بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21481
متن پرسش
سلام علیکم: ازکجا می توان تشخیص داد گناه آدمی از ناحیه نفس است یا شیطان؟ از زنجان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه‌ پایه‌ی هر گناهی، نفس امّاره‌ی انسان است و شیطان بر اساس همین نفس امّاره وسوسه می‌کند. بدین لحاظ شیطان در قیامت به افرادی که آن‌ها را گمراه کرده است، می‌گوید: «فَلا تَلُومُوني‏ وَ لُومُوا أَنْفُسَكُم‏»(ابراهیم/22)  مرا ملامت نکنید، خودتان را ملامت کنید. موفق باشید

21465

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اوقات متعالی. میشه از استاد محترم بپرسم راجع به اینکه اگر از اخلاق و منش کسی که نه دیده ایم و نه می شناسیم آگهی یافتیم. به قصد آشنایی بیشتر مثلا در فضای مجازی در وبلاگ ها، ارتباط بیشتری از طریق همان گفتگوهایی که در پست ها کامنت می شود، برقرار کنیم، آیا این خلاف با مقام رضا هست؟ یا با کسی که در سیر و خودسازی هست ایراد دارد؟ اصلا مقدمات ازدواج چگونه باید اتفاق بیفتد؟ آیا این دست تلاش ها هر چند ممکن هست گاهی کمی احساسات را بر انگیزد و اصل و بنایش اگر همان اخلاق و کسب شناخت باشد آیا ایرادی در آن وجود دارد؟ خیلی تمایل دارم راضی باشم. و موقعیت ازدواج خودش حاصل بشود. نمی دانم چه کنشی درست و معقول تر است. متشکرم از راهنمایی شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید که این حرکات که می‌فرمایید جهت ارتباط با افراد، در صورت رعایت شئون اسلامی، طبیعی باشد به‌خصوص به عنوان مقدمه‌ی ازدواج. ولی باید مواظب بود خیالات و توهمات بر ما غلبه نکند. مواردی داشتیم که خانمی تصور می‌کرد آن آقا بر اساس انگیزه‌ی ازدواج در فضای مجازی ورود می‌کند؛ ولی بعد معلوم شد این‌طور نیست و یک حالت توهمی برای آن خانم بوده است. موفق باشید

21386

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: یه سوال خانوادگی داشتم، من در سن ۳۰ سالگی ازدواج کردم و خیلی همسرم را دوست دارم. ولی این خوبی ها گاهی من را دچار افسوس میکنه که چرا زودتر ازدواج نکردم و اینقدر به خودم سختی دادم، مخصوصا که پدرم خیلی با درس خوندن من مخالف بود. و یاد یکی از خواستگار هام افتادم که خیلی هم اصرار داشت و من الان که فکر می کنم بی دلیل خاصی گفتم نه! و این افسوس یه موقع هایی به شدت منو اذیت میکنه، مخصوصا چون دیگه بوشهر زندگی می کنیم و از خیلی از زندگی معنوی خودم دور شدیم و کلاس شما را هم نمیتونم بیام ولی اون شاید زندگی معنوی تری داشت. استاد آیا این افسوس من درسته یا این تقدیر من بوده؟ خواهش می کنم راهنماییم کنید تا از این فکر ها بیرون بیام و صادقانه در کنار همسر خوبم باشم. با تشکر. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموم این حادثه‌ها مبتنی بر تقدیرات الهی است که ماورای اراده و تصمیمات ما مقرر می‌شود. بالاخره فرزندی که شما متولد می‌کنید، این پدر و مادر را انتخاب کرده است و لذا لازم بود شما کنار هم می‌آمدید تا آن فرزند متولد شود. موفق باشید

