باسمه تعالی: سلام علیکم: چه در قوس نزول و چه در قوس صعود، مرتبهی مثالی موجود است و مقام کلی حیوانات در مقام خود از قوس صعود بالاتر نمیرود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اعتدال در هر مرحلهای مناسب آن مرحله باید باشد. به جوانی که عادت به عبادت ندارد، اعتدال را باید اینطور معنی کنیم که بدون هیچ مستحبی فقط واجبات نمازش را انجام دهد. ولی اعتدال برای کسی که میخواهد یک لحظه از نظر به خداوند غافل نشود، معنای دیگری دارد و سخن حضرت سجاد«علیهالسلام» در رابطه با اعتدال برای هر دو مرحله، تقاضایی است مناسب همان مرحله. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان در مقام واسطهی فیض مستقر باشد، عموم مراتب پایینتر را میشناسد و امکان تصرف در آن امور را دارد، میماند که چقدر لازم میداند در آن امور جزئی تصرف کند. مثل وقتی که حضرت شترشان گم شده بود و در این مورد علم خود را اعمال نکردند مگر وقتی که طعنهی منافقین پیش آمد. در مورد حدیث «إبار» هم میتوان گفت حضرت بنا را گذاشته بودند تا به طور طبیعی آنچه به نظرشان میرسد، مطرح کنند مثل وقتی که حضرت صادق «علیهالسلام» به دنبال کنیز خود که پنهان شده بود، میگشتند. حال اگر از آن حدیث چنین برآید که نتوان توجیه فوق را بپذیریم، مسلّم با واسطهی فیضبودنِ حضرت باید آن حدیث را ساختگی بدانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر تنها جنبهی صحبتهای قبل از ازدواج داشته باشد و گرفتار سخنان لغو و سرگرمشدن با نامحرم نداشته باشد؛ قابل قبول است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر در جلسهی اول عرض نشد میخواهیم با روش اشارهکردن به وجهِ وجودی انقلاب اسلامی نظر کنیم؟ پس بنا نیست چیزی دستگیرتان شود. به نظر میآید نکات جلسات اول و دوم را باید دوباره مرور بفرمایید. البته آن جلسات پیاده شده و در حال تدوینِ نهایی است ولی شما معطل آنها نباشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فقه و عرفان هرکدام جای خود را دارند. فقیه به اعتبار فقاهتش سعی میکند حکم خدا را در امورات عملی انسانها تعیین کند و عرفان، انسان را متوجهی حقایق عالم مینماید. حال اگر فقیه با عرفان آشنایی داشته باشد بهتر میتواند حکم خدا را در بستر حقایق الهی تعیین نماید. با اینهمه عارف باید در سلوک خود وظایف عملی خود را بهخوبی بشناسد و چه خوب است که در این مورد مجتهد باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: احساسِ درونی به شکل حضوری است و انسان به آن احساس علمِ حضوری دارد. حال اگر آن احساس به صورتی عمیقتر در روح ما جای گیرد، بعد از بدن هم با ما خواهد بود و آن احساس، اگر علمِ به نداشتنِ کمال باشد به صورت آتش از درون و بیرون، انسان را فرا میگیرد. در این مورد میتوانید به کتاب «معاد؛ بازگشت به جدّیترین زندگی» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کتاب «معرفتِ نفس و حشر» 2- «خویشتن پنهان» 3- کتابهای مربوط به انقلاب اسلامی مثل «انقلاب اسلامی و بازگشت به عهد قدسی» إنشاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه آمادهاید که با تأمل بر شرح سورهی حمد امام و شرح کتاب «مصباح الهدایه» افقِ دیگری را در مقابل خود بگشایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا میتوان باور کرد که انسانها ماورای کلمات با همدیگر سخنها دارند؟! آیا میتوان باور کرد که: «متحد بودیم یک گوهر همه / بیسر