بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
14890
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل و گرانقدر برخی از آشنایانم که در اروپا زندگی می کنند می گویند: در اروپا صمیمیت و دلسوزی مردم نسبت به یکدیگر و ما بالا است و در اروپا نظم بالایی است در جواب چه بگویم. سپاس فراوان پاسخ: باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً همین‌طور است. ولی فراموش نکنید که این نوع نظم و دلسوزی در مسیر ارضای نفس امّاره است و در این رابطه شیطان هیچ مشکلی برای آن‌ها ایجاد نمی‌کند. شیطان قسم خورده است هرکس در صراط مستقیم قرار دارد، او را وسوسه کند و به همین جهت حضرت صادق«علیه‌السلام» در خطاب به ابن‌جندب می‌فرمایند که بیشترین تلاش شیطان در مقابل شیعیان ما است. موفق باشید. سلام و درود: استاد فاضل و ارجمند با توجه به مطالب فوق همانطور که مستحضرید عدم آشتی با خود راستین و خدا باعث اضطراب می شود و کسی که اضطراب دارد در ارتباط با خود و دیگران دچار اختلال روحی می شود. پس چطوری اروپایی ها در ارتباط با دیگران نه تنها دچار اختلال روحی نمی شود بلکه صمیمت هم دارند. کسی که اضطراب دارد حوصله خودش را ندارد چه برسد دیگران. پس بنابر این چطوری مردم اروپا صمیمی هستند و نظم دارند؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد شیطان در مورد عقل دنیایی اهل دنیا، مشکلی برای آن‌ها ایجاد نکند و بتواند در امور دنیایی در کنار هم باشند ولی چون این نوع رعایت‌ها ذیل اراده‌ی الهی و در راستای آبادانی قیامت نیست، از آرامش بنیادین محرومند به طوری که به قول اریک‌فروم، معضل غربْ امروز روان‌های مضطرب است که برای دوری از آن به هر کاری دست می‌زند. موفق باشید

26578
متن پرسش
سلام: خیلی ارادت مندیم. ۱. استاد ما می خواهیم سلوک الی الله کنیم، خسته شدم از این جور زندگی کردن، میخوام روحیه رزمندگان و شهدا و سردار سلیمانی رو داشته باشم. میخوام جور دیگر بشم. نمیدونم باید چی کار کنم، باید نمازم رو اول وقت بخونم، باید کتاب بخونم، باید چی کار کنم؟ من خودمم نفهمیدم چ مرگمه به شما گفتم شاید بدانید. ۲. استاد هر چی میخوام نماز بخونم پیش خودم میگم این دولا راست شدن چجور میتونه آخه تو رو درست کنه، به ولله نمیخوام به نماز توهین کنم. من نماز رو جدیدا به این شکل می بینم که یک سری حرکات با خوندن یک سری حرف ها، تو رو خدا کمکم کنید نمیدونم مشکلم چیه.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. گفت: «ره چنان رو که رهروان رفتند». همین‌که جامعه‌ی شیعه در صفا و صمیمت نسبت به همدیگر به‌سر ببرند، موجب عزّت اهل‌البیت «علیهم‌السلام» می‌شوند و ما باید فضای اجتماعی خود را در چنین شرایطی قرار دهیم، نه افراط و نه تفریط. به عنوان سرباز ولایت، در تعادلِ کامل. و در عین ورود به زندگی و کسب و کار، در کنار نایب امام، حضرت امام خامنه‌ای «حفظه‌اللّه» و در زیر سایه‌ی ایشان بتوانید رفقا و آشنایان خود را با اخلاق خوب و معارف عالیه، متذکر شوید. ۲. آثار تکوینی نماز مهم است که به دستور رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در این هستی وارد نماز می‌شوید یعنی وارد عالَمی که پیامبر خدا در آن وارد شده‌اند، وارد می‌گردید و این یک نوع هماهنگی با آن حضرت است. موفق باشید

24095

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و تهیت و آرزوی علو درجات دنیوی و اخروی برای شما و همه مومنان و التماس دعا برای هدایت بنده، استاد عزیز، گذشته بنده ویرانه، هیچ اثر مثبتی نداره، هیچ رابطه اصلاحی در نفسم ندیدم، مدتی هم بصورت مستمر و هر شب در آستانه چهل سالگی قمری، خواب آلودگی را می بینم که مبتلا شدم و غرق در آن و به یک صورت شبها تکرار می شود، راهش چیست؟ امیدم رحمت الهیست و خواستم، ولی دردم را نمی دانم. به نظر شما چکار کنم؟ لطفا خصوصی راهنمایی بفرمایید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. رجوع به معارف الهی و بازخوانی آن‌ها لازم است. پیشنهاد بنده آن است که بعد از مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» کتاب «آشتی با خدا» را دنبال کنید. هر دو کتاب بر روی سایت هست. ۲. نسبت به کنترل غذا و ورزش نیز برنامه‌ریزی کنید. موفق باشید

