بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28375

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: دعاگوی حضرت عالی و اطرافیان مجاهدتون هستم. اجرکم علی الله. استاد عزیز نظرتون در مورد آقای حسین الاهی قمشه ای چیه؟ با توجه به یکی دو سخن حاشیه داری که در مورد موسیقی و زیارت اهل قبور و ائمه از ایشون موجود هست آیا باید دست به عصا به مطالب ایشون نگاه کرد؟ یعنی میشه گفت که این دو سخن ایشون تجلی ضعف بنیان معرفتی هست پس باید محتاط بود و گارد محکمتری گرفت؟ یا می شود نادیده انگاشت؟ ایشون سخنوری توانا هستند و شروحی بر مولانا، حافظ، گلشن راز و ... دارند، با توجه به علاقه شخصی در سیاق بیان ایشون و ورود و خروجشون به مباحث پیگیر سخنانشون هستم اما به علتِین مذکورتین کمی انگیزم کم شده و در این حالت نظر صائب شما راهگشا خواهد بود اگه خدا بخواد. سعیکم مشکور
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سال‌های قبل که می خواستم مبانی فکری ایشان را دنبال کنم، در صحبت‌های ایشان روح عبودیت را که مهم بود، برای مخاطب‌شان متذکر می‌شدند و از این جهت خوب بود. ولی اخیراً این صحبت‌هایی که می‌فرمایید را نشنیدم. موفق باشید

26938
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ ۲۶۹۲۸ فرمودید که «ولی مشکل تجددگرایان آنجا است که اساساً متوجه‌ی جایگاه تاریخی انقلاب نیستند و عملاً بیرون از زمانه‌ی خود و بیگانه با مردم تنفس می‌کنند، وگرنه حضرت امام سعیِ وافر داشتند که جریان روشنفکری در انقلاب، جای و جایگاه داشته باشد. و ما هنوز نیز نیاز به این امر داریم.» به عقیده ام این نوع تقسیم بندی ها در جامعه به سنت گرا و متجدد، تقسیم بندی صحیح و متقنی نیست و از دل چنین تقسیم بندی راهکار صحیحی بیرون نمی آید. خیلی از افرادیکه در جامعه شاید تجدد گرا تلقی شوند، می شود گفت قلوب شان ایمانی ولی ظاهر و عقلشان غربی و پیرو مدرنیته است و تشیبع پیکر شهید سلیمانی نقطه ای برای نشان دادن این مطلب بود. و اینکه انقلابی ها هم سنت گرا معرفی شوند واقعا بحث درستی ویژه با وجود ابزاری مثل انتخابات نیست و اینکه حکومت بیش از حد و صرفا متوجه حمایت سنت گرایان است به عقیده ام یک نظر دقیق و کارشناسی نیست. رویکرد شناخت صحیح مدرنیته واقعا در بین جریان متجدد در سطح اجتماع تا حدود زیادی دیده نمی شود و در عین حال شناخت ملی ما هم بویژه در اثر استعمار از مدرنیته، شبه مدرنیته افلیجی است که نسخه توسعه کشورهای محوری مدرنیته برای ملتهای مستعمره و پیرامونی هست هر چند برخی نیروهای انقلاب هم در برخورد با تکولوژی و عقل مدرن و جهان کنونی رویکرد انزوایی و غیر منطقی یا حتی التقاطی در اثر عدم غرب شناسی دقیق پیشه کرده اند. ولی جا دارد همین جا در عین هم نوایی با شما استاد عزیز عرض کنم واقعا شخصیت های محوری و نظریه پرداز تجدد گرا در ایران، ویژه طی سالهای اخیر واقعا قصد حضور و نقش آفرینی در متن انقلاب و نظام را نداشته و بیشتر رویکرد لجاجت یا عناد را پیشه کرده است. امروز دیگر تجدد گرایان حتی رویکردی شبیه رویکرد مهندس بازرگان و نهضت آزادی در اول انقلاب را هم ندارند که امام بارها سعی بر حفظ مهندس بازرگان در دایره انقلاب علیرغم اختلاف های مبنایی با ایشان کردند ولی متاسفانه رویکرد مرحوم بازرگان و نهضت آزادی در این راستا نرفت. حتی مع الاسف کار بجایی رفته که بعض شخصیت های تئوری پرداز تجدد گرا رسما از دستگاه های امنیتی دشمنان این انقلاب سر در آوردند و حتی با دولتهای متخاصم همراه و همسو شدند و خود تبدیل به بازویی در جنگ نرم علیه ملت خویش شدند. گویی جریان تجدد امروز رسما بدنبال اجرای الگوی توسعه و نئولیبرال در ساخت های فرهنگی و اقتصادی کشور است و رسما دیدگاه و مظاهر اسلام سیاسی و انقلابی را هدف گرفته اند و بیشتر همان نسخه پلورالیسم را تجویز و تبیین می کنند. ان شاء الله نیروهای خط فرهنگی انقلاب آوینی وار در صدد تبیین معارف انقلاب بعنوان مژده طلوع جهان معنوی پیش روی بشر هم چنین الگوی مواجهه با تمدن و فرهنگ غرب و زیست جهان کنونی برآیند که واقعا امروز خلوتکده ای را نمی توان یافت که از تاثیر غرب و مدرنیته مصون و بی اثر مانده باشد. به نظرم دیدگاه شهید آوینی می تواند باعث شود جامعه ما در عین تعهد و پایبندی به سنن الهی و سیره راهنمایان الهی و اعتقاد به مبانی انقلاب اسلامی و مکتب امام و حضرت آقا، به گفتگو و ادغام فهم بپردازند و در عین حال در دام پلورالیسم دینی و احیاء شبیه مدرنیته و توسعه گرایی نیفتند و وحدتی در عین کثرت رخ دهد در راستای جامعه سازی توحیدی رخ دهد. با عرض معذرت بخاطر طولانی شدن مطلب و آرزوی صحت و تندرستی برای شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل نیروهای مذهبی، غفلت از سعه‌ی صدری است که امثال دکتر بهشتی‌ها داشتند. و مشکل جریان روشنفکریِ تجددگرا همانی است که شما فرمودید و بنده با واژه‌ی غفلت از تاریخی که در آن هستند، کار آن‌ها را وصف نمودم. آنچه ما به عهده داریم حضور در سعه‌ی صدری است که امثال شهید بهشتی داشتند. در این مورد یادداشتی که شده است را خدمتتان ارسال می‌کنم. موفق باشید

