باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوهی «علوم انسانی؛ عبور از مدرنیته، نظر به اسماء الهی» شده است. جزوه بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! مگر با صدق و راستگویی نمیشود غیب را برای افراد روشن کرد؟!!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینها در مقابل دشمن مشترک، بدیهی است که باید متحد باشند ولی هر کشوری با کشور دیگر به شدت سرِ جنگ دارد و به همین جهت دو جنگ جهانی با کشتهشدن بیش از 50 میلیون در همین قاره واقع شد که در هیچیک از قارههای دنیا به این شکل و در این حدّ سابقه نداشته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل نیروهای مذهبی، غفلت از سعهی صدری است که امثال دکتر بهشتیها داشتند. و مشکل جریان روشنفکریِ تجددگرا همانی است که شما فرمودید و بنده با واژهی غفلت از تاریخی که در آن هستند، کار آنها را وصف نمودم. آنچه ما به عهده داریم حضور در سعهی صدری است که امثال شهید بهشتی داشتند. در این مورد یادداشتی که شده است را خدمتتان ارسال میکنم. موفق باشید
شهید بهشتی یک امت بود
۱. در مورد وسعت نظر شهید بهشتی، همین بس که دشمن همیشه نسبت به تنگ نظریِ افراد به ظاهر مذهبی امیدوار بود و شهید بهشتی برعکس، به عنوان یک شخصیت مذهبی، شدیداً بر آزادی اندیشه و وسعت نظر تأکید داشت. و بدین لحاظ دشمن، دشمنِ شهید بهشتی بود. زیرا او با وسعت نظری که داشت بسیاری از حیلههای دشمن را خنثی میکرد.
۲. شهید بهشتی اسلام را به وسعت جهان مدّ نظر داشت و آن را جهانی میدید، لذا برای بقیهی اندیشهها احترام قائل بود، ولی نه آنطور که جریانهای مقابل نظام اسلامی انتظار داشتند که در تصمیمگیریهای کلان نظام اسلامی حاضر باشند. در حالیکه بیش از ۹۰ درصدِ مردم به جمهوری اسلامی رأی داده بودند.
۳. تفاوت روش شهید بهشتی با شهید منتظری در نگاهی بود که شهید بهشتی به سعهی نظام اسلامی در این تاریخ داشت که در هر حال، جای خود را در این جهان باز میکند و نباید نگران جریانهایی بود که سعی داشتند با روحیهی غربگرایی نظام اسلامی را استحاله کنند.
۴. شهید بهشتی در صحبتی که در دانشگاه داشتند وقتی نسبت به تهمتها و اتهاماتی که به ایشان زده شده، سؤال کردند؛ فرمود: وقتیکه بنده چنین تریبونی در اختیار دارم و میتوانم از خود دفاع کنم، عملاً امکان دفاع از کسانی که چنین تریبونی ندارند، گرفته شده است، پس بهتر است از اتهامزنندگان، دلیل و مدرکِ سخنانشان پرسیده شود.
۵. نکاتی از نامهی شهید بهشتی به امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» در مورد بنیصدر: ۲۲/۱۲/۵۹
دوگانگی موجود میان مدیران کشور بیش از آن که جنبه شخصی داشته باشد، به اختلاف دو بینش مربوط می شود. یک بینش معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد، اجتهادی که در عین زنده بودن و پویا بودن، باید سخت ملتزم به وحی و تعهد در برابر کتاب و سنت باشد، بینش دیگر در پی اندیشه ها و برداشتهای بینابین، که نه بهکلی از وحی بریده است و نه آنچنان که باید و شاید در برابر آن متعهد و پایبند، و گفته ها و نوشته ها و کرده ها بر این موضوع بینابین گواه.
بینش اول در برابر بیگانگان و هجوم تبلیغاتی و سیاسی و اقتصادی به نظام سخت به توکل بر خدا و اعتماد به نفس و تکیه بر توان اسلامی و پرهیز از گرفتار شدن در دام داوریها یا دلسوزیهای بیگانگان معتقد و ملتزم. بینش دیگر، هرچند دلش همین را می خواهد و زبانش همین را می گوید و قلمش همین را می نویسد، اما چون همه مختصات لازم برای پیمودن این راه دشوار را ندارد، در عمل لرزان و لغزان.
