باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که اگر ملتی ولایت الهی را در نظام سیاسی خود به صورت رفراندم انتخاب کردند و در این راستا شخصی که کارشناس کشف حکم خداست به عنوان ولایت فقیه پذیرفتند، و انتخاب و ارادهی خود را در این راستا شکل دادند؛ بازهم نمیتوان گفت اسلامیت و جمهوریت با همدیگر جمع شده است؟ عرایضی در جزوهی «پاسداشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی» شده است می توانید آن را از روی سایت انتخاب کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وجه قدسی و مقام عصمت ائمه «علیهمالسلام» غیر از وجه آدمیتِ آنها است. آنها نیز در وجه آدمیت غذا میخورند و در زمین زندگی میکنند ولی وجه قدسی آنها فوق آدم و آدمیت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شما سؤالاتتان را بفرمایید مشروط بر آنکه آنچه بنده عرض میکنم را دنبال کنید: اولین عرض بنده آن است که این سؤالات را فعلاً نگه دارید تا با دنبالکردن مباحث کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن و بحث «برهان صدیقین» در کتاب «از برهان تا عرفان» بهخوبی به جواب آنها برسید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است و اساساً یک پروژه بوده است تا شخصیتهای فرهنگی جامعه را بدنام کنند و ملت را از میراث فرهنگیاش جدا نمایند. فراموش نکنید که مرحوم شهید مطهری برای نشاندادنِ افق تفکر حافظ، کتابی تحت عنوان «تماشاگهِ راز» را در جواب کسانی مینویسند که شخصیت حافظ را تقلیل میدهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرکت مربوط به عالم ماده است که با تقدّم و تأخر محقق میشود. ولی «حال» مربوط به عالم مجردات است. به نظر میآید مباحث «برهان صدیقین» خوب کار نشده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدّ توان خود دستورات الهی را رعایت کنید تا خداوند نور لازم را به شما مرحمت فرماید. به همان معنایی که قرآن میفرماید: «اللّه ولیّ الّذین امنوا یخرجهم من ظلمات الی النّور». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری در روایت از حضرت امام عسکری داریم که به یک معنی، شجرهی ممنوعه آن است که بخواهی مقام ما را داشتهباشی نه این که در ذیل انوار امام قرار بگیری. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً رویکردْ در کارها است که جهتگیری کلی ما در همهی امور را شکل میدهد و در این جهتگیری است که باید تلاش پیگیری در راستای تحقق جامعهی اسلامی و پشتکردن به فرهنگ استکباری نمود و این نباید محدود به زمان خاصی باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی همواره سیرهی امامان معصوم مدّ نظر باشد، خطا به شدت کاهش مییابد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجه شدهاید زمان برزخ و قیامت، زمان دهری است و لذا تقدم برزخ نسبت به قیامت، تقدم دهری میباشد مثل تقدم علت حقیقی نسبت به معلولش. و قرآن در مورد زمانها میفرماید: «یُدَبِّرُ الأمْرَ مِنَ السَّماءِ إلیَ الاَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إلَیهِ فی یَوْمٍ کَانَ مِقْدارُهُ اَلْفَ سَنَهٍ مِمّا تَعُدُّونَ/ سجده : 5) حضرت حق از طریق آسمان، زمین را تدبیر میکند سپس به سوی خود برمیگرداند در روزی که مقدار آن هزار سال است نسبت به آنچه که شما میشمارید و محاسبه میکنید. یعنی در یک نسبتِ بین عالم مجردات و عالم ماده چنین زمانی محقق است، نه آنکه در قیامت چنین زمانی شکل بگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این آیه توجه کنید که به پیامبر میفرماید در مقابل اتهامزنان که بدون هیچ سند و مدرکی سخنگوی کفر و کافران میشوند، «ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ» آنها را در فرورفتن به اباطیل خود رها کن تا همچنان سرگردان و بازیخورده باشند. مگر بناست هرکس هر حرف بیخود و غلطی زد، ما جوابگوی حرفهای غلط او باشیم؟ شما سعی کنید از تکتک ادعای ایشان دلیل و مدرک بخواهید. به گفتهی جناب مولوی:
گر شوم مشغول اشکال و جواب
تشنگان را کی توانم داد آب.
