بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18897
متن پرسش
با سلام: استاد بزرگوار مشکل من عصبانیته. اولین بار هفت سالم بود که به شدت عصبانی شدم، مرتبه ی بعدی در دوران راهنمایی و ... امروز صاحب همسر و یک دختر دو ساله هستم و علی رغم توسل به اهل بیت و تلاشهای مکرر از عهده کنترل خشم بر نمی آیم و بعد از به دنیا آمدن دخترم عصبانیت ها تعدادش بیشتر و شدتش زیاد تر شده... همیشه عذاب وجدان دارم در شرایط خارج از عصبانیتم همه تلاشم خوش خلقی و رعایت حقوق کودکانه ی فاطمه و رعایت حق همسرم است اما ناگهان با بهانه هایی برای دقایقی همه چیز را خراب می کنم. امیدی هم به مراجعه به روان پزشکان ندارم. لطفا راهنمایی ام کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از جهتی می‌توان گفت عبور از غضب، عبور از آخرین سنگر است که انسان برای آزاد شدن از سیطره‌ی شیطان باید طی کند و برای این کار، باید بتوانید برنامه ریزی کنید. کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام با شرح صوتی بنده ان‌شاءالله می‌تواند مفید بیفتد. موفق باشید

17989
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز فرمودید عین ثابت همیشه ثابت است حال سوال اینکه آیا این عین ثابت من فقط مربوط به انسانیت من می شود یا شامل جزییات دیگر اخلاقی و... است؟ لطفا راهنمایی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم عین ثابته منحصر به زن و مردبودن انسان نیست ولی تا چه اندازه شامل ابعاد دیگر می‌شود، برای هرکسی معلوم نیست. به همین جهت اسمِ آن را «سرِّ قَدَر» گذاشته‌اند و بسیار کم‌اند آن‌هایی که متوجه‌ی سرّ قدر خود باشند و بدین لحاظ است که بنده به کاربران عزیز توصیه می‌کنم برای درک این علوم، خود را محدود به سؤال و جواب نکنند. بلکه سعی کنند با رجوع به متون اصلی، مطلب را دریابند و در آن رابطه اگر سؤالی برایشان پیش آمد، جواب امثال بنده می‌تواند کمک‌کارشان باشد. موفق باشید

17397

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
1. بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام و خسته نباشید خدمت حضرتعالی: حضرت امام در کتاب مصباح الهدایه در ومیض 12 می فرمایند از آنجا که حضرت رسول (ص) صاحب مقام جمعی بودند دیگر مجال تشریع برای هیچ کس باقی نماند و بقیه ائمه بالتبع دارای این مقامند. آیا خود ائمه معصومین و بعد انسانهایی که اسفار اربعه را طی می کنند بدون رجوع به آنچه از پیامبر رسیده خودشان مستقیما با حقیقت دین محمدی ارتباط برقرار کنند و خود مستقیما تشریع کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إنباء و تشریع مربوط به مقام خلیفة اللّه است که بذات مربوط به حضرت محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌باشد و لذا ائمه«علیهم‌السلام» از این جهت مقام تشریعی ندارند هرچند که تمام حقیقتِ تشریع را به نور وجود خود می‌شناسند. موفق باشید

17296

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی: دلیل اینکه گفته شده است که وجود پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم چه زنده باشد و چه زنده نباشد مورد منفعت انسانها است در چیست؟ از دیدگاه علامه حسن زاده. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که بر روی سایت هست شده است، خوب است رجوع فرمایید. موفق باشید

16860

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: استاد بنده به فرمایش حضرتعالی مقالات آیت الله شجاعی رحمت الله علیه را آغاز نمودم. اما در خصوص آن روایتی که امیر مومنان علی علیه السلام که پیرامون ارکان و شرایط توبه فرمودند سوالی دارم آن رکن 5 که حضرت فرمودند «آن گوشتی را که بر تن تو در حال گناه و با لذت معاصی روییده است ذوب کنی تا جایی که پوست به استخوان بچسبد و بین آن ها گوشت تازه ای بروید» لطف بفرمایید این رکن را دقیقا تشریح نمایید. تا ان شاءالله تعالی آن به توبه ی که مورد خشنودی حضرت حق و امیرالمومنین علی علیه سلام هست مفتخر گردم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با ادامه‌ندادنِ آن گناهان و ماندن بر عزمی که شروع کرده‌اید، عملاً آن توبه محقق می‌شود. زیرا بدن انسان در حال استحاله‌ی مستمر است. موفق باشید

