باسمه تعالی: سلام علیکم: تعبیر صهیونیسم اسلامی را نشنیده بودم. ولی به نظر بنده برای بعضی از ماها تعبیر درستی است و بحث جزیرهای بودن در انتهای کتاب «عقل و ادب ادامهی انقلاب» آسیبشناسی شده است. به هر حال در شرایطی هستیم که بسیاری از آنهایی را که غیر خودی میدانیم میتوانیم خودی حساب کنیم. در این مورد سخن فرزند شهید سلیمانی به آن جوانی که عکس پدرش را پاره میکند، معنایِ آن «بودنی» است که حتی باید چنین افرادی را نیز از خود جدا ندانست. او اینطور به آن جوان خطاب میکند:
جوان مواظب خودت باش
لگدهایت را به تصویر مردی بعداز تکه تکه شدنش می زنی که حتی حالا که رفته ای آن بالا نگران توست که نیفتی
محکم تر هم که بزنی او دلگیر نمی شود ، فقط مواظب باش نیفتی نه از اسب و نه از اصل!
بعضی دیگران که آنجا برایت سوت و کف می زنند را هم حاج قاسم بچه های خودش می داند
حاج قاسم تو را با آمریکا و اسرائیل اشتباه نمی گیرد
شاید خوشحال هم باشد که تو چه دل و جگری پیدا کرده ای
حاج قاسم شاگرد مردی و سرباز است که به دوستانش سپرده بود از پاره شدن عکسش نرنجند
و این هردو مرید امامی هستند که فرموده بود به جای روح منی خمینی اگر مردم بگویند مرگ بر خمینی برایش تفاوتی ندارد
بزن جوان فقط مواظب خودت باش
مواظب باش نیفتی
حاج قاسم حالا دستش در ملکوت عالم بیشتر از قبل باز شده است ای بسا دست ترا هم بگیرد
فقط برای جوابی که به نگاه مهربانش باید بدهی، حرفی داشته باش.
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً بنده در این موارد ورودی ندارم. فکر میکنم نباید خودتان نیز این موضوعات را دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد فهم نگاه شوپنهاور ابتدا باید کانت را مطالعه کرد و دوگانگی که بین نومن و فنومن و بحث مفاهیمِ استعلایی به میان میآورد و عملا اندیشهای را در مقابل ما قرار میدهد که ما هرگز نمیتوانیم به واقعیتهای خارجی دست بیابیم. در این راستا شوپنهاور معتقد است که کل جهان، همان ارادهی ما است و ارادهی ما جهان است نه آنکه جهانی در خارج محقق باشد. میماند که این اشکال بر او وارد است که اولا چه تفاوتی این نگاه با سوفسطائی گری دارد و ثانیا به هر حال این احساس بدیهی که هر کس مبتنی بر آن با عالم خارج ارتباط پیدا میکند چه میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان مسیری که اهلالبیت در مقابل ما میگذارند و همان حبّ اهلالبیت و یقین به حقّانیت آنها، راهی است که شیطان را روسیاه و ناتوان میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در خواب فقط با ملکات خود روبهرو میشود، میماند که میتواند آنها را زلالتر بنگرد به شرطی که در بیداری، خود را از کینه و حرص حفظ کرده باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در «تسبیح»، انسان متوجه جلال الهی میشود و در «تحمید»، نظر به جمال او دارد و زیباترین ارتباط، جمعِ بین جلال و جمال الهی یا تسبیح و تحمید اوست که آیهی مذکور نیز به همین امر انسانها را دعوت میکند. آری! بعضاً آیات میخواهد ما متوجهی تنزیه و جلال او شویم آنجاست که بحث «سبحان اللّه» را به طور جداگانه به میان میآورد. مثل آنکه میفرماید: «سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ» (صافات/ 159). موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میاید واقعاً آیهی مذکور میخواهد انسان را مدح کند زیرا حمل امانت الهی یک کمال است و نه یک عصیان. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی بودجهای برای پذیرایی گذاشتهاند اشکال ندارد استفاده شود. آری! اگر بودجهای را که مربوط به این کار نیست، مصرف کنیم حرام است. موفق باشید
