بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
23832
متن پرسش
سلام علیکم: بعضی کتب شما را خوانده ام و اینجا سوالاتی پرسیده ام از محضرتان، اولا طلب حلالیت می کنم اگر چیزی بین ما هست، و مطلب دوم مطلبی از استاد حکیمی نقل شده که می خواهم نظرتان را بدانم: «ملاصدرا هم از کتاب اسفار اربعه استغفار کرد» علامه محمدرضا حکیمی در گفت‌گو با سالنامه شرق: «ارزش دین به دو چیز است؛ تربیت و معرفت که جامع آن حکمت است و حکمت از طریق غیر وحی محال است. آنها که فلسفه را به حکمت برگرداندند آگاهانه یا ناخودآگاه خیانت کردند. حکمت علم استوار است و خاص قرآن. خود ملاصدرا اواخر عمر کتاب کوچکی دارد به نام «الحکمه العرشیه» که آن را پس از اسفار نوشته است. او در آن از اسفار نام برده و از این اثر فوق‌العاده و ستودنی خویش استغفار می‌کند و می‌گوید: خدایا در کتاب مطالبی است که به دین و سنت پیامبر ضرر می‌رساند. جمله او خبریه است نه شرطیه. نمی گوید اگر در کتاب مشکلی بود من استغفار می‌کنم، می‌گوید چنین چیزی هست و استغفار می‌کنم.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً مستحضرید که آقای حکیمی متعلق به جریان تفکیک هستند و این جریان، همه تلاشش‌شان آن است که طوری در جملات فیلسوفان بگردند و ثابت کنند آن‌ها مستبصر شده‌اند. یک زمانی در جملات علامه طباطبایی نشانه‌هایی را مطرح می‌کردند و حالا بحث ملاصدرا را. حضرت امام خمینی یک‌بار فرمودند از نمازهایی که خوانده‌ام، استغفار می‌کنم. آیا این بدین معنا است که عظمتِ جلال خدا را بالاتر از نمازی که خواندند می‌دانند؟ و یا به این معنا است که مستبصر شده‌اند و از این به بعد نماز نمی‌خوانند؟ جناب ملاصدرا تا آخر بر مبنای حکمت متعالیه و اصالت وجود که عین توحید است، پای‌بند می‌باشند. مگر می‌شود کسی حقایقی را که با عقل به‌دست آورده، زیر پا بگذارد؟! تأسف بنده از آن جهت است که چطور جریان تفکیک متوجه‌ی تاریخی که در آن قرار داریم نیستند و نمی‌دانند امروز اگر پشتوانه‌ی عقلی برای آموزه‌های دینی نداشته باشیم عملاً ما را متهم به انسان‌های خرافی و احساساتی و وَهم‌زده می‌کند. موفق باشید

23629
متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. در مورد آیینه بودن مخلوق برای خدا می توان گفت که مخلوقی مثل انسانهای عادی به اندازه ظرفیت خود خدا را نشان می دهند اما انسان کامل آینه تمام قد خداست؟ در واقع می توان گفت سایر مخلوقات غیر انسان کامل همانند تکه هایی از آینه خرد شده هستند که خدا را به اندازه ظرف خود نشان می دهند و خدا هم به اندازه ظرف آنها خودش را در آنها می بیند همانند تکه هایی از آینه خرد شده که اگر انسان خود را در آنها بنگرد هرکدام جزئی از او را نشان می دهند و در واقع در مورد خدا می توان گفت که خدا در هر مخلوقی غیر انسان کامل به اندازه اسمی که نشان می دهد خود را در او می بیند یا خیر؟ در مورد جلسه فصوص این هفته این سوال برایم پیش آمده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌توان این را گفت. ولی فراموش نکنید که بحث در مورد «خاتم الاولیاء» بود و بقیه با نظر به مشکات خاتم الاولیاء می‌توانند از تجلیات ذاتی بهره‌مند شوند، وگرنه به مقام ولایت نایل نخواهند شد. موفق باشید