14842
متن پرسش
با سلام و ادب: استاد مگر دین اسلام تحقیقی نیست و باید با تحقیق به دست آید. حال اگر کسی در خانواده مسلمان به دنیا بیاید و با تحقیق به این نتیجه برسد اسلام دین خوبی نیست این شخص اسم مرتد فطری می گیرد و حکمش اعدام است حتی بدونه توبه. خوب پس تحقیق یک امر بی ارزشی است چرا که اگر تحقیق کند باز حکم مرتد فطری را دارد. ممنون در این زمینه نظراتان را بیان فرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در قرآن داریم که: یهود برای ضربه‌زدن به اسلام، بعضی‌ها مأمور می‌شدند که صبح اعلام کنند ما مسلمان شده‌ایم و بعد عصرهنگام بگویند تحقیق کردیم متوجه شدیم اسلام دین حقیقی نیست و دروغ است. و قرآن دستور داده است با این توطئه‌گران که در مقابل حق و حقیقت نقشه می‌کشند، برخورد شود. چون این‌ها دشمن حقیقت‌اند. در حالی‌که اگر صِرف تحقیق بود خداوند در سوره‌ی توبه می‌فرماید: «به آن‌ها اجازه دهید وارد جامعه‌ی اسلامی شوند، تحقیق کنند و بعد در حفاظت مسلمین برگردند به قبیله‌ی خود و هرطور خواستند تصمیم بگیرند». در مورد سؤال شما نیز قضیه از این قرار است که واقعاً اگر کسی در نظام اسلامی متولد شده است و اهل تحقیق است و در مورد اسلام تحقیق کرده است، جایی برای آن می‌ماند که اعلام کند اسلام دروغ است و بخواهد به دین دیگری گرایش پیدا کند؟ یا عملاً این یک توطئه است در زیر پوشش تحقیق. و این غیر از آن است که بنده و جنابعالی بدون آن‌که نسبت به اسلام کافر شویم، در رابطه با بقیه‌ی ادیان تحقیق نماییم. موفق باشید  

27740
متن پرسش
سلام استاد گرامی: طاعات قبول درگاه حق. در سخنانتان از کتب امام (ره) خیلی سخن گفته اید و بیشتر به شرح حدیث جنود عقل ارجاع می دهید می خواستم بدانم نظرتان در ارتباط گرفتن با کتاب چهل حدیث امام (ره) چیست؟ چگونه از این کتاب سلوکی و اخلاقی استفاده بیشتر ببریم؟ در فرجام کتاب حدیثهای آخر بسیار مشکلند برای درک بهتر آنها توصیه ای یا منبعی ارائه فرمایید. سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب شریف «چهل حدیث» از حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» برعکسِ آن‌که به عنوان یک کتاب اخلاقی در ذهن‌ها رفته است؛ یک کتابِ عرفانیِ فنی است و کسانی می توانند به آن رجوع کنند که رویهمرفته با عرفان آشنا باشند. ولی کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» همان‌طور که در ابتدای آن می‌فرمایند یک کتاب اخلاقیِ عملی است. موفق باشید

25154

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز: استاد بنده به نکته هشتم ده نکته رسیده ام و در پوست خودم نمی گنجم وقتی به آیات قرآن نهج البلاغه و دیگر روایات نگاه می کنم و متوجه این نوع نگاه می شوم و چقدر این مباحث حضور می آورد. استاد چند سوال داشتم از محضرتون: ۱. با توجه به حضور مجردات در عالم، مخاطب ما در دعا کردن خدا باید باشد یا امام زمان (عج)، اگر هنگام گناه باید امام را در خانه خدا واسطه کنیم چرا فرعون وقتی از حضرت موسی (ع) درخواست کرد پاسخی داده نشد؟ ۲. بعد از فهم مباحثتان حضور خوبی در نماز احساس می کنم اما شبهاتی در رابطه با ذات خداوند اذیتم می کند آیا این دسته از شبهات از طرف شیطان است یا خداوند می خواهد آزاد شویم از این شبهات و با حضور بیشتری در نماز حاضر شویم؟ ۳. متوجه این سخن پیامبر (ص) نشدم که می فرمایند «الان قیامتی قائم» آیا صرف دیدن آینده مد نظر است یا اینکه قیامت افراد برپاست الان؟ در پناه خدا باشید استاد عزیز تر از جان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر با نظر به حضرت حق از امام به عنوان واسطه‌ی فیض بخواهیم و یا از حضرت حق با نظر به واسطه‌بودنِ امام بخواهیم، هر دو ممکن است. به آن روایتی که اشاره کردید چندان نمی‌توان اعتماد کرد. ۲. هرچه هست چیز خوبی است و نمی‌گذارند شما در باورهای اولیه‌ی خود متوقف شوید. ۳. این مطلب را إن‌شاءاللّه بعداً و بعد از دنبال‌کردنِ مباحث «برهان صدیقین» در کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید

24628
متن پرسش
سلام علیکم وقتتون بخیر استاد گرانقدرم. نظرتون راجع به این متن چیست؟ به نظرم خیلی زیبا بود. خاطره ای از دکتر زرین کوب: روز عاشورا بود و در مراسمی به همین مناسبت به عنوان سخنران دعوت داشتم، مراسمی خاص با حضور تعداد زیادی تحصیل کرده و به اصطلاح روشنفکر و البته تعدادی از مردم عادی، نگاهی به بنر تبلیغاتی که اسم و تصویرم را روی آن زده بودند انداختم و وارد مسجد شده و در گوشه ای نشستم، دنبال موضوعی برای شروع سخنرانی خودم می گشتم، موضوعی که بتواند مردم عزادار را در این روز خاص جذب کند، برای همین نمی خواستم فعلا کسی متوجه حضورم بشود، هر چه بیشتر فکر می کردم کمتر به نتیجه می رسیدم، ذهنم واقعا مغشوش شده بود که پیرمردی که بغل دستم نشسته بود با پرسشی رشته ی افکار را پاره کرد: ببخشید شما استاد زرین کوب هستید؟ گفتم: استاد که چه عرض کنم ولی زرین کوب هستم. خیلی خوشحال شد مثل کسی که به آرزوی خود رسیده باشد و شروع کرد به شرح اینکه چقدر دوست داشته بنده را از نزدیک ببیند. همین طور که صحبت می کرد، دقیق نگاهش می کردم، این بنده خدا چرا باید آرزوی دیدن من را داشته باشد؟ چه وجه اشتراکی بین من و او وجود دارد؟ پیرمردی روستایی با چهره ای چین خورده و آفتاب سوخته، متین و سنگین و باوقار. می گفت مکتب رفته و عم جزء خوانده، و در اوقات بیکاری یا قرآن می خواند یا غزل حافظ و شروع به خواندن چند بیت جسته و گریخته از غزلیات خواجه، و چه زیبا غزل حافظ را می خواند. پرسیدم: حالا چرا مشتاق دیدن بنده بودید؟ گفت: سؤالی داشتم گفتم: بفرما پرسید: شما به فال حافظ اعتقاد دارید؟ گفتم: خب بله، صددرصد گفت: ولی من اعتقاد ندارم پرسیدم: من چه کاری میتونم انجام بدم؟ از من چه خدمتی بر میاد؟ (عاشق مرامش شده بودم و از گفتگو با او لذت می بردم) گفت: خیلی دوست دارم معتقد شوم، یک زحمتی برای من می کشید؟ گفتم: اگر از دستم بر بیاد، حتما، چرا که نه؟ گفت: یک فال برام بگیرید گفتم ولی من دیوان حافظ پیشم ندارم. بلافاصله دیوانی جیبی از جیبش درآورد و به طرفم گرفت و گفت: بفرما مات و مبهوت نگاهش کردم و گفتم، نیت کنید فاتحه ای زیر لب خواند و گفت: برای خودم نمی خوام، می خوام ببینم حافظ در مورد امروز (روز عاشورا) چی می گه؟ برای لحظه ای کپ کردم و مردد در گرفتن فال. حافظ، عاشورا، اگه جواب نداد چی؟ عشق و علاقه ی این مرد به حافظ چی میشه؟ با وجود اینکه بارها و بارها غزلیات خواجه را کلمه به کلمه خوانده و در معنا و مفهوم آنها اندیشیده بودم، غزلی به ذهنم نرسید که به طور ویژه به این موضوع پرداخته باشد. متوجه تردیدم شد، گفت: چی شد استاد؟ گفتم: هیچی، الان، در خدمتتان هستم. چشمانم را بستم و فاتحه ای قرائت کردم و به شاخه نباتش قسمش دادم و صفحه ای را باز کردم: زان یار دلنوازم شکریست با شکایت گر نکته دان عشقی خوش بشنو این حکایت بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی جانا روا نباشد خونریز را حمایت در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت این راه را نهایت صورت کجا توان بست کش صد هزار منزل بیش است در بدایت هر چند بردی آبم روی از درت نتابم جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت خدای من این غزل اگر موضوعش امام حسین و وقایع روز و شب یازدهم نباشد، پس چه می تواند باشد، سالها خود را حافظ پژوه می دانستم و هیچ وقت حتی یک بار هم به این غزل، از این زاویه نگاه نکرده بودم، این غزل، ویژه برای همین مناسبت سروده شده. بیت اولش را خواندم از بیت دوم این مرد شروع به زمزمه کردن با من کرد و از حفظ با من همخوانی می کرد و گریه می کرد طوری که چهار ستون بدنش می لرزید، انگار داشتم روضه می خواندم و او هم پای روضه ی من بود. متوجه شدم عده ای دارند ما را تماشا می کنند که مجری برنامه به عنوان سخنران من را فراخواند و عذرخواهی که متوجه حضورم نشده، حالا دیگه می دونستم سخنرانی خود را چگونه شروع کنم. بلند شدم، دستم را گرفت می خواست ببوسد که مانع شدم، خم شدم، دستش را به نشانه ی ادب بوسیدم. گفت معتقد شدم استاد، معتقد بووودم استاد، ایمان پیدا کردم استاد، گریه امانش نمی داد آن روز من روضه خوان امام شهید شدم و کسانی پای روضه ی من گریه کردند که پای هیچ روضه ای به قول خودشان گریه نکرده بودند. پیشنهاد می کنم هر وقت حال خوشی داشتید، وقایع روز عاشورا و شب یازدهم را در ذهن خود مرور کنید و بعد، این غزل را بخوانید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم هیچ راهی جز آن‌چه آن پیرمرد از آن دریافت کرد، نیافتم که همان اشک ریختن است با دیدن این غزل و با توصیفی که در آن شرایط پیش آمده‌است. راستی را آیا جز این است که جناب حافظ لسان الغیب است و غیب، چیزی است که هر جا ظهور کند همه‌ی آن‌چه باید به ظهور آید به میان می‌آورد و چه چیزی زیبا تر از قصه‌ی حضرت سیدالشهدا «علیه‌السلام» وقتی که لسان الغیب از ابعاد غیبیِ آن سخن بگوید؟‌ موفق باشید

