بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26195
متن پرسش
سلام علیکم: برخی افراد و عزیزان در ایام اخیر به تعابیری آسیب شناسانه در جبهه فرهنگی انقلاب رو آورده اند و معتقدند به صهیونیسم اسلامی دچار شده ایم. حاضر نیستیم افرادی دیگر را درون جبهه انقلاب وارد کنیم و رسماً به فکر جذب نیستیم و حفظ اعضای کنونی را مقدم و اولی می دانیم و مع الاسف این تعبیر کمی بین برخی فعالان شاخص انقلابی درگیری و چند دستگی بوجود اورده و اونها رو در فضای مجازی درگیر پاسخگویی به هم کرده است. اولاً آیا این تعبیر صهیونیستی شدن صحیح است و ثانیاً چرا ما گاهی در نقد و بررسی اعمال هم به چنین چند دستگی ها و حتی دعوا های عجیب می رسیم و گاهی حتی حس می کنم از منظومه فکری رهبر انقلاب هم خارج شده و تازه در نظر نمی گیریم سندی راهبردی مثل بیانیه گام دوم داریم که می تواند اتفاقاً حکایت ما را کثرتی در عین وحدت کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تعبیر صهیونیسم اسلامی را نشنیده بودم. ولی به نظر بنده برای بعضی از ماها تعبیر درستی است و بحث جزیره‌ای بودن در انتهای کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب» آسیب‌شناسی شده است. به هر حال در شرایطی هستیم که بسیاری از آن‌هایی را که غیر خودی می‌دانیم می‌توانیم خودی حساب کنیم. در این مورد سخن فرزند شهید سلیمانی به آن جوانی که عکس پدرش را پاره می‌کند، معنایِ آن «بودنی» است که حتی باید چنین افرادی را نیز از خود جدا ندانست. او این‌طور به آن جوان خطاب می‌کند:

جوان مواظب خودت باش

لگدهایت را به تصویر مردی بعداز تکه تکه شدنش می زنی که حتی حالا که رفته ای آن بالا نگران توست که نیفتی

محکم تر هم که بزنی او دلگیر نمی شود ، فقط مواظب باش نیفتی نه از اسب و نه از اصل!

بعضی دیگران  که آنجا برایت سوت و کف می زنند را هم حاج قاسم بچه های خودش می داند

حاج قاسم تو را با آمریکا و اسرائیل اشتباه نمی گیرد

شاید خوشحال هم باشد که تو چه دل و جگری پیدا کرده ای

حاج قاسم شاگرد مردی و سرباز است که به دوستانش  سپرده بود از پاره شدن عکسش نرنجند

و این هردو مرید امامی هستند که فرموده بود به جای روح منی خمینی اگر مردم بگویند مرگ بر خمینی برایش تفاوتی ندارد

بزن جوان  فقط مواظب خودت باش

مواظب باش نیفتی

حاج قاسم حالا دستش در ملکوت عالم بیشتر از قبل باز شده است ای بسا دست ترا هم بگیرد

فقط برای جوابی که به نگاه مهربانش باید بدهی، حرفی داشته باش.

موفق باشید

26000

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا عرض سلام و خسته نباشید: ببخشید که این مطلب را ارسال می کنم چون می دانم حضرتعالی قطعا معبر نیستید ولی شاید بتوانید راهنمایی فرمایید. چند خواب دیده بودم و هدف خوابها اذیتم میکنه خواستم ببینم آیا اینها اثغاث احلام است یا شاید حاوی پیام است. خواب یک: خواب امام صادق (ع) را دیدم مرا صدا زد با صورت کامل ایشان را دیدم بعد یک عدد خرما گرفت سوره حمد بر آن خواند و به من داد من آن را خوردم و دهانم از آب دهان امام صادق (ع) پر شد و لبریز شد بطوریکه روی زمین هم از آب دهانم افتاد. خواب دوم: رفتم زیارت حرم عبدالعظیم دیدم رو به ما پشت به قبرش یک سفره جلو گذاشته و همه می خوردند و من آمدم از آن خوردم یک شخص نورانی پیشش بود که شبیه امامزاده یا همچین چیزی بود که نمی دانم کی بود و آیا اصلا کنار ایشان شخصی دفن است من در کودکی زیارت عبدالعظیم رفته بودم. سوم: خواب دیدم مرا برای سیصد و سیزده تن دعوت کردند یکی کسی هم با من بود دم در ولی مامور نگذاشت وارد شود گفت نامه ورود. یهویی دیدم در جیبم نامه هست. داخل محوطه و سپس سالن ال مانند شدم یک سفره پهن بود افراد با هیبتی بودند و در راس سفره کسی بود که وقتی خواستم او را ببینم غبار شد و مانع شد به من گفتند برو ته سفره، و اکثر سفره پر بود و ته سفره مانده بود خیلی کم شاید تعداد چند نفر خالی بعدش یه برنج آوردند که روی آن قیمه بود و من از آن خوردم و بیدار شدم. و خوابهای زیادی از این دست. البته الان مدتی است دیگر هیچ خوابی نمی بینم مطلقا. ضمنا من زیاد به این چیزها فکر نمی کنم ولی به وفور خواب پیامبر (ص)، ائمه، قبرحضرت زهرا (س) را می بینم. گاهی هم پیش سه یا چهار معصوم (ع) را با همه. من برای خواب مطلقا ارزشی قائل نیستم و بلکه حتی تنفر دارم علت تنفر هم بزرگنمایی کردن آن است چرا یک بیچاره بدبختی مثل من باید چنین خواب هایی ببیند که ممکن است باعث نوعی توهم معنویت در او شود و این علت تنفرم از خواب است. چون می دانم کی هستم و مطلقا نمی‌توانم حتی تصور این کنم که مثلا یک هزارم انسانهای خوب باشم چه رسد به انسان های إلهی. پس این خوابها چی هستند البته در مجموع بیش از ده ها خواب و چیزهایی که بین و خواب و بیداری برام بوجود آمد را مکتوب کردم. آها فراموش کردم. خواب دیدم یه قصر بزرگ با دو تا مناره که انتهای آنها دیده نمیشن و عکس بزرگ من سر در آن است ولی در بسته بود و چند نفر ایستاده بودند گفتم عکس کیه گفتن هرکی هست خدا براش خواسته بعد وقتی خودم رو دیدم با تعجب گفتم چرا صورتم اینقدر می درخشه و شبیه شهداست اینکه اینجا بیشتر مکان شهداست بعد سمت طرف جاده یه سیاهی بود و بی اختیار آن جا رفتم به آنها گفتم باید برم کارهای نیمه تمام زیادی دارم خانه های زیادی در آن سیاهی بود والی آخر.... با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً بنده در این موارد ورودی ندارم. فکر می‌کنم نباید خودتان نیز این موضوعات را دنبال کنید. موفق باشید

