بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20249
متن پرسش
سلام: یه ذره از گناه که دور میشم و دو تا نماز شب، یه عُجبی میاد سراغم، و همونه که فکر می کنم باعث میشه دوباره گناه کنم. چیکار کنم بفهمم خیلی بدبختم و در مقابل خدا خیلی ناچیزم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که متوجه شوید این عبادات به خودی خود کارساز نیستند، بلکه زمینه‌اند تا حضرت حق نظری به بنده‌اش بکند؛ ذُلّ عبودیت ظهور می‌کند و این بهترین نتیجه در عبادات است که انسان متوجه شود در مسیر قرب الهی تنها باید به خداوند امیدوار بود. موفق باشید    

19934

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و تبریک دهه کرامت: استاد گرامی آیا فال گرفتن با کتاب حافظ درست است؟ اگر درست است در چه مواردی می توان فال گرفت و آیا ان فال بازگو کننده حال ماست یا خبر از آینده هم می دهد که مثلا راهنمایی کند که تصمیم درست تری برای آینده بگیریم؟ ممنون از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قصه‌ی فال قصه‌ی یک اشاره است و بس. موفق باشید

19903

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: اهل مراقبه و محاسبه تا حدودی هستم. اما اصلا اصلا از خودم راضی نیستم و حس می کنم گناهکارترینم، و حس خوبی به خودم ندارم و هیچ امیدی به پیشرفت معنوی ندارم و میگم من کجا و عبد شدن کجا، سر سوزنی به خودم و عباداتم امیدی ندارم، هر عبادتی هم که انجام میدم حس می کنم نه قبول هست و نه ثوابی داره، هر کار می کنم هر چی دعا می کنم که خداوند کمکم کنه و به قربش برسونم احساس می کنم برعکس دور میشم ازش، این نامیدی عذابم میده، افسردم میکنه، چون هدفی جز این ندارم، و فکر اینکه به این هدف یعنی قرب نرسم خیلی عذاب دهنده و وحشتناکه برام. استاد بفرمایید چیکار کنم، مدام می ترسیدم و حواسم بود که به عجب دچار نشم اما حالا انگار از اون ور بوم افتادم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده خوب است سیر مطالعاتی که مبتنی بر معرفت نفس است، را دنبال کنید. مثل سیر مطالعاتی که بر روی سایت قرار دارد. موفق باشید

16989
متن پرسش
عقل برتر است یا وحی؟ آیا انسان می تواند وحی را کاملا بفهمد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل سالم متوجه محدودیت‌های خود می‌باشد و نیز متوجه برتریِ وَحی الهی نیز هست و از آن به بعد، خود را به وَحی می‌سپارد و نیز می‌فهمد که وَحیِ الهی را کاملاً نخواهد درک کند زیرا وحی الهی نور است و هرکس به اندازه‌ای که از «خود» فانی شود، به آن نور منوّر می‌گردد. موفق باشید

16988

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: حضرت استاد بنده دو سال است مشغول به طراحی طرحی تمدنی هستم. اولین گام ها در این طرح از مخالفت با مطالعه محوری بجای کشف و شهود و وحی در کشف حقایق نشأت می گیرد. در واقع هر آنچه حقیقت است در وجود آدمی هست لکن آدمی باید منقطع از غیر شود و با او مرتبط شود تا خودباوری یا خداباوری دست دهد و علم حقیقی در نهان آدمی شکل بگیرد. جسارتا نظر حضرتعالی در این باب چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شروع خوبی است، می‌ماند که متوجه باشیم در تاریخی زندگی می‌کنیم که تاریخِ غرب است. لذا باید در کنار رجوع قلبی به حقایق الهی، غرب را درست بشناسیم تا ادامه‌ی غرب نشویم. موفق باشید

16544

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: ببخشید آیا جن و فرشته هم توانایی رسیدن به فنای ذاتی را دارند؟ اگر نه پس کمال آن ها چقدر است؟ یعنی آیا نهایت رشد آن ها رسیدن به فنای افعال و اسماء و صفات است یا خیر؟ لطفا پاسخ دهید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: برای فرشتگان که تکاملی نیست. و برای جنّ، مسیر عبودیت تا انتها باز است، هرچند ممکن است در این مسیر و در فنایِ خود، در مقایسه با انسان‌ها به مراتب عالیه‌ای دست نیابند، البته شاید. موفق باشید

