بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6391

محل جلساتبازدید:

متن پرسش
باسلام محضر استاد بزرگ میخواستم ببینم کلاس هاتون هنوز نشکیل میشه؟ و اینکه آدرسش همین هست که تو سایته ؟ و یه سوال دیگه اینکه خانم ها هم می تونن شرکت کنن یا خیر؟ و آیا جای دیگه ای هم کلاس دارید؟ ممنون میشم جواب بدین
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: محل جلسات: 1 - شرح تفسیر المیزان: • شنبه ها بعد از نماز مغرب و عشاء (نیمه دوم سال92)- مسجد انبیا - سه راه سیمین - اصفهان ۲ - شــرح ا دعیه / مکارم الاخلاق/ : • دوشنبه ها بعدازنمازمغرب وعشا-ابتدای اتوبان ذوب آهن؛گلزار اول -مسجدخدیجه‌ی کبری«سلام‌اللّه‌علیها»
24730

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرانقدر سلام علیکم: نظر شما در مورد آیت الله محمود امجد چیست؟ آیا این خبر را که در مورد ایشان است قبول دارید و واقعا ایشان اینگونه سخن گفته؟ (ایشان در جریان انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) دربارهٔ احمدی‌نژاد گفت: «اگر امام بود این شخص را عزل می‌کرد.» او دربارهٔ میرحسین موسوی گفت: «من به صداقت آقای موسوی یقین پیدا کرده‌ام و اگر همه کره زمین غیر این را بگوید من از یقین خود دست برنخواهم داشت». وی همچنین در مورد مهدی کروبی اظهار داشت: «ایشان هم شجاع است و هم صداقت دارد.»[۶] محمود امجد پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) در اعتراض به سرکوب مردم معترض، درس اخلاق خود را در تهران تعطیل کرد و در نیمه تیرماه ۱۳۹۰ از ایران خارج و در مالزی ساکن شد. وی همچنین سفرهایی به مسکو داشت. برخی از سایت‌ها دربارهٔ خروجش از ایران از قول وی نقل کرده‌اند که وی گفته: «من به نشانه اعتراض به وضع موجود از ایران خارج شده‌ام و تا زمانی که ظلم در ایران پابرجاست به ایران بازنخواهم گشت.»[۷] وی سپس به ایران بازگشت و در رمضان/مرداد ۱۳۹۲ در تهران مراسم ایام رمضان را برقرار داشت.[۸] همچنین در رمضان (تیر) سال ۹۴ برنامه شبهای قدر با سخنرانی ایشان در مدرسه روشنگر واقع در شهرک غرب و با حضور محمد هاشمی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار گردید.) ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم با وجود ضعف‌هایی که ایشان در تحلیل شرایط دارند، باید ایشان را تحمل کرد. موفق باشید

23199
متن پرسش
سلام استاد عزیز: کسی که هیچ دعایی ازش مستجاب نشود چکار باید بکند؟ استاد جان گاهی وقت ها تا مرز ناامیدی پیش می روم. نمی دانم علت چیست، هر دعایی می کنم مستجاب نمی شود. باور کنید نماز اول وقت و غیبت نکردن و دروغ نگفتن و ... را چندین سال است که دارم (الحمدلله) ولی نمی دانم چه سری است. تو را به خدا یه راهی، یه ذکری، یه چیزی به من بگید منو نجاتم بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا جز این است که ما در دعاهای خود می‌گوییم خدایا! اگر مصلحت است آن دعاها را مستجاب کن و اگر مصلحت نیست، ما تسلیم تقدیر تواییم، پس پروردگارا! ما را راضی به قضای خود بگردان. از این دعای عزیز هرگز غفلت نکنید که پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» عرضه می‌دارند: «وَأَسْأَلُكَ الرِّضَا بَعَدَ الْقَضَاءِ، وَأَسْأَلُكَ بَرْدَ الْعَيْشِ بَعْدَ الْمَوْتِ، و لَذَّةَ النَّظَرِ إلَى وَجْهِكَ الکریم، وَالشَّوْقَ إِلَى لِقَائِكَ،» پروردگارا از تو راضی‌بودن خود را نسبت به قضایی که بر من رانده‌ای می‌خواهم و آرامش و خنکیِ زندگی بعد از مرگ را و لذتِ نظر به وجهِ کریمت را و شوق به لقاء را. این دعا زیباترین بستر را برای یک زندگی متعالی فراهم می‌کند. موفق باشید

