بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29203
متن پرسش
سلام علیکم: عرض ادب و احترام. می خواستم نظرتون رو در مورد سن مناسب برای جذب نوجوان و کار فرهنگی بر روی نوجوان بپرسم. یا اصلا قائل به سن خاصی برای موضوعات مطرح شده هستید یا نه؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در تربيت نوجوانان بايد به چند اصل تربيتی توجّه كرد؛ از جمله: شناخت مسائل اين نسل، توجّه به پايه‌‏های خُلقی اين نسل، توجّه به اصل محبت و انس و دوستی با نوجوانان و پرهيز از اعمال قدرت و اجبار. حضرت علی عليه‏ السلام دوران نوجوانی را از سه جهت بسيار حسّاس بيان می‏‌كنند: اوّل اينكه قلب نوجوان مانند زمين، خالی و مساعد است كه هرچه در آن بكاری همان درو می‌‏كنی: «انّما قلب الحدث كالأرض الخالية مهما اُلقی فيها من كلّ شی‏ء قبلته» و دوم اينكه دوران نوجوانی را زودگذر می‏‌دانند و گوشزد می‌‏فرمايند سريعاً آن را دريابيد: «بادر شبابك قبل هرمك و صحتك قبل سقمك» سوم اينكه شيطان در اين زمان به نوجوان زياد روی می‌‏آورد و لازم است برای آن پناهگاه خوبی در نظر گرفت. موفق باشید

26634

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: نظر شما نسبت به این اقدام صدا و سیما در ایام راهپیمایی و ... چیه که با زنان و دختران بدحجاب مصاحبه میگیره به این منظور که این ها هم انقلاب رو قبول دارند. در حالی که همین دختر ممکن است روز دیگه ای در طرح برخورد با شل حجاب ها با او برخورد هم بشه. هر چند رهبری فرمودند این بی حجاب عیب ظاهر دارد من و شما عیب باطن. اما آیا این اقدام درست است؟ موجب برجسته کردن بی حجاب نمی شود؟ راهکار چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در تاریخی قرار داریم که اکثر افرادی که ظاهر اسلامی ندارند در درون خود کلیت نظام اسلامی را پذیرفته‌اند و این هنر نظام اسلامی است که توانسته است این افراد را از آنِ خود کند هر چند هنوز از نظر ظاهر تحت تأثیر جریان‌های غیر دینی هستند ولی قلب‌شان ایمانی است و منظور سیما طرح چنین نکته‌ای است و کار خوبی است. موفق باشید

26484

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی استاد اصغر طاهرزاده ایدهم الله تعالی سلام علیکم: الله اکبر خامنه ای رهبر مرگ بر ضد ولایت فقیه درود بر رزمندگان اسلام سلام بر شهیدان مرگ بر آمریکا مرگ بر انگلیس مرگ بر منافقین و کفار مرگ بر اسرائیل خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما خامنه ای امام رهبر عالیمقام برای نصر اسلام محافظت بفرما رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما دیدار روی مهدی نصیب ما بفرما آمین یا رب العالمین شعار فوق الذکر را ما می خواهیم بلافاصله بعد از اتمام نماز تلاوت کنیم و بعد تسبیحات حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و بعد تعقیبات نماز را بخوانیم ولی بعضی از مومنین به ما ایراد می گیرند که اینها سندیت ندارد و مانع می شوند. لطفا در صورت امکان بصورت مشروح یا هر طور که شما صلاح بدانید اولا جای این شعارها را بعد از نماز مشخص کنید. ثانیا اگر آیه یا حدیثی یا کلام حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری حفظه الله در این رابطه وجود دارد بیان بفرمائید. قبلا از بذل عنایت و توجه شما تشکر و قدردانی می نمایم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبر معظم انقلاب فرموده بودند اگر گفتن آن شعارها مانع اتحاد بین نمازگزاران می‌شود، بر آن‌ها اصرار نکنید. لااقل همان اندازه که نمازگزاران همراهی می‌کنند؛ شما بگویید. موفق باشید

26226
متن پرسش
سلام علیکم: حضرتعالی در برنامه اخیرتان در شبکه افق، فرمودید امام (ره) متذکر حکمت تشیع در کنار همان خرد خسروانی بود ایرانیان در سیر تاریخی است. به تعبیری امام رویکردی سهروردی گونه را در عصر خویش دنبال کرد و چنین وجهی را ایجاد نمود. اگر ممکن است کمی در این باره توضیح دهید و اینکه با مطرح شدن این صحبت حضرتعالی، ممکن است فوری ذهن ها به این سمت برود که چگونه امام متذکر حکمت تشیع و خسروانی است و در عین حال مرز گذاری پر رنگی با باستان گرایی و روندهایی به این سبک و سیاق دارد و حتی صراحت لهجه شان در این زمینه مشهود است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باستان‌گرایی، نقشه‌ی دشمن بود برای عبور از اسلام. ولی به گفته‌ی آقای شایگان در کتاب «آسیا در برابر غرب» وقتی هر کشور از کشورهای جهان اسلام خود را با غرب بسنجد و رو به غرب داشته باشد از درک درست و مشترک خود با سایر کشورهای اسلامی محروم می‌شود و عملاً موجب فلج‌شدن نیروهای خلاّق خود می‌شوند و از نقشِ برآب‌شدنِ رؤیاهای قرن نوزدهم غرب غفلت می‌گردد. در حالی‌که فاجعه‌ی جنگ جهانی دوم نه فقط آرزوهای گذشته‌ی آن‌ها را یکسره بر باد داد و ارزش‌های انسانی را نابود کرد، بلکه هیولای نفی هر نوع حقیقتی را به میان آورد، تا آن‌که ما به آن امر آگاه شدیم و به خود آمدیم که حاصل آن بنیان‌نهادنِ طرح ولایت فقیه شد و به یک معنا تقدیر ایران با توجه به رسالت تفکری که در آن هست، به عنوان حلقه‌ی رابطه میان آسیای بزرگ و تمدن اسلامی و غرب در حال رقم‌خوردن است. همان‌طور که در گذشته نیز ایران حکم کانونی را داشت که تفکر یونانی و اسلامی و اشراقی را در وحدتی تجزیه‌ناپذیر شکل داد.

