بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22601

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد محترم: بنده خانه دار و مشغول تحصیل غیر حضوری در جامعه الزهرا هستم، به شدت نیاز به مطالعه معرفتی را در درون احساس می کنم و از طرفی علاقه فراوان به حفظ قرآن و حفظ دعا و مطالعه تفسیر قرآن دارم و با برنامه ریزی که کردم می توانم هر روز به مقداری از این کارها برسم ولی چندین مساله ذهن مرا درگیر کرده که قادر به پاسخ گویی آنها نمی باشم: اولا آیا این کثرت گرایی نیست که من دارم؟ یعنی بهتر نیست فقط در یک زمینه فعالیت کنم؟ آیا کار من عاقلانه است یا بر گرفته از حرص در مسایل دینی است؟ دایما فکر می کنم وقت من کم است و اگر در این علاقه های خود حرکت نکنم پشیمان می شوم، ثانیا اگر من فقط خانه داری کنم و مطالعاتی معرفتی داشته باشم من را به مقصد می رساند و من بعد مرگ دچار حسرت نمی شوم که کارهای دیگر را رها کردم با توجه به اینکه دوست دارم نعمت هایی که شامل حال حافظان می شود برخوردار شوم و همچنین تحصیل علم و همینطور وقتی دعا ها را از حفط می خوانم بهتر با خداوند رابطه دارم. اما از آنجایی که از کودکی دچار صفت حرص بودم در مسایل مادی که البته به لطف خداوند و ائمه اطهار از آن حرص دنیایی کاملا خارج شدم الان هم می ترسم این حالت من هم حاکی از حرص در مسایل اخروی باشد و مرا هنگام مرگ دست خالی بگذارد، لطفآ مرا راهنمایی کنید؟ در ضمن ایمیل حقیر خراب است اگر جواب را در سایت قرار دهید ممنون می شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تقسیم وقت و الأهم و فَالأهم‌کردن بسیار مهم است. 2- سعی کنید در کنار کسب معرفت و اولویت‌دادن به آن‌ها، حفظ دعا را توفیق بدانید، و درک فهم مفاهیم قرآن از حفظ آن اولویت دارد، ولی اگر استعداد حفظ قرآن را دارید، جمع آن دو خوب است. در هرحال برنامه‌ریزی، کار را به‌خوبی جلو می‌برد. موفق باشید

21804

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد گرامی: از آنجا که دولت شریف امام زمان (عج) تا چند سال دیگر شاهدش هستیم ان شا الله عزم بنده آن است که ان شا الله به سه زبان های خادجی مسلط شوم و با مطالعه فراوان خودم را آماده کنم برای رساندن پیام اسلام به دنیا. چطور است؟ مکر شیطان نیست بخواهد وقت گیری کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما در حدّ وظیفه آن‌چه را فکر می‌کنید عمل کنید ولی برای حضرت صاحب‌الامر تکلیف نمی‌شود تعیین کرد که بالاخره تا چند سال دیگر می‌آیند یا نه؟! مگر حالا نایب به این خوبی را نفرستاده‌اند؟ ما باید نسبت‌مان را با نایب‌شان شکل دهیم. موفق باشید

21549
متن پرسش
سلام استاد: در مورد سوال شماره 21414 سوالاتی داشتم. اینکه بنده فلان علم را بیاموزم یا نیاموزم از اصول اعتقادی است یا اعمال و فروع؟ آموختن و نیاموختن یک عمل است یا اعتقاد؟ اگر آموختن و نیاموختن یک عمل نیست دیگر مراجع حق ندارند حتی آموختن موسیقی را هم حرام بدانند!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ آموختن بخصوص موسیقی از مقوله‌ی عمل است و فرق می‌کند با آموختن ادبیات. 2ـ مطلق آموختن حتی اگر به خودی خود ملازم با عمل نباشد،‌ از آن جهت که منشأ عمل قرار می‌گیرد می‌تواند متعلّق احکام فقهی قرار بگیرد. 3ـ علاوه بر این که در مورد خصوص آموختن موسیقی بسیاری از علما آن را جایز می‌دانند. موفق باشید

21213
متن پرسش
با سلام: سوالی داشتم خدمتتون. 1. چرا در قرآن کریم اینقدر بر خلقت جسمانی انسان تاکید می شود و شرح داده می شود و این در حالی است که همان طور که بارها خودتان فرمودید حقیقت انسان روح اوست. پس حکمت چنین مطلبی چیست؟ ۲. خداوند به خاطر خلقت جسمانی انسان خود را «احسن الخالقین» مطرح کرد یا به خاطر خلقت روحانی انسان؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بحث در آن آیات در مورد سیری است که از نطفه شروع می‌شود و به یک بدنِ کامل منتهی می‌شود تا بفهمانند این سیر با نبوت الهی باید ادامه یابد تا تکامل روحانی در کنار تکامل جسمانی شکل بگیرد. در واقع این آیات نظر به ربوبیت حق را در ما ایجاد می‌کند 2- ملاحظه می‌کنید که می‌فرماید: «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقينَ (14)/مؤمنون) پس از آن‌که سیرِ کمالِ جسمانی تمام شد، نوعِ خلقتِ دیگری را إنشاء و ایجاد کردیم و سپس بحث «فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقينَ» را می‌آورد تا بفهماند بهترین خلقت، بیشتر به وجهِ روحانی انسانی نظر دارد. موفق باشید   