22017
متن پرسش
سلام: با توجه به این که شما کثرت گرایی را نفی می‌کنید و کثرت اطلاعات را نفی می‌کنید، و را بد می‌دانید و راه بیراهه رفتن، که لازمه‌اش پر‌خوانی‌ها هم نفی می‌شود، سوالی داشتم؛ اینکه شما در صوت‌ها و کتاب‌هایتان به کتاب‌های مختلف اشاره‌ می‌کنید، نشانه از آن ندارد که اطلاعات کثیری دارید؟ آیا باید این کثرت اطلاعات را به دست آورد و بعد از آن گذر کرد؟ یا این که باید ابتدا مبنا را درست کرد و بعد اطلاعات کثیر کسب کرد؟ یا اصلا جایگاهی ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره ما مسائلی داریم که باید از طریق مطالعه آن مسائل را حل کرد نه این‌که هر کتابی به دست‌مان آمد را بخوانیم. موفق باشید

20005
متن پرسش
با سلام: کتاب «فرزندم این چنین باید بود» شما رو مطالعه کردم اما هر چه به روی خود فشار می اوروم می بینم که نمیشه گناه نکرد یعنی خیلی مشکل هست که از زیر بار گناه در رفت. حاج آقا اولا برامون دعا کنید ثانیا راه کار بدید تا از شر گناه خلاصی پیدا کنیم. ممنون یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره شیطان بی‌کار نیست. ما را گرفتار گناه می‌کند تا ما از رحمت پروردگار و توبه به درگاهِ حضرت محبوب مأیوس شویم. وظیفه‌ی ما است که در هیچ حالی از توبه و امید به رحمت پروردگار مأیوس نگردیم تا پوزه‌ی شیطان به خاک مالیده شود. موفق باشید

19314
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. چند تا سوال در باب اسماء و صفات داشتم. یعنی کلا نظرگاهم نسبت به اسماء و صفات بر اساس مبنایی شکل نگرفته هنوز، اگه میشه در مبناسازیش کمکم کنید. ۱. آیا همه اسما و صفات زیر شاخه یک یا چند اسم خاص اند؟ اگه بله اون اسم‌های اصلی چی هستند؟ ۲. چرا یک جا همه اسماء رو می بریم زیر اسم رحمان ولی یک جای دیگر بین جلال و جمال تقسیم می کنیم؟ ۳. فرق اسم و صفت چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «اسماء حسنی؛ دریچه‌‌های نظر به حق» در رابطه با اسماء حسنا شده است. آری! از جهتی حضرت حق به نور اسم رحمان جواب طلب مخلوقات را می‌دهد و از جهتی دیگر در دل همان نور اسم رحمان، گاهی جمالش ظهور می‌کند و گاهی جلالش. که در کتاب مذکور بدان پرداخته شده است. موفق باشید

19085
متن پرسش
با سلام: شما در بحث شرح مصباح الهدایه جلسه 45 در آخر فرمودید که معاد تمام اعیان به عین محمدی و معاد عین محمدی به اسم الله اعظم و معاد اسم الله اعظم مقام تعین اول است تا اینجای گفته شما صحیح، سوال من این است ما در قرآن داریم که «لمن الملک الیوم لله الواحد القهار» این در صورتی محقق می شود که همه تعینات در مقام ذات مستهلک شوند در این صورت ما می توانیم برای تعین اول هم معادی متصور شویم و معاد تعین اول را مقام ذات احدی بگیریم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» می‌فرمایند: مقام «واحد قهار» همان مقام احدیت است. بنابراین از این جهت سخن شما سخن صحیحی است به شرطی که مقام عین محمدی را، تعیّنِ مقام اللّه در مقام احدیت نگیریم و آن را در مقام واحدیت و الوهیت که مجمع اسماء الهی است در نظر بگیریم. موفق باشید

17104

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: از کجا بفهمیم مشکلاتی که در زندگی پیش می آیند امتحانند یا آثار گناهان؟ دیگر اینکه مگر مقصد عرفان، برزخی یا قیامتی شدن در حیات مادی نیست؟ پس چرا در برخی فرمایشاتتان نتیجه عبادات و سلوک را پس از مرگ منتج می دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ما در دنیا همواره در حال خوف و رجاء هستیم. لذا باید سعی کنیم که در انجام اعمال خود بهترین نحوه‌ی امتحان‌دادن را در نظر بگیریم 2- بالاخره نتیجه‌ی نهایی اعمال ما در برزخ و قیامت که ظرفیت ظهور نیّات انسان را دارند، ظهور می‌کنند. موفق باشید

13015

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آقای طاهرزاده یه مدتی است که از خدا دور شدم (در طول روز حواسم بهش هست ولی درگیرش نیستم و روزمو باهاش سپری نمی کنم) از این وضعیت خودم ناراحت و خسته ام، چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به خودتان یک برنامه‌ی سلوکی، اخلاقی بدهید. پیشنهاد می‌کنم مباحث شرح کتاب «حدیث جنود عقل و جهل» را دنبال فرمایید. موفق باشید

