بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20005
متن پرسش
با سلام: کتاب «فرزندم این چنین باید بود» شما رو مطالعه کردم اما هر چه به روی خود فشار می اوروم می بینم که نمیشه گناه نکرد یعنی خیلی مشکل هست که از زیر بار گناه در رفت. حاج آقا اولا برامون دعا کنید ثانیا راه کار بدید تا از شر گناه خلاصی پیدا کنیم. ممنون یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره شیطان بی‌کار نیست. ما را گرفتار گناه می‌کند تا ما از رحمت پروردگار و توبه به درگاهِ حضرت محبوب مأیوس شویم. وظیفه‌ی ما است که در هیچ حالی از توبه و امید به رحمت پروردگار مأیوس نگردیم تا پوزه‌ی شیطان به خاک مالیده شود. موفق باشید

17677

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد گرانمایه: جناب استاد پس از شرح عالی زیارت نورانی جامعه کبیره جای شرح جامع دعای نورانی جوشن کبیر در آثار شما خالیست. آیا چه زمانی با این اثر جدید استاد ان شا الله روبرو می شویم؟ و چه زمانی تفاسیر شما به شکل کتاب عرضه می شود؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- امید است خداوند توفیق شرح آن دعای نورانی که حقیقتاً جوشن کبیری است را به بنده بدهد 2- مباحث «زیارت جامعه» اگر بخواهد کتاب شود، چندین کتاب قطور خواهد شد که در حال حاضر امکانش نیست. موفق باشید

7756
متن پرسش
سلام قبل از هر چیز خداوند منان را سپاسگزارم که مرا در مسسر مباحثات شما که همان اسلام ناب محمدی است قرار داد واکنون نیزاز وجود حاج اقا موسویان درگلپایگان بهره می بریم امانمی دانم چرا بعضی اتفاقات دل مرا میلرزاند سوال :چرا فردی مانند مصطفی ملکیان باان سابقه که خبر دارید کارش بجا ئی می کشد که میگویدپیامبر کتاب خودش رانوشت وماهم بایدکتاب خودمان رابنویسیم که البته در یک جا جواب فرموده بودید که اینها دینداریشان درذیل فرهنگ غرب می باشد اما قانع کننده نبود زیرا فردی مانند ایشان که دروس حوزه را خوانده ومدتی شاگرد استاد مصباح بوده است واحتمالا مزه دینداری را چشیده است شاید انحرافش به دلیل همان مسئله طینت باشد حال به هر دلیلی که باشد چرا علما جرات اعلان ارتداد این گونه افراد اثر گزار را ندارند ودرپایان ما چگونه باشیم تا به این درد مبتلا نشویم
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: به هرحال خداوند باید در هرکدام از ما شایستگی صادقانه‌ای را بیابد تا مفتخر به دینداری‌مان کند قرآن می فرماید: مَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَلا هادِیَ لَهُ وَ یَذَرُهُمْ فی‏ طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ (اعراف/186) هر کس را خداوندگمراه سازد، هدایت کننده‏اى ندارد؛ و آنها را در طغیان و سرکشى‏شان رها مى‏سازد، تا سرگردان شوند!. این لطف بزرگی است که خداوند ما را به خودش و پیامبر و امامان«علیهم‌السلام» مؤمن گرداند. باید صادقانه دینداری کنید. در مورد بقیه ما چه می‌دانیم از صحبت‌های آقای ملکیان معلوم است از اول هم نتوانسته حق مطلب را درک کند. علماء وظیفه‌ی خودشان را خودشان می‌دانند حتماً حساب‌هایی کرده‌اند. موفق باشید
24744
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا جواد الائمه با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد عزیز برای دوستان ۱۷ ساله یک ساله که کتاب جوان و انتخاب بزرگ و آشتی با خدا را کار می کنیم که به توفیق الهی تمام شده هست. الان نمی دانم کتاب بعدی را چی قرار بدهم؟ در نماز شبتان التماس دعا ویژه ای دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه کتاب‌هایی مثل «چه نیازی به نبی» و «ده نکته در معرفت نفس» و «فرزندم، این‌چنین باید بود» و «ادب خیال و عقل و قلب» کمک خواهند کرد. موفق باشید

