بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22883

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: ادراکات ما که یقینی هست (مانند ادراک عالم مستقل از ذهن) آیا این یقین منبع خارجی دارد که عقل یا نفس دائما به آن منبع متصل است که آن را یقینی درک می کند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس انسان با تفکر در امور، آماده می‌شود تا با عقل فعّال مرتبط گردد و از انوار آن فیض دریافت کند. موفق باشید

22370
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: وقتتون بخیر و خسته نباشید، خیر دنیا و آخرت و شهادت نصیبتون؛ استاد اینکه ما در طول و روز و شب خیلی با خداوند صحبت کنیم و مدام ازش بخوایم که ما رو دقیقا همون بنده ای که میخواد بکنه و هی گریه و ناله کنیم و ذهنمون بیشتر درگیر این موضوع باشه و کتاب بخونیم و مطلب گوش بدیم و همه اش همینو بخوایم، آیا این رویه درسته و افراط نیست؟ آیا دعا در رسیدن به تزکیه نفس و کمال معنوی هم تاثیر گذار هست؟ استاد آیا اینکه همه امید و آرزوم بندگی خداوند هست این بده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که باید همه‌کاره‌ی عالم را خدا بدانیم، بحثی نیست و این، عالمانه‌ترین تفکری است که می‌توان در این عالم داشت. منتها به ما گفته‌اند: «ره چنان رو که رهروان رفتند». انسان‌های بزرگ در بستر زندگی با سایر انسان‌ها و نشان‌دادنِ فضایل انسانی با نیّت قرب إلی اللّه، انسان شدند. به قول مولوی: «من ندیدم در جهان جستجو / هیچ اهلیت به‌جز خُلقِ نکو». هرچه داریم از برخورد خوب و دلسوزانه و خوش‌بینانه و مدارا با سایر انسان‌ها است و این در وقتی مؤثر و مفید است که با نیّت و هدفِ قرب الهی انجام شود و نه در راستایِ امور روان‌شناسانه که بیشتر یک نوع خودآرایی است. موفق باشید

22355
متن پرسش
سلام: قبل از ارائه سوال لازم می بینم از پاسخ های مناسب به سوالات قبلی شما تشکر کنم. سوال: همانطور که می دانید هم پیامبر تبلیغی داشته ایم هم پیامبر تبلیغی. چرا پیامبر پس از پیامبر خاتم، امامان را قرار داد؟ چرا مانند دیگر پیامبران تشریعی که پس از آنها پیامبران تبلیغی آمده بودند، این بار هم خداوند پیامبر تبلیغی نفرستاد؟ مگر تاریخ آن زمان یا خود پیامبر خاتم و رسالتش چه ویژگی خاصی داشتند که حضور امام نیاز بود نه پیامبر تبلیغی؟ ببخشید که اینو میگم: ولی دوست دارم جواب استادطاهرزاده ای به این سوال بدید با همان نگاه زیبایی که به مسائل دارید. چون بنده باید جوابی برای این سوال پیدا کنم که بتواند نسل جوانی را که در جلسه با آن ها همراه هستم قانع سازد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا به تذکر خود قرآن در رابطه با خاتمیت نبوت که می‌فرماید: «وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ»(انعام/115) با اسلام، به عنوان کامل‌ترین دین، نبوت ختم می‌شود و دیگر جایی برای ادامه‌ی نبوت نمی‌ماند و ادامه‌ی هدایت بشر با تبیین هرچه بیشتر همین دین اسلام باید انجام بگیرد که این را امامانی که قلب‌شان با حقیقت قرآن مرتبط است به عهده دارند. در حالی‌که در پیامبران تبلیغی، نبوت به انتها نرسیده و نحوه‌ای از نبوت و وَحی به آن‌ها در میان است. موفق باشید   

21723

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: سال نو مبارک. استاد جان در کتابی خواندم یکی از بزرگان گفته بودند خواندن زیارت عاشورا چوب دارد. این جمله یعنی چه؟ مثلا اگر کسی روزی یکبار زیارت عاشورا بخواند برایش مشکل ایجاد می شود؟ متشکرم از حوصله شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور همین باشد که شما برداشت کرده‌اید. ولی نمی‌توان به آن سخن اعتماد داشت. زیارت عاشورا، راهِ ارتباط و اُنس با مولایمان حسین «علیه‌السلام» است، در این فضا، هرچه پیش آید خوش آید. موفق باشید

19993
متن پرسش
سلام استاد: اگر جوانی به مرتبه‌ای از ظلمت! برسه که فرق بین معصیت و عدم معصیت رو حس نکنه، چه باید بکنه؟ خدا خیرتون بده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن است در ابتدا چنین باشد که می‌فرمایید. ولی با رعایت دستورات شرع الهی آرام‌آرام فطرت انسان بیدار می‌شود و می‌یابد که اطاعت خداوند غذای جان اوست. موفق باشید