شهید بهشتی یک امت بود

۱. در مورد وسعت نظر شهید بهشتی، همین بس که دشمن همیشه نسبت به تنگ نظریِ افراد به ظاهر مذهبی امیدوار بود و شهید بهشتی برعکس، به عنوان یک شخصیت مذهبی، شدیداً بر آزادی اندیشه و وسعت نظر تأکید داشت. و بدین لحاظ دشمن، دشمنِ شهید بهشتی بود. زیرا او با وسعت نظری که داشت بسیاری از حیله‌های دشمن را خنثی می‌کرد.

۲. شهید بهشتی اسلام را به وسعت جهان مدّ نظر داشت و آن را جهانی می‌دید، لذا برای بقیه‌ی اندیشه‌ها احترام قائل بود، ولی نه آن‌طور که جریان‌های مقابل نظام اسلامی انتظار داشتند که در تصمیم‌گیری‌های کلان نظام اسلامی حاضر باشند. در حالی‌که بیش از ۹۰ درصدِ مردم به جمهوری اسلامی رأی داده بودند.

۳. تفاوت روش شهید بهشتی با شهید منتظری در نگاهی بود که شهید بهشتی به سعه‌ی نظام اسلامی در این تاریخ داشت که در هر حال، جای خود را در این جهان باز می‌کند و نباید نگران جریان‌هایی بود که سعی داشتند با روحیه‌ی غرب‌گرایی نظام اسلامی را استحاله کنند.

۴. شهید بهشتی در صحبتی که در دانشگاه داشتند وقتی نسبت به تهمت‌ها و اتهاماتی که به ایشان زده شده، سؤال کردند؛ فرمود: وقتی‌که بنده چنین تریبونی در اختیار دارم و می‌توانم از خود دفاع کنم، عملاً امکان دفاع از کسانی که چنین تریبونی ندارند، گرفته شده است، پس بهتر است از اتهام‌زنندگان، دلیل و مدرکِ سخنان‌شان پرسیده شود.

۵. نکاتی از نامه‌ی شهید بهشتی به امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در مورد بنی‌صدر: ۲۲/۱۲/۵۹

دوگانگی موجود میان مدیران کشور بیش از آن که جنبه شخصی داشته باشد، به اختلاف دو بینش مربوط می‏ شود. یک بینش معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد، اجتهادی که در عین زنده بودن و پویا بودن، باید سخت ملتزم به وحی و تعهد در برابر کتاب و سنت باشد، بینش دیگر در پی اندیشه‏ ها و برداشت‏های بینابین، که نه به‌کلی از وحی بریده است و نه آن‏چنان که باید و شاید در برابر آن متعهد و پای‏بند، و گفته ‏ها و نوشته‏ ها و کرده‏ ها بر این موضوع بینابین گواه.

بینش اول در برابر بیگانگان و هجوم تبلیغاتی و سیاسی و اقتصادی به نظام سخت ‏به توکل بر خدا و اعتماد به نفس و تکیه بر توان اسلامی و پرهیز از گرفتار شدن در دام داوری‏ها یا دل‏سوزی‏های بیگانگان معتقد و ملتزم. بینش دیگر، هرچند دلش همین را می‏ خواهد و زبانش همین را می ‏گوید و قلمش همین را می‏ نویسد، اما چون همه مختصات لازم برای پیمودن این راه دشوار را ندارد، در عمل لرزان و لغزان.

بینش اول به نظام و شیوه ‏ای برای زندگی امت ما معتقد است که در عین گشودن راه به‌سوی همه نوع پیشرفت و ترقی، مانع حل شدن مسلمان‏ها در دستاوردهای شرق یا غرب باشد و آنان را بر فرهنگ و نظام و ارزش اصیل و مستقل اسلام استوار دارد. بینش دیگر با حفظ نام اسلام و بخشی از ارزش‏های آن، جامعه را به راهی می ‏کشاند که خود به خود درها را به‌روی ارزش‏های بیگانه از اسلام و بلکه ضداسلام می‏ گشاید.

بینش اول روی شرایطی در گزینش مسئولان تکیه می‏ کند که جامعه را به‌سوی امامت متقین و گسترش این امامت ‏بر همه سطوح راه می‏ برد. بینش دیگر بیشتر روی شرایطی تکیه می‏ کند که خود به خود راه را برای نفوذ بی‌مبالات‏ها یا کم‌مبالات‏ها در همه سطوح مدیریت امت اسلامی و حاکم شدن آن‏ها بر سرنوشت انقلاب هموار می ‏سازد.

اگر این دو بینش در اداره امور جمهوری اسلامی ادامه یابد، نه کارهای جاری مردم سر و سامان پیدا می‌کند، نه مشکلات موجود دینی، فرهنگی، اخلاقیات اجتماعی و اقتصادی این مردم رنج‌دیده و محروم و ایثارگر با سرعت و قاطعیت کافی حل می‌شود و نه می‌توان برای آینده طرح‌های اصیل اسلامی ریخت و به مرحله عمل درآورد

امام عزیز، به خدا سوگند تحمل این وضع برای این فرزندتان بس دشوار است که چهره افسرده‏ این‏ها را ببینم و ندای یاللمسلمین آن‏ها را بشنوم و تنها پاسخ این باشد که صبر کنید. من هم صبر می‏ کنم و فی العین قذی و فی الحلق شجی.

