بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
16507

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز آیا جناب ملاصدرا به روح بخاری اعتقاد داشته اند؟ و اینکه آیا بدن را به مثابه ابزاری در دست روح می دانستند یا نه؟ آیا به نظر شما اینکه روح انسان صورت تکامل یافته ی بدن انسان است، با ابزاری بودن بدن برای روح منافات دارد؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فکر نمی‌کنم بر روی روح بخاری تأکید داشته باشد. می‌توانید در این مورد به صفحات اولیه‌ی کتاب «معرفتِ نفس و حشر» رجوع فرمایید 2- هیچ‌کس نگفته روح، صورت تکامل‌یافته‌ی بدن است. موفق باشید

15779
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم و تشکر از اینکه برای جواب دادن سوالات کاربران وقت می گذارید. با توجه به اینکه می گوییم با مردن نفس فقط جنبه ی فاعلیه اش می ماند و جنبه ی انفعالی اش متوقف می شود و چون آزاد از محدودیت های مادی می شود خیلی راحت تر می تواند جنبه ی فاعلی اش را نشان دهد تا جایی که اهل دنیا را هم متاثر کند مثل بشارت کشته شدگان در راه خدا به رزمندگانی که هنوز به آنها نپیوسته اند. حال سوال من این است که آیا برزخیان کافر هم چنین اثری روی اهل دنیا دارند یا درگیر اعمال خودشان هستند و فقط تا موقعی که سرگردانند و هنوز متوجه برزخ نشده اند چنین تاثیری را روی اهل دنیا که همفکر باهاشان هستند دارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون کافران در برزخ گرفتار گناهان خود هستند، نفس آن‌ها قدرت نفوذ ندارد مگر به اذن خاصی که از طرف حضرت حق به آن‌ها داده شود. موفق باشید

14450

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد اگر کسی نماز قضا داشته باشد و شروع کرده باشد به خواندن آن. آیا در پیشرفت در مقامات عرفانی حتی تا منزل صدم (بقول خواجه عبدالله انصاری) می تواتد برسد؟ یا اینکه از منزلی به بعد باید نمازهای قضا را تمام کند که بتواند سیر کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که اراده کرده باشید تا به مرور نمازهای قضا را انجام دهید ان‌شاءاللّه مسیر سیرِ به توحید به مرور برایتان گشوده می‌شود. موفق باشید

7671

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد. شما در بیانات و مکتوباتتان دایم متذکر می شوید من انسان غیر از تن انسان است و من انسان مستقل است. اگر اینگونه است چرا وقتی که انسان نوزاد است و از لحاظ جسمی کوچک، روح قوی و قدرت تعقل زیادی ندارد و مثلا عقل که از قوای روح است مثلا در 7 سالگی با 40 سالگی فرق دارد و به مراتب پایین تر است. اگر روح با جسم کاری ندارد پس مثلا عقل بنده الان و دوسالگی نباید تفاوت داشته باشد و اگر روح یک واقعیت مجرد است چرا با رشد و بزرگ شدن جسم دچار تغییرات می شود و بالغ می شود؟تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این نکات در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با صوت شرح آن و بحث برهان صدیقین همراه با صوت شرح آن، حل می‌شود باید به آن مباحث رجوع فرمایید. موفق باشید
1206