18848

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: استاد منظور از فقر در روایتی که می فرماید وقتی فقر آمد ایمان می رود چیست؟ آیا همه ی فقر ها را شامل می شود یا یک نوع فقر؟ استاد آیا ساز و کار بیمه تامین اجتماعی از لحاظ شرعی اشکالی داره البته میدونم که سوال شرعی رو باید از مرجع تقلیدم بپرسم ولی ما میدونیم که ساز و کار مربوط به بانک ها ربویه حالا هر چی بخوان تحت نظارت شورای فقهی باشه باز همون ربوی هستش و مراجع هم کلی میگن اگه بر اساس عقود شرعی باشه اشکال نداره که در واقع نیست. خواستم ببینم این ساز و کار بیمه چه طوریه آیا مثل بانک یه شورای فقهی نظارت میکنه ولی غیر شرعیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد آن‌که می‌فرمایند فقر انسان را به کفر نزدیک می‌کند به آن معنا است که انسان نباید با تنبلی خود به فقر دامن بزند وگرنه پیامبران عموماً اهل ثروت نبودند و کافر هم نشدند 2- بنده خودم خیلی ارادت به این نوع بیمه‌ها ندارم ولی شاید بتوان این‌طور توجیه کرد که یک نوع سرمایه‌گذاری برای آینده است. موفق باشید

18836
متن پرسش
انه من سلیمان و انه بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام و ادب خدمت وجود با برکت و با سعادت شما استاد عزیز و بزرگوار: ان شاء الله مشمول رحمت خاصه باری تعالی و دعای ویژه حضرت حجت (عج) هستید. استاد ما چند روز پیش در خصوص کسب نظر حضرتعالی پیرامون موضوع پایان نامه ارشد جامعه شناسی پیغام فرستادیم و بعد از آن مکرر پرسش ها را رصد کردیم اما پاسخ ما را مرحمت نفرمودید. خواهش می کنم به حقیر عنایت داشته باشید. سپاسگزاریم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال قبل عرض شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه حتی آن زمانی که استاد راهنما بودم عقلم در مورد موضوع پایان‌نامه‌ها به هیچ‌چیزی قد نمی‌داد. قبلاً هم در جواب سؤال شماره‌‌های 15300 و 10958 و 12594 عرض شده، واقعاً نمی‌توانم حقایق عالم را به صورت گزینشی و موضوعی بنگرم. زیرا لازمه‌ی این کار، نظر به کثرت است در وحدت، که توان بنده در این حدّ نیست. موفق باشید   

16488
متن پرسش
بزرگوار سلام: گاهی که مباحث صوتی و کتبی تدریس شده توسط شما بزرگوار را مطالعه می کنیم نوعی اضطراب و ناراحتی در ما بوجود می آیدکه چرا از این مباحث عقب افتاده ایم و چرا زودتر اینا را نشنیده ایم و انگار وقت زیادی نداریم که بشنویم و بفهمیم و عمل کنیم. نگرانی که در ما بوجود می آید گاهی مانع می شود. چرا چنین می شود و راهکار چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نفرمایید که علم توحید همچون نور است و با هر چهره‌ای که از آن روبرو شوید با همه‌ی آن به صورت اجمال روبرو می‌شوید و به مرور آن اجمال به تفصیل می‌آید. خوب است در این مورد، کتاب «عالم انسان دینی» را که بر روی سایت هست مطالعه فرمایید. موفق باشید

14891
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد گرانقدر و فاضل برخی از فامیلهایم در اوپا می گویند در اروپا هم مراکز فساد است و هم مسجد لذا برای پیشرفت معنوی مشکلی نیست و اوپایی ها مزاحم نماز خواندن ما نمی شوند. در پاسخ چه بگویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این همان عقل سکولاریته است که هیچ‌چیزی برایش اصالت ندارد و حق و باطل برایش مساوی است و این به معنای آن است که برای حق و حقیقت جای خاصی قائل نیست. موفق باشید

14792
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل و ارجمند لطفا بفرمایید هدف آفرینش عبادت است یا معرفت؟ اگر کسی با خدا انس عالی دارد بالاتر است یا کسی که معرفت نفس و معرفت الله دارد یا کسی که همه را دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً در روایت داریم: «لیعبدون اَی لیعرفون» زیرا با عبادت حجاب‌های بین ما و خدا برطرف می‌شود و بیشتر او را ادراک می‌کنیم. موفق باشید

