بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
14034

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: آقای دینانی می گویند طرز تفکر اشعری شیوهای از اندیشیدن است که ربطی به شیوه وروش دین و آیینی ندارد. خصوصیات این طرز فکر کدام است؟ در ضمن در مورد اراده و موجودیت عقل و خواستن توضیح بفرمایید. اگر کتابی سراغ دارید بگو یید. دست مریضاد. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوات «کلام اسلامی 1 و 2» در این رابطه شده است. خوب است به آن جزوات که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

7290

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام.استاد گرامی بنده دانشجوی سال دوم رشته مشاوره هستم واحساس نیازشدید به مطالعه یک سیر علم النفس دارم.لطفا مرا راهنمایی فرمایید. باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم همان سیر مطالعاتی روی سایت خوب است. موفق باشید
3708

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
منظور از این که «مقام معظم رهبری مبادی فکرشان را از امام گرفته‌اند.صفحة52کتاب» چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مثال‌هایش را در کتاب زدم. موفق باشید
24234
متن پرسش
سلام: افلاطون میگه شدن مداوم و هرگز نابودن تنها شکل وجود در آنجاست میشه در این باره کمی توضیح بدید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تجلی دائمی که در عین‌الوجود هست را باید مدّ نظر آورد و این‌که عین‌الوجود هیچ‌چیزی جز عین‌الوجود نیست. موفق باشید

24000

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: شرمنده مزاحمتون شدم. بنده در یک سال گذشته ضرر مالی بسیار شدیدی کردم.ازم کلاه برداری شد و تقریبا تمام سرمایم رو از دست دادم. حدود ۵۰۰ ملیون تومان. نمی دانم کار خدا بوده یا ندانم کاری خودم. الان بدجور خودم رو باختم. حتی می خواستم خودکشی کنم. شما راه کاری سراغ دارین من از این بن بست بیرون بیام؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به آیه‌ی 22 و 23 سوره‌ی حدید فکر کنید که می‌فرماید: «مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا ۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ. لِّكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ ۗ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ» هیچ مصیبتی در زمین و در زندگی شما پیش نمی‌آید مگر آن‌که از قبل تعیین شده است و این به جهت آن است که نه از آن‌چه از دست داده‌اید تأسف بخورید، و نه از آن‌چه یافته‌اید، مغرور گردید، همه را به عهده‌ی خدا بگذارید و در امتحانی که خدا برایتان پیش آورده، از او توفیق بخواهید. موفق باشید

23445

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در بهشت آیا همسرانی که در دنیا با هم بودند باز هم همدیگر رو انتخاب می کنند یا اینکه می توانند به جای همسر دنیایی خود کسی که دوستش دارند را انتخاب کنند؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره‌ی ۲۱۹۷۶ رجوع فرمایید. موفق باشید

21887
متن پرسش
با سلام: پیرو سوال 21869 با توجه به اینکه نظام شهادت امام موسی کاظم را تعطیل نکرد. 1. مقلدین می توانند فرار مالیاتی کنند؟ 2. بنظر می رسد بیانات ایشان اعلان حرب با نظام است بنابرین می توان ازین فرمایش استنباط کرد که تضعیف این حکومت گمراه واجب است حال با مالیات ندادن در مراحل ابتدایی و اسقاط در مراحل نهایی؟ خواهشا مطلب را روشن کنید چه قبلا گفته می شد ولو علنا ایشان دفاع از نظام نمی کنند لکن در باطن مدافع نظامند و نقل قول هایی مبنی بر حمایت ایشان آورده می شد. لکن این بیانات ما را دچار سردرگمی نموده است از طرفی به خاطر بحث اعلمیت امکان عدول از ایشان نیست و مدافع نظام بودن از شروط مرجعیت نیست که فقدانش خدشه ای وارد کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی فقیهی حاکم باشد و حکم فقاهتی بدهد، سایر فقها حق ندارند حکم فقاهتی بدهند وگرنه تعارض با فقیه حاکم پیش می‌آید. در شرایطی که فقیهی حاکم باشد، بقیه‌ی فقها در حدّ تعیین وظایف فردی نظرشان نافذ است و مقلدین آن‌ها در آن حوزه می‌توانند از آن‌ها تقلید کنند و مسائلی مثل دادن مالیات، مربوط به حکومت است. و همه‌ی مقلدین فقها در این امر باید از فقیه حاکم تبعیت کنند. موفق باشید

21723

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: سال نو مبارک. استاد جان در کتابی خواندم یکی از بزرگان گفته بودند خواندن زیارت عاشورا چوب دارد. این جمله یعنی چه؟ مثلا اگر کسی روزی یکبار زیارت عاشورا بخواند برایش مشکل ایجاد می شود؟ متشکرم از حوصله شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور همین باشد که شما برداشت کرده‌اید. ولی نمی‌توان به آن سخن اعتماد داشت. زیارت عاشورا، راهِ ارتباط و اُنس با مولایمان حسین «علیه‌السلام» است، در این فضا، هرچه پیش آید خوش آید. موفق باشید

21687

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب استاد سلام: ۱. آیا افکاری که مایل به آنها نیستیم و اجبارا در ذهن ما نقش می بندند و افکاری هستند که ما را اذیت می کنند و قادر به رفع آنها نیستیم، از القائات شیطانیست؟ یعنی از خارج به ما القاء می شود؟ برای دفع اینگونه افکار چه روش و راهی هست؟ ۲. آیا افکار نیکو و آرامش بخش که برخی موارد در ذهن ما نقش می بندد و می دانیم که در آن لحظه اصلا به آن موضوع فکر نکرده ایم و بدون مقدمه به ذهنمان خطور می کند از جانب ملائکه به ما القاء می شود؟ برای بیشتر شدن این افکار چه راه و روشی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌شود گفت در هر دو حالت همان‌طور است که می‌فرمایید. می‌ماند که در موقعی که خطورات شیطانی ورود می‌کند بنا به فرمایش آیت الله بهجت، باید آن را دنبال نکنیم تا به مرور از شدت و حدت آن کم شود. موفق باشید

