بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29648
متن پرسش

سلام، وقتتون بخیر استاد ۱. استاد بنده سخنرانی دکتر داوری در جلسه نقد و بررسی کتاب پایان تئولوژی آقای عبدالکریمی را گوش کردم منتهی متوجه نشدم دقیقا نقد ایشون به کتاب چی بود. بی زحمت این رو برام توضیح بفرمایید و اینکه اساسا اندیشه دکتر داوری با آقای عبدالکریمی چه تفاوت هایی دارد؟ ۲. آیا شما نامه دکتر داوری به همسر شهید آوینی که اخیرا نوشته شده درباره کتاب روایت جنگ در دل جنگ خوانده اید؟ اگر آری، می خواستم اونجاهایی که نظر خودشون و شهید آوینی رو درباره انقلاب و تفاوتشون رو بیان می کنند نظرتون رو بدونم. با تشکر

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. دکتر داوری مثل همیشه با ظرافت خاص خود در رابطه با پایان تئولوژی بحث تئوس را که به یک معنا خدا به حساب می‌آید، مطرح کردند و فرمودند تئوس که پایان ندارد. و سپس آقای دکتر عبدالکریمی را حواله دادند به جواب نقدی که آقای دکتر پورحسن مطرح کرده بودند. ۲. در مورد نظر آقای دکتر داوری به آن کتاب، بنده مطلب ذیل را برای رفقا نوشتم: موفق باشید

شهید آوینی و سپر آتنا و دکتر داوری

همان‌طور که دکتر داوری می‌فرمایند آوینی انقلاب را نه جانشین‌شدنِ یک سیاست و حکومت به جای حکومت دیگر، بلکه انقلاب در جان‌ها و آغاز عصری دیگر که در آن صفا و امید و آسایش مردم و ...به میان می آمد، می‌دانست.

حقیقتاً دکتر داوری به خوبی تشخیص داده است که نگاه شهید آوینی به انقلاب چگونه بوده است. دکتر داوری متوجه است که آوینی با سپری که زشتی‌ها را می‌پوشاند، به ذات انقلاب نگریسته است و عملاً زشتی‌هایی که بود و خواهد به‌وجود آید را به کمک آن سپر نمی‌بیند و نمی‌خواهد ببیند. زیرا او به ذات و حقیقت انقلاب می‌نگرد که چون نوری همچنان در ظلمات جلو می‌آید و روا نیست که برای دیدنِ نور و راهی که در پیش دارد، به ظلمات نظر کند و این بدان معنا نیست که نمی‌بیند، بلکه به جهانی می‌نگرد که عصر دیگری است غیر از عصر غرب‌زدگی و فلک‌زدگیِ ما که هم میراث دیروز است و هم کج‌فهمی‌های امروز.

جناب آقای دکتر داوری فریاد بر می‌آورند که چرا سپر آتنایِ آقای آوینی دیده نشود؟ و آوینی جواب می‌دهد: «من جایی بیرون از جهان توسعه خود را جستجو می‌کنم و امروز و فردایِ خود را به نمایش می‌گذارم. در آن‌جا که جهان توسعه‌یافتگی و توسعه‌نیافتگی هر دو بر بادند، اساسا سپری نیست، زیرا ظلماتی در صحنه نمی‌باشد.» تفاوت دقیقاً این‌جا است که ما کجا ایستاده‌ایم؟ بر مرکب نور سوار شده و در دل ظلمات به سوی حقیقت می‌شتابیم؟ و یا در زمین جهانِ فلک‌زدگی و غرب‌زدگی تلاش داریم گرفتاری‌های مردم فلک‌زده‌ی غرب‌زده را فرو بنشانیم و آن‌ها را متوجه‌ی راز فلک‌زدگیِ خود در جهان توسعه‌یافتگی بکنیم. عجیب است که این هر دو همدیگر را می‌فهمند با این‌که یکی به افقی نظر دارد که حضرت روح اللهِ او بر آن افق پای می‌فشارد و دیگری بر مشکلات تاریخیِ مردمی دل می‌سوزاند که راه حلّ امروزین آن را نجات از خرد توسعه‌نیافتگی می‌داند با دلسوزی‌هایی که متفکرانی چون هگل برای جهان جدید داشتند. همان‌طور که ما نیز نه می‌توانیم از دکتر داوری بگذریم و نه از حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه».

 راستی! ادامه‌ی راه کدام است؟ آیا راهی که آوینی مدّ نظر دارد همان نگاهی نیست که رهبر معظم انقلاب بر آن پای می‌فشرد و دکتر داوری بدون آن‌که از آن افق چشم بردارد، به ما می‌گوید متفکرانه از اطراف خود غافل نباشید و بدانید سپر آتنا بالاخره چیزهایی را می‌پوشاند که آینده ما را در سپردن راه در این ظلمات بعضاً زمین‌گیر می‌کند. ولی آوینی فریاد بر می آورد که ای مقدسان نادان! و ای متحجرین! و ای لشکریان علی «علیه‌السلام» در کسوت خوارج! چرا مواظب نیستید، شکست معاویه نزدیک است. ولی بخواهیم و نخواهیم نمی‌توان از خوارج چشم‌ پوشید.

 با این همه، امروز روزی نیست که بتوان معطل این مقدسان نادان و یا غرب‌زدگانی شد که نمی‌توانند به جهانی بین دو جهان فکر کنند. آن‌ها نه داوری را می‌فهمند و نه امام خمینی را. و آوینی هم داوری را فهمید و هم حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» را.

