بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20247

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: سن حضرت زهرا سلام الله علیها برای ازدواج (9 - 10 سال) خیلی کم نبوده؟! همین امروز مذهبی ها تصاویر داعشی ها با دختران این سنی رو منتشر میکنن و ازدواج در این سن رو غیر انسانی میدونن و مردم هم به صورت فطری نسبت به این کار احساس انزجار دارند!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در این امور، ملاک رشد جسمی است که در بعضی از نژادها و در بعضی از مناطق و در بعضی از زمان‌ها، متفاوت است. نباید آن را با مردم خودمان و در این زمان ارزیابی کرد. موفق باشید

20220
متن پرسش
با سلام: لطف بفرمائید چگونه بدن اخروی در قیامت شکل می گیرد؟ البته بنده از نظر ملاصدرا آگاهم ولی آن را قبول ندارم و آن اینکه نفس آن را ایجاد می کند. آیا نظر بهتری ارایه شده است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر کسی بتواند مقصد اصلیِ جناب صدرالمتألهین را بفهمد، عالی‌ترین نگاه و بنیادی‌ترین فهم را نسبت به بدن اخروی که منطبق بر آیات و روایات است، به میان آورده است. عرایضی بنده در این مورد در جزوه‌ی «نحوه‌ی حیات بدن اُخروی» داشته‌ام. البته فهم آن مبتنی بر فهمِ دستگاه فکری جناب صدرالمتألهین است. موفق باشید

19947
متن پرسش
استاد سلام: یه سوال پرسیدم و پاسخ دادین ولی برام حل نشد ۱. شبهه جناب ابن سینا، با عنوان بقاء موضوع، در رابطه با جسم نبود بلکه در رابطه با نفس بود، یعنی برای نفس حرکت جوهری قائل شدن رو رد کرده، اما شما جواب رو در رابطه با جسم دادین؟ ۲. خب اگه برداشت من اشتباه نباشه، باید اینطور جواب بدیم که نفس که از وجه من بودنش که ثابته، و حرکت برای وجه قوه و فعل اون هست، اینجا در جواب باید بگیم اگه نفس وحدت داره با جسم خودش، پس در عین حرکت جوهری، جسم همون جسم قبلیه چون اگه تغییر می کرد، نفس نمیتونست وحدت خودش رو باهاش حفظ کنه، الان استاد این تحلیل من درسته؟ اگر درسته پس میتونیم اینجوری تعمیم بدیم که تمام پدیده‌ها از نظر ماده بودن یک نفس دارن، مثل انسان که نفس داره، مثلا آب هم یک نفس داره، ولی میز به اعتبار ماده و درخت بودن یک نفس داره، پس این نفوس همون جسم خودشونو میخوان، پس لازمه حرکت جوهری ثابت ماندن هویت شی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ابن‌سینا برای جسم، نفس قائل نیست ولی متوجه است جسمِ انسان اگر حرکت جوهری داشته باشد دیگر این جسم، آن جسم نیست و به این اعتبار شخصی هم که متعلق به آن جسم است، آن شخص قبلی نمی‌باشد. موفق باشید

19761

بدون عنوان:بازدید:

متن پرسش
سلام 1- آیا مبارزه با استکبار در حالی که این همه فشار بر مردم وارد شود ، به مصلحت مملکت و مردم است؟ واقعا چه توجیهی دارد؟ رهبری در 14 خرداد 82 فرمودند : بزرگترین مبارزه با آمریکا ، خدمت به این مردم است. هركه مى خواهد با امريكا مبارزه اساسى كند، بايد به اين مردم خدمت كند. هر كه مى خواهد با دشمنان اين ملت مبارزه عملىِ كارآمد كند، با فساد مبارزه كند. 2- پس کو ؟ فقط تحریم هایش برای مردم آمد؟ مسئولین که فشارش را تحمل نمی کنند. حداقل مدیریت هم ندارید که تحریم ها کم اثر باشد، کشوری با این همه ثروت ملی و خدادادی طبق نقل هایی این است وضع ممکلت : 14 میلیون فقیر 6 میلیون بیکار 3 میلیون معتاد 14/5 میلیون مجرد و ......................... در فساد و اختلاس و آمارهای بد دیگر هم که در دنیا سرآمد هستیم. بانک تاسیس می کنند با شعبه های فراوان بعد از 25 سال لو می رود که مجوز ندارد . کدام قانون؟ قانون برای اقشار ضعیف و عامه مردم است که اقدام قاطع می کنند و در سوراخ موش هم که باشی مالیات و بدهی را از حلقومت می کشند بیرون. اما آن کله گنده ی فساد از کشور فرار می کند یا اصلا معلوم نیست آخرش با او چه کنند!؟ . اما حالا کسی کار سیاسی خلافی انجام دهد پدر او را بهترین شکل در می آورند ولو مرجع تقلید باشد. 3- چرا در زمینه های اقتصادی اینطور نیست؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جانا سخن از زبان ما می‌گویی. ولی متذکر باشید که همه‌ی این ضعف‌ها ریشه در کسانی دارد که مستقیم یا غیر مستقیم شیفته‌ی غرب و استکبارند و راهِ نجات ملت ما تنها با حفظ روحیه‌ی انقلابی و مبارزه با استکبار می‌باشد. موفق باشید