ما در دیدار روز دوشنبه یازدهم اسفند در منزل آقای موسوی اردبیلی آن‌قدر با محبت و گرمی با ایشان برخورد کردیم و در حل مشکل وزیران دارایی و بازرگانی جلو رفتیم که امید داشتیم بر تفاهم‌ها افزوده شده است و هرگز باور نمی‌کردیم که آقای بنی‌صدر سه روز بعد از این دیدار چنین رفتاری از خود نشان خواهند داد.

ما از همان آغاز در پی آن بودیم که میدان عمل سازنده چنان فراخ و گسترده باشد که امثال آقای بازرگان و آقای بنی‌صدر و آقای یزدی در سطوح بالا فعالیت داشته باشند. در آبان سال گذشته، پس از استعفای دولت موقت پیام دادید که قم بیاییم تا مسئله فوری اداره کشور در خدمتتان بررسی شود، صحبت از ترکیب جدید شورای انقلاب بود، نظر حضرتعالی این بود که آقای مهندس بازرگان دیگر در شورای انقلاب نباشد. بر اساس همین اعتقاد به شرکت خلاق هرچه بیشتر نیروها و نفی هرنوع تنگ‌نظری و انحصارطلبی پیشنهاد کردیم که ایشان همچنان در شورای انقلاب بمانند و سرانجام حضرتعالی هم موافقت کردید و در همین مرحله بود که مسئولیت دو وزارتخانه مهم، وزارت دارایی و وزارت امور خارجه به آقای بنی‌صدر داده شد. اینها و نظایر اینها دلیل روشنی است بر این که شرکت فعال این آقایان در اداره امور کشور مطلوب ما بوده است و با آنها هیچ مسئله شخصی نداریم.

۶. شهید بهشتی با وجود اینکه تقابل ایدئولوژیک با بنی‌صدر داشت اما با ادبیاتی منصفانه، انحرافات وی و جریان متبوع وی را نقد کرد

۷. شهید محمد منتظری با من رفیق بود. به او گفتم شما در مورد آقای بهشتی اشتباه می کنی. اجازه بده با ایشان قرار ملاقاتی بگذارم و برویم با هم صحبت کنیم. ایشان هم به این ملاقات راضی شد. سه یا چهار روز مانده به واقعه هفتم تیر بود که برای جلسه ای خدمت ایشان رسیدم. ورود من درست مصادف با ختم جلسه بود و مرحوم شهید بهشتی به طرف اتاقش می رفت. من تا آقای محمد منتظری را دیدم که سر پله ها ایستاده بود او را در آغوش کشیدم. تا محمد را بغل کردم شهید بهشتی که در حین حرکت متوجه حرکت من شده بود با صدای رسایی فرمود یک بار دیگر هم از طرف من آقا محمد را ببوس و ادامه داد همانطور که به شما گفتم محمد خودمونه و مسائل ما با همدیگر حل شد. خیلی هم راحت حل شد و به نفع ایشان هم حل شد. تا شهید محمد منتظری این عبارات شهید بهشتی را شنید زد زیر گریه. آمدیم پائین توی محوطه حیاط روی نیمکت های کنار باغچه نشستیم. از او پرسیدم محمدآقا حالا نظرت چیست؟ پاسخ داد بزرگواری آقای بهشتی بلایی به سر من آورد که هیچ چیز آن را جبران نمی کند. پرسیدم چطور؟ گفت من این همه به ایشان بد گفتم و اهانت کردم ولی در دفعه اولی که مرا دید مدتها مرا در آغوش خود گرفت و فشار داد و مرا بوسید و بعد سرش را جلو آورد و گفت یک کلمه راجع به گذشته حرف نخواهی زد. از حالا به بعد را با هم صحبت می کنیم. هرچه خواستم بگویم در گذشته فلانجا چه گفتم و قضیه چه بود اصلاً اجازه نداد حرف بزنم. 

۸. نقش شهید بهشتی در تصویب قانون اساسی در دو جهت یکی در تنظیم محتوا و اصول و دیگر در مدیریت.

۹. مرحوم بهشتی نسبت به عقاید بنی صدر احساس خطر می‌کرد، ولی تحمل کرد تا سرانجام بنی‌صدر باطن خود را ظاهر کرد و امام هم راضی شدند تا او را بردارند. 

25673

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام و خدا قوت، و تشکر از حوصله ای که بخرج می دهید استاد عزیز پیرو پاسخ ۲۵۶۶۲ در رابطه با فرار نکردن از فعالیت اجتماعی بانوان، استاد سالها در انواع کارهای فرهنگی، پزشکی، کارمندی و مددکاری، معلمی. شاید از ده یازده سالگی فعالیت کردم و همیشه در جمعی که بودم تک می افتادم و مشکلاتی برایم درست می شد. مثلا در قم که ساکن بودم بخاطر بافت مذهبی و نگاه زنان آنجا از استاد سوال می کردم در مبحث علمی مربوطه آخر کلاس خانمهایی که جای مادر من بودنند شاکی می شدند و متهم می شدم که چرا استاد متوجه شماست. و روزها باید خودم را می بردم زیر سوال که چه رفتار بدی از من سر زده. و ماجراهایی دیگر که اصلا دیگر نمی دانم چی درست است. در بسیج دانشگاه کار می کردم با اینکه سعی می کردم اگر خوشنویسی نمایشگاه هست گوشه ای باشد که کسی نباشد. اما باز یک دفعه ظرف یک ماه یک اکیپ بسیجی با هم با پیغام و واسطه خواستگاری می کردنند که من نمی دانستم اصلا چه شکلی هستند بندگان خدا. حالا بماند که باز بین خواهران متهم می شدی که چه کرده. با این حال به راهم ایمان داشتم و اصلا حرفها برایم مهم نبود. بعد در محیط طلبگی وارد شدم آنجا هم دیگر نور علی نور. زن خلاصه می شود در رنگ جوراب و مقنعه مشکی. اینها هم حواشی خاله زنکی بود برایم الان دیگر به خودم به قلبم به راهم شک کرده ام. مثلا بنده خدایی روی روانشناسی بحث طب سنتی اش را وارد است و بحث مشاوره ای و چها رچوب نگاه دینی به انسان را نمی دانست من توان کمک در این بحث رادارم ولی وسواس گرفتم که مرد است نمی خواهد کمک کنی و استخاره می گیرم بد میاید و این قصه سر دراز دارد. ببخشید استاد وقت گرانبهاتر از طلای شما را با این حرفها می گیرم. اما واقعا نمی فهمم دیگر چگونه باید حضور داشت که دیده نشد. و مثلا در مورد اخیر چون استاد طب هم جوان بود و هم من تنها شاگرد می شدم صلاح ندیدم. از طرفی خداوند استعداد فراوان داده و نیروهایی که معطل مانده و از طرفی آن عقبه که نمونه هایی آوردم. لطفا پدرانه مثل همیشه این مسله که ده سال از عمر مرا با خود برده و گاها باعث انتخابهای غلط شده را برایم روشن کنید. استاد عزیز ان شاءالله همیشه مشمول دعای خاص مولا صاحب الزمان باشید. من کل معارف دین را مدیون دو نفر هستم یکی شما و دیگری استاد علی صفایی. زنده و موید به الطاف حضرت حق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه خوب بود نام استاد صفاییِ عزیز را به میان آوردید که خدا رحمت‌شان کند. ببین آن مرد خدا چه اندازه گشوده بود و در عین رعایت تقوا در هر صحنه‌ای که صحنه‌ی خدمت به مردم بود، حاضر می‌شد. امروز، روزِ دست‌یابی به وسعت انسانیِ انسان‌ها است با این رویکرد باید به میدان آمد. موفق باشید

