بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24550
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام و ادب و احترام دارم استاد بزرگوار: سوالی که برای بنده مطرح شده اینست که تفاوت اضطراب و اضطرار چیست؟ چگونه می شود کسی در عین قرار گرفتن در متن اضطرار، مضطرب نباشد و اطمینان قلبی و سکینه داشته باشد؟ آیا این حالت در مورد حضرت زینب سلام الله علیها به همین شکل بوده؟ در مورد مولایمان حضرت صاحب الزمان چگونه است؟ اجرتان با سید الشهدا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانِ مضطر در شرایطی قرار می‌گیرد که راه‌های معمولی و مادیِ رسیدن به هدف همه در مقابلش بسته می‌شود و از این جهت مضطرّ است ولی اگر نگاه توحیدی به جریان‌ها داشته باشد، مضطرب نیست و در همان حال هم امیدوار است تا حضرت حق راه‌هایی را در مقابلش بگشاید هرچند دشمنان حق و حقیقت سعی کرده‌اند موانع موفقیت او را به نهایت برسانند. و به همین جهت حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» مضطرّ هستند ولی مضطرب نیستند، و این قصه‌ی همه‌ی اولیاء الهی و موحدین تاریخ است. موفق باشید    

23064

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: از دوستداران شما هستم که بعضی مباحثتان را هم کار کرده ام. در قسمت سوالات چند سوال از جنابعالی در مورد احمد الحسن شده بود. خواستم یک سوال را عرض کنم. ادعاهای این فرد نه تنها در یک نگاه کلی و در نسبت آن با انقلاب اسلامی قابل خدشه است بلکه در جزئیات هم قابل نقد جدی است. آن چنان که برخی از فضلا این کار را کرده اند. یکی از اختلافات مهم این جریان با علمای بزرگ شیعه بر سر علم رجال است. این فرقه هر روایتی را بدون توجه به ارزش آن در علم رجال و حدیث مورد احتجاج قرار می دهند. تکلیف این فرقه معلوم است اما سوال بنده این است که آیا اصرار علما بر صحت سند روایات، ما را از برخی از روایات که ممکن است مضمون درستی داشته باشند اما به لحاظ سندیت ضعیف هستند محروم نمی کند؟ در مقام محاجه با افراد این جریان چگونه از علم رجال دفاع کنیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال روایات ضعیف السند اگر با سایر روایات ثقه و با آیات قرآن هماهنگ بود، قابل پذیرش است. از طرفی نباید در ارائه‌ی مطلب و فهم مطلب از عقل سلیم غفلت نمود. این آقایان بیشتر با آرزوها و اوهام خود به‌سر می‌برند. موفق باشید

23003

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده تحصیلات دانشگاهی رشته علوم پایه دارم و علاقمند به مطالعه فلسفه اسلامی هستم. با مطالعه تعدادی از کتاب ها (آیت الله مصباح، استاد مطهری) دیدم که نمی توانم با آنها ارتباط بگیرم. گزاره هایی را به عنوان اصل موضوع قبول می کنند که واقعا صحتشان مورد تردید است و یکی دو فصل بیشتر نمی توانم با ایشان جلو بروم. بهر حال با این ذهن ریاضی و استدلالی چه منبعی را برای آموختن فلسفه اسلامی بطور خاص حکمت متعالیه پیشنهاد می فرمایید. کتاب و یا فایل صوتی جلسات فرقی ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بد نیست سری به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن‌ها بزنید. هر دو کتاب با شرح صوتی آن‌ها بر روی سایت هست. با این‌همه هرگز نباید از آثار شهید مطهری غفلت کرد. فکر می‌کنم آن زمان که حضرت حجت«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» هم تشریف بیاورند، به مطالعه‌ی کتاب‌های شهید مطهری توصیه می‌کنند. موفق باشید

19648

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و آرزوی قبولی طاعات: چند سال پیش احوالات خوبی داشتم رمضان اون سالها سحر خیز بودم نمازم توی مسجد اول وقت ترک نمی شد. دعا می خوندم و قرآن می خوندم تا اینکه تمام این احوالات رفت و الان نماز عادی خودم نه تنها سر وقت نمی خونم بلکه یادم هم میره و متاسفانه از عواقب این حالات طلبکاری از بقیه هستش. چه کنم نظر شما چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدّ توان خود دستورات الهی را رعایت کنید تا خداوند نور لازم را به شما مرحمت فرماید. به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «اللّه ولیّ الّذین امنوا یخرجهم من ظلمات الی النّور». موفق باشید