10874
متن پرسش
سلام استاد عزیز: آیا بهتر نیست بجای اینکه تعبیر (مردمسالاری دینی) بکار ببریم، از تعبیر (دین سالاری مردمی) استفاده کنیم؟ چون در واقع هم دین خدا سالار و حاکم است و مردم فقط نقش مقبولیت دارند. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون مردم در انتخاب یا عدم انتخاب دین جهت ادامه‌ی نظام اجتماعی سیاسی خود آزادند و خودشان نظام دینی را انتخاب کرده‌اند پس محوریت امر با انتخاب مردم است و به همین جهت باید گفت مردم‌سالاری دینی. موفق باشید
8221
متن پرسش
سلام استاد عزیز بنده به صورت افراطی دارای شخصیتی خودشیفته و برتری طلب هستم و سعی کردم با روانشناسی غرب این اختلال ها رو حل کنم اما نشد چه کنم خیلی اذیتم مثلا یکی از معضلاتم اینه که خودمو زیاد تو آینه نگاه می کنم وغیره چه کنم فقط خواهشا از این جواب هایی که به بقیه میدید که مثلا نظر به حق کن و خودت را در ابدیتت ببین و اینا نگید چون من سخت پای در گلم و گوشم از این حرفا پره ببخشید از رک حرف زدنم موفق باشید
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بالاخره باید از یک‌جایی شروع کنی. این عیب نیست که مایل هستی تیپ داشته باشی، عیب آن است که انگیزه‌ی این کار را مدیریت نکنی و متوجه نباشی با ظاهری آراسته بهتر می‌توان درون را آراسته و آرام کرد. حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» کتابی دارند به نام «شرح حدیث جنود عقل و جهل» بنده آن را در یک سی‌دی شرح کرده‌ام. بد نیست سری به این سی‌دی بزنی تا هرچه بیشتر خوش‌تیپی بیرونی‌ات با خوش‌تیپی درونی‌ات هماهنگ شود. موفق باشید
7290

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام.استاد گرامی بنده دانشجوی سال دوم رشته مشاوره هستم واحساس نیازشدید به مطالعه یک سیر علم النفس دارم.لطفا مرا راهنمایی فرمایید. باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم همان سیر مطالعاتی روی سایت خوب است. موفق باشید
24587
متن پرسش
سلام: ببخشید، آیا آیت الله بهاالدینی می توانست شخصیتی مثل امام خمینی شود؟ و آیا امام خمینی می توانست به ایشان کمک کند تا مثل ایشان باشند؟ تشکر. التماس دعای فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. این بزرگان متوجه‌ی تقدیر خود می‌شوند و در همان مسیر خود را رشد می‌دهند. موفق باشید

24457

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام: در موضوع رابطه نفس و بدن که به ظهور و تجلی تعبیر می شود چرا سنخیت مطرح نیست؟ چه می شود که از سنخیت بین نفس و بدن چشم پوشی می شود و دیگر سنخیت مهم نیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علیک ببرهان الصدیقین و نظریه‌ی تشکیک وجود. موفق باشید

24044
متن پرسش
سلام علیکم: پدیده ای که در این زمان شاهد آن هستیم عدم فهم حرف همدیگر و جایگاه آن و به تبع آن تکفیر همدیگر می باشد. ۱. این پدیده آیا سابقه تاریخی دارد؟ یعنی در تمدن های گذشته هم اتفاق افتاده است؟ ۲. راه خروج از این وضع چیست؟ و اساساً چه می‌شود که جامعه‌ای مثل جامعه‌ی ما با آن سوابقِ درخشان الهی و انسانی، یک‌مرتبه به چنین رویه‌ای گرفتار می‌شود که دیگر از آن فداکاری‌ها و جوانمردی‌ها نسبت به همدیگر تهی می‌گردد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام عرایض بنده در کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» و 70 جلسه شرح آن کتاب در همین رابطه بود. بنده این خطر را در آن‌جا متذکر شده‌ام و راه حل‌های آن در حدّ فهم خود ارائه داده شد.

برای اصیل‌شدن، برای آن‌که یک‌بار دیگر جماعتی زنده باشیم باید از نو در عطیه‌ی جامعه‌ی اسلامی‌مان داخل شویم. از طریق چنین التزامی، یک جامعه به یک قومِ زنده تبدیل می‌شود و جماعت افراد به نحو اصیلی با یکدیگر پیوند می‌یابند.

محقق‌گشتن یک قوم، پیش‌شرطِ اصول روابط حقیقی آن قوم است. در این حالت است که زندگی فرد نیز معنادار می‌شود. اگر فرد، و هر فرد به طریق خاص خود در وظیفه‌ی تاریخیِ قوم سهمی به دوش بگیرد، تنها چنین چیزی می‌تواند ما را از شبِ بی‌معنایی معاصر نجات دهد.