21229
متن پرسش
سلام علیکم: ضمن آرزوی توفیقات الهی برای حضرتعالی: اینجانب دیروز جهت ارائه سند برای ضمانت دوستی به دادسرا مراجعه نمودم، در گذشته هم به دلایل گوناگون سرو کارم زیاد به این مجموعه های قضایی افتاده است، من نمی دانم که آیا شما به این گونه مجموعه ها مراجعه داشته اید یا خیر؟ من کاری به این که قضات ما از نظر مالی فاسد هستند یا نیستند ندارم چونکه راجع به فساد مالی برخی از قضات شنیده ام اما تا کنون خودم چیزی ندیدم، اما سوال اساسی من راجع به فساد اخلاقی این آقایان است، که فکر نمی کنم از فساد مالی بی اهمیت تر باشد، اینهایی که عرض می کنم مشاهدات خودم هست. نحوه برخورد در این بی سرو سامان ترین ارگان کشور گریه آور و تاسف برانگیز است، مهم نیست که شاکی باشی یا مجرم، ظالم باشی یا مظلوم، بلکه نحوه برخورد با تو در حد یک مسلمان نیست، در حد یک انسان هم نیست، در حد یک حیوان هم نیست، چونکه ما در آموزه های خود دستور به برخورد مهربانانه با حیوانات داریم! مشکل اساسی در این نهاد اخلاق است. حکم این دادگاهها مبنی بر محکومیت و زندان «اخلاق و انسانیت» تا اطلاع ثانویست، آیا تا کنون به دادگاهها رفته اید اگر نرفته اید بگذارید تا قسمتی از مشاهداتم را برایتان بگویم، اینها واقعیات درون دادگاه هاست: برخوردشان با تو تداعی کننده برخورد شاه با رعیت است. باید خیلی مودب و با احتیاط وارد شوی و سرت را کج کنی و با کرنش و و ادب به یک منشی ساده دفتر سلام کنی ولی او جوابت را ندهد، دوباره سلام می کنی باز هم جوابت را نمی دهد. درخواستت مثلا مبنی بر دادن یک فرم ساده را بیان می کنی و او با تشر به تو می گوید بیرون باش تا صدایت کنم. و تو می گویی چشم! و بعد انتظار... انتظار... انتظار... و اگر دوباره با احتیاط به درون اتاق بخزی و با گردنی کج تر از قبل بگویی جناب ببخشید این کار من انجام شد با تشر دوباره او به بیرون از اتاق فرار کنی! بالاخره به تو بگوید برو از رو این فرم یک کپی بگیر و بیاور. از یمن و برکت تدبیر و مدیریت درست مسئولین این نهاد! ساده ترین کارها در این مجموعه ها برایت سخت ترین کارها می شوند، فی المثل گرفتن یک فتوکپی ساده، باید از طبقه ششم بروی به طبقه اول (چون در شش طبقه دادگاه فقط یک دستگاه کپی وجود دارد) و دوباره برمی گردی طبقه ششم وقتی فرم را پر می کنی و به سر دفتر محترم می دهی می گوید برو از این فرم هم یک کپی بگیر و بیاور دوباره از طبقه ششم به اول، از طبقه اول به ششم، دوباره می گوید برو این فرم را هم کپی بگیر دوباره از طبقه ششم به اول، از طبقه اول به ششم و اگر در این اثنا بگویی خوب چرا همه فرمها را نمی دهی تا یک جا کپی بگیرم که آنقدر بالا و پایین نشوم، به مقام شامخ همایونی او برمی خورد و مورد غضبش واقع می شوی. آن روز تا آخر وقت نگهت میدارت و سپس روانه ات می کند تا فردا بیایی و اظهار اندامت کنی، و اگر دوباره اعتراض کنی زنگ می زند یک سرباز تو را بیرون بیاندازد و اگر باز اعتراض کنی احتمالا بازداشت می شوی تا دیگر از این غلط ها نکنی، اینها که گفتم فقط در برخورد با یک سر دفتر ساده می بینی، قاضی که اجل و افضل و اکمل از اینست که تو او را ببینی، باید بگویی این هو؟! و مواظب باشی تا صاعقه خشمش کوه وجودت را نخرّاند! خوب این شد همانی که می خواستیم؟! حضرت استاد به نظرم می رسد شما در پاسخ به سوال دوستان در مواجهه احمدی نژاد با قوه قضاییه دچار یک اشتباه شده اید و به همین خاطر هم ذهن مخاطب از شما راضی نمی شود و آن هم اینست که اصلا بحث احمدی نژاد نیست که حالا بگوییم ولایتمدار هست یا نیست بحث اصلی نارضایتی از عملکرد قوه قضائیه است، این اشخاصی که با احمدی نژاد همدردی می کنند به دلیل همزاد پنداری با او در مواجهه با قوه قضائیه اند نه به دلیل قبول داشتن او، چونکه همه آنها حتی طرفداران سرسخت او هم قبول دارند که احمدی نژاد مشکلاتی دارد اما اصلا بحث احمدی نژاد نیست، بحث مردم است، بحث اینست که این ساختار فاسد (حداقل فاسد در اخلاق اگر قائل به فساد در ابعاد دیگر در این قوه پاک و مطهر! نباشیم) قبل از احمدی نژاد خون مردم را در شیشه کرده. اعتراض آیت الله مکارم شیرازی و گاها مراجع دیگر به نحوه عملکرد قوه قضائیه قبل از همه این صحبتها بود. اعتراض آیت الله علم الهدی قبل از این غائله بود. اینها حتی در برخورد با امام جمعه مشهد آیت الله علم الهدی که خودش صاحب منصب است و نماینده رهبریست طوری رفتار کردند که ایشان از فقدان تحمل نقد در رئیس قوه قضائیه تعجب کرد! حرف احمدی نژاد اینست که وقتی با من و معاونینم که روزی رئیس جمهور این مملکت بودم اینگونه است با مردم چگونه خواهد بود؟ حرف مردم هم همین است. اصلا حرف حقانیت احمدی نژاد نیست. حرف ظلم به احمدی نژاد و بقایی و جوانفکر هم نیست، حرف مظلومیت مردم است. با خود می گویی آیا خون شهدای دفاع مقدس، این بزرگمردان تاریخ بشر ریخته شد تا این افراد پشت میز حکمیت و داوری بنشینند، قوه قضاییه با اداره آب و فاضلاب یا برق یا گاز یا سایر نهادهای دولتی یکسان نیست، قوه قضائیه نماد حاکمیت یک جامعه است، قاضی تکیه به جایگاه خدا زده است (الحکم لله)، قاضی نماینده ولی فقیه است از طرف او منصوب است به اعتبار او قاضیست. پدرم در قوه قضائیه پرونده ای داشت که آن طرف قضیه یک ارگان دولتی بود و می خواست پولی که اصلش پول زور بود را با محاسبه نرخ تورم بگیرد ولی به آنجا نرفت تا حکم بر علیه او دادند، به او می گفتم خوب برو به قاضی این مطالب را بگو، گفت من به آنجا نمی روم چون قاضی اصلا به حرف ما گوش نمی کند، اولین بار که به آنجا رفتم تا از در اتاق وارد شدم وقتی مرا برای اولین بار دید گفت برو بیرون پیرمرد دروغگو ! به نظر شما این شخص می تواند حکم کند، کسی که در اولین برخورد قبل از اینکه حرفی بزنی تو را دروغگو خطاب می کند و به تو تهمت می زند و برخوردش آنچنان قهری است که شخص حاضر است محکوم شود ولی دیگر پیش او نرود کسی که اخلاقش اینگونه فاسد است چگونه لیاقت دادن حکم را پیدا می کند و نمونه هایی که خود اینجانب دیده ام که یک الف بچه به اسم قاضی پشت میز نشسته که نه سواد قضاوت دارد (برای قضاوت و صدور حکم می گفت باید ببینم نظر سر دفتر چیست!) و نه آداب رفتار با مردم را، طوری که با مرد مسنی که شاید سن پدر او را داشت چنان رفتار می کرد که انگار با نوکر خانه پدری! و آیا می توان فساد اخلاقی را در این آقایان انکار کرد، اصلا حرف حکم ناحق هم نیست، حرف اینست که چرا یک چنین فرد فاسد اخلاقی باید تکیه بر تخت صدور حکم بزند؟ رهبری هم که می فرمایند من به این مسائل بیشتر از شما آگاهم، خوب ایشان بفرمایند نظر ایشان برای بهبود وضع اسفناک این قوه چیست، و اگر آن نظرات را اعمال فرموده اند چرا وضع این قوه بعد از 40 سال که از عمر پر برکت انقلاب می گذرد هنوز اینقدر خراب است؟ مطمئنم که این سوال همه نیروهای انقلابی است. (هر چند که جرات بیان آن را حتی در درون خود هم ندارند) و آن اینکه مشکلات دولت را می گوییم انتخاب مردم است و رهبری خود را مقید به همراهی و تقویت او می دانند اما قوه قضائیه چه؟ قوه قضائیه را که مستقیم خود آقا رئیسش را انتخاب می کنند، آنجا دیگر چرا؟ با توجه به اینکه مشکلات قوه قضائیه کمتر از مشکلات قوه مجریه نیست. قصه، قصه احمدی نژاد نیست قصه قصه پر غصه قوه قضاییه است. شما که می فرمایید من در پاسخ دادن به دنبال جواب به دغدغه سوال کننده هستم و نه جواب به سوال او من فکر می کنم دغدغه همه سوال کنندگان امروز اینست. اصلا فرض کنیم احمدی نژاد نیست فرض کنیم احمدی نژاد دق کرد و مرد! آیا مشکل فساد اخلاقی، سیاسی، مالی، در قوه قضائیه حل می شود؟ آیا تا کنون هیچ گزارش خبری از انتقاد مردم به این قوه در رسانه ها یا حتی شبکه های مجازی پخش شده است؟ آیا هیچ نقدی از هیچ مقامی به این قوه صورت گرفته است؟ همه از این قوه می ترسند شاید بهتر است اسمش را بگذاریم قوه واهمه. سوال دیگرم به وظیفه ما در حل مشکلات این قوه برمی گردد، آیا ما هیچ وظیفه ای در مقابله با این فساد نداریم، و اگر داریم وظیفه ما چیست؟ سوال اصلی من نحوه برخورد نیروی های انقلابی با قوه قضائیه است. آیا وظیفه ما سکوت است چون مقام معظم رهبری رئیس این قوه را تعیین کرده اند؟ و اگر وظیفه ما نقد است در کجا و کدام روزنامه و یا حتی شبکه مجازی اجازه پخش انتقادات خود را داریم؟ درد خود را کجا باید بیان کنیم؟ لطفا یک راهکار عملی برای نحوه انتقاد از ساختار اداری و قضایی این مجموعه بیان کنید. من خواهش می کنم که این سوال و جواب آن را در سایت بزنید و جوابی قانع کننده به آن مرحمت فرمائید، جوابی که نه من بلکه امثال من که در این کشور کم نیستند را هم قانع کند. در آخر از اینکه مصدع اوقات شریفتان گشتم از شما حلالیت می طلبم و از خداوند متعال برای شما آرزوی عافیت و حسن عاقبت و توفیق روز افزون در روشنگری ارشاد نسل جوان می نمایم. و من الله توفیق.
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: ما بخواهیم و نخواهیم این در سنت الهی جاری است که انحطاط یک ملت از ضعف عقلانیت و اخلاق است. و تا دردهای اخلاقی جبران نشود، نباید از انحطاط مصون بود. محبت به انسان‌ها که از طریق اخلاق پیش می‌اید، موجب رعایت حقوق افراد می‌شود و انسان‌ها احساس می‌کنند با رعایت اخلاق، معنا پیدا کرده‌اند. لذا انسان‌هایی که امکانات داشته باشند ولی رعایت اخلاق را جهت معنابخشی به زندگی نکنند، برای ادامه‌ی زندگی بی‌انگیزه می‌شوند.