و بیپا بُدیم آن دم همه» و از این جهت میتوان سخنهای ناگفتهی همدیگر را شنید و به رویِ خود نیاورد؟! زیرا: «وقتْ تنگ و میرود آبِ فراخ / پیش از آن کز هجر گردی شاخ شاخ. شهره کهریزیست پر آبِ حیات / آب کَش، تا بَر دَمَد از تو نبات. آب خضر از جوی نطق اولیاء / میخوریم ای تشنهی غافل بیا». پس باید در دامنهی این کوه بلند، نَفَسنَفَس هم که شده جلو رفت. میدانم میگویی احساساتمان را درک نمیکنی، نه! اینطور نیست، جایِ درد و دل نیست، زمان، زمانِ رفتن است حتی در شورهزاری سخت و گرم و بیآب و علف. بمانیم، میمیریم و این، ابتدایِ ویرانی است و چنگالهای سردِ نیهیلیسم تا عمق جانمان فرو خواهد رفت. باید به سوی عبودیت او حرکت کرد تا بالاخره راهْ گشوده شود، حتی اگر سالها با حرکت در این کویر، سرگردان بمانیم باز باید رفت و به ارتفاعهای حقیر نباید دلبست. در افقِ این تاریخ چیز دیگری نمایان است و باید زندگی را با نگاه به آن افق معنا کرد وگرنه چه فرقی است بین احساسی که یک داعشیِ خونخوار در این دوران دارد با آن کاخنشینِ مرفه که مشغول وقتکشی در زندگی است؟! هر دو به خودْ دروغ میگویند و زندگی را وارونه میبینند و هر دو تسلیم پوچیهای دوران خود هستند و به راهِ گشودهای که در افق نمایان است و گهگاه گنجشکها از آن خبر میآورند، نظر نمیکنند.
اگر به تولدی دیگر که در آن تولد، شب میمیرد و صبحگاه بهدنیا میآید نیندیشیم، چگونه معنای حضور در تاریخی را که خداوند را از آسمان به زمین آورده، فهم خواهیم کرد؟! سراسرِ فرهنگ زندگی به سبک مدرنیته پوچی است و پوچی آن تا عمق استخوان انسانها نفوذ کرده است و در مقابل، افق برای عبور از آن به روشنایی گرائیده است زیرا که گفت: «چونکه سرکه سرکِگی افزون کند / پس شکر را واجبْ افزونی بُوَد» به همان معنایی که اخوان ثالث گفت: «بهار، آنجا نگه کن، با همین آفاقِ تنگ خانهی تو، باز هم آن کوهها پیداست». و من افقی که انقلاب اسلامی در مقابل ما گشوده است را، اشاره به آن کوههایی میدانم که با گذر از خانهی تنگِ زندگی مدرن، میتوان آرامآرام به آن نزدیک شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است فعلاً به جای کتاب «معرفت نفس و حشر»، کتاب «معاد» را همراه با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید. زیرا در کتاب «معاد» بسیاری از مباحث جلد 8 و 9 اسفار مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف، یک کلمه بیش نیست اگر در حدّ معقول جهت کسب روزی تلاش کنید و در همهی موارد، انصاف را، آری! انصاف را رعایت نمایید، در سنّ پیری همانطور که روایتهای موجود در آن کتاب متذکر میشود؛ نهتنها در پیری درنمیمانید، بلکه راحتتر از دوران جوانی زندگی خواهید کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آن گناهان جهت کلّی نفس را از مسیر زندگی به حقایق مختل میکند. ۲. از اُنس با حضرت حق محروم و انسان گرفتار جهنم و آتش میشود. ۳. از پیامبر خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» هست: «مَنْ صَلَّى الْفَرِيضَةَ لِغَيْرِ وَقْتِهَا رُفِعَتْ لَهُ سَوْدَاءَ مُظْلِمَةً تَقُولُ لَهُ ضَيَّعَكَ اللَّهُ كَمَا ضَيَّعْتَنِي وَ أَوَّلُ مَا يُسْأَلُ الْعَبْدُ إِذَا وَقَفَ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْ صَلَوَاتِهِ فَإِنْ زَكَتْ صَلَاتُهُ زَكَا سَائِرُ عَمَلِهِ وَ إِنْ لَمْ تَزْكُ صَلَاتُهُ لَمْ يَزْكُ عَمَلُه» کسی که نماز را در وقت خود