7927
متن پرسش
سلام استاد عزیز. خواهشمند است تفسیری هرچند کوتاه راجع به این حدیث قدسی توضیح دهید: مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیَتُه وَ مَن عَلی دِیَتُه وَ اَنَا دِیَتُه. تشکر
متن پاسخ
- باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: می فرماید:کسى که مرا طلب کرد مى‏یابدم و آن‏کس که مرا یافت مى‏شناسدم‏ و آن‏کس که مرا شناخت دوستدارم مى‏شود و آن‏کس که دوستدارم شد، عاشقم مى‏گردد و آن‏کس را که عاشقم شد مى‏کشم و هرکس را که کشتم دیه‏ى او بر من است و خودم دیه‏ى او هستم. حرف روى نکته‏ى آخر است که مى فرماید خودم دیه‏ى او مى‏شوم یعنى خودم را به او مى‏دهم. خداوند در سخن فوق مى‏فرماید: کافى است تو خدا را مطلوب خود قرار دهى و بخواهى او را پیدا کنى، او را مى‏یابى و این یک قاعده است که اگر نفس ناطقه، حقایق قدسى را مطلوب خود را قرار داد، به جهت وسعتى که نفس دارد، آن حقایق را مى‏یابد و نه‏تنها حقایق را مى‏یابد و جایگاه قدسى آن‏ها را مى‏شناسد، بلکه چون با عالى‏ترین مرتبه‏ى وجود روبه‏رو شده به آن‏ها علاقمند مى‏شود. زیرا این‏طور نیست که شناخت حقایق قدسى مثل شناخت‏هاى حصولى باشد که انسان تحت تأثیر انوار آن‏ها قرار نگیرد، وقتى انسان از نور حقایق قدسى چشید با تمام وجود دل به آن‏ها مى‏بندد و عاشق آن‏ها مى‏شود و دیگر خودى براى خود نمى‏خواهد و تماماً خود را در مقابل نظر به آن‏ها فراموش مى‏کند و مى‏سوزاند. این‏که فرمود: «قَتَلْتُهُ» او را از خودش خلاص مى‏کنم، خداوند او را از نفس امّاره‏اش مى‏گیرد و به خودِ حضرت حق مشغول مى‏کند. همان چیزى که حافظ از خدا طلب مى‏کند و از او مى‏خواهدکه روى بنما و وجود خودم از یاد ببر خرمن سوخته‏گان را تو بگو باد ببر خداوند سالکِ طالب را به جایى مى‏رساند که او دیگر جز به خدا نظر ندارد، چون خودش سوخته است و این است معنى آن که فرمود خودم را دیه‏ى او قرار مى‏دهم و خدا سرمایه‏ى قلب و جان او مى‏شود. عمده آن است که راه رسیدن به مقصد را به کار گیریم و قلب را همواره در صحنه داشته باشیم. گفت: جمله معشوق است و عاشق پرده‏اى‏ زنده معشوق است و عاشق پرده‏اى‏ این فراز از آخر دعاى ابوحمزه‏ى ثمالى راهنماى ماست که اظهار مى‏دارید: «... حَبِّبْ الَیَّ لِقائِکَ وَ احْبِبْ لِقائِی وَاجْعَلْ لی فی لِقائِکَ الرّاحَهَ وَالْفَرَجَ وَالْکَرامَهَ» خدایا لقاء و رؤیت خودت را برایم دوست‏داشتنى بگردان و تو نیز ملاقات مرا محبوب خود بدار و رؤیت خودت را براى من زمینه‏ى راحتى و گشایش و کرامت قرار ده‏. موفق باشید
6721
متن پرسش
سلام پاسخی که در جواب 6704 فرمودید حتمی است؟ یعنی اگر ما خواستگار را بدون دلیل رد کنیم حتما خدا ما را به خودمان وا می گذاد؟ اگر حتمی باشد کمی درکش مشکل است چون من عینا موردی را دیدم که بدون دلیل خواستگاری را رد کرد ولی الان شوهر خوبی دارد یعنی خداوند وی را در انتخاب مورد دوم به حال خود واگذاشته است؟ مگر می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک قاعده است که نباید به رحمت خدا پشت کرد وگرنه خداوند ما را به خود وامی‌گذارد، ولی اگر عوامل دیگری در میان بوده آن بحث دیگری است. موفق باشید
911