 

 

22898
متن پرسش
سلام علیکم: اگر امام خمینی نبودند آیا انقلاب اسلامی توسط فرد دیگری اتفاق می افتاد؟ این سوال رو با توجه به یکی از نوشته هاتون که فرموده بودید امام دغدغه اصلاح و نجات رو داشتند و خدا حقیقت وجودی انقلاب رو با توجه به دغدغه امام بر قلب ایشون اشراق کردند. و از طرف دیگری هم فرموده بودید که انقلاب مشیت و اراده و خواست خدا در این زمانه است. ممنونم
متن پاسخ

اسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همین‌طور است زیرا خداوند اراده کرده است که بشر این دوران از تاریخ استکبار عبور کند. مثل آن‌که اراده کرده بود تا حضرت موسی «علیه‌السلام» و قوم بنی‌اسرائیل از فرعونیان عبور کنند. موفق باشید

22878
متن پرسش
با سلام: وقت شما به خیر. در مورد سوال قبلی که پرسیده بودم و جواب فرمودید چند نکته هنوز برایم سوال است یکی اینکه آیا اصلا پری از نسل یک امام وجود دارد؟ و آیا پری همان ملک است و دیگر اینکه انسان می تواند با ملک ارتباط برقرار کند؟ از وقت و حوصله ای که برای پاسخگویی می گذارید بی نهایت سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جنیّان یا پریان در مرتبه‌ای هستند که امکانِ دریافت حقیقت وَحی را ندارند و به همین جهت پیامبر و امامی از جنس آن‌ها نیست. لذا در سوره‌ی جنّ ملاحظه می‌کنید که آن‌ها قبل از ایمان به پیامبر اسلام، متدین به دین حضرت موسی «علیه‌السلام» بوده‌اند. موفق باشید

18967
متن پرسش
با سلام و احترام: نقل به مضمون می کنم که جایی فرمودید مقام امام مثل تری آب برای آب است و انسانهای دیگر مثل پارچه ای که تر شده باشند و لذا به هیچ وجه نمی توان آن دو را با هم مقایسه کرد. بنده اینطور می فهمم که ذات ما در نهایت رشدمان همان پارچه است که توسط عین تری مقداری رطوبت ممکن است اگر خدا بخواهد بگیرد ولی ما وصل به آب طوری که خودمان هم عین تری شویم هیچگاه نمی شویم یعنی ما هیچگاه عین انسان نمی توانیم شویم پس هیچگاه خلیفه خدا نمی توانیم باشیم. آیا این برداشت صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری در روایت از حضرت امام عسکری داریم که به یک معنی، شجره‌ی ممنوعه آن است که بخواهی مقام ما را داشته‌باشی نه این که در ذیل انوار امام قرار بگیری. موفق باشید

16225
متن پرسش
با سلام و احترام: با توجه به اینکه در عالم برزخ ماده وجود ندارد، اینکه برزخ تمام می شود و وارد قیامت می شویم به چه معناست؟ آیا تقدم دهری است؟ اینکه یک سری اعداد و زمان در مورد قیامت گفته می شود به چه معناست؟ (مثلا فلان مرحله از قیامت 50 هزار سال طول می کشد.)
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه شده‌اید زمان برزخ و قیامت، زمان دهری است و لذا تقدم برزخ نسبت به قیامت، تقدم دهری می‌باشد مثل تقدم علت حقیقی نسبت به معلولش. و قرآن در مورد زمان‌ها می‌فرماید: «یُدَبِّرُ الأمْرَ مِنَ السَّماءِ إلیَ الاَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إلَیهِ فی یَوْمٍ کَانَ مِقْدارُهُ اَلْفَ سَنَهٍ مِمّا تَعُدُّونَ/ سجده : 5) حضرت حق از طریق آسمان، زمین را تدبیر می‌کند سپس به سوی خود برمی‌گرداند در روزی که مقدار آن هزار سال است نسبت به آن‌چه که شما می‌شمارید و محاسبه می‌کنید. یعنی در یک نسبتِ بین عالم مجردات و عالم ماده چنین زمانی محقق است، نه آن‌که در قیامت چنین زمانی شکل بگیرد. موفق باشید

6702

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
لطفا مسئول سایت پاسخ دهند که تاریخ سخنرانی استاد در مشهد راجع به زن که در سمت راست صفحه ی اصلی گذاشته اید کی بوده است ؟ به دلایلی تاریخ آن سخنرانی برایم مهم است. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اواسط مهرماه 1392. موفق باشید
28555