21381
متن پرسش
با سلام: قصد جسارت و ایراد طعنه ندارم سوالم علمی است. در جایگاه دانشجو دستی از دور بر آتش مباحث کلامی جناب غزالی و نقد و تعریض های ایشان به فلاسفه دارم. عموم آقایان مدافع فلسفه در نقدشان به حملات جناب غزالی مدعی هستند عمده دلیل این درشت گویی و تکفیر عدم تسلط کافی غزالی بوده است بر حقیقت مطالب جناب ابن سینا و فارابی. و می گویند فلسفه را باید نزد استاد خبیر خواند و خود خوانی عاقبتش ترکستان کژ فهمی است (به صورت خاص جناب آشتیانی در کتاب نقد تهافت غزالی را به شدت نواخته اند و بارها متذکر شدند نفهمیدن مطالب دلیلش درس نیاموختن نزد استاد فن بوده است). حال اگر این کلیت را تا حدودی بپذیریم و بگوییم غزالی با آن هوش و استعداد و با وجود تسلط بسیار عالی بر زبان عربی، باز از فهم عمیق مطالب ابن سینا و فارابی باز ماند، آیا به طریق اولی نمی شود گفت چطور عزیزان مثل شما که علی الظاهر هایدیگر و گادامر و سایرین را با واسطه ترجمه های ناقص و بعضا پر غلط می خوانید و عمدتا نزد اهل فن مسلط بر فلسفه غرب هم تحصیل نکرده اید می توانید به فهم خود اینقدر اعتماد کنید؟ هنوز که هنوزه بنده بسیاری اساتید فلسفه اسلامی را می بینم و می شناسم که معتقدند اسلام شناسان و اساتید غربی (با وجود تسلط بر زبان عربی و بعضا شاگردی نزد اساتید ایرانی) هنوز به حاق برخی رموز فلسفه سینوی و صدرایی راه نیافته اند. مطلبی که به عنوان دانشجویی ناظر تا حدودی آن را می توانم تایید کنم. حال برایم بسیار جای تعجب و شگفتی است از اینکه می بینم عزیزان و اساتیدی چون شما که بنده در تسلط تان به علوم اسلامی و فلسفه اسلامی تردیدی ندارم، چطور می توانید با این اطمینان صحبت از نظریان امثال هایدیگر آلمانی بکنید که بعضا خود آلمانی ها در فهم دقیق فلسفه اش اظهار ضعف می کنند. این جسارت را از این جهت می کنم چون کمی درس ترجمه خوانده ام و می بینم تفاوت میان متن ترجمه و متن اصلی در امور فلسفی (حتی در صورت تسلط کافی مترجم) بعضا چقدر خواننده ای که نگاهش صرفا به ترجمه است را گمراه می کند. همین مصیبت و گرفتاری را در مراجعه به متون فلسفی یونان باستان هم داریم و بارها خدمت برخی اساتید گفته ام دعوای آقایان در کشور بر سر فلسفه یونان (با عدم تسلط هیچ یک به زبان یونانی و نبود اساتید خبره در این زمینه در کشور) مانند دعوا سر لحاف ملا است. چون جنابعالی را فردی اهل اندیشه و معتقد به مبانی علمی یافته ام جسارت کردم و این نکته را متذکر شدم. در خاتمه فقط بگویم که بنده با جنابعالی در مورد لزوم عبور از فلسفه و تمدن غرب برای نیل به تمدن اصیل اسلامی صد در صد موافق هستم (حتی پیش از خواندن نظرات شما هم در گفتگو با برخی از دوستان بارها همین مطلب را متذکر می شدم). اما عبور از تمدن یا فلسفه غرب بدون اجتهاد در آن علم امکان ندارد و الفبای اجتهاد هم یکی تسلط بر متون اصلی و شاگردی نزد اساتید فن خاص آن حیطه است. افسوس و صد افسوس که ما از امثال مرحوم دکتر حائری یزدی (که بعد اجتهاد فقهی و فلسفی اسلامی راهی غرب شدند و در آنجا هم به درجات عالی رسیدند) به تعداد انگشتان یک دست هم نداریم. بقیه آقایانی که مدعی آموزش و تدریس فلسفه غرب در ایران هستند به جز معدودی بقیه یا دچار توهم هستند یا خدای نکرده شارلاتان تشریف دارند و مردم را جهل می آموزند به جای علم. خداوند بر توفیقاتتان بیفزاید و بنده را هم ببخشد. (اگر صلاح ندانستید مطلب را به صورت عمومی منتشر نکنید).
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 21355 عرض کردم معتقد نیستم از فلسفه‌ی غرب باید عبور کنیم، بلکه بنده مثل آقای دکتر سید حمید طالب‌زاده معتقدم اگر بخواهیم جایگاه فلسفه‌ی خودمان را هم درست بشناسیم، باید فلسفه‌ی غرب را بفهمیم 2- اعتقاد بنده آن است که اگر در فضای تعقل و نه تقلید با تفکر فیلسوفان در هر جای دنیا که باشند، مرتبط شویم ماوراء حتی نوشته‌هایی که از آن‌ها به طور دست و پا شکسته ترجمه شده است، می‌توانیم آن‌ها را بفهمیم ولی نه در دستگاه رسمیِ آکادامیک بلکه به گفته‌ی هولدرلین به معنای سفر به سرزمین‌های بیگانه برای یافتن آن چیزی که خود داریم که بحث آن مفصل است. بد نیست که بالاخره سری به جواب سؤال شماره‌ی 21355 بزنید. موفق باشید