22060
متن پرسش
سلام استاد عزیز: 1. نظر جنابعالی در مورد کار کردن (کارگری) برای کسی که بیکار است و نیاز به کار داره در ماه مبارک رمضان چیست؟ آیا او از برکات ماه رمضان کم نصیب و بهره نمی گردد؟ (البته قبول دارم همان کار هم عبادت است ولی استاد بالاخره این رو قبول کنید عموما محیط کار محیط اصلا خوبی نیست با کلی دروغ و غیبت و.... تازه خیلی آدم هنر کنه روزه اش را بتونه با سختی بگیره نه خبری از قرآن خواندن و تدبر و نه کسب معارف به آن صورت را دارد٬ اینقدر تایم کاری زیاد و خسته کننده است که دیگر وقت و حوصله هیچ کاری را پیدا نمیکنه و از طرفی نمی‌تونه کار را هم از دست بده چون {در این} اوضاع اصلا کار نیست و مجبور به انجام هر کاریه و به پولش نیاز داره، در کل محیط کار انسان را از معنویت این ماه دور می کند و آن نتایجی را که انسان در خلوت و با انس این ماه می تواند بیگیرد را دیگر نمی‌تواند بگیرد و آن استفاده ای که از شب های قدر را که باید ببرد نمی برد‌ و.... ۲. چه توصیه ای برای کسانی که مجبور به کار کردن خصوصا کارگری کردن هستند دارید تا از این ماه استفاده کامل را ببرند و کم نصیب نباشند؟ ۳. آیا باید این یک ماه کار را تعطیل یا کم کرد و به عبادت و بندگی بهتر پرداخت یا در دل همان کار آن معنویتی که در خلوت می توان بدست آورد را کسب کرد؟ لطفاً کمی راهنمایی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر به ما نفرموده‌اند کسب روزی حلال، جهاد در راه خداوند است و مگر در ماه مبارک رمضان هر کار خوبی چندین برابر برکت ندارد. مطمئن باشید با همین روحیه‌ی کسب روزی حلال آن وقتی که به خانه می‌آیید و در خواب عمیق خود فرصت هیچ‌گونه شب‌زنده‌داری ندارید، ملائکة اللّه آن خواب را برای شما بهترین عبادات می‌نویسند. موفق باشید

21343

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: کتاب اربعین حدیث حضرت امام رو چطور بخونم؟ آیا شما شرح دادید یا شرح خاصی مدنظرتون هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «چهل حدیث» نکات دقیق عرفانی دارد که باید رفقا مقدمات آن را گذرانده باشند. پیشنهاد خود بنده آن است که با تفسیر سوره‌ی حمد و کتاب «مصباح الهدایه» که بنده شرحی بر آن داشته‌ام، شروع کنند. موفق باشید

20545

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا در قرآن سوره یا آیه ای مبنی بر اینکه انسان وظیفه داشته باشد سعی کند رخدادهای تاریخی که ظهور خدا است را بشناسد و سعی کند خود را در آن تاریخ احساس کند و جزئی از بدنه آن رخداد تاریخی باشد، وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همه‌ی سوره‌های بلند متذکر نحوه‌ی حضور خداوند در تاریخ است که تحت عنوان «ایّام اللّه» نام می‌برد تا ما را در فضای تاریخی‌مان به تفکر وارد کند. موفق باشید

20249
متن پرسش
سلام: یه ذره از گناه که دور میشم و دو تا نماز شب، یه عُجبی میاد سراغم، و همونه که فکر می کنم باعث میشه دوباره گناه کنم. چیکار کنم بفهمم خیلی بدبختم و در مقابل خدا خیلی ناچیزم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که متوجه شوید این عبادات به خودی خود کارساز نیستند، بلکه زمینه‌اند تا حضرت حق نظری به بنده‌اش بکند؛ ذُلّ عبودیت ظهور می‌کند و این بهترین نتیجه در عبادات است که انسان متوجه شود در مسیر قرب الهی تنها باید به خداوند امیدوار بود. موفق باشید    

