باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید بحث در شرایط توهّمزایِ این مکانها بوده که عموماً امروزه شرایط، فرق کرده و قضیه علیالقاعده منتفی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه خوب بود نام استاد صفاییِ عزیز را به میان آوردید که خدا رحمتشان کند. ببین آن مرد خدا چه اندازه گشوده بود و در عین رعایت تقوا در هر صحنهای که صحنهی خدمت به مردم بود، حاضر میشد. امروز، روزِ دستیابی به وسعت انسانیِ انسانها است با این رویکرد باید به میدان آمد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد نکاتی در مقدمهی کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» عرض شده است که شاید کمک کند. موفق باشید
عنايت داشته باشيد که كمكها و مددهايي كه به پيامبر ميشود تا در مأموريتش موفق شود، رحمتي است به مردم زيرا مردم از طريق همين كمكها است كه متوجه حقانيت نبي ميشوند و از هدايت الهي بهرهمند ميگردند. در همين راستا مددهايي را که به رسول خدا (ص) ميشود ميتوان به مددهاي قبل از بعثت و مددهاي بعد از بعثت تقسيم کرد.
الف- مددهاي قبل از بعثت: مددهاي قبل از بعثت موجب ميشود تا اولاً: با حفظ رسول خدا - از هرگونه لغزشي که عرف جامعه از پيامبر خدا انتظار ندارند - در قبل از بعثت، كارنامهي نبي جهت انجام مأموريتش از هرگونه ضعفي پاك باشد و در مأموريتي كه بناست به عهدهي آن حضرت گذاشته شود به بهترين نحو موفق شود. و چون خدا ميداند اين شخص با پاي خود و با انتخاب خود - در عين اين که مسير ولايت را طي ميكند - شايستهي ابلاغ دين ميگردد، مواظبتهايي را قبل از بعثت نسبت به او اِعمال ميکند تا در تحقق نبوتش به كارش آيد و موانع راه از قبل برطرف شده باشد. ثانياً: از طريق آن مددها که قبل از بعثت به پيامبر خدا ميشود، نفس آن حضرت ظرفيت پذيرش حقايق عظيم موجود در وَحي را پيدا ميكند تا وَحي را كامل بگيرد و کامل برساند. در همين رابطه حضرت علي(ع) ميفرمايند: «...وَ لَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ مِنْ لَدُنْ اَنْ كانَ فَطيماً اَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَريقَ الْمَكارِم و مَحاسِنَ اخلاقِ العالَمِ، لَيْلَهُ وَ نهارَهُ»[1] از همان لحظهاي كه پيامبر (ص) را از شير گرفتند، خداوند بزرگترين فرشتهي خود را مأمور تربيت آن حضرت كرد تا شب و روز، او را به راههاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيكو راهنمايي كند.
پس نتيجه ميگيريم خداوند با علم به شايستگيهاي پيامبر (ص) از ابتدا پيامبر خود را پرورانده تا مستعد دريافت بزرگترين پيام براي بندگانش بشود و از طريق نفس مقدس آن حضرت ما بتوانيم به دين خدا دست يابيم.
ب- مددهاي بعد از نبوت: مددهاي بعد از نبوت عبارت است از كمكهاي خاصي که به پيامبر ميشود جهت حفظ او و موفقيت او تا مردم از پيامبري پيامبر محروم نشوند. اگر این مددها نبود هدايت بشر مختل يا منقطع ميگشت و در همين راستا خداوند جان پيامبر (ص) را از خطرات حفظ ميكند و يا توطئهها را خنثي و يا شايعات را به آن حضرت خبر ميدهد ولي در همهي اين احوالات وظيفهاي را که به عهدهي مسلمانان و يا شخص پيامبر است به خود آنها واگذار ميکند.
بر اساس همان مبنايي که خداوند براي انسانها پيامبر ميفرستد، جهت تبيين و ادامهي دين، امامان را مأمور ميکند، در اين حالت هم فقط کسي را که به مقام قرب الهي رسيده است براي امامت تجهيز مينمايد.