22040

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در شرح علامه حسن زاده از شرح قیصری، برای توضیح مراتب حقیقت بر اساس شروطش آمده که حیوان از نظر طبیعتش جزئی است از برای افرادش که حمل بر افرادش نمی شود (که احتمالا باید به شرط لا باشد) و به اعتبار اطلاقش لا به شرط شی ء است که جنس است و محمول بر افرادش است و به اعتبار عروضش بر فصول انواع که در تحتش اند عرض عام است (و احتمالا به شرط شی ء است) همین را در مراتب وجود پیاده کرده و مرتبه ی احدیت را مرتبه ی لا به شرط و واحدیت را به شرط شیء و و هویت ساریه در موجودات را که همان صادر نخستین است لا به شرط نامید. 1. آیا مفهوم حیوان صرفا از نظر طبیعتش به شرط لا ست؟ 2. با توجه به رساله ی توحیدی علامه طباطبایی و رساله ی مصباح الهدایه امام، تصورم بر این بود که ذات را در مرتبه ی ذات لا به شرط باید بدانم و احدیت و واحدیت با آنچه در اینجا بیان می شد یکسان بود اما جناب قیصری مرتبه ی لا به شرط را صادر نخستین معرفی می کند. 3. و باز من صادر نخستین را مرتبه ی احدیت می دانستم که آن را به نفس رحمانی و وجود منبسط و هیولای کل تعبیر می کردم اما ظاهرا مراتب بر اساس نظر جناب قیصری متفاوت است. 4. در رساله ی امام از برای فیض اقدس مرتبه ای جدا از احدیت قائل شده یا برداشت من اینگونه است در حالی که در شرح قیصری مقام احدیت و فیض اقدس یکی است. 5) اگر نظر امام را درست متوجه شده باشم که گویی دو مرتبه است احدیت و فیض اقدس، چرا آنها را از هم جدا کرده اند؟ اگر بخواهیم بر این روش رویم که بین هر مرتبه بی نهایت مرتبه می توان متصور شد ممنون از صرف وقت برای سئوالها
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب قیصری به بالاتر از احدیت قائل نیست و همه‌ی تفاوت‌هایی که می‌فرمایید با بقیه مثل امثال امام دارد؛ در همین نکته است 2- حضرت امام برای فیض اقدس ظاهراً یک نحوه تعیّن قائل‌اند و به همین جهت با مقام احدیت قابل تطبیق نمی‌باشد. آن‌چه باید توجه داشت آن است که این اصطلاحات را باید با نظر به فضای متن متوجه شد. زیرا گاهی بحث احدیت در میان است، در حالی‌که نظر به «واحدیت» دارد و یا گاهی واژه‌ی «اللّه» به‌کار می‌رود ولی نظر به مقام جامعیت اسماء در میان نیست، بلکه مقام «احدیت» در میان است. موفق باشید

21483
متن پرسش
سلام علیکم: می خواهم به شناخت ولایت امام زمان برسم لطفا راهنمایی کنید و بهم سرفصل مطالعاتی بدهید مثلا بگویید گام اول این مسئله گام دوم...تا.... می خوام علاوه بر اینکه خودم به شناخت برسم مطالب جمع آوری سده را در اختیار دوستانم قرار بدهم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر مبانیِ فکری و اعتقادی، خوب است به کتاب «مبانی معرفتیِ مهدویت» رجوع فرمایید و از نظر عملی، رعایت کامل دستورات شریعت ما را به امامی که عینِ عصمت است و هیچ خلاف شرعی از او سر نمی‌زند، نزدیک می‌کند. موفق باشید