20214

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در مورد اینکه موجودات را به وجود و ماهیت تقسیم می کنیم و در پی اثبات اصالت وجود هستیم، چه علتی دارد که وجود و یا حتی ماهیت که ناشی از تقسیمات ذهنی است حقیقتی داشته باشد؟ آیا تقسیمات ذهنی حقیقت دارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که به کتاب «بدایة الحکمه» از مرحوم علامه طباطبایی و یا به کتاب «از برهان تا عرفان» که بر روی سایت هست، مراجعه فرمایید. موفق باشید

18164

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: سیر مطالعاتی رو در چه بازه زمانی طی کنم، مثلا کتاب شرح ده نکته رو؟ باید مطالبی رو که نفهمیدم بفهمم و بعد برم جلو یا بزارم که توی مراحل بعدی حل بشه؟ الان از نظر زمان میتونم هر روز یه نکته رو بخونم ولی هفتگی جلو رفتم، اگه هر روز خوندن آفت نیست تا سرعتمو زیاد کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عجله نکنید. در شرایطی که فرصت فکرکردن دارید هفته‌ای دو جلسه با یادداشتِ نکات مهم و تأمل بر آن نکات کافی ‌است 2- آری جلو بروید بعضی از مباحث در مراحل بعدی حل می‌شود. موفق باشید

17414
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: سؤال در کتاب «آشتی با خدا» استاد کفر را به معنی دل بستن به غیر خدا معنی کردند این معنی را استاد از کجا استنباط می کنند؟ بنده معانی کفر را بررسی کردم ولی به این معنی نرسیدم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی غیر حق در منظر ما اصالت پیدا کند، عملاً حق از منظر ما پوشیده می‌گردد و کفر به معنای آن است که حق را بپوشانیم. موفق باشید

16544

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: ببخشید آیا جن و فرشته هم توانایی رسیدن به فنای ذاتی را دارند؟ اگر نه پس کمال آن ها چقدر است؟ یعنی آیا نهایت رشد آن ها رسیدن به فنای افعال و اسماء و صفات است یا خیر؟ لطفا پاسخ دهید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: برای فرشتگان که تکاملی نیست. و برای جنّ، مسیر عبودیت تا انتها باز است، هرچند ممکن است در این مسیر و در فنایِ خود، در مقایسه با انسان‌ها به مراتب عالیه‌ای دست نیابند، البته شاید. موفق باشید

15442
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد و حکیم فاضل همانطورکه مستحضرید رشد اخلاقی و علمی در برزخ برای برخی امکان پذیراست. لطفا تفاوت این رشد با رشد اخلاقی و علمی در دنیا را بیان کنید؟ این رشد برای چه کسانی امکان پذیراست؟ سپاس فراوان باسمه تعالی: سلام علیکم: در برزخ مثل دنیا، اراده‌ای جهت رشد و تعالی نیست، بلکه رفع حجاب است و روبه‌روشدن با ذات اراده‌ها و اعمالی که در دنیا داشته‌ایم. موفق باشید. سلام و احترام: حکیم فاضل، منظور حضرتعالی از ذات اراده ها در پاسخ فوق چیست؟ اراده انسان یا اراده خدا؟ جواب فوق متعلق به حضرتعالی است. سپاس فراوان باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل اراده‌ی انسان‌ها در برزخ و قیامت، هم‌چون سفره‌ی گسترده‌ای می‌شود که انسان‌ها می‌توانند از آن بهره گیرند. و رشد در برزخ و قیامت به معنایِ تفصیل آن اراده‌ها است، نه ایجاد اراده‌ای جدید. موفق باشید. سلام و احترام: حکیم عالیقدر آیا منظور حضرتعالی از جواب فوق این است که در برزخ انسان اراده و اختیاری ندارد و فقط اراده خدا حاکم است. ملاصدرا قایل به این است که در برزخ رشد به اراده خدا است نه انسان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی گفته می‌شود پس از سکرات، انسان اراده‌ای که بخواهد در مقابل دو وظیفه، یکی را انتخاب کند و انجام دهد را؛ ندارد به همان معنایی است که قرآن در توصیف قیامت می‌فرماید: «والامر یؤمئذ للّه». موفق باشید

