باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره شیطان بیکار نیست. ما را گرفتار گناه میکند تا ما از رحمت پروردگار و توبه به درگاهِ حضرت محبوب مأیوس شویم. وظیفهی ما است که در هیچ حالی از توبه و امید به رحمت پروردگار مأیوس نگردیم تا پوزهی شیطان به خاک مالیده شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- امید است خداوند توفیق شرح آن دعای نورانی که حقیقتاً جوشن کبیری است را به بنده بدهد 2- مباحث «زیارت جامعه» اگر بخواهد کتاب شود، چندین کتاب قطور خواهد شد که در حال حاضر امکانش نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه کتابهایی مثل «چه نیازی به نبی» و «ده نکته در معرفت نفس» و «فرزندم، اینچنین باید بود» و «ادب خیال و عقل و قلب» کمک خواهند کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب قیصری به بالاتر از احدیت قائل نیست و همهی تفاوتهایی که میفرمایید با بقیه مثل امثال امام دارد؛ در همین نکته است 2- حضرت امام برای فیض اقدس ظاهراً یک نحوه تعیّن قائلاند و به همین جهت با مقام احدیت قابل تطبیق نمیباشد. آنچه باید توجه داشت آن است که این اصطلاحات را باید با نظر به فضای متن متوجه شد. زیرا گاهی بحث احدیت در میان است، در حالیکه نظر به «واحدیت» دارد و یا گاهی واژهی «اللّه» بهکار میرود ولی نظر به مقام جامعیت اسماء در میان نیست، بلکه مقام «احدیت» در میان است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر مبانیِ فکری و اعتقادی، خوب است به کتاب «مبانی معرفتیِ مهدویت» رجوع فرمایید و از نظر عملی، رعایت کامل دستورات شریعت ما را به امامی که عینِ عصمت است و هیچ خلاف شرعی از او سر نمیزند، نزدیک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده حیران حضرت روح اللّه هستم. يكى از نزديكان حضرت امام مى فرمايند؛ امام به من پيغامى دادند تا به آيت الله اراكى بدهم. بعد كه ملاقات تمام شد آيت الله اراكى به من گفتند؛ به آقا بگوئيد يادتان است هنگامى كه در اراك بوديم بزرگترين كارى كه مى كرديم اين بود كه در روز عاشورا يك دسته ى سينه زنى بيرون بياوريم تا روحانيت بيايند و جلو بيفتند و حالا ببينيد الحمدلله چقدر قدرت داريم. به آقا بگوئيد ديديد كار به كجا رسيد و حكومت اسلامى برقرار شد و كار ما به كجا رسيد؟ بگوئيد اين همه آوازها از شما بود. بعد اضافه كردند مىخواهم فردا خدمت امام بيايم. من ماجرا را خدمت امام عرض كردم، وقتى كه خبر آوردند آقاى اراكى تشريف آوردند. امام لباس معمولى خانه را از تن بيرون آوردند و عبا بر دوش به استقبال آقاى اراكى آمدند. با ديدن امام، آقاى اراكى فرمودند: السلام عليكَ يابن رسول الله. السلام عليكَ يابن رسول الله. السلام عليكَ يابن رسول الله. امام زير بغل ايشان را گرفتند و در كنار خود نشاندند و آقاى اراكى روى كردند به امام و فرمودند: «انَا عَبْدٌ مِن عَبِيدِك. انَا عَبْدٌ مِن عَبِيدِك». شما مجدِّد مذهبى. امام فرمودند: شما هم بقيت السّلف هستيد، يادگار گذشتگان ما هستيد.[1] عرض بنده از طرح اين واقعه آن بود كه ملاحظه بفرمائيد آيت الله اراكى با آن مقام، با آن بصيرت به امام عرض مى كنند: «انَا عَبْدٌ مِن عَبِيدِك» و بعد مى فرمايند شما مجدِّد مذهبى.[2] معنى اين جمله آن است كه اسلام با آن حياتى كه شما به آن داديد مى تواند ادامه پيدا كند و حرف بنده نيز در تمام جلساتى كه گذشت براى گفتن همين نكته بود كه اگر بخواهيم در شرايط جديد، اسلام ادامه يابد و مسلمانى ما آن نوع مسلمانى باشد كه شايسته ى تشيع است، بايد به اسلامى رجوع كرد كه حضرت روح الله «رضوانالله عليه» به صحنه آورده اند.
رسول خدا (ص) مى فرمايند: «إنَّ في امّتي محدثين مُكلّمين»[3] در امت من كسانى هستند كه صداى فرشتگان را مى شنوند و فرشتگان با آنها سخن مى گويند. اگر حضرت امام خمينى «رضوانالله عليه» را مصداق چنين افرادى از امت رسول خدا (ص) ندانيم، چه كسانى را مصداق اين روايت بدانيم؟ و نيز آن حضرت مى فرمايند: «إنَّ لِلّهِ عباداً لَيسُوا بِأنبياء يغْبِطُهُمُ النَبيون»[4] براى خداوند بندگانى است كه پيامبر نيستند ولى انبياء غبطه ى آنها را مى خورند. آيا حضرت امام روح الله «رضوان الله عليه» مصداق چنين بندگانى نيستند تا ما خود را در ذيل شخصيت او قرار دهيم؟ خداوند به حقيقت اولياء و انبيائش افتخار پيروى از حضرت امام خمينى «رضوان الله عليه» را جهت بهترين رجوع به حضرت حق، به ما عنايت بفرمايد. موفق باشید
[1] - برداشتهاى موضوعى از سيره ى امام خمينى« رضوان الله عليه»، ج 5، ص 46
[2] - عنايت داشته باشيد كه علماى بزرگ حوزه، آيت الله اراكى را شيخ الفقها و العرفا لقب داده اند و آيت الله شيخ عبدالكريم حائرى مؤسس حوزه ى علميه قم ارادت خاصى به ايشان داشتند و در وصف ايشان گفته شده براى آقاى اراكى از بيست سالگى مَدَر و ذهب مساوى بوده. يعنى در عدم التفات به دنيا، برايشان طلا و كلوخ تفاوت نمى كرده.