21060
متن پرسش
سلام: مگر قرار نیست‌ صورتهای اعمال انسان بعد از مرگ با انسان بمانند؟ پس مثلا اگر مومنی اخلاق تندی داشت صورت آن اخلاق بعد از فشار برزخ و یا جهنم که مومن رو تطهیر کرد چه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر آن اخلاق در شخصیت آن فرد نهادینه و ملکه نشده باشد، آن صورت‌های زشت جای خود را به صورت‌هایی می‌دهند که انسان در عمقِ جان خود مایل بوده است متخلق به آن اخلاق‌ها باشد. موفق باشید

20455

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: نظر شما راجع به این صحبت چیست؟ آیا منازل خواجه زیر سوال رفته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر می‌شود چنین کتابی که فوق تاریخ بشریت است، زیر سؤال رود یا کهنه شود؟!! این حرف‌ها، حرف‌های کسانی است که هیچ بهره‌ای از «منازل السائرین» پیرِ هرات حضرت خواجه عبداللّه انصاری نبرده‌اند. موفق باشید

20053

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید: ببخشید اگر امکان داره این گفته از آقای صمدی آملی رو توضیح بفرمایید و کلا بفرمایید توحید صمدی قرآنی یعنی چی؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی همه‌ی عالَم را خدا پر کرده است. موفق باشید

19241
متن پرسش
بنام خدا با سلام: مدتی به تزکیه نفس پرداختم به مراحل و نتایج خوبی رسیدم اما بعد از مدتی به طرز عجیب و وحشتناکی در دلم شک و شبهه افتاد که هر کاری کردم نتوانستم آنها را از خود دور کنم، اکنون هم در توهم و خیالات زندگی می کنم هر مطلبی و یا موضوعی را گوش می کنم فورا ذهنم برای آن پاسخی می دهد حس و حال معنوی را از دست ام آنچه بر من چیره گشته ذهن و توهمات است و بس. دل و عقلم در معارف و معنویات خیلی کم سو شده. من که عاشق خدا و ائمه و معنویات بودم نمی دانم چرا هیچ حال و هوای سابق را ندارم. لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این را لطف خدا بدانید، زیرا آن‌چه در برزخ در مقابل نکیر و منکر با آن روبه‌رو می‌شوید حالا سراغ شما آمده تا خود را درست شکل دهید. لذا مباحث معرفت نفس برای این شکل‌دهی، شروع خوبی است. موفق باشید

19196
متن پرسش
من کاری به بعضی ندارم، دانشی ندارن و برای گذران زندگی ادعا میکنن که کیمیا یا جفر بلد هستن و انجام بدن، آنها هم روزی شان باید برسه چرا پیش داوری بکنیم؟ شاید آن بابا هر دو تا پاش قطع باشه چکار کنه اگر نه هر کس میگه بیایید من آموزش علوم غریبه میدم. بله مبانی را یاد میگیری اما چون حق انجامش را از طرف خدای بزرگ نداری بعد از مدتی سر از تیمارستان در میاری یا هر کسی حق نداره دست به قلم بگیره و به اسم طلسم چیزی را کتابت کنه در حالی که اجازه همچین کاری را نداره و خودش عقوبت و تاوان کارش را میبینه قطعا و من مطمئن هستم کسانی که بتونن ارتباطی خارج از تصورات انسان داشته باشن و کار و مشکل کسی را انجام بدن زیر انگشتهای یک دست در ایران زمین هست و مهم تر از کل مسایل من یکی خودم را میگم قادرم به اراده خدای بزرگ هر کاری برای هر کسی انجام بدم، اما برای خودم نمیبره البته به آن شدت نیست که برای بقیه میتونم، بعد اگر بگویم آقا بابت این کار این قدر نذر کن و به چند خانواده بده و خودش هم انجام بده و قسمتی هم از نذر برای من بفرست. آقا این مرد شیاد است مال مردم میخوره مرد مومن خدا را گواه می گیرم بالای پنجاه تن کتاب خوندم به اندازه یک مرتاض ریاضت کشیدم چرا پیش داوری می کنید. ۰۹۳۷۸۵۳۵۹۳۶
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا این مسیر، مسیر اولیای الهی نیست و خداوند خواسته است امور، به صورت عادی جلو رود. موفق باشید

18894

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز: می خواستم بدونم حقیر طلبه هستم برای این که کلام را خوب بفهمم چه کتابی را پیشنهاد می کنید که بخوانم؟ در مورد خواندن کتب عقائد چه طور؟ نظر حصرت عالی در مورد خواندن کتاب کشف المراد چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یک طلبه باید «کشف‌المراد» یا «تجریدالاعتقاد» را مطالعه کند. برای دقت در امور کلامی، خوب است کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که بر روی سایت هست دنبال شود. موفق باشید

17947
متن پرسش
آیا تفسیر دین و سنت و شناخت فردی ابوذر با سلمان و بلال و عمار با هم تفاوتی نداشت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که قرآن می‌فرماید: «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْض‏» و درجه‌ی توحیدی آن‌ها متفاوت است، درجه‌ی توحیدی اصحاب پیامبر نیز متفاوت بوده است. موفق باشید

