باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میرسد شیطان در مورد عقل دنیایی اهل دنیا، مشکلی برای آنها ایجاد نکند و بتواند در امور دنیایی در کنار هم باشند ولی چون این نوع رعایتها ذیل ارادهی الهی و در راستای آبادانی قیامت نیست، از آرامش بنیادین محرومند به طوری که به قول اریکفروم، معضل غربْ امروز روانهای مضطرب است که برای دوری از آن به هر کاری دست میزند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. گفت: «ره چنان رو که رهروان رفتند». همینکه جامعهی شیعه در صفا و صمیمت نسبت به همدیگر بهسر ببرند، موجب عزّت اهلالبیت «علیهمالسلام» میشوند و ما باید فضای اجتماعی خود را در چنین شرایطی قرار دهیم، نه افراط و نه تفریط. به عنوان سرباز ولایت، در تعادلِ کامل. و در عین ورود به زندگی و کسب و کار، در کنار نایب امام، حضرت امام خامنهای «حفظهاللّه» و در زیر سایهی ایشان بتوانید رفقا و آشنایان خود را با اخلاق خوب و معارف عالیه، متذکر شوید. ۲. آثار تکوینی نماز مهم است که به دستور رسول خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» در این هستی وارد نماز میشوید یعنی وارد عالَمی که پیامبر خدا در آن وارد شدهاند، وارد میگردید و این یک نوع هماهنگی با آن حضرت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. رجوع به معارف الهی و بازخوانی آنها لازم است. پیشنهاد بنده آن است که بعد از مطالعهی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» کتاب «آشتی با خدا» را دنبال کنید. هر دو کتاب بر روی سایت هست. ۲. نسبت به کنترل غذا و ورزش نیز برنامهریزی کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً بعد از آنکه محاصرهی دارلخلافه به شکست انجامید که بحث آن مفصل است؛ که شاید در جلسهی شنبهشب در مسجد انبیاء و روز تاسوعا، در گلزار شهدای دستگرد عرایضی در این مورد بشود؛ فرماندهی اصلی یعنی جناب مسلم و اصحاب خاص بنا را بر آن گذاشتند که حرکت مخفی را پایه گذاری کنند و از این جهت هرکدام زندگی مخفی را شروع کردند و جناب مسلم نیز خواست خودش به تنهایی راهی برای مخفیشدن پیدا کند. در ضمن بد نیست سری به جواب سؤال 22700 بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده پیشنهاد خوبی میتواند باشد و موجب نوعی فرهنگسازیِ نرم میشود و شاید تجربهای باشد برای کارهای فرهنگی آینده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تا آن افراد در آن شرایط باشند نمیتوانند متوجهی بعضی از حقایق شوند تا انسان بخواهد برای آنها به آن حقایق اشاره کند. ولی اگر به خود آمدند و اصراری بر اندیشهی قبلی خود نداشته باشند، موضوع فرق میکند. 2- روی هم رفته روح حیوانات در عالم برتر حاضر میشوند ولی عموماً همهی انواع هر نوعی یک روح هستند مثل آنکه همهی گوسفندان، یک گوسفندند 3- شاید بتوان اینطور گفت. زیرا انتخابهای جزئی در حیوانات دیده شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موت اختیاری یعنی ارادهی الهی را بر ارادهی خود ترجیح دهیم و با رعایت حرام و حلال الهی و ترجیح آن بر امیال نفسانی، این امر ممکن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان عشق را باید با معشوق حقیقی دنبال کرد و در این رابطه پیشنهاد بنده آن است که غزلیات جناب حافظ مؤثر خواهد بود. خوب است که سری به قسمت «ما و حافظ» سایت بزنید و غزل شمارهی 49 را مدّ نظر قرار دهید.