یکی از صفات برجسته‌ی فرهنگ ایرانی جنبه‌ی ارتباطی و میانجیگری آن است، به همان صورتی که به دین اسلام روی آوردند و ادب فارسی و اسلام را در سراسر آسیا وسعت دادند. از یک طرف با هند و تمدن‌های بودایی مرتبط باشد - به طوری که بلخ مرکز مهم اشاعه‌ی دین بودا بود- و از طرف دیگر به غرب روی آورد و با دین مهر خود، با مسیحیت به رقابت پرداخت و از طریق "مانویت" به قلب مسیحیت رخنه کرد و آگوستین را تحت تأثیر قرار داد.

انکار اسلام توسط ناسیونالیست‌ها در این سرزمین، انکار چهارده قرن تمدن و تفکر ایرانی است که با پذیرش اسلام و محبت به آل محمد (ص)در تکمیل و تلطیف فرهنگ اسلامی از تمام امکاناتِ نبوغ قومی خود مدد گرفت، و از طرفی روح ایرانی نیز خواه و ناخواه در قالب تفکر اسلامی شکفت و هنوز هم منشاء اثر است. در حالی‌که در دوران شیفتگی نسبت به غرب، روح ایرانی گرفتار فلج فکری شد زیرا روح ایرانی فرق جوهری با روح بشر غربی دارد، در حالی‌که روح ایرانی و اسلامی مکمل یکدیگرند.

موفق باشید  

25629

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من مدتی است که با عرفان آشنا شدم و تغییر کردم و سعی خودم را کردم ولی احساس نیاز شدیدی به استاد راه می کنم. و اینکه خیلی حالاتم بالا پایین دارند بعضی اوقات سیر نزولی و بعضی اوقات صعودی و اینکه مراقبه در جامعه فعلی مخصوصا در دانشگاه ها با وضع فعلی جامعه خیلی سخت است و اینکه اگر هم بخواهم اعمال عبادی و سیر مطالعاتی و.. را انجام دهم از درس هایم باز می مانم واقعا سردرگمم (علت اصلی آن سیر نزولی در بعضی از اوقات) متنی خواندم که می گویند اگر شخص بدون استاد سیر کند ممکن از ضرر های جبران ناپذیری به خود وارد کند و دیگر به درد سلوک نمی خورد. و اینکه ۲۰ سالمه و هنوز در های معرفت و توحید به رویم باز نشده. خیلی می ترسم که به مقصود نرسم. نظر شما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خوب است که سری به جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست بزنید. ۲. سیر مطالعاتی بر روی سایت می‌تواند مفید باشد. ۳. انسان در این زمان، وسعتی دارد که می‌تواند علاوه بر دروس رسمی خود به دروس حاشیه‌ای نیز بپردازد. باید وسعت خود را زیاد بفرمایید. موفق باشید

25152

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: با توجه به تاثیری که پرخوری روی روح انسان داره و تیرگی می آره، مادرم برای من غذا زیاد می کشه و تاکید اش اینه که غذا زیاد بخورم، حالا اگه برای اطاعت والدین زیاد بخورم و خودم راضی نباشم آیا باز اون اثر سوء خودش را دارد؟ به نظرتون من چکار کنم؟ از یک طرف نافرمانی والدین که باعث آزار و اذیت آنها شود حرام است از یک طرف پر خوری طبق روایت دل را می‌میراند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال نباید بیش از نیاز غذا بخورید. موفق باشید

23851

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: رهبری ساخت مجسمه و خرید و فروش و نمایش آن را جایز می دانند اما در جزوه ی مجسمه شما نوشته که ایشان جایز نمی دانند. http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?id=105&pid=105&tid=-1 این لینک فتوای ایشان است
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوه‌ی مذکور نظر به فتوای قبلی ایشان شده است و باید در اسرع وقت این قسمت از جزوه تغییر کند، با تشکر از تذکر جنابعالی. موفق باشید

23417

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در جلسه ۸۶ شرح کتاب جامع السعاده در تاریخ ۲۴ دیماه ۹۷ آنجا که راجع به عظمت مولانا صحبت می کنید ذکری از جلسات تفسیر مولوی دکتر سروش که بفرموده جنابعالی بدست امام قطع شده از صدا و سیما می فرمایید دلیل را از قول امام اینطور بیان می کنید که با این تفسیر مولا از ما گرفته می شود. در حالی که دلیل قطع شرح دکتر سروش فشار قشریون به امام بوده است همانها که باعث شدند امام تفسیر سوره حمد خود را هم قطع کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مطلب را یک‌بار جناب آقای حسینیان مسئول اسناد انقلاب اسلامی مطرح فرمودند که عرض شد. خود بنده هم که تا حدّی فرمایشات آقای سروش را دنبال می‌کردم و می‌کنم معتقدم ایشان مولوی را با نگاهِ سکولار تبیین می‌کنند و عملاً جامعه را از آن شخصیت بزرگی که مولانا برای احیای انسانی متعهد به بشریت می‌تواند بدهد، خارج می‌کنند. موفق باشید

