بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
19116
متن پرسش
چقدر خوب نویسنده‌ی متن «یک عالَم دروغ، به‌خصوص دروغ به خود!!» توانست اعتراف کند! و بگوید: «می‌خواهم با اعتراف، از شرِّ دروغ‌گویی به خویشتن خلاصی یابم......» درگیر آن تارهای نامرئی دینی نبود، که تا خواستی کمی صادق باشی پیچ و تابت دهد درون خودش ... چه خوب چهره از من برداشت «می‌خواهم نقابِ نفرت‌انگیز حفظِ ظاهر را از چهره بردارم...» آن ظاهرِ موجه دینی که نمی‌گذارد خودت باشی، خودت با همه‌ی زخمِ ریشه‌کرده در جانت... لنگان لنگان به پهنه‌ی انقلابم که شد آمده‌ام... اما بریده‌تر از قبلم! به‌راستی هر موقع که دیدمتان همه‌ی حرف‌ها تمام می‌شدند! زبانم به همان ادبی که آموخته بودید، باز می‌شد... اما آن زبانِ دل من نبود! حرفی می راند که از دل نبود! زبان‌تان، زبان قاصدکی‌ست که از لجن‌زاری عبور می‌کند، تا به وطن قریبش برسد... کجا خبر از دل‌شکستگی، ناامیدی و غریبی، بدانید وقتی امید روزگار ما هستید! اگر جای من بودید هر روز به چیزهایی پناه می‌بردیدکه هزاربار دل‌تان می‌خواست نباشید! آن متن، زبانش باز است به اعترافاتش... آن‌که غیر از کور و کربودن، لال است چه کند؟ هرچند خراب، ولی نوشتم... منی که حتی قاصرم از گفتن حرف‌های دلم باید هزاربار مز‌مزه کنم تا بگویم آخرش هم راحت نشدم!! «کاش قاصدک من هم بودید؛ شما که چون جان، عزیز هستید» کاش اینقدر بی‌خبر از من نبودید!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا می‌توان باور کرد که انسان‌ها ماورای کلمات با همدیگر سخن‌ها دارند؟! آیا می‌توان باور کرد که: «متحد بودیم یک گوهر همه / بی‌سر و بی‌پا بُدیم آن دم همه» و از این جهت می‌توان سخن‌های ناگفته‌ی همدیگر را شنید و به رویِ خود نیاورد؟! زیرا: «وقتْ تنگ و می‌رود آبِ فراخ / پیش از آن کز هجر گردی شاخ شاخ.  شهره کهریزی‌ست پر آبِ حیات /  آب کَش، تا بَر دَمَد از تو نبات.  آب خضر از جوی نطق اولیاء / می‌خوریم ای تشنه‌ی غافل بیا». پس باید در دامنه‌ی این کوه بلند، نَفَس‌نَفَس هم که شده جلو رفت. می‌دانم می‌گویی احساسات‌مان را درک نمی‌کنی، نه! این‌طور نیست، جایِ درد و دل نیست، زمان، زمانِ رفتن است حتی در شوره‌زاری سخت و گرم و بی‌آب و علف. بمانیم، می‌میریم و این، ابتدایِ ویرانی است و چنگال‌های سردِ نیهیلیسم تا عمق جان‌مان فرو خواهد رفت. باید به سوی عبودیت او حرکت کرد تا بالاخره راهْ گشوده شود، حتی اگر سال‌ها با حرکت در این کویر، سرگردان بمانیم باز باید رفت و به ارتفاع‌های حقیر نباید دل‌بست. در افقِ این تاریخ چیز دیگری نمایان است و باید زندگی را با نگاه به آن افق معنا کرد وگرنه چه فرقی است بین احساسی که یک داعشیِ خون‌خوار در این دوران دارد با آن کاخ‌نشینِ مرفه که مشغول وقت‌کشی در زندگی است؟! هر دو به خودْ دروغ می‌گویند و زندگی را وارونه می‌بینند و هر دو تسلیم پوچی‌های دوران خود هستند و به راهِ گشوده‌ای که در افق نمایان است و گهگاه گنجشک‌ها از آن خبر می‌آورند، نظر نمی‌کنند.

اگر به تولدی دیگر که در آن تولد، شب می‌میرد و صبحگاه به‌دنیا می‌آید نیندیشیم، چگونه معنای حضور در تاریخی را که خداوند را از آسمان به زمین آورده، فهم خواهیم کرد؟! سراسرِ فرهنگ زندگی به سبک مدرنیته پوچی است و پوچی آن تا عمق استخوان انسان‌ها نفوذ کرده است و در مقابل، افق برای عبور از آن به روشنایی گرائیده است زیرا که گفت: «چون‌که سرکه سرکِگی افزون کند / پس شکر را واجبْ افزونی بُوَد» به همان معنایی که اخوان ثالث گفت: «بهار، آن‌جا نگه کن، با همین آفاقِ تنگ خانه‌ی تو، باز هم آن کوه‌ها پیداست». و من افقی که انقلاب اسلامی در مقابل ما گشوده است را، اشاره به آن کوه‌هایی می‌دانم که با گذر از خانه‌ی تنگِ زندگی مدرن، می‌توان آرام‌آرام به آن نزدیک شد.  موفق باشید   

 

