بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28088
متن پرسش
سلام علیکم: استاد مدتی است این دل مشغولی من شده و کمی ذهن خودم را به آن مشغول کرده است. خواستم این مطلب رو از خود حضرتعالی بعنوان استاد خودم بپرسم. شما با توجه به وضعیت کنونی، معتقدید جامعه ویژه جوانان دیندار تر و مانوس با دین هستند و یا مردم و جوانان به دین حداقلی اعتقاد پیدا کرده اند و سبک دینداریشان از دینداری که مد نظر امام و آقا هست بسیار فاصله دارد؟ چون با دیدن یکسری مظاهر و پوشش ها و سوالات و حرفها و رفتار و سکنات مردم ویژه جوانان این مطلب مطرح می‌شود حکومت مردم را از دین گریزان کرده و مردم بسمت دین حداقلی رفته اند و انس شان با دین به شیوه دیگری شده است و بیشتر بینش سکولار دارند. شما جامعه و مردم را دیندار تر و مانوس تر با هویت دینی فی الحال می بینید یا گریزان از دین با معتقد به دین حداقلی و حتی بینش سکولار؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم چون ما مردم را به حدّ اقلِ دین توجه دادیم و در حدّ فقه، متوقف‌شان کردیم و ابعاد حِکمی و عرفانی دین را با جوانانی که بسیار آماده بودند، در میان نگذاشتیم؛ شما امروز با مردمی روبه‌رو هستید که دین را جدّی نمی‌گیرند. راستی! دینی که امروز ما در مجامع عُرفی و سنتی خود مطرح می‌کنیم، واقعاً جای جدّی‌بودن دارد؟! چرا حضرت امام برای همین مردم، شرح سوره‌ی حمد را پیش کشیدند؟ و ما هنوز اندر خمِ هیچ‌کوچه‌ای نیستیم. خدا به دادمان برسد در آینده‌ای که ما بخواهیم با این معارف دست و پا شکسته حاضر شویم. موفق باشید      

27222
متن پرسش
باسمه تعالی. استاد سلام علیکم: اگر امکان دارد بطور مشروح نظر خودتان را در مورد مرحوم دکتر علی شریعتی رضوان الله تعالی علیه بیان بفرمائید: شما بعضی مواقع در حین سخنرانی از حرفهای درست و منطقی دکتر شریعتی یاد می کنید که وقتی ما استناد شما به دکتر شریعتی را بیان می کنیم قبول نمی کنند و ما را متهم می کنند که نقل قول شما مخدوش است لطفا بیان بفرمائید با این همه دشمنانی که شریعتی مظلوم دارد چرا شما به ایشان استناد می کنید؟ و مطلب آخر اینکه بنده از شما شنیده ام که فرموده اید من دیانتم را از شهید مطهری رضوان الله تعالی علیه و سیاستم را از مرحوم دکتر شریعتی آموخته ام اولا آیا من درست شنیده ام و ثانیا این ادعای شما با سیاست ما عین دیانت مای شهید مدرس رضوان الله تعالی علیه منافات ندارد یک بار هم از شما شنیدم که فرمودید آینده متعلق به افکار و عقائد درست شریعتی راجع به اسلام است لطفا بصورت مشروح اگر امکان دارد توضیح بفرمائید. قبلا از بذل عنایت شما قدردانی و تشکر می نمایم. من الله التوفیق و علیه التکلان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده بهترین نگاه به جایگاه آقای دکتر شریعتی را آیت اللّه خامنه‌ای دارند که در عین همشهری‌بودن با دکتر، با ایشان آشنایی و ارتباط داشتند. و در اینترنت می‌توانید نظرات مثبت ایشان را به آقای شریعتی بیابید. ۲. به یاد ندارم به آن صورت که می‌فرمایید گفته باشم؛ ولی تأکید می‌کنم ما را دکتر شریعتی راه انداخت و بحمداللّه به شهید مطهری رسیدیم و هیچ‌وقت هم از دکتر شریعتی عبور نکرده‌ام. آری! معتقدم ما برای ادامه‌ی انقلاب اسلامی به روحیه‌ی حماسی و شورآفرین دکتر شریعتی برای به‌صحنه‌آوردنِ جوانان نیاز داریم، ولی در بستر انقلاب اسلامی. موفق باشید

23694

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: با توجه به تأکیدات حضرت آقا در حمایت از کالای ایرانی و اهمیت به خرید کالای ایرانی چنانچه کالایی توسط یک ایرانی در کشوری دیگر تولید شود و پس از آن وارد ایران شود آیا این کالا جزء کالای ایرانی و تولید داخل محسوب می شود یا خارجی؟ وظیفه ما در برابر این کالا چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. چون موجب تقویت پول ملی نمی‌شود و عملاً موجب می‌شود تا ارز از کشور خارج گردد. موفق باشید

23474

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده طلبه ای هستم که هدف و ماموریتم را رهبری جامعه به سمت تمدن اسلامی در نظر گرفتم می خواهم برای تحصیلم اعم از تحصبل علم و مهارت و هر چیزی که برای هدفم نیاز است طرحی بریزم و طبق آن حرکت کنم. از شما درخواست دارم که طرح تحصیلی جامعی برای بنده پیشنهاد بدید. 09176546897
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این دو جمله‌ی مقام معظم رهبری و حضرت امام فکر کنید که در ذیل می‌آید و لذا اگر می‌خواهید به تمدن اسلامی بیندیشید، بعد از گذراندن دروس حوزوی باید از حکمت متعالیه‌ی صدرا غافل نبود. موفق باشید

در راستای نظر به حکمت متعالیه جهت حضور در تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده، مقام معظم رهبرى «حفظه‌اللّه» مى‏ فرمايند: «... به گمان ما فلسفه‏ ى اسلامى در اسلوب و محتواى حكمت صدرايى، جاى خالى خويش را در انديشه‏ ى انسان اين روزگار مى‏ جويد و سرانجام آن را خواهد يافت ...».

 حضرت امام خمینی «رضوان‏الله‌تعالی‌عليه» در جواب به سؤال آقای دکتر «حسنين هيكل‏» خبرنگار مشهور مصری و از یاران جمال عبدالناصر كه از ايشان مى‏ پرسد چه انديشه‏ ها و انديشمندانى بر شما تأثيرگذار بوده‏ اند؟ مى‏ فرمايند: «در فلسفه: ملا صدرا، از كتبِ اخبار: كافى، از فقه: جواهر.» (صحيفه‏ ى امام، ج 5، ص 271) و نيز در دعوت گورباچف به اسلام، موضوع حكمت متعاليه‏ ى صدرا و عرفان محى‏ الدين را مطرح مى‏ كنند. زيرا آموزه‏ هاى دينى ما در مكتب ملاصدرا به يك نظم منسجم در آمده و مى‏ تواند پشتوانه‏ ى فلسفى انقلاب اسلامى و تمدن اسلامى باشد در آن حدّ که حضرت امام خمینی «رضوان‏ الله‌تعالی‌عليه» متوجه‌اند اگر آقای گورباچف بخواهد از اردوگاه مارکسیسم به‌در آید و در دامن لیبرال‌دموکراسی نیفتد، حکمت صدرایی و عرفان ابن‌عربی چنین استعدادی را دارا است.

23162
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: منظور شما دقیقا از این جمله در کتاب آشتی با خدا چیست؟ به خصوص آن قسمت «اگر عکس آن را انجام دهيم مي توانيم نفس خود را به خطا بيندازيم، به طوري ِکه موادي را در بدن تزريق کنيم که موجب تحريک اعصاب گردند. صِرف مواد مخدر که عامل تحريک عصبي شده اند موجب ايجاد خيالات گردند و از اين طريق نفس را به خطا بيندازيم» *کل پاراگراف* «علت اين امر - که پديده هاي مادي موجب ايجاد خيالات غير مادي مي شوند - آن است که همان طور که روح وقتي خواست عضوي از اعضاء ما را تحريک کند، ابتدا اعصاب ما را تحريک مي کند و آن اعصاب با تحريک الکتريکي خود ماهيچه ها را متأثر مي کنند و در نتيجه آن عضو حرکت مي کند، اگر عکس آن را انجام دهيم مي توانيم نفس خود را به خطا بيندازيم، به طوري ِکه موادي را در بدن تزريق کنيم که موجب تحريک اعصاب گردند و نفس را در بُعد خيالات تحريک کنند و لذا بدون آن که چيزي در خارج موجب تحريک خيالات شود، صِرف مواد مخدر که عامل تحريک عصبي شده اند موجب ايجاد خيالات گردند و از اين طريق نفس را به خطا بيندازيم، به طوري که در اثر تحريک عصب ها، نفس در خود صورت هايي ايجاد کند که منشأ خارجي ندارند.» با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «آدمی را فربهی هست از خیال / گر خیالاتش بُوَد صاحب‌جمال». اگر خیالات انسان از عالَم بالا و از پرتو عقل بر موطن خیال نازل شود و عصب‌ها و ماهیچه‌ها را تحریک کند؛ فعالیت های انسان سالم و جهت‌دار است. ولی اگر با تحریک الکتریکی و مواد خام، خیالات را ایجاد کنیم و مبتنی بر آن، ماهیچه‌ها تحریک شود، فعالیت‌ها ناسالم است و واهمه زندگی انسان را در اختیار می‌گیرد. موفق باشید

22635

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
مطابی که در لینک زیر http://lobolmizan.ir/quest/17002 به دکتر سریع القلم نسبت داده شده حلاف واقع است. ایشان چنین مطلبی ننوشته اند. این مطلب را برای تخریب ایشان در فضای اینترنت منتشر کرده اند. برای اطلاع از تالیفات و یادداشت و نوشته های ایشان به وبسایت شان مراجعه کنید. از شما انتظار می رود که مطلب مورد اشاره را از خروجی سایت خود حذف نمایید. با سپاس.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که سؤال‌کننده بر اساس نوشته‌ی رسانه‌ی خبر آنلاین آن مطلب را مطرح نموده است. آیا شما مدرکی در نفیِ گزارش خبر آنلاین دارید؟ موفق باشید

22328

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: سوالی در خصوص عمل تطهیر ید علامه حسن زاده دارم و آن این است که ایشان در خصوص مس تمام خطوط قرآن فرموده‌اند که اگر مدت زمان این کار از بین الطلوعین بیشتر شود و آفتاب مقدار کمی برآید مشکلی ندارد با محاسبه زمان لمس جزء آخر که تقریبا 1 ساعت می شود مس کل قرآن چند ساعتی طول می کشد و این با ظاهر دستورالعمل منافات دارد. خواهشمندم راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد تجربه‌ای ندارم که بخواهم نظر دهم. موفق باشید

22245
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: ۱. آیا سیر در مراتب روح با مدد عقل صورت می گیرد؟ ۲. آیا عقل در مرتبه‌ی بالاتر نسبت به عقل مرتبه‌ی پایینتر کاملتر است و به حسب هر مرتبه ای است؟ ۳. آیا منظور از عقل همان قوه ی عاقلهٔ نفس است یا یک نیرویی از طرف خدا و جدای از نفس است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی. سلام علیکم: نفس انسانی استعداد آن را دارد که با عقل فعال مرتبط شود و جذبه‌های ذاتی نفس ناطقه اگر در مسیر صحیح قرار بگیرد کششی به سوی آن عقل دارد و عملا آن عقل کمک می‌کند تا نفس ناطقه به سوی کمالاتش سیر کند و طبیعی است که عقل در جای خود مراتب خاص خود را دارد تحت عنوان «عقل مستفاد» و «عقل هیولانی» و غیره از مراتب عقل نام برده می‌شود. موفق باشید

22198
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: حدیثی از مولا علی (ع) شنیده ام که می خواستم منبع آن را برایم ذکر کنید متن حدیث مشابه این متن می باشد: «اگر من علی هم در اداره ی حکومت از من پیروی نکنند در اداره ی آن دچار مشکل می شوم.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت در خطبه‌ی 27 نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «وَ لَكِنْ لَا رَأْيَ لِمَنْ لَا يُطَاع‏» امّا دريغ، آن كس كه فرمانش را اجرا نكنند، رأيى نخواهد داشت. و این به همان معنایی است که می‌فرمایید. آری! اگر از علی «علیه‌السلام» هم پیروی نشود، در اداره‌ی حکومت به مشکل خواهد افتاد.  موفق باشید

21687

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب استاد سلام: ۱. آیا افکاری که مایل به آنها نیستیم و اجبارا در ذهن ما نقش می بندند و افکاری هستند که ما را اذیت می کنند و قادر به رفع آنها نیستیم، از القائات شیطانیست؟ یعنی از خارج به ما القاء می شود؟ برای دفع اینگونه افکار چه روش و راهی هست؟ ۲. آیا افکار نیکو و آرامش بخش که برخی موارد در ذهن ما نقش می بندد و می دانیم که در آن لحظه اصلا به آن موضوع فکر نکرده ایم و بدون مقدمه به ذهنمان خطور می کند از جانب ملائکه به ما القاء می شود؟ برای بیشتر شدن این افکار چه راه و روشی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌شود گفت در هر دو حالت همان‌طور است که می‌فرمایید. می‌ماند که در موقعی که خطورات شیطانی ورود می‌کند بنا به فرمایش آیت الله بهجت، باید آن را دنبال نکنیم تا به مرور از شدت و حدت آن کم شود. موفق باشید

21229
متن پرسش
سلام علیکم: ضمن آرزوی توفیقات الهی برای حضرتعالی: اینجانب دیروز جهت ارائه سند برای ضمانت دوستی به دادسرا مراجعه نمودم، در گذشته هم به دلایل گوناگون سرو کارم زیاد به این مجموعه های قضایی افتاده است، من نمی دانم که آیا شما به این گونه مجموعه ها مراجعه داشته اید یا خیر؟ من کاری به این که قضات ما از نظر مالی فاسد هستند یا نیستند ندارم چونکه راجع به فساد مالی برخی از قضات شنیده ام اما تا کنون خودم چیزی ندیدم، اما سوال اساسی من راجع به فساد اخلاقی این آقایان است، که فکر نمی کنم از فساد مالی بی اهمیت تر باشد، اینهایی که عرض می کنم مشاهدات خودم هست. نحوه برخورد در این بی سرو سامان ترین ارگان کشور گریه آور و تاسف برانگیز است، مهم نیست که شاکی باشی یا مجرم، ظالم باشی یا مظلوم، بلکه نحوه برخورد با تو در حد یک مسلمان نیست، در حد یک انسان هم نیست، در حد یک حیوان هم نیست، چونکه ما در آموزه های خود دستور به برخورد مهربانانه با حیوانات داریم! مشکل اساسی در این نهاد اخلاق است. حکم این دادگاهها مبنی بر محکومیت و زندان «اخلاق و انسانیت» تا اطلاع ثانویست، آیا تا کنون به دادگاهها رفته اید اگر نرفته اید بگذارید تا قسمتی از مشاهداتم را برایتان بگویم، اینها واقعیات درون دادگاه هاست: برخوردشان با تو تداعی کننده برخورد شاه با رعیت است. باید خیلی مودب و با احتیاط وارد شوی و سرت را کج کنی و با کرنش و و ادب به یک منشی ساده دفتر سلام کنی ولی او جوابت را ندهد، دوباره سلام می کنی باز هم جوابت را نمی دهد. درخواستت مثلا مبنی بر دادن یک فرم ساده را بیان می کنی و او با تشر به تو می گوید بیرون باش تا صدایت کنم. و تو می گویی چشم! و بعد انتظار... انتظار... انتظار... و اگر دوباره با احتیاط به درون اتاق بخزی و با گردنی کج تر از قبل بگویی جناب ببخشید این کار من انجام شد با تشر دوباره او به بیرون از اتاق فرار کنی! بالاخره به تو بگوید برو از رو این فرم یک کپی بگیر و بیاور. از یمن و برکت تدبیر و مدیریت درست مسئولین این نهاد! ساده ترین کارها در این مجموعه ها برایت سخت ترین کارها می شوند، فی المثل گرفتن یک فتوکپی ساده، باید از طبقه ششم بروی به طبقه اول (چون در شش طبقه دادگاه فقط یک دستگاه کپی وجود دارد) و دوباره برمی گردی طبقه ششم وقتی فرم را پر می کنی و به سر دفتر محترم می دهی می گوید برو از این فرم هم یک کپی بگیر و بیاور دوباره از طبقه ششم به اول، از طبقه اول به ششم، دوباره می گوید برو این فرم را هم کپی بگیر دوباره از طبقه ششم به اول، از طبقه اول به ششم و اگر در این اثنا بگویی خوب چرا همه فرمها را نمی دهی تا یک جا کپی بگیرم که آنقدر بالا و پایین نشوم، به مقام شامخ همایونی او برمی خورد و مورد غضبش واقع می شوی. آن روز تا آخر وقت نگهت میدارت و سپس روانه ات می کند تا فردا بیایی و اظهار اندامت کنی، و اگر دوباره اعتراض کنی زنگ می زند یک سرباز تو را بیرون بیاندازد و اگر باز اعتراض کنی احتمالا بازداشت می شوی تا دیگر از این غلط ها نکنی، اینها که گفتم فقط در برخورد با یک سر دفتر ساده می بینی، قاضی که اجل و افضل و اکمل از اینست که تو او را ببینی، باید بگویی این هو؟! و مواظب باشی تا صاعقه خشمش کوه وجودت را نخرّاند! خوب این شد همانی که می خواستیم؟! حضرت استاد به نظرم می رسد شما در پاسخ به سوال دوستان در مواجهه احمدی نژاد با قوه قضاییه دچار یک اشتباه شده اید و به همین خاطر هم ذهن مخاطب از شما راضی نمی شود و آن هم اینست که اصلا بحث احمدی نژاد نیست که حالا بگوییم ولایتمدار هست یا نیست بحث اصلی نارضایتی از عملکرد قوه قضائیه است، این اشخاصی که با احمدی نژاد همدردی می کنند به دلیل همزاد پنداری با او در مواجهه با قوه قضائیه اند نه به دلیل قبول داشتن او، چونکه همه آنها حتی طرفداران سرسخت او هم قبول دارند که احمدی نژاد مشکلاتی دارد اما اصلا بحث احمدی نژاد نیست، بحث مردم است، بحث اینست که این ساختار فاسد (حداقل فاسد در اخلاق اگر قائل به فساد در ابعاد دیگر در این قوه پاک و مطهر! نباشیم) قبل از احمدی نژاد خون مردم را در شیشه کرده. اعتراض آیت الله مکارم شیرازی و گاها مراجع دیگر به نحوه عملکرد قوه قضائیه قبل از همه این صحبتها بود. اعتراض آیت الله علم الهدی قبل از این غائله بود. اینها حتی در برخورد با امام جمعه مشهد آیت الله علم الهدی که خودش صاحب منصب است و نماینده رهبریست طوری رفتار کردند که ایشان از فقدان تحمل نقد در رئیس قوه قضائیه تعجب کرد! حرف احمدی نژاد اینست که وقتی با من و معاونینم که روزی رئیس جمهور این مملکت بودم اینگونه است با مردم چگونه خواهد بود؟ حرف مردم هم همین است. اصلا حرف حقانیت احمدی نژاد نیست. حرف ظلم به احمدی نژاد و بقایی و جوانفکر هم نیست، حرف مظلومیت مردم است. با خود می گویی آیا خون شهدای دفاع مقدس، این بزرگمردان تاریخ بشر ریخته شد تا این افراد پشت میز حکمیت و داوری بنشینند، قوه قضاییه با اداره آب و فاضلاب یا برق یا گاز یا سایر نهادهای دولتی یکسان نیست، قوه قضائیه نماد حاکمیت یک جامعه است، قاضی تکیه به جایگاه خدا زده است (الحکم لله)، قاضی نماینده ولی فقیه است از طرف او منصوب است به اعتبار او قاضیست. پدرم در قوه قضائیه پرونده ای داشت که آن طرف قضیه یک ارگان دولتی بود و می خواست پولی که اصلش پول زور بود را با محاسبه نرخ تورم بگیرد ولی به آنجا نرفت تا حکم بر علیه او دادند، به او می گفتم خوب برو به قاضی این مطالب را بگو، گفت من به آنجا نمی روم چون قاضی اصلا به حرف ما گوش نمی کند، اولین بار که به آنجا رفتم تا از در اتاق وارد شدم وقتی مرا برای اولین بار دید گفت برو بیرون پیرمرد دروغگو ! به نظر شما این شخص می تواند حکم کند، کسی که در اولین برخورد قبل از اینکه حرفی بزنی تو را دروغگو خطاب می کند و به تو تهمت می زند و برخوردش آنچنان قهری است که شخص حاضر است محکوم شود ولی دیگر پیش او نرود کسی که اخلاقش اینگونه فاسد است چگونه لیاقت دادن حکم را پیدا می کند و نمونه هایی که خود اینجانب دیده ام که یک الف بچه به اسم قاضی پشت میز نشسته که نه سواد قضاوت دارد (برای قضاوت و صدور حکم می گفت باید ببینم نظر سر دفتر چیست!) و نه آداب رفتار با مردم را، طوری که با مرد مسنی که شاید سن پدر او را داشت چنان رفتار می کرد که انگار با نوکر خانه پدری! و آیا می توان فساد اخلاقی را در این آقایان انکار کرد، اصلا حرف حکم ناحق هم نیست، حرف اینست که چرا یک چنین فرد فاسد اخلاقی باید تکیه بر تخت صدور حکم بزند؟ رهبری هم که می فرمایند من به این مسائل بیشتر از شما آگاهم، خوب ایشان بفرمایند نظر ایشان برای بهبود وضع اسفناک این قوه چیست، و اگر آن نظرات را اعمال فرموده اند چرا وضع این قوه بعد از 40 سال که از عمر پر برکت انقلاب می گذرد هنوز اینقدر خراب است؟ مطمئنم که این سوال همه نیروهای انقلابی است. (هر چند که جرات بیان آن را حتی در درون خود هم ندارند) و آن اینکه مشکلات دولت را می گوییم انتخاب مردم است و رهبری خود را مقید به همراهی و تقویت او می دانند اما قوه قضائیه چه؟ قوه قضائیه را که مستقیم خود آقا رئیسش را انتخاب می کنند، آنجا دیگر چرا؟ با توجه به اینکه مشکلات قوه قضائیه کمتر از مشکلات قوه مجریه نیست. قصه، قصه احمدی نژاد نیست قصه قصه پر غصه قوه قضاییه است. شما که می فرمایید من در پاسخ دادن به دنبال جواب به دغدغه سوال کننده هستم و نه جواب به سوال او من فکر می کنم دغدغه همه سوال کنندگان امروز اینست. اصلا فرض کنیم احمدی نژاد نیست فرض کنیم احمدی نژاد دق کرد و مرد! آیا مشکل فساد اخلاقی، سیاسی، مالی، در قوه قضائیه حل می شود؟ آیا تا کنون هیچ گزارش خبری از انتقاد مردم به این قوه در رسانه ها یا حتی شبکه های مجازی پخش شده است؟ آیا هیچ نقدی از هیچ مقامی به این قوه صورت گرفته است؟ همه از این قوه می ترسند شاید بهتر است اسمش را بگذاریم قوه واهمه. سوال دیگرم به وظیفه ما در حل مشکلات این قوه برمی گردد، آیا ما هیچ وظیفه ای در مقابله با این فساد نداریم، و اگر داریم وظیفه ما چیست؟ سوال اصلی من نحوه برخورد نیروی های انقلابی با قوه قضائیه است. آیا وظیفه ما سکوت است چون مقام معظم رهبری رئیس این قوه را تعیین کرده اند؟ و اگر وظیفه ما نقد است در کجا و کدام روزنامه و یا حتی شبکه مجازی اجازه پخش انتقادات خود را داریم؟ درد خود را کجا باید بیان کنیم؟ لطفا یک راهکار عملی برای نحوه انتقاد از ساختار اداری و قضایی این مجموعه بیان کنید. من خواهش می کنم که این سوال و جواب آن را در سایت بزنید و جوابی قانع کننده به آن مرحمت فرمائید، جوابی که نه من بلکه امثال من که در این کشور کم نیستند را هم قانع کند. در آخر از اینکه مصدع اوقات شریفتان گشتم از شما حلالیت می طلبم و از خداوند متعال برای شما آرزوی عافیت و حسن عاقبت و توفیق روز افزون در روشنگری ارشاد نسل جوان می نمایم. و من الله توفیق.
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: ما بخواهیم و نخواهیم این در سنت الهی جاری است که انحطاط یک ملت از ضعف عقلانیت و اخلاق است. و تا دردهای اخلاقی جبران نشود، نباید از انحطاط مصون بود. محبت به انسان‌ها که از طریق اخلاق پیش می‌اید، موجب رعایت حقوق افراد می‌شود و انسان‌ها احساس می‌کنند با رعایت اخلاق، معنا پیدا کرده‌اند. لذا انسان‌هایی که امکانات داشته باشند ولی رعایت اخلاق را جهت معنابخشی به زندگی نکنند، برای ادامه‌ی زندگی بی‌انگیزه می‌شوند.

