بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21462

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خدا قوت: بنده دوره مربی نقاشی کودک را می گذرانم خواستم بپرسم که نقاشی صورت و حیوانات و درست کردن تابلو آنها مشکلی ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا به فتوای مقام معظم رهبری اشکال ندارد. موفق باشید

21296
متن پرسش
با سلام و قدردانی: میشه توضیحی دهید راجع به سن سی سالگی. مخصوصا در مورد خانم ها. یک نفر می گفت که خانم ها از سی سالگی بگذرند، در کسب معرفت دیگر شانسی ندارند. خیلی مشتاقم ربطش را بدانم. مطلبی در ین رابطه یافت نشد. متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌توان این حرف‌ها را قبول کرد. انسان‌ها بنیادی دارند که همواره با آن‌ها است و بر مبنای آن می‌توان هر وقت راهِ به سوی حضرت معبود را شروع کرد. کتاب «آشتی با خدا» که بر روی سایت هست را مطالعه کنید ببینید آیا راهی به سوی خدا در شما گشوده نیست؟! شرح غزل شماره 1 حافظ بر روی سایت هست. سری به آن بزنید. موفق باشید

20524
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد از یک طرف گفته می شود هر چقدر انسان مومن تر و با تقوا تر شود کوه مشکلات ، بلاها ، آفتها، دردها، رنجها و سختی ها بر سرش خراب می شود و یا باید صبر کند که حداقل است و یا باید شکر کند و راضی باشد که حداکثر است. روایات و خصوصا سخن بزرگان عارفان در این باره بسیار است. از طرف دیگر جملاتی شنیده می شود که اگر با تقوا باشید مشکلات شما برطرف می شود سختی ها از بین می رود، درهای آسمان برویت گشوده می شود، امراض جسمانیتان شفا پیدا می کند، شفاء مرض اجسادکم، نهج البلاغه تا آنجا که امام علی علیه السلام بوضوح می فرماید: امواج انباشته و متراکم بلاها برایش گشوده می شود سختی ها و مشکلات برای وی آسان می گردد و انفرجت عنه الا مواج بعد تراکمها چشمه های نعمت بعد از فرو نشستن بر او جاری می شود نهج البلاغه خطبه 198 امام صادق علیه السلام می فرماید: خدا برای شخص متقی ضمانت کرده از کارهایی که از آن ناخشنود است را به کارهایی که دوست می دارد رهنمون کند. و احادیث و سخنان بسیاری از این دست که معمولا وقتی واعظ می خواهند مردم را به تقوا تشویق کنند این سخنان را می گویند. حال جمع این دو چگونه است؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید انسان متقی در مسیری قدم می‌گذارد که به امیال نفس امّاره‌اش پشت کرده و از جهت نفس امّاره ناکام شده، و در این راستا با انواع مشکلات روبه‌رو می‌شود. مثل آن‌که راست می‌گوید و این راست‌گفتن، به ظاهر برایش درد سر پیش می‌آورد. ولی از طرف دیگر چون انسان متقی اهداف خاصی دارد که اگر در راه تقوا بماند به آن اهداف می‌رسد، زندگی برایش بهشت می‌شود و همه‌ی رنج‌های مربوط به راهِ تقوا را به جان می‌خرد. موفق باشید

20428

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد مقام معظم رهبری در تدوین تمدن نوین اسلامی 5 مرحله را مطرح می کند انقلاب اسلامی، حکومت اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی، تمدن اسلامی حال سوال اینجاست چگونه می شود جامعه اسلامی پس از دولت اسلامی باشد چرا که تا جامعه اسلامی نباشد معلوم است که دولتهای اسلامی انتخاب نمی کند و انتخابش دولتهای غربگرا و سکولار خواهد بود چرا که وقتی دولت اسلامی بر سر کار نیست مردم را روز به روز به غربزدگی، رفاه پرستی، اصالت سود و سرمایه سوق می دهد. چنان که فی الحال مشاهده می کنیم. با کمال تشکر و احترام التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی دقیقی را متذکر هستید. ولی فراموش نفرمایید مردم آن اندازه که به حاکمانشان شبیه‌اند، به پدران‌شان شبیه نیستند و از این جهت انقلاب اسلامی معیارهایی قرار داده است تا دولت اسلامی شکل بگیرد و پیرو آن جامعه‌ی اسلامی، خود را بیابد. موفق باشید

20388

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: کتاب هدف حیات زمینی آدم بسیار پرمحتوا و اثر گذار و روشن گر است. ایکاش گروه تدوین کتب علوم انسانی برای دروس عمومی دانشگاها بخشهای از کتاب را بگنجاند. این کتاب بر پایه مبانی حکمت متعالیه (علامه و صدرا) نوشته شده است لطفا بطور خلاصه از منظر عرفان (ابن عربی) در باره بهشت آدم نظرتان را بفرمایید و منابعی را معرفی بفرمایید اجر شما با صاحب این ماه. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ابن عربی در فصّ آدمی از «فصوص الحکم» در این موارد نکات فوق‌العاده ارزشمندی دارند و ما هم تا آن‌جا که ممکن بوده است روح آن بحث‌ها را در کتاب مذکور جا داده‌ایم. موفق باشید

18929

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز، سال نو رو خدمتتون تبریک عرض می‌کنم. الان که به گذشته ای نه چندان دور نگاه می کنم خودم را می‌بینم که در گناه و پوچی غوطه ورم و بعد از خواندن کتاب جوان و انتخاب بزرگتان و دیگر کتب و همچنین صوت های عقل و جهل زندگیم از این رو به اون رو شد. الحمدلله. سوالی که از محضرتون داشتم: یک برادر اهل سنت گفتند شما صراحتا امام زمانتان را در قرآن که هیچ تحریفی در آن‌ نیست به من نشان بده تا شیعه شوم. زیرا کتب تفسیری آنچه می خواهند تفسیر می‌کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر خود قرآن نمی‌فرماید که «آن‌چه رسول خدا فرمودند را اطاعت کنید» آن‌جا که می‌فرماید «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»؟ و مگر طبق احادیث اهل سنّت از جمله حدیث جابر بن عبدالله انصاری که مورد اعتماد اهل سنت است از نام دوازده امام که پیامبر معرفی کردند خبر ندارند؟ و جناب قندوزی در کتاب «ینابیع الموده» از کتب اهل سنت همه‌ی احادیثی که پیامبر، امامان را معرفی کردند آورده و مرحوم علامه‌ی امینی در الغدیر مطابق سندهای اهل سنت اشارات لازم را به این موضوع کرده‌اند. موفق باشید