23206
متن پرسش
سلام و عرض ارادت: یه سوال فنی! «قواعد تجلیات الهی چیه؟» یعنی مثلا شما می فرمایید المیزان به علامه اشراق شده و از این چیزا که یکم می فهمم. لیکن ما مثلا اگر بخوایم فلان اتفاق در کشور بیفته، مثلا در علم، و ما فلان ابزار و پیشرفت رو داشته باشیم، این اشراق و تجلیات و نفحات قاعدش چیه؟ «ان فی ایام دهرکم نفحات» آیا ما می تونیم المیزانی که در قرن 14 تجلی یافت مثلا در قرن 9 می داشتیم؟ پرسشگر سوالات 21532 و 22927 هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «إنّ فی ایّام دَهرکم لَنفحات اَلا فتعرضوا لها» در روزگاران و در تاریخ زندگی شما، نفحه‌ها و إشراق‌هایی هست، سعی کنید خود را در معرض آن‌ها قرار دهید. پس تنها ما می‌توانیم با انجام وظیفه‌ی الهی خود را در معرض نفحات الهی قرار دهیم تا خداوند مطابق استعداد ما و تقدیرات خود آن‌چه از انوار الهی خود لازم می‌داند را عطا فرماید. موفق باشید

21226
متن پرسش
با سلام و تشکر: به جواب این سوال خیلی نیاز دارم لطفا راهنمایی بفرمایید. ممنون میشم. بنده چادری نیستم، گاهی وقتا که نیاز به حس امنیت و آرامش بیشتری حس می کنم این پوشش رو انتخاب می کنم. لطفا به من بگویید مگر نه راه عرفان و سیر کمال واقعی پذیرفته شدن درون انسان هاست. آیا اگر گاهی وقتها من حس می کنم که نیاز ندارم و با پوشش مانتو روسری و ساده پوش و محجبه ظاهر بشم و اینطوری شخصا حس بهتری دارم. آیا نزد یک انسان کامل چون صاحب عصر (عج) این پوشش من ناراحت کننده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم مشکلی باشد. عمده ستر و پوششی است که موجب تبرّج و خودنماییِ خانم‌ها بگردد و منجر به انحراف روح آن‌ها از وحدت به سوی کثرت گردد و جلب نظر نامحرم در میان آید. موفق باشید

18813
متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار جناب طاهرزاده: استاد در مورد رسالت طلبه عصر انقلاب اسلامی کتاب یا جزوه معرفی می فرمایید؟ همچنین توضیحی در مورد هویت طلبه این عصر می فرمایید که امروز وقتی طلبه ایی متوجه جایگاه تاریخی این انقلاب شده است چگونه باید در راستای نظام سازی و ایجاد تمدن رسالت خود را به احسن وجه در حوزه های مختلف انجام دهد؟ قطعا نباید مثل طلاب قبل از انقلاب حرکت کند اما با توجه به نظام آموزشی حوزه های علمیه و نگاه غیر انقلابی آن، حال طلبه در این نظام آموزشی چگونه رسالت عظیم خودش را تعریف کند و موضوع درامد اقتصادی خود را چه کند استاد؟ باور کنید ذهنم درگیر این موضوع شده استاد خواهشمندم کمکم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عرایضی در جزوه‌ی «طلبه‌ی عصر انقلاب» که بر روی سایت هست شده است 2- در مورد رسالت تاریخی که یک طلبه دارد و باید در عین به صحنه‌ی اجتماعی‌آوردنِ متون مقدس مثل قرآن و روایات، تلاش کند با مقایسه‌ی با آموزه‌های سایر مکاتب، انسانی را معنا نماید که آن انسان بتواند از فضای سکولاریته به فضای حیات قدسی سیر کند و این با روش و فکر حضرت امام خمینی قابل عمل است. موفق باشید

17428

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: با توجه به سنی که هستم در معرض بلوغ عقلی قرار دارم و هر هفته و حتی هر روز نظریه جدیدی پیدا می کنم و طور دیگری فکر می کنم. به نظر شما چطور از زیر این فشار های سنگین ذهنی با ذهنیت درست بیرون بیام؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یک سیر مطالعاتی در پیش گیرید تا در دلِ معارفی که به‌دست می‌آورید جایگاه نظرات جدید را بیابید. ان شاءالله سیر مطالعاتی موجود بر روی سایت در این امر کمک می‌کند. موفق باشید

16772

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ما بنا بر این داریم که در جلسات قرآنی تربیت محور، پس از قرآن و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه بر روی کتاب مفاتیح الجنان کار کرده و این کتاب را به پویندگان معرفی کنیم و در اختیارشان قرار دهیم حال بعضی از دوستانمان بر این کار دو ایراد وارد می کنند: 1. سند محتوای مفاتیح الجنان قابل دفاع نیست. 2. بعضی از محتواهای این کتاب مناسب حال مخاطبان ما نیست مثل دعای رفع درد زایمان و... حال پیشنهاد شما برای تجمیع بین نظرات ما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که افراد نظم و تقسیم‌بندیِ مفاتیح را بشناسند تا هرکس بنا به روحیه‌ی خود از آن استفاده نماید. موفق باشید