24477

شوپنهاوربازدید:

متن پرسش
سلام: الحمدلله به همراه تعدادی از دوستان داریم کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم علامه رو می خونیم. رسیدیم به جایی که درباره برکلی و شوپنهاور صحبت میکنه. از اونجایی که توی سخنرانی هاتون دیدم شوپنهاور رو نقد می کنید و الان یادم نیست که چه نقدهایی داشتید و توی چه سخنرانی هایی بوده: لطفا راهنمایی بفرمایید برای نقد نظریات و آرای شوپنهاور آیا کتاب یا مقاله ای از شما یا دیگران هست که بتونم مطالعه کنم؟ از برکلی چطور؟ با تشکر فراوان. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد فهم نگاه شوپن‌هاور ابتدا باید کانت را مطالعه کرد و دوگانگی که بین نومن و فنومن و بحث مفاهیمِ استعلایی به میان می‌آورد و عملا اندیشه‌ای را در مقابل ما قرار می‌دهد که ما هرگز نمی‌توانیم به واقعیت‌های خارجی دست بیابیم. در این راستا شوپن‌هاور معتقد‌ است که کل جهان، همان اراده‌ی ما است و اراده‌ی ما جهان است نه آن‌که جهانی در خارج محقق باشد. می‌ماند که این اشکال بر او وارد است که اولا چه تفاوتی این نگاه با سوفسطائی گری دارد و ثانیا به هر حال این احساس بدیهی که هر کس مبتنی بر آن با عالم خارج ارتباط پیدا می‌کند چه می‌شود. موفق باشید

24168
متن پرسش
سلام استاد عزیز: سخنرانی شیعه در معرض نقشهای شیطان به اینجا رسید که شیطان نقشه میکشه و هی ما را وارد حب دنیا و شهوت وارد میکنه اما سوال اینجاست که شما فرمودید: نگران نباشید چرا این که راه شکست شیطان را می دانیم راه شکست شیطان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان مسیری که اهل‌البیت در مقابل ما می‌گذارند و همان حبّ اهل‌البیت و یقین به حقّانیت آن‌ها، راهی است که شیطان را روسیاه و ناتوان می‌کند. موفق باشید

23868
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: ۱. خواستم ببینم آیا همان طور که انسان در بعضی از اعمال ترقی می کند آیا در هنگام خواب هم تکامل دارد؟ ۲. اگر دارد چکار بکنیم که خواب ما هم تکامل به سوی خدا باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در خواب فقط با ملکات خود روبه‌رو می‌شود، می‌ماند که می‌تواند آن‌ها را زلال‌تر بنگرد به شرطی که در بیداری، خود را از کینه و حرص حفظ کرده باشد. موفق باشید

22364
متن پرسش
استاد عزیز سلام: فسبح بحمده چگونه است؟ فرق تسبیحی که با حمد همراه است یا شاید در بستر حمد است با تسبیحی که به صورت مطلق در آیات قرآن به کار می رود چیست؟ بخصوص اگر با توجه به آیه ۱۳۰ سوره طه این مسئله را روشن بفرمایید بسیار لطف می کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در «تسبیح»، انسان متوجه جلال الهی می‌شود و در «تحمید»، نظر به جمال او دارد و زیباترین ارتباط، جمعِ بین جلال و جمال الهی یا تسبیح و تحمید اوست که آیه‌ی مذکور نیز به همین امر انسان‌ها را دعوت می‌کند. آری! بعضاً آیات می‌خواهد ما متوجه‌ی تنزیه و جلال او شویم آن‌جاست که بحث «سبحان اللّه» را به طور جداگانه به میان می‌آورد. مثل آن‌که می‌فرماید: «سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ» (صافات/ 159). موفق باشید 

22041

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: حضرت عالی در کتاب «آنگاه که که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود» با نقل شعری از امام (ره )، آیه امانت را چنین تفسیر کرده اید که این ظلوم و جهول بوده حمل بر مدح انسان توسط خدا شده است. همچنانی که خود شما هم صریحا ذکر کرده اید. حالا سوال: آیا می توان گفت که نظر قطعی امام (ره) نسبت به تفسیر این آیه چنین است یا خیر صرفا امام (ره) یک تفسیر ذوقی از آیه بیان کرده اند؟ آیا از شعر می توان نظر ایشان را فهمید یا خیر؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید واقعاً آیه‌ی مذکور می‌خواهد انسان را مدح کند زیرا حمل امانت الهی یک کمال است و نه یک عصیان. موفق باشید

