بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
8214
متن پرسش
سلام علیکم حاج آقا بنده بالعکس سوال 8195 شده ام . با توجه به سیر معرفتی شما . دختری هستم که نگاه می کنم به فرم لباس پوشید ن خودم یعنی ظواهر برایم مهم نیست . به این صورت که در هنگام بیرون رفتن سعی می کنم تا حد امکان ساده باشم مثلا در جوراب پوشیدن خوب دقت می کنم چون جوراب رنگ پا باعث می شود که خودم از خودم خوشم بیاد پس مشکی می پوشم .حس می کنم این باعث تقویت نفس اماره می شود اگر زیبایی را درنظر بگیرم . آیا این صدمه به روحیات بنده در آینده نمی زند. یعنی با این اوصاف اگر تعریف از خود نباشد خیلی رعایت می کنم و سعی می کنم هیچ وقت با آرایش در خیابان حضور پیدا نکنم شاید جوانی نگاه کند و من گناهوار شود.به نظر شما تا این حد رعایت صحیح است؟حتی از نظر درسی و استعداد هم بالا هستم اما ابراز نمی کنم شاید جنبه غرور و برتر طلبی برایم پیش بیاید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: یک خانم جوان در عین آن‌که باید عفاف و حجاب خود را به عالی‌ترین شکل رعایت کند نباید نشاط جوانی را نادیده بگیرد. چه اشکال دارد در عین رعایت حجاب کامل روسری و یا مغنعه‌ی او نیز کدر نباشد و یا مانتوی او در زیر چادرش خوش‌تیپ و زیبا باشد؟ یک بار به عنوان معلمان دینی خدمت حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌‌علیه» رسیدیم و سؤال این بود؛ آیا ما که درس دینی می‌دهیم می‌توانیم حقوق هم بگیریم؟ فرمودند: برای خدا درس بدهید حقوق هم بگیرید. حال شما برای ابراز نعمت استعداد خود، آن را ابراز کنید و مواظب باشید مغرور نشوید بلکه به حکم اظهار نعمت الهی این کار را انجام دهید چون خدا به پیامبرش فرمود: «وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ» و نعمت‌هاى پروردگارت را بازگو کن‏. موفق باشید
28238
متن پرسش
سلام مجدد استاد: سوال قبلی که برایتان فرستادم ، به این منظور بود که برخی بسیار درگیر زدن آقامیری هستند ، نه به طرز نقد ، بل به طرزی غیر اسلامی. اخیرا مباحثی در فضای مجازی مطرح شده که نویسنده به زعم خود دارد ثابت می‌کند که اقا میری عاقبتش به شر خواهد بود صددرصد! خب ما می‌بینیم حرفهای غیر حکیمانه را دارند با حرفهای غیر حکیمانه پاسخ می‌دهند! و همین ضرر افزودن بر ضرر است. برعکسش رفتار آقای دکتر رفیعی بود که دیدیم. وگرنه بحمدلله ، بحمدلله ، ما با رفقایمان در تهران ، حدودا ۷ سال پیش نشستیم و طبق کتاب معاد حضرتعالی ، (به سادگی) مبنای غلط نظرات ایشون رو در مورد معاد نقد کردیم و ایرادات رو به کلی با هم بررسی کردیم و دوستان هم به خوبی استقبال کردند. ولی این طرف بوم افتاده هم کم نیستند استاد. همیشه مشکل داشتیم از افراط و تفریط به همین خاطر بنده مجبور بودم و هستم به شخصی بگویم آقای آقا میری اکثر صحبتهاشان مبنا ندارد و قابل نقد است، به شخصی دیگر بگویم : درست است که نقد فراوانی به صحبتهایش داریم ، ولی این دلیل و حجت بر این نیست که اولا به راحتی مورد لعن قرار بدهید و به راحتی از جرگه انقلاب بیرون بیندازیم. ما از حضرتعالی آموختیم انقلاب وسعت و صدر سعه اش بیش از این است که از ایشان هم سخت تر گرفتار اشتباهات را در بر خود نگه داشته و ناگاه بیدار کرده. لذا در این پیامم ، می‌خواستم در مورد این مساله توضیح بفرمایید که آیا بنده اشتباه می‌کنم؟ یا حواسم به چه نکاتی باشد در مواجهه با این دو نوع تفکر که یکی آقا میری را خدا می انگارد و دیگری فحش و لعن؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد بحمداللّه خداوند به برکت خون شهدا و صداقت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و مقام معظم رهبری «حفظه‌اللّه» نوری را به ظهور آورد که اگر ما با افرادی که معاند نیستند و اشتباه دارند، درست مواجه شویم لایه‌های پنهان انقلاب اسلامی به ظهور می‌آید. آری! سعه‌ی صدری که نیاز امروز است از نان شب برای ما واجب‌تر است. موفق باشید  