7927
متن پرسش
سلام استاد عزیز. خواهشمند است تفسیری هرچند کوتاه راجع به این حدیث قدسی توضیح دهید: مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیَتُه وَ مَن عَلی دِیَتُه وَ اَنَا دِیَتُه. تشکر
متن پاسخ
- باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: می فرماید:کسى که مرا طلب کرد مى‏یابدم و آن‏کس که مرا یافت مى‏شناسدم‏ و آن‏کس که مرا شناخت دوستدارم مى‏شود و آن‏کس که دوستدارم شد، عاشقم مى‏گردد و آن‏کس را که عاشقم شد مى‏کشم و هرکس را که کشتم دیه‏ى او بر من است و خودم دیه‏ى او هستم. حرف روى نکته‏ى آخر است که مى فرماید خودم دیه‏ى او مى‏شوم یعنى خودم را به او مى‏دهم. خداوند در سخن فوق مى‏فرماید: کافى است تو خدا را مطلوب خود قرار دهى و بخواهى او را پیدا کنى، او را مى‏یابى و این یک قاعده است که اگر نفس ناطقه، حقایق قدسى را مطلوب خود را قرار داد، به جهت وسعتى که نفس دارد، آن حقایق را مى‏یابد و نه‏تنها حقایق را مى‏یابد و جایگاه قدسى آن‏ها را مى‏شناسد، بلکه چون با عالى‏ترین مرتبه‏ى وجود روبه‏رو شده به آن‏ها علاقمند مى‏شود. زیرا این‏طور نیست که شناخت حقایق قدسى مثل شناخت‏هاى حصولى باشد که انسان تحت تأثیر انوار آن‏ها قرار نگیرد، وقتى انسان از نور حقایق قدسى چشید با تمام وجود دل به آن‏ها مى‏بندد و عاشق آن‏ها مى‏شود و دیگر خودى براى خود نمى‏خواهد و تماماً خود را در مقابل نظر به آن‏ها فراموش مى‏کند و مى‏سوزاند. این‏که فرمود: «قَتَلْتُهُ» او را از خودش خلاص مى‏کنم، خداوند او را از نفس امّاره‏اش مى‏گیرد و به خودِ حضرت حق مشغول مى‏کند. همان چیزى که حافظ از خدا طلب مى‏کند و از او مى‏خواهدکه روى بنما و وجود خودم از یاد ببر خرمن سوخته‏گان را تو بگو باد ببر خداوند سالکِ طالب را به جایى مى‏رساند که او دیگر جز به خدا نظر ندارد، چون خودش سوخته است و این است معنى آن که فرمود خودم را دیه‏ى او قرار مى‏دهم و خدا سرمایه‏ى قلب و جان او مى‏شود. عمده آن است که راه رسیدن به مقصد را به کار گیریم و قلب را همواره در صحنه داشته باشیم. گفت: جمله معشوق است و عاشق پرده‏اى‏ زنده معشوق است و عاشق پرده‏اى‏ این فراز از آخر دعاى ابوحمزه‏ى ثمالى راهنماى ماست که اظهار مى‏دارید: «... حَبِّبْ الَیَّ لِقائِکَ وَ احْبِبْ لِقائِی وَاجْعَلْ لی فی لِقائِکَ الرّاحَهَ وَالْفَرَجَ وَالْکَرامَهَ» خدایا لقاء و رؤیت خودت را برایم دوست‏داشتنى بگردان و تو نیز ملاقات مرا محبوب خود بدار و رؤیت خودت را براى من زمینه‏ى راحتى و گشایش و کرامت قرار ده‏. موفق باشید
6751

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم .استاد بنده به لطف خدا مدتی است وارد این مباحث شدم .بنده دانشجوی مواد بودم که هنگامی که دیدم رشتم با مبانی شرعیم به تناقض خورده تصمیم به تغییر رشته خود دادم.در این حین با روحانی آشنا شدم که داشتن روی روانشناسی کار می کردند بر اساس آیات و روایات و تصمیم بر نوشتن کتب روانشناسی اسلامی بر این اساس داشتن.بعد از مشورت های بسیار وبا توجه به استعدادونیاز جامعه در بحران خانواده بنده نیز تصمیم گرفتم که بحول و قوه الهی در این بخش وارد شوم.اولین کتابی که این استاد گفتن بخونم شرح عیون علامه اس.وکلاباید110 کتاب رو پاس کنم ودر کنارش به روانشناسی غربم مسلط باشم که بتوان نقدواصلاح کرد.بنده کتاب خویشتن پنهان شمارو مطالعه کردم که خیلی کمکم کرد. در قسمت ضمیرخدآگاه و ناخودآگاه که در مغز بررسی میشودمیخاستم نظر شماروبدونم؟؟؟بنده به این نتیجه رسیدم که ضمیرناخودآگاه یا همان بچه غول بیشعور که مدیریت اجرایی بسیارقوی دارد همان نفس است و شاید آلت آن قسمت های پایینی مغزاست.لطفا راهنمایی بفرمایین
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم تطبیق ضمیر ناخودآگاه با نفس ما را به مشکل بیندازد به‌خصوص اگر بخواهیم محل پایینی مغز را آلت آن بدانیم. موفق باشید
1367

