بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21720
متن پرسش
با سلام: استاد برای رهایی از رذائل اخلاقی مثل حسادت، کبر، عجب و... چه کار باید کرد؟ آیا برای شروع دعای مکارم اخلاق را بخوانم یا معراج السعاده؟ خواهش می کنم کمکم کنید. احساس می کنم این رذائل حجاب های زیادی بین من و خدا ساخته.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «رنج راحت شد چو شد مطلب بزرگ / گَردِ گَله طوطیایِ چشم گرگ». وقتی متوجه شویم برای رسیدن به حقیقت، ارزش آن را دارد که بسیاری از امیال خود را زیر پا بگذاریم کار، راحت می‌شود و مسئله‌ی مهم در همین‌جا است وگرنه همه می‌دانیم حسادت و کبر و عجب چیست، عمده عزمِ عبور از آن است. با همه‌ی این‌ها دعای «مکارم الاخلاق» مولایمان حضرت سجاد«علیه‌السلام» غوغا می‌کند. این حقیر نیز شرحی بر آن داشته‌ام. جزوه‌ی آن بر روی سایت هست و صوت آن را هم می‌توانید از جناب آقای حاج آقا نظری به شماره‌ی 09136032342 بگیرید. موفق باشید

21706

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: اگر بخواهید علامه طباطبایی رو تعریف کنید چه می گویید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی را با مطالعه‌ی کتاب‌هایشان باید شناخت. موفق باشید

21386

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: یه سوال خانوادگی داشتم، من در سن ۳۰ سالگی ازدواج کردم و خیلی همسرم را دوست دارم. ولی این خوبی ها گاهی من را دچار افسوس میکنه که چرا زودتر ازدواج نکردم و اینقدر به خودم سختی دادم، مخصوصا که پدرم خیلی با درس خوندن من مخالف بود. و یاد یکی از خواستگار هام افتادم که خیلی هم اصرار داشت و من الان که فکر می کنم بی دلیل خاصی گفتم نه! و این افسوس یه موقع هایی به شدت منو اذیت میکنه، مخصوصا چون دیگه بوشهر زندگی می کنیم و از خیلی از زندگی معنوی خودم دور شدیم و کلاس شما را هم نمیتونم بیام ولی اون شاید زندگی معنوی تری داشت. استاد آیا این افسوس من درسته یا این تقدیر من بوده؟ خواهش می کنم راهنماییم کنید تا از این فکر ها بیرون بیام و صادقانه در کنار همسر خوبم باشم. با تشکر. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموم این حادثه‌ها مبتنی بر تقدیرات الهی است که ماورای اراده و تصمیمات ما مقرر می‌شود. بالاخره فرزندی که شما متولد می‌کنید، این پدر و مادر را انتخاب کرده است و لذا لازم بود شما کنار هم می‌آمدید تا آن فرزند متولد شود. موفق باشید

20419
متن پرسش
سلام: در جواب یکی از کاربران که سوال کرده بود: «آیا گذاشتن تربت در قبر میت فایده ای دارد؟» شما در جواب فرمودید «بله زیرا نظر امام حسین (ع) به محل دفن بدنشان نیز هست و آن تربت شرایط ویژه ای دارد.» حال سوال من این است که خاکی که مربوط به عالم ماده می باشد ولو اینکه مقدس هم باشد و در دنیا بشود از آن بهره برد چه سودی برای یک میت دارد؟ و آن هم در قبر خاکی که پس از مرگ میت جز نظر به بدنی که مدتها با آن بوده کار دیگری با آن قبر خاکی ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر متوفی مدت‌های مدیدی به بدنش می‌باشد به جهت تعلقی که به بدنش دارد. و در راستای همین توجه به بدن است که به تربت حضرت سیدالشهدا «علیه‌السلام» که با بدن دفن شده توجه می‌کند و منتقل می‌شود به نور آن حضرت، وگرنه، نه بدن مادی و نه تربت مادی به خودی خود نقش ندارد. موفق باشید

20365

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد فرزانه طاهرزاده: بنده شدیدا تحت تاثیر سوفسطائیان و شکاکان بخصوص هیوم و راسل هستم از چندی قبل علی رغم اینکه از نظر فکری در بن بست کامل هستم اما قلبم نسبت به انقلاب، رهبری و بخصوص حضرت روح الله گرایش یافته است پس از حماسه شهید حججی ایشان مرا در برزخ عجیبی قرار داده اند از یک طرف شکاک هستم و از نظر عملی یا زیست شکاکانه و یا انتحار را راهکار خویش می دانم از طرف دیگر شهید حججی شوق شهادت و یا زیست به سبک شهیدان را به من ارائه کردند و من دچار تناقض عجیبی شدم و بین این دو سبک زندگی دچار نوسان شدم نه می توانم سبک اول را ادامه دهم چون بن بست محض است و نه می توانم سبک دوم را ادامه دهم چون مبتنی بر اثبات بسیاری از مسائل از خدا تا ولایت فقیه است که هیچکدام ثابت نشده برایم بنظر حضرتعالی چگونه ازین برزخ رهایی یابم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر عبور از تمایز بین سوبژه و اُبژه و رسیدن به حقیقت یگانه‌ای که بین انسان و عالم وجود هیچ دوگانگی در میان نباشد، مطالعه‌ی کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را پیشنهاد می‌کنم مشروط بر آن‌که کتاب، تا آخر خوانده شود. موفق باشید