19775
متن پرسش
سلام و درود بر استاد فاضل و گرامی: امام خمینی (ره) توانست مرحله 4 اسفار را هم پیاده کند، آیا موافقید که برترین عارف در ده قرن اخیر امام است؟ آیا موافقید که راهی که امام برای ما گشوده است، هیچ عارفی تا به حال چنین کاری را نتوانسته است، انجام دهد. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده حیران حضرت روح اللّه هستم. يكى از نزديكان حضرت امام مى‏ فرمايند؛ امام به من پيغامى دادند تا به آيت الله اراكى‏ بدهم. بعد كه ملاقات تمام شد آيت الله اراكى‏ به من گفتند؛ به آقا بگوئيد يادتان است هنگامى كه در اراك بوديم بزرگ‏ترين كارى كه مى‏ كرديم اين بود كه در روز عاشورا يك دسته‏ ى سينه ‏زنى بيرون بياوريم تا روحانيت بيايند و جلو بيفتند و حالا ببينيد الحمدلله چقدر قدرت داريم. به آقا بگوئيد ديديد كار به كجا رسيد و حكومت اسلامى برقرار شد و كار ما به كجا رسيد؟ بگوئيد اين همه آوازها از شما بود. بعد اضافه كردند مى‏خواهم فردا خدمت امام بيايم. من ماجرا را خدمت امام عرض كردم، وقتى كه خبر آوردند آقاى اراكى‏ تشريف آوردند. امام لباس معمولى خانه را از تن بيرون آوردند و عبا بر دوش به استقبال آقاى اراكى‏ آمدند. با ديدن امام، آقاى اراكى‏ فرمودند: السلام عليكَ يابن رسول الله. السلام عليكَ يابن رسول الله. السلام عليكَ يابن رسول الله. امام زير بغل ايشان را گرفتند و در كنار خود نشاندند و آقاى اراكى‏ روى كردند به امام و فرمودند: «انَا عَبْدٌ مِن عَبِيدِك. انَا عَبْدٌ مِن عَبِيدِك». شما مجدِّد مذهبى. امام فرمودند: شما هم بقيت السّلف هستيد، يادگار گذشتگان ما هستيد.[1] عرض بنده از طرح اين واقعه آن بود كه ملاحظه بفرمائيد آيت الله اراكى با آن مقام، با آن بصيرت به امام عرض مى ‏كنند: «انَا عَبْدٌ مِن عَبِيدِك‏» و بعد مى‏ فرمايند شما مجدِّد مذهبى.[2] معنى اين جمله آن است كه اسلام با آن حياتى كه شما به آن داديد مى ‏تواند ادامه‏ پيدا كند و حرف بنده نيز در تمام جلساتى كه گذشت براى گفتن همين نكته بود كه اگر بخواهيم در شرايط جديد، اسلام ادامه يابد و مسلمانى ما آن نوع مسلمانى باشد كه شايسته‏ ى تشيع است، بايد به اسلامى رجوع كرد كه حضرت روح الله «رضوان‏الله عليه» به صحنه آورده ‏اند.

رسول خدا (ص) مى‏ فرمايند: «إنَّ في امّتي محدثين مُكلّمين»[3] در امت من كسانى هستند كه صداى فرشتگان را مى‏ شنوند و فرشتگان با آن‏ها سخن مى‏ گويند. اگر حضرت امام خمينى «رضوان‏الله عليه» را مصداق چنين افرادى از امت رسول خدا (ص) ندانيم، چه كسانى را مصداق اين روايت بدانيم؟ و نيز آن حضرت مى‏ فرمايند: «إنَّ لِلّهِ عباداً لَيسُوا بِأنبياء يغْبِطُهُمُ النَبيون»[4] براى خداوند بندگانى است كه پيامبر نيستند ولى انبياء غبطه‏ ى آن‏ها را مى ‏خورند. آيا حضرت امام روح ‏الله «رضوان‏ الله عليه» مصداق چنين بندگانى نيستند تا ما خود را در ذيل شخصيت او قرار دهيم؟ خداوند به حقيقت اولياء و انبيائش افتخار پيروى از حضرت امام خمينى «رضوان‏ الله عليه» را جهت بهترين رجوع به حضرت حق، به ما عنايت بفرمايد. موفق باشید


[1] - برداشت‏هاى موضوعى از سيره‏ ى امام خمينى« رضوان ‏الله عليه»، ج 5، ص 46

[2] - عنايت داشته باشيد كه علماى بزرگ حوزه، آيت الله اراكى را شيخ الفقها و العرفا لقب داده ‏اند و آيت‏ الله شيخ عبدالكريم ‏حائرى مؤسس حوزه ‏ى علميه قم ارادت خاصى به ايشان داشتند و در وصف ايشان گفته شده براى آقاى اراكى از بيست سالگى مَدَر و ذهب مساوى بوده. يعنى در عدم التفات به دنيا، برايشان طلا و كلوخ تفاوت نمى‏ كرده.