محقق‌‌شدن یک قوم، توسط اتحاد روحانی که در جامعه و در نسبت بین افراد پیش می‌آید چیز مهمی است زیرا از طریق این امر و صرفاً از طریق این امر، هم‌گرایی و یا معنایابیِ افراد ممکن می‌گردد.

هنگامی‌که عالَم در حجاب می‌رود و خود را پنهان می‌سازد، هنگامی که درک ما از آن به ورطه‌ی ابهام و انحطاط می‌افتد، بیگانگی و نیست‌انگاری سر بر می‌آورد و این وقتی است که جامعه‌ای معنوی و قدسی نداشته باشیم. چیزی که حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» متوجه‌ی آن بود و انقلاب اسلامی را به مردم ما پیشنهاد نمود.

مدرنیته، زمانه‌ی هجرتِ معنویت و زمانه‌ی سقوطِ معنا است. معنویت، بنیادِ لاینفکِ اصالت جماعت است. صرفاً با سکونت در سایه‌سارِ خدا است که بشر می‌تواند تاریخی شود، یعنی به یک قوم تبدیل شود. از آن‌جا است که افراد، صرفاً در جماعت، هم‌گرایی پیدا می‌کنند و در التزام به تقدیرِ جمعی خود معنا می‌یابند. امید است که در بستر معنویت‌بخشیِ این ماه با برکت، باز سکونت در سایه‌سارِ خدا را همچون زمان دفاع مقدس که زمان ایثار و فداکاری بود؛ احساس کنیم. باز شهید بهشتی‌ها با آن سعه‌ی صدر و با آن امید به آینده‌ی انقلاب اسلامی طلوع نماید.[1] موفق باشید  

 


[1] - اخیراً بنا شد عرایضی در مورد شخصیت شهید بهشتی بشود. متن عرایض بنده چنین بود:

شهید بهشتی یک امت بود

۱. در مورد وسعت نظر شهید بهشتی، همین بس که دشمن همیشه نسبت به تنگ‌نظریِ افراد به ظاهر مذهبی امیدوار بود و شهید بهشتی برعکس، به عنوان یک شخصیت مذهبی، شدیداً بر آزادی اندیشه و وسعت نظر تأکید داشت. و بدین لحاظ دشمن، دشمنِ شهید بهشتی بود. زیرا او با وسعت نظری که داشت بسیاری از حیله‌های دشمن را خنثی می‌کرد.

۲. شهید بهشتی اسلام را به وسعت جهان مدّ نظر داشت و آن را جهانی می‌دید، لذا برای بقیه‌ی اندیشه‌ها احترام قائل بود، ولی نه آن‌طور که جریان‌های مقابل نظام اسلامی انتظار داشتند که در تصمیم‌گیری‌های کلان نظام اسلامی حاضر باشند. در حالی‌که بیش از ۹۰ درصدِ مردم به جمهوری اسلامی رأی داده بودند.

۳. تفاوت روش شهید بهشتی با شهید منتظری در نگاهی بود که شهید بهشتی به سعه‌ی نظام اسلامی در این تاریخ داشت که در هر حال، جای خود را در این جهان باز می‌کند و نباید نگران جریان‌هایی بود که سعی داشتند با روحیه‌ی غرب‌گرایی نظام اسلامی را استحاله کنند.

۴. شهید بهشتی در صحبتی که در دانشگاه داشتند وقتی نسبت به تهمت‌ها و اتهاماتی که به ایشان زده شده، سؤال کردند؛ فرمود: وقتی‌که بنده چنین تریبونی در اختیار دارم و می‌توانم از خود دفاع کنم، عملاً امکان دفاع از کسانی که چنین تریبونی ندارند، گرفته شده است، پس بهتر است از اتهام‌زنندگان، دلیل و مدرکِ سخنان‌شان پرسیده شود.

5- نکاتی از نامه‌ی شهید بهشتی به امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در مورد بنی‌صدر: 22/12/59

دوگانگی موجود میان مدیران کشور بیش از آن که جنبه شخصی داشته باشد، به اختلاف دو بینش مربوط می‏ شود. یک بینش معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد، اجتهادی که در عین زنده بودن و پویا بودن، باید سخت ملتزم به وحی و تعهد در برابر کتاب و سنت باشد، بینش دیگر در پی اندیشه‏ ها و برداشت‏ های بینابین، که نه به‌کلی از وحی بریده است و نه آن‏چنان که باید و شاید در برابر آن متعهد و پای‏بند، و گفته‏ ها و نوشته‏ ها و کرده‏ ها بر این موضوع بینابین گواه.