20222
متن پرسش
ضرورت بازخوانی محکمات و شعائر انقلاب اسلامی: با سلام و عرض خسته نباشید. عید سعید قربان را خدمت استاد تبریک عرض می کنم. همانطور که در قرآن کریم و سیره اهل بیت (ع) تعریف شده برپایی عدالت یکی از اساسی ترین دلایل تشکیل حکومت و دولت اسلامی می باشد که انقلاب اسلامی نیز حق مسلم جهت همین اصول ارزشی حرکت خود را به ثمر رساند. سوالم از خدمتتان این است که وقتی ما اصول تشکیل دولت همچنین قانون اساسی و ... نظام چینی درونی را همه بر اساس سیره اهل بیت و قرآن مجید تعریف می کنیم. درعمل اجرای ضعیف عدالت را مشاهده هستیم و از آن بدتر عدم مشاهده حرکت جهت مبارزه با این بی عدالتی ها؟! اینکه کسانی در مدیریت کلان کشور دچار فساد می شوند و نظام اسلامی دستگاههای اجرایی و.... با علم و اطلاع کامل از محرض شدن خلاف سکوت دارند زیبنده جامعه اسلامی نبوده و بنظر می رسد ضرورت نگاه منشور امام بیش از بیش لازم است. این بی عدالتی هم در عمق و هم در گستره جامعه قابل مشاهده است. در زمینه اشتغال - ادارات - بانک ها - شهرداریها - مدارس - و... همه اینها متوجه قشر بی بضاعت جامعه هستند و طبقه ای که پول و نفوذ را در اختیار دارند با این صحبت ها بیگانه هستند. این بی عدالتی تا آنجا گسترده شده که سرکوب شدن استعداد توده ضعیف جامعه را مشاهده هستیم. استاد عزیز به چه دلیل افراد برجسته کشور، اساتید و صاحب نظران جامعه روحانیت حرکت مثمر ثمری انجام نمی دهد. من معتقدم که سکوت اینها یعنی شریک شدن در این بی عدالتی. صحبت امروز من تکلیف از بابت سخن قرآن مجید است که به سرزنش افرادی می پردازند که ضعف خود را بهانه مبارزه نکردن با فساد عنوان می کردند. شهر ما شهر طلبه گرانقدر - مبارز با زمین خواری است. این بی عدالتی ثمره سریز شدن فساد از بالا به پایین است. ایا صحبت ها گفت گوی درون نظام است و مغایرتی با اتحاد و همبستگی توده مردم ندارد. ممنون می شوم در این زمینه به دغدغه شمار زیادی از افراد و مردم پاسخ دهید.
متن پاسخ

اسمه تعالی: سلام علیکم: حرف‌های درستی می‌زنید. به نظر بنده اسلام توان تربیت انسان‌هایی را دارد که در اوج عدالت، جامعه‌ی خود را به بهترین نحو اداره کند، ولی آموزه‌های ما آن‌چنان نسبت به اسلام ضعیف است که چنین انسان‌هایی را می‌پروراند که امروز شما با آن روبه‌رو هستید و آن حساسیت لازم را نسبت به عدالت و آزادی نشان نمی‌دهند و در این انتخابات طوری عمل کردند که گویا نفس امّاره‌ی آن‌ها بیشتر از حقیقت اصالت دارد. موفق باشید

19674
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: خدا قوت. می خواستم در مورد موضوعی از شما مشورت بگیرم و استدعا کنم که راهنمایی بفرمایید. من یک مدتی مراقبت از قلبم را انجام می دادم و حواسم بود که گناهی صورت نگیرد اما از آن طرف هم می دیدم ارتباطم با دیگران کمرنگ شده و دارم منزوی می شوم به خاطر همین هم این مراقبه را کم کردم و در جمع ها شرکت می کردم اما گناه های در جمع بر قلبم اثر گذاشت و همچنین فکر می کنم دلم سیاه شده و مانند قبل نمی توانم خدا را در زندگیم مشاهده کنم. غافل شدم و از مسیر جا ماندم. نمی دانم از کجا شروع کنم. نفسم قوی شده و احساس ذلیلی می کنم. به دنبال برنامه ای مستمر هستم به اندازه ظرفیتم اما پیدا نمی کنم. دلم برای روز هایی که به خدا نزدیک بودم تنگ شده اما چه کنم فکر می کنم گناه ضعیفم کرده وسوسه ها دارد مرا به نابودی می برد. از شما خواهش می کنم مرا راهنمایی کنید که هم بتوانم در اجتناع حضور یابم هم بتوانم سیر و سلوک الی الله داشته باشم و خدا را با قلبم شهود کنم. خیلی دوست دارم در جوانی این راه را بروم و نیازمند راهنماییتان هستم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان ظرفیت آن را دارد که «دل با یار داشته باشد و دست در کار»، این حالت را وحدت در عین کثرت گویند. سعی بفرمایید با مطالعات عمیق، روح خود را تغذیه کنید و عبادات خود را با طمأنینه انجام دهید و در ضمن با رفقا مرتبط باشید. موفق باشید 