24230
متن پرسش
سلام استاد: نماز روزه هاتون قبول. مصاحبه آقای مهدی نصیری با میلاد دخانچی در برنامه سختانه رو دیدم. ایشون مطالبی رو مطرح میکنن که خواستم نظرتون رو دربارش بپرسم. ایشون معتقدن با توجه به سیطره مدرنیته تحقق تمدن اسلامی تراز در زمان غیبت ممکن نیست و ما میتونیم به صورت نسبی و درصدی از اون مثلا ۵۰ درصدش رو در زمینه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... محقق کنیم. در ادامه وقتی مجری در مورد اشتباهات گذشتشون می پرسه ایشون جواب میدن باید سطح آرمان گرایی و اون چه رو که به مردم قول می دیم که می تونیم انجامش بدیم رو، پایین می آوردم و واقع گرا با مسائل روبرو می شدم و مثال می زنن اگه به اون زمان برگردن دیگه روی نفی ربا در نظام بانکداری مانور نمی دادن چون الآن ربا رو جز جدا نشدنی از بانکداری مدرن می دونن. ایشون اضافه می کنن اتفاقا ما باید به مردم واقعیت رو بگیم و اعلام‌ کنیم ما قادر نیستم تماما اقتصاد اسلامی یا نظام آموزشی اسلامی و ... داشته باشیم و بگیم قراره نسبتی از اون اجرا بشه. ایشون این دیدگاه رو نه استحاله و نه پشیمانی بلکه راهگشا، تکمیلی و اصلاحی برای انقلاب و جمهوری اسلامی می دونن. لینک مصاحبه ایشون رو هم براتون می فرستم. (صحبت های بالا مربوط به نیمه دوم گفتگو است.) https://www.aparat.com/v/fjag7 پیشاپیش ممنون. التماس دعا. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:می توان از جهتی با آقای نصیری همراه بود از آن جهت که ما هنوز در متن مدرنیته تنفس می کنیم ولی فراموش نکنیم که رویکرد فرایندی انقلاب بسوی اهدافی است  که آن عبور از مدرنیته است. موفق باشید.

23990

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: کجا دانند حال ما .... الان که این درد دل رو خدمت شما عرض می کنم اشک از چشمانم سرازیر است. پس از دو ماه انتظار برای شنیدن ادامه جلسات فصوص متوجه شدم که ظاهرا این جلسات تعطیل شده و نفس ما بریده شده. راستش خودم هم از شدت حس دردی که از این خبر به قلبم وارد شده در تعجبم. حسرت و افسوس ... دارم به گناهانم فکر می کنم که چه کردم که خدا این رزق زلال رو از ما گرفت. چه مصیبت سنگینی! ربنا افرغ علینا صبرا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم جای نگرانی نباید باشد، زیرا بنا شد رفقایی که مایل‌اند مباحث فصوص را دنبال کنند، نام نویسی کنند تا صوت مباحث فصوص که قبلاً انجام شده است؛ در اختیارشان قرار گیرد. در ثانی: آیا بحث سوره‌ی فتح که بنا شد ادامه یابد، در همان راستا، جان و دل را مورد خطاب قرار نمی‌دهد؟ موفق باشید