بینش اول به نظام و شیوه ای برای زندگی امت ما معتقد است که در عین گشودن راه بهسوی همه نوع پیشرفت و ترقی، مانع حل شدن مسلمانها در دستاوردهای شرق یا غرب باشد و آنان را بر فرهنگ و نظام و ارزش اصیل و مستقل اسلام استوار دارد. بینش دیگر با حفظ نام اسلام و بخشی از ارزشهای آن، جامعه را به راهی می کشاند که خود به خود درها را بهروی ارزشهای بیگانه از اسلام و بلکه ضداسلام می گشاید.
بینش اول روی شرایطی در گزینش مسئولان تکیه می کند که جامعه را بهسوی امامت متقین و گسترش این امامت بر همه سطوح راه می برد. بینش دیگر بیشتر روی شرایطی تکیه می کند که خود به خود راه را برای نفوذ بیمبالاتها یا کممبالاتها در همه سطوح مدیریت امت اسلامی و حاکم شدن آنها بر سرنوشت انقلاب هموار می سازد.
اگر این دو بینش در اداره امور جمهوری اسلامی ادامه یابد، نه کارهای جاری مردم سر و سامان پیدا میکند، نه مشکلات موجود دینی، فرهنگی، اخلاقیات اجتماعی و اقتصادی این مردم رنجدیده و محروم و ایثارگر با سرعت و قاطعیت کافی حل میشود و نه میتوان برای آینده طرحهای اصیل اسلامی ریخت و به مرحله عمل درآورد
امام عزیز، به خدا سوگند تحمل این وضع برای این فرزندتان بس دشوار است که چهره افسرده اینها را ببینم و ندای یاللمسلمین آنها را بشنوم و تنها پاسخ این باشد که صبر کنید. من هم صبر می کنم و فی العین قذی و فی الحلق شجی.
ما در دیدار روز دوشنبه یازدهم اسفند در منزل آقای موسوی اردبیلی آنقدر با محبت و گرمی با ایشان برخورد کردیم و در حل مشکل وزیران دارایی و بازرگانی جلو رفتیم که امید داشتیم بر تفاهمها افزوده شده است و هرگز باور نمیکردیم که آقای بنیصدر سه روز بعد از این دیدار چنین رفتاری از خود نشان خواهند داد.
ما از همان آغاز در پی آن بودیم که میدان عمل سازنده چنان فراخ و گسترده باشد که امثال آقای بازرگان و آقای بنیصدر و آقای یزدی در سطوح بالا فعالیت داشته باشند. در آبان سال گذشته، پس از استعفای دولت موقت پیام دادید که قم بیاییم تا مسئله فوری اداره کشور در خدمتتان بررسی شود، صحبت از ترکیب جدید شورای انقلاب بود، نظر حضرتعالی این بود که آقای مهندس بازرگان دیگر در شورای انقلاب نباشد. بر اساس همین اعتقاد به شرکت خلاق هرچه بیشتر نیروها و نفی هرنوع تنگنظری و انحصارطلبی پیشنهاد کردیم که ایشان همچنان در شورای انقلاب بمانند و سرانجام حضرتعالی هم موافقت کردید و در همین مرحله بود که مسئولیت دو وزارتخانه مهم، وزارت دارایی و وزارت امور خارجه به آقای بنیصدر داده شد. اینها و نظایر اینها دلیل روشنی است بر این که شرکت فعال این آقایان در اداره امور کشور مطلوب ما بوده است و با آنها هیچ مسئله شخصی نداریم.