نخواند نماز او مانند نقطه سیاهی بالا می رود و خطاب به نماز گزار می گوید مرا تضییع کردی خداوند تو را تضییع کند و اولین چیزی که از بنده خدا در پیشگاه خداوند سوال می شود از نمازهایش است اگر نماز او نماز پاک و صالحی بود و از هر گونه نا خالصی و کم و کاستی به دور بود سایر اعمالش هم چنین خواهد بود و اگر نمازش نماز پاک و صالح و خالصی نبود در این صورت سایر اعمالش نیز صالح و پاک به حساب نخواهد آمد. (کافی ج 3 ص 268). آری! ترک نماز یعنی بستن دریچهی رحمت الهی به خود و واگذاشتن انسان به خودش. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر اینکه کاملاً مخالف آنهایی هستم که چنین نگاهی به آقای روحانی دارند؛ از آن مهمتر سخنان اخیر رهبری با اعضای خبرگان است که بحث ویروس بدبینی را مطرح کردند و دقیقاً روی همین موضوع دست گذاشتند که انتقاد منطقی و مدلل آری، ولی ویروس بدبینی بسیار مضرّ است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد عرفان و فلسفه، موضوعات عقیدتی است و مقدم بر تقلید است. و اساس تقلید بر امورِ عملی است که لباسپوشیدن نیز از همین امور عملی میباشد که در حوزهی نظرِ فقهِ فقهاست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده همانطور که در جواب سؤال شمارهی 21355 عرض کردم معتقد نیستم از فلسفهی غرب باید عبور کنیم، بلکه بنده مثل آقای دکتر سید حمید طالبزاده معتقدم اگر بخواهیم جایگاه فلسفهی خودمان را هم درست بشناسیم، باید فلسفهی غرب را بفهمیم 2- اعتقاد بنده آن است که اگر در فضای تعقل و نه تقلید با تفکر فیلسوفان در هر جای دنیا که باشند، مرتبط شویم ماوراء حتی نوشتههایی که از آنها به طور دست و پا شکسته ترجمه شده است، میتوانیم آنها را بفهمیم ولی نه در دستگاه رسمیِ آکادامیک بلکه به گفتهی هولدرلین به معنای سفر به سرزمینهای بیگانه برای یافتن آن چیزی که خود داریم که بحث آن مفصل است. بد نیست که بالاخره سری به جواب سؤال شمارهی 21355 بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «چگونگی فعلیتیافتن باورها» و شرح 17 جلسهای آن شده است. خوب است جهت چنین سلوکی به آن کتاب همراه با شرح صوتی آن رجوع فرمایید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میرسد بهترین کسی که دکتر را میشناسند حضرت آقا میباشند. نظرات ایشان را در اینترنت جستجو کنید خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه دارای فطرت سالماند، منتها عدهای طوری زندگی را برای خود تعریف میکنند که نتیجهی آن نوع زندگی محرومیت از هدایت الهی است و از این جهت در فطرت خود باقی نمیمانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو خوب است. بعضاً این نذرها مفیدند به شرطی که عملی که برای ترک آن یا انجام آن نذر میکنیم، آنچنان شاق نباشد که به زحمت بیفتیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع مهمی است که تا حدّی در کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» بر روی آن بحث شده است. ما نیاز داریم نوعی از زندگی را بشناسیم که آن زندگی با توسعهی غربی متفاوت است و آرمانشهرِ ما شهری است که به رفاه مادی به عنوان یک هدف نمینگرد، بلکه رفاه را به عنوان یک وسیلهی محدود برای هدفی بزرگتر میپذیرد و لذا غرق زندگی رفاهی نمیشود. انقلاب اسلامی این نوع زندگی را در منظر ما قرار میدهد، هرچند جریانهای علاقهمند به سبک زندگی غربی، این موضوع را نادیده میگیرند. موفق باشید