22837
متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما استاد گرامی: نظر شما در مورد ملاقات آقای دکتر حسن روحانی با ابرام نیر در سال ۶۵ و گفتگوهایی که بین آنها رد و بدل شد چیست؟ آیا می توان آن را نشانه ی خیانت آقای روحانی در آن زمان دانست یا اینکه به نظر شما توجیهی دارد و اگر چنین است چه توجیهی؟ لطفاً قدری مسئله را باز کنید تا در موارد مشابه خودمان بتوانیم از نحوه تحلیل شما الگو بگیریم. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اشکال دارد که آن صحنه را حملِ بر حیله با دشمن تلقی نمود که آن‌ها گمان کنند بین جریانی که آقای روحانی در آن جریان قرار دارد، با حضرت امام اختلاف هست به‌خصوص که در آن زمان ما در حال جنگ بوده‌ایم و یکی از فنون جنگ، حیله با دشمن است. از این مهم‌تر فراموش نکنید که آن زمان، طرفِ مقابل به عنوان نماینده‌ی آمریکا در جلسه حاضر بوده است و نه شخصی از شهروندانِ رژیم صهیونیستی، که تازه رژیم اسرائیل بعد از سال‌ها آن را منتشر می‌کند تا به اختلافاتِ داخلی دامن بزند. موفق باشید

21936

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: روزتون مبارک. در بحث معرفت شناسی، محی الدین قائل به خطا پذیر بودن عقل و بی اعتمادی به عقل است و می گوید از عقل تقلید نکن از خدا تقلید و تاویل حرفش را به خودش بسپار تا زمانی که علم الهی و معرفتش در تو تجلی کند. این نظر چطور رد می شود اتحاد عقل و شهود را می توان تایید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد عرایضی در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» شده است مبنی بر آن‌که عقل، چون حقایق را در حدّ مفهوم نازل می‌کند برای سلوک کافی نیست. موفق باشید

