باسمه تعالی: سلام علیکم: احساسِ درونی به شکل حضوری است و انسان به آن احساس علمِ حضوری دارد. حال اگر آن احساس به صورتی عمیقتر در روح ما جای گیرد، بعد از بدن هم با ما خواهد بود و آن احساس، اگر علمِ به نداشتنِ کمال باشد به صورت آتش از درون و بیرون، انسان را فرا میگیرد. در این مورد میتوانید به کتاب «معاد؛ بازگشت به جدّیترین زندگی» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه بعضاً که آمادگی پرواز دارد هم عقل بهتر مطالب را درک میکند و هم قلب، اگر قلب در صحنه باشد قلب در بسط قرار میگیرد و اگر عقل در صحنه باشد و موضوع مورد نظر عقلی باشد، عقل در بسط قرار میگیرد. هراندازه خود را گرفتار آرزوهای دنیایی نکنیم و پرحرفی را کنار بگذاریم، عقل و قلب منوّر به بسط میشوند. ظاهراً قصه از همین قرار است در حدّی که مولوی هم ما را نصیحت میکند که عاقلانه با این موضوع برخورد کنیم و نگران نباشیم. میگوید: ای برادر عقل یکدم با خود آر / دمبدم در تو خزان است و بهار. خوب است که هر روز مدتی با «دعای صباح» مأنوس باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از جهتی میتوان گفت عبور از غضب، عبور از آخرین سنگر است که انسان برای آزاد شدن از سیطرهی شیطان باید طی کند و برای این کار، باید بتوانید برنامه ریزی کنید. کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام با شرح صوتی بنده انشاءالله میتواند مفید بیفتد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در آموزههای فارسی فرق چندانی در بین آنها نیست. در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» در نکتهی دهم و در کتاب «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای روح» عرایضی در این مورد شده است 2- همینطور است که میفرمایید و این نکتهی بسیار دقیقی است 3- با توجه به اینکه فتوای مقام معظم رهبری آن است که اگر مردم نظام اسلامی را نخواهند، ولایت ولیّ فقیه شرعی نیست. آیا به نظر شما این مشکل را حل نمیکند؟ میماند آیا در حال حاضر مردم با اصل نظام مشکل دارند، یا با انحرافاتی که در نظام پیش آمده است؟ عرایضی در جواب سؤال شمارهی 18695 در این مورد شده است. قسمت سوم سؤال جنابعالی مشکلی ندارد که در معرض دید عموم قرار نگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم عین ثابته منحصر به زن و مردبودن انسان نیست ولی تا چه اندازه شامل ابعاد دیگر میشود، برای هرکسی معلوم نیست. به همین جهت اسمِ آن را «سرِّ قَدَر» گذاشتهاند و بسیار کماند آنهایی که متوجهی سرّ قدر خود باشند و بدین لحاظ است که بنده به کاربران عزیز توصیه میکنم برای درک این علوم، خود را محدود به سؤال و جواب نکنند. بلکه سعی کنند با رجوع به متون اصلی، مطلب را دریابند و در آن رابطه اگر سؤالی برایشان پیش آمد، جواب امثال بنده میتواند کمککارشان باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فکر میکنم سیر مطالعاتی مطرحشده بر روی سایت کمککار خوبی باشد. 2- کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «چه نیازی به نبی» در این رابطه افقهایی را میگشاید إنشاءاللّه. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً همینطور است. ما فعلاً در حال هزینهدادن آن غفلت هستیم و عملاً ناخواسته در حاشیهی دنیای مدرن قرار گرفتیم هرچند از نظر سیاسی بحمدللّه جهان ما جهان بیرون از دنیای مدرن است. آنچه شدیداً بنده را امیدوار می کند روحیهی توحیدی و سعهی صدری است که در ذات انقلاب اسلامی نهفته است که میتواند همهی عالم را از آن خود کند و استکبار را از جهان بیرون نماید که البته این بحث، عرضِ عریضی دارد و اگر نتوانیم درست موضوع را تبیین کنیم، ما را به یک خوشباوری متهم میکنند. شاید در سلسله بحثهای «انقلاب اسلامی، طلوعی بین دو جهان» که در «خانهی طلاب» بحث میشود بتوان موضوع را تا حدّی روشن نمود و معنای حضور در آینده به شکل حقیقی خود تبیین شود.
ما خواستیم در این تاریخ با انقلاب اسلامی وارد جهانی شویم که جهان سیطرهی فرهنگ غرب نباشد، ولی بالاخره ناخودآگاه خود را در حاشیهی جهان مدرن یافتیم. فعلاً به دنبال مقصر نمیگردیم و بر این هم تأکید نمیکنم که ظرفیت آن را داشتیم که در جهانی حاضر شویم که جهان سیطرهی غرب نبود. ولی هرچه هست فعلاً اینجا هستیم که از جهاتی - و نه در همهی جهات- در حاشیهی جهان مدرن هستیم و نیازمند نوعی بازخوانی هستیم که فعلاً در این تاریخ که تاریخ ابتدای انقلاب و آن آمادگی نیست، چه باید باشیم و چه باید بکنیم که با خود نوعی احساس بودن داشته باشیم، بودنی که از خودمان باشیم و احساسِ «حقالیقینی» را کم و زیاد در خود احساس کنیم که در این زمانه گویا این تنها معنای بودنی است که میتوانیم خود را بپذیریم.