[3] - سيدعلى خان حسينى مدنى، رياض السالكين، ج 6، ص 393.

[4] - همان.

19314
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. چند تا سوال در باب اسماء و صفات داشتم. یعنی کلا نظرگاهم نسبت به اسماء و صفات بر اساس مبنایی شکل نگرفته هنوز، اگه میشه در مبناسازیش کمکم کنید. ۱. آیا همه اسما و صفات زیر شاخه یک یا چند اسم خاص اند؟ اگه بله اون اسم‌های اصلی چی هستند؟ ۲. چرا یک جا همه اسماء رو می بریم زیر اسم رحمان ولی یک جای دیگر بین جلال و جمال تقسیم می کنیم؟ ۳. فرق اسم و صفت چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «اسماء حسنی؛ دریچه‌‌های نظر به حق» در رابطه با اسماء حسنا شده است. آری! از جهتی حضرت حق به نور اسم رحمان جواب طلب مخلوقات را می‌دهد و از جهتی دیگر در دل همان نور اسم رحمان، گاهی جمالش ظهور می‌کند و گاهی جلالش. که در کتاب مذکور بدان پرداخته شده است. موفق باشید

19085
متن پرسش
با سلام: شما در بحث شرح مصباح الهدایه جلسه 45 در آخر فرمودید که معاد تمام اعیان به عین محمدی و معاد عین محمدی به اسم الله اعظم و معاد اسم الله اعظم مقام تعین اول است تا اینجای گفته شما صحیح، سوال من این است ما در قرآن داریم که «لمن الملک الیوم لله الواحد القهار» این در صورتی محقق می شود که همه تعینات در مقام ذات مستهلک شوند در این صورت ما می توانیم برای تعین اول هم معادی متصور شویم و معاد تعین اول را مقام ذات احدی بگیریم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» می‌فرمایند: مقام «واحد قهار» همان مقام احدیت است. بنابراین از این جهت سخن شما سخن صحیحی است به شرطی که مقام عین محمدی را، تعیّنِ مقام اللّه در مقام احدیت نگیریم و آن را در مقام واحدیت و الوهیت که مجمع اسماء الهی است در نظر بگیریم. موفق باشید

18868

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و وقت بخیر: استاد گرامی بنده دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد رشته مهندسی صنایع هستم. از آنجایی که موظف به ارایه کنفراسی درباره تاریخ طراحی صنعتی و انقلاب صنعتی و مباحث مدرنیته و پست مدرن هستم از شما می خواهم که راهنمایی بفرمایید (برای دانشجویانی که هیچ زمینه مطالعاتی جز دروس دانشگاهی موجود را ندارند و کاملا تحت تاثیر مطالب آموزشی به ظاهر علمی غربی هستند) چگونه بعد از این ارائه کنفرانس می توانم ایشان را به فضاهای نقد مدرنیته و توسعه یافتگی غربی دعوت کنم که هم برایشان جذاب باشد و هم به تشخیص درست برسند؟ در قالب چه جملاتی یا معرفی چه کتابهای ابتدایی برای ورود به دنیای نقد توسعه یافتگی به سبک غربی؟ شما معرفی کتاب تمدن و تزلزل غرب شهید آوینی و فرهنگ مدرنیته و توهم خودتان را تایید می فرمایید؟ سوال دوم. در پاسخ به این نقد اساتید مهندسی که مرتب سر کلاس فضای صنعتی کشور را نقد می کنند و از عدم اخترعات و آپدیت نشدن صنعتی ایراد می گیرند باید چه گفت؟ آیا واقعا این قدر باید فن آوری ها زیاد و بروز و روزافزون باشند؟ بسیار ممنونم از راهنمایی های دلسوزانه جنابعالی. اجرتان با چهارده معصوم (ع) و عاقبتتان ختم بخیر ان شاءلله
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد شما مستقیماً وارد نشوید. بلکه بد نیست در این مورد نظر منتقدان به مدرنیته را به میان بکشید. به این صورت که مثلاً کتاب «مبانی توسعه و تمدن غرب» از شهید آوینی را مطالعه فرمایید و به عنوان کنفرانس، گزارشی از آن کتاب بدهید به این معنا که منتقدین چنین و چنان می‌گویند و خودتان مستقیماً موضع نگیرید. از این طریق شاید قسمت دوم سؤال‌تان نیز حل شود. موفق باشید