19247

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: مدتی پیش در دانشگاه برای انجام کارهای تشکیلاتی و فرهنگی گروهی را تشکیل دادیم با تعداد کمی از بچه ها، اما احساس می کنیم که گروه دارد از مسیر اصلی منحرف می شود، و افراد حاضر نیستند حتی مدت کمی از وقت را صرف دانستن موضوعاتی که واجب است در بحث معرفتی انجام دهند داشته باشند (نه می دانند و نه تلاشی برای فهمیدن اشتباه خود می کنند) و البته این گروه چون تنها گروه معرفتی دانشگاه است ممکن است آثار سوئی در آینده داشته باشد، که بنده چون موسس این گروهم خود را مسئول این انحرافات و پیامدهای آن می دانم. آیا بهتر این است که این گروه با همین روند ادامه پیدا کند یا بنده از گروه خارج شوم چون فکر می کنم اصلا خلوص و صدق در آن نیست؟ لطفا راهنمایی بفرمایید؟ راه و تصمیم درست چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که ممکن است سعی بفرمایید بدون جداشدن از رفقا آن‌ها را متوجه نمایید که اگر با معارف لازم استحکام فکری خود را شکل ندهند در جریان‌هایی که با آن روبه‌رو می‌شوند موضع‌گیریِ درستی از خود بروز نمی‌دهند. ولی اگر ناامید شدید از این امر، صلاح نیست فرصت‌های خود را به پای چنین گروه‌هایی بسوزانید. موفق باشید

19187

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ایدکم الله. استاد جان برخی از علما می گویند اصطلاح ولی امر، مربوط به ائمه اطهار است مشخصا و اختصاصا و نباید در مورد غیر ایشان از اصطلاح ولی امر استفاده شود. خصوصا کلمه ولی امر مسلمین، که باب است را در مورد غیرمعصوم غلط می دانند. نظر حضرتعالی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «ولیّ امر»ِ مسلمین به معنی مطلق کلمه، حضرت ولیّ عصر «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» هستند و به نیابت آن حضرت می‌توان به رهبر انقلاب نیز چنین عنوانی را اطلاق کرد. موفق باشید

19095
متن پرسش
سلام: در آیه ۵۱ سوره شوری داریم که «هیچ بشری را نسزد که خداوند بصورت مستقیم با او سخن بگوید مگر بوسیله وحی» مگر پیامبر از ملائکه بالاتر نیستند که خداوند بوسیله وحی با پیامبر سخن می گوید؟ خداوند چگونه با فرشته وحی سخن می گوید؟ با همان طریق با پیامبر سخن بگوید؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیه‌ی مذکور بحث تکلم حضرت حق با بشر در میان است و نه ارتباط بشر با خداوند که از طریق تجلی انوار الهی بر قلب اولیاء انجام می‌گیرد و رسول خدا نیز با مقام ولایت خودشان ماوراء جبرائیل در معرض انوار تجلیات الهی قرار می‌گیرند که در جان‌شان به صورت صوت جلوه می‌کند و آن حضرت با گوش جان می‌شنوند و با چشم جان می‌بینند. موفق باشید

18903
متن پرسش
سلام علیکم: تکامل در برزخ با تکامل در قیامت چه فرقی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در برزخ و قیامت انسان با رفع حجاب‌ها روبرو می‌شود. می‌ماند که در قیامت رفع حجاب دقیق‌تر و عمیق‌تر است. موفق باشید

17131

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: حدودا چند وقتی است با آثار شما آشنا شدم. بنده ساکن کرج هستم خواستم از شما خواهش کنم اگر استاد بزرگواری را در کرج می شناسید که بنده به خدمتشان برای شاگردی بروم معرفی نمایید تا بتوانم به راه و هدف اصلی یک انسان برسم. ممنون از محبتتان
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خودم کسی را نمی‌شناسم ولی شاید رفقای مرکز فرهنگی المیزان، افراد را در آن شهر و شهرستان بشناسند. خوب است تماسی با آقای مهندس نظری به شماره‌ی 09136032342 داشته باشید. موفق باشید