19134

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و تشکر فراوان: آیا عينيت اسماء الهي با ذات (صفات عین ذات) که متکلمین و فلاسفه شیعی به آن معتقدند با عینیت خالق و مخلوق در عرفان هم معناست؟ پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عینیت در هر حال به آن معنا است که معتَقداتِ ما توهمی نیست و تحقق خارجی دارد و برای فیلسوف و عارف و متکلّم، موضوع یکسان است. موفق باشید

19048

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرانقدر: لطفا نظرتان را راجع به این چهار مورد بگویید: ۱.نشست اخیر احمدی نژاد با خبرنگاران (۱۶.۱.۹۶) ۲. نامه مشائی به خاتمی و سخنان آقای مشائی که در حاشیه همین نشست در ارتباط با نامه نوشتن به آقای خاتمی که گفته بود: «آقای خاتمی مورد احترام است. او با دیگر سران اصلاح طلب تفاوت دارد. آقای خاتمی با احترام با مردم سخن می گفت. ایشان از چهره های محبوب کشور هستند ولی با آقای احمدی نژاد خیلی تفاوت دارد. کاش می شد آقای خاتمی در انتخابات شرکت کند و آقای احمدی نژاد هم بیاید و حالا هر کس دیگری می خواست.» ۳.نسبت به گروه جمنا و لیست کاندیدا ها و کاندید شدن آقای رئیسی و اهداف این گروه ۴. آقای جلیلی با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه بدهید در این موارد ورود نداشته باشم. شخصیت‌هایی که جمنا را تشکیل داده‌اند افراد قابل اعتمادی هستند. موفق باشید

18148
متن پرسش
سلام جناب استاد: در تعریف معروف حقیقت و واقعیت آیا واقعیت به گونه ای ظهور حقیقت است؟ و اگر واقعیت حجاب حقیقت باشد آیا ظهور حقیقت در مرتبه ی اسفل نیست که حجاب آن شده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که قبلاً عرض شد معنا و اشاراتِ این واژه‌ها را با توجه به کاربرشان در جملات می‌توان فهمید و لذا نمی‌توان به راحتی گفت واقعیت حجاب حقیقت است، زیرا حقیقت هم واقعیت است. موفق باشید