بینش اول در برابر بیگانگان و هجوم تبلیغاتی و سیاسی و اقتصادی به نظام سخت ‏به توکل بر خدا و اعتماد به نفس و تکیه بر توان اسلامی و پرهیز از گرفتار شدن در دام داوری‏ها یا دل‏سوزی‏های بیگانگان معتقد و ملتزم. بینش دیگر، هرچند دلش همین را می‏ خواهد و زبانش همین را می‏ گوید و قلمش همین را می‏ نویسد، اما چون همه مختصات لازم برای پیمودن این راه دشوار را ندارد، در عمل لرزان و لغزان.

بینش اول به نظام و شیوه ‏ای برای زندگی امت ما معتقد است که در عین گشودن راه به‌سوی همه نوع پیشرفت و ترقی، مانع حل شدن مسلمان‏ها در دستاوردهای شرق یا غرب باشد و آنان را بر فرهنگ و نظام و ارزش اصیل و مستقل اسلام استوار دارد. بینش دیگر با حفظ نام اسلام و بخشی از ارزش‏های آن، جامعه را به راهی می‏ کشاند که خود به خود درها را به‌روی ارزش‏های بیگانه از اسلام و بلکه ضداسلام می‏ گشاید.

بینش اول روی شرایطی در گزینش مسئولان تکیه می‏ کند که جامعه را به‌سوی امامت متقین و گسترش این امامت ‏بر همه سطوح راه می‏ برد. بینش دیگر بیشتر روی شرایطی تکیه می‏ کند که خود به خود راه را برای نفوذ بی‌مبالات‏ها یا کم‌مبالات‏ها در همه سطوح مدیریت امت اسلامی و حاکم شدن آن‏ها بر سرنوشت انقلاب هموار می سازد.

اگر این دو بینش در اداره امور جمهوری اسلامی ادامه یابد، نه کارهای جاری مردم سر و سامان پیدا می‌کند، نه مشکلات موجود دینی، فرهنگی، اخلاقیات اجتماعی و اقتصادی این مردم رنج‌دیده و محروم و ایثارگر با سرعت و قاطعیت کافی حل می‌شود و نه می‌توان برای آینده طرح‌های اصیل اسلامی ریخت و به مرحله عمل درآورد

امام عزیز، به خدا سوگند تحمل این وضع برای این فرزندتان بس دشوار است که چهره افسرده‏ این‏ها را ببینم و ندای یاللمسلمین آن‏ها را بشنوم و تنها پاسخ این باشد که صبر کنید. من هم صبر می‏ کنم و فی العین قذی و فی الحلق شجی.

ما در دیدار روز دوشنبه یازدهم اسفند در منزل آقای موسوی اردبیلی آن‌قدر با محبت و گرمی با ایشان برخورد کردیم و در حل مشکل وزیران دارایی و بازرگانی جلو رفتیم که امید داشتیم بر تفاهم‌ها افزوده شده است و هرگز باور نمی‌کردیم که آقای بنی‌صدر سه روز بعد از این دیدار چنین رفتاری از خود نشان خواهند داد.

ما از همان آغاز در پی آن بودیم که میدان عمل سازنده چنان فراخ و گسترده باشد که امثال آقای بازرگان و آقای بنی‌صدر و آقای یزدی در سطوح بالا فعالیت داشته باشند. در آبان سال گذشته، پس از استعفای دولت موقت پیام دادید که قم بیاییم تا مسئله فوری اداره کشور در خدمتتان بررسی شود، صحبت از ترکیب جدید شورای انقلاب بود، نظر حضرتعالی این بود که آقای مهندس بازرگان دیگر در شورای انقلاب نباشد. بر اساس همین اعتقاد به شرکت خلاق هرچه بیشتر نیروها و نفی هرنوع تنگ‌نظری و انحصارطلبی پیشنهاد کردیم که ایشان همچنان در شورای انقلاب بمانند و سرانجام حضرتعالی هم موافقت کردید و در همین مرحله بود که مسئولیت دو وزارتخانه مهم، وزارت دارایی و وزارت امور خارجه به آقای بنی‌صدر داده شد. اینها و نظایر اینها دلیل روشنی است بر این که شرکت فعال این آقایان در اداره امور کشور مطلوب ما بوده است و با آنها هیچ مسئله شخصی نداریم.

۶. شهید بهشتی با وجود اینکه تقابل ایدئولوژیک با بنی‌صدر داشت اما با ادبیاتی منصفانه، انحرافات وی و جریان متبوع وی را نقد کرد.

