بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
7860
متن پرسش
هوالمحبوب سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار می خواستم بدانم در رابطه با آشنایی با فرهنگ غرب و نقد مدرنیته چه کتابهایی را از خود و دیگران پیشنهاد می کنید و چه تفکری را در این رابطه مناسب میدانید؟ ممنون
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: کتاب‌های «گزینش تکنولوژی از دریچه‌ی بینش توحیدی» و «علل تزلزل تمدن غرب» و «مدرنیته و توهم» و کتاب «توسعه‌ و فرهنگ» از شهید آوینی وکتاب‌های مرحوم مددپور و دکتر داوری خوب است. موفق باشید
27511
متن پرسش
سلام علیکم: در پرسش و پاسخ ۲۷۴۹۰ اشاره ظریفی داشتید که تفاوت علوم اسلامی و علوم انسانی در چیست و به شخصه بسیار بهره مند شدم. حقیقتا وقتی به تاریخ مدرنیته نگاه می کنیم می بینیم که نطفه علوم انسانی در قرن ۱۸ و ۱۹ بسته می شود و متناسب جهت گیری های ویژه پس از عصر رنسانس و متناسب طرح بزرگ مدرنیسم چیده می شود و اساسا تعریف نوینی از عالم و آدم دارد و من معتقدم علوم انسانی، شان کلامی برای عالم مدرن دارد و این شان کلامی را هم دارد ایفا می کند. ولی بحث اینجاست که تا سخن از احیاء تفکر اسلامی و علم دینی و علوم اسلامی برخاسته از قرآن و عترت و طرح کلی اندیشه اسلامی می زنیم و اینکه علوم انسانی در بستر مدرنیته مطرح می شوند و انسان مدرن به کجاها دارد می رود و به قصد تصرف در طبیعت به قصد ارضای حال درونی و تمتع هر چه بیشتر چه برنامه ها و الگوهای توسعه که نمی ریزد، این مطلب پیش میاد که شما فهم آسان و بسیط و دم دستی از عالم و عقل کنونی و جهان مدرن دارید و تازه ما تا آمدیم مدرنیته را بشناسیم، پست مدرن ها آمدند و مساله مطرح کردند و ما هنوز بدون توجه به ظرفیت ها و داده ها و اینکه آیا اصلا بنیه تمدن سازی داریم یا نه مدام از علوم انسان ساز در بستر اسلام و انقلاب و تمدن نوین اسلامی می گویید و فکر می کنید بین اندیشه شما و جهان کنونی فاصله ای نیست در صورتیکه هم اکنون هم حتی سرتاپای شما را مدرنیته فرا گرفته و دارید برای خود حتی برهوتی را بزرگ و بزرگتر می کنید. عجیب است که چرا برخی از این سو به اهمیت علوم انسان ساز اسلامی واقف نیستند و برخی از طرفی فکر می کنند اگر همه مردم حرفهای حضرت آقا رو تایید کنند و حجاب رو رعایت کنند و رفتارهای ناقض فقه و احکام در جامعه نباشه و یکسری بد اخلاقی ها صورت نگیره و مردم هم همه پر شور بیان راهپیمایی ۲۲ بهمن، تمدن ساخته میشه حالا ما در قواعد جامعه سازی و تمدن سازی از الگوی توسعه و عالم مدرن بهره بردیم هم دیگر مهم نیست و فوقش جاهای خوب تمدن غرب را می گیریم و جاهای بدش را حذف می کنیم مثلا در علوم انسانی میاییم نظریات و مدل های اجرایی و نظری رایج را می گوییم کنارش چند آیه و حدیث می گذاریم و چند حکم فقهی و مسئله توضیح المسائل و حدود شرایع اخلاقی می گوییم و خب خوشحالیم دیگر ما علم دینی تولید کردیم. واقعا گام دوم وقت آن است که بستر خود را اساسا نشان دهیم ماورای مدرنیته و روبروی نظم مدرن و نوین جهانی و عالم انسان مدرن است و ما زمین متفاوتی را تعریف کرده ایم پس به قول جناب حافظ: «عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی». ما عالم و نقطه ثقل انسان، جامعه و تمدن دیگری مطرح کرده ایم و لذا وقتی عالم دیگر تعریف شد نیازمند ابزار و نظم و قواعد خاص خود است و قطعا بایستی در علوم انسان ساز تحول جدی رخ دهد. باید محور علوم انسان ساز، همان علوم اسلامی و عقل قدسی باشد که شریعت الهی بعنوان راه حقه فلاح بشر و راهنمایان شریعت مقابل ما می گشایند تا به اسماء الهی و سنن حضرت حق بنگریم. ولی قطعا باید بصورت انتقادی و تاویلی غربشناسی کرد و دید آیا درون عالم انسان مدرن، آیا نظم و قواعد و عناصری هست که بتواند با مبانی عقل و علم قدسی و اسلامی بخواند و لااقل مغایر و متضاد نباشد تا آن را بتوان ذیل همان روح اسلامی و قدسی انسان تصرف کرد و استحاله نمود. البته امیدوارم به خود بیاییم و مسئولین تربیتی و آموزشی پس از سالها رویکرد غربزده و پارادوکسی که از طرفی خواستند تربیت کنند انسان متشرع و پایبند به فضائل اخلاقی در عین حال زندگی کننده در چارچوب دولت شهرهای مدرن و متناسب شهروندی در همین بستر. ویژه اینکه رهبر عزیزمان در بیانیه گام دوم فرمودند ما در چله دوم خود سازی، جامعه پردازی و تمدن سازی هستیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. بنا بر آن است که ما در جهان و زمین دیگری خود را دنبال کنیم و این نه به معنایِ برگشت به قبل از جهان مدرن است و نه به معنای مقابله با فرهنگ غربی، بلکه به معنای حضور در تاریخی است که از گذشته‌ی خود یعنی جهان سنتی‌مان و از جهان مدرن گسسته نیست ولی هیچ‌کدام از آن‌ها هم نمی‌باشد. جهانی است مقدّرشده در پیشِ روی ما که هر اندازه به سوی آن قدم بگذاریم، خود را ظاهر می‌کند و ظهور آن بستگی به قدم‌ها و مقاومت‌های ما دارد. مگر ما در ابتدا می‌دانستیم انقلاب اسلامی تا این‌جاها می‌تواند در تاریخ حاضر شود؟ ولی چون متوجه‌ی ظرفیت بالای آن بودیم و درکی از تقدیر الهی در این تاریخ در رهبران اصلی انقلاب به‌وجود آمد؛ همچنان ادامه دادیم و ضعف‌هایِ تاریخی‌مان مثل بعضی از روشنفکران، بهانه‌ی عقب‌نشینی‌مان نشد. عظمت بصیرت رهبر معظم انقلاب در همین نکته است. موفق باشید  