22696
متن پرسش
سلام استاد عزیز: ۱. در مورد قیام مسلم بن عقیل (ره) یک سوال اساسی وجود دارد که یا در تاریخ نیست و یا مبهم است. چطور شد که مسلم تنها شد!؟ در صورتی که حبیب بن مظاهر و امثال ذلک که خود را به اباعبدالله علیه السلام در کربلا رساندن آن زمان در کوفه حضور داشتند!! دلیل همراهی نکردن مسلم توسط شیعیان بزرگ و خالص کوفه که جمعی از شهدای عظیم الشان کربلا هستند، چیست!!؟ ۲. شخصیت و مذهب هانی بن عروه چیست!؟ آیا او علوی است یا عثمانی یا مانند برخی اصحاب عبدالله بن مسعود سکوت اختیار کرد!؟ آیا چیزی که سریال مختار در مورد او نشان داد درست بوده است؟ با تشکر از استاد عزیزمان التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً بعد از آن‌که محاصره‌ی دارلخلافه به شکست انجامید که بحث آن مفصل است؛ که شاید در جلسه‌ی شنبه‌شب در مسجد انبیاء و روز تاسوعا، در گلزار شهدای دستگرد عرایضی در این مورد بشود؛ فرماندهی اصلی یعنی جناب مسلم و اصحاب خاص بنا را بر آن گذاشتند که حرکت مخفی را پایه گذاری کنند و از این جهت هرکدام زندگی مخفی را شروع کردند و جناب مسلم نیز خواست خودش به تنهایی راهی برای مخفی‌شدن پیدا کند. در ضمن بد نیست سری به جواب سؤال 22700 بزنید. موفق باشید

22642
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: لطف خدا شامل حال من شد و بنده از سال ۹۵ توفیق ورود به مباحث معرفت نفس رو پیدا کردم و چندتایی از کتابهای شما رو گذراندم و خداییش تحول جدی در زندگی من ایجاد شده و امیدوارم با دعای شما استاد عزیز در این مسیر بمانم و توفیق فهم مباحث رو پیدا کنم و در این مسیر موفق باشم. استاد عزیز هر چند خودم می دانم، بازم کم کاری می کنم و بیشتر از آنچه باید وقت بگذارم، نمی گذارم و سهل انگاری می کنم و با این غفلت و مشغله های بیخود، فرصت رو از دست می دهم و به قول معروف برای همه چیز برنامه داریم و وقت می گذاریم،. الا برای خدا و ابدیتمان. که بازم امیدوارم در دعاهایتان، این شاگرد دور رو دعا نمایید و از خدا بخواهید عاقبت بخیر شوم. طولانی شد ببخشید وقت شما گرانبهاست. استاد جان. بنده با گذراندن کتاب ده نکته از معرفت نفس و خواندن خویشتن پنهان واقعا وجودم تکانی جدید خورد و دیدم نسبت به اصل وجود آدمی تغییر کرد و در حد خودم فهمیدم و درک کردم که اصل وجود ما من است نه این تن و بجای توجه و دیدن تن باید من رو دید و... استاد بنده چون با این کتاب متحول شدم دوست دارم تا بتوانم دیگران را هم متوجه این مهم بکنم. این شد که به فکر افتادم کاری کنم که اول خواستم با شما مشورت کنم و راهنمایی بگیرم و اگر درست بود و صلاح دیدید انجام دهم و اما آن فکر: استاد فکر کردم یک یا چند جلد از کتاب خویشتن پنهان رو تهیه کنم و در صفحه اول آن بنویسم: «سلام بنده خدا می دانم که با دیدن این کتاب فکر کردی که صاحب آن کیست و چرا جا گذاشته و الان باید چکار کنم. من عمدا این کتاب رو اینجا جا گذاشتم تا شما ان رو بردارید و خواهان آنم که به خانه ببرید و با دقت مطالعه کنید و همان کار من رو انجام دهید و در جایی مثل مترو، ایستگاه اتوبوس، پارک و هر جایی که گمان کردید کسی شاید بردارد بگذارید تا نفر بعدی آن را بردارد و مطالعه کند و دوباره او هم همان کار را بکند و هر کسی کتاب رو خواند و خوشش امد و دید جدیدی احساس کرد، برود به دنبال این جور مباحث. حال ای بنده خدا اگر این شرط رو می پذیری کتاب رو بردار و برو، اگر نمی پذیری، کتاب رو سر جایش بگذار تا روزی هر کسی بود ببرد. با تشکر» حال ای استاد گرامی. نظر شما چیست چطور عمل کنم امیدوارم راهنمایی بفرمایید. خدا به شما توفیق بدهد و ان شاءالله دعای شما شامل حال ما هم بشود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده پیشنهاد خوبی می‌تواند باشد و موجب نوعی فرهنگ‌سازیِ نرم می‌شود و شاید تجربه‌ای باشد برای کارهای فرهنگی آینده. موفق باشید

21896
متن پرسش
با عرض سلام و تشکر: ۱. سوالم این است که آن سه دسته ای که در رساله الولایه علامه (ره) بیان شده است قابل تغییرند یعنی افراد می توانند از دسته اول مثلا خود را به دسته دوم برسانند؟ اگر جواب مثبت است که پس چرا فرمودید با این دسته اصلا نمی توان برخی صحبتها را کرد و برخی توقع ها را داشت پس چگونه رشد کنند؟ اگر هم قابل تغییر نیستند که پس بحث رشد جامعه و زمینه سازی برای ظهور زیر سوال می رود. (قرار گرفتن در هر دسته مربوط به عوالم گذشته هم هست؟) 2. استاد روح حیوانات بعد از کشته شدن چه سرنوشتی دارند؟ آیا بین حیوانی که برای قربانی ذبح می شود با سایر حیوانات بعد از کشته شدن فرقی هست؟ 3. استاد جمادات در عوالم گذشته در حد خودشون انتخابهایی (در پذیرش ولایت) داشته اند که کاربردشان در این عالم حاصل آن انتخاب باشد؟ با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تا آن افراد در آن شرایط باشند نمی‌توانند متوجه‌ی بعضی از حقایق شوند تا انسان بخواهد برای آن‌ها به آن حقایق اشاره کند. ولی اگر به خود آمدند و اصراری بر اندیشه‌ی قبلی خود نداشته باشند، موضوع فرق می‌کند. 2- روی هم رفته روح حیوانات در عالم برتر حاضر می‌شوند ولی عموماً همه‌ی انواع هر نوعی یک روح هستند مثل آن‌که همه‌ی گوسفندان، یک گوسفندند 3-  شاید بتوان این‌طور گفت. زیرا انتخاب‌های جزئی در حیوانات دیده شده است. موفق باشید

21604

موت اختیاریبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت: موت اختیاری به چه معناست؟ و چگونه می توان به این مقام رسید؟ ممنون اگه میشه همین جا جواب بدید ایمیل خرابه. ممنون و موفق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  موت اختیاری یعنی اراده‌ی الهی را بر اراده‌ی خود ترجیح دهیم و با رعایت حرام و حلال الهی و ترجیح آن بر امیال نفسانی، این امر ممکن است. موفق باشید

21242
متن پرسش
سلام استاد: چطور میشه جوان هایی رو که معمولا می بینیم که دچار عشق های زمینی شدن و صدمات زیادی رو بخاطر نافرجام بودن این مسائل متحمل میشن دوباره نشاط و معنویت رو به زندگیشون برگردوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان عشق را باید با معشوق حقیقی دنبال کرد و در این رابطه پیشنهاد بنده آن است که غزلیات جناب حافظ مؤثر خواهد بود. خوب است که سری به قسمت «ما و حافظ» سایت بزنید و غزل شماره‌ی 49 را مدّ نظر قرار دهید.جناب حافظ واقعاً نقش تاریخیِ حفظ انسان‌ها را برای آن‌که از عشقِ وَهمی به عشق حقیقی سیر کنند به عهده گرفته است. موفق باشید

20615

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد توانا: سوال بنده از شما این است که چگونه می توان از طریق عقلی اثبات کرد که ما علاوه بر بعد جسمانی، بعد روحانی هم داریم؟ به عبارت دیگر اثبات کرد که علاوه بر جسم، وجود مجردی داریم که حیات جسمی ما به آن وابسته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح آن عرایضی در این مورد شده است. خوب است به آن رجوع شود. یا اگر به طور مفصل‌تر خواستید به شرح صوتی 75 جلسه‌ای کتاب «معاد» که هر دو کتاب و شرح ده نکته بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

20448

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
1. اسم الله جزو اسماء وصف است؟ 2. کشف ذوقی ظهور چه اسمی است؟ 3. برای داشتن این کشف تا کجا باید بالا رفت؟ 4. شنیدن تسبیح ملائکه مربوط به کدام عالم و چه مرتبه ای از کشف است؟ همینطور تسبیح موجودات 5. اینکه معرفت به ذات نه در توان عقل است و نه در توان قلب بالاخره ما در این حد که ذاتی هست که جامع صفات است و نامحدود که شناخت داریم. مقصود از عدم شناخت چیست؟ شناخت بی واسطه است؟ یعنی بر خلاف اسماء که امکان شناخت بی واسطه اما نسبی را دارند امکان شناخت بی واسطه اینجا نیست. درست است جناب استاد؟ می شود توضیح بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اسم اللّه اسمی است که جامع همه‌ی اسماء است. پس در هر صورت، اسم اللّه نیز اسم است 2- «کشف ذوقی» همان کشف است که در مسیر سلوک، به نور اسم ظاهر برای سالک پیش می‌آید 3- این ربطی به ما ندارد، خدا باید ما را جلو ببرد 4- در هر مرحله از «کشف» این پیش می‌آید که وحدت بر کثرت همچنان غالب می‌شود 5- منظور، معرفت حضوری است. موفق باشید