15779
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم و تشکر از اینکه برای جواب دادن سوالات کاربران وقت می گذارید. با توجه به اینکه می گوییم با مردن نفس فقط جنبه ی فاعلیه اش می ماند و جنبه ی انفعالی اش متوقف می شود و چون آزاد از محدودیت های مادی می شود خیلی راحت تر می تواند جنبه ی فاعلی اش را نشان دهد تا جایی که اهل دنیا را هم متاثر کند مثل بشارت کشته شدگان در راه خدا به رزمندگانی که هنوز به آنها نپیوسته اند. حال سوال من این است که آیا برزخیان کافر هم چنین اثری روی اهل دنیا دارند یا درگیر اعمال خودشان هستند و فقط تا موقعی که سرگردانند و هنوز متوجه برزخ نشده اند چنین تاثیری را روی اهل دنیا که همفکر باهاشان هستند دارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون کافران در برزخ گرفتار گناهان خود هستند، نفس آن‌ها قدرت نفوذ ندارد مگر به اذن خاصی که از طرف حضرت حق به آن‌ها داده شود. موفق باشید

15146

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد ببخشید آیا گناهان انسان رو کسانی که بطور مثال بینش قوی یا دید برزخی دارند میتونن آگاهی پیدا کنن؟ یا گناهان هرکسی نزد خداوند ستارالعیوب محفوظ هست؟ یا اینکه برخی گناهان از دید آنها مخفی و برخی هویداست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً خداوند اجازه نمی‌دهد کسی متوجه‌ی گناهان بنده‌اش گردد، مگر آن‌که بخواهد به عنوان محرمِ راز خداوند به ما کمک کند. موفق باشید

14894
متن پرسش
سلام و ارادت، استاد فاضل و گرامی برخی از اساتید روانشناسی من یکی از راهکاراهای مهم دفع اضطراب را ورزش و تکنیکهای تنش زدایی (مثلا روی صندلی خوب یک نفس عمیق بکشیم) و خود را مشغول کار مباح کردن مانند صحبت با دیگران ونگاه کردن به تلویزیون می دانند. نظر حضرتعالی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روحی که دغدغه‌ی تعالیِ به سوی حق را ندارد و از طرفی فشار زندگی تکنیکی او را آزار می‌دهد چاره‌ای جز رعایت چنین توصیه‌هایی ندارد! ولی این راه‌کارِ اصلی و بنیادین نیست. موفق باشید

14450

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد اگر کسی نماز قضا داشته باشد و شروع کرده باشد به خواندن آن. آیا در پیشرفت در مقامات عرفانی حتی تا منزل صدم (بقول خواجه عبدالله انصاری) می تواتد برسد؟ یا اینکه از منزلی به بعد باید نمازهای قضا را تمام کند که بتواند سیر کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که اراده کرده باشید تا به مرور نمازهای قضا را انجام دهید ان‌شاءاللّه مسیر سیرِ به توحید به مرور برایتان گشوده می‌شود. موفق باشید

13679

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: در کتاب «منتهی الآمال» نقل شده وقتی وجود مبارک امام حسین (ع) می خواسته از مکه خارج شود ابن عباس می گوید امام بر در کعبه ایستاده بود و دست جبرییل در دست او بود و جبرییل مردم را به بیعت آن حضرت دعوت می کرد و ندا می داد که: هلموا الی بیعت الله.. ابن عباس در چه فضایی است که متوجه جبرییل می شود ولی به خوبی برخورد نمی کند و به یاری امام نمی شتابد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به شخصیتی که از ابن عباس سراغ داریم ایشان اهل این حرف‌ها و این شهودها نیست. احتمالاً بعداً بنی‌العباس برای قداست‌بخشیدن به سرسلسله‌ی خود این خبرها را ساخته‌اند. موفق باشید