23971
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز با مطالعه جزوه حرکت جوهری این سوال برایم پیش آمد که اینکه فرمودید در قیامت قوه های این زمینه به فعلیت می رسد، منظور چه قوه هایی است و اینکه فعلیت این زمین چگونه می تواند باشد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طبق برهان «حرکت جوهری» قوه‌های عالم ماده به فعلیت می‌رسد و در آن صورت، قیامتِ عالم ماده محقق می‌شود و زمین همچون نفسِ ناطقه زنده و بیدار خواهد بود. موفق باشید

23942
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز و تبریک بجهت میلاد حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و به امید ظهور امام غائبِ حاضر ۱. جلسه شنبه شب شما پیرامون «فرهنگ انتظار و نجات از اکنون زدگی» بسیار عمیق و دقیق بود و نقطه نوری در ذهن و دلم روشن کرد این بحث شما و دیدم عجب معارف جان داری داریم در بحث امام زمان ارواحنا فداه و ظهور منجی در این تاریخ و جامعه شیعه حتی چقدر عقب هست از درک صحیح ‌و دقیق و عمیق مسئله و با خودم گفتم اگر در این تاریخ رجوعی درست به حضرت ولی عصر عجل الله نداشته باشیم، و شناخت به معنای صحیح کلمه از آن پیدا نکنیم، حتما نفله میشویم و به مرگ جاهلی هم خواهیم مرد. استاد بحث دیشب شما برای امثال بنده تلنگر محکمی می تواند باشد. چه کنیم که در مرتبه نظری و عملی یک منتظر باشیم و چه مباحثی رو پیشنهاد میفرمایید برای ادامه راهی که دیشب به روی ما گشودید؟ لازم به ذکر هست که بنده ده نکته و برهان صدیقین رو به طور کامل الحمدلله بهمراه مباحثه و استماع شرح صوتی خودتان کار کردم. ۲. دیگر اینکه می خواستم بدونم آن بنده خدایی که صوت های شما را گلچین می کردند آدرس محلی که صوتهای کوتاه شما را بارگزاری می کنند را نفرستادند که ما هم بهره ببریم؟ منظورم در سوال شماره ۲۳۷۰۳ هست. ملتمس دعا. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده احساس حضور در بستر انقلاب اسلامی و نظرِ تأییدی‌داشتن به سخنان نایب الامام حضرت آیت اللّه خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» راهِ تحقق خود در بستر نورانی انتظار در این دوران است.۲. بنده هم به آن عزیزان دسترسی ندارم؛ اگر پیش آید، تذکر شما تذکر به‌جایی است. موفق باشید

