باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر با نظر به حضرت حق از امام به عنوان واسطهی فیض بخواهیم و یا از حضرت حق با نظر به واسطهبودنِ امام بخواهیم، هر دو ممکن است. به آن روایتی که اشاره کردید چندان نمیتوان اعتماد کرد. ۲. هرچه هست چیز خوبی است و نمیگذارند شما در باورهای اولیهی خود متوقف شوید. ۳. این مطلب را إنشاءاللّه بعداً و بعد از دنبالکردنِ مباحث «برهان صدیقین» در کتاب «چگونگی فعلیتیافتن باورها» میتوانید دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تفسیری مثل تفسیر «المیزان» بعد از دنبالکردن شرح صوتیِ چند سوره که بنده عرض کردهام، میتواند شما را با دریایی از معارف روبهرو کند. در ثانی: به نظر بنده خوب است سورههایی که تفسیر آنها را میدانید از قرآن و با قرائت آن سورهها، وسیلهای به عنوان تذکر استفاده نمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا اینطور فکر نکنیم که «دیده آن باشد که باشد شهشناس / تا شناسد شاه را در هر لباس». آری! وقتی نود که حضرت نایبالامام است در صحنه است و عملاً جانِ ما نور او را درک میکند، و شناخت نورِ صد که خود امام میباشند نیز، در باطنِ ما هست و قدرت شناخت ایشان را نیز داریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: توفیق میخواهد إنشاءاللّه شرایط آن فراهم شود. فکر میکنم مباحث «معرفت نفس» و «فصوصالحکم» تا حدّی جبران آن مطالب باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه پیامبر خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» میفرمایند: «إنّ فی ایّام دَهرکم لَنفحات اَلا فتعرضوا لها» در روزگاران و در تاریخ زندگی شما، نفحهها و إشراقهایی هست، سعی کنید خود را در معرض آنها قرار دهید. پس تنها ما میتوانیم با انجام وظیفهی الهی خود را در معرض نفحات الهی قرار دهیم تا خداوند مطابق استعداد ما و تقدیرات خود آنچه از انوار الهی خود لازم میداند را عطا فرماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح آیهی مذکور عرایضی که در تبیین سورهی نساء شد، پیش آمد مبنی بر اینکه آن نوع زدن که در آیهی مذکور مطرح است مربوط به زنان ناشزه میباشد که از خانه بدون خبردادن طوری خارج شدهاند که احتمال ارتباط با نامحرم در آن میرود و لذا قرآن خواسته است آنچه را باید محاکم قضایی اجرا کنند که آبروی خانواده به خطر میافتد را؛ همان همسر خانم اجرا کند وگرنه کجا شما یک مورد هم یافتهاید که پیامبر خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» و ائمهی هدی«علیهمالسلام» چنین برخوردهایی با همسرانشان داشته باشند؟! با اینکه بعضی از آنها حرکاتی مقابل نظر پیامبر خدا انجام دادهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال اگر طرف توبه کند عذاب آخرتی از او برداشته میشود، چه بعد از قصاص توبه کند و چه قبل از آن. عمده توبه به معنای رجوع به حق است جهت طلب مغفرت از حضرت ربّ العالمین. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرقی نمیکند. در هر زمانی انسانهای وارستهای هستند که در عین زمانشناسی، اصولِ زندگی حقیقی را بر مبنای دستورات حضرت ربّ العالمین میشناسند و عمل میکنند. عمده آن است که ما متوجه باشیم در هر تاریخی چگونه آن اصول را در زندگی خود شکل دهیم. آیا امروز امثال چمرانها و خرازیها و صیاد شیرازیها و آوینیها نمیتوانند الگو و اسوهی امروزین ما باشند؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته که میفرمایید نکتهی بسیار دقیقی است از آن جهت که در بستر یک حقیقت که به صورت تشکیکی ظهور میکند به موضوع