بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
23719
متن پرسش
سلام علیکم استاد: ۱. در فایل حرکت جوهری فرمودید قوه همان عدم است، عدم جهتمند، در بدایه علامه قوه و فعل را از اقسام وجود می دانند و حتی قوه یا همان امکان استعدادی را تشکیکی می دانند، چگونه قابل جمع است؟ ۲. در بحث برهان صدیقین فرمودید که هرجا پای نقص در میان باشد پای عدم هم هست و بالعکس پس در واقع جنود جهل عدمی هستند در مقابل در حدیث جنود عقل و جهل خداوند می فرماید به جهل گفتم برو رفت گفتم برگرد برنگشت، این ظاهرا دلالت بر وجودی بودن جهل دارد نه عدمی بودن آن، چگونه قابل جمع است؟ دوستتون دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. «عدمٌ مّا» که علامه در «بدایه» می‌فرمایند همان عدمِ جهت‌مند است و تشکیکی‌بودن آن به معنای ظرفیت‌های مختلفی است که نسبت به پذیرش وجود دارند. ۲. همان‌طور که حضرت امام در شرح کتاب «جنود عقل و جهل» می‌فرمایند به هر حال «جهل» به تبعِ «عدم» معنا دارد. آری! بحث عدمِ ملکه را می توان در مورد جهل به میان آورد. لذا هر انسانی به اعتبار عدمِ کمالی که باید داشته باشد، جهل دارد و همین امر موجب تمرّد او می‌گردد. موفق باشید

23598
متن پرسش
سلام و درود: من یک بار سوالم رو پرسیدم و شماره سوالم رو گم کردم و پیدا نمی کنم. پس دوباره سوالم را می پرسم. سوالم در مورد نسبت علم حصولی در علم حضوری است. به نوعی یعنی پس از مراجعه به علم حضوری، علم حصولی و غیر ایمانی کجای این عالم و در چه وجهی از تقابل ها معنا پیدا می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تصوری که از معلوم خود به صورت حضوری دارید، نسبتی با آن برقرار می‌کنید و از آن مفهومی در ذهن خود ایجاد می‌نمایید. در این حال، آن علم حضوری به علم حصولی تبدیل شده است و بر این مبنا جناب صدرالمتألهین می‌فرمایند: هر علم حصولی، مسبوق به علم حضوری است. موفق باشید

23115
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیزم: خدا حفظتون کنه. استاد ببخشید می خواستم بدونم این نتیجه گیری درست است یا خیر: «ظاهرا امروزه فیزیک دانان می گویند ذره بنیادین عالم انرژی می باشد و همه چیز از انرژی ایجاد شده است. انرژی وقتی تراکم پیدا می کند تبدیل به ماده می شود و انرژی کمتری از خودش صادر می کند و هرچه این تراکم کمتر می شود انرژی بیشتری از خودش صادر می کند. مثلا جامدات بیشترین تراکم را دارند و مایعات کمتر و گاز کمتر. آیا می توان گفت وقتی این تراکم از یه مرتبه ای کمتر شود موجود مجرد ایجاد می شود؟ در واقع ماهیت موجود مجرد حداقل در مراتب پایینش مثل نفس نباتیه و حیوانیه، انرژی می باشد که تراکم خیلی کمی دارد و انرزی بسیار زیادی به اطرافش آزاد می کند. انرژی هم که بنا بر نظر خود فیریک دانان مکان و زمان ندارد. در واقع انرژی یک طیف تشکیکی است که متراکم ترین حالت آن در جامدات است و کم تراکم ترین حالت آن مرتبه ای پایین از موجود مجرد. البته وقتی تراکم از یک حدی کمتر شود دیگر انرژی نخواهد بود و معلوم نیست چه چیزی است و این شاید در مراتب بالای وجود باشد.» اگر این حرف درست باشد قوانینی که قیزیک دانان در مورد انرژی ثابت کرده اند تماما در مورد مراتب پایین نفس جاری خواهد شد. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم انرژی هر اندازه هم که آزاد باشد، از ساحتِ کمّیّت بیرون نیست. در حالی‌که عالم مجردات به‌کلّی از ساحت کمّیّات بیرون است. شاید بتوان گفت انرژی آزاد، مرز بین ماده و مجرد باشد. موفق باشید

19043
متن پرسش
سلام علیکم: ضمن تبریک میلاد با سعادت امام جواد علیه السلام، با عنایت به فرمایشات گهربار استاد در ارتباط با نفس ناطقه و روح انسان در بخشهای مختلفی از بیانات از جمله صفحه 152 کتاب «خویشتن پنهان» و «شرح ده نکته از معرفت نفس» که فرموده اید: «هر کس در قیامت در محدوده ی آنچه انتخاب کرده است می ماند و آنچه را در این دنیا به ما داده اند - مثل بدن دنیایی و زن و مرد بودن - در آن دنیا نزد ما نیست» سؤال من اینست که طبق این بیانات معاد جسمانی را چگونه باید تبیین کرد؟ التماس دعای بسیار دارم. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به تعبیر علمایی مثل حضرت امام و علامه‌ی طباطبایی، جسم قیامتی جسم است ولی جنس دنیایی ندارد. مطلب را می‌توانید در جزوه‌ی «نحوه‌ی حیات بدن اخروی» که بر روی سایت هست، دنبال فرمایید. موفق باشید