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم؛سلام علیکم-استاد عزیز:من به غربشناسی و اتفاقاتی که در غرب می گذرد علاقه دارم.آیا مطالعه کتب غربشناسی شما (مدرنیته،تکنولوژی و علل تزلزل تمدن غرب)احتیاج به پیشنیاز دارد؟البته درحال حاضر مشغول مباحثه جزوه خویشتن پنهان با دوستانم هستم،آیا اول این جزوه را باید تمام کرد و یا می شود همزمان با این جزوه ، مباحث غربشناسی را نیز مطالعه نمود؟با آرزوی قبولی طاعات و عبادات؛التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: فکر می‌کنم می‌توانید استفاده کنید. موفق باشید
24774
متن پرسش
سلام علیکم: استاد محترم نمی دانم تا چه حد فضای فکری جامعه را رصد می کنید اما چند وقتی است جناب آقای ابراهیم فیاض که از اساتید محترم دانشگاه تهران هستند و نزد انقلابیون بسیار امین و مورد احترام، به شکلی تند و حتی بعضا با بی احترامی بر تفکر صدرائی، عرفانی می تازند و اظهاراتی را مطرح می کنند که باعث حیرت بسیاری از مؤمنین و انقلابیون شده است. از همجنسباز خواندن ملاصدرا بگیرید تا فاشیست خواندن علامه طباطبایی و خلاصه حمله همه جانبه به همه متفکران صدرایی، عرفانی و سنت گرا همچون آقای نصر، فردید و ... . متأسفانه ایشان بسیاری از جوانان انقلابی را نسبت به فلسفه و عرفان بدبین کرده اند. علاوه بر آن ایشان با درست کردن یک دوگانه به نام «حکومتی ها و جمهوریتی ها» افرادی همچون علامه مصباح، علامه طباطبایی، علامه جوادی آملی، ملاصدرا و ... را در زمره «حکومت اسلامی ها» قرار می دهند و امام، رهبری، شهید بهشتی و شهید مطهری را در زمره «جمهوریتی ها» و ادعا می کنند گروه اول جمهوری اسلامی را از گروه دوم دزدیده اند و ما امروز در عوض جمهوری اسلامی امام خمینی، با حکومت اسلامی علامه طباطبایی و علامه مصباح مواجه هستیم. مع الاسف بسیاری این دسته بندیها را پذیرفته اند تا جایی که برخی ادعا می کنند امام بر مبنای تفکر صدرایی انقلاب نکردند و از دل این تفکر جز «نگاه بالا به پایین»، «دیکتاتوری»، «حکومت آمرانه و فاشیستی»، «امر به معروف حکومتی»، «فئودالیسم»، «مرید و مرادبازی»، «تحکم» و «فساد اخلاقی» چیزی بیرون نمی آید. حوزه که خفته و صدایی از آن بلند نمی شود. اما ما از پرچمداران تفکر صدرایی مثل جنابعالی انتظار داریم با عنایت و توجه به شبهاتی از این دست اجازه ندهید دامان تفکر ناب اسلامی-ایرانی با این اتهامات لکه دار شود. در حال حاضر از اردوگاه صدرائیان در قم هیچ صدایی شنیده نمی شود. حداقل شما از اصفهان پاسخی بدهید تا این حرفها فضای فکری جامعه را مسموم نکند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده باید آقای دکتر فیاض متوجه می‌بودند که جهانِ ما در آینده چه جهانی است و با چه هویتی؟ مسلّم آن‌طور که آقای دکتر فیاض فکر می‌کنند ما جزیره‌ای خواهیم شد مثل جزیره‌ی وهابیت، و شیعه با دیوارهایی که از نظر فکری به گِردِ خود می‌کشد، به‌کلّی از جهانِ امروز بیرون خواهد افتاد؛ در حالی‌که ما طلوع دیگری خواهیم داشت، طلوعی که حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در نامه‌ی خود به آقای گورباچف از آن خبر داد و گورباچف را نیز به تأمل در اندیشه‌های صدرایی و ابن‌ عربی نمود. این، وسعتِ آینده‌ی ما است. هرگز نباید معطل امثال آقای دکتر ابراهیم فیاض شد که تاریخِ آن‌ها سال‌ها است گذشته است و بالاخره چند نفری که آماده‌ی حضور جهانی با آموزه‌های تشیع را ندارند، همدیگر را پیدا می‌کنند ولی به گفته‌ی مولوی: «گر شوم مشغول اشکال و جواب / تشنگان را کی توانم داد آب».