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد معظم این جمله از مقام معظم رهبری در جلسه ای که با فراکسیون انقلاب داشتند: """من آینده‌نگری نمی‌کنم، نمی‌خواهم هم بکنم، نمیتوانم هم آینده‌نگری بکنم؛ اما شما برای همه شرایط آماده باشید""" چه معنایی دارد؟آیا رهبری با آینده نگری مخالفند؟یا ذیل همان عبارت ابن الوقت بودن ]در کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود ، معنا می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: احتمال دارد که نخواهند از صحبت ایشان یک نحوه کرامت برداشت کنند چون می‌فرمایند شما برای آینده‌ای که شرایط سختی را برای شما به همراه دارد آماده باشید. موفق باشید
27421
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهر زاده عزیز و تشکر فراوان از مطالب ارزنده و به معنی واقعی کلمه حضوریتان. ۱. آیا حضرت امام به طور اجمال در سنین جوانی متوجه بودند که قرار است در آینده امری بزرگ و کار مهمی انجام دهند؟. ۲. آیا حضرت رب برای ضربه نهایی به غرب روح الله خمینی ثانی دارد پرورش می دهد؟ و ما باید در آینده شاهد حضورش باشیم؟ ۳. فلسفه اینکه حضرت رب عارف را نسبت به درک های وجودی اش مطمئن نمی سازد و عارف همیشه نسبت به آنچه که حس می کند در شک است چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شاید بتوان گفت روح حضرت امام به سوی اموری میل داشته که در ضمیرِ ناخداگاه‌شان متوجه‌ی چنین مسئولیتی بوده و آماده‌ی چنین مسئولیتی می‌شده .۲. به نظر بنده راهی که حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» گشودند، روز به روز وسعت و عمق می‌یابد ولی در بستر همان راه. ۳. رابطه با حقیقت، همیشه از این قرار است چون حالت حصولی و سوبژکتیو ندارد. موفق باشید

25487
متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر. ۱. دروس معرفت النفس جوادی املی صوت ها رو دقیقا از چه سایتی بگیریم و یا حسن زاده املی هر کدوم که در اولویت هست بعد از گذراندن معرفت النفس شما؟ البته اگر شرح دروس صمدی املی کفایت نمی کند. ۲. راستی استاد اگر از سعادت ما خانمها در بالاترین درجه ی تقوا این باشه که نه ما هیچ مردی رو ببینیم و نه هیچ مردی ما رو ببینه در آموزش چه باید کرد؟ حتی با رعایت مطلق حد و مرزها با توجه به جزوه ارتباط زن و مرد؟ در مهمانی ها چطور؟ نامحرم میاد خونمون موقع غذا خوردن چطور؟ ۳. گاهی یک کار عرفانی انجام میدیم نمیخوایم کسی بفهمه و میپرسن در همون مورد چی بگیم که دروغ نگفته باشیم مثلا میگه دعا عهد رو خواندی؟ خوانده ایم. چی جواب بدیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شرح آقای صمدی کفایت می‌کند. ۲. همچنان که قبلاً نیز عرض شد بعضی روایات اشاره به تاریخ خاص خود دارد. نکاتی را در متن اخیری که تحت عنوان «زن دین‌دار در نسبتی جدید با عالَم» عرض شده است در  ذیل خدمتتان ارسال می‌دارم: موفق باشید

آنچه بنده می‌توانم ادعا کنم آن است که تاریخ برای ظهور اندیشه های بزرگ در زنان به‌وجود آمده است، مشروط بر آن‌که آن‌ها به میدان بیایند و از خطاهایی که در ابتدای امر ممکن است پیش ‌آید نگران نباشند. البته که اگر یک استاد نجّار به شاگردش فقط بگوید مغازه را آب و جارو کن و بعد از ۱۰ سال به او بگوید چرا نمی‌توانی یک صندلی بسازی؟ جواب شاگرد آن است مرا وارد میدان نکردی! آیا انصاف است که استاد نجار ضعف شاگرد خود را به رُخ او بکشد؟ مشکلی که ما امروز داریم «مرد بودن»ِ تاریخ است. تاریخ را مردانه تعریف کرده‌ایم و جایی برای زنان نگذاشته‌ایم، بعد می‌گوییم آن‌ها بیایند تا پا به پای مردان امور را به‌دست بگیرند. بزرگی حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» این بود که زنان را وارد تاریخ کردند، آن‌جایی هم که زنان وارد تاریخ شدند به گفته‌ی حضرت امام جلوتر از مردان عمل کردند.

عرض بنده آن است که اگر ملاحظه کردید در جایی میدان فعالیت ندارید، اول سؤال کنید در مقایسه با مردان حضور زنان در این میدان چقدر بوده است؟ چقدر به زنان جرأت دادند بیایند تا با حفظ حیا و عفاف، سخنرانی کنند و مردها پای سخنرانی آن‌ها بنشینند؟ چه اشکال داشت اگر این کار را می‌کردیم، تا معلوم شود زنان هم برای مردان حرف دارند؟ می‌پرسند آیا ضرورت دارد زنان برای مردان صحبت کنند؟ ضرورتش به این است که فکرها باید مبادله شود، همین بحث ضرورت را با کدام دید نگاه می‌کنید؟ بیایید همین ضرورت را در تاریخی که امام و رهبری مطرح می‌کنند، معنا کنید.

