باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانِ مضطر در شرایطی قرار میگیرد که راههای معمولی و مادیِ رسیدن به هدف همه در مقابلش بسته میشود و از این جهت مضطرّ است ولی اگر نگاه توحیدی به جریانها داشته باشد، مضطرب نیست و در همان حال هم امیدوار است تا حضرت حق راههایی را در مقابلش بگشاید هرچند دشمنان حق و حقیقت سعی کردهاند موانع موفقیت او را به نهایت برسانند. و به همین جهت حضرت مهدی «عجلاللّهتعالیفرجهالشریف» مضطرّ هستند ولی مضطرب نیستند، و این قصهی همهی اولیاء الهی و موحدین تاریخ است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال روایات ضعیف السند اگر با سایر روایات ثقه و با آیات قرآن هماهنگ بود، قابل پذیرش است. از طرفی نباید در ارائهی مطلب و فهم مطلب از عقل سلیم غفلت نمود. این آقایان بیشتر با آرزوها و اوهام خود بهسر میبرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم بد نیست سری به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آنها بزنید. هر دو کتاب با شرح صوتی آنها بر روی سایت هست. با اینهمه هرگز نباید از آثار شهید مطهری غفلت کرد. فکر میکنم آن زمان که حضرت حجت«عجلاللّهتعالیفرجه» هم تشریف بیاورند، به مطالعهی کتابهای شهید مطهری توصیه میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدّ توان خود دستورات الهی را رعایت کنید تا خداوند نور لازم را به شما مرحمت فرماید. به همان معنایی که قرآن میفرماید: «اللّه ولیّ الّذین امنوا یخرجهم من ظلمات الی النّور». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آنجا که ممکن است سعی بفرمایید بدون جداشدن از رفقا آنها را متوجه نمایید که اگر با معارف لازم استحکام فکری خود را شکل ندهند در جریانهایی که با آن روبهرو میشوند موضعگیریِ درستی از خود بروز نمیدهند. ولی اگر ناامید شدید از این امر، صلاح نیست فرصتهای خود را به پای چنین گروههایی بسوزانید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «ولیّ امر»ِ مسلمین به معنی مطلق کلمه، حضرت ولیّ عصر «عجلاللّهتعالیفرجه» هستند و به نیابت آن حضرت میتوان به رهبر انقلاب نیز چنین عنوانی را اطلاق کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیهی مذکور بحث تکلم حضرت حق با بشر در میان است و نه ارتباط بشر با خداوند که از طریق تجلی انوار الهی بر قلب اولیاء انجام میگیرد و رسول خدا نیز با مقام ولایت خودشان ماوراء جبرائیل در معرض انوار تجلیات الهی قرار میگیرند که در جانشان به صورت صوت جلوه میکند و آن حضرت با گوش جان میشنوند و با چشم جان میبینند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در برزخ و قیامت انسان با رفع حجابها روبرو میشود. میماند که در قیامت رفع حجاب دقیقتر و عمیقتر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خودم کسی را نمیشناسم ولی شاید رفقای مرکز فرهنگی المیزان، افراد را در آن شهر و شهرستان بشناسند. خوب است تماسی با آقای مهندس نظری به شمارهی 09136032342 داشته باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متنی که در تلگرام خواندهاید نمیدانم چه بودهاست ولی متوجه باشید که مشکل ریخت و پاش و اسراف مربوط به روح حاکم ادارات ما است و ربطی به دولت خاص ندارد؛ باید تربیت جدیدی شکل بگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شما به هیچوجه اشتباه نمیکنید که چنین انتظاری از حوزهی علمیه دارید. عرض بنده آن است که اولاً: متوجه شویم در چه جایگاهی از تاریخ خود قرار داریم؟ ثانیاً: مراجع عظام را در چه جایگاهی از تاریخ اسلام بنگریم؟ شما بنا دارید از سرمایههای اساسی حوزه استفاده کنید و در تاریخی وارد شوید که از یک طرف انقلاب اسلامی به طور کاملاً شفاف و زلال متذکر حیات قدسی بشر است و از طرف دیگر نظام استکباری همهی پردههای تزویر خود را کنار زده و با خط قدسیِ انقلاب اسلامی به مقابله پرداخته. در حالیکه بسیاری از مراجع عظام آن زمان که در سنّ و موقعیت تحصیلی شما بودند و سلوک حوزوی خود را جهت حفظ اسلام انتخاب کردند و خواستند شخصیت خود را بر اساس آن تاریخ شکل دهند؛ انگیزهشان آن بود که اصل اسلام را در مقابل فرهنگ سکولارزدهی رضاخانی حفظ کنند تا اسلام از دست نرود. وقتی عمامهها را از سر برمیداشتند و روحانیت بهشدت تحقیر میشد، همین بزرگان حوزه بودند که مقاومت لازم را از خود نشان دادند و حال در ادامهی آن شخصیت، اسلام را در فقه و فقاهت مدد میرسانند. آیا بیش از این از آنها میتوان انتظار داشت؟! و بدین لحاظ است که بنده در درون خود انتقادی نسبت به آن بزرگان ندارم که البته در این مورد حرف و سخن بسیار است. ولی آنچه برای تازههای حوزههای علمیه مهم است؛ درک درست شرایط تاریخی است که شما در آن قرار دارید و اینکه امروز طلبهی انقلاب اسلامی به وسعت همهی عالم، وسعت یافته و باید از زیرساختهای تاریخ گذشتهی حوزه به بهترین نحو استفاده کنیم ولی در آن پازل، خود را محدود ننماییم. در پازلی که تلاش میشد رضاخان و دستیاران او – مثل محمدعلی فروغیها - با روحیهی سکولاریته، دین را از ما بربایند. باید به شرایطی که از طریق انقلاب اسلامی بهوجود آمده است و در عین حال، به ظاهر دیده نمیشود؛ نظر کرد. کوشش بنده برای نشاندادنِ آن شرایط است. ما در این شرایط، خودمانْ خودمان هستیم و در شرایط دیگر این «ما» ما نیستیم. هر متفکری وقتی میخواهد متعهدانه در تاریخ خود جلو رود با مشکلات خاص خود روبهرو میشود. مهم آن است که رسالت تحقق تفکری که در این دوران باید به صحنه آید را از دست ندهیم. چرا طلاب عزیز متوجهی چنین حضوری در این تاریخ نیستند تا امیدوارانه، خود را بر اساس نقطههای هدف مجهز کنند؟ و چرا متوجهی جایگاه افراد نمیباشند تا در دورهی فترتی که در آن قرار داریم، تحمل فشاری که به طور طبیعی در این دوره بر دوش طلاب قرار دارد را، تحمل کنیم؟ موفق باشید
جناب استاد طاهر زاده با عرض سلام و احترام: برای توکل کردن به حضرت حق در امور دو دیدگاه در ذهن خود دارم: اولی همان دیدگاه توحیدی و باور همه کاره بودن خداوند و بقول جناب مولوی: «چونکه رخنه نیست در عالم پدید / خیره یوسفوار میباید دوید» و دومی همان داستانیست که از حضرت پیامبر موقع بستن زانوی شتر نقل کرده اند همانکه جناب مولوی می فرمایند با «توکل زانوی اشتر ببند». هر چه می اندیشم برای مورد دوم هیچ سنخیتی با مورد اول نمیابم و در ذهن خود به تناقض رسیده ام و بنظرم در این مورد حق با صحابه ی پیامبر است وقتی داریم کارهایمان را حتی در کارهای جزئی مثل بستن زانوی شتر یه درستی و محکمی انجام میدهیم دیگر چه جایی برای توکل باقی می ماند؟ مثلا به طور خاص اگر در امر تصمیم برای ازدواج وقتی هیچ شرایطی حتی شرایط حدااقلی (مسکن و درآمد مطمئن) را نمی توان به طور محکم و جدی فراهم کرد پس نباید ازدواج کرد و توکل نوعی توهم ذهنی است! جناب استاد لطفا جهت حل این تناقض بنده را یاری بفرمایید. با کمال تشکر از لطف حضرت عالی