مینگریم. مثل آنکه در عین شدت و ضعفی که نور دارد، با نور روبهروییم. لذا حقانیت کلام در بستر همهی این رجوعها به قرآن یا به سخنان ائمه مدّ نظر میباشند. یعنی در عین یک حقیقت واحد، جلوات مختلف آن نباید مورد غفلت قرار بگیرد و آن وجه وحدانی و حقانی متن یا سخن، محور وحدت همهی صورتهای متفاوت آن میباشد. این یعنی نظر به وحدت در عین کثرت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید متوجهی تفاوت بین ارتباط خدا با مخلوق و ارتباط مخلوق با خدا بود. آری! ارتباط خدا با مخلوق، محدود به هیچچیزی نیست. لذا فرمود: «إنّی قریب». ولی ارتباط بین مخلوق با خدا، بستگی به عوامل مختلف دارد مثل داشتن حال تواضع یا حضور در مکانهای مقدس و یا پیشآمدنِ زمانهای مقدس. و موضوع عرضهشدن اعمال در روزهای دوشنبه و پنج شنبه به اعتبار آمادگی بیشتر زمانی است که ظرفیت آن عرضه به جهت رفع حجابهایی که بین عبد و ربّ است، در آن بیشتر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد عرفان و فلسفه، موضوعات عقیدتی است و مقدم بر تقلید است. و اساس تقلید بر امورِ عملی است که لباسپوشیدن نیز از همین امور عملی میباشد که در حوزهی نظرِ فقهِ فقهاست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم مشکلی باشد. عمده ستر و پوششی است که موجب تبرّج و خودنماییِ خانمها بگردد و منجر به انحراف روح آنها از وحدت به سوی کثرت گردد و جلب نظر نامحرم در میان آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت در آن روایت میفرمایند: «لباس خود را نيك كنيد و لوازم خود را به اصلاح آريد چنان كه در ميان كسان مانند خالى نمودار باشيد» و به نظر بنده ترجمهی آقای ابو القاسم پاينده خوب است. البته بنده ترجمهی آقای احمدیان را ندیدهام 2- مراد از «رحال» کالا و لوازم میباشد 3- به شرایط تاریخیِ روایت توجه کنید که روحیهی صحرانشینی و زندگی در همان محلی که شتران را میخواباندند چهرهای از مسلمانان به میان آورده بود که ابداً با روحیهی تمدنسازی اسلامی سازگار نبود. حضرت میخواهند آنها را به یک نحوه زندگی شهری وارد کنند. حال در زندگی شهری است که باید مواظب بود لباسهای ما موجب تبختر یا شهرت نگردد، نه اینکه تفاوتی بین مسلمانان مجهز به زندگی شهری و زندگیِ صحرانشینی نباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع به طور گسترده در کتاب «خویشتن پنهان» مطرح شده است بدین معنا که: آنچه نقش اصلى را در بيمارى دارد زمينه ى روحى انسانها است، زيرا بسيارى از ميكروبهايى كه در بدنِ افرادِ بيمار هست، در بدن افراد سالم نيز وجود دارند ولى در بدن افراد سالم شرايط آماده ى تأثير ميكروبها نيست. آقاى دكتر «ام. بدو. بيلى» در سال 1928 در مجمع ضد مايه كوبى مى گويد: «حاضرم قاطعانه بگويم كه اولًا: حتى يك مورد هم ثابت نشده كه ميكروب علت اصلى بيمارى باشد. ثانياً: در هيچ موردى سِرمى پيدا نشده كه در درمان يا جلوگيرى از بيمارى موفقيت كامل حاصل كرده باشد»[1] پروفسور پيتنكو براى آن كه فرضيه ى ميكروبى را مورد بحث قرار دهد، محتواى يك لوله آزمايشِ پر از ميكروب وَبا را كه براى يك هنگ سرباز كافى بود، بلعيد و هيچ اتفاقى رخ نداد و گفت: ميكروبها در ايجاد بيمارى «وبا» هيچ نقشى ندارند، موضوع مربوط به استعداد افراد است.[2] اين تجربيات مى رساند كه اگر رابطه ى بين نفس و بدن درست برقرار شود، نفس مى تواند به خوبى بدن خود را در راستاى اهدافى كه به آن بدن نياز دارد تدبير كند. موفق باشید
[1] ( 1)- هارى بنجامين، راهنماى همگان براى درمان طبيعى، شركت انتشارات علمى و فرهنگى ص 43.
[2] ( 2)- همان، ص 44.