17433
متن پرسش
سلام علیکم: مگر قرآن نمی فرماید هدایت برای متقین است (هدی للمتقین)، از طرفی شما در جلسه نخست شرح کتاب مدرنیته فرمودید «الان معنای تقوا گم شده است چون مدرنیته انسان ها را بی عالم کرده»، حالا ما در این دوران که معنای تقوا گم شده چگونه باید تقوا را بیابیم تا قرآن ما را هدایت کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان جدید می‌خواهد جهان را بسازد و انسان متقی می‌خواهد خود را بسازد تا شایسته‌ی حضور در محضر حق بگردد و در نگاه دوم است که تقوا معنا پیدا می‌کند. موفق باشید

16967

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ به سوال 16848 فرمودید: بنا بر این است که در مسیر عبادات الهی، شیطان وسوسه کند ولی ما عقب‌نشینی ننماییم و نهایتاً اگر گرفتار معصیت شدیم، توبه کنیم، نه آن‌که عبادت را ترک نماییم. 1. پس مثلا اگر در مسیر آن عبادت دچار معصیت شدیم آیا ارتباطی دارد که ثواب آن عبادت کم بشود یا ارتباطی ندارد؟ 2. ممکن است اعمال عبادی ما با معصیت همراه نباشد ولی بد اخلاقی هایی همراه باشد آیا این هم ارتباطی دارد که ثواب عمل بشود؟ 3. بنده از دفتر مرجعم سوال کردم و همچنین مرکز ملی پاسخگویی مفصل صحبت کردم که «اتقوا مواضع اتهم» گناه شرعی نیست. بعضا پیش می آید که این در معرض تهمت قرار گرفتن ما همراه کار نیکی است (مثلا جواب دادن به سوال دینی خواهری یا صحبت کردن در زمینه خیری با کسی که در محله وجه خوبی ندارد و ...) آیا می شود گفت آن عمل خیر ما ثواب کمتری دارد چون این مورد با توجه به شرایط بنده مبتلا به است با تشکر فراوان. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ظاهراً نباید ارتباط داشته باشد 2- نه؛ بداخلاقی را باید در همین صحنه‌ها از بین برد 3- با توجه به این‌که حفظ آبرویِ مؤمن برای خودش نیز واجب است، باید اگر حضور او در صحنه ای موجب ضرر به آبروی آن می‌شود، از آن صحنه دوری کند. منتها اگر احتمال می‌دهد که چنین مشکلاتی پیش می‌آید باید اهم و فی‌الاهم بکند. موفق باشید

14910
متن پرسش
سلام: چرا سوال 14899 رو جواب ندادین؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی جواب داده شده است. آیا ما مسئولیتی بیش از این داریم؟!!! موفق باشید

7719

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام. ببخشید شرح صوتی کتاب "شیعه ی ما" رو داخل سایت برای دانلود پیدا نکردم لطفاً کمکی به بنده بدهید. چون گفتند وجود داره
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم:میتوانیدآنرا ازطریق تماس با شماره 09136032342 تهیه فرمایید.
7466
متن پرسش
باسلام این جمله درست است؟ منظور چیست؟ « منِ من که همان منِ سابق است به غیر من تبدیل نمیشود». جزاکم الله
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همیشه شما همان منِ قبلی هستید که می‌تواند رشد کند ولی عوض نمی‌شود. موفق باشید
29502
متن پرسش
سلام استاد عزیز: دو سوال دارم : ۱. آیا ممکن است انسان به گذشته سفر کند؟ چون طبق نظریه انیشتین چنین چیزی امکان دارد. اخیرا یه جوانی کشف کرده میشه به گذشته سفر کرد ولی نمی‌توان فعالیتی در گذشته انجام داد البته چون میدونید علم روزانه در حال پیشرفت هست، چندان این مطلب صدا نکرده. خواستم نظر شما رو بدونم. ۲. آیا طی الارض با کشف مکانیزم های مادی طبیعت ممکن است؟ در جایی فرمودید قدیم ها بدون اینکه تلفن باشد دختر و مادر در دو شهر مختلف از حال هم باخبر بودند. میشه کمی این رو توضیح بدید به چه صورت هست و چگونه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مگر تجرد نفس به خودی خود موجب حضور در گذشته نمی‌شود وقتی خود را در آن مسیر حضور در گذشته قرار دهیم؟ همان‌طور که علی «علیه‌السلام» در نامه‌ی ۳۱ می‌فرمایند: گویا با گذشتگان زندگی می‌کردم. ۲. هیچ‌وقت طیّ الارض به معنای حرکتی ماورای زمان با پدیده‌های مادی که اسیر زمانند، ممکن نیست ولی روح‌ها به نحوی در حوزه‌های حضور همدیگر حاضر می‌شوند. برای دوستی که نوشته بود کرونا ما را از هم دور کرد؛ نوشتم:

با سلام: به ما گفته بودند در بهشت، همه نزد یکدیگرند و ما را که گمان می‌کردیم قصه‌ی این نزدیکی، قصه‌ی نزدیکی جسم‌هاست، غافل از آن‌که بهشت، فوقِ جسم‌ها برای خود جهانی است که روح‌ها آن‌جا حاضرند بیش از آن‌که جسم‌ها کنار هم باشند که هر اندازه هم کنار هم باشند، پیشِ هم نیستند. و امروز فهمیدیم که قصه‌ی نزدیکی‌ها قصه‌ی پیشِ هم بودن‌هاست در جهانی واحد. گویا اگر هرکس جهانی دارد برای خود، ولی چنانچه جهانی به زیبایی جهان انقلاب اسلامی و جهان شهدا در مقابل ما گشوده شود، همه در جهان همدیگر با همدیگر و پیش همدیگر، با همدیگر یک فضا و یک هوا و یک نفحه که مربوط به نفحه‌ی قدسی این دوران است را تنفس می‌کنیم. آیا در چنین جهانی مگر می‌تواند دوری و جدایی و دوگانگی در میان باشد؟!!