مولوى در رابطه با اين‏كه عده ‏اى همواره كار زياد مى ‏كنند و مردم را از كار اصلى خود باز مى‏ دارند داستان كُره اسبى را به ميان مى ‏آورد كه در حال آب‏ خوردن بود تا تشنگى خود را رفع كند و صاحب اسب‏ها كه با سوت‏ زدن مانع آب‏ خوردن آن كره اسب می‏شد و نتيجه مى ‏گيرد همواره از اين كارافزاها بوده و هستند، تو كار خود را انجام بده. مى‏ گويد:

گفت مادر، تا جهان بوده است از اين‏

 

كار افزايان، بُدند اندر زمين‏

هين تو كار خويش كن اى ارجمند

 

زود، كايشان ريشِ خود بَر مى‏ كَنند

وقتْ تنگ و مى ‏رود آبِ فراخ‏

 

پيش از آن كز هجر گردى شاخ شاخ‏

شهره كهريزى‏ست پر، آبِ حيات‏

 

آب‏ كَش‏، تا بَر دَمَد از تو نبات‏

آبِ خضر از جوى نطق اولياء

 

مى‏ خوريم اى تشنة غافل بيا

ما چو آن كُرّه، هم آب جو خوريم‏

 

سوى آن وسواس طاعن ننگريم‏

     

وقتى انسان متوجه شد كارافزايانِ عالَم دام‏هايى براى زندگى ما پهن كرده‏ اند، راه خود را پيدا كرده‏ ايم. و فرصت را جهت نوشيدن آب زندگانى از دست نمى‏ دهيم و با شناختن حقّ ربّ و حق رسول و حق اهل بيت راه خود را از بقيه جدا مى‏ نماييم و مى ‏فهميم بقيه ‏ى راه‏ها قيل و قالى بيش نيست كه حضرت رضا «علیه‌السلام» در آن مورد فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ يُبْغِضُ‏ الْقِيلَ وَ الْقَالَ وَ إِضَاعَةَ الْمَالِ وَ كَثْرَةَ السُّؤَال»[1] خداوند، قيل و قال، و ضايع‏ كردن مال، و كثرت سؤال را دشمن دارد. راه حل مشكلات ريشه در آرامشى دارد كه ماوراء حرص‏ ها و ولع‏ ها قرار دارد.

  در ضمن جناب آقای دکتر مهدی امام‌جمعه در کتاب «سیر تحول مکتب فلسفی اصفهان از ابن سینا تا ملاصدرا» مطالبِ درخوری نسبت به انتقادهایی که این‌گونه افراد به مکتب صدرا دارند؛ مطرح کرده‌اند. موفق باشید


[1] - تحف العقول عن آل الرسول( ص)، ص 443.

24658

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض ارادت و سلام خدمت استاد عزیز: ما افرادی را سراغ داریم که هیچگاه درس عرفان مثل فصوص الحکم نخواندند اما با التزام کامل علمی و عملی به شریعت به مقامات خوبی رسیدند. آیا رسیدن به مقامات عالیه و فناء فی الله منحصرا مخصوص کسانی است که راه عرفان علمی (خواندن کتب عرفانی مثل فصوص الحکم ) و عمل به شریعت را پیشه کرده اند یا بدون عرفان علمی هم می توان به فناء و بقاء بالله رسید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راهی که جناب ابن عربی در مقابل ما می‌گشاید تنها یکی از راه‌هایی است که اگر کسی خواست سلوکی داشته باشد از آن استفاده کند. لذا نه آن معارف تنها معارفِ عرفانی است، و نه برای سلوک، تنها از این طریقه سلوک امکان دارد. موفق باشید

24025

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد آیا ذکر «لااله الا الله» یا زیارت عاشورا و ذکر یونسیه گفتنش بلا میاره؟ چه تعداد بگیم؟ آیا خنثی کننده دارد ذکری که باعث بشه بلا نیاد با گفتنش؟ بدون استاد هم میشه؟ به خاطر حضرت زهرا (س) کامل راهنماییم کنید. به محض اینکه نیت می کنم به توحید برسم و ذکر «لا اله الا الله» بگم بلا میات برام چه کار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اذکاری که می‌فرمایید هیچ‌کدام ذکر خاص نیست و از نظر تعداد محدودیت ندارد. شاید موانعی که پیش می‌آید برای آن باشد تا بیشتر به معارف الهی خود، عمق ببخشید و با ارتباط با مؤمنین، سجایای اخلاقی مثل تواضع و ایثار را در خود رشد دهید. موفق باشید