18800
متن پرسش
سلام علیکم: من در مورد عین ثابته هنوز متوجه نشده ام که چطور طلب یک نفس معلولیت یا ولد الزنا یا در دیار کفر متولد شدن می باشد؟ همین افراد ممکن است این دنیا از این وضعیت ناراضی باشند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان‌ها یک انتخاب بنیادین دارند که همان انتخاب عین ثابته‌ی آن‌ها است، هرچند می‌توانند آن انتخاب را به جهت اختیار ذاتی که دارند تغییر دهند، ولی اکثراً آن شخصیت بنیادین را برای خود پذیرفته‌اند و آن را در زندگی دنیایی ادامه می‌دهند. صدام حسین اگر به ظاهر هم نخواهد صدام باشد، عمیقاً صدام‌بودنِ خود را پذیرفته است. موفق باشید

18761
متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و ادب: سه سوال خدمت جناب استاد دارم. خواهشمندم سوال سوم را خصوصی پاسخ بفرمایید 1. فرق بین روح با نفس چیست؟ اگر نیاز به شرح زیاد دارد خواهشمندم آدرس رجوع به مباحث را مرقوم بفرمایید. 2. در قوس نزول، آیا اعیان ثابته در عالم ملکوت (مقام واحدیت) ملبس به لباس اسماء و صفات هستند؟ 3. بنده به انقلاب اسلامی باور قلبی دارم اما ظهور تمامی آن معنا را منوط به تحقق یک حکومت کاملا آزاد و دموکراتیک می دانم. حکومتی می تواند جمهوری دینی باقی بماند که هر زمان و به هر دلیل مردم جامعه دیگر خواهان آن نبودند (مثلا با یک همه پرسی عمومی) به روش مسالمت آمیز نه با خشونت و زور کنار برود نه اینکه در قانون اساسی آن امده باشد که ولایت فقیه آن در هیچ زمانی حتی بعد از تغییر چندین نسل قابل همه پرسی مجدد نخواهد بود. خواه و ناخواه این شرایط منتهی به استبداد دینی خواهد شد و اسلام عزیزتر از جان اسیب خواهد دید. و من الله التوفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در آموزه‌های فارسی فرق چندانی در بین آن‌ها نیست. در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» در نکته‌ی دهم و در کتاب «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای روح» عرایضی در این مورد شده است 2- همین‌طور است که می‌فرمایید و این نکته‌ی بسیار دقیقی است  3- با توجه به این‌که فتوای مقام معظم رهبری آن است که اگر مردم نظام اسلامی را نخواهند، ولایت ولیّ فقیه شرعی نیست. آیا به نظر شما این مشکل را حل نمی‌کند؟ می‌ماند آیا در حال حاضر مردم با اصل نظام مشکل دارند، یا با انحرافاتی که در نظام پیش آمده است؟ عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی 18695 در این مورد شده است. قسمت سوم سؤال جنابعالی مشکلی ندارد که در معرض دید عموم قرار نگیرد. موفق باشید

17984
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: آیا یقین قلبی به وجود خدا، به معنای علم حضوری یافتن به خداست و یا تفاوت هایی وجود دارد. تقسیم بندی یقین به علم الیقین و عین الیقین و حق الیقین چه ارتباطی به مفهوم یقین قلبی و علم حضوری دارد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یقین قلبی حتماً حضوری است و نه مفهومی که در آن صورت، سالک الی اللّه با علم‌الیقین و حق‌الیقین نظر به حق دارد. و البته در حق‌الیقین سالک به مقام فنا رسیده ولی علم الیقین، یقینِ عقلی است و نه حضوری. موفق باشید

16006

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: چند سوال داشتم لطف کنید به هر کدام جداگانه یا اینکه یه جواب جامع برای همه سوالات بفرمایید 1. هدف خلقت و فلسفه زندگی چیست؟ 2. کمال انسان در چیست؟ 3. وظیفه انسان در این دنیا چیست؟ 4. چیزی که اعظم تر از همه چیز است و انسان باید برای آن تلاش کند چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کتاب «آشتی با خدا» که بر روی سایت هست از ابتدا تا انتها مطالعه فرمایید إن‌شاءاللّه جواب مناسب خودتان را دریافت می‌کنید. البته خوب است که سری هم به دو جلد کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» بزنید. بالاخره سؤال‌های اساسی زندگی هرکسی، همین سؤال‌ها است و نباید سرسری از آن‌ها گذشت. موفق باشید