6787
متن پرسش
سلام استاد. زیارت قبول. استاد این که امام حسین علیه السلام بر سر نیزه قرآن تلاوت می کردند؛ سندیت تاریخی دارد؟تشکر
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: بله حتی آیاتی که حضرت قرائت فرمودند در تاریخ ثبت شده. گزارش زید بن ارقم- که گویای قرائت قرآن توسط سر مطهر در کوچه های کوفه است- را نقل می کنیم: آن گاه که سر حسین [علیه السلام] را به دستور عبیدالله بن زیاد در کوچه های کوفه می گرداندند، من در اتاقم- که مشرف به کوچه بود- نشسته بودم و ناگاه سر او را در حال عبور دادن دیدم که این آیه را قرائت می کرد: أم حَسِبتَ أنَّ أصحابَ الکهف و الرَّقیمِ کانوا مِن آیاتنا عجباً. با دیدن این صحنه مو بر بدنم راست شد و عرضه داشتم: ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله، به خدا سوگند سر تو عجیب تر و عجیب تر است. نیز بنا به نقل ابن شهر آشوب، آن گاه که سر مطهر را در کوفه نزد خزانه داران آویخته بودند، شروع به قرائت سوره کهف کرد تا به این آیه رسید: إنّهم فتیهٌ آمنوا بربّهم وزدناهم هدیً فلم یزدهم الا ضلالا و بر اساس نقل دیگر او، هنگامی که سر حضرت را بر درختی آویختند این آیه را از سر مطهر شنیدند که: وَ سَیعلمُ الذین ظَلموا ای منقلبٍ ینقلبون. قرائت قرآن توسط سر مطهر امام علیه السلام- همچون کوفه- در شام نیز تکرار گشت و همان آیات از سوره کهف، توسط سر مطهر قرائت شد. در جریان دیر راهب نیز آمده که راهب نصرانی پس از مشاهده نور ساطع از سر مطهر، با دادن چند درهم به مأموران، سر مطهر را گرفت و به داخل صومعه برد. و ناگاه صدایی شنید که می گفت: «خوشا به حال تو و به حال کسی که حرمت [صاحب] این سر را بشناسد». و او با شنیدن این صدا، دست به دعا برداشت و از خداوند خواست که آن سر با او سخن بگوید. که ناگاه سر مطهر آغاز به سخن کرد و فرمود: ای راهب، چه می خواهی؟ راهب گفت: تو کیستی؟ سر مطهر پاسخ داد: «من فرزند علی مرتضی و فاطمه زهرایم. من مقتول در کربلا و مظلوم و عطشانم». سپس ساکت شد. راهب صورت بر صورت امام علیه السلام نهاده و ملتمسانه می گفت: صورتم را برنمی دارم مگر آنکه بگویی شفیع من در قیامت خواهی بود. سر مطهر به سخن آمد که: به دین جدم درآی. و راهب بلافاصله شهادتین را بر زبان جاری کرد و مشمول وعده شفاعت امام علیه السلام شد. سـخـن گـفـتـن سـر مـقـدس امـام حـسـیـن عـلیه السلام در کتب معتبره مثل کتابهای بحار مرحوم مجلسی و کتاب منتخب طریحی و کتاب لهوف سید بن طاووس و کتاب ارشاد شیخ مفید نـقـل شده است. .-قرآن خواندن و سخن گفتن سر امام حسین ـ ع ـ با حارث‌بن‌وُکَیْدَه یکی دیگر از موارد قرآن خواندن سر مقدس ابی عبدالله علیه السلام مربوط به حوادث بین راه کوفه تا شام است، طبری امامی به نقل از حارث‌بن‌وُکَیْدَه، چنین نگاشته است: من از حاملان سرِ حسین بودم که شنیدم سر، سورة کهف را می‎خواند. در خود شک کردم که من صدای ابی‎عبدالله را می‎شنوم. به من گفت: ای پسر وکیده، آیا دانستی همة ما ائمه زنده هستیم و نزد پروردگارمان روزی می‎خوریم؟ با خود گفتم: سر را سرقت کنم. فرمود: ای پسر وُکَیْدَه، این کار برای تو ممکن نیست. (گناه) ریختن خونم نزد خدا بزرگ‎تر از حمل سرم است. رهایشان کن، زمانی که غُل‎ها و زنجیرها در گردن‎هایشان باشد و بر رو (به سوی جهنم) کشیده شوند، خواهند دانست.( محمدبن‌جریر طبری، دلائل‌الامامة، ص78 و همو، نوادر المعجزات، ص 110 ـ 111. موفق باشید
32740
متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز: چند صباحی است از حضورتون فیض نبردم. اما چند سحری پای رکابتون در پیاده روی و بعضا جلسه ها تون را بودم و جواب خیلی سوال ها رو حضوری پرسیدم. اما یک مسئله مهمی که واقعا امروزه دارد اذیت میکنه من و امثال من و در نگاه وسیع تر کل جامعه را گسستگی اقتصادی و کوچک شدن سفره مردم و عصبانی شدن مردم از شرایط که بنظرم خیلی خطرناک هستش و متاسفانه متاسفانه علی‌رغم قسم هایی که خوردیم تو محافل و جوامعه ای که حضور داشتیم رو شخص آقای رئیسی واقعا انتظارها براورده نشده و باور کنید تو جوامع مایه سرکوب ما شده و ما جوابی نداریم. وزیر وعده خودرویی در سال جدید میده و حالا برعکسش رو فرمان میده. یک وزیر دیگه حرف از وامهای بدون ضامن میزنه ولی هر بانکی تسهیلاتش فرقی نکرده بعضا سخت تر شده و از این دست رفتارها زیاد هستش. البته شاهد هستیم یک اقداماتی میکنه ولی واقعا جواب گوی بازار و مردم نیست. مردم واقعا نگران هستند و متاسفانه عصبانی. دیگه انگار تاب و تحمل ندارند. اما شما و امثال شما چقدر در کشور هستید؟ چند ملیون از جمعیت کشور را مهیا برای شرایط سخت از هر نوعش کردید؟ اگر در این دولت اتفاقاتی رقم نخوره چطور می‌توان حرف حاج قاسم را به عمل رساند که فرمود ایران حرم اهل بیت است مواضب باشید آسیب نبیند. واقعا اگر صدایتان به بالا می‌رسد صدای مردم را برسانید. سنگر مردم خالی از آذوغه شده اگر بهشون نرسید خط میشکنه و اگر خط شکست.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به تجربه سالیانی که در متن انقلاب و در امور اجرایی داشته‌ام می‌توانم خدمت جنابعالی عرض کنم همه آنچه این روزها با آن روبه‌روئیم بنا بود پیش آید. ولی با دولتی که خود را در مقابل چنین مشکلاتی می‌باخت و تسلیم می‌شد. و این‌جا است که به مدد الهی مردم، با انتخاب جناب آقای رئیسی موجب شدند تا دولت، با روحیه‌ای انقلابی با این امور و معضلات روبه‌رو شود و مطمئناً از آن‌ها ما را عبور می‌دهد همان‌طور که حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» با روحیه انقلابی و با توکل به خدا ملت را از معضل جنگ عبور دادند و تجربه‌ای شد برای عظمت تاریخیِ ملت ایران. یقیناً ما نیز در این شرایط با پیروزی‌هایی که برای انقلاب پیش می‌آید از مشکلِ جنگ اقتصادی نیز به صورت مبنایی عبور خواهیم کرد، همان‌طور که اخیراً ملاحظه کردید وزیر کشاورزی نسبت به آرد مراکز صنعتی در حال برنامه‌ریزی اساسی می‌باشند که از این جهت مشکل قاچاق در این مورد خاص مرتفع خواهد شد، إن‌شاءالله. و این تجربه‌ای می‌شود برای سایر اموری که به جهت یارانه‌ای بودن، عملاً این مردم هستند که از یارانه محرومند و نه قاچاق‌چیان. هنر مردم آن است که به گفته رهبر معظم انقلاب:  «واقعاً هم جفای به مردم است، هم جفای به کشور است، هم جفای به انقلاب است، اگر امروز کسی بخواهد مردم را ناامید کند و احساس بن‌بست را به مردم القاء کند و بخواهد روحیه‌ی مردم را بشکند و اراده‌ی مسئولین را تضعیف کند.» ( ۱۴۰۱/۰۱/۲۳) و بی‌حساب نیست که رهبر معظم انقلاب در سخنان اخیرشان با دانشجویان در رابطه با امید نسبت به آینده فرمودند: «البتّه بعضی از نسل‌های گذشته‌ شما اینجا کم آوردند، در این مورد کم آوردند و دچار خطا شدند؛ یعنی آنجایی که نبایستی مأیوس بشوند، نباید ناامید بشوند، ناامید شدند، و این ناامیدی آن‌ها را از میدان خارج کرد، و بعضی‌هایشان هم بدجوری خارج شدند! حالا بعضی‌ها فقط خارج شدند امّا بعضی‌ها علاوه بر خارج شدن از میدان مبارزه‌ انقلابی، هم‌صدای با دیگران هم شدند. خب پس این توصیه‌ اوّل من: مواظب باشید به افق پشت نکنید، به قلّه پشت نکنید، همیشه به سمت قلّه و به سمت افق روشن حرکت کنید.» فرمودند:« توصیه‌ من به شما دانشجوها پرهیز از انفعال و ناامیدی است؛ مواظب باشید؛ یعنی مواظب خودتان باشید، مواظب دلتان باشید، مواظب باشید دچار انفعال نشوید، دچار ناامیدی نشوید. شما باید کانون تزریق امید به بخشهای دیگر باشید. بله، نابسامانی‌هایی در بخشهای مختلف وجود دارد امّا این نابسامانی‌ها غیر قابل رفع است؟ ابداً؛ اینها قابل رفع است. مدیران خوبی هستند، وجود دارند، ان‌شاءاللّه می توانند، می کنند، کما اینکه تا حالا خیلی از کارها انجام گرفته. موفق باشید