21635
متن پرسش
با عرض سلام محضر استاد گرامی: لطفا بهترین دلیل از نظر خودتان بر اثبات خدا را با مختصر توضیحی برایم بنویسید. سوالات: ۱. چرا باید وجود خدا (یعنی حقیقت هستی) نیاز به اثبات و استدلال داشته باشد؟ خداوندی که از رگ گردن به ما نزدیک تر است و ایمان و باور به او پیش نیاز و شرط تکامل انسان است، چرا باید این چنین در پرده و مخفی باشد که عقول بزرگترین متفکران و فلاسفه جهان را به حیرت اندازد؟ باور به خدا وقتی که اُسّ و اساس هر دین و آیین برحقی را تشکیل می دهد، باید امری می بود که به صورت پیش فرض در اندیشه و نهاد هر انسانی قرار داده می شد و به صورت آنلاین با خدا در ارتباط می بود؛ به گونه ای که هیچکس قادر به انکار آن نمی بود. (لااقل در پیش وجدان خودش) باید انسانها او را با تمام وجود درک و احساس می کردند و می یافتند و تعلق و وابستگی خود را به او، می فهمیدند. می بایست وجود خداوند برای انسانها حقیقتی عیان و آشکار می بود. نباید برای اثبات و شناخت او نیاز به مقدمه چینی و بحث و جدل می داشتند؛ که در نتیجه بعضی به نتیجه برسند و بعضی هم نرسند. چون پذیرش او پیش نیاز ضروری حرکت در مسیر انسانیت است. در حالی که آنچه ما با او مواجه هستیم، ادله ای است در اثبات خدا که نه از سنخ استدلالهای ریاضی است، نه تجربی و...( که بتوان به صورت دقیق و علمی نفی یا اثبات کرد) بلکه به گونه ای است که نمی توان تصور روشنی از آن داشت. مانند اینکه او واجب الوجود است، او کمال مطلق است و... ما چون پدیده های عالم را هنوز نمی توانیم به صورت قابل قبولی توجیه عقلانی کنیم، لذا از سر درماندگی و حیرت عقلانی، خیال مان را راحت می کنیم و پاسخ آن را در پذیرش خدا می یابیم. در حالی که ما ارتباط خدا با این عالم را به صورت محسوس و ملموس و واضح و روشن نمی فهمیم ولی ناچاریم خیالمان را از این بابت (تحیر عقلانی در برابر هستی) راحت کنیم. و پاسخی به خودمان بدهیم. چرا برای شناخت نزدیک ترین حقیقت به خودمان و بدیهی ترین حقیقت (به قول بعضی از فلاسفه) چنین راه های پُر پیچ و خم را باید رفت که در آخر هم نفهمیم این خدا چگونه حقیقتی است. مگر نمی گوییم در آخرت تمام حقایق آشکار می گردد و پرده کنار می رود. خُب چرا این حقیقت در دنیا آشکار نباشد؟ چه مصلحتی اقتضا می کند که حقیقت در پرده باشد؟ نباید به لحاظ فکری و نظری انسانها مشکلی می داشتند تا می شد گفت که دنیا دار امتحان و مسابقه است پس بشتابید. وقتی کسی از اصل وجود امتحان و مسابقه اطمینانی ندارد، چرا باید خود را به مشقت بیندازد و رنج مسابقه را متحمل گردد. مگر هدف خلقت و اساس دین ورزی مبارزه با هوای نفس نیست؟ وقتی انسانها در فهم حقیقت هستی دچار سرگردانی باشند، چه انتظاری می توان از آنها داشت. نباید از منظر خودمان به قضیه بنگریم و بگوییم همه چیز روشن است، بلکه باید عموم انسانها را در نظر بگیریم. کلّا در بسیاری از مسائل فقهی، اخلاقی و اعتقادی ابهامات بسیاری وجود دارد و سوالات بسیاری می توان پرسید و مطرح کرد که تاکنون جوابهای قناعت بخش نشنیده ام. و گاهی هم جوابهایی که برخی از منظر فلسفی و عرفانی می دهند، کاملا دید ما را نسبت به همه ی مسائل دینی تغییر می دهد که تفاوت زیادی به دید رایج و فقهی کلامی ما دارند. گاهی در پاسخ به برخی اشکالات می گویند: چون معرفت ما محدود است و ما نمی توانیم بر تمام حقایق احاطه پیدا کنیم، لذا خیلی از مسائل و حقایق را نمی فهمیم. اما این پاسخ اشکال را متوجه مسائل بنیادی و زیر بنایی اسلام می کند. چون ما بر عالم احاطه نداریم و معرفت ما نسبت به حقایق عالم محدود است، نمی توانیم هیچ گونه قضاوتی در مورد مبدا هستی و عامل نظم در جهان، بکنیم. خصوصا اینکه در طول تاریخ مسایل بسیار زیادی بوده اند که با علم و دانش آن روز لاینحل به نظر می رسید، لذا منتسب می کردند به عوامل ماورایی و خدایان (یا خدا) اما به مرور با افزایش دانش و آگاهی انسانها پرده از راز آنها برداشته و تبیین علمی و تجربی ارائه دادند، لذا خدایان به تدریج از آن مواضع عقب نشینی کردند و کار را سپردند به دست قوانین و عوامل طبیعی. وقتی از چیزی (مانند علت نخستین یا عامل نظم جهان) با دانش امروزی مان نمی توانیم تبیین معقولی به دست دهیم، فورا پای خدا را به میان بکشیم و بگوییم: «فثبت ولایه علی ابن ابی طالب» شاید روزی این حقایق کشف شد و تبیین طبیعی پیدا کرد؛ و شاید هم این مسایل یک رازی باشد که برای عقل بشری لا ینحل باشد. چرا ادعا داریم که عقل از همه چیز سر در می آورد و ابهامی باقی نمی گذارد. در حالی که می گوییم این عقل سود و زیان خود را در بسیاری از مسایل نمی تواند تشخیص دهد، لذا نیازمند وحی هستیم. ما می توانیم بگوییم که عقل ما محدودیت دارد و حوزه مابعد الطبیعه خارج از دسترس عقل انسان است؛ لذا نمی تواند هیچ گونه قضاوت نفیی یا ایجابی بنماید. عقل ما از خدا، روح، عالم غیب، فرشتگان و... تصور روشنی ندارد و نمی تواند داشته باشد (چون کارکرد عقل تحلیل، تبیین، نسبت سنجی و مقایسه ی داده های تجربی است و خودش نمی تواند ادراک مستقیم از محسوسات یا مجردات داشته باشد. به اصلاح عقل ابزار ادراکی ثانوی است، نه اولی (مانند حواس پنجگانه) البته همه ی این سوالاتی که مطرح کردم، انتظار ندارم که الآن جواب داده شود. سوالاتی بود که به مناسبت به ذهنم آمد. ان شاءالله در آینده به مرور به این مسایل و سوالات دیگری که مطرح می شود، پاسخ دهید. فعلا اگه امکان دارد لطفا همان سوال اول را (دلیل بر وجود خدا) پاسخ دهید، که از همانجا شروع کنیم. البته سوء تفاهم نشود که من آدم بی اعتقادی هستم. برای هر کدام از سوالاتم جوابهای سراپا شکسته ای هم دارم و برای چندان رضایت بخش و یقین آور نیست. و فعلا ملتزم به اسلام و تشیع هستم. اما تردیدها و ابهاماتی که دارم می خواهم به صورت معقولی بر طرف شود و نمی توانیم با اعتماد و توکل به دین و اعتقاد موروثی ام، خیالم را آسوده کنم و از این کنار این مسایل بگذرم و روی شان سرپوش دینی بگذارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که خودتان متوجه‌اید این موضوعات، موضوعاتی است که همواره باید انسان به آن عمق ببخشد، نه آن‌که در ابتدایِ امر در معرض فهمِ انسان‌ها نباشد در حدّی که اگر انسان موانع نظر به حضرت ربّ را نداشته باشد، او از همه به انسان نزدیک‌تر است . پيش‏ فرض‏هايى كه انسان‏ها دارند و گرفتار عقايد باطل مى‏ باشند مانع درک حضور خدا است. اگر موانع فوق برطرف شود، به خودى خود نور الهى بر قلب انسان تجلى مى‏ كند. زيرا از طرف خداوند بخلى نيست و او دائم‏ الفيض است. مثل اين‏كه براى تجلى نور خورشيد در آينه فقط كافى است صفحه آن پاك و پاكيزه باشد. نيمه دوم موضوع كه تجلى نور خورشيد است به خودى خود در صحنه است. به همين جهت بايد متوجه بود انوار غيبى نسبت به ما در نزديك‏ترين شرايط ممكنه هستند، همين‏كه ما موانع را برطرف كرديم با تجلى آن انوار روبه ‏رو خواهيم شد. آنچه ممكن است موجب كم همتى و يأس شود اين است كه فكر كنيم بايد علاوه بر رفع موانع، جهت كششِ تجليات انوار غيبى هم كارى بكنيم، و چون نمى ‏توانيم در آن راستا كارى انجام دهيم نااميد مى‏ شويم، غافل از اين‏كه از آن طرف بخلى نيست و سراسر لطف و توجه است. حضرت صادق (ع) جهت توجه به موضوع فوق و اين‏كه اولًا: قلب انسان كاملًا با خدا آشنا است و خداوند در نزديك‏ ترين شرايط به انسان است. ثانياً: مى‏ تواند با خدا روبه ‏رو شود، ما را متوجه نكته‏ اى مى‏ كنند كه خداوند در قرآن به آن اشاره فرموده است كه‏: «فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ‏ لَهُ‏ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ»،[1] و هنگامى كه بر كشتى سوار مى‏ شوند خدا را با تمام خلوص مى‏ خوانند و چون آن‏ها را به سوى خشكى رساند و نجاتشان داد، در همان حال شرك مى ‏ورزند. بعد از طرح اين آيه حضرت فرمودند: آن‏ وقت كه فرد در دريا اميد به هيچ ‏چيز ندارد و به قدرتى لايزال متوسل مى‏ شود «فَذَلِكَ الشَّيْ‏ءُ هُوَ اللَّهُ‏ الْقَادِرُ عَلَى الْإِنْجَاءِ حَيْثُ لَا مُنْجِيَ وَ عَلَى الْإِغَاثَةِ حَيْثُ لَا مُغِيثَ»،[2] آن قدرت لايزال كه در آن حالت، آن فرد بدان متوسل مى‏ شود همان خدايى است كه قادر بر نجات است، در آن موقعى كه هيچ نجات دهنده ‏اى براى او نيست، و او فريادرس است، در شرايطى كه هيچ فريادرسى را در منظر خود نمى ‏يابد. حديث مذكور؛ از بهترين نكته‏ ها براى خدا يابى است. چون اولًا: ما را متوجه خدايى مى‏ كند كه مافوق خداى مفهومى است و در آن شرايط خاص او را روبه ‏روى خود مى ‏يابيم، يعنى همان خدايى كه از طريق قلب بايد با آن مرتبط شد. ثانياً: اين خدا را انسان در وجود خود مى‏ شناسد و احتياج نيست با كتاب و درس و مدرسه وجود او را براى خود اثبات كند. ثالثاً: و از همه مهم ‏تر اين‏كه كافى است حجاب‏هايى كه خود را براى ما نجات‏ دهنده و فريادرس مى‏ نمايانند كنار رود، يك‏ مرتبه قلب ما خود را با آن خدا روبه‏ رو مى ‏بيند. به همين جهت حضرت مى ‏فرمايند: او خداى قادر بر نجات است آن موقعى كه هيچ نجات‏ دهنده ‏اى نيست، «حَيثُ لا منجى». وقتى در منظر جان انسان مشخص شود كه هيچ نجات‏ دهنده‏ اى نيست و همه آنچه ما به عنوان نجات‏ دهنده به صورت وَهمى و دروغين به آن‏ها دل بسته بوديم، از منظر قلب كنار رفته ‏اند، و وقتى روشن شود همه آنچه ما به عنوان فريادرسِ خود به آن‏ها دل بسته بوديم، از صحنه جان رخت بربسته ‏اند، خداوند در عمق جان ما به عنوان فريادرس ظاهر مى ‏گردد و ما با او روبه‏ رو مى ‏شويم. چنانچه ملاحظه مى‏ فرماييد اين حديث شريف جايگاه دستورات دين و معارف حقه الهى را نيز روشن مى‏ نمايد كه چرا دائماً ما را متوجه مى‏ كنند كه نظرمان به خدا باشد و براى هيچ‏ چيز به نحو استقلالى، تأثيرى قائل نشويم. زيرا در آن صورت آن خدايى كه از هر چيز به ما نزديك‏ تر است و در منظر جان ما حى و حاضر است، گم مى‏ شود.