23157

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد محترم: و عذر خواهی جهت مزاحمت های مکرر. بنده دچار مشکلی بودم که امروز در سن ۳۰ سالگی تازه مشکل خودم را فهمیدم و به علت نقص خودم در حل مساله از شما درخواست برطرف کردن مشکل را دارم. از کودکی در هر مرحله ای قرار می گرفتم آرام و قرار نداشتم، مثلا به کاری با علاقه وارد می شدم و بعد از مدتی که آن کار را با هیجان انجام می دادم وسط کار، رها می کردم چون در عقل خودم هیچ سود بزرگی را در آن نمی یافتم، انواع سرگرمی ها، کارهای هنری و ... حتی مطالب دروس را از ابتدایی تا انتهایی وقتی در ذهن خودم علتی برای یادگیری آن نمی یافتم رها می کردم البته برای پیدا کردن علت بسیار تلاش می کردم ولی یا علت هایی که دیگران بیان می کردند برایم قانع کننده نبود و یا در مواردی اصلا صاحب نفسی نبود که من از او علت را بیابم و خودم هم که عقل ناقصی داشتم در نتیجه کار را رها می کردم. به هر سختی دیپلم را گرفتم ولی در دانشگاه در رشته شیمی محض دو سال درس خواندم و رها کردم بعد وارد مهد قرآن شدم. ۳ جزء حفظ کردم، گمشده خودم را آنجا هم نیافتم چون عمده توجه به ظاهر قرآن بود، آن را نیز رها کردم هر چند تا الان هنوز علاقه حفظ در وجود من هست و به سراغ حوزه رفتم، الان ده سال از آن زمان که شروع می کردم گذشته، صرف و نحو و منطق و مبادی عربی را به هر مشتقتی بود خواندم (مشقت می گویم منظورم تمکین نکردن نفس خودم است از یادگیری کلیاتی که در حوزه می آموختم چون روحم به دنبال مطالبی بود که در مطالب کتاب ها آنها را نمی یافتم) البته شایان به ذکر است که از ۱۸ سالگی برخی کتب شهید دستعیب، شهید مطهری و علما و صاحب نظران دیگر را برای رسیدن به مجهولاتم خواندم و بسیار در این زمینه نسبت به قبل خودم پیشرفت کردم خلاصه الان در سن ۳۰ سالگی دچار کثرت گرایی شدید شدم. طوری که حرکت برآیم ممکن نیست و قدرت تشخیص ندارم. می دانم درس خواندن در حوزه مرا به سمت کلیات می برد که جزییات از آن فهمیده می شود. از طرفی مطالعات خودم که از جزییات شروع شد الان دارم به همان کلیات که در فلسفه هست و من هنوز در حوزه نخواندم، می رسم و از طرفی به شدت به رعایت حقوقی که نسبت به شوهر و فرزندان دارم آگاه و پایبندم با توجه به اینکه در راه پیش رو هر روز دروس حوزه سنگین تر می شود و امکان مطالعات آزاد از من سلب می شود در کنارش خانه داری و همسر داری، نمی دانم حوزه را که به صورت غیر حضوری است رها کنم و به همان مطالعات مورد علاقه خودم برسم. (یعنی حرکت از جزییات به کلیات) یا مطالعات را (خلاف میل باطنی من است) رها کنم. البته واقف به این مساله هستم که نهایت مطالعات خودم تنها به رشد خودم می انجامد و نهایت حوزه زمینه رشد جامعه را برایم فراهم می کند و همین سعادت بزرگ را از دست می دهم. در مطالعات متفرقه هم سیر خاصی ندارم بلکه هر مطلبی ذهنم را در گیر کند مطالعه می کنم و به شدت دایره مطالعاتم گسترده است از نظر نویسنده ،کتب شما، خانم لطفی، علامه طباطبایی، شهید مطهری، سیر و سلوک علما و بزرگان، علامه حسن زاده و .... می شود به من بگویید چگونه مشکل خود را حل کنم تا بتوانم از این کثرت ها رها شوم و به راه خودم ادامه دهم و البته سوال را قبلا به نحو دیگری از شما پرسیدم گفتید با برنامه ریزی کار درست می شود، ولی هر کار کردم نمی توانم با مسولیت های دیگر که دارم بین مطالب درسی و غیر درسی جمع کنم و دچار پراکندگی نشوم. به شدت در روحم عجله برای رسیدن را حس می کنم و آرامش ندارم و فقط مطالعه مرا آرام می کند، آیا این هوای نفس من نیست که مرا از درس خواندن نهی می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سنّ سی‌سالگی، سنِ سرزندگی برای درک حقایق است. اگر در کنار مدیریت عاطفی خانه به عنوان یک مادر به مباحثی که روحِ کلی دارد مثل فلسفه و عرفان رجوع فرمایید، راهی به سوی حقیقت برای اُنس با تفسیر شریف المیزان و روایات اهل‌البیت «علیهم‌السلام» در مقابل شما می‌گشاید. و با حوزه ی علمیه همان اندازه ارتباط داشته باشید که بستر فعالیت های شما در آن فراهم باشد. مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «خویشتن پنهان» و «معاد» همراه با شرح صوتی آن‌ها که بر روی سایت هست، به غیر از کتاب «خویشتن پنهان» خوب است دنبال بفرمایید. موفق باشید