سلام استاد: ۱. امام علی اسد الله غالب می فرمایند که من با زنان جوان سلام نمی کنم چون می ترسم از صدایشان خوشم آید و...(شاید). خب الان بالفرض بنده حقیر برای خدا می خواهم بروم انگلیسی یاد بگیرم، برای این باید صدای زن جوان را گوش کنم برای مکالمه، یا صوت درسها و... خب آیا کلاس زبان رفتن اخلاقا اشکال داره؟ انگلیسی یاد بگیریم تا اسلام را ترویج کنیم، اگر کلاس بروم صدا زن جوان گوش دادن اشکالی نداره پس چرا امام علی...؟ ۲. ما هم می توانیم ظرفیت بزرگانی مثل رهبری و امام و...را با دعا بدست آوریم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: سلامنکردنِ مولایمان به زنان جوان به جهت آن بود که آنها گمان بد به خود راه ندهند و مشکل برای آنها بهوجود نیاید 2- حضور در جبههی حق در مقابل باطل با رعایت احکام الهی هرکسی را بزرگ میکند. مگر بزرگیِ امثال چمران و خرازی و باکری و قاسم سلیمانی از همان بزرگیِ حضرت امام و رهبری نیست؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان معرفت لازم از خدا داشته باشد، تنها او را مقصد و معبود مییابد و لذا همواره در تلاش است که موانع قرب به او را با زیرِ پاگذاردن خودبینیها و خودخواهیها رفع کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما وظیفه داریم در عین شناختِ حیلهها، تکلیف الهی خود را انجام دهیم، به همان معنا که قرآن میفرماید: «اذا مرّوا باللغوِ مرّوا کِراماً» چون با لغوی روبهرو شدید، بزرگوارانه از آن بگذرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده از آن کتاب استفاده کردهام و چیز غیر قابل اعتمادی در آن ندیدم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میرسد شیطان در مورد عقل دنیایی اهل دنیا، مشکلی برای آنها ایجاد نکند و بتواند در امور دنیایی در کنار هم باشند ولی چون این نوع رعایتها ذیل ارادهی الهی و در راستای آبادانی قیامت نیست، از آرامش بنیادین محرومند به طوری که به قول اریکفروم، معضل غربْ امروز روانهای مضطرب است که برای دوری از آن به هر کاری دست میزند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امکان که نه، حتماً اینطور است. در بحث «هویت قدسی «زن» و حضور در جهان گستردهی امروز» عرایضی شده است.[1] ولی چرا این مباحث در سریال که عموم مردم با آن مرتبط میشوند و نسبت به این مطالب بیگانهاند مطرح میشود؟ موفق باشید
[1] - جزوهی مذکور جهت ارائه به کاربران در حال ویرایش است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل نیروهای مذهبی، غفلت از سعهی صدری است که امثال دکتر بهشتیها داشتند. و مشکل جریان روشنفکریِ تجددگرا همانی است که شما فرمودید و بنده با واژهی غفلت از تاریخی که در آن هستند، کار آنها را وصف نمودم. آنچه ما به عهده داریم حضور در سعهی صدری است که امثال شهید بهشتی داشتند. در این مورد یادداشتی که شده است را خدمتتان ارسال میکنم. موفق باشید
شهید بهشتی یک امت بود
۱. در مورد وسعت نظر شهید بهشتی، همین بس که دشمن همیشه نسبت به تنگ نظریِ افراد به ظاهر مذهبی امیدوار بود و شهید بهشتی برعکس، به عنوان یک شخصیت مذهبی، شدیداً بر آزادی اندیشه و وسعت نظر تأکید داشت. و بدین لحاظ دشمن، دشمنِ شهید بهشتی بود. زیرا او با وسعت نظری که داشت بسیاری از حیلههای دشمن را خنثی میکرد.
۲. شهید بهشتی اسلام را به وسعت جهان مدّ نظر داشت و آن را جهانی میدید، لذا برای بقیهی اندیشهها احترام قائل بود، ولی نه آنطور که جریانهای مقابل نظام اسلامی انتظار داشتند که در تصمیمگیریهای کلان نظام اسلامی حاضر باشند. در حالیکه بیش از ۹۰ درصدِ مردم به جمهوری اسلامی رأی داده بودند.
۳. تفاوت روش شهید بهشتی با شهید منتظری در نگاهی بود که شهید بهشتی به سعهی نظام اسلامی در این تاریخ داشت که در هر حال، جای خود را در این جهان باز میکند و نباید نگران جریانهایی بود که سعی داشتند با روحیهی غربگرایی نظام اسلامی را استحاله کنند.
۴. شهید بهشتی در صحبتی که در دانشگاه داشتند وقتی نسبت به تهمتها و اتهاماتی که به ایشان زده شده، سؤال کردند؛ فرمود: وقتیکه بنده چنین تریبونی در اختیار دارم و میتوانم از خود دفاع کنم، عملاً امکان دفاع از کسانی که چنین تریبونی ندارند، گرفته شده است، پس بهتر است از اتهامزنندگان، دلیل و مدرکِ سخنانشان پرسیده شود.