11875
متن پرسش
با سلام بر مهدی موعود و پیروان ایشان: لطفا بفرمایید حقیقت وجودی حجاب چیست؟ اگر بخواهیم به حقیقت وجودی گناهانی مثل غیبت و دروغ پی ببریم از چه طریقی ممکن است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما باید در زیر سایه‌ی رحمت الهی روزگار بگذرانیم تا رحمت الهی ما را بپوشاند و اگر به شجره‌ی ممنوعه نزدیک می شویم و رحمت الهی از ما فرو افتد خود را برهنه می‌بینیم و سرگردانِ جمع‌آوری برگ‌های بهشت می‌شویم تا به خود بگیریم. تمام دستورات الهی برای آن است که بتوانیم در زیر سایه‌ی رحمت الهی بمانیم. موفق باشید

7671

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد. شما در بیانات و مکتوباتتان دایم متذکر می شوید من انسان غیر از تن انسان است و من انسان مستقل است. اگر اینگونه است چرا وقتی که انسان نوزاد است و از لحاظ جسمی کوچک، روح قوی و قدرت تعقل زیادی ندارد و مثلا عقل که از قوای روح است مثلا در 7 سالگی با 40 سالگی فرق دارد و به مراتب پایین تر است. اگر روح با جسم کاری ندارد پس مثلا عقل بنده الان و دوسالگی نباید تفاوت داشته باشد و اگر روح یک واقعیت مجرد است چرا با رشد و بزرگ شدن جسم دچار تغییرات می شود و بالغ می شود؟تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این نکات در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با صوت شرح آن و بحث برهان صدیقین همراه با صوت شرح آن، حل می‌شود باید به آن مباحث رجوع فرمایید. موفق باشید
7560

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی جهت استفاده از شرح منطق و شرح اشارات چه شرحی را - به صورت سی دی- پیشنهاد می فرمایید و در اصفهان کجا میشود تهیه کرد ؟ با تشکر فراوان از جنابعالی
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در جریان این امور نیستم. موفق باشید
26045
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: سوال اول: همانطورکه می دانید نفس و جان ما بعد از خواندن آراء مختلف یا خوردن غذای مسموم روحی دچار مسمومیت می شود گویی که این افکار در عمق ذهن ما لانه می کند و هر چقدر تلاش می کنیم خارج کنیم سخت است چه راهکاری برای درمان و اعتدال مزاج روحی و روانی ما پیشنعاد می کنید که از این حال و هوا در بیاییم و به زندگی طبیعی «قل انما انابشر مثلکم» دربیاییم؟ سوال دوم: چرا مخالفان فلسفه یا حتی عرفان بعضی از آنها شاگردان حضرت آیت الله جوادی مثل احمدی یا شاگردان آیت الله حسن زاده هستند. مگر در کلاس درس چه نحوی به آنها تدریس می شود که این عزیزان که ماشاء الله خیل کثیری هم از آنها یا علامه هستند یا آیت الله و بحث خارج و گویا لقب علامه در این روزگار شبه نقل و نبات شده است سوای اینکه شاگردان علامه حسن زاده با علامه جوادی آملی باشند، این اتفاق میمونی در حوزه نیست و باعث گمراهی نسل جوان می شوند!؟ سوال سوم: شناخت پروردگار اثبات اصل وجود خدا یقینی است یا ظنی، اگر علم کلام را ملاک قرار دهیم که هنوز در حدوثش و قدمش درمانده است اگر فلسفه را ملاک قرار دهیم که بر برهان علیتش و ضرورت علی و معلولی اش هزاران شبهه وارد کردند اگر عرفان را ملاک قرار دهیم که شهود و قابل اقامه برهان نیست. با این حساب ما بیچاره ها چه کنیم؟ شناخت ما یقینی است یاظنی؟ و ایمانی که بر اساس ظن است چه ایمانی از آب درمی آید؟ سوال چهارم: اثبات خداوند برای جنابعالی یقینی برهانی است یا ظنی؟ سایر اعتقادات چی؟البته منظورم تفتیش عقاید نیست می خواهم بدانم در این شلم و شوربایی که مخالفین فلاسفه و عرفان و مادیگراها و مکاتب دیگر درست کرده اند امکان حصول یقین عقلی هست یا نه؟ سوال پنجم: عزیزانی که مخالف فلسفه و عرفان هستند وقتی در بیوگرافی شان مطالعه می کنم نوشته شده فلانی متولد سال فلان متکلم، فیلسوف و فلان بهمان معاصر است که ... که درس فلسفه خود را نزد علامه طباطبایی یا علامه جوادی یا فلان آیت الله خوانده این خیلی باعث فشار روحی می شود که بله اینها به افساد فلسفه پی برده اند ولی استاد طاهرزاده و من و مریدان فلسفه از آنها بهتر می فهمیم واقعا پاسخ جواب چیست؟ تشکر یا علی مدد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این موارد هر اندازه انسان خود را به امور متعالی مشغول کند از خیالاتِ واهی آزاد می‌گردد. در این مورد خوب است سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» زده شود. ۲. نمی‌دانم. شاید نتوانسته‌اند مطلب را درست بگیرند و با آن فکر کنند. ۳. ایمان به خدا فطری است و با تذکر انسان‌ها، آن‌ها متوجه‌ی توحید فطری خود می‌شوند به همان روش قرآنی.