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز و مهربان استاد عزیزم حقیر در قبل از ازدواج از جهت اعمال عبادی و حفظ عالم دینی به یاری خدای متعال بسیار موفق بودم و در مبانی معرفه النفس بسیار تغمّر کرده و توفیق مکاشفات تجردیه نصیبم می شد.اما بعد از ازدواج در این وادی دچار سستی و تسویف عجیبی شده ام که سرتاسر وجودم را زیر فشار خود لگد مال می کند نمی دانم چه کنم امیدوارم یاری بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: در روایت داریم وقتی انسان مؤمنی وارد برزخ می‌شود به جهت شرایط جدید، تعادل خود را از دست می‌دهد. مؤمنین ساکن برزخ چون می‌خواهند به سراغ او بروند بزرگان آن عالم می‌فرمایند: فعلاً رهایش کنید تا به خود آید. مدتی طول می‌کشد تا به خود می‌آید و زندگی برزخی را مطابق ملکاتی که در دنیا به‌دست آورده ادامه دهد. حالاقصه‌ی شما همین‌طور است. عجله نکنید إن‌شاءالله شخصیت مطلوب خود را در شرایط جدید بازخوانی می‌کنید و ادامه می‌دهید. إسرار بر داشتن آن نوع زندگی که قبل از ازدواج داشتید، نداشته باشید. موفق باشید
27919
متن پرسش
سلام استاد: حس و حالم مثل کسایه که دارن عزیزشون رو از دست میدن دارم دلتنگ خدا میشم انگار که دارم بی خدا میشم نمی دونم شاید ماه مبارک داره باهامون بازی میکنه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: غمی است که مسلّم هرکس نسبتی با ماه رمضان پیدا کرده باشد، سراغش می‌آید و همچنان که حضرت سجاد «علیه‌السلام» در وداع ماه رمضان می‌فرمایند وداع با دوستی است که هرگز از بودنش خسته نشدیم.[1] آری! افق‌هایی از حقیقت، انسان را در ماه رمضان فرا می‌گیرد که با هیچ کتاب و با هیچ عبادتی محقق نمی‌شود. اولین قدم، درک آن احوالی است که پیش آمده است و عملاً تکوین انسان را تغییر داده است و انسان می‌تواند با «بودنی» دیگر وارد ماه مبارک شوال شود، «بودنی» به وسعت حضور در عالمی که فقط خدا در صحنه است و همه‌چیز در آغوش اوست و باید با عبادات و تقوایی که وعده‌ی الهی بود، به روزه‌داران در ماه رمضان و او حقیقتاً به وعده‌ی خود وفا کرد، آری! با آن تقوا در عالم حاضر شد. تقوایی که خداوند در وصف آن فرمود: «مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئاتِهِ وَ يُعْظِمْ لَهُ أَجْراً» (طلاق/۵) هر آن‌کس بدان پای‌بند بود، خداوند سیئات را که موانع ارتباط با حضرت محبوب بود، رفع می‌نماید و پاداش او که اُنس با خداوند است را بزرگ می‌دارد.

حقیقتاً رفیقی در حال رفتن است که نه او را درست شناختیم و نه فهمیده‌ایم چه عطاهای بزرگی در بستر آن ماه مبارک به ما شد. اینجاست که غم انسان دو برابر می‌شود، غم از دست‌دادن رفیقی آن‌چنان محبوب، و غم غفلت از عطایی آنچنان بزرگ. یک راه بیشتر در مقابل ما برای حضور در بودنی آنچنان گسترده نمانده است و آن تقوای الهی است و پاسداشت خود در حریمی که حضرت حق ما را در آن میهمانی کرد و میهمانی‌اش را ادامه داد تا در سنت «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون‏» به همان اندازه که هویت خود را متعلّق به حضرت حق می‌یابیم، هم‌اکنون حضور خود در ابدیت را نیز احساس کنیم و این است عطایی که ذیل تقوای ماه رمضان می توان در جستجوی آن بود، وقتی همواره بر آن تقوا پایدار باشیم. و در خطاب به آن رفیقِ شفیق خواهیم گفت:

کردی تو چون عزم سفر، ما را نمودی خون جگر

ای همدم شام و سحر ماه مبارک الوداع

خداحافظ ای ماه غفران و رحمت

خداحافظ ای ماه عشق و عبادت

موفق باشید


[1] - امام سجاد «علیه‌السلام» در دعای چهل و پنجم صحیفه سجادیه می فرماید: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا شَهْرَ الله الْأَکْبَرَ وَ یَا عِیدَ أَوْلِیَائِهِ الْأَعْظَمَ»؛خداحافظ ای ماه بزرگ خدا و عید بزرگ اولیای خدا! «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَکْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ وَ یَا خَیْرَ شَهْرٍ فِی الْأَیَّامِ وَ السَّاعَاتِ»؛ خداحافظ ای بزرگ ترین همراه از میان زمان ها و اوقات؛ و بهترین ماه ها در ایّام و ساعات. «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ قَرُبَتْ فِیهِ الْآمَالُ وَ نُشِرَتْ فِیهِ الْأَعْمَالُ»؛ خداحافظ ای ماهی که آرزوهایمان در تو نزدیک شد؛