18771
متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام: 1. پیش نیاز خواندن منطق الطیر چیست؟ 2. تفاوت دیدن ملک درد کشف روحی و الهامی؟ 3. بع از خواندن سیر اصلی کتب توانایی رجوع به توحید صدوق پیدا می شود؟ جناب استاد، با توجه به اینکه برخی شروح صوتی حضرتعالی نیاز به مراجعات مکرر برای درک عمیق مطلب دارند و اینکه پیاده کردن نوار برای بنده و سایرین وقت بسیار زیادی می گیرد امکان دارد شاگردان حضرتعالی در سراسر کشور در قالب گروهی منسجم هر کدام بخشهایی از مباحث را پیاده کنیم و بعدبه صورت جزوه ارائه شود؟ حضرتعالی که امر بفرمایید همه با سر می دوند. با نهایت سپاس.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- زبان عرفان زبان خاصی است شاید با سیر مطالعاتی روی سایت تا حدّی بتوان متوجه‌ی اشارات جناب عطار شد. در هر صورت در این مورد به استاد نیاز هست 2- نباید تفاوتی باشد، یا من تفاوتی نمی‌شناسم مگر این‌که شاید کشف روحی اجمالی‌تر از کشف الهامی باشد 3- تنها به همین امید باید جلو رفت 4- در جزوه‌ی «گویی ولیّ‌شناسان رفتند از این ولایت» عرض شده که امروز روزِ احساس حضور تاریخیِ حضرت حق است از طریق انقلاب اسلامی، و برای چنین احساسی صوتْ بیشتر مؤثر است. نگران آن نباشید که مطالب در حافظه‌تان نمی‌ماند، پس از مدتی خودتان صاحب فکر می‌شوید و این مهم است. موفق باشید

18692
متن پرسش
سلام در روایت آمده است: المُؤمِنُ مُجاهِدٌ لِاَنَّهُ یُجاهِدُ أَعداءَ اللَّهِ تَعالى فى دَولَهِ البَاطِلِ بِالتَّقیَّهِ وَ فى دَولَهِ الحَقِّ بِالسَّیفِ علل الشرائع 1. با توجه به روایت بالا بیان بفرمائید که آیا دولت هایی که در زمان غیبت امام زمان (عج) تشکیل می شوند، به دولت های حق و باطل تقسیم می شوند؟ 2. اگر بله بفرمائید که کدام نوعشان حق و کدام نوع از این حکومت ها باطل اند؟ 3. معیار و ملاکی بفرمائید که خودم بتوانم تشخیص دهم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در زمان غیبت دولتی تشکیل شود و ادعای مهدویت نماید و یا مستقل از رجوع به حاکمیت حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌علیه» عمل کند دولت باطلی است ولی اگر مثل نظام جمهوری اسلامی، زمینه‌سازِ ظهور آن حضرت باشد مورد رضایت حجت خدا است. موفق باشید

18289

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام مجدد: جنابعالی در پاسخ سوال این حقیر فرمودید بهتر است مباحث معرفتی بپرسم تا برای کاربران مفید باشد! حضرت استاد آیا جنابعالی هدفی بالاتر و دغدغه ای بالاتر از این که مردم را دین دار تر کنیم داریم؟ این سئوال در همین راستااست!! وقتی رئیس جمهور مملکت که می تواند بالغ بر 18 میلیون نفر را مخاطب خود قرار دهد، چرا از این ظرفیت عظیم بهترین استفاده را نکنیم؟! و حرف اصلی اسلام و انقلاب که کسب معارف عمیق اسلام است را به گوش مردم نرسانیم!؟ بنده این سئوال را پیشتر هم به طور کلی پرسیده بودم که جنابعالی پاسخ دادید حرف درستی است و اضافه کردید که مردم با این امر می توانند ره صد ساله را یک شبه طی کنند ولی الان پاسخ دیگری دادید! آیا ظرفیت زمانه و مردم اجازه مطرح کردن این مباحث را از لسان رئیس جمهور نمی دهد؟ یا عواملی دیگری دخیل هست؟ چرا پاسخ شما به آقای روحانی خیر است؟ واقعیت امر بنده روی این قضیه زیاد تفکر می کنم و امیدوار بودم از این طریق به آرمان هایمان برسیم إن شاءالله و آن روح قدسی را در جامعه بدمیم. با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید مسئولان اجرایی و سیاسی کشور عموماً اهل این حرف‌ها نیستند و متأسفانه مردم را هم طوری عادت داده‌ایم که از مسئولانشان انتظار رفع مشکل آب و نان را دارند و نه طرح مسائل معرفتی. این‌جا است که باید ما خودمان در فضایی آزاد از مسائل سیاسی و اجرایی کارهای معرفتی را شروع کنیم تا مطالباتِ مردم تغییر کند. موفق باشید