23198
متن پرسش
سلام استاد ارجمند: حضرت آقا در سخنرانی اخیرشان هشداری نسبت به توطئه دشمن در سال 98 دادند حالا بسیاری از سایتها و افراد خودی چنان تحلیلهای دلهره آوری از این هشدار رهبر معظم انقلاب می کنند که گویا از همین حالا دشمن را به هدف خود رسانده اند یکی از همین افراد طی سخنانی برای طلاب گفته اند «طراحی های امروز سه دستگاه اطلاعاتی دشمن برای سرنگونی انقلاب» جانشین دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی کل قوا بیان داشت: نکته قابل توجه درباره طراحی های امروز دشمن این است که دقیقا از حدود چهار سال قبل، سه دستگاه اطلاعاتی «ام‌ آی 6»، «موساد» و «سیا» بر اساس وضعیت اداری و اجرایی کشور، چارچوب پنج گانه ای را طراحی کردند تا انقلاب و نظام اسلامی ایران را سرنگون نمایند. وزیر سابق اطلاعات با بیان این مطلب که سخنان بنده بر اساس سند است، اظهار داشت: یکی از چارچوب های فعلی دشمن برای مقابله با انقلاب اسلامی، «القاء ضرورت کنار آمدن با کدخدا به عنوان تنها گزینه فرار از مشکلات» است. حجت الاسلام والمسلمین مصلحی ابراز داشت: امروز چهره نفاقی را در کشور مشاهده می کنیم که عقبه 40 ساله داشته و متأسفانه کسانی که تا دیروز دم از مذاکره با کدخدا می زدند، امروز چهره انقلابی گرفته و همه در حال تعجب هستند که آیا این همان فرد دیروز است که اینگونه سخنان انقلابی بیان می کند؟ * از خرداد سال 98 چهره انقلابی امروز برخی آقایان تغییر خواهد کرد وی خاطرنشان ساخت: تا اردیبهشت و خرداد سال آینده این چهره حزب اللهی را از این افراد خواهیم دید و از خرداد به بعد این چهره انقلابی عوض خواهد شد و رهبر انقلاب نیز فرمودند در سال 98، فتنه هایی در پیش خواهیم داشت. وزیر سابق اطلاعات، ایجاد خطای محاسباتی در تصمیم گیری ها را طراحی دیگر دشمن دانست و گفت: دشمن در سه حوزه «مسئولین، نخبگان و مردم» به دنبال ایجاد خطای محاسباتی در تصمیم گیری هاست تا بتواند به اهداف خود برسد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست ما وظیفه‌ای داریم که هر روز بیشتر از دیروز باید نسبت به انقلاب اسلامی جدّی‌تر باشیم و مطمئن باشیم در این مسیر هراندازه دشمن نقشه بکشد، خنثی می‌گردد. ما هرچه ضربه می‌خوریم از درون است که متوجه‌ی حقیقت انقلاب اسلامی نیستیم. آری! ما شیاطین را و نقشه‌های آن‌ها را نمی‌بینیم. و قرآن در این مورد می‌فرماید: «إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ ۗ» (اعراف/27) ولی وقتی ما در مسیر خدایی قرار گیریم که او را و نقشه‌های او را می‌بیند و می‌داند، همه‌ی کارهای شیاطین و دشمنان انقلاب خنثی می‌شود. موفق باشید    

22718
متن پرسش
سلام: فرمودید اشک یک نوع طلب است. حال امام زمان (عج) که می فرمایند در مصیبت امام حسین (ع) می گریند دلیلش چیست؟ ایشان که به اندازه امام حسین (ع) در کل تاریخ و در تمام جهه های حق علیه باطل به تمامیت حضور دارند اشک امام زمان (عج) چه اشکی است آیا یک اشک عاطفی است؟ آیا این اشک بخاطر نشناختن امام معصوم توسط مردم است؟ آیا.... لطفا توضیح فرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» برای همه حتی برای امام زمان «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» حجت‌اند. زیرا حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» افقی را در مقابل انسان می‌گشایند که تفصیلی است از اجمالی که هرکس در وجه یمینی خود در خود دارد. آری! هرکس به اندازه‌ای که خود را می‌شناسد تفصیل خود را در حضرت امام حسین «علیه‌السلام» می‌یابد و در این مورد حضرت حجت «علیه‌السلام» در اوج می‌باشند. موفق باشید

