بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
8425

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام آیا وجه امری هر چیزی همان وجود آنست که از آن به ملکوت هم تعبیر میشود؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حرف خوبی است به شرطی که وجود را به صورت حضوری مدّ نظر داشته باشید. موفق باشید
6718
متن پرسش
سلام.آیا هم اکنون نیز فرشتگانی به وجود می آیند؟دقیقا فرآیند به وجود آمدن یک فرشته چگونه است در حالی که مانند انسان جسمی در کار نیست که از آن حادث گردد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن می‌فرماید: «کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فی‏ شَأْن‏» همواره خدا در ایجاد است، چرا دائماً فرشته نیافریند؟ در بحث برهان صدیقین، رابطه‌ی خالق و مخلوق را دنبال کنید. موفق باشید
890

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
لطفا فلسفه ی امید به خدا را بفرمایید که چیست چون من امیدم را به کل ره خودم از دست دادم و امید به خدا هم داشتم ولی خدا لطفی که می خواسته در حق من بکند دیگر کرده و این من هستم که برای گرفتن لطف او باید قدم بردارم. با این تعبیر جایگاه امید به خدا چیست ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: وقتی متوجه شدیم همه‌کاره‌ی عالَم و آدم خدا است در همه‌ی امور اعتمادمان را به خدا قطع نمی‌کنیم و مأیوس هم نمی‌شویم او دریای رحمت و کرم است. موفق باشید
25336
متن پرسش
با سلام: آیا بدون قبول ولایت ائمه می توان به عرفان رسید؟ جناب مولوی که سنی بوده و در شعری عزاداران امام حسین (ع) را به طعنه گرفته چطور توانسته به عرفان برسد؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فهم مولوی کار هر کسی نیست. مسلّم تعبیراتی که نسبت به کربلا و امام حسین «علیه‌السلام» دارد، بالاترین تعبیرات ممکنه است. حدّاقل به این غزل که نیاز به شرح زیادی دارد فکر کنید: موفق باشید

مولوی، با نظر به روحِ خندان حضرت اباعبداللّه (ع) که توانستند درِ زندان تن را بشکند و از قفس آزاد شود. می گوید:

کجایید ای شهیدان خدایی / بلاجویان دشت کربلایی

در حسرت شهادت امام حسین (ع) که به چه درجه‌ای رسیدند این چنین می گوید.

کجایید ای سبک‌بالان عاشق / پرنده‌تر ز مرغان هوایی

زیرا چسبیدن به دنیا روح را تنگ می‌کند. ما اشک می‌ریزیم زیرا ما هم طلب پرواز داریم.

کجایید ای شهان آسمانی / بدانسته فلک را درگشایی

اینان درهای مخزن فیض الهی را گشودند. لذا چون شمشیر بر فرق علی اکبر (ع) خورد، ندا سر داد:«یا أَبَتاهُ السَّلامُ عَلَیْکَ هذا جَدِّی رَسُولُ اللَّهِ قَدْ سَقانِی بِکَأْسِهِ الْأَوْفى‏ وَیُقْرِئُکَ السَّلامَ وَ یَقُولُ: عَجِّلْ الْقُدُومَ إِلَیْنا فَإِنَّ لَکَ کَأساً مَذْخُورَةً»

کجایید ای ز جان و جا رهیده / کسی مر عقل را گوید کجایی

کجایید ای درِ زندان شکسته / بداده وام‌داران را رهایی

کجایید ای درِ مخزن گشاده / کجایید ای نوای بی‌نوایی

در آن بحرید کاین عالم کف اوست / زمانی بیش دارید آشنایی

در آن بحر و دریایی هستید که این عالم ، کفِ بر روی آب آن دریا به حساب می‌آید و دنیادوستی، کف عالم دنیا را برگرفتن است و شما که در دریای معانی هستید، بیشتر با ما آشنا شوید و ما را بیشتر با خود آشنا کنید، تا ما هم به جای چسبیدن به کفِ این دریا یعنی دنیا، در این دریا شنا کنیم.

کف دریاست صورت‌های عالم / ز کف بگذر اگر اهل صفایی

صورت‌های عالم، کف‌اند. این دنیا باطنی ملکوتی دارد، اگر تو اهل صفا هستی از کف بگذر و با ملکوت عالم مرتبط باش.

23935

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: بنده عقیده ایی دارم و آن اینست که نباید مستقیما به قرآن رجوع کنم و قرآن را به قصد فهم و استدلال شخصی خودم مورد به سیستم فکریم عرضه دارم چرا که بیم کج تابی و کج فهمی دارم و می گویم نکند با قرآن برخورد ناشیانه و غیر فنی بکنم (همانند خوارج آن زمان و خوارج معاصر!!) و لذا بیشتر گمراه باشم و راه درست را چنین می یابم که با واسطه ی استاتیدی هم چون شما به قرآن رجوع کنم و فهم معانی را از کارکشتگان قرآنی بگیرم و حتی به خاطر ارتباطم با شما در خود نیازی به رجوع مستقیم به تفسیر المیزان هم حس نمی کنم چون شما را در این زمینه متخصص می بینم. و بالکل تا کنون توفیق مطالعه ی مستقیم قرآن را از خود دریغ کرده ام این عقیده ی من درست است؟ اگر ناقص است چه بکنم و دستورالعملتان چیست ؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفسیری مثل تفسیر «المیزان» بعد از دنبال‌کردن شرح صوتیِ چند سوره که بنده عرض کرده‌ام، می‌تواند شما را با دریایی از معارف روبه‌رو کند. در ثانی: به نظر بنده خوب است سوره‌هایی که تفسیر آن‌ها را می‌دانید از قرآن و با قرائت آن سوره‌ها، وسیله‌ای به عنوان تذکر استفاده نمایید. موفق باشید