۵. نکاتی از نامهی شهید بهشتی به امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» در مورد بنیصدر: ۲۲/۱۲/۵۹
دوگانگی موجود میان مدیران کشور بیش از آن که جنبه شخصی داشته باشد، به اختلاف دو بینش مربوط می شود. یک بینش معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد، اجتهادی که در عین زنده بودن و پویا بودن، باید سخت ملتزم به وحی و تعهد در برابر کتاب و سنت باشد، بینش دیگر در پی اندیشه ها و برداشتهای بینابین، که نه بهکلی از وحی بریده است و نه آنچنان که باید و شاید در برابر آن متعهد و پایبند، و گفته ها و نوشته ها و کرده ها بر این موضوع بینابین گواه.
بینش اول در برابر بیگانگان و هجوم تبلیغاتی و سیاسی و اقتصادی به نظام سخت به توکل بر خدا و اعتماد به نفس و تکیه بر توان اسلامی و پرهیز از گرفتار شدن در دام داوریها یا دلسوزیهای بیگانگان معتقد و ملتزم. بینش دیگر، هرچند دلش همین را می خواهد و زبانش همین را می گوید و قلمش همین را می نویسد، اما چون همه مختصات لازم برای پیمودن این راه دشوار را ندارد، در عمل لرزان و لغزان.
بینش اول به نظام و شیوه ای برای زندگی امت ما معتقد است که در عین گشودن راه بهسوی همه نوع پیشرفت و ترقی، مانع حل شدن مسلمانها در دستاوردهای شرق یا غرب باشد و آنان را بر فرهنگ و نظام و ارزش اصیل و مستقل اسلام استوار دارد. بینش دیگر با حفظ نام اسلام و بخشی از ارزشهای آن، جامعه را به راهی می کشاند که خود به خود درها را بهروی ارزشهای بیگانه از اسلام و بلکه ضداسلام می گشاید.
بینش اول روی شرایطی در گزینش مسئولان تکیه می کند که جامعه را بهسوی امامت متقین و گسترش این امامت بر همه سطوح راه می برد. بینش دیگر بیشتر روی شرایطی تکیه می کند که خود به خود راه را برای نفوذ بیمبالاتها یا کممبالاتها در همه سطوح مدیریت امت اسلامی و حاکم شدن آنها بر سرنوشت انقلاب هموار می سازد.
اگر این دو بینش در اداره امور جمهوری اسلامی ادامه یابد، نه کارهای جاری مردم سر و سامان پیدا میکند، نه مشکلات موجود دینی، فرهنگی، اخلاقیات اجتماعی و اقتصادی این مردم رنجدیده و محروم و ایثارگر با سرعت و قاطعیت کافی حل میشود و نه میتوان برای آینده طرحهای اصیل اسلامی ریخت و به مرحله عمل درآورد
امام عزیز، به خدا سوگند تحمل این وضع برای این فرزندتان بس دشوار است که چهره افسرده اینها را ببینم و ندای یاللمسلمین آنها را بشنوم و تنها پاسخ این باشد که صبر کنید. من هم صبر می کنم و فی العین قذی و فی الحلق شجی.
ما در دیدار روز دوشنبه یازدهم اسفند در منزل آقای موسوی اردبیلی آنقدر با محبت و گرمی با ایشان برخورد کردیم و در حل مشکل وزیران دارایی و بازرگانی جلو رفتیم که امید داشتیم بر تفاهمها افزوده شده است و هرگز باور نمیکردیم که آقای بنیصدر سه روز بعد از این دیدار چنین رفتاری از خود نشان خواهند داد.
ما از همان آغاز در پی آن بودیم که میدان عمل سازنده چنان فراخ و گسترده باشد که امثال آقای بازرگان و آقای بنیصدر و آقای یزدی در سطوح بالا فعالیت داشته باشند. در آبان سال گذشته، پس از استعفای دولت موقت پیام دادید که قم بیاییم تا مسئله فوری اداره کشور در خدمتتان بررسی شود، صحبت از ترکیب جدید شورای انقلاب بود، نظر حضرتعالی این بود که آقای مهندس بازرگان دیگر در شورای انقلاب نباشد. بر اساس همین اعتقاد به شرکت خلاق هرچه بیشتر نیروها و نفی هرنوع تنگنظری و انحصارطلبی پیشنهاد کردیم که ایشان همچنان در شورای انقلاب بمانند و سرانجام حضرتعالی هم موافقت کردید و در همین مرحله بود که مسئولیت دو وزارتخانه مهم، وزارت دارایی و وزارت امور خارجه به آقای بنیصدر داده شد. اینها و نظایر اینها دلیل روشنی است بر این که شرکت فعال این آقایان در اداره امور کشور مطلوب ما بوده است و با آنها هیچ مسئله شخصی نداریم.