1583

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم آیا تمام کتب و نظرات مربوط به مرحوم مددپور ، قابل تایید است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اکثر کتاب هایشان قابل استفاده است . چون مبنای خوبی دارند.ولی مثل هرکسی ضعف‌هایی هم دارد. موفق باشید
1577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد با توجه به اینکه مدتی است شما مباحث در مورد انقلاب اسلامی را شدیدا مطرح می فرمایید تحلیل شوا از اوضاع کنونی انقلاب و اوضاع انتخابات چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بحمدالله شرایط به سوی جلورفتن انقلاب است به سوی اهداف متعالی‌اش، در جبهه‌ی اصول‌گرایان إن‌شاءالله خانه‌تکانی می‌شود و چهره‌های زنده‌تری در حال ظهورند که نسبت به معنویت و عقلانیت و عدالت تعهد بیشتری دارند و حاضرند بقیه‌ی نیروهای متعهد به اسلام و انقلاب را بنگرند. به نظرم اولاً: اصول‌گرایی وارد صحنه‌ی انقلاب شده و انقلاب را از دست غرب‌زده‌ها تا حدّی راحت گشته. ثانیاً: در بین اصول‌گرایان تحولی به سوی پاکیزه‌تر شدن شروع شده. موفق باشید
30713
متن پرسش
با عرض سلام: مطلبی در ضمیرم چند صباحیست که پرسه می‌زند و آن اینست که چرا اینقدر زود پا به عرصه هستی نهادم. حال اگر از بیگ بنگ و یا تکامل نسل آدمی از بقیه جانوران حساب نکنیم و همان ۶، ۷ هزار سال که دین مطرح می‌کند بگیریم و قبل از اختراع خط که چیز چندانی دست بشر نیست بعد از خط که چند هزار سال می‌شود و کل دارایی ما از تطورات هستی است قبل از رنسانس هم که چیز چندانی دست بشر نیست بعد از آن درین ۴، ۵ قرن تا قبل از تکنولوژی فیلم برداری عملا تاریخ مکتوب بود نه مصور درین ۱۵۰ سال اخیر گوشه هایی از تاریخ را می‌توان نظاره گر بود پس از آن ظهور اینترنت را شاهدیم که چند دهه ای عمر بیشتر ندارد و موجب دسترسی همگان به گوشه ای از اقیانوس اطلاعات شده است اما با همه این حرفها بشر و غرب در اوایل راه است و غرب پروژه نوپا است نه ناتمام و برایم مطلوب نیست که درین اوایل کلاس هستی باشم و بعد از این هستی و مظهر باقرالعلومی آن که غرب باشد افقهای ناگشوده ای را بشکافند و من زیر خروار خاک ها. از طرفی می‌گویم طلب عین ثابتم بوده درین زمان درین کشور جهان سوم و در ناکارامدترین دولتش باشم از طرفی این طلب کنونی که در عین ثابت بود چرا اعتنا نکرد و چرا تولدم را در آخرین سالهای اقامت بشری درین کره و به توفیق تکاپوهای غرب در سایر کره ها کهکشانها و حتی جهان های دیگر قرار نداد به عبارتی می‌خواستم آنقدر به قیامت نزدیک می‌بودم که با صور اسرافیل مرگم مصور می‌شد و قبل از آن کل دفتر هستی از اول تا انتها را ورق می‌زدم و با جمیع ظهورات هستی در تاریخ تا قیامت همراه می‌شدم تصور کنید سال ۵۰۰ میلیون شمسی متولد شده بودیم فارغ از شان های مختلفه ای که حق دران درین همه سال رخ نموده است و می‌توانستیم همه را احصا کنیم در آن سال چقدر مثلا درس تاریخ جذاب تر بود الان ۲۰ تا ۳۰ سلسله داریم و تمام. در آن سال ای بسا با میلیونها سلسله روبرو هستیم و هریک نکاتی برای آموختن دارند چه شاهنشاهی ها و ای بسا جمهوری هایی بعد ازین رخ می نمایند فرض کنید جمهوری باشد مراسم تحلیف صد و بیست و پنج میلیونی ام این رییس جمهوری دمکراتیک ایران، ببینید چقدر جذاب تر بود یک درس تاریخ چه رسد به سایر شعب علم بخصوص ادبیات و عرفان این تازه جلوه علیمی حق است سایر اسما و ظهوراتش بماند نمی‌دانم راهی هست که چند دهه قبل از قیامت رجعت کنم تا امکان مطالعه کل هستی باشد؟ چه دعایی درین زمینه وارد شده است دعای عهد برای رجعت بعد القیامی است من قبل القیامتی را خواستارم. اللهم الرجعنی قبل القیامه بلطفک و المننک و الکرامه لئن اطالعت کل الکتاب الوجود یا ذالاکرام و النعما و الجود (چه توان کرد تجربه نبوی را باید بسط داد و دعاها را تکمیل کرد اگر در دعاها مضمون من نیامده به یاری حق این دعا فوق جمیع دعاها و افقی می‌گشاید که هیچ یک از ادیان نگشود)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پسر! این حرف‌ها چیست؟!! به جمله‌ی اميرالمؤمنين (ع) فکر کنید که می‌فرمایند:

ما فاتَ مَضَي وَ ما سَيأتِي فَأين

قُم فَاغْتَنِم الْفُرْصَةَ بَينَ الْعَدَمَين

آنچه از دست رفت که گذشت، و آنچه هم که نيامده، کو؟ پس همت کن و فرصتي را که بين دو عدم - گذشته‌اي که رفت و آينده‌اي که نيامده- قرار دارد، غنيمت شمار همچنان که حضرت می فرمایند: «الْمَرْءُ بَيْنَ سَاعَتَيْهِ‏»[1] انسان بین دو ساعت- ساعتی که گذشت و ساعتی که نیامده- جای دارد

خداوند با نوري که بر قلب انسان مي‌اندازد، او را با خودش روبه‌رو مي‌کند تا راه را به او بنماياند، از اين به بعد اين انسان است که بايد مواظب باشد از آن ملاقات گوارا نهايت استفاده را بکند وگرنه آن نور مي‌رود و او براي هميشه محروم مي‌شود. حضرت اميرالمؤمنين (ع)در اين مورد مي‌فرمايند:

«مَنْ وَجَدَ مَوْرِداً عَذْباً يَرْتَوي مِنْهُ فَلَمْ يَغْتَنِمْهُ يُوشِكَ أنْ يَظْمَأَ وَ يَطْلُبَهُ فَلا يَجِدَهُ».[2]

هرکه جايگاه آب گوارايي را که مي‌تواند از آن سيراب گردد بيابد و آن را غنيمت نشمارد، بی شک تشنه ماند و در شرایطی قرار گیرد که طلب آن کند پس آن را نيابد.

یافتن آب گوارا در حدیث فوق، همان به سراغ‌آمدن «وقت» است و غنيمت‌شمردن آن، به اين شکل که انسان قلب خود را براي تجلي آن نور از هر فکر و خاطري خالي کند و از غير حق جان را منصرف گرداند، در اين حال مي‌گويند به پيام «وقت» عمل‌کرد.

در همين رابطه است که حضرت اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايند: «في كُلِّ وَقْتٍ عَمَلٌ»[3] در هر وقتي عملي است. و نيز مي‌فرمايند: «مَنْ أَخَّرَ الْفُرْصَةَ عَنْ وَقْتِهَا فَلْيَكُنْ عَلَى ثِقَةٍ مِنْ فَوْتِهَا»،[4] هر که فرصت مناسبي را از دست دهد بايد مطمئن باشد که آن «وقت» ديگر به دست نمي‌آيد.

چون وقتي در «وقت» قرار گرفتي، آن وقت هدية الهي است براي ارتباط خاص با حقايق و اسماء خاص که مخصوص همان وقت است و راهنما به اموراتي است که شايسته است سالک در همان «وقت» متوجه همة آن‌ها شود. حال اگر به جهت مشغله‌هاي دنيايي از آن استفاده نکردي، به خفا مي‌رود و ديگر آن را نمي‌يابي. موفق باشید


[1] - «تصنيف غرر الحكم و درر الكلم»، ص 473.

[2] - «غررالحكم»، ص474.

[3] - «بحار‌الانوار»، ج 34 ، ص 175 .

[4] - «مستدرك‏ الوسائل»، ج 12 ، ص 143.

23551

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز اصلا دوست ندارم وقت گرانبهایتان را بگیرم و سوال ۲۳۵۴۲ را کِش بدهم. چون این بی ادبی است که با اینکه شما با حوصله جواب سوال هایمان را می دهید کسی بخواهد از این سوء استفاده بکند. یک نکته خواستم بگویم و آن اینست: اینکه پیامبر برای مجوس امت خود مصداق تعیین نکرده به خاطر جایگاه شخص پیغمبر و مفاسد بزرگی است که در پی دارد. مانند همان کاری که رهبری می کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون اگر مُهری و اتهامی بر شخصیت کسی خورده شد دیگر آن شخص در نزد بقیه با آن مهر و اتهام شناخته می‌شود و این، حقِ افرادی که هرلحظه می‌توانند تغییر مسیر بدهند، نیست. آری! اگر فسق کسی علنی بود در آن صورت می‌توانیم آن را به بقیه معرفی کنیم. موفق باشید

23458

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: استاد عزیز کاش به سه نمط آخر اشارات ابن سینا هم می پرداختین (سخنرانی-جزوه یا...) تا از مجرای پربرکت شما این مائده ی پاک رو می چشیدیم. با آرزوی بهترین ها برای شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توفیق می‌خواهد إن‌شاءاللّه شرایط آن فراهم شود. فکر می‌کنم مباحث «معرفت نفس» و «فصوص‌الحکم» تا حدّی جبران آن مطالب باشد. موفق باشید