20470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار و عزیزم: لطفا نظر مبارکتان را در خصوص تحلیل زیر و تحلیلتان از این ماجرا را بیان فرمایید: با تشکر 1. «پیروزی بدون جنگ»؛ این عنوان کتابی است که توسط «ریچارد نیکسون»، رئیس‌جمهور اسبق ایالات متحده نوشته شده و در آن اشاره‌ای به راهبردهای واشنگتن در خارج از کشور دارد. 2. در این کتاب، یک جمله کلیدی وجود دارد: «همیشه دشمنتان را سر دوراهی‌ای قرار دهید که هرکدام را انتخاب کند، شکست بخورد.» 3. دشمنان مجانی بودن پول آب و برق از کلام امام را می گویند ولی برای چه کسی را نمی گویند؟ از خودمان بپرسیم چرا به این طریق دشمن پا فشاری بر روی این حرف امام آن هم به این شکل هر از چند گاهی می کند؟ 4. بچه های انقلابی هم یا از سر جهل و یا آگاهیه از باب اصلاح مابین الناس، صورت مسئله را پاک می کنند. با این نگاه که امام دروغ نگفته و چنین حرفی را نزده و این حرف را گردن آقای امیر عباس انتظام و دولت آقای بازرگان می گذارند. این در حالی است که امام حقیقتا این حرف را زده ولی با قید و شرط یعنی برای قشر کم در آمد نه برای همه. (جلد ششم صحیفه امام خمینی (ره) 5. با این وضع ما کلام امام را به طریقی که غرب مطرح کرده چه انکار کنیم و چه تصدیق کنیم، غرب به نتیجه خود وارد شده به این شکل که: اگر بگوییم امام گفته است. غرب به خواسته اش رسیده ۱. با این همه کلیپ و متن و برنامه های که ساخته در زمین دشمن بازی کرده ایم ۲. مجانی بودن برای همه اقشار جامعه امکان پذیر نیست و وعده ای فاقد پشتوانه علمی و کارشناسی و بدور از واقعیت است. ۳. با این کار امام را فریب دهنده تلقی می کنند. ۴. و به نتایج دیگر آنها که با چنین وعده هایی انقلاب را پیش برده اند دامن زده ایم. 5. اما اگر بگوییم امام نگفته است، با این کار هم به نتیجه خود رسیده است. ۱. چرا که اصل کلام امام که کمک به قشر کم در آمد از طریق ارگان ها است نادیده گرفته شده ۲. دشمن هر روز بیشتر و بیشتر از این حربه برای فشار به انقلابیون و قشر کم در آمد استفاده می کند. ۳. جوانان انقلابی کمک به قشر مستضعف از طریق ارگانهای دولتی که سیستمی غربی دارند را از یاد برده و اصلا درصدد اصلاح ارگانها با دید توحیدی و کمک به قشر مستضعف از این طریق نشده و غرب حکم رانی خود را ادامه می دهد. ۴. مسئولین و دولت مردان آینده و کنونی ناخواسته هر روز از این طریق به خاطر غربی بودن سیستم ارگانها به مردم اجهاف کرده و انقلابیون در مقابل سکوت می کنند. چون حرف امام را منکر شده اند پس باید سکوت کنند. تحلیل دیگر اینکه دشمن هم دامن به نقل قول امام و وعده پوشالی آن می زند و هم تحلیل ها و کلیپ هایی که امام این حرف را نزده. 6. اما راه حل بازی نکردن در میدان دشمن این است که: مردم را از تمامی کلام امام آگاه شوند و عین آنچه را گفته متوجه شوند با تمامی قیدها و آن اینکه این مجانی بودن برای کم در آمدها است نه برای همه مردم. با این کار امام نیز از تحریف حفظ می شود. و اینکه دولت جمهوری اسلامی درصدد این امر بوده و با پرداخت یارانه تا حدودی در اجرای این امر کوشیده است ولیکن موفق نبوده چون مردم شاهدنند که افرادی که از خدایشان است که انقلابیون منکر این حرف امام شوند از آب گل آلود ماهی خود را گرفته و با شیبی ملایم بر روی قبوضشان کم کم همین پول یارانه را هم به عناوین مختلف گرفته و باز فقرا و کم در آمد ها در زیر این فشار به سر می برند. اینم تحلیل یکی دیگه از دوستان است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نکات خوبی است. در ضمن عنایت داشته باشید هر اندازه دشمن را بهتر معرفی کنیم، این نوع حرف‌هایش بیشتر بی‌ارزش جلوه می‌کند. و هر اندازه بتوانیم اهداف الهیِ انسان‌ها را به انسان‌ها متذکر شویم، بهتر دشمن را می‌شناسند. موفق باشید