15190

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
حضرت استاد سلام علیکم: مشکلات متعدد و عمیق و استئنایی بنده را در بر گرفته است که از توان درک هر کسی خارج است و بنده هم دیگر از تلاش در گفتن آن خسته ام. بفرمائید چه کنم تا بتوانم این معضلات را برطرف کنم؟ چون هر چند وقت یک بار بشدت بنده گرفتار این مصائب می شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مسائل را باید خودتان بررسی و رفع بفرمایید، بنده در حدّ سؤالات معرفتی اگر توان داشته باشم؛ در خدمت کاربران می‌توانم باشم. نهایت این است که بدانید حضرت حق ما را تنها نمی‌گذارد و امتحاناتی در مسیر ما قرار داده است. موفق باشید

12113

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چرا باید قوانین حاکم بر طبیعت و یا کلا قوانین حاکم بر عالم را ثابت و محکم بدانیم؟ لطفا دلیل این امر را بیان کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون قوانین‌اند و اگر ثابت نباشند که به آن‌ها قوانین نمی‌گویند. اگر متوجه قاعده‌مندبودن آن‌ها ‌شوند نام قانون یا اصل بر آن می‌گذارند. موفق باشید

27241
متن پرسش
سلام علیکم: مگر نه این است که انسان دینی و متعهد به شریعت، باید خود در فراهم کردن شرایط لازم برای کارهایش بکوشد نه این که منتظر فراهم شدن شرایطش باشد و به این بهانه کاری نکند؛ پس چرا در زمان سقوط بنی امیه و روی کارآمدن بنی عباس امام صادق (ع) سکوت کردند و نظاره گر ماجراها بودند و منتظر بودند شرایط فراهم شود و حتی از پذیرش خلافت امتناع کردند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنر حضرت صادق «علیه‌السلام» آن بود که متوجه بودند چه کاری مناسب آن زمانه است و این یکی از بحث‌های مهم زمان‌شناسی است که بفهمیم هر زمانه‌ای چه ظرفیتی برای چه کاری دارد. عرایضی در جلد دوم کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» تحت عنوان «زمان‌شناسی» شده است. موفق باشید

24614

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام علیکم: چگونه می توان به معرفت حقیقی اهل البیت (ع) رسید، به عبارتی چگونه می توان به کیمیای حقیقی که نور معرفت اهل البیت و محبت اهل البیت به معنای حقیقی کلمه است دست یافت، چه مسیری را باید طی کنیم و آیا سیر مطالعاتی و سیر عملی وجود دارد؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بد نیست به کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت «علیهم‌السلام» همراه با شرح صوتی آن رجوع فرمایید. موفق باشید

23816

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آقا جواب سوال قبل ما نیومده. اگه که یادتون رفته ولش کنید. این سوال برام خیلی مهمه من یک جایی رفته بودم که یک فردی آنجا پیش گویی در حد ۳ الی ۴ دقیقه می کرد. تمام چیزهایی که این بشر گفت درست از آب درامد حتی یک غلط هم نداشت. من بر اساس قاعده تجرد روح برای خودم این رو ، اینجور تعریف کردم که این بنده خدا رفته ریاضت کشیده، تجردش شدید شده بعد حالا میتونه این کار ها رو انجام بده. آقا تو رو خدا، جون هر کی دوست دارید بگید، چجور این فرد تونسته این کار رو بکنه، تو رو خدا چند تا کتاب بهم معرفی کنید هم از خودتون هم از مابقی، من میخوام بفهمم این ها چجور کار می کنند، آقا از ما دریغ مکنید. چرا وقتی اسم اینجور کارها میاد خیلی سر بسته جواب میدید، آقا من پایه ام، تا تهش هستم، فقط بگید باید چی رو بخونم. خواهش می کنم. لطفا بگید چجور این ها پیش گویی می کنند. آقا اگه شما ها این نوع انسان شناسی رو معرفی نکنید افرادی مثل محمد علی طاهری ها توی صحنه زیاد میشند، همه تشنه اینجور مطالب هستند.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤال قبلی این‌طور جواب داده شد: ۲۳۶۵۵. باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم این، بحرانی است برای تولدی دیگر و برای به خودآمدن در فضایی که در آن وارد شده‌اید. إن‌شاءاللّه خیر است. جلسات سه شنبه برقرار است و مباحث در کانال تلگرامی «ندای اندیشه» گذاشته می‌شود. موفق باشید  