18925

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام و عرض تبریک به مناسبت ولادت حضرت زهرا سلام الل ه(علیها) می بخشید استاد! این سوال و یکی دیگه از کاربرا پرسیده بود اما.... چرا شما که این همه از انقلاب و پیروی از رهبری صحبت می کنید از کانال تلگرام استفاده می کنید؟ استفاده از کانال های سروش و سلام که ایرانی هستند کمک به اقتصاد مقاومتی نیست؟ شرمنده قصد جسارت ندارم فقط ....
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به مسئول محترم سایت نوشتم که بررسی بفرمایند. عنایت بفرمایید که مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» در صحبتی که در تاریخ 19/8/95 که با جبهه‌ی انقلاب فرهنگی داشتند؛ در جواب سؤالی که از ایشان شده بود در مورد شبکه‌های اجتماعی و مجازی خارجی می‌فرمایند: «درباره‌ی استفاده و ورود به شبکه‌های اجتماعی و مجازیِ خارجی، ورود هوشمندانه به شبکه‌های اجتماعی و مجازی خارجی‌ها – که سؤال شده است – خوب است اما به شرطی که خودمان غرق نشویم و مثال آن غلام و آب جو نشود «شد غلامی که آب جوی آرد /  آب جوی آمد و غلام ببرد» ورودِ تهاجمی لازم است و گرفتن میدان از دست دشمن. موفق باشید

8425

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام آیا وجه امری هر چیزی همان وجود آنست که از آن به ملکوت هم تعبیر میشود؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حرف خوبی است به شرطی که وجود را به صورت حضوری مدّ نظر داشته باشید. موفق باشید
7675
متن پرسش
باسلام در بیت "دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید" چرا شاعر از رسیدن تن به جانان سخن می گوید در حالیکه نشد است و تن جایی نمیرود.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در اصطلاحات شعری می‌خواهد بگوید: آنچنان سیر خود را ادامه می‌دهد تا یا تن من به سوی حضرت حق سیر کند و یا جان از تن من در آید. به شاعر سخت‌گیری نکنید، متوجه منظورش باشید. موفق باشید
27740
متن پرسش
سلام استاد گرامی: طاعات قبول درگاه حق. در سخنانتان از کتب امام (ره) خیلی سخن گفته اید و بیشتر به شرح حدیث جنود عقل ارجاع می دهید می خواستم بدانم نظرتان در ارتباط گرفتن با کتاب چهل حدیث امام (ره) چیست؟ چگونه از این کتاب سلوکی و اخلاقی استفاده بیشتر ببریم؟ در فرجام کتاب حدیثهای آخر بسیار مشکلند برای درک بهتر آنها توصیه ای یا منبعی ارائه فرمایید. سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب شریف «چهل حدیث» از حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» برعکسِ آن‌که به عنوان یک کتاب اخلاقی در ذهن‌ها رفته است؛ یک کتابِ عرفانیِ فنی است و کسانی می توانند به آن رجوع کنند که رویهمرفته با عرفان آشنا باشند. ولی کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» همان‌طور که در ابتدای آن می‌فرمایند یک کتاب اخلاقیِ عملی است. موفق باشید

26265

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: اینکه بنده خودم را زیاد مطرح نمی کنم و بعضا حتی جلوی بعضی دیده شدن و معروفیت را می گیرم، آیا این لطمه به انجام وظیفه ام می زند؟ چون واقعیتش، احساس می کنم الان که هم تدریس دارم و هم تحصیل علوم دینیه، و از طرفی هم لنگان لنگان قدم در سیر و سلوک، وقتی مطرح نیستم راحت تر به وظایفم می پردازم و تا کمی سرم شلوغ می شود افکارم پریشان می شود و ترس نرسیدن به پاسخهای به دوستان، ترس از اشتباه، ترس از به میان آمدن نفس، اذیت می کند، لذا بنده بسنده کردم به چند نفری از دوستان که از چند سال پیش همراه ما بودند و مباحثاتی با هم داشتیم و گاهی هم بعضی که شماره یا ایمیل ما را دارند چیزی بپرسند که بلد باشیم پاسخ می گوییم. آیا من در وظیفه ام کوتاهی کرده ام استاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌جایی که پیش می‌اید و شرایط برای ارائه‌ی معارف آماده هست، نباید مضایقه کرد. خداوند خودش کمک می‌کند. موفق باشید

25115
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: عزیز جنابعالی در صوتی هاتون فرمودید یکی از طنابهای قوی شیطان مسئله رزق و روزی است و این که آدم تا برای خودش حلش نکنه راه به جایی نمیبره. بنده ۲۷ سالمه مجرد خیلی پایین تا میام روی خودم کار کنم خانواده میگن فردا پیری و کوری داری برو بیمه رد کن که فردا پیر شدی به یکی هم بگی یه تیکه نون بده بهت نمیده. حالا این طناب من رو زمین زده. تازه ندارم هم که بخوام ماهی ۴۰۰ تومان بدم. توکل هم که بلد نیستیم. هر کی میاد میگه به فکر آیندت باش منم می گم استاد طاهرزاده گفته باید همانطور که گنجشک توکل میکنه با شکم خالی میاد بیرون و با شکم پر برمیگرده باشی. اما باز هم شیطان وعده فقر، مریضی، گرفتاری و بی عزتی میده؟ بابا جان پدر جان تو رو خدا نگو این سئوال توی حوزه مباحث من نیست. کامل پسرتون رو کمک کنید تا بنده هم عاقبت به خیر بشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف، یک کلمه بیش نیست اگر در حدّ معقول جهت کسب روزی تلاش کنید و در همه‌ی موارد، انصاف را، آری! انصاف را رعایت نمایید، در سنّ پیری همان‌طور که روایت‌های موجود در آن کتاب متذکر می‌شود؛ نه‌تنها در پیری درنمی‌مانید، بلکه راحت‌تر از دوران جوانی زندگی خواهید کرد. موفق باشید