18022
متن پرسش
با سلام: این جمله را لطفا بصورت مصداقی معنا کنید. اگر وجود را به معنای حقیقی آن در خارج نگاه کردید که تشکیکی و دارای مراتب است متوجه می شوید مدرنیته حجاب حقیقت است و لذا مبارزه ی شما با روح تمدن غرب شروع می شود و قیام برای خدا معنا پیدا می کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی نگاه ما به عالم و آدم نگاهِ وجودی شد و تنها وجود هرچیز مدّ نظر ما قرار گرفت، دیگر این‌همه کثرات که مدرنیته بر اذهان بشر حاکم کرده همچون سرابی غیر واقعی جلوه می‌کند و این‌جا است که عملاً رجوع به حق و حقیقت شروع می‌شود و همه‌چیز مظهر اسماء الهی می‌گردد. موفق باشید

17908
متن پرسش
سلام استاد: توی سیر مطالعاتی سوالات زیادی پیش اومد. ازتون هم پرسیدم. ولی گفتین امکان پاسخگویی به‌ این حجم سوال رو ندارین. تکلیف چیه؟ سیر رو ادامه بدیم و این سوالا حل میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است. زیرا به مرور خودتان صاحب اندیشه‌ای می‌شوید که جواب سوال‌هایتان را می‌دهد. موفق باشید

17871

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز با سلام: این آیه از قرآن که خداوند می فرمایند ایمان حقیقی این نیست که فقط روی خود را به سوی غرب و شرق کنید، منظور از روی خود رو به سوی غرب و شرق کردن به چه معناست؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بخواهد بگوید خداوند در منظر توست، سعی کن با رفع حجاب‌ها او را بیابی. موفق باشید

11328

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم بنده دارای مدرک لیسانس فناوری اطلاعات هستم و مدتی است با یکی از دوستانم تصمیم گرفته ایم وارد حوزه علمیه شویم و چون شرایط حضور در جلسات و کلاسها را نداریم می خواهیم به صورت غیر حضوری شرکت کنیم لذا در این مورد از شما سوالاتی داشتم خواهشمندم راهنمایی بفرمایید. 1- از آنجایی که می گوییند بدون شرکت در کلاسها و جلسات قبولی نسبتا سخت و بعید می باشد به خصوص که باید همه دروس را یک جا امتحان دهی آیا می توانیم از پس قبولی بر آییم 2- در خصوص اگر مطلبی برای
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر همت کنید موفق می‌شوید. بهانه‌ی خوبی است که علوم حوزوی را بدانید. موفق باشید
8490
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم جناب استاد مرز واقعی بین شیعه واهل تسنن چیست آیا همینکه احکام را چگونه انجام بدهیم ویا امیرالمومنین علی ع را امام اول بدانیم یا ندانیم جزو شیعه واقعی هستیم یا اگر کسی وضو را طبق اهل تسنن بگیرد ولی تفکر و روش او (باستثنای ظاهر احکام) مانند حضرت علی ع باشد و حب و محبت ایشان را در دل داشته باشد شیعه تر است ؟واقعاملاک برای وارد شدن در تشیع واقعی چیست ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اولاً: ائمه‌ی ما«علیهم‌السلام» به ما هنر تعامل با اهل سنت را آموخته‌اند در حدّی که می‌فرمایند به آن‌ها دختر بدهید و از آن‌ها زن بگیرید. ثانیاً: تشیع مجموعه‌ای از قلب و قالب است. قلب آن اعتقاد به حاکمیت امام معصوم است و قالب آن رعایت احکام فقه آل محمد«علیهم‌السلام» است. موفق باشید
35909
متن پرسش