22372

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عرض می کنم محضر استاد عزیز: حین مطالعه یکی از کتاب های استاد بودم که در مورد امامت بود آنچه که دریافتم این بود که امام عصاره هستی و عالم امکان هست. به چند نتیجه رسیدم و آن این که «واللازم لهم لاحق» سوالم این بود که زمانی که امام حسین (ع) در کربلا بود آیا کسانی که در کربلا نبودند هرآنچه که انجام می دادند باطل و بیهوده بوده است چون در راستای امام حرکت نمی کردند؟ آیا این برداشت صحیح است؟ سوال بعدی ام هم در مورد آخرین نماز حضرت علی (ع) بود که نماز ایشان ناقص ماند اگر نماز امام ناتمام بماند نماز همه ناتمام مانده و آیا نماز سایرین هم ناتمام ماند؟ در ضمن چه حکمتی در این اتفاق نهفته بود؟ آیا نمی شد نماز ایشان تمام می شد بعد شهادت ایشان اتفاق می افتاد یا قبل از نماز ایشان؟ امیدوارم مفهوم سوالاتم رو بخوبی رسونده باشم. سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خود حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» اذن داده بودند که اگر کسی خواست برود، برود. 2- مهم نیّت امام و مأموم است. موفق باشید

20755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
درود محضر استاد طاهرزاده: مساله ای برایم پدید آمده و آن این است که از کجا بدانیم انسانهایی که می بینیم واقعا انسانند چون همانطور که مستحضر هستید موجودات دیگر چون اجنه و ملائکه نیز می توانند به صورت انسان درآیند کما اینکه جبرئیل به صورت دحیه کلبی مشاهده می شد یا حضرت مریم تصور کرد که با بشری روبرو شده و قطعا در آن حالت یقین داشت که انسانی روبروی اوست یا شیطان در یکی از جنگ های صدر اسلام به صورت بشر درآمد و نیز در موارد متعدد دیگر در تمامی این موارد افرادی که ملائکه یا اجنه را می دیدند یقین داشتند با انسان روبرو هستند ولی اینطور نبود و ما نیز ممکن است در موارد مشابه آنها قرار بگیریم پس یا باید ملاکی برای تمایز قائل شد یا در تمامی موارد که انسانهایی را مشاهده می کنیم این امکان است که بشرنما باشند نه بشر حتی مساله بالاتر از این حرفهاست و معصومین نیز ازین شبهه خلاصی ندارند کما اینکه حضرت لوط یقین داشت آن افراد بشرند ولی نبودند حتی حضرت ابراهیم برای ملائکه گوساله ای بریان می کند و قطعا در آن حال یقین داشت آنها بشرند می بینید این شبهه گریبان معصومین نیز گرفته چه رسد به ما. جزاکم الله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه مشکلی برای ما خواهد بود. ما به حکم وظیفه و مطابق ظاهر عمل می‌کنیم، حال اگر معلوم شد آن‌ها انسان نیستند، تکلیف ما متفاوت می‌شود. به همین جهت به ما فرموده‌اند مطابق ظاهر عمل کنید. موفق باشید