23682

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: توصیه رهبر انقلاب به طلاب در دیدار اخیر با اعضای موسسه عالی فقه و علوم اسلامی این بود که تفسیر بخوانند و تفسیر مجمع البیان را مثال میزنند و پیشنهاد می کنند. حال سوالم این است وقتی ما یک گنجی به اسم تفسیر المیزان داریم، چرا مجمع البیان؟! اصلا چرا تا المیزان هست مجمع البیان را مثال می زنند و پیشنهاد می کنند و کلی از آن تعریف می کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود جناب علامه هم دائماً به جهت دقت‌های ادبی «مجمع‌البیان» به آن تفسیر نظر دارند. موفق باشید

22951
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: طلبه پایه۲ حوزه هستم. در رابطه ی با هیئاتی که روش جدیدی در سالهای جدید در پی گرفته اند که به آن مداحی شور می گویند نظرتان چیست؟ (البته معارف الهی جایگاه خود را دارد و آن را منکر نمی شوم) سوالم نسبت به ماهیت خود امر است چرا که در سوالی با این مضمون دیدم که گفته بودید جذبی که با احساسات بیاید با احساساتی می رود!! و یا گفته بودید باید وقار معنوی انسان حفظ بشود! و یا گفته بودید که بهتر است به گونه ای عزاداری بشود که عزای حضرتش بیشتر مد نظر باشد. (قریب به این مضمون) خیلی از شنیدن این حرفها از شما تعجب کردم که اینگونه عملی را اینگونه توصیف می کنید مگر هیات تنها باید برای عزاداری باشد. (چرا آن را به احساسات تقلیل می دهید؟! بارها از شما در رابطه ی با نهلیسم دوران و پوچ شدن و سرد شدن مسایل دینی و لزوم عبور از آن شنیدم و حال خودتان اینگونه می گویید. جالب اینکه در جواب سوالی دیگر با همین موضوع فرمودید که تجربه ای ندارید و اضهار نظر خاصی نکردیده بودید.) شاید آتش عشقی است در دل محبان حضرتش که اینگونه به وجد آمده اند. چرا این قبیل امور را از آنگونه رفتار هایی ندانیم که مانند علامه حسن زاده که استاد رمضانی نقل کردند داستان زیارت رفتن علامه حسن زاده به صورت سینه خیز که نشان از عشقی جنون وار در آن لحظه حکایت می کند. چرا به امثال ایشان نمی گویید که اینها احساسات است و یا و قارتان را حفظ کنید آن هم با لباس طلبگی؟! (که این حرکت البته جای اشکال است فقط محض مثال گفته ام) البته مشخص است که این انسانها و جوانها هم گرفتار دنیای غرب هستند و هر کدام نفسانیتی دارند و ممکن است در خلال عملشان منحرف بشوند اما چه بسیار اینگونه جوانان را دیده ام در قم که همینگونه به صف مدافعان حرم پیوسته و شهید شده اند که به نسبت جمعیتشان درصد قابل توجهی است. اینکه به امثال علما توجهی نمی کنند قسمتی از آن برمی گردد به تکرار مکررات و خسته بودن از مطالبی که معنی را در آن نمی یابند. والا از انسان احساسی که آمده است تخلیه انرژی کند و بالا پایین بپرد که اینگونه فداکاری ها سربزند و تلاش بی وقفه و حتی افراطی (که البته خالی از اشکال نیست) که نسبت به هیات دارند و از زندگی دنیاییشان هم جا می مانند به دلی شرکت افراطی و طولانی مدت در هیات. اینها به نظر حرکتی قدسی است که در این دوران شروع شده است هرچند کم فروغ که البته اشکالات جزیی هم دارند که با نزدیک شدن یک عالم برای آن انسان ها آن هم قابل رفع است و به نظر با توجه به دینداری امروز ما که مباحث دینی بعضا در حوزه ها به پاره ای از دانستنیها و عمل گرایی در سطح واجب و حرام که جهنم نرویم تبدیل شده اینگونه حرکات که این چنین این مناسبات را بهم می ریزد قابل توجه و تامل و حمایت نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم است که اولیاء الهی «علیهم‌السلام» به‌خصوص حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» کاری کردند که احساسات انسان‌های مؤمن بتواند در تعالی خود حاضر شوند. و اگر عزاداری‌های ما در آن بستر و با ظهور احساساتِ متعالی باشد، کار ارزشمندی است به همان معنایی که خود حضرت فرمودند من کشته‌شده‌ی اشک‌ها هستم. بحث بر سر آن نوع عزاداری است که ممکن است در فضای دیگری انجام شود. باید مواظب بود فضای عزاداری‌ها از مسیر احساسات متعالی در مسیر دیگری قرار نگیرد. موفق باشید