سلام و احترام و آرزوی قبولی طاعات و زیارات، ممنون میشم نظرتون رو درباره متن زیر بدونم و نکات تصحیحی و تکمیلی رو بفرمایید.
یا رب الحسین علیه السلام اشف صدر الحسین علیه السلام بظهور الحجه علیه السلام
چهل گام در اربعین
 ۱. در اربعین؛  تمام «من»‌ها، یک «من» می‌شود و آن هم «منِ» امام است. هر منی که در امام فانی نباشد، منیّت است و محکوم به هلاکت.
۲.  در اربعین؛ می‌آموزی که همه خواسته‌ها، احساسات و ظهوراتت باید یا از امام باشد یا به سوی امام، حتی خوردن و آشامیدنت...
۳. در اربعین؛ تن‌های شیعیان چون براده‌های آهنی هستند که به سمت مغناطیس امام جذب می‌شوند. و این انجذاب ناشی از شیفتگی قلب‌ها به امام است.
۴. در اربعین؛ «خود راه بگویدت که چون باید رفت»...
۵.  در اربعین؛ خادم و زائر چون آیینه‌هایی‌اند که گرچه مقابل یکدیگر قرار گرفته‌اند اما  فقط تصویر صاحب جمال را نشان یکدیگر می‌دهند... حسین... حسین... حسین.
۶. در اربعین؛ می‌یابی که اگر امام طبیب دلت باشد، نسخه و دارویت جدا از هم نیستند.
۷. در اربعین؛ می‌یابی که  این تو نیستی که می‌روی، می‌برندت. «گر میروی بی‌حاصلی، ور می‌برندت واصلی، رفتن کجا! بردن کجا!! توفیق ربّانی‌ست این».
۸. در اربعین؛ عالی‌ترین مقامات عرفان برای عموم، دست یافتنی می‌شود، مثل دیدن وحدت در کثرت. کسی چه می‌داند! شاید یکی است که این‌همه به ظهور آمده  یا این‌همه است که فقط یکی را نشان می‌دهد.
۹. در اربعین؛ قدم‌ها نیز وسعت می‌یابند. این یک قدم نیست که رو به امام می‌رود، هر قدم شامل هزاران گامی است که حسرت بوسیدن این خاک را داشته و به صاحب قدم، التماس دعا گفته‌اند.
۱۰. در اربعین؛  زمین کربلا وسعت می‌یابد، و هر قلبی که خود را به ارض کربلا رسانده است این وسعت حضور را حس خواهد کرد. یک نفر، همه می‌شود و همه، یک نفر... امام.
۱۱. در اربعین؛  خود را مرکز عالم می‌یابی. گویی همه عالم گرد نقطه‌ای که تو ایستاده‌ای می‌چرخد. چه جای عجب است، که به قطب ملکوت یعنی امام نزدیک شده‌ای و زمین نیز حول خورشید امام در گردش است.
۱۲. در اربعین؛ مریم وار در طوف امام خویش به عبادت مشغولی و رزق آسمانی در جایگاه عبادتت، طریق الحسین، نازل می‌شود. ناظرانی که تو را می‌بینند خواهند پرسید: «انّی لک هذا؟» و تو خواهی گفت: «هی من عندالله.» آری! روزی‌ها از دامنه وجودی امام است که بر ما جاری می‌شود. از ما، طواف امام، از امام، روزی رساندن...
 ۱۳. در اربعین؛ می‌یابی که چگونه وقتی دنبال موسی باشی از آسمان برایت «مَنَّ وَالسَّلْوَى» نازل می‌شود. معیّت با ولی الله همان و معجزه دیدن، همان...
 ۱۴. در اربعین؛  می‌یابی که اگر در مدار امام باشی اعمال زمینی‌ات هم آسمانی می‌شود، حتی خوردن.
 ۱۵. در اربعین؛ پرده غیبت امام کنار می رود وگرنه چگونه ممکن است این همه مهربانی و ایثار به تجلی در آید؟! ۱۶. در اربعین؛  می یابی برای رسیدن به امام، بلکه به خدای امام، باید خود را در چشمه مهربانی شستشو دهی.
 ۱۷. در اربعین؛ از سویی تواضع به زائر را تواضع به امام می‌دانی و می‌یابی و از دیگر سو خود را سفیری از جانب امام می‌یابی برای تشکر از خدّام. آیینه‌ای دو وجهی هستی که از یک وجه، نور امام را می‌گیرد و از وجهی دیگر نور امام را متشعشع  می‌کند.
۱۸. در اربعین؛ همه می‌کوشند تا شکوفه لبخند بر لبان دیگران بنشانند، همین و بس. درست مثل لبخند رضایت امام. «اللّهُمَّ ارْزُقْنا».
 ۱۹. در اربعین؛  اسفار اربعه عرفا را می‌توانی بچشی. این چهار سفر  عبارتند از: ۱. سفر «من الخلق الی الحق» یا به اختصار سفر الی الحق، زائر از خلق بریده و به حق رو می‌کند. ۲. سفر «من الحق الی الحق فی الحق» یا به اختصار سفر فی الحق، زائر در خلوت خویش به تفکر و سلوک فردی پرداخته و با امام خویش نجوا می کند. ۳. سفر «من الحق الی الخلق بالحق» یا به اختصار سفر الی الخلق، زائر از عزلت خویش بیرون آمده و خدام و دیگر زائران را می‌بیند. ۴. سفر «من الخلق الی الخلق فی الخلق بالحق» یا به اختصار سفر فی الخلق. زائر در خدمت زوار در آمده و در سلوکی جمعی زمین را به آسمان متصل می کند. آری! انتهای این مسیر خادم الحسین شدن است.
 ۲۰. در اربعین؛ کوچکترین کارها قدر پیدا کرده و بزرگترین می شوند. چرا که مبداء و مقصد عمل، امام است. «إِنْ ذُکِرَ الْخَیْرُ کُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاه...»
 ۲۱. در اربعین؛ بیشتر از آنکه به منفعت خویش بیندیشی به خدمت مطلوب‌تر همت می‌گماری. این همت برای خدمت رسانی به رضایتی درونی و ماندگار ختم می شود. برخلاف آموزه هایی که طلبکاری را حق دانسته و دیگران را فقط برای رسیدن به منافع خود می‌بینند و نتیجه اش نیز جز خشم یا افسردگی نمی باشد.