موفق باشید  

28038
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: بنده جوانی ۱۸ ساله هستم و در مسجد و مجموعه فرهنگی فعالیت می‌کنم. مدیران مجموعه به هر کوچک ترین تفاوتی در نگرش انسانها به آنها برچسب ضد انقلاب می‌زنند و آنها را دارای عدم بصیرت سیاسی می‌دانند و خط کش ها و پارامترهای خاصی برای تشخیص انقلابی و ضد انقلابی دارند. برای مثال بنده در انتخابات مجلس به آقای قالیباف رای ندادم و مدیران آن مجموعه بنده را ضد انقلاب نامیدند و گفتند تو مثل سلیمان بن صرد خزاعی هستی. یا برای اینکه من را بسنجند پرسیدند که نظرت درباره شریعتی چیست؟ و من در جواب عرض کردم ایشان یک شخصیت فرهنگی بودن جامعه شناس خوبی بود اما اسلام شناس نبود ولی باز بنده رو به عدم بصیرت سیاسی متهم نمودند چون توقع دارند دور تمام شخصیت ها یک ضربدر بکشیم در واقع شریعتی را مرز تشخیص حق و باطل قرار دادند در حالی که شما بهتر می‌دانید که کسانی مثل رهبر انقلاب و شهید بهشتی شریعتی را با همه اشتباهاتش قبول داشتند. یا مثلا درباره مصدق از من سوال نمودند تا بصیرت سیاسی من را مورد سنجش قرار بدهند و من عرض نمودم ایشان ماسون بوده اما کار ایشان در مسئله ملی شدن صنعت نفت قابل تحسین بوده. اما متاسفانه باز بنده را به عدم بصیرت سیاسی متهم کردند. استاد عزیز اینها فقط چند مورد جزئی بود که خدمت شما عرض نمودم. متاسفانه در بسیاری از مجموعه های انقلابی تعریف صحیحی از انقلابی گری وجود ندارد و اغلب تنگ نظری ها و عدم گشودگی ها در برخی مجموعه های انقلابی وجود دارد و به راحتی و مثل آب خوردن اشخاص برچسب ضد انقلاب می‌خورند و آنها را دارای عدم بصیرت سیاسی می‌دانند. حال نظر شما در این رابطه چیه؟ آیا چون من به فلان آقا رای ندادم ضد انقلاب هستم و بصیرت سیاسی ندارم؟ آیا چون یک تعریف کوچکی از شریعتی کردم ضد انقلاب هستم و بصیرت سیاسی ندارم؟ راهکار شما در این‌باره چیه و من چه رفتاری باید در قبال این واکنش ها داشته باشم؟ خداوند به شما خیر بده و تا سالهای سال شما را برای ما نگه دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این از مسائل و مصائبی است که ما مذهبی‌ها گرفتار آن شده‌ایم و سعه‌ی صدر لازم را از دست داده‌ایم، در حالی‌که رهبر معظم انقلاب با دانشجویان در ماه رمضان، فرمودند: جبهه‌ی انقلاب را گسترش بدهید، یارگیری کنید؛ حذف نکنید؛ صِرف اختلاف سلیقه و اختلاف نظر درباره‌ی فلان مسئله موجب طرد نشود. بعضی هستند که به اسلام و انقلاب و نظام اسلامی و به خیلی از خصوصیّاتی که شما به آن اهمّیّت می‌دهید معتقدند، در فلان مسئله‌ی خاص با شما موافق نیستند؛ این نباید موجب بشود که شما او را طرد کنید... هر چه می‌توانید جبهه‌ی انقلاب را گسترش بدهید، جذب کنید؛ البته جذب آدم معتقدی که با شما اختلاف سلیقه دارد. رهبری ۱۳۹۹/۰۲/۲۸. بزرگان ما از جمله رهبر معظم انقلاب و مرحوم شهید بهشتی در راستای راهی که حضرت امام به میان آوردند، سعه‌ی صدر خاصی را پیشه کردند. قبلاً در این مورد یادداشتی شده است ذیلاً آن را خدمتتان ارسال می‌دارم. موفق باشید

۱. در مورد وسعت نظر شهید بهشتی، همین بس که دشمن همیشه نسبت به تنگ‌نظریِ افراد به ظاهر مذهبی امیدوار بود و شهید بهشتی برعکس، به عنوان یک شخصیت مذهبی، شدیداً بر آزادی اندیشه و وسعت نظر تأکید داشت. و بدین لحاظ دشمن، دشمنِ شهید بهشتی بود. زیرا او با وسعت نظری که داشت بسیاری از حیله‌های دشمن را خنثی می‌کرد.

۲. شهید بهشتی اسلام را به وسعت جهان مدّ نظر داشت و آن را جهانی می‌دید، لذا برای بقیه‌ی اندیشه‌ها احترام قائل بود، ولی نه آن‌طور که جریان‌های مقابل نظام اسلامی انتظار داشتند که در تصمیم‌گیری‌های کلان نظام اسلامی حاضر باشند. در حالی‌که بیش از ۹۰ درصدِ مردم به جمهوری اسلامی رأی داده بودند.