 

26946

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: دیدگاه اسلامی، آزادی تفکر را به رسمیت شناخته است و بر روی شناخت مسیر زندگی با بینش درست تاکید می کند. حال این پرسش مطرح می باشد که آیا آزادی دسترسی به اطلاعات و هم چنین اجازه تبلیغ به افکار و آراء متعدد و گوناگون در جامعه نیز که ابزار تفکر قلمداد می شود، بدون قید و شرط پذیرفته شده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده آن است که جمله‌ی «آزادی جهت دسترسی به اطلاعات» مطلبی است که دنیای مدرن برای نفوذ در کشورهای جهان سوم در دهان روشنفکران انداخته. آزادی اندیشه و تفکر در آن حدّ که هرکس در عقایدش تفتیش نشود، امری است که اسلام آن را پذیرفته است. موفق باشید

25774
متن پرسش
سلام استاد عزيز نظرتون راجع به اين مباحث جناب دكتر فياض چيه؟ https://www.ensafnews.com/56Cnp فیاض با اشاره به فرقه‌ی اسماعیلیه، گفت: خدا از اسماعیلیه نگذرد؛ فرقه‌ی اسماعیلیه و حسن صباح و بقیه‌شان باعث شدند که اندیشه‌ی متفکرانه‌ی فارابی ادامه پیدا نکند و نتیجه هم این شد که آقای ابوعلی سینا بیفتد به چنگ نوافلاطونی؛ در حالی که فارابی کاملا حواسش جمع بود و تحلیل تاریخی را انجام داد؛ متاسفانه این انحرافی که اسماعیلیه ایجاد کرد تا امروز ادامه دارد و تاریخ ما تبدیل شد به اسطوره و تعریف و بازسازی و پیشرفتی که ترسیم کردیم هم تبدیل شد به اتوپیا، یعنی ناکجا آباد! چطوري جواب اين مباحث را (ابن سينا گمراه بود)بديم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که بنده نظرات جناب آقای فیاض را دنبال کردم، نگاه‌شان نسبت به عرفان، محققانه نیست. در حالی‌که حضرت امام در نامه‌ای که به آقای گورباچف می‌نویسند برای حضور اسلام در جهان کنونی، عرفانِ ابن‌عربی و حکمت صدرایی را تأکید می‌کنند. گویا آقای فیاض در عین دلسوزی و سوابق خوبی که دارند؛ فعلاً در عصبانیت هستند و نمی‌دانند یقه‌ی چه کسی را باید بگیرند. موفق باشید