 ۲۲. در اربعین؛ همه جاده یک نقطه است، نقطه‌ای که تو ایستاده‌ای. کسی  نه احساس سبقت می‌کند، نه جاماندگی. مگر جز این است که قطره‌ها چنین حسی نسبت به هم دا رند؟
 ۲۳. در اربعین؛ می یابی که راه خدا از امام می گذرد و راه امام، از خلق.
 ۲۴. در اربعین؛ نفوذ نگاه و ثبات قدم حضرت زینب «سلام‌الله‌علیها» را می‌بینی که امتداد یافته است. چه جای تعجب که قدمی خالصانه هزاران قدم شود؟ و مگر نه این است که خدا اجر محسنان را ضایع نمی‌کند به حکم: «مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا» بلکه بیشتر.
 ۲۵. در اربعین؛ رنج و لذت، معنی می‌یابد. هرچیزی که از امام، برای امام و بسوی امام نباشد، رنج است و هرچیزی که از امام، برای امام و بسوی امام باشد، لذت.
 ۲۶. در اربعین؛ غدیرِ نهضت اباعبدالله الحسین «علیه‌السلام» ظهور یافت؛  «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي». اکمال و اتمامِ شهادت حسین «علیه‌السلام» و یارانش، با جوشش خون آن‌ها در قلوب شیعیان ظاهر شد.
 ۲۷. در اربعین؛ جهان شمول می‌شوی، چرا که کشش قدمهایت با طپش‌های قلب امام تنظیم می‌شود. و امام، قلب عالم است.
 ۲۸. در اربعین؛ از دریچه نگاه زینب کبری «سلام‌الله‌علیها»، عالم را می‌بینی که: «مَا رَأَیْتُ إِلاّجَمِیلاً».
 ۲۹. در اربعین؛  می‌یابی که:  رضایت به داشتن نیست،  به امام داشتن است.
 ۳۰- در اربعین؛ جایی برای جاماندگی باقی نمی‌ماند. جامانده کسی را گویند که یا دیر می‌فهمد یا دیر اقدام می‌کند.  دل‌های مشتاقی که از ماه‌ها قبل در انتظار سفری ملکوتی‌اند، جا نمی‌مانند هرچند محدودیت عالم خاک زنجیر به پایشان بسته باشد، «بُعد منزل نبود در سفر روحانی». اینان همان «دل‌دادگانند» و نه «جاماندگان».
 ۳۱. در اربعین؛ آمده‌ای که به امام خود بگویی:  اگر خاکی شوم،  اگر خسته شوم،  اگر گرسنه شوم، اگر تشنه شوم، اگر مجروح شوم،  اگر، اگر، اگر... باز هم شرمنده تو و خاندان پاکت هستم. و شرمندگی، علامت عشق است.
 ۳۲. در اربعین؛ دنیایت قبل اربعین و بعد از آن  عوض می‌شود. گرچه در یکی شوق وصال است  و در دیگری خوف فراق، اما این شوق و خوف، شعاعی از جمال و جلال امام اند که نقطه ملاقاتشان، طریق الحسین است و فروغی از رخ ساقی است که به جام دلت تابیدن گرفته و تو را چنین میانه میدان به رقص واداشته است.
 ۳۳. در اربعین؛ می‌یابی که وقتی عقل، عاشق  شود، می‌توان مناسبات عالم را تغییر داد.
 ۳۴- در اربعین؛ معنای فنا و بقا را خواهی یافت. رنج‌ها می‌گذرند و فراموش می‌شوند و تنها خاطرات آسمانی‌اش می‌مانند و روز بروز بیشتر می‌درخشند. «کلُّ مَنْ عَلیها فَان وَ یبقَی وَجْهُ رَبِّک ذوالجلالِ والاکرامِ».
 ۳۵. در اربعین؛ خلوت را در جلوت می‌یابی و جلوت را در خلوت. مناجات با خدایت را در خدمت به زائر می‌جویی و رابطه‌ات با زائران را همان رابطه با خدا می‌بینی. به مقام جمع رسیدن، طی‌کردنِ ره صدساله‌ای است که در طریق الحسین می‌شود یک شبه طی کرد.
 ۳۶. در اربعین؛ شهدا را زنده‌تر از همیشه می‌یابی. چه می‌گویم؟ گویا خودت زنده شده و آنها را می بینی. اگر بساط «عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونی» آنها پهن نبود، این همه مائده آسمانی از کجا می‌آمد؟!
 ۳۷. در اربعین؛ نفس واحد را خواهی یافت. همان وجه مشترک خلقت همه انسان‌ها، حسین را می‌گویم. از این روست که گویی با همه آشنایی و همه، یکی هستند.
 ۳۸- در اربعین؛ معنای حرکت جوهری را خواهی دانست. مگر نه این است که جوهر و ذات ماده، حرکت است و تمام بودن ها به شدن ها ختم می شود و همه قوه ها به فعلیت؟ زمین به مرکزیت طریق الحسین بستر فعلیت یافتن قوایی است که با رسیدن به کمال یا همان امام خویش، آرام می‌گیرد. این یعنی: «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْض». آری! گویی طریق الحسین، زمین دیگری است.
 ۳۹. در اربعین؛ برهان صدیقین را مرور می‌کنی. آنانکه پا در این طریق می‌گذارند، با قدمهای استوار، قامت‌های برافراشته، نگاه‌های نافذ و قلبهای مشتاق خویش چنین برهانی را اقامه می‌کنند که مگر می‌شود این امواج معرفت وایمان و شور و شوق و شعور و عشق به اقیانوس بیکران علم و ایمان وصل نبوده و از آن برنخاسته باشد؟ مگر جز صدیقین می توانند چنین ایمان و معرفتی را نه از خود بلکه شعاعی از خورشید وجود امام بدانند؟ «اللّهُمَّ اجعَلنا مَعَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا..»
 ۴۰. در اربعین؛ به انتظار طلوع خورشیدی هستی که ظهر عاشورا غروب کرد. پیوند اشک و لبخند نمایانگر ایمان توست به ظهور امام موعودی که روشنایی‌ها و زیبایی‌های اربعین، فقط پرتوی از تابش وجودش در عصر ظهور است. باش  تا صبح  دولتش  بدمد کاین همه از نتایج سحر است، به همان معنای «انتظار» و «وارستگی».