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا شما ذکر یا دستور سلوکی و یک نوع توسل راهگشا برای باز شدن گره های مادی زندگی سراغ دارید؟ مثل مشکلات بیکاری و ازدواج و... راه های مختلفی را امتحان کرده ام. هم معنوی هم دنیایی، ولی احساس می کنم هیچ تاثیر و فایده ای ندارد. گویی آنقدر گناه کرده ایم که دعاهایمان استجابت نمی‌ شود و‌برکت از ما دور شده. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم آیت‌الله قاضی در این موارد بر اساس روایتی که از معصوم به ما رسیده‌است می‌فرمایند هر روز بیست و یک مرتبه آیت‌الکرسی راه‌گشاست. موفق باشید

 

 

27609
متن پرسش
سلام استادِ جان: طاعات قبول ان‌شاءالله. استاد ببخشید من یه مقداری رو بحثای تربیتی خانوادگی کار کردم و اول راهم. ولی بازم برای دوستان وقتی مشکل خانوادگی پیش میاد به من در جایگاه مشاوره رجوع میکنن. من اون رفتارایی که از اساتید شنیدم در برابر همسر و فرزند باید داشت بهشون میگم. ولی در کل پیش فرض ذهنیم اینه که درسته این خانم باید اقتدار همسرش رو حفظ کنه، ولی چندان هم نباید منتظر باشه که همسرش خیلی عوض بشه. اگه شد که چه بهتر. بیشتر سعیم بر اینه که خود اون خانم خودش رو از لحاظ معرفتی و سلوکی ارتقا بده. و سعی می‌کنم بکشونم طرف رو به مباحث معرفت النفسی و توحیدی. استاد این کار درسته؟ یا باید بیشتر وقت گذاشت رو همون مشکل خاص طرف مثلا برای کسی که میگه همسرم فلان اخلاق بد رو داره وقت بذاری رو مباحث خانوادگی و مشاوره ای و اینا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده روش جنابعالی، روش درستی است. زیرا اگر ما یاد بگیریم با ضعف افراد چگونه رفتار کنیم، آن افراد نیز انگیزه‌های خود را تغییر می‌دهند. به گفته‌ی خواجه عبداللّه انصاری: «بدی را بدی کردن سگساری است / خوبی را خوبی کردن خر کاری است / بدی را خوبی کردن کار خواجه عبدالله انصاری است.» موفق باشید

24811

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد روزتون بخیر: یک حدیثی رو بنده قبلا دیده بودم از امام علی(ع) با این مضمون که ما اهل بیت دین را میابیم از روی نگه داشتن و به گوش جان سپردن و نه از روی شنیدن و روایت کردن. می‌خواستم اگر امکانش هست لطف کنید آدرس دقیق داخل نهج‌البلاغه این سخن امام رو بفرمایید و یکم در موردش توضیح بدید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی به یاد ندارم. اگر عین جملات باشد، بهتر می‌توان به مقصد کلام پی برد. موفق باشید

24743
متن پرسش
سلام: استاد، بعد از پرسش و پاسخ هایی که برخی دوستان در مورد سرنوشت داشتند این سوال برای بنده پیش آمد که چرا برخی افراد سرنوشت تلخ و ناراحت کننده ای دارند؟ منظور من افرادی هست که اموری بر آنها تحمیل می شود که در مدت عمر خود دچار مشکلات، ناکامی ها و محرومیت های مختلف می شوند و تلاش های آنها برای نجات خودشان از آن وضعیت نامطلوب به نتیجه نمی رسد، از منظر عرفانی چه حکمتی در چنین مواردی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این وادی فکر کرد که انسان‌ها در دنیا به جهت روحیه‌ی مختلف‌شان در شرایط متفاوت، امتحان می‌شوند و اگر مسیر درستی را انتخاب کنند همان محرومیت‌ها برایشان معراجی خواهد شد. موفق باشید

23218

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: ما در ادامه سیر مطالعاتی به کتاب «از برهان تا عرفان» رسیدیم، صوت ها رو هم گوش کردیم و الان برهان صدیقین را تموم کردیم. منتها انگار دقیق جا نیافتاده که نتیجه نهایی عرفانی این برهان چیه؟! چیزی که ما فهمیدیم اینه که مثلا وقتی دریا رو می بینیم اون را حکایت کننده فلان اسم پروردگار ببینیم که البته کار سختیست! و مرحله بعد اینکه حق را به حق ببینیم نه به اسمایش که همه اینها به میزان تزکیه کردن ربط داره. بنابراین اینکه ما نمی فهمیم همچین حرفی یعنی چه و چطور ممکنه، مال تزکیه نکردنه؟ در راستای تزکیه چه کارایی باید انجام داد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه از «برهان صدیقین» به عنوان یک بحث فلسفی می‌توان استفاده کرد، نظر به وجود و مراتب آن است و این‌که همه‌ی عالَم مظاهرِ وجودند و بعد از آن در عرفان است که روشن می‌شود چگونه وَجهِ اسمایی عالم را می‌توان بنگریم. موفق باشید