17998

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: لطفا این چند مورد را که در سخنرانی هایتان از آنها نام می برید تعریف کنید: فکر، عقل، قلب، وهم، خیال، نفس، روح، توهم، تخیل،
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این مورد در کتاب‌های «ده نکته در معرفت نفس» و «ادب خیال و عقل و قلب» شده است. موفق باشید

17981
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: شرمنده وقتتونو میگیرم. استاد من علاقه ای به انجام اعمال مستحبی یا شب زنده داری یا سیر و سلوک و... ندارم! من فقط میخوام همه ی عمرمو در راه کمک به انقلاب (مثلا در زمینه ی تولید علم یا دادن مقالات مربوط به تبیین نظرات انقلاب اسلامی درباره علوم غربی و رشته ی تخصصی خودم یا انتظاراتی که رهبر انقلاب از دانشجو ها و نخبگان دارن یا حتی یه کار کوچیک که ازم بربیاد) بذارم. حتی بعضی وقتا فکر می کنم اصلا هدف از زندگی من همینه... اگه هم یک ثانیه از این اهدافم دست بکشم احساس پوچی شدیدی بهم دست میده، درصورتی که اگه عمل مستحبی یا شب زنده داری نکنم چنین حسی ندارم! می خواستم بدونم الان وضعیت من چیه؟ چیکار باید بکنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر خوبی است ولی هر اندازه روح انسان از طریق عبادات با نور حق مرتبط باشد، راه و جهت رسیدن به اهداف الهی برایش گشوده‌تر می‌شود. موفق باشید

16779
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزيز: با توجه به اينكه در روايات بسياري گفته شده كه هيچ كس از زمان ظهور خبر ندارد مگر خداوند آيا مي تواند حرف بعضي از علمايي كه مي گويند ظهور نزديك است را باور كرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معنای نزدیک‌بودنِ ظهور بر اساس شواهدی که روایات، آخرالزمان را توصیف کرده‌اند، گفته می‌شود. ولی در هر حال معنای نزدیک‌بودن همیشه به معنایِ ظهور کامل حضرت نیست؛ بلکه به معنای ظهور انوار آن حضرت در جامعه نیز می‌باشد. در این مورد می‌توانید به کتاب «بصیرت و انتظار فرج» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

13578
متن پرسش
سلام عليکم استاد: غرض از مزاحمت در مورد رابطه بين روح انسان با تن انسان اينکه گفته مى شود روح انسان نظر مى کند به تن و تن را در اختيار مى گيرد و وقتی نظرش را بر می دارد آزادتر مى شود مانند رویای صادقه. براى نظر کردن که گفته مى شود مٽال ملموس مى زنيد و معنى اين واژه نظر کردن يعنى چه؟ يعنى همان اراده کردن؟ و اینکه گفته می شود نظر امام مبانی میل را عوض می کند این نظر کردن یعنی چه مدل در بر گرفتنی؟ در پناه حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که موضوع، موضوعی است تکوینی، خوب است بحث «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح آن را دنبال فرمایید. کتاب و بحث بر روی سایت هست. موفق باشید

7954

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام با توجه به این که تمام افعال انسان اثری در بدن دارند پس چرا ما افعالمان را به روح یا من هم نسبت می دهیم؟. بنده اگر اشتباه نکنم از آقای طباطبایی مفسر بزرگ خواندم که فرمودند ما افعال و حالت هایمان را علاوه بر این که به جسم نسبت می دهیم به روح هم نسبت می دهیم. استاد بزرگ این را از کجا می گویند؟ آیا این باب خرافی گری را باز نمی کند که ما هر عملی را به غیب نسبت بدهیم مثلا عطسه کردن را دلیل بوسه ملائک بر گونه هایمان بدانیم و .....؟؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: انسان با اراده‌هایی که دارد بدن را در قبضه‌ی خود قرار می‌دهد و از طرفی اراده‌های انسان تحت تأثیر عواملی است از جنس همان اراده و این یک بحث معرفت نفسی است. در آن دستگاه به خوبی روشن می‌شود که منظور از این نوع سخنان که جنابعالی تصور می‌فرمایید خرافه است چیست. موفق باشید
6677
متن پرسش
به نام خدا سلام علیکم محضر استاد عزیز چه تفاوتی بین معجزه انبیائ و کارهای مرتاضیین وجود دارد؟ خواهشمند است در صورت امکان بصورت مکفی پاسخ داده شود و من الله توفیق
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» در قسمت معجزات انبیاء عرایضی داشته‌ام. إن‌شاءاللّه جواب سؤال خود را می‌گیرید. موفق باشید
36104