۷. شهید محمد منتظری با من رفیق بود. به او گفتم شما در مورد آقای بهشتی اشتباه می کنی. اجازه بده با ایشان قرار ملاقاتی بگذارم و برویم با هم صحبت کنیم. ایشان هم به این ملاقات راضی شد. سه یا چهار روز مانده به واقعه هفتم تیر بود که برای جلسه ای خدمت ایشان رسیدم. ورود من درست مصادف با ختم جلسه بود و مرحوم شهید بهشتی به طرف اتاقش می رفت. من تا آقای محمد منتظری را دیدم که سر پله ها ایستاده بود او را در آغوش کشیدم. تا محمد را بغل کردم شهید بهشتی که در حین حرکت متوجه حرکت من شده بود با صدای رسایی فرمود یک بار دیگر هم از طرف من آقا محمد را ببوس و ادامه داد همانطور که به شما گفتم محمد خودمونه و مسائل ما با همدیگر حل شد. خیلی هم راحت حل شد و به نفع ایشان هم حل شد. تا شهید محمد منتظری این عبارات شهید بهشتی را شنید زد زیر گریه. آمدیم پائین توی محوطه حیاط روی نیمکت های کنار باغچه نشستیم. از او پرسیدم محمدآقا حالا نظرت چیست؟ پاسخ داد بزرگواری آقای بهشتی بلایی به سر من آورد که هیچ چیز آن را جبران نمی کند. پرسیدم چطور؟ گفت من این همه به ایشان بد گفتم و اهانت کردم ولی در دفعه اولی که مرا دید مدتها مرا در آغوش خود گرفت و فشار داد و مرا بوسید و بعد سرش را جلو آورد و گفت یک کلمه راجع به گذشته حرف نخواهی زد. از حالا به بعد را با هم صحبت می کنیم. هرچه خواستم بگویم در گذشته فلانجا چه گفتم و قضیه چه بود اصلاً اجازه نداد حرف بزنم.

۸. نقش شهید بهشتی در تصویب قانون اساسی در دو جهت یکی در تنظیم محتوا و اصول و دیگر در مدیریت مجلس را که حاکی از سعه‌ی صدر و تحمل فوق‌العاده‌ی او بود، نباید فراموش کرد.

۹. مرحوم آیت اللّه مهدوی کنی می‌فرمودند: مرحوم بهشتی نسبت به عقاید بنی صدر احساس خطر می‌کرد، ولی تحمل کرد تا سرانجام بنی‌صدر باطن خود را ظاهر کرد و امام هم راضی شدند تا او را بردارند.

۱۰. حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» اولاً فرمودند: «بهشتی یك ملت بود برای این ملت ما». و ثانیاً: متذکر شدند: «بهشتی مظلوم زيست و مظلوم مُرد و ... »  حال سؤال اساسی آن است که نباید به معنایِ یک ملت‌بودنِ آن مرد الهی فکر کرد؟ راستی! چگونه می‌شود که یک انسان در تاریخ خود و درک حضور تاریخی‌اش به وسعتِ یک ملت می‌شود؟! و چگونه با عدم درکِ چنین انسانی و با انواع تنگ‌نظری‌ها، او را مظلوم‌وار از دست بدهیم؟

 

24030

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: بنده چند سالی یک راهی را می رفتم که فکر می کردم درست است ولی به تازگی متوجه شدم که اشتباه کردم و الآن در شرایطی قرار گرفته ام که هیچ راهی برای برون رفت از این شرایط ندارم در صورتی که توبه کرده ام و قلبا پشیمان شده ام اما اکنون نمی دانم راه نجات در چیست؟! آیا من باید تا آخر عمر با این شرایط بسازم یا مقامت کنم در حالی که توان هیچ مبارزه ای را ندارم و حتی توان دعا کردن را هم ندارم، آیا خود خدا و اهل بیت در این شرایط راه نجاتی برای ما قرار نمی دهند؟ آیا توبه ام پذیرفته نشده که این قدر زجر می کشم؟ از شما خواهشمندم مرا راهنمایی بفرمایید که وظیفه ام چیست؟ و از دعای خیرتان محرومم نکنید و برای نجاتم دعا بفرمایید. با تشکر از توجه شما. باقریان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نمی‌دانم موضوع چیست. شاید نیز لازم نیست بدانم. ولی همین اندازه عرض می‌کنم آن‌چه دین خدا در مقابل ما قرار داده، راهی است که هر انسانی می‌تواند وارد آن شود و از راهی که رفته است به سوی خدا برگردد. سعی کنید طبق قاعده‌ای که می‌گوید: «رَه چنان رو که رهروان رفتند» مثل عرف مردم زندگی کنید و زندگی خود را مطابق مردم معمولی شکل دهید. موفق باشید