آن‌چه شما بعضاً در نظام قضایی با آن روبه‌رو هستید به جهت همان بداخلاقی و عدم تواضع و عدم محبت است. وای به حال ما اگر نتوانیم با آموزه‌های اسلامی به اخلاق لازم جهت سر و سامان‌دادن به جامعه، همت کنیم. و انتظار می‌رود که در نظام قضاییِ جمهوری اسلامی حتی یک مورد از آن‌چه شما با آن‌ روبه‌رو شده‌اید، در میان نباشد. با این‌که بنده در جریان هستم حقیقتاً انسان‌های دلسوز و متعهدی در قوه‌ی قضائیه مشغول فعالیت‌اند که خودشان از همه بیشتر نسبت به چنین مواردی نگران هستند. موفق باشید 

19006

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: کسی که با ناامیدی شدید درگیر شده است و مدام افکار منفی آزارش می دهد باید چه کار کند که این افکار فراموش شود و به زندگی باز گردد؟ این افکار باعث شده اعتقادات خوب او نیز تحت تاثیر قرار گیرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 3 جلسه‌ی اول کتاب «آشتی با خدا» در این مورد با شما حرف دارد. موفق باشید

18837

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در باور برخی افراد این چنین مطرح است که به جز مجتهد کسی حق اظهار نظر ندارد و در مقابل هم هر سخنی را از کسی که اجتهاد دارد می پذیرند. اکنون در این باره سوالاتی از محضرتان داشتم؛ 1. اگر چه بفرموده حضرت عالی فقه در علوم اسلامی نقش علوم پایه را دارد و یقینا صحیح هم هست ولی مگر تعبیر بزرگان از اجتهاد به ملکه نیست؟ و ملکه هم بدست آوردنی است نه اعطایی، آن بزرگواری هم که به یک شخص اجتهاد می دهد در حقیقت وجود ملکه در او را تائید می کند نه اینکه کار او به منزله دادن ملکه به شخص باشد. سوال اینجاست که اگر کسی به واقع ملکه اجتهاد در او حاصل شده بود ولی بر فقیهی که صاحب اجازات اجتهاد است عرضه نکرده بود نمی توان او را مجتهد و صاحب نظر دانست؟ آیا ما باید تابع دلیل اقوال افراد باشیم یا مدرک اجتهادشان؟ 2. فقه کنونی با همه توانش نظری اش خلأهای چشمگیری دارد که بر همین اساس هم ارتقاء نظام فقاهت توسط حضرت امام و رهبری مطرح و توسط بعضی آقایان فاضل پیگیری شد. مطمئنا فقهی که امثال آیت الله میرباقری در نظر دارند با فقه برخی افراد دیگر بسیار تفاوت دارد و درجات اجتهادی هم که اعطا می شود با نظر به همان سبک فقه مصطلح است. آیا صرف داشتن مدرک اجتهاد در این فقه موجب این می شود که انسان در هر زمینه ای حق اظهار نظر پیدا کند؟ 3. اساسا آیا اظهار نظر در حوزه دین نیاز به مدرک اجتهاد دارد یا فهم اجتهادی؟ آیا می توان گفته کسی را که بر طبق تفکر اجتهادی است به بهانه نداشتن مدرک اجتهاد رد کرد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً اگر کسی در مدت لازم با سیره‌ی اجتهادی جاری در حوزه‌های علمیه مأنوس باشد و در خود استعداد لازم را احساس کند پس از مدتی فهم اجتهادی مورد نظر در او پدید می‌آید و ربطی به مدرک اجتهادی ندارد. می‌ماند که همان اساتیدی هم که ایشان در محضر آن‌ها تلمذ کرده است، فهم اجتهادی او را تأیید می‌نماید. موفق باشید

18571

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیزم. منطق ارسطویی برای فلسفه ارسطویی می باشد، برای درک فلسفه صدرایی چه منطقی باید مطالعه شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکمت صدرایی برای فهمِ عقل فلسفی آن نیاز به منطق ندارد، إلاّ این‌که چون ملاصدرا برای سخن خود از اصطلاحات منطقی استفاده کرده است لازم است از علم منطق آگاهی داشته باشیم. موفق باشید