21107

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: بنده مدرس حوزه علمیه خواهران هستم. سوالم این است که تغذیه و مثلا چای و کیکی که موقع استراحت می خوریم بیت المال محسوب میشه و باید پرهیز کنم؟ یا مثلا در جشنها و مراسم مذهبی که شرکت می کنیم خوراکی ها حکم بیت المال را دارد؟ ممنون. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی بودجه‌ای برای پذیرایی گذاشته‌اند اشکال ندارد استفاده شود. آری! اگر بودجه‌ای را که مربوط به این کار نیست، مصرف کنیم حرام است. موفق باشید

21018
متن پرسش

سلام استاد: ۱. امام علی اسد الله غالب می فرمایند که من با زنان جوان سلام نمی کنم چون می ترسم از صدایشان خوشم آید و...(شاید). خب الان بالفرض بنده حقیر برای خدا می خواهم بروم انگلیسی یاد بگیرم، برای این باید صدای زن جوان را گوش کنم برای مکالمه، یا صوت درسها و... خب آیا کلاس زبان رفتن اخلاقا اشکال داره؟ انگلیسی یاد بگیریم تا اسلام را ترویج کنیم، اگر کلاس بروم صدا زن جوان گوش دادن اشکالی نداره پس چرا امام علی...؟ ۲. ما هم می توانیم ظرفیت بزرگانی مثل رهبری و امام و...را با دعا بدست آوریم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سلام‌نکردنِ مولایمان به زنان جوان به جهت آن بود که آن‌ها گمان بد به خود راه ندهند و مشکل برای آن‌ها به‌وجود نیاید 2- حضور در جبهه‌ی حق در مقابل باطل با رعایت احکام الهی هرکسی را بزرگ می‌کند. مگر بزرگیِ امثال چمران و خرازی و باکری و قاسم سلیمانی از همان بزرگیِ حضرت امام و رهبری نیست؟! موفق باشید  

20231
متن پرسش
درود بر آقای طاهرزاده: بنده از این که خداوند واجب الوجود است و من ممکن الوجود چندان راضی نیستم و اندکی دچار حسادت نسبت به خدا هستم چند سوال دارم 1. آیا شیطان صرفا به آدم حسادت داشت یا نسبت به خدا هم حسادت داشت؟ 2. آیا این حسادت موجب می شود مقام من در قیامت بدتر از شیطان باشد؟ 3. با توجه به اینکه به واجب الوجودی دست پیدا نمی کنم و تا ابد ممکن الوجود خواهم بود و هر گونه حیات ممکن الوجودانه برایم قابل تحمل نیست این امکان فراهم است که در صورت درخواستم، خداوند عدم محض به من عطا کند تا بیش ازین شاهد برتری او بر خویش نباشم؟ 4. اگر درخواست عدم میسر نیست راهکار برای رفع این حسادت به خدا چیست؟ خواهشا هر چهار سوال را دقیقا پاسخ گویید و ما را ازین گرداب نجات دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان معرفت لازم از خدا داشته باشد، تنها او را مقصد و معبود می‌یابد و لذا همواره در تلاش است که موانع قرب به او را با زیرِ پاگذاردن خودبینی‌ها و خودخواهی‌ها رفع کند. موفق باشید

20157

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: جناب استاد، وظیفه ما در مقابل مکر و حیله دیگران نسبت به ما چیست؟ آیا ما هم باید به آن ها حیله بزنیم یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما وظیفه داریم در عین شناختِ حیله‌ها، تکلیف الهی خود را انجام دهیم، به همان معنا که قرآن می‌فرماید: «اذا مرّوا باللغوِ مرّوا کِراماً» چون با لغوی روبه‌رو شدید، بزرگوارانه از آن بگذرید. موفق باشید

19750

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: نظرتان در مورد کتاب زمزم عرفان نوشته آقای ری شهری چیست؟ آیا کتاب موثقی هست؟ می توان به حرف های آن اطمینان و استناد کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده از آن کتاب استفاده کرده‌ام و چیز غیر قابل اعتمادی در آن ندیدم. موفق باشید

14890
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل و گرانقدر برخی از آشنایانم که در اروپا زندگی می کنند می گویند: در اروپا صمیمیت و دلسوزی مردم نسبت به یکدیگر و ما بالا است و در اروپا نظم بالایی است در جواب چه بگویم. سپاس فراوان پاسخ: باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً همین‌طور است. ولی فراموش نکنید که این نوع نظم و دلسوزی در مسیر ارضای نفس امّاره است و در این رابطه شیطان هیچ مشکلی برای آن‌ها ایجاد نمی‌کند. شیطان قسم خورده است هرکس در صراط مستقیم قرار دارد، او را وسوسه کند و به همین جهت حضرت صادق«علیه‌السلام» در خطاب به ابن‌جندب می‌فرمایند که بیشترین تلاش شیطان در مقابل شیعیان ما است. موفق باشید. سلام و درود: استاد فاضل و ارجمند با توجه به مطالب فوق همانطور که مستحضرید عدم آشتی با خود راستین و خدا باعث اضطراب می شود و کسی که اضطراب دارد در ارتباط با خود و دیگران دچار اختلال روحی می شود. پس چطوری اروپایی ها در ارتباط با دیگران نه تنها دچار اختلال روحی نمی شود بلکه صمیمت هم دارند. کسی که اضطراب دارد حوصله خودش را ندارد چه برسد دیگران. پس بنابر این چطوری مردم اروپا صمیمی هستند و نظم دارند؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد شیطان در مورد عقل دنیایی اهل دنیا، مشکلی برای آن‌ها ایجاد نکند و بتواند در امور دنیایی در کنار هم باشند ولی چون این نوع رعایت‌ها ذیل اراده‌ی الهی و در راستای آبادانی قیامت نیست، از آرامش بنیادین محرومند به طوری که به قول اریک‌فروم، معضل غربْ امروز روان‌های مضطرب است که برای دوری از آن به هر کاری دست می‌زند. موفق باشید