بقیه‌ی سوالات طلب‌تان باشد. چون از جواب سؤالات کاربران محترم باز می‌مانم و اساساً بنا بر این است مباحثی که در کتاب‌ها هست، مورد سؤال قرار گیرد. این نوع سؤالات نیاز به کتاب‌های مفصلی دارد که بحمداللّه در معرض مطالعه‌ی عزیزان هست. موفق باشید

25333
متن پرسش

سلام استاد گرامی: «فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش / گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند / خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش... دلِ حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود / نازپرورد وصال است مجو آزارش» این فال حافظ بود قبل از سفر. هفته قبل از سفر پر شده بود از نشانه هایی برای نرفتن، مریضی دختر کوچکم و ... ، بعد همه چیز روبه راهه شد ولی دلم باور نکرد. قبل از رفتن مدام گریه می کردم و احساس جامونده ها رو داشتم. راهی که شدیم فکر کردم همه اش یه خیال بوده و وهم رفتیم ،۶۰۰ کیلومتر رو با دو تا بچه خردسال راه افتادیم. رسیدیم. رسیدیم به مرز، جمعیت زیاد شده بود و مرز بسته، موندیم به امیدی، گشایشی، نگاهی. گروهمون جدا شد. آن ها که توانستند رفتند. «منِ شکسته منِ بی قرار در اتوبوس گریستم همه جاده را اتوبان را» همه اش گریه می کنم میگم آقا جان ما اومدیم با دو تا بچه، اومدیم تا لب مرز، اومدیم منتظر، هوا گرم شد، هوای شلچمه طاقت از بچه ها برید، نگران شدیم اونطرف مرز بیشتر اذیت بشن، ترسیدم به خاطر سلامتی شون و برگشتم. دلم آروم بود ولی همین که سوار اتوبوس شدیم شکستم. دلم بی طاقت شده، یاد سال قبل می افتم و گریه می کنم، اسم اربعین میاد آتیش می گیرم، بی تابم و پر از حسرت، چشمام هر لحظه منتظر یه اشاره است که گریه کنه من همونجا، شلمچه جا موندم. ما توی زندگیمون چند سالیه تقویمی داریم به اسم اربعین. سالمون با اربعین شروع میشه، میریم تا زنده بشیم. موندم، جا موندم، گناه زیاد بود توی این پرونده که محرومم کنه ولی مگه سال های قبل به گناهام نیگا کردین؟ بقیه سال رو چطوری باید زندگی کنم؟ ای که در کوچه ی معشوقه ی ما می گذری. برحذر باش که سر می شکند دیوارش.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ای رفیق دل‌سوخته! فدای آه‌ات شوم که از هزار رفتن، جلوتر است. بگذار از قصه‌ای که جناب مولوی در همین رابطه‌ها با ما در میان گذاشت، برایت بگویم که می‌گوید:

آن یکی می‏ رفت در مسجد درون ** مردم از مسجد همی ‏آمد برون‏

گفت پرسان که جماعت را چه بود ** که ز مسجد می ‏برون آیند زود

آن یکی گفتش که پیغمبر نماز ** با جماعت کرد و فارغ شد ز راز

تو کجا در می‏روی ای مرد خام ** چون که پیغمبر بداده ست السلام‏

گفت آه و دود از آن اه شد برون ** آه او می‏ داد از دل بوی خون‏

آن یکی از جمع گفت این آه را ** تو به من ده و آن نماز من ترا

گفت دادم آه و پذرفتم نماز ** او ستد آن آه را با صد نیاز

شب به خواب اندر بگفتش هاتفی ** که خریدی آب حیوان و شفا

حرمت این اختیار و این دخول ** شد نماز جمله‏ ی خلقان قبول‏

پس اصل قضیه در «طلب» و «عطش» است که جایگاه هرکس را تعیین می‌کند. حتماً شنیده‌ای که شخصی در جنگ صفین خدمت مولایمان رسید و گفت برادرم بسیار مایل است در خدمت شما در این جهاد مقدس شرکت کند، ولی در یمن زندگی می‌کند و حضرت فرمودند: اگر با ما است در یمن هم که باشد در نزد ما است و اگر با ما نیست، در این‌جا هم که باشد در یمن است. و به گفته‌ی مولوی: «در یمنی چو با منی پیش منی / پیش منی چو بی منی در یمنی».

آه و سوزی که عزیزانِ به جا مانده از آن رفتن با خود دارند، هزار قدم جلوتر از قدم‌های عزیزانی است که در جاده قدم می‌زنند و حجاب‌هایی که از اینان به اندازه‌ی سوز و آه‌شان رفع می‌شود، یقیناً کم‌تر از رفع حجاب‌هایی که برای حاضران در آن پیاده‌روی پیش می‌آید نیست. آری! عمده «حضور» است، حضوری که بتوان خود را در تاریخی حسّ کرد که بنا است جان انسان‌ها به وسعت اراده‌ی الهی برای تحقق تاریخی دیگر خود را درک کند و «بودن»ِ خود را که در این زمانه می‌تواند بهترین «بودن» باشد، بیابد. موفق باشید

24614

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام علیکم: چگونه می توان به معرفت حقیقی اهل البیت (ع) رسید، به عبارتی چگونه می توان به کیمیای حقیقی که نور معرفت اهل البیت و محبت اهل البیت به معنای حقیقی کلمه است دست یافت، چه مسیری را باید طی کنیم و آیا سیر مطالعاتی و سیر عملی وجود دارد؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بد نیست به کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت «علیهم‌السلام» همراه با شرح صوتی آن رجوع فرمایید. موفق باشید

24063

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: بسیار خدا را شکر می‌کنم که توفیق استفاده از مباحث شما را به من عنایت فرمود. چند سال پیش پای منبر یکی از اساتید جمله ای تحت عنوان هدایت بالامر مطرح شد، و آن را به نوع هدایت حضرت زهیر و حضرت حر و برخی دیگر در تاریخ مرتبط فرمودند، خواستم بپرسم همچین هدایتی در عالم وجود دارد که اهل بیت کسی را این چنین مورد لطف خود قرار دهند. سوال دومم این است که همون استاد فرمودند از خدا بخواهید توفیق استفاده از فواصل زمان (یا ثانیه ها) را برای شما عنایت کنند، اصولاً این موضوعات تأییدات اعتقادی دارند. بسیار ممنونم و از شما التماس دعا دارم. یا علی علیه السلام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! حضرت حق در رابطه با مقام ائمه «علیهم‌السلام» می‌فرماید: «یهدون بامرنا» یعنی از نظر علامه طباطبایی آن‌ها بر مبنای امر الهی که مقام «کن فیکون» است، هدایت می‌نمایند. ۲. به هر حال همین‌که مؤمن از هر لغوی اعراض می‌کند، نشانه‌ی آن است که از هر فرصتی بهترین استفاده را می‌نماید. موفق باشید

23017
متن پرسش
سلام بر شما استاد بزرگوار بنده: استاد در این زمانه و با این تبلیغات گسترده ای که دارد در کل دنیا می شود مثلا مانند تبلیغات گسترده و زیاد بهاییت یا وهابیت یا شیطان پرستی یا فرق نوظهور یا همان عرفان های حلقه و یا تبلیغات گسترده صادق شیرازی و ... تکلیف ما چیست؟ برای مثال در پیاده روی اربعین فرقه ضاله شیرازی ها دائم در تبلیغات بودند برای جذب حداکثری اما ما شیعیان انقلابی هیچ کاری نمی کنیم. حداقل خود بنده اینطوری هستم. یعنی نمیدونم که باید چیکار کنم؟! استاد الان تکلیف ما چیست؟ ما باید چکار کنیم؟ آیا ما هم باید تبلیغ کنیم؟ بنده خانم هستم و واقعا نمی دانم که باید چکار کنم؟ از یک طرف حرص می خورم و ناراحت می شوم که تمامی فرقه ها دائم در تبلیغ اند و از طرفی احساس می کنم کاری از دستم بر نمیاد! استاد بزرگوار لطفا کمکم کنید تا بدانم که چه کار کنم؟! استاد واقعا متشکرم که سوالات ما را جواب می دهید. خداوند سایه شما را از سر ما کم نکند، ان شا الله.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: متوجه باشید با ظهور انقلاب اسلامی در این تاریخ، تاریخِ ادامه‌ی این حرکات و فرقه‌ها تمام شده است و این حرکات مذبوحانه حکایت از آن دارد که خودشون هم فهمیده‌اند امکانی برای ادامه در ذات آن اندیشه‌ها نیست. ثانیاً: همین‌که بر عهد انقلاب اسلامی و ذیل رهبری آن قرار دارید، خودش کم کاری نیست. همه‌ی تلاش‌های دشمن برای آن است که چنین عهد و استقراری را از ما بگیرد. جای هیچ حرص و ناراحتی نیست، جای صبر و پایداری و طمأنینه است. موفق باشید

22881

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
این که در عرفان نظری گفته میشه هر حمد و ستایشی در اصل حمد و ستایش خدای متعال است، مثلا اگر از یک اثر هنری زیبا تعریف و تمجید کنیم در اصل ستایش هنرمندی هست که اون اثر رو پدید آورده است و در مرحله بعد ستایش و حمد خدایی هست که اون هنرمند رو خلق کرده و با ربوبیت خودش این استعداد رو در وجود آن هنرمند به فعلیت در آورده و در مجموع حمد و ستایش ما به خدا می رسد چون خدا بستر و زمینه تحقق اون پدیده ای که مورد ستایش ما قرار گرفته است را فراهم نموده و کار به حول و قوه او انجام شده؛ اما یه سوالی برای بنده پیش اومده، اما اگر ما بخواهیم با همین ترتیب استدلال کنیم نقطه مقابل این مسئله هم به وجود میاد، یعنی هر انتقادی از هر چیزی و در هر موردی هم که باشه به این ترتیب در نهایت به خدا بر می گردد و مطابق مبانی اسلامی ایمان داریم قطعا خدا کمال مطلق و خیر محض است و هیچ انتقادی بر او وارد نیست، این دو مطلب چگونه قابل جمع هستند؟! اگه میشه در این مورد توضیح بدهید.
متن پاسخ

اسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌جا که حجاب و عدم کمالی در میان است، به خدا برنمی‌گردد مگر علمِ به آن حجاب. که علمِ به حجاب، حجاب نیست علم است. موفق باشید

22558

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: با توجه به پیشگویی های امامان درباره برخی از افراد ثانیا با توجه به علم خداوند از آینده انسان و ثالثا با توجه به رویای صادقه به نظر می رسد که آینده بنده مشخص است. حال با توجه به اینکه خدا می داند که با اراده خودم سرنوشتم مشخص است. چون با توجه به مفروضات بالا نتیجه گرفته ام. من با فرض اینگه من با ارده خودم سرنوشت خودم را انتخاب کرده ام. نتیجه اینکه یا جهنم ام یا بهشتی. و باید بی خیال سرنوشتم باشم. اگر بگویید مثلا ابن ملجم می توانست پیشگویی حضرن را بر عکس کند من قانع می شوم که در آن صورت اینده ای نیست که خدا بداند. با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم جزوه‌ی «جبر و اختیار» که بر روی سایت هست بتواند جواب سؤالات جنابعالی را بدهد. موفق باشید