 

 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این ما و این‌همه جهانِ گشوده اربعینی، آن هم در تاریخی که انسان‌ها تنها در خانه تاریک خودشان به‌سر می‌برند، حتی وقتی با وسایل سریع دنیای جدید هرجا که می‌خواهند می‌توانند باشند. ولی عجیب است با این‌که همه جهان بر خط است، هرچه بیشتر در تنهایی تاریک خود در هیچ جایی نیستند. سخن اصلی بنده پس از تجربه اربعینیِ این سال، این است که اگر تا دیروز معتقد بودم هرکس در انقلاب اسلامی و در مقابله با استکبار حاضر نیست، در هیچ جایی حاضر نمی‌باشد و عملاً در هیچ جهانی جای ندارد؛ امروز در همان راستا باید عرض کنم اگر در این زمانه در دل انقلاب اسلامی، این اربعین را «فهم» نکند، در هیچ جهانی حاضر نیست، زیرا جهان امروزینِ آخرین بشر و بشرِ آخرالزمانی، حضور در نهایی‌ترین جهان است که این یعنی درکِ نهایی‌ترین ایثار خدّام و حضور در تاریخِ نهایی‌ترین وجه انسانی بین سیل انسان‌هایی که آمده‌اند یگانگیِ همدیگر را تجربه کنند.
به این فکر کنید که انسان آخرالزمانی هرچه می‌تواند از بستر هستی خود که عین اتصال به خالق هستی‌ها است، اندیشه‌های تازه که مطابق روح نهایی‌ترین انسان است می آفریند، نه آن‌که به مطالبی بپردازد که باور به آن‌ مطالب آسان باشد ولی در آن مطالب جواب نهایی‌ترین طلب حاضر نباشد.
باید متوجه بود؛ انسانِ آخرالزمانی، انسانی است که از سیطره اندیشه‌های معمولی که امکان تردید در آن‌ها هست، رهایی یافته تا با اصل‌ترین اصل‌ها روبه‌رو شود که آن انسانیت کامل است، انسانیتی که بالاتر از آن ممکن نیست و این یعنی اولیای الهی در نمادهایی همچون علی«علیه‌السلام» و سیدالشهداء«علیه‌السلام»، و لازمه چنان حضوری عبور از هر آن چیزی است که در آن توهّمات ساخته ذهن پنهان است، حضوری که مانع می‌شود تا انسان در گرداب نومیدی و انکار فرو غلتد. حضوری که این روزها می‌توان در حرکت اربعینی آن را تجربه کرد و از آن به بعد با آن حضور در همه زندگی به‌سر برد، در دل تذکرات چهل‌گانه‌ای که مطرح فرموده‌اید.
رخداد اربعینیِ این سال‌ها، پنجره‌ای شده برای آن‌که ما شیعیان، به‌خصوص ما ایرانیان، تا جهان مدرن را درست بفهمیم، جهانی که تا دیروز با نوعی شیفتگی به آن می‌نگریستیم. در حالی‌که امروز متوجه شده‌ایم جهان در وضعیت جدیدِ خود بیرون از ایران نیست و آینده جهان به نقش ایران در بستر انقلاب اسلامی پیوند خورده است و در این راستا و با توجه به این حضور، مردم ما در پیاده‌روی اربعینی حاضر می‌شوند که نوعی آمادگی است برای حضور در نظم جهانی پیش رو. امری که رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم سیستان و بلوچستان با تأکید بیشتر، متذکر آن شدند که «دشمن در دشمنی و نقشه‌کشی خود جدّی است، ما هم در مقابله با دشمن به شدت جدّی هستیم.»  موفق باشید       

 

 

28222
متن پرسش
سلام علیکم . عرض ادب استاد یک مناظره جالبی انجام شده است که ، مباحثش بسیار داغ هست و مورد استقبال شدید جوانان واقع شده مناظره دکتر رفیعی و اقای اقامیری برایتان در ایتا فرستادم ، اگر وقت شریفتون اجازه داد ببینید و نظرتون رو بفرمایید هروقت که صلاح دونستید . چون از ماهم خیلی میپرسند که استاد نظرشون راجع به تفکر اقا میری چی هست اینجا اقای اقامیری مبنای تفکرشون رو میگن التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با سلام: هر دو جلسه‌ی مناظره را گوش دادم. حقیقتاً آقای آقامیری بهره‌‌ی کمی از معارف قرآنی و روایی در رابطه با موضوع معاد در حدّی که متوجه‌ی مبنا و اشارات قرآن و روایت بشوند، ندارند و سعه‌ی صدر و دقت اقای دکتر رفیعی بسیار در این مورد ارزشمند بود و کار دلسوزانه و پیامبرانه‌ای را در این مناظره نشان دادند و به نظر می‌آید اولین کسی که جناب آقای سرلک و آقای دکتر رفیعی بنا داشتند نجات دهند، خود آقای آقامیری بود که یک نکته را گرفته‌اند و صدها نکته را مورد غفلت قرار دادند. امید است که این مناظره سبب شود تا افراد و خود ایشان مواظب باشند ذهن و روح خود را در اختیار هرکس قرار ندهند و همواره در برخورد با هر شخصی، نظر به حکمت و تفکر داشته باشند.  به سهم خودم از جناب آقای سرلک که دلسوزانه این مجلس را در منزل خود تشکیل دادند، بسیار سپاسگزارم در حالی‌که شخص ایشان در جلسات خود حقیقتاً حکیمانه مخاطب خود را متوجه‌ی معاد و ابدیت و نحوه‌ی رجوع انسان با ملکاتِ خود در آن عالم می‌نمایند. انتظار هست رفقا از نظریات شخص جناب آقای سرلک نیز استفاده نمایند. موفق باشید

25677

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خیلی ممنون از اینکه با حوصله و صبورانه سوالات ما رو پاسخ می دهید. من سوالی داشتم که مدت ها ذهنم رو مشغول کرده عفت در فضای فعلی جامعه خیلی کم شده مخصوصا در فضای دانشگاه، که اگر هرچه هم تقوا پیشه کنیم و به نامحرم نگاه نکنیم باز هم ممکنه ناخوداگاه چشممان به نامحرم (بد حجاب) بیافتد که تاثیر قهری خودش را می گذاره و دل را سیاه میکنه، از طرف دیگر در سیره شهدا و عرفا نگاه به نامحرم کاملا نهی شده، برای مثال شهدا در هنگام مواجهه با نامحرم سرشان را پایین نگه می داشتند و صحبت می کردند که این کار خیلی سختی در فضای فعلی جامعه و مورد قبول جامعه نیست، و در مواجهه با فامیل ها و آشنایان هم انجام این کار خیلی سخت و انگشت نما همه میشم. به نظر شما موندن و ادامه تحصیل در دانشگاه کار درستی است یا از ترس اینکه به گناه نیوفتیم از دانشگاه بیرون بیایم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید از صحنه‌های اجتماعی فرار کرد. نگاه اول که چشم انسان به نامحرم بیفتد، مشکلی ایجاد نمی‌کند، ادامه‌ی آن نگاه یا نگاه از سر لذّت، جایز نیست و موجب اشکال در سلوک می‌شود. موفق باشید