۶. شهید بهشتی با وجود اینکه تقابل ایدئولوژیک با بنیصدر داشت اما با ادبیاتی منصفانه، انحرافات وی و جریان متبوع وی را نقد کرد
۷. شهید محمد منتظری با من رفیق بود. به او گفتم شما در مورد آقای بهشتی اشتباه می کنی. اجازه بده با ایشان قرار ملاقاتی بگذارم و برویم با هم صحبت کنیم. ایشان هم به این ملاقات راضی شد. سه یا چهار روز مانده به واقعه هفتم تیر بود که برای جلسه ای خدمت ایشان رسیدم. ورود من درست مصادف با ختم جلسه بود و مرحوم شهید بهشتی به طرف اتاقش می رفت. من تا آقای محمد منتظری را دیدم که سر پله ها ایستاده بود او را در آغوش کشیدم. تا محمد را بغل کردم شهید بهشتی که در حین حرکت متوجه حرکت من شده بود با صدای رسایی فرمود یک بار دیگر هم از طرف من آقا محمد را ببوس و ادامه داد همانطور که به شما گفتم محمد خودمونه و مسائل ما با همدیگر حل شد. خیلی هم راحت حل شد و به نفع ایشان هم حل شد. تا شهید محمد منتظری این عبارات شهید بهشتی را شنید زد زیر گریه. آمدیم پائین توی محوطه حیاط روی نیمکت های کنار باغچه نشستیم. از او پرسیدم محمدآقا حالا نظرت چیست؟ پاسخ داد بزرگواری آقای بهشتی بلایی به سر من آورد که هیچ چیز آن را جبران نمی کند. پرسیدم چطور؟ گفت من این همه به ایشان بد گفتم و اهانت کردم ولی در دفعه اولی که مرا دید مدتها مرا در آغوش خود گرفت و فشار داد و مرا بوسید و بعد سرش را جلو آورد و گفت یک کلمه راجع به گذشته حرف نخواهی زد. از حالا به بعد را با هم صحبت می کنیم. هرچه خواستم بگویم در گذشته فلانجا چه گفتم و قضیه چه بود اصلاً اجازه نداد حرف بزنم.
۸. نقش شهید بهشتی در تصویب قانون اساسی در دو جهت یکی در تنظیم محتوا و اصول و دیگر در مدیریت.
۹. مرحوم بهشتی نسبت به عقاید بنی صدر احساس خطر میکرد، ولی تحمل کرد تا سرانجام بنیصدر باطن خود را ظاهر کرد و امام هم راضی شدند تا او را بردارند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال نباید بیش از نیاز غذا بخورید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شیعیان با تمام وجود حساس بودند تا جای دفن حضرت اباعبداللّه «علیهالسلام» محفوظ بماند و مهمتر از آن، آن دریافت و احساسی است که انسان در آن مضجع شریف مییابد که قابل مقایسه با هیچجای دیگر دنیا نیست. عموماً کسانی گرفتار این نوع شبهاتاند که مزهی زیارت حضرت اباعبداللّه «علیهالسلام» را نچشیدهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بنا شد در اسرع وقت آن جزوه را در سایت قرار دهند.۲. فعلاً با همین بحثها کار را شروع کنید و سپس حتماً از مباحث اساتید بزرگوار استفاده نمایید. ۳. به نظر میآید در ایجاد معارف عالیه، کمک آنها باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوهی مذکور نظر به فتوای قبلی ایشان شده است و باید در اسرع وقت این قسمت از جزوه تغییر کند، با تشکر از تذکر جنابعالی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده آن زمان هم که استاد راهنما بودم سعی میکردم از راهنمایی در مورد پایاننامه فرار کنم. برایم جایگاه آن حل نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه از «برهان صدیقین» به عنوان یک بحث فلسفی میتوان استفاده کرد، نظر به وجود و مراتب آن است و اینکه همهی عالَم مظاهرِ وجودند و بعد از آن در عرفان است که روشن میشود چگونه وَجهِ اسمایی عالم را میتوان بنگریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکتهی مهمی اشاره کردهاید و اینکه متوجه باشیم پایداریِ انقلاب به تربیت انسانِ تراز انقلاب ممکن است که بحمداللّه در نسل سومیها در حال شکلگرفتن است. کارهای امنیتی باید آخرین مرحله باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آرزوهای بلند دنیایی و پرحرفی و کینه نسبت به