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام و ادب حضور استاد عزیز و بزرگوار: در سوالی که پیش‌تر از شما درباره معنای شاکله در آیه شریفه: «کل یعمل علی شاکلته» پرسیدم جنابعالی نظر علامه طباطبایی را تبین فرمودید. در ادامه پژوهشی که در این باره آغاز کردم با فرضیه‌ها، سوالات و یافته‌هایی مواجه شدم که ضرورت داشت جهت اطمینان از مسیر تحقیق با شما در میان بگذارم. ۱. بحث لغوی: عرب زمان پیامبر (ص) با توجه به اینکه شاکله از ریشه شکل به فتح (ش) باشد یا به کسر آن دو معنا را ممکن است برداشت کند. در صورت اول زمانی که میگفته (شَكَلْتُ الدابَّةَ أَشْكِلُها شَكْلاً) أي: شَدَدْتُ يَدَها وَرِجْلَها. منظورش این بوده که او را شکل دادم. در این صورت معنای شاکله در آیه شریفه این است که دست‌وپای عمل انسان را می‌بندد و او را محدود می‌کند. در صورت دوم که به معنای (هیئت، صورت و فرم) به کار می‌رود معنای گسترده‌تری دارد و چون از این ریشه هم فعل متعدی ساخته می‌شود و هم فعل لازم و هم استعمال آن به عنوان اسم فاعل صحیح است و هم اسم مفعول، این ظرفیت در واژه شاکله وجود دارد که هم از یک سو شکل پذیر باشد و هم شکل دهنده. شکل پذیر از آن جهت است که عواملی بر او اثر می‌گذارند و شکل دهنده از آن جهت است که عمل را شکل می‌دهد. معنای متعدی شکل به فتح (ش) می‌تواند با معنای آن به کسر (ش) هم سازگار باشد؛ چراکه شکل دادن به معنای صورت در نهایت و نتیجه موجب بستن و محدود کردن ـ به همان معنایی که عرب درباره دابه به کار می‌برد ـ هم می‌گردد. ۲- بحث روایی: در کتب: (تفسیر عیاشی، تفسیر البرهان، نورالثقلین، الکافی، من لایحضره الفقیه و تهذیب الاحکام) روایاتی ذیل آیه شریفه از امام صادق علیه السلام نقش شده که معنای شاکله را (نیت و عمل) می‌دانند. از آنجا که بحث یک مسئله تربیتی است نه تعیین تکلیف مکلف و به حوزه فقه اکبر مربوط است و نه فقه اصغر و از آنجا که هر واژه‌ا‌ی در هر علمی معنایی به تناسب آن علم دارد، بین (نیت) در این روایات با (نیتی) که شرط فقهی انجام عمل است مانند: نیت نماز ظهر یا نیت روزه قضای ماه رمضان که موجب تفکیک و تعیین نوع عمل است تفاوت وجود دارد. در اینجا منظور از نیت هر آن چیزی است که منجر به انگیزه، قصد و حرکت در انسان به سوی یک عمل می‌شود و او را بر می‌انگیزاند. نه اینکه در ذهن و لسان خود نوع عملش را معین کند. به همین دلیل امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: نیت به منزله روح نسبت به بدن است و بدن همان عمل انسان است. از این رو بحث علامه صحیح است که فرمودند: شاکله» نسبت به عمل انسان، نظیر روحِ جاری در بدن است که بدن با اعضاء و اعمال خود آن را مجسم می‌نماید. از آنجا که بین اصولیون از متاخرین موافقت وجود دارد که در بحث الفاظ اخذ چند معنا برای یک لفظ چنانچه با هم تعارض و تناقض نداشته باشند بلامانع است و همه این معانی که برای شاکله تحقیق شد یا از باب اعم و اخص یا از جهت موافقت در نتیجه با هم قابل جمع است، می‌توان نتیجه گرفت که: اولا) اگر چه انسان یک شاکله اولیه دارد؛ ولی این شاکله خود نرم و شکل پذیر است و انتخاب‌های انسان به این شاکله شکل می‌دهد. پس اینگونه نیست که شاکله فقط همان بنیه اولیه انسان باشد قبل از تربیت؛ بلکه تداوم و تکرار در تثبیت یک عمل و تبدیل آن به رفتار و عادت می‌تواند این صورت جدید را در شاکله تثبیت کند و همواره عمل انسان تحت تاثیر شاکله است. از این بحث می‌توان اینچنین نتیجه گرفت که تربیت پایدار باید منجر به تثبیت صورت جدید شاکله شود وگرنه در حد اطلاعات و آگاهی باقی می‌ماند و چون شاکله همچون دابه دست و پای عمل انسان را می‌بندد، انسان در زمانی که هوشیاری و حافظه خود را از دست بدهد ـ مانند شرایط دشوار که انسان در معرض سختی قرار می‌گیرد ـ ناچار بر اساس شاکله خود رفتار می‌کند و اینچنین است که برخی در هنگام خشم یا سختی و دشواری دقیقا بر خلاف آن چیزی رفتار می‌کنند که در زمان هوشیاری. آن زمان که مغز خسته است، اعصاب به هم ریخته و جریان تفکر مختل شده، شاکله به صورت واضحی حقیقت خود را نمایان می‌کند و روشن می‌شود که در باطن انسان چه خبر بوده است. آنچه انسان در طول سال‌ها با عمل و رفتار خود ساخته یکباره بیرون می‌ریزد و هر آنچه از اجداد و نیاکان خود به ارث برده و دست خوش تغییر نشده را پدیدار می‌کند. با این اوصاف جای تعجب نیست که جنابعالی در کتاب خویشتن پنهان می‌فرمایید: "تا عالم انسان عوض نشود جایگاه دستورات روشن نمی‌شود وگرنه آن آقا به طبیعت خودش برمی‌گردد و می‌گوید: خدا لعنتت کند، پدر سوخته! چرا اینطور کردی؟ و بعد کتک را شروع می‌کند." توجه به شکل پذیر بودن شاکله از یک سو و شکل دادن به عمل و بستن دست و پای عمل از سوی دیگر به عقیده من ضرورت توجه انسان به حضور در عالم دینی را که مکررا بیان فرموده‌اید توضیح می‌دهد. ثانیا) شناخت شاکله می‌تواند نتایج مطلوب گسترده‌ای داشته باشد. در اموری مانند ازدواج، تربیت، مشاوره و استخدام فرد شاکله‌شناس قادر است ظرفیت‌ها و نقاط ضعف افراد را تشخیص دهد. به ویژه در مشاوره شاکله‌شناسی قرآنی می‌تواند ضعف روانشناسی را که بر رفتار بنا شده آشکار کند و ریشه عمل که شاکله است را برملا سازد و متناسب با آن چاره‌اندیشی کند. همچنین از طریق نگاه به والدین و اجداد و اقوام یک فرد می‌توان عمل او را در شرایط مختلف پیش‌بینی کرد و دریافت که این خصلت‌ها و روحیات در فرد متاثر از کدامیک از این افراد است. پرسش مهمی که در بحث شاکله باید پاسخ داده شود آن است که شاکله اولیه بر چه اساسی شکل پذیرفته و متاثر از چه عواملی است؟ آیا پدر و مادر در ایجاد این شاکله می‌توانند نقش موثری ایفا کنند؟ آیا تربیت قبل از فرزندآوری آغاز می‌شود؟ به کمک قرآن، احادیث و علومی مانند طب می‌توان چنین نتیجه گرفت که در سه نقطه حساس، والدین بر شاکله فرزند خود اثر می‌گذارند: اول: خون والدین: موید من در این ادعا آنجاست که در زیارت امین الله می‌خوانیم: «اشهد انک کنت نورا فی الاصلاب الشامخه و الارحام المطهره، لم تنجسک الجاهلیه بانجاسها و لم تلبسک من مدلهمّات ثیابها.» همین مضمون در زیارت وارث هم آمده. سلسله خونی که در اصلاب و ارحام ائمه معصومین علیهم السلام جریان داشته از میان نسلی به نسل بعد گذشته که طهارت خود را حفظ کرده و از پلیدی جاهلیت به دور مانده. این مسئله در مورد هر یک از ما چگونه است؟ به نظر می‌رسد تعمق در این مسئله که من از چه نسلی هستم و از چه اصلاب و ارحامی به وجود آمده‌ام، بیانگر این خواهد بود که چرا برخی از کارها و رفتارها و عادت‌ها را بدون آنکه بخواهم به گونه‌ای خاص انجام می‌دهم؟ چرا به طریق خاصی راه می‌روم؟ به گونه خاصی می‌خندم و چرا هر چه می‌کنم نمی‌توانم به راحتی از برخی عادت‌ها خلاص شوم؟ دوم: نطفه: در روایات ما درباره لحظه انعقاد نطفه دستوراتی وارد شده، مواردی نهی شده، مواردی دیگر مکروه دانسته شده و نحوه مطلوب آمیزش توصیف شده است. داستان ابلق شدن گوسفندان حضرت شعیب نشان می‌هد فرزند انسان ذی شعور چگونه ممکن است از حالات پدر و مادر خود در لحظه انعقاد نطفه متاثر شود. تفاوت پدر با مادر در تشکیل نطفه: در توضیح آیه شریفه {وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ} از ابن عباس نقل شده که قَالَ: خُلِقوا فِي أَصْلَابِ الرِّجَالِ، وصُوِّروا فِي أَرْحَامِ النِّسَاءِ. آیه حرث نیز آنجا که می‌فرماید: (نِسَاؤُکُمْ حَرْثٌ لَّکُمْ) به همین معنا اشاره دارد که بذر ویژگی‌های خود را از پدر می‌گیرد و زن کیفیت رشد را مشخص می‌کند. از این رو انتخاب همسر، تکلیف و مسئولیتی است که بر عهده مردان گذاشته می‌شود تا با انتخاب رحم مطهر و شایسته نسل را مدیریت کنند. سوم: شیر مادر: از امیرالمومنین نقل است که فرمودند: اِیّاکُم اَن تَستَرضِعُوا الحمَقاءَ، َفاِنَّ اللّبَنَ یُنشِئُهُ عَلَیهِ رسول خدا نیز فرمودند: تَوَقَوُّا اَولادَکُم لَبَن البَغِیَّة وَ المَجنُونَة،فَاِنَّ اللَّبَنَی یَعدی در این روایات بنابر قاعده: (العلة تعمم الحكم) ما امکان سرایت دادن علت به سایر افراد خودش را داریم و می‌‌توانیم چنین نتیجه بگیریم که روحیات مادر همراه با شیر به فرزند منتقل می‌شود. البته در اینجا بحث دیگری هم در تربیت جنین مطرح است که عوامل غیبی از جمله اراده الهی چه نقشی دارد؛ زیرا اراده الهی علت تامه است و دعا از اسباب جلب خیر خداوند است به همین دلیل در شب انعقاد نطفه دعاهای مخصوصی وارد شده است. از سوی دیگر در روایات مربوط به این دوران از شیطان هم زیاد گفته شده و نشان می‌دهد که شیطان هم این نقاط حساس را به خوبی می‌شناسد و هر لحظه فرصت طلبانه آماده مداخله است. آنچه برای من سوال جدی است و نتوانستم موضوع را با خود حل کنم این است که چگونه ماده ای مانند خون، نطفه و شیر می‌تواند روحیات، خلقیات، باورهای قلبی، استعدادها و توانایی‌ها و شکل اولیه رفتارهایی مانند نوع نشستن را به فرزند سرایت دهد؟ مگر نه اینکه ماده عین حرکت است و از قبل و بعد خود بی‌خبر است؟ بعید است مسأله به DNA و ژنتیک خلاصه شود؛ چرا که می‌دانیم حاکم اصلی و وجه پایدار انسان نفس است و حداقل بعد از تعلق روح به بدن، اختلافی نیست که روح خود طفل، مدیریت شکل‌دهی بدن را هم برعهده دارد. این سوالی است که در آن منتظر راهنمایی و پاسخ شما می‌مانم. سوال دیگری که باید پرسید این است که آیا نحوه عمل پدر و مادر در این چند مرحله موجب جبر برای فرزند می‌شود یا از آنجا که نفس ذاتا مختار آفریده شده او انتخاب‌گری می‌کند؟ و اگر آنچه به او سرایت می‌یابد انتخاب خود اوست، این انتخاب‌گری چگونه است و چطور می‌شود آن را درک کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله در مورد شاکله و نظر به آیه مربوطه متذکر نکات خوبی شده‌اید. عمده آن است که متوجه شویم وقتی قرآن می‌فرماید: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلًا» با مبنای آن‌که انسان را مختار می داند، متذکر این امر می‌شود تا ما نسبت به شاکله خود و یا به تعبیر روان‌شناسان به منش خود حساس باشیم. به آن معنا که در مسیر کمالات خود به کلیتی از شخصیت خود نظر داشته باشیم که ماورای اطلاعات خود و یا عادات و اعمال‌مان می‌باشد که در اصطلاح عرفانی به آن «ملکات» می‌گویند. و به همین جهت می‌فرماید انسان در دنیای دیگر که شاکله او نقش‌آفرین است، این ملکات او هستند که انسان را فرا می‌گیرد و از انسان صادر می‌شود آنچه باید صادر شود. موفق باشید

