بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
7555

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
منظور ازکلی سعی که درکتب معرفتی نام می برند چیست
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بحث آن را می‌توانید در کتاب «معرفت النفس و الحشر» دنبال بفرمایید. موفق باشید
33025
متن پرسش

سلام بر استاد طاهرزاده عزیز: عرضی داشتم که به نظرم مسئله این روزهای ما نوجوانان باشد: طبیعت ما انسانها بخشی حیوانی دارد که خداوند متعال این طبیعت را درون انسان قرار داده و انسان الان با حکمت خدای متعال دارای یکسری غرایز حیوانی است. موضوع صحبتم درباره یکی از این غرایز یعنی شهوت جنسی است! می‌دانیم که خداوند با حکمتش طوری مقرر کرده که انسان بعد از بلوغ جنسی بتواند بوسیله ازدواج به این نیازش پاسخ بدهد (البته نه اینکه کل هدف ازدواج این باشد). اما در حال حاضر و در این تاریخی که زندگی می‌کنیم با ورود فرهنگ و سبک زندگی بیگانه به اندیشه افراد، آن طبیعت انسان کاملا از یادها رفته است و کاملا فراموش شده که برخلاف طبیعت انسان نباید عمل کرد. راهکارهایی كه پیشنهاد می‌شود اعم از اینکه بایستی صیغه کرد یا تقوا را افزایش داد یا تغذیه را طوری تنظیم کنیم که محرک میل جنسی نباشد و دعا و مناجات و... هیچکدام ۱۰۰ درصد اثر ندارند حتی ۳۰ درصد هم اثر ندارند! آیا نوجوانان امروز بر حسب تاریخی که در آن هستند نباید راه حلی جلوی راهشان گذاشته بشود؟ «بر حسب اقتضای زمانه شان»؟ (می‌گویند صیغه کنید: اما منطقی نیست! وقتی پسر نوجوان راضی نیست که همسر آینده اش قبلا با پسری رابطه برقرار کرده باشد قطعا دختران هم راضی نیستند که همسر آینده شان با دختری رابطه داشته باشد). این موضوع مسئله بزرگی است برای ما نوجوانان! آخر ما با صرفِ دانستنِ اینکه گناه بزرگی است که به هر روش غیر از ازدواج، میل جنسی را ارضا کنیم نمی‌توانیم عملی متناسب با دانسته مان داشته باشیم! اصلا جهان مفاهیم به درد ما نمی‌خورد! ما به این نتیجه رسیده ایم که محض دانستن، مشکل مان حل نمی شود. تغذیه مان را مدتی اصلاح می کنیم‌ روزه می‌گیریم مباحث معرفتی جنابعالی را دنبال می کنیم ولی طبیعت انسان را که نمی‌شود تغیبر داد اگر تغیبر دهیم، انسان نخواهیم داشت پس قابل تغییر نیست! اکنون نوجوانان ما خواهان راهکار جدید اند متناسب به سعه شان (ما فهمیده ایم که آخر الزمانی ها سعه بی نظیری دارند). خداوند متعال هم با حکمتش فکر این دوره و زمانه را کرده است و بالاخره ایشان می‌دانستند که چنین دوران بی نظیری خواهد آمد. حال به نظر حضرتعالی راهکار اللهی برای این مشکل، بر حسب مخاطب (نوجوانان) و در این تاریخ چیست؟ با تشکر 🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! شرایط بس بسیار سخت و سخت‌تر از سخت است. در جلسه‌ای که خدمت آیت الله ابراهیم امینی «رحمت‌الله‌علیه» آن مردِ حساس به تعلیم و تربیت جوانان بودیم با طرح شرایط پیش‌آمده برای جوانان در این زمانه، هم خودشان اشک ریختند و هم حاضران به گریه افتادند. ولی با این‌همه از آن جهت که در هر حال مسئله جنسی مربوط به بُعد اصلی یعنی فطرت الهی انسان نیست؛ می‌توان در این مورد فکر کرد که محرومیت از آن، مثل محرومیت از انس با خداوند نیست که انسان را از ابعاد اصیل خود محروم کند و به همین جهت مقاومت در مقابل کشش‌های غریزی در شرایطی که امکان جوابگویی به آن نیست؛ ابعادی از شخصیت انسان را به انسان نشان می‌دهد که حکایت از توانایی‌های بالقوه او داشته و از این جهت بنده با تفکر نسبت به این موضوع در سال‌های اخیر و با نظر به محرومیت‌هایی که در این رابطه برای جوانان عزیزمان پیش آمده، به این فکر فرو رفته‌ام که نکند خداوند بنا دارد اَبَرانسان‌هایی را به میان آورد که نشان دهد جوانانِ آخرالزمانی ما حتی در چنین شرایطی که بسی طوفانی و هولناک است، توان خودداری و تقوای خود را در خود زنده نگه‌ داشته‌اند تا دریچه‌های عرشی که به روی آن‌ها گشوده شده است، همچنان باز بماند و یا با مقاومت خود، دریچه‌های عرش را به روی خود بگشایند. با جوانانی روبرو هستم که از هویت عرشی آن‌ها در حیرتم. نمی‌دانم اگر جناب اویس قرنی به این تاریخ تشریف می‌آوردند، این جوانان به او اقتدا می کردند و یا او به این جوانان؟!!! از چنین تاریخی در حیرتم که خداوند بنا دارد چه صحنه‌هایی بیافریند!!! و به فرشتگان خود بگوید: «أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ»(بقره/۳۳) نگفتم من در راستای علم خود به غیبِ آسمان‌ها و زمین، چیزهایی می‌دانم؟ و می‌دانم آنچه را که برای شما آشکار است و چیزهایی که شما آن را پنهان کرده‌اید و خداوند در این راستا نسبت به چنین انسان‌هایی بر فرشتگان خود فخر فروخت. موفق باشید   