23180
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام: وقت شما به خیر. مازلو در بحث نیازها، دوست داشتن و دوست داشته شدن را از مهمترین نیازهای انسان می داند. و در واقعیت هم شاهدیم که انسانها در جهت همین نیاز با دیگران روابطی برقرار می کنند و به دنبال آن انتظاراتی برای طرفین پیش می آید مثلا توقع دارند دوستشان برای حفظ این رابطه تلاش کند و نسبت به آنها بی تفاوت نباشد. آیا این نیاز و این انتظارات از دیدگاه دین و عرفان اسلامی مورد تایید است یا از آنجا که نظر داشتن به هر چیز غیر خدا صحیح نیست این گونه روابط و انتظارات به خودی خود بی ارزش است؟ توصیه شما به سالک مبتدی که گاهی از رفتار غیردوستانه و دور از انتظار دیگران ناراحت و مغموم می شود چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که در دعاهای خود از خداوند می‌خواهیم عزت ما را در بین جامعه حفظ کند؛ پس معلوم است علاقه به دوست‌داشتن خود توسط افراد که آن‌ها به ما علاقه‌مند باشند، چیز مطلوبی است. مثلاً داریم: «اللهم ارزقنی ... عزاً باقیاً». به آخر دعای «عالیة المضامین» رجوع شود. موفق باشید

22846
متن پرسش
با سلام و وقت بخیر. ۱. استاد حقیر طلبه و مشغول مطالعه کتب شما هستم. با توجه به حجم کتب درسی و معرفتی که مطالعه می کنم، متاسفانه رجوعم به قرآن کم بوده و هست. منتها الان تصمیم گرفتم مطالعه قرآن رو جدی شروع کنم و وقت بگذارم پیش از اینکه از قرآن فاصله بگیرم. با این شرایط نحوه استفاده از قرآن برایم سوال هستش. جزوه‌ی «نحوه استفاده از تفسیر المیزان» و برخی پرسش پاسخ ها رو حول این موضوع مطالعه کردم اما بازم برام سوال هست؛ از یک طرف در بحث استفاده از تفسیر المیزان موضوع پیش زمینه و مقدمات مواجهه با آن مطرح می شود برای استفاده‌ی بهتر، اون دغدغه‌ی مورد نیاز، بحث تاثیر مواجه‌ی اول و... از طرفی خودم به گونه‌ای ام که اگه با مباحث ریشه ای و محوری مراجعه نکنم و مثل سایر تفاسیر با مباحث روایی بیشتر مواجه باشم احساس می کنم چون بعد باید المیزان بخونم دارم دوباره خوانی اشتباهی انجام میدم، در واقع اون رضایت از مطالعه رو نداره برام. مورد دیگه اینکه می‌خوام مواجهه‌ی اولم با قرآن با اصول خوب و محکمی بسته بشه و اون قرابت فکری در تفسیر که در جزوه فرمودید به نظر علامه (ره) بهتره باشه شکل بگیره. از طرفی مطالعه کم کم اتفاق میوفته و شاید اون مقدمات رو هم بشه کم کم اضافه کنم. ۲. مورد دیگه بحث ترجمه استاد همدانی از تفسیر هستش؛ اینکه این تفسیر تا چه مقدار منتقل کننده روح المیزان هست؟ ۳. استاد آیا مطالعه‌ی تفسیر تسنیم ذیل پایان هر سوره از المیزان، دریافت روح کلی المیزان رو (نسبت به اینکه یک دور کامل تفسیر المیزان بخونیم و بعد تفسیر تسنیم) کاهش میده؟ استاد لطفاً بنده رو راهنمایی فرمایید. تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تأکید کامل بر دروس رسمی حوزه ۲. مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن‌ها ۳. حدود ۱۰۰ جلسه گوش‌سپردن به صوت شرح سوره‌هایی مثل زمر و آل‌عمران ۴. رجوع به تفسیر ارزشمند و قیّم المیزان  ۵. ترجمه‌ی مرحوم آقای موسوی همدانی خوب است ولی طلبه باید با متن عربی المیزان مرتبط باشد ۶. فعلاً با خود تفسیر المیزان مرتبط باشد. موفق باشید

22389

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا در تکمیل بحث های غربشناسی بعد از مطالعه کتاب «فرهنگ مدرنیته و توهم» و هم چنین فایلهای صوتی آن می توانم فایلهای صوتی مربوط به کتاب «خرد سیاسی در زمان توسعه نیافتگی» دکتر داوری که جنابعلی شرح داده اید بپردازم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم خوب است اگر کار را همان‌طور که در نظر دارید شروع کنید. موفق باشید

 

 

 

 