22871
متن پرسش
سلام: من یک دانشجوی داروسازی هستم و به یادگیری علوم تجربی و به کار گرفتن آنها برای بهبود زندگی مردم علاقه مندم. کتاب «انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی» را مطالعه کردم و سوالاتی برایم پیش آمد: ۱. در کتاب در چند جا توضیح داده اید که با انقلاب اسلامی که در کشور ما رخ داد می توانیم از غرب و تفکر غربی فاصله بگیریم تا به حیات معنوی برسیم. آیا این دور شدن مستلزم دوری از همه ی جوانب رایج آن فرهنگ است؟ برای مثال آیا باید از علوم تجربی که آنها به این شدت و حدت آن را تبلیغ کرده و مورد استفاده قرار می دهند و برای بسیاری از کارهایشان بدان استناد می کنند هم دوری کرد؟ ۲. اساساً چگونه ما می توانیم علوم تجربی _ که بسیار تحت سیطره غرب است _ را یاد بگیریم و از آنها استفاده کنیم به نحوی که از آن بهره ی الهی ببریم؟ آیا نیت الهی داشتن برای بهره بردن کافیست؟ ۳. چگونه می توان از دستاوردهای علمی که در غرب حاصل شده _ حضوراً و با تحصیل در دانشگاه هایشان یا از راه دور و مطالعه ی کتب و مقالاتشان _ بهره برد به نوعی که هم بتوانیم در کشورمان آنها را به خوبی به کار ببریم و هم روح مادی گرایی و غرب گرایی بر ما غلبه نکند؟ پ.ن. تا حدودی به این مطلب آشنا هستم که آنچه ما به عنوان علم در مدرسه و دانشگاه می آموزیم با علمی که ائمه در احادیث بدان اشاره کرده اند متفاوت است. متشکرم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه، روحِ سکولاریته‌ی فرهنگ غربی هر امری را برای انسان سکولار می‌کند. ۲. خیر، اساساً رویکرد علوم تجربی سیطره بر طبیعت است و نه به شکوفایی‌آوردنِ استعدادهای آن. ۳. با این‌همه نباید از عقلی که در غرب ظهور کرده و منجر به این علوم شده، به‌کلّی فاصله گرفت، بلکه باید آن را به‌دست آورد و جهتی مناسب اهداف قدسی به آن داد تا به جای سرکوبِ طبیعت به کشف استعدادهای آن بپردازیم. و امروز همان‌طور که هایدگر می‌گوید علمی که می‌توانست موجب شکوفایی شود با به‌وجودآوردنِ تکنولوژی تبدیل به سرکوبیِ طبیعت شده است و اراده‌ی معطوف به قدرت در آن حاکم است به جای اراده‌ی معطوف به حق. موفق باشید  

21902
متن پرسش
سلام استاد جان: با عرض سلام و خدا قوت خدمت شما. استاد به نظر شما اگر کتاب «هدف حیات زمینی آدم» را خوب کار کنیم به غیر از هدف خلقت و دلیل هبوط، چیزی که خیلی ذهن منو درگیر کرده اینه که میتونیم بر خواطر غالب یا حداقل آن را شناسایی و راه درمان برایش پیدا کنیم. من الان فصل ۹ هستم. می خواستم ببینم درست متوجه شدم یا نه. اگر نظر یا راه حل برای مطالعه این کتاب دارید، مشتاق شنیدن هستم. با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع حضور آدم در بهشت و نحوه‌ی هبوط آن موضوع بسیار جامعی است که می توان گفت تمام دین در دلِ این امر، معنای حقیقی خود را پیدا می‌کند. و درست تشخیص داده‌اید که تا آن‌جا این موضوع کار را جلو می‌برد که انسان می‌تواند خواطر خود را نیز مدیریت کند. موفق باشید

20516

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: لطفا اگه ممکنه سوال شماره 20494 را پاسخ بدهید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً این‌طور جواب داده شده بود: باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر گوشه از نظام اسلامی اگر به قصد خدمت، تلاش کنید خود به خود احوالات روحانیِ خوبی نصیب شما می‌شود و جبرانِ کمبود استاد را می‌کند. از این جهت اگر بتوانید در امر اقتصاد مقاومتی تلاش کنید بهتر است. موفق باشید