در مورد سؤال اخیر، به نظر بنده کم‌ترین نتیجه‌ی بحث‌های «ده نکته در معرفت نفس» و «خویشتن پنهان» و «معاد»، کاری است که در این رابطه باید دنبال کرد تا اگر هوس کرده‌اید به این نوع پیش‌گویی‌های جزئی وارد شوید، وارد شوید و اگر در طی مسیر متوجه‌ی حضورِ نفس در عوالم بالاتر شدید و دیگر نظر به آینده‌هایی که آینده‌های امور جزئی است، نداشتید؛ «طوبی لکم». موفق باشید . 

22987
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد از جنابعالی دو سوال داشتم: ۱. در بند هفتم خطبه ۱ از نهج البلاغه آورده شده که [قسمتی از احکام دینی در قرآن واجب شمرده شد که ناسخ آن در سنت پیامبر (ص) آمده است] و مثالی برای آن آورده شده آیه ۱۵ سوره نساء [فامسکوهن فی البیوت حتی یتوفیهن الموت (زنان بد کاره را در خانه ها زندانی کنید تا بمیرند)] که این حکم برداشته شده و طلاق و رجم جای آن را گرفته است. ابهامی که برای بنده پیش آمده اینست که آیا در قرآن حکم هایی وجود دارد ‌که بعدا تغییر کرده است؟ آیا این بهانه ای برای کافران به این‌کتاب نیست که جامعیت آن را زیر سوال ببرند؟ و سوال دیگر اینکه حال اینگونه آیات و موارد را از کجا تشخیص دهیم؟ لطفا راهنمایی کنید. ۲. مرجع تقلید بنده آیت الله ... است. طی دو سه سال اخیر بنده طبق استدلال های بدست آمده خودم و راهنمایی ها و روشنگری های افرادی چون شما مقام معظم رهبری را مرجع اعلم می دانم. البته مقام نیابت امام زمان (عج) و عنایاتی که بواسطه آن به ایشان می شود هم بسیار موثر است. حال آیا جنابعالی صلاح می دانید که بنده مرجع تقلیدم را تغییر دهم. در ضمن التماس دعای بسیار زیاد از شما دارم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن پس از مدتی شرایط تحقق احکام نهایی خود را فراهم کرد و دیگر دلیلی نداریم که احکام موجود، موقتی باشد به‌خصوص که خود آیاتی که بعداً نسخ می‌شوند موقتی‌بودنِ خود را متذکر می‌گردد 2- اگر مرجع دیگری را اعلم می‌دانید، مگر می‌شود به مرجع قبلی باقی بود؟ موفق باشید

22531

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده پرسشگر سوال 22514 هستم. چطور میشه تسلسل بی نهایت ممکن الوجود ها رو رد کرد؟ یا اصلا چطور میشه ثابت کرد که ممکن الوجود حتما باید به واجب الوجود ختم بشه؟ جزوه معارف 1 و کتاب از برهان تا عرفان رو هم خوندم ولی جواب نگرفتم. چطور میشه ثابت کرد اولین مخلوق وجود داشته که بعد بگیم خوب این اولین مخلوق رو واجب الوجود خلق کرده؟ چه معلوم است شاید مخلوقات نیز از ازل تا ابد باشند مثلا شروع عالم از منفی بی نهایت باشد و تا مثبت بی نهایت ادامه داشته باشد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم برهان «امکان و وجوب» و «برهان صدیقین» را دقیقاً مطالعه نکرده‌اید، وگرنه جواب این سؤال‌ها در آن‌جا می‌یافتید. پیشنهادی غیر از مطالعه‌ی مجدد آن مباحث  همراه با صوت انها ندارم. موفق باشید