20419
متن پرسش
سلام: در جواب یکی از کاربران که سوال کرده بود: «آیا گذاشتن تربت در قبر میت فایده ای دارد؟» شما در جواب فرمودید «بله زیرا نظر امام حسین (ع) به محل دفن بدنشان نیز هست و آن تربت شرایط ویژه ای دارد.» حال سوال من این است که خاکی که مربوط به عالم ماده می باشد ولو اینکه مقدس هم باشد و در دنیا بشود از آن بهره برد چه سودی برای یک میت دارد؟ و آن هم در قبر خاکی که پس از مرگ میت جز نظر به بدنی که مدتها با آن بوده کار دیگری با آن قبر خاکی ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر متوفی مدت‌های مدیدی به بدنش می‌باشد به جهت تعلقی که به بدنش دارد. و در راستای همین توجه به بدن است که به تربت حضرت سیدالشهدا «علیه‌السلام» که با بدن دفن شده توجه می‌کند و منتقل می‌شود به نور آن حضرت، وگرنه، نه بدن مادی و نه تربت مادی به خودی خود نقش ندارد. موفق باشید

19757
متن پرسش
سلام محضر استاد عزیز و نور دیده: در انتخاب نام نیکو برای فرزند، نیکویی در امروز، به چه معناست؟ به نظر شما چرا امام راحل و امام حاضر جامعه، نام فرزندانشان را از اسماء انبیاء و اولیاء انتخاب نکرده اند؟ تفأل به قرآن کریم برای انتخاب نام، کار درست و نیکویی ست؟ حشرنا الله مع اولیائه و احبائه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اسم هر انسانی خوب است نماد شخصیتی باشد که انسان بتواند کمال خود را در آن شخص احساس کند و با نظر به شخصیت او خود را جلو ببرد. موفق باشید

18813
متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار جناب طاهرزاده: استاد در مورد رسالت طلبه عصر انقلاب اسلامی کتاب یا جزوه معرفی می فرمایید؟ همچنین توضیحی در مورد هویت طلبه این عصر می فرمایید که امروز وقتی طلبه ایی متوجه جایگاه تاریخی این انقلاب شده است چگونه باید در راستای نظام سازی و ایجاد تمدن رسالت خود را به احسن وجه در حوزه های مختلف انجام دهد؟ قطعا نباید مثل طلاب قبل از انقلاب حرکت کند اما با توجه به نظام آموزشی حوزه های علمیه و نگاه غیر انقلابی آن، حال طلبه در این نظام آموزشی چگونه رسالت عظیم خودش را تعریف کند و موضوع درامد اقتصادی خود را چه کند استاد؟ باور کنید ذهنم درگیر این موضوع شده استاد خواهشمندم کمکم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عرایضی در جزوه‌ی «طلبه‌ی عصر انقلاب» که بر روی سایت هست شده است 2- در مورد رسالت تاریخی که یک طلبه دارد و باید در عین به صحنه‌ی اجتماعی‌آوردنِ متون مقدس مثل قرآن و روایات، تلاش کند با مقایسه‌ی با آموزه‌های سایر مکاتب، انسانی را معنا نماید که آن انسان بتواند از فضای سکولاریته به فضای حیات قدسی سیر کند و این با روش و فکر حضرت امام خمینی قابل عمل است. موفق باشید