8074
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز ایا نفس ما در ایجاد یا خلق بدن مادی ما دخالت دارد؟حتی واسطه ی این کار هم نیست؟یعنی به کلی علت معده است یا میتواند علت حقیقی هم باشد؟اگر جواب منفی ست چگونه یک عارف میتونه بدنش را حذف کند.مثل آقای قاضی که ده روز از ماه رمضان در هیچ کجا نبودند یا حضرت امام،یا حضرت عیسی علیه السلام که بدن مادی ندارند ولی زنده اند وبا ظهور حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف با بدن مادی حاضرمیشوند.؟... آیا این نظر درسته که نفس در ایجاد بدن مادی نقش دارد به طور تکوینی،و اگر شخصی بتواند به مرحله ای از کمال برسد میتواند به این تکوین دست پیدا کندو به صورت اختیاری بدن خود را ایجاد کند؟با تشکر التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در بحث برهان صدیقین و حرکت جوهری باید جواب این سؤال را پیدا کنید. در هرحال اگر انسان به مبادی ایجاد بدن خود دست یابد می‌تواند تصرفاتی در آن بکند ولی این چیزی است ماوراء جنبه‌ی طبیعی نفس ناطقه، به تزکیه مربوط است. مثل آن‌که ائمه«علیهم‌السلام» ماوراء نفس ناطقه‌ی خود در عالم تصرف می‌کنند. موفق باشید
960

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم آیا منسوب دانستن این مملکت به امام زمان (عجل الله فرجه) کار درستی است ؟ اگر بله ، لطفاً کمی تبیین فرمایید .
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی پیشنهاد می‌کنم به کتاب «انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی» که بر روی سایت هست مراجعه فرمایید. در آن‌جا بحث شده که انقلاب اسلامی دوره‌ی گذار به سوی حاکمیت امام معصوم است. موفق باشید
28537

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: چندی پیش سریالی به نام سریال پدر از تلوزیون پخش می شد. در مورد پسری که حافظ قرآن بود و اتفاقاتی برایش رخ می داد، که آخر سریال آیه قران متناسب با اون اتفاقات در صفحه ای نشان داده می‌شد. فقط در بحث ازدواج این فرد حافظ قران، یک عشق ناگهانی برای ایشون اتفاق افتاد، و در شب عروسی، فرد حافظ قرآن به همسرش گفتند که ما همون ابتدا در عالم بالا به عقد هم در آمدیم، انگار که مکاشفه ای برای این فرد رخ داده بود، آیا چنین چیزی وجود دارد که قبل از ازواج های رسمی، مواردی در عالم ملکوت به عقد هم در بیایند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امکان که نه، حتماً این‌طور است. در بحث «هویت قدسی «زن» و حضور در جهان گسترده‌ی امروز» عرایضی شده است.[1] ولی چرا این مباحث در سریال که عموم مردم با آن مرتبط می‌شوند و نسبت به این مطالب بیگانه‌اند مطرح می‌شود؟ موفق باشید

 


[1] - جزوه‌ی مذکور جهت ارائه به کاربران در حال ویرایش است.