23835

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من سوال کننده ی سوال ۲۳۸۲۵ هستم. در مورد فهمیدن اعجاز قرآن شما من را به تدبر در قرآن سفارش کردید می شود منطورتان از تدبر را بیشتر توضیح دهید؟ یعنی کتاب های تفسیر مثل المیزان را بخوانم؟ (که خب زمان خیلی زیادی طول می کشد) من خود ترجمه ی قرآن را که می خوانم چیز زیادی متوجه نمی شوم. مثلا منظور قرآن از اینکه شب و روز را آیه و نشانه معرفی کرده متوجه نمی شوم . مطلب دیگر در سوال شماره ۱۰۹۵۵ شما به فرد سوال کننده که مشکلی شبیه به مشکل من داشت فرمودید: سعی کنید با سلوک قلبی مسایل تان را حل کنید که دیگر جای این گونه شبهات نباشد. دین برای من از لحاظ قلبی اثبات شده است یعنی من به مسائلی مثل خدا و رحمانیتش و هدایت گری اش و اینکه هدف انسان کمال است و باید زندگی خود را صرف رسیدن به این هدف که همان قرب الهی است بکند از لحاظ قلبی ایمان دارم و شکی برایم‌ نیست. (در واقع تا کنون هرچه که از معارف اسلام خواندم بیشتر و بیشتر شیفته ی آن شدم و کاملی و بی نقصی او را درک کردم) و سعی می کنم تمام جهات زندگی ام از جمله درس و شغل و ازدواج و‌.. را در این راستا قرار دهم. اما بعضی مواقع عقلم با دلم همراه نمی شود و سر به زنگاه (مثلا در زمان امتحانات دانشگاه که فشار فکری و ذهنی زیاد روی من هست) در مورد مسائل خیلی ریشه ای مثل توحید و اصلا اینکه دین کامل است یا فقط یک ادعاست و.... شک و شبه برایم ایحاد می کند و اینقدر از درون من را به هم می ریزد که توان هر کاری را از دست می دهم و حتی بعضی مواقع آنقدر بر من سخت می‌گذرد از جهت این شبه ها که پشیمان می شوم از اینکه در معارف دینی دقیق شدم و سعی کردم زندگی ام را بر اساس آن تنظیم کنم و حتی تصمیم می گیریم دیگر مثل بقیه ی اطرافیانم بیخیال دین و اسلام فقط یک زندگی عادی داشته باشم. اما وقتی چند روز می گذرد و اوضاع آرام می شود اصلا دیگر آن شبه ها برایم مطرح نیست و به نظرم اصلا هم نیاز به فکر و تحقیق ندارد. به نظر شما تکلیف من چیست؟ آیا باید در مورد تمام مسائل ریشه ای تحقیق کنم؟ (که در این صورت باید کتاب های حوزوی بخوانم مثل اثبات اینکه اسلام یک دین جغرافیایی نیست و...) و عقلم را مسلح کنم به دلایل منطقی یا اینکه نسبت به این حالت ها بی اعتنا باشم؟ بعضی مواقع این فکر به سرم می آید که شاید اصلا وظیفه ی دینی من این باشد که در مورد مسایل ریشه ای تحقیق کنم و اگر این کار را نکنم فردای قیامت ایمانم از من پذیرفته نمی شود. ممنون میشم اگر من را راهنمایی کنید و از این برزخ نجاتم بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این می‌تواند حالت خوبی باشد که انسان در بین قبض و بسط قرار می‌گیرد و از زمره‌ی عطایای الهی است که حضرت حق می‌خواهد با تعمق بیشتر، انسان متوجه‌ی آموزه‌های دینی شود. به هر حال باید برنامه‌ریزی کنید تا هرچه بیشتر با دینِ خدا آشنا گردید. لااقل سری به سیر مطالعاتی سایت بزنید و از آن‌جا یعنی با مباحث «معرفت نفسی» شروع کنید تا آرام‌آرام ورودِ به قرآن و تدبّر در آیات الهی برایتان پیش آید. عجله نکنید، ولی پشتکار داشته باشید. موفق باشید

23696

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز: ناظر به سوال ۲۳۶۸۰ که از خدمتتان پرسیدم، عرض کردم حقیر عازم هویزه هستم منتها برای اردوی جهادی (هجرت) نه برای خادمی. یکی از روستاهای اطراف هویزه. در بخش فرهنگی (کار با نوجوانان) ان شاء الله مشغول می شوم. لطفا بفرمایید روی چه موضوعی با آنها کار کنم و اصلا قالب کار چه باشد؟ بازی، حلقه مباحثاتی و ...؟ ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فهمیدم! خواستم اصل مطلب را بگویم به همین جهت در متن جواب شوق حضور در هویزه را دامن زدم تا شما جوانان آن دیار را نیز متوجه‌ی آن مضجع بنمایید و آن‌ها متوجه شوند چه زیارتگاه مهمی در کنار خود دارند. از آن گذشته، بحث کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی» و کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» می‌تواند مطالبی را با آن‌ها در میان آورد. موفق باشید 

23595
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: ۱. استاد جان در پاسخ سوال ۲۳۵۴۰ فرمودید که غضب از نظر فلسفی همان عدم رحمت می باشد. خواستم بپرسم اگر عدمی است چگونه می تواند منشا آثار باشد؟ ۲. استاد جان آیا می توان گفت هم جنود عقل و هم جنود جهل هر دو وجودی هستند و انسان وظیفه دارد جنود عقل را در خود ملکه کند و جزیی از نفس خود کند و جنود جهل را نیز با رویکرد الهی در نفس ایجاد کند مثلا غضب رحمانی را در نفس خود ایجاد کند؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عدم، در نسبتِ با احوالات انسان طوری است که هرکس نداشتن را احساس می‌کند و آن علم و احساس به نداشتن می‌تواند منشأ اثر باشد زیرا به قول جناب ملاصدرا: دیگر علمِ به عدم است و نه خود عدم. ۲. همین‌طور است و غضب رحمانی همانی است که پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» با آن در مقابل دشمنان اسلام ایستادند و آن‌ها را به دَرَک واصل کردند. موفق باشید

23507
متن پرسش
با عرض سلام استاد گرامی: ببخشید سوالی داشتم خدمت شما علامه بزرگوار در تفسیر المیزان درباره آیه «الیه یصعد الکلمه الطیب و العمل الصالح یرفعه» می فرمایند آنچه خودش به سمت خدا بالا می رود، کلمه طیب و علم است و عمل صالح آن را کمک می کند. و این بر خلاف عقیده بسیاری از مردم است. چون که مردم و همچنین بنده تا الان تصورم این بود که آنچه مهم است عمل است. علامه جای دیگر می فرماید: این آیه در باب عمل صالح و «علم نافع» کلامی است جامع و می فهماند که کار هر کلام نیکو یعنی اعتقاد حق، این است که به سوی خدا صعود کند... و کار عمل صالح این است که این اعتقاد و علم حق را در بالا رفتن کمک کند... و قلب توجه خود را بین علم و چیزهای دیگر تقسیم نکند. پس هرقدر خلوص آدمی از شک و خطوات شیطان کاملتر شد، صعود و ارتفاع علم بیشتر می شود! استاد آیا عمل، علم و اعقادات حقه را صعود می دهد؟ و همچنین سوال اصلی و اساسی این است که این علم چه علمی است؟ چه دانش و آگاهی است که عمل او را کمک می کند!!؟ آیا همه عقاید حقه شیعه است؟ آیا فقط معرفت نفس است؟ معاد است؟ علوم تجربی است؟ یا....
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عقیده‌ی پاک یعنی عقیده‌ای که هیچ انگیزه‌ای جز رجوع به حضرت حق در آن نیست و طبیعی است که به خودی خود، جهت حقّانی دارد و به سوی حق صعود می‌کند. آری! عمل مطابق آن عقیده موجب به فعلیت‌یافتن و به تفصیل‌یافتنِ هرچه بیشتر آن عقیده می‌شود. موفق باشید

23505
متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و ادب و احترام و تسلیت به مناسبت شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها خدمت شما استاد گرامی. ضمن تشکر از بیان زیبا و ساده و قابل فهم شما در مورد برهان صدیقین، چند سوال از محضرتان دارم: ۱. تعریف دقیق «عین یک چیز» چیست؟ ۲. در اول فایل برهان صدیقین ۵ فرمودید ابر عین آب نیست برای همین تمام می شود. خوب یک لیوان آب هم در اثر تبخیر تمام می شود پس آیا آن هم عین آب نیست؟ پس عین آب چیست؟ ۳. با توجه به اینکه اکثر اصلها و قوانین استثنا دارند، از کجا مطمئن شویم که این اصل که می گوید «کل ما بالعرض لابد ان ینتهی الی ما بالذات» در مورد هستی هم صادق است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ذات یک شیئ به اعتبار خودِ آن شیئ است و نه آن‌چه در حواشی آن قرار می‌گیرد ۲. قاعده‌ی مذکور، خودش شاهد خودش است زیرا هر «مابالعرضی» به اعتبار بالعرض‌بودنش بما بالذاتی منتهی می‌شود. موفق باشید