اگر صد سال پیش یک زن به جای آن‌که در خانه باشد وارد کوچه و بازار می‌شد معنا نداشت زیرا همه نیازهای زندگی او در همان خانه قرار داشتید، گاو و گوسفند و تنور نان در خانه بود. بنده به دختر خودم وقتی در دوره راهنمایی بود، گفتم می‌خواستی در این دوره به دنیا نیایی، در این دوره بسیاری از نیازهایت در خیابان و بازار و اداره است و خودت باید وارد این میدان‌ها بگردی و برای رفتن به مدرسه سوار اتوبوس شوی. قبلاً خانم ها خودشان شیر می‌دوشیدند و ماست تهیه می‌کردند و مردها هم به دنبال کارهای خودشان بودند، ولی در حال حاضر آن شیر و ماست و نان در خارج از خانه‌هاست، آیا باید خرید این اقلام به کارهای مردان اضافه شود، یا باید زنان تهیه‌ی چنین خریدهایی را به عهده بگیرند؟

پیامبر خدا (ص) در ابتدای زندگی حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) تقسیم کار کردند. آسیاب‌کردن و نان‌پختن را به عهده‌ی حضرت زهرای مرضیه (س) قرار دادند و حضرت علی (ع) اگر فرصت می‌کردند کمک می‌کردند ولی حضرت علی (ع) کارهای خودشان را داشتند. مرحوم شهید مطهری در کتاب «تعلیم و تربیت» می فرمایند یکی از مشکلاتی که ما تحت تأثیر زندگی مدرن پیدا کردیم این است که زنانِ ما در خانه کارهای جدّی ندارند، مشکل غیبت و کارهای تجمّلی به همین جهت زیاد شده است.  یکی از شهردارهای شهرهای کانادا برای حل این مشکل مقداری کاموا به طور مجانی در اختیار زنان گذاشت و بعد کالاهای‌شان را که بافته بودند خریداری کرد و بعضی از آن‌ مشکلات مرتفع گردید. ما باید بر روی شرایط جدیدی که پیش آمده است فکر کنیم. 

23712
متن پرسش
سلام استاد عزیز: آقای گنابادی در یکی از کتاباش میگه اصل نماز ذکر قلبی هست و من در خانه نماز هم نمی خوانم و به خاطر مردم به مسجد می روم. آیا مقامی وجود دارد که وقتی عارف به اون مقام رسید دیگه نماز به این شکلی که ما می خوانیم رو نخواند؟ اگه جواب خیر است تعریف غلامه حسن زاده از تفسیر آقای گنابادی صرفا تعریف از کتاب است یا خود آقای گنابادی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخنان عرفا، سخنان عجیبی است. عارفانی همچون آیت اللّه حسن‌زاده زبان آن‌ها را می‌فهمند و آن‌ها نیز افرادی مثل آیت اللّه حسن‌زاده را مخاطب خود قرار می‌دهند. منظور مرحوم گنابادی این نیست که وظایف شرعی خود را در خانه انجام نمی‌دهد، منظورشان این است که در نماز، نماز نمی‌خواند بلکه در ذکر قلبی نماز می‌خواند. به قول مولوی:

 اين قياس ناقصان بر کار رب

جوشش عشقست نه از ترک ادب

نبض عاشق بي ادب بر مي جهد

خويش را در کفه شه مي نهد

بي ادب تر نيست کس زو در جهان

با ادب تر نيست کس زو در نهان

موفق باشید

22635

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
مطابی که در لینک زیر http://lobolmizan.ir/quest/17002 به دکتر سریع القلم نسبت داده شده حلاف واقع است. ایشان چنین مطلبی ننوشته اند. این مطلب را برای تخریب ایشان در فضای اینترنت منتشر کرده اند. برای اطلاع از تالیفات و یادداشت و نوشته های ایشان به وبسایت شان مراجعه کنید. از شما انتظار می رود که مطلب مورد اشاره را از خروجی سایت خود حذف نمایید. با سپاس.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که سؤال‌کننده بر اساس نوشته‌ی رسانه‌ی خبر آنلاین آن مطلب را مطرح نموده است. آیا شما مدرکی در نفیِ گزارش خبر آنلاین دارید؟ موفق باشید

22390
متن پرسش
سلام استاد: ممنون از اینکه وقت می گذارید. در جلسه اول شرح گوش سپردن به ندای بی صدای انقلاب اسلامی، جایی فرمودین که هر کس با توجه به مسائلی، حقیقت رو به گونه ای درک می کنه. در مورد قرآن هم داریم که 70 بطن داره و هر کس متناسب با ظرفیتش از آن بهره می بره و یا حدیثی که خودتون به اون اشاره کردین. سوال حقیر این هست که محور وحدت این حقایق چیست و چگونه می توان این تکثر فهم ها را به وحدت حقیقت پیوند زد؟ (مگر اینکه به یک حقیقت واحد معتقد نباشیم)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته که می‌فرمایید نکته‌ی بسیار دقیقی است از آن جهت که در بستر یک حقیقت که به صورت تشکیکی ظهور می‌کند به موضوع می‌نگریم. مثل آن‌که در عین شدت و ضعفی که نور دارد، با نور روبه‌روییم. لذا حقانیت کلام در بستر همه‌ی این رجوع‌ها به قرآن یا به سخنان ائمه مدّ نظر می‌باشند. یعنی در عین یک حقیقت واحد، جلوات مختلف آن نباید مورد غفلت قرار بگیرد و آن وجه وحدانی و حقانی متن یا سخن، محور وحدت همه‌ی صورت‌های متفاوت آن می‌باشد. این یعنی نظر به وحدت در عین کثرت. موفق باشید