21017
متن پرسش
سلام: احساسی در وجودم شکل گرفته که نمی دانم درست است یا نه و آن این است که از بلا که بر مردم نازل شود چندان ناراحت نمی شوم از بس گناه می کنند و از انقلاب فاصله گرفتند در ویکی پدیا آمده که «بر مبنای پژوهشی که توسط امیر رستگار خالد استاد دانشگاه شاهد تهران و میثم محمدی انجام شده و نتایج آن در شمارهٔ ۵۸ (تابستان ۱۳۹۴) مجلهٔ علمی-پژوهشی جامعه‌شناسی کاربردی چاپ اصفهان منتشر شده‌است، مردم شهر کرمانشاه پس از شهرهای رشت، تهران و اهواز کمترین گرایش را به دین دارند. همچنین بر مبنای این آمار، شهر کرمانشاه در باور به سکولاریسم پس از شهرهای شیراز، اهواز، تهران، رشت، سنندج، همدان، ارومیه سکولارترین شهر ایران به شمار می‌رود.» همچنین آمار نتایج انتخابات 96 را در همان سایت می دیدم چهارمین استان کشور در رای دادن به روحانی بود. حتی از استان تهران بالاتر. پس می بینید که فعال شدن گسل در کرمانشاه بی حکمت نیست تهران هم الحمدالله به آلودگی و ترافیک و.. مبتلایند البته آژیر زلزله تهران هم به گوش می رسد . راه علاج این قوم فقط داغ است. آخر الدواء الکی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع قضاوت‌کردن به هرحال کار آسانی نیست زیرا مواردی داریم که بلاهایی بر سر افرادی آمده که نمی‌توان آن‌ها را متهم به گناهکاری کرد، بگو گویا خدا خواسته تا مردم بلادیده را بیدار کند و راه دیگری را انتخاب کنند و ما را هم امتحان کند که چه برخوردی با انسان‌های بلادیده انجام داده‌ایم؛ که رویهمرفته بحمداللّه مردم ما در این مورد سرافراز شدند و زیبایی‌های فوق‌العاده‌ای خودِ مردم از نحوه‌ی ایثار خود نشان دادند که انسان می‌تواند در این ایثارها، خدا را ببیند و این اشک شوق لقاء الهی است که در این ایثارها از چشمان شما جاری می‌شود. موفق باشید

20430
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: این که می فرمایید، ممکن است خواننده آثار معرفتی شما، معارف الهی را از زاویه ی دیگر ببیند، و اینطور تفکرات مختلف به ظهور می رسد، دو سئوال دارم: 1. خب ظهور این تفکرات مختلف چه دست آوردی دارد؟ آیا نباید بالاخره از این تعداد تفکر یکی تنها حق باشد یا به حق نزدیکتر باشد؟ 2. بنده الان در مقطع جمع بندی و چکیده برداری از آثار شما هستم، بفرمایید که مثلا در هر 100 صفحه از آثار شما بهتر است، چند صفحه یادداشت برداری کنیم، تا ان شاءالله حالت تقلیدی نباشد و تفکر به ظهور برسد؟
متن پاسخ

اسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که اگر حقیقت مطلق است که هست، مسیر رجوع به حقیقت، تشکیکی است و در عین آن‌که می‌شود همه‌ی آن نظریات درست باشد یکی دقیق است و دیگری ادق، پس نباید نگران تفاوت برداشت‌ها در این مسیرها شد 2- بستگی به موضوعی دارد که در آن صفحات مطرح شده. لذا باید سعی کرد اصلِ حرف را از حاشیه‌ها جدا نمود، حال هرچند صفحه که می‌خواهد باشد. موفق باشید