16479

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: حضرت استاد این متنی است که در کانال تلگرام آقای داوری خواندم واقعا با این حیف میل بیت المال چه باید کرد؟ نمی دونم چرا دست به هرجا گذاشته میشه خرابی می بینیم؟ چگونه ما باید موضع بگیریم که به انقلاب خدشه ای وارد نشود و در مقابل این خرابکاری ها هم سکوت نکرده باشیم؟ مگر مدیران ما وضع اقتصادی مردم را نمی بینند که این طور به بیت المال دست درازی می کنند؟ چه می شود که یک مدیر ذره ای شرف و انسانیت هم دیگر ندارد؟ حضرت استاد واقعا قلبم درد گرفته از این همه بی تفاوتی از مظلومیت این انقلاب که دست چه گرگ هایی افتاده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متنی که در تلگرام خوانده‌اید نمی‌دانم چه بوده‌است ولی متوجه باشید که مشکل ریخت و پاش و اسراف مربوط به روح حاکم ادارات ما است و ربطی به دولت خاص ندارد؛ باید تربیت جدیدی شکل بگیرد. موفق باشید

14545
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت حضرت استاد: پاسختان به طلبه ی عزیز ما سرشار و هم هدایت گر به سمت حوصله و حکمت بود و به خاطرش یک دنیا از شما ممنونم اما به نظرم جای یک مطلب در پاسخ شما خالی آمد که امیدوارم اگر اشتباه می کنم بنده را متذکر سازید و آن مطلب اینکه اگر چه حوزه بنا بر مهیاسازی طلاب برای رجوع به منابع دینی دارد اما آنچه معمولا باعث دلزدگی و گاهی عصبانیت و در نتیجه عجله ی طلاب انقلابی می شود خروجی های نه چندان منطبق بر گفتمان انقلاب اسلامی اند. گاهی برخی مراجع و علما اگر چه برای ما قابل اکرام و احترام و از نظر علوم حوزوی پر تلاش و عالم هستند اما آن چنان که مورد انتظار است از آنها انقلاب اسلامی ساطع نمی شود. منبری در تراز انقلاب از آنها دیده نمی شود درس خارجشان مناسب با دویست سال پیش است نگاهشان به هنر و اقتصاد و کلا جامعه یک نگاه تمدن ساز نیست یک نگاهی است که می تواند در کنار غرب به حیات خود ادامه دهد در حالی که ما می دانیم اگر اندیشه ای برگرفته از اسلام باشد هرگز با باطل قابل جمع نیست یا باطل را نابود م یکند یا باطل در صدد نابودی آن است. نکته مهم تر اینکه اگرچه نسل آینده ی حوزه بسیار امیدوار کننده و از جنس اندیشه ی انقلاب است اما بعضا کسانی که حوزه، آنان را بزرگان می نامد در دستگاه انقلاب یک انسان محترم و عزیز ولی معمولی اند. این گاهی تازه های حوزه را دلخور می کند. چنانکه در زمان جنگ بعضی افراد در شهر در حال گذراندن دوره های نظامی بودند و آنچه در این آموزش ها به آنان حرارت می بخشید حضور سرداران و فرماندهان در خط مقدم جنگ و گاه تشییع پیکر های آنان و دیگر عزیزان بر دستان همین افراد و بر دستان امت بود. اما عالمی که موضعش در فتنه 88 مبهم و گاه ساده لوحانه است نمی تواند به طلبه ی تازه وارد و انقلابی انرژی بدهد. یا آن خطیب مشهوری که در زمانی که پیچیده ترین نقشه ها برای نفوذ در خبرگان در حال طراحی است در جمعیت هزاران نفری اخلاق فردی می گوید اگر چه این بحث مفید و ارزنده و این خطیب مورد احترام و بزرگوار است اما نمی تواند قلب تازه های حوزه را پر حرارت و پر انرژی کند اگر اشتباه می کنم اصلاح بفرمایید و اگر درست می گویم چرا نقد جدی ای از حضرت عالی به علمایی که البته برای ما عزیز و مورد اکرام و اعظام و احترام اند و یا یک مناظره در فضای آزاد اندیشی که نشان از روحیه ی تحمل و حق طلبی است بین شما و آن عزیزان نمی بینیم؟ و یا چرا در این سوال اشاره ای به آن به عنوان یک آفت و یک عامل یاس نبود؟ شاید لازم باشد بگویم بنده حوزوی و چند سال است درس خارج خوان هستم. عذرخواهی از طولانی شدن نوشتارم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما به هیچ‌وجه اشتباه نمی‌کنید که چنین انتظاری از حوزه‌ی علمیه دارید. عرض بنده آن است که اولاً: متوجه شویم در چه جایگاهی از تاریخ خود قرار داریم؟ ثانیاً: مراجع عظام را در چه جایگاهی از تاریخ اسلام بنگریم؟ شما بنا دارید از سرمایه‌های اساسی حوزه استفاده کنید و در تاریخی وارد شوید که از یک طرف انقلاب اسلامی به طور کاملاً شفاف و زلال متذکر حیات قدسی بشر است و از طرف دیگر نظام استکباری همه‌ی پرده‌های تزویر خود را کنار زده و با خط قدسیِ انقلاب اسلامی به مقابله پرداخته. در حالی‌که بسیاری از مراجع عظام آن زمان که در سنّ و موقعیت تحصیلی شما بودند و سلوک حوزوی خود را جهت حفظ اسلام انتخاب کردند و خواستند شخصیت خود را بر اساس آن تاریخ شکل دهند؛ انگیزه‌شان آن بود که اصل اسلام را در مقابل فرهنگ سکولارزده‌ی رضاخانی حفظ کنند تا اسلام از دست نرود. وقتی عمامه‌ها را از سر برمی‌داشتند و روحانیت به‌شدت تحقیر می‌شد، همین بزرگان حوزه بودند که مقاومت لازم را از خود نشان دادند و حال در ادامه‌ی آن شخصیت، اسلام را در فقه و فقاهت مدد می‌رسانند. آیا بیش از این از آن‌ها می‌توان انتظار داشت؟! و بدین لحاظ است که بنده در درون خود انتقادی نسبت به آن بزرگان ندارم که البته در این مورد حرف و سخن بسیار است. ولی آن‌چه برای تازه‌های حوزه‌های علمیه مهم است؛ درک درست شرایط تاریخی است که شما در آن قرار دارید و این‌که امروز طلبه‌ی انقلاب اسلامی به وسعت همه‌ی عالم، وسعت یافته و باید از زیرساخت‌های تاریخ گذشته‌ی حوزه به بهترین نحو استفاده کنیم ولی در آن پازل، خود را محدود ننماییم. در پازلی که تلاش می‌شد رضاخان و دستیاران او – مثل محمدعلی فروغی‌ها - با روحیه‌ی سکولاریته، دین را از ما بربایند. باید به شرایطی که از طریق انقلاب اسلامی به‌وجود آمده است و در عین حال، به ظاهر دیده نمی‌شود؛ نظر کرد. کوشش بنده برای نشان‌دادنِ آن شرایط است. ما در این شرایط، خودمانْ خودمان هستیم و در شرایط دیگر این «ما» ما نیستیم. هر متفکری وقتی می‌خواهد متعهدانه در تاریخ خود جلو رود با مشکلات خاص خود روبه‌رو می‌شود. مهم آن است که رسالت تحقق تفکری که در این دوران باید به صحنه آید را از دست ندهیم. چرا طلاب عزیز متوجه‌ی چنین حضوری در این تاریخ نیستند تا امیدوارانه، خود را بر اساس نقطه‌های هدف مجهز کنند؟ و چرا متوجه‌ی جایگاه افراد نمی‌باشند تا در دوره‌ی فترتی که در آن قرار داریم، تحمل فشاری که به طور طبیعی در این دوره بر دوش طلاب قرار دارد را، تحمل کنیم؟ موفق باشید