22127
متن پرسش
درود بر استاد: من تحت تاثیر سه جریان متفاوت هستم و از هیچ کدام نمی توانم بگذرم و این موجب شده شخصیتی چند پاره داشته باشم: 1. فلسفه غرب بخصوص هیوم. 2. ادیان شرق بویژه بودا و بخصوص جناب اشو. 3. انقلاب اسلامی و اندیشه های اشراقی امام. قبلا نیز سوالاتی از حضرتعالی داشتم حواله به مباحث معرفت نفس دادید کتاب خودتان درین زمینه چون از روش تجربی استفاده کردید و من با این روش سازگاری ندارم مثلا رویای صادقه ای ندارم که فرازمان و مکانی نفس ثابت شود و یا استفاده از خواب برای اثبات تجرد نفس را مکفی نمی دانم این ایراد را یک بار مطرح کردم و شما برای بحثهای استدلالی به کتابی از علامه حسن زاده ارجاع دادید رجوع کردم لکن طبق جواب 22116 عقل، دائماً شک و تردید برای هر چیزی به میان می‌آورد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معرفت نفس یک نوع تجربه‌ی یقینی در جان انسان است و موجب می‌شود انسان با وسعت بیکرانه‌ی خود آشنا گردد. موفق باشید

21853
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: در روایتی در نهج الفصاحه آمده که کسی از شما کار بهشتیان را انجام می دهد تا جایی که بین او و بهشت ذراعی بیش نماند ولی «فیسبق علیه الکتاب فیعمل بعمل اهل النار فیدخل النار» و مردی کار جهنمیان کند تا آنجا که بین او و جهنم ذراعی فاصله نیست «فیسبق علیه الکتاب فیعمل بعمل اهل الجنه فیدخل الجنه نهج الفصاحه» روایت 582 1. این کتاب چیست که پس از عمری کار بهشتی غلبه می کند و آدم را جهنمی می کند آیا بوی جبر نمی آید؟ 2. این روایت بسیار نگران کننده است. نکند کتاب ما چنین شود چه خاکی بر سر کنیم؟ لطفا جواب در سایت. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور آن تصمیم مبنایی است که انسان‌ها در جان خود نگاشته‌اند که به زبان عرفا همان «عین ثابته» می‌باشد. البته در تمام این حالات، اختیارِ انسان محفوظ است و روایت مذکور می‌خواهد ما در عمیق‌ترین لایه‌ی وجودِ خود به «توحید» نظر کنیم تا کارهایمان نتیجه بدهد. موفق باشید  

21131
متن پرسش
سلام استاد: یه سوالی برام پیش اومده که با مبانی که از سیر به دست اومده نمیخونه. آیا اینکه فرمودید در بحث معاد که انسان حقیقتش و جسمش در برزخ و قیامت یکی میشه یعنی دیگه یک حقیقت و یک جسم به عنوان نازلی حقیقت درکار نیست؟ اگه جسم و حقیقت یکی میشن پس آیا حقیقت به چیستی تقلیل پیدا نکرده؟ یعنی اون حقیقتی که همیشه میگید انسان فقط هستی ست نه چیستی چطور محدود شده در جسم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت هر موجودی، وجودِ آن موجود است که نازله‌ی وجودِ مطلق است و در قیامت که نسبت‌ها از حالت دنیایی آن خارج می‌شود، اساساً حقیقت یا وجود هر موجودی ظهور می‌کند و از این جهت انسان با حقیقت خود و با حقیقت سایر موجودات روبه‌رو می‌شود. موفق باشید