29957
متن پرسش
سلام و عرض ادب: من دانشجوی ترم ۵ کامپیوتر اصفهان هستم، درسم خوب و تلاش بسیاری در دروس‌ دانشگاهی دارم، و یک سال پیش تصمیم گرفتم که به حوزه بروم ولی مصمم نبودم، چون برادرم در خارج از کشور زندگی می‌کند و ابتدا نظرم این بود بروم و آنجا ادامه تحصیل بدهم و حتی زندگی کنم، اما حالا چند وقتی است به این نتیجه رسیده ام که اگر قرار باشد تلاشی شبانه روزی برای دروس دانشگاهی داشته باشم، چرا این تلاش را خرج علوم دینی نکنم، بالاخره خداوند هوش و استعدادی به ما داده چرا صرف علوم دینی و کشور خودم نکنم، تقریبا الان که ۲۰ ساله هستم ۷۰ درصد سیر مطالعاتی شما را خوانده ام، بسیار لذت برده ام و به کلی اعتقاداتم عوض شده و حتی اخلاق و رفتارم، عموما اگر خانواده بگذارند مطالعه بسیاری دارم، اما خانواده ام با اینکه مذهبی هستند مخالفت بسیاری با حوزه رفتن من دارند و می‌گویند درست رو تمام کن و برو، اما من اصلا میلی به ادامه دانشگاه ندارم و دوست دارم تمام تلاشم رو در علوم دینی بکنم، حال تصمیم گرفته ام فرصت رو از دست ندم و به حوزه ولیعصر برم، ۱. به نظرتون کار درستی انجام میدهم؟ ۲. مخالفت خانواده رو چکار کنم؟ ۳. نظرتان راجع به حوزه ولیعصر چیست؟ با توجه به مخالفت خانواده فکر می‌کنم اگر فعلا در اصفهان بمانم بهتر است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر حقیقتاً در خود آن جدیّت را می‌شناسید که اگر در امری مانند حوزه وارد شدید، عزمی بالاتر از آنچه در میدان حوزه می‌یابید؛ داشته باشید و به روزمرّگی‌هایی که بعضاً بعضی طلاب دچار می‌شوند؛ دچار نشوید، قدم‌گذاشتن در حوزه کار خوبی است آن‌هم با اراده‌ی ایجاد تحولی که باید در نظام اسلامی ایجاد شود. ۲. البته بهتر است خانواده قانع شوند و از موضوع پشتیبانی کنند تا عملاً در کاری که شروع کرده‌اید، شریکِ این گام بزرگ باشند. ۳. حوزه‌ی والیعصر خوب است، ولی اصل قضیه آن عزمِ بلندی است که خودتان باید بردارید و خود را محدود به دروس حوزه نکنید، هرچند در سال‌های اول تماماً باید مشغول دروس اولیه‌ی حوزه باشید. بد نیست در این مورد به آرشیو قسمت سؤالات سایت در رابطه با «حوزه و دانشگاه» رجوع فرمایید. البته هرگز از تخصص خود در مورد کامپیوتر غافل نباشید و در رشددادن این تخصص چه از طریق دانشگاه و چه خارج از دانشگاه، همت لازم را از دست ندهید. موفق باشید http://lobolmizan.ir/quest/aid/1

29163
متن پرسش

با سلام: استاد حقیقتاً نمی‌دانم با چه انگیزه‌ای به زیارت اربعین و به جایگاه اربعین باید نگاه کنم تا در امروز زندگی نیز بتوانم با امام حسین(ع) زنده بمانم؟

متن پاسخ


باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی مهمی است و هر روز و هر سال باید در فضایی که حضرت اباعبداللّه «علیه‌السلام» در دل تاریخِ اسلام تاریخی را به ظهور آوردند، فکر کرد و متوجه بود بالاخره تاریخ ما تاریخ حسین «علیه السلام» است به همان معنایی که عزیزِ دل‌مان سردار دل‌ها فرمود:
«ما ملت شهادتیم، ما ملت امام حسینیم».
در این رابطه عرایضی را در روز اربعین خدمت عزیزان عرضه داشتم که سرفصل‌های آن را ذیلاً خدمتتان ارسال می‌کنم. موفق باشید

اربعین حسینی و ادامه‌ی راه توحیدی که شروع شده است

باسمه تعالی

۱. زیارت اربعین با سلام به حضرت با توصیفاتی مثل «ولیّ اللّه» و حبیب اللّه» و «خلیل اللّه» و «صفی اللّه» شروع می‌شود. سپس عرضه می‌داریم: خدایا! او را با شهادت بزرگ داشتی «اَكْرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ» و سعادت را به او هدیه کردی «وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعادَةِ» و او را حجت برای خلقت قرار دادی تا در مشکلات راه را گم نکنند «وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِكَ». خدایا! آن حضرت در دعوت و خیرخواهی عذری برای کسی باقی نگذاشت و بذل کرد خون را در راه تو «فَاعْذَرَ فِي الدُّعاءِ وَ مَنَحَ النُّصْح وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فيكَ» تا بندگانت را از نادانی و سرگردانی برهاند و بیدارشان کند «لِيَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الْجَهالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلالَةِ» و در مقابل آن‌هایی که مورد خشم تو و پیامبرت بودند با صبر و شکیبایی جهاد کرد «فَجاهَدَهُمْ فيكَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتَّي سُفِكَ في طاعَتِكَ دَمُهَ» تا که خونش در راه طاعت تو ریخته شد. و پس از آن باز سلام به آن حضرت در آن زیارت شروع می‌شود که ملاحظه خواهید کرد.

۲. کربلا حکایت از آن دارد که مسیر توحیدی اسلام، مسیر آسان و بی‌ دردسری نیست، ولی پایدار و باقی است. به عنوان نمونه آقای علی خوش‌لفظ، بسیجی جانباز دوران دفاع مقدّس و راوی کتاب «وقتی مهتاب گم شد» خطاب به رهبر معظم انقلاب گفت: «فقط یک نکته بگویم؛ ببخشید من بسیجی آقای متوسّلیان بودم .. این‌که آقا! شما خیلی دارید درد می‌کشید، زجر می‌کشید؛ به هر حال این بحث اختلاس‌ها و حقوق‌های نجومی را می‌گویید، این‌ها گوش نمی‌دهند. یک چیزی بگویید که ما آرام بشویم؛ ما همچنان فدائی شما هستیم؛

 رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله» فرمودند: آرام باشید. این چیزهایی که شما می‌بینید، این‌ها حوادث طبیعی یک راه دشوار به سمت قلّه است؛ هیچ انتظار نباید داشت که اگر ما می‌خواهیم برویم به قلّه‌ی توچال یا قلّه‌ی دماوند، در راه چاله نباشد، سنگ نباشد، باد نباشد، دود نباشد، گاز نباشد؛ مگر می‌شود؟ امّا داریم می‌رویم، داریم می‌رویم، عمده این است. اصلا نگران نباشید؛ این حوادث وجود دارد؛ اگر این حوادث نبود باید تعجّب می‌کردید.» و کربلا نشان داد آن راه به اربعین ختم می‌شود، یعنی راه توحید بدون موانع نیست ولی همچنان ادامه دارد.

۳. هر سال نظر به اربعین حسینی (ع) می‌اندازیم تا به خود بفهمانیم راهی که شروع کرده‌ایم، راهی پایدار و مبارک است.

۴. شیعه متوجه است جهان بزرگ‌تر از آن است که یزیدیان بتوانند آن را اشغال کنند و جایی برای حسینیان نگذارند.

