باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه متوجه شوید این عبادات به خودی خود کارساز نیستند، بلکه زمینهاند تا حضرت حق نظری به بندهاش بکند؛ ذُلّ عبودیت ظهور میکند و این بهترین نتیجه در عبادات است که انسان متوجه شود در مسیر قرب الهی تنها باید به خداوند امیدوار بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قصهی فال قصهی یک اشاره است و بس. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده خوب است سیر مطالعاتی که مبتنی بر معرفت نفس است، را دنبال کنید. مثل سیر مطالعاتی که بر روی سایت قرار دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل سالم متوجه محدودیتهای خود میباشد و نیز متوجه برتریِ وَحی الهی نیز هست و از آن به بعد، خود را به وَحی میسپارد و نیز میفهمد که وَحیِ الهی را کاملاً نخواهد درک کند زیرا وحی الهی نور است و هرکس به اندازهای که از «خود» فانی شود، به آن نور منوّر میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شروع خوبی است، میماند که متوجه باشیم در تاریخی زندگی میکنیم که تاریخِ غرب است. لذا باید در کنار رجوع قلبی به حقایق الهی، غرب را درست بشناسیم تا ادامهی غرب نشویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای فرشتگان که تکاملی نیست. و برای جنّ، مسیر عبودیت تا انتها باز است، هرچند ممکن است در این مسیر و در فنایِ خود، در مقایسه با انسانها به مراتب عالیهای دست نیابند، البته شاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون کافران در برزخ گرفتار گناهان خود هستند، نفس آنها قدرت نفوذ ندارد مگر به اذن خاصی که از طرف حضرت حق به آنها داده شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً خداوند اجازه نمیدهد کسی متوجهی گناهان بندهاش گردد، مگر آنکه بخواهد به عنوان محرمِ راز خداوند به ما کمک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روحی که دغدغهی تعالیِ به سوی حق را ندارد و از طرفی فشار زندگی تکنیکی او را آزار میدهد چارهای جز رعایت چنین توصیههایی ندارد! ولی این راهکارِ اصلی و بنیادین نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه اراده کرده باشید تا به مرور نمازهای قضا را انجام دهید انشاءاللّه مسیر سیرِ به توحید به مرور برایتان گشوده میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به شخصیتی که از ابن عباس سراغ داریم ایشان اهل این حرفها و این شهودها نیست. احتمالاً بعداً بنیالعباس برای قداستبخشیدن به سرسلسلهی خود این خبرها را ساختهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما باید در زیر سایهی رحمت الهی روزگار بگذرانیم تا رحمت الهی ما را بپوشاند و اگر به شجرهی ممنوعه نزدیک می شویم و رحمت الهی از ما فرو افتد خود را برهنه میبینیم و سرگردانِ جمعآوری برگهای بهشت میشویم تا به خود بگیریم. تمام دستورات الهی برای آن است که بتوانیم در زیر سایهی رحمت الهی بمانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این موارد هر اندازه انسان خود را به امور متعالی مشغول کند از خیالاتِ واهی آزاد میگردد. در این مورد خوب است سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» زده شود. ۲. نمیدانم. شاید نتوانستهاند مطلب را درست بگیرند و با آن فکر کنند. ۳. ایمان به خدا فطری است و با تذکر انسانها، آنها متوجهی توحید فطری خود میشوند به همان روش قرآنی.