[1]- نهج البلاغه، خطبهي ۱۹۳ (خطبه قاصعه - ۲۳۴)
باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوهای در سایت هست با این آدرس http://lobolmizan.ir/leaflet/1304/%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%B2%D8%A7%D8%A6%D8%B1-%D8%B9%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%AA
إنشاءاللّه میتواند کمککار باشد. التماس دعا. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه انسان اعتقاد و باور به هدایت امام غائب «علیهالسلام» داشته باشد، اگر نفس خود را و امیال مربوطهاش را در سلامت نسبی قرار داده باشد آن حضرت از مددهای لازم دریغ نمیفرمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس خودش باید حساس باشد که بهترین راه هدایت به سوی پروردگار عالم را بیابد. کافرانی که در قرآن به عذاب تهدید شدهاند، آنهاییاند که مقابل حقیقت اسلام ایستادهاند و مسلّم رفیق شما از این جنس نیست. ولی آیا نباید انسان هدایت اصلی را از جایی بهدست آورد که ربّ العالمین در آنجا خود را به عنوان هدایت بشریت به میان آورده است؟ و این جز در این تاریخ، اسلام است و قرآن؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اگر بتوانید بحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» را همراه با صوت آن که بر روی سایت هست، دنبال فرمایید نهتنها این نوع سؤالاتتان جواب داده میشود بلکه طلیعهای میشود برای تفکر بهتر و بیشتر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان استعدادی دارد که به کمک آن میتواند حقایق عالم را که به یک معنا، روح و باطن عالم است مدّ نظر قرار دهد و این با چشمِ دل و یا به تعبیری، ابصار قلوب انجام میشود. بعضاً در جملاتِ دینی یا آیات قرآن «فؤاد» به این معنا بهکار میرود، ولی بعضاً به معنای عقل است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچوقت شیعه برای بدنِ امام خود عزاداری نمیکند! اگر حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» از اسب پیاده میشوند و دست مبارک حضرت ابالفضل«علیهالسلام» را برداشته بدان بوسه میزنند؛ از آن جهت است که ارادهای در پشت این دست نهفته بوده است که با بوسهزدن بر این دست، جانِ حضرت به آن نورانیت ارادهی جناب ابالفضل«علیهالسلام» منتقل میشود. داستان عزاداریِ ما در چنین ظرایفی باید دنبال شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم باید روی این موضوع فکر کرد که بعد از قرون وسطی یک رویکرد کلی در غرب بهوجود آمد که منجر به فرهنگ مدرنیته شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته جناب ابن عربی در «فصّ عزیری»انسانها در عین ثابته خود، نحوه بودن خود را در دنیا نیز انتخاب میکنند، ولی بسیار کمند آنهایی که متوجه حکم عین ثابتهشان میشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم زن و شوهر باید در بستر دینی که پذیرفتهاند در کنار هم باشند، ولی نه به آن صورت که لازم باشد کاملاً مطابق هم فکر کنند و عمل نمایند. طرف در واجبات و عدم ارتکاب محرمات مقیّد باشد و هرکدام برای دیگری، حقّ قائل باشند که مطابق سلیقهی خود عمل کند، کافی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. شاید مباحثی که در کتابهای «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» و «آشتی با خدا» بتوان راههایی را مدّ نظر قرار داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی حضرت مهدی «عجلاللّهتعالیفرجه» واسطهی فیض باشند، برای همهی موجودات واسطهی فیض الهی هستند و مناسب ظرفیت هر موجودی، آن موجود را از الطاف الهی برخوردار میکنند به همان جهت آن آهو به محضر مولایمان که مولای