باسمه تعالی: سلام علیکم: در تربيت نوجوانان بايد به چند اصل تربيتی توجّه كرد؛ از جمله: شناخت مسائل اين نسل، توجّه به پايههای خُلقی اين نسل، توجّه به اصل محبت و انس و دوستی با نوجوانان و پرهيز از اعمال قدرت و اجبار. حضرت علی عليه السلام دوران نوجوانی را از سه جهت بسيار حسّاس بيان میكنند: اوّل اينكه قلب نوجوان مانند زمين، خالی و مساعد است كه هرچه در آن بكاری همان درو میكنی: «انّما قلب الحدث كالأرض الخالية مهما اُلقی فيها من كلّ شیء قبلته» و دوم اينكه دوران نوجوانی را زودگذر میدانند و گوشزد میفرمايند سريعاً آن را دريابيد: «بادر شبابك قبل هرمك و صحتك قبل سقمك» سوم اينكه شيطان در اين زمان به نوجوان زياد روی میآورد و لازم است برای آن پناهگاه خوبی در نظر گرفت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در تاریخی قرار داریم که اکثر افرادی که ظاهر اسلامی ندارند در درون خود کلیت نظام اسلامی را پذیرفتهاند و این هنر نظام اسلامی است که توانسته است این افراد را از آنِ خود کند هر چند هنوز از نظر ظاهر تحت تأثیر جریانهای غیر دینی هستند ولی قلبشان ایمانی است و منظور سیما طرح چنین نکتهای است و کار خوبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبر معظم انقلاب فرموده بودند اگر گفتن آن شعارها مانع اتحاد بین نمازگزاران میشود، بر آنها اصرار نکنید. لااقل همان اندازه که نمازگزاران همراهی میکنند؛ شما بگویید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باستانگرایی، نقشهی دشمن بود برای عبور از اسلام. ولی به گفتهی آقای شایگان در کتاب «آسیا در برابر غرب» وقتی هر کشور از کشورهای جهان اسلام خود را با غرب بسنجد و رو به غرب داشته باشد از درک درست و مشترک خود با سایر کشورهای اسلامی محروم میشود و عملاً موجب فلجشدن نیروهای خلاّق خود میشوند و از نقشِ برآبشدنِ رؤیاهای قرن نوزدهم غرب غفلت میگردد. در حالیکه فاجعهی جنگ جهانی دوم نه فقط آرزوهای گذشتهی آنها را یکسره بر باد داد و ارزشهای انسانی را نابود کرد، بلکه هیولای نفی هر نوع حقیقتی را به میان آورد، تا آنکه ما به آن امر آگاه شدیم و به خود آمدیم که حاصل آن بنیاننهادنِ طرح ولایت فقیه شد و به یک معنا تقدیر ایران با توجه به رسالت تفکری که در آن هست، به عنوان حلقهی رابطه میان آسیای بزرگ و تمدن اسلامی و غرب در حال رقمخوردن است. همانطور که در گذشته نیز ایران حکم کانونی را داشت که تفکر یونانی و اسلامی و اشراقی را در وحدتی تجزیهناپذیر شکل داد.
یکی از صفات برجستهی فرهنگ ایرانی جنبهی ارتباطی و میانجیگری آن است، به همان صورتی که به دین اسلام روی آوردند و ادب فارسی و اسلام را در سراسر آسیا وسعت دادند. از یک طرف با هند و تمدنهای بودایی مرتبط باشد - به طوری که بلخ مرکز مهم اشاعهی دین بودا بود- و از طرف دیگر به غرب روی آورد و با دین مهر خود، با مسیحیت به رقابت پرداخت و از طریق "مانویت" به قلب مسیحیت رخنه کرد و آگوستین را تحت تأثیر قرار داد.
انکار اسلام توسط ناسیونالیستها در این سرزمین، انکار چهارده قرن تمدن و تفکر ایرانی است که با پذیرش اسلام و محبت به آل محمد (ص)در تکمیل و تلطیف فرهنگ اسلامی از تمام امکاناتِ نبوغ قومی خود مدد گرفت، و از طرفی روح ایرانی نیز خواه و ناخواه در قالب تفکر اسلامی شکفت و هنوز هم منشاء اثر است. در حالیکه در دوران شیفتگی نسبت به غرب، روح ایرانی گرفتار فلج فکری شد زیرا روح ایرانی فرق جوهری با روح بشر غربی دارد، در حالیکه روح ایرانی و اسلامی مکمل یکدیگرند.