29623
متن پرسش
سلام علیکم: در بین سوالات به سوال ۲۹۶۱۵ رسیدم و مطالب آن پرسش‌گر محترم که دغدغه و حرارت ویژه و قابل تحسین و ارزشمندی را داشتند دیدم. سوالی که شاید خیلی‌ها را درگیر و نظام فکری‌شان را مبهم کند. بنای من هم بر این نیست که بگویم چرا چنین نسبت‌هایی را دادید و این روند شما محکوم است و مذموم، و جزمی برخورد کنم. نه؛ سخن آن عزیز عیب و ایراد داشت، ولی آن دغدغه و شور ایشان واقعا ارزش دارد. من براساس فکر عامی خودم و تلقی که در حدّ خودم از سیره‌ی حضرت آقا دارم، سخنانی رو عرض می‌کنم و به نظرم و به گواهی قلبم، امام جامعه حکمت و صبرش فوق‌العاده بالا و عظیم است. شاید بد نیست یک‌بار همه‌ی ما داستان سفر خضر نبی «علیه‌السلام» و موسی کلیم «علیه‌السلام» را مرور کنیم. ویژه آن‌جا که در بیان حکمتِ سوراخ‌کردن بدنه‌ی قایق، حضرت خضر فرمودند من این کار را کردم چون خیر اکبری در انتظار آن‌ها بود و اگر چنین نمی‌کردم، آن حاکم جبّار، راه ارتزاق‌شان را کاملاً مسدود می‌کرد. هنر ولایت مداری و امام محوری، در بحبوحه‌ی فتنه‌ها و صحنه‌های دشوار و تنگناهاست، ویژه آن‌جا که علیرغم محکمات گفتمانی انقلاب، متشابه موضع می‌گیرد؛ و هنر اطاعت این‌جا مشخص می‌شود و غربال خالصین از آنان که همچنان سست بنیان‌اند. عبور انقلاب از تفکرات خطرناکی مانند تفکر سازندگی و اصلاحات، کم هدایت و زعامتی می‌خواهد؟ والله با آن تفکرات آقای هاشمی و آن برهه‌ی دوم خرداد که رسماً مسئولین خاک سفید گفتند باید از طریق همین دولت، ایران را به وضعیت گورباچف در دوره‌ی پایانی شوروی بیندازیم، حفظ انقلاب به شدت دشوارست. ویژه این‌که امام امت باید تا حدّ ممکن دفع افسد به فاسد کند و اتمام حجت بر آنان که با او قرابت فکری ندارند. چه کند این سیّد با آنان که مفسران قرآن‌اند و در عین حال غرب شناسانی که شعار عقلانیت و تبعیت از عقلا می‌دهند و در عین حال آنان که می‌خواهند تمام مظاهر تمدن غرب را هم‌اکنون حذف کنند و به دنبال غرب‌گریزی‌اند. این‌که امروز این‌همه نیروهای عمیق و گفتمان‌ساز انقلابی می‌بینم و انقلابی که لیبرال دموکراسی و مستکبرین را به ضعف انداخته و مردم تدریجاً از شبه مدرنیته در حال گذارند و در سطح جهان اسلام ماییم که دغدغه‌ی علم دینی و علوم انسانی توحیدی و الگوی پیشرفت اسلامی داریم و دستاوردهای محسوس مادیِ چشم‌گیر یافته‌ایم، ثمره چیست؟ جز این است که این سیّد آنچنان باید انقلاب را پیش ببرد که هم آفاتِ شبه مدرنیته‌ی ۲۰۰ ساله‌ی ایرانی را بتواند پشت سر نهد، و هم مقابل مدرنیته پرچم این نهضت، رفیع بماند و در عین حال از حجاب‌هایی گذار کند که در طی دو قرن اخیر جوامع اسلامی را زمین‌گیر کرده است؟ خطر التقاطی‌ها و غربگرایی اقلاً برای کسی که بر تاریخ معاصر مسلط باشد به شدت واضح است و بالفرض که این افراد را حذف کنیم، با تفکرشان چه خواهید کرد و با الگوسازی‌هایشان؟ مگر سیره‌ی اولیاء معصوم بر حذف تفکر غیر ناب بود و امیر مؤمنان آمدند و آن افراد دوران خلفا را کنار زدند؟ خیر! باید از این تفکر گذار کرد و تا جایی‌که چشمانم به من گواهی می‌دهند هرچه جلوتر می‌رویم مشخص می‌شود غربگرایان فاقد آینده و مأوای‌اند و حتی تحلیلگران غرب هم بر این مسئله اذعان داشتند، کما این‌که سفیر اسبق ایتالیا در عراق یادداشتِ به‌شدت جالبی در این باب دارد. گمان می‌شود گذار از تفکری که حتی در دل حوزه‌های علمیه نفوذ کرده و رسماً اقتصاد اسلامی را به سخره می‌گیرد و آن‌را با علوم طبیعی مقایسه می‌کند و شأن رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» را در حدّ مرشد معنوی می‌بیند، راحت است؟ آیا زعامت انقلابی که باید علوم توحیدی و جنبش نرم افزاری پیدا کند و در عین حال باید حکیمانه این دورانِ گذار راهبری شود، کم صبر و سعه‌ی صدری می‌خواهد؟ انقلاب، تجلی نظام امام و امت است و امام باید پا به پای مردم، آن‌ها را متذکر عطای الهیه‌ی این دوران کند و اگر مردم کُند حرکت کنند حتی ولیّ معصوم هم حرکتش کند می‌شود. رشد مردم است که به فرمایش امام متضمن بقای انقلاب است و تا این بعثت درونی در جان مردم نهادینه نشود هر چقدر هاشمی‌ها و خاتمی‌ها و روحانی‌ها و لاریجانی‌ها کنار زده شوند، مشکلی حل نخواهد شد. اگر گاه امام انقلاب و خضرِ نهضت اجازه می‌دهد به کشتی انقلاب و حرکت نهضت، خللی وارد شود، مطمئناً خیر اکبری را در انتظار می‌بیند و به دنبال قطع ید است و اتمام حجت بر آنان که با کوچک‌ترین حرفی نامه‌ی سرگشاده می‌نویسند و هجمه‌ها که نمی‌کنند. چنین رهبری که به این شکل به مدرنیته معرفت داشته باشد و راهِ گذار از آن در ساحت انقلاب و در عین حال نگاه تمدنی و منسجم و جهانی به اسلام و مبانی فقهی، را داشته باشد، نعمتی است که وجودش خیر و برکت برای امت هست. او در عصری زعامت انقلاب را بر عهده گرفته که شرایط به مراتب حساس‌تر از عصر حضرت امام است و او آنچنان ممتاز این عَلَم را بالا نگه داشت تا جوانانی که شهدا و امام شهدا را ندیده‌اند چنین پاک‌باخته‌ی انقلاب شوند و حتی دشمنان را به عجز وادارد. آیا نباید در این حرف نتانیاهو تدبّر کرد که بزرگ‌ترین خطر ما شخص آیت الله خامنه‌ای است و این‌که فوکویاما، ایشان را ابرحریفی برای نظام سلطه خواند. اگر علیرغم محکمات صریح امام امت، متشابهی یافتیم، کلان نگاه کنیم و خیر اکبری را در نظر بگیریم که به صحنه می‌آید چنانچه امروز امید حقیقی برای عبور از عالم تجدد در بستر انقلاب اسلامی است و شیخ عمران نزار حسین به خوبی این مسئله را دریافت و به آقا نامه نوشت و گفت شما زمینه‌ی شکستن هیمنه استکبار را در بین تمام جهان اسلام دارید و ما امیدمان به شماست. صراط مستقیم انقلاب که نه تحجر، نه غربگرایی، نه التقاط است در مسیری است که حکیمانه و به تدریج مقابل ما این رهبری عزیز می‌گشاید؛ دلیلش هم مشخص است چون انقلاب حقیقتی بس نورانی و اشراقی است که به تدریج و فرآیندی به ظهور می‌آید و باید از طریق صالحین، از اجمال به تفصیل برسد.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این شما و این نظر کاربر عزیز! بنده حرفی بهتر از آن‌چه ایشان گفت ندارم. حقیقتاً اصیل‌ترین نگاه در این زمانه، درست‌شناختن و درست‌فهمیدنِ جایگاه رهبر معظم انقلاب است، حالا می‌فهمیم چرا رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة»؛ هر کس بميرد و امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلى مرده است. من نمی گویم رهبر انقلاب امام زمان اند ولی او زمانه خود را می شناسد.