23280
متن پرسش
سلام استاد: در یکی از دروس صوتی تون شنیده بودم که می فرمودید کتاب «این است مذهب من» از گاندی، که کتاب خوبی بود و ازش تعریف کردید ولی گفتید که حیف دیگه چاپ نمیشه... خواستم عرض کنم که در آدرس زیر کتاب الکترونیکی اش با قیمت 4000 تومان موجود است. https://www.ketabrah.ir/کتاب-این-است-مذهب-من/book/30442 همچنین یک سوال هم داشتم بیزحمت: کتاب بهاگاواد گیتا رو خواندید یا شنیدید؟ خود گاندی این کتاب رو مرجع روحانیش میدونه. منم یکم خوندمش. به نظر خوب و کاربردی میاد و جمله معصوم (ع) رو یادم می اندازه که می فرمود: حکمت رو یاد بگیرید حتی از منافق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر از آدرسی که برای کتاب مذکور ارائه فرمودید. در مورد کتاب‌های فرهنگ شرق، آقای دکتر شایگان می‌فرمایند من و آقای دکتر حسین نصر، کتاب‌های حکمت هندی را ترجمه می‌کردیم و برای علامه‌ی طباطبایی می‌خواندیم و ایشان سختْ علاقه‌مند به آن‌ها بودند و در بسیاری موارد آن را تأیید می‌کردند. بنده هم بعضاً از آن کتاب‌ها از جمله «اوپانیشادها» استفاده کرده‌ام. موفق باشید

21840
متن پرسش
سلام استاد عزیز: 1. با جوانان ۱۳ _ ۱۵ساله چه مباحث و کتبی را باید کار کرد؟ ۲. به نظرتون این مباحث برای جوانان و کسانی که در وادی شما نیستند سنگین نیست و گفتنش سخت نیست؟ چون اکثرا سطحی نگر بار اومدن. چه طور باید با جوان ارتباط گرفت؟ ۳. با چه بحث و در چه زمینه باید شروع کرد؟ لطفاً کمی راهنمایی ام کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 3- کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «چه نیازی به نبی» و کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» موضوعاتی دارد که می‌شود با جوانان در میان گذاشت 2- باید در ابتدایِ امر با توضیح زبانی، مباحث را برای آن‌ها مطرح کرد، نه آن‌که آن‌ها را به کتاب ارجاع دهید. موفق باشید 

21540
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: نقل شده که اگر امام خمینی «ره» در همان اوایل نهضت یعنی سال 42 به جای «مردم» گفتن!! فقط می فرمودند «خدا» همان سال 42 انقلاب محقق می شد. 1. آیا صحت این خاطره را که گویا از امام هم نقل شده را تأیید می کنید؟ به نظر شما این خاطره با دستگاه سلوکی و معنوی امام هم خوانی دارد؟ 2. اگر صحت آن را تأیید می فرمایید، آیا می توان نتیجه گیری کرد، که امام در سال 42 در مقام اخلاص «تام» و مقام توکل «تام» نبوده است؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم این سخن درستی باشد. مگر در قرآن نداریم: « وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى‏ وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبيلِ الْمُؤْمِنينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصيراً (115)/نساء) که یکی از انحرافات افراد پیروی‌کردن از راه غیر مؤمنین است به همان معنای مردم که حضرت امام بر آن تأکید دارند. موفق باشید

21269
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: طبق برداشت های قرآنی هدف متوسط حکومت اسلامی اجرای «عدالت اجتماعی» در سطح جامعه است و هدف نهایی «قرب الهی» است. سه سوال دارم: 1. بفرمایید چرا هدف متوسط حکومت اسلامی را عدالت نامیده اند و هدف نهایی را قرب الهی؟ ضروت این ترتیب چیست؟ 2. عدالت چه نقشی در قرب الهی انسان های مسلمان دارد؟ 3. آیا می توان در حکومت اسلامی در یک زمان توأمان به اقامه این دو هدف پرداخت یا خیر باید نخست عدالت را برقرار ساخت و بعد بستری سازی قرب الهی کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2- عدالت از آن جهت مقدمه است که دغدغه‌های تبعیض را از جامعه کم می کند تا انسان‌ها به هدف اصلی خود که همان قرب است، بپردازند 3- عموماً انسان‌ها در همان حدّی که در عدالت اقدام می‌کنند، در همان حدّ زمینه‌ی قرب در مقابل‌شان گشوده می‌شود. البته عدالت بیشتر با قناعت همراه است. موفق باشید