23952
متن پرسش
سلام علیکم: جناب استاد با توجه به اهمیت بحث صله رحم در اسلام و نکاتی که جنابعالی در شرح نامه ۳۱ فرمودید سیره جنابعالی در این خصوص چیه و به چه نحویه؟ مثلا آیا فقط با اقوام درجه یک مانند عمو و خاله در ارتباطید یا شامل فرزندانشون هم می شد؟ آیا فقط سالی یک مرتبه هست یا بیشتر و از این قبیل سوالها چون امروز واقعا صله رحم مشکل است، اختلافات در خانواده ها زیاد و ... با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در مورد خواهران و برادران باید ارتباط، فعّال باشد و شاید کم‌تر از یک‌ماه درست نباشد. ارتباط با عمه و عمو و خاله و دایی نباید در حدّ سال به سال باشد ولی ارتباط با فرزندان آن‌ها سالی یک‌مرتبه خوب است تا حکم انقطاع رحم پیش نیاید. البته عنایت داشته باشید که رحم شما، رحمِ همسر شما نیست تا صله‌ی رحم خود را موکول کنید به همراهیِ همسرتان، البته چقدر خوب است که به هرحال رحمِ سببی را نیز محترم بشمارد. ولی در هر حال رحمِ سببی با رحمِ نسبی در یک حدّ نمی‌باشد. موفق باشید

22951
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: طلبه پایه۲ حوزه هستم. در رابطه ی با هیئاتی که روش جدیدی در سالهای جدید در پی گرفته اند که به آن مداحی شور می گویند نظرتان چیست؟ (البته معارف الهی جایگاه خود را دارد و آن را منکر نمی شوم) سوالم نسبت به ماهیت خود امر است چرا که در سوالی با این مضمون دیدم که گفته بودید جذبی که با احساسات بیاید با احساساتی می رود!! و یا گفته بودید باید وقار معنوی انسان حفظ بشود! و یا گفته بودید که بهتر است به گونه ای عزاداری بشود که عزای حضرتش بیشتر مد نظر باشد. (قریب به این مضمون) خیلی از شنیدن این حرفها از شما تعجب کردم که اینگونه عملی را اینگونه توصیف می کنید مگر هیات تنها باید برای عزاداری باشد. (چرا آن را به احساسات تقلیل می دهید؟! بارها از شما در رابطه ی با نهلیسم دوران و پوچ شدن و سرد شدن مسایل دینی و لزوم عبور از آن شنیدم و حال خودتان اینگونه می گویید. جالب اینکه در جواب سوالی دیگر با همین موضوع فرمودید که تجربه ای ندارید و اضهار نظر خاصی نکردیده بودید.) شاید آتش عشقی است در دل محبان حضرتش که اینگونه به وجد آمده اند. چرا این قبیل امور را از آنگونه رفتار هایی ندانیم که مانند علامه حسن زاده که استاد رمضانی نقل کردند داستان زیارت رفتن علامه حسن زاده به صورت سینه خیز که نشان از عشقی جنون وار در آن لحظه حکایت می کند. چرا به امثال ایشان نمی گویید که اینها احساسات است و یا و قارتان را حفظ کنید آن هم با لباس طلبگی؟! (که این حرکت البته جای اشکال است فقط محض مثال گفته ام) البته مشخص است که این انسانها و جوانها هم گرفتار دنیای غرب هستند و هر کدام نفسانیتی دارند و ممکن است در خلال عملشان منحرف بشوند اما چه بسیار اینگونه جوانان را دیده ام در قم که همینگونه به صف مدافعان حرم پیوسته و شهید شده اند که به نسبت جمعیتشان درصد قابل توجهی است. اینکه به امثال علما توجهی نمی کنند قسمتی از آن برمی گردد به تکرار مکررات و خسته بودن از مطالبی که معنی را در آن نمی یابند. والا از انسان احساسی که آمده است تخلیه انرژی کند و بالا پایین بپرد که اینگونه فداکاری ها سربزند و تلاش بی وقفه و حتی افراطی (که البته خالی از اشکال نیست) که نسبت به هیات دارند و از زندگی دنیاییشان هم جا می مانند به دلی شرکت افراطی و طولانی مدت در هیات. اینها به نظر حرکتی قدسی است که در این دوران شروع شده است هرچند کم فروغ که البته اشکالات جزیی هم دارند که با نزدیک شدن یک عالم برای آن انسان ها آن هم قابل رفع است و به نظر با توجه به دینداری امروز ما که مباحث دینی بعضا در حوزه ها به پاره ای از دانستنیها و عمل گرایی در سطح واجب و حرام که جهنم نرویم تبدیل شده اینگونه حرکات که این چنین این مناسبات را بهم می ریزد قابل توجه و تامل و حمایت نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم است که اولیاء الهی «علیهم‌السلام» به‌خصوص حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» کاری کردند که احساسات انسان‌های مؤمن بتواند در تعالی خود حاضر شوند. و اگر عزاداری‌های ما در آن بستر و با ظهور احساساتِ متعالی باشد، کار ارزشمندی است به همان معنایی که خود حضرت فرمودند من کشته‌شده‌ی اشک‌ها هستم. بحث بر سر آن نوع عزاداری است که ممکن است در فضای دیگری انجام شود. باید مواظب بود فضای عزاداری‌ها از مسیر احساسات متعالی در مسیر دیگری قرار نگیرد. موفق باشید