۶. شهید بهشتی با وجود اینکه تقابل ایدئولوژیک با بنیصدر داشت اما با ادبیاتی منصفانه، انحرافات وی و جریان متبوع وی را نقد کرد
۷. شهید محمد منتظری با من رفیق بود. به او گفتم شما در مورد آقای بهشتی اشتباه می کنی. اجازه بده با ایشان قرار ملاقاتی بگذارم و برویم با هم صحبت کنیم. ایشان هم به این ملاقات راضی شد. سه یا چهار روز مانده به واقعه هفتم تیر بود که برای جلسه ای خدمت ایشان رسیدم. ورود من درست مصادف با ختم جلسه بود و مرحوم شهید بهشتی به طرف اتاقش می رفت. من تا آقای محمد منتظری را دیدم که سر پله ها ایستاده بود او را در آغوش کشیدم. تا محمد را بغل کردم شهید بهشتی که در حین حرکت متوجه حرکت من شده بود با صدای رسایی فرمود یک بار دیگر هم از طرف من آقا محمد را ببوس و ادامه داد همانطور که به شما گفتم محمد خودمونه و مسائل ما با همدیگر حل شد. خیلی هم راحت حل شد و به نفع ایشان هم حل شد. تا شهید محمد منتظری این عبارات شهید بهشتی را شنید زد زیر گریه. آمدیم پائین توی محوطه حیاط روی نیمکت های کنار باغچه نشستیم. از او پرسیدم محمدآقا حالا نظرت چیست؟ پاسخ داد بزرگواری آقای بهشتی بلایی به سر من آورد که هیچ چیز آن را جبران نمی کند. پرسیدم چطور؟ گفت من این همه به ایشان بد گفتم و اهانت کردم ولی در دفعه اولی که مرا دید مدتها مرا در آغوش خود گرفت و فشار داد و مرا بوسید و بعد سرش را جلو آورد و گفت یک کلمه راجع به گذشته حرف نخواهی زد. از حالا به بعد را با هم صحبت می کنیم. هرچه خواستم بگویم در گذشته فلانجا چه گفتم و قضیه چه بود اصلاً اجازه نداد حرف بزنم.
۸. نقش شهید بهشتی در تصویب قانون اساسی در دو جهت یکی در تنظیم محتوا و اصول و دیگر در مدیریت.
۹. مرحوم بهشتی نسبت به عقاید بنی صدر احساس خطر میکرد، ولی تحمل کرد تا سرانجام بنیصدر باطن خود را ظاهر کرد و امام هم راضی شدند تا او را بردارند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با مباحث مربوط به روایات آخرالزمان، با توجه به اینکه اکثر روایات نیاز به تأویل دارد به راحتی نمیتوان نظر داد. در این مورد پیشنهاد میکنم کتاب «تحلیل تاریخی نشانههای ظهور» از جناب استاد مصطفی صادقی مطالعه شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: توصیهی کاربری اندیشمند به کاربران عزیز سایت «لبّ المیزان». بهخصوص اگر رفقا از قسمت آرشیو سؤالات که موضوعات مختلف را دستهبندی کرده است و هرکس بنا به ذوق و مسائل خود میتواند به آن قسمت رجوع فرماید؛ غفلت نکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده آن زمان هم که استاد راهنما بودم سعی میکردم از راهنمایی در مورد پایاننامه فرار کنم. برایم جایگاه آن حل نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا هرکس در اثر فشار قبر به اصل خود و ابعاد درونی خود برمیگردد و مؤمن در اثر این فشار، به نیّات اصلی خود توجه میکند و آنها را اظهار میدارد. و این در مورد کافر، برعکس است زیرا نیّتهای انسان غیر مؤمن وقتی بروز کند، نیّتهای آزاردهندهای است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود انسان پس از مدتی که کاری را ادامه میدهد با بصیرت لازم متوجه میشود که آن کار از اموری است که باید با پشتکار بیشتر ادامه دهد زیرا ظرفیت لازم را در خود و در تاریخ زمانه احساس میکند و یا نه؟ گویا نه در خود، و نه در شرایطِ موجود، امکان تحقق آن کار نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیهی مذکور بحث تکلم حضرت حق با بشر در میان است و نه ارتباط بشر با خداوند که از طریق تجلی انوار الهی بر قلب اولیاء انجام میگیرد و رسول خدا نیز با مقام ولایت خودشان ماوراء جبرائیل در معرض انوار تجلیات الهی قرار میگیرند که در جانشان به صورت صوت جلوه میکند و آن حضرت با گوش جان میشنوند و با چشم جان میبینند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خودم کسی را نمیشناسم ولی شاید رفقای مرکز فرهنگی المیزان، افراد را در آن شهر و شهرستان بشناسند. خوب است تماسی با آقای مهندس نظری به شمارهی 09136032342 داشته باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متنی که در تلگرام خواندهاید نمیدانم چه بودهاست ولی متوجه باشید که مشکل ریخت و پاش و اسراف مربوط به روح حاکم ادارات ما است و ربطی به دولت خاص ندارد؛ باید تربیت جدیدی شکل بگیرد. موفق باشید