۵. باید در اربعین به چیزی ماورای آنچه در سیطره‌ی یزیدیان است، فکر کرد، جایی که هرکس می‌تواند در آن‌جا حاضر شود. زن و مرد و عرب و عجم و ثروتمند و فقیر و بی‌سواد و باسواد همه می‌توانند در آن‌جا حاضر باشند و از عطایای خاص خداوند که مخصوص آن فضا است، بهره‌مند گردند.

 ۶. در حضور خطر و با رویارویی با آن و عقب‌نشینی نکردن، ماورایی به ظهور می‌آید که تهدیدِ خطر، چون گَردی می‌شود در هوا. در استقبال از خطر است که شرایط عوض می‌شود، چه آن شرایط تحریم و محاصره‌ی شعب ابی‌طالب باشد و چه شرایطی که یزیدیان در کربلا به‌وجود آوردند. یعنی با عقب‌نشینی‌نکردن در مقابل خطر، امکانِ ادامه‌دادن خود را فراهم می‌کنیم، وگرنه امکان ظهور حقیقت از میان می‌رود.

در روز اربعین با چنین رویکردی امام را زیارت می‌کنیم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

28649
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: جناب ملاصدرا در ابتدای برهان صدیقین، تشکیک در وجود رو مطرح و دنبال می کنند منتها در انتهای برهان وحدت شخصی وجود را مطرح می کنند. آیا از وحدت تشکیکی اعراض می کنند و یا اینکه هدف آموزشی و یا هدف دیگری وجود داشته است؟ با اثبات وحدت شخصیه وجود به نقص و غلط بودن وحدت تشکیکی یا تشکیک در وجود پی می بریم، شخصیتی مثل جناب شیخ چطور در ابتدا تشکیک در وجود و در انتها تشکیک در ظهور را مطرح می کنند سیر تاریخی مشخصی برای این اعراض نقل شده است؟ آیا درسته که در تعریف ممکن الوجود کلمه اقتضای عدم اخذ بشه همانطور که حضرتعالی در شرح کتاب برهان صدیقین ذیل برهان دوم در اثبات هویت تعلقی (صفحه ۳۱) نوشتید ممکن آن است که اقتضای وجود و اقتضای عدم دارد. سوال این است آیا می شود ممکنات اگر قائل به وجود بودن آنها شویم (که می گوییم ما سوی الله ظهورند نه وجود) می‌شود ممکنات در آنها اقتضای عدم وجود داشته باشد با توجه به این فرض اگر بپذیریم ممکنات وجود دارند نَه ظهور، حال وجودشان را از فیاض به معنای دائم الفیض به تجلی دریافت کرده‌اند حال چگونه در آنها اقتضای عدم راه خواهد داشت در حالی که آنها در وجود گرفتن از منبع فیض به نحوه دائمی با توجه به صفت مشبهه بودن این کلمه، به نوعی واجب شده اند در وجود، منتها واجبِ بالغیر در مقابل واجب به ذات که خداوند متعال باشد پس نمی‌توان در آن اقتضای عدم تصور نمود بلکه وجود است لیکن ما می گوییم وجود نیست بلکه ظهور است وجود مختص خداوند است. آیا این تقسیم و تعریف قسیم ها صحیحه؟ اصلا درسته که واجب و ممکن قسیم همدیگه باشن؟ مگه رابطشون طولی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. می‌شود گفت همین‌طور که می فرمایید تشکیک در وجود، جنبه‌ی تعلیمی داشته باشد و بیشتر، تشکیک در ظهور، مدّ نظر بوده است. ۲. ممکن‌الوجود در ذات خود، وجودی ندارد تا این بحث‌ها به میان آید. آری! نسبت به عدمِ مطلق، اقتضای وجود دارد ولی در هر حال، عدم است. به همین جهت اصطلاح «عدمٌ مّا» را برای آن به‌کار می‌برند. موفق باشید

26634

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: نظر شما نسبت به این اقدام صدا و سیما در ایام راهپیمایی و ... چیه که با زنان و دختران بدحجاب مصاحبه میگیره به این منظور که این ها هم انقلاب رو قبول دارند. در حالی که همین دختر ممکن است روز دیگه ای در طرح برخورد با شل حجاب ها با او برخورد هم بشه. هر چند رهبری فرمودند این بی حجاب عیب ظاهر دارد من و شما عیب باطن. اما آیا این اقدام درست است؟ موجب برجسته کردن بی حجاب نمی شود؟ راهکار چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در تاریخی قرار داریم که اکثر افرادی که ظاهر اسلامی ندارند در درون خود کلیت نظام اسلامی را پذیرفته‌اند و این هنر نظام اسلامی است که توانسته است این افراد را از آنِ خود کند هر چند هنوز از نظر ظاهر تحت تأثیر جریان‌های غیر دینی هستند ولی قلب‌شان ایمانی است و منظور سیما طرح چنین نکته‌ای است و کار خوبی است. موفق باشید

25629

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من مدتی است که با عرفان آشنا شدم و تغییر کردم و سعی خودم را کردم ولی احساس نیاز شدیدی به استاد راه می کنم. و اینکه خیلی حالاتم بالا پایین دارند بعضی اوقات سیر نزولی و بعضی اوقات صعودی و اینکه مراقبه در جامعه فعلی مخصوصا در دانشگاه ها با وضع فعلی جامعه خیلی سخت است و اینکه اگر هم بخواهم اعمال عبادی و سیر مطالعاتی و.. را انجام دهم از درس هایم باز می مانم واقعا سردرگمم (علت اصلی آن سیر نزولی در بعضی از اوقات) متنی خواندم که می گویند اگر شخص بدون استاد سیر کند ممکن از ضرر های جبران ناپذیری به خود وارد کند و دیگر به درد سلوک نمی خورد. و اینکه ۲۰ سالمه و هنوز در های معرفت و توحید به رویم باز نشده. خیلی می ترسم که به مقصود نرسم. نظر شما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خوب است که سری به جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست بزنید. ۲. سیر مطالعاتی بر روی سایت می‌تواند مفید باشد. ۳. انسان در این زمان، وسعتی دارد که می‌تواند علاوه بر دروس رسمی خود به دروس حاشیه‌ای نیز بپردازد. باید وسعت خود را زیاد بفرمایید. موفق باشید