2- به نظر بنده خودشناسی که قابلِ تجربه‌ترین موضوع برای هر انسان است؛ کار را آسان کرده، ما خودمان موضوعات را پیچیده می‌کنیم. 3- اگر قواعد اصیلی را نیابیم، این مشکل همیشه هست که نکند مثلاً موضوعی از علم بیاید و آن عقیده و باور را ببرد. موفق باشید

 


[1] ( 1)- سوره عنكبوت، آيه 65.

[2] ( 1)- قَالَ رَجُلٌ لِلصَّادِقِ( ع) يا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ دُلَّنِى عَلَى اللَّهِ مَا هُوَ فَقَدْ أَكْثَرَ عَلَى الْمُجَادِلُونَ وَ حَيرُونِى فَقَالَ لَهُ يا عَبْدَ اللَّهِ هَلْ رَكِبْتَ سَفِينَة قَطُّ قَالَ: نَعَمْ قَالَ: فَهَلْ كُسِرَ بِكَ حَيثُ لَا سَفِينَة تُنْجِيكَ وَ لَا سِبَاحَة تُغْنِيكَ قَالَ: نَعَمْ قَالَ فَهَلْ تَعَلَّقَ قَلْبُكَ هُنَالِكَ أَنَّ شَيئاً مِنَ الْأَشْياءِ قَادِرٌ عَلَى يخَلِّصَكَ مِنْ وَرْطَتِكَ قَالَ: نَعَمْ قَالَ: الصَّادِقُ( ع) فَذَلِكَ الشَّى‏ءُ هُوَ اللَّهُ الْقَادِرُ عَلَى الْإِنْجَاءِ حَيثُ لَا مُنْجِى وَ عَلَى الْإِغَاثَة حَيثُ لَا مُغِيثَ.« معانيالأخبار»، ص 4-« توحيد صدوق»، ص 231.« بحارالانوار»، ج 3، ص 41.

21422
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: یک سئوال اساسی و مهم: به نظر حضرت عالی برای رسیدن به مقاصد عالی انقلاب، نظام اسلامی باید تخلف انگاری و جرم انگاری کند یا تربیت انگاری کند، الان در محافل علمی و مذهبی صحبت های پیرامون این ایده مطرح می گردد. مثلا امام عزیز فرمودند که مسئولین از اقشار متوسط به بالا نباشند! خب حالا به نظر جنابعالی ما بایستی این فرمایش امام را جرم انگاری کنیم یعنی بگوییم هر نامزد ریاست جمهوری یا نمایندگی که سرمایه الف ریال دارد حق نامزدی ندارد یا خیر بایستی چنین نامزدهای را تربیت کنیم! یا مثلا قانون اساسی این اختیار را برای رهبری قائل شود که اگر برای وی ثابت شد، رئیس جمهوری در کلام و در عمل به اهداف عالی انقلاب اعتقادی ندارد یا رفتاری خلاف شئون اسلامی را دید، او را عزل کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکته‌ی مهمی اشاره کرده‌اید و این‌که متوجه باشیم پایداریِ انقلاب به تربیت انسانِ تراز انقلاب ممکن است که بحمداللّه در نسل سومی‌ها در حال شکل‌گرفتن است. کارهای امنیتی باید آخرین مرحله باشد. موفق باشید