19875

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد روزتون بخیر: ببخشید استاد نظرتون در مورد آیت الله یعقوبی قائنی، شاگرد آیت الله انصاری همدانی چی هست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «سفینة الصادقین» ایشان را مطالعه کردم و در این رابطه ایشان را انسان دقیق و خوبی یافتم. موفق باشید

18809

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: برای نوجوان پانزده ساله کدام یک از کتابهای شما مفید است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی» و «آشتی با خدا» و تا حدی «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» إن‌شاءاللّه مفید هستند. موفق باشید

17981
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: شرمنده وقتتونو میگیرم. استاد من علاقه ای به انجام اعمال مستحبی یا شب زنده داری یا سیر و سلوک و... ندارم! من فقط میخوام همه ی عمرمو در راه کمک به انقلاب (مثلا در زمینه ی تولید علم یا دادن مقالات مربوط به تبیین نظرات انقلاب اسلامی درباره علوم غربی و رشته ی تخصصی خودم یا انتظاراتی که رهبر انقلاب از دانشجو ها و نخبگان دارن یا حتی یه کار کوچیک که ازم بربیاد) بذارم. حتی بعضی وقتا فکر می کنم اصلا هدف از زندگی من همینه... اگه هم یک ثانیه از این اهدافم دست بکشم احساس پوچی شدیدی بهم دست میده، درصورتی که اگه عمل مستحبی یا شب زنده داری نکنم چنین حسی ندارم! می خواستم بدونم الان وضعیت من چیه؟ چیکار باید بکنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر خوبی است ولی هر اندازه روح انسان از طریق عبادات با نور حق مرتبط باشد، راه و جهت رسیدن به اهداف الهی برایش گشوده‌تر می‌شود. موفق باشید

15684

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
معنای دقیق فتح باب، علم توحید، اهل معرفت، دقیقا چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌ها «چشیدنی» است و فوقِ مباحث فلسفی و کلامی است، چون بحثِ فتح باب در میان است. موفق باشید

15420

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: منظور از سایه در آیه زیر چیست؟ تفسیر المیزان را هم نگاه کردم منتها منظور را نفهمیدم. (و لله یسجد من فی السموات و الارض طوعا و کرها و ظلالهم بالغدو والاصال ): (هر آنچه در آسمانها و زمین است به رغبت یا کراهت و همچنین سایه هاشان در صبح و شام برای خدا سجده می کنند) ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور از «سایه» با نظر به ظاهر آیه، همین سایه‌ی اشیاء است که حتی سایه‌ها در مقابل خداوند خاضع‌اند. و از نظر باطن، «سایه» وجهِ منفیِ مخلوقات است که آن وَجه نیز بیرون از حاکمیت حق نیست هرچند انسان تصور کند در مقابل حکم خدا عصیان کرده است. موفق باشید