تمام آنچه میگوید دروغ و اتهام است یک آیه بیاورد که قرآن گفته است هرکس به دین اسلام نیاید، باید کشته شود. در حالیکه برعکس، خداوند به پیامبر خود فرمود به مؤمنان بگو نسبت به آنهایی که امیدی به تحقق «ایّام اللّه» ندارند اغماض کنند برای آنکه خداوند هر قومی را نسبت به آنچه که کردهاند و یافتهاند جزا میدهد. «قُلْ لِلَّذينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْماً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ» (جاثیه/۱۴) وقتی جبههی توحیدی شروع به حضور تاریخی خود کرد یعنی اگر جبههی نصرت و یاری برای تحقق ارادهی الهی به میان آمد، حتماً خداوند پیروزی خود را به شما عطا میکند و با نظر به این قاعده است که فرمود اولاً: «یغفروا» چندان به آنها گیر ندهید و معطلشان نباشید ثانیاً: این را هم بدانید که خداوند جزای هر قومی را در ازای آن کاری که میکنند و آنچه که کرده و یافتهاند، میدهد.
ملاحظه کنید که اینجا بحث آن که چه کسی بد است و چه کسی خوب است نیست. بلکه خواست ما را متوجه کند خداوند نسبت به اعمال هیچ قومی بیتفاوت نیست و نمیخواهد آنهایی که امید به تحقق ایام الله ندارند را تبرئه کند و در رابطه با اهل کتاب هم فرمود: «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُم» بیایید به سوی آن کلمه و عقیدهای که بین ما و شما پذیرفته شده که آن همان توحید است، جلو برویم. در هیچ کجای قرآن نداریم که حتی یهودیان و مسیحیان را دعوت به اسلام به معنای دین حضرت محمد «صلواتاللهعلیهواله» کرده باشد و آنجا هم که فرمود: « إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ» (آلعمران/۱۹) یعنی دین در نزد خدا تسلیمشدن در مقابل فرمان الهی است، چه از طریق دین اسلام و چه از طریق سایر ادیان توحیدی. بیچاره آنهایی که این اتهامات را از سر جهل و نادانی میزنند و بعد که مسئله روشن شد، نهتنها همهی زحماتشان بر باد میرود، شرمندهی حضوری میشوند که بنا داشتند با آن حضور، ابرویی کسب کنند.
آیا این افراد به خود زحمت دادهاند و حدّاقل آیهی 8 سورهی ممتحنه را نگاه کنند که به صراحت میفرماید:
«لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ» ای مسلمانان! شما را نهی نمیکنیم از آنکه نیکی بورزید نسبت به کفاری که با شما مقاتله نکردهاند و شما را از شهر و زندگی اخراج ننمودهاند، و نهتنها به آنها نیکی کنید، حتی با آنها با قسط و عدالت برخورد کنید. موفق باشید
سلام علیکم: استاد عزیز، امروز ویژه با رویکرد دولت و مجلس کنونی نوعی بی هویتی و بی گفتمانی یا حتی به تعبیر من بی شخصیتی در جامعه ما در حال شکل گیری است. همان دولتها و مجالس قبلی گفتمان مشخصی را دنبال می کردند و مشخص بود در چه مسیری گام می زنند، دولت آقای هاشمی آرمان امیرکبیری مستحل در عقاید تکنوکراتی را داشت و رویکردش واضح بود، دولت اصلاحات با گفتمان پلورالیستی و اندیشه های اصلاحات و توسعه سیاسی با مدل غربی در صحنه بود و دهه هفتاد، نیروهای انقلابی با محوریت آیت الله مصباح یزدی و طرفداران لیبرالیسم و توسعه غربی به محوریت آقای خاتمی گفتمان های روشنی را پیگیری می کردند. دولت آقای احمدی نژاد هم باز شعائرش معلوم بود و حتی حوادث ۸۸ با هدفمندی و رهبری معیّن و صف آرایی قابل مشاهده ای در صحنه بود. اما گویی بی هویتی و بی گفتمانی جریان تدبیر و امید در دولت و مجلس فعلی، وضعیت را بجایی برده که حوادث اعتراضی آبان ۹۸ و زمستان ۹۶، آشوب های کوری شدند که دغدغه و وضعیت مشخصی نداشتند و بیشتر رویکردی تخریبی بی حد و حصر بدون سناریو و رهبری سازمان یافته بودند. امروز انقلابیون هم حتی گفتمان مشخص با محوریت واضحی را دنبال نمی کنند و ظرفیت های انقلابی ها رسماً در راه مفروضی قرار نگرفته است و جامعه در حال مشغول شدن به همین زندگی روزمره و درک بسیط و غیر کارآمد از سیاست است در حالیکه حضرت آقا به کرات فرمودند جامعه باید سیاسی و مطالبه گر آرمان های انقلاب بماند. به نظرم ما گفتمانی رفتار نمی کنیم و مرز خود را گفتمان نمی