22145
متن پرسش
با سلام و آرزوي طاعاتتون: سلام استاد! در بحث استعانت در مسير سير و سلوک يا توسل به ائمه اطهار (عليهم السلام) فهم آنچه در حقيقت اتفاق مي افتد برايم دشوار است. «شخص رو فرض مي کنيم که ته چاهي تقلا براي خروج از چاه دارد. او نيرومند است و مي تواند تا نيمه هاي چاه بيايد، اما براي خروج کامل و رسيدن به ابتداي چاه ناگزير از کمک نيست.» حال سوال اين است که در حقيقت یا واقعيت ائمه ي ما چگونه ما را از اين چاه رهايي مي دهند؟1. آنها طنابي به ما مي دهند که با استفاده از اين طناب نيروي دروني خود را شکوفا مي کنيم و از چاه خارج مي شويم؟ 2. ائمه در بالاي چاه ايستاده و انتهاي طناب را در دست گرفته اند؟ 3. يا اينکه استعانت در مورد اول آنقدر شدت دارد که گويي مورد دوم است؟ (درکش برايم دشوار است استاد، اين سوال در پي فکر در مورد شفايافتن ايجاد شده. چه اينکه در اديان ديگر هم اين اتفاق مي افتد. آيا همه آنها القائات است؟ اگر همه القا نيست، آيا ارتباط برقرار کردن با همان دنياي وجودي ست که مولا (ع) مي فرمايند؟ اگر اينطور هست؟ کمک ائمه در آن سپردن طناب (يا مورد سوم) تعريف مي شود؟ داستان شاه حسين ولي و علامه ناقض مورد اول است؟) تشکر.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت ربّ‌العالمین منشأ رحمت به بندگان هستند و مظاهر آن رحمت، اولیای الهی می‌باشند. صورت کامل اولیای الهی، ائمه‌اند و ذیل آن‌ها امثال شاه‌حسین ولی‌ها قرار می‌گیرند. رحمت الهی از یک طرف، خود انسان را متوجه‌ی به‌کاربردن همت در امور می‌کند و از طرف دیگر، شرایط را جهت صعود انسان و محقق‌شدنِ همت فراهم می‌نماید. موفق باشید  

21117
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم یا سلام خدمت استاد جان: جناب استاد با توجه به شورشهای اخیر که گرچه دشمن در آن نفوذ کرد ولی حقیقتا اصل آن ریشه در ناراضیتی مردم از فقر، فساد، اشرافیت دولتمردان و مهمتر از همه تبعیض داشت 1. آیا می توان به این دولت امیدی داشت که تغیر جهتی بدهد و کاری بکند یا این که باید استخوان در زخم بماند و منتظر دولت بعدی باشیم؟ 2. یا حتی ممکن است با مواضع ضد و نقیضی که شخص رئیس جمهور می گیرد و تلویحا مشکلات را به گردن سپاه و رهبر می اندازد باید شاهد مشکلات یا فتنه های بعدی باشیم؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌دانید توسعه‌ای که نگاهش به بیرون باشد و با روحِ لیبرالیته بخواهد کار کند، نارضایتی پیش می‌آورد. مثل آن‌چه در سال‌های 70 توسط آقای هاشمی پیش آمد و این دولت شاید به جهت مشکلاتی که پیش آمد، کمی به خود آید و مجبور شود به نیازهای منطقی و اصلی مردم فکر کند. موفق باشید

20478
متن پرسش
با سلام: سردار سلیمانی در سخنرانی اخیرشان از شنودی صحبت کردند که رزمنده داعشی با فرمانده بر سر اینکه چرا نوبت عملیات انتحاری او را به یکی دیگر داده است مشاجره می نموده است حال با توجه به این صحبت مشخص می شود که داعش نسبت به حقانیت خویش یقین دارد و سوال پیش می آید که تفاوت آنها با شهدای ما مثل حججی در چیست چون بعید می دانم شهید حججی مستدلا حقانیت تشیع و انقلاب را یافته است پس چون او در فضایی شیعی زیست آن فضا را بسط داد و داعش نیز به همین سان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خردمندانِ هر تاریخ کسانی‌اند که متوجه‌ی ظرفیت زمانه‌ی خود می‌باشند، ظرفیتی که در زمانی دیگر غایب می‌شود[1] و تفاوت «شهادت» با «انتحار» در همین جا است. در انتحار، احساساتی کور و بی‌آینده در میان است ولی در شهادت، خردمندی خاصی در راستایِ فهم ظرفیت تاریخی به میان آمده است و به همین جهت شهادت، تاریخ‌ساز است. زیرا شهید، خردمندترین انسان روزگار خود می‌باشد و بیش از همه به مسائل روزگار خود فکر کرده است.

از آن‌جایی که آینده‌نگری آموختنی نیست تا کسی با درس و مدرسه به‌دست آورد و آن با چشم و گوش بازِ کسانی که محرم راز زمانه‌اند حاصل می‌شود، می‌توان شهدا را که متوجه راز زمانه‌ی خود شده‌اند، بصیرترین انسان‌های تاریخ دانست از آن جهت که زمان و مقضیات زمانه‌ی خود را می‌شناختند و می‌دانستند چه می‌توانیم بکنیم و چه نمی‌توانیم انجام دهیم، بصیرتی که در داعشی‌ها نبود و نیست. موفق باشید 


[1]- این همان غفلتی است که امثال توابین بعد از نهضت کربلا داشتند که دیگر آن ظرفیت که شهدا کربلا متوجه آن بودند برای آن‌ها غایب شد و عملا به اسم شهادت، دست به خودکشی زدند.

20009
متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام: 1. چه شروحی بر توحید صدوق را مناسب می دانید؟ 2. چه شروحی را بر کشف المراد مصلحت می دانید؟ 3. برای نزول قرآن ذوالقدر سالک باید تا عالم عقول بالا برود درست است جناب استاد؟ 3. آیات محکم علاوه بر نقش تبیین رابطه وجودی با آیات متشابه هم دارند؟ 4. اگر آیات مشابه و مثانیند پس تدبر در یک آیه منجر به فهم اجمالی سایر آیات می شود. 5. در خارج فرد کلی مادی به نام تری نداریم ماهیت و وجود اتحاد دارند و کثرت و تعین عین ذات وجود مادی است درست متوجه شده ام؟ 6. در مورد عین ثابته اول انتخاب کفر و ایمان می کنیم بعد سایر انتخابها مثل همسر، دوست، فرزند، شهر و روستا و فقر و ثروت تابع و معلول این انتخابند. کفر گاهی در لباس فقر و گاهی ثروت، گاهی گمنامی و گاهی شهرت و گاهی همسر گاهی رحم زناکار ظهور می کند درست است؟ عین ثابته جزئی چه تعین هایی را دارد اگر کفر و ایمان و رحم و خانواده ... را بعدا انتخاب می کند؟ لطفا منبع هم معرفی بفرمایید. سپاس بسیار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2- نمی‌دانم 3- از آن‌جایی که قرآن از عالم عقلِ منفصل نازل شده، هر اندازه انسان با تزکیه‌ی نفس به آن عالَم نزدیک شود، در فهمِ بواطنِ قرآن موفق‌تر خواهد بود. کتاب شریف «مصباح‌الهدایه» حضرت امام در این رابطه نکات خوبی نسبت به مراتبِ نبوات دارد 4- همین‌طور است 5- آن‌چه در خارج هست «وجود» است در جلواتِ عین ثابته‌ی مخلوقات و تعیّن به جهت عین ثابته‌ی مخلوقات است 6- حرف خوبی است 7- عین ثابته‌ی مخلوق، همان شخصیتِ مخلوق است از آن جهت که آن شخصیت را برای خود تعریف کرده است و از این جهت و پیرو آن هر انتخابی را انجام می‌دهد. موفق باشید