19843
متن پرسش
با سلام خدمت شما: سوالی در مورد حرکت جوهری داشتم. کتاب از برهان تا عرفان شما را می خواندم. وقتی برای مثال یک انسان می میرد و نفس او از عالم ماده جدا می شود جوهر ماده بدن جسمی او چه می شود؟ آیا جوهر ماده که همان حرکت است هم به تجرد می رسد؟ در این فرایند چه بر سر هیولا می آید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیولای اولی همان ماده یا جوهری است که عین حرکت است و در اثر حرکت، قوه‌هایش به فعل تبدیل می‌شود و از حالت مادی‌بودن خارج می‌گردد. موفق باشید

19591

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد: شما در پاسخ سوال 19567 می فرمایید قیامت در یک بی زمان و مکان تحقق می یابد ولی خودتان در شرح جواب فرموده اید "مسلم وقتی جهان از حالت این دنیاییش......." یعنی خودتان هم فرموده اید (وقتی) یعنی فرمودید زمانی که جهان از این حالتش خارج می شود پس یک زمانی یعنی یک زمان نقطه ای یا لحظه ای وجود دارد که جهان بسمت تغییر بنیادی یعنی تبدل الارض غیر الارض می رود، دیگران هم که سوال از کی قیامت می آید منظرشان همین لحظه است که جهان به سمت حالت غیر دنیایی خودش می رود. شما از یک طرف می فرمایید زمان نیست از طرف دیگر می فرمایید وقتی، پس این تناقض است. لطفا اگر توضیح کافی تری وجود دارد بفرمایید و بعدش هم آدرس بدهید برای مطالعه بیشتر دقیقا برای همین سوال. ممنون می شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی نسبت بین دنیا و آخرت را و تغییر هویت دنیا به قیامت را با واژه‌ی «وقتی» توصیف می‌کنیم، این غیر از آن است که هویتی از جنس زمان دنیایی در میان باشد. مثل آن‌که در قرآن می‌فرماید: «اذا وقعت الواقعه»، یا می‌فرماید: «اذا السماء انفطرت». موفق باشید

17839
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: از آن جایی که یک انسان موحد وقتی که درخت یا کوه را می بیند در واقع حضرت حق را می بیند اولا آیا انسان موحد وقتی که بالفرض فرش یا اتومبیل را هم که می بیند باز حضرت حق را می بیند؟ ثانیا انسان موحد سایر مردم را می بیند به اعتبار جسم و فیزیک بدنی آنها حضرت حق را می بیند یا به اعتبار نفس یا روح آنها خدا را می بیند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مخلوقات عالم را از آن جهت که خداوند خلق کرده همه آینه‌ی نمایش خالق‌شان می‌باشند، ولی واقعیت امور اعتباری مثل فرش و ماشین، صورت ذهنیات بشرند. موفق باشید

17022
متن پرسش
بسمه تعالی: سلام: «تاریخ با فعل آدمی معنا و قوام می یابد. اما آدمی تاریخ را طراحی نمی کند، اهل نظر و بصیرت طرح تاریخ را می یابند و به سمت آن می روند و البته هرچه نزدیک تر می شوند طرح در نظرشان روشن تر و وطی مسیر آسان تر می شود. اما سیر تاریخ، سیر تدریجی یکنواخت روی یک خط مستقیم نیست؛ در مسیر تاریخ همواره خطر پوشیدگی و ناپیدایی طرح آینده وجود دارد: افق و امکان های تاریخی در همه جا یکسان ظاهر نمی شود و با پوشیدگی و آشکارگی این افق ها و امکان ها، مسیر زندگی اقوام تغییر می کند...» این قسمتی از مقدمه کتاب تفکر سیاست و تاریخ است. یعنی ما با توجه به این نکته باید تاریخ انقلاب را تا اکنون بنگریم و همیشه نباید انتظار داشته باشیم این تاریخ بی انحراف باشد؟ آیا علت اینکه یقه همدیگر را در مسائل می گیریم و عادت داریم گرفتاری ها را تقصیر این و آن بیندازیم غفلت از این نکته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که بحمداللّه انقلاب اسلامی سیر تاریخی خود را انجام می‌دهد، حرفی نیست. ولی این بدین معنا نیست که از حجاب‌های انقلاب که حقیقت آن را به حاشیه می‌برد، غفلت شود. و برای شکوفایی هرچه بیشتر ذات انقلاب تلاش لازم انجام نگیرد. هر آن‌چه بیشتر خود را و فعالیت‌مان را در مسیر شکوفایی اهداف انقلاب قرار دهیم، بیشتر به هویت اصلی خود در این تاریخ و گشودگی رجوع به حضرت حق کمک کرده‌ایم. موفق باشید