جناب حافظ واقعاً نقش تاریخیِ حفظ انسانها را برای آنکه از عشقِ وَهمی به عشق حقیقی سیر کنند به عهده گرفته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح آن عرایضی در این مورد شده است. خوب است به آن رجوع شود. یا اگر به طور مفصلتر خواستید به شرح صوتی 75 جلسهای کتاب «معاد» که هر دو کتاب و شرح ده نکته بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اسم اللّه اسمی است که جامع همهی اسماء است. پس در هر صورت، اسم اللّه نیز اسم است 2- «کشف ذوقی» همان کشف است که در مسیر سلوک، به نور اسم ظاهر برای سالک پیش میآید 3- این ربطی به ما ندارد، خدا باید ما را جلو ببرد 4- در هر مرحله از «کشف» این پیش میآید که وحدت بر کثرت همچنان غالب میشود 5- منظور، معرفت حضوری است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیولای اولی همان ماده یا جوهری است که عین حرکت است و در اثر حرکت، قوههایش به فعل تبدیل میشود و از حالت مادیبودن خارج میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی نسبت بین دنیا و آخرت را و تغییر هویت دنیا به قیامت را با واژهی «وقتی» توصیف میکنیم، این غیر از آن است که هویتی از جنس زمان دنیایی در میان باشد. مثل آنکه در قرآن میفرماید: «اذا وقعت الواقعه»، یا میفرماید: «اذا السماء انفطرت». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مخلوقات عالم را از آن جهت که خداوند خلق کرده همه آینهی نمایش خالقشان میباشند، ولی واقعیت امور اعتباری مثل فرش و ماشین، صورت ذهنیات بشرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه بحمداللّه انقلاب اسلامی سیر تاریخی خود را انجام میدهد، حرفی نیست. ولی این بدین معنا نیست که از حجابهای انقلاب که حقیقت آن را به حاشیه میبرد، غفلت شود. و برای شکوفایی هرچه بیشتر ذات انقلاب تلاش لازم انجام نگیرد. هر آنچه بیشتر خود را و فعالیتمان را در مسیر شکوفایی اهداف انقلاب قرار دهیم، بیشتر به هویت اصلی خود در این تاریخ و گشودگی رجوع به حضرت حق کمک کردهایم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره هر انسانی در عمق جان خود نسبت به سایر انسانها احساس یگانگی دارد و غم آنها را غم خود احساس میکند. باید سعی کنیم آن وَجهِ باطنی خود را ظهور دهیم. موفق باشید
جناب استاد طاهر زاده با عرض سلام و احترام: برای توکل کردن به حضرت حق در امور دو دیدگاه در ذهن خود دارم: اولی همان دیدگاه توحیدی و باور همه کاره بودن خداوند و بقول جناب مولوی: «چونکه رخنه نیست در عالم پدید / خیره یوسفوار میباید دوید» و دومی همان داستانیست که از حضرت پیامبر موقع بستن زانوی شتر نقل کرده اند همانکه جناب مولوی می فرمایند با «توکل زانوی اشتر ببند». هر چه می اندیشم برای مورد دوم هیچ سنخیتی با مورد اول نمیابم و در ذهن خود به تناقض رسیده ام و بنظرم در این مورد حق با صحابه ی پیامبر است وقتی داریم کارهایمان را حتی در کارهای جزئی مثل بستن زانوی شتر یه درستی و محکمی انجام میدهیم دیگر چه جایی برای توکل باقی می ماند؟ مثلا به طور خاص اگر در امر تصمیم برای ازدواج وقتی هیچ شرایطی حتی شرایط حدااقلی (مسکن و درآمد مطمئن) را نمی توان به طور محکم و جدی فراهم کرد پس نباید ازدواج کرد و توکل نوعی توهم ذهنی است! جناب استاد لطفا جهت حل این تناقض بنده را یاری بفرمایید. با کمال تشکر از لطف حضرت عالی