9281
متن پرسش
بنام خدای متعال و با سلام به استاد عزیز: 1- علامه در المیزان ذیل کدام آیه به طور مفصل بحث نبوت و رسالت و تفاوتهای آن دو را آورده اند؟ 2- قبل از نوح علیه السلام که رسالت و دینی نبوده انبیاء چه دستوراتی را برای مردم می آوردند؟ فرق دستوراتشان و اخبار غیبی که می آوردند و به مردم ابلاغ می کردند با اخبار و دستوراتی که رسولان مانند ابراهیم علیه السلام تحت عنوان شریعت می آوردند چیست؟ 3- انبیائی که بعد از رسولان می آمدند؛ انبائاتی که می گرفتند و به مردم ابلاغ می کردند همان شریعت رسول قبل از خودشان بوده یا چیز دیگری می گرفتند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فکر نمی‌کنم به طور مشخص علامه یک سر فصلی تحت عنوان تفاوت بین نبوت و رسالت در المیزان داشته باشند. اگر هم باشد بنده حضور ذهن ندارم، به‌خصوص که در قرآن آیات زیادی داریم که این دو واژه به جای هم به‌کار رفته‌اند و به اصطلاح متصادق‌اند. 2- شاید حالت اخلاقی داشته است که عدم رعایت آن عصیان محسوب نمی‌شده چون در آیه‌ی 17 سوره‌ی إسراء می‌فرماید: «وَ کَمْ أَهْلَکْنا مِنَ الْقُرُونِ مِنْ بَعْدِ نُوحٍ وَ کَفى‏ بِرَبِّکَ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبیراً بَصیراً» یعنی بعد از نوح است که هلاکت اقوام به جهت عصیان در مقابل حکم خدا مطرح است. 3- حتماً مطابق روحیه‌ی قوم و شرایط تاریخی هر پیامبری، انبائات متفاوت بوده. موفق باشید
6988
متن پرسش
ببخشید نظرتون درباره ی کتبی که غربیان راجع به انقلاب اسلامی نوشتند ، چیست ؟ انقلاب اسلامی فرهنگی است و به دنبال مطرح کردن نوع حکومتش نبوده ؟ آیا رویکرد نقد خانوم اعظم مجیدی نژاد ، برنده دهمین دوره جشنواره نقد کتاب ، در نقد کتبی که نویسندگان غربی راجع به انقلاب اسلامی نوشته اند ، صحیح است ؟ با تشکر. "www.ibna.ir/vdcao6n6a49nom1.k5k4.html"
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم حرف درستی است زیرا امثال اسپوزیتو نمی‌توانند ماورای نگاه مدرنیته، نگاهی به نظام‌های سیاسی دنیا داشته باشند و تصور کنند که نظام اسلامی در عین آن‌که یک نظام سیاسی است به همان اندازه فرهنگی است. موفق باشید
30896
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. در مورد تجربه گران زندگی پس از زندگی که می گویید اینها هنوز وارد برزخ نشده اند و کسی که بمیرد و وارد عالم بزرخ شود دیگر بازگشتی برای او نیست، برای آیت الله قوچانی (نویسنده سیاحت غرب) چطوری بوده است؟ (ایشون مردند و به عالم برزخ وارد شدند و دوباره برگشتند).
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انسان در ازای سلوک خود وسعتی می‌یابد که در عین حضورِ دنیایی‌اش حتی تا برزخ و قیامت، حضور و درک دارد. لذا رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌واله» می‌فرمایندکه «الآن قیامتی قائم». ولی در موضوع مورد بحث، روحِ آن شخص است که در اثر مشکلی که برای بدنش پیش می‌‌آید، از ارتباط با آن بدن تا حدّی آزاد می‌شود و نحوه تجردش، بیستر برایش حاضر می‌گردد. و این غیر از حضور در عالم برزخ و قیامت است. موفق باشید 

25430
متن پرسش
با عرض سلام و احترام: مدتی است متأسفانه برام عجیبه که یادم میره نماز بخونم! با اینکه حافظه ام هیچ مشکلی نداره و برای بقیه مسائل این مشکل رو ندارم و کاری رو فراموش نمی کنم. و هیچ وقت در عمرم نمازم رو ترک نکردم، ولی نمیدونم چرا چند وقتیه هر روز یادم میره نماز بخونم. به نظر شما دلیلش چیه؟ و چه باید کرد؟ متأسفانه چون فضای سایت عمومی است نمی تونم مسائلی که فکر می کنم در سوال مهمه درباره خودم توضیح بدم و از خداوند میخوام جواب من رو به قلب شما بندازه. خیلی ممنون بابت وقتی که میذارین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی را طوری شکل دهید که اهمیت نماز دیده شود و این به شرطی است که جایگاه نماز را در زندگی بشناسید. موفق باشید

25237

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: رابطه شما با علامه حسن زاده آملی رابطه درسی بوده یا اخلاقی؟ هم چنان که در مورد شما خوندم که هفته ای یکبار خدمت علامه حسن زاده می رسیدید. این رو می پرسم برای اینکه یکی از اساتید خیلی موفق که در چندین علوم صاحب نظر هستند از جمله برخی علوم ادبی در حال مطالعه برخی از آثار شما هستند. ایشون به یکی از دوستان گفته بودند بینید ایشان چطورند .
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر، تذکرات بود و گشودن افق‌های عرفانی و اُنس با شخصیت ملکوتیِ ایشان و نظر به سیره‌ی عالمان و عارفان بزرگ. موفق باشید