22735
متن پرسش
عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد جانمان. استاد تقریبا ۲۲ جلسه ندای بی صدای انقلاب اسلامی را گوش کردم ولی یه جوریه! من صوت های قبلی شما را گوش میدم ولی همشو تقریبا می فهمم یا با چند بار گوش دادن می فهمم چی دارید می گویید و عملی بکارشون می گیریم. ولی این جلسه چیزی دستگیرم نمیشه جلسه آخر را دو بار گوش کردم اگرم صد بار هم گوش کنم میدونم مثل همین دوباره هیچی انگار دستگیرم نمیشه فقط تصدیقش می کنم میگم انگاری همینه. نمیدونم چرا اینجوریه! باید با چه رویکردی با این نوع جلسات همراهی کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر در جلسه‌ی اول عرض نشد می‌خواهیم با روش اشاره‌کردن به وجهِ وجودی انقلاب اسلامی نظر کنیم؟ پس بنا نیست چیزی دستگیرتان شود. به نظر می‌آید نکات جلسات اول و دوم را باید دوباره مرور بفرمایید. البته آن جلسات پیاده شده و در حال تدوینِ نهایی است ولی شما معطل آن‌ها نباشید. موفق باشید   

22239
متن پرسش
سلام استاد: نظر شما درباره استفاده از علم روانشناسی و روانکاوی برای یافتن برخی صفات و ویژگی های درون نفس و روح چیست؟ برخی از مشاهیر روانشناسی کتاب ها و نظریاتی دارند که با مطالعه آنها بشدت احساس می شود که مطالبشان در مورد وجود برخی اوصاف در وجود خود شخص بنده به عنوان مثال درست و صحیح است، مانند حسادت، و حتی سادیسم های پنهان به گونه ای که کاملا در لباس های موجه و حتی شرعی مانند امر به معروف و نهی از منکر در برخی افراد متشرع (و اتفاقا مراعات و مراقبت کننده بر رفتارها و با تقوا) بیرون می آیند. پرسشم از این بابت هست که واقعا تا قبل از مطالعه نظرات و کتب اینها از وجود چنین صفاتی در خود آگاه نیستیم و حتی برخی تمایلات را انسان دوستی و دین مداری تعبیر می کنیم در حالی که می بینیم خودفریبی بیش نبودند و برای ارضای برخی خلاهای روانی انجام می شدند به گونه ای که خود ما هم متوجه آن نیت و انگیزه پنهان درون نفس نبودیم و باصطلاح چون در ناخودآگاه ما بوده نسبت به آن آگاهی نداشتیم. و ضمن اینکه راه های درمانی که می دهند لزوما غیرشرعی نیست و البته گاها هم غیرشرعی، اما جواب می دهد در صورتی که تا قبل از آن گمان می کردیم که مثلا این حالت اضطراب و تشویش بخاطر کم گذاشتن در عبادات و ... است. ممنون میشم نظرتون رو بفرمایید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- از راه‌های گوناگون می‌توان متوجه‌ی صفات رذیله یا انگیزه‌های غلط شد که یکی از راه‌های آن روانکاوی است 2- عمده‌ی کار، در راه‌های عبور از آن رذائل است که تنها با رویکرد توحیدی می‌توانیم از أنانیت خود آزاد شویم وگرنه مشکل، به نحوه دیگری باقی خواهد ماند. موفق باشید

21720
متن پرسش
با سلام: استاد برای رهایی از رذائل اخلاقی مثل حسادت، کبر، عجب و... چه کار باید کرد؟ آیا برای شروع دعای مکارم اخلاق را بخوانم یا معراج السعاده؟ خواهش می کنم کمکم کنید. احساس می کنم این رذائل حجاب های زیادی بین من و خدا ساخته.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «رنج راحت شد چو شد مطلب بزرگ / گَردِ گَله طوطیایِ چشم گرگ». وقتی متوجه شویم برای رسیدن به حقیقت، ارزش آن را دارد که بسیاری از امیال خود را زیر پا بگذاریم کار، راحت می‌شود و مسئله‌ی مهم در همین‌جا است وگرنه همه می‌دانیم حسادت و کبر و عجب چیست، عمده عزمِ عبور از آن است. با همه‌ی این‌ها دعای «مکارم الاخلاق» مولایمان حضرت سجاد«علیه‌السلام» غوغا می‌کند. این حقیر نیز شرحی بر آن داشته‌ام. جزوه‌ی آن بر روی سایت هست و صوت آن را هم می‌توانید از جناب آقای حاج آقا نظری به شماره‌ی 09136032342 بگیرید. موفق باشید

21550

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: نمی دانم هنوز دلتان به این انقلاب قرص است؟ استاد ما شدیدا احساس خطر می کنیم. حتما شعارهای کارگران در مصلای اهواز را شنیدید که به طعنه می گفتند مرگ بر کارگر درود بر ستمگر. حتما مطلعید هر روز در گوشه ای از کشور زنان با جسارتی کشف حجاب می کنند بر روی بلندی می ایستند و روسری سفیدی در دست می گیرد که این آخری را به پائین پرت کردند و چه غوغایی به پا کرد. حتما کلیپ های کارتون خوابها، آشغال جمع کن ها، دیوار نویسی های مرگ بر دیکتاتور و...... را در شهر های مختلف دیده اید. حتما کلیپ های مردم زلزله زده که در گل و لای در سرما زندگی می کنند را مشاهده کرده اید؟ استاد مردم انبار باروتی هستند که فقط منتظر یک انفجارند و حجم عظیمی از مردم اگر سکوت کرده اند فقط از ترس است و اگر این ترس بریزد خدا می داند چه خبر شود. استاد درد اینجاست همه مشکلات دارد بر سر رهبری خراب می شود و مردم می گویند رهبر جامعه اوست و او باید پاسخ وضع فوق اسف بار امروز را بدهد. استاد زمان احساس خطر است. شما چه پیش بینی می کنید؟ آیا کم کم باید منتظر یک آشوب وحشتناک در کشور باشیم؟ با تشکر و التماس دعا. خراب است ایمیل
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته‌باشید که در عین وجود مشکلات و کم نبودن آن‌ها روح جامعه آن چیزی نیست که رسانه‌های معاند آن‌را برجسته می‌کنند؛ بیشتر مردم از همین نظام انتظار دارند که مشکلات را رفع کند. بد نیست نظری به نظر سنجی دانشگاه مریلند در بهمن ماه همین امسال بیاندازید که می‌گوید «بیش از 90درصد مردم ایران معتقد‌اند باید در بستر نظام جمهوری اسلامی اصلاحات انجام گیرد». موفق باشید