32695
متن پرسش

جناب استاد طاهر زاده با عرض سلام و احترام: برای توکل کردن به حضرت حق در امور دو دیدگاه در ذهن خود دارم: اولی همان دیدگاه توحیدی و باور همه کاره بودن خداوند و بقول جناب مولوی: «چون‌که رخنه نیست در عالم پدید /  خیره یوسف‌وار می‌باید دوید» و دومی همان داستانیست که از حضرت پیامبر موقع بستن زانوی شتر نقل کرده اند همانکه جناب مولوی می فرمایند با «توکل زانوی اشتر ببند». هر چه می اندیشم برای مورد دوم هیچ سنخیتی با مورد اول نمیابم و در ذهن خود به تناقض رسیده ام و بنظرم در این مورد حق با صحابه‌ ی پیامبر است وقتی داریم کارهایمان را حتی در کارهای جزئی مثل بستن زانوی شتر یه درستی و محکمی انجام می‌دهیم دیگر چه جایی برای توکل باقی می ماند؟ مثلا به طور خاص اگر در امر تصمیم برای ازدواج وقتی هیچ شرایطی حتی شرایط حدااقلی (مسکن و درآمد مطمئن) را نمی توان به طور محکم و جدی فراهم کرد پس نباید ازدواج کرد و توکل نوعی توهم ذهنی است! جناب استاد لطفا جهت حل این تناقض بنده را یاری بفرمایید. با کمال تشکر از لطف حضرت عالی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهانی که در آن زندگی می‌کنیم ظرفیت آن را دارد که نیازهای منطقی ما را جواب دهد و از این جهت تلاش می‌کنیم هرچند در ابتدای امر رخنه‌ای به چشم نیاید. از طرف دیگر در این جهان و همراه با این تلاش‌ها با هرکاری که روبه‌رو شدیم باید احتیاط‌های لازم را در حدّ توان خود انجام دهیم تا در عین حضور در جهان با ظرفیت‌های خاص و امید به گشوده‌شدن راه، با بی‌باکی جلو نرویم. موارد زیادی پیش آمده که بعضی‌ها پس از گشوده‌شدن رخنه‌ها با بی‌باکی عمل کردند و زانوی اشتر را نبستند و به مشکل افتادند. موفق باشید    

25068

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: مگر رابطه خویشاوندی با پیامبر (ص) به تنهایی چه اندازه برتری است که امام حسین (ع) و پس از آن حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) از این رابطه برای نشان دادن برتری خود نسبت به یزید استفاده می کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! رابطه‌ی خویشاوندی به تنهایی مهم نیست، ولی چون اهل سنت نیز این روایت را از پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» قبول دارند که احترام به یک فرد با احترام به خانواده‌ی او محقق می‌شود؛ حضرت می‌خواستند از این جهت آن‌ها را متذکرِ انحراف‌شان بنمایند. موفق باشید