آن آهو نیز هست، به سراغ حضرت رضا «علیهالسلام» میرود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولا حساسیتی که در احادیث فقهی در میان راویان بودهاست، در احادیث اخلاقی نبوده چرا که تکلیفی به عهدهی مکلّف نبوده که ترکش موجب معصیت شود و به همین خاطر بسیاری از احادیث اخلاقیای که صادر شدهاست سند معتبری ندارند و این به معنای عدم صدور آنها از معصوم نیست. ثانیا در برخی روایات که به «احادیث من بلغ» مشهور است آمده که «اگر کسی روایتی بشنود که متضمن آن است که فلان عمل فلان مقدار ثواب را دارد و آن عمل را به امید آنکه به آن ثواب برسد انجام دهد، خداوند تفضل کرده و آن ثواب را به وی میدهد» به همین خاطر عمل به احادیث اخلاقی که حاوی دستور دارای ثواب است مورد تأیید شرع است. ثالثا در احادیث اخلاقی قصد انتساب امری به شارع نداریم که شبههی بدعت شود و به همین خاطر حساسیتی که روی احادیث فقهی هست بر روی احادیث اخلاقی نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ورود کنید تا مزهی آنها را بچشید. هرکدام، نوری هستند برای زندگی در این دنیایِ پر از ظلمات. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مردم گرفتار روزمرّهگیها طالب سخن حق نمیباشند ولی نباید نگران شد و از سخن حق عقبنشینی کرد زیرا از آن طرف، انسانهایی هستند که در سخن حق مأوا میگزینند. موفق باشید
اسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همینطور است زیرا خداوند اراده کرده است که بشر این دوران از تاریخ استکبار عبور کند. مثل آنکه اراده کرده بود تا حضرت موسی «علیهالسلام» و قوم بنیاسرائیل از فرعونیان عبور کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اشکال دارد که آن صحنه را حملِ بر حیله با دشمن تلقی نمود که آنها گمان کنند بین جریانی که آقای روحانی در آن جریان قرار دارد، با حضرت امام اختلاف هست بهخصوص که در آن زمان ما در حال جنگ بودهایم و یکی از فنون جنگ، حیله با دشمن است. از این مهمتر فراموش نکنید که آن زمان، طرفِ مقابل به عنوان نمایندهی آمریکا در جلسه حاضر بوده است و نه شخصی از شهروندانِ رژیم صهیونیستی، که تازه رژیم اسرائیل بعد از سالها آن را منتشر میکند تا به اختلافاتِ داخلی دامن بزند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه بنده در مطالعهی مختصری که از اوپانیشادها داشتم بیشتر نظرم به وَجهِ توحیدی آن سرودها بوده و حیرتی که برایم پیش آمد. ولی فکر میکنم قضیه همینطور است که شما میگویید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خردمندانِ هر تاریخ کسانیاند که متوجهی ظرفیت زمانهی خود میباشند، ظرفیتی که در زمانی دیگر غایب میشود[1] و تفاوت «شهادت» با «انتحار» در همین جا است. در انتحار، احساساتی کور و بیآینده در میان است ولی در شهادت، خردمندی خاصی در راستایِ فهم ظرفیت تاریخی به میان آمده است و به همین جهت شهادت، تاریخساز است. زیرا شهید، خردمندترین انسان روزگار خود میباشد و بیش از همه به مسائل روزگار خود فکر کرده است.
از آنجایی که آیندهنگری آموختنی نیست تا کسی با درس و مدرسه بهدست آورد و آن با چشم و گوش بازِ کسانی که محرم راز زمانهاند حاصل میشود، میتوان شهدا را که متوجه راز زمانهی خود شدهاند، بصیرترین انسانهای تاریخ دانست از آن جهت که زمان و مقضیات زمانهی خود را میشناختند و میدانستند چه میتوانیم بکنیم و چه نمیتوانیم انجام دهیم، بصیرتی که در داعشیها نبود و نیست. موفق باشید
[1]- این همان غفلتی است که امثال توابین بعد از نهضت کربلا داشتند که دیگر آن ظرفیت که شهدا کربلا متوجه آن بودند برای آنها غایب شد و عملا به اسم شهادت، دست به خودکشی زدند.