پیشنهاد بنده آن است که کاربران عزیز با دقت کامل سخنان سؤال‌کننده را که از سر دلسوزی و شور معنوی و بصیرت تاریخی نوشته‌اند، مطالعه فرمایند. موفق باشید

23955
متن پرسش
سلام پدر و استاد خیلی عزیز و بزرگوار، خداوند بهتون سلامتی و طول عمر بده ان شاالله، استاد نسبت به نماز اول وقت وسواس پیدا کردم نمیدونم خوبه یا بد، از شما درخواست راهنمایی دارم، نماز اول وقت شده اولویت زندگی من، شده از تفریح و مسافرت و گشت و گذار به همراه خانواده زدم که به نماز اول وقتم حتما برسم، جوری که بعضی وقتا اعتراض خانواده رو به همراه داره و خیلی انتقاد میکنن و این کارو افراط و غیره لازم میدونن و اعتقادشون همون صرف خوندن نماز هست حالا ساعت و وقتش زیاد مهم نیست، و میخوان که همراهیشون کنم بعضی جاها و اینکه چرا برای نماز اول وقت از تفریح و زندگی خودت می زنی، حالا بنده موندم که آیا این کار بنده درسته یا افراط هستش. تشکر استاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان مؤمن باید در هر حال عقلانی عمل کند و اولویت‌ها را در نظر بگیرد و از رخصت‌هایی که خداوند داده است در جای خود استفاده کند. زیرا مثلاً خداوند خودش رخصت داده که انسان می‌تواند نماز خود را تنها در اول وقت انجام ندهد، هرچند اولویت انجام آن در اول وقت است. شخصی خدمت آیت اللّه بهجت گفته بود ۶۰ سال است نماز اول وقتم ترک نشده. فرموده بودند یعنی کاری که از نمازِ اول وقت مهم‌تر باشد در این ۶۰ سال پیش نیامده؟  به این معنا که چرا در سایر امور، تعقل نکرده است و نوعی تنهایی در کارها را دنبال نموده؟! در حالی‌که اگر در کنار سایر مؤمنین فکر می‌کرد متوجه‌ی کارهای مهم دیگری هم می‌شد و خود را از حضور در آن امور، محروم نمی‌نمود. موفق باشید   

23198
متن پرسش
سلام استاد ارجمند: حضرت آقا در سخنرانی اخیرشان هشداری نسبت به توطئه دشمن در سال 98 دادند حالا بسیاری از سایتها و افراد خودی چنان تحلیلهای دلهره آوری از این هشدار رهبر معظم انقلاب می کنند که گویا از همین حالا دشمن را به هدف خود رسانده اند یکی از همین افراد طی سخنانی برای طلاب گفته اند «طراحی های امروز سه دستگاه اطلاعاتی دشمن برای سرنگونی انقلاب» جانشین دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی کل قوا بیان داشت: نکته قابل توجه درباره طراحی های امروز دشمن این است که دقیقا از حدود چهار سال قبل، سه دستگاه اطلاعاتی «ام‌ آی 6»، «موساد» و «سیا» بر اساس وضعیت اداری و اجرایی کشور، چارچوب پنج گانه ای را طراحی کردند تا انقلاب و نظام اسلامی ایران را سرنگون نمایند. وزیر سابق اطلاعات با بیان این مطلب که سخنان بنده بر اساس سند است، اظهار داشت: یکی از چارچوب های فعلی دشمن برای مقابله با انقلاب اسلامی، «القاء ضرورت کنار آمدن با کدخدا به عنوان تنها گزینه فرار از مشکلات» است. حجت الاسلام والمسلمین مصلحی ابراز داشت: امروز چهره نفاقی را در کشور مشاهده می کنیم که عقبه 40 ساله داشته و متأسفانه کسانی که تا دیروز دم از مذاکره با کدخدا می زدند، امروز چهره انقلابی گرفته و همه در حال تعجب هستند که آیا این همان فرد دیروز است که اینگونه سخنان انقلابی بیان می کند؟ * از خرداد سال 98 چهره انقلابی امروز برخی آقایان تغییر خواهد کرد وی خاطرنشان ساخت: تا اردیبهشت و خرداد سال آینده این چهره حزب اللهی را از این افراد خواهیم دید و از خرداد به بعد این چهره انقلابی عوض خواهد شد و رهبر انقلاب نیز فرمودند در سال 98، فتنه هایی در پیش خواهیم داشت. وزیر سابق اطلاعات، ایجاد خطای محاسباتی در تصمیم گیری ها را طراحی دیگر دشمن دانست و گفت: دشمن در سه حوزه «مسئولین، نخبگان و مردم» به دنبال ایجاد خطای محاسباتی در تصمیم گیری هاست تا بتواند به اهداف خود برسد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست ما وظیفه‌ای داریم که هر روز بیشتر از دیروز باید نسبت به انقلاب اسلامی جدّی‌تر باشیم و مطمئن باشیم در این مسیر هراندازه دشمن نقشه بکشد، خنثی می‌گردد. ما هرچه ضربه می‌خوریم از درون است که متوجه‌ی حقیقت انقلاب اسلامی نیستیم. آری! ما شیاطین را و نقشه‌های آن‌ها را نمی‌بینیم. و قرآن در این مورد می‌فرماید: «إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ ۗ» (اعراف/27) ولی وقتی ما در مسیر خدایی قرار گیریم که او را و نقشه‌های او را می‌بیند و می‌داند، همه‌ی کارهای شیاطین و دشمنان انقلاب خنثی می‌شود. موفق باشید    