22433

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
تقوا از شهوت جنسی به چه معناست؟ آیا باید سرکوب کرد؟ برای کسی ک نه دائم می تواند و نه موقت؟ عوارض ناشی از این تقوا را چگونه باید جبران کنیم؟ آمیزش جنسی به انسان قوت قلب و آرامش و لذت می دهد و وقتی این لذت را از انسان می گیری و شهوت را سرکوب می کنی به نیاز اصلی انسان پاسخ منفی داده ای، و انسان را با بی قراری و ناراحتی اعصاب و پرخاشگری روبرو می کند. راه حل چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون مسائل جنسی امور غریزی هستند و نه امور فطری، خلل در امورِ غریزی، آسیب اساسی به انسان نمی‌زند وقتی عیسی‌گونه بتوانیم زندگی را انتخاب کنیم. موفق باشید

21672
متن پرسش
سلام علیکم حضرت استاد در سوال 21414 فرمودید آموختن فلسفه و عرفان در زمره‌ی امور تقلیدی نیست لکن در سوال 21371فرمودید چه نیاز به علم کلام و فلسفه است بنابرین استاد اگر بدون فلسفه و عرفان میتوان عقاید پایه ای چون اثبات خدا و نبوت مصطفی را بر پایه محکمی نهاد در مرحله بعد که تقلید از فقیه شروع میشود اگر آن فقیه فتوا به حرمت فلسفه دهد با چه مجوزی میتوان به فلسفه اشتغال یافت
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مسلّم تنها راهِ قوت‌دادن به عقاید، فلسفه و عرفان نیست. ولی فراموش نکنیم که حوزه‌ی فقه، اصول عملیه‌ است نه نظردادن به آموختن یا نیاموختنِ فلسفه و عرفان. موفق باشید

19934

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و تبریک دهه کرامت: استاد گرامی آیا فال گرفتن با کتاب حافظ درست است؟ اگر درست است در چه مواردی می توان فال گرفت و آیا ان فال بازگو کننده حال ماست یا خبر از آینده هم می دهد که مثلا راهنمایی کند که تصمیم درست تری برای آینده بگیریم؟ ممنون از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قصه‌ی فال قصه‌ی یک اشاره است و بس. موفق باشید

18940
متن پرسش
سلام علیکم: با عرض معذرت از محضر استاد به علت گرفتن وقت ایشان. بنده سه ساله در حوزه درس می خوانم هنوز نمی دانم این ادبیات عرب به چه درد من و مردم می خورد. مردم مگر از ما ادبیات می خواهند؟ هم تفسیرها نوشته شده و ترجمه هم کتب دیگر که به فارسی هستند و ما هم که هیچ وقت نمی توانیم در علم به پای علامه طباطبایی و امثال ایشان برسیم پس برای چه اینقدر برای ادبیات وقت می گذاریم ولی موقع پاسخ دادن به شبهات بعضی افراد هیچ جوابی نداریم بدهیم؟ سوال دیگر که ذهن من را مشغول کرده این است که چرا خیلی از افراد غیر طلبه در معنویت بیشتر از طلبه ها رشد می کنند اگر رشد در معنویت در خارج حوزه اینقدر خوب است و حتی دروس حوزه را بیرون هم می شود خواند پس طلبگی واقعا به چه درد می خورد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یادگیری ادبیات عرب برای فهم منابع دینی نه تنها لازم، بلکه ضروری است در آن حد که ابدا ترجمه‌‌ها روح اصلی آن متون را نمی‌توانند ارائه دهند و اگر کسی بخواهد کارشناس تفکّر دینی شود حتما باید زبان عربی را که آموزه‌های دین از آن طریق به ما رسیده‌‌است فراگیرد. می‌ماند که اگر انسان درست ادبیات عرب را استفاده کند، بعدا به بهترین نحو و با رجوع به متون اصلی یعنی قرآن و روایات جواب شبهات را می‌دهد و آن‌گاه که حقیقتا بخواهد به معنویت اصیلی وارد شود، کارشناسانه تر وارد می‌شود و این، به این معنی نیست که هر کس حوزه بیاید و یا عربی بخواند انسان متدینی خواهد شد بلکه بر عکس اگر کسی بخواهد مراتب سلوک را طی کند، با در دست داشتن متون اصلی و به خصوص با علم به فقه و فقاهت بهتر، محکم‌تر و مطمئن تر طی خواهد کرد. موفق باشید