25150
متن پرسش
سلام: در کتب سلوکی و عرفان عملی، گه‌گاه به مطالبی به صورت قاعده ارجاع می‌دهند، و تمسک می‌کنند. مثلاً بر اساس قاعده‌ی «اقبال» می‌گویند «اگر با تمام جان، طالب سلوک باشید، استاد و مطالب مورد نیاز برای سلوک، خود به خود سر راه شما قرار می‌گیرد»‌. یا مثلاً سید بحر العلوم در لزوم ثبات در هر مرحله از سلوک، و عمل متناسب با آن مرحله، می‌فرمایند اگر از عملی که به آن پرداختیم، تخلف کنیم «خوف خطر است، چه حقیقت عمل بعد از ترک آن، به مخاصمت برخیزد». اگر درست فهمیده باشم، این قواعد، نه تنها قواعد سلوک فردی، بلکه سلوک جمعی هم هستند، چه این که متناظر با این قاعده‌ای که از سید بحر العلوم نقل شد، مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «اگر راه امام را گم، یا فراموش کنیم، یا خدای ناکرده عمداً کنار بگذاریم، ملت ایران سیلی خواهد خورد.» این قواعد سلوکی را، از چه منبعی می‌توان دریافت؟ آیا کتبی در این باره نوشته شده است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تأمل در سلوک است که انسان متوجه‌ی این قواعد و حقّانیت آن‌ها می‌شود. زیرا وقتی در آن مسیر، حضرت حق به انسان یا به یک ملت رُخ نمود و بعد آن انسان یا آن ملت به حضرت حق پشت کرد، معلوم است که خداوند نیز او را به خودش وامی‌گذارد و این یعنی سیلی‌خوردن. موفق باشید

23444

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: کتاب علوم غربیه ابن سینا رو تأیید می فرمایید؟ اصلاً پیگیر شدن این موضوعات مناسب است و آیا می تواند به انسان در طی مسیر حق کمک کند؟ در این کتاب برای خواب دیدن موضوع خاص، دستور العملی ذکر شده، آیا انجام این دستورالعمل ها ممکن است خطرناک باشد (از این حیث که با کهانت ارتباط پیدا می کند) و یا این که مشکلی ندارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده رویهم‌رفته و به طور کلی علوم غریبه را راهی به سوی حقیقت نمی‌دانم. موفق باشید

23186
متن پرسش
سلام و احترام: وقت بخیر. استاد ببخشید از کجا میشه فهمید افراد مشکلاتشون از بیماریهای قلبشونه یا مشکلات عقلشون؟ مثلا مثل فردی که بعد از سالها مذهبی بودن و دینداری و حتی نویسندگی در زمینه ائمه اطهار علیه السلام منکر همه چیز میشه حتی خدا (اهل مطالعه کتابهای غرب هم باشه و دین هم داشته باشه) در کل میخوام تفاوت خطای فکری و عقلی با امراض نفس رو متوجه بشم. و دیگر اینکه اگه مثلا یه نفر عقده ی یه چیزی رو در خودش پیدا کنه درسته که اونو از طریق دنیایی حل کنه؟ مثلا فرض کنید یه نفر از لحاظ لباس هیچ وقت تو خانواده بهش اهمیت ندادن از لحاظ زیبایی لباس مناسب سنش. یا حتی غذاهای خوشمزه. خب طبیعیه که ذهنش درگیر شیک پوشی باشه اگه دنبال مطالعه و خودشناسی و خوداگاهی نرفته باشه. اینجور مسایل رو چطور باید حل کرد در درون خود و دیگران؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر با مبانی عقلی، عقاید خود را شروع کنید و سپس در ادامه با قلب، حقایقِ آن عقاید را بچشیم دیگر جایی برای انکار نمی‌ماند. ۲. اگر انسان در مسیر خدا به چیزی رسید از ضعف‌ها و نقص‌های جزئی، خاطرش آسوده می‌شود. سری به کتاب «آشتی با خدا» به‌خصوص به قسمت آخر کتاب یعنی ۲۳ نکته بزنید. موفق باشید

23143

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و خدا قوت: بنده در رشته میکروبیولوژی تحصیل کرده ام و طلبه جامعه الزهرا هم هستم دغدغه طب را داشتم و دارم برای ادامه تحصیل در رشته دانشگاهی خود دچار سردرگمی هستم. هدفم این است که گوشه ای از کار زمینه سازی ظهور حضرت حجت را برعهده بگیرم هیچ اعتقادی به سیستم پزشکی غربی ندارم ولی با توجه به مدرک گرایی جامعه و اینکه صحنه را نباید خالی کنیم بایستی ادامه تحصیل بدهم. و از طرف دیگر سیستم طب اسلامی هم نابسامان می باشد. برای رفع این تردید و اینکه الان رسالت بنده چیست لطفا بنده را راهنمایی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا نمی‌شود روی این موضوع فکر کرد که با زمینه‌های فکری که از نظر معارف دینی دارید، همان رشته را با عمق کامل درک کنید و سپس جایگاه آن را در بستر فرهنگ اسلامی‌ایرانی مشخص نمایید. بالاخره ما در شرایطی هستیم که نیاز داریم بدانیم دنیا از این جهات در چه شرایطی است. موفق باشید

23092

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: ابتدا عرض کنم زندگی من به دو بخش آشنایی با آثار شما و قبل از آن تقسیم می شود و تاثیر بسیار زیادی در زندگی من داشته اید. و از شما تشکر می کنم. برای من سوال بزرگی است که چرا بیشتر مواقع در قرآن عذاب آخرت بصورت آتش بیان می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً اعمال فاسد در قیامت، صورتِ آتش به خود می‌گیرد و انسان را احاطه می‌کند ولی آتشی که روح را می‌سوزاند. مثل غضب است، ولی «صورت» به خود می‌گیرد. عرایضی در کتاب «معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی» در این مورد شده است. موفق باشید

22512

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا تعبیر خوابهای موجود در سایتهای اینترنتی صحیح است؟ برای سوال در مورد خواب به چه کسی باید مراجعه کرد؟ سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً تعبیر خواب در نسبت‌های زیادی به موقعیت شخصی که خواب می‌بیند بستگی دارد. بنابراین کتاب‌های تعبیر خواب و تعبیر خواب‌های اینترنتی به خودی خود نمی‌تواند قابل اعتماد باشند. عرایضی در رابطه با خواب‌دیدن و جایگاهی که می‌تواند برای افراد داشته باشد، در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» شده است. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