دانیم و بر اساس گفتمان انقلاب مشغول گفتگو نشده ایم. خیلی جوانان و افراد علی الظاهر مختلف و منتقد در تشییع پیکر حاج قاسم سلیمانی و شهید حججی می آیند اما همچنان متحیر و مبهوت اند که این گفتمان انقلاب به کجا می خواهد ما را برد و این انقلابیون چرا علاقه ای به گفتگو و صحبت از منظومه فکری این نهضت با ما ندارند. ما در همین انتخابات هم برخی ها را واقعاً بر معیار گفتمانی و مبانی انقلابیگری گزینش نکردیم و ثمرش عدم رای آوری چند جوان مومن و انقلابی در تهران شد که در لیست ائتلاف نبودند و فقط بخاطر اینکه مبادا جریان اصلاحات و اعتدال صاحب رای شود، به تمام لیست وحدت رای دادیم و تعریف دقیقی از هویت انقلابی برای فعالیت سیاسی در مجلس ارائه نشد. خب اگر افراد را بخواهیم از این بی شخصیتی و سردرگمی خارج کنیم واقعاً نیاز داریم گفتمان خود را اعتلا ببخشیم تا مردم ببینند گفتمان انقلابی، حدود مشخصی دارد و اسلام انقلابی بشارت دهنده چه افقی مقابل بشریت است تا خود را با نظر به عالم قدس تعریف کنند و ببینند ما در حال گذار از دسته بندی های مرسوم گروهی در کشور که برخاسته از جایگاه احزاب در فرهنگ غربی هستند، می باشیم و دقیقاً بدنبال احیاء تفکر ناب شیعی ایرانی هستیم و مشکلات و اعتراضات اگر در پرتو تفکر انقلابی قرار گیرد، می تواند مایه نجات و صلاح شود. عذر می خواهم سرتون رو درد آوردم امیدوارم موفق و موید باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیز مطلب همینطور است که میفرمایید؛ ما هنوز در تراز حضور تاریخی خود اهدافمان را نمیشناسیم تا آدمهایی مناسب آن اهداف را به صحنه آوریم؛ هنوز میخواهیم با برادری مثل آقای میرسلیم مسائل خود را حل کنیم در حالی که در حال حاضر انقلاب در حد فهمی است که امثال آقای یامین پور ها میتوانند تصمیمات اصلی را برای آن بگیرند «ان وعد الله حق» مطمئناً قدمهای بعدی انقلاب به سوی مردان دیگری است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در عین ارادت به همهی عزیزانِ ولایی که بحمداللّه در این دوره به حکم وظیفه و از سر دلسوزی نامزد انتخابات شدهاند و امیدوار هستم که علاقهی عزیزان به بعضی از نامزدها منجر به نادیدهگرفتنِ خلوص و صفای دیگر نامزدها نشود؛ در جواب سؤال شمارهی ۲۶۵۷۴ عرایض خود را اظهار داشتم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سایتها مطالب خوبی در نقد جریان شیرازیها هست. منتها نظر بنده آن است که خیلی نباید وقتمان را صرف مشاجره با این جریانها کرد. تاریخِ آنها گذشته است، خود به خود در حالِ به حاشیهرفتن و بیرنگشدناند. به همین جهت روز به روز جسارت های خود را برای بیشتر ماندن، شدت میبخشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره حضور در حوزه، حضور در صحنهای است با وسعتی زیاد که به هیچوجه نباید در عین در حوزهبودن، از فقه و اصول در آن غافل بود. با این وصف و در این بستر، به قرآن به صورت تخصصی رجوع کنید میارزد که مدتی فقه و اصول نیز بخوانید، اگر میخواهید حوزوی باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه از «برهان صدیقین» به عنوان یک بحث فلسفی میتوان استفاده کرد، نظر به وجود و مراتب آن است و اینکه همهی عالَم مظاهرِ وجودند و بعد از آن در عرفان است که روشن میشود چگونه وَجهِ اسمایی عالم را میتوان بنگریم. موفق باشید
اسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همینطور است زیرا خداوند اراده کرده است که بشر این دوران از تاریخ استکبار عبور کند. مثل آنکه اراده کرده بود تا حضرت موسی «علیهالسلام» و قوم بنیاسرائیل از فرعونیان عبور کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به فضایی دارد که در آن گروه حاکم است. اگر متوجهی جایگاه انقلاب اسلامی هستند و به جای روحیهی جزیرهای، جهانی فکر میکنند و متوجهی وسعت انقلاب اسلامی میباشند؛ شرکت در آن گروه، روح جمعی ما را تقویت میکند و از آنجایی که انسانها با انسانها انسان میشوند نیاز است در این نوع مجامع شرکت کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به روایاتی که متذکر میشود انسان باید نیازهای اولیهی زندگی خود را فراهم نماید، میتوان گفت روایت ارزشمند فوق نظر به آن دارد که روحیهی جمع مال برای آیندهی وَهمی را در ما بزداید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که خودتان متوجهاید این موضوعات، موضوعاتی است که همواره باید انسان به آن عمق ببخشد، نه آنکه در ابتدایِ امر در معرض فهمِ انسانها نباشد در حدّی که اگر انسان موانع نظر به حضرت ربّ را نداشته باشد، او از همه به انسان نزدیکتر است . پيش فرضهايى كه انسانها دارند و گرفتار عقايد باطل مى باشند مانع درک حضور خدا است. اگر موانع فوق برطرف شود، به خودى خود نور الهى بر قلب انسان تجلى مى كند. زيرا از طرف خداوند بخلى نيست و او دائم الفيض است. مثل اينكه براى تجلى نور خورشيد در آينه فقط كافى است صفحه آن پاك و پاكيزه باشد. نيمه دوم موضوع كه تجلى نور خورشيد است به خودى خود در صحنه است. به همين جهت بايد متوجه بود انوار غيبى نسبت به ما در نزديكترين شرايط ممكنه هستند، همينكه ما موانع را برطرف كرديم با تجلى آن انوار روبه رو خواهيم شد. آنچه ممكن است موجب كم همتى و يأس شود اين است كه فكر كنيم بايد علاوه بر رفع موانع، جهت كششِ تجليات انوار غيبى هم كارى بكنيم، و چون نمى توانيم در آن راستا كارى انجام دهيم نااميد مى شويم، غافل از اينكه از آن طرف بخلى نيست و سراسر لطف و توجه است. حضرت صادق (ع) جهت توجه به موضوع فوق و اينكه اولًا: قلب انسان كاملًا با خدا آشنا است و خداوند در نزديك ترين شرايط به انسان است. ثانياً: مى تواند با خدا روبه رو شود، ما را متوجه نكته اى مى كنند كه خداوند در قرآن به آن اشاره فرموده است كه: «فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ»،[1] و هنگامى كه بر كشتى سوار مى شوند خدا را با تمام خلوص مى خوانند و چون آنها را به سوى خشكى رساند و نجاتشان داد، در همان حال شرك مى ورزند. بعد از طرح اين آيه حضرت فرمودند: آن وقت كه فرد در دريا اميد به هيچ چيز ندارد و به قدرتى لايزال متوسل مى شود «فَذَلِكَ الشَّيْءُ هُوَ اللَّهُ الْقَادِرُ عَلَى الْإِنْجَاءِ حَيْثُ لَا مُنْجِيَ وَ عَلَى الْإِغَاثَةِ حَيْثُ لَا مُغِيثَ»،[2] آن قدرت لايزال كه در آن حالت، آن فرد بدان متوسل مى شود همان خدايى است كه قادر بر نجات است، در آن موقعى كه هيچ نجات دهنده اى براى او نيست، و او فريادرس است، در شرايطى كه هيچ فريادرسى را در منظر خود نمى يابد. حديث مذكور؛ از بهترين نكته ها براى خدا يابى است. چون اولًا: ما را متوجه خدايى مى كند كه مافوق خداى مفهومى است و در آن شرايط خاص او را روبه روى خود مى يابيم، يعنى همان خدايى كه از طريق قلب بايد با آن مرتبط شد. ثانياً: اين خدا را انسان در وجود خود مى شناسد و احتياج نيست با كتاب و درس و مدرسه وجود او را براى خود اثبات كند. ثالثاً: و از همه مهم تر اينكه كافى است حجابهايى كه خود را براى ما نجات دهنده و فريادرس مى نمايانند كنار رود، يك مرتبه قلب ما خود را با آن خدا روبه رو مى بيند. به همين جهت حضرت مى فرمايند: او خداى قادر بر نجات است آن موقعى كه هيچ نجات دهنده اى نيست، «حَيثُ لا منجى». وقتى در منظر جان انسان مشخص شود كه هيچ نجات دهنده اى نيست و همه آنچه ما به عنوان نجات دهنده به صورت وَهمى و دروغين به آنها دل بسته بوديم، از منظر قلب كنار رفته اند، و وقتى روشن شود همه آنچه ما به عنوان فريادرسِ خود به آنها دل بسته بوديم، از صحنه جان رخت بربسته اند، خداوند در عمق جان ما به عنوان فريادرس ظاهر مى گردد و ما با او روبه رو مى شويم. چنانچه ملاحظه مى فرماييد اين حديث شريف جايگاه دستورات دين و معارف حقه الهى را نيز روشن مى نمايد كه چرا دائماً ما را متوجه مى كنند كه نظرمان به خدا باشد و براى هيچ چيز به نحو استقلالى، تأثيرى قائل نشويم. زيرا در آن صورت آن خدايى كه از هر چيز به ما نزديك تر است و در منظر جان ما حى و حاضر است، گم مى شود.