20470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار و عزیزم: لطفا نظر مبارکتان را در خصوص تحلیل زیر و تحلیلتان از این ماجرا را بیان فرمایید: با تشکر 1. «پیروزی بدون جنگ»؛ این عنوان کتابی است که توسط «ریچارد نیکسون»، رئیس‌جمهور اسبق ایالات متحده نوشته شده و در آن اشاره‌ای به راهبردهای واشنگتن در خارج از کشور دارد. 2. در این کتاب، یک جمله کلیدی وجود دارد: «همیشه دشمنتان را سر دوراهی‌ای قرار دهید که هرکدام را انتخاب کند، شکست بخورد.» 3. دشمنان مجانی بودن پول آب و برق از کلام امام را می گویند ولی برای چه کسی را نمی گویند؟ از خودمان بپرسیم چرا به این طریق دشمن پا فشاری بر روی این حرف امام آن هم به این شکل هر از چند گاهی می کند؟ 4. بچه های انقلابی هم یا از سر جهل و یا آگاهیه از باب اصلاح مابین الناس، صورت مسئله را پاک می کنند. با این نگاه که امام دروغ نگفته و چنین حرفی را نزده و این حرف را گردن آقای امیر عباس انتظام و دولت آقای بازرگان می گذارند. این در حالی است که امام حقیقتا این حرف را زده ولی با قید و شرط یعنی برای قشر کم در آمد نه برای همه. (جلد ششم صحیفه امام خمینی (ره) 5. با این وضع ما کلام امام را به طریقی که غرب مطرح کرده چه انکار کنیم و چه تصدیق کنیم، غرب به نتیجه خود وارد شده به این شکل که: اگر بگوییم امام گفته است. غرب به خواسته اش رسیده ۱. با این همه کلیپ و متن و برنامه های که ساخته در زمین دشمن بازی کرده ایم ۲. مجانی بودن برای همه اقشار جامعه امکان پذیر نیست و وعده ای فاقد پشتوانه علمی و کارشناسی و بدور از واقعیت است. ۳. با این کار امام را فریب دهنده تلقی می کنند. ۴. و به نتایج دیگر آنها که با چنین وعده هایی انقلاب را پیش برده اند دامن زده ایم. 5. اما اگر بگوییم امام نگفته است، با این کار هم به نتیجه خود رسیده است. ۱. چرا که اصل کلام امام که کمک به قشر کم در آمد از طریق ارگان ها است نادیده گرفته شده ۲. دشمن هر روز بیشتر و بیشتر از این حربه برای فشار به انقلابیون و قشر کم در آمد استفاده می کند. ۳. جوانان انقلابی کمک به قشر مستضعف از طریق ارگانهای دولتی که سیستمی غربی دارند را از یاد برده و اصلا درصدد اصلاح ارگانها با دید توحیدی و کمک به قشر مستضعف از این طریق نشده و غرب حکم رانی خود را ادامه می دهد. ۴. مسئولین و دولت مردان آینده و کنونی ناخواسته هر روز از این طریق به خاطر غربی بودن سیستم ارگانها به مردم اجهاف کرده و انقلابیون در مقابل سکوت می کنند. چون حرف امام را منکر شده اند پس باید سکوت کنند. تحلیل دیگر اینکه دشمن هم دامن به نقل قول امام و وعده پوشالی آن می زند و هم تحلیل ها و کلیپ هایی که امام این حرف را نزده. 6. اما راه حل بازی نکردن در میدان دشمن این است که: مردم را از تمامی کلام امام آگاه شوند و عین آنچه را گفته متوجه شوند با تمامی قیدها و آن اینکه این مجانی بودن برای کم در آمدها است نه برای همه مردم. با این کار امام نیز از تحریف حفظ می شود. و اینکه دولت جمهوری اسلامی درصدد این امر بوده و با پرداخت یارانه تا حدودی در اجرای این امر کوشیده است ولیکن موفق نبوده چون مردم شاهدنند که افرادی که از خدایشان است که انقلابیون منکر این حرف امام شوند از آب گل آلود ماهی خود را گرفته و با شیبی ملایم بر روی قبوضشان کم کم همین پول یارانه را هم به عناوین مختلف گرفته و باز فقرا و کم در آمد ها در زیر این فشار به سر می برند. اینم تحلیل یکی دیگه از دوستان است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نکات خوبی است. در ضمن عنایت داشته باشید هر اندازه دشمن را بهتر معرفی کنیم، این نوع حرف‌هایش بیشتر بی‌ارزش جلوه می‌کند. و هر اندازه بتوانیم اهداف الهیِ انسان‌ها را به انسان‌ها متذکر شویم، بهتر دشمن را می‌شناسند. موفق باشید

20412
متن پرسش
عرض سلام و احترام خدمت استاد ارجمند: و تسلیت بمناسبت ایام عزای حسینی با توجه به اینکه زیارت عاشورا حدیث قدسی ست، عباراتی مثل «بابی انت و امی» ، «علیکم منی سلام الله» ، «انی اتقرب الی الله» ، «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد» و ... چگونه قابل توجیه است؟ از این جهت که حدیث قدسی سخن خداست و این قبیل عبارات، سخنی بشری و خطابی از سوی بشر است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یا باید بگوییم زیارت عاشورا حدیث قدسی است به این معنا که خداوند بر قلب حضرات باقر و صادق «علیهماالسلام» آن را القاء کرده‌اند تا آن حضرات خودشان حضرت سیدالشهدا «علیه‌السلام» را زیارت کنند و یا باید بگوییم حضرت حق در آن زیارت به زبان عبد سخن گفته. مثل سوره‌ی حمد که در عین وحی الهی‌بودن، حضرت حق می‌فرمایند: «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین». موفق باشید  