۳. تفاوت روش شهید بهشتی با شهید منتظری در نگاهی بود که شهید بهشتی به سعه‌ی نظام اسلامی در این تاریخ داشت که در هر حال، جای خود را در این جهان باز می‌کند و نباید نگران جریان‌هایی بود که سعی داشتند با روحیه‌ی غرب‌گرایی نظام اسلامی را استحاله کنند.

۴. شهید بهشتی در صحبتی که در دانشگاه داشتند وقتی نسبت به تهمت‌ها و اتهاماتی که به ایشان زده شده، سؤال کردند؛ فرمود: وقتی‌که بنده چنین تریبونی در اختیار دارم و می‌توانم از خود دفاع کنم، عملاً امکان دفاع از کسانی که چنین تریبونی ندارند، گرفته شده است، پس بهتر است از اتهام‌زنندگان، دلیل و مدرکِ سخنان‌شان پرسیده شود.

۵. نکاتی از نامه‌ی شهید بهشتی به امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در مورد بنی‌صدر: ۲۲/۱۲/۵۹

دوگانگی موجود میان مدیران کشور بیش از آن که جنبه شخصی داشته باشد، به اختلاف دو بینش مربوط می‏شود. یک بینش معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد، اجتهادی که در عین زنده بودن و پویا بودن، باید سخت ملتزم به وحی و تعهد در برابر کتاب و سنت باشد، بینش دیگر در پی اندیشه‏ ها و برداشت‏های بینابین، که نه به‌کلی از وحی بریده است و نه آن‏چنان که باید و شاید در برابر آن متعهد و پای‏بند، و گفته‏ ها و نوشته ‏ها و کرده ‏ها بر این موضوع بینابین گواه.

بینش اول در برابر بیگانگان و هجوم تبلیغاتی و سیاسی و اقتصادی به نظام سخت ‏به توکل بر خدا و اعتماد به نفس و تکیه بر توان اسلامی و پرهیز از گرفتار شدن در دام داوری‏ها یا دل‏سوزی‏های بیگانگان معتقد و ملتزم. بینش دیگر، هرچند دلش همین را می‏خواهد و زبانش همین را می‏گوید و قلمش همین را می‏نویسد، اما چون همه مختصات لازم برای پیمودن این راه دشوار را ندارد، در عمل لرزان و لغزان.

بینش اول به نظام و شیوه‏ای برای زندگی امت ما معتقد است که در عین گشودن راه به‌سوی همه نوع پیشرفت و ترقی، مانع حل شدن مسلمان‏ها در دستاوردهای شرق یا غرب باشد و آنان را بر فرهنگ و نظام و ارزش اصیل و مستقل اسلام استوار دارد. بینش دیگر با حفظ نام اسلام و بخشی از ارزش‏های آن، جامعه را به راهی می‏کشاند که خود به خود درها را به‌روی ارزش‏های بیگانه از اسلام و بلکه ضداسلام می‏گشاید.

بینش اول روی شرایطی در گزینش مسئولان تکیه می‏کند که جامعه را به‌سوی امامت متقین و گسترش این امامت ‏بر همه سطوح راه می‏برد. بینش دیگر بیشتر روی شرایطی تکیه می‏کند که خود به خود راه را برای نفوذ بی‌مبالات‏ها یا کم‌مبالات‏ها در همه سطوح مدیریت امت اسلامی و حاکم شدن آن‏ها بر سرنوشت انقلاب هموار می‏سازد.

اگر این دو بینش در اداره امور جمهوری اسلامی ادامه یابد، نه کارهای جاری مردم سر و سامان پیدا می‌کند، نه مشکلات موجود دینی، فرهنگی، اخلاقیات اجتماعی و اقتصادی این مردم رنج‌دیده و محروم و ایثارگر با سرعت و قاطعیت کافی حل می‌شود و نه می‌توان برای آینده طرح‌های اصیل اسلامی ریخت و به مرحله عمل درآورد

امام عزیز،  به خدا سوگند تحمل این وضع برای این فرزندتان بس دشوار است که چهره افسرده‏ این‏ها را ببینم و ندای یاللمسلمین آن‏ها را بشنوم و تنها پاسخ این باشد که صبر کنید. من هم صبر می‏کنم و فی العین قذی و فی الحلق شجی.

ما در دیدار روز دوشنبه یازدهم اسفند در منزل آقای موسوی اردبیلی آن‌قدر با محبت و گرمی با ایشان برخورد کردیم و در حل مشکل وزیران دارایی و بازرگانی جلو رفتیم که امید داشتیم بر تفاهم‌ها افزوده شده است و هرگز باور نمی‌کردیم که آقای بنی‌صدر سه روز بعد از این دیدار چنین رفتاری از خود نشان خواهند داد.

ما از همان آغاز در پی آن بودیم که میدان عمل سازنده چنان فراخ و گسترده باشد که امثال آقای بازرگان و آقای بنی‌صدر و آقای یزدی در سطوح بالا فعالیت داشته باشند.در آبان سال گذشته، پس از استعفای دولت موقت پیام دادید که قم بیاییم تا مسئله فوری اداره کشور در خدمتتان بررسی شود، صحبت از ترکیب جدید شورای انقلاب بود، نظر حضرتعالی این بود که آقای مهندس بازرگان دیگر در شورای انقلاب نباشد. بر اساس همین اعتقاد به شرکت خلاق هرچه بیشتر نیروها و نفی هرنوع تنگ‌نظری و انحصارطلبی پیشنهاد کردیم که ایشان همچنان در شورای انقلاب بمانند و سرانجام حضرتعالی هم موافقت کردید و در همین مرحله بود که مسئولیت دو وزارتخانه مهم، وزارت دارایی و وزارت امور خارجه به آقای بنی‌صدر داده شد. اینها و نظایر اینها دلیل روشنی است بر این که شرکت فعال این آقایان در اداره امور کشور مطلوب ما بوده است و با آنها هیچ مسئله شخصی نداریم.