16978
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار، وقت بخير: بنده چند سال پيش به عشق تحصيل در زمينه علوم اسلامي كارم را رها كردم و با مقدار اندك پس اندازي كه داشتم اين چند سال را گذراندم چون اعتقاد به رزاقيت خدا و نصرت او داشتم. اما اكنون پس اندازم تمام شده و مجبورم براي گذران زندگي و ادامه تحصيل كاري دست و پا كنم. اما هرچه دست و پا مي زنم داشتن اين دو در كنار هم برايم ميسر نيست و قادر به اشتغال به كار نيستم و متاسفانه مجبورم يا از تحصيل انصراف دهم و يا حداقل يك سال مرخصي بگيرم، خواهشمندم بفرماييد چكار كنم؟ مگر خدا تضمين نكرده ما به وظيفه مان عمل كنيم، روزي از جانب اوست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنوز هم اعتقاد به رازقیت خدا و نصرت او داشته باشید و در عین حال بدانید حضرت حق در متن تلاش‌های ما، رازقیت خود را نشان می‌دهد مشروط به آن‌که ما به وظیفه‌ی خود عمل کنیم. پیشنهاد بنده آن است که با کسانی‌که شما و حوزه‌ی کاری شما را می‌شناسند، مشورت نمایید. موفق باشید

15673
متن پرسش
سلام: خوب هستید استاد؟ کسی برای ما سحر نوشته است. برای ابطال سحر و جادو در دینمان چیزی گفته اند که انجام بدیم؟ ممنونم یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهترین ابطال سحر، بی‌محلی به این حرف‌ها است و ابداً نباید دنبال این حرف‌ها بروید. موفق باشید

24587
متن پرسش
سلام: ببخشید، آیا آیت الله بهاالدینی می توانست شخصیتی مثل امام خمینی شود؟ و آیا امام خمینی می توانست به ایشان کمک کند تا مثل ایشان باشند؟ تشکر. التماس دعای فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. این بزرگان متوجه‌ی تقدیر خود می‌شوند و در همان مسیر خود را رشد می‌دهند. موفق باشید

21451
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام خدمت استاد عزیز و برادران زحمتکش لب المیزان ۱. بنده مطلبی خواندم که از آن در طول بودن مخلوقات از جمله انسانها را برداشت کردم [که البته با عقل ناقص بنده در تعارض نبود هر چند با معلومات سابق بنده متعارض بود] قسمتی از متن را در زیر می نویسم: «این ادّعا که همه ی انسان در اصل خلقتشان یکسانند و همه ی انسانها در یک مرتبه ی وجودی خلق شده اند، اگر چه باوری است مشهور بین عوام، امّا در حقیقت هم با براهین عقلی فلسفی در تعارض است هم با متن دهها و بلکه صدها حدیث صحیح السند. چون از منظر عقلی، وجود، ذاتاً دارای مراتب می باشد، و هر موجودی نیز مرتبه ای از وجود است. لذا محال است حتّی دو موجود در اصل خلقتشان دارای مرتبه ی وجودی یکسان باشند. انسانها در اصل خلقتشان با هم تفاوت دارند؛ کما اینکه تک تک موجودات چنین هستند؛ و طبق براهین عقلی، هیچ موجودی در اصل خلقتش با موجود دیگر برابر نیست؛ و محال هم هست که برابر باشد.» این را با چند کارشناس اعتقادی در میان گذاشتم که نظرشان خلاف ایشان بود. حال می خواستم اگر استاد لطف کنند ابتدا در طول و در عرض بودن را تعریف نمایند و بفرمایند که برای چه مفاهیمی کاربرد و معنا دارند؟ و نیز برداشت خود را از این نوشته بفرمایند و به درستی یا نادرستی آن اشاره فرمایند. (سوال دومم را هم در ارسال بعدی مطرح می کنم) با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به آیات 172 و 173 سوره‌ی اعراف که همه‌ی انسان‌ها به ربوبیت حضرت حق اعتراف کردند و با توجه به آیه‌ی 31 سوره‌روم که همه‌ی انسان‌ها با فطرت توحیدی سرشته شده‌اند و این‌که امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «فطرهم علی التوحید» یعنی همه‌ی انسان‌ها بر مبنایِ توحید سرشته شده‌اند؛ نمی‌توان گفت ذات و فطرت انسان‌ها یکسان نیستند. آری! در انتخاب راهی که فطرت در مقابل آن‌ها قرار می‌دهد، متفاوت است. موفق باشید

20171

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام یه سوالی از استاد داشتم. من الان ۱۶ سال دارم و ان شاءالله با رفتن به حوزه حدود چهار یا پنج سال دیگه می خواهم در حوزه فلسفه را تفصیلا بخوانم. بنابر اینکه قرار است ان شاءالله تفصیلا کار شود، آیا خواندن ریاضی و تسلط بر آن لازم است کما اینکه به علامه طباطبایی هم گفته شد که ابتدا ریاضی بخوان. اگر که لازم است از کی و چگونه باید شروع کرد وبه چه مقدار باید اکتفا کرد و نیز چه نوع ریاضی (جبر، هندسه...) باید خواند. علاوه بر ریاضی اگر چیزهای دیگری هم به فهم ما در فلسفه کمک می کند ذکر بفرمائید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بگذارید به وقتش که وارد فلسفه شدید، اگر لازم بود در مورد ریاضیات تصمیم بگیرید. به طور معمول لازم نیست. موفق باشید

18106
متن پرسش
سلام استاد: لطفا بحث نفس تکوینی و تشریعی رو یک کمی توضیح بدین. اگه میگیم نفس یعنی من، پس‌چرا من اختیار ندارم توی نفس تکوینی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح «ده نکته» در این مورد عرایضی شده است. عنایت داشته باشید نفس ناطقه در حوزه‌ی خاصی که قوه‌هایش را بالفعل کند، اختیار دارد ، نه در تولد خود و نه در مرگ خود مختار نیست. موفق باشید

14792
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل و ارجمند لطفا بفرمایید هدف آفرینش عبادت است یا معرفت؟ اگر کسی با خدا انس عالی دارد بالاتر است یا کسی که معرفت نفس و معرفت الله دارد یا کسی که همه را دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً در روایت داریم: «لیعبدون اَی لیعرفون» زیرا با عبادت حجاب‌های بین ما و خدا برطرف می‌شود و بیشتر او را ادراک می‌کنیم. موفق باشید

13931

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت حضور شما بزرگوار: در روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری راسخون خدمت شما عزیز هستیم. این ایمیل هم برای سپاس از شما عزیز و هم برای کسب اجازه از شما برای بارگذاری کتب شما روی سایت برای مسابقات و مطالعات کاربران که هم استفاده بهینه و هم معرفی کتب خوب شما بزرگوار را در پی خواهد داشت. باسپاس. لطفا سریع پاسخ دهید. موفق و پیروز باشید. ارادتمند، قریشی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این از لطف جنابعالی و همکاران شما است که مباحث را به عنوان مباحث خوب تلقی فرموده‌اید. از جهت ما هیچ مانعی ندارد که نوشته‌جات و کتب را در آن سایت برای هرکاری که مصلحت می‌دانید؛ بارگزاری فرمایید. موفق باشید