22632

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: سوالی که خیلی ذهنم را درگیر کرده و نمیدونم چرا اندیشمندان به وفور در این موارد بحث ندارند ولی در مورد اینکه بول الاغ مکروه هست یا حلال مشتاقانه بحث کرده اند خودم را کشته ام جواب ندادن بهم و گیرم نیومده جوابش. ۱. آیا با توبه کردن از گناهان مثلا زنا آثار وضعی گناه از بین میره؟ مثلا یکی از اثراتش از بین رفتن زیبایی چهره هست. یا هر گناه دیگه. خواهشن کامل پاسخ دهید. ۲. ایا کسی که به وفور گناه کرده با عزم توبه در آینده می تواند از اولیای خدا شود تا حدی که به لقاء الله برسد و حتی از پاکان بزرگی چون امام عزیز هم مقرب تر شود؟ ۳. آیا با توبه این امکان وجود دارد که بعد از مراحلی شخص تائب خودش هم دیگر گناهان گذشته اش یادش نیاید؟ تو را خدا جواب کامل که حقایق هم باشند بدهید که برایم خیلی مهم هست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در روایتی جواب همه‌ی سؤالات شما را داده‌اند. آن‌جا که می‌فرمایند: «من تاب لذنبٍ کما لا ذَنب له» یعنی اگر کسی حقیقتاً از گناهی توبه کند مثل کسی است که آن گناه را نکرده است. بنابراین نه آثار وضعی برای آن گناه مطرح است و نه از مقرب‌شدن عقب می‌افتد و نه ذهنش مشغول یاد گناهان گذشته خواهد شد. موفق باشید

22608

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت: استاد بزرگوار من تصمیم دارم تمامی آثار شما را از آقای نظری خریداری کنم اما با توجه به اینکه محدودیت وقت نیز دارم مثلا الان همه آثار شما را خریداری کنم شاید تا 3 سال طول بکشد همه آثار شما را مطالعه کنم! نگرانی ام از این است می ترسم که اگر همه آثار را الان تهیه کنم ممکن است شما مثلا چند ماه بعد بعضی از کتاب هایتان را ویرایش کنید یعنی به اصطلاح به روز کنید آن وقت دیگر کتاب هایی را که قبلا خریده بودم کمی ناقص خواهند بود یعنی قدیمی! سوالم این است ایا کتاب هایتان کامل است؟ کدامیک از کتاب هایتان را قصد دارید در آینده نزدیک با ویرایش جدید چاپ کنید؟ اگر قصد دارید بروز رسانی کنید این ویرایش کدام کتاب هایتان را شامل می شود تا من آنها را نخرم و دست نگه دارم تا ویرایش جدیدشان را در آینده بخرم. من از نظر مالی هیچ مشکلی بابت خرید ندارم و خودم دوست دارم همه آثار را یکجا تهیه کنم آیا شما موافقید که همه را یکجا تهیه کنم یا تدریجی تهیه کنم؟ با تشکر. خدا شما را با امامانمان محشور کند. ان شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که مباحث مطرح‌شده در کتاب‌ها عموماً مباحث زیربنایی و عقیدتی می‌باشد؛ به روزشدن از این جهت معنا نمی‌دهد. می‌ماند که بعضاً یک موضوع که به طور اجمال گفته شده است، در کتاب بعدی به تفصیل مطرح می‌شود. بدین لحاظ شاید بتوان گفت هیچ‌کدام از کتاب‌ها ویرایش به معنای تجدید نظر در موضوعاتش نمی‌شود. توصیه‌ی بنده آن است که با همان سیر مطالعاتی روی سایت همراهی کنید و در کنار آن، در مباحث قرآنی به روز باشید. حال که سوره‌ی مائده شروع شده است صوت بحث را هر هفته دنبال فرمایید. موفق باشید

22433

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
تقوا از شهوت جنسی به چه معناست؟ آیا باید سرکوب کرد؟ برای کسی ک نه دائم می تواند و نه موقت؟ عوارض ناشی از این تقوا را چگونه باید جبران کنیم؟ آمیزش جنسی به انسان قوت قلب و آرامش و لذت می دهد و وقتی این لذت را از انسان می گیری و شهوت را سرکوب می کنی به نیاز اصلی انسان پاسخ منفی داده ای، و انسان را با بی قراری و ناراحتی اعصاب و پرخاشگری روبرو می کند. راه حل چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون مسائل جنسی امور غریزی هستند و نه امور فطری، خلل در امورِ غریزی، آسیب اساسی به انسان نمی‌زند وقتی عیسی‌گونه بتوانیم زندگی را انتخاب کنیم. موفق باشید