21316
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز و ضمن تشکر: بنده از تهران سخنرانیها و کتب شما را دنبال می کنم و خیلی شیفته شخصیت حضرتعالی شده ام تقاضا دارم دو سئوال بنده را جواب بدهید اگر ایرادی در سئوالات مشاهده فرمودید بیان بفرمایید: 1. حضرتعالی در بیاناتتان فرمودید بالاخره شیعه ها به بهشت می روند منظور کسانی اند که فقط به ائمه علیهم السلام اعتقاد دارند بدون رعایت حلال و حرام یا با رعایت حلال و حرام الهی؟ 2. آیا انسان ها مستعد ورود به عالم لاهوت می باشند؟ اگر جواب مثبت است تفاوت انسان لاهوتی با کسی که فقط رعایت حلال و حرام خدا را می کند در برزخ و قیامت چیست؟ در صورت امکان مورد 2 را جواب مفصل بدهید یا منابعی جهت مطالعه و جواب دقیق معرفی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایاتی که می‌فرمایند بالاخره شیعیان ما به بهشت می‌روند؛ با نظر به این نکته‌ی مهم است که شیعه، شخصیت پذیرفته‌ی خود را امام معصوم قرار داده است و به این لحاظ هرگز از گناهی که انجام می‌دهد، راضی نیست تا آن گناه در وجودش نهادینه شود 2- مبانی اصلی هر انسانی حضور در محضر ربّ بوده که همان «عهد الست» است و رعایت حلال و حرام الهی موجب می‌شود تا آن عهد همواره زنده بماند و با رحلت انسان، آن مقامی که مقام انس با پروردگارش بود، برایش ظهور کند البته با تفاوتی که در علم و عمل داشته است. زیرا رجوع به حق امری است تشکیکی. بنده عرایضی در رابطه با آيات 172 و 173 سوره اعراف داشته‌ام که عیناً خدمت‌تان ارسال می‌دارم: آیات مذکور خبر از تعهد فطري انسان در مقابل خدا مي‌دهد كه انسان ذاتاً حق را مي‌شناسد و ربوبيت او را پذيرفته، مي‌فرمايد: « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ، أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ »

     يعني آنگاه كه از فرزندان آدم، از پشت نسل‌هايشان، تعهد گرفتيم، خودشان را گواه خودشان گرفتيم، كه آيا من ربّ شما نيستم؟ گفتند: آري شهادت مي‌دهيم. اين كار را كردم تا روز قيامت نگويند ما نسبت به ربوبيت تو غافل بوديم، يا بگويند كه پدران ما مشرك بودند و ما هم فرزندان آنها بوديم و از خود اطلاعي نداشتيم، آيا ما را هلاك مي‌كني به جهت كاري كه آن باطلان كردند؟

          نتايج آيه :

    الف – ذات همة انسان‌ها با پروردگار خود روبرو شده‌است.

    ب – همه بدون استثناء ذاتاً به رب بودن خداوند شهادت داده‌اند.

    ج – همه با يك علم ذاتي و حضوري پروردگارشان را مي‌شناسند.

      د – در قيامت بدكاران نمي‌توانند بگويند ما از ربوبيت خداوند بي‌اطلاع بوديم، چون جانشان چنين تصديقي را همواره داشته و آنها با مشغول كردن خود به دنيا، آن صدا را در خود خاموش كرده و در نتيجه نشنيدند.

    ه – با توجه به اين ذات و فطرتِ آشنايِ به پروردگار هستي، نمي‌توانند بگويند چون پدران ما مشرك بودند ما هم مشرك شديم و محيط و تربيت خانوادگي را بهانه‌اي براي بدبودن خود بگيرند. لذا ريشه اصلي بد بودن و خوب بودن هر كس، خود فرد است و محيط و خانواده و پدر و مادر و جامعه و ژن، همه‌شان علت مُعِدِّه يا شرايط هستند و علت اصلي خود انسان است كه در مقابل نداي فطرت چه موضع و انتخابي بكند. و چه بسا از والدين غير صالح و در محيطي فاسد، انسان‌هايي متعالي سربرآورند، چرا كه اين انسان‌ها نگذاشتند صداي فطرت‌ در جانشان خاموش شود.

    و - اين نوع رويارويي با پروردگار كه از طريق علم حضوري و شهود قلبي انجام مي‌گيرد، جاي انكار و عذري باقي نمي‌گذارد.

    ز - چون انسان فطرت و ذاتي دارد كه آن ذات و فطرت، خدا را مي‌شناسد، انسان مي‌تواند با فعّال نگه‌داشتن آن فطرت، حق را از باطل تشخيص دهد.

    ح – كار مربي در اصلاح انسان‌ها « ذكر و تذكر» به حقايق است تا انسان براساس فطرتش به خود آيد و به خود حقيقي‌اش كه از رسيدن به آن راضي است، دست يابد، نه از خود گرفته شود. و نقش اصلي را در پذيرفتن نداي فطرت و يا پشت‌كردن به آن، خود فرد به‌عهده دارد و به همين جهت هم مي‌شود از يك پدر و مادر در شرايط مساوي دو فرزند به‌وجود آيد كه يكي كاملاً به فطرت خود پشت كرده‌باشد و لذا نبايد نقش محيط و خانواده و امثال اين‌ها را عمده كرد و بدي بدكاران را از دوش آنها برداشت، و يا والدين علت اصلي انحراف فرزندان را به خود نسبت دهند.

   7- توحيد فطري : يعني انسان فطرتاً هم خدا را « خالق هستي» و هم « ربّ هستي » و هم « اله و معبود هستي » مي‌شناسد. يعني فطرت انسان، توحيد را در همه ابعاد آن درك مي‌كند. لذا امام‌معصوم(عليه‌السلام) مي‌فرمايند: « فَطَرَهُمْ عَلَي‌التَّوحيد » يعني براساس توحيد، انسان سرشته شده. و در نتيجه در عمق جانش مي‌فهمد خدايي در صحنه است كه هم خالق هستي و هم رب هستي و هم معبود اوست.