آن‌چه شما بعضاً در نظام قضایی با آن روبه‌رو هستید به جهت همان بداخلاقی و عدم تواضع و عدم محبت است. وای به حال ما اگر نتوانیم با آموزه‌های اسلامی به اخلاق لازم جهت سر و سامان‌دادن به جامعه، همت کنیم. و انتظار می‌رود که در نظام قضاییِ جمهوری اسلامی حتی یک مورد از آن‌چه شما با آن‌ روبه‌رو شده‌اید، در میان نباشد. با این‌که بنده در جریان هستم حقیقتاً انسان‌های دلسوز و متعهدی در قوه‌ی قضائیه مشغول فعالیت‌اند که خودشان از همه بیشتر نسبت به چنین مواردی نگران هستند. موفق باشید 

20858
متن پرسش
سلام علیکم: حضرت امام می فرمایند شما از ولایت فقیه نترسید، فقیه نمی‌خواهد به مردم زورگویی کند. اگر یک فقیهی بخواهد زورگویی کند، این فقیه دیگر ولایت ندارد. اسلام است، در اسلام قانون حکومت می‌کند. پیغمبر اکرم هم تابع قانون بود، تابعِ قانون الهی، نمی‌توانست تخلف بکند. خدای تبارک و تعالی می‌فرماید که اگر چنانچه یک چیزی برخلاف آن چیزی که‌ من می‌گویم تو بگویی، من ترا اخذ می‌کنم و وَتینَت را قطع می‌کنم! به پیغمبر می‌فرماید. اگر پیغمبر یک شخص دیکتاتور بود و یک شخصی بود که از او می‌ترسیدند که مبادا یک وقت همه قدرتها که دست او آمد دیکتاتوری بکند، اگر او یک شخص دیکتاتور بود، آن وقت فقیه هم می‌تواند باشد. اگر امیرالمؤمنین - سلام الله علیه - یک آدم دیکتاتوری بود، آن وقت فقیه هم می‌تواند دیکتاتور باشد. دیکتاتوری در کار نیست، می‌خواهیم جلوی دیکتاتور را بگیریم. استاد تفسیر این سخن چیست ظاهر سخن نشان می دهد اگر ولی فقیه تخلف کند با خطر قطع وتین روبروست و الا اینکه امام از پیامبر مثال آوردند قیاس مع الفارق خواهد بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در آن است که دیکتاتور هرچه خودش خواست را عمل می‌کند، و ولیّ فقیه مطابق قانون شرع عمل می‌نماید و لذا آزاد نیست هرکاری بکند. بحث قطع وتین شاید به معنای آن باشد که رابطه‌ی قلبی که بین خدا و پیامبر و یا خداوند و زعیم هست، از بین می‌رود و دیگر توفیق لازم را ندارد. موفق باشید

18835
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: بهترین کار برای خانمی که هنوز ازدواج نکرده و سی سال را رد کرده چیست؟ متاسفانه در مسیر کسب معارف اسلامی هم دچار رکود و خستگی می شوم و احساس می کنم به بن بست رسیده ام. به خصوص که ذهنم مدام به سمت علاقه ای کشیده می شود که هنوز منجر به ازدواج نشده و گویا گره های سر راهمان قرار نیست باز شود. نکند به این حرف شما گرفتار شده ام که شیطان سعی کرده به کمک خودم مشکل را حل کند و من فکر می کنم که مسیرم درست است. چگونه رد پای شیطان را تشخیص دهیم؟ همش فکر می کنم که بعد از ازدواج زندگی ام جهت پیدا می کند و به رشد معنوی خواهم رسید. همه چیز را به بعد موکول می کنم که معلوم نیست چه موقع باشد و اصلا این بعدی که منتظرش هستم می آید یا نه. چگونه خود را از این وضع نجات دهم؟ ببخشید که سوالم مشاوره ای است ولی نمی دانم از چه کسی بپرسم، چندین بار از ارسال منصرف شدم ولی آخر هم فرستادم. ان شاءالله به خاطر وقتی که از شما می گیرم بنده را ببخشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکته‌ی خوبی متذکر شده‌اید که گمان می‌کنید زندگی را باید در بعد از ازدواج‌کردن جستجو نمایید. در حالی‌که اگر دقت کنید هم‌اکنون زندگی در نزد شماست. آری! ازدواج یکی از نیازهای عاطفی ما است ولی ما بدون ازدواج هم، خودمان هستیم. به همین جهت امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» در جواب آن کس که از حضرت پرسید ازدواج بکنم یا نه؟ حضرت فرمودند: اگر می‌خواهی به سیره‌ی برادرم عیسی«علیه‌السلام» عمل کنی، نیاز نیست ازدواج کنی، و اگر می‌خواهی به سیره‌ی حبیبم محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» عمل کنی، ازدواج کن. باید طوری خود را معنا کنید که هم‌اکنون در حال زندگی باشید، اگر هم مورد مناسبی پیش آمد، نوع دیگری زندگی خواهید کرد، به همین جهت زندگی بدون همسر هم خصوصیات خاص خود را دارد و انسان نسبت‌ها و رابطه‌های خاصی را با دوستان و آشنایان در این حالت شکل می‌دهد، نه آن‌که در انزوا به‌سر برد. موفق باشید  

18106
متن پرسش
سلام استاد: لطفا بحث نفس تکوینی و تشریعی رو یک کمی توضیح بدین. اگه میگیم نفس یعنی من، پس‌چرا من اختیار ندارم توی نفس تکوینی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح «ده نکته» در این مورد عرایضی شده است. عنایت داشته باشید نفس ناطقه در حوزه‌ی خاصی که قوه‌هایش را بالفعل کند، اختیار دارد ، نه در تولد خود و نه در مرگ خود مختار نیست. موفق باشید

13931

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت حضور شما بزرگوار: در روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری راسخون خدمت شما عزیز هستیم. این ایمیل هم برای سپاس از شما عزیز و هم برای کسب اجازه از شما برای بارگذاری کتب شما روی سایت برای مسابقات و مطالعات کاربران که هم استفاده بهینه و هم معرفی کتب خوب شما بزرگوار را در پی خواهد داشت. باسپاس. لطفا سریع پاسخ دهید. موفق و پیروز باشید. ارادتمند، قریشی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این از لطف جنابعالی و همکاران شما است که مباحث را به عنوان مباحث خوب تلقی فرموده‌اید. از جهت ما هیچ مانعی ندارد که نوشته‌جات و کتب را در آن سایت برای هرکاری که مصلحت می‌دانید؛ بارگزاری فرمایید. موفق باشید