باسمه تعالی: سلام علیکم: جهانی که در آن زندگی میکنیم ظرفیت آن را دارد که نیازهای منطقی ما را جواب دهد و از این جهت تلاش میکنیم هرچند در ابتدای امر رخنهای به چشم نیاید. از طرف دیگر در این جهان و همراه با این تلاشها با هرکاری که روبهرو شدیم باید احتیاطهای لازم را در حدّ توان خود انجام دهیم تا در عین حضور در جهان با ظرفیتهای خاص و امید به گشودهشدن راه، با بیباکی جلو نرویم. موارد زیادی پیش آمده که بعضیها پس از گشودهشدن رخنهها با بیباکی عمل کردند و زانوی اشتر را نبستند و به مشکل افتادند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده این است که اقلاً تفسیر یک سوره را دنبال بفرمایید تا جوابهای خود را بگیرید. ما مامور به تدبر در قرآن هستیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: طبق برهان «حرکت جوهری» قوههای عالم ماده به فعلیت میرسد و در آن صورت، قیامتِ عالم ماده محقق میشود و زمین همچون نفسِ ناطقه زنده و بیدار خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه نسبت به چنین امر مهمی حساسیت به خرج دادهاید، کار خوبی است. ولی عنایت داشته باشید این مسئله در فطرت هر زن و مردی نهادینه شده است و باید بگذاریم به همان صورتی که خداوند در زوجین کار را جلو میبرد، کار جلو رود. وظیفهی ما رعایت دستورات الهی است، اما در همان بستر فطری و غریزیِ آن، بیش از این نباید حساس بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده حرف درستی است. آری! انسان باید تصوراتی از کمالات در نزد خود داشته باشد تا معنای سیر به سوی آن کمالات را درک کند. به گفتهی ارسطو: «نمیشود غایت، مفقود باشد». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مطلب را یکبار جناب آقای حسینیان مسئول اسناد انقلاب اسلامی مطرح فرمودند که عرض شد. خود بنده هم که تا حدّی فرمایشات آقای سروش را دنبال میکردم و میکنم معتقدم ایشان مولوی را با نگاهِ سکولار تبیین میکنند و عملاً جامعه را از آن شخصیت بزرگی که مولانا برای احیای انسانی متعهد به بشریت میتواند بدهد، خارج میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای استاد معمار نکات خوبی را با نظر به آیات مطرح کردهاند ولی هرگز نمیخواستند نتیجه بگیرند که مثلاً «حضرت یوسف «علیهالسلام» که به آن زندانی فرمودند به عزیز مصر بگو من را بیجهت زندانی کردهاند و البته شیطان آن موضوع را از یاد آن فرد برد»؛ کار درستی نکردهاند. علامهی طباطبایی «رحمتاللّهعلیه» میفرمایند بر حضرت یوسف واجب بود که از اسبابی که موجب خلاصی آن حضرت میشد، استفاده کنند. اساساً تفاوت دنیا و آخرت آن است که در قیامت، اسباب و ابزار منقطع و منتفی میشود. لذا قرآن در این رابطه میفرماید: «وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ» (بقره/166). در حالیکه در دنیا خداوند برای هر امری اسبابی را قرار داده و ما باید از طریق آن اسباب به مقاصد خود دست یابیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شما سؤالاتتان را بفرمایید مشروط بر آنکه آنچه بنده عرض میکنم را دنبال کنید: اولین عرض بنده آن است که این سؤالات را فعلاً نگه دارید تا با دنبالکردن مباحث کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن و بحث «برهان صدیقین» در کتاب «از برهان تا عرفان» بهخوبی به جواب آنها برسید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در تاریخی قرار داریم که اکثر افرادی که ظاهر اسلامی ندارند در درون خود کلیت نظام اسلامی را پذیرفتهاند و این هنر نظام اسلامی است که توانسته است این افراد را از آنِ خود کند هر چند هنوز از نظر ظاهر تحت تأثیر جریانهای غیر دینی هستند ولی قلبشان ایمانی است و منظور سیما طرح چنین نکتهای است و کار خوبی است. موفق باشید