960

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم آیا منسوب دانستن این مملکت به امام زمان (عجل الله فرجه) کار درستی است ؟ اگر بله ، لطفاً کمی تبیین فرمایید .
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی پیشنهاد می‌کنم به کتاب «انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی» که بر روی سایت هست مراجعه فرمایید. در آن‌جا بحث شده که انقلاب اسلامی دوره‌ی گذار به سوی حاکمیت امام معصوم است. موفق باشید
32695
متن پرسش

جناب استاد طاهر زاده با عرض سلام و احترام: برای توکل کردن به حضرت حق در امور دو دیدگاه در ذهن خود دارم: اولی همان دیدگاه توحیدی و باور همه کاره بودن خداوند و بقول جناب مولوی: «چون‌که رخنه نیست در عالم پدید /  خیره یوسف‌وار می‌باید دوید» و دومی همان داستانیست که از حضرت پیامبر موقع بستن زانوی شتر نقل کرده اند همانکه جناب مولوی می فرمایند با «توکل زانوی اشتر ببند». هر چه می اندیشم برای مورد دوم هیچ سنخیتی با مورد اول نمیابم و در ذهن خود به تناقض رسیده ام و بنظرم در این مورد حق با صحابه‌ ی پیامبر است وقتی داریم کارهایمان را حتی در کارهای جزئی مثل بستن زانوی شتر یه درستی و محکمی انجام می‌دهیم دیگر چه جایی برای توکل باقی می ماند؟ مثلا به طور خاص اگر در امر تصمیم برای ازدواج وقتی هیچ شرایطی حتی شرایط حدااقلی (مسکن و درآمد مطمئن) را نمی توان به طور محکم و جدی فراهم کرد پس نباید ازدواج کرد و توکل نوعی توهم ذهنی است! جناب استاد لطفا جهت حل این تناقض بنده را یاری بفرمایید. با کمال تشکر از لطف حضرت عالی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهانی که در آن زندگی می‌کنیم ظرفیت آن را دارد که نیازهای منطقی ما را جواب دهد و از این جهت تلاش می‌کنیم هرچند در ابتدای امر رخنه‌ای به چشم نیاید. از طرف دیگر در این جهان و همراه با این تلاش‌ها با هرکاری که روبه‌رو شدیم باید احتیاط‌های لازم را در حدّ توان خود انجام دهیم تا در عین حضور در جهان با ظرفیت‌های خاص و امید به گشوده‌شدن راه، با بی‌باکی جلو نرویم. موارد زیادی پیش آمده که بعضی‌ها پس از گشوده‌شدن رخنه‌ها با بی‌باکی عمل کردند و زانوی اشتر را نبستند و به مشکل افتادند. موفق باشید    

24816

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده طلبه و حافظ قرآن هستم. این پرسش زیاد برایم مطرح است که قرآن چگونه می خواهد بشر را هدایت کند؟ آیا قرار است حکم به حلیت ازدواج با همسر مطلقه پسر خوانده (ماجرای زید و همسرش) انسانها را هدایت کند؟ آیا قرار است با تکرار چندین باره داستان حضرت موسی(ع) و لوط (ع) هدایتی صورت گیرد؟ (آیا یک بار بیان این داستانها مکفی نبوده؟) آیا قرارست به واسطه بیان حکم ظهار هدایتی پدید آید؟ لطفا جواب را فقط به ایمیل بنده حقیر ارسال فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده این است که اقلاً تفسیر یک سوره را دنبال بفرمایید تا جواب‌های خود را بگیرید. ما مامور به تدبر در قرآن هستیم. موفق باشید

23971
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز با مطالعه جزوه حرکت جوهری این سوال برایم پیش آمد که اینکه فرمودید در قیامت قوه های این زمینه به فعلیت می رسد، منظور چه قوه هایی است و اینکه فعلیت این زمین چگونه می تواند باشد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طبق برهان «حرکت جوهری» قوه‌های عالم ماده به فعلیت می‌رسد و در آن صورت، قیامتِ عالم ماده محقق می‌شود و زمین همچون نفسِ ناطقه زنده و بیدار خواهد بود. موفق باشید

23841

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقت شما به خیر آقای طاهر زاده. خدا توان شما رو روز به روز بیشتر کنه و همچنین توفیقات شما رو. بنده سعید هستم از شهر گرگان. مدتی هست روزیم شده و با کتاب های اولیه و صوت های حضرت استاد صمدی آملی عزیز آشنا شدم و خیلی برام طرز بیان مطالب معرفتی و توحیدیشون دلنشین است به طوری که دیگه میلم نمیکشه از اشخاص دیگه فعلا حرفی بشنوم راستش مسئله ای که الان به شدت به راهنمایی شما نیاز دارم در مورد اینه که تصمیم به فرزند دار شدن دارم. در مطالب و صوت های آقا هم چیزهایی شنیدم در مورد رعایت مسائلی قبل از انعقاد نطفه و هنگامش و بعدش و مطالب تربیتی. اما الان که به مرحله اقدام رسیدم می بینم آگاهی و اطلاعات جمع بندی شده ای ندارم و از اون جایی که این مسئله خیلی مهم هست و آینده نسل رو قراره بسازیم نمیخوام به حداقل دانسته ها و عمل کردها اکتفا کنم. خواهش دارم برنامه ای، کتابهایی، صوتی یا... به بنده معرفی بفرمایید. اگه هم خودتون هر آگاهی و عمل ریز و درشتی که لازمه انجام بدم بفرمایید ممنون میشم. خیلی نگرانم در این مورد. خدا حفظتون کنه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که نسبت به چنین امر مهمی حساسیت به خرج داده‌اید، کار خوبی است. ولی عنایت داشته باشید این مسئله در فطرت هر زن و مردی نهادینه شده است و باید بگذاریم به همان صورتی که خداوند در زوجین کار را جلو می‌برد، کار جلو رود. وظیفه‌ی ما رعایت دستورات الهی است، اما در همان بستر فطری و غریزیِ آن، بیش از این نباید حساس بود. موفق باشید