8220
متن پرسش
سلام . جناب استاد بنده در محیط دانشگاه خیلی اذیتم با اینکه نگاهم رو کنترل می کنم و جز در موارد ضرورت با نامحرم صحبت نمی کنم و خلاصه به وهم میدون نمیدم اما متاسفانه وقتی از دانشگاه برمیگردم احساس بدی دارم و اوهام و خاطرات روزی که در دانشگاه گذشت منو مشغول میکنه و نمیدونم چرا حضور رو از من میگیره دیگه خسته شدم به قول لسان الغیب خواهم شدن آستین فشان به دیر مغان زین فتنه ها که دامن آخر زمان کرفت حاج اصغر آقا ما که به وهم میدون نمیدیم کجای کار میلنگه که انقد اذیتیم جان کشیده سوی بالا بالها اما...
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنا این بود که انسان را در زمین بیاورند و با جذبه‌های زمینی روبه‌رو شود، ولی خود را ماوراء آن‌ها قرار دهد. چاره‌ی کار همین است که در فضایی که وَهم‌خیز است با وَهم خود کنار نیایی، و وقتی آمد آن را دنبال نکنی تا بعد از مدتی، آری بعد از مدتی خود را در ماوراء وَهم بیابی. چرا شعر حافظ بزرگ را به‌هم ریختی؟ می‌گوید: «خواهم شدن به کوی مغان آستین‌فشان.... زین فتنه‌ها که دامن آخر زمان گرفت» یعنی با روحیه‌ای شاد و بشاش به کوی مغان و محل اُنس با حق می‌رود به جهت این جذبه‌های زمینی که در آخر زمان دنیا را گرفتار کرده. پس راه را نشان داده. راه‌رفتن به کوی مغان امروز گلستان ارادتمندی به انقلاب اسلامی و تاریخی است که در افق جهت تحقق تمدن اسلامی در حال طلوع است. هیچ جای کار نمی‌لنگد قرار همین است که با شیطان بجنگید و در نهایت بر او پیروز شوید، هرچند او در آزار شما و بعضاً در پیروزی بر شما بیکار نیست. موفق باشید
30607