افراد و ظلم به مظلوم، موجب چنین بلیههایی است و همین امر موجب غفلت از وظیفه و ایجاد تنبلی میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است و اساساً یک پروژه بوده است تا شخصیتهای فرهنگی جامعه را بدنام کنند و ملت را از میراث فرهنگیاش جدا نمایند. فراموش نکنید که مرحوم شهید مطهری برای نشاندادنِ افق تفکر حافظ، کتابی تحت عنوان «تماشاگهِ راز» را در جواب کسانی مینویسند که شخصیت حافظ را تقلیل میدهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2- نمیدانم 3- از آنجایی که قرآن از عالم عقلِ منفصل نازل شده، هر اندازه انسان با تزکیهی نفس به آن عالَم نزدیک شود، در فهمِ بواطنِ قرآن موفقتر خواهد بود. کتاب شریف «مصباحالهدایه» حضرت امام در این رابطه نکات خوبی نسبت به مراتبِ نبوات دارد 4- همینطور است 5- آنچه در خارج هست «وجود» است در جلواتِ عین ثابتهی مخلوقات و تعیّن به جهت عین ثابتهی مخلوقات است 6- حرف خوبی است 7- عین ثابتهی مخلوق، همان شخصیتِ مخلوق است از آن جهت که آن شخصیت را برای خود تعریف کرده است و از این جهت و پیرو آن هر انتخابی را انجام میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود انسان پس از مدتی که کاری را ادامه میدهد با بصیرت لازم متوجه میشود که آن کار از اموری است که باید با پشتکار بیشتر ادامه دهد زیرا ظرفیت لازم را در خود و در تاریخ زمانه احساس میکند و یا نه؟ گویا نه در خود، و نه در شرایطِ موجود، امکان تحقق آن کار نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان پس از آنکه در قبر قرار گرفت وارد برزخ میشود. نماز و صدقه و حضور بر سر مزار و خواندن سه یا هفت مرتبه آیت الکرسی به آنها کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! اینها حرف است. یوسف ما عینِ نور است. حضرت حق در مقام عشقبازی با او میفرماید: «َ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصينَ (24)/ یوسف) دسترسی ِ شیطان به او، به هیچوجه ممکن نبود زیرا او از بندههای «ما»؛ آری! از بندههای ما که برای خود پروریده بودیم، بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجه شدهاید زمان برزخ و قیامت، زمان دهری است و لذا تقدم برزخ نسبت به قیامت، تقدم دهری میباشد مثل تقدم علت حقیقی نسبت به معلولش. و قرآن در مورد زمانها میفرماید: «یُدَبِّرُ الأمْرَ مِنَ السَّماءِ إلیَ الاَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إلَیهِ فی یَوْمٍ کَانَ مِقْدارُهُ اَلْفَ سَنَهٍ مِمّا تَعُدُّونَ/ سجده : 5) حضرت حق از طریق آسمان، زمین را تدبیر میکند سپس به سوی خود برمیگرداند در روزی که مقدار آن هزار سال است نسبت به آنچه که شما میشمارید و محاسبه میکنید. یعنی در یک نسبتِ بین عالم مجردات و عالم ماده چنین زمانی محقق است، نه آنکه در قیامت چنین زمانی شکل بگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در معارف توحیدی مثل «معرفت نفس» تمرکز بیشتر شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با مباحث مربوط به روایات آخرالزمان، با توجه به اینکه اکثر روایات نیاز به تأویل دارد به راحتی نمیتوان نظر داد. در این مورد پیشنهاد میکنم کتاب «تحلیل تاریخی نشانههای ظهور» از جناب استاد مصطفی صادقی مطالعه شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خودآگاهی به موضوع آنطور که شهید آوینی مطرح میکند مهم است. مثلاً اینکه بدانیم این ابزارها فرهنگ خاص خود را دارد و باید تا آنجا که ممکن است بومی شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این وادی فکر کرد که انسانها در دنیا به جهت روحیهی مختلفشان در شرایط متفاوت، امتحان میشوند و اگر مسیر درستی را انتخاب کنند همان محرومیتها برایشان معراجی خواهد شد. موفق باشید