20201

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: کسی که خواب نمی بیند به خاطر عقل، وقتی می خوابد کجا می رود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس پیشِ خودش می‌ماند. موفق باشید

19757
متن پرسش
سلام محضر استاد عزیز و نور دیده: در انتخاب نام نیکو برای فرزند، نیکویی در امروز، به چه معناست؟ به نظر شما چرا امام راحل و امام حاضر جامعه، نام فرزندانشان را از اسماء انبیاء و اولیاء انتخاب نکرده اند؟ تفأل به قرآن کریم برای انتخاب نام، کار درست و نیکویی ست؟ حشرنا الله مع اولیائه و احبائه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اسم هر انسانی خوب است نماد شخصیتی باشد که انسان بتواند کمال خود را در آن شخص احساس کند و با نظر به شخصیت او خود را جلو ببرد. موفق باشید

18925

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام و عرض تبریک به مناسبت ولادت حضرت زهرا سلام الل ه(علیها) می بخشید استاد! این سوال و یکی دیگه از کاربرا پرسیده بود اما.... چرا شما که این همه از انقلاب و پیروی از رهبری صحبت می کنید از کانال تلگرام استفاده می کنید؟ استفاده از کانال های سروش و سلام که ایرانی هستند کمک به اقتصاد مقاومتی نیست؟ شرمنده قصد جسارت ندارم فقط ....
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به مسئول محترم سایت نوشتم که بررسی بفرمایند. عنایت بفرمایید که مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» در صحبتی که در تاریخ 19/8/95 که با جبهه‌ی انقلاب فرهنگی داشتند؛ در جواب سؤالی که از ایشان شده بود در مورد شبکه‌های اجتماعی و مجازی خارجی می‌فرمایند: «درباره‌ی استفاده و ورود به شبکه‌های اجتماعی و مجازیِ خارجی، ورود هوشمندانه به شبکه‌های اجتماعی و مجازی خارجی‌ها – که سؤال شده است – خوب است اما به شرطی که خودمان غرق نشویم و مثال آن غلام و آب جو نشود «شد غلامی که آب جوی آرد /  آب جوی آمد و غلام ببرد» ورودِ تهاجمی لازم است و گرفتن میدان از دست دشمن. موفق باشید

18466
متن پرسش
سلام علیکم استاد و مسئول سایت و خدا قوت: می خواستم بدونم مصاحبه حضرت عالی با مجله خرد نامه رو در سایت گذاشته اید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنوز نه! ولی در حال ویرایش آن هستم تا به صورت کامل‌تر در معرض نظر کاربران عزیز قرار گیرد. موفق باشید

7639

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
برای ثبت نام وشرکت حضوری در دوره ها معرفت النفس ومباحث معرفتی ار چه طریقی میتوان اقدام کرد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: با گروه فرهنگی المیزان یا ساحت حضور تماس بگیرید. موفق باشید
2855
متن پرسش
سلام بنده از ماه رمضان امسال تصمیم گرفتم که دیگه گناه نکنم.علی الخصوص گناه کبیره. و واقعا به یاری خدا تا حالا بهتر از همین موقع در سال قبل یا در گذشته بودم.طوری که حتی اگه از دور میدیدم که زنی داره بطرف من میاد یا داره از ماشین پیاده میشه سریع چشمهام رو بر میگردوندم.یا اینکه بطور خوبی قوه خیالم رو تحت نظر داشتم. اما الآن 1 هفته است که شیطون بشدت داره رو من کار میکنه و هی تو خیال و زندگیم دستبرد میزنه طوری که از خودم بشدت ناراضیم. خواهشا کمکی کنید و راهی رو برای من 22 ساله که خیلی در معرض هوای نفس قرار گرفتم پیشنهاد کنید.پیشنهاد عملی یا قلبی یا هر چیز دیگه ای که واقعا اخلاق رو در کنارم حس میکنم اما نمیتونم درکش کنم و خیالات وجودم رو سراسر گرفته که اونم بخاطر جواب های منفی این چند ماه به نفسم بوده. متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این طبیعی است که بعد از مدتی خیالات گذشته خودی از خود نشان می‌دهند و شیطان تلاش می‌کند تا عهد ما با آن خیالات گناه‌آلود تجدید شود به همین جهت قرآن موضوع صبر بر طاعت را پیش می‌کشد و می‌فرماید با پایداری بر آن‌چه انتخاب کرده‌اید آرام‌آرام آن خیالات قدرت خود را از دست می‌دهند و بحمدالله حجاب‌هایی از جلوی شما برطرف می‌شود. متوجه باشید وارد جنگی شده‌اید که هرچه بهتر دشمن را شکست دهید سرزمینی از نور را تصرف می‌کنید. هنر شما باید آن باشد که همواره دشمن را شکست دهید و جلو روید که این زیباترین زندگی و شادمانه‌ترین حالت است. به گفته‌ی مولوی: «در جهان جنگ این شادی بس است.... که ببینی بر عدو هر دم شکست». موفق باشید
1390