25367
متن پرسش
سلام علیکم: زیارت قبول استاد عزیزم. چند تا شبه و سوال دارم از اینکه با این سوالات وقت شریفتان را می گیرم پوزش می طلبم. ۱. رابطه خداوند با مخلوق یک رابطه تجلیست حالا ممکنه خداوند در جایی یا موردی یا بصورت کلی رابطه اش را با مخلوق قطع کند؟ ۲. بر اساس سوال یک اگر رابطه قطع شود آن موجود می شود ممکن الوجود و جایگاهش در علم خداست حالا با این فرض آیا ممکنه مجدد خداوند به آن بود بدهد تا بوجود بیاید؟ ۳. بر اساس سوال دوم ممکنه در علم خداوند ممکن الوجودی حذف شود و اصلا بودی به آن ندهد؟ ۴. این مثالی که عرض می کنم شاید مثال خوبی نباشد عذر تقصیرم رو بپذیرید بهتر از این نتونستم منظورم را برسونم در ذهنی صندلی شکل می دهم (شکل دلخواه حتی نوع فانتزی) رابطه صندلی در ذهنم میشه ممکن الوجود بعد با ابزارها به آن هویت خارجی می دهم و آن را در بیرون از ذهن می سازم سوالم نحوه خلقت و ایجاد خدا نیست منظورم اینه که در ابتدای امر من اراده کردم که در ذهنم صندلی ایجاد کنم پس این ممکن الوجودی که در عالم هست در علم خدا با اراده خداوند ابتدا شکل گرفت و بعد این ممکن الوجود که ذاتش محدود است را خداوند وجود داده اگر خداوند اراده نمی کرد چنین ممکن الوجودی هم در علم خدا هم وجود نداشت این مثال را برای عرض منظورم مطرح می کنم که خداوند زردالو با نوع خلقتی را که در عالم می بینیم را در ابتدای امر با علم و آگاهی خویش اراده کرده بعد خداوند به آن وجود داده آیا این نگاه و تعریف و برداشتم از فرمایشات شما صحیح است؟ ۵. بر اساس نگاه ۴ (توضیحش برای رساندن منظورم سخته) پس باید بگویم این خلقتی که می بینیم ممکن الوجودیش را هم از خدا دارد آب ابتدا با اراده خدا در علمش ایجاد شده حضرت حق خواسته آبی را بیافریند آن را در علمش ایجاد کرده بعد خلق کرده به آن وجود داده درسته که آب خیلی چیز ها و خیلی از کمالات را ندارد که آب شده ولی این حاصل همان اراده اولیه خداست در علمش اگر اینطور است چرا می گوییم آب خواسته که آب شود یا درخت خواسته اش در علم خداوند این بوده که درخت شود و بقیه موارد؟ خداوند آنچه را که خلق می کند همه ممکن الوجودند ولی اراده خداست بر اینکه موجودی انسان شود یا گیاه و حیوان و... ۶. باز هم پوزش می طلبم بابت چنین سوالات و شبهاتی ولی چون به نتیجه نرسیدم مجبورم مطرح کنم. خداوند تجلی اولیه اش خلیفه الله است که شامل ۱۴ معصوم می شود که منکر آن نیستیم که شدت وجودی آنها از بقیه مخلوقات بیشتر است. شما برای فهم و درک تجلی مثال نور را مطرح می کنید نور وقتی به آن نزدیک هستیم شدت بیشتری دارد تا وقتی که از آن فاصله داریم شما می فرمایید درخت شدت وجودی کمتری دارد خیلی چیزها و کمالات را ندارد شده درخت. آیا با تصور آن نور بگوییم در انتهای آن تجلیست که شدت وجودی کمتری دارد یا بگوییم خیر درخت از شدت وجود مناسب ممکن الوجودی خودش برخوردار هست که بنظر خودم قسمت دوم جمله ام صحیح تر است؟ ۷. بر اساس همه سوالات بالا پس آیا درست است بگویم خداوند در ابتدا در علمش اهل البیت را با آن خلقتی که در دنیا قراره باشند را ایجاد کرده بعد به آنها وجود داده و چنین ظرفیتی را برای آنها اراده کرده ولی برای یکی مثل من در حد آنها چنین چیزی را اراده نکرده ولی ظرفیت پذیرش آنها را در من ایجاد کرده؟ و در کنار چنین موضوعی اختیار و اراده دارم و مسولیت افعالم به عهده خودم هست. ۸. شما در مصباح الهدایه می فرمایید مقام هو یک مقام هویت غیبی است به هیچ اسم و صفتی نظر ندارد اسما و صفات مقام الله هستند اگر این عبارت درست باشد که قطعا هست پس چطور تجلی می کند و می شود الله که جامع همه کمالات است؟ استاد عزیز تر از جانم من این موضوعات در مرور مجدد اعتقاداتم درک نکردم در حالی که بار اول اصلا مشکلی نداشتم و به راحتی می پذیرفتم و در پایان لطفا این سوال را هم پاسخ دهید. ۹. چطور می توانم از استاد عرفان بهره بگیرم؟ اگر صلاح بدانید راجع به این موضوع و علت پرسش این سوال ان شاءلله توضیح خواهم داد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جواب دادن به تک‌تک سؤالات مشکلی را حل نمی‌کند. باید متوجه‌ی امکان ذاتی موجودات ممکن‌الوجود بشوید که امکانِ آن‌ها از خودِ آن‌ها است و حضرت ربّ‌العالمین علم به امکان آن‌ها دارد و بر اساس فیض‌بخشیِ حضرت حق، به امکان آن‌ها «وجود» می‌دهد و از این جهت گفته می‌شود علم خداوند علم به واقعیت است. از طرفی در مورد ائمه «علیهم‌السلام» باید وجه انسانی آن‌ها را از وجه نور عظمت‌شان جدا کرد. وجه انسانی آن‌ها با فطرت الهی‌شان مثل همه‌ی انسان‌ها، امکان خلیفة اللهی دارند و وجه نور عظمت آن‌ها جهت هدایت بقیه‌ی انسان‌ها است. آری! حضرت احدیت بر اساس زمینه‌های پذیرش تجلیات الهی به صورت اسماء، متجلی می‌شود که مقام جامعیت اسماء را حضرت «اللّه» می‌گویند. موفق باشید