24666

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر. جزوه ی کلیات عرفان نظری تو سایت نیست. و یک سوال اینکه سیر مطالعاتی شما واسه معرفت النفس کافیه یا ما باید مباحث معرفت النفس استاد جوادی املی و حرکت جوهری اونها رو هم بگذرونیم. استاد آیا امکانش هست معرفت النفس رو به دانشگاه های جهان انتقال بدهیم با ترجمه کتب و صوت های شما به زبانهای دیگر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بنا شد در اسرع وقت آن جزوه را در سایت قرار دهند.۲. فعلاً با همین بحث‌ها کار را شروع کنید و سپس حتماً از مباحث اساتید بزرگوار استفاده نمایید. ۳. به نظر می‌آید در ایجاد معارف عالیه، کمک آن‌ها باشد. موفق باشید

23790
متن پرسش
با سلام و احترام: می بخشید استاد این سؤال شاید برای شما خیلی پیش ما افتاده باشه، اما من کس دیگه ای نبود که بپرسم و مزاحم شما نشوم. من به عشق امام زمان (عج) وارد حوزه شدم و برای اینکه خدمت کنم به اهل بیت (ع) و اسلام. اما بعد از ۱۳ سال که دارم حوزه درس میخونم اما هر بار میام پژوهشی قرآنی انجام بدم با مشکل روبرو میشم و نمیتونم کار خوبی به ثمر برسونم با اینکه در کمک به دیگران در پژوهشاشون واردم و راحت ایرادات کارشونو میگم. خسته شدم. عیب کارم کجاس؟ مشکل چیه؟ چرا هیچ کار نمیتونم انجام بدم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که حوزه بستری است تا خودتان به کمک تفاسیر قرآن با قرآن آشنا شوید و جایگاه روایات را درک کنید. در این صورت است که می‌توانید درست به قرآن رجوع فرمایید. بالاخره دروس حوزه زمینه است برای درست ورود پیدا کردن به قرآن و روایت همان طور که امثال علامه طباطبایی ها این‌طور عمل کردند. بالاخره روش علمای ما در درس خارج طوری انسان را می‌پرورانند که در سایر موضوعات یعنی موضوعات غیر فقهی نیز ورود و خروج فقیهانه داشته‌باشند. موفق باشید

23417

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در جلسه ۸۶ شرح کتاب جامع السعاده در تاریخ ۲۴ دیماه ۹۷ آنجا که راجع به عظمت مولانا صحبت می کنید ذکری از جلسات تفسیر مولوی دکتر سروش که بفرموده جنابعالی بدست امام قطع شده از صدا و سیما می فرمایید دلیل را از قول امام اینطور بیان می کنید که با این تفسیر مولا از ما گرفته می شود. در حالی که دلیل قطع شرح دکتر سروش فشار قشریون به امام بوده است همانها که باعث شدند امام تفسیر سوره حمد خود را هم قطع کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مطلب را یک‌بار جناب آقای حسینیان مسئول اسناد انقلاب اسلامی مطرح فرمودند که عرض شد. خود بنده هم که تا حدّی فرمایشات آقای سروش را دنبال می‌کردم و می‌کنم معتقدم ایشان مولوی را با نگاهِ سکولار تبیین می‌کنند و عملاً جامعه را از آن شخصیت بزرگی که مولانا برای احیای انسانی متعهد به بشریت می‌تواند بدهد، خارج می‌کنند. موفق باشید

23064

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: از دوستداران شما هستم که بعضی مباحثتان را هم کار کرده ام. در قسمت سوالات چند سوال از جنابعالی در مورد احمد الحسن شده بود. خواستم یک سوال را عرض کنم. ادعاهای این فرد نه تنها در یک نگاه کلی و در نسبت آن با انقلاب اسلامی قابل خدشه است بلکه در جزئیات هم قابل نقد جدی است. آن چنان که برخی از فضلا این کار را کرده اند. یکی از اختلافات مهم این جریان با علمای بزرگ شیعه بر سر علم رجال است. این فرقه هر روایتی را بدون توجه به ارزش آن در علم رجال و حدیث مورد احتجاج قرار می دهند. تکلیف این فرقه معلوم است اما سوال بنده این است که آیا اصرار علما بر صحت سند روایات، ما را از برخی از روایات که ممکن است مضمون درستی داشته باشند اما به لحاظ سندیت ضعیف هستند محروم نمی کند؟ در مقام محاجه با افراد این جریان چگونه از علم رجال دفاع کنیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال روایات ضعیف السند اگر با سایر روایات ثقه و با آیات قرآن هماهنگ بود، قابل پذیرش است. از طرفی نباید در ارائه‌ی مطلب و فهم مطلب از عقل سلیم غفلت نمود. این آقایان بیشتر با آرزوها و اوهام خود به‌سر می‌برند. موفق باشید

22912
متن پرسش
جناب استاد سلام علیکم: بحثی در موضوع متقین را خدمت حاج آقای معمار بودیم در کربلا. آغاز بحث با آیه «انا لله و انا الیه راجعون» بود و اینکه امیرالمونین تفسیر فرمودند قسمت اول، بالملک و قسمت دوم بالهلک می باشد. بعد ایشان گفتند، تفاوت متقی و مومن در آن است که مومن، «یُدخلون فی الجنه» می شود و متقی، «یَدخلون فی الجنه» است. و متقی با پای خود به بهشت می رود. در جایی دیگر برای متقین آمده است، «وازلفت الجنه للمتقین»، که این خود نشان از برتری متقین است. در ادامه همین آیه می آید که «لکل أواب حفیظ»، یعنی کسانی که علی الدوام به خدا رجوع می کنند و بر این کارشان سخت مراقب اند. ایشان در بیان دیگری منطبق بر روایات و علم لغت فرمودند، جنت، آنجایی است که انسان در دلش نه از کسی طلبی دارد و نه به کسی بدهکار است. مدام مشغول به خداست. جمع بندی دستوری العملی ایشان برای قرارگیری در این بهشت و عیش پنهان و متقی شدن این بود که، مدام مشغول خدا باشید و هر چه می خواهید از خدا بخواهید. هرچه. طلبکار هیچ کس نشوید و نباشید. مثالشان این بود: انسان متقی حتی ظرف غذا یا قاشقی را هم که می خواهد به کسی نمی گوید ظرف غذا یا آن قاشق را به من بده، در دل خود به خدا رجوع می کند و می گوید خدایا به دل فلانی بینداز تا ظرف غذا و قاشق را به من بدهد. برای همه چیز!!! مدام در دل خود می گوید خدا، خدا!!! حاج آقای معمار در صحبت های دیگری تاکید دارند که حتی سوال تان را هم از کسی نپرسید، به خدا بگویید و از خدا بخواهید او از طریقی به شما پاسخ می گوید. استاد، مفهوم و ذات مطلب برایم روشن است و بنده موافقم، اما آیا مصادیق و مثال ها و نگرش و کارکرد عملی مسائل روزمره در زندگی یک انسان متقی متعالی همچون ائمه و اولیای خدا، واقعا چنین بوده؟! یعنی هیچگاه نباید از اسباب الهی و بندگان خدا درخواست و سوالی داشت؟! آیا ایشان نیز چنین بوده اند؟ اهل بیت برای انجام امور روزمزه خود، آیا هیچ وقت از کسی چیزی نمی خواستند و فقط در دل به خدا می گفتند؟ در صورتی که مثال های جهت تبیین بحث دارید ممنون میشم ذکر بفرمایید. پیشاپیش از پاسخ تون سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای استاد معمار نکات خوبی را با نظر به آیات مطرح کرده‌اند ولی هرگز نمی‌خواستند نتیجه بگیرند که مثلاً «حضرت یوسف «علیه‌السلام» که به آن زندانی فرمودند به عزیز مصر بگو من را بی‌جهت زندانی کرده‌اند و البته شیطان آن موضوع را از یاد آن فرد برد»؛ کار درستی نکرده‌اند. علامه‌ی طباطبایی «رحمت‌اللّه‌علیه» می‌فرمایند بر حضرت یوسف واجب بود که از اسبابی که موجب خلاصی آن حضرت می‌شد، استفاده کنند. اساساً تفاوت دنیا و آخرت آن است که در قیامت، اسباب و ابزار منقطع و منتفی می‌شود. لذا قرآن در این رابطه می‌فرماید: «وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ» (بقره/166). در حالی‌که در دنیا خداوند برای هر امری اسبابی را قرار داده و ما باید از طریق آن اسباب به مقاصد خود دست یابیم. موفق باشید 