23660
متن پرسش
با سلام و احترام: مولانا مي فرمايد: کف به حس بيني و دريا از دليل / فکر پنهان آشکارا قال و قيل آيا همانطور که با ديد ظاهري که به قله کوه نگاه مي کنيم و راه صعب العبور آن را مي بينيم و به اين نتيجه مي رسيم که فتح قله از توان ما خارج است، با ديده عقل هم مي توان انتهاي جايگاه عقل را ديد هر چند امکان دسترسي به آن نقطه براي ما وجود نداشته باشد؟ آيا کودک دبستاني مي تواند عقل يک فيلسوف دانشگاهي را درک کند؟ اگر نه چگونه است که ما خود را صاحب عقل جزئي مي دانيم و صحبت از عقل کلي مي کنيم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده حرف درستی است. آری! انسان باید تصوراتی از کمالات در نزد خود داشته باشد تا معنای سیر به سوی آن کمالات را درک کند. به گفته‌ی ارسطو: «نمی‌شود غایت، مفقود باشد». موفق باشید

23417

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در جلسه ۸۶ شرح کتاب جامع السعاده در تاریخ ۲۴ دیماه ۹۷ آنجا که راجع به عظمت مولانا صحبت می کنید ذکری از جلسات تفسیر مولوی دکتر سروش که بفرموده جنابعالی بدست امام قطع شده از صدا و سیما می فرمایید دلیل را از قول امام اینطور بیان می کنید که با این تفسیر مولا از ما گرفته می شود. در حالی که دلیل قطع شرح دکتر سروش فشار قشریون به امام بوده است همانها که باعث شدند امام تفسیر سوره حمد خود را هم قطع کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مطلب را یک‌بار جناب آقای حسینیان مسئول اسناد انقلاب اسلامی مطرح فرمودند که عرض شد. خود بنده هم که تا حدّی فرمایشات آقای سروش را دنبال می‌کردم و می‌کنم معتقدم ایشان مولوی را با نگاهِ سکولار تبیین می‌کنند و عملاً جامعه را از آن شخصیت بزرگی که مولانا برای احیای انسانی متعهد به بشریت می‌تواند بدهد، خارج می‌کنند. موفق باشید