21407
متن پرسش
با سلام مجدد: در ادامه دو سوال پیشین (۲۱۳۸۱ و ۲۱۳۹۲). ۱. بنده حرف جدیدی نمی زنم استاد. در مورد شرط دانستن زبان برای اظهار نظر عالمانه در فلسفه و متون غربی بنده همان اصول علمی که شما و سایر بزرگان در مورد یادگیری علوم اسلامی می گویید فقط تکرار کردم. سوال بنده این است که اگر برای فهم صحیح و یادگیری و اظهار نظر در مورد فلسفه و فقه اسلامی شرط ابتدایی یادگیری زبان عربی و بعد شاگردی سالیان متمادی نزد اهالی فن است، چرا ما همین قاعده عقلی را در مورد فلسفه های غربی و علوم سایر ملل به کار نگریم؟ ۲. در مورد ترجمه پرسیدید. حرف بنده این است که همان طور که در هر مرحله ای و متناسب با سطح آموزشی باید به ترجمه نگاه کرد. یعنی همان طور که مثلا برای یک دانش آموز ایرانی که علاقمند به عرفان اسلامی است جنابعالی به متون ترجمه (آن هم ترجمه خوب و مورد اطمینان) از قرآن و یا کتب دیگر مراجعه می دهید و برای یک دانشجو او را امر به یادگیری عربی می کنید و در مرحله بالاتر برای یک طلبه یادگیری ادبیات گام پیش نیاز ورود به دریای مواج متون اسلامی است، در مواجهه با فلسفه و علوم غربی هم ترجمه تا جایی پاسخگو است و در مراحل بالاتر به هیچ عنوان قابل اعتماد نیست (بر فرض اینکه اصلا ترجمه خوبی در دسترس باشد). مسئله را در قالب سیر تحصیلی دانشگاهی مثال می زنم خدمتتان. برای دانشجوی دوره کارشناسی فلسفه، یادگیری زبان خارجی (متناسب با متن مورد مطالعه) خوب است اما واجب نیست. می تواند متون را با استفاده از ترجمه های انتقادی معتبر (در صورت وجود داشتن) بخواند و همین قدر هم بیشتر از وی توقع نیست. اما همین دانشجو اگر خواست کارشناسی ارشد مثلا فلسفه غرب بگیرد و خواست پایان نامه اش را در مورد مثلا کانت بنویسد، منطق علمی دنیا می گوید باید بتواند در این مرحله کانت را به زبان آلمانی بخواند. و وقتی همین دانشجو خواست دکترا بگیرد اگر خواست مثلا کار تطبیقی میان نظرات کانت و هیوم داشته باشد باید علاوه بر آلمانی، انگلیسی را هم مسلط باشد. ۳. در مورد اساتیدی که الان مدعی غرب شناسی در دانشگاه های ایران هستند بنده شما را دعوت می کنم با همان معیارهایی که اساتید فلسفه اسلامی را محک می زنید ایشان را محک بزنید. یعنی اول ببینید ایشان چقدر به ابتدایی ترین پیش نیاز (یعنی دانستن زبان آن فیلسوف) مسلط هستند. دوم اینکه ایشان نزد کدام استاد درس خوانده اند. و سوم اینکه نظرات ایشان نزد صاحب نظران فن در دنیا چقدر اعتبار دارد. خلاصه حرف بنده این است که باید همان معیارهای عقلی و علمی که در یادگیری و آموزش و ترویج علوم اسلامی داریم، همان معیارها را هم در یادگیری و آموزش و اجتهاد در فلسفه ها و یا علوم غربی به کار ببریم. در غیر این صورت ما درگیر توهمات خودساخته ای می شویم که ممکن است خدای نکرده چند نسل ما را در کام جهل مرکب فرو ببرد همان طور که غرب را در کام «شرق شناسی» فرو برد و هنوز نتوانسته به طور کامل خودش را از آن نجات دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که می‌فرمایید حرف درستی است که اگر کسی بخواهد فیلسوفی را فهم کند و تفکر او را حجت بگیرد، باید دغدغه‌ی فهمِ نظر آن فیلسوف برای او محفوظ باشد. مثل ابن رشد که می‌خواست ارسطو را بفهمد و تفکر ارسطو برایش حجت بود و لذا به فارابی و ابن‌سینا در این مورد اشکال داشت که شما تلاش نکرده‌اید ارسطو را بفهمید. در حالی‌که مسئله‌ی فارابی در آن غوغایی که اشعریان و معتزلیان به‌پا کرده بودند، ارسطو نبود. فارابی مسائلی داشت و به ارسطو رجوع کرد و متوجه شد در بعضی از مسائل خود می‌تواند با ارسطو فکر کند. حال بر فرض که ارسطو اصلاً آن‌چه فارابی از او گفته است را نگفته باشد؛ در هرحال فارابی مسائل خود را داشت و توانست چیزی از ارسطو بفهمد که با آن، به مسائل خود بیندیشد. مثل کاری که دکتر فردید نسبت به هایدگر کرد و او را متهم می‌کنند اصلاً هایدگر را نفهمیده. به قول خودش: «من به عنوان یک ایرانیِ مسلمانِ شیعه، مسائلی دارم که با هایدگر می‌توانم نسبت به آن‌ها فکر کنم، حالا می‌گویند هایدگر این‌ها را نگفته، نگفته باشد». عرض بنده در آن جواب اول به سؤال جنابعالی همین بود که ما بنا نداریم مثل محمدعلی فروغی، کانت و هگل و هایدگر بدانیم؛ ما مسائلی داریم و بر اساس آن مسائل به آن فیلسوفان رجوع می‌کنیم، اگر چیزی از زبانِ آن‌ها در مسائل خود یافتیم، می‌گیریم و إلاّ، «فلا» . موفق باشید

21282
متن پرسش
1. سو ظن چیست؟ 2. ریشه ی این عمل از کجاست؟ 3. آیا آن طرف که در مورد آن سوظن می شود هم مقصر است؟ منظورم این است که نقش آن طرف که در مورد آن گمان بد می شود چیست و چقدر است؟ 4. و اینکه چه کار کنیم در مورد ما گمان بد نشود چون واقعا دردآور و یاس آور و ناراحت کننده است؟ 5. بر فرض که گمان های بد و زشتی در مورد ما بشود ما رفتارمان باید بعد از متوجه شدن از این قضیه ها و گمان ها چگونه باشد و چه طور رفتار کنیم؟ استاد لطفا پاسخ به هر سوال رو با شماره بدهید تا سر در گم نشوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بعضی به جهت تنگ‌نظری آن‌چنان هستند که حرکات سایرین را حمل بر صحت نمی‌کنند یعنی سوء ظن دارند 2- ریشه‌ی آن در غفلت از محذوراتی است که انسان‌ها دارند 3- ما هم نباید کاری کنیم که خود را در موضع تهمت و سوء ظن قرار دهیم 4- حُسن خلق 5- این‌ها را به چیزی نگیرید. موفق باشید