24538

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و تسلیت به جهت فوت فرزند گرامی استاد و معلمی دلسوز آقای طاهرزاده هم اکنون در حرم امام رضا دعاگویتان هستم. استاد من مباحث انقلاب اسلامی شما و شاگرد بزرگوارتان حجت الاسلام سید محسن موسویان را دنبال می کنم و به تازگی یه مبحث درباره انقلاب اسلامی از استاد موسویان گوش دادم که یکجای از صحبتشان گفتند روح انقلابی در میان بسیجیان و سپاه به میان آمده و یک مثال برایش ذکر کردند که تا مرزها دست بچه های سپاه افتاده امنیت برقرار شده و موقعی که دست نیرو انتظامی و ارتش بوده است به دلیل نداشتن روحیه انقلابی در این ارگانها مرز امنیت نداشته و الان که دست سپاه و بسیجیان افتاده امنیت برقرار شده (و اما استاد انتقاد من این است که من خودم سرباز نیرو انتظامی بودم و به عینه مشاهده می کردم که چه افراد مومن و متعهد انقلابی و با گذشت در این ارگان هستند) لطفا استاد اگر حرف استاد موسویان درسته برایم تبیین کنید که از چه منظری به این نتیجه رسیده (صلوات)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته می‌توان در بعضی موارد آن حرف را زد ولی حقیقتاً بزرگان ارتش به اقرار آقایان سردار رضایی و صفوی نقش بسیار مهمی در به نتیجه‌رساندنِ عملیات داشتند و این تنها در حدّ شهید بزرگوار صیادا شیرازی نبود. و در همین رابطه سربازانِ جان بر کفی را داشتیم که در کنار بسیجیان حماسه آفریدند. موفق باشید

24385
متن پرسش
سلام: عرض ادب و احترام خدمت استاد گران قدر: جناب استاد بنده فکر می کنم با بررسی هایی اساتید گرانقدری چون شما و دیگر بزرگان و سیره بزرگان، آنچه که در جامعه فعلی رخ داده نشأت گرفته از نبود سه عنصر شخصیت حریت و تفکر است که محصول ناکارمدی دستگاه های تربیتی افراد، اعم از خانواده، نهاد های آموزشی و ... می باشد و با ایجاد این عناصر در فرد به عنوان عناصر اصلی تربیت و نیروی محرکه پیشرفت فرد حتی با نبود آموزش ها خود به سمت عقاید، درس، فکر، تلاش و همه مثبت ها البته با شرایط تربیتی و پرورشی گرایش که مد نظر شما و اساتید همچون استاد پناهیان هست می رود حال با این تفاسیری که مجمل بیان شد و سخنرانی رهبر انقلاب در تاریخ ۱۳/۴/۱۳۸۶ در دیدار با نخبگان و دیدار های دیگر که به کرات فرمودند در مهمترین نقش زن که آنچه در درجه اول اهمیت قرار دارد مساله خانواده است و دیگر در مورد تربیت فرزند و... می توان گفت که وظیفه اصلی زن تربیت فرزند و وقتش را صرف او و خانواده کردن است و در صورتی که فرصت اضافه آورد به فعالیت های اجتماعی دیگر به ترتیب اولویت بپردازد؟ ببخشید بابت اطاله کلام. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیز همین سخن درست است که رهبر حکیم و فرزانه‌ی انقلاب متذکر می‌شوند. مأوای حقیقی و اصلی یک خانم، خانه‌ی اوست می‌ماند که مواظب باشیم با یک جمله‌ی کلیشه‌ای که مثلاً زن باید در خانه‌ی خود بنشیند، او را از سایر فعالیت‌هایی که امروزه بعضاً در بیرون خانه است، محروم نکنیم. کتاب «زن و بازیابیِ هویت حقیقی» که حاصل بیانات رهبر معظم انقلاب است و کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» می‌تواند منشأ تفکر ما در این امر باشد. موفق باشید   

23696

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز: ناظر به سوال ۲۳۶۸۰ که از خدمتتان پرسیدم، عرض کردم حقیر عازم هویزه هستم منتها برای اردوی جهادی (هجرت) نه برای خادمی. یکی از روستاهای اطراف هویزه. در بخش فرهنگی (کار با نوجوانان) ان شاء الله مشغول می شوم. لطفا بفرمایید روی چه موضوعی با آنها کار کنم و اصلا قالب کار چه باشد؟ بازی، حلقه مباحثاتی و ...؟ ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فهمیدم! خواستم اصل مطلب را بگویم به همین جهت در متن جواب شوق حضور در هویزه را دامن زدم تا شما جوانان آن دیار را نیز متوجه‌ی آن مضجع بنمایید و آن‌ها متوجه شوند چه زیارتگاه مهمی در کنار خود دارند. از آن گذشته، بحث کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی» و کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» می‌تواند مطالبی را با آن‌ها در میان آورد. موفق باشید 