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی داستان مشهوری از حضرت مسلم در خصوص کشتن ابن زیاد در خانه هانی نقل می شود که حضرت از این کار منصرف گردید چون ببیاد حدیثی از پیامبر افتاد که در اسلام ترور نداریم در حالیکه در کتب معتبر تاریخی مانند مغازی واقدی سیره ابن هشام و طبری چند داستان نقل شده که بدستور پیامبر و با هماهنگی ایشان چند نفر را که بیشترشان یهودی و بر ضد پیامبر شعر می گفتند یا سخنان تحریک کننده بیان می کردند ترور گردیدند افرادی مانند ابو عفک یهودی که 120 سال داشت و در بستر کشته شد زنی به نام عصما که او هم در بستر ترور شد و شخصی به نام کعب بن اشرف که با نقشه او را از منزل خارج نمودند و در راه کشتند. ظاهرا حضرت مسلم فرصت خوبی را از دست دادند .
متن پاسخ
سمه تعالی؛ علیک السلام: جناب آقای مصطفی صادقی در کتاب ارزشمند «پیامبر و یهود حجاز» در صفحه‌ی 230 تحقیق ارزشمندی در تفاوت بین فتک با اغتیال کرده‌اند و روشن می‌کنند فتک منع شده و نه اغتیال چون در فتک شخصی که باید ترور شود در بین افراد ترور او انجام می شود و این برای آن فردی که دست به فتک می‌زند ضرر دارد، مثل کاری که مسلم بنا بود در مقابل چشم هانی و بعضی افراد که اطراف عبیدالله بودند انجام می‌داد ولی در اغتیال شخص را به جایی می‌برند و یا در جایی با او روبه‌رو می‌شوند که گمان می‌کند با او کاری دارند و سپس او را به قتل می‌رسانند و مواردی که جنابعالی متذکر می‌شوید از نوع اغتیال بوده. موفق باشید
28917
متن پرسش
سلام علیکم: آیا با توجه به اینکه مقوله تهاجم فرهنگی اساسا تغییر سبک زندگی بصورت شبکه ای است می‌توان گفت آنگاه که در دوره سازندگی و با روندهایی که توسعه گرایی و لیبرالیزم اقتصادی را شروع کرد پیوستش لیبرالیزم فرهنگی و توسعه سیاسی مدرن در دوره اصلاحات بود و اینها بصورت یک پیوست و چرخه و منظومه است که اگر لیبرالیزم و توسعه اقتصادی را بپذیریم، بتدریج لیبرالیزم فرهنگی و توسعه سیاسی مدرن هم به دنبالش می آید تا حدی‌که گفته شود باید از اسلام انقلابی گذار کنیم و حتی از ولایت فقیه دست بکشیم یا محدودش کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً همین‌طور است. ما فعلاً در حال هزینه‌دادن آن غفلت هستیم و عملاً ناخواسته در حاشیه‌ی دنیای مدرن قرار گرفتیم هرچند از نظر سیاسی بحمدللّه جهان ما جهان بیرون از دنیای مدرن است. آنچه شدیداً بنده را امیدوار می کند روحیه‌ی توحیدی و سعه‌ی صدری است که در ذات انقلاب اسلامی نهفته است که می‌تواند همه‌ی عالم را از آن خود کند و استکبار را از جهان بیرون نماید که البته این بحث، عرضِ عریضی دارد و اگر نتوانیم درست موضوع را تبیین کنیم، ما را به یک خوش‌باوری متهم می‌کنند. شاید در سلسله بحث‌های «انقلاب اسلامی، طلوعی بین دو جهان» که در «خانه‌ی طلاب» بحث می‌شود بتوان موضوع را تا حدّی روشن نمود و معنای حضور در آینده به شکل حقیقی خود تبیین شود.

ما خواستیم در این تاریخ با انقلاب اسلامی وارد جهانی شویم که جهان سیطره‌ی فرهنگ غرب نباشد، ولی بالاخره ناخودآگاه خود را در حاشیه‌ی جهان مدرن یافتیم. فعلاً به دنبال مقصر نمی‌گردیم و بر این هم تأکید نمی‌کنم که ظرفیت آن را داشتیم که در جهانی حاضر شویم که جهان سیطره‌ی غرب نبود. ولی هرچه هست فعلاً این‌جا هستیم که از جهاتی - و نه در همه‌ی جهات- در حاشیه‌ی جهان مدرن هستیم و نیازمند نوعی بازخوانی هستیم که فعلاً در این تاریخ که تاریخ ابتدای انقلاب و آن آمادگی نیست، چه باید باشیم و چه باید بکنیم که با خود نوعی احساس بودن داشته باشیم، بودنی که از خودمان باشیم و احساسِ «حق‌الیقینی» را کم و زیاد در خود احساس کنیم که در این زمانه گویا این تنها معنای بودنی است که می‌توانیم خود را بپذیریم.