    در همين رابطه قرآن مي‌فرمايد:

«  أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ، وَ اَنِ اعْبُدُوني هَذا صِراطٌ مُسْتَقِيم »(يس/ 60)

    يعني اي فرزند آدم! مگر به شما سفارش نكردم و شما تعهد نكرديد كه  شيطان را نپرستيد، زيرا كه او براي شما دشمني آشكار است، و مرا بپرستيد كه راه مستقيم همين است و بس.

    يعني راه راست، همان راه است كه فطرت انساني نشان مي‌دهد و آن پرستش خداي يگانه است و پرستش هر معبودي غير خدا كج‌روي و انحراف از مسير مستقيم فطرت است و فراموشي پرستش خداي متعال در واقع؛ دورافتادن از فطرت انساني و فراموش‌كردن خويشتن حقيقي خويش است.

  8– تأكيد تعاليم آسماني بر تزكيه با هدف:

    الف- توجه دادن انسان است به نيازهاي اصيل فطري و رهايي از نيازهاي دروغين.

    ب- تقويت ميل فطريِ خداخواهي كه در عمق جان انسان‌ها هست.

    ج- برداشتن پرده‌هاي ظلماني از روي دل و ايجاد فضاي مساعد روحي براي توجه به خدا.

   د- انطباق سير نظري و علمي با سير اخلاقي و عملي، تا آينه دل بتواند انوار الهي را به‌خوبي جذب كند. چرا كه وقتي آنچه را انديشه مي‌شناسد تزكيه اخلاق در صحنه عمل آورد، روح انسان زمينة پذيرش هرچه بيشتر انوار الهي را در خود ايجاد كرده‌است. موفق باشید   

20348
متن پرسش
سلام استاد: اینکه می گویید فلسفه برای کسی مفید است که تفکر فلسفی دارد یعنی چه؟ من از کجا بدانم که تفکر فلسفی دارم یا نه؟ آیا منظورتان این است که مطالب آن را بدون فشار و دردسر درک کنم؟ ولی استاد بعضی وقتها واقعا برای فهم مسئله ای بهم فشار می آید ولی با این وجود به آن علاقه دارم. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طبیعی است که درک مباحث فلسفی با عبور روح از مسائل جزئی به مسائل کلّی همراه است و این بدون فشار نیست. ولی بعضی روح‌ها اصلاً متوجه‌ی امور فلسفی نمی‌شوند، آنان نباید در فهم مسائل فلسفی به خود فشار بیاورند. موفق باشید

19822
متن پرسش
با سلام: 1. در جایی فرمودید شعر سنتی ظرفیت بیان پوچی این زمان را ندارد به همین جهت شعر نو پدید آمد آیا درست متوجه شده ام؟ 2. چرا فقط دوران پس از اسلام به عنوان تاریخ ملت ما در فرمایشات شما مطرح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این سخن نمی‌تواند در مورد شعر سنتی به طور کلی درست باشد، منتهی شعر نو ظرفیت‌هایی دارد که می‌توان از آن بهره جست 2- هویت ما، هویتی است که بعد از اسلام به ما برگشته است . در قبل از اسلام، مردم کاره‌ای نبودند، شاهان و شاهزادگان همه‌کاره‌ی ملت بودند در آن حدّ که کفش‌گرزاده‌ای حقِ تحصیل برای زندگی دیوانی نداشت. و خسروپرویز 4000 همسر و وزیر او 3000 همسر داشت و مردم فارس مجبور بودند هر چند برادر، یک همسر داشته باشند. آیا این گذشته‌ی ما است که ما به آن نظر کنیم؟!!! موفق باشید

19449
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز و گرامی: تقریبا مدت یکسال است که به توفیق الهی وارد مباحث معرفت نفس شده ام و تا الان جلسات کتاب ده نکته از معرفت نفس و آشتی با خدا و براهین صدیقین را گذرانده ام و اکنون در نیمه های حرکت جوهری هستم. متوجه این مطلب شدم که حقیقت انسان من اوست و تن ابزار من است و در آشتی با خدا متوجه شدم علت اضطراب و استرس دوری از خداست و با ارتباط با حق به آرامش می رسیم و نیز در برهان صدیقین متوجه یک وجود آن هم حضرت حق و هر چه هست تجلی اوست شده ام. مدتی است که به دفعات خیلی زیاد یاد مرگ می افتم و با اینکه می دانم زندگی جاوید در آخرت است ولی دچار ترس و نگرانی می شوم و هر چه رجوع می کنم به مباحث کتب ذکر شده و با توجه به یاد خدا گاه گاهی از فکر مرگ بیرون میرم ولی باز زیاد یاد آن می افتم. سوالم اول این است که آیا این تعداد مکرر یاد مرگ افتادن در مسیر معرفت نفس طبیعی است یا غیر طبیعی و زیاده روی؟ سوال دوم اینکه آیا من شدیدا با خیالاتم مواجه می شوم یا دچار وهم شده ام؟ و نیز آیا این از العاقاعات شیطان نیست که مرا دچار ترس کند و دچار نگرانی کند؟ در کل نمی دانم با این قضیه چطور برخورد کنم امیدوارم راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم انسان‌ها از چیزی که برایشان مجهول است، مضطرب خواهند شد تا این‌که همین حالا انسان خود را در ابدیت خود حاضر بیابد که با دنبال‌کردنِ مباحث معاد این حالت پیش می‌آید. موفق باشید

18699
متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم: با توجه به اینکه تفاوت دو اسم «رحمان» و «رحیم» اینگونه بیان می شود که «رحمان» ناظر به رحمت عام خداوند است که شامل همه افراد می‏ گردد و «رحیم» اشاره به رحمت خاص پروردگار دارد که ویژه بندگان مطیع و مومن است، در این آیه «إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ» (حج/25)، چگونه «رحیم» شامل ناس نیز شده است؟ با تشکر.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان دستگاهی که می‌فرمایید آیه‌ی فوق این‌طور با ما سخن می‌گوید که اگر مردم دستورات الهی را به‌خوبی بپذیرند تا مرحله‌ی رحمت خاصه‌ی پروردگارشان جلو می‌روند زیرا حضرت ربّ رئوف و رحیم است و آن‌ها را در میانه‌ی راه رها نمی کند. موفق باشید

نمایش چاپی