26938
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ ۲۶۹۲۸ فرمودید که «ولی مشکل تجددگرایان آنجا است که اساساً متوجه‌ی جایگاه تاریخی انقلاب نیستند و عملاً بیرون از زمانه‌ی خود و بیگانه با مردم تنفس می‌کنند، وگرنه حضرت امام سعیِ وافر داشتند که جریان روشنفکری در انقلاب، جای و جایگاه داشته باشد. و ما هنوز نیز نیاز به این امر داریم.» به عقیده ام این نوع تقسیم بندی ها در جامعه به سنت گرا و متجدد، تقسیم بندی صحیح و متقنی نیست و از دل چنین تقسیم بندی راهکار صحیحی بیرون نمی آید. خیلی از افرادیکه در جامعه شاید تجدد گرا تلقی شوند، می شود گفت قلوب شان ایمانی ولی ظاهر و عقلشان غربی و پیرو مدرنیته است و تشیبع پیکر شهید سلیمانی نقطه ای برای نشان دادن این مطلب بود. و اینکه انقلابی ها هم سنت گرا معرفی شوند واقعا بحث درستی ویژه با وجود ابزاری مثل انتخابات نیست و اینکه حکومت بیش از حد و صرفا متوجه حمایت سنت گرایان است به عقیده ام یک نظر دقیق و کارشناسی نیست. رویکرد شناخت صحیح مدرنیته واقعا در بین جریان متجدد در سطح اجتماع تا حدود زیادی دیده نمی شود و در عین حال شناخت ملی ما هم بویژه در اثر استعمار از مدرنیته، شبه مدرنیته افلیجی است که نسخه توسعه کشورهای محوری مدرنیته برای ملتهای مستعمره و پیرامونی هست هر چند برخی نیروهای انقلاب هم در برخورد با تکولوژی و عقل مدرن و جهان کنونی رویکرد انزوایی و غیر منطقی یا حتی التقاطی در اثر عدم غرب شناسی دقیق پیشه کرده اند. ولی جا دارد همین جا در عین هم نوایی با شما استاد عزیز عرض کنم واقعا شخصیت های محوری و نظریه پرداز تجدد گرا در ایران، ویژه طی سالهای اخیر واقعا قصد حضور و نقش آفرینی در متن انقلاب و نظام را نداشته و بیشتر رویکرد لجاجت یا عناد را پیشه کرده است. امروز دیگر تجدد گرایان حتی رویکردی شبیه رویکرد مهندس بازرگان و نهضت آزادی در اول انقلاب را هم ندارند که امام بارها سعی بر حفظ مهندس بازرگان در دایره انقلاب علیرغم اختلاف های مبنایی با ایشان کردند ولی متاسفانه رویکرد مرحوم بازرگان و نهضت آزادی در این راستا نرفت. حتی مع الاسف کار بجایی رفته که بعض شخصیت های تئوری پرداز تجدد گرا رسما از دستگاه های امنیتی دشمنان این انقلاب سر در آوردند و حتی با دولتهای متخاصم همراه و همسو شدند و خود تبدیل به بازویی در جنگ نرم علیه ملت خویش شدند. گویی جریان تجدد امروز رسما بدنبال اجرای الگوی توسعه و نئولیبرال در ساخت های فرهنگی و اقتصادی کشور است و رسما دیدگاه و مظاهر اسلام سیاسی و انقلابی را هدف گرفته اند و بیشتر همان نسخه پلورالیسم را تجویز و تبیین می کنند. ان شاء الله نیروهای خط فرهنگی انقلاب آوینی وار در صدد تبیین معارف انقلاب بعنوان مژده طلوع جهان معنوی پیش روی بشر هم چنین الگوی مواجهه با تمدن و فرهنگ غرب و زیست جهان کنونی برآیند که واقعا امروز خلوتکده ای را نمی توان یافت که از تاثیر غرب و مدرنیته مصون و بی اثر مانده باشد. به نظرم دیدگاه شهید آوینی می تواند باعث شود جامعه ما در عین تعهد و پایبندی به سنن الهی و سیره راهنمایان الهی و اعتقاد به مبانی انقلاب اسلامی و مکتب امام و حضرت آقا، به گفتگو و ادغام فهم بپردازند و در عین حال در دام پلورالیسم دینی و احیاء شبیه مدرنیته و توسعه گرایی نیفتند و وحدتی در عین کثرت رخ دهد در راستای جامعه سازی توحیدی رخ دهد. با عرض معذرت بخاطر طولانی شدن مطلب و آرزوی صحت و تندرستی برای شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل نیروهای مذهبی، غفلت از سعه‌ی صدری است که امثال دکتر بهشتی‌ها داشتند. و مشکل جریان روشنفکریِ تجددگرا همانی است که شما فرمودید و بنده با واژه‌ی غفلت از تاریخی که در آن هستند، کار آن‌ها را وصف نمودم. آنچه ما به عهده داریم حضور در سعه‌ی صدری است که امثال شهید بهشتی داشتند. در این مورد یادداشتی که شده است را خدمتتان ارسال می‌کنم. موفق باشید

شهید بهشتی یک امت بود

۱. در مورد وسعت نظر شهید بهشتی، همین بس که دشمن همیشه نسبت به تنگ نظریِ افراد به ظاهر مذهبی امیدوار بود و شهید بهشتی برعکس، به عنوان یک شخصیت مذهبی، شدیداً بر آزادی اندیشه و وسعت نظر تأکید داشت. و بدین لحاظ دشمن، دشمنِ شهید بهشتی بود. زیرا او با وسعت نظری که داشت بسیاری از حیله‌های دشمن را خنثی می‌کرد.

۲. شهید بهشتی اسلام را به وسعت جهان مدّ نظر داشت و آن را جهانی می‌دید، لذا برای بقیه‌ی اندیشه‌ها احترام قائل بود، ولی نه آن‌طور که جریان‌های مقابل نظام اسلامی انتظار داشتند که در تصمیم‌گیری‌های کلان نظام اسلامی حاضر باشند. در حالی‌که بیش از ۹۰ درصدِ مردم به جمهوری اسلامی رأی داده بودند.

۳. تفاوت روش شهید بهشتی با شهید منتظری در نگاهی بود که شهید بهشتی به سعه‌ی نظام اسلامی در این تاریخ داشت که در هر حال، جای خود را در این جهان باز می‌کند و نباید نگران جریان‌هایی بود که سعی داشتند با روحیه‌ی غرب‌گرایی نظام اسلامی را استحاله کنند.

۴. شهید بهشتی در صحبتی که در دانشگاه داشتند وقتی نسبت به تهمت‌ها و اتهاماتی که به ایشان زده شده، سؤال کردند؛ فرمود: وقتی‌که بنده چنین تریبونی در اختیار دارم و می‌توانم از خود دفاع کنم، عملاً امکان دفاع از کسانی که چنین تریبونی ندارند، گرفته شده است، پس بهتر است از اتهام‌زنندگان، دلیل و مدرکِ سخنان‌شان پرسیده شود.

۵. نکاتی از نامه‌ی شهید بهشتی به امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در مورد بنی‌صدر: ۲۲/۱۲/۵۹

دوگانگی موجود میان مدیران کشور بیش از آن که جنبه شخصی داشته باشد، به اختلاف دو بینش مربوط می‏ شود. یک بینش معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد، اجتهادی که در عین زنده بودن و پویا بودن، باید سخت ملتزم به وحی و تعهد در برابر کتاب و سنت باشد، بینش دیگر در پی اندیشه‏ ها و برداشت‏های بینابین، که نه به‌کلی از وحی بریده است و نه آن‏چنان که باید و شاید در برابر آن متعهد و پای‏بند، و گفته ‏ها و نوشته‏ ها و کرده‏ ها بر این موضوع بینابین گواه.