آری! همان‌طور که انقلاب اسلامی همچون موجودی زنده مراحلی را به سوی بلوغ دارد، نسبت ما نیز با این ودیعه‌ی الهی مناسب حضور تاریخی‌اش در مراحل گوناگون به یک معنا متفاوت می‌شود - بدون انکار اصلِ وجود تاریخی‌اش- در این رابطه می‌توانم بفهمم چرا می‌فرمایید بنده در حال تنقیح مبانی خود در رابطه با نحوه‌ی رجوع به تفکر غربی هستم از آن جهت که وسعت توحیدی انقلاب اسلامی حالت اقیانوسی به خود گرفته که به یک معنا می‌فهمیم چگونه می‌توان دغدغه‌های کانت و هگل و هایدگر را در مواجهه با تاریخ مدرن درک کرد، بدون آن‌که از بستر تاریخی خود غافل گشت و از خودِ اسلامی- ایرانیِ خود در جای دیگر حاضر شد. ولی از این هم نباید ترسید که برای حاضرشدن در جهانی که انقلاب اسلامی بنا دارد در آن حاضر شود تا عقیم نماند، نمی‌توان از شناگری در اقیانوس ترسید. آری! آن‌هایی که آمادگی چنین حضوری را ندارند نباید وارد شوند و به نظر می‌آید عرفان و حکمت اسلامی در کنار فهم قرآن به قرائت علامه‌ی طباطبایی «رحمة‌اللّه‌علیه»، شرط چنین حضوری است وگرنه این آتش نمرودی به گلستان تبدیل نمی‌شود تا فرهنگ انقلاب اسلامی را جهانی کند و تنها در محدوده‌ی حضور سیاسی در مقابل استکبار که آن هم امر مبارکی است، باز می‌ایستیم و معنای دعوت گورباچف را که حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» او را به ملاصدرا و ابن‌عربی دعوت کردند، در نطفه می‌ماند.

موفق باشید

24829
متن پرسش
با سلام: قسمت دوم دعای عرفه - که با عبارت الهی انا الفقیر فی غنای شروع می شود و به نقل از سیدبن طاووس است- سندیت محکمی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً این ادعیه، سینه به سینه منتقل می‌شده، و به قدری زیبا و ارزشمند بوده است که کسی به دنبال سلسله سند آن نمی‌رفته. حقیقتاً قسمت دوم دعای «عرفه» را می‌توان به شعوری غیر از شعور معصوم نسبت داد؟! موفق باشید

24136

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: نماز و روزه هاتون قبول درگاه حق. یه مطلبی است که از ابتدای ماه رمضان بنده را به هم ریخته و مرا با اعتقاداتم درگیر کرده است. هر چند در این درگیری فکری (که آن را نعمتی الهی می دانم) به نتایج خوبی رسیدم اما واقعا ته قلبم هنوز مسئله حل نشده و می ترسم پاسخ های خودم به خودم از باب حب نفس بوده باشد نه از باب شرع و عقل. اصل قضیه از سخنرانی یکی از روحانیون شروع شد که شاگردانی دارد و کلاس های درس و به دلایلی از اقبال مردمی نیز برخوردار است. او چند روز پیش گفته بود: «ما (آخوندها) مردم را درست تربیت نکرده ایم. مردم باید برای دینشان هزینه کنند. آخوند نباید مجانی نماز بخواند یا منبر برود و... . آخوند باید برای خدماتی که ارائه می کند با مردم طی کند و مبلغ مشخص کند. اگر بر سر مبلغ توافق شد که کار را ادامه می دهد والا نباید مجانی کار کند. کار مجانی ارزش کار را پایین می آورد. مگر زندگی مردم با پول سامان نمی گیرد؟ خوب آخوند هم یکی از مردم است و برای زندگی اش نیاز به پول دارد که باید مردم آن را بپردازند.» این خلاصه صحبت ایشون بود. برای اینکه تفسیر ها و توجیه های مطابق مبانی خودمون از صحبت های ایشون نداشته باشیم لازم است اجرای عملی این صحبت ها را نیز عرض کنم. ببینید ایشون همون اول کار با نماز گزاران مطرح می کنه که این دهه محرم اگه می خواهید در مسجدتان نماز اقامه کنم دو میلیون تومان باید بدهید. اگر قبول کردند ایشون نماز را اقامه می کنه والا مسجد را رها می کنند. به کسانی که ایشون را دعوت به منبر می کنند می گویند برای یک دهه، ده منبر می روم و هر منبری یک میلیون تومان. اگه پذیرفتند که هیچ والا کار را رها می کنند. جالب اینکه در بعضی از مناطق، مردم با این استاد بزرگوار بر سر قیمت به توافق هم می رسند. اینجاست که ایشون ادعای دوم را مطرح می کنند و می کویند: «ببینید تربیت مردم در این مناطق تغییر کرد و اصلاح شد. لذا در همه جا اگه چنین برخورد کنیم تربیت مردم اصلاح می شود و قطعا این روش تربتی است که درست است.» از شما استاد عزیز می خواهم مطلب را برای ما روشن کنید. والسلام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع تربیت‌ها انسان‌ها را دیندار نمی‌کند، هرچند ممکن است مثل تربیت‌های غربی، انسان‌ها را اجتماعی و منظم بنماید. ولی اسم آن را نباید دین گذاشت. یکی از شاخصه‌های مهم پیامبران همیشه این است که مردم را در فضایی به دینداری دعوت می‌کنند و سخن‌ هر کدام از آن‌ها این است که: «وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ الْعَالَمِينَ» و من اجری از شما برای رسالت نمی‌خواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم. البته مردم وظیفه دارند نسبت به نیاز های روحانیت بی تفاوت نباشند. موفق باشید