16940

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار: بنده جواب سوال شماره 16913 را درست نفهمیدم و قانع نشدم. اگر می شود مفصل تر توضیح بدهید. خیلی ممنونم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد خوب است شرح صوتی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» را دنبال فرمایید. موفق باشید

15514

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
اگر کسی خیالات باطل در سرش می پرورانده سپس بر اثر تصادف حافظه اش را از دست دهد آن خیالات از بین می رود و راحت تر می تواند سلوک کند یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً حافظه، بُعدی از ابعاد نفس ناطقه است و معنا نمی‌دهد از بین برود. شاید امکان بروز آن را نداشته باشد. موفق باشید

15339

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: بنده در دوران سربازی به سر می برم ولی تمام کسانی که آنجا هستند (سربازان) در غفلت هستند و حجاب هایی دارند که تا سالیان سال گرفتارند .... غیر از چند نفر بقیه نماز نمی خوانند و به هیچ چیز پای بند نیستند و خط قرمز دینی و مذهبی ندارند ... حالا این محیط برای کسی که دائم اهل مطالعه و کسب معرفت بوده و در راه سیر و سلوک بوده، اهل روضه و عزاداری و هیئت و نماز جماعت و اول وقت و ... بوده است خیلی سخت است ... بنده چی کار کنم؟ بنده در آنجا با هیچ کسی سنخیت ندارم و خیلی اذیت می شوم ... راه نجات چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید رسالت شما در این موقعیت همین باشد که با ارتباط و مصاحبت و رفاقت با چنین افرادی آن‌ها را راهنمایی کنید و پس از مدتی ملاحظه خواهید کرد که همین افراد چه اندازه زمینه دارند که از دست شیطان آزاد شوند. موفق باشید

13347

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید می خواستم ببینم میتونم جزوه هایی که در سایت موجود هست و امکان دانلود دارد را چاپ کنم و به مردم بدهم؟ لطفا هر چه سریعتر پاسخ بدهید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مانعی ندارد ولی چون جزوات نیاز به ویرایشی دارد که در شأن کتاب شود باید متذکر گردید که با مسئولیت خودتان این‌کار انجام شده است مگر آن‌که بخواهید به شکل جزوه چاپ کنید که این هیچ مشکلی نخواهد داشت. موفق باشید