19903

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: اهل مراقبه و محاسبه تا حدودی هستم. اما اصلا اصلا از خودم راضی نیستم و حس می کنم گناهکارترینم، و حس خوبی به خودم ندارم و هیچ امیدی به پیشرفت معنوی ندارم و میگم من کجا و عبد شدن کجا، سر سوزنی به خودم و عباداتم امیدی ندارم، هر عبادتی هم که انجام میدم حس می کنم نه قبول هست و نه ثوابی داره، هر کار می کنم هر چی دعا می کنم که خداوند کمکم کنه و به قربش برسونم احساس می کنم برعکس دور میشم ازش، این نامیدی عذابم میده، افسردم میکنه، چون هدفی جز این ندارم، و فکر اینکه به این هدف یعنی قرب نرسم خیلی عذاب دهنده و وحشتناکه برام. استاد بفرمایید چیکار کنم، مدام می ترسیدم و حواسم بود که به عجب دچار نشم اما حالا انگار از اون ور بوم افتادم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده خوب است سیر مطالعاتی که مبتنی بر معرفت نفس است، را دنبال کنید. مثل سیر مطالعاتی که بر روی سایت قرار دارد. موفق باشید

18522
متن پرسش
استاد عزیز سلام علیکم: همانطور که می فرمایید به جز حق در صحنه نیست چه در وجود و یا صفت و یا در فعل و حق هم همین است و چقدر سخت است تصور اینکه موثر دیگری غیر از خدا در عالم وجود داشته باشد و دیگری وجود ندارد. اما اعمال ناحق را چگونه ببینیم؟ آیا نیزه ای که شمر می اندازد هم مصداق «ما رمیت اذ رمیت» است؟ لطفا توضیح دهید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه غیر از حق است، حجاب‌های ظهور حق‌اند. شمر«لعنة‌اللّه‌علیه» و حرکاتش از نظر تشریع، حجاب‌های ظهور حق‌اند هرچند «و ما تسقط من ورقة الاّ یعلمها». موفق باشید