[3] - سيدعلى خان حسينى مدنى، رياض السالكين، ج 6، ص 393.
[4] - همان.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «اسماء حسنی؛ دریچههای نظر به حق» در رابطه با اسماء حسنا شده است. آری! از جهتی حضرت حق به نور اسم رحمان جواب طلب مخلوقات را میدهد و از جهتی دیگر در دل همان نور اسم رحمان، گاهی جمالش ظهور میکند و گاهی جلالش. که در کتاب مذکور بدان پرداخته شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که علامه طباطبایی«رحمةاللّهعلیه» میفرمایند: مقام «واحد قهار» همان مقام احدیت است. بنابراین از این جهت سخن شما سخن صحیحی است به شرطی که مقام عین محمدی را، تعیّنِ مقام اللّه در مقام احدیت نگیریم و آن را در مقام واحدیت و الوهیت که مجمع اسماء الهی است در نظر بگیریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میرسد شما مستقیماً وارد نشوید. بلکه بد نیست در این مورد نظر منتقدان به مدرنیته را به میان بکشید. به این صورت که مثلاً کتاب «مبانی توسعه و تمدن غرب» از شهید آوینی را مطالعه فرمایید و به عنوان کنفرانس، گزارشی از آن کتاب بدهید به این معنا که منتقدین چنین و چنان میگویند و خودتان مستقیماً موضع نگیرید. از این طریق شاید قسمت دوم سؤالتان نیز حل شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد خوب است شرح صوتی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» را دنبال فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً حافظه، بُعدی از ابعاد نفس ناطقه است و معنا نمیدهد از بین برود. شاید امکان بروز آن را نداشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید رسالت شما در این موقعیت همین باشد که با ارتباط و مصاحبت و رفاقت با چنین افرادی آنها را راهنمایی کنید و پس از مدتی ملاحظه خواهید کرد که همین افراد چه اندازه زمینه دارند که از دست شیطان آزاد شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مانعی ندارد ولی چون جزوات نیاز به ویرایشی دارد که در شأن کتاب شود باید متذکر گردید که با مسئولیت خودتان اینکار انجام شده است مگر آنکه بخواهید به شکل جزوه چاپ کنید که این هیچ مشکلی نخواهد داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرض شد که اهل کرامت با ریاضتهای خود، نفس ناطقهی خود را قوت میبخشند ولی اهل توحید، با نفیِ خود همراه با معارف عالیه، توحید را به صحنه میآورند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سنتهای جاری در هستی، نمونههایی است برای تفکر در تاریخ و عبرتگرفتن از آنها. و در همین رابطه حضرت حق مکرر توصیه میکنند «أَ فَلَمْ يَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِم» آیا آن انسانها سیری تاریخی و جغرافیایی بر زمین نمیکنند تا عاقبت گذشتگان خود را و راز پیروزی و شکست آنها را درک کنند. زیرا از این جهت تاریخ، آینهی تفکر و عبرت میشود و به تعبیر هایدگر اساساً تفکر، تاریخی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همهی این توصیفها بالاخره خداوند سایهی رحمتش را از سر ما بر نمیدارد و باید بدانیم که: «در بلا هم میچشم الطاف او / مات اویم، مات اویم، مات او». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خلاصهی کتاب مزبور، همان جزوهی «کلام جدید» است به آدرس:
http://lobolmizan.ir/leaflet/1366/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «امر» ایجادِ بیزمان و غیر تدریجی است و لذا قرآن میفرماید: «امرهُ اذا ارادَ شیئاً ان یقول لهُ کن فیکون». و «خلق» ایجادِ در زمان و تدریجی است لذا میفرماید: «هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ..» 2- جسمانیبودن معاد به معنایِ مادیبودن آن نیست، همان جسم غیر مادی مثل جسم در خواب، در قیامت به زحمت میافتد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتهی خوبی در معنای بیزمانیِ قیامت مطرح میفرمایید. در ضمن بد نیست به جواب سؤال شمارهی 20727 نیز رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمهی صداقت، درستدیدنِ همهی چیزها است و خداوند چنین است و لازمهی دروغ، نیاز به جلب نظر بقیه است و خداوند نیازمند به چیزی و کسی نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فقهِ مرسوم، انسان را نهتنها در موضوع احکام رشد میدهد، حتی در سایر موضوعات نیز میپروراند تا با دقت بیشتری موضوعاتی مثل عرفان و فلسفه و تفسیر را دنبال کند. به این جهت فقهِ مرسوم در این زمان میتواند برای امثال رهبری به جهت روحیهی تمدنسازی، نقش تاریخی ایفاء نماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت ابراهیم«علیهالسلام» اولین امام در تاریخ بودهاند تا فضایِ تمدنسازیِ دین که نحوهای از مدیریت اجتماعی دین است در حساسترین نقطهی زمین شروع شود و از این طریق امامت در سه پیامبر بعدی به زیرساختهایی رسید که بتواند بعد از آخرین نبی با همهی موانعی که بود، ادامه یابد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا همهی آنهایی که کَمَکی حالِ عرفانی در سر دارند؛ در رویارویی با ادبیات عرب گرفتار همین قبض و بسط ها هستند. به قول رفقا بالاخره چارهای جز شیرخوانیِ این دروسِ بیروح نیست. موفق باشید
