باسمه تعالی: سلام علیکم: چون در نظام اسلامی هستیم باید بر اساس مواضع نظام عمل کرد. مثل موضعی که رئیس جمهور با رئیس جمهور ترکیه در مورد فوق در حین مذاکره گرفتند. یا سخنان مقام معظم رهبری در پیام حج و یا فعالیتهایی که شبکهی «العالم» و «پرستیوی» انجام میدهند که بسیار کارساز است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکال ندارد اینطور بگوییم. ولی شاید بتوان گفت از جهتی حقیقت ائمه که همان حقیقت پیامبر است که اولین مخلوق میباشد، همان روح باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» میفرمایند: «كُنْتُ نَبِيّاً وَ آدَمُ بَيْنَ الْماءِ وَ الطّين»[1] ؛ يعنى من نبى بودم و آدم بين آب و گل بود. پس رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» حقیقت نبوتاند و نبوت همهی انبیاء به نورِ نبوت آن حضرت است؛ پس لازم نمیآید که آن حضرت بر غیر نبوت خود مقیّد باشند. موفق باشید
[1] ( 1)-« بحارالانوار»، ج 16، ص 403.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد که حضرت حق در هر دوره و تاریخی تجلیِ خاصی دارد و جناب نجمالدین کبری در آن شرایط متذکر شده بود که مرحله، مرحلهی تجلی اسم غنیٌ عن العالمین است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد راه شهداء که امروز همان رهنمودهایی است که مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» متذکر میشوند. و بنده رویهمرفته عرایضی در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» داشتهام. و رهبری در کنار مباحث خود بحثِ تحمل مخالف ذیل انقلاب اسلامی را متذکر میشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این تاریخ، میانبر در سلوک، رعایت حرام و حلال الهی است در عین حفظ روحیهی استکبارستیزی. ما نمیدانیم مصلحت ما چیست که حضرت هنوز ارادهی ظهور ندارند! ولی میبینیم که به حقّ در حرکات و الفاظ و سکنات نایبش یعنی حضرت آیت اللّه خامنهای«حفظهاللّه» بهخوبی حضور دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اتفاقاً بحث در روانشناسی است و تلاشهایی که جناب مازلو برای جدولبندی رفلکسهای بدنی و ربط آنها با روان و لذا روانشناسی را یکی از علوم تجربی به حساب میآورند. ۲. امروزه در تحلیل دادههای روانی، رجوع به فلسفه قدرت بیشتری برای روانشناسان در تحلیل عکسالعملهای انسانی پیش آورده که البته این عرض عریضی دارد و جایگاه روانشناسی اسلامی نیز در همین جا میباشد که چگونه عکسالعملهای روانی را در نگاه اسلامی بررسی نماییم که عرض شد بحمدلله در ایران کارهای خوبی در دست اقدام است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. قانوناً ملزم به حجاباند، مثل آنکه امام خمینی در فرانسه ملزم به قوانین آن کشور بودند. ۲. در سیر و سلوک انسان به مرور از احوال که به گفتهی شما حالِ خوش است و تا منزل ۵۰ در میان است، میگذرد و به لطف خدا به معارفی که در آنها تلوّن نیست، میرسد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر حال باید حرص در میان نباشد و پساندازِ ما طوری دنبال نشود که چشممان را نسبت به رفع نیازهای مشخص انسانها ببندیم و از صفای نوعدوستی محروم شویم. ۲. انسان تا آنجا که ممکن است باید با آنچه دارد زندگی کند. آری! پسانداز برای ضروریات زندگی مثل تهیهی خانه در حدّ معقول، کار منطقی است. ولی تا آنجا که ممکن است به خانهای قانع شود تا گرفتار وامهای سنگین و درازمدت نگردد. ۳. نه. زیرا از توفیق خدمت به بقیه در حال حاضر محروم میشود مگر آنکه واقعاً چنین نباشد. ۴. شغل ما همان بستری است که حضرت رزّاق رزق ما را در آن قرار داده است. ما طبق وظیفه کار میکنیم و حضرت رزّاق به حکم رزّاقیتش رزق میدهد. ۵. کار بیشتر برای کسب درآمدِ بیشتر اگر موجب از بینرفتن آرامش انسان و تنهایی انسان میگردد باید از آن احتراز کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره این تفاوتنظرها هست و در جریان اندیشه این افراد هستم. این ها ظرف فرزند امام را هم آب می کشیدند. چرا ما خودمان را وارد این جدالها بکنیم؟ مصیبت اینجا است که جهان دارد به سوی مولوی رجوع میکند، و کشور ترکیه میداندارِ این جریان است تا خود را به جهت آبروی جهانی که مولوی پیدا کرده است، با چسباندن به مولوی، و مولوی را از آنِ خودکردن، به آبروی جهانی برساند؛ ما اینجا باید بنشینیم و به مولوی ناسزا بگوییم!