6596
متن پرسش
سلام علیکم اینکه گفته میشود که احادیث و روایاتی هست که ضد فلسفه است ایا سندیتش تایید شده است؟اینکه امام هم خطاب به عروسش می فرمود که فلسفه نخواند چطور با اینکه خود امام فیلسوف بودند جور درمی آید؟ اینکه خود علم توحید هم می تواند حجاب باشد را متوجه هستم ولی برخی که مخالفت خود را بافلسفه اعلام می دارند را متوجه نمی شوم از چه جهت است ایا شما تحصیل در دانشگاه در رشته فلسفه اسلامی درمقطع ارشد را پیشنهاد میکنید؟ برای اینکه بابی باشد تا به بحث های فلسفی ورود پیدا شود؟بنده خانم هستم وامکان تحصیل در حوزه را فعلا ندارم چون پدرم اجازه نمی دهد..بحث های شما را هم دنبال میکنم. التماس دعا متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر فیلسوف مسلمانی - اعم از حضرت امام یا علامه‌طباطبایی - در عین آن‌که فلسفه را به‌عنوان یک نوع تفکر قبول دارند متوجه‌اند همه‌ی عقل خود را در حدّ تفکر فلسفی متوقف نکنند و این غیر از آن است که تفکر فلسفی را نفی کنند. مثل آن که حضرت امام خمینى «رضوان ‏الله ‏علیه» با این‏که همه ‏ى عمر مقید به مسجد و مدرسه هستند در توجه به راهى که با اسماء الهى مأنوس شوند مى‏فرمایند: در میخانه گشایید به رویم شب و روز که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم‏ منظورشان آن است که از علم حصولى به سوى علم حضورى رجوع کنند.توصیه‏ى بزرگان آن است که «خود را ورق بزنید» معلوم مى‏شود این کار یک کار ارزشمندى است و موجب مى‏شود تا انسان از زوایاى وجودِ خود و نحوه‏ى آن در عالم آگاه شود در آن صورت همواره از پنجره ‏ى چنین بودنى بر عالم و آدم بنگرد. همین‏طور که اگر شما خدا را پیدا کردید دیگر نمى‏توانید بى‏خدا زندگى کنید، اگر رابطه‏ ى حضورى با حقایق پیدا کنید به چیز بزرگى رسیده ‏اید. در حالى‏که مى‏شود سال‏ها خدادان بود، ولى از خدا بهره ‏مند نشد و او را به عنوان محبوب دل خود احساس نکرد، آرى اگر او را پیدا کنیم دیگر نمى‏توان بدون او زندگى کرد . در هرحال تحصیل در رشته‌ی فلسفه‌ی اسلامی اگر استادهای خوبی داشته باشید افق‌های ارزشمندی را در مقابل شما می‌گشاید. موفق باشید
25335
متن پرسش
با سلام: چه تفاوتی بین اهل عرفان و اهل کرامت است؟ مگر هر دو از خدا دم نمی زنند؟ آیا اهل کرامت به جهت اینکه برای خلق از خود کرامت بروز داده در مقامی پایین تر از اهل عرفان قرار می گیرد؟ معیار تشخیص این دو گروه از هم چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرض شد که اهل کرامت با ریاضت‌های خود، نفس ناطقه‌ی خود را قوت می‌بخشند ولی اهل توحید، با نفیِ خود همراه با معارف عالیه، توحید را به صحنه می‌آورند. موفق باشید

23241
متن پرسش
سلام: اون طور که فهمیدم وقتی که در بحثاتون از تاریخ صحبت می کنید یقینا منظورتون تاریخ وقایع نگاری صرف نیست. از به کارگیری واژه تاریخ به چه حقیقت و معنایی اشاره می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سنت‌های جاری در هستی، نمونه‌هایی است برای تفکر در تاریخ و عبرت‌گرفتن از آن‌ها. و در همین رابطه حضرت حق مکرر توصیه می‌کنند «أَ فَلَمْ يَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِم‏» آیا آن انسان‌ها سیری تاریخی و جغرافیایی بر زمین نمی‌کنند تا عاقبت گذشتگان خود را و راز پیروزی و شکست آن‌ها را درک کنند. زیرا از این جهت تاریخ، آینه‌ی تفکر و عبرت می‌شود و به تعبیر هایدگر اساساً تفکر، تاریخی است. موفق باشید