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام، وقت شما بخیر. ان شاءلله که در سال جدید برکات بیشتری نصیبتان شود. استاد گرانقدر نظرتان راجع به این سیر مطالعاتی جهت فلسفه غرب چیست؟ آیا کامل و جامع است و یا بعضی جاهای آن نیاز نیست؟ اگر مفید نیست اگه ممکنه سیر مطالعاتی فلسفه غرب را معرفی بفرمایید. ممنون و سپاسگزارم از اینکه وقت می‌گذارید. سیر مطالعاتی پیشنهادی برای آشنایی با فلسفۀ غرب (۱۲۱ عنوان – ۵ سطح) سطح اول: (۱۵ عنوان) منابع اصلی: تسلّی‌بخشی‌های فلسفه، آلن دوباتن، ترجمه‌ی عرفان ثابتی، ققنوس. (تاریخی – فایده و ضرورتِ فلسفه) دنیای سوفی، یوستین گوردر، ترجمه‌ی مهرداد بازیاری، هرمس. (تاریخی) ♦ ~، حسن کامشاد، نیلوفر. ♦ – ~، کوروش صفوی٬ دفتر پژوهش‌های فرهنگی. ♦ – ~، لیلا علی‌مددی زنوزی، نگارستان کتاب. ♦ – ~، مهدی سمسار، جامی. ♦ – ~، محمود معلم، مصطفوی. محفل فیلسوفان خاموش٬ نورا ک. و ویتوریو هوسله، ترجمه‌ی کوروش صفوی، هرمس. (تلفیقی) فلسفه برای کوچکترها (چهل سوال که شما را به حیرت می‌اندازد)، دیوید وایت، ترجمه‌ی تینا حمیدی، قطره و هنوز. (تلفیقی) فلسفه برای نوآموزان، شارون ام. کای و پل تامسون، ترجمه‌ی حوریه هوشیدری‌فراهانی، آفرینگان. (موضوعی) تاریخچه‌ی کوتاهی از فلسفه، نایجل واربرتون، ترجمه‌ی مریم تقدیسی، ققنوس (تاریخی). ♦ تاریخ فلسفه، ~، ترجمه‌ی ساناز توتونچی، زرین‌کلک آفتاب. توجیه فلسفه برای دخترم، روژه پل دروا، ترجمه‌ی ترانه وفایی، قطره و ایرانیان. (موضوعی) ♦ گفتگو با دخترم درباره‌ی فلسفه، ترجمه‌ی مهدی ضرغامیان، آفرینگان. فلسفه در ۳۰روز، دومینیک ژانیکو، ترجمه‌ی علیرضا حسن‌پور و نرگس سردابی، مؤسسه انتشارات فلسفه. (تلفیقی) بازی اندیشه (فلسفه به زبان ساده) ، لیزا هاگلوند، ترجمه‌ی مهوش خرمی‌پور٬ کتابسرای تندیس. (موضوعی) ۱۰۱مسئله‌ی فلسفی، مارتین کوهن، ترجمه‌ی امیر غلامی، مرکز. (موضوعی) ماجراهای جاودان در فلسفه، هنری توماس و دانلی توماس، ترجمه‌ی احمد شهسا، ققنوس (تاریخی) پرسش‌های نخستین پاسخ‌های بی‌پایان، ۸مجلّد، هیأت نویسندگان: حسین شیخ‌الاسلامی و مهدی یوسفی و نادر شهریوری (صدقی) و مازیار سمیعی، افق. (موضوعی) منابع فرعی: صد و یک فیلسوف بزرگ، مدسن پیری، ترجمه‌ی کامبیز خندابی، شورآفرین. (تاریخی) چه کسی فیل مرا سوسک کرد؟ (گزارشی جذاب از مفاهیم فلسفی و زندگی فیلسوف‌‌ها)، ج. هانکینسون، ترجمه‌ی الهام حاجی‌باقری و کاظم عابدینی، فراگفت. (تلفیقی) سوال‌های چندهزارساله، استیون لو، ترجمه‌ی منصوره حسینی، افق. (موضوعی) سطح دوم: (۳۵ عنوان) منابع اصلی: سرگذشت فلسفه، برایان مگی، ترجمه‌ی حسن کامشاد، نی. (تاریخی) ♦️ داستان فلسفه، مانی صالحی‌علامه، آمه. فیلسوفان بزرگ از سقراط تا فوکو، جریمی استنگروم و جیمز گاروی، ابوالفضل توکلی‌شاندیز، پارسه. (تاریخی) الفبای فلسفه، نایجل واربرتون، ترجمه‌ی مسعود علیا، ققنوس. (تلفیقی: شاخه‌ای – موضوعی) ♦ بنیان‌های فلسفه، ~، ترجمه‌ی علی حقی، اهل قلم. ♦ فلسفه پایه، ~، ترجمه‌ی پرویز بابایی، آزادمهر. ♦ مقدمات فلسفه، ~، ترجمه‌ی بهجت عبّاسی و علیرضا عبّاسی ، جوانه‌ی رشد. درآمدی به فلسفه، بوخنسکی، ترجمه‌ی محمدرضا باطنی، فرهنگ معاصر. ( موضوعی) ♦ راه‌هایی به تفکّر فلسفی (درآمدی به مفاهیم بنیادین)، ترجمه‌ی منوچهر ضیاء‌شهابی، پرسش. فلسفه به روایت سینما، کریستوفر فالزن، ترجمه‌ی ناصر تقویان، قصیده‌سرا. (شاخه‌‌ای) رویای خرد، آنتونی گاتلیپ، ترجمه‌ی لی‌لی سازگار، ققنوس. (تاریخی – تا قبل از عصر جدید) نگاهی اجمالی به فلسفه از روشنگری تا امروز، ربرت تسیمر، ترجمه‌ی رحمان افشاری، مهراندیش. ( تاریخی – فلسفه‌ی عصر جدید) شور خرد، سالمون و هیگیز، ترجمه‌ی کیوان قبادیان، اختران. (تاریخی) از سقراط تا سارتر (فلسفه برای همه) ، لاوین، ترجمه‌ی پرویز بابایی، نگاه. (تاریخی) پرسشهای زندگی، سوتر، ترجمه‌ی عباس مخبر، طرح‌نو. (موضوعی) ♦ معمّای زندگی، ~، مینا اعظامی، نقش‌ونگار. مبانی و تاریخ فلسفه غرب، هالینگ دیل، ترجمه‌ی عبد الحسین آذرنگ، ققنوس. (شاخه‌‌ای – تاریخی – آشنایی با اصطلاحات فلسفی) فلسفه (از مجموعه‌ی قدم اول) ، دیو رابینسون و جودی گراوز، ترجمه‌ی امیر نصری، شیرازه (تاریخی) ♦ تاریخ فلسفه‌ی غرب، ~، ترجمه‌ی شهاب‌الدین عباسی، علم. مجموعه آشنایی با فیلسوفان در ۹۰دقیقه، پل استراترن، ترجمه‌ی هیأت مترجمان، نشر مرکز. (تاریخی) راهنمای فلسفی زیستن (تاریخ مختصر اندیشه) ، لوک فری، ترجمه‌ی افشین خاکباز، نو. (تاریخی) ♦ ~، ترجمه‌ی محمدحسین وقار، اطلاعات. نگاهی به فلسفه (سبک‌کردن بار سنگین فلسفه) ، دونالد پامر، ترجمه‌ی عباس مخبر‌. (تاریخی) درآمدی بر فلسفه، ادوارد کریج، ترجمه‌ی ابوالفضل حقیری زنجانی، کتاب‌های جیبی وابسته به امیرکبیر. (تلفیقی) ۵۰فیلسوف بزرگ: ازطالس تا سارتر، دایانه کالینسون، ترجمه‌ی محمد رفیعی مهرآبادی، عطایی. (تاریخی) ۵۰ایده‌ی فلسفه که باید بدانید، بن دوپره، مهرداد پورعلم، ایران‌بان. (موضوعی) فلسفه در چند دقیقه (توضیح ۲۰۰ مفهوم کلیدی به زبان ساده)، مارکوس ویکس، ترجمه‌ی نوید اصلانی، علم. (تاریخی) فلسفه به زبان ساده، جنی تیچمن و کاترین اوانز، ترجمه‌ی اسماعیل سعادتی، پژوهش و نشر سهروردی. (شاخه‌ای) ویل دورانت، تاریخ [داستان] فلسفه، ترجمه‌ی عباس زریاب خویی، علمی‌وفرهنگی. (تاریخی) ویل دورانت، لذات فلسفه، ترجمه‌ی عباس زریاب خویی، علمی‌وفرهنگی. (موضوعی) ویل دورانت، ماجراهای فلسفه، ترجمه‌ی ابوالفضل حقیری قزوینی، علم. (موضوعی) ویل دورانت، دعوت به فلسفه، ترجمه‌ی ابوالفضل حقیری‌ قزوینی، علم. (موضوعی) پرسه‌زنی در تالار فلسفه، علی زاهد، نگاه معاصر. (تلفیقی) چگونه فیلسوف شویم؟ (راهنمای عملی موفقیت در رشته‌ی فلسفه)، نایگل واربرتون، ترجمه‌ی علیرضا حسن‌پور، رویش نو. (آشنایی با فلسفه‌ی دانشگاهی) منابع تکمیلی: کتاب کوچک فلسفه، گریگوری برگمن، ترجمه‌ی کیوان قبادیان، اختران (تاریخی) ♦ حمّام فلسفه، ~، ترجمه‌ی علی غفّاری٬ کویر. فلسفه در شش ساعت و پانزده دقیقه، ویتولد گومبروویچ، ترجمه‌ی مجید پروانه‌پور، ققنوس. (تاریخی – فلسفه‌ی جدید و معاصر) فلسفه‌های بزرگ، پیر دو کاسه، ترجمه‌ی احمد آرام، پرواز / اخیراً علمی‌وفرهنگی. (تاریخی) بزرگان فلسفه، هنری توماس، ترجمه‌ی فریدون بدره‌ای، کیهان. (تاریخی) سیر فلسفه در اروپا، آلبرت آدی، ترجمه علی‌اصغر حلبی، زوّار. (تاریخی) طرحی کوتاه از تاریخ فلسفه، جان ادوارد بنتلی، ترجمه‌ی فریبرز مجیدی، جهان نو. (تاریخی) آشنایی با فلسفه‌ی غرب، جیمز کرن فیبلمن، ترجمه‌ی محمد بقایی ماکان، حکمت. (تاریخی) افکار فلاسفه‌ی بزرگ، ویلیام ساهاکیان و می‌بل لئو ساهاکیان، ترجمه‌ی گل‌بابا سعیدی، بحر دانش. (شاخه‌ای) ستون‌های فلسفه، جیمز مانیون، ترجمه‌ی علی یزدی‌زاده، روشنگران و مطالعات زنان. (تاریخی) سطح سوم: (۳۷ عنوان) منابع اصلی: تاریخ فلسفه‌ی غرب، برتراند راسل، ترجمه‌ی نجف دریابندری، پرواز. (تاریخی) فلاسفه‌ی بزرگ، برایان مگی، ترجمه‌ی عزت‌الله فولادوند، خوارزمی. (تاریخی) مردان اندیشه، برایان مگی، ترجمه عزت‌الله فولادوند، طرح نو. (تلفیقی – فلسفه معاصر) فلسفه‌ی نوین بریتانیا، برایان مگی، ترجمه‌ی ابوالفضل رجبی، نقش جهان. (تلفیقی – فلسفه تحلیلی معاصر) تاریخ فلسفه در جهان، رابرت سولومون [سالمون] و کاتلین هیگینز، ترجمه‌ی منوچهر شادان، بهجت. (تاریخی) فهم فلسفه، ۳مجلّد، جون ا. پرایس، ترجمه‌ی رضا علیزاده، روزنه. (تاریخی) آثار کلاسیک‌ فلسفه، نایجل واربرتون، ترجمه‌ی مسعود علیا، ققنوس. (تاریخی – آشنایی با آثار و اصلاحات فلسفی) بیایید فلسفه بورزیم، ریچارد گریل، ترجمه‌ی محمد کیوانفر، دانشگاه مفید. (شاخه‌ای – آشنایی با چیستی فلسفه) فلسفه (For Dummies) ، مارتین کوهن، مهدی شفقتی، آوند دانش. (تلفیقی) درآمدی بر تحلیل فلسفی، جان هاسپرس، ترجمه‌ی موسی اکرمی، طرح نو. (موضوعی) ♦ ~، سهراب علوی‌نیا، نگاه. تفکّر، سایمون بلک‌برن، ترجمه‌ی مریم تقدیسی، ققنوس. (موضوعی) پرسش‌های اساسی فلسفه (واقعاً چه می‌دانیم؟)، سایمون بلک‌برن، ترجمه‌ی مریم تقدیسی، ققنوس. (موضوعی) پرسیدن مهم‌تر از پاسخ دادن است، دنیل کلاک، ترجمه‌ی حمیده بحرینی، هرمس. (موضوعی) اینها همه یعنی‌ چه؟ تامس نیگل، جواد حیدری، نگاه معاصر. (موضوعی) ♦ در پی معنا٬ ~، سعید ناجی و مهدی معین‌زاده، هرمس. ♦ معنای همه چیز، ~، احسان شفیعی زرگر، قطره. فلسفه در عمل (مدخلی بر پرسش‌های عمده)، اَدَم مورتون، ترجمه‌ی فریبرز مجیدی، مازیار. (تلفیقی) خودآموز فلسفه، مل تامپسون، ترجمه‌ی بهروز حسینی، نشر نو. (شاخه‌ای) مسائل کلیدی فلسفه، جولیان باجینی، ترجمه‌ی حمیده بحرینی، نی. (شاخه‌ای) کلید فلسفه، پل کلاینمن، محمداسماعیل فلزی، مازیار. (تاریخی) بفرمایید فلسفه! (۱)، دیوید ادموندز و نایجل واربرتون، میثم محمدامینی، کرگدن. (تلفیقی) شگفتی فلسفه، ژان هرش، ترجمه‌ی عباس باقری، نی. (تاریخی) عناوین فلسفی از مجموعه‌ی قدم اوّل، هیأت نویسندگان، ترجمه‌ی هیأت مترجمان، شیرازه + پردیس دانش. (تاریخی) نگاهی نو به فلسفه، استیفان لو، ترجمه‌ی محمد احسان مصحفی، سبزان. (تلفیقی) ده اشتباه فلسفی، مورتیمر ی. آدلر، ترجمه‌ی انشاءالله رحمتی. انتشارات بین‌المللی الهدی. (موضوعی) عالَم در آیینه‌ی تفکر فلسفی، کارل یاسپرس، ترجمه‌ی محمود عبادیان، پرسش. (موضوعی) کوره راه خرد، کارل یاسپرس، ترجمه‌ی مهبد ایرانی طلب، قطره. (موضوعی – آشنایی با چیستی فلسفه) آندره کرسون، فلاسفه بزرگ، ترجمه‌ی کاظم عمادی، در ۳مجلد، صفی‌علیشاه. (تاریخی) سیر حکمت در اروپا، محمدعلی فروغی، تصحیح و تحشیه‌ی امیرجلال‌الدین اعلم، البرز. (تاریخی) مثل فیلسوف نوشتن (آموزش نگارش مقاله فلسفی)، اِی. پی. مارتینیک، ترجمه‌ی فاطمه مینایی و لیلا مینایی، هرمس. (آشنایی با فلسفه‌ی دانشگاهی) منابع تکمیلی: تاریخ مصوّر فلسفه‌ی غرب، آنتونی کنی، ترجمه‌ی افسون آذین، امیرکبیر. (تاریخی) تاریخ فلسفه‌ی غرب (درس‌گفتارها) ، مصطفی ملکیان، ۴جلد، حوزه و دانشگاه. (تاریخی) جهان و انسان در فلسفه، شرف‌الدین خراسانی (شرف) ، دانشگاه بهشتی. (تاریخی) از برونو تا هگل، شرف‌الدین خراسانی (شرف) ، دانشگاه بهشتی. (تاریخی) ♦ از برونو تا کانت، شرف‌الدین خراسانی (شرف)، علمی‌وفرهنگی. (تاریخی) تاریخ سیر فلسفه در اروپا، علی‌اصغر حلبی، ۲جلد، قطره. (تاریخی) مکتب‌های فلسفی از دوران باستان تا امروز، ترجمه‌ی پرویز بابایی، نگاه. (تلفیقی) کلیات فلسفه، اصغر دادبه، دانشگاه پیام‌نور. (تلفیقی) مبانی فلسفه، آصفه آصفی، آگاه. (فلسفه جهان) فلسفه‌ی ساده، زهره روحی، دنیای اقتصاد. (تاریخی) سطح چهارم: (۲۷ عنوان) منابع اصلی: پرسش‌های بزرگ (درآمدی مختصر به فلسفه) ، رابرت سالمُن [سالمون] ، ترجمه‌ی مریم گلاب‌بخش و زهره خانی، شور. (موضوعی) مهارت‌های فلسفی، آنتونی هاریسون باربت، ترجمه‌ی فرزاد حاجی‌میرزایی، فرزان روز. (تلفیقی) گفتگوهای فلسفی، رابرت ام. مارتین، ترجمه‌ی راضیه سلیم‌زاده، ققنوس. (شاخه‌ای) آموزش فلسفه، الیزابت برنز و استیفان لو، ترجمه‌ی وحید صفری، علمی‌وفرهنگی. (شاخه‌ای) نگرش‌های نوین در فلسفه، ۲مجلّد، هیأت نویسندگان، هیأت مترجمان، طه. (شاخه‌ای) کلیات فلسفه، ریچارد پاپکین و آوروم استرول ، ترجمه‌ی سید جلال‌الدین مجتبوی، حکمت. (شاخه‌ای) ♦ «متافیزیک و فلسفۀ معاصر» (منتخب)، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. فلسفه یا پژوهش حقیقت، اندرو لوین (سر ویراستار)، ترجمه‌ی سید جلال‌الدین مجتبوی، جاویدان. (تاریخی) درآمدی به فلسفه، جان هرمن رندل و جاستوس باکلر، ترجمه‌ی امیر جلال‌الدین اعلم، سروش. (تلفیقی) تاریخ فلسفه‌ی شرق و غرب، جلد دوم: فلسفه‌ی غرب، سرویراستار انگلیسی: رادا کریشنان، ترجمه‌ی جواد یوسفیان، علمی‌وفرهنگی. (تاریخی) سنگ‌های روح (تاریخ مفهوم‌های فلسفی از دوران باستان تا عصر حاضر) ، سون اریک لیدمن، ترجمه‌ی سعید مقدم، پژواک. (تلفیقی) تاریخ انتقادی فلسفه‌ی غرب (ناتمام) ، سرویراستار: دی. جی. اوکانر، ترجمه‌ی خشایار دیهیمی، کوچک٬ ناتمام. (تاریخی) تاریخ فلسفه‌ی غرب، ۳ مجلّد (ناتمام) ، هیأت نویسندگان (آکسفورد) ، ترجمه‌ی محمد‌سعید حنایی کاشانی، قصیده‌سرا. (تاریخی) درآمدی بر فلسفه‌ی مدرن اروپایی، گراهام وایت، ترجمه‌ی ناهید احمدیان، پرسش. (تاریخی – فلسفه‌ی جدید و معاصر) مسائل فلسفه، برتراند راسل، ترجمه‌ی منوچهر بزرگمهر، خوارزمی. (موضوعی) پرسش‌های بنیادین فلسفه، ا. سی. یوینگ، ترجمه‌ی سیدمحمود یوسف‌ثانی، حکمت. (موضوعی) شناسایی و هستی، مینار، ترجمه‌ی علی‌مراد داوودی، دهخدا / اخیراً خوارزمی (موضوعی) آموزه‌های اساسی فیلسوفان بزرگ، اس. ئی. فراست، ترجمه‌ی غلام‌حسین توکلی، حکمت. (موضوعی) ♦ درس‌های اساسی فلاسفه‌ی بزرگ، ~، ترجمه‌ی منوچهر شادان. نقد تفکّر فلسفی غرب، اتین ژیلسون، ترجمه‌ی احمد احمدی، حکمت / اخیراً سمت. (تاریخی – فلسفه‌ی جدید) مبانی فلسفه جدید: از دکارت تا کانت، ویلیام برنر، ترجمه‌ی حسین سلیمانی، حکمت. (تاریخی) تاریخ مختصر فسلفه جدید«از دکارت تا ویتگنشتاین»، راجر اسکروتن، ترجمه‌ی اسماعیل سعادتی خمسه، حکمت. (تاریخی) درآمدی به فلسفه، عبدالحسین نقیب‌زاده، طهوری. (تاریخی) نگاهی به نگرش‌های فلسفی سده‌ی بیستم، طهوری. (تاریخی) منابع تکمیلی: سیر اندیشه‌ی فلسفی در غرب، فاطمه زیبا کلام، دانشگاه تهران (تاریخی) فلسفه‌ی عمومی: مبانی اندیشه‌های فلسفی، منوچهر صانعی دره‌بیدی، امیرکبیر. (تلفیقی) تاریخ فلسفه، محمود هومن، ناتمام، طهوری. (تاریخی) درس‌گفتارهای فلسفی، محمود هومن، گزارش از عبدالعلی دستغیب، نوید شیراز. (تاریخی) فلسفه: مسائل فلسفی مکتب‌های فلسفی مبانی علوم، علی شریعتمداری، دفتر نشر فرهنگ اسلامی. (تلفیقی) سطح پنجم: (۷ عنوان) منابع اصلی: تاریخ فلسفه، ۹مجلّد، فردریک کاپلستون، هیأت مترجمان: سید جلال‌الدین مجتبوی، ابراهیم دادجو، غلامرضا اعوانی، امیر جلال‌الدین اعلم، منوچهر بزرگمهر، اسماعیل سعادت، داریوش آشوری، بهاء‌الدین خرمشاهی، عبدالحسین آذرنگ و محمود یوسف ثانی، سروش و علمی و فرهنگی. (تاریخی) فلسفه‌ی معاصر، فردریک کاپلستون، ترجمه‌ی علی‌اصغر حلبی، زوار (تاریخی – فلسفه‌ی معاصر) تاریخ فلسفه، ۲مجلّد، امیل بریه، ترجمه‌ی علیمراد داوودی، نشر دانشگاهی + بخشی دیگر ترجمه و تلخیص یحیی مهدوی با عنوان «فلسفه‌ی قرون وسطی و دوره تجدد»، خوارزمی + بخشی دیگر نیز با عناوین «تاریخ فلسفه‌ی قرن هفدهم» و «تاریخ فلسفه‌ی قرن هجدهم»، ۲ مجلّد، ترجمه‌ی اسماعیل سعادت، هرمس. (تاریخی) تاریخ فلسفه‌ی راتلج، تاکنون ۶مجلّد، ویراستار انگلیسی: استوارت براون، ترجمه‌ی حسن مرتضوی و علی معظمی، نشر چشمه. (تاریخی) ♦~، تاکنون ۶ مجلّد، هیأت مترجمان: حسن فتحی و بهنام اکبری و مصطفی شهرآیینی و سیدمسعود حسینی و ابوالفضل حقیری قزوینی و یاسر خوشنویس، حکمت. «فلسفه در اعصار مختلف» (از قرون وسطی تا قرن بیستم) ، ۶مجلّد هیأت نویسندگان: آن فرمانتل و جورجی دو سانتیلانا و استوارت همپشیر، آیزایا برلین و هنری ایکن و مورتون وایت، مترجمان مختلف: احمد کریمی و پرویز داریوش و احمد سعادت‌نژاد و ابوطالب صارمی، (فرانکلین – اخیراً علمی‌وفرهنگی) دکارت تا دریدا: مروری بر فلسفه‌ی اروپایی، پیتر سجویک، ترجمه‌ی محمدرضا آخوندزاده، نی. (تاریخی – فلسفه‌ی جدید و معاصر) منابع تکمیلی: پندار گسترش‌پذیری بی‌پایان حقیقت٬ ۲مجلّد، امیر مهدی بدیع، ترجمه‌ی احمد آرام، بنیاد فرهنگ ایران (تلفیقی: تاریخی – موضوعی)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، مواردی نیست که بتوان در یک سؤال و جواب آن هم از طریق افرادی مثل بنده جواب داده شود. نیاز به هیئتی از دانشکده‌های فلسفه‌ی غرب دارد. موفق باشید

