بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27511
متن پرسش
سلام علیکم: در پرسش و پاسخ ۲۷۴۹۰ اشاره ظریفی داشتید که تفاوت علوم اسلامی و علوم انسانی در چیست و به شخصه بسیار بهره مند شدم. حقیقتا وقتی به تاریخ مدرنیته نگاه می کنیم می بینیم که نطفه علوم انسانی در قرن ۱۸ و ۱۹ بسته می شود و متناسب جهت گیری های ویژه پس از عصر رنسانس و متناسب طرح بزرگ مدرنیسم چیده می شود و اساسا تعریف نوینی از عالم و آدم دارد و من معتقدم علوم انسانی، شان کلامی برای عالم مدرن دارد و این شان کلامی را هم دارد ایفا می کند. ولی بحث اینجاست که تا سخن از احیاء تفکر اسلامی و علم دینی و علوم اسلامی برخاسته از قرآن و عترت و طرح کلی اندیشه اسلامی می زنیم و اینکه علوم انسانی در بستر مدرنیته مطرح می شوند و انسان مدرن به کجاها دارد می رود و به قصد تصرف در طبیعت به قصد ارضای حال درونی و تمتع هر چه بیشتر چه برنامه ها و الگوهای توسعه که نمی ریزد، این مطلب پیش میاد که شما فهم آسان و بسیط و دم دستی از عالم و عقل کنونی و جهان مدرن دارید و تازه ما تا آمدیم مدرنیته را بشناسیم، پست مدرن ها آمدند و مساله مطرح کردند و ما هنوز بدون توجه به ظرفیت ها و داده ها و اینکه آیا اصلا بنیه تمدن سازی داریم یا نه مدام از علوم انسان ساز در بستر اسلام و انقلاب و تمدن نوین اسلامی می گویید و فکر می کنید بین اندیشه شما و جهان کنونی فاصله ای نیست در صورتیکه هم اکنون هم حتی سرتاپای شما را مدرنیته فرا گرفته و دارید برای خود حتی برهوتی را بزرگ و بزرگتر می کنید. عجیب است که چرا برخی از این سو به اهمیت علوم انسان ساز اسلامی واقف نیستند و برخی از طرفی فکر می کنند اگر همه مردم حرفهای حضرت آقا رو تایید کنند و حجاب رو رعایت کنند و رفتارهای ناقض فقه و احکام در جامعه نباشه و یکسری بد اخلاقی ها صورت نگیره و مردم هم همه پر شور بیان راهپیمایی ۲۲ بهمن، تمدن ساخته میشه حالا ما در قواعد جامعه سازی و تمدن سازی از الگوی توسعه و عالم مدرن بهره بردیم هم دیگر مهم نیست و فوقش جاهای خوب تمدن غرب را می گیریم و جاهای بدش را حذف می کنیم مثلا در علوم انسانی میاییم نظریات و مدل های اجرایی و نظری رایج را می گوییم کنارش چند آیه و حدیث می گذاریم و چند حکم فقهی و مسئله توضیح المسائل و حدود شرایع اخلاقی می گوییم و خب خوشحالیم دیگر ما علم دینی تولید کردیم. واقعا گام دوم وقت آن است که بستر خود را اساسا نشان دهیم ماورای مدرنیته و روبروی نظم مدرن و نوین جهانی و عالم انسان مدرن است و ما زمین متفاوتی را تعریف کرده ایم پس به قول جناب حافظ: «عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی». ما عالم و نقطه ثقل انسان، جامعه و تمدن دیگری مطرح کرده ایم و لذا وقتی عالم دیگر تعریف شد نیازمند ابزار و نظم و قواعد خاص خود است و قطعا بایستی در علوم انسان ساز تحول جدی رخ دهد. باید محور علوم انسان ساز، همان علوم اسلامی و عقل قدسی باشد که شریعت الهی بعنوان راه حقه فلاح بشر و راهنمایان شریعت مقابل ما می گشایند تا به اسماء الهی و سنن حضرت حق بنگریم. ولی قطعا باید بصورت انتقادی و تاویلی غربشناسی کرد و دید آیا درون عالم انسان مدرن، آیا نظم و قواعد و عناصری هست که بتواند با مبانی عقل و علم قدسی و اسلامی بخواند و لااقل مغایر و متضاد نباشد تا آن را بتوان ذیل همان روح اسلامی و قدسی انسان تصرف کرد و استحاله نمود. البته امیدوارم به خود بیاییم و مسئولین تربیتی و آموزشی پس از سالها رویکرد غربزده و پارادوکسی که از طرفی خواستند تربیت کنند انسان متشرع و پایبند به فضائل اخلاقی در عین حال زندگی کننده در چارچوب دولت شهرهای مدرن و متناسب شهروندی در همین بستر. ویژه اینکه رهبر عزیزمان در بیانیه گام دوم فرمودند ما در چله دوم خود سازی، جامعه پردازی و تمدن سازی هستیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. بنا بر آن است که ما در جهان و زمین دیگری خود را دنبال کنیم و این نه به معنایِ برگشت به قبل از جهان مدرن است و نه به معنای مقابله با فرهنگ غربی، بلکه به معنای حضور در تاریخی است که از گذشته‌ی خود یعنی جهان سنتی‌مان و از جهان مدرن گسسته نیست ولی هیچ‌کدام از آن‌ها هم نمی‌باشد. جهانی است مقدّرشده در پیشِ روی ما که هر اندازه به سوی آن قدم بگذاریم، خود را ظاهر می‌کند و ظهور آن بستگی به قدم‌ها و مقاومت‌های ما دارد. مگر ما در ابتدا می‌دانستیم انقلاب اسