اند! این چه تنگ نظری و سقوط اخلاقی ای است که متوجه نیروهای مومن حزب اللهی شده! در اینکه آقای احمدی نژاد، خارج از چارچوب فکریِ شخصیت حضرت آقا، سلوک سیاسی داره حرفی نیست و همین امر موجبِ از دست رفتنِ احمدی نژاد حکیم شده است. اما اینکه مایی که باید از احمدی نژاد غیرِحکیم عبور کنیم، خود گرفتار رفتارهای غیرحکمیانه شده ایم، جای بسی تأسف و رنجش خاطر است! مگر برای نامه زدن به مقام عالی یک کشور می توان از لفظی غیر رسمی و غیر مودبانه استفاده کرد که همه گیر دادن به لفظ عالی جناب! مگر بنابر دستور قرآن کریم اصل اولیه بر برادری ملت ها و امت های مسلمان نیست ؟! خب این لفظ برادر در جهت برگشتِ به همین اصل اولیه است دیگه! مگر حضرت آقا در پیام حج امسال نفرمودند که (نصیحت به سران برخی کشورهای مسلمان را وظیفه می‌دانیم؛ دولتمردانی که به جای تکیه به برادر مسلمان خود، به آغوش دشمن پناه می‌برند و برای سود شخصی چند روزه، تحقیر و زورگوئی دشمن را تحمل می‌کنند و چوب حراج به عزت و استقلال ملت خود می‌زنند.) خب آقا هم که بر همین برادری تکیه دارند!! و احساس می‌کنم این نامه نگاری احمدی نژاد در راستای همین نصحیت هاست، هر چند که احمدی نژاد راهی غیر از راهی که آقا ترسیم کرده اند خواهد رفت! چون بنده هم قبول دارم که آقای احمدی نژاد حقیقتا دیگر ولی فقیه برایش به عنوان یک راهنما و چراغ راه نیست و به نوعی با دور شدن از نقش کلیدی ولایت فقیه و جایگاه تاریخی ولی فقیه در عصر فعلی از تقدیر تاریخی هم دور خواهد شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم برخورد تند در این موارد، خلاف شأن و متانت یک مؤمن است. ولی آیا در این نامه، آقای احمدی‌نژاد قاتل و مقتول را مساوی نگرفته‌اند؟ و آیا عنصر مقاومت که حتماً نتایج خوبی به بار می‌آورد، نادیده گرفته نشده؟ هرچه بیشتر فکر می‌کنم، بیشتر متوجه می‌شوم آقای احمدی‌نژاد تاریخی که در آن به‌سر می‌برند را گم کرده‌اند. موفق باشید

27837
متن پرسش
سلام طاعاتتان قبول حق: ببخشید وقت شریفتون را می‌گیرم. بنده از اوایل دوره راهنمایی علاقمند به طلبگی شدم و اتفاقا می‌خواستم بعد از سیکل به حوزه بروم. اما به دلایلی از جمله دیدگاه های خانواده و فامیل و در اصل کم اراده بودن خودم وارد حوزه نشدم. بجای آن، دبیرستان و رشته ریاضی و دانشگاه فرهنگیان و الان هم چندسالی است که رسماً معلمم. معلم ابتدایی. همه ی این سالهای بعد از علاقمندی به طلبگی، تقریباً به صورت (باری به هرجهت) گذشت و همیشه فکر و دلم به سمت حوزه بود و از آن سالها تا همین الان، دل آرامی پیدا نکردم. فقط در سالهای دبیرستان و دانشگاه کمی ذهنم از این نا آرامی غافل می شد. مدام فکر می‌کنم سرمایه عمر و درواقع آخرت و ابدیتم دارد دچار خسران می‌شود. الان که متأهل و کارمند رسمی ام و اوقات فراغت، دوباره دچار تشویش و فرسایش روحی ام کرده به نظر شما چه کنم؟ نه پای رفتن هست و نه دل ماندن. استاد عزیز، مشغول شدن به مطالعه، علی الخصوص مطالعه ریاضی سرگرمم می‌کند. اما وقتی هدفی از این کار نمی‌بینم باز دل مشغولی سراغم می آید. استاد عزیز لطفاً راهنمایی بفرمایید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرکجا که هستید، زندگی را گسترده احساس کنید تا در عین معلمِ ابتدایی‌بودن، با رشد فکری و عمق‌بخشیدن به روح و روحانیت خود به‌خصوص به کمک قرآن و روایات، در همان موقعیت معلمِ ابتدایی‌بودن دانش‌آموزان و همکاران و بقیه‌ی افراد از شما بهره‌های فراوان می‌برند و شخصیت‌تان بسط پیدا می‌کند. موفق باشید