19652
متن پرسش
با سلام: در فرهنگ عامه متدینین توسل یعنی دست به دامان شدن و تقاضا از کسی در راستای برآورده شدن حاجتی. مثلا شخصی در محاکم نمی تواند حقش را ثابت کند و به او ظلم می شود لذا متوسل به یکی از معصومین می شود و کار را به او می سپارد یعنی در حقیقت معتقدیم که آن معصوم قدرت دارد تا به اذن الهی و در چهارچوب حکمت الهی حق ضایع شده شخص متوسل را احیا کرده و یا ظالمین را به جزای ظلمشان برساند. خوب ما از توسل این را یادگرفته ایم و اینطوری عمل می کنیم. اما اینکه حضرت زکریا در قضیه مریم متوجه لطف الهی شدند، ظاهرا در اینجا عنوان تذکر صحیح باشد نه توسل. چون حضرت زکریا که به مریم متوسل نشدند تا ایشان کاری برای حضرت زکریا انجام دهند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که انسان در توسلات خود به دنبال کمالاتی است که در حضرت حق هست، با نظر به مظاهری که حضرت حق کمالات خود را در آن‌ها ظاهر نموده‌ است و با شفیع قراردادنِ آن مظاهر به حضرت حق رجوع می‌نماییم و معنی توسل همچنان که عرض شد با نظر به حضرت حق است که معنا می‌دهد. موفق باشید

18936

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خانم بنده نسبت به اموال دقت بیش از حد دارد و تا مطمئن نشود مال کسی را نمی خورد. حتی به اموال بنده نیز با دیده شک نگاه می کند (گاهی هم خمس می دهد از باب مال حلال مخوط به حرام که گاها متوجه می شوم و خیلی بهم بر می خورد). در باغ رضوان بچه ها را از گرفتن خیرات منع می کند و اگر نذری بیاورند در منزل همین طور عمل می کند. من بر عکس، اصل را بر پاکی مال دیگران می گذارم مگر خلاف آن ثابت شود یا واقعا مورد مشکوک باشد. اما گاهی فکر می کنم که شاید کار خانمم درست تر باشد. از طرفی نگران تربیت فرزندان در این روش شکاکانه هستم. لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خانمتان درست نیست زیرا معنای کار ایشان آن است که همه فاسق‌اند و تفسیق مردمی که فسقشان علنی نیست حرام است. موفق باشید

18745

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام برای پیگری سئوال 18696با ید چکار کنم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال مذکور این طور عرض شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه صبر در امری که وظیفه‌ی ما است، کارساز خواهد بود و از این جهت در قرآن بر روی صبر تأکید فراوان می‌شود. موفق باشید

15945
متن پرسش
باسلام.در مورد پایداری جاودانگی عذاب جهنمیان کتابهایی را مطالعه کردم ونظراتی داشتند خواستم نظر شمارا هم بدانم,,ایا اصلا مطرح کردن این موضوع صحیح است؟.در این ایه قران که می فرمایند به اسمان وزمین فرمان می دهد خداوند,ومیفرماید که خواه از روی اکراه یا رغبت انجام دهید وانها می گویند با رغبت انجام می دهیم,خواستم بدانم که این از روی اکراه بودن انجام دستور خداوند به چه معناست ومنظور اصلی چیست؟ایا اسمان وزمین از خود شخصیتی دارند؟ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در این موارد بحث‌های گسترده‌ای است با نگاه‌های متفاوت 2- می‌فرماید با فرض اکراه مخلوقات جهت تبعیت از احکام الهی، همه‌ی مخلوقات با رغبت از حکم پروردگارشان تبعیت کردند. بدین معنا که حقیقتِ تکوینی هر مخلوقی، شوقِ انجام احکام الهی را در ذات خود دارد و در همین رابطه می‌توان گفت تمام عالم به یک معنا، وجهی از اختیار را احساس می‌کند. موفق باشید

8197
متن پرسش
سلام به روی ماهتون آقای فیلسوف صدرایی خیلی عزیز هستید(در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی) استاد ما هر چه سعی کردیم به یادگیری زبان خارجه جنبه قدسی بدیم نشد از طرفی یادگیری این زبان رو دوست داریم و در آینده هم نیازه در این مسئله چه کنیم که فعالیت های فرهنگیمون پوچ نشود با چه انگیزه ای زبان بخوانیم که نظر به وجه الله باشه
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اگر شرایط برایتان فراهم است چرا زبان انگلیسی را آموزش نمی‌بینید تا لااقل یک وبلاگ راه بیندازید و به زبانی بین‌المللی مطالب حقی را به جهان ارائه دهید در حالی‌که جهان به‌شدت طالب سخنان حق است و ما شرایط ارائه‌ی آن را نداریم. موفق باشید
8068
متن پرسش
با سلام امام خمینی در کتاب معادشان نوشته اند:مرگ عزراییل به واسطه اسم قهاریت الهی رخ میدهد.سوالم اینجاست که اسم قهاریت الهی هم ملک دارد و این کار توسط ملک انجام میگیرد؟اگر چنین باشد موت خود آن ملک چگونه است و دور پیش نمی آید؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: فرشتگان محل تجلی اسماء الهی هستند و دیگر بین آن‌ها و اسماء الهی واسطه‌ای نیست. موفق باشید
7855