23115
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیزم: خدا حفظتون کنه. استاد ببخشید می خواستم بدونم این نتیجه گیری درست است یا خیر: «ظاهرا امروزه فیزیک دانان می گویند ذره بنیادین عالم انرژی می باشد و همه چیز از انرژی ایجاد شده است. انرژی وقتی تراکم پیدا می کند تبدیل به ماده می شود و انرژی کمتری از خودش صادر می کند و هرچه این تراکم کمتر می شود انرژی بیشتری از خودش صادر می کند. مثلا جامدات بیشترین تراکم را دارند و مایعات کمتر و گاز کمتر. آیا می توان گفت وقتی این تراکم از یه مرتبه ای کمتر شود موجود مجرد ایجاد می شود؟ در واقع ماهیت موجود مجرد حداقل در مراتب پایینش مثل نفس نباتیه و حیوانیه، انرژی می باشد که تراکم خیلی کمی دارد و انرزی بسیار زیادی به اطرافش آزاد می کند. انرژی هم که بنا بر نظر خود فیریک دانان مکان و زمان ندارد. در واقع انرژی یک طیف تشکیکی است که متراکم ترین حالت آن در جامدات است و کم تراکم ترین حالت آن مرتبه ای پایین از موجود مجرد. البته وقتی تراکم از یک حدی کمتر شود دیگر انرژی نخواهد بود و معلوم نیست چه چیزی است و این شاید در مراتب بالای وجود باشد.» اگر این حرف درست باشد قوانینی که قیزیک دانان در مورد انرژی ثابت کرده اند تماما در مورد مراتب پایین نفس جاری خواهد شد. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم انرژی هر اندازه هم که آزاد باشد، از ساحتِ کمّیّت بیرون نیست. در حالی‌که عالم مجردات به‌کلّی از ساحت کمّیّات بیرون است. شاید بتوان گفت انرژی آزاد، مرز بین ماده و مجرد باشد. موفق باشید

22949

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: آیا درخواست راهنمایی و کمک از قرآن برای اینکه خدا ما رو در مشکلی راهنمایی کنه درست است؟ مثلا مشکلی داریم و با توجه به آیات قرآن که میگه برخی بلاها برای خالص کردن شماست و همچنین با ملاحظه همه راه حل‌ ها و پاسخ نگرفتن از اونها؛ میمونیم که این مشکل مال این صفت و گناهه یا نه و یا مال چیز دیگه ای هست؟ آیا رجوع به قرآن و درخواست کمک از خدا از طریق قرآن به صورت تایید و یا نفی کار غلطی است؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم کار غلطی باشد. به قرآن رجوع می‌کنیم به امید این‌که آیات با ما سخن بگویند. موفق باشید

22901
متن پرسش
در حال حاضر یکی از دست برتر ها یا نقاط قوت تمدن غرب، علم آن است که به وسیله زور و ظلم و پول و فریب و... بدست آورده است، ولی الان این دست برتر یا نقطه قوت وجود دارد و عاملی مقابل تمدن اسلامی شده است، حال سوال اینجاست که جبهه حق چگونه می تواند در این زمینه خود را تقویت کند در حالی که بسیاری از گزینه های زمین بازی (نظام آموزشی) بدست تمدن غرب یا دشمن است؟ (منظور علومی است که یا جدید است یا در تاریخ ایرانی اسلامی ما وجود نداشته و ندارد) یعنی آن تفکری که می خواهد درون این تمدن اسلامی کاری بکند و آن را کمی پیش ببرد، ناچار است تا ذیل آن دستگاه فکری (دانشمندان و...) اعتبار و مدرک پیدا کند تا بتواند پیش برود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد بر همین اساس رهبر معظم انقلاب بر روی علم تأکید می‌فرمایند. زیرا هر ملتی می‌تواند علم را از آن خود کند به‌خصوص که در بسیاری از موارد در تاریخ پیش آمده است که علمی از ملتی به سوی ملتی دیگر هجرت کرده. عمده آن است که ما از علم، جهتِ اهداف متعالی بشر استفاده کنیم تا آن علم از آن ما باشد. ولی اگر از علمِ پیش‌آمده در دنیای مدرن در جهت اهداف نفس امارّه و روحیه‌ی استکباری استفاده کنیم، نه آن علم برای ما خواهد شد و نه برای ما می‌ماند، مشکلی که امروز در جهان غرب به‌وجود آمده است. موفق باشید

22731

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در جلسه دوشنبه بین دو نماز کلیپی پخش شد که از ترک عادت به عنوان افضل اعمال نام برده شد چه خوب و چه بد. حال تکلیف اینکه می گویند مداومت بر عمل است که راه می گشاید چه می شود؟ مثلا نماز شب رو باید بعد یه مدت ترک کرد و دوباره خواند؟!! یا مثلا نباید بر خواندن مناجات تائبین مداومت داشت؟ یا نماز شب جمعه را نباید همیشگی خواند؟ یا نماز غفیله یا....
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور، عباداتی است که عادت می‌شود. وگرنه عباداتی که انسان با حضور قلب پیگیری می‌نماید که همواره باید آن را دنبال کرد. موفق باشید