بینش اول در برابر بیگانگان و هجوم تبلیغاتی و سیاسی و اقتصادی به نظام سخت ‏به توکل بر خدا و اعتماد به نفس و تکیه بر توان اسلامی و پرهیز از گرفتار شدن در دام داوری‏ها یا دل‏سوزی‏های بیگانگان معتقد و ملتزم. بینش دیگر، هرچند دلش همین را می‏ خواهد و زبانش همین را می ‏گوید و قلمش همین را می‏ نویسد، اما چون همه مختصات لازم برای پیمودن این راه دشوار را ندارد، در عمل لرزان و لغزان.

بینش اول به نظام و شیوه ‏ای برای زندگی امت ما معتقد است که در عین گشودن راه به‌سوی همه نوع پیشرفت و ترقی، مانع حل شدن مسلمان‏ها در دستاوردهای شرق یا غرب باشد و آنان را بر فرهنگ و نظام و ارزش اصیل و مستقل اسلام استوار دارد. بینش دیگر با حفظ نام اسلام و بخشی از ارزش‏های آن، جامعه را به راهی می ‏کشاند که خود به خود درها را به‌روی ارزش‏های بیگانه از اسلام و بلکه ضداسلام می‏ گشاید.

بینش اول روی شرایطی در گزینش مسئولان تکیه می‏ کند که جامعه را به‌سوی امامت متقین و گسترش این امامت ‏بر همه سطوح راه می‏ برد. بینش دیگر بیشتر روی شرایطی تکیه می‏ کند که خود به خود راه را برای نفوذ بی‌مبالات‏ها یا کم‌مبالات‏ها در همه سطوح مدیریت امت اسلامی و حاکم شدن آن‏ها بر سرنوشت انقلاب هموار می ‏سازد.

اگر این دو بینش در اداره امور جمهوری اسلامی ادامه یابد، نه کارهای جاری مردم سر و سامان پیدا می‌کند، نه مشکلات موجود دینی، فرهنگی، اخلاقیات اجتماعی و اقتصادی این مردم رنج‌دیده و محروم و ایثارگر با سرعت و قاطعیت کافی حل می‌شود و نه می‌توان برای آینده طرح‌های اصیل اسلامی ریخت و به مرحله عمل درآورد

امام عزیز، به خدا سوگند تحمل این وضع برای این فرزندتان بس دشوار است که چهره افسرده‏ این‏ها را ببینم و ندای یاللمسلمین آن‏ها را بشنوم و تنها پاسخ این باشد که صبر کنید. من هم صبر می‏ کنم و فی العین قذی و فی الحلق شجی.

ما در دیدار روز دوشنبه یازدهم اسفند در منزل آقای موسوی اردبیلی آن‌قدر با محبت و گرمی با ایشان برخورد کردیم و در حل مشکل وزیران دارایی و بازرگانی جلو رفتیم که امید داشتیم بر تفاهم‌ها افزوده شده است و هرگز باور نمی‌کردیم که آقای بنی‌صدر سه روز بعد از این دیدار چنین رفتاری از خود نشان خواهند داد.

ما از همان آغاز در پی آن بودیم که میدان عمل سازنده چنان فراخ و گسترده باشد که امثال آقای بازرگان و آقای بنی‌صدر و آقای یزدی در سطوح بالا فعالیت داشته باشند. در آبان سال گذشته، پس از استعفای دولت موقت پیام دادید که قم بیاییم تا مسئله فوری اداره کشور در خدمتتان بررسی شود، صحبت از ترکیب جدید شورای انقلاب بود، نظر حضرتعالی این بود که آقای مهندس بازرگان دیگر در شورای انقلاب نباشد. بر اساس همین اعتقاد به شرکت خلاق هرچه بیشتر نیروها و نفی هرنوع تنگ‌نظری و انحصارطلبی پیشنهاد کردیم که ایشان همچنان در شورای انقلاب بمانند و سرانجام حضرتعالی هم موافقت کردید و در همین مرحله بود که مسئولیت دو وزارتخانه مهم، وزارت دارایی و وزارت امور خارجه به آقای بنی‌صدر داده شد. اینها و نظایر اینها دلیل روشنی است بر این که شرکت فعال این آقایان در اداره امور کشور مطلوب ما بوده است و با آنها هیچ مسئله شخصی نداریم.

۶. شهید بهشتی با وجود اینکه تقابل ایدئولوژیک با بنی‌صدر داشت اما با ادبیاتی منصفانه، انحرافات وی و جریان متبوع وی را نقد کرد