22208
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: استاد من بنا به راهنمایی اشتباه یا هر چیز دیگه ای سال ها در یه رشته که نمیگم علاقه ولی استعداد به معنای واقعی اونو نداشتم تحصیل کردم از همون اوایل تحصیل خودم تا حدی متوجه این بودم ولی متاسفانه از ترس این که ترک کردن این رشته بعدا باعث پشیمانی و درگیری ذهنی من نشه اونو ادامه دادم. همزمان استعداد بسیار عجیبی در درک مباحث ریاضی و فلسفه و به خصوص مباحث شما از همان اوایل تحصیل داشتم اصلا شده بود یک جاهایی از شما یک اشاره و من گاهی تا حد حضور می رفتم که اوج مطلب حس حضور در درک برهان صدیقین و یک آیه از قرآن بود. یک لطف عجیبی بود از جانب خدا به من. همه ی این ها من را سردرگم‌ کرده بود و شاید گاهی مطمئن ولی برای یک جوان ۲۲ ساله انتخاب سختی بود و متاسفانه من بدترین راه رو انتخاب کردم و همون راهو ادامه دادم. امروز بسیار پشیمان و دوباره این پشیمان به شدت تمام ذهن من رو درگیر کرده که چرا. چرا به این ندای دل خودم که متناسب تاریخ زمانه ی خودم بود جواب ندادم؟! استاد الآن باید چیکار کنم؟ افسوس تمام وجودمو گرفته. با این فرصت جوانی از دست رفته چه کنم؟ از همین جا از تمام جوان هایی که استعداد بالایی دارند و شک دارند که تو راه طلبگی قدم بگذارند یا دکتری و مهندسی خواهش می کنم خوب فکر کنند و مطمئن باشند اگه با خدا معامله کردند هیچ وقت پشیمون نمی شوند ولی اگه چیزهای دیگه رو در نظر گرفتند حتی بهترین رشته و درآمد ها اون ها رو راضی نخواهد کرد فقط خدا رو در نظر بگیرند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با همه‌ی این توصیف‌ها بالاخره خداوند سایه‌ی رحمتش را از سر ما بر نمی‌دارد و باید بدانیم که: «در بلا هم می‌چشم الطاف او / مات اویم، مات اویم، مات او». موفق باشید

22204

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: امکان ارسال خلاصه کتاب علم و دین ایان باربور به بنده وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خلاصه‌ی کتاب مزبور، همان جزوه‌ی «کلام جدید» است به آدرس:

http://lobolmizan.ir/leaflet/1366/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF  موفق باشید

21601
متن پرسش
سلام علیکم‌: ببخشید دققتون رو می گیرم. ۱. تفاوت «امر» و «خلق» در قرآن چیست؟ ۲. همان طور که در روایات آمده، معاد جسمانی است. از آنجایی که آن عالم، عالم ماده نیست و همه چیز مجرد است پس سوال اینجاست که در (۱۵/محمد 'ص') آمده است که به دوزخیان آب جوشی می نوشانند که روده هایشان متلاشی می شود، پس چطور در آنجا روده ای وجود دارد؟ لطفا توضیح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «امر» ایجادِ بی‌زمان و غیر تدریجی است و لذا قرآن می‌فرماید: «امرهُ اذا ارادَ شیئاً ان یقول لهُ کن فیکون». و «خلق» ایجادِ در زمان و تدریجی است لذا می‌فرماید: «هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ..» 2- جسمانی‌بودن معاد به معنایِ مادی‌بودن آن نیست، همان جسم غیر مادی مثل جسم در خواب، در قیامت به زحمت می‌افتد. موفق باشید  

20730
متن پرسش
سلام استاد عزیز: یک مطلبی به ذهن بنده آمده که خدمتتان می نویسم اگر اشتباه است اصلاح فرمائید و اگر سالم است در جواب پرسشگران می توانید استفاده کنید و آن این که وقتی قیامت می شود زمان می رود پس اشتباه است اگر گفته شود که کی قیامت است را با مثالی گفته می شود و آن اینکه شما تا زمانی که در کره زمین زندگی می کنید شب و روز برای شما اتفاق می افتد و هست و اگر کاری را انجام دهید می توانید بگوئید که شب آن را انجام دادم که در مقابل روز است یا در روز انجام دادم ولی اگر شما به خارج از کره زمین رفتید دیگر در آنجا نه شب است نه روز در فضای منظومه شمسی قرار گرفتید دیگر شب و روزی در آنجا راه ندارد پس اگر گفته شود که این کارتان را در شب انجام دادید یا در روز حرفی اشتباه است. حال تطابق مسائل: اگر گفته شود که چه «زمانی» به قیامت رفتید سخنی باطل است و جوابی ندارد مثل این است که گفته شود که شما وقتی در منظومه شمسی بودید چه روزی یا چه شبی بود؟ غافل از این که شب و روز برای افراد کره زمین است نه کسی که خارج از آن است و همچنین زمان خصوصیت عالم ماده است نظام که عوض شد زمانی نیست که از آن پرسش شود مثل کسی که از کره زمین خارج شده که شب و روزی برای او نیست قیامت که شد زمانی برای او نیست. مثال درستی است استاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی خوبی در معنای بی‌زمانیِ قیامت مطرح می‌فرمایید. در ضمن بد نیست به جواب سؤال شماره‌ی 20727 نیز رجوع شود. موفق باشید