8221
متن پرسش
سلام استاد عزیز بنده به صورت افراطی دارای شخصیتی خودشیفته و برتری طلب هستم و سعی کردم با روانشناسی غرب این اختلال ها رو حل کنم اما نشد چه کنم خیلی اذیتم مثلا یکی از معضلاتم اینه که خودمو زیاد تو آینه نگاه می کنم وغیره چه کنم فقط خواهشا از این جواب هایی که به بقیه میدید که مثلا نظر به حق کن و خودت را در ابدیتت ببین و اینا نگید چون من سخت پای در گلم و گوشم از این حرفا پره ببخشید از رک حرف زدنم موفق باشید
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بالاخره باید از یک‌جایی شروع کنی. این عیب نیست که مایل هستی تیپ داشته باشی، عیب آن است که انگیزه‌ی این کار را مدیریت نکنی و متوجه نباشی با ظاهری آراسته بهتر می‌توان درون را آراسته و آرام کرد. حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» کتابی دارند به نام «شرح حدیث جنود عقل و جهل» بنده آن را در یک سی‌دی شرح کرده‌ام. بد نیست سری به این سی‌دی بزنی تا هرچه بیشتر خوش‌تیپی بیرونی‌ات با خوش‌تیپی درونی‌ات هماهنگ شود. موفق باشید
8220
متن پرسش
سلام . جناب استاد بنده در محیط دانشگاه خیلی اذیتم با اینکه نگاهم رو کنترل می کنم و جز در موارد ضرورت با نامحرم صحبت نمی کنم و خلاصه به وهم میدون نمیدم اما متاسفانه وقتی از دانشگاه برمیگردم احساس بدی دارم و اوهام و خاطرات روزی که در دانشگاه گذشت منو مشغول میکنه و نمیدونم چرا حضور رو از من میگیره دیگه خسته شدم به قول لسان الغیب خواهم شدن آستین فشان به دیر مغان زین فتنه ها که دامن آخر زمان کرفت حاج اصغر آقا ما که به وهم میدون نمیدیم کجای کار میلنگه که انقد اذیتیم جان کشیده سوی بالا بالها اما...
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنا این بود که انسان را در زمین بیاورند و با جذبه‌های زمینی روبه‌رو شود، ولی خود را ماوراء آن‌ها قرار دهد. چاره‌ی کار همین است که در فضایی که وَهم‌خیز است با وَهم خود کنار نیایی، و وقتی آمد آن را دنبال نکنی تا بعد از مدتی، آری بعد از مدتی خود را در ماوراء وَهم بیابی. چرا شعر حافظ بزرگ را به‌هم ریختی؟ می‌گوید: «خواهم شدن به کوی مغان آستین‌فشان.... زین فتنه‌ها که دامن آخر زمان گرفت» یعنی با روحیه‌ای شاد و بشاش به کوی مغان و محل اُنس با حق می‌رود به جهت این جذبه‌های زمینی که در آخر زمان دنیا را گرفتار کرده. پس راه را نشان داده. راه‌رفتن به کوی مغان امروز گلستان ارادتمندی به انقلاب اسلامی و تاریخی است که در افق جهت تحقق تمدن اسلامی در حال طلوع است. هیچ جای کار نمی‌لنگد قرار همین است که با شیطان بجنگید و در نهایت بر او پیروز شوید، هرچند او در آزار شما و بعضاً در پیروزی بر شما بیکار نیست. موفق باشید
30607