14470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید محضر استاد گرامی: من با وجود اینکه دخترم ولی اصلا عاطفه و احساس ندارم مثلا دیدن صحنه هایی در رابطه با فاجعه ی منا یا حمله ی عربستان به یمن یا کشتار مردم توسط داعش به هیچ وجه منو ناراحت نمی کنه و وقتی اطرافیانم مشکل یا غمی رو که در زندگی شون دارن بیان میکنن نمی تونم باهاشون هم دلی کنم و از ناراحتی اونا ناراحت بشم و چون از بچگی تو زندگیم مشکلاتی داشتم و دارم وقتی در مورد مشکلات اطرافیانم مطلع میشم به جای ناراحتی ته دلم احساس خوشحالی می کنم اگه همین طور ادامه بدم هلاک میشم لطفا راهنماییم کنین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره هر انسانی در عمق جان خود نسبت به سایر انسان‌ها احساس یگانگی دارد و غم آن‌ها را غم خود احساس می‌کند. باید سعی کنیم آن وَجهِ باطنی خود را ظهور دهیم. موفق باشید

8393
متن پرسش
سلام علیکم در جواب سوالی فرموده اید:"شیطان می‌تواند از جهت تکوینی مورد خطاب سجده باشد در عین آن‌که اختیار دارد می‌تواند دستور را انجام ندهد."از جهت تکوینی چگونه شیطان میتواند مورد خطاب سجده باشد؟اگر امکان دارد توضیح بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بحث خوبی است که علامه طباطبائی(ره) دارد و بنده آن را در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» آورده‌ام. ایشان مطرح می‌کنند خطاب «و اذ قلنا للملائکة‌ اسجدوا لآدم» خطاب به مقامی است که فرشتگان در آن هستند و چون مقام فرشتگان مقام تشریع نیست و مقام تکوین است پس آن خطاب، خطاب تکوینی است. حالا این سوال مطرح می‌شود که اگر خطاب تکوینی است موضوع اختیار شیطان که در آن زمان در آن مقام بود چه می‌شود که به آن کاربر عزیز عرض شد می‌شود خطاب تکوینی باشد ولی چون در حوزه‌ای این خطاب صورت می‌گیرد که آن حوزه‌ی اختیار است اختیار را از شیطان نمی‌گیرد که عرض شده درتفسیر آیه33 سوره احزاب عرایضی در این مورد داشتم. موفق باشید
1303

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی با توجه به اینکه این حقیر در مدرسه علامه مجلسی در حال خواندن کتاب برهان و عرفان می باشم اگر بخواهم مباحث مطرح شده در ان کتاب را مفصلتر و عمیق تر پی گیری کنم چه کتابهایی را پیشنهاد می فرمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام ملاصدرا در چند جای اسفار این نوع مباحث را کرده ولی در کتاب‌های فارسی سراغ ندارم که به‌طور مفصل بحث شده باشد. از اساتیدی که فعلاً درگیر این مطالب هستند سؤال بفرمایید. موفق باشید
32695
متن پرسش

جناب استاد طاهر زاده با عرض سلام و احترام: برای توکل کردن به حضرت حق در امور دو دیدگاه در ذهن خود دارم: اولی همان دیدگاه توحیدی و باور همه کاره بودن خداوند و بقول جناب مولوی: «چون‌که رخنه نیست در عالم پدید /  خیره یوسف‌وار می‌باید دوید» و دومی همان داستانیست که از حضرت پیامبر موقع بستن زانوی شتر نقل کرده اند همانکه جناب مولوی می فرمایند با «توکل زانوی اشتر ببند». هر چه می اندیشم برای مورد دوم هیچ سنخیتی با مورد اول نمیابم و در ذهن خود به تناقض رسیده ام و بنظرم در این مورد حق با صحابه‌ ی پیامبر است وقتی داریم کارهایمان را حتی در کارهای جزئی مثل بستن زانوی شتر یه درستی و محکمی انجام می‌دهیم دیگر چه جایی برای توکل باقی می ماند؟ مثلا به طور خاص اگر در امر تصمیم برای ازدواج وقتی هیچ شرایطی حتی شرایط حدااقلی (مسکن و درآمد مطمئن) را نمی توان به طور محکم و جدی فراهم کرد پس نباید ازدواج کرد و توکل نوعی توهم ذهنی است! جناب استاد لطفا جهت حل این تناقض بنده را یاری بفرمایید. با کمال تشکر از لطف حضرت عالی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهانی که در آن زندگی می‌کنیم ظرفیت آن را دارد که نیازهای منطقی ما را جواب دهد و از این جهت تلاش می‌کنیم هرچند در ابتدای امر رخنه‌ای به چشم نیاید. از طرف دیگر در این جهان و همراه با این تلاش‌ها با هرکاری که روبه‌رو شدیم باید احتیاط‌های لازم را در حدّ توان خود انجام دهیم تا در عین حضور در جهان با ظرفیت‌های خاص و امید به گشوده‌شدن راه، با بی‌باکی جلو نرویم. موارد زیادی پیش آمده که بعضی‌ها پس از گشوده‌شدن رخنه‌ها با بی‌باکی عمل کردند و زانوی اشتر را نبستند و به مشکل افتادند. موفق باشید    