۷. شهید محمد منتظری با من رفیق بود. به او گفتم شما در مورد آقای بهشتی اشتباه می کنی. اجازه بده با ایشان قرار ملاقاتی بگذارم و برویم با هم صحبت کنیم. ایشان هم به این ملاقات راضی شد. سه یا چهار روز مانده به واقعه هفتم تیر بود که برای جلسه ای خدمت ایشان رسیدم. ورود من درست مصادف با ختم جلسه بود و مرحوم شهید بهشتی به طرف اتاقش می رفت. من تا آقای محمد منتظری را دیدم که سر پله ها ایستاده بود او را در آغوش کشیدم. تا محمد را بغل کردم شهید بهشتی که در حین حرکت متوجه حرکت من شده بود با صدای رسایی فرمود یک بار دیگر هم از طرف من آقا محمد را ببوس و ادامه داد همانطور که به شما گفتم محمد خودمونه و مسائل ما با همدیگر حل شد. خیلی هم راحت حل شد و به نفع ایشان هم حل شد. تا شهید محمد منتظری این عبارات شهید بهشتی را شنید زد زیر گریه. آمدیم پائین توی محوطه حیاط روی نیمکت های کنار باغچه نشستیم. از او پرسیدم محمدآقا حالا نظرت چیست؟ پاسخ داد بزرگواری آقای بهشتی بلایی به سر من آورد که هیچ چیز آن را جبران نمی کند. پرسیدم چطور؟ گفت من این همه به ایشان بد گفتم و اهانت کردم ولی در دفعه اولی که مرا دید مدتها مرا در آغوش خود گرفت و فشار داد و مرا بوسید و بعد سرش را جلو آورد و گفت یک کلمه راجع به گذشته حرف نخواهی زد. از حالا به بعد را با هم صحبت می کنیم. هرچه خواستم بگویم در گذشته فلانجا چه گفتم و قضیه چه بود اصلاً اجازه نداد حرف بزنم. 

۸. نقش شهید بهشتی در تصویب قانون اساسی در دو جهت یکی در تنظیم محتوا و اصول و دیگر در مدیریت.

۹. مرحوم بهشتی نسبت به عقاید بنی صدر احساس خطر می‌کرد، ولی تحمل کرد تا سرانجام بنی‌صدر باطن خود را ظاهر کرد و امام هم راضی شدند تا او را بردارند. 

26178

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ۱. با توجه به قضیه سفیانی که جزو علائم حتمی است و همچنین صحبت آیت الله بهجت در مورد قطعیت خروج او، آیا روزی می رسد که ما سوریه و فلسطین و لبنان و اردن و شمال عراق (مناطقی که سفیانی تصرف می کند) را از دست بدهیم و سفیانی آنها را از جبهه حق بگیرد؟ ۲. روایات آخرالزمان اوضاع آن را بسیار رعب آور و پر از فتنه نشان می دهند. چگونه این روایات را با رسیدن خود به تمدن نوین اسلامی‌جمع کنیم؟ روایات علائم ظهور گویا هیچ نسبتی با مراحل پنجگانه انقلاب که آقا بیان کردند ندارد. ۳. آنچه که رهبری فرمودند که اسرائیل ۲۵ سال آینده را نخواهد دید، با ظهور امام زمان محقق می شود یا باید حزب الله قبل از ظهور این رژیم منحوس را ریشه کن کند؟ ۴. با فرض خروج سفیانی، آیا او آخرین دشمن امام زمان (عج) است یا‌ امام زمان باید آمریکا را از بین ببرد و دشمن اصلی امریکاست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با مباحث مربوط به روایات آخرالزمان، با توجه به این‌که اکثر روایات نیاز به تأویل دارد به راحتی نمی‌توان نظر داد. در این مورد پیشنهاد می‌کنم کتاب «تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور» از جناب استاد مصطفی صادقی مطالعه شود. موفق باشید

23924
متن پرسش
سلام معلم عزیزم: سخنی با مخاطبین داشتم اگر اجازه بفرمایید. راستش بنده یکی از چیز هایی که بر خودم فرض می دانم، رجوع به قسمت پرسش و پاسخ های سایت هست و واقعا برایم مانند سفره ی پر برکتی هست و بابت آن از شما و تمامی زحمت کشان سایت لب المیزان تشکر و قدردانی می کنم. و از همین جا به همه حقیقت جویان و تشنگان دوست پیشنهاد می کنم از این پرسش و پاسخ ها غافل نشوند، در ضمن از افرادی هم که سوال میپرسن تقاضا دارم بیشتر با مبانی حضرت استاد طاهرزاده مأنوس باشن که برکات فوق تصوری دارد از جمله اینکه به جواب خیلی از سوالاتشان خواهند رسید و همچنین این پرسش و پاسخ های سایت رو هم زیاد مطالعه کنند تا دریچه هایی در عقل و قلبشان به لطف الهی گشوده شود و حتی نیازی خیلی به پرسش پیدا نکنند ان‌شاءالله. چون انصافا برای بنده که مطالعه می کنم خیلی سخت هست و بهم فشار میاد وقتی می بینم از استاد بزرگوار سوالات تکراری می پرسند، گرچه استاد با صبوری صد باره جواب می دهند ولی خواهشا حساب وقت استاد و مسائل دیگر را هم باید کرد. یکی از برکات فوق العاده مباحث جناب استاد طاهرزاده حقیقتا درک مبانی فلسفی و عرفانی و زمینه فهم عمیق معارف دین می باشد برای پیر و جوان، بخصوص جوانانی که از الان می خواهند پای در راه عبودیت و صراط مستقیم بگذارند و نه تخصص کافی دارند و نه استاد خاص و مطمئن. و باز از دیگر برکاتی که انس با آثار جناب استاد بزرگوار دارد، بخصوص سه بحث خودشناسی و خداشناسی و معادشناسی با شرح های صوتی ایشان، پیدا شدن قوه درک مبانی بزرگانی همچون حضرت امام و حضرت علامه طباطبایی و شاگردان این دو اسطوره علم و معنا رحمت الله علیهما هست. خداوند به همگان توفیق عنایت کند!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توصیه‌ی کاربری اندیشمند به کاربران عزیز سایت «لبّ المیزان». به‌خصوص اگر رفقا از قسمت آرشیو سؤالات که موضوعات مختلف را دسته‌بندی کرده است و هرکس بنا به ذوق و مسائل خود می‌تواند به آن قسمت رجوع فرماید؛ غفلت نکنند. موفق باشید