18185

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده ده نکته از معرفت + شرح صوتی + خویشتن پنهان رو مطالعه کردم و قرارم این بود که بعد از اینها کتاب معرفت نفس و حشر رو بخونم ولی این کتاب برام سنگینه و نمی فهمم و نیاز به شرح ساده ترشرو دارم لطفا کمکم کنید یا کتاب دیگری معرفی بفرمایید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است فعلاً به جای کتاب «معرفت نفس و حشر»، کتاب «معاد» را همراه با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید. زیرا در کتاب «معاد» بسیاری از مباحث جلد 8 و 9 اسفار مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. موفق باشید

17030

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمةالله: استاد بزرگوار، علامه طباطبایی رضوان الله علیه در تفسیر آیات یک تا پنج سوره بقره در المیزان فرموده اند این پنج خصلتی که برای متقین ذکر شده، نتیجه هدایت اول آنان است که به دلیل سلامت فطرتشان در آن ها ایجاد شده است. بنده می خواستم نظر شما را در این مورد بدانم که چرا عده ای فطرت سالم و عده ای فطرت ناسالم دارند؟ چه عواملی روی سلامت فطرت اثر دارد؟ تشکر میکنم از پاسخگویی تان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه دارای فطرت سالم‌اند، منتها عده‌ای طوری زندگی را برای خود تعریف می‌کنند که نتیجه‌ی آن نوع زندگی محرومیت از هدایت الهی است و از این جهت در فطرت خود باقی نمی‌مانند. موفق باشید

16860

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: استاد بنده به فرمایش حضرتعالی مقالات آیت الله شجاعی رحمت الله علیه را آغاز نمودم. اما در خصوص آن روایتی که امیر مومنان علی علیه السلام که پیرامون ارکان و شرایط توبه فرمودند سوالی دارم آن رکن 5 که حضرت فرمودند «آن گوشتی را که بر تن تو در حال گناه و با لذت معاصی روییده است ذوب کنی تا جایی که پوست به استخوان بچسبد و بین آن ها گوشت تازه ای بروید» لطف بفرمایید این رکن را دقیقا تشریح نمایید. تا ان شاءالله تعالی آن به توبه ی که مورد خشنودی حضرت حق و امیرالمومنین علی علیه سلام هست مفتخر گردم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با ادامه‌ندادنِ آن گناهان و ماندن بر عزمی که شروع کرده‌اید، عملاً آن توبه محقق می‌شود. زیرا بدن انسان در حال استحاله‌ی مستمر است. موفق باشید

16006

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: چند سوال داشتم لطف کنید به هر کدام جداگانه یا اینکه یه جواب جامع برای همه سوالات بفرمایید 1. هدف خلقت و فلسفه زندگی چیست؟ 2. کمال انسان در چیست؟ 3. وظیفه انسان در این دنیا چیست؟ 4. چیزی که اعظم تر از همه چیز است و انسان باید برای آن تلاش کند چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کتاب «آشتی با خدا» که بر روی سایت هست از ابتدا تا انتها مطالعه فرمایید إن‌شاءاللّه جواب مناسب خودتان را دریافت می‌کنید. البته خوب است که سری هم به دو جلد کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» بزنید. بالاخره سؤال‌های اساسی زندگی هرکسی، همین سؤال‌ها است و نباید سرسری از آن‌ها گذشت. موفق باشید

6751

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم .استاد بنده به لطف خدا مدتی است وارد این مباحث شدم .بنده دانشجوی مواد بودم که هنگامی که دیدم رشتم با مبانی شرعیم به تناقض خورده تصمیم به تغییر رشته خود دادم.در این حین با روحانی آشنا شدم که داشتن روی روانشناسی کار می کردند بر اساس آیات و روایات و تصمیم بر نوشتن کتب روانشناسی اسلامی بر این اساس داشتن.بعد از مشورت های بسیار وبا توجه به استعدادونیاز جامعه در بحران خانواده بنده نیز تصمیم گرفتم که بحول و قوه الهی در این بخش وارد شوم.اولین کتابی که این استاد گفتن بخونم شرح عیون علامه اس.وکلاباید110 کتاب رو پاس کنم ودر کنارش به روانشناسی غربم مسلط باشم که بتوان نقدواصلاح کرد.بنده کتاب خویشتن پنهان شمارو مطالعه کردم که خیلی کمکم کرد. در قسمت ضمیرخدآگاه و ناخودآگاه که در مغز بررسی میشودمیخاستم نظر شماروبدونم؟؟؟بنده به این نتیجه رسیدم که ضمیرناخودآگاه یا همان بچه غول بیشعور که مدیریت اجرایی بسیارقوی دارد همان نفس است و شاید آلت آن قسمت های پایینی مغزاست.لطفا راهنمایی بفرمایین
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم تطبیق ضمیر ناخودآگاه با نفس ما را به مشکل بیندازد به‌خصوص اگر بخواهیم محل پایینی مغز را آلت آن بدانیم. موفق باشید
1583