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطلب درست و ارزشمندی است امید است با پشتکارتان بتوانید هرکدام از موضوعات را در بابی مجزا تدوین کنید. از نکات مطرحشده در «رسالة الولایه» علامه غفلت نشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم آری! زیرا ورزش رزمی ورزشی است که در عین تحرک خوب برای بدن، تمرکز هم به همراه میآورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد صاحبنظر نیستم. ولی همین اندازه میدانم که امروزه میتوانیم از طریق این هنر، حرفهای مهمی را به مخاطب منتقل کنیم. مهم، دغدغههای هنرمند است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم با منطق ارسطویی نمیتوان همهی ابعاد پدیدار را به تفکر آورد و هرکدام از منطقهای موجود، وجهی از پدیدار را مینمایاند مگر آنکه انسان با شهود خود متوجهی وجود پدیدار شود، کاری که امثال هایدگر در پی آنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در آن است که دیکتاتور هرچه خودش خواست را عمل میکند، و ولیّ فقیه مطابق قانون شرع عمل مینماید و لذا آزاد نیست هرکاری بکند. بحث قطع وتین شاید به معنای آن باشد که رابطهی قلبی که بین خدا و پیامبر و یا خداوند و زعیم هست، از بین میرود و دیگر توفیق لازم را ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اشتباه شده است منظورم عثمان بوده است در حالیکه معاویه پسر ابوسفیان به هیچ وجه با آن سه خلیفه قابل مقایسه نیست از آن جهت که او با اصل اسلام مخالف است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نه، دیگر وقتی شما در بیزمان قرار گرفتید، زمان معنا نمیدهد 2- همه قیامتی میشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در راستای آرمان و ایدهی رجوع به حق، هرکس به اندازهای که تلاش کند تا خودبینی خود را به حقبینی تبدیل کند، از تلاش خود بهرهمند میشود وگرنه همواره با پوچی و نارضایتیهای خود روبهرو خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای جوابگویی به این سؤالات اساسیتان حداقل نیاز است که دو کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و «چگونگی فعلیتیافتن باورهای دینی» را همراه با شرح صوتی آن دو کتاب دنبال کنید. إنشاءاللّه نتایج خوبی برایتان خواهد داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف درستی است که از نظر ظاهر رابطهای بین زبان و معانی، اعتباری است و انسان برای معانی، الفاظی را اعتبار میکند. ولی در مباحث فلسفهی زبان، بحث میشود که واژهها، صورتهای حقیقیِ معانی هستند و حقیقت زبان ریشه در روحی دارد که آن زبان را به ظهور آورده است. در نتیجه در رابطه بین زبان و معانی، چنین خواهد بود که رابطه حقیقی است. مثل رابطهی الفاظِ قرآن با حقیقتی که به صورت الفاظ درآمده است، مگر در زبان روزمرّه که هیچ اصالتی در آن نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تشکیکی که در رابطه به وجود مطرح است به معنای شدت و ضعف در مراتب وجود است و این نوع تشکیک، عرضی نمیتواند باشد. زیرا وقتی دو چیز در عرض همدیگر باشند، در یک مرتبه از وجود قرار دارند. ۲. ماده، یک مرتبه از وجود است و به اعتبار مادهبودنِ موجود، حرکتِ جوهری برای او در میان است. موفق باشید
با سلام و احترام: وقت بخیر من دو تا سوال دارم استاد گرامی: بنده مدرک تحصیلی ام کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی ست و با تحقیقات و مطالعات و روش مشاوره ها به باطل بودن و درمان شدن ظاهری و سطحی سبک تفکر مراجعین با توجه به استفاده ازین علم پی برده ام. به نظر شما ادامه دادن دکترا در روانشناسی بالینی مرا به خداوند نزدیک تر یا دورتر می کند با توجه به محیط علمی پر از جهل و ظلم این رشته؟ سوال دوم اینکه انسان چگونه پی به ظرفیت درونی جهت انتخابهایش ببرد. مثلا خیلی از افرادی را می شناسم که بعد از حوزه رفتن یا اعتکاف یا مسایل دیگر ظرفیتش را نداشته و انسانهای بدتری شده اند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بالاخره باید از این صراط که بر روی جهنمِ مدرنیته کشیده شده است، عبور کرد. لذا چه اشکال دارد دروس آن رشته را به خوبی دنبال کنید ولی افقِ دیگری را در آن بگشایید. ۲. ملاک فهم ظرفیت هرکس و کمال هرکس در رجوع به خداوند و لقای انوار اوست. در این حالت هرکس میفهمد اندازهی شخصیت حقیقی او چقدر است به معنای «إنّ اکرمکم عنداللّه اتقیکم». موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: یقین به قضا و قدر الهی یعنی یقین به وقوع امری که حضرت ربّ العالمین بنا به ربوبیتِ خود تقدیر نموده و واقع شده و لذا جای نگرانی نیست و حتماً حسابی در کار بوده. ولی آن روایت که میفرماید از دستدادن فرصتها غصه دارد؛ میخواهد بگوید که اتفاقاً آن فرصتهایی که بنا به تقدیر الهی پیش آمده تا ما وظیفهی خود را انجام دهیم را، نباید از دست بدهیم. مثل دفاع مقدسی که پیش آمد و یا تقابلی که امروز در راستای مشکلات اقتصادی با استکبار پیش آمده است و باید از این فرصت، بهترین استفاده را کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا به تذکر خود قرآن در رابطه با خاتمیت نبوت که میفرماید: «وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ»(انعام/115) با اسلام، به عنوان کاملترین دین، نبوت ختم میشود و دیگر جایی برای ادامهی نبوت نمیماند و ادامهی هدایت بشر با تبیین هرچه بیشتر همین دین اسلام باید انجام بگیرد که این را امامانی که قلبشان با حقیقت قرآن مرتبط است به عهده دارند. در حالیکه در پیامبران تبلیغی، نبوت به انتها نرسیده و نحوهای از نبوت و وَحی به آنها در میان است. موفق باشید