بقیهی سوالات طلبتان باشد. چون از جواب سؤالات کاربران محترم باز میمانم و اساساً بنا بر این است مباحثی که در کتابها هست، مورد سؤال قرار گیرد. این نوع سؤالات نیاز به کتابهای مفصلی دارد که بحمداللّه در معرض مطالعهی عزیزان هست. موفق باشید
سلام استاد گرامی: «فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش / گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند / خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش... دلِ حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود / نازپرورد وصال است مجو آزارش» این فال حافظ بود قبل از سفر. هفته قبل از سفر پر شده بود از نشانه هایی برای نرفتن، مریضی دختر کوچکم و ... ، بعد همه چیز روبه راهه شد ولی دلم باور نکرد. قبل از رفتن مدام گریه می کردم و احساس جامونده ها رو داشتم. راهی که شدیم فکر کردم همه اش یه خیال بوده و وهم رفتیم ،۶۰۰ کیلومتر رو با دو تا بچه خردسال راه افتادیم. رسیدیم. رسیدیم به مرز، جمعیت زیاد شده بود و مرز بسته، موندیم به امیدی، گشایشی، نگاهی. گروهمون جدا شد. آن ها که توانستند رفتند. «منِ شکسته منِ بی قرار در اتوبوس گریستم همه جاده را اتوبان را» همه اش گریه می کنم میگم آقا جان ما اومدیم با دو تا بچه، اومدیم تا لب مرز، اومدیم منتظر، هوا گرم شد، هوای شلچمه طاقت از بچه ها برید، نگران شدیم اونطرف مرز بیشتر اذیت بشن، ترسیدم به خاطر سلامتی شون و برگشتم. دلم آروم بود ولی همین که سوار اتوبوس شدیم شکستم. دلم بی طاقت شده، یاد سال قبل می افتم و گریه می کنم، اسم اربعین میاد آتیش می گیرم، بی تابم و پر از حسرت، چشمام هر لحظه منتظر یه اشاره است که گریه کنه من همونجا، شلمچه جا موندم. ما توی زندگیمون چند سالیه تقویمی داریم به اسم اربعین. سالمون با اربعین شروع میشه، میریم تا زنده بشیم. موندم، جا موندم، گناه زیاد بود توی این پرونده که محرومم کنه ولی مگه سال های قبل به گناهام نیگا کردین؟ بقیه سال رو چطوری باید زندگی کنم؟ ای که در کوچه ی معشوقه ی ما می گذری. برحذر باش که سر می شکند دیوارش.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ای رفیق دلسوخته! فدای آهات شوم که از هزار رفتن، جلوتر است. بگذار از قصهای که جناب مولوی در همین رابطهها با ما در میان گذاشت، برایت بگویم که میگوید:
آن یکی می رفت در مسجد درون ** مردم از مسجد همی آمد برون
گفت پرسان که جماعت را چه بود ** که ز مسجد می برون آیند زود
آن یکی گفتش که پیغمبر نماز ** با جماعت کرد و فارغ شد ز راز
تو کجا در میروی ای مرد خام ** چون که پیغمبر بداده ست السلام
گفت آه و دود از آن اه شد برون ** آه او می داد از دل بوی خون
آن یکی از جمع گفت این آه را ** تو به من ده و آن نماز من ترا
گفت دادم آه و پذرفتم نماز ** او ستد آن آه را با صد نیاز
شب به خواب اندر بگفتش هاتفی ** که خریدی آب حیوان و شفا
حرمت این اختیار و این دخول ** شد نماز جمله ی خلقان قبول
پس اصل قضیه در «طلب» و «عطش» است که جایگاه هرکس را تعیین میکند. حتماً شنیدهای که شخصی در جنگ صفین خدمت مولایمان رسید و گفت برادرم بسیار مایل است در خدمت شما در این جهاد مقدس شرکت کند، ولی در یمن زندگی میکند و حضرت فرمودند: اگر با ما است در یمن هم که باشد در نزد ما است و اگر با ما نیست، در اینجا هم که باشد در یمن است. و به گفتهی مولوی: «در یمنی چو با منی پیش منی / پیش منی چو بی منی در یمنی».