باسمه تعالی: سلام علیکم: جهانی که در آن زندگی میکنیم ظرفیت آن را دارد که نیازهای منطقی ما را جواب دهد و از این جهت تلاش میکنیم هرچند در ابتدای امر رخنهای به چشم نیاید. از طرف دیگر در این جهان و همراه با این تلاشها با هرکاری که روبهرو شدیم باید احتیاطهای لازم را در حدّ توان خود انجام دهیم تا در عین حضور در جهان با ظرفیتهای خاص و امید به گشودهشدن راه، با بیباکی جلو نرویم. موارد زیادی پیش آمده که بعضیها پس از گشودهشدن رخنهها با بیباکی عمل کردند و زانوی اشتر را نبستند و به مشکل افتادند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با این وضع در نظام آموزشی و این نوع طرح مسائل دینی به روش سنتی، باید پیشبینیِ این امور را میکردیم. عرایضی در جزوهی «گویی ولیّ شناسان رفتند از این ولایت» در این رابطه شده است. به هر حال در این شرایط باید به انتخاب این افراد احترام گذاشت تا خودشان با سعهی صدری که مبتنی بر روح اسلامی در ما میبینند متوجهی خوبیهای شریعت الهی شوند. بد نیست در این مورد به جواب سؤال شمارهی ۲۸۶۶۷ نظری بیندازید و اگر ایشان آماده بود با او در میان بگذارید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ فرقی نمیکند چه انسان ثروتمند باشد و چه فقیر باشد؛ آنچه موجب نجات است، سادگی است. لذا به ما فرمودهاند: «نَجَی الْمخففون» تنها سبکباران نجات مییابند. مگر امیرالمؤمنین «علیهالسلام» فقیر بودند که آنچنان ساده زندگی میکردند؟ گفت: «دلا راه تو پر پیچ و خطر بی / گذرگاه تو بر اوج فلک بی. گر از دستت برآید پوست از تن / برآور تا که بارت کمترکبی». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً بنده در این موارد ورودی ندارم. فکر میکنم نباید خودتان نیز این موضوعات را دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خودآگاهی به موضوع آنطور که شهید آوینی مطرح میکند مهم است. مثلاً اینکه بدانیم این ابزارها فرهنگ خاص خود را دارد و باید تا آنجا که ممکن است بومی شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد فهم نگاه شوپنهاور ابتدا باید کانت را مطالعه کرد و دوگانگی که بین نومن و فنومن و بحث مفاهیمِ استعلایی به میان میآورد و عملا اندیشهای را در مقابل ما قرار میدهد که ما هرگز نمیتوانیم به واقعیتهای خارجی دست بیابیم. در این راستا شوپنهاور معتقد است که کل جهان، همان ارادهی ما است و ارادهی ما جهان است نه آنکه جهانی در خارج محقق باشد. میماند که این اشکال بر او وارد است که اولا چه تفاوتی این نگاه با سوفسطائی گری دارد و ثانیا به هر حال این احساس بدیهی که هر کس مبتنی بر آن با عالم خارج ارتباط پیدا میکند چه میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: توصیهی کاربری اندیشمند به کاربران عزیز سایت «لبّ المیزان». بهخصوص اگر رفقا از قسمت آرشیو سؤالات که موضوعات مختلف را دستهبندی کرده است و هرکس بنا به ذوق و مسائل خود میتواند به آن قسمت رجوع فرماید؛ غفلت نکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قاعدهی کلی آن است که وقتی نفس ناطقهی انسان تحت تأثیر واهمه باشد خوابهای او آشفته و پراکنده است. مثل زندگی روزمرّهی عوام که دائم در خیالات واهی بهسر میبرند. ولی اگر عقلانیت او قالب باشد به همان اندازه نه چندان خواب او پر از چنین خیالاتی است و نه خیلی اساساً خواب میبیند، مگر آنکه نفس در سیر متعالی خود صورتهای مناسب آن سیر را در قوهی خیالش شکل دهد که به اصطلاح گفته میشود آن خیالات، صاحب جمال است. در این مورد خوب است به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» رجوع شود. موفق باشید