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم آیا تمام کتب و نظرات مربوط به مرحوم مددپور ، قابل تایید است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اکثر کتاب هایشان قابل استفاده است . چون مبنای خوبی دارند.ولی مثل هرکسی ضعف‌هایی هم دارد. موفق باشید
29239
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در پاسخ سوال ۲۹۲۲۹ نکته ای دیگری را که حقیر باید یادآور شوم این است که بعضی از عرفا و ... با اشعار قرآنی نه تنها عقل بلکه در وادی قلب رفته اند، بنده بیشتر سوالم روی این نکته است که آیا هنر شعرگویی ذاتا هنری است که به صورت محض به خیالات می برد، یا بستگی به سبک و محتوا و ... شعر دارد؟ آیا اصلا هنر شعرگویی می تواند در خدمت قرآن در بیاید و مثل صوت و لحن و ... که برای زیبا ارائه دادن قرآن است، استفاده می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید این کار ممکن می‌باشد. زیرا پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «إنَّ مِنَ الشِّعْرِ لَحِکْمَةً، والْحِکْمَةُ ضالَّةُ المُؤْمِنِ». آن شعر شعری است که بحق حکمت باشد و حکمت ضالّهٔ مؤمن بود. و از طرف دیگر قرآن کتاب حکمت است. موفق باشید

28088
متن پرسش
سلام علیکم: استاد مدتی است این دل مشغولی من شده و کمی ذهن خودم را به آن مشغول کرده است. خواستم این مطلب رو از خود حضرتعالی بعنوان استاد خودم بپرسم. شما با توجه به وضعیت کنونی، معتقدید جامعه ویژه جوانان دیندار تر و مانوس با دین هستند و یا مردم و جوانان به دین حداقلی اعتقاد پیدا کرده اند و سبک دینداریشان از دینداری که مد نظر امام و آقا هست بسیار فاصله دارد؟ چون با دیدن یکسری مظاهر و پوشش ها و سوالات و حرفها و رفتار و سکنات مردم ویژه جوانان این مطلب مطرح می‌شود حکومت مردم را از دین گریزان کرده و مردم بسمت دین حداقلی رفته اند و انس شان با دین به شیوه دیگری شده است و بیشتر بینش سکولار دارند. شما جامعه و مردم را دیندار تر و مانوس تر با هویت دینی فی الحال می بینید یا گریزان از دین با معتقد به دین حداقلی و حتی بینش سکولار؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم چون ما مردم را به حدّ اقلِ دین توجه دادیم و در حدّ فقه، متوقف‌شان کردیم و ابعاد حِکمی و عرفانی دین را با جوانانی که بسیار آماده بودند، در میان نگذاشتیم؛ شما امروز با مردمی روبه‌رو هستید که دین را جدّی نمی‌گیرند. راستی! دینی که امروز ما در مجامع عُرفی و سنتی خود مطرح می‌کنیم، واقعاً جای جدّی‌بودن دارد؟! چرا حضرت امام برای همین مردم، شرح سوره‌ی حمد را پیش کشیدند؟ و ما هنوز اندر خمِ هیچ‌کوچه‌ای نیستیم. خدا به دادمان برسد در آینده‌ای که ما بخواهیم با این معارف دست و پا شکسته حاضر شویم. موفق باشید      

25753

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما پدر عزیز و گرانقدر: در ارتباط با سوال ۲۵۷۳۱ فرمودید: (ظاهراً مربوط به صورت برزخی است که در موطن خیال افراد ظهور می‌کند). اگر ممکن است لطفاً توضیح بفرمایید فرآیند ظهور در موطن خیال چگونه است و چرا عقل در صحنه نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

24829
متن پرسش
با سلام: قسمت دوم دعای عرفه - که با عبارت الهی انا الفقیر فی غنای شروع می شود و به نقل از سیدبن طاووس است- سندیت محکمی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً این ادعیه، سینه به سینه منتقل می‌شده، و به قدری زیبا و ارزشمند بوده است که کسی به دنبال سلسله سند آن نمی‌رفته. حقیقتاً قسمت دوم دعای «عرفه» را می‌توان به شعوری غیر از شعور معصوم نسبت داد؟! موفق باشید