باسمه تعالی: سلام علیکم: یا باید بگوییم زیارت عاشورا حدیث قدسی است به این معنا که خداوند بر قلب حضرات باقر و صادق «علیهماالسلام» آن را القاء کردهاند تا آن حضرات خودشان حضرت سیدالشهدا «علیهالسلام» را زیارت کنند و یا باید بگوییم حضرت حق در آن زیارت به زبان عبد سخن گفته. مثل سورهی حمد که در عین وحی الهیبودن، حضرت حق میفرمایند: «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین». موفق باشید
اسمه تعالی: سلام علیکم: حرفهای درستی میزنید. به نظر بنده اسلام توان تربیت انسانهایی را دارد که در اوج عدالت، جامعهی خود را به بهترین نحو اداره کند، ولی آموزههای ما آنچنان نسبت به اسلام ضعیف است که چنین انسانهایی را میپروراند که امروز شما با آن روبهرو هستید و آن حساسیت لازم را نسبت به عدالت و آزادی نشان نمیدهند و در این انتخابات طوری عمل کردند که گویا نفس امّارهی آنها بیشتر از حقیقت اصالت دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان ظرفیت آن را دارد که «دل با یار داشته باشد و دست در کار»، این حالت را وحدت در عین کثرت گویند. سعی بفرمایید با مطالعات عمیق، روح خود را تغذیه کنید و عبادات خود را با طمأنینه انجام دهید و در ضمن با رفقا مرتبط باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنوز نه! ولی در حال ویرایش آن هستم تا به صورت کاملتر در معرض نظر کاربران عزیز قرار گیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک سیر مطالعاتی در پیش گیرید تا در دلِ معارفی که بهدست میآورید جایگاه نظرات جدید را بیابید. ان شاءالله سیر مطالعاتی موجود بر روی سایت در این امر کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنباء و تشریع مربوط به مقام خلیفة اللّه است که بذات مربوط به حضرت محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» میباشد و لذا ائمه«علیهمالسلام» از این جهت مقام تشریعی ندارند هرچند که تمام حقیقتِ تشریع را به نور وجود خود میشناسند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پسر! این حرفها چیست؟!! به جملهی اميرالمؤمنين (ع) فکر کنید که میفرمایند:
|
ما فاتَ مَضَي وَ ما سَيأتِي فَأين |
قُم فَاغْتَنِم الْفُرْصَةَ بَينَ الْعَدَمَين |
آنچه از دست رفت که گذشت، و آنچه هم که نيامده، کو؟ پس همت کن و فرصتي را که بين دو عدم - گذشتهاي که رفت و آيندهاي که نيامده- قرار دارد، غنيمت شمار همچنان که حضرت می فرمایند: «الْمَرْءُ بَيْنَ سَاعَتَيْهِ»[1] انسان بین دو ساعت- ساعتی که گذشت و ساعتی که نیامده- جای دارد
خداوند با نوري که بر قلب انسان مياندازد، او را با خودش روبهرو ميکند تا راه را به او بنماياند، از اين به بعد اين انسان است که بايد مواظب باشد از آن ملاقات گوارا نهايت استفاده را بکند وگرنه آن نور ميرود و او براي هميشه محروم ميشود. حضرت اميرالمؤمنين (ع)در اين مورد ميفرمايند:
«مَنْ وَجَدَ مَوْرِداً عَذْباً يَرْتَوي مِنْهُ فَلَمْ يَغْتَنِمْهُ يُوشِكَ أنْ يَظْمَأَ وَ يَطْلُبَهُ فَلا يَجِدَهُ».[2]
هرکه جايگاه آب گوارايي را که ميتواند از آن سيراب گردد بيابد و آن را غنيمت نشمارد، بی شک تشنه ماند و در شرایطی قرار گیرد که طلب آن کند پس آن را نيابد.
یافتن آب گوارا در حدیث فوق، همان به سراغآمدن «وقت» است و غنيمتشمردن آن، به اين شکل که انسان قلب خود را براي تجلي آن نور از هر فکر و خاطري خالي کند و از غير حق جان را منصرف گرداند، در اين حال ميگويند به پيام «وقت» عملکرد.
در همين رابطه است که حضرت اميرالمؤمنين (ع) ميفرمايند: «في كُلِّ وَقْتٍ عَمَلٌ»[3] در هر وقتي عملي است. و نيز ميفرمايند: «مَنْ أَخَّرَ الْفُرْصَةَ عَنْ وَقْتِهَا فَلْيَكُنْ عَلَى ثِقَةٍ مِنْ فَوْتِهَا»،[4] هر که فرصت مناسبي را از دست دهد بايد مطمئن باشد که آن «وقت» ديگر به دست نميآيد.
چون وقتي در «وقت» قرار گرفتي، آن وقت هدية الهي است براي ارتباط خاص با حقايق و اسماء خاص که مخصوص همان وقت است و راهنما به اموراتي است که شايسته است سالک در همان «وقت» متوجه همة آنها شود. حال اگر به جهت مشغلههاي دنيايي از آن استفاده نکردي، به خفا ميرود و ديگر آن را نمييابي. موفق باشید
[1] - «تصنيف غرر الحكم و درر الكلم»، ص 473.
[2] - «غررالحكم»، ص474.
[3] - «بحارالانوار»، ج 34 ، ص 175 .
[4] - «مستدرك الوسائل»، ج 12 ، ص 143.