25237

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: رابطه شما با علامه حسن زاده آملی رابطه درسی بوده یا اخلاقی؟ هم چنان که در مورد شما خوندم که هفته ای یکبار خدمت علامه حسن زاده می رسیدید. این رو می پرسم برای اینکه یکی از اساتید خیلی موفق که در چندین علوم صاحب نظر هستند از جمله برخی علوم ادبی در حال مطالعه برخی از آثار شما هستند. ایشون به یکی از دوستان گفته بودند بینید ایشان چطورند .
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر، تذکرات بود و گشودن افق‌های عرفانی و اُنس با شخصیت ملکوتیِ ایشان و نظر به سیره‌ی عالمان و عارفان بزرگ. موفق باشید

24072
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: با توجه به اینکه آیت ا... بهجت فرمودند ترگ گناه کنید بعد خداوند شعور ادامه راه را به شما می دهد، یا آیت ا... جوادی عاملی فرمودند اگر بخواهید به جایی برسید با کار حوزه و دانشگاه حل نمی شود فقط به شما علم می دهد. با سجده و نماز شب حل می شود. یا خودتان فرمودید که علوم دینی پر اهمیت است انگار گفتین اگر فقط بر علوم تجربی تکیه کنید هلاک می شوید و از اررش معارف دین گفتید و گفتید باید با خود حقیقت مرتبط شد نه فقط توجه به مفهوم. حال بفرماید جایگاه و ارزش مطالعات و معارف دین چیست و چرا مطاله دینی داشته باشیم و چه مقدار و چگونه با خود حقیقت و خدا مرتبط شویم؟ و آیا تفسیر قرآن و روایات و کار روی روایات کافی است و شرح های نهج البلاغه روی سایت چطور؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «اولْ قدم آن است که او را یابی» و این با معارف و دنبال‌کردن اندیشه‌های دینی به‌دست می‌آید. «دوم قدم آن است که با او باشی» و این با عبادات حاصل می‌شود. موفق باشید