21323
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: این سوال به شدت ذهنم را مشغول در رابطه با مبحث معرفت شناسی و اینکه ما هر مبدای که برای بدیهیات بگیریم و یا هر چیز دیگری اعم از اجتماع نقیضین و... باز هم در حالتی انسان می تواند تصور کند که شاید آیندگان حرف های ما را رد کنند پس ما به این امور عمل می کنیم اما نباید بطور قطع یقین بگوییم و اصالتا انسان در این دنیا راهی ندارد برای شناخت مطلق و این را در رابطه ی با دین عزیز و اهلبیت مان چکار کنیم؟ الان دیگر دارم به این نتیجه می رسم امثال آقای ملکیان بیراه نمی گویند که انسان هر لحظه باید به دنبال حقیقت باشد که البته شما گفتید که ایشان ما را در بی افقی قرار می دهند، درست است اما حقیقت گویی همین است. 2. استاد من اصلا ادبیات شما و عقلانیتی که به آن اشاره می کنید را نمی فهمم مثلا در سوالی شما نسبت به نظری که آقای عبدالکریمی در رابطه با انقلاب گفته بودند در سوالی جواب داده بودید من نمی دانم ایشان به کجا نظر می کنند که حضور تاریخی انقلاب را نمی بینند حالا سوال من اینجاست این چه عقلانیتی است که در و پیکر ندارد؟ معیارش چیست؟ بیشتر کسانی که در این ادبیات سوالاتی برای شما ارسال می کنند احساس می کنم جوری فرار رو به جلوست و بیشتر دنبال لفظ عقلانیت برای خواست های قلبیشان است. اما باید به این تلخی انسان تن داد چرا که راهی نیست. احساس می کنم این عقلانیتی که شما می گویید بیشتر شبیه عرفان است ولی اسم عقلانیت روی آن قرار گرفته. با تشکر از استاد عزیزمان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آیا به این روایت فکر کرده‌اید که حضرت صادق «علیه‌السلام» جهت توجه به بنیادی‌ترین بنیادِ روحانی هر انسان روشن می‌کنند ‏كه اولًا: قلب انسان كاملًا با خدا آشنا است و خداوند در نزديك‏ترين شرايط به انسان است. ثانياً: مى ‏تواند با خدا روبه ‏رو شود، ما را متوجه نكته ‏اى مى‏ كنند كه خداوند در قرآن به آن اشاره فرموده است كه‏: «فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ‏ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ»،[1] و هنگامى كه بر كشتى سوار مى‏ شوند خدا را با تمام خلوص مى ‏خوانند و چون آن‏ها را به سوى خشكى رساند و نجاتشان داد، در همان حال شرك مى‏ ورزند. بعد از طرح اين آيه حضرت فرمودند: آن‏ وقت كه فرد در دريا اميد به هيچ‏ چيز ندارد و به قدرتى لايزال متوسل مى‏ شود «فَذَلِكَ الشَّيْ‏ءُ هُوَ اللَّهُ‏ الْقَادِرُ عَلَى الْإِنْجَاءِ حَيْثُ لَا مُنْجِيَ وَ عَلَى الْإِغَاثَةِ حَيْثُ لَا مُغِيثَ»،[2] آن قدرت لايزال كه در آن حالت، آن فرد بدان متوسل مى‏ شود همان خدايى است كه قادر بر نجات است، در آن موقعى كه هيچ نجات دهنده ‏اى براى او نيست، و او فريادرس است، در شرايطى كه هيچ فريادرسى را در منظر خود نمى ‏يابد.

حديث مذكور؛ از بهترين نكته‏ ها براى خدا يابى است. چون اولًا: ما را متوجه خدايى مى ‏كند كه مافوق خداى مفهومى است و در آن شرايط خاص او را روبه ‏روى خود مى ‏يابيم، يعنى همان خدايى كه از طريق قلب بايد با آن مرتبط شد. ثانياً: اين خدا را انسان در وجود خود مى‏ شناسد و احتياج نيست با كتاب و درس و مدرسه وجود او را براى خود اثبات كند. ثالثاً: و از همه مهم‏تر اين‏كه كافى است حجاب‏هايى كه خود را براى ما نجات‏ دهنده و فريادرس مى‏ نمايانند كنار رود، يك‏ مرتبه قلب ما خود را با آن خدا روبه ‏رو مى‏ بيند. به همين جهت حضرت مى ‏فرمايند: او خداى قادر بر نجات است آن موقعى كه هيچ نجات‏ دهنده ‏اى نيست، «حَيثُ لا منجى». وقتى در منظر جان انسان مشخص شود كه هيچ نجات ‏دهنده‏ اى نيست و همه آنچه ما به عنوان نجات‏ دهنده به صورت وَهمى و دروغين به آن‏ها دل بسته بوديم، از منظر قلب كنار رفته ‏اند، و وقتى روشن شود همه آنچه ما به عنوان فريادرسِ خود به آن‏ها دل بسته بوديم، از صحنه جان رخت بربسته ‏اند، خداوند در عمق جان ما به عنوان فريادرس ظاهر مى‏ گردد و ما با او روبه ‏رو مى ‏شويم. 2- چرا به گفته‌ی هایدگر نظر نداشته باشیم که «تفکر» را نظر به بنیادی‌ترین و سرآغازینِ حقیقت می‌داند که در تاریخ ظهور می‌کند؟ بنده تفکر در این تاریخ با نظر به حقیقت وجودی انقلاب اسلامی می‌دانم و این را عقلانیتِ این دوران می‌شناسم. برای روشن‌شدنِ مطلب، یادداشتی که در این مورد داشته‌ام را خدمتتان ارسال می‌دارم:

برای بیشتر فهمیدن انقلاب اسلامی و تفکر در آن از آن جهت که به جهت وجودی‌اش «تفکرناشدنی» باقی می‌ماند در صورتی ممکن است که به تقدیری فکر کنیم که در جان انسان‌ها رخ داد و نه به حرکات و فعالیت آن‌ها. انقلاب اسلامی یک رخداد تاریخی بود که از طریق آن انسان‌ها در جان خود شنوایِ سخنی شدند که باید تاریخ دیگری را رقم بزنند بدون آن‌که متوجه‌ی شنیدن آن پیغام درونی باشند، در عین آن‌که همیشه در طول تاریخ انسان‌های فرزانه به صدای حقیقت گوش داده‌اند که البته روشنفکران ما نتوانستند آن پیغام درونی تاریخیِ خود را درک کنند.

آن پیغام، مردم ایران را فراخواند تا با او از درِ هم‌سخنی درآیند و حقیقتاً مردم ایران در مقامِ انسانی‌شان دلبسته‌ی کمند آن مشیت تاریخ‌ساز شدند و از آن به بعد عده‌ای را می‌یابید که همچون پیکی، مدام حاملِ آن پیغام می‌باشند، پیغامی که از سوی خدا در این تاریخ به انسان می‌رسد تا متوجه شود می‌تواند با حضور خدا در این تاریخ حاضر گردد و از دوگانگیِ بین سوبژه و اُبژه عبور نماید و خودش، زبانِ حقیقت دوران گردد به آن صورت که حقیقت او را فرا می‌گیرد و مشکل روشنفکران ما چه در لباس ادبیات هایدگر سخن بگویند و چه عرفان‌نمایی کنند؛ آن است که پیغام تاریخیِ خود را که در بستر انقلاب اسلامی ظهور کرد و شهداء شنیدند، را نشنیدند. موفق باشید


[1] ( 1)- سوره عنكبوت، آيه 65.

[2] ( 1)- قَالَ رَجُلٌ لِلصَّادِقِ (ع) يا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ دُلَّنِى عَلَى اللَّهِ مَا هُوَ فَقَدْ أَكْثَرَ عَلَى الْمُجَادِلُونَ وَ حَيرُونِى فَقَالَ لَهُ يا عَبْدَ اللَّهِ هَلْ رَكِبْتَ سَفِينَة قَطُّ قَالَ: نَعَمْ قَالَ: فَهَلْ كُسِرَ بِكَ حَيثُ لَا سَفِينَة تُنْجِيكَ وَ لَا سِبَاحَة تُغْنِيكَ قَالَ: نَعَمْ قَالَ فَهَلْ تَعَلَّقَ قَلْبُكَ هُنَالِكَ أَنَّ شَيئاً مِنَ الْأَشْياءِ قَادِرٌ عَلَى يخَلِّصَكَ مِنْ وَرْطَتِكَ قَالَ: نَعَمْ قَالَ: الصَّادِقُ( ع) فَذَلِكَ الشَّى‏ءُ هُوَ اللَّهُ الْقَادِرُ عَلَى الْإِنْجَاءِ حَيثُ لَا مُنْجِى وَ عَلَى الْإِغَاثَة حَيثُ لَا مُغِيثَ.« معانيالأخبار»، ص 4-« توحيد صدوق»، ص 231.« بحارالانوار»، ج 3، ص 41.