25209

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در کتاب جایگاه جن شیطان و جادوگر در مورد فردی که خیالاتش قوت گرفته و مثلا در تنهایی دزد را تصور می‌کند که آمده و کتکش زده آیا می‌توان این مطلب را به حرفهایی که اساتید موفقیت دنیا برای بدست آوردن موفقیت دنیایی با عنوان تجسم خلاق و قانون جذب مطرح می‌کنند بسط داد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همین‌طور است که متوجه شده‌اید. ولی در هر حال، واقعیاتْ ماورای توهّمات است. موفق باشید

25070

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: عزاداری هاتون قبول درگاه حق. استاد عزیز متاسفانه بنده مدتی قبل مرتکب خطایی شدم که به شدت از کرده خود پشیمانم، و بعد از توبه در صدد جبران خطا و حق الناسی که بر گردن بنده بود برآمدم. اما متاسفانه ناخواسته فردی از گناه و خطای من مطلع شده و مدام تهدید به اینکه آبروی من را خواهد برد، و هرجایی هستند حرف از رفتار من است. استاد من به اندازه کافی شرمنده خدا و اهل بیتش هستم، با رفتار و زخم زبان این افراد چه کنم؟ چرا خدا که ستار العیوب است باید بنده هایش با ما چنین کنند؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرگز نگران نباشید. به طرفی که می‌خواهد آبروی شما را ببرد هم باج ندهید. خداوند مدافع مؤمن است. موفق باشید

23648

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت: چگونه می توانیم به این پی ببریم که فهم ما نسبت به خدا، مردم، خودمون، دنیا و دین صحیح هست؟ اگر بگویید که باید به قرآن و روایت رجوع کنیم باز آیا می توانیم به فهم خودمون اکتفاء کنیم؟ ممنون و دست مریضاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیره‌ی اهل‌البیت در کنار قرآن، نمونه‌ی عملی اصلاحِ فهم ما نسبت به دین می‌تواند باشد. موفق باشید

23078

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقت بخیر. در مورد اسماء الهی غیر از کتاب خودتان که اسماء حسناست می خواستم معرفی کنین. چون می خواهم در مورد هر اسمی تفصیلا بدانم. در کتاب شما کلیات اسماء خدا آمده. من می خواهم خاصا در مورد اسم «شریف»، بدانم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «شرح اسماء الحسنی» از مرحوم ملاهادی سبزواری نکات خوبی دارد که ظاهراً ترجمه شده است. موفق باشید

22040

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در شرح علامه حسن زاده از شرح قیصری، برای توضیح مراتب حقیقت بر اساس شروطش آمده که حیوان از نظر طبیعتش جزئی است از برای افرادش که حمل بر افرادش نمی شود (که احتمالا باید به شرط لا باشد) و به اعتبار اطلاقش لا به شرط شی ء است که جنس است و محمول بر افرادش است و به اعتبار عروضش بر فصول انواع که در تحتش اند عرض عام است (و احتمالا به شرط شی ء است) همین را در مراتب وجود پیاده کرده و مرتبه ی احدیت را مرتبه ی لا به شرط و واحدیت را به شرط شیء و و هویت ساریه در موجودات را که همان صادر نخستین است لا به شرط نامید. 1. آیا مفهوم حیوان صرفا از نظر طبیعتش به شرط لا ست؟ 2. با توجه به رساله ی توحیدی علامه طباطبایی و رساله ی مصباح الهدایه امام، تصورم بر این بود که ذات را در مرتبه ی ذات لا به شرط باید بدانم و احدیت و واحدیت با آنچه در اینجا بیان می شد یکسان بود اما جناب قیصری مرتبه ی لا به شرط را صادر نخستین معرفی می کند. 3. و باز من صادر نخستین را مرتبه ی احدیت می دانستم که آن را به نفس رحمانی و وجود منبسط و هیولای کل تعبیر می کردم اما ظاهرا مراتب بر اساس نظر جناب قیصری متفاوت است. 4. در رساله ی امام از برای فیض اقدس مرتبه ای جدا از احدیت قائل شده یا برداشت من اینگونه است در حالی که در شرح قیصری مقام احدیت و فیض اقدس یکی است. 5) اگر نظر امام را درست متوجه شده باشم که گویی دو مرتبه است احدیت و فیض اقدس، چرا آنها را از هم جدا کرده اند؟ اگر بخواهیم بر این روش رویم که بین هر مرتبه بی نهایت مرتبه می توان متصور شد ممنون از صرف وقت برای سئوالها
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب قیصری به بالاتر از احدیت قائل نیست و همه‌ی تفاوت‌هایی که می‌فرمایید با بقیه مثل امثال امام دارد؛ در همین نکته است 2- حضرت امام برای فیض اقدس ظاهراً یک نحوه تعیّن قائل‌اند و به همین جهت با مقام احدیت قابل تطبیق نمی‌باشد. آن‌چه باید توجه داشت آن است که این اصطلاحات را باید با نظر به فضای متن متوجه شد. زیرا گاهی بحث احدیت در میان است، در حالی‌که نظر به «واحدیت» دارد و یا گاهی واژه‌ی «اللّه» به‌کار می‌رود ولی نظر به مقام جامعیت اسماء در میان نیست، بلکه مقام «احدیت» در میان است. موفق باشید