19647

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله: حقیر طلبه هستم و قصد دارم که ان شاءالله، عمده ی مطالعات و پژوهشات و تحقیقاتم را بر روی موضوعات و مسائل زیر بگذارم. اگر لطف بفرمایید برای مسائل زیر که عمیقا می خواهم روی آنها کار بکنم، سیر مطالعاتی و کتب مربوطه را معرفی نمایید و راهنمایی ام کنید. 1. ماهیت و چیستی تفکر و چگونگی تفکر صحیح دینی و اساسا اینکه چگونه خودم را انسانی متفکر بار بیاورم تا عروسک خیمه شب بازی تفکر دیگران نشوم، منظورم تفکری است که به من و تاریخم هویت ببخشد و با توجه به اینکه طلبه ام، چه کار کنم که تفکر را که گمشده ی تاریخمان است، به جامعه و جهان باز گردانم؟ و چگونه مخاطبین خودم را متفکر بار بیاورم تا ذهنشان فقط انباری از اطلاعات نباشد؟ سیر تاریخی تکامل تفکر، تا اکنون، رابطه ی دین و تفکر و اینکه آیا دین به تفکر هویت می بخشد یا تفکر به دین؟!، اساس و پایه ی تفکر دینی و مخصوصا پویایی تفکر دینی در حل تمام مسائل و مشکلات جامعه و جهان، و خلاصه اینکه آن چه تفکری است که امام خمینی به طلاب فرمود: اینهمه که کتاب می خوانید، چند لحظه هم کتاب را ببندید و فکر کنید! هر گونه سیر مطالعاتی را که راجع به تفکر، مفید می دانید، معرفی نمایید. 2. چگونگی نظریه پردازی ِ صحیح دینی (که مطمئنا زائیده ی تفکر دینی صحیح است) مقام معظم رهبری حفظه الله راجع به شهید سید محمد باقر صدر، خیلی به نظریه پرداز بودن ایشان و سطح دید وسیع ایشان در شناخت به موقعِ نیاز های جامعه و جوابگویی به موقع ِ نیاز های جامعه، تاکید و عنایت داشتند و فرمودند: «حکومت و نظام اجتماعی، بدون نظریه امکان ندارد که باقی بماند؛ اولا به وجود بیاید یا باقی بماند یا رشد بکند» (95/5/25) _ چگونگی نظریه پردازی صحیح دینی برای پاسخگویی به مسائل و مشکلات جدید جامعه و جهان و اینکه با چه رویکردی قرآن و حدیث بخوانیم و یا کتبی را مطالعه کنیم تا به طوری مستغنی بشویم که تا یک نیاز یا نیاز های جدید در جامعه و جهان پیش آمد، بتوانیم سریعا از قرآن و حدیث، استنباط کنیم و پاسخگوی آن نیازها باشیم و بتوانیم پویایی دین را و اینکه دین، ظرفیت پاسخگویی به تمام نیاز های جدید بشر را دارد، اثبات کنیم؟ _ چگونگی نظریه پردازی و روش سازی صحیح، برای مقابله با رقبای فکریِ جهان اسلام زیرا حقیر، اعتقاد دارم که: نظریه پردازی و روش سازی، مقدمه ای است برای تشکیل یک نظام فکریِ اسلامیِ جهان شمول و نظام فکری جهان شمول، مقدمه ای است برای اسلامی سازی علوم انسانی و اسلامی سازی علوم انسانی، مقدمه ای است برای اسلامی کردن تمام علوم و معارف. 3. چگونگی تشکیل یک نظام پویای هدفمند، برای جوابگویی به نیاز های جدید جامعه و جهان 4. اصول و روش های تولید فکر و تولید علم و تولید نظام (چه نظام سازی اقتصادی و چه نظام سازی فرهنگی و...) از آیات و روایات. 5. تمدن نوین اسلامی ضرورت ها و بایسته ها برای: به وجود آمدن و باقی ماندن و رشد کردن و پویایی داشتن. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید یک احاطه‌ی کلی به معارف دینی و متون مقدس مثل قرآن و حدیث پیدا کنید و سپس با شناخت نسبت به مسائل جامعه و تاریخ خود با رجوع مجدد به متون دینی، نگاهِ دین را با نظر به تاریخی که در آن هستیم ارائه دهید. نمونه‌ی چنین شخصیتی مرحوم شهید مطهری بودند. پیشنهاد بنده آن است که در حین تعمق در دروس حوزوی، سیر مطالعاتی روی سایت را که بر مبنای معرفت نفس است، می‌توانید دنبال کنید و سپس با رجوع به تفسیر المیزان و بحارالأنوار به آن احاطه‌ی کلّی دست یابید. موفق باشید  

19013

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در یکی از سخنرانی های آیت الله جوادی آملی شنیدم که رحمت الهی پیش از غضب اوست نه بیش از غضب او می خواستم مطلب رو برام شرح بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم در شرح کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» تا حدّی بحث شد. بدین معنا که همان وقتی که غضب حضرت حق هم در میان است، رحمت حق در صحنه است. موفق باشید

نمایش چاپی