18243
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: برای فهم بهتر این جمله امام رحمه الله علیه نیاز به کمک و لطف شما دارم. عین جمله ایشان: ایمان تنزل علم عقلانی به مرتبه قلب است و قلب آن مرتبه تجرد خیالی است که در آن مرتبه، معقول را به صورت جزئیه می یابد و این مرتبه لوح نفس است که اگر در لوح نفس چیزی منتقش گردید، یعنی نفس در مرتبه خیال با آن معقولی که در مرتبه عقلانی، تعقل کرده، اتحاد پیدا نماید، همان ایمان است. 1- آیا هر تنزل علم عقلانی به صورتی خیالی، ایمان است؟ 2- آیا دریافت های قلب الزاما امری جزئی باید باشد و قلب قادر به دریافت کلیات نیست؟ 3- آیا منظور از لوح نفس در بیان ایشان همان خیال است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به این تقسیم‌بندی که مقام عقل که حامل حقایق کلی است برتر از مقام قلب است که محل مصداق‌های حقایق کلی است، این سخن گفته شده است. آری! وقتی آن حقایق کلی نازل شود، صورتِ جزئی و مصداقی پیدا می‌کنند مثل آن‌که عقل در فهم کلی خود، متوجه است حق همیشه پیروز است. حال در مصداقِ جزئی متوجه می‌شود انقلاب اسلامی در مقابل صدام پیروز خواهد بود، و این مقامِ ایمان بر پیروزی حق بر باطل است که در صفحه‌ی نفس منقش شده است. ولی اگر عقل را عقل استدلالی بگیریم، که انسان‌ها در موضوعاتی مثل اثبات خدا و قیامت به‌کار می‌برند؛ عقل مرتبه‌ی بالاتری خواهد بود که آن موضوعات را به صورتِ ایمان در خود دارد. موفق باشید                                                                                        

17863
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز اگه امکان داره در مورد جنسیت ها و خوراک بهشتی کمی توضیح می فرمایید، من چندین کتاب زیبای شما را خوانده ام. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «معرفت نفس و حشر» روشن می‌شود که هرچه وجود یک پدیده شدیدتر باشد با ارزش‌تر است و خوراک اهل بهشت در درجه‌ی وجودی شدیدتری نسبت به خوراک‌های مادی قرار دارد. موفق باشید

16989
متن پرسش
عقل برتر است یا وحی؟ آیا انسان می تواند وحی را کاملا بفهمد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل سالم متوجه محدودیت‌های خود می‌باشد و نیز متوجه برتریِ وَحی الهی نیز هست و از آن به بعد، خود را به وَحی می‌سپارد و نیز می‌فهمد که وَحیِ الهی را کاملاً نخواهد درک کند زیرا وحی الهی نور است و هرکس به اندازه‌ای که از «خود» فانی شود، به آن نور منوّر می‌گردد. موفق باشید

16988

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: حضرت استاد بنده دو سال است مشغول به طراحی طرحی تمدنی هستم. اولین گام ها در این طرح از مخالفت با مطالعه محوری بجای کشف و شهود و وحی در کشف حقایق نشأت می گیرد. در واقع هر آنچه حقیقت است در وجود آدمی هست لکن آدمی باید منقطع از غیر شود و با او مرتبط شود تا خودباوری یا خداباوری دست دهد و علم حقیقی در نهان آدمی شکل بگیرد. جسارتا نظر حضرتعالی در این باب چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شروع خوبی است، می‌ماند که متوجه باشیم در تاریخی زندگی می‌کنیم که تاریخِ غرب است. لذا باید در کنار رجوع قلبی به حقایق الهی، غرب را درست بشناسیم تا ادامه‌ی غرب نشویم. موفق باشید

16858

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز ببخشید شاید سوالم تکراری باشه لطف می کنید در مورد حوری و قلمان که چی هستن و زن آدمی در برزخ و قیامت چه حشری با همسر خودشون دارن ۲. جزوه ای در این رابطه که معنای حقیقی حوری چیست و این جور مسایل معرفی کنید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در بحث تبیین سوره‌ی واقعه شده است. خوب است که به فایل‌های صوتی آن سوره رجوع فرمایید. موفق باشید