18903
متن پرسش
سلام علیکم: تکامل در برزخ با تکامل در قیامت چه فرقی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در برزخ و قیامت انسان با رفع حجاب‌ها روبرو می‌شود. می‌ماند که در قیامت رفع حجاب دقیق‌تر و عمیق‌تر است. موفق باشید

14895
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فرزانه و فاضل کشورهای اروپایی و آمریکا اتحاد سیاسی و... دارند در حالی که قرآن می فرماید «قلوبهم شتی». این کشورها چنان اتحادی دارند که در مواضع سیاسی رای واحد دارند و در حالی که همه آنها غرق در منیت ها و خودشیفتگی های خود هستند. پس چطور اتحاد دارند؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌ها در مقابل دشمن مشترک، بدیهی است که باید متحد باشند ولی هر کشوری با کشور دیگر به شدت سرِ جنگ دارد و به همین جهت دو جنگ جهانی با کشته‌شدن بیش از 50 میلیون در همین قاره واقع شد که در هیچ‌یک از قاره‌های دنیا به این شکل و در این حدّ سابقه نداشته است. موفق باشید

14545
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت حضرت استاد: پاسختان به طلبه ی عزیز ما سرشار و هم هدایت گر به سمت حوصله و حکمت بود و به خاطرش یک دنیا از شما ممنونم اما به نظرم جای یک مطلب در پاسخ شما خالی آمد که امیدوارم اگر اشتباه می کنم بنده را متذکر سازید و آن مطلب اینکه اگر چه حوزه بنا بر مهیاسازی طلاب برای رجوع به منابع دینی دارد اما آنچه معمولا باعث دلزدگی و گاهی عصبانیت و در نتیجه عجله ی طلاب انقلابی می شود خروجی های نه چندان منطبق بر گفتمان انقلاب اسلامی اند. گاهی برخی مراجع و علما اگر چه برای ما قابل اکرام و احترام و از نظر علوم حوزوی پر تلاش و عالم هستند اما آن چنان که مورد انتظار است از آنها انقلاب اسلامی ساطع نمی شود. منبری در تراز انقلاب از آنها دیده نمی شود درس خارجشان مناسب با دویست سال پیش است نگاهشان به هنر و اقتصاد و کلا جامعه یک نگاه تمدن ساز نیست یک نگاهی است که می تواند در کنار غرب به حیات خود ادامه دهد در حالی که ما می دانیم اگر اندیشه ای برگرفته از اسلام باشد هرگز با باطل قابل جمع نیست یا باطل را نابود م یکند یا باطل در صدد نابودی آن است. نکته مهم تر اینکه اگرچه نسل آینده ی حوزه بسیار امیدوار کننده و از جنس اندیشه ی انقلاب است اما بعضا کسانی که حوزه، آنان را بزرگان می نامد در دستگاه انقلاب یک انسان محترم و عزیز ولی معمولی اند. این گاهی تازه های حوزه را دلخور می کند. چنانکه در زمان جنگ بعضی افراد در شهر در حال گذراندن دوره های نظامی بودند و آنچه در این آموزش ها به آنان حرارت می بخشید حضور سرداران و فرماندهان در خط مقدم جنگ و گاه تشییع پیکر های آنان و دیگر عزیزان بر دستان همین افراد و بر دستان امت بود. اما عالمی که موضعش در فتنه 88 مبهم و گاه ساده لوحانه است نمی تواند به طلبه ی تازه وارد و انقلابی انرژی بدهد. یا آن خطیب مشهوری که در زمانی که پیچیده ترین نقشه ها برای نفوذ در خبرگان در حال طراحی است در جمعیت هزاران نفری اخلاق فردی می گوید اگر چه این بحث مفید و ارزنده و این خطیب مورد احترام و بزرگوار است اما نمی تواند قلب تازه های حوزه را پر حرارت و پر انرژی کند اگر اشتباه می کنم اصلاح بفرمایید و اگر درست می گویم چرا نقد جدی ای از حضرت عالی به علمایی که البته برای ما عزیز و مورد اکرام و اعظام و احترام اند و یا یک مناظره در فضای آزاد اندیشی که نشان از روحیه ی تحمل و حق طلبی است بین شما و آن عزیزان نمی بینیم؟ و یا چرا در این سوال اشاره ای به آن به عنوان یک آفت و یک عامل یاس نبود؟ شاید لازم باشد بگویم بنده حوزوی و چند سال است درس خارج خوان هستم. عذرخواهی از طولانی شدن نوشتارم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما به هیچ‌وجه اشتباه نمی‌کنید که چنین انتظاری از حوزه‌ی علمیه دارید. عرض بنده آن است که اولاً: متوجه شویم در چه جایگاهی از تاریخ خود قرار داریم؟ ثانیاً: مراجع عظام را در چه جایگاهی از تاریخ اسلام بنگریم؟ شما بنا دارید از سرمایه‌های اساسی حوزه استفاده کنید و در تاریخی وارد شوید که از یک طرف انقلاب اسلامی به طور کاملاً شفاف و زلال متذکر حیات قدسی بشر است و از طرف دیگر نظام استکباری همه‌ی پرده‌های تزویر خود را کنار زده و با خط قدسیِ انقلاب اسلامی به مقابله پرداخته. در حالی‌که بسیاری از مراجع عظام آن زمان که در سنّ و موقعیت تحصیلی شما بودند و سلوک حوزوی خود را جهت حفظ اسلام انتخاب کردند و خواستند شخصیت خود را بر اساس آن تاریخ شکل دهند؛ انگیزه‌شان آن بود که اصل اسلام را در مقابل فرهنگ سکولارزده‌ی رضاخانی حفظ کنند تا اسلام از دست نرود. وقتی عمامه‌ها را از سر برمی‌داشتند و روحانیت به‌شدت تحقیر می‌شد، همین بزرگان حوزه بودند که مقاومت لازم را از خود نشان دادند و حال در ادامه‌ی آن شخصیت، اسلام را در فقه و فقاهت مدد می‌رسانند. آیا بیش از این از آن‌ها می‌توان انتظار داشت؟! و بدین لحاظ است که بنده در درون خود انتقادی نسبت به آن بزرگان ندارم که البته در این مورد حرف و سخن بسیار است. ولی آن‌چه برای تازه‌های حوزه‌های علمیه مهم است؛ درک درست شرایط تاریخی است که شما در آن قرار دارید و این‌که امروز طلبه‌ی انقلاب اسلامی به وسعت همه‌ی عالم، وسعت یافته و باید از زیرساخت‌های تاریخ گذشته‌ی حوزه به بهترین نحو استفاده کنیم ولی در آن پازل، خود را محدود ننماییم. در پازلی که تلاش می‌شد رضاخان و دستیاران او – مثل محمدعلی فروغی‌ها - با روحیه‌ی سکولاریته، دین را از ما بربایند. باید به شرایطی که از طریق انقلاب اسلامی به‌وجود آمده است و در عین حال، به ظاهر دیده نمی‌شود؛ نظر کرد. کوشش بنده برای نشان‌دادنِ آن شرایط است. ما در این شرایط، خودمانْ خودمان هستیم و در شرایط دیگر این «ما» ما نیستیم. هر متفکری وقتی می‌خواهد متعهدانه در تاریخ خود جلو رود با مشکلات خاص خود روبه‌رو می‌شود. مهم آن است که رسالت تحقق تفکری که در این دوران باید به صحنه آید را از دست ندهیم. چرا طلاب عزیز متوجه‌ی چنین حضوری در این تاریخ نیستند تا امیدوارانه، خود را بر اساس نقطه‌های هدف مجهز کنند؟ و چرا متوجه‌ی جایگاه افراد نمی‌باشند تا در دوره‌ی فترتی که در آن قرار داریم، تحمل فشاری که به طور طبیعی در این دوره بر دوش طلاب قرار دارد را، تحمل کنیم؟ موفق باشید