24029

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: این مساله به شدت بنده رو نگران کرده لطفا راهنمایی بفرمایید. اخیرا دیدین که بچه های کوچیک مثلا یک تا سه ساله چقدر عجیب غریب شدن؟ کلا تو همه شهرها. من چنتا مورد که دیدم دقیقا بچه ها رفتارهای یکسان و بدی نشون میدن. مثلا اصلا نمیخوابن مگر به زور. غذا نمیخورن و فقط با گوشی همراه اروم میشن. سرشون رو میکوبن به دیوار، اشیا رو پرت میکنن. اویزون مادراشونن. اما مثلا دهه هشتادیا اینجوری نبودن. یا ما مادرامون نمیگن انقدر اویزون بوده باشیم. من خودم احساس می کنم از طریق واکسیناسیون دشمن داره انسانها رو به تغییراتی که خودش مایله بکشونه. چون اقای حدادپور جهرمی در کتابی به نام «نه» از پروژه صهیونیستها در زمینه ی تراریخته و تغییرات ژنی صحبت کردن و اینکه الان واکسن ماهیت پیشگیرانش رو از دست داده و شده ابزار انتقال بیماریهایی مثل اوتیسم‌. این مسائل باعث شده که مادران از عهده ی تربیت این بچه ها بر نیان و مدام کلافه باشن. من اطرافیان و دوستانم در شهرهای مختلف و مواردی که ویژگیهای بچه هاشون رو در اینستاگرام میذارن رو می بینم و می شنوم که بچه هاشون همه رفتارهایی که مثال زدم رو دارن و مادرا متحیرن چکار کنند. لطفا استاد ما رو از این استرس نجات بدین ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش این موضوع، موضوعی نیست که در حدّ نظردادن از طرف بنده باشد. مربوط به اساتید تربیت کودک است که با یک بررسیِ جامع نظر خود را اظهار کنند. موفق باشید

22511

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: وقتی به سیره بزرگان قدیم نگاه می کنیم دوری از دنیا و به جا آوردن عبادات واجب و مستحب و در خدمت مردم بودن رو در زندگی آنها مشاهده می کنیم ولی در حال حاضر اساتید و بزرگانی که وجود دارند ما نمی توانیم آنها را به عنوان استاد و الگو انتخاب کنیم. مشکل کجاست و راه حل کدام است؟ ممنون. ایمیل خرابه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرقی نمی‌کند. در هر زمانی انسان‌های وارسته‌ای هستند که در عین زمان‌شناسی، اصولِ زندگی حقیقی را بر مبنای دستورات حضرت ربّ العالمین می‌شناسند و عمل می‌کنند. عمده آن است که ما متوجه باشیم در هر تاریخی چگونه آن اصول را در زندگی خود شکل دهیم. آیا امروز امثال چمران‌ها و خرازی‌ها و صیاد شیرازی‌ها و آوینی‌ها نمی‌توانند الگو و اسوه‌ی امروزین ما باشند؟! موفق باشید

22428

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: راجع به آیه «لامرنهم فلیغیرن خلق الله» در روایات حضرات معصومین به قرینه آیه «لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم» معنی تغییر در خلق خدا را تغییر در دین الله و امر الله دانسته اند. از طرفی معنی خلق الله آیه ای نیز در قرآن وجود دارد که به خلقت آسمان ها و زمین اشاره نموده و در پایان می فرماید هذا خلق الله. لیکن در روایات بین این آیه و آیه مورد اشاره جمع نشده است و به نظر نمی رسد شیطان امر به تغییر خلقت آسمان و زمین بکند بلکه امر به تغییر در دین و فطرت انسانی می نماید. نظر جنابعالی راجع به تحلیل ارایه شده چیست؟ با تشکر ان شاءلله خداوند بر توفیقات شما بیش از پیش بیفزاید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو مطلب را می‌توان از آیه‌ی مذکور برداشت نمود. یکی به صورت مستقیم که حاکی از آن است که به هم‌زدنِ نظام خلقت، یک حرکت شیطانی است و دیگر به صورت غیر مستقیم که اشاره دارد با تغییر دین عملاً نقش شیطان در میان است. موفق باشید

نمایش چاپی