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جواب سوال ما را نمی دید؟همونی که آخرش می گه دلو زصومعه بگرفت وخرقع سالوس........ نظرتون را درمورد آنچه گفته شده را بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم سؤالتان چه بوده در حالی‌که ما سعی می‌کنیم هیچ سؤالی را بی‌جواب نگذاریم. موفق باشید
6797

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
خیلی غصه خوردم که اندیشمندی چون مصطفی ملکیان این جور عوض بشه واینحرفها را بزنه نظر شما درباره مصاحبه اخیر ایشون و بنیادگرا توصیف کردن خمینی کبیر چیه؟ این قدر ناراحت شدم که نمی تونسم رو درسام تمرکز کنم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این مصاحبه‌ای که می‌فرمایید نخواندم ولی اقای مصطفی ملکیان از اول هم همین اصالت را به غرب می‌داد و مدعی بود همه‌ی فلاکت ما از فلسفه‌ی صدرایی است. آیا از این افراد انتظاری جز این داردید؟ موفق باشید
28967
متن پرسش
سلام: با عرض ادب و ممنون از وقت گذاری شما در پاسخ به سوالات. شاید این سنت حسنه که شما گذاشتید از بهترین بافت اصلاحات باشه تا عالمان دیگر هم چنین کنند. ببخشید نظر شما درباره این سخن حضرت امام چیست؟ آیا همه جا صادق است؟ «همان مسیری که ملت داشتند، همین چیزی که اگر می‌خواهید مطابق با میل خودتان دمکراسی عمل بکنید، دمکراسی این است که آراء اکثریت، و آن هم این طور اکثریت، معتبر است؛ اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است و لو به خلاف، به ضرر خودشان باشد. شما ولیّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمی‌خواهیم بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولیّ آنها نیستید. بر طبق آن طوری که خود ملت مسیرش هست. شما هم خواهش می‌کنم از اشخاصی که ممکن است یک وقتی یک چیزی را طرح بکنند که این طرح بر خلاف مسیر ملت است، طرحش نکنند از اوّل، لازم نیست، طرح هر مطلبی لازم نیست. لازم نیست هر مطلب صحیحی را اینجا گفتن. شما آن مسائلی که مربوط به وکالتتان هست و آن مسیری که ملت ما دارد، روی آن مسیر راه را بروید، و لو عقیده‌تان این است که این مسیری که ملت رفته خلاف صلاحش است. خوب، باشد. ملت می‌خواهد این طور بکند، به ما و شما چه کار دارد؟ خلاف صلاحش را می‌خواهد. ملت رای داده؛ رایی که داده متَّبع «۶» است. در همه دنیا رای اکثریت، آن هم یک همچو اکثریتی، آن هم یک فریاد چند ماهه و چند ساله ملت، آن هم این مصیبتهایی که ملت ما در راه این مقصد کشیده‌اند، انصاف نیست که حالا شما بیایید یک مطلبی بگویید که بر خلاف مسیر است. یعنی انصاف نیست، که نمی‌شود هم، پیش نمی‌رود. اگر چنانچه یک چیزی هم گفته بشود، پیش نمی‌رود؛ برای اینکه اولًا مخالف با وضع وکالت شما هست و شما وکیل نیستید از طرف ملت برای هر چیزی. و ثانیاً بر خلاف مصلحت مملکت است، بر خلاف مصلحت ملت است؛ بر خلاف مصلحت خود آقایان است». امام خمینی (ره)؛ 27 مرداد 1358 بيشتر بخوانيد: http://emam.com/posts/view/1862/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86-%28%D8%AA%D9%88%D8%B7%D8%A6%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D8%B2%D8%A7%D8%A8--%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C%29
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این نکته‌ای که حضرت امام متذکر شده‌اند، نکته‌ی فوق‌العاده مهمی در این تاریخ می‌باشد که مردم بنا دارند خودشان سرنوشت خود را شکل دهند و این قصه‌ی روح تاریخ ما می‌باشد. در این رابطه عرایضی در جزوه‌ی «پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی» شده است. موفق باشید