20470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار و عزیزم: لطفا نظر مبارکتان را در خصوص تحلیل زیر و تحلیلتان از این ماجرا را بیان فرمایید: با تشکر 1. «پیروزی بدون جنگ»؛ این عنوان کتابی است که توسط «ریچارد نیکسون»، رئیس‌جمهور اسبق ایالات متحده نوشته شده و در آن اشاره‌ای به راهبردهای واشنگتن در خارج از کشور دارد. 2. در این کتاب، یک جمله کلیدی وجود دارد: «همیشه دشمنتان را سر دوراهی‌ای قرار دهید که هرکدام را انتخاب کند، شکست بخورد.» 3. دشمنان مجانی بودن پول آب و برق از کلام امام را می گویند ولی برای چه کسی را نمی گویند؟ از خودمان بپرسیم چرا به این طریق دشمن پا فشاری بر روی این حرف امام آن هم به این شکل هر از چند گاهی می کند؟ 4. بچه های انقلابی هم یا از سر جهل و یا آگاهیه از باب اصلاح مابین الناس، صورت مسئله را پاک می کنند. با این نگاه که امام دروغ نگفته و چنین حرفی را نزده و این حرف را گردن آقای امیر عباس انتظام و دولت آقای بازرگان می گذارند. این در حالی است که امام حقیقتا این حرف را زده ولی با قید و شرط یعنی برای قشر کم در آمد نه برای همه. (جلد ششم صحیفه امام خمینی (ره) 5. با این وضع ما کلام امام را به طریقی که غرب مطرح کرده چه انکار کنیم و چه تصدیق کنیم، غرب به نتیجه خود وارد شده به این شکل که: اگر بگوییم امام گفته است. غرب به خواسته اش رسیده ۱. با این همه کلیپ و متن و برنامه های که ساخته در زمین دشمن بازی کرده ایم ۲. مجانی بودن برای همه اقشار جامعه امکان پذیر نیست و وعده ای فاقد پشتوانه علمی و کارشناسی و بدور از واقعیت است. ۳. با این کار امام را فریب دهنده تلقی می کنند. ۴. و به نتایج دیگر آنها که با چنین وعده هایی انقلاب را پیش برده اند دامن زده ایم. 5. اما اگر بگوییم امام نگفته است، با این کار هم به نتیجه خود رسیده است. ۱. چرا که اصل کلام امام که کمک به قشر کم در آمد از طریق ارگان ها است نادیده گرفته شده ۲. دشمن هر روز بیشتر و بیشتر از این حربه برای فشار به انقلابیون و قشر کم در آمد استفاده می کند. ۳. جوانان انقلابی کمک به قشر مستضعف از طریق ارگانهای دولتی که سیستمی غربی دارند را از یاد برده و اصلا درصدد اصلاح ارگانها با دید توحیدی و کمک به قشر مستضعف از این طریق نشده و غرب حکم رانی خود را ادامه می دهد. ۴. مسئولین و دولت مردان آینده و کنونی ناخواسته هر روز از این طریق به خاطر غربی بودن سیستم ارگانها به مردم اجهاف کرده و انقلابیون در مقابل سکوت می کنند. چون حرف امام را منکر شده اند پس باید سکوت کنند. تحلیل دیگر اینکه دشمن هم دامن به نقل قول امام و وعده پوشالی آن می زند و هم تحلیل ها و کلیپ هایی که امام این حرف را نزده. 6. اما راه حل بازی نکردن در میدان دشمن این است که: مردم را از تمامی کلام امام آگاه شوند و عین آنچه را گفته متوجه شوند با تمامی قیدها و آن اینکه این مجانی بودن برای کم در آمدها است نه برای همه مردم. با این کار امام نیز از تحریف حفظ می شود. و اینکه دولت جمهوری اسلامی درصدد این امر بوده و با پرداخت یارانه تا حدودی در اجرای این امر کوشیده است ولیکن موفق نبوده چون مردم شاهدنند که افرادی که از خدایشان است که انقلابیون منکر این حرف امام شوند از آب گل آلود ماهی خود را گرفته و با شیبی ملایم بر روی قبوضشان کم کم همین پول یارانه را هم به عناوین مختلف گرفته و باز فقرا و کم در آمد ها در زیر این فشار به سر می برند. اینم تحلیل یکی دیگه از دوستان است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نکات خوبی است. در ضمن عنایت داشته باشید هر اندازه دشمن را بهتر معرفی کنیم، این نوع حرف‌هایش بیشتر بی‌ارزش جلوه می‌کند. و هر اندازه بتوانیم اهداف الهیِ انسان‌ها را به انسان‌ها متذکر شویم، بهتر دشمن را می‌شناسند. موفق باشید

20343

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: نظر شما در مورد کره شمالی و مواضع رئیس جمهور آن چيست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تحلیل در این مورد آسان نیست به‌خصوص که بحث حق و باطل در میان نمی‌باشد. آری! خداوند انسان‌های شجاع را دوست دارد و إن‌شاءاللّه از طریق کره‌ی شمالی، آمریکا و جریان استکباری اطراف کره‌ی شمالی تحقیر خواهند شد. موفق باشید

20201

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: کسی که خواب نمی بیند به خاطر عقل، وقتی می خوابد کجا می رود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس پیشِ خودش می‌ماند. موفق باشید

15157
متن پرسش
سلام وارادت؛استادگرانقدروبصیر،منظورتان ازاین جمله چیست؟به مردم خود افقی ماوراء وضعیت روحِ سکولاریته‌ی جهان معاصر را نشان دهیم تا در مقابل وعده‌های جریان‌های متجددمآب، از خود شیفتگی نشان ندهند.سپاس فراوان ازشما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع مهمی است که تا حدّی در کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» بر روی آن بحث شده است. ما نیاز داریم نوعی از زندگی را بشناسیم که آن زندگی با توسعه‌ی غربی متفاوت است و آرمان‌شهرِ ما شهری است که به رفاه مادی به عنوان یک هدف نمی‌نگرد، بلکه رفاه را به عنوان یک وسیله‌ی محدود برای هدفی بزرگ‌تر می‌پذیرد و لذا غرق زندگی رفاهی نمی‌شود. انقلاب اسلامی این نوع زندگی را در منظر ما قرار می‌دهد، هرچند جریان‌های علاقه‌مند به سبک زندگی غربی، این موضوع را نادیده می‌گیرند. موفق باشید