23839
متن پرسش
سلام استاد گرامی: سال بسیار خوبی برایتان آرزومندم. استاد جان ۲ پرسش دارم: ۱. در آداب نمازی از میرزا جوادآقای ملکی آمده است در وقت معین انجام شود نت ۱۰ روز، بنده این نماز را ۲۱ دقیقه مانده به اذان صبح هر روز به جا می آورم این درست است؟ چون اذان هر روز یک دقیقه میاد عقب من ملاک رو ۲۱ دقیقه گذاشتم حالا اذان هر ساعتی باشد. ۲. استاد برخی افراد می گویند هر چه می خواهید از خدا بخواهید و خود ائمه هم از خدا می خواستند آیا این که ما برویم در خانه حضرت امیر و از ایشان بخواهیم فلان موضوع را برایمان درست کن اشتباه است؟ (با علم به اینکه حضرت هرچه دارند از خدا دارند و این قدرتشان در ید قدرت حضرت حق است). استاد یعنی خدا دوست دارد ما مستقیم از خودش که قاضی الحاجات است بخواهیم یا اگر به ائمه هم مراجعه کنیم برای حاجاتمان، خوشحال می شود؟ استاد ممنون می شوم از راهنمایی های ارزنده تان. شما دست ما را در این دنیا می گیرید، خدا را قسم می دهم به سوز دل حضرت زینب که در منازل آخرت دست شما و خانواده تان را بگیرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در جریان نمازی که می‌فرمایید نیستم. ۲. عنایت داشته باشید که واسطه ‌فیض بودنِ اولیاء الهی برای گرفتن حاجات از حضرت رب‌العالمین بدین معنا است که بهترین راه رجوع به پروردگار را پیدا کنیم. زیرا وقتی در منظر و سیره‌ی اولیاء الهی به حضرت پروردگار رجوع می‌کنیم، معلوم است که خداوند با رحمت خاصه‌ی خود با ما برخورد می‌کند. آری! ما و همه‌ی انسان‌ها و حتی اولیاء الهی تنها و تنها ربّ العالمین را قاضی‌الحاجات می‌دانند. ولی وقتی مثلاً از مولایمان حضرت علی «علیه‌السلام» می‌خواهیم که ایشان واسطه شوند تا حاجاتی از حاجات‌مان برآورده شود؛ عملاً آن امام را واسطه می‌کنیم. و یا وقتی از خداوند می‌خواهیم که به حقیقت زهرای مرضیه «سلام‌اللّه‌علیها» فلان حاجت ما را برآورده کنند؛ عملاً داریم نظر می‌کنیم به زیباترین برخورد خدا به آن حضرت، تا در بستر آن بهترین برخوردها با ما برخورد کند. موفق باشید    

23068

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت بزرگوار. استاد اگر ما جایی به مهمانی می رویم و یا مهمان برای ما هدیه ای یا خوردنی می آورد و ما مطمئن هستیم که این فرد خمس نمی دهد تکلیف بر چیست؟ آیا این غذا یا هر چیز که می خوریم روی ما اثر بد می گذارد یا روی فرزندانمان؟ آیا باید بخوریم و یا باید خمس آن را خودمان بدهیم؟بهترین و درست ترین کار چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل قضیه را از مرجع تقلیدتان بپرسید. همین اندازه بدانید که نمی‌توانیم به راحتی قطع رحم کنیم. آری! بعضی همین پیشنهاد را دارند که خودمان خمس آن مقدار غذایی را که مصرف کرده‌ایم، بدهیم. ولی باز باید از مرجع تقلیدتان بپرسید. موفق باشید

22615
متن پرسش
سلام علیکم: بنده در بیداری جلوی آینه با خواندن سوره حمد و قل هو الله سپس از خداوند خواستم که این من خودم را یا همان نفس مرا به من نشان دهند پس از 4 دقیقه که محو تماشای خودم در آینه شدم خودم را بشکل حیوانی شبیه گوسفند یا الاغ کوچک تا گردن مشاهده کردم که از جنس ابر بخار مانند برنگ سرمه ای روشن مانند اول شب که آسمان نیمه روش است را به مدت 20 ثانیه ملاحظه کردم که نه چشم داشتم نه گوش ولی دهانم باز بود مانند پوز گوسفند اما دندان هم نداشت ولی تصویر نبود چون تقریبا سه بعدی ولی از نیم رخ خودم را دیدم. لطفا می شود برایم تفسیر نمایید، خدا خیر به شما عنایت نمایند. یا علی الا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌ها توهّمات است. بنا نبوده است کسی صورتِ باطن خود را در آینه ببیند!!! به کارِ خودتان برسید، این‌ها که کار نیست. موفق باشید