 به آدرس http://lobolmizan.ir/leaflet/1579/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C--%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C

 

28623

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد ببخشید با وجود مباحث فلسفی و عرفانی امام خمینی و علامه آیا لازمه مثلا ما تو رشته فلسفه کتابای شواهدالربوبیه و اشارات رو هم بخونیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابهایی مثل «شواهد الربوبیه» مبانی تفکری است که حضرت امام و یا علامه متذکر آن هستند. اگر بتوانید به آن مبانی رجوع کنید، راحت‌تر به مباحث امام و علامه وارد می‌شوید. موفق باشید

27806

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من ۵۷ سال سن دارم حدودا و در هامبورگ آلمان زندگی می‌کنم تقریبا ۲۸ سال است که اینجا هستم. چند سالی بود که یک اشکالاتی در زندگی ام پیش آمد و برایم قابل هضم نبود به هر حال حدود دو سال پیش متوجه شدم که کسی برای من سحر و جادو می‌کند من خودم در این زمینه مطالعه داشتم ولی هیچ‌وقت کاری انجام ندادم به هر حال از طریق حساب ابجدی متوجه شدم که برایم جادو شده به یک دعانویس مراجعه کردم که آدم مومنی است ایشان هم حرفم را تایید کرد بالاخره ایشان یک نسخه ای داد ولی اثر نکرد بعدا در تهران از شخص دیگری یک دعا تهیه کردم و لای قرآن گذاشتم و تا چند ماه مشکلی نداشتم ولی دوباره شروع شده، موقع نماز خواندن اجنه ای سراغم می آیند و با انحاء مختلف سعی می‌کنند من را از نماز باز دارند. اگر مقدور است این رو از آیت الله بپرسید و ببینید آیا می‌تواند برای من کاری بکند به اذن الله یا خیر. از لطف شما ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است برای خوددرمانی به کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» و پس از آن به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که هر دو در قسمت نوشتار سایت هست، رجوع فرمایید. در ضمن بد نیست با توجه به توصیه‌ای که در آن کتاب‌ها می‌شود که باید ذهن را مشغول امور متعالی کرد؛ بعضاً سری به کانال «مطالب ویژه» به آدرس @matalebevijeh در ایتا و یا تلگرام بزنید. موفق باشید

24955
متن پرسش
استاد سلام علیکم و رحمةالله: آیا کتاب لاله ای از ملکوت و در محضر لاهوتیان را که در مورد شیخ جعفر مجتهدی است، قبول دارید؟ آیا شما شیخ جعفر مجتهدی و عرفان او را تأیید می کنید؟ آیا واقعا اینگونه بوده؟ آخه مثل نقل و نبات همه جا کرامات داشته، در صورتی که هر که را اسرار حق آموختند. مهر کردند و لبانش دوختند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته‌باشید که اهل کرامت غیر از اهل توحید می‌باشند. اهل کرامت با قوای جسمی و تمرکز‌های روحی بعضی از کار‌ها را انجام می‌دهند ولی اهل توحید مثل مرحوم سید علی قاضی طباطبایی‌ها مسیر تحقق اراده‌ی الهی را فراهم می‌کنند. موفق باشید

24816

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده طلبه و حافظ قرآن هستم. این پرسش زیاد برایم مطرح است که قرآن چگونه می خواهد بشر را هدایت کند؟ آیا قرار است حکم به حلیت ازدواج با همسر مطلقه پسر خوانده (ماجرای زید و همسرش) انسانها را هدایت کند؟ آیا قرار است با تکرار چندین باره داستان حضرت موسی(ع) و لوط (ع) هدایتی صورت گیرد؟ (آیا یک بار بیان این داستانها مکفی نبوده؟) آیا قرارست به واسطه بیان حکم ظهار هدایتی پدید آید؟ لطفا جواب را فقط به ایمیل بنده حقیر ارسال فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده این است که اقلاً تفسیر یک سوره را دنبال بفرمایید تا جواب‌های خود را بگیرید. ما مامور به تدبر در قرآن هستیم. موفق باشید