22522
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: استاد گاهی در یک موقعیت ناگهانی به ناگاه قلبم زیرو رو می شود و آرامشی عجیب و عمیق در سرتاسر وجودم پخش می شود. اصلا نمی دانم این چیست و با مطالعه کتاب های متعدد به نتیجه نرسیدم، ولی اون آرامش اینقدر زیاد و عجیب است که سرگردان به دنبالش می گردم، نمی دانم دقیقا چیست، ولی هر دو بار نزدیک ماه ذی الحجه بوده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر پیامبر عظیم‌الشأن ما آن رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» که آگاه به همه‌ی اسرار عالم است، نفرمودند: «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ ألا فَتَعَرَّضُوا لَهَا» (بحارالأنوار، ج‏68، ص: 221). آری! نفحاتی است می‌آید و می‌رود، ولی راه را در مقابل ما می‌گشاید که از آن به بعد چگونه مسیر إلی اللّه را طی کنیم. موفق باشید

22232

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: با توجه به اینکه اجنه هم دارای حقیقتی هستند، این حقیقت از کدام عالم هست، آیا مانند انسان از همان روح در آنها هم دمیده شده و می‌توانند مظهر جمیع اسماء الهی باشند، انسان تا چه مرتبه ای از مراتب روح که برسد شیاطین به او دسترسی ندارند، آیا می شود انسانی غیر از معصومین به جایی برسد که شیطانی برای او نباشد و به او دسترسی نداشته باشند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در رابطه با این موضوع در دو کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» و «هدف حیات زمینی آدم» به میان آمده است. آری! شیاطین هم مثل انسان، هم جسم دارند و هم روح. منتها جسم آن‌ها شبیه جسمِ صور ذهنی است و آن‌ها حامل همه‌ی اسماء الهی نیستند و به همین جهت شیطان که از جنس جنّ است باید به آدم سجده کند که حاملِ همه‌ی اسماء الهی می‌باشد. موفق باشید

21944
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز کتابهای شما در مورد انتظار و امام زمان (عج) را مطالعه کردم و سوالاتی در ذهن داشتم که خواستم لطف بفرمایید راهنمایی کنید که نظرتون رو بفرمایید. خواهشا خواهشا اگر زحمتی نیست به همه ی سوالات پاسخ بدبد چون راه رو برای فکر بالاتر هموار میکنه. اینکه در طول تاریخ هست و مطالعه کرده ایم، پیامبران و در کل اراده ی الهی زمانی ظهور کردند که ظلم و فساد فراگیر ایجاد شده بود حال ۱. اگر امکان داشته باشد علت اینکه انسانهایی باید باشند که خود را در جهت ظهور ایشان اصلاح کنند بفرمایید تا با بیان زیبای شما این موضوع برای ما جا بیفته. ۲. آیا این اصلاح مردم برای ظهور امام زمان (عج) در کشورمون باید به گونه ای باشد که ما حتما سبک زندگی غربی رو در زندگی بیاریم و بی فایده و اشتباه بودن آن را بفهمیم و بعد یک حالت استیصال در ما ایجاد شود و در پس آن استیصال امید به اصلاح داشته باشیم یا به شیوه ی دیگری است؟ ۳. و در آخر با توجه به اینکه فهم این موضوع که غرب و زندگی غرب چیست و چرا بد است باید با فکر بالاتری که اسلام به ما می دهد فهمیده شود، و دقیقا در این نقطه فهم است که اراده و امید به اصلاح ایجاد می شود، حال آیا عمق بخشیدن به این مطلب است که کار ساز است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم در هر سه قسمت سؤال، متوجه‌ی اصل جواب هستید که از یک طرف جامعه باید زندگیِ منهای امام معصوم را تجربه کند و از طرف دیگر، اهلِ معرفت باید به جامعه کمک کنند تا افق الهی همواره مدّ نظرشان باشد و معنای زندگی صحیح را بتوانند درک کنند. موفق باشید

21870

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در صورتی که شخصی به هیچ وجه از ازدواج نکردن به گناه نیفتد و بخواهد مراتب سیر و سلوک را طی کند آیا باز هم ازدواج به او در سیر و سلوک کمک می کند یا بهتر است ازدواج نکند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که ازدواج امر مستحبی است یعنی خداوند در آن رخصت ترک آن را داده است. موفق باشید