2- به نظر بنده خودشناسی که قابلِ تجربهترین موضوع برای هر انسان است؛ کار را آسان کرده، ما خودمان موضوعات را پیچیده میکنیم. 3- اگر قواعد اصیلی را نیابیم، این مشکل همیشه هست که نکند مثلاً موضوعی از علم بیاید و آن عقیده و باور را ببرد. موفق باشید
[1] ( 1)- سوره عنكبوت، آيه 65.
[2] ( 1)- قَالَ رَجُلٌ لِلصَّادِقِ( ع) يا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ دُلَّنِى عَلَى اللَّهِ مَا هُوَ فَقَدْ أَكْثَرَ عَلَى الْمُجَادِلُونَ وَ حَيرُونِى فَقَالَ لَهُ يا عَبْدَ اللَّهِ هَلْ رَكِبْتَ سَفِينَة قَطُّ قَالَ: نَعَمْ قَالَ: فَهَلْ كُسِرَ بِكَ حَيثُ لَا سَفِينَة تُنْجِيكَ وَ لَا سِبَاحَة تُغْنِيكَ قَالَ: نَعَمْ قَالَ فَهَلْ تَعَلَّقَ قَلْبُكَ هُنَالِكَ أَنَّ شَيئاً مِنَ الْأَشْياءِ قَادِرٌ عَلَى يخَلِّصَكَ مِنْ وَرْطَتِكَ قَالَ: نَعَمْ قَالَ: الصَّادِقُ( ع) فَذَلِكَ الشَّىءُ هُوَ اللَّهُ الْقَادِرُ عَلَى الْإِنْجَاءِ حَيثُ لَا مُنْجِى وَ عَلَى الْإِغَاثَة حَيثُ لَا مُغِيثَ.« معانيالأخبار»، ص 4-« توحيد صدوق»، ص 231.« بحارالانوار»، ج 3، ص 41.
باسمه تعالی: سلام علیکم: «صدیقین» یعنی کسانی که هیچ حجابی بین خود و خدا احساس نمیکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2- نمیدانم 3- از آنجایی که قرآن از عالم عقلِ منفصل نازل شده، هر اندازه انسان با تزکیهی نفس به آن عالَم نزدیک شود، در فهمِ بواطنِ قرآن موفقتر خواهد بود. کتاب شریف «مصباحالهدایه» حضرت امام در این رابطه نکات خوبی نسبت به مراتبِ نبوات دارد 4- همینطور است 5- آنچه در خارج هست «وجود» است در جلواتِ عین ثابتهی مخلوقات و تعیّن به جهت عین ثابتهی مخلوقات است 6- حرف خوبی است 7- عین ثابتهی مخلوق، همان شخصیتِ مخلوق است از آن جهت که آن شخصیت را برای خود تعریف کرده است و از این جهت و پیرو آن هر انتخابی را انجام میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آنجا که ممکن است سعی بفرمایید بدون جداشدن از رفقا آنها را متوجه نمایید که اگر با معارف لازم استحکام فکری خود را شکل ندهند در جریانهایی که با آن روبهرو میشوند موضعگیریِ درستی از خود بروز نمیدهند. ولی اگر ناامید شدید از این امر، صلاح نیست فرصتهای خود را به پای چنین گروههایی بسوزانید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که ولایت، سرپرستیِ خدا بر مخلوقات است امامت، صورت متعیّنِ آن ولایت است. لذا امام، ظهور ولایت الهی در شخص معین است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقهی انسان در مرتبهی خود عین حیات است و محل و جا برایش معنا ندارد و حتی نورِ حیاتِ نفس ناطقه منحصر به قوهای از قوای نفس هم نیست، بلکه در ذات خودش چنین است. موفق باشید