23712
متن پرسش
سلام استاد عزیز: آقای گنابادی در یکی از کتاباش میگه اصل نماز ذکر قلبی هست و من در خانه نماز هم نمی خوانم و به خاطر مردم به مسجد می روم. آیا مقامی وجود دارد که وقتی عارف به اون مقام رسید دیگه نماز به این شکلی که ما می خوانیم رو نخواند؟ اگه جواب خیر است تعریف غلامه حسن زاده از تفسیر آقای گنابادی صرفا تعریف از کتاب است یا خود آقای گنابادی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخنان عرفا، سخنان عجیبی است. عارفانی همچون آیت اللّه حسن‌زاده زبان آن‌ها را می‌فهمند و آن‌ها نیز افرادی مثل آیت اللّه حسن‌زاده را مخاطب خود قرار می‌دهند. منظور مرحوم گنابادی این نیست که وظایف شرعی خود را در خانه انجام نمی‌دهد، منظورشان این است که در نماز، نماز نمی‌خواند بلکه در ذکر قلبی نماز می‌خواند. به قول مولوی:

 اين قياس ناقصان بر کار رب

جوشش عشقست نه از ترک ادب

نبض عاشق بي ادب بر مي جهد

خويش را در کفه شه مي نهد

بي ادب تر نيست کس زو در جهان

با ادب تر نيست کس زو در نهان

موفق باشید

21918
متن پرسش
سلام خدمت استاد برزگوار و عزیزم جناب اصغر طاهر زاده: ازتون خواهش می کنم تمنا می کنم این کلیپ سخنان استاد عباسی در مورد نظرات حضرت امام خمینی (ع) در اواخر عمر شریفشون در مورد فلسفه و ملاصدرا رو ملاحظه بفرمایید و اگر صلاح میدونید پاسخی ارایه بدید. چون به عنوان خواننده آثار شما بعد از دیدن این کلیپ به شدت ذهنم درگیر شد. خواهش می کنم راهنماییم کنید. صمیمانه از شما تشکر می کنم و دعاتون می کنم. آدرس کلیپ در آپارات https://www.aparat.com/v/mfdG1
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سال‌ها قبل ایشان این سخنان را فرمودند و بنده و بسیاری از اهل فلسفه هم جواب ایشان را دادند. مشکل ایشان آن است که فلسفه نخوانده‌اند ولی در مورد فلسفه نظر می‌دهند. حداقل جواب ایشان همین سخنانی است که رهبر معظم انقلاب اخیراً در مورد فلسفه به علمایِ فلسفه‌دانِ قم فرموده‌اند: «اگر چنانچه فلسفه را شما از قم بردارید، کسانی در جاهای دیگر، متصدّیِ تبیین فلسفه و تدریس فلسفه می شوند که اهلیّت و صلاحیّت این کار را ندارند؛ کمااینکه الان می‌بینیم بعضی از افرادی که در غیر قم به‌عنوان فلسفه‌دان شناخته می شوند و مطرح می شوند، اطّلاعاتشان از فلسفه سطحی است؛ نه اینکه اطّلاع ندارند امّا اطّلاعاتشان عمیق نیست، سطحی است؛ یک چیزی خوانده‌اند و یک اصطلاحی را بر زبان جاری می‌کنند؛». موفق باشید

21643
متن پرسش
با سلام: استاد ببخشید در جواب یکی از سوالات که پرسیده بودند از نظر برخی مراجع فلسفه حرام است و شخص چه کار کند شما پاسخ دادید که نیازی به مراجعه به مرجع در این زمینه نیست به دلایلی که ذکر کردید. سوال بنده این است که در مسائل لباس پوشیدن و ... هم همینطور است؟ برای مثال برخی مراجع کراوات زدن را حرام می دانند. خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد عرفان و فلسفه، موضوعات عقیدتی است و مقدم بر تقلید است. و اساس تقلید بر امورِ عملی است که لباس‌پوشیدن نیز از همین امور عملی می‌باشد که در حوزه‌‌ی نظرِ فقهِ فقهاست. موفق باشید