17453

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: سوالام از کتاب خویشتن پنهانه، میدونم وقتتون کمه و ... ولی واقعا استاد در دسترس نیست که جواب سوالات منو بدونه حتی یه استاد هم بعد از اینکه فهمید کتاب شما رو مطالعه می کنم شدیدا منو نصیحت کرد که نخونم، یعنی کلا با عالم عقل مشکل دارن طلبه هستم، همیشه دعاتون می کنم. حداقل شما جواب بدید: ۱. نسبت روح با جسم و نحوه ارتباط آن با جسم؟ آیا روح همان من است یا واسطه؟ چرا فرمودید روح اصل خود را فراموش می کند؟ ۲. همه معارف یک بعد عدمی دارند؟ بعد عدمی تعریفش چیه و آیا در همه چیز است؟ ۳. فرمودید معرفت نفس ارتباط جان انسان با خودش است، چرا دوییت قائل میشیم؟ مگه دو چیز هستند؟ ۴. وهم چیست، همون تعریف منطقی یا چیزی فرای اون؟ ۵. نفس ناطقه چیه؟ انواع نفس؟ ۶. ارتباط صحیح با خود و همه عالم،منظور چیه دقیقا؟مخصوصا همه عالم؟ ۷. ماهیت، واقعیت و حقیقت تعریفشون چیه؟ ۸. وجه پایدار منظور چیه؟ چند نوع وجه داریم، لطفا توضیح بدید. ۹. انسان پایدار است یا وجه پایدار دارد؟ ۱۰. حجاب خیال و صورت منظور چیه؟ هر چه خیال کند خودش است؟ ۱۱. حقیقت بی ماده و صورت است یعنی چی؟ ۱۲. عالم مثال، متصل و منفصل، عالم جبروت و عالم عقل و عالم برزخ و عالم ارض چیه؟ توضیح لطفا. ۱۳. تن مقابل عالم ارض، خیال مقابل عالم برزخ و مثال و عقل مقابل عالم جبروت و عالم عقل؟ ۱۴. فرق ارتباط قلبی با ارتباط وجودی؟ ۱۵. قلب و عقل و خیال و وهم و ... تعریفش چیه؟ ۱۶. نحوه شهود حقیقی مجرد نفس یا هر چیز دیگه؟ این شهود یعنی چی؟ ۱۷. با نفس ناطقه دو طرف حلقه هستی را به هم پیوند می زنیم یعنی چه؟ ۱۸. ظهور، تجلی، تعین و حضور یعنی چی؟ فرقشون چیه؟ ۱۹. این که انسان مظهر اسماء هست کدوم اسماء؟ یعنی همه اسماء خدا یا خدا اسمی داره که فقط برای خودش باشه نه انسان؟ ۲۰. فرق اسماء و صفات چین؟ انسان مظهر صفات هم هست؟ ۲۱. معرفت نفس اجمال و دین تفصیل یعنی چی؟ ۲۲. دین فقط برای بالفعل کردن اسماء است یا برای تفهیم و توضیح آنها یا فراتر از اینها؟ یعنی می شود کسی بدون دین یا بدون علم به داشتن اسمی، آن را بالفعل کند؟ ۲۳. می شود گفت دین فقط آمده تا انسان به خودش برگردد؟ ۲۴. فطرت و غریزه و فرقشون؟ ۲۵. خود آگاهی و دل آگاهی و سومی که یادم رفته چین؟ تعریفشون ۲۶. آیا هستی همه چیز یه چیز واحده مثلا وجود خدا؟ ۲۷. چند حقیقت داریم، حقیقت انسان، حقیقت عالم و ...؟ منظورم تقسیم بندیه. ۲۸. وجه یقینی چیه؟ و در مقابلش چه وجهی هست؟ کلا چند وجه داریم؟ ۲۹. چیستی در مقابل چیست؟ آیا هستی است؟ پرسش فقط از چیستی و هستی است یا چیز دیگه هم داریم؟ ۳۰. توحید عالم ماده و توحید انسان و توحید عالم هستی رو تعریف کنید؟ فقط این سه نوع توحید هست؟ ۳۱. آیا آب و خاک و انسان و .... ظهور یک هستی واحد هستند؟ توضیح بدید لطفا ۳۲. هدف معرفت نفس شناخت نفس است از جهت وجودی؟ چند نوع شناخت داریم و از چه جهاتی؟ ۳۳. معرفت نفس در علوم مختلف مثل فلسفه و عرفان و .... چطورین و به کجا نظر دارند؟ ۳۴. شأن منظور چیه؟ ۳۵. آیا می شود به خود فکر کرد؟ نه مفهوم خود بلکه خود. ۳۶. اگر تنها راه معرفت نفس است پس چرا خیلی ها بدون معرفت نفس به سعادت خودشون رسیدن، مثل قدیمی ها و شهدا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عموماً روح در عربی به همان معنای «من» در فارسی است. کتاب «ده نکته» در نکته‌ی دهم معنای فرامش‌کردنِ اصل خود را روشن می‌کند 2- این موضوع چندان سخن منطقی به نظر نمی‌آید 3- وجه تکوینی و وجه تشریعی انسان دو مقوله است. انسان از طریق معرفت نفس در وجهِ اختیار و تشریع خود آماده می‌شود تا به وجهِ تکوینی خود آگاهی نماید 4- بحث وَهم را در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» دنبال فرمایید.

مباحثی که مطرح کردید با جواب دادن به سؤالاتتان برایتان روشن نمی‌شود. بهتر است سیر مطالعاتی روی سایت را با یک برمانه‌ی 4 ساله دنبال فرمایید تا ان‌شاإاللّه خودتان بسیاری از این سؤالات را بتوانید جواب دهید. موفق باشید

17420

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: می خواستم سیر مطالعاتی در زمینه علم حضوری و علم حصولی داشته باشم. ممنون می شم بنده را در این زمینه یاری کنید. من الله توفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی که بر روی سایت است إن‌شاءاللّه کمک می‌کند. موفق باشید

16507

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز آیا جناب ملاصدرا به روح بخاری اعتقاد داشته اند؟ و اینکه آیا بدن را به مثابه ابزاری در دست روح می دانستند یا نه؟ آیا به نظر شما اینکه روح انسان صورت تکامل یافته ی بدن انسان است، با ابزاری بودن بدن برای روح منافات دارد؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فکر نمی‌کنم بر روی روح بخاری تأکید داشته باشد. می‌توانید در این مورد به صفحات اولیه‌ی کتاب «معرفتِ نفس و حشر» رجوع فرمایید 2- هیچ‌کس نگفته روح، صورت تکامل‌یافته‌ی بدن است. موفق باشید

16021

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده زمانی که می خواهم با بعضی از اخلاق رذیله مثلا پرحرفی مبارزه کنم، مثلا یک هفته سعی می کنم حرف بیهوده و لغو نزنم اما گویی بعد از فقط یک هفته، نفس چنان طغیان می کند که در روز هشتم به اندازه یک ماه حرف می زنم. دلیل این امر و چاره آن چیست؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید سعی کنیم شرایط زندگی خود را مطابق اهداف معنوی خود شکل دهیم و در همین رابطه به ما توصیه می‌شود با افراد با تقوا مأنوس باشید. موفق باشید