23113
متن پرسش
با سلام حضور استاد گرامی: من مشاور دینی در دبیرستان شاهد هستم، تعدادی از شاگردان درباره آیه 34 سوره نساء در رابطه با زدن زنان سرکش سوال داشتند و می گویند اگر دین اسلام، دین مهربانی و محبت است پس چرا به زدن زن توصیه کرده و این را بهانه ای کردن برای گریز از دین. من برای رفع این شبهه تفسیر آیه 34 را بصورت کامل برایشان شرح دادم ولی متاسفانه قانع نشدن و از من دلیل علمی و قانع کننده می خواهند. لذا خواهشمندم در این مورد من را راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح آیه‌ی مذکور عرایضی که در تبیین سوره‌ی نساء شد، پیش آمد مبنی بر این‌که آن نوع زدن که در آیه‌ی مذکور مطرح است مربوط به زنان ناشزه می‌باشد که از خانه بدون خبردادن طوری خارج شده‌اند که احتمال ارتباط با نامحرم در آن می‌رود و لذا قرآن خواسته است آن‌چه را باید محاکم قضایی اجرا کنند که آبروی خانواده به خطر می‌افتد را؛ همان همسر خانم اجرا کند وگرنه کجا شما یک مورد هم یافته‌اید که پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» و ائمه‌ی هدی«علیهم‌السلام» چنین برخوردهایی با همسرانشان داشته باشند؟! با این‌که بعضی از آن‌ها حرکاتی مقابل نظر پیامبر خدا انجام داده‌اند. موفق باشید 

22365
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: در نهج الفصاحه آمده است حضرت فرمود روز دوشنبه و پنجشنبه اعمال بر خدا عرضه می شود. این حدیث یعنی چه؟ خدا که علم مطلق است چه کسانی اعمال را بر خدا عرضه می کنند؟ با تشکر و التماس دعا. لطفا در سایت
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید متوجه‌ی تفاوت بین ارتباط خدا با مخلوق و ارتباط مخلوق با خدا بود. آری! ارتباط خدا با مخلوق، محدود به هیچ‌چیزی نیست. لذا فرمود: «إنّی قریب». ولی ارتباط بین مخلوق با خدا، بستگی به عوامل مختلف دارد مثل داشتن حال تواضع یا حضور در مکان‌های مقدس و یا پیش‌آمدنِ زمان‌های مقدس. و موضوع عرضه‌شدن اعمال در روزهای دوشنبه و پنج شنبه به اعتبار آمادگی بیشتر زمانی است که ظرفیت آن عرضه به جهت رفع حجاب‌هایی که بین عبد و ربّ است، در آن بیشتر است. موفق باشید 

21918
متن پرسش
سلام خدمت استاد برزگوار و عزیزم جناب اصغر طاهر زاده: ازتون خواهش می کنم تمنا می کنم این کلیپ سخنان استاد عباسی در مورد نظرات حضرت امام خمینی (ع) در اواخر عمر شریفشون در مورد فلسفه و ملاصدرا رو ملاحظه بفرمایید و اگر صلاح میدونید پاسخی ارایه بدید. چون به عنوان خواننده آثار شما بعد از دیدن این کلیپ به شدت ذهنم درگیر شد. خواهش می کنم راهنماییم کنید. صمیمانه از شما تشکر می کنم و دعاتون می کنم. آدرس کلیپ در آپارات https://www.aparat.com/v/mfdG1
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سال‌ها قبل ایشان این سخنان را فرمودند و بنده و بسیاری از اهل فلسفه هم جواب ایشان را دادند. مشکل ایشان آن است که فلسفه نخوانده‌اند ولی در مورد فلسفه نظر می‌دهند. حداقل جواب ایشان همین سخنانی است که رهبر معظم انقلاب اخیراً در مورد فلسفه به علمایِ فلسفه‌دانِ قم فرموده‌اند: «اگر چنانچه فلسفه را شما از قم بردارید، کسانی در جاهای دیگر، متصدّیِ تبیین فلسفه و تدریس فلسفه می شوند که اهلیّت و صلاحیّت این کار را ندارند؛ کمااینکه الان می‌بینیم بعضی از افرادی که در غیر قم به‌عنوان فلسفه‌دان شناخته می شوند و مطرح می شوند، اطّلاعاتشان از فلسفه سطحی است؛ نه اینکه اطّلاع ندارند امّا اطّلاعاتشان عمیق نیست، سطحی است؛ یک چیزی خوانده‌اند و یک اصطلاحی را بر زبان جاری می‌کنند؛». موفق باشید

21668
متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت استاد بزرگوار. با معارفی که ارائه می فرمایید احساس حیات می کنم. انگار زندگی دوباره پیدا کرده ام. خدا خیر دنیا و آخرت به شما عنایت فرماید. من متوجه نمی شوم چه گناهی صغیره است؟ گناهانی که اکثرا جامعه مومنین را هم گرفتار کرده مثل گناه غیبت که کبیره حساب می شود. پس صغیره چه گناهی حساب می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گناهی که به‌کلّی نسبتِ انسان با خدا را به هم بزند مثل شرک، و یا حقوق افراد را نادیده بگیرد و به آبروی افراد ضربه بخورد؛ عموماً در زمره‌ی گناهان کبیره است. موفق باشید