آه و سوزی که عزیزانِ به جا مانده از آن رفتن با خود دارند، هزار قدم جلوتر از قدمهای عزیزانی است که در جاده قدم میزنند و حجابهایی که از اینان به اندازهی سوز و آهشان رفع میشود، یقیناً کمتر از رفع حجابهایی که برای حاضران در آن پیادهروی پیش میآید نیست. آری! عمده «حضور» است، حضوری که بتوان خود را در تاریخی حسّ کرد که بنا است جان انسانها به وسعت ارادهی الهی برای تحقق تاریخی دیگر خود را درک کند و «بودن»ِ خود را که در این زمانه میتواند بهترین «بودن» باشد، بیابد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم بد نیست به کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهلالبیت «علیهمالسلام» همراه با شرح صوتی آن رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! حضرت حق در رابطه با مقام ائمه «علیهمالسلام» میفرماید: «یهدون بامرنا» یعنی از نظر علامه طباطبایی آنها بر مبنای امر الهی که مقام «کن فیکون» است، هدایت مینمایند. ۲. به هر حال همینکه مؤمن از هر لغوی اعراض میکند، نشانهی آن است که از هر فرصتی بهترین استفاده را مینماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: متوجه باشید با ظهور انقلاب اسلامی در این تاریخ، تاریخِ ادامهی این حرکات و فرقهها تمام شده است و این حرکات مذبوحانه حکایت از آن دارد که خودشون هم فهمیدهاند امکانی برای ادامه در ذات آن اندیشهها نیست. ثانیاً: همینکه بر عهد انقلاب اسلامی و ذیل رهبری آن قرار دارید، خودش کم کاری نیست. همهی تلاشهای دشمن برای آن است که چنین عهد و استقراری را از ما بگیرد. جای هیچ حرص و ناراحتی نیست، جای صبر و پایداری و طمأنینه است. موفق باشید
اسمه تعالی: سلام علیکم: آنجا که حجاب و عدم کمالی در میان است، به خدا برنمیگردد مگر علمِ به آن حجاب. که علمِ به حجاب، حجاب نیست علم است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم جزوهی «جبر و اختیار» که بر روی سایت هست بتواند جواب سؤالات جنابعالی را بدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع قضاوتکردن به هرحال کار آسانی نیست زیرا مواردی داریم که بلاهایی بر سر افرادی آمده که نمیتوان آنها را متهم به گناهکاری کرد، بگو گویا خدا خواسته تا مردم بلادیده را بیدار کند و راه دیگری را انتخاب کنند و ما را هم امتحان کند که چه برخوردی با انسانهای بلادیده انجام دادهایم؛ که رویهمرفته بحمداللّه مردم ما در این مورد سرافراز شدند و زیباییهای فوقالعادهای خودِ مردم از نحوهی ایثار خود نشان دادند که انسان میتواند در این ایثارها، خدا را ببیند و این اشک شوق لقاء الهی است که در این ایثارها از چشمان شما جاری میشود. موفق باشید
اسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که اگر حقیقت مطلق است که هست، مسیر رجوع به حقیقت، تشکیکی است و در عین آنکه میشود همهی آن نظریات درست باشد یکی دقیق است و دیگری ادق، پس نباید نگران تفاوت برداشتها در این مسیرها شد 2- بستگی به موضوعی دارد که در آن صفحات مطرح شده. لذا باید سعی کرد اصلِ حرف را از حاشیهها جدا نمود، حال هرچند صفحه که میخواهد باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید یک احاطهی کلی به معارف دینی و متون مقدس مثل قرآن و حدیث پیدا کنید و سپس با شناخت نسبت به مسائل جامعه و تاریخ خود با رجوع مجدد به متون دینی، نگاهِ دین را با نظر به تاریخی که در آن هستیم ارائه دهید. نمونهی چنین شخصیتی مرحوم شهید مطهری بودند. پیشنهاد بنده آن است که در حین تعمق در دروس حوزوی، سیر مطالعاتی روی سایت را که بر مبنای معرفت نفس است، میتوانید دنبال کنید و سپس با رجوع به تفسیر المیزان و بحارالأنوار به آن احاطهی کلّی دست یابید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم در شرح کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» تا حدّی بحث شد. بدین معنا که همان وقتی که غضب حضرت حق هم در میان است، رحمت حق در صحنه است. موفق باشید