۶. شهید بهشتی با وجود اینکه تقابل ایدئولوژیک با بنی‌صدر  داشت اما با ادبیاتی منصفانه، انحرافات وی و جریان متبوع وی را نقد کرد

۷. آقای رفیق درست می فرمایند: شهید محمد منتظری با من رفیق بود. به او گفتم شما در مورد آقای بهشتی اشتباه میکنی. اجازه بده با ایشان قرار ملاقاتی بگذارم و برویم با هم صحبت کنیم. ایشان هم به این ملاقات راضی شد. سه یا چهار روز مانده به واقعه هفتم تیر بود که برای جلسه ای خدمت ایشان رسیدم. ورود من درست مصادف با ختم جلسه بود و مرحوم شهید بهشتی به طرف اتاقش میرفت. من تا آقای محمد منتظری را دیدم که سر پله ها ایستاده بود او را در آغوش کشیدم. تا محمد را بغل کردم شهید بهشتی که در حین حرکت متوجه حرکت من شده بود با صدای رسایی فرمود یک بار دیگر هم از طرف من آقا محمد را ببوس و ادامه داد همانطور که به شما گفتم محمد خودمونه و مسائل ما با همدیگر حل شد. خیلی هم راحت حل شد و به نفع ایشان هم حل شد. تا شهید محمد منتظری این عبارات شهید بهشتی را شنید زد زیر گریه. آمدیم پائین توی محوطه حیاط روی نیمکت های کنار باغچه نشستیم. از او پرسیدم محمدآقا حالا نظرت چیست؟ پاسخ داد بزرگواری آقای بهشتی بلایی به سر من آورد که هیچ چیز آن را جبران نمیکند. پرسیدم چطور؟ گفت من این همه به ایشان بد گفتم و اهانت کردم ولی در دفعه اولی که مرا دید مدتها مرا در آغوش خود گرفت و فشار داد و مرا بوسید و بعد سرش را جلو آورد و گفت یک کلمه راجع به گذشته حرف نخواهی زد. از حالا به بعد را با هم صحبت میکنیم. هرچه خواستم بگویم در گذشته فلانجا چه گفتم و قضیه چه بود اصلاً اجازه نداد حرف بزنم.

۸. نقش شهید بهشتی در تصویب قانون اساسی در دو جهت یکی در تنظیم محتوا و اصول  و دیگر در مدیریت مجلس را که حاکی از سعه‌ی صدر و تحمل فوق‌العاده‌ی او بود، نباید فراموش کرد.

۹. مرحوم آیت اللّه مهدوی کنی می‌فرمودند: مرحوم بهشتی نسبت به عقاید بنی صدر احساس خطر می‌کرد، ولی تحمل کرد تا سرانجام بنی‌صدر باطن خود را ظاهر کرد و امام هم راضی شدند تا او را بردارند.

۱۰ حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» اولاً فرمودند: «بهشتی یك ملت بود برای این ملت ما». و ثانیاً: متذکر شدند: «بهشتی مظلوم زيست و مظلوم مُرد و ... »  حال سؤال اساسی آن است که نباید به معنایِ یک ملت‌بودنِ آن مرد الهی فکر کرد؟ راستی! چگونه می‌شود که یک انسان در تاریخ خود و درک حضور تاریخی‌اش به وسعتِ یک ملت می‌شود؟! و چگونه با عدم درکِ چنین انسانی و با انواع تنگ‌نظری‌ها، او را مظلوم‌وار از دست بدهیم؟

رهبر انقلاب«حفظه‌اللّه» و سعه‌ی صدر لازم

در راستای وسعت نظر مقام معظم رهبری نسبت به مخالفان، ایشان در خاطرات خود می‌فرمایند: یکی از کمونیست‌ها را به سلول ما آوردند، در حالی‌که بنده در حال نماز بودم چون لباس سفیدی را به صورت عمامه به سر داشتم و به جای عبا یک پتو به دوشم بود، هرکس مرا در تاریکیِ سلول می‌دید تصور می‌کرد من لباس روحانی به تن دارم. همین‌که آن فرد با بنده روبه‌رو شد چهره‌اش در هم رفت و غمگین و افسرده به گوشه‌ی سلول خزید. من به او نزدیک شدم و کوشیدم با او نیز مانند سایر زندانیان جدیدالورود رفتار کنم و افسردگی‌اش را بزدایم. به او گفتم: شما گرسنه‌اید یا تشنه؟ اما اخم از چهره‌اش کنار نرفت، با دست به مالش‌دادن شانه‌ها و سر و گردنش پرداختم، سعی کرد از پاسخ‌دادن به هر سؤالی خودداری کند. من عادت داشتم مقداری از غذای افطار را نگه دارم، به او نان و قدری مربا دادم، حاضر نشد بخورد. بالاخره به زور به او غذا خوراندم و آب نوشاندم چون می‌دانستم پس از دستگیری‌اش غذایی نخورده و چه بسا کتک هم خورده باشد. قدری چهره‌اش باز شد. جهت مراعات او نماز عشای خود را به تأخیر انداختم. صحبت با او را ادامه دادم. چون گمان می‌کرد من می‌خواهم او را به صفوف اسلام‌گرایان جذب کنم، سرش را بلند کرد و با لحنی خشک گفت: اجازه دهید اعتراف کنم من به هیچ دینی عقیده ندارم.

فهمیدم که چه در ذهنش گذشته، دنبال جمله‌ای مناسب ذهنیت و منطق و شرایط او می‌گشتم. گفتم: سوکارنو رئیس جمهور اندونزی در کنفرانس باندونگ گفت: ملاکِ اتحاد ملت‌های عقب‌مانده، نه وحدت دینی و نه وحدت تاریخی و فرهنگی و امثال آن، بلکه وحدتِ نیاز است. مسائل، یکی است و سرنوشت، نامعلوم، و دین نباید میان من و شما جدایی بیندازد.

انتظار این پاسخ را از من نداشت. دیدم تغییر در چهره‌اش آشکار شد، خیلی هم باز شد و با ما گرم گرفت. بعد به او گفتم: شما استراحت کن و ما نماز می‌خوانیم.

همسرش در سلول دیگری از همین زندان بود، با استفاده‌ از تجربه‌ی طولانی خود در این زندان، توانستم میان او و همسرش ارتباط برقرار کنم و همه گونه محبت و خدمتی به او کردم. دو ماه پیش ما ماند. یک روز گفت: وقتی چشمم به شما افتاد، احساس کردم دچار فاجعه شده‌ام، به خود گفتم گرفتار ملا شدیم! اکنون به شما می‌گویم من در عمرم کسی را از جهت سعه‌ی صدر و عدم تعصب مانند شما ندیدم.[1] با این‌همه او کوچک‌ترین تغییری در لجاجت خود انجام نداد و من به او گفتم: موضع من برخاسته از عقیده‌ام است و موضع تو نیز برخاسته از عقیده‌ات می‌باشد. اسلام از پیروان خود می‌خواهد در احکام اسلامی به مرزهای دین سخت، پایبند باشد. ولی همین احکام می‌گوید: مسلمان با غیر مسلمان جوشش داشته باشد و نسبت به او نرمش نشان دهد و در گفت‌وگو با مخالفان، از جزم‌گرایی و شدت و حدّت بپرهیزد. قرآن می‌فرماید: «فَبَشِّرْ عِبادِ، الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَه‏»(زمر/ ۱۷ و ۱۸) و نیز می‌فرماید: «ادْعُ إِلى‏ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدينَ»(نحل/۱۲۵) و یا می‌فرماید: «وَ إِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلى‏ هُدىً أَوْ في‏ ضَلالٍ مُبينٍ (۲۴سبأ) و نیز «لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ»(ممتحنه/۸). نصوص سنت نیز به همین امر دعوت می‌کند تشویق به طلب دانش حتی در چین نیز دلالت روشنی بر همین نگرش بسیار باز و گسترده دارد. همه‌ی دانش‌ها را انسان مسلمان می‌تواند از غیر مسلمان فرا گیرد و در جهتی که موافق نظر دین است قرار گیرد. ولی کمونیست‌ها متون و نصوصی خشک و انعطاف‌ناپذیر و قالب‌هایی از پیش ساخته دارند که نه از روح و عاطفه از آن اثری هست و نه از ارزش‌ها و اخلاق، و این ویژگی بر رفتار و برخورد همه‌ی دارندگانِ اندیشه‌های مادی حاکم است.[2] 

 


[1] - البته رهبر انقلاب متذکر می‌شوند که آن شخص بدون آن‌که تغییری نیافت، در هر فرصتی به شیوه‌ای نفرت‌انگیز تلاش می‌کرد دین و روحانیت  و هر سنتی که به دین مربوط بود را مسخره کند.

[2] - گزیده‌ای از کتاب «خون دلی که لعل شد» از صفحات 247 تا 251.

27321
متن پرسش
سلام علیکم: وقت شما بخیر. سپاس برای پاسخ به سوالاتی که پیدا کردن حوابشون برای من اصلا ساده نیست. بنده مشکل در زمان دارم. یعنی به اندازه‌ی نیازم زمان ندارم و به اکثر کارهایی که قبلاً براحتی انجام می دادم نمی رسم، در حالیکه تغییری در زندگیم اتفاق نیفتاده (جز رحلت مادرم) گفتند بین الطلوعین نخواب، بیدار ماندم؛ گفتند تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها بخوان، انجام دادم. اما همچنان کمبود وقت دارم و می ترسم ناشی از گناه یا خلق بدی باشه. ممنون میشم اگر بفرمایید علت و چاره‌‌ی این مسأله رو. ماجور و برقرار باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید خود را به وسعت تاریخی که در آن هستیم، بیابیم و با موضوعات، در حدّ و اندازه‌ی حضور تاریخی خود برخورد کنیم. مثلاً اگر به مطالعه‌ی قرآن می‌پردازیم، برای آن باشد که مسائل امروز خود را از آن بگیریم، نه آن‌که مشغول تفسیرهای مختلف و تجزیه و تحلیل‌های کلمات شویم و از هدف اصلی خود، که گرفتنِ هدایت از قرآن است باز بمانیم و عملاً شوق ادامه‌ی کار را از دست بدهیم. موفق باشید

24053

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در موضوع زمین تخت که فرمودین از اهل فن بپرسید، جوابی حاصل شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال، نظرها متفاوت است در حدّی که در نجوم قدیم نیز بر اساس استفاده از اسطرلاب، فرض را بر تخت‌بودن زمین می‌گیرد و با این‌همه پیش‌بینی‌های آن‌ها درست در می‌آید. موفق باشید