24356
متن پرسش
جناب استاد سلام: چرا شخصی مثل جورج بارکلی که کشیش بوده در فلسفه دچار انحراف شده و در باتلاق ایده آلیست دچار شده که به عقیده بنده اصلا لزومی به این طرز تفکر هم نبوده چون هم می‌توانسته پیشرفت علوم را ببیند و هم زمان تبلیغ دین کند، در آن زمان مگر چگونه بوده که قبول پیشرفت علوم مادی را هم ردیف با بی دینی می‌دیده که برای تخریب آن علوم و پیشرفت آنها لاجرم خود را به باتلاق ایده آلیست گرفتار کرده تا آن علوم را بی ارزش جلوه دهد؟ آیا در آن زمان کسی نبوده تا در مقام رد نظرات و تفکر او بر آید؟ آیا در رد نظریه و تفکر او کتاب یا جزوه و یا متنی هست؟ البته نوشته ی شما را خواندم و حتی سوالی که از او کرده بودید، اما بنده دنبال یک رد و نقد مفصل می باشم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر روی سخن بارکلی باید تأمل کرد. حرف ساده‌ای نیست از آن جهت که متوجه شده است آن‌چه از اشیاء خارج در ذهن ما است نمی‌تواند معلولِ پدیده‌های خارج از ذهن باشد زیرا معلول، باید از علتیِ برتر به‌وجود آید. در حالی‌که معلومات ذهنی ما از جنس علم‌اند و پدیده‌های خارجی از جنس ماده. جناب صدرالمتألهین این مشکل را این‌طور حل کرده است که معلول خارجی معّداتی هستند که نفس ناطقه‌ی انسان آماده شود و صورتی متناسب با شیئ خارجی را با ارتباطی که با «واهب الصور» پیدا می‌کند در خود إبداع نماید. موفق باشید   

22987
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد از جنابعالی دو سوال داشتم: ۱. در بند هفتم خطبه ۱ از نهج البلاغه آورده شده که [قسمتی از احکام دینی در قرآن واجب شمرده شد که ناسخ آن در سنت پیامبر (ص) آمده است] و مثالی برای آن آورده شده آیه ۱۵ سوره نساء [فامسکوهن فی البیوت حتی یتوفیهن الموت (زنان بد کاره را در خانه ها زندانی کنید تا بمیرند)] که این حکم برداشته شده و طلاق و رجم جای آن را گرفته است. ابهامی که برای بنده پیش آمده اینست که آیا در قرآن حکم هایی وجود دارد ‌که بعدا تغییر کرده است؟ آیا این بهانه ای برای کافران به این‌کتاب نیست که جامعیت آن را زیر سوال ببرند؟ و سوال دیگر اینکه حال اینگونه آیات و موارد را از کجا تشخیص دهیم؟ لطفا راهنمایی کنید. ۲. مرجع تقلید بنده آیت الله ... است. طی دو سه سال اخیر بنده طبق استدلال های بدست آمده خودم و راهنمایی ها و روشنگری های افرادی چون شما مقام معظم رهبری را مرجع اعلم می دانم. البته مقام نیابت امام زمان (عج) و عنایاتی که بواسطه آن به ایشان می شود هم بسیار موثر است. حال آیا جنابعالی صلاح می دانید که بنده مرجع تقلیدم را تغییر دهم. در ضمن التماس دعای بسیار زیاد از شما دارم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن پس از مدتی شرایط تحقق احکام نهایی خود را فراهم کرد و دیگر دلیلی نداریم که احکام موجود، موقتی باشد به‌خصوص که خود آیاتی که بعداً نسخ می‌شوند موقتی‌بودنِ خود را متذکر می‌گردد 2- اگر مرجع دیگری را اعلم می‌دانید، مگر می‌شود به مرجع قبلی باقی بود؟ موفق باشید

22793
متن پرسش
سلام علیکم و رحمةالله وقت شما به خیر جناب استاد متاسفانه گاهی اوقات که به موضوعات معنوی و بزرگان دینی فکر می کنم با همه عشق و علاقه‌ ای که به این مباحث و آن افراد دارم ناگهان یک تصویر زننده یا یک جمله توهین آمیز راجع به ایشان از ذهنم می گذرد که نمی دانم علتش چیست و من در این جور مواقع چه باید بکنم. لطفا راهنمایی بفرمایید. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره شیطان از بزرگانِ دین کینه در پیش خود دارد و در هر مرحله‌ای سعی می‌کند آن کینه را به افراد القاء کند. وظیفه‌ی ما در این مورد ارادت بیشتر به علمای دین است. موفق باشید