29100

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: تعدادی از دوستان پس از آشنایی با مباحث شما در پی فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر نشر معارف در فضای مجازی اقدام به خلاصه کردن کتابها و ترجمه به انگلیسی و عربی و ساخت عکس‌نوشته در اینستاگرام برای معرفی به نسل جوان بوده و کارهایی نیز ارائه داده اند. .لازم به توضیح نیست که برای دوستان صرف تبلیغ معارف اهمیت دارد و نه نام و نشان و گروه خاصی. متشکر می‌شویم که این گروه کوچک را به گروهی که در ذیل مجموعه لب المیزان فعالیت دارند معرفی کنید تا با یک مدیریت واحد نیروها اداره شوند و از موازی کاری و هرز رفتن نیروها جلوگیری شود. متشکرم. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر آن است که رفقا هر کدام مطابق سلیقه و میدان کار خود عمل کنند و شاید نیاز به یک هویت خاصی نباشد. با این‌همه بنده مطالب را برای آقای توکلی می‌فرستم تا اگر نظری داشتند اظهار نمایند. موفق باشید

25857
متن پرسش
سلام و عرض ادب: ۱. در مورد حجاب: با توجه به فرمایشات حضرت عالی آن عده از کسانی که مسلمان نیستند و در ایران زندگی می کنند و به هر دلیلی حجاب را بر خود ملزم نمی دانند باید چه کنند طبق نظر اسلام؟ ۲. در مورد سوال روز پیش در مورد خودم: اولا منازل را با شرح حضرتعالی و استاد یزدان پناه کار می کنم. و ثانیا: اگر اشتباه نکنم خواجه عبدالله انصاری در باب مکاشفه، سه رتبه را به تصویر می کشد. اول مکاشفه علم است که برای سالک، گه گاه دست می دهد. اگر عارفی به مقامی بالاتر دست یافت و حالت او دائمی شد و به گونه ای رخ داد که عارف خود را در حالت کشف نبیند و به نحو تمام و کمال محو و فانی باشد، مکاشفه حال صورت گرفته است. و مکاشفه عین به معنای مکاشفه ای که همراه تجلی ذاتی الهی باشد، و عین ثابت و سر قدر با آن منکشف گردد. حال سوالم اینست که بنده به احتمال ۹۹ درصد در قسمت اول هستم - فقط وقتی کشفی رخ می دهد خوشحال نمی شوم - انگار چیزی درونم می گوید : خب که چه؟ اینها را می دهند تا تو را راضی کنند؟! من راضی نمی شوم به اینها...! در عین حال یک شوق ریزی گوشه قلبم می گوید همین هم از جانب دوست است - به کشف نگاه نکن به فرستنده نگاه کن. نمی دانم توانستم منظورم را برسانم یا نه؟ البته ذکر این نکته را ضروری می دانم که بگویم منظورم ناشکری و یا وسوه نیست الحمدلله - نوعی طلب بیشتر از خداست احساس می کنم. یا یک نوع حالت شوخی - نمی دانم ولله نمی دانم اسمش را چی بگذارم - اصلا زیاد نمی توانم توضیح بدهم - فقط می دانم که هیچ کشفی آن لذت خاص که برای برخی از دوستان را داده و چندین سال با لذتش زندگی کرده اند را به من نمی دهد! و این موضوع برای شخص خودم نگران کننده نیست، فقط یک مقدار کوچکی وسواس گرفتم! احساس می کنم با اصوات به جواب سوالم نرسیدم بهمین جهت مزاحم شدم - گرچه نمی دانم توانستم توضیح دهم یا نه! نمی دانم وسواس الکی شدم یا اینکه واقعا باید تجدید نظری کنم؟ شما بفرمایید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. قانوناً ملزم به حجاب‌اند، مثل آن‌که امام خمینی در فرانسه ملزم به قوانین آن کشور بودند. ۲. در سیر و سلوک انسان به مرور از احوال که به گفته‌ی شما حالِ خوش است و تا منزل ۵۰ در میان است، می‌گذرد و به لطف خدا به معارفی که در آن‌ها تلوّن نیست، می‌رسد. موفق باشید