24335
متن پرسش
سلام: چرا در احادیث اخلاقی نیاز به بررسی سند حدیث نیست؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اولا حساسیتی که در احادیث فقهی در میان راویان بوده‌است، در احادیث اخلاقی نبوده چرا که تکلیفی به عهده‌ی مکلّف نبوده که ترکش موجب معصیت شود و به همین خاطر بسیاری از احادیث اخلاقی‌ای که صادر شده‌است سند معتبری ندارند و این به معنای عدم صدور آن‌ها از معصوم نیست. ثانیا در برخی روایات که به «احادیث من بلغ» مشهور است آمده که «اگر کسی روایتی بشنود که متضمن آن است که فلان عمل فلان مقدار ثواب را دارد و آن عمل را به امید آن‌که به آن ثواب برسد انجام دهد، خداوند تفضل کرده و آن ثواب را به وی می‌دهد» به همین خاطر عمل به احادیث اخلاقی که حاوی دستور دارای ثواب است مورد تأیید شرع است. ثالثا در احادیث اخلاقی قصد انتساب امری به شارع نداریم که شبهه‌ی بدعت شود و به همین خاطر حساسیتی که روی احادیث فقهی هست بر روی احادیث اخلاقی نیست. موفق باشید

23182
متن پرسش
سلام استاد: این سوال رو از چند نفر پرسیدم ولی هیچ کدوم نتونستن جواب قانع کننده بدهند. سوال: در فلسفه قاعده ای وجود دارد که می گوید «معطی شیء نمی تواند فاقد شیء باشد» و از طرفی خداوند متعال فاقد جسم است. پس چگونه جسم را به عالم ماده عطا کرده؟ و من الله توفیق.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث مربوط به «برهان صدیقین» روشن می‌شود که جسم‌‌داشتن از نقص است. وقتی موجودی ناقص باشد، جسم دارد و چون خدا کامل است، جسم ندارد. بنابراین  لازم نمی‌اید که خداوند جسم را به موجودی داده باشد، همان‌طور که شوری نمک مربوط به مرتبه‌ی ناقص آن موجود است و لذا لازم نمی‌آید که خداوند شور باشد. موفق باشید

22732
متن پرسش
سلام: فرمودید اشک یک نوع طلب است. حال امام زمان که می فرماید صبح و شام بر حسین گریه می کنند از برای چیست؟ امام زمان که به اندازه امام حسین در تمام عالم و در تمام جبهه های حق علیه باطل حاضر است. چگونه طلبی برای امام زمان است؟ آیا برای نشناختن مقام امام توسط مردم است؟ و یا یک نوع طلب است؟ و یا....
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام انبیاء و اولیاء (علیهم السلام) غبطه‌ی نحوه‌ی حضوری را می‌خورند که مولایمان حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» به ظهور آوردند. آری! اگر آن‌ها هم در آن صحنه‌ی تاریخی قرار می‌گرفتند همان کار را می‌کردند که حضرت اباعبداللّه «علیه‌السلام» کردند ولی بالاخره امام حسین «علیه‌السلام» آن را متعیّن نمودند و به صحنه آوردند و در مقابل بشریت چیزی را قرار دادند که هرکس در نهایی‌ترین نحوه‌ی وجودش و در دورترین افق شخصیتش آن را می‌طلبد. موفق باشید 

22212
متن پرسش
سلام: آیا تفکرهایی که در قرآن آمده همه از یک جنس هستند؟ برای مثال تفکر در آیه 44 سوره نحل و تفکر در آیه 21 سوره حشر چگونه با هم جمع می شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیه‌ی مذکور می‌فرماید: «تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» (21) یعنی ما باید در آینه‌ی رخدادهای تاریخی تفکر را دنبال کنیم به همان معنایی که در آیه‌ی 44 سوره‌ی نحل فرمود: ای پیامبر! اگر متذکر نوری از رخدادِ تاریخیِ اسلام که بر قلب مردم تابیده است بشوید، امید است که آن‌ها به تفکر آیند. همه‌ی این سخنان حکایت از آن دارد که تفکر حقیقی، تاریخی است. موفق باشید

20707

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب استاد سلام: در جواب سوال ۲۰۷۰۰ فرمودید که چون خداوند نیاز به جلب نظر دیگران ندارد و کلا نیاز به کسی ندارد پس دروغ در او راه ندارد و صادق است. آیا می توان اینطور گفت که ذات دروغ عدم است چون وجود ندارد و نیست و ذات صداقت و صدق وجود است چون هست و درک می کنیم و چون ذات خداوند وجود محض و مطلق است پس در خدا عدم راه ندارد چون تماما وجود و وجود تمام اوست و همه ی هست اوست پس در نتیجه چون وجود خداوند وجود مطلق و محض است پس صداقت مطلق و صادق محض هم می باشد و جز صداقت و راستی از او صادر نمی شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. موفق باشید

نمایش چاپی