20918
متن پرسش
با سلام: سوال بنده در مورد قوم یهود است. روند تاریخی قوم یهود نشان می دهد که جریان این قوم از زمان حضرت یعقوب علیه السلام شروع می شود. و حضرت یوسف علیه السلام به تنهایی سالیانی در مصر زندگی می کرد. اما پس از این مدت قوم حضرت یوسف به مصر کوچ کردند. از این زمان به بعد بود که این قوم به صورت ویژه رسیدگی می شدند. و این جریان سالیان زیادی و در زمان پیامبران بعدی از جمله حضرت موسی علیه السلام نیز ادامه یافت. و این رسیدگی بلند مدت باعث شده است یهودیان فکر کنند همیشه برتر هستند. سوال من این است که اولا آیا این تحلیل درست است؟ ثانیا علت آن چه بوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان مصر هم بنی‌اسرائیل بعد از حضرت یوسف «علیه‌السلام» کارشان به ذلت و خواری کشید و در مقابل فرعون تا آن‌جا ذلیل شدند که خدمتگذاریِ قبطیان کارشان بود و به همین جهت حضرت موسی «علیه‌السلام» تلاش کردند آن‌ها را از مصر خارج نمایند. بنی‌اسرائیل به جهت روحیه‌ی توحیدی که در پیروی از حضرت موسی «علیه‌السلام» به‌دست آوردند؛ قرآن در توصیف‌شان می‌فرماید: «يا بَني‏ إِسْرائيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتي‏ أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمينَ» (47/ بقره) و آن‌ها متوجه‌ی این امر نشدند که ملاکِ برتری، توحید است و نه نژاد. و همین توهّم موجب شد تا از توحید محمدی «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» استقبال نکنند. موفق باشید

20797

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده: جناب استاد زلزله های اخیر تحلیل های مختلفی رو رقم زده تحلیل از زلزله ی بزرگ تهران! یا زلزله بزرگ ایران! جناب استاد چقدر میشه به این حرفهای زمین شناسی اعتماد کرد؟ استاد نقش و جایگاه خدا توی این اتفاقات چیه؟ جایگاه دعا کجاست؟ استاد این اتفاقات باعث دلشوره میشه. استاد اگه ایران مثه ژاپن خونه سازی می کرد بازم این حوادث سنگین و به پای تقدیر می گذاشتیم؟ ببخشید که اینجوری می پرسم این سوال رو شاید خیلیا داشته باشند. خواهشا دقیق و کامل توضیح بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید می‌توان موضوع را در عین ارتباط‌دادن به تقدیر الهی راهِ انتخاب انسان را برای آن‌که مقدرات خود را تغییر دهد، مسدود نکرد، به همان معنایی که در روایات داریم: حضرت علی «علیه‌السلام» از کنارِ دیوار در حالِ فروریختن خارج شدند و فرمودند از تقدیری به تقدیری یا از قدری به قضایی پناه بردم. به این معنا که اگر در سایه‌ی دیوارِ در حال خراب می‌نشستند، تقدیر ایشان آن می‌شد که دیوار به ایشان لطمه بزند. با همه‌ی این اوصاف ما باید در حدّ توان خود فعالیت داشته باشیم، نه آن‌که گمان کنیم می‌توانیم همه‌چیز را در اختیار بگیریم. موفق باشید

20298

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد طاهرزاده: حضرتعالی در جلسه 43 شرح ادب و عقل فرمودید خلفای سه گانه و حتی چهارگانه ابوسفیانی نبودند خلیفه چهارمی که مدنظر حضرتعالیست آیا معاویه علیه الهاویه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اشتباه شده است منظورم عثمان بوده است در حالی‌که معاویه پسر ابوسفیان به هیچ وجه با آن سه خلیفه قابل مقایسه نیست از آن جهت که او با اصل اسلام مخالف است. موفق باشید

19277

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ممنون میشم دو کتاب یکی با موضوع شخصیت حضرت ابوالفضل و یکی درباره حضرت زینب سلام الله علیهما معرفی کنید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور خاص کتابی را که بتوان به راحتی معرفی کرد، نمی‌شناسم. کتاب «زینب» از خانم بنت شاطی نکات خوبی دارد ولی بدون ضعف نیست. در کتاب «سقای آب» از مهدی شجاعی نکات خوبی در مورد حضرت ابالفضل«علیه‌السلام» مدّ نظر می‌آورد. در این موارد باید بیشتر به روایاتی رجوع کرد که در کتاب‌هایی مثل «بحارالانوار» مطرح شده است. موفق باشید

17694

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد دینانی می فرمایند که ابلیس، نماد غیرت خداوند است که هر نااهلی به حریم وارد نشود، می خواستم نظر شما را در این مورد بدانم. لطفا کمی توضیح فرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اسم جلال حضرت حق اقتضا دارد تا هر ناشایسته‌ای به آن حریم نزدیک نشود و شیطان از این جهت، مظهر اسم جلال حضرت حق است. موفق باشید

نمایش چاپی