22627
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم استاد از جان عزیزترم سلام علیکم و رحمة الله و برکاته: جانانم قصد اطاله کلام و تصدع اوقات ندارم. این روزها حس و حال عجیبی دارم، طوری که بعضی وقت ها احساس می کنم خیلی زود است که سکته کنم، موهایم به طرز عجیبی و بسرعت در حال سپید شدن می باشد و خواب و خوراک ندارم. تمام این موارد علتی جز وضعیت این روزهای اقتصاد مملکت اسلامی ندارد، در حالی که خدا شاهد است که ذره ای نگران این نیستم که مخارج زندگیم کفاف ندهد یا اینکه تجارتی که ندارم به ضرر و زیان مبتلا شود و ذره ای نگران این قبیل موارد و گرفتاری ها نیستم اصلا نمی‌دانم نگران چه هستم و نمی دانم از چه این چنین برآشفته و مشوش هستم؟! سوالم این است که حقیر می دانم که باید آرامش داشت این روزها و باید با توکل به خدا و نگاه به افق روشن انقلاب اسلامی این روزها را پشت سر گذاشت! حتی دیگران را به این موضوع سفارش و توصیه می کنم. اما احساس نفاق و مظلوم نمایی می کنم از عنوان کردن این موضوعات این حس و حالات را چگونه باید تفسیر و حلاجی کنم و برای رهایی از آنها و این احساس نفاق چه باید بکنم. استاد عزیز حقیقتاً قلب من درون سینه شما می‌تپد و این ها حوالی یک جسم بی جان و یک روح پریشان در جریان است. شما را به حقیقت لبخند آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام در کنج گودال قتلگاه قسم میدم نظر لطفی به حقیر داشته باشید و در دعاهای گاه و بیگاه تان بی نصیبم نگذارید. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعاگو خواهم بود. بگذارید تجربه‌ی این دلهره نیز برای شما پیش آید. مثل دلهره‌ی حمله‌ی صدام که برای نسل آن دوره پیش آمد و معلوم شد عطیه‌ی انقلاب اسلامی آغازی است که همچنان پایدار خواهد ماند. موفق باشید

21422
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: یک سئوال اساسی و مهم: به نظر حضرت عالی برای رسیدن به مقاصد عالی انقلاب، نظام اسلامی باید تخلف انگاری و جرم انگاری کند یا تربیت انگاری کند، الان در محافل علمی و مذهبی صحبت های پیرامون این ایده مطرح می گردد. مثلا امام عزیز فرمودند که مسئولین از اقشار متوسط به بالا نباشند! خب حالا به نظر جنابعالی ما بایستی این فرمایش امام را جرم انگاری کنیم یعنی بگوییم هر نامزد ریاست جمهوری یا نمایندگی که سرمایه الف ریال دارد حق نامزدی ندارد یا خیر بایستی چنین نامزدهای را تربیت کنیم! یا مثلا قانون اساسی این اختیار را برای رهبری قائل شود که اگر برای وی ثابت شد، رئیس جمهوری در کلام و در عمل به اهداف عالی انقلاب اعتقادی ندارد یا رفتاری خلاف شئون اسلامی را دید، او را عزل کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکته‌ی مهمی اشاره کرده‌اید و این‌که متوجه باشیم پایداریِ انقلاب به تربیت انسانِ تراز انقلاب ممکن است که بحمداللّه در نسل سومی‌ها در حال شکل‌گرفتن است. کارهای امنیتی باید آخرین مرحله باشد. موفق باشید

21209
متن پرسش
سلام بر استاد: استاد عزیز! جوانی هستم که سینه ام از نفس کشیدن در این هوای ظلمانیِ آخرالزمانی به تنگ آمده. استاد! ما جوانانی که غرق گناهیم به کجا پناه ببریم؟ حتما می گویید به انقلاب اسلامی پناه ببرید! حتما می گویید شهید حججی هم جوانی بود مثل شما؟ ولی استاد شما را به خدا... خدا می داند که برای سوریه هم اقدام کردم و تمام آموزش ها را گذراندم ولی تا پای هواپیما بردندم و من را جا گذاشتند. آری به قول شهید آوینی: گناهکاران را در این قافله راهی نیست... به کجا پناه ببریم؟ در خانه گناه. در میهمانی گناه و غیبت. در ماشین، موسیقی و آهنگ. در حوزه و در حجره و در خلوت گناه... به کجا پناه ببریم از مدح هائی که آدم را ذبح می کند؟ استاد عزیز! کار ما جوانان از سیر مطالعاتی و شرح و صوت گذشته. ما را دست به سر نکنید. کربلائیان به حسین علیه السلام پناه بردند. شهدای جنگ تحمیلی به جبهه پناه بردند. شهید حججی به حضرت زینب سلام الله علیها پناه برد. ولی ما جوانان غرق شده در گرداب آخرالزمان به کجا پناه ببریم؟ حتما می گویید: گفتم شراب وصل به اوباش می دهند؟ / خندید و گفت بنده باش...می دهند. ولی در این زمانه ای که همه چیز را می پرستن الا خدا، اگر نخواهی هم گناه کنی، به زور هم که شده آلوده ات می کنند. تا دیر نشده به دادمان برس. همین یک ذره محبتی هم که از خدا و اهل بیت علیهم السلام در دلمان مانده، دارد از دست می رود. استاد! تو را به خدا به ما بگو که چگونه: آشنایان ره عشق در این بحر عمیق / غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده؟ ما که هم غرق شدیم و هم آلوده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این همتت پناه ببر که می‌خواهی در این ظلمات آخرالزمانی پاک باشی! و اگر به گناه آلوده شدی، به ادامه‌ی آن راضی نیستی! زیرا: گمان می‌کردیم در سیطره‌ی فرهنگ سکولاریته‌ی مدرن که در حاکمیت نظام شاهنشاهی بر ما گسترش یافته بود، اسلامیت ما در حال رفتن خواهد بود. در حالی‌که با حضور انقلاب اسلامی معلوم شد اسلام به سوی ما می‌آید و همین گمان را ممکن است در مورد انقلاب اسلامی داشته باشیم غافل از این‌که انقلاب اسلامی سنت تاریخ ما است و به ما سپرده شده و ما، إحاله به آن هستیم. ممکن است گمان کنیم ماشین ما واقعی‌تر از ایده‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ است، در حالی‌که ایده‌ی آن انقلاب بدون آن‌که مستقیماً با ما سخن بگوید، ما را در سنت خود فرا گرفته و از بی‌تاریخی حفظ می‌کند. دیدگاهی که رخدادهای تاریخی را امور تاریخی می‌بیند، متعلق به گونه‌ای خودفریبی است تا وقتی به راستی تفکر به میان نیامده است. 

یعنی ما بخواهیم و نخواهیم دیگر، در سنت تاریخی انقلاب اسلامی قرار داریم و آن، همواره به سوی ما می‌آید. و اگر تفکر، تفکر نسبت به سنتی است که ما را در بر گرفته است، هرمنوتیکِ فلسفی به گفت‌آوردنِ همان سنت است و این یعنی تفکرِ دوران. خوشحال باشید که تفکر دوران شما را فراگرفته است و این به همان معنا است که در روایت داریم حبّ علی«علیه‌السلام» آن‌چنان جهت انسان را نورانی می‌کند که ظلمت‌های دوران و گناهان جاری در زمانه‌ی دوران، شخصیت کلی او را از او نمی‌گیرد و فی‌الفور توبه می‌کند. موفق باشید

18891
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد گرامی: من یک دانشجوی داروسازی هستم. بنده کتاب «فرهنگ مدرنیته و توهم» و بخش هایی از کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» را خوانده ام. از اینکه نگاه صحیحی نسبت به علم تجربی امروز دارید بسیار لذت بردم؛ منظورم از نگاه صحیح این است که در کتاب اشاره کرده اید که علم تجربی امروز به دلیل نواقص خود و انقطاع خود از وحی مدام در حال تغییر است و ممکن است دارویی که امروز پزشکان توصیه به مصرف آن می کنند سال ها بعد به کلی از بازار جمع شود و توصیه به عدم مصرف آن شود. غرض از مزاحمت بنده این است که علی رغم محدودیت هایی که علم تجربی دارد، اما بارها دیده ام که کارآیی های بسیار خوبی هم دارد که شما هم از این کارآیی ها مطلع هستید و از این جهت که علاقه مند به ادامه ی تحصیل هستم (به خصوص در زمینه ی تکنولوژی) این سوال برایم پیش آمده که چه کار کنم که بتوانم بیشترین سود را از تحصیل خود به جامعه برسانم. می دانم که علمی که من به دنبالش بوده ام و هستم به دلیل تجربی بودنش مکررا در حال تغییرات اساسی است، من به عنوان یک فرد علاقه مند به علم تجربی (و هم چنین علاقه مند و معتقد به فرمایشات ائمه در مورد سلامتی بدن) چگونه می توانم مسیر علمی آینده را برای خود گزینش کنم به طوری که کمتر دستخوش تغییرات قرار گیرد و کارهایم بی ثمر نشود؟ بعد از خواندن این کتب نسبت به ادامه ی تحصیل کمی سردرگم و مردد شده ام، چون این کتب من را به فکر کردن بیشتر در مورد نواقص تمدن غرب، از جمله علم آنها، وادار کرد اما از طرفی راه کار مناسبی برای دوری از نواقص این علم نیافتم. نمی دانم که اگر علم تجربی، که از علایق اصلی من است، را رها کنم چه کنم؟ ممنون می شوم اگر راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در علوم تجربی همه‌ی حقیقت در اختیار ما قرار نمی‌گیرد و همواره در مسیر آزمون و خطا هستیم. لذا اگر اصول خود را از وحی و آموزه‌های دینی بگیریم، خطاهایی که در امور تجربی پیش می‌آید، ضرر عمده‌ای به همراه نمی‌آورد. خطر از آن‌جا است که داده‌های علوم تجربی را مبنای جهان‌بینی خود قرار دهیم. موفق باشید

14545
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت حضرت استاد: پاسختان به طلبه ی عزیز ما سرشار و هم هدایت گر به سمت حوصله و حکمت بود و به خاطرش یک دنیا از شما ممنونم اما به نظرم جای یک مطلب در پاسخ شما خالی آمد که امیدوارم اگر اشتباه می کنم بنده را متذکر سازید و آن مطلب اینکه اگر چه حوزه بنا بر مهیاسازی طلاب برای رجوع به منابع دینی دارد اما آنچه معمولا باعث دلزدگی و گاهی عصبانیت و در نتیجه عجله ی طلاب انقلابی می شود خروجی های نه چندان منطبق بر گفتمان انقلاب اسلامی اند. گاهی برخی مراجع و علما اگر چه برای ما قابل اکرام و احترام و از نظر علوم حوزوی پر تلاش و عالم هستند اما آن چنان که مورد انتظار است از آنها انقلاب اسلامی ساطع نمی شود. منبری در تراز انقلاب از آنها دیده نمی شود درس خارجشان مناسب با دویست سال پیش است نگاهشان به هنر و اقتصاد و کلا جامعه یک نگاه تمدن ساز نیست یک نگاهی است که می تواند در کنار غرب به حیات خود ادامه دهد در حالی که ما می دانیم اگر اندیشه ای برگرفته از اسلام باشد هرگز با باطل قابل جمع نیست یا باطل را نابود م یکند یا باطل در صدد نابودی آن است. نکته مهم تر اینکه اگرچه نسل آینده ی حوزه بسیار امیدوار کننده و از جنس اندیشه ی انقلاب است اما بعضا کسانی که حوزه، آنان را بزرگان می نامد در دستگاه انقلاب یک انسان محترم و عزیز ولی معمولی اند. این گاهی تازه های حوزه را دلخور می کند. چنانکه در زمان جنگ بعضی افراد در شهر در حال گذراندن دوره های نظامی بودند و آنچه در این آموزش ها به آنان حرارت می بخشید حضور سرداران و فرماندهان در خط مقدم جنگ و گاه تشییع پیکر های آنان و دیگر عزیزان بر دستان همین افراد و بر دستان امت بود. اما عالمی که موضعش در فتنه 88 مبهم و گاه ساده لوحانه است نمی تواند به طلبه ی تازه وارد و انقلابی انرژی بدهد. یا آن خطیب مشهوری که در زمانی که پیچیده ترین نقشه ها برای نفوذ در خبرگان در حال طراحی است در جمعیت هزاران نفری اخلاق فردی می گوید اگر چه این بحث مفید و ارزنده و این خطیب مورد احترام و بزرگوار است اما نمی تواند قلب تازه های حوزه را پر حرارت و پر انرژی کند اگر اشتباه می کنم اصلاح بفرمایید و اگر درست می گویم چرا نقد جدی ای از حضرت عالی به علمایی که البته برای ما عزیز و مورد اکرام و اعظام و احترام اند و یا یک مناظره در فضای آزاد اندیشی که نشان از روحیه ی تحمل و حق طلبی است بین شما و آن عزیزان نمی بینیم؟ و یا چرا در این سوال اشاره ای به آن به عنوان یک آفت و یک عامل یاس نبود؟ شاید لازم باشد بگویم بنده حوزوی و چند سال است درس خارج خوان هستم. عذرخواهی از طولانی شدن نوشتارم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما به هیچ‌وجه اشتباه نمی‌کنید که چنین انتظاری از حوزه‌ی علمیه دارید. عرض بنده آن است که اولاً: متوجه شویم در چه جایگاهی از تاریخ خود قرار داریم؟ ثانیاً: مراجع عظام را در چه جایگاهی از تاریخ اسلام بنگریم؟ شما بنا دارید از سرمایه‌های اساسی حوزه استفاده کنید و در تاریخی وارد شوید که از یک طرف انقلاب اسلامی به طور کاملاً شفاف و زلال متذکر حیات قدسی بشر است و از طرف دیگر نظام استکباری همه‌ی پرده‌های تزویر خود را کنار زده و با خط قدسیِ انقلاب اسلامی به مقابله پرداخته. در حالی‌که بسیاری از مراجع عظام آن زمان که در سنّ و موقعیت تحصیلی شما بودند و سلوک حوزوی خود را جهت حفظ اسلام انتخاب کردند و خواستند شخصیت خود را بر اساس آن تاریخ شکل دهند؛ انگیزه‌شان آن بود که اصل اسلام را در مقابل فرهنگ سکولارزده‌ی رضاخانی حفظ کنند تا اسلام از دست نرود. وقتی عمامه‌ها را از سر برمی‌داشتند و روحانیت به‌شدت تحقیر می‌شد، همین بزرگان حوزه بودند که مقاومت لازم را از خود نشان دادند و حال در ادامه‌ی آن شخصیت، اسلام را در فقه و فقاهت مدد می‌رسانند. آیا بیش از این از آن‌ها می‌توان انتظار داشت؟! و بدین لحاظ است که بنده در درون خود انتقادی نسبت به آن بزرگان ندارم که البته در این مورد حرف و سخن بسیار است. ولی آن‌چه برای تازه‌های حوزه‌های علمیه مهم است؛ درک درست شرایط تاریخی است که شما در آن قرار دارید و این‌که امروز طلبه‌ی انقلاب اسلامی به وسعت همه‌ی عالم، وسعت یافته و باید از زیرساخت‌های تاریخ گذشته‌ی حوزه به بهترین نحو استفاده کنیم ولی در آن پازل، خود را محدود ننماییم. در پازلی که تلاش می‌شد رضاخان و دستیاران او – مثل محمدعلی فروغی‌ها - با روحیه‌ی سکولاریته، دین را از ما بربایند. باید به شرایطی که از طریق انقلاب اسلامی به‌وجود آمده است و در عین حال، به ظاهر دیده نمی‌شود؛ نظر کرد. کوشش بنده برای نشان‌دادنِ آن شرایط است. ما در این شرایط، خودمانْ خودمان هستیم و در شرایط دیگر این «ما» ما نیستیم. هر متفکری وقتی می‌خواهد متعهدانه در تاریخ خود جلو رود با مشکلات خاص خود روبه‌رو می‌شود. مهم آن است که رسالت تحقق تفکری که در این دوران باید به صحنه آید را از دست ندهیم. چرا طلاب عزیز متوجه‌ی چنین حضوری در این تاریخ نیستند تا امیدوارانه، خود را بر اساس نقطه‌های هدف مجهز کنند؟ و چرا متوجه‌ی جایگاه افراد نمی‌باشند تا در دوره‌ی فترتی که در آن قرار داریم، تحمل فشاری که به طور طبیعی در این دوره بر دوش طلاب قرار دارد را، تحمل کنیم؟ موفق باشید

11300

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: سؤالاتم را مختصر عرض می کنم: 1. پس از قرائت روزانه و مطالعه ترجمه آیات قرآن، مرحله بعدی انس با قرآن چیست؟ کدام تفسیر برای شروع مناسب تر است؟ روش مطالعه به چه ترتیب و با چه برنامه ای باید باشد؟ 2. توجه به آیین های باستانی مانند نوروز و متعلقاتش مثل انداختن سفره هفت سین، چهارشنبه سوری و ... تا چه اندازه ای از منظر دین پسندیده و مجاز است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عرایضی در این مورد در جزوه‌ی «چگونگی استفاده از تفسیر المیزان» داشته‌ام، إن‌شاءاللّه کمک می‌کند 2- غیر از عید نوروز و صله‌ی رحم آن، این کارها بسیار کارهای لغو و بدی است و انسان عاقل به آن کارها ورود پیدا نمی‌کند. موفق باشید
9093
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: سوالی داشتم پیرامون کتاب «حویشتن پنهان، شرح ده نکته از معرفت نفس» که شاید اولین کتابی است که در این موضوع در حال مطالعه ی آن هستم . در «جلسه دوم، حقیقت انسان؛ ماورای بدن» که با مثال هایی تجربی در مورد اینکه تن نقشی در حقیقت انسان ندارد صحبت شده است. تا قبل از مثال های مربوط به ادراکات، جدایی تن از من را متوجه شده بودم اما با مثال هایی که در مورد ادراکات بیان شده است ذهنیتم عوض شد، چرا که همانطور که واقفید در بیهوشی اعصاب مرکزی را تضعیف می کنند پس می توان عدم احساس درد را به اعصاب ربط داد (و نه قطع شدن ارتباط نفس با تن) که اعصاب هم بخشی از تن است و همینطور است برای سایر مثال ها از جمله اینکه مغز و ذهن انسان به وسیله ی چشم می بیند. حال این موضوع را چطور می توان به من ربط داد و نه تن؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در مورد معرفت نفس با خودمان روبه‌روئیم و آنچه را احساس می‌کنیم مورد نظر قرار می‌دهیم. آنچه از خودمان احساس می‌کنیم آن است که بی تن، باز خودمان هستیم و این را مبنای تفکر خودمان نسبت به موضوع معرفت نفس می‌دانیم. بر این مبنا می‌گوییم اگر در بیهوشی متوجه اطراف خود و یا پارگی بدنمان نیستیم، چون آن‌کسی که ادراک دارد یعنی نفس، در میان نیست، حال مکانیسم عدم حضور نفس به چه صورتی واقع می‌شود، فرق نمی‌کند. عمده آن است که از این مبنا غفلت نشود که بدن ما خود ما نیستیم و همه‌ی ادراکات مربوط به نفس است و نه تن. موفق باشید
7887
متن پرسش
به نام خدا سلام جناب استاد می خواستم لطف کنید تفاوت نگاه انتقادی شما به غرب و مدرنیته (که در کتاب سلوک ذیل شخصیت حضرت امام به خوبی بیان فرموده اید) را با نگاه پست مدرنیسم به آنها را برایم تشریح فرمایید. سلامتی و طول عمر با عزت شما را از خدای منان خواستارم.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: ما معتقد به عبور از تمدن غرب هستیم و نظر به تمدن دیگری غیر از تمدن غربی داریم در حالی‌که پست‌مدرنیسم می‌خواهد فرهنگ مدرنیته را بازخوانی کند تا امکان ادامه‌ی همان فکر و فرهنگ ممکن گردد. موفق باشید
1464

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی شر و گناه را چگونه بشناسیم که بتوانیم ترک معصیت کنیم ؟ آیا همین که دائماً خود را در محضر حق نگه داریم تا موفق به ترک معصیت شویم کافی است ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: آری! این بهترین لطف خدا است ، به شرطی که به حرام و حلال الهی آگاهی داشته باشید، احساس حضور در محضر حق موجب می‌شود که قلب انسان طالب رعایت واجب الهی باشد و از حرام الهی متنفر. موفق باشید
1213

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام من درزندگی دچار مشکلات بسیاری هستم میگوینداسم تو وهمسرت همخوانی ندارد نظر شماچیست واگرنظرتان منفی است راهنمایی بفرماییدوسوال دوم درقران امده است همه چیزازقبل نوشته شده است مانندزلزله مریضی پس جایگاهدعا دراینجا چگونه است
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: حرف درستی نمی‌زنند، بنده در کتاب «جایگاه جن و جادوگر و شیطان» در این مورد عرایضی داشته‌ام می‌توانید به آن کتاب رجوع کنید. کتاب روی سایت هست. امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «دعا» حتی قضای الهی را تغییر می‌دهد. این بدین معنی است که ما می‌توانیم سرنوشت خودمان را خودمان شکل دهیم. موفق باشید
29171

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید میخاستم بفرمایین راه کارهای عملی برای رسیدن به اخلاص و خلوص در کارها من شده بارها به روش تلقین به خودم و گفتن بسم الله برای رسیدن نیت کارم برای خدا بودن انجام دادم ولی انگار یه دوگانگی درونم هست یه حس زیرکی درونی که انگار داره گول میزنه میگه اگه بگی بسم الله به خواستت میرسی همیشه میگن باید جنتی رو طلب کرد که به بهشت رسید من تو درخواست هام میگم خدایا تو رو میخام ولی چون میدونم پشت این حرفم یه چیزای کوچکتر دیگه رو میخام برسم میفهمم که اون خلوص نیت درش نیست و آخر این نیت های به ظاهر خوب به دردی نمیخوره خلاصه لطفا تمرینی، روشی و راه کاری بگین تا از این دوگانگی خلاص شده و بتونم به نیتی که می‌کنم برسم و خدا رو راضی کنم از دست خودم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در معارف توحیدی مثل «معرفت نفس» تمرکز بیشتر شود. موفق باشید

28555

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا شما ذکر یا دستور سلوکی و یک نوع توسل راهگشا برای باز شدن گره های مادی زندگی سراغ دارید؟ مثل مشکلات بیکاری و ازدواج و... راه های مختلفی را امتحان کرده ام. هم معنوی هم دنیایی، ولی احساس می کنم هیچ تاثیر و فایده ای ندارد. گویی آنقدر گناه کرده ایم که دعاهایمان استجابت نمی‌ شود و‌برکت از ما دور شده. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم آیت‌الله قاضی در این موارد بر اساس روایتی که از معصوم به ما رسیده‌است می‌فرمایند هر روز بیست و یک مرتبه آیت‌الکرسی راه‌گشاست. موفق باشید

 

 

27917
متن پرسش
سلام علیکم: آیا دین و فقه تشیّع در عرصه زندگی کنونی می‌تواند پاسخگوی تمام جوانب زندگی بشر اعم از مباحث اخلاقی و مباحث معیشتی و مدیریت شهری و امنیت و آموزش و تعلیم و ... باشد و می‌توان دین را بصورت عمومی و مستحکم در عرصه های مختلف حیات بشر در همین عصر اقامه کرد با وجود اینکه ما در این عصر زندگی می کنیم که از یک طرف با غیبت امام و تمدن مهدوی رو به روییم از یک طرف حضور مدرنیته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی دارد که ما با چه رویکردی و با چه مسائلی به دین رجوع کنیم. جناب شیخ بهائی در زمان خود بر اساس آن تاریخ به دین رجوع می‌کند و عملاً ۴۰۰ سال در تاریخی که همچنان تاریخ شیخ بهائی است، ما از ورود ایشان به دین بهره‌ها بردیم. اگر امروز آن‌طور که رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» بر آن تأکید دارند تحت عنوان «فقه حکومتی» به دین رجوع کنیم و واقعاً مسائل خود را و زمانه را درست بشناسیم، جواب می‌گیریم. البته هنوز ما در دوره‌ی فترتِ تاریخی خود هستیم. بدین معنا که هنوز گذشته‌ی خود را تنها مدّ نظر داریم و از آینده‌ای که تنها گذشته نیست؛ درست استفاده نمی‌کنیم. و این در حالی است که بحمداللّه عزم کلّی برای حضور دین در تاریخ جدید و با مناسبات امروزین در حال طلوع است. موفق باشید

نمایش چاپی