15146

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد ببخشید آیا گناهان انسان رو کسانی که بطور مثال بینش قوی یا دید برزخی دارند میتونن آگاهی پیدا کنن؟ یا گناهان هرکسی نزد خداوند ستارالعیوب محفوظ هست؟ یا اینکه برخی گناهان از دید آنها مخفی و برخی هویداست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً خداوند اجازه نمی‌دهد کسی متوجه‌ی گناهان بنده‌اش گردد، مگر آن‌که بخواهد به عنوان محرمِ راز خداوند به ما کمک کند. موفق باشید

7929
متن پرسش
سلام مگر نه این است که وجود پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از وجود حضرت عزرائیل«علیه‌السلام» شدید تر است پس چرا ایشان برای قبض روح پیامبر وارد می شوند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حضرت عزرائیل«علیه‌السلام» فقط نظر نفس ناطقه‌ی حضرت را از تدبیر بدن مبارک رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» قبض می‌کنند، ولی مقام قدسی و حقیقت« اوّلُ ما خلق اللّه» ‌بودن آن حضرت در جای خود محفوظ است. موفق باشید
7733
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم.جناب استاد چه نیازی به وجود جهنم است وقتی اعمال بد انسان خودش عذاب میشوددر واقع تفاوت جهنم با باطن اعمال بد چیست
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: خداوند بعد از این دنیا شرایطی فراهم کرده که باطن انسان‌های فاسد به صورت جهنم اطراف آن‌ها را به همان صورتی که قرآن می‌فرماید احاطه می‌کند و لذا می‌فرماید: «نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ × الَّتی‏ تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَة × إنَّهَا عَلَیْهِم مُّؤْصَدَةٌ × فی‏ عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ» جهنم آتشی است که خدا می‌افروزد و آن جهنم از درون انسان طلوع می‌کند . در ستون‌هایی که اطراف انسان را می‌گیرد. موفق باشید
7671

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد. شما در بیانات و مکتوباتتان دایم متذکر می شوید من انسان غیر از تن انسان است و من انسان مستقل است. اگر اینگونه است چرا وقتی که انسان نوزاد است و از لحاظ جسمی کوچک، روح قوی و قدرت تعقل زیادی ندارد و مثلا عقل که از قوای روح است مثلا در 7 سالگی با 40 سالگی فرق دارد و به مراتب پایین تر است. اگر روح با جسم کاری ندارد پس مثلا عقل بنده الان و دوسالگی نباید تفاوت داشته باشد و اگر روح یک واقعیت مجرد است چرا با رشد و بزرگ شدن جسم دچار تغییرات می شود و بالغ می شود؟تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این نکات در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با صوت شرح آن و بحث برهان صدیقین همراه با صوت شرح آن، حل می‌شود باید به آن مباحث رجوع فرمایید. موفق باشید
27837
متن پرسش
سلام طاعاتتان قبول حق: ببخشید وقت شریفتون را می‌گیرم. بنده از اوایل دوره راهنمایی علاقمند به طلبگی شدم و اتفاقا می‌خواستم بعد از سیکل به حوزه بروم. اما به دلایلی از جمله دیدگاه های خانواده و فامیل و در اصل کم اراده بودن خودم وارد حوزه نشدم. بجای آن، دبیرستان و رشته ریاضی و دانشگاه فرهنگیان و الان هم چندسالی است که رسماً معلمم. معلم ابتدایی. همه ی این سالهای بعد از علاقمندی به طلبگی، تقریباً به صورت (باری به هرجهت) گذشت و همیشه فکر و دلم به سمت حوزه بود و از آن سالها تا همین الان، دل آرامی پیدا نکردم. فقط در سالهای دبیرستان و دانشگاه کمی ذهنم از این نا آرامی غافل می شد. مدام فکر می‌کنم سرمایه عمر و درواقع آخرت و ابدیتم دارد دچار خسران می‌شود. الان که متأهل و کارمند رسمی ام و اوقات فراغت، دوباره دچار تشویش و فرسایش روحی ام کرده به نظر شما چه کنم؟ نه پای رفتن هست و نه دل ماندن. استاد عزیز، مشغول شدن به مطالعه، علی الخصوص مطالعه ریاضی سرگرمم می‌کند. اما وقتی هدفی از این کار نمی‌بینم باز دل مشغولی سراغم می آید. استاد عزیز لطفاً راهنمایی بفرمایید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرکجا که هستید، زندگی را گسترده احساس کنید تا در عین معلمِ ابتدایی‌بودن، با رشد فکری و عمق‌بخشیدن به روح و روحانیت خود به‌خصوص به کمک قرآن و روایات، در همان موقعیت معلمِ ابتدایی‌بودن دانش‌آموزان و همکاران و بقیه‌ی افراد از شما بهره‌های فراوان می‌برند و شخصیت‌تان بسط پیدا می‌کند. موفق باشید

25260

بدیهی یعنیبازدید:

متن پرسش
استاد سلام علیکم: بدیهی در فلسفه به چه معناست و چه خصوصیتی دارد؟ قاعدتاً ملاک بداهت قابل فهم و درک بودن برای همه نیست، زیرا با نگاه به آرا و نظرات برخی متوجه می‌شویم برخی در درک بدیهیات مثل عالم خارج و علیت و ... عاجزند٬ ملاک بداهت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بدیهی یعنی آن چیزی که انسان همین‌که تصور کند، تصدیق می‌نماید. موفق باشید

24658

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض ارادت و سلام خدمت استاد عزیز: ما افرادی را سراغ داریم که هیچگاه درس عرفان مثل فصوص الحکم نخواندند اما با التزام کامل علمی و عملی به شریعت به مقامات خوبی رسیدند. آیا رسیدن به مقامات عالیه و فناء فی الله منحصرا مخصوص کسانی است که راه عرفان علمی (خواندن کتب عرفانی مثل فصوص الحکم ) و عمل به شریعت را پیشه کرده اند یا بدون عرفان علمی هم می توان به فناء و بقاء بالله رسید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راهی که جناب ابن عربی در مقابل ما می‌گشاید تنها یکی از راه‌هایی است که اگر کسی خواست سلوکی داشته باشد از آن استفاده کند. لذا نه آن معارف تنها معارفِ عرفانی است، و نه برای سلوک، تنها از این طریقه سلوک امکان دارد. موفق باشید