21994
متن پرسش
با سلام و تشکر: لطفا در مورد رابطه توحیدی و حقیقی با اعضای خانواده که در پاسخ به سوال 21976 فرمودید نوضیحی بفرمایید؟ و اینکه لطفا توضیحی در مورد مقام «شطح» که در پاسخ سوال 21963 فرمودید بدهید. بسیار ممنون و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در موقعیت سؤال و جواب نمی‌توان موضوعات را به صورت تعلیمی جواب داد. آری! شاید این جواب‌ها کمک کند که رفقای عزیز بتوانند مطالب را به صورت تعلیمی دنبال نمایند. موفق باشید

21348

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام: عدم امکان صدور مستقیم لفظ از حضرت حق یا ملایکه را با توجه به قاعده الواحد باید توضیح بدیم و اینکه احتیاج خداوند به الفاظ بشر پیش می آید درست است استاد؟ 2.-اینکه قرآن عینی صورت عین پیامبر است و قرآن کتبی صورت کتبی ایشان، می توان اینگونه توضیح دادکه همانطور که کسی در اثر عادت به دروغ گویی دروغ ملکه اش می شود یعنی صورت قلبش می شود، قلب مقدس پیامبر ظرف ظهور قرآن است و چون در موطن قلب ظهور کرده و با قلب ایشان متحد شده میگیم صورت قلب شده مثل رابطه ما با وجود کتبی و معنای آسمان که یکی صورت عینی و یکی صورت کتبی ماست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خداوند معانی را که به قلب انسان نازل می‌کند در موطنِ نفس به عالی‌ترین شکل به جهت قوای نفس حالتِ لفظ و صوت خلق می‌شود که به یک معنا برای پیامبر«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» حضرت جبرائیل در میان می‌آیند 2- به نظرم خوب است. موفق باشید

21232
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. 1. اینکه انسان از مقام کلی در بدن دمیده میشه به صورت جزیی و بعد شخصیت پیدا میکنه رو نمیتونم در مورد نبی و امام بپذیرم. آیا ایشان هم اینگونه اند؟ ۲. به نظرم میاد ایشان از بدو ورود به عالم هیچ حجابی ندارند و آیا این هم صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال امام و پیامبر هم به خودی خود یک شخصیت فردی دارند. منتها شخصیتی که وسعتش به صورت بالفعل همه‌ی عالم هستی است 2- همین‌طور است. موفق باشید

20730
متن پرسش
سلام استاد عزیز: یک مطلبی به ذهن بنده آمده که خدمتتان می نویسم اگر اشتباه است اصلاح فرمائید و اگر سالم است در جواب پرسشگران می توانید استفاده کنید و آن این که وقتی قیامت می شود زمان می رود پس اشتباه است اگر گفته شود که کی قیامت است را با مثالی گفته می شود و آن اینکه شما تا زمانی که در کره زمین زندگی می کنید شب و روز برای شما اتفاق می افتد و هست و اگر کاری را انجام دهید می توانید بگوئید که شب آن را انجام دادم که در مقابل روز است یا در روز انجام دادم ولی اگر شما به خارج از کره زمین رفتید دیگر در آنجا نه شب است نه روز در فضای منظومه شمسی قرار گرفتید دیگر شب و روزی در آنجا راه ندارد پس اگر گفته شود که این کارتان را در شب انجام دادید یا در روز حرفی اشتباه است. حال تطابق مسائل: اگر گفته شود که چه «زمانی» به قیامت رفتید سخنی باطل است و جوابی ندارد مثل این است که گفته شود که شما وقتی در منظومه شمسی بودید چه روزی یا چه شبی بود؟ غافل از این که شب و روز برای افراد کره زمین است نه کسی که خارج از آن است و همچنین زمان خصوصیت عالم ماده است نظام که عوض شد زمانی نیست که از آن پرسش شود مثل کسی که از کره زمین خارج شده که شب و روزی برای او نیست قیامت که شد زمانی برای او نیست. مثال درستی است استاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی خوبی در معنای بی‌زمانیِ قیامت مطرح می‌فرمایید. در ضمن بد نیست به جواب سؤال شماره‌ی 20727 نیز رجوع شود. موفق باشید

نمایش چاپی