21398

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: استاد آنچه که از زندگی علما و عارفان خوانده ام اینطور فهمیدم که در سلوک الی الله نگاه نکردن به نامحرم (حتی بدون قصد لذت و حتی به اقوام نزدیک) بسیار تاثیرگذار است. بنده بخاطر همین موضوع مدتی است سعی می کنم حتی به یک پیرزن هم نگاهی نکنم. ولی نمی دانم آیا اینقدر (به قول دیگران سختگیری) در نگاه به نامحرمان لازم است در سلوک الی الله؟ دیگران به بنده حرفهایی از قبیل افراطی و دارای روابط اجتماعی ضعیف و... می زنند. هر چند ته دلم فکر می کنم سیره علما راه درست است اما این اواخر دچار سردرگمی شده ام. از طرفی طعنه های دیگران و صدایی که از درون مرا از این راهی که در پیش گرفتم باز می دارد و از طرف دیگر ترس اینکه مبادا مورد رضایت خداوند و اهل بیت و امام زمان نباشم. نمی دانم به خودم می گویم تو هنوز اول راهی این چیزها لازم نیست و... فقط می خواهم بدانم آیا راه درستی می روم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره آن‌جایی که خداوند رخصت داده است، انجامِ آن مانع سلوک نیست. به ما فرموده‌اند به وجه و کفین نامحرم از سر لذت نگاه نکنید. موفق باشید

19648

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و آرزوی قبولی طاعات: چند سال پیش احوالات خوبی داشتم رمضان اون سالها سحر خیز بودم نمازم توی مسجد اول وقت ترک نمی شد. دعا می خوندم و قرآن می خوندم تا اینکه تمام این احوالات رفت و الان نماز عادی خودم نه تنها سر وقت نمی خونم بلکه یادم هم میره و متاسفانه از عواقب این حالات طلبکاری از بقیه هستش. چه کنم نظر شما چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدّ توان خود دستورات الهی را رعایت کنید تا خداوند نور لازم را به شما مرحمت فرماید. به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «اللّه ولیّ الّذین امنوا یخرجهم من ظلمات الی النّور». موفق باشید

19247

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: مدتی پیش در دانشگاه برای انجام کارهای تشکیلاتی و فرهنگی گروهی را تشکیل دادیم با تعداد کمی از بچه ها، اما احساس می کنیم که گروه دارد از مسیر اصلی منحرف می شود، و افراد حاضر نیستند حتی مدت کمی از وقت را صرف دانستن موضوعاتی که واجب است در بحث معرفتی انجام دهند داشته باشند (نه می دانند و نه تلاشی برای فهمیدن اشتباه خود می کنند) و البته این گروه چون تنها گروه معرفتی دانشگاه است ممکن است آثار سوئی در آینده داشته باشد، که بنده چون موسس این گروهم خود را مسئول این انحرافات و پیامدهای آن می دانم. آیا بهتر این است که این گروه با همین روند ادامه پیدا کند یا بنده از گروه خارج شوم چون فکر می کنم اصلا خلوص و صدق در آن نیست؟ لطفا راهنمایی بفرمایید؟ راه و تصمیم درست چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که ممکن است سعی بفرمایید بدون جداشدن از رفقا آن‌ها را متوجه نمایید که اگر با معارف لازم استحکام فکری خود را شکل ندهند در جریان‌هایی که با آن روبه‌رو می‌شوند موضع‌گیریِ درستی از خود بروز نمی‌دهند. ولی اگر ناامید شدید از این امر، صلاح نیست فرصت‌های خود را به پای چنین گروه‌هایی بسوزانید. موفق باشید

19175

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: فرموده بودید اگر کسی حرام و حلال رو رعایت می کرد برای ازدواج مناسب است، با توجه به مسائل سیاسی پیش آمده و اینکه بنده موضوع ولایت فقیه برایم بسیار مهم است پاسخم به کسی که آقای احمدی نژاد را اصلح می داند و با هیچ استدلالی قانع نمی شود چه باید باشد؟ ضمن اینکه ایشان نقدهای تندی هم به رهبری دارند، به نظر شما این مسائل بعدها باعث اختلاف نمی شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر طرف نسبت به رهبر مسئله دارد، احتمالاً سلامت زندگی به خطر می‌افتد. این حالت، بدتر از آن است که کسی نسبت به رهبر بی‌تفاوت باشد. موفق باشید