20890

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استاد در حال تدوین یک داستان هستم، با موضوع محوری سیره عملی و احوالات معنوی و اهداف متعالی شهداء، بنده طبق سخن خودتون که در یکی از آثارتان فرموده بودید که ما قبل از پیروزی انقلاب کارد به استخوان مان رسیده بود!! بنده بنا دارم که این حالت پژمردگی را در این داستان توصیف کنم و همچنین حالات یک مادر شهید، منتهی چند سوال دارم: 1. بفرمایید که بنده چگونه این حالت کارد به استخوام رسیدن جامعه قبل از انقلاب را شرح بدم؟ لطف کنید مصادیق اقدامات و احوالات فرهنگی آن تاریخ را بیان کنید؟ به عبارتی بهتر بفرمایید چه حالاتی بر جامعه ی آن زمان مستولی شده بود، که حضرتعالی آن را حس می کردید، آن حالات را تشریح نمایید. 2. نقش و سیره عملی «مادر» شهید را چگونه توصیف کنم؟ 3. قبل از پیروزی انقلاب، رابطه ی همین شهداء با امام عزیز چگونه بود، چه نگاه نسبت به هم داشتند؟ اشراقی بود آیا؟ استاد لطف کنید کامل و دقیق به سئوالات بنده پاسخ دهید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در این موارد بایدبا جمع‌بندیِ لازمی وارد کار شوید. امثال بنده نهایتاً می‌توانم راه‌هایی را به صورت کلی نشان دهم. 1- از یک جهت در جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» و از جهت دیگر در مقاله‌ی «ای امام» می‌توانید در رابطه با فضای انقلاب اسلامی تأمّل کنید 2- این‌که فرزندانشان را برای اسلام تربیت می‌کردند و نه برای خود 3- روح حاکم در محافل مذهبی تنفر به نظام شاهنشاهی بود و ارادت به امام، ولی به صورت کلی. و همین امر منجر شد تا وقت مناسب، عکس‌العمل لازم را نشان دهند. موفق باشید

20365

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد فرزانه طاهرزاده: بنده شدیدا تحت تاثیر سوفسطائیان و شکاکان بخصوص هیوم و راسل هستم از چندی قبل علی رغم اینکه از نظر فکری در بن بست کامل هستم اما قلبم نسبت به انقلاب، رهبری و بخصوص حضرت روح الله گرایش یافته است پس از حماسه شهید حججی ایشان مرا در برزخ عجیبی قرار داده اند از یک طرف شکاک هستم و از نظر عملی یا زیست شکاکانه و یا انتحار را راهکار خویش می دانم از طرف دیگر شهید حججی شوق شهادت و یا زیست به سبک شهیدان را به من ارائه کردند و من دچار تناقض عجیبی شدم و بین این دو سبک زندگی دچار نوسان شدم نه می توانم سبک اول را ادامه دهم چون بن بست محض است و نه می توانم سبک دوم را ادامه دهم چون مبتنی بر اثبات بسیاری از مسائل از خدا تا ولایت فقیه است که هیچکدام ثابت نشده برایم بنظر حضرتعالی چگونه ازین برزخ رهایی یابم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر عبور از تمایز بین سوبژه و اُبژه و رسیدن به حقیقت یگانه‌ای که بین انسان و عالم وجود هیچ دوگانگی در میان نباشد، مطالعه‌ی کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را پیشنهاد می‌کنم مشروط بر آن‌که کتاب، تا آخر خوانده شود. موفق باشید

19672

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به اینکه بعث در قیامت با بدن قیامتی است نه بدن دنیایی منظور از این آیه سوره اعراف که فرموده از خاک برمی خیزید چبست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً در نسبت با عالم بالا، عالم پایین را می‌گویند. موفق باشید

16772

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ما بنا بر این داریم که در جلسات قرآنی تربیت محور، پس از قرآن و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه بر روی کتاب مفاتیح الجنان کار کرده و این کتاب را به پویندگان معرفی کنیم و در اختیارشان قرار دهیم حال بعضی از دوستانمان بر این کار دو ایراد وارد می کنند: 1. سند محتوای مفاتیح الجنان قابل دفاع نیست. 2. بعضی از محتواهای این کتاب مناسب حال مخاطبان ما نیست مثل دعای رفع درد زایمان و... حال پیشنهاد شما برای تجمیع بین نظرات ما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که افراد نظم و تقسیم‌بندیِ مفاتیح را بشناسند تا هرکس بنا به روحیه‌ی خود از آن استفاده نماید. موفق باشید

نمایش چاپی