16124

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: آیا هر چقدر نفس از رذایل پاک شود و به فضایل آراسته گردد، به تجرد بیشتر نزدیک می گردد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. موفق باشید

16021

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده زمانی که می خواهم با بعضی از اخلاق رذیله مثلا پرحرفی مبارزه کنم، مثلا یک هفته سعی می کنم حرف بیهوده و لغو نزنم اما گویی بعد از فقط یک هفته، نفس چنان طغیان می کند که در روز هشتم به اندازه یک ماه حرف می زنم. دلیل این امر و چاره آن چیست؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید سعی کنیم شرایط زندگی خود را مطابق اهداف معنوی خود شکل دهیم و در همین رابطه به ما توصیه می‌شود با افراد با تقوا مأنوس باشید. موفق باشید

15778
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم: «اگر ابدان و افراد متعدد انسانها را در دنیا شاهدیم ناشی از ابدان متعدد در عقل می باشد منتها به کلیت و نه به جزئیت» حال اگر چنین ادعایی صحیح باشد آیا من متشخص خاص یکی از مظاهر آن بدن کلی ام می باشم که در اینصورت این بدن مصادیق متعددی را در دنیا شامل می شود یا تفصیل آن بدن کلی هستم که در اینصورت این بدن فقط مربوط به شخص من می باشد و فرق این ادعا با مثل افلاطون در این است که افلاطون می گوید بدن شخص خاص در عقل نزولی فعلیت و تفصیل یا فته که ما معتقدیم محال است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بدن انسان، صورت روح انسان است که در این دنیا اتحادش با روح، اتحادِ انضمامی است و در آن دنیا اتحادش حقیقی است و صورتِ اعمال و اخلاق اوست. در این دستگاه شاید دیگر به آن مباحث نیاز نداشته باشیم. موفق باشید

15566

حرکت جوهریبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام علیکم و رحمته الله: ببخشید مزاحم اوقات شریف میشم. می خواستم ببدونم این برداشت من از حرکت جوهری صحیح است یا نه و گرنه اصلاح بفرمایید. طبق حرکت جوهری، جهان ماده هر لحظه جهان جدیدی است یعنی هر آنی و هر لحظه این دنیای ماده و حتی بدن من حقیر از بین میره و دوباره شکل میگره منتهی کاملتر... یعنی مدام از بین میره و دوباره به قدرت الهی سر پا میشه...از بین مبره سرپا میشه .. از بین میره سرپا مبشه درسته! ممنون میشم راهنمایی بفرماببن
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. ولی اگر کار را ادامه دهید فهمِ تبدّلِ آن به آنِ جهان، به احساسِ روحانیِ این تبدّل تبدیل خواهد شد به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «کُلَّ یومٍ هو فی شأن». بدین معنا که هر لحظه‌ای خداوند با تجلّی جدیدی عالَم را ایجاد می‌کند. موفق باشید

15146

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد ببخشید آیا گناهان انسان رو کسانی که بطور مثال بینش قوی یا دید برزخی دارند میتونن آگاهی پیدا کنن؟ یا گناهان هرکسی نزد خداوند ستارالعیوب محفوظ هست؟ یا اینکه برخی گناهان از دید آنها مخفی و برخی هویداست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً خداوند اجازه نمی‌دهد کسی متوجه‌ی گناهان بنده‌اش گردد، مگر آن‌که بخواهد به عنوان محرمِ راز خداوند به ما کمک کند. موفق باشید

9249
متن پرسش
با سلام و تشکر: در قرآن کریم آمده است «و نحن اقرب الیه من حبل الورید». سوال این است که حال که خدا اینقدر قریب است پس تقرب به خداوند چیست؟ این قرب چه تفاوتی با آن قرب دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند تکویناً به ما نزدیک است ولی ما تشریعاً و به عنوان شخص خودمان باید تلاش کنیم به او نزدیک شویم. گفت : «دوست نزدیکتر از من به من است....وین عجب تر که من از وی دورم»‌«چه کنم با که توان گفت که او ......در کنار من و من مهجورم » موفق باشید
نمایش چاپی