18891
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد گرامی: من یک دانشجوی داروسازی هستم. بنده کتاب «فرهنگ مدرنیته و توهم» و بخش هایی از کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» را خوانده ام. از اینکه نگاه صحیحی نسبت به علم تجربی امروز دارید بسیار لذت بردم؛ منظورم از نگاه صحیح این است که در کتاب اشاره کرده اید که علم تجربی امروز به دلیل نواقص خود و انقطاع خود از وحی مدام در حال تغییر است و ممکن است دارویی که امروز پزشکان توصیه به مصرف آن می کنند سال ها بعد به کلی از بازار جمع شود و توصیه به عدم مصرف آن شود. غرض از مزاحمت بنده این است که علی رغم محدودیت هایی که علم تجربی دارد، اما بارها دیده ام که کارآیی های بسیار خوبی هم دارد که شما هم از این کارآیی ها مطلع هستید و از این جهت که علاقه مند به ادامه ی تحصیل هستم (به خصوص در زمینه ی تکنولوژی) این سوال برایم پیش آمده که چه کار کنم که بتوانم بیشترین سود را از تحصیل خود به جامعه برسانم. می دانم که علمی که من به دنبالش بوده ام و هستم به دلیل تجربی بودنش مکررا در حال تغییرات اساسی است، من به عنوان یک فرد علاقه مند به علم تجربی (و هم چنین علاقه مند و معتقد به فرمایشات ائمه در مورد سلامتی بدن) چگونه می توانم مسیر علمی آینده را برای خود گزینش کنم به طوری که کمتر دستخوش تغییرات قرار گیرد و کارهایم بی ثمر نشود؟ بعد از خواندن این کتب نسبت به ادامه ی تحصیل کمی سردرگم و مردد شده ام، چون این کتب من را به فکر کردن بیشتر در مورد نواقص تمدن غرب، از جمله علم آنها، وادار کرد اما از طرفی راه کار مناسبی برای دوری از نواقص این علم نیافتم. نمی دانم که اگر علم تجربی، که از علایق اصلی من است، را رها کنم چه کنم؟ ممنون می شوم اگر راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در علوم تجربی همه‌ی حقیقت در اختیار ما قرار نمی‌گیرد و همواره در مسیر آزمون و خطا هستیم. لذا اگر اصول خود را از وحی و آموزه‌های دینی بگیریم، خطاهایی که در امور تجربی پیش می‌آید، ضرر عمده‌ای به همراه نمی‌آورد. خطر از آن‌جا است که داده‌های علوم تجربی را مبنای جهان‌بینی خود قرار دهیم. موفق باشید

9093
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: سوالی داشتم پیرامون کتاب «حویشتن پنهان، شرح ده نکته از معرفت نفس» که شاید اولین کتابی است که در این موضوع در حال مطالعه ی آن هستم . در «جلسه دوم، حقیقت انسان؛ ماورای بدن» که با مثال هایی تجربی در مورد اینکه تن نقشی در حقیقت انسان ندارد صحبت شده است. تا قبل از مثال های مربوط به ادراکات، جدایی تن از من را متوجه شده بودم اما با مثال هایی که در مورد ادراکات بیان شده است ذهنیتم عوض شد، چرا که همانطور که واقفید در بیهوشی اعصاب مرکزی را تضعیف می کنند پس می توان عدم احساس درد را به اعصاب ربط داد (و نه قطع شدن ارتباط نفس با تن) که اعصاب هم بخشی از تن است و همینطور است برای سایر مثال ها از جمله اینکه مغز و ذهن انسان به وسیله ی چشم می بیند. حال این موضوع را چطور می توان به من ربط داد و نه تن؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در مورد معرفت نفس با خودمان روبه‌روئیم و آنچه را احساس می‌کنیم مورد نظر قرار می‌دهیم. آنچه از خودمان احساس می‌کنیم آن است که بی تن، باز خودمان هستیم و این را مبنای تفکر خودمان نسبت به موضوع معرفت نفس می‌دانیم. بر این مبنا می‌گوییم اگر در بیهوشی متوجه اطراف خود و یا پارگی بدنمان نیستیم، چون آن‌کسی که ادراک دارد یعنی نفس، در میان نیست، حال مکانیسم عدم حضور نفس به چه صورتی واقع می‌شود، فرق نمی‌کند. عمده آن است که از این مبنا غفلت نشود که بدن ما خود ما نیستیم و همه‌ی ادراکات مربوط به نفس است و نه تن. موفق باشید
7887
متن پرسش
به نام خدا سلام جناب استاد می خواستم لطف کنید تفاوت نگاه انتقادی شما به غرب و مدرنیته (که در کتاب سلوک ذیل شخصیت حضرت امام به خوبی بیان فرموده اید) را با نگاه پست مدرنیسم به آنها را برایم تشریح فرمایید. سلامتی و طول عمر با عزت شما را از خدای منان خواستارم.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: ما معتقد به عبور از تمدن غرب هستیم و نظر به تمدن دیگری غیر از تمدن غربی داریم در حالی‌که پست‌مدرنیسم می‌خواهد فرهنگ مدرنیته را بازخوانی کند تا امکان ادامه‌ی همان فکر و فرهنگ ممکن گردد. موفق باشید
29975

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب: در باب بردن کودکان زیر هفت سال و هفت سال به بالا به ۱. قبرستان ۲. قبرستان های تاریخی مثل تخت فولاد ۳. بودن کودک موقع دفن یا حداقل میتی که تازه دفن شده ۴. گلستان شهدا یا گلزار شهدا ۵. مزار علما و بزرگان ۶. امامزاده هایی که قبر اطراف آنها هست مثل امامزاده ی که در درچه هست و امثالهم پژو هشی در حال انجام است، آیا ممکن است دیدگاهتان را در این مورد بفرمایید؟ متشکریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید بحث در شرایط توهّم‌زایِ این مکان‌ها بوده که عموماً امروزه شرایط، فرق کرده و قضیه علی‌القاعده منتفی است. موفق باشید

29171

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید میخاستم بفرمایین راه کارهای عملی برای رسیدن به اخلاص و خلوص در کارها من شده بارها به روش تلقین به خودم و گفتن بسم الله برای رسیدن نیت کارم برای خدا بودن انجام دادم ولی انگار یه دوگانگی درونم هست یه حس زیرکی درونی که انگار داره گول میزنه میگه اگه بگی بسم الله به خواستت میرسی همیشه میگن باید جنتی رو طلب کرد که به بهشت رسید من تو درخواست هام میگم خدایا تو رو میخام ولی چون میدونم پشت این حرفم یه چیزای کوچکتر دیگه رو میخام برسم میفهمم که اون خلوص نیت درش نیست و آخر این نیت های به ظاهر خوب به دردی نمیخوره خلاصه لطفا تمرینی، روشی و راه کاری بگین تا از این دوگانگی خلاص شده و بتونم به نیتی که می‌کنم برسم و خدا رو راضی کنم از دست خودم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در معارف توحیدی مثل «معرفت نفس» تمرکز بیشتر شود. موفق باشید