23786
متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد یکی از شاگردان شما فرمودند که استاد طاهرزاده با نوشتن پایان نامه مخالفند به دلیل اینکه پایان نامه ذیل روح جزء نگر غربیست. بنده با مطالعه سوالاتی که در مورد پایان نامه پرسیده شده از شما، متوجه نشدم که آیا اساسا پایان نامه نوشتن کار درستی است یا خیر؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده آن زمان هم که استاد راهنما بودم سعی می‌کردم از راهنمایی در مورد پایان‌نامه فرار کنم. برایم جایگاه آن حل نیست. موفق باشید

22350
متن پرسش
سلام: در ادامه پرسش 22345 فشار قبر برای مومن هم صورت اعمال و اخلاق رذیله هست پس چرا مومن تطهیر می شود ولی غیر مومن خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا هرکس در اثر فشار قبر به اصل خود و ابعاد درونی خود برمی‌گردد و مؤمن در اثر این فشار، به نیّات اصلی خود توجه می‌کند و آن‌ها را اظهار می‌دارد. و این در مورد کافر، برعکس است زیرا نیّت‌های انسان غیر مؤمن وقتی بروز کند، نیّت‌های آزاردهنده‌ای است. موفق باشید

19276

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: حدیثی از حضرت علی (ع) شنیده ام که فرموده اند: من برای رسیدن به هدفی تمام تلاش ام را به کار بستم وقتی نتیجه نگرفتم فهمیدم که خدا نخواسته است که من نتیجه بگیرم. هم چنین هم گفته می شود که انسان باید برای رسیدن به اهداف اش مبارزه کند و از هیچ تلاشی فرو گذار نکند اگر هزار بار هم شکست بخورد باید به تلاش کردن ادامه دهد و مانند مورچه ایی که دانه ایی را به بالای کوهی می برد اگر هزار بار این دانه پایین بیوفتد بازگشته و دوباره تلاش کند. حال بفرمایید که جایگاه این دو آموزه در زندگی کجاست؟ و این دو آموزه با هم چگونه جمع می شوند؟ برای چه اهدافی باید تا رسیدن به نتیجه مبارزه کرد و چه اهدافی هستند که در صورت شکست خوردن در آنها باید از آنها صرف نظر کرد و به اصطلاح بی خیال آنها شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود انسان پس از مدتی که کاری را ادامه می‌دهد با بصیرت لازم متوجه می‌شود که آن کار از اموری است که باید با پشتکار بیشتر ادامه دهد زیرا ظرفیت لازم را در خود و در تاریخ زمانه احساس می‌کند و یا نه؟ گویا نه در خود، و نه در شرایطِ موجود، امکان تحقق آن کار نیست. موفق باشید

19095
متن پرسش
سلام: در آیه ۵۱ سوره شوری داریم که «هیچ بشری را نسزد که خداوند بصورت مستقیم با او سخن بگوید مگر بوسیله وحی» مگر پیامبر از ملائکه بالاتر نیستند که خداوند بوسیله وحی با پیامبر سخن می گوید؟ خداوند چگونه با فرشته وحی سخن می گوید؟ با همان طریق با پیامبر سخن بگوید؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیه‌ی مذکور بحث تکلم حضرت حق با بشر در میان است و نه ارتباط بشر با خداوند که از طریق تجلی انوار الهی بر قلب اولیاء انجام می‌گیرد و رسول خدا نیز با مقام ولایت خودشان ماوراء جبرائیل در معرض انوار تجلیات الهی قرار می‌گیرند که در جان‌شان به صورت صوت جلوه می‌کند و آن حضرت با گوش جان می‌شنوند و با چشم جان می‌بینند. موفق باشید

17131

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: حدودا چند وقتی است با آثار شما آشنا شدم. بنده ساکن کرج هستم خواستم از شما خواهش کنم اگر استاد بزرگواری را در کرج می شناسید که بنده به خدمتشان برای شاگردی بروم معرفی نمایید تا بتوانم به راه و هدف اصلی یک انسان برسم. ممنون از محبتتان
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خودم کسی را نمی‌شناسم ولی شاید رفقای مرکز فرهنگی المیزان، افراد را در آن شهر و شهرستان بشناسند. خوب است تماسی با آقای مهندس نظری به شماره‌ی 09136032342 داشته باشید. موفق باشید

16479

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: حضرت استاد این متنی است که در کانال تلگرام آقای داوری خواندم واقعا با این حیف میل بیت المال چه باید کرد؟ نمی دونم چرا دست به هرجا گذاشته میشه خرابی می بینیم؟ چگونه ما باید موضع بگیریم که به انقلاب خدشه ای وارد نشود و در مقابل این خرابکاری ها هم سکوت نکرده باشیم؟ مگر مدیران ما وضع اقتصادی مردم را نمی بینند که این طور به بیت المال دست درازی می کنند؟ چه می شود که یک مدیر ذره ای شرف و انسانیت هم دیگر ندارد؟ حضرت استاد واقعا قلبم درد گرفته از این همه بی تفاوتی از مظلومیت این انقلاب که دست چه گرگ هایی افتاده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متنی که در تلگرام خوانده‌اید نمی‌دانم چه بوده‌است ولی متوجه باشید که مشکل ریخت و پاش و اسراف مربوط به روح حاکم ادارات ما است و ربطی به دولت خاص ندارد؛ باید تربیت جدیدی شکل بگیرد. موفق باشید

نمایش چاپی