28669
متن پرسش
عرض ادب و احترام دختری دارم ۱۹ ساله ۶ سال ابتدایی در مدرسه امام محمد باقر علیه السلام درس خوانده و ۶ سال دبیرستان را مدرسه تیزهوشان. تا سال یازدهم رشته تجربی و سال دوازدهم انسانی و پارسال در رشته روانشناسی دانشگاه اصفهان مشغول به ادامه تحصیل. خانواده ای مذهبی هستیم و ایشان هم چادری و در دوره مدرسه شرکت کننده در مسابقات نهج البلاغه و ... الان هم از چند سال قبل دو خطبه صحیفه سجادیه را حفظ است. از دو سه سال قبل سوالات و شبهات دینی و اعتقادی داشته همه تلاش ما برای اقناع ایشان بی نتیجه بوده معرفی کتابهای شهید مطهری و حضرتعالی و ... هم بی تاثیر مشاور و روانشناس هم می‌گویند دچار وسواس فکری فلسفی است و دوران بحران هویت و... خدا را العیاذبالله ظالم می‌داند بخاطر جهنم و ... اخیرا در دانشگاه دوستی پیدا کرده آتئیست و فضای مجازی که دو سه سالی است گوشی شخصی دارد جذب سخنان منکرین خدا و کلیپ های امثال زئوس و دیگر منکرین خدا. خیلی اهل بحث و استدلال و ... مدتی است نماز هم نمی خواند و حتی می گوید اگر بخواهم نماز بخوانم حالم بد می شود. از چادر متنفر شده و معتقد است با این اعتقادات با چادر ریاکاری می کند و باید مانتوئی شود ولی هنوز نشده. به شدت از اعتقاداتش دفاع می کند و معتقد است منکرین خدا خیلی از دانشمندان و فلاسفه هستند و حتی روح وجود ندارد و ثابت نشده و اعتقاد مذهبی فعل و انفعلات شیمیایی در مغز است و حتی همین مسئله باعث می‌شود برخی خودشان را پیامبر بدانند و معتقد شوند به آنها وحی نازل می‌شود و ... روانپزشک هم برای نوسان خلقش داروی لیتیوم تجویز کرده و ... لطفا اگر توصیه دارین بفرمائین. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این وضع در نظام آموزشی و این نوع طرح مسائل دینی به روش سنتی، باید پیش‌بینیِ این امور را می‌کردیم. عرایضی در جزوه‌ی «گویی ولیّ شناسان رفتند از این ولایت» در این رابطه شده است. به هر حال در این شرایط باید به انتخاب این افراد احترام گذاشت تا خودشان با سعه‌ی صدری که مبتنی بر روح اسلامی در ما می‌بینند متوجه‌ی خوبی‌های شریعت الهی شوند. بد نیست در این مورد به جواب سؤال شماره‌ی ۲۸۶۶۷ نظری بیندازید و اگر ایشان آماده بود با او در میان بگذارید. موفق باشید

28025
متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. نظر شما راجع به ادعای افرادی که تجملاتی زندگی می‌کنند و مومنند و بهانه شان اینست که شانمان است چیست؟ حدفاصل زندگی طبقه شان و اسراف چه می‌شود؟ آیا کسانی که پولدارند مجازند هرجور می‌خواهند زندگی کنند و بعد بگویند شانمان است؟ دل بقیه را آب کنند که شانشان است؟ حد مرز شان که در فقه مطرح می‌شود و اسراف چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ فرقی نمی‌کند چه انسان ثروتمند باشد و چه فقیر باشد؛ آنچه موجب نجات است، سادگی است. لذا به ما فرموده‌اند: «نَجَی الْمخففون» تنها سبک‌باران نجات می‌یابند. مگر امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فقیر بودند که آنچنان ساده زندگی می‌کردند؟ گفت: «دلا راه تو پر پیچ و خطر بی / گذرگاه تو بر اوج فلک بی. گر از دستت برآید پوست از تن / برآور تا که بارت کمترکبی». موفق باشید 