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام، وقت شما بخیر. ان شاءلله که در سال جدید برکات بیشتری نصیبتان شود. استاد گرانقدر نظرتان راجع به این سیر مطالعاتی جهت فلسفه غرب چیست؟ آیا کامل و جامع است و یا بعضی جاهای آن نیاز نیست؟ اگر مفید نیست اگه ممکنه سیر مطالعاتی فلسفه غرب را معرفی بفرمایید. ممنون و سپاسگزارم از اینکه وقت می‌گذارید. سیر مطالعاتی پیشنهادی برای آشنایی با فلسفۀ غرب (۱۲۱ عنوان – ۵ سطح) سطح اول: (۱۵ عنوان) منابع اصلی: تسلّی‌بخشی‌های فلسفه، آلن دوباتن، ترجمه‌ی عرفان ثابتی، ققنوس. (تاریخی – فایده و ضرورتِ فلسفه) دنیای سوفی، یوستین گوردر، ترجمه‌ی مهرداد بازیاری، هرمس. (تاریخی) ♦ ~، حسن کامشاد، نیلوفر. ♦ – ~، کوروش صفوی٬ دفتر پژوهش‌های فرهنگی. ♦ – ~، لیلا علی‌مددی زنوزی، نگارستان کتاب. ♦ – ~، مهدی سمسار، جامی. ♦ – ~، محمود معلم، مصطفوی. محفل فیلسوفان خاموش٬ نورا ک. و ویتوریو هوسله، ترجمه‌ی کوروش صفوی، هرمس. (تلفیقی) فلسفه برای کوچکترها (چهل سوال که شما را به حیرت می‌اندازد)، دیوید وایت، ترجمه‌ی تینا حمیدی، قطره و هنوز. (تلفیقی) فلسفه برای نوآموزان، شارون ام. کای و پل تامسون، ترجمه‌ی حوریه هوشیدری‌فراهانی، آفرینگان. (موضوعی) تاریخچه‌ی کوتاهی از فلسفه، نایجل واربرتون، ترجمه‌ی مریم تقدیسی، ققنوس (تاریخی). ♦ تاریخ فلسفه، ~، ترجمه‌ی ساناز توتونچی، زرین‌کلک آفتاب. توجیه فلسفه برای دخترم، روژه پل دروا، ترجمه‌ی ترانه وفایی، قطره و ایرانیان. (موضوعی) ♦ گفتگو با دخترم درباره‌ی فلسفه، ترجمه‌ی مهدی ضرغامیان، آفرینگان. فلسفه در ۳۰روز، دومینیک ژانیکو، ترجمه‌ی علیرضا حسن‌پور و نرگس سردابی، مؤسسه انتشارات فلسفه. (تلفیقی) بازی اندیشه (فلسفه به زبان ساده) ، لیزا هاگلوند، ترجمه‌ی مهوش خرمی‌پور٬ کتابسرای تندیس. (موضوعی) ۱۰۱مسئله‌ی فلسفی، مارتین کوهن، ترجمه‌ی امیر غلامی، مرکز. (موضوعی) ماجراهای جاودان در فلسفه، هنری توماس و دانلی توماس، ترجمه‌ی احمد شهسا، ققنوس (تاریخی) پرسش‌های نخستین پاسخ‌های بی‌پایان، ۸مجلّد، هیأت نویسندگان: حسین شیخ‌الاسلامی و مهدی یوسفی و نادر شهریوری (صدقی) و مازیار سمیعی، افق. (موضوعی) منابع فرعی: صد و یک فیلسوف بزرگ، مدسن پیری، ترجمه‌ی کامبیز خندابی، شورآفرین. (تاریخی) چه کسی فیل مرا سوسک کرد؟ (گزارشی جذاب از مفاهیم فلسفی و زندگی فیلسوف‌‌ها)، ج. هانکینسون، ترجمه‌ی الهام حاجی‌باقری و کاظم عابدینی، فراگفت. (تلفیقی) سوال‌های چندهزارساله، استیون لو، ترجمه‌ی منصوره حسینی، افق. (موضوعی) سطح دوم: (۳۵ عنوان) منابع اصلی: سرگذشت فلسفه، برایان مگی، ترجمه‌ی حسن کامشاد، نی. (تاریخی) ♦️ داستان فلسفه، مانی صالحی‌علامه، آمه. فیلسوفان بزرگ از سقراط تا فوکو، جریمی استنگروم و جیمز گاروی، ابوالفضل توکلی‌شاندیز، پارسه. (تاریخی) الفبای فلسفه، نایجل واربرتون، ترجمه‌ی مسعود علیا، ققنوس. (تلفیقی: شاخه‌ای – موضوعی) ♦ بنیان‌های فلسفه، ~، ترجمه‌ی علی حقی، اهل قلم. ♦ فلسفه پایه، ~، ترجمه‌ی پرویز بابایی، آزادمهر. ♦ مقدمات فلسفه، ~، ترجمه‌ی بهجت عبّاسی و علیرضا عبّاسی ، جوانه‌ی رشد. درآمدی به فلسفه، بوخنسکی، ترجمه‌ی محمدرضا باطنی، فرهنگ معاصر. ( موضوعی) ♦ راه‌هایی به تفکّر فلسفی (درآمدی به مفاهیم بنیادین)، ترجمه‌ی منوچهر ضیاء‌شهابی، پرسش. فلسفه به روایت سینما، کریستوفر فالزن، ترجمه‌ی ناصر تقویان، قصیده‌سرا. (شاخه‌‌ای) رویای خرد، آنتونی گاتلیپ، ترجمه‌ی لی‌لی سازگار، ققنوس. (تاریخی – تا قبل از عصر جدید) نگاهی اجمالی به فلسفه از روشنگری تا امروز، ربرت تسیمر، ترجمه‌ی رحمان افشاری، مهراندیش. ( تاریخی – فلسفه‌ی عصر جدید) شور خرد، سالمون و هیگیز، ترجمه‌ی کیوان قبادیان، اختران. (تاریخی) از سقراط تا سارتر (فلسفه برای همه) ، لاوین، ترجمه‌ی پرویز بابایی، نگاه. (تاریخی) پرسشهای زندگی، سوتر، ترجمه‌ی عباس مخبر، طرح‌نو. (موضوعی) ♦ معمّای زندگی، ~، مینا اعظامی، نقش‌ونگار. مبانی و تاریخ فلسفه غرب، هالینگ دیل، ترجمه‌ی عبد الحسین آذرنگ، ققنوس. (شاخه‌‌ای – تاریخی – آشنایی با اصطلاحات فلسفی) فلسفه (از مجموعه‌ی قدم اول) ، دیو رابینسون و جودی گراوز، ترجمه‌ی امیر نصری، شیرازه (تاریخی) ♦ تاریخ فلسفه‌ی غرب، ~، ترجمه‌ی شهاب‌الدین عباسی، علم. مجموعه آشنایی با فیلسوفان در ۹۰دقیقه، پل استراترن، ترجمه‌ی هیأت مترجمان، نشر مرکز. (تاریخی) راهنمای فلسفی زیستن (تاریخ مختصر اندیشه) ، لوک فری، ترجمه‌ی افشین خاکباز، نو. (تاریخی) ♦ ~، ترجمه‌ی محمدحسین وقار، اطلاعات. نگاهی به فلسفه (سبک‌کردن بار سنگین فلسفه) ، دونالد پامر، ترجمه‌ی عباس مخبر‌. (تاریخی) درآمدی بر فلسفه، ادوارد کریج، ترجمه‌ی ابوالفضل حقیری زنجانی، کتاب‌های جیبی وابسته به امیرکبیر. (تلفیقی) ۵۰فیلسوف بزرگ: ازطالس تا سارتر، دایانه کالینسون، ترجمه‌ی محمد رفیعی مهرآبادی، عطایی. (تاریخی) ۵۰ایده‌ی فلسفه که باید بدانید، بن دوپره، مهرداد پورعلم، ایران‌بان. (موضوعی) فلسفه در چند دقیقه (توضیح ۲۰۰ مفهوم کلیدی به زبان ساده)، مارکوس ویکس، ترجمه‌ی نوید اصلانی، علم. (تاریخی) فلسفه به زبان ساده، جنی تیچمن و کاترین اوانز، ترجمه‌ی اسماعیل سعادتی، پژوهش و نشر سهروردی. (شاخه‌ای) ویل دورانت، تاریخ [داستان] فلسفه، ترجمه‌ی عباس زریاب خویی، علمی‌وفرهنگی. (تاریخی) ویل دورانت، لذات فلسفه، ترجمه‌ی عباس زریاب خویی، علمی‌وفرهنگی. (موضوعی) ویل دورانت، ماجراهای فلسفه، ترجمه‌ی ابوالفضل حقیری قزوینی، علم. (موضوعی) ویل دورانت، دعوت به فلسفه، ترجمه‌ی ابوالفضل حقیری‌ قزوینی، علم. (موضوعی) پرسه‌زنی در تالار فلسفه، علی زاهد، نگاه معاصر. (تلفیقی) چگونه فیلسوف شویم؟ (راهنمای عملی موفقیت در رشته‌ی فلسفه)، نایگل واربرتون، ترجمه‌ی علیرضا حسن‌پور، رویش نو. (آشنایی با فلسفه‌ی دانشگاهی) منابع تکمیلی: کتاب کوچک فلسفه، گریگوری برگمن، ترجمه‌ی کیوان قبادیان، اختران (تاریخی) ♦ حمّام فلسفه، ~، ترجمه‌ی علی غفّاری٬ کویر. فلسفه در شش ساعت و پانزده دقیقه، ویتولد گومبروویچ، ترجمه‌ی مجید پروانه‌پور، ققنوس. (تاریخی – فلسفه‌ی جدید و معاصر) فلسفه‌های بزرگ، پیر دو کاسه، ترجمه‌ی احمد آرام، پرواز / اخیراً علمی‌وفرهنگی. (تاریخی) بزرگان فلسفه، هنری توماس، ترجمه‌ی فریدون بدره‌ای، کیهان. (تاریخی) سیر فلسفه در اروپا، آلبرت آدی، ترجمه علی‌اصغر حلبی، زوّار. (تاریخی) طرحی کوتاه از تاریخ فلسفه، جان ادوارد بنتلی، ترجمه‌ی فریبرز مجیدی، جهان نو. (تاریخی) آشنایی با فلسفه‌ی غرب، جیمز کرن فیبلمن، ترجمه‌ی محمد بقایی ماکان، حکمت. (تاریخی) افکار فلاسفه‌ی بزرگ، ویلیام ساهاکیان و می‌بل لئو ساهاکیان، ترجمه‌ی گل‌بابا سعیدی، بحر دانش. (شاخه‌ای) ستون‌های فلسفه، جیمز مانیون، ترجمه‌ی علی یزدی‌زاده، روشنگران و مطالعات زنان. (تاریخی) سطح سوم: (۳۷ عنوان) منابع اصلی: تاریخ فلسفه‌ی غرب، برتراند راسل، ترجمه‌ی نجف دریابندری، پرواز. (تاریخی) فلاسفه‌ی بزرگ، برایان مگی، ترجمه‌ی عزت‌الله فولادوند، خوارزمی. (تاریخی) مردان اندیشه، برایان مگی، ترجمه عزت‌الله فولادوند، طرح نو. (تلفیقی – فلسفه معاصر) فلسفه‌ی نوین بریتانیا، برایان مگی، ترجمه‌ی ابوالفضل رجبی، نقش جهان. (تلفیقی – فلسفه تحلیلی معاصر) تاریخ فلسفه در جهان، رابرت سولومون [سالمون] و کاتلین هیگینز، ترجمه‌ی منوچهر شادان، بهجت. (تاریخی) فهم فلسفه، ۳مجلّد، جون ا. پرایس، ترجمه‌ی رضا علیزاده، روزنه. (تاریخی) آثار کلاسیک‌ فلسفه، نایجل واربرتون، ترجمه‌ی مسعود علیا، ققنوس. (تاریخی – آشنایی با آثار و اصلاحات فلسفی) بیایید فلسفه بورزیم، ریچارد گریل، ترجمه‌ی محمد کیوانفر، دانشگاه مفید. (شاخه‌ای – آشنایی با چیستی فلسفه) فلسفه (For Dummies) ، مارتین کوهن، مهدی شفقتی، آوند دانش. (تلفیقی) درآمدی بر تحلیل فلسفی، جان هاسپرس، ترجمه‌ی موسی اکرمی، طرح نو. (موضوعی) ♦ ~، سهراب علوی‌نیا، نگاه. تفکّر، سایمون بلک‌برن، ترجمه‌ی مریم تقدیسی، ققنوس. (موضوعی) پرسش‌های اساسی فلسفه (واقعاً چه می‌دانیم؟)