22912
متن پرسش
جناب استاد سلام علیکم: بحثی در موضوع متقین را خدمت حاج آقای معمار بودیم در کربلا. آغاز بحث با آیه «انا لله و انا الیه راجعون» بود و اینکه امیرالمونین تفسیر فرمودند قسمت اول، بالملک و قسمت دوم بالهلک می باشد. بعد ایشان گفتند، تفاوت متقی و مومن در آن است که مومن، «یُدخلون فی الجنه» می شود و متقی، «یَدخلون فی الجنه» است. و متقی با پای خود به بهشت می رود. در جایی دیگر برای متقین آمده است، «وازلفت الجنه للمتقین»، که این خود نشان از برتری متقین است. در ادامه همین آیه می آید که «لکل أواب حفیظ»، یعنی کسانی که علی الدوام به خدا رجوع می کنند و بر این کارشان سخت مراقب اند. ایشان در بیان دیگری منطبق بر روایات و علم لغت فرمودند، جنت، آنجایی است که انسان در دلش نه از کسی طلبی دارد و نه به کسی بدهکار است. مدام مشغول به خداست. جمع بندی دستوری العملی ایشان برای قرارگیری در این بهشت و عیش پنهان و متقی شدن این بود که، مدام مشغول خدا باشید و هر چه می خواهید از خدا بخواهید. هرچه. طلبکار هیچ کس نشوید و نباشید. مثالشان این بود: انسان متقی حتی ظرف غذا یا قاشقی را هم که می خواهد به کسی نمی گوید ظرف غذا یا آن قاشق را به من بده، در دل خود به خدا رجوع می کند و می گوید خدایا به دل فلانی بینداز تا ظرف غذا و قاشق را به من بدهد. برای همه چیز!!! مدام در دل خود می گوید خدا، خدا!!! حاج آقای معمار در صحبت های دیگری تاکید دارند که حتی سوال تان را هم از کسی نپرسید، به خدا بگویید و از خدا بخواهید او از طریقی به شما پاسخ می گوید. استاد، مفهوم و ذات مطلب برایم روشن است و بنده موافقم، اما آیا مصادیق و مثال ها و نگرش و کارکرد عملی مسائل روزمره در زندگی یک انسان متقی متعالی همچون ائمه و اولیای خدا، واقعا چنین بوده؟! یعنی هیچگاه نباید از اسباب الهی و بندگان خدا درخواست و سوالی داشت؟! آیا ایشان نیز چنین بوده اند؟ اهل بیت برای انجام امور روزمزه خود، آیا هیچ وقت از کسی چیزی نمی خواستند و فقط در دل به خدا می گفتند؟ در صورتی که مثال های جهت تبیین بحث دارید ممنون میشم ذکر بفرمایید. پیشاپیش از پاسخ تون سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای استاد معمار نکات خوبی را با نظر به آیات مطرح کرده‌اند ولی هرگز نمی‌خواستند نتیجه بگیرند که مثلاً «حضرت یوسف «علیه‌السلام» که به آن زندانی فرمودند به عزیز مصر بگو من را بی‌جهت زندانی کرده‌اند و البته شیطان آن موضوع را از یاد آن فرد برد»؛ کار درستی نکرده‌اند. علامه‌ی طباطبایی «رحمت‌اللّه‌علیه» می‌فرمایند بر حضرت یوسف واجب بود که از اسبابی که موجب خلاصی آن حضرت می‌شد، استفاده کنند. اساساً تفاوت دنیا و آخرت آن است که در قیامت، اسباب و ابزار منقطع و منتفی می‌شود. لذا قرآن در این رابطه می‌فرماید: «وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ» (بقره/166). در حالی‌که در دنیا خداوند برای هر امری اسبابی را قرار داده و ما باید از طریق آن اسباب به مقاصد خود دست یابیم. موفق باشید 

20818

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد ما تازه سیر مطالعاتیتون را شروع کردیم و از اونجایی که کیلومترها از اصفهان دور هستیم امکانش نیست که حتی از شاگردانتون سوالاتمون را بپرسیم و راحتترین راه برامون از طریق همین سایتتون هست، خدا خیر بده شما و دست اندرکاران این امر را. اما سوالاتمون: توی فصل ۲ از آشتی با خدا ۱. بحثی در مورد فیاض مطلق بودن خدا میفرمایین و میگین چون خدا فیاض مطلقه پس همواره فیض میده. اصلا چرا فیاض مطلقه؟ منظور از فیض مطلق چیه؟ چرا خدا وجود مطلق و هستی محض است؟ ۲. چرا خدا انسان را از اول کامل نیافرید؟ آیا امکانش هست که اگر سوال دیگه ای برایمان پیش آمد باز هم از همین طریق از شما بپرسیم؟ بسیار سپاسگزارم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: شما سؤالاتتان را بفرمایید مشروط بر آن‌که آن‌چه بنده عرض می‌کنم را دنبال کنید: اولین عرض بنده آن است که این سؤالات را فعلاً نگه دارید تا با دنبال‌کردن مباحث کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن و بحث «برهان صدیقین» در کتاب «از برهان تا عرفان» به‌خوبی به جواب آن‌ها برسید. موفق باشید