آری! همانطور که انقلاب اسلامی همچون موجودی زنده مراحلی را به سوی بلوغ دارد، نسبت ما نیز با این ودیعهی الهی مناسب حضور تاریخیاش در مراحل گوناگون به یک معنا متفاوت میشود - بدون انکار اصلِ وجود تاریخیاش- در این رابطه میتوانم بفهمم چرا میفرمایید بنده در حال تنقیح مبانی خود در رابطه با نحوهی رجوع به تفکر غربی هستم از آن جهت که وسعت توحیدی انقلاب اسلامی حالت اقیانوسی به خود گرفته که به یک معنا میفهمیم چگونه میتوان دغدغههای کانت و هگل و هایدگر را در مواجهه با تاریخ مدرن درک کرد، بدون آنکه از بستر تاریخی خود غافل گشت و از خودِ اسلامی- ایرانیِ خود در جای دیگر حاضر شد. ولی از این هم نباید ترسید که برای حاضرشدن در جهانی که انقلاب اسلامی بنا دارد در آن حاضر شود تا عقیم نماند، نمیتوان از شناگری در اقیانوس ترسید. آری! آنهایی که آمادگی چنین حضوری را ندارند نباید وارد شوند و به نظر میآید عرفان و حکمت اسلامی در کنار فهم قرآن به قرائت علامهی طباطبایی «رحمةاللّهعلیه»، شرط چنین حضوری است وگرنه این آتش نمرودی به گلستان تبدیل نمیشود تا فرهنگ انقلاب اسلامی را جهانی کند و تنها در محدودهی حضور سیاسی در مقابل استکبار که آن هم امر مبارکی است، باز میایستیم و معنای دعوت گورباچف را که حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» او را به ملاصدرا و ابنعربی دعوت کردند، در نطفه میماند.
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً این ادعیه، سینه به سینه منتقل میشده، و به قدری زیبا و ارزشمند بوده است که کسی به دنبال سلسله سند آن نمیرفته. حقیقتاً قسمت دوم دعای «عرفه» را میتوان به شعوری غیر از شعور معصوم نسبت داد؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم هیچ راهی جز آنچه آن پیرمرد از آن دریافت کرد، نیافتم که همان اشک ریختن است با دیدن این غزل و با توصیفی که در آن شرایط پیش آمدهاست. راستی را آیا جز این است که جناب حافظ لسان الغیب است و غیب، چیزی است که هر جا ظهور کند همهی آنچه باید به ظهور آید به میان میآورد و چه چیزی زیبا تر از قصهی حضرت سیدالشهدا «علیهالسلام» وقتی که لسان الغیب از ابعاد غیبیِ آن سخن بگوید؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع تربیتها انسانها را دیندار نمیکند، هرچند ممکن است مثل تربیتهای غربی، انسانها را اجتماعی و منظم بنماید. ولی اسم آن را نباید دین گذاشت. یکی از شاخصههای مهم پیامبران همیشه این است که مردم را در فضایی به دینداری دعوت میکنند و سخن هر کدام از آنها این است که: «وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ الْعَالَمِينَ» و من اجری از شما برای رسالت نمیخواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم. البته مردم وظیفه دارند نسبت به نیاز های روحانیت بی تفاوت نباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش این موضوع، موضوعی نیست که در حدّ نظردادن از طرف بنده باشد. مربوط به اساتید تربیت کودک است که با یک بررسیِ جامع نظر خود را اظهار کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود جناب علامه هم دائماً به جهت دقتهای ادبی «مجمعالبیان» به آن تفسیر نظر دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون اگر مُهری و اتهامی بر شخصیت کسی خورده شد دیگر آن شخص در نزد بقیه با آن مهر و اتهام شناخته میشود و این، حقِ افرادی که هرلحظه میتوانند تغییر مسیر بدهند، نیست. آری! اگر فسق کسی علنی بود در آن صورت میتوانیم آن را به بقیه معرفی کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر اینکه کاملاً مخالف آنهایی هستم که چنین نگاهی به آقای روحانی دارند؛ از آن مهمتر سخنان اخیر رهبری با اعضای خبرگان است که بحث ویروس بدبینی را مطرح کردند و دقیقاً روی همین موضوع دست گذاشتند که انتقاد منطقی و مدلل آری، ولی ویروس بدبینی بسیار مضرّ است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی را با مطالعهی کتابهایشان باید شناخت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر متوفی مدتهای مدیدی به بدنش میباشد به جهت تعلقی که به بدنش دارد. و در راستای همین توجه به بدن است که به تربت حضرت سیدالشهدا «علیهالسلام» که با بدن دفن شده توجه میکند و منتقل میشود به نور آن حضرت، وگرنه، نه بدن مادی و نه تربت مادی به خودی خود نقش ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر عبور از تمایز بین سوبژه و اُبژه و رسیدن به حقیقت یگانهای که بین انسان و عالم وجود هیچ دوگانگی در میان نباشد، مطالعهی کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» را پیشنهاد میکنم مشروط بر آنکه کتاب، تا آخر خوانده شود. موفق باشید