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خوب است که سری به جزوهی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست بزنید. ۲. سیر مطالعاتی بر روی سایت میتواند مفید باشد. ۳. انسان در این زمان، وسعتی دارد که میتواند علاوه بر دروس رسمی خود به دروس حاشیهای نیز بپردازد. باید وسعت خود را زیاد بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال نباید بیش از نیاز غذا بخورید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوهی مذکور نظر به فتوای قبلی ایشان شده است و باید در اسرع وقت این قسمت از جزوه تغییر کند، با تشکر از تذکر جنابعالی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مطلب را یکبار جناب آقای حسینیان مسئول اسناد انقلاب اسلامی مطرح فرمودند که عرض شد. خود بنده هم که تا حدّی فرمایشات آقای سروش را دنبال میکردم و میکنم معتقدم ایشان مولوی را با نگاهِ سکولار تبیین میکنند و عملاً جامعه را از آن شخصیت بزرگی که مولانا برای احیای انسانی متعهد به بشریت میتواند بدهد، خارج میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اشکال دارد که آن صحنه را حملِ بر حیله با دشمن تلقی نمود که آنها گمان کنند بین جریانی که آقای روحانی در آن جریان قرار دارد، با حضرت امام اختلاف هست بهخصوص که در آن زمان ما در حال جنگ بودهایم و یکی از فنون جنگ، حیله با دشمن است. از این مهمتر فراموش نکنید که آن زمان، طرفِ مقابل به عنوان نمایندهی آمریکا در جلسه حاضر بوده است و نه شخصی از شهروندانِ رژیم صهیونیستی، که تازه رژیم اسرائیل بعد از سالها آن را منتشر میکند تا به اختلافاتِ داخلی دامن بزند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد عرایضی در کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» شده است مبنی بر آنکه عقل، چون حقایق را در حدّ مفهوم نازل میکند برای سلوک کافی نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که خودتان متوجهاید این موضوعات، موضوعاتی است که همواره باید انسان به آن عمق ببخشد، نه آنکه در ابتدایِ امر در معرض فهمِ انسانها نباشد در حدّی که اگر انسان موانع نظر به حضرت ربّ را نداشته باشد، او از همه به انسان نزدیکتر است . پيش فرضهايى كه انسانها دارند و گرفتار عقايد باطل مى باشند مانع درک حضور خدا است. اگر موانع فوق برطرف شود، به خودى خود نور الهى بر قلب انسان تجلى مى كند. زيرا از طرف خداوند بخلى نيست و او دائم الفيض است. مثل اينكه براى تجلى نور خورشيد در آينه فقط كافى است صفحه آن پاك و پاكيزه باشد. نيمه دوم موضوع كه تجلى نور خورشيد است به خودى خود در صحنه است. به همين جهت بايد متوجه بود انوار غيبى نسبت به ما در نزديكترين شرايط ممكنه هستند، همينكه ما موانع را برطرف كرديم با تجلى آن انوار روبه رو خواهيم شد. آنچه ممكن است موجب كم همتى و يأس شود اين است كه فكر كنيم بايد علاوه بر رفع موانع، جهت كششِ تجليات انوار غيبى هم كارى بكنيم، و چون نمى توانيم در آن راستا كارى انجام دهيم نااميد مى شويم، غافل از اينكه از آن طرف بخلى نيست و سراسر لطف و توجه است. حضرت صادق (ع) جهت توجه به موضوع فوق و اينكه اولًا: قلب انسان كاملًا با خدا آشنا است و خداوند در نزديك ترين شرايط به انسان است. ثانياً: مى تواند با خدا روبه رو شود، ما را متوجه نكته اى مى كنند كه خداوند در قرآن به آن اشاره فرموده است كه: «فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ»،[1] و هنگامى كه بر كشتى سوار مى شوند خدا را با تمام خلوص مى خوانند و چون آنها را به سوى خشكى رساند و نجاتشان داد، در همان حال شرك مى ورزند. بعد از طرح اين آيه حضرت فرمودند: آن وقت كه فرد در دريا اميد به هيچ چيز ندارد و به قدرتى لايزال متوسل مى شود «فَذَلِكَ الشَّيْءُ هُوَ اللَّهُ الْقَادِرُ عَلَى الْإِنْجَاءِ حَيْثُ لَا مُنْجِيَ وَ عَلَى الْإِغَاثَةِ حَيْثُ لَا مُغِيثَ»،[2] آن قدرت لايزال كه در آن حالت، آن فرد بدان متوسل مى شود همان خدايى است كه قادر بر نجات است، در آن موقعى كه هيچ نجات دهنده اى براى او نيست، و او فريادرس است، در شرايطى كه هيچ فريادرسى را در منظر خود نمى يابد. حديث مذكور؛ از بهترين نكته ها براى خدا يابى است. چون اولًا: ما را متوجه خدايى مى كند كه مافوق خداى مفهومى است و در آن شرايط خاص او را روبه روى خود مى يابيم، يعنى همان خدايى كه از طريق قلب بايد با آن مرتبط شد. ثانياً: اين خدا را انسان در وجود خود مى شناسد و احتياج نيست با كتاب و درس و مدرسه وجود او را براى خود اثبات كند. ثالثاً: و از همه مهم تر اينكه كافى است حجابهايى كه خود را براى ما نجات دهنده و فريادرس مى نمايانند كنار رود، يك مرتبه قلب ما خود را با آن خدا روبه رو مى بيند. به همين جهت حضرت مى فرمايند: او خداى قادر بر نجات است آن موقعى كه هيچ نجات دهنده اى نيست، «حَيثُ لا منجى». وقتى در منظر جان انسان مشخص شود كه هيچ نجات دهنده اى نيست و همه آنچه ما به عنوان نجات دهنده به صورت وَهمى و دروغين به آنها دل بسته بوديم، از منظر قلب كنار رفته اند، و وقتى روشن شود همه آنچه ما به عنوان فريادرسِ خود به آنها دل بسته بوديم، از صحنه جان رخت بربسته اند، خداوند در عمق جان ما به عنوان فريادرس ظاهر مى گردد و ما با او روبه رو مى شويم. چنانچه ملاحظه مى فرماييد اين حديث شريف جايگاه دستورات دين و معارف حقه الهى را نيز روشن مى نمايد كه چرا دائماً ما را متوجه مى كنند كه نظرمان به خدا باشد و براى هيچ چيز به نحو استقلالى، تأثيرى قائل نشويم. زيرا در آن صورت آن خدايى كه از هر چيز به ما نزديك تر است و در منظر جان ما حى و حاضر است، گم مى شود.
2- به نظر بنده خودشناسی که قابلِ تجربهترین موضوع برای هر انسان است؛ کار را آسان کرده، ما خودمان موضوعات را پیچیده میکنیم. 3- اگر قواعد اصیلی را نیابیم، این مشکل همیشه هست که نکند مثلاً موضوعی از علم بیاید و آن عقیده و باور را ببرد. موفق باشید
[1] ( 1)- سوره عنكبوت، آيه 65.
[2] ( 1)- قَالَ رَجُلٌ لِلصَّادِقِ( ع) يا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ دُلَّنِى عَلَى اللَّهِ مَا هُوَ فَقَدْ أَكْثَرَ عَلَى الْمُجَادِلُونَ وَ حَيرُونِى فَقَالَ لَهُ يا عَبْدَ اللَّهِ هَلْ رَكِبْتَ سَفِينَة قَطُّ قَالَ: نَعَمْ قَالَ: فَهَلْ كُسِرَ بِكَ حَيثُ لَا سَفِينَة تُنْجِيكَ وَ لَا سِبَاحَة تُغْنِيكَ قَالَ: نَعَمْ قَالَ فَهَلْ تَعَلَّقَ قَلْبُكَ هُنَالِكَ أَنَّ شَيئاً مِنَ الْأَشْياءِ قَادِرٌ عَلَى يخَلِّصَكَ مِنْ وَرْطَتِكَ قَالَ: نَعَمْ قَالَ: الصَّادِقُ( ع) فَذَلِكَ الشَّىءُ هُوَ اللَّهُ الْقَادِرُ عَلَى الْإِنْجَاءِ حَيثُ لَا مُنْجِى وَ عَلَى الْإِغَاثَة حَيثُ لَا مُغِيثَ.« معانيالأخبار»، ص 4-« توحيد صدوق»، ص 231.« بحارالانوار»، ج 3، ص 41.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکتهی مهمی اشاره کردهاید و اینکه متوجه باشیم پایداریِ انقلاب به تربیت انسانِ تراز انقلاب ممکن است که بحمداللّه در نسل سومیها در حال شکلگرفتن است. کارهای امنیتی باید آخرین مرحله باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره آنجایی که خداوند رخصت داده است، انجامِ آن مانع سلوک نیست. به ما فرمودهاند به وجه و کفین نامحرم از سر لذت نگاه نکنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدّ توان خود دستورات الهی را رعایت کنید تا خداوند نور لازم را به شما مرحمت فرماید. به همان معنایی که قرآن میفرماید: «اللّه ولیّ الّذین امنوا یخرجهم من ظلمات الی النّور». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آنجا که ممکن است سعی بفرمایید بدون جداشدن از رفقا آنها را متوجه نمایید که اگر با معارف لازم استحکام فکری خود را شکل ندهند در جریانهایی که با آن روبهرو میشوند موضعگیریِ درستی از خود بروز نمیدهند. ولی اگر ناامید شدید از این امر، صلاح نیست فرصتهای خود را به پای چنین گروههایی بسوزانید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر طرف نسبت به رهبر مسئله دارد، احتمالاً سلامت زندگی به خطر میافتد. این حالت، بدتر از آن است که کسی نسبت به رهبر بیتفاوت باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در علوم تجربی همهی حقیقت در اختیار ما قرار نمیگیرد و همواره در مسیر آزمون و خطا هستیم. لذا اگر اصول خود را از وحی و آموزههای دینی بگیریم، خطاهایی که در امور تجربی پیش میآید، ضرر عمدهای به همراه نمیآورد. خطر از آنجا است که دادههای علوم تجربی را مبنای جهانبینی خود قرار دهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید بحث در شرایط توهّمزایِ این مکانها بوده که عموماً امروزه شرایط، فرق کرده و قضیه علیالقاعده منتفی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در معارف توحیدی مثل «معرفت نفس» تمرکز بیشتر شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شیعیان با تمام وجود حساس بودند تا جای دفن حضرت اباعبداللّه «علیهالسلام» محفوظ بماند و مهمتر از آن، آن دریافت و احساسی است که انسان در آن مضجع شریف مییابد که قابل مقایسه با هیچجای دیگر دنیا نیست. عموماً کسانی گرفتار این نوع شبهاتاند که مزهی زیارت حضرت اباعبداللّه «علیهالسلام» را نچشیدهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بنا شد در اسرع وقت آن جزوه را در سایت قرار دهند.۲. فعلاً با همین بحثها کار را شروع کنید و سپس حتماً از مباحث اساتید بزرگوار استفاده نمایید. ۳. به نظر میآید در ایجاد معارف عالیه، کمک آنها باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانِ مضطر در شرایطی قرار میگیرد که راههای معمولی و مادیِ رسیدن به هدف همه در مقابلش بسته میشود و از این جهت مضطرّ است ولی اگر نگاه توحیدی به جریانها داشته باشد، مضطرب نیست و در همان حال هم امیدوار است تا حضرت حق راههایی را در مقابلش بگشاید هرچند دشمنان حق و حقیقت سعی کردهاند موانع موفقیت او را به نهایت برسانند. و به همین جهت حضرت مهدی «عجلاللّهتعالیفرجهالشریف» مضطرّ هستند ولی مضطرب نیستند، و این قصهی همهی اولیاء الهی و موحدین تاریخ است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینکه وارد زندگی مدرن بشویم ولی مجهز به عقلِ توسعهیافتگی نگردیم، کار را به اینجاها میکشاند. بالاخره یا باید با عقل قدسی الهی زندگی کرد و مطابق وظیفهی الهی، انسانها به کارها دل ببندند و نسبت به وظیفهی خود متعهد باشند، یا باید با تربیت عقلِ توسعهیافتگی، مردم در انجام وظایف خود مسئولیت احساس کنند. اینکه آن شرکتها، کارِ اتوبوسهای دانشگاه را به عهده بگیرند ولی نه انسانهای متعهد به وظایف دینی خود نسبت به کارشان باشند و نه تربیتشدهای مطابق عقل مدرن، این مشکلات را که 200 سال است با آن درگیر هستیم؛ بهوجود میاید. و همان خانم کمحجاب هم متوجه نیست که دارد در کدام جهان زندگی میکند. 200 سال است جریان روشنفکری میخواهد کشور ما را به دنیای مدرن متصل کند و 200 سال است با همین صحنههایی که شما متذکر هستید در همهی نهادها روبهرو میباشیم وگرنه هیچ تفاوتی بین آنچه در صحنهی سقوط اتوبوس پیش آمد با آنچه در بیمارستانهای ما و ادارات ما و نظام قضایی ما میگذرد، نیست. آنجا هم جوانان بسیاری به صورتی خاموش دارند به قتل میرسند و ما هنوز به این عبرت نرسیدهایم که چرا به تاریخ خود برنگردیم و چرا با سنت دینی خود در جستجوی زندگی نباشیم؟! دکتر داوری در کتاب «خرد سیاسی در جهان توسعهنیافتگی» سخنانی دارد و این حقیر نیز چند جلسهای نکاتی در شرح آن کتاب داشتهام. باید راهکار را در جای دیگر جستجو کرد و به آیده ای دیگر فکر نمود. موفق باشید