، سایمون بلک‌برن، ترجمه‌ی مریم تقدیسی، ققنوس. (موضوعی) پرسیدن مهم‌تر از پاسخ دادن است، دنیل کلاک، ترجمه‌ی حمیده بحرینی، هرمس. (موضوعی) اینها همه یعنی‌ چه؟ تامس نیگل، جواد حیدری، نگاه معاصر. (موضوعی) ♦ در پی معنا٬ ~، سعید ناجی و مهدی معین‌زاده، هرمس. ♦ معنای همه چیز، ~، احسان شفیعی زرگر، قطره. فلسفه در عمل (مدخلی بر پرسش‌های عمده)، اَدَم مورتون، ترجمه‌ی فریبرز مجیدی، مازیار. (تلفیقی) خودآموز فلسفه، مل تامپسون، ترجمه‌ی بهروز حسینی، نشر نو. (شاخه‌ای) مسائل کلیدی فلسفه، جولیان باجینی، ترجمه‌ی حمیده بحرینی، نی. (شاخه‌ای) کلید فلسفه، پل کلاینمن، محمداسماعیل فلزی، مازیار. (تاریخی) بفرمایید فلسفه! (۱)، دیوید ادموندز و نایجل واربرتون، میثم محمدامینی، کرگدن. (تلفیقی) شگفتی فلسفه، ژان هرش، ترجمه‌ی عباس باقری، نی. (تاریخی) عناوین فلسفی از مجموعه‌ی قدم اوّل، هیأت نویسندگان، ترجمه‌ی هیأت مترجمان، شیرازه + پردیس دانش. (تاریخی) نگاهی نو به فلسفه، استیفان لو، ترجمه‌ی محمد احسان مصحفی، سبزان. (تلفیقی) ده اشتباه فلسفی، مورتیمر ی. آدلر، ترجمه‌ی انشاءالله رحمتی. انتشارات بین‌المللی الهدی. (موضوعی) عالَم در آیینه‌ی تفکر فلسفی، کارل یاسپرس، ترجمه‌ی محمود عبادیان، پرسش. (موضوعی) کوره راه خرد، کارل یاسپرس، ترجمه‌ی مهبد ایرانی طلب، قطره. (موضوعی – آشنایی با چیستی فلسفه) آندره کرسون، فلاسفه بزرگ، ترجمه‌ی کاظم عمادی، در ۳مجلد، صفی‌علیشاه. (تاریخی) سیر حکمت در اروپا، محمدعلی فروغی، تصحیح و تحشیه‌ی امیرجلال‌الدین اعلم، البرز. (تاریخی) مثل فیلسوف نوشتن (آموزش نگارش مقاله فلسفی)، اِی. پی. مارتینیک، ترجمه‌ی فاطمه مینایی و لیلا مینایی، هرمس. (آشنایی با فلسفه‌ی دانشگاهی) منابع تکمیلی: تاریخ مصوّر فلسفه‌ی غرب، آنتونی کنی، ترجمه‌ی افسون آذین، امیرکبیر. (تاریخی) تاریخ فلسفه‌ی غرب (درس‌گفتارها) ، مصطفی ملکیان، ۴جلد، حوزه و دانشگاه. (تاریخی) جهان و انسان در فلسفه، شرف‌الدین خراسانی (شرف) ، دانشگاه بهشتی. (تاریخی) از برونو تا هگل، شرف‌الدین خراسانی (شرف) ، دانشگاه بهشتی. (تاریخی) ♦ از برونو تا کانت، شرف‌الدین خراسانی (شرف)، علمی‌وفرهنگی. (تاریخی) تاریخ سیر فلسفه در اروپا، علی‌اصغر حلبی، ۲جلد، قطره. (تاریخی) مکتب‌های فلسفی از دوران باستان تا امروز، ترجمه‌ی پرویز بابایی، نگاه. (تلفیقی) کلیات فلسفه، اصغر دادبه، دانشگاه پیام‌نور. (تلفیقی) مبانی فلسفه، آصفه آصفی، آگاه. (فلسفه جهان) فلسفه‌ی ساده، زهره روحی، دنیای اقتصاد. (تاریخی) سطح چهارم: (۲۷ عنوان) منابع اصلی: پرسش‌های بزرگ (درآمدی مختصر به فلسفه) ، رابرت سالمُن [سالمون] ، ترجمه‌ی مریم گلاب‌بخش و زهره خانی، شور. (موضوعی) مهارت‌های فلسفی، آنتونی هاریسون باربت، ترجمه‌ی فرزاد حاجی‌میرزایی، فرزان روز. (تلفیقی) گفتگوهای فلسفی، رابرت ام. مارتین، ترجمه‌ی راضیه سلیم‌زاده، ققنوس. (شاخه‌ای) آموزش فلسفه، الیزابت برنز و استیفان لو، ترجمه‌ی وحید صفری، علمی‌وفرهنگی. (شاخه‌ای) نگرش‌های نوین در فلسفه، ۲مجلّد، هیأت نویسندگان، هیأت مترجمان، طه. (شاخه‌ای) کلیات فلسفه، ریچارد پاپکین و آوروم استرول ، ترجمه‌ی سید جلال‌الدین مجتبوی، حکمت. (شاخه‌ای) ♦ «متافیزیک و فلسفۀ معاصر» (منتخب)، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. فلسفه یا پژوهش حقیقت، اندرو لوین (سر ویراستار)، ترجمه‌ی سید جلال‌الدین مجتبوی، جاویدان. (تاریخی) درآمدی به فلسفه، جان هرمن رندل و جاستوس باکلر، ترجمه‌ی امیر جلال‌الدین اعلم، سروش. (تلفیقی) تاریخ فلسفه‌ی شرق و غرب، جلد دوم: فلسفه‌ی غرب، سرویراستار انگلیسی: رادا کریشنان، ترجمه‌ی جواد یوسفیان، علمی‌وفرهنگی. (تاریخی) سنگ‌های روح (تاریخ مفهوم‌های فلسفی از دوران باستان تا عصر حاضر) ، سون اریک لیدمن، ترجمه‌ی سعید مقدم، پژواک. (تلفیقی) تاریخ انتقادی فلسفه‌ی غرب (ناتمام) ، سرویراستار: دی. جی. اوکانر، ترجمه‌ی خشایار دیهیمی، کوچک٬ ناتمام. (تاریخی) تاریخ فلسفه‌ی غرب، ۳ مجلّد (ناتمام) ، هیأت نویسندگان (آکسفورد) ، ترجمه‌ی محمد‌سعید حنایی کاشانی، قصیده‌سرا. (تاریخی) درآمدی بر فلسفه‌ی مدرن اروپایی، گراهام وایت، ترجمه‌ی ناهید احمدیان، پرسش. (تاریخی – فلسفه‌ی جدید و معاصر) مسائل فلسفه، برتراند راسل، ترجمه‌ی منوچهر بزرگمهر، خوارزمی. (موضوعی) پرسش‌های بنیادین فلسفه، ا. سی. یوینگ، ترجمه‌ی سیدمحمود یوسف‌ثانی، حکمت. (موضوعی) شناسایی و هستی، مینار، ترجمه‌ی علی‌مراد داوودی، دهخدا / اخیراً خوارزمی (موضوعی) آموزه‌های اساسی فیلسوفان بزرگ، اس. ئی. فراست، ترجمه‌ی غلام‌حسین توکلی، حکمت. (موضوعی) ♦ درس‌های اساسی فلاسفه‌ی بزرگ، ~، ترجمه‌ی منوچهر شادان. نقد تفکّر فلسفی غرب، اتین ژیلسون، ترجمه‌ی احمد احمدی، حکمت / اخیراً سمت. (تاریخی – فلسفه‌ی جدید) مبانی فلسفه جدید: از دکارت تا کانت، ویلیام برنر، ترجمه‌ی حسین سلیمانی، حکمت. (تاریخی) تاریخ مختصر فسلفه جدید«از دکارت تا ویتگنشتاین»، راجر اسکروتن، ترجمه‌ی اسماعیل سعادتی خمسه، حکمت. (تاریخی) درآمدی به فلسفه، عبدالحسین نقیب‌زاده، طهوری. (تاریخی) نگاهی به نگرش‌های فلسفی سده‌ی بیستم، طهوری. (تاریخی) منابع تکمیلی: سیر اندیشه‌ی فلسفی در غرب، فاطمه زیبا کلام، دانشگاه تهران (تاریخی) فلسفه‌ی عمومی: مبانی اندیشه‌های فلسفی، منوچهر صانعی دره‌بیدی، امیرکبیر. (تلفیقی) تاریخ فلسفه، محمود هومن، ناتمام، طهوری. (تاریخی) درس‌گفتارهای فلسفی، محمود هومن، گزارش از عبدالعلی دستغیب، نوید شیراز. (تاریخی) فلسفه: مسائل فلسفی مکتب‌های فلسفی مبانی علوم، علی شریعتمداری، دفتر نشر فرهنگ اسلامی. (تلفیقی) سطح پنجم: (۷ عنوان) منابع اصلی: تاریخ فلسفه، ۹مجلّد، فردریک کاپلستون، هیأت مترجمان: سید جلال‌الدین مجتبوی، ابراهیم دادجو، غلامرضا اعوانی، امیر جلال‌الدین اعلم، منوچهر بزرگمهر، اسماعیل سعادت، داریوش آشوری، بهاء‌الدین خرمشاهی، عبدالحسین آذرنگ و محمود یوسف ثانی، سروش و علمی و فرهنگی. (تاریخی) فلسفه‌ی معاصر، فردریک کاپلستون، ترجمه‌ی علی‌اصغر حلبی، زوار (تاریخی – فلسفه‌ی معاصر) تاریخ فلسفه، ۲مجلّد، امیل بریه، ترجمه‌ی علیمراد داوودی، نشر دانشگاهی + بخشی دیگر ترجمه و تلخیص یحیی مهدوی با عنوان «فلسفه‌ی قرون وسطی و دوره تجدد»، خوارزمی + بخشی دیگر نیز با عناوین «تاریخ فلسفه‌ی قرن هفدهم» و «تاریخ فلسفه‌ی قرن هجدهم»، ۲ مجلّد، ترجمه‌ی اسماعیل سعادت، هرمس. (تاریخی) تاریخ فلسفه‌ی راتلج، تاکنون ۶مجلّد، ویراستار انگلیسی: استوارت براون، ترجمه‌ی حسن مرتضوی و علی معظمی، نشر چشمه. (تاریخی) ♦~، تاکنون ۶ مجلّد، هیأت مترجمان: حسن فتحی و بهنام اکبری و مصطفی شهرآیینی و سیدمسعود حسینی و ابوالفضل حقیری قزوینی و یاسر خوشنویس، حکمت. «فلسفه در اعصار مختلف» (از قرون وسطی تا قرن بیستم) ، ۶مجلّد هیأت نویسندگان: آن فرمانتل و جورجی دو سانتیلانا و استوارت همپشیر، آیزایا برلین و هنری ایکن و مورتون وایت، مترجمان مختلف: احمد کریمی و پرویز داریوش و احمد سعادت‌نژاد و ابوطالب صارمی، (فرانکلین – اخیراً علمی‌وفرهنگی) دکارت تا دریدا: مروری بر فلسفه‌ی اروپایی، پیتر سجویک، ترجمه‌ی محمدرضا آخوندزاده، نی. (تاریخی – فلسفه‌ی جدید و معاصر) منابع تکمیلی: پندار گسترش‌پذیری بی‌پایان حقیقت٬ ۲مجلّد، امیر مهدی بدیع، ترجمه‌ی احمد آرام، بنیاد فرهنگ ایران (تلفیقی: تاریخی – موضوعی)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، مواردی نیست که بتوان در یک سؤال و جواب آن هم از طریق افرادی مثل بنده جواب داده شود. نیاز به هیئتی از دانشکده‌های فلسفه‌ی غرب دارد. موفق باشید