21262
متن پرسش
سلام علیکم: اگر اشتباه نکنم، حضرت آیت الله جوادی آملی در یکی از مباحث تفسیری‌شان استدلال می‌کردند که خداوند وقتی ادعایی را از جانب ماسوی الله مطرح می‌کند (یا به عبارتی نقل قولی می‌کند) در صورتی که آن کلام ناحق باشد، بعد نقل قول بلافاصله آن را رد می‌کند و حق را بیان می‌دارد. این کار برای آن است که حکیم نقل کلام باطل نمی‌کند مگر آنکه بطلان آن و حقیقت مطلب را هم در کنارش بیان نماید تا در میان خلق ایجاد شبهه نشود. اکنون سوال بنده: در آیاتی که در مورد ماجرای خلقت آدم ابوالبشر و سرپیچی شیطان از سجده بر او وارد شده است، در جایی شیطان صراحتا اغوای خود را به خداوند نسبت می‌دهد (الحجر ۳۹ و الاعراف ۱۶). عجیب است که در هیچ یک از این موارد خداوند بعد از نقل سخنان درشت شیطان، ادعای او را رد نمی کند! اگر آن قاعده را بپذیریم که خداوند در مقابل نقل قول باطل سکوت نمی‌کند و بلافاصله آن را رد و سخن حق را بیان می‌کند، در اینجا که شیطان اغوای خود را به فعل (یا اراده) خداوند نسبت داده است آیا سکوت خداوند را نباید مهر تاییدی بر این مطلب بدانیم؟ و اگر چنین است (و حقیقتا خداوند اراده فرمود در جریان خلقت آدم ابوالبشر شیطان او را اغوا کند) پس آن بحث عدالت خداوند چه می‌شود؟ موجودی را اغوا کردن و سپس مجازات کردن با عدل الهی چطور جمع می‌شود؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکته‌ی ارزشمندی در رابطه با سخنان آیت اللّه جوادی اشاره فرمودید. ولی عنایت داشته باشید وقتی موضوع مورد بحث در آیات الهی شخصِ شیطان باشد که خداوند در موردش فرموده: «و ما یعدهم الشیطان إلا غرورا» یعنی شیطان هرچه ادعا کند جز فریب و دروغ نیست؛ پس عملاً آن نکته را متذکر شده که تأیید سخن شیطان نباشد که ادعا کرد پروردگارا تو مرا اغواء نمودی. زیرا آن‌چه مربوط به خودش بود و انتخاب و اراده‌ی خودش، به حضرت ربّ العالمین نسبت داد و مثل همیشه در این‌جا نیز فریب‌کارانه سخن گفت. موفق باشید

 

19334
متن پرسش
سلام علیکم خدا قوت: از استاد خواهشمندم به دو سوال زیر پاسخ مبسوطی عنایت کنند: با توجه به مسائل معرفت نفس و حشر و مطالبی که در کتابهای مختلف فلسفی و عرفانی از جمله کتاب خود استاد آمده (مثلا ص 172 و 174 معرفت نفس و حشر) : 1. نظر به اینکه در عالم مجردات ماده وجود ندارد و نیازی به این بدن مادی با این اشکال نیست آیا بدن اخروی دارای همین اندام با همین اشکال موجود خواهد بود؟ اگر نه پس چگونه هر کس در آن عالم دیگری را می شناسد و می گوید این فلانی است؟ اگر بدن اخروی از صور ملکات نفسانی ایجاد می شود چگونه افراد نفوس دیگر را شناسایی می کنند؟ با توجه به اینکه ملکات نفسانی نفوس در همین دنیا نیز از نفوس دیگر پنهان هستند و افراد با بدنهای مادیشان شناسایی می شوند نه با ملکات نفسانی و صور. 2. اگر بدن اخروی فاقد ابزار مادی دنیوی مانند چشم و گوش و... باشد چگونه می تواند با این عالم ماده و طبیعت مرتبط شود؟ مثلا نفس در مجردات چگونه و با چه مکانیسم و ابزاری می تواند یک درخت را ببیند یا به یک صوتی گوش کند؟ مگر نه این است که چشم و گوش و... واسطه هایی هستند بین قوای نفس و عالم ماده؟ تشکر از محبت و حوصله شما - التماس دعا
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که مجردات ظرفیت بیشتری دارند، بدن اخروی با بدن دنیایی متفاوتند و لذا در بدن اخروی در عین آن‌که همه می‌بینند این آقا، صدام حسین است، با همان چشم قیامتی می‌بینند که به جهت تکبرش، مورچه است 2- «دیدن» در عالَم قیامت با قوه‌ی بینایی است مثل آن‌که شما در خواب که چشمِ بدن‌تان بسته است می‌بینید 3- جزوه‌ی «نحوه‌ی بدن اُخروی» که بر روی سایت است نکاتی در رابطه با این امر دارد. موفق باشید

18856
متن پرسش
«وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ» با سلام خدمت استاد گرامی: قبلا آیه مبارکه را از زبان جنابعالی در یک سخنرانی شنیده بودم ولی توقفی روی آن نداشتم و عبور کرده بودم. چند روز قبل که منزل یکی از آشنایان رفته بودیم دیدن تجملات زندگی آنها احساس بدی در من ایجاد کرد و از وضع مادی خود اندوهگین شدم بنده هرگاه فرصت کنم کمی قرآن می خوانم، روز بعد از آن دیدار که قرآن را باز کردم کمی از صفحه را که خواندم به آیه یاد شده رسیدم حال چند پرسش برایم پیش آمده: 1. تفسیر این قضیه چیست؟ ( برخورد اتفاقی با این آیه بعد از آن حزن و اندوه)؟ 2. منظور از کلمه ازواج در آیه چیست؟ مثلا می شد بجای ازواجا منهم کلمه بعضهم بکار برد. 3. دعا بفرمایید خداوند قلب مرده مرا به حیات طیبه اش زنده نماید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- چیز خوبی است که انسان با دیدن مظاهر تجمل متوجه‌ی حجاب‌بودنِ آن‌ها شود و آن غم و اندوه از این جهت قابل تحلیل است 2- شاید ازواج فرموده است تا نحوه‌ی در کنار هم قرارگرفتن‌شان را که جلوه‌ی بیشتری از تجملات خواهد بود، متذکر شود. موفق باشید

نمایش چاپی