8259

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی.در بحث خلقت انسان فرمودید که انسان از سه عالم (لاهوت ، جبروت و ملکوت) میگذرد تا به دنیای کنونی میرسد و نیز از آیات قرآن بر می آید که تمام انسانها قبل از خلقت در عالمی تحت عنوان عالم ذر قرار داشته اند لطفا بفرمایید عالم ذر مطابفق کدامیک از عوالم چهرگانه میباشد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: قرآن در آیه‌ی 173 سوره‌ی اعراف بحث عهدی را کرده تحت عنوان این‌که خداوند فرمود: «أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ» آیا من پروردگار شما نیستم؟ و همه‌ی انسان‌ها گفتند «بَلى‏ شَهِدْنا». آری می‌بینیم که چنین است و این یک عالَم نیست بلکه این اقتضای فطرت است
7555

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
منظور ازکلی سعی که درکتب معرفتی نام می برند چیست
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بحث آن را می‌توانید در کتاب «معرفت النفس و الحشر» دنبال بفرمایید. موفق باشید
6901
متن پرسش
بسمه تعالی.با سلام.چرا در قرآن هیچ آیه ای مستقیما زنان را مورد خطاب قرار نداده؟به همین دلیل شبهه ای هست که می گویند زنان تکلیفشان خیلی از مردان کمتر است.ممنون.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در زبان عربی وقتی مثلاً می‌گوید «مسلم» یعنی همه‌ی مسلمانان، مثل آن است که وقتی ما در زبان فارسی می‌گوییم «مردم»، منظور همه‌ی زنان و مردان است. موفق باشید
1464

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی شر و گناه را چگونه بشناسیم که بتوانیم ترک معصیت کنیم ؟ آیا همین که دائماً خود را در محضر حق نگه داریم تا موفق به ترک معصیت شویم کافی است ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: آری! این بهترین لطف خدا است ، به شرطی که به حرام و حلال الهی آگاهی داشته باشید، احساس حضور در محضر حق موجب می‌شود که قلب انسان طالب رعایت واجب الهی باشد و از حرام الهی متنفر. موفق باشید
1213

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام من درزندگی دچار مشکلات بسیاری هستم میگوینداسم تو وهمسرت همخوانی ندارد نظر شماچیست واگرنظرتان منفی است راهنمایی بفرماییدوسوال دوم درقران امده است همه چیزازقبل نوشته شده است مانندزلزله مریضی پس جایگاهدعا دراینجا چگونه است
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: حرف درستی نمی‌زنند، بنده در کتاب «جایگاه جن و جادوگر و شیطان» در این مورد عرایضی داشته‌ام می‌توانید به آن کتاب رجوع کنید. کتاب روی سایت هست. امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «دعا» حتی قضای الهی را تغییر می‌دهد. این بدین معنی است که ما می‌توانیم سرنوشت خودمان را خودمان شکل دهیم. موفق باشید
نمایش چاپی