10456

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در رابطه با پاسختان به سوال 10412 در رابطه با روانشناسی در کدام جزوه صحبت فرموده اید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوه‌ای هست تحت عنوان «رابطه دین و روانشناسی». موفق باشید
3872
متن پرسش
سلام جناب طاهر زاده عزیز بنده خدمت سربازی را تمام کرده ام و اکنون به نقطه ی عطفی در زندگی ام رسیده ام. می خواهم باقی عمر خود را وقف در انقلاب و اسلام عزیز کنم بدون اینکه به هیچ سازمانی وابستگی داشته باشم. منتها خانواده اصرار دارند که یک شغل دولتی داشته باش و نیمروزت را به هر کاری که علاقه داشتی برِس! منتها احساس می کنم در این صورت سی سال از عمرم را با ترس از نان شب به بیهودگی گذرانده ام حال آنکه معنای ثمر بخش بودن زندگی را تنها در کار فرهنگی و خدمت فکری به مردم می دانم. استاد عزیز بنده در سن ازدواج هستم و بحث مالی هم برایم مطرح است ولی نمی دانم چه باید بکنم. خدایم، عمرم، زندگی ام، خانواده ام... لطفا راهنماییم بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره با همه‌ی زیبایی که در نیت پاک خود دارید (باشید) یا طلبگی را انتخاب کنید که زمینه کار فرهنگی در آن بیشتر فراهم است. موفق باشید
1577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد با توجه به اینکه مدتی است شما مباحث در مورد انقلاب اسلامی را شدیدا مطرح می فرمایید تحلیل شوا از اوضاع کنونی انقلاب و اوضاع انتخابات چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بحمدالله شرایط به سوی جلورفتن انقلاب است به سوی اهداف متعالی‌اش، در جبهه‌ی اصول‌گرایان إن‌شاءالله خانه‌تکانی می‌شود و چهره‌های زنده‌تری در حال ظهورند که نسبت به معنویت و عقلانیت و عدالت تعهد بیشتری دارند و حاضرند بقیه‌ی نیروهای متعهد به اسلام و انقلاب را بنگرند. به نظرم اولاً: اصول‌گرایی وارد صحنه‌ی انقلاب شده و انقلاب را از دست غرب‌زده‌ها تا حدّی راحت گشته. ثانیاً: در بین اصول‌گرایان تحولی به سوی پاکیزه‌تر شدن شروع شده. موفق باشید
28068

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد گرامی: ببخشید رابطه پیامکی قبل از ازدواج با توجه به دنیای جدید که شاید اگه قبل از خواستگاری با دختر در میان نگذاریم، به نوعی سنتی گرا با مسئله برخورد می‌کنی، اشکالی دارد؟ مخصوصا برای ما که بچه مذهبی هستیم. ممنون میشم راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر تنها جنبه‌ی صحبت‌های قبل از ازدواج داشته باشد و گرفتار سخنان لغو و سرگرم‌شدن با نامحرم نداشته باشد؛ قابل قبول است. موفق باشید

22428

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: راجع به آیه «لامرنهم فلیغیرن خلق الله» در روایات حضرات معصومین به قرینه آیه «لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم» معنی تغییر در خلق خدا را تغییر در دین الله و امر الله دانسته اند. از طرفی معنی خلق الله آیه ای نیز در قرآن وجود دارد که به خلقت آسمان ها و زمین اشاره نموده و در پایان می فرماید هذا خلق الله. لیکن در روایات بین این آیه و آیه مورد اشاره جمع نشده است و به نظر نمی رسد شیطان امر به تغییر خلقت آسمان و زمین بکند بلکه امر به تغییر در دین و فطرت انسانی می نماید. نظر جنابعالی راجع به تحلیل ارایه شده چیست؟ با تشکر ان شاءلله خداوند بر توفیقات شما بیش از پیش بیفزاید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو مطلب را می‌توان از آیه‌ی مذکور برداشت نمود. یکی به صورت مستقیم که حاکی از آن است که به هم‌زدنِ نظام خلقت، یک حرکت شیطانی است و دیگر به صورت غیر مستقیم که اشاره دارد با تغییر دین عملاً نقش شیطان در میان است. موفق باشید

21902
متن پرسش
سلام استاد جان: با عرض سلام و خدا قوت خدمت شما. استاد به نظر شما اگر کتاب «هدف حیات زمینی آدم» را خوب کار کنیم به غیر از هدف خلقت و دلیل هبوط، چیزی که خیلی ذهن منو درگیر کرده اینه که میتونیم بر خواطر غالب یا حداقل آن را شناسایی و راه درمان برایش پیدا کنیم. من الان فصل ۹ هستم. می خواستم ببینم درست متوجه شدم یا نه. اگر نظر یا راه حل برای مطالعه این کتاب دارید، مشتاق شنیدن هستم. با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع حضور آدم در بهشت و نحوه‌ی هبوط آن موضوع بسیار جامعی است که می توان گفت تمام دین در دلِ این امر، معنای حقیقی خود را پیدا می‌کند. و درست تشخیص داده‌اید که تا آن‌جا این موضوع کار را جلو می‌برد که انسان می‌تواند خواطر خود را نیز مدیریت کند. موفق باشید

21668
متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت استاد بزرگوار. با معارفی که ارائه می فرمایید احساس حیات می کنم. انگار زندگی دوباره پیدا کرده ام. خدا خیر دنیا و آخرت به شما عنایت فرماید. من متوجه نمی شوم چه گناهی صغیره است؟ گناهانی که اکثرا جامعه مومنین را هم گرفتار کرده مثل گناه غیبت که کبیره حساب می شود. پس صغیره چه گناهی حساب می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گناهی که به‌کلّی نسبتِ انسان با خدا را به هم بزند مثل شرک، و یا حقوق افراد را نادیده بگیرد و به آبروی افراد ضربه بخورد؛ عموماً در زمره‌ی گناهان کبیره است. موفق باشید

نمایش چاپی