8197
متن پرسش
سلام به روی ماهتون آقای فیلسوف صدرایی خیلی عزیز هستید(در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی) استاد ما هر چه سعی کردیم به یادگیری زبان خارجه جنبه قدسی بدیم نشد از طرفی یادگیری این زبان رو دوست داریم و در آینده هم نیازه در این مسئله چه کنیم که فعالیت های فرهنگیمون پوچ نشود با چه انگیزه ای زبان بخوانیم که نظر به وجه الله باشه
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اگر شرایط برایتان فراهم است چرا زبان انگلیسی را آموزش نمی‌بینید تا لااقل یک وبلاگ راه بیندازید و به زبانی بین‌المللی مطالب حقی را به جهان ارائه دهید در حالی‌که جهان به‌شدت طالب سخنان حق است و ما شرایط ارائه‌ی آن را نداریم. موفق باشید
7734
متن پرسش
با سلام و تشکر از پاسخ شما با عرض معذرت من سوالم را به نحو دیگری مطرح میکنم: آیا برای تقرب به خداوند تنها رفع حجاب کافی است یا ایجاد قابلیت دیدار در نفس هم موضوعیت دارد؟ مثلا برای دیدن خورشید هم نیاز است که پرده ها کنار بروند و هم لازم است چشم باز و بینا باشد، آیا در نفس هم جدای از کشف حجب نیاز به بینا شدن نفس و ایجاد ظرفیت ملاقات با خدا هم موضوعیت دارد؟ یا اینکه همه نفوس در هر سن و عقیده ای دارای توانایی ملاقات هستند و تنها رفع حجاب کافی است؟ یعنی اینکه اگر همین الان همه حجاب ها را از مقابل همه نفوس بردارند همه آنها به یک میزان به دیدار حق نائل میشوند؟ به بیان دیگر انسان در راه سلوک همه اعمالش سلبی است یا اعمال ایجابی هم دارد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: انسان فطرتاً توان ملاقات خدا را دارد و در همین رابطه در آیه‌ی 172 اعراف می‌گوید: همه‌ی انسان‌ها شهادت به ربوبیت حضرت حق دادند و همه گفتند: «شَهِدْنا» ما ربوبیت تو را می‌بینیم. پس مشکل اموری است که ما را از فطرت خود جدا و غافل می‌کنند. موفق باشید
6834
متن پرسش
با سلام چرا عده ای در جامعه اسلامی ما به دنبال تمدن سازی و عبور از غرب و فرهنگ غربی نیستند در حالی که انقلابی هم هستند؟ در حالی که با توجه به تقابل صد در صد غرب و انقلاب سرانجام یکی باید باقی بماند و جز این هم قابل تصور نیست و حضرت مهدی هم که اوج اسلام را قرار است به اجرا بگذارند؛با تمدن غرب سازگاری نخواهند داشت و آنرا نابود خواهند کرد چون مبانی فرهنگ غربی در تضاد کامل با مبانی فرهنگ و تمدن اسلامی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ده‌ها سال است تکنوکرات‌ها تحت تأثیر غرب گمان می‌کنند انقلاب اسلامی یعنی یک زندگی غربی با ادب اسلامی. سال‌ها طول می‌کشد تا ذهنیت این افراد درست شود. شاید دولت یازدهم وسیله‌ای باشد تا برای ملت روشن شود با تکنوکرات‌ها ملت به اهدافی که در انقلاب دنبال می‌کنند، نمی‌رسند. موفق باشید
6797

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
خیلی غصه خوردم که اندیشمندی چون مصطفی ملکیان این جور عوض بشه واینحرفها را بزنه نظر شما درباره مصاحبه اخیر ایشون و بنیادگرا توصیف کردن خمینی کبیر چیه؟ این قدر ناراحت شدم که نمی تونسم رو درسام تمرکز کنم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این مصاحبه‌ای که می‌فرمایید نخواندم ولی اقای مصطفی ملکیان از اول هم همین اصالت را به غرب می‌داد و مدعی بود همه‌ی فلاکت ما از فلسفه‌ی صدرایی است. آیا از این افراد انتظاری جز این داردید؟ موفق باشید
26634

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: نظر شما نسبت به این اقدام صدا و سیما در ایام راهپیمایی و ... چیه که با زنان و دختران بدحجاب مصاحبه میگیره به این منظور که این ها هم انقلاب رو قبول دارند. در حالی که همین دختر ممکن است روز دیگه ای در طرح برخورد با شل حجاب ها با او برخورد هم بشه. هر چند رهبری فرمودند این بی حجاب عیب ظاهر دارد من و شما عیب باطن. اما آیا این اقدام درست است؟ موجب برجسته کردن بی حجاب نمی شود؟ راهکار چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در تاریخی قرار داریم که اکثر افرادی که ظاهر اسلامی ندارند در درون خود کلیت نظام اسلامی را پذیرفته‌اند و این هنر نظام اسلامی است که توانسته است این افراد را از آنِ خود کند هر چند هنوز از نظر ظاهر تحت تأثیر جریان‌های غیر دینی هستند ولی قلب‌شان ایمانی است و منظور سیما طرح چنین نکته‌ای است و کار خوبی است. موفق باشید

نمایش چاپی