17453

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: سوالام از کتاب خویشتن پنهانه، میدونم وقتتون کمه و ... ولی واقعا استاد در دسترس نیست که جواب سوالات منو بدونه حتی یه استاد هم بعد از اینکه فهمید کتاب شما رو مطالعه می کنم شدیدا منو نصیحت کرد که نخونم، یعنی کلا با عالم عقل مشکل دارن طلبه هستم، همیشه دعاتون می کنم. حداقل شما جواب بدید: ۱. نسبت روح با جسم و نحوه ارتباط آن با جسم؟ آیا روح همان من است یا واسطه؟ چرا فرمودید روح اصل خود را فراموش می کند؟ ۲. همه معارف یک بعد عدمی دارند؟ بعد عدمی تعریفش چیه و آیا در همه چیز است؟ ۳. فرمودید معرفت نفس ارتباط جان انسان با خودش است، چرا دوییت قائل میشیم؟ مگه دو چیز هستند؟ ۴. وهم چیست، همون تعریف منطقی یا چیزی فرای اون؟ ۵. نفس ناطقه چیه؟ انواع نفس؟ ۶. ارتباط صحیح با خود و همه عالم،منظور چیه دقیقا؟مخصوصا همه عالم؟ ۷. ماهیت، واقعیت و حقیقت تعریفشون چیه؟ ۸. وجه پایدار منظور چیه؟ چند نوع وجه داریم، لطفا توضیح بدید. ۹. انسان پایدار است یا وجه پایدار دارد؟ ۱۰. حجاب خیال و صورت منظور چیه؟ هر چه خیال کند خودش است؟ ۱۱. حقیقت بی ماده و صورت است یعنی چی؟ ۱۲. عالم مثال، متصل و منفصل، عالم جبروت و عالم عقل و عالم برزخ و عالم ارض چیه؟ توضیح لطفا. ۱۳. تن مقابل عالم ارض، خیال مقابل عالم برزخ و مثال و عقل مقابل عالم جبروت و عالم عقل؟ ۱۴. فرق ارتباط قلبی با ارتباط وجودی؟ ۱۵. قلب و عقل و خیال و وهم و ... تعریفش چیه؟ ۱۶. نحوه شهود حقیقی مجرد نفس یا هر چیز دیگه؟ این شهود یعنی چی؟ ۱۷. با نفس ناطقه دو طرف حلقه هستی را به هم پیوند می زنیم یعنی چه؟ ۱۸. ظهور، تجلی، تعین و حضور یعنی چی؟ فرقشون چیه؟ ۱۹. این که انسان مظهر اسماء هست کدوم اسماء؟ یعنی همه اسماء خدا یا خدا اسمی داره که فقط برای خودش باشه نه انسان؟ ۲۰. فرق اسماء و صفات چین؟ انسان مظهر صفات هم هست؟ ۲۱. معرفت نفس اجمال و دین تفصیل یعنی چی؟ ۲۲. دین فقط برای بالفعل کردن اسماء است یا برای تفهیم و توضیح آنها یا فراتر از اینها؟ یعنی می شود کسی بدون دین یا بدون علم به داشتن اسمی، آن را بالفعل کند؟ ۲۳. می شود گفت دین فقط آمده تا انسان به خودش برگردد؟ ۲۴. فطرت و غریزه و فرقشون؟ ۲۵. خود آگاهی و دل آگاهی و سومی که یادم رفته چین؟ تعریفشون ۲۶. آیا هستی همه چیز یه چیز واحده مثلا وجود خدا؟ ۲۷. چند حقیقت داریم، حقیقت انسان، حقیقت عالم و ...؟ منظورم تقسیم بندیه. ۲۸. وجه یقینی چیه؟ و در مقابلش چه وجهی هست؟ کلا چند وجه داریم؟ ۲۹. چیستی در مقابل چیست؟ آیا هستی است؟ پرسش فقط از چیستی و هستی است یا چیز دیگه هم داریم؟ ۳۰. توحید عالم ماده و توحید انسان و توحید عالم هستی رو تعریف کنید؟ فقط این سه نوع توحید هست؟ ۳۱. آیا آب و خاک و انسان و .... ظهور یک هستی واحد هستند؟ توضیح بدید لطفا ۳۲. هدف معرفت نفس شناخت نفس است از جهت وجودی؟ چند نوع شناخت داریم و از چه جهاتی؟ ۳۳. معرفت نفس در علوم مختلف مثل فلسفه و عرفان و .... چطورین و به کجا نظر دارند؟ ۳۴. شأن منظور چیه؟ ۳۵. آیا می شود به خود فکر کرد؟ نه مفهوم خود بلکه خود. ۳۶. اگر تنها راه معرفت نفس است پس چرا خیلی ها بدون معرفت نفس به سعادت خودشون رسیدن، مثل قدیمی ها و شهدا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عموماً روح در عربی به همان معنای «من» در فارسی است. کتاب «ده نکته» در نکته‌ی دهم معنای فرامش‌کردنِ اصل خود را روشن می‌کند 2- این موضوع چندان سخن منطقی به نظر نمی‌آید 3- وجه تکوینی و وجه تشریعی انسان دو مقوله است. انسان از طریق معرفت نفس در وجهِ اختیار و تشریع خود آماده می‌شود تا به وجهِ تکوینی خود آگاهی نماید 4- بحث وَهم را در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» دنبال فرمایید.

مباحثی که مطرح کردید با جواب دادن به سؤالاتتان برایتان روشن نمی‌شود. بهتر است سیر مطالعاتی روی سایت را با یک برمانه‌ی 4 ساله دنبال فرمایید تا ان‌شاإاللّه خودتان بسیاری از این سؤالات را بتوانید جواب دهید. موفق باشید

16662
متن پرسش
با توجه به اینکه در خواب کاملا من انسان از تن جدا می شود چطور بعضی افراد در خواب حرف می زنند و راه می روند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث معرفت نفس عرض شد که در عین توفّی و جداییِ نفس از بدن در هنگام خواب، تدبیرِ نفس بدون حضور در بدن، محقق است. به همان معنایی که در هنگام خواب، قلب و معده در فعالیت می‌باشند. و سخن‌گفتن و راه‌رفتنِ بعضی از افراد در خواب به جهت آن است که نفس، در این موارد بهره‌ای از تدبیر خود را إعمال می‌کند. موفق باشید

نمایش چاپی