22522
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: استاد گاهی در یک موقعیت ناگهانی به ناگاه قلبم زیرو رو می شود و آرامشی عجیب و عمیق در سرتاسر وجودم پخش می شود. اصلا نمی دانم این چیست و با مطالعه کتاب های متعدد به نتیجه نرسیدم، ولی اون آرامش اینقدر زیاد و عجیب است که سرگردان به دنبالش می گردم، نمی دانم دقیقا چیست، ولی هر دو بار نزدیک ماه ذی الحجه بوده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر پیامبر عظیم‌الشأن ما آن رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» که آگاه به همه‌ی اسرار عالم است، نفرمودند: «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ ألا فَتَعَرَّضُوا لَهَا» (بحارالأنوار، ج‏68، ص: 221). آری! نفحاتی است می‌آید و می‌رود، ولی راه را در مقابل ما می‌گشاید که از آن به بعد چگونه مسیر إلی اللّه را طی کنیم. موفق باشید

22345

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا خاصیت فشار قبر که مومن رو تطهیر می کند برای شخصی که جهت الهی ندارد هم صدق می کند؟ اگر نه فشار قبر برای چنین شخصی چه نتیجه ای دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فشار قبر برای غیر مؤمن صورت افکار غلط و اعمال فاسد او است. موفق باشید

20503
متن پرسش
بسمه تعابی بازخوانی هویت دینی و ملی محضر شریف استاد سلام علیکم: به استناد روایتی که در پاسخ سوال قبلی آوردید می خواستم بدانم بین مقام رسالت و نبوت چه تفاوتی است آیا منظور همان پیامبر تبلیغی و تشریعی است و یا تفاوت دیگری بین رسالت و نبوت وجود دارد؟ {امام صادق (ع) مى‏ فرمايند: خداوند پيش از آن‏كه ابراهيم را به نبوت برگزيند، به بندگى خويش برگزيد، و پيش از آن‏كه او را به رسالت برگزيند، به نبوت برگزيد، و پيش از آن‏كه او را به عنوان خليلِ خود برگزيند، به رسالت برگزيد، و پيش از آن‏كه مقام امامت را به او عطا كند، او را به عنوان خليل خويش برگزيد، و پس از آن‏كه آن مقامات براى او حاصل گرديد، فرمود: «انّي جاعِلُك لِلنّاس اماماً»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نبوت، پیامبر خدا از حضرت حق خبر می‌گیرند، ولی مأمور به ابلاغ آن نیستند. ولی وقتی نبی و رسول بودند، مأمور ابلاغ آن خبرها نیز می‌باشند. به عنوان نمونه برای حضرت زکریا داریم: «نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحين‏». ولی در مورد حضرت موسی «علیه‌السلام» داریم: «كانَ رَسُولاً نَبِيًّا». موفق باشید

19028
متن پرسش
سلام علیکم: آقای رحیم پور ازغدی در یکی از جلساتشان صحبتی به این مضمون داشتند که سه دسته و گروه، مخالف نظام سازی دینی اند. در بیان دسته گفتند کسانی که دنباله روی می کنند از آن هایی که از خود غرب برخاستند و بر علیه غرب صحبت کردند؛ مثل هایدگر. به صحت و سقم این ادعا کاری نداریم که وضعیت آن روشن است، اما به هر تقدیر این فکر در ذهن بسیاری از افراد و علی الخصوص افراد فعّال ما هست و ما با آن رو به روئیم. از نظر حضرتعالی خواستگاه این تفکرات و راه درمان آنها چیست؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً هم سخنی بدین مضمون از ایشان شنیدم. در نظر ایشان مصادیقی هست مثل سید حسین نصر که موجب تقویت و صدق نظر ایشان خواهد بود. ولی در مورد امثال آقای دکتر داوری، این سخن صدق نمی‌کند، بلکه برعکس، دکتر داوری معتقد است اگر بخواهیم نظامی بیرون از نظام غرب داشته باشیم، باید انسانی پدید آید که بیرون از تعریفی باشد که غرب برای انسان کرده. در این مورد شهداء نمونه‌ی خوبی هستند. موفق باشید

18812

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چرا آیه ۴۳ سوره نسا خطاب به مردان است از آنجایی که در آخر گفته «او لامستم النسا» و زنان کجایند در این آیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیت اللّه جوادی می‌فرمایند به جهت احترام به زنان و رعایت عفاف، مستقیماً زنان را در این موارد مورد خطاب قرار نداده است تا مسئولیت اصلی به دوش مردان باشد و جنبه‌ی نرم‌افزاری آن را مدیریت کنند. موفق باشید

17992

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز آیا کتاب مبین گفته شده در قرآن همان لوح محفوظ است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور از «کتاب مبین» تمام عالم عقل و معنا باشد که مثل عالم ماده در حجاب و کدورت نیستند. موفق باشید

نمایش چاپی