22245
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: ۱. آیا سیر در مراتب روح با مدد عقل صورت می گیرد؟ ۲. آیا عقل در مرتبه‌ی بالاتر نسبت به عقل مرتبه‌ی پایینتر کاملتر است و به حسب هر مرتبه ای است؟ ۳. آیا منظور از عقل همان قوه ی عاقلهٔ نفس است یا یک نیرویی از طرف خدا و جدای از نفس است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی. سلام علیکم: نفس انسانی استعداد آن را دارد که با عقل فعال مرتبط شود و جذبه‌های ذاتی نفس ناطقه اگر در مسیر صحیح قرار بگیرد کششی به سوی آن عقل دارد و عملا آن عقل کمک می‌کند تا نفس ناطقه به سوی کمالاتش سیر کند و طبیعی است که عقل در جای خود مراتب خاص خود را دارد تحت عنوان «عقل مستفاد» و «عقل هیولانی» و غیره از مراتب عقل نام برده می‌شود. موفق باشید

21988
متن پرسش
استاد عزیز سلام: استاد عزیز من چند کتاب زیبای شما درباره ی ظهور مطالعه کردم. با توجه به سوال قبلی که در مورد فلسفه غیبت امام زمان (عج) از خدمتتان پرسیدم، چون در جواب سوالی فرموده بودید که ظهور اینگونه نیست که به تاخیر بیفتد پس می توان گفت که تعجیل در ظهور هم معنا ندارد؟ و دوم اینکه چون فرموده بودید که فلسفه غیبت امام زمان (عج) حضور در تمام تاریخ است پس اینگونه برداشت می شود که زمانی ظهور خواهند کرد که تاریخ به پایان خود رسیده باشد و علم به زمان قیامت و ظهور تنها نزد خداست، آیا می توان این را گفت که ما پایبندی واقعی و عمیق به انقلاب و دین و مذهبمان و همچنین بیزاری جستن از استکبار و دشمن را فقط برای وظیفه ای است که خداوند بر دوش ما در راستای عمل به دین و مذهب مان قرار داده و چون ریشه و علت قرآنی و الهی داره و به زمان ظهور و تعجیل و تاخیر امام زمان (عج) ربطی نداره؟و شاید ما نتوانیم بگیم که با زمینه سازی ظهور از نظر زمانی وصل به ظهور اصلی شویم؟ استاد خواهش می کنم جواب بدید حالا یا تو سایت یا ایمیل فقط بی جواب نذارید که خیلی روی جواب شما برای پیشبرد مطلب استفاده می کنم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تأخیر در ظهور به جهت عدم آمادگی مردم است و تقاضای تعجیل در ظهور، در راستایِ اعلان آمادگی است 2- آری! می‌توان گفت ظهور، پایانِ تاریخ است ولی به معنای بلوغ تاریخ و به کمال‌رسیدن اهداف خلقت. در کتاب «بصیرت و انظار فرج» به نظر می‌آید دلایلی هست بر آن‌که باید بلوغ خاصی در تجربه‌ی تاریخی مردم پیش آید تا این آخرین ذخیره‌ی الهی، بی‌ثمر نماند. موفق باشید

21625
متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: مشکل من در مورد حضور قلب در نماز است. با آن نگاه که به نفی خواطر بیانجامد (چنین گمان می کنم که خواطر حضور شیطان در نفس انسان است و حضور قلب در نماز مقدمه ای برای بیرون راندن شیاطین از نفس می باشد و حذف آن سخت ولی ضروری است.) در این مسیر بحساب خودم بعضی مواقع زیاد تلاش و جدیت بخرج داده ام مدتی قویا پیگیری می کنم بعد مدت زیادی منصرف می شوم مدت ده سالی هست که وضعیت همین است مطالبی که بزرگان دینی در این مورد گفته اند را نیز تا حدودی آشنایی دارم. شرح شما بر مسیر سلوکی آیت الله بهجت رو هم گوش داده ام. چه عواملی در پایداری در این مسیر و حرکت صحیح در آن و استقامت در آن موثر است؟ از چه عواملی می توان در این مسیر یاری گرفت؟ نشانه های تکامل و حرکت صحیح در این مسیر چیست؟ با تشکر و آرزوی توفیق برای شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده با پایداری بر همان نکاتی که اساتید فرموده‌اند مزه‌ی حضور قلب را خواهید چشید و بعد به جهت افکار مزاحمی که داشته‌ایم و داریم باز آن حضور قلب می‌رود و البته با برنامه‌ای سلوکی در راستای اصلاح خواطر، آرام‌آرام حجاب بین ما و حقیقت رقیق و رقیق‌تر می‌شود. مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بد نیست. موفق باشید

نمایش چاپی