26000

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا عرض سلام و خسته نباشید: ببخشید که این مطلب را ارسال می کنم چون می دانم حضرتعالی قطعا معبر نیستید ولی شاید بتوانید راهنمایی فرمایید. چند خواب دیده بودم و هدف خوابها اذیتم میکنه خواستم ببینم آیا اینها اثغاث احلام است یا شاید حاوی پیام است. خواب یک: خواب امام صادق (ع) را دیدم مرا صدا زد با صورت کامل ایشان را دیدم بعد یک عدد خرما گرفت سوره حمد بر آن خواند و به من داد من آن را خوردم و دهانم از آب دهان امام صادق (ع) پر شد و لبریز شد بطوریکه روی زمین هم از آب دهانم افتاد. خواب دوم: رفتم زیارت حرم عبدالعظیم دیدم رو به ما پشت به قبرش یک سفره جلو گذاشته و همه می خوردند و من آمدم از آن خوردم یک شخص نورانی پیشش بود که شبیه امامزاده یا همچین چیزی بود که نمی دانم کی بود و آیا اصلا کنار ایشان شخصی دفن است من در کودکی زیارت عبدالعظیم رفته بودم. سوم: خواب دیدم مرا برای سیصد و سیزده تن دعوت کردند یکی کسی هم با من بود دم در ولی مامور نگذاشت وارد شود گفت نامه ورود. یهویی دیدم در جیبم نامه هست. داخل محوطه و سپس سالن ال مانند شدم یک سفره پهن بود افراد با هیبتی بودند و در راس سفره کسی بود که وقتی خواستم او را ببینم غبار شد و مانع شد به من گفتند برو ته سفره، و اکثر سفره پر بود و ته سفره مانده بود خیلی کم شاید تعداد چند نفر خالی بعدش یه برنج آوردند که روی آن قیمه بود و من از آن خوردم و بیدار شدم. و خوابهای زیادی از این دست. البته الان مدتی است دیگر هیچ خوابی نمی بینم مطلقا. ضمنا من زیاد به این چیزها فکر نمی کنم ولی به وفور خواب پیامبر (ص)، ائمه، قبرحضرت زهرا (س) را می بینم. گاهی هم پیش سه یا چهار معصوم (ع) را با همه. من برای خواب مطلقا ارزشی قائل نیستم و بلکه حتی تنفر دارم علت تنفر هم بزرگنمایی کردن آن است چرا یک بیچاره بدبختی مثل من باید چنین خواب هایی ببیند که ممکن است باعث نوعی توهم معنویت در او شود و این علت تنفرم از خواب است. چون می دانم کی هستم و مطلقا نمی‌توانم حتی تصور این کنم که مثلا یک هزارم انسانهای خوب باشم چه رسد به انسان های إلهی. پس این خوابها چی هستند البته در مجموع بیش از ده ها خواب و چیزهایی که بین و خواب و بیداری برام بوجود آمد را مکتوب کردم. آها فراموش کردم. خواب دیدم یه قصر بزرگ با دو تا مناره که انتهای آنها دیده نمیشن و عکس بزرگ من سر در آن است ولی در بسته بود و چند نفر ایستاده بودند گفتم عکس کیه گفتن هرکی هست خدا براش خواسته بعد وقتی خودم رو دیدم با تعجب گفتم چرا صورتم اینقدر می درخشه و شبیه شهداست اینکه اینجا بیشتر مکان شهداست بعد سمت طرف جاده یه سیاهی بود و بی اختیار آن جا رفتم به آنها گفتم باید برم کارهای نیمه تمام زیادی دارم خانه های زیادی در آن سیاهی بود والی آخر.... با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً بنده در این موارد ورودی ندارم. فکر می‌کنم نباید خودتان نیز این موضوعات را دنبال کنید. موفق باشید

25943

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیت الله سید محمد مهدی میرباقری در کتابی که اخیراً نوشتند به نام کتاب «عصر جدید» که بیشتر رویکرد تبیین بیانیه گام دوم انقلاب رو داره، در باب رویکرد استحاله در برخورد با تمدن غرب می نویسند: «می‌توانیم در چهارچوب ارزش‌های خودمان، پدیده‌های نو را استحاله کنیم. منتها استحاله سطوحی دارد، از مراحل ساده تا مراحل پیچیده. ما اگر یک شیء را با نقطه‌مختصاتش آوردیم، کل آن سیستم را آورده‌ایم. ما اگر سیستم برق‌رسانیِ یک اتومبیل را قبول کردیم، کل دستگاه آن را قبول کرده‌ایم؛ مگر این‌که نقطه‌مختصاتش را عوض کنیم. تا وقتی که در نقطه‌مختصاتش تغییری ندهیم، باید کل موتور را متناسب و سازگار با همان بسازیم.» الان در شرایط فعلی ویژه اینکه رهبر انقلاب بر الگوی تمدنی مواجهه با غرب و مرزبندی دقیق با جبهه استکبار تاکید داشته اند، واقعاً در سطوح مختلف ویژه در عرصه علم و فناوری چگونه میشه جا انداخت و عملیاتی کرد این الگوی استحاله رو؟ در چه بستری و با چه ضوابطی باید این رویکرد پیاده شود تا مردم صرفاً در تئوری نباشد بلکه عملیاتی هم باشه و مردم ببینن ما نه در برابر غرب متحجریم و نه منفعل و خودباخته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خودآگاهی به موضوع آن‌طور که شهید آوینی مطرح می‌کند مهم است. مثلاً این‌که بدانیم این ابزارها فرهنگ خاص خود را دارد و باید تا آن‌جا که ممکن است بومی شوند. موفق باشید

24477

شوپنهاوربازدید:

متن پرسش
سلام: الحمدلله به همراه تعدادی از دوستان داریم کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم علامه رو می خونیم. رسیدیم به جایی که درباره برکلی و شوپنهاور صحبت میکنه. از اونجایی که توی سخنرانی هاتون دیدم شوپنهاور رو نقد می کنید و الان یادم نیست که چه نقدهایی داشتید و توی چه سخنرانی هایی بوده: لطفا راهنمایی بفرمایید برای نقد نظریات و آرای شوپنهاور آیا کتاب یا مقاله ای از شما یا دیگران هست که بتونم مطالعه کنم؟ از برکلی چطور؟ با تشکر فراوان. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد فهم نگاه شوپن‌هاور ابتدا باید کانت را مطالعه کرد و دوگانگی که بین نومن و فنومن و بحث مفاهیمِ استعلایی به میان می‌آورد و عملا اندیشه‌ای را در مقابل ما قرار می‌دهد که ما هرگز نمی‌توانیم به واقعیت‌های خارجی دست بیابیم. در این راستا شوپن‌هاور معتقد‌ است که کل جهان، همان اراده‌ی ما است و اراده‌ی ما جهان است نه آن‌که جهانی در خارج محقق باشد. می‌ماند که این اشکال بر او وارد است که اولا چه تفاوتی این نگاه با سوفسطائی گری دارد و ثانیا به هر حال این احساس بدیهی که هر کس مبتنی بر آن با عالم خارج ارتباط پیدا می‌کند چه می‌شود. موفق باشید

23924
متن پرسش
سلام معلم عزیزم: سخنی با مخاطبین داشتم اگر اجازه بفرمایید. راستش بنده یکی از چیز هایی که بر خودم فرض می دانم، رجوع به قسمت پرسش و پاسخ های سایت هست و واقعا برایم مانند سفره ی پر برکتی هست و بابت آن از شما و تمامی زحمت کشان سایت لب المیزان تشکر و قدردانی می کنم. و از همین جا به همه حقیقت جویان و تشنگان دوست پیشنهاد می کنم از این پرسش و پاسخ ها غافل نشوند، در ضمن از افرادی هم که سوال میپرسن تقاضا دارم بیشتر با مبانی حضرت استاد طاهرزاده مأنوس باشن که برکات فوق تصوری دارد از جمله اینکه به جواب خیلی از سوالاتشان خواهند رسید و همچنین این پرسش و پاسخ های سایت رو هم زیاد مطالعه کنند تا دریچه هایی در عقل و قلبشان به لطف الهی گشوده شود و حتی نیازی خیلی به پرسش پیدا نکنند ان‌شاءالله. چون انصافا برای بنده که مطالعه می کنم خیلی سخت هست و بهم فشار میاد وقتی می بینم از استاد بزرگوار سوالات تکراری می پرسند، گرچه استاد با صبوری صد باره جواب می دهند ولی خواهشا حساب وقت استاد و مسائل دیگر را هم باید کرد. یکی از برکات فوق العاده مباحث جناب استاد طاهرزاده حقیقتا درک مبانی فلسفی و عرفانی و زمینه فهم عمیق معارف دین می باشد برای پیر و جوان، بخصوص جوانانی که از الان می خواهند پای در راه عبودیت و صراط مستقیم بگذارند و نه تخصص کافی دارند و نه استاد خاص و مطمئن. و باز از دیگر برکاتی که انس با آثار جناب استاد بزرگوار دارد، بخصوص سه بحث خودشناسی و خداشناسی و معادشناسی با شرح های صوتی ایشان، پیدا شدن قوه درک مبانی بزرگانی همچون حضرت امام و حضرت علامه طباطبایی و شاگردان این دو اسطوره علم و معنا رحمت الله علیهما هست. خداوند به همگان توفیق عنایت کند!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توصیه‌ی کاربری اندیشمند به کاربران عزیز سایت «لبّ المیزان». به‌خصوص اگر رفقا از قسمت آرشیو سؤالات که موضوعات مختلف را دسته‌بندی کرده است و هرکس بنا به ذوق و مسائل خود می‌تواند به آن قسمت رجوع فرماید؛ غفلت نکنند. موفق باشید

22109
متن پرسش
سلام استاد عزیز: ۱. با توجه به کتب حضرتعالی زیاد خواب دیدن نشانه از پراکندگی و گسستگی خیال انسان است؟ ۲. اینکه انسان کم خواب ببیند یا اصلا نبیند می تواند نشانه کنترل قوه خیال متمرکز بر آن باشد یا عمومیت ندارد؟ لطفاً کمی شرح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قاعده‌ی کلی آن است که وقتی نفس ناطقه‌ی انسان تحت تأثیر واهمه باشد خواب‌های او آشفته و پراکنده است. مثل زندگی روزمرّه‌ی عوام که دائم در خیالات واهی به‌سر می‌برند. ولی اگر عقلانیت او قالب باشد به همان اندازه نه چندان خواب او پر از چنین خیالاتی است و نه خیلی اساساً خواب می‌بیند، مگر آن‌که نفس در سیر متعالی خود صورت‌های مناسب آن سیر را در قوه‌ی خیالش شکل دهد که به اصطلاح گفته می‌شود آن خیالات، صاحب جمال است. در این مورد خوب است به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» رجوع شود. موفق باشید  

نمایش چاپی