24385
متن پرسش
سلام: عرض ادب و احترام خدمت استاد گران قدر: جناب استاد بنده فکر می کنم با بررسی هایی اساتید گرانقدری چون شما و دیگر بزرگان و سیره بزرگان، آنچه که در جامعه فعلی رخ داده نشأت گرفته از نبود سه عنصر شخصیت حریت و تفکر است که محصول ناکارمدی دستگاه های تربیتی افراد، اعم از خانواده، نهاد های آموزشی و ... می باشد و با ایجاد این عناصر در فرد به عنوان عناصر اصلی تربیت و نیروی محرکه پیشرفت فرد حتی با نبود آموزش ها خود به سمت عقاید، درس، فکر، تلاش و همه مثبت ها البته با شرایط تربیتی و پرورشی گرایش که مد نظر شما و اساتید همچون استاد پناهیان هست می رود حال با این تفاسیری که مجمل بیان شد و سخنرانی رهبر انقلاب در تاریخ ۱۳/۴/۱۳۸۶ در دیدار با نخبگان و دیدار های دیگر که به کرات فرمودند در مهمترین نقش زن که آنچه در درجه اول اهمیت قرار دارد مساله خانواده است و دیگر در مورد تربیت فرزند و... می توان گفت که وظیفه اصلی زن تربیت فرزند و وقتش را صرف او و خانواده کردن است و در صورتی که فرصت اضافه آورد به فعالیت های اجتماعی دیگر به ترتیب اولویت بپردازد؟ ببخشید بابت اطاله کلام. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیز همین سخن درست است که رهبر حکیم و فرزانه‌ی انقلاب متذکر می‌شوند. مأوای حقیقی و اصلی یک خانم، خانه‌ی اوست می‌ماند که مواظب باشیم با یک جمله‌ی کلیشه‌ای که مثلاً زن باید در خانه‌ی خود بنشیند، او را از سایر فعالیت‌هایی که امروزه بعضاً در بیرون خانه است، محروم نکنیم. کتاب «زن و بازیابیِ هویت حقیقی» که حاصل بیانات رهبر معظم انقلاب است و کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» می‌تواند منشأ تفکر ما در این امر باشد. موفق باشید   

23115
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیزم: خدا حفظتون کنه. استاد ببخشید می خواستم بدونم این نتیجه گیری درست است یا خیر: «ظاهرا امروزه فیزیک دانان می گویند ذره بنیادین عالم انرژی می باشد و همه چیز از انرژی ایجاد شده است. انرژی وقتی تراکم پیدا می کند تبدیل به ماده می شود و انرژی کمتری از خودش صادر می کند و هرچه این تراکم کمتر می شود انرژی بیشتری از خودش صادر می کند. مثلا جامدات بیشترین تراکم را دارند و مایعات کمتر و گاز کمتر. آیا می توان گفت وقتی این تراکم از یه مرتبه ای کمتر شود موجود مجرد ایجاد می شود؟ در واقع ماهیت موجود مجرد حداقل در مراتب پایینش مثل نفس نباتیه و حیوانیه، انرژی می باشد که تراکم خیلی کمی دارد و انرزی بسیار زیادی به اطرافش آزاد می کند. انرژی هم که بنا بر نظر خود فیریک دانان مکان و زمان ندارد. در واقع انرژی یک طیف تشکیکی است که متراکم ترین حالت آن در جامدات است و کم تراکم ترین حالت آن مرتبه ای پایین از موجود مجرد. البته وقتی تراکم از یک حدی کمتر شود دیگر انرژی نخواهد بود و معلوم نیست چه چیزی است و این شاید در مراتب بالای وجود باشد.» اگر این حرف درست باشد قوانینی که قیزیک دانان در مورد انرژی ثابت کرده اند تماما در مورد مراتب پایین نفس جاری خواهد شد. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم انرژی هر اندازه هم که آزاد باشد، از ساحتِ کمّیّت بیرون نیست. در حالی‌که عالم مجردات به‌کلّی از ساحت کمّیّات بیرون است. شاید بتوان گفت انرژی آزاد، مرز بین ماده و مجرد باشد. موفق باشید

نمایش چاپی