22793
متن پرسش
سلام علیکم و رحمةالله وقت شما به خیر جناب استاد متاسفانه گاهی اوقات که به موضوعات معنوی و بزرگان دینی فکر می کنم با همه عشق و علاقه‌ ای که به این مباحث و آن افراد دارم ناگهان یک تصویر زننده یا یک جمله توهین آمیز راجع به ایشان از ذهنم می گذرد که نمی دانم علتش چیست و من در این جور مواقع چه باید بکنم. لطفا راهنمایی بفرمایید. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره شیطان از بزرگانِ دین کینه در پیش خود دارد و در هر مرحله‌ای سعی می‌کند آن کینه را به افراد القاء کند. وظیفه‌ی ما در این مورد ارادت بیشتر به علمای دین است. موفق باشید

22686

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و وقت بخیر: طبق فرمایشات جنابعالی پیرامون صورت باطن آیات قرآن در مورد معاد، بعنوان مثال درختانی که از زیر آنها رود جاری می باشد که صورت توحید در عالم معنا می باشد و یا پل صراط که صورت باطن انتخابهای ما در عالم معنا می باشد. این نوع تعبیر جنابعالی برای من بسیار کارگشا بوده و باعث شده است جواب خیلی از سوالاتم را بگیرم. حال اینجانب از شما استدعا دارم در مورد بقیه تعابیر مذکور در قرآن از عالم معنا بعنوان مثال در سوره ی نبأ و یا الصافات (شرابی که عقل را زایل نمی کند و یا حورالعین و یا تکیه زدن بر تخت های روان و زقوم و درخت طوبی و ....) معادل چه چیز و یا حالتی در دنیا می باشد مرا زاهنمایی فرمایید. و یا اگر کتابی این معادل ها را معرفی کرده است را به ما معرفی کنید تا برای ما سراج منیر باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد پیشنهاد می‌شود بحثی که در سوره‌ی «واقعه» و سوره‌ی «نبأ» شده‌است را دنبال بفرمایید؛‌ بحث به صورت صوتی در اختیار عزیزان هست. موفق باشید

22531

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده پرسشگر سوال 22514 هستم. چطور میشه تسلسل بی نهایت ممکن الوجود ها رو رد کرد؟ یا اصلا چطور میشه ثابت کرد که ممکن الوجود حتما باید به واجب الوجود ختم بشه؟ جزوه معارف 1 و کتاب از برهان تا عرفان رو هم خوندم ولی جواب نگرفتم. چطور میشه ثابت کرد اولین مخلوق وجود داشته که بعد بگیم خوب این اولین مخلوق رو واجب الوجود خلق کرده؟ چه معلوم است شاید مخلوقات نیز از ازل تا ابد باشند مثلا شروع عالم از منفی بی نهایت باشد و تا مثبت بی نهایت ادامه داشته باشد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم برهان «امکان و وجوب» و «برهان صدیقین» را دقیقاً مطالعه نکرده‌اید، وگرنه جواب این سؤال‌ها در آن‌جا می‌یافتید. پیشنهادی غیر از مطالعه‌ی مجدد آن مباحث  همراه با صوت انها ندارم. موفق باشید

21871

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده در دانشگاه مهندسی خوانده ام، و هم اکنون دانشجوی دکترا هستم، اما با این نظام آموزشی غلط، احساس می کنم که بسیار کار اشتباهی کرده ام که وارد مقطع دکتری شده ام، همچنین در دانشگاه تدریس هم دارم و احساس می کنم تدریس در رشته های مهندسی در دانشگاه هم خیلی مفید نیست. چطور بفهمم که واقعا کار صحیح چیست و رضایت خدا در چیست؟ انصراف از تحصیل و یا ادامه آن؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث بر سر آن است که اهم و مهم در مقابل شما چه چیزی است. اگر کار مهم‌تری که در عین کسب رزق حلال جنبه‌ی معنویتش بیشتر است در مقابل شما هست که هوالمطلوب. وگرنه باید سعی کنید در همین فضا وارستگی خود را شکل دهید و به دانشجویان کمک کنید. موفق باشید

21017
متن پرسش
سلام: احساسی در وجودم شکل گرفته که نمی دانم درست است یا نه و آن این است که از بلا که بر مردم نازل شود چندان ناراحت نمی شوم از بس گناه می کنند و از انقلاب فاصله گرفتند در ویکی پدیا آمده که «بر مبنای پژوهشی که توسط امیر رستگار خالد استاد دانشگاه شاهد تهران و میثم محمدی انجام شده و نتایج آن در شمارهٔ ۵۸ (تابستان ۱۳۹۴) مجلهٔ علمی-پژوهشی جامعه‌شناسی کاربردی چاپ اصفهان منتشر شده‌است، مردم شهر کرمانشاه پس از شهرهای رشت، تهران و اهواز کمترین گرایش را به دین دارند. همچنین بر مبنای این آمار، شهر کرمانشاه در باور به سکولاریسم پس از شهرهای شیراز، اهواز، تهران، رشت، سنندج، همدان، ارومیه سکولارترین شهر ایران به شمار می‌رود.» همچنین آمار نتایج انتخابات 96 را در همان سایت می دیدم چهارمین استان کشور در رای دادن به روحانی بود. حتی از استان تهران بالاتر. پس می بینید که فعال شدن گسل در کرمانشاه بی حکمت نیست تهران هم الحمدالله به آلودگی و ترافیک و.. مبتلایند البته آژیر زلزله تهران هم به گوش می رسد . راه علاج این قوم فقط داغ است. آخر الدواء الکی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع قضاوت‌کردن به هرحال کار آسانی نیست زیرا مواردی داریم که بلاهایی بر سر افرادی آمده که نمی‌توان آن‌ها را متهم به گناهکاری کرد، بگو گویا خدا خواسته تا مردم بلادیده را بیدار کند و راه دیگری را انتخاب کنند و ما را هم امتحان کند که چه برخوردی با انسان‌های بلادیده انجام داده‌ایم؛ که رویهمرفته بحمداللّه مردم ما در این مورد سرافراز شدند و زیبایی‌های فوق‌العاده‌ای خودِ مردم از نحوه‌ی ایثار خود نشان دادند که انسان می‌تواند در این ایثارها، خدا را ببیند و این اشک شوق لقاء الهی است که در این ایثارها از چشمان شما جاری می‌شود. موفق باشید

نمایش چاپی