24049

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: کتابی هست که قصه های قرآن و انبیا رو همراه با تفسیرش داشته باشه؟ لطفا بهم معرفی کنید. یعنی فقط صرف قصه نباشه و تحلیل و تاریخ هم همراهش باشه. بنده یه جوان نوزده ساله هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بیشتر باید تفسیر قصه‌های قرآن را در تفاسیر قرآن پیدا کنید. زیرا کتاب‌هایی که تحت عنوان قصص الانبیاء مطرح است، تفسیری از آن واقعه‌ها به میان نمی‌آورد. موفق باشید

22978
متن پرسش
سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیزم: استحضار دارید طبق اجتهاد فقهای شیعه اگر پدر فرزند خود را به قتل برساند، قصاص نخواهد شد. بنده واقعیت اش موضوع پژوهش ام در این مورد هست، اماواقع اش هر چی تفکر می کنم به فلسفه و حکمت این احکام پی نمی برم لذا خواهشمندم پاسخ مستند و مستدل بدهید، هر چند آگاه هستم که چنین سئوال خیلی با فضای فکری و عملی حضرتعالی هم خوانی ندارد و بیشتر جنبه فقهی دارد، اما حضرتعالی از جنبه ی معرفتی و حکمی پاسخ دهید. سئوال اول: یکی از شرایط اجرای قصاص فقدان رابطه ی ابوت است، یعنی پدر و جد پدری اگر فرزند خود را به قتل برساند، قصاص نخواهد شد، ادله ی زیادی از سوی فقها ارائه شده اما نظر مبارک جنابعالی در مورد این حکم چیست چرا پدر باید معاف شود؟ و مشخصا چرا باید جد پدری معاف گردد؟ سوال دوم: در مورد معافیت « مادر» اختلاف نظر جدی میان فقها وجود دارد، به نظر مبارک شما اگر بپذیریم که پدر معاف است، چرا مادر را معاف ندانیم در حالی که اکثر ادله ی که معافیت پدر را ذکر می کنند، شامل مادر هم می گردد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به جایگاه قصاص در اجتماع فکر کنید و این‌که اگر کسی بدن کسی را به قتل رساند باید در إزاء سودی که آن بدن به اطرافیان می‌رسانده، قاتل، ضرر را جبران کند وگرنه از نظر گناهی که صورت گرفته و انسانی به قتل رسیده موضوع فرق می‌کند. جایگاه قصاص در رابطه با ضرر مادی است که پیش آمده. می‌ماند که آیا آن ضرر برای پدر و جدّ بیشتر است و یا برای مادر؟ که به نظرم به شرایط اقتصادی مربوط می‌شود که عموماً بارِ اقتصاد قبیله به دوش پدر و یا جدّ پدری است و اگر خود این افراد فرزند خود را به قتل برسانند خارج از وجه معصیتی که جای خود دارد، عملاً به خودشان از نظر اقتصادی ضرر زده‌اند و بنابراین خودشان باید قصاص کار خود را تحمل کنند. موفق باشید  

22703
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام استاد با عرض تسلیت ایام سوگواری: سوالی است دو سه سالی دارم که فرصت مطرح شدن آن نبوده دنبال جواب طلبگی آن هستم سوال اینکه: ۱. در عرفان چه کسی صاحب نظر و مجتهد می شود؟ ۲. چه ملزوماتی برای صاحب نظری در عرفان هست؟ مثلا ما در عرفان چه تفاوتی به عنوان مثال بین علامه حسن زاده مجتهد اسلام شناس با سید هاشم حداد که مسلط به علوم اسلامی نیست قائل هستیم اصلا تفاوتی وجود دارد؟ تشکر از لطف شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عرفانِ اصیل انسان با عمق بیشتری متوجه‌ی معارف الهی می‌شود و با توجه به این‌که کمالِ عبادات به کمال معرفت است، عباداتِ عارف واقعی در جایگاه برتری قرار دارد و حقایق بالاتری را در مقابل جان او می‌گشاید. موفق باشید

22528

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: عقل شرع را می پذیرد یا شرع عقل را؟ ایمیل خرابه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل، شرع را می‌پذیرد به همان معنایی که در علم کلام گفته می‌شود: حُسن و قبح، عقلی است. موفق باشید

22105

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی طاعاتتون قبول: می خواستم یکی از یافته هایم را که حاصل تفکر در جهان هستی است با شما در میان و نظرتان را جویا شوم. مستحضرید که جهان پر از سر و صداست صدای انفجارات سطح خورشید که نزدیکترین ستاره به ماست و صدای برخورد سنگ های آسمانی به کرات دیگر. چگونه است که این صداهای وحشتناک به گوش انسان نمی رسد و مخل آسایش وی نمی شود؟ زیرا صدا از طریق هوا منتقل می شود و وجود خلاء بین کرات مانع انتقال صداست و بنظرم یکی از وجوه آیه مبارکه «الم نجعل الارض مهادا» همین عدم رسیدن صداهای کیهانی به زمین است. سبحان الله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! می‌توان گفت یکی از وجوه قرارگرفتنِ زمین به عنوان محل آرامش برای زندگی بشر، فراگرفته‌شدنِ زمین توسط هوای اطراف آن است و یکی از کارآیی‌های هوا همین است که می‌فرمایید. موفق باشید

نمایش چاپی