23675
متن پرسش
سلام علیکم: بنده دانشجوی ارشد روان شناسی هستم. موضوع پایان نامه من روش های ایجاد تجربه معنوی از طریق مواجه شدن با خود و طبیعت است. وقتی کتاب خویشتن پنهان شما رو مطالعه کردم به نظرم رسید که شاید بتونم از نظرات شما استفاده کنم. سوال من به طور روشن این هست که: اولا در کنار موضوع خواب چه اموردیگری وجود دارد که می توان به کمک آنها با خود حقیقی و مجرد خودمان مواجه بشیم؟ دوما: اگر امکان دارد بفرمایید چطور میشه این امور رو به صورت تمرین به مخاطبین ارائه نمود (یعنی چه تمریناتی رو افراد مثلا در طی یک هفته باید انجام بدن تا به این تجربه برسند)؟ سوما: سوالی که در مورد خواب دارم این هست که شما پدیده آشناپنداری اتفاقات رو (مواجه شدن با اتفاقاتی که احساس می کنیم قبلا آن را جایی دیده ایم) دلیل بر مجرد بودن روح و خبر یافتن روح از آینده گرفته اید. در صورتی که در علوم جدید این پدیده رو معمولا به اشتباه مغز نسبت می دهند به این صورت که اتفاقی رو که تازه برای ما رخ داده به جای آنکه به حافظه کوتاه مدت بفرستد به حافظه بلند مدت می فرستد و این امر موجب می شود تا ما احساس کنیم آن اتفاق را قبلا جایی یا زمانی دیده ایم. چطور به این سوال باید پاسخ داد؟ دلیل اهمیت این سوال این هست که چون تاکید ما بر تجربه های شخصی است این پدیده اگرچه زیاد اتفاق می افتد با این حال توجیه علمی دارد و اموری هم مثل رویاهای صادقه که توجیه علمی ندارند (اگر چه منکرین به تصادف نسبت می دهند) حداقل من تجربه اش نکرده ام. با این توصیف چگونه می توانم از خواب به عنوان پدیده ای برای مواجه شدن با خود حقیقی خود استفاده کنم؟ با تشکر. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه موجب می‌شود انسان با تجرد بیشتر خود روبه‌رو شود، رویکرد درست به دستورات دین و زهدی است که در دین پیشنهاد می‌شود. عمده آن است که برای هرچه بیشتر آزادشدن از وجه مادیِ خود به رعایت حلال و حرام الهی بپردازیم. در مورد رؤیای صادقانه هم، به هرحال چیزی نیست که بتوان از آن چشم‌پوشی کرد و لوازم آن را مدّ نظر قرار نداد، از آن جهت که نفس ناطقه‌ی انسان در صحنه‌هایی حاضر می‌شود که اساساً در آن زمان وجود خارجی نداشته است و عیناً انسان با آن رؤیای خود پس از مدت‌ها روبه‌رو می‌شود. به نظر می‌آید افرادی که گمان می‌کنند رؤیای صادقانه ندارند به جهت آن است که وقتی با صورت خارجی رؤیای خود روبه‌رو می‌شوند، تلاش نمی‌کنند جایگاه آن را که در رؤیا دیده‌اند دنبال نمایند. موفق باشید  

23230

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: عذرخواهی می کنم می خواستم برای مطالعه در علم «اتیمولوژی» منابعی را معرفی بفرمایید. بنده طلبه پایه 8 هستم. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب مستقلی متأسفانه در این مورد نمی‌شناسم. هایدگر در نوشته‌های خود به طور خیلی خوب، روشِ اتیمولوژی را گوشزد می‌کند. فکر می‌کنم اگر در اینترنت جستجو بنمایید، مقالات خوبی به‌دست آورید. در ضمن یادداشت‌‌هایی در این مورد از دکتر فردید به صورتی نسبتاً جامع هست که متأسفانه هنوز چاپ نشده است. موفق باشید

20327
متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: بعضی از صوت های حضرت عالی را گوش کرده ام سوالاتی در خصوص قیامت و حرکت جوهری برایم پیش آمده است : 1- آیاتی از قرآن که معاد را مثال می زند اشاره دارد که معاد جنسانی است مثل حضرت ابراهیم (ع) و چهار پرنده و یا داستان حضرت عزیر (ع) ولی در سخنرانیهای جنابعالی آمده که معاد جسمانیست نه جنسانی 2- بر اساس حرکت جوهری هنگامی که تمام قوه ها بالفعل شد قیامت واقع می شود ولی بر طبق احادیث فرمودید که قیامت در حال حاضر وجود دارد . 3- اینکه گفته شده در زمان حکومت امام زمان (عج) استعدادها شکوفا می شود مثل اینکه گفته شده که - باران به قدر کفایت ببارد و کره زمین سبز و خرم شده و تمام درختها میوه دار شوند - آیا این موضوع با حرکت جوهری ارتباط دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در جزوه‌ی «نحوه‌ی حیات بدن اخروی» در موضوع آن 4 پرنده مطابق نظر صدرالمتألهین که معاد را جسمانی می‌داند و نه مادی؛ مطالبی عرض شده است. خوب است به آن جزوه رجوع فرمایید 2- آری! عالم ماده بر اساس حرکت جوهری از قوه به فعل می‌رسد و به قیامت خود نایل می‌گردد، ولی طبق قاعده‌ی «غایتِ مفقود محال است» باید قیامتی باشد که عالم به سوی آن حرکت کند 3- در این‌که در آخرالزمان ظرفیت زمین بیش از این می‌شود که هست، می‌توان گفت به یک معنا بعضی صفات قیامتی در آخرالزمان ظهور می‌کند. به همین جهت آن شرایط را «اشراط السّاعة» یعنی شرطِ تحقق قیامت نامیده‌اند. موفق باشید

20153
متن پرسش
با عرض سلام و ارادت خدمت استاد طاهرزاده: آیا می شود گفت راه حل هایی که در نماز برای حل یک مشکل به دل/فکر انسان می افتد و به ظاهر خوب به نظر می رسد، از ناحیه شیطان بوده و بی برکت هستند و نباید دنبالشان کرد؟ با شکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک باید دستورات شریعت باشد و اگر وارداتِ قلبیه در عین مطابقت با شریعت الهی موجب تواضع بیشتر و بندگی باشد، خوب است و اگر موجب نحوه‌ای استقلال در مقابل احکام الهی باشد، بد است. موفق باشید  

19080
متن پرسش
سلام به محضر شریف استاد: پیرو سوالی که حضورا پرسیدم و قرار شد سیر تکاملی تمدن غرب دکتر زرشناس را برای بنده ارسال بفرمایید. دعا بفرمایید بنده سلیمان صرد خزایی انقلاب اسلامی نباشم. ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نه‌تنها دعا می‌کنم که سرنوشت شما سرنوشت سلیمان صرد نشود که تاریخ خود را در وقتِ خود نشناخت، بلکه دعا می‌کنم شما در زمره‌ی چمران‌های تاریخ خود باشید که در عین شناخت پوچی‌ها و ظلمات دوران، افق گشوده‌ای که در این تاریخ از طریق انقلاب به روی بشر باز شد را، به نحوی آگاهانه و نه مرتجعانه، بشناسید. بنده با تمام وجود قصّه‌ی دورانی را که چون زوزه‌ی سگی نیمه‌شبان عالم را فراگرفته می‌شنوم. تذکر شما به پوچیِ دوران، استقبال از تذکری است که روح و روحیه‌ی جنابعالی، به یک معنا متذکر آن است و انعکاسِ حالتی است که خود را در آینه‌ی گفتار و احوال شما تجربه می‌کنم. از این‌که انسان‌ها به خود دروغ می‌گویند و با خودِ دروغین خود به‌سر می‌برند؛ آگاه می‌باشم. ولی خطاب بنده به انسان‌ها، ماورای چهره‌ای است که آن‌ها از خود می‌نمایانند. بنده گمگشته‌ای را در پشت ماسک این انسان‌ها می‌یابم و آن را مورد خطاب قرار می‌دهم. سخن آقای دکتر زرشناس را عیناً در ذیل خدمتتان ارسال داشتم. موفق باشید

جناب استاد شهريار زرشناس در رابطه با اين‌که هر انقلابي طي يک فرايند تاريخي شکل مي‌گيرد، در مورد ادوار تاريخي مدرنيته مي‌فرمايد:

«عهد مدرن که تقريباً از اواخر قرن چهاردهم ميلادي آغاز شده است در تاريخِ بسط و تطور خود ادواري را طي کرده است. اين مراحل را مي‌توان اين گونه فهرست کرد: دوره‌ اول: آغاز مدرنيته يا دوران رنسانس، زمان تقريبي آن از نيمه قرن 14 تا نيمه‌ي قرن 16 ميلادي است . دوره‌ دوم: دوران بسط رفرماسيون مذهبي و تکوين فلسفه مدرن است که زمان تقريبي آن از نيمه قرن 16 ميلادي تا نيمه قرن هفدهم که مصادف با رحلت دکارت مي‌باشد. دوره سوم: دوران مهم کلاسيسيسم و عصر روشنگري و آغاز انقلاب صنعتي است و زمان تقريبي آن از نيمه‌ي قرن هفدهم تا آغاز قرن نوزدهم يعني تا سال 1800 است . دوره چهارم: دوره‌ي اعتراض رمانتيک به عقل‌گرايي و کلاسيسيسم عصر روشنگري است که زمان تقريبي آن از آغاز قرن نوزدهم تا نيمه قرن نوزدهم يعني سال‌هاي 1850 - 1800 مي‌باشد. دوره پنجم: روزگار بروز بحران‌هاي گسترده‌ي اقتصادي - اجتماعي و بسط انقلاب صنعتي در اروپا و گسترش آن به ايالات متحده و ظهور زندگي و توليد صنعتي- شهري مدرن به عنوان وجه غالب معاش و سلوک مردمان در غرب و آغاز ترديدها نسبت به مباني مدرنيته است که زمان تقريبي آن از 1850 تا 1900 مي‌باشد. دوره ششم: آغاز زوال مدرنيته و سرعت‌گرفتن سير انحطاطي آن و بسط وضعيت پست مدرن به عنوان نحوي خود آگاهي نسبت به بحران است که از آغاز قرن بيستم تا حدود سال 1980 ميلادي است . دوره هفتم: عصر موسوم به فراصنعتي، تداوم و تعميق رويکرد پست مدرن‏، قدرت گيري نئوليبراليسم راست گرا در کشورهاي اصلي غربي و گسترش دامنه و نفوذ رويکرد معنوي در جوامع غربي است و زمان تقريبي آن از 1980 ميلادي است تا به امروز.