21550

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: نمی دانم هنوز دلتان به این انقلاب قرص است؟ استاد ما شدیدا احساس خطر می کنیم. حتما شعارهای کارگران در مصلای اهواز را شنیدید که به طعنه می گفتند مرگ بر کارگر درود بر ستمگر. حتما مطلعید هر روز در گوشه ای از کشور زنان با جسارتی کشف حجاب می کنند بر روی بلندی می ایستند و روسری سفیدی در دست می گیرد که این آخری را به پائین پرت کردند و چه غوغایی به پا کرد. حتما کلیپ های کارتون خوابها، آشغال جمع کن ها، دیوار نویسی های مرگ بر دیکتاتور و...... را در شهر های مختلف دیده اید. حتما کلیپ های مردم زلزله زده که در گل و لای در سرما زندگی می کنند را مشاهده کرده اید؟ استاد مردم انبار باروتی هستند که فقط منتظر یک انفجارند و حجم عظیمی از مردم اگر سکوت کرده اند فقط از ترس است و اگر این ترس بریزد خدا می داند چه خبر شود. استاد درد اینجاست همه مشکلات دارد بر سر رهبری خراب می شود و مردم می گویند رهبر جامعه اوست و او باید پاسخ وضع فوق اسف بار امروز را بدهد. استاد زمان احساس خطر است. شما چه پیش بینی می کنید؟ آیا کم کم باید منتظر یک آشوب وحشتناک در کشور باشیم؟ با تشکر و التماس دعا. خراب است ایمیل
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته‌باشید که در عین وجود مشکلات و کم نبودن آن‌ها روح جامعه آن چیزی نیست که رسانه‌های معاند آن‌را برجسته می‌کنند؛ بیشتر مردم از همین نظام انتظار دارند که مشکلات را رفع کند. بد نیست نظری به نظر سنجی دانشگاه مریلند در بهمن ماه همین امسال بیاندازید که می‌گوید «بیش از 90درصد مردم ایران معتقد‌اند باید در بستر نظام جمهوری اسلامی اصلاحات انجام گیرد». موفق باشید

21339
متن پرسش
با عرض سلام: آقای طاهرزاده بی مقدمه حرف اصلیم رو بگم، چرا و چرا و چرا سعید طوسی که ۱۰ شاکی خصوصی داشت و حالا دیگه معلوم شده که مقصره چون پرونده تشکیل شد، به چه دلیل تبرئه شد؟ به نظر شما نباید فاتحه قوه قضاییه رو خوند؟ آیا واقعا چون قاری بیت رهبری بوده تبرئه شده؟ واقعا من ناامید شدم به خاطر این اوضاع و با عرض پوزش اگه شما هم بخواهید توجیه کنید از شمام ناامید میشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم قوه‌ی قضائیه در این موارد تحت تأثیر جریانی باشد که رسانه‌های بیگانه می‌گویند. شاهدان دلیل کافی بر ادعای خود نداشتند، قاضی در این مورد کاری جز تکیه بر ادله نمی‌تواند بکند. از کجا که اصل جریان برای بی‌ابروکردن دفتر رهبری مشکوک نباشد! به‌خصوص که رسانه‌های دشمن به طور غیر معمول به این امر دامن می‌زنند. حال آن‌که به ما دستور داده‌اند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا»  اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد، اگر فاسقى برايتان خبرى آورد، نيك وارسى كنيد (الحجرات/6 ) آیا فاسق‌تر از رسانه‌های بیگانه شما فاسقی را سراغ دارید!؟ موفق باشید  

21135
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد در فصل چهار نآشتی با خدا» بحث تعلق روح به تن، می فرمایید که چه «دردها و ناراحتی ها اعم از آنکه در اثر ضرباتی باشه که به بدن وارد می شود و یا در اثر فشارهایی باشه که به روح وارد می گردد و در بدن سرایت میکنه، همه و همه مربوط به روح است.» اخر چطور وقتی مثلا ویروسی توی هوا هست و این ویروس وارد بدن میشه و مثلا دستگاه تنفسی را درگیر میکنه و یا فرد دچار سرماخوردگی میشهف این موضوع مربوط به روح میشه؟ این تاثیر محیط بر جسمه که ربطی به روح نداره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع به طور گسترده در کتاب «خویشتن پنهان» مطرح شده است بدین معنا که:  آنچه نقش اصلى را در بيمارى دارد زمينه‏ ى روحى انسان‏ها است، زيرا بسيارى از ميكروب‏هايى كه در بدنِ افرادِ بيمار هست، در بدن افراد سالم نيز وجود دارند ولى در بدن افراد سالم شرايط آماده‏ ى تأثير ميكروب‏ها نيست. آقاى دكتر «ام. بدو. بيلى» در سال 1928 در مجمع ضد مايه كوبى مى‏ گويد: «حاضرم قاطعانه بگويم كه اولًا: حتى يك مورد هم ثابت نشده كه ميكروب علت اصلى بيمارى باشد. ثانياً: در هيچ موردى سِرمى پيدا نشده كه در درمان يا جلوگيرى از بيمارى موفقيت كامل حاصل كرده باشد»[1] پروفسور پيتنكو براى آن كه فرضيه‏ ى ميكروبى را مورد بحث قرار دهد، محتواى يك لوله آزمايشِ پر از ميكروب وَبا را كه براى يك هنگ سرباز كافى بود، بلعيد و هيچ اتفاقى رخ نداد و گفت: ميكروب‏ها در ايجاد بيمارى «وبا» هيچ نقشى ندارند، موضوع مربوط به استعداد افراد است.[2] اين تجربيات مى ‏رساند كه اگر رابطه‏ ى بين نفس و بدن درست برقرار شود، نفس مى ‏تواند به خوبى بدن خود را در راستاى اهدافى كه به آن بدن نياز دارد تدبير كند. موفق باشید