23524

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ادب، ببخشید من هنوز متوجه نشدم تقدم و تاخر مطالعات را، آیا ما ابتدا سیر کتب شهید مطهری را بخوانیم و سپس بقیه را، يا چیز دیگری مقدم است؟ همچنین زمان شروع سیر مطالعاتی استاد طاهرزاده چه زمانی است؟ مقدمه ی سایرین است یا موخر از برخی مطالعات دیگر؟ در کل کاش استاد طرح و سیری را ارائه می دادند که عمومی باشد و جامع، که هرکس تکلیف خود را بداند که از هر عالم چه کتابی و چه زمانی بخواند تا به کلیت اسلام ناب دست پیدا کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم شهید مطهری مطابق سیر خاصی نوشته‌ها و سخنان خود را تنظیم نکرده‌اند. بعدها این فکر پیش آمد که ترتیبی به آن سخنان داده شود. فکر می‌کنم با کتاب‌هایی مثل «داستان راستان» و «جاذبه و دافعه علی «علیه‌السلام» و «سیره‌ی نبوی» و «سیری در نهج‌البلاغه» و «حماسه‌‌ی حسینی» را اگر مطالعه کنید، خودتان متوجه می‌شوید چگونه از اندیشه‌های آن مرد بزرگ می‌توانید بهره بگیرید. ما در کنار آن مطالعات، سیر مطالعاتی بر روی سایت را پیشنهاد می‌کنیم. موفق باشید

نمایش چاپی