22302
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: استاد بنده دانشجوی فیزیک هستم و به فلسفه علاقه مند و طالبم که هر موضوعی را که مطالعه می کنم در مواردی که مربوط به اصول فیزیک است نظر اسلام را هم بدانم. امیدوارم که شما پاسخ سوالاتم را بدهید. سوال بنده این است که آیا در عالم ماده چیز ثابتی وجود دارد؟ آیا همه چیز در عالم ماده تشکیکی است و نهایت آن چیز که تنها مربوط به عالم ماده است (شاید نمی دانم) را می توان به عنوان ثابت در نظر گرفت به عنوان مثال سرعت نور در عالم ماده (البته در خلا) به عنوان یک ثابت در نظر گرفته شده است آیا این صحیح است یا اینکه معنای این ثابت فعلی این است که توان فعلی ما در این حد است که با ثابت در نظر گرفتن آن کارمان تا آن حدی که دقیق است راه می افتد و نیازی به دقت بیشتر نیست؟ و یک خواهش دیگر استاد جان بنده می خواهم در این فرصت تابستان در مورد قوانین مربوط به عالم ماده و ارتباط آن با عالم معنا مطالعه عمیق تری داشته باشم و حقیقت را از معارف اسلامی جویا شوم تا بتوانم در علم فیزیک بهتر تفکر کنم. لطفا اگر پیشنهادی برای بنده دارید بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- از آن جهت که در حرکت جوهری جناب صدرالمتألهین اثبات می‌کند که ذات و جوهرِ عالم ماده عین حرکت است پس نمی‌توان در عالم ماده به خودی خود به دنبال ثبوت بود به آن معنا که چیزی در مسیر تبدیل قوه به فعل نباشد و اساساً معنی نمی‌دهد که بگوییم همه‌چیز در عالم ماده تشکیکی است زیرا تشکیک، از مقوله‌ی وجود است و عالم ماده یکی از مراتب آن است 2- به نظرم سیر مطالعاتی بر روی سایت بتواند نسبت به هدفی که در پیش دارید، کمک کند. موفق باشید

22060
متن پرسش
سلام استاد عزیز: 1. نظر جنابعالی در مورد کار کردن (کارگری) برای کسی که بیکار است و نیاز به کار داره در ماه مبارک رمضان چیست؟ آیا او از برکات ماه رمضان کم نصیب و بهره نمی گردد؟ (البته قبول دارم همان کار هم عبادت است ولی استاد بالاخره این رو قبول کنید عموما محیط کار محیط اصلا خوبی نیست با کلی دروغ و غیبت و.... تازه خیلی آدم هنر کنه روزه اش را بتونه با سختی بگیره نه خبری از قرآن خواندن و تدبر و نه کسب معارف به آن صورت را دارد٬ اینقدر تایم کاری زیاد و خسته کننده است که دیگر وقت و حوصله هیچ کاری را پیدا نمیکنه و از طرفی نمی‌تونه کار را هم از دست بده چون {در این} اوضاع اصلا کار نیست و مجبور به انجام هر کاریه و به پولش نیاز داره، در کل محیط کار انسان را از معنویت این ماه دور می کند و آن نتایجی را که انسان در خلوت و با انس این ماه می تواند بیگیرد را دیگر نمی‌تواند بگیرد و آن استفاده ای که از شب های قدر را که باید ببرد نمی برد‌ و.... ۲. چه توصیه ای برای کسانی که مجبور به کار کردن خصوصا کارگری کردن هستند دارید تا از این ماه استفاده کامل را ببرند و کم نصیب نباشند؟ ۳. آیا باید این یک ماه کار را تعطیل یا کم کرد و به عبادت و بندگی بهتر پرداخت یا در دل همان کار آن معنویتی که در خلوت می توان بدست آورد را کسب کرد؟ لطفاً کمی راهنمایی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر به ما نفرموده‌اند کسب روزی حلال، جهاد در راه خداوند است و مگر در ماه مبارک رمضان هر کار خوبی چندین برابر برکت ندارد. مطمئن باشید با همین روحیه‌ی کسب روزی حلال آن وقتی که به خانه می‌آیید و در خواب عمیق خود فرصت هیچ‌گونه شب‌زنده‌داری ندارید، ملائکة اللّه آن خواب را برای شما بهترین عبادات می‌نویسند. موفق باشید

نمایش چاپی