[1] ( 1)- هارى بنجامين، راهنماى همگان براى درمان طبيعى، شركت انتشارات علمى و فرهنگى ص 43.

[2] ( 2)- همان، ص 44.

20890

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استاد در حال تدوین یک داستان هستم، با موضوع محوری سیره عملی و احوالات معنوی و اهداف متعالی شهداء، بنده طبق سخن خودتون که در یکی از آثارتان فرموده بودید که ما قبل از پیروزی انقلاب کارد به استخوان مان رسیده بود!! بنده بنا دارم که این حالت پژمردگی را در این داستان توصیف کنم و همچنین حالات یک مادر شهید، منتهی چند سوال دارم: 1. بفرمایید که بنده چگونه این حالت کارد به استخوام رسیدن جامعه قبل از انقلاب را شرح بدم؟ لطف کنید مصادیق اقدامات و احوالات فرهنگی آن تاریخ را بیان کنید؟ به عبارتی بهتر بفرمایید چه حالاتی بر جامعه ی آن زمان مستولی شده بود، که حضرتعالی آن را حس می کردید، آن حالات را تشریح نمایید. 2. نقش و سیره عملی «مادر» شهید را چگونه توصیف کنم؟ 3. قبل از پیروزی انقلاب، رابطه ی همین شهداء با امام عزیز چگونه بود، چه نگاه نسبت به هم داشتند؟ اشراقی بود آیا؟ استاد لطف کنید کامل و دقیق به سئوالات بنده پاسخ دهید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در این موارد بایدبا جمع‌بندیِ لازمی وارد کار شوید. امثال بنده نهایتاً می‌توانم راه‌هایی را به صورت کلی نشان دهم. 1- از یک جهت در جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» و از جهت دیگر در مقاله‌ی «ای امام» می‌توانید در رابطه با فضای انقلاب اسلامی تأمّل کنید 2- این‌که فرزندانشان را برای اسلام تربیت می‌کردند و نه برای خود 3- روح حاکم در محافل مذهبی تنفر به نظام شاهنشاهی بود و ارادت به امام، ولی به صورت کلی. و همین امر منجر شد تا وقت مناسب، عکس‌العمل لازم را نشان دهند. موفق باشید

19681

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقت تون بخیر، عید شما مبارک. یه مدتی هست که دلم نشاطش رو از دست داده. نمی تونم مثل قبل نماز شب یا قرآن یا هر دعای دیگه ای رو انجام بدم. قبلا این کارا رو خیلی راحت انجام می دادم ولی بدون باور و اعتقاد درست و محکم، اما الان که باورهایم قوی تر شده اراده ی انجام این کارا برام سخت تر شده. از این بابت خیلی ناراحت و نگرانم احساس می کنم بدترین فرد روی زمین هستم وقتی که باورهایم را نمی توانم با اراده ام جامه ای زیبنده اسلام و مسلمان بودنم بپوشانم، خیلی ناامید هستم از خودم و تنها امیدوار به لطف خدا هستم. نمی دونم باید چکار کنم تا از این بی اراده بودن تو انجام اعمال رها بشم و تنها ایمان نداشته باشم که ایمان بدون عمل صالح اصلا ارزشی نداره و برعکسش هم همین طور. این دو با هم هستند که قیمتی می شوند. استاد به نظرتون باید چکار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه بعضاً که آمادگی پرواز دارد هم عقل بهتر مطالب را درک می‌کند و هم قلب، اگر قلب در صحنه باشد قلب در بسط قرار می‌گیرد و اگر عقل در صحنه باشد و موضوع مورد نظر عقلی باشد، عقل در بسط قرار می‌گیرد. هراندازه خود را گرفتار آرزوهای دنیایی نکنیم و پرحرفی را کنار بگذاریم، عقل و قلب منوّر به بسط می‌شوند. ظاهراً قصه از همین قرار است در حدّی که مولوی هم ما را نصیحت می‌کند که عاقلانه با این موضوع برخورد کنیم و نگران نباشیم. می‌گوید: ای برادر عقل یک‌دم با خود آر / دمبدم در تو خزان است و بهار. خوب است که هر روز  مدتی با «دعای صباح» مأنوس باشید. موفق باشید

نمایش چاپی