در قرن پانزدهم و باشکوفايي رنسانس در ايتاليا، «لورنزو والا» (1457)، «نيکولاي کوزايي» (1464) و به ويژه «پيکودلا ميراندولا» (1494) و «مارسيليو فيچينو» (1499) هر يک به طريقي شؤوني از روح اومانيستي رنسانس را با خود جلوه‌گر ساخته‌اند. «لورنزو» داعيه‌دار لذت‌طلبي جسماني و دنيوي و «هدونيسم» فارغ از قيود اخلاقي و ديني بود. «مارسيليو فيچينو» روح سيطره جويانه بشر مدرن را در رساله «الهيات افلاطوني درباره جاودانگي روح»‌ منعکس کرده و آشکارا از بشر سالاري نام مي‌برد. در نگاه «فيچينو» بشر، سالار هستي بود و مصداق بشر نيز در اين زمانه بيشتر در اَشراف و به ويژه بورژواهاي اروپايي جستجو مي‌شد. اين نگرش خودبنيادانه به آدمي به عنوان دائر مدار عالم به نحوي ديگر در «پيکودلا ميراندولا» خودنمايي مي‌کند. نيکولاي کوزائي اگرچه گرايش‌هاي پررنگ نوافلاطوني داشت اما با اهميت ويژه‌اي که براي «عقل» و «حس» و تفسير «نوميناليستي» مفاهيم «کلي» قائل بود و نيز تأکيدي که بر دور کردن فلسفه از صبغه ديني و بخشيدن صبغه طبيعي بدان داشته است از پيشروان تفکر مدرن غربي است. پيکودلا ميراندولا، مارسيليو فيچينو و به ويژه نيکولاي کوزايي هيچ يک آشکارا ملحد نبودند و حتي ظاهري مذهبي و مسيحي داشتند اما تفسيري که از عالم و نسبت بشر با خود و جهان و جايگاه و حقيقت بشر ارايه مي‌دادند (به ويژه فيچينو و ميراندولا) به گونه اي بود که نحوي خودبينانه‌ي نفساني در آن غلبه داشت و اين چيزي نبود مگر بيان روح عهد مدرن. در اين ميان هنرمنداني چون «لئوناردو داوينچي» {1519}، «رافائل» {1520} و «ميکل آنژ»{1564} در گستره نقاشي و پيکره سازي به ارائه تصويري بشرانگارانه از آدمي و حتي موضوعات و روايت‌هاي مذهبي پرداختند. لئوناردو داوينچي به ويژه تفسيري رياضي و کمّي‌انديشانه از طبيعت داشت و نگاه او به شدت تکنيکي بود. مارتين لوتر روح فرد گرايي بورژوايي رنسانس را به حوزه تفکر مسيحي وارد کرد. در واقع ژروتستانتيسمِ او نحوي تداوم روح رنسانس در قالبي به ظاهر مذهبي‌تر در اروپاي شمالي بود. اگر کاتوليسم مذهب مطلوب قرون وسطاي غرب و مورد حمايت و پذيرش فئودال‌ها، پادشاه و روستاييان تنگدست بود، پروتستانتيسم، صورتي از مذهب مدرن شده‌اي بود که مورد حمايت و استقبال شاهزادگان و بورژواهاي نوظهور آلماني بود.

دوره‌ي دوم از تاريخ تطور غربِ مدرن را مي‌توان دوره‌ي پيدايي فلسفه مدرن دانست. بزرگ‌ترين نماينده و سخنگوي اصلي و پدر معنوي اين فلسفه جديد رنه دکارت است که روح عصر جديد و افق مدرنيته بيش از هر فيلسوف اين دوره در آراء او به صورت يک دستگاه منسجم فلسفي ارايه گرديده است. هرچند مي‌توان از «مونتني» (1598) و «جوردانو برونو» (1600) نيز به عنوان چهره‌هايي که پيشتاز و نماينده برخي افق‌هاي فلسفه جديد بوده‌اند نام برد. اما فلسفه سياسي مدرن در آغاز قرن شانزدهم و با «نيکولو ماکياولي» آغاز گرديده است. ماکياولي به بيان اجمالي مباني انديشه سياسي غربِ مدرن در دو کتاب معروف «شهريار» و «گفتارها» پرداخته است. به راستي جالب است که در بحث‌هايي که ماکياولي در خصوص مفاهيمي نظير «آزادي»، «وحدت ملي» و «قدرت سياسي» کرده است، به روشني گرايش‌هاي سلطه طلبانه و امپرياليستي و نفسانيت مدار مشهود است. با ماکياولي، فلسفه سياسي غرب مدرن براي خود ماهيت و مبنايي غيرديني و غيراخلاقي تعريف مي‌کند و تفکر سياسي در اين افق سير مي‌کند. دوره‌ي سوم: کلاسيسيسم و عصر روشنگري تدوين جهان‌بيني مدرن از نيمه قرن هفدهم ميلادي در تاريخ غرب مدرن آغاز مي‌شود و تا قرن نوزدهم ادامه دارد و «عصر روشنگري» و دوران غلبه‌ي کلاسيسيسم ناميده مي‌شود، شايد مهم‌ترين مقطع در پي ريزي بناي تمدن مدرن بوده است. اين دوران از چند نظر اهميت دارد: اولا از نظر تدوين جهان بيني مدرن و اين که اصالت عقلِ منقطع از وحي خود بنيادِ نفسانيت مدارِ ابزاري و در عبارت کوتاه‌تر «عقل‌گرايي اومانيستي» يا «راسيوناليسم دکارتي» در عصر روشنگري از صورت معرفت‌شناختي و مابعدالطبيعي خارج شده و در هيأت انديشه‌ها و تئوري‌هاي سياسي و نظريات اقتصادي و نظام‌هاي حقوقي، بسط و تفصيل مي‌گيرد. در اين دوره مباني نظري ليبراليسم در آراء «جان لاک» و «منتسکيو» تدوين مي‌گردد و «فرانسوا ماري ولتر» درباره تساهل و تسامح ليبرالي و سکولاريسم و ضديت با تفکر ديني به بحث مي‌پردازد و «ژان ژاک روسو» با طرح نظريه «اراده اجتماعي» خود، مباني تئوريک دموکراسي‌هاي مدرن را بيش از پيش بسط مي‌دهد. جهان‌بيني روشنگري تفسيري مکانيکي از عالم ارايه مي‌کرد و با تکيه بر روش‌شناسي تجربي- حسي طرح شده توسط بيکن و جان لاک و ديويد هيوم، ارکان تئوريک علوم جديد، به ويژه بر پايه فيزيک نيوتوني، تدوين گرديد. ».[1] (پايان سخنان آقاي زرشناس)

در مورد فرايندي بودن انقلاب اسلامي نسبت به مسيري که بايد به اهدافش برسد، نيز نبايد غفلت کنيم، مگر يک تمدن يک شبه به دست مي‌آيد؟ بنده معتقدم حرکت ما به سوي اهدافي که بايد با آن روبه‌رو شويم خيلي خوب بوده و وعده‌هاي رهبري در رابطه با نزديکي اهداف متعالي انقلاب، يک واقعيت انکارناپذير است. به همان صورتي که خداوند به رسولش در سوره‌ي نصر وعده داده است که «إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ * وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا» (نصر/1و 2) مثل فرآیند رشد یک کودک که در ابتدا حتی نمی‌تواند دست خود را به‌سوی دهان خود هدایت کند ولی در مسیر بلوغ خود تا آنجا همه‌ی اعضایش با هم هماهنگ می‌شود که در یک لحظه ده‌ها عضو او به کار است، در حالی که در ابتدا که راه رفتن را شروع کرده بود اگر شما او را صدا می‌زدید و او روی خود را به طرف شما برمی‌گرداند، زمین می‌خورد.

وظيفه‌اي براي آينده

وقتي در آينده‌اي نه چندان دور، مردم دل از فرهنگ مدرنيته کندند و با تمام وجود به سوي انقلاب اسلامي و وعده‌هاي آن روي نمودند اگر ما زيرساخت‌هاي درستي از نظر فکري و فرهنگي نداشته باشيم آن‌‌وقت است که مردم حيران و سرگردان مي‌شوند. همين‌طور که اگر ما آثار شهيد مطهري را نداشتيم کمونيست‌ها در ابتداي انقلاب، انقلاب را به نفع خود مصادره مي‌کردند و جوانان را تحت تأثير افکار خود قرار مي‌دادند، اگر بعد از پشت‌کردن به غرب، مردم جهان با تمدني روبه‌رو نشوند که جواب‌گوي همه‌ي نيازهاي مادي و معنوي آن‌ها باشد عده‌اي فرصت‌طلب از زحمات شما به نفع خود بهره مي‌گيرند و باز تحقق تاريخ توحيدي به عقب مي‌افتد. با توجه به اين امر است که بنده تأکيد دارم در آينده‌اي نه چندان دور که منحني رجوع به غرب تغيير خواهد کرد، اگر ما شخصيت عرفاني امام را در صحنه نداشته باشيم و اگر معناي زندگي با جنبه‌ي ملکوتي امام، به عنوان يک راه‌کار عملي، نهادينه نشده باشد، کم مي‌آوريم و آن انقلابي که بايد آماده بشود تا به مهديu ختم گردد به زحمت مي‌افتد. رهبري عزيز«حفظه‌اللّه» در جمع فرماندهان سپاه فرمودند:

«ما ترديدى نداريم كه آينده‌ى روشنى داريم؛ البتّه اين‌كه اين آينده زود باشد يا دير باشد، دست من و شما است: اگر خوب حركت كنيم، آينده زودتر خواهد رسيد؛ اگر چنانچه تنبلى و كوتاهى و خودخواهى و دنياپرستى و دل دادن به اين ظواهر، چشم ما را يك قدرى پُر كند، ما را ساقط كند، در درون خودمان ريزش - چه ريزش شخصى در درون، چه ريزش اجتماعى - پيدا بكنيم، البتّه ديرتر به دست خواهد آمد؛ امّا بدون ترديد به دست خواهد آمد و اين به بركت مجاهدت ها و فداكارى‌ها است».[2]

 


[1] - http://www.bashgah.net/fa/content/show/22391

[2] - بيانات در ديدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در تاريخ ۱۳۹۲/۰۶/۲۶.

18872

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد در باب صلوات بر محمد و آل محمد (اللهم صل علی محمد و آل محمد) به نظر شما صلوات ما چیزی به مقام پیامبر و آل پیامبر اضافه می کند و یا فقط اظهار ارادت و نظر ما به آن مقامات عظمی و کسب فیض از رهگذر صلوات، برای خودمان است؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:

بحمداللّه بحث نسبتاً مفصلی درکتاب «صلوات برپیامبر«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» عامل قدسی‌شدن روح» که بر روی سایت هست، در این باب موجود است، بدان رجوع شود. موفق باشید

 

نمایش چاپی