20700
متن پرسش
سلام استاد گرامی: چگونه می توان صفت صادق بودن خداوند را اثبات کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمه‌ی صداقت، درست‌دیدنِ همه‌ی چیزها است و خداوند چنین است و لازمه‌ی دروغ، نیاز به جلب نظر بقیه است و خداوند نیازمند به چیزی و کسی نیست. موفق باشید

20505
متن پرسش
سلام: نظر به تاکید حضرت امام بر فقه جواهری و عنصر فقاهت (فقاهت مرسوم) در حوزه های علمیه و همچنین تاکیدِ امروز برخی بزرگان بر تفقّه سنّتی که در حوزه های علمیه مورد توجه است به گونه ای که انتهای مسیر طلبگی و یا بگویم قلّه ی مرسوم در طلبگی رسیدن به مقام اجتهاد در فقه است، می خواهم بدانم آیا این فقه جایگاهی حقیقی در این تاریخ (تاریخ انقلاب) دارد؟ اگر چنین است آن جایگاه را ترسیم نمایید و بفرمایید اثراتِ این فقه در پیشبرد تاریخِ ما کجا قابل رویت است؟ نسبت این فقه با عرفان و فلسفه و تفسیر چه می شود؟ اینکه برخی بزرگان این فقه را بزرگترین عامل برای ارتباط با مردم می دانند حقیقتا به چه معناست و کجا نمود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فقهِ مرسوم، انسان را نه‌تنها در موضوع احکام رشد می‌دهد، حتی در سایر موضوعات نیز می‌پروراند تا با دقت بیشتری موضوعاتی مثل عرفان و فلسفه و تفسیر را دنبال کند. به این جهت فقهِ مرسوم در این زمان می‌تواند برای امثال رهبری به جهت روحیه‌ی تمدن‌سازی، نقش تاریخی ایفاء نماید. موفق باشید

20482
متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی سلام علیکم: جناب استاد، همان طور که می دانیم دین پیامبر اسلام را همان دین ایراهیم خلیل می دانند. سوال بنده این است که اگر دین اسلام همان دین ابراهیم خلیل است چرا حضرت ابراهیم آخرین پیامبر الهی نبوده اند؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» اولین امام در تاریخ بوده‌اند تا فضایِ تمدن‌سازیِ دین که نحوه‌ای از مدیریت اجتماعی دین است در حساس‌ترین نقطه‌ی زمین شروع شود و از این طریق امامت در سه پیامبر بعدی به زیرساخت‌هایی رسید که بتواند بعد از آخرین نبی با همه‌ی موانعی که بود، ادامه یابد. موفق باشید

19132
متن پرسش
سلام: 1. استاد با توجه به اینکه ساعات زیادی را صرف خواندن ادبیات عرب می کنم می بینم باز هم عقبم یعنی دچار یک نوع بی برکتی هستم. خیلی کند پیش میرم. اوایل اینطور نبود. اما حالا هر چه می خوانم شب که می خواهم بخوابم از خودم راضی نیستم. البته کم هوش نیستم. نمی دانم مشکلم را چه جور بگم. در مدرسه هم که استادمان انگار از خودمان عقب تر است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا همه‌ی آن‌هایی که کَمَکی حالِ عرفانی در سر دارند؛ در رویارویی با ادبیات عرب گرفتار همین قبض و بسط‌ ها هستند. به قول رفقا بالاخره چاره‌ای جز شیرخوانیِ این دروسِ بی‌روح نیست. موفق باشید

نمایش چاپی