25148
متن پرسش
سلام علیکم: استاد جان در مورد پاسخ سوال ۲۵۱۳۶ از کجا مطمئنید؟ منبعی موجود هست؟ الان مقالاتی هست با این محتوا که سالانه میلیونها دلار پول از ایران خارج می شود برای جایی که حقیقتا مزار امام حسین علیه السلام نیست. خواستم ببینم جواب مستدل تری نیست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شیعیان با تمام وجود حساس بودند تا جای دفن حضرت اباعبداللّه «علیه‌السلام» محفوظ بماند و مهم‌تر از آن، آن دریافت و احساسی است که انسان در آن مضجع شریف می‌یابد که قابل مقایسه با هیچ‌جای دیگر دنیا نیست. عموماً کسانی گرفتار این نوع شبهات‌اند که مزه‌ی زیارت حضرت اباعبداللّه «علیه‌السلام» را نچشیده‌اند. موفق باشید

24666

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر. جزوه ی کلیات عرفان نظری تو سایت نیست. و یک سوال اینکه سیر مطالعاتی شما واسه معرفت النفس کافیه یا ما باید مباحث معرفت النفس استاد جوادی املی و حرکت جوهری اونها رو هم بگذرونیم. استاد آیا امکانش هست معرفت النفس رو به دانشگاه های جهان انتقال بدهیم با ترجمه کتب و صوت های شما به زبانهای دیگر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بنا شد در اسرع وقت آن جزوه را در سایت قرار دهند.۲. فعلاً با همین بحث‌ها کار را شروع کنید و سپس حتماً از مباحث اساتید بزرگوار استفاده نمایید. ۳. به نظر می‌آید در ایجاد معارف عالیه، کمک آن‌ها باشد. موفق باشید

24550
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام و ادب و احترام دارم استاد بزرگوار: سوالی که برای بنده مطرح شده اینست که تفاوت اضطراب و اضطرار چیست؟ چگونه می شود کسی در عین قرار گرفتن در متن اضطرار، مضطرب نباشد و اطمینان قلبی و سکینه داشته باشد؟ آیا این حالت در مورد حضرت زینب سلام الله علیها به همین شکل بوده؟ در مورد مولایمان حضرت صاحب الزمان چگونه است؟ اجرتان با سید الشهدا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانِ مضطر در شرایطی قرار می‌گیرد که راه‌های معمولی و مادیِ رسیدن به هدف همه در مقابلش بسته می‌شود و از این جهت مضطرّ است ولی اگر نگاه توحیدی به جریان‌ها داشته باشد، مضطرب نیست و در همان حال هم امیدوار است تا حضرت حق راه‌هایی را در مقابلش بگشاید هرچند دشمنان حق و حقیقت سعی کرده‌اند موانع موفقیت او را به نهایت برسانند. و به همین جهت حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» مضطرّ هستند ولی مضطرب نیستند، و این قصه‌ی همه‌ی اولیاء الهی و موحدین تاریخ است. موفق باشید    

23245
متن پرسش
سلام استاد: واقعا خیلی برام جای سواله چرا ما تو کشور هنوز باید به خاطر خرابی یک اتوبوس جوان دانشجو از دست بدیم یکی دو مورد هم که نیست. واقعا تدبیر برای جلوگیری از این وقایع سخت است؟ بعد با این اوصاف چگونه می شود به یک خانم کم حجاب تذکر داد؟ خب اگر نسبتی مثلا با یکی از این جوان ها داشته باشد عصبانی نمی شود؟ حتی اگر نسبت نداشته باشد حق دارد بگوید به کارای دیگر برسید و به حجاب من کاری نداشته باشید مگر غیر از این است؟! ابتدایی ترین موارد هست یک بخاری سالم برای کلاس درس و یا یک اتوبوس بدون نقص
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که وارد زندگی مدرن بشویم ولی مجهز به عقلِ توسعه‌یافتگی نگردیم، کار را به این‌جاها می‌کشاند. بالاخره یا باید با عقل قدسی الهی زندگی کرد و مطابق وظیفه‌ی الهی، انسان‌ها به کارها دل ببندند و نسبت به وظیفه‌ی خود متعهد باشند، یا باید با تربیت عقلِ توسعه‌یافتگی، مردم در انجام وظایف خود مسئولیت احساس کنند. این‌که آن شرکت‌ها، کارِ اتوبوس‌های دانشگاه را به عهده بگیرند ولی نه انسان‌های متعهد به وظایف دینی خود نسبت به کارشان باشند و نه تربیت‌شده‌‌ای مطابق عقل مدرن، این مشکلات را که 200 سال است با آن درگیر هستیم؛ به‌وجود می‌اید. و همان خانم کم‌حجاب هم متوجه نیست که دارد در کدام جهان زندگی می‌کند. 200 سال است جریان روشنفکری می‌خواهد کشور ما را به دنیای مدرن متصل کند و 200 سال است با همین صحنه‌هایی که شما متذکر هستید در همه‌ی نهادها روبه‌رو می‌باشیم وگرنه هیچ تفاوتی بین آن‌چه در صحنه‌ی سقوط اتوبوس پیش آمد با آن‌چه در بیمارستان‌های ما و ادارات ما و نظام قضایی ما می‌گذرد، نیست. آن‌جا هم جوانان بسیاری به صورتی خاموش دارند به قتل می‌رسند و ما هنوز به این عبرت نرسیده‌ایم که چرا به تاریخ خود برنگردیم و چرا با سنت دینی خود در جستجوی زندگی نباشیم؟! دکتر داوری در کتاب «خرد سیاسی در جهان توسعه‌نیافتگی» سخنانی دارد و این حقیر نیز چند جلسه‌ای نکاتی در شرح آن کتاب داشته‌ام. باید راه‌کار را در جای دیگر جستجو کرد و به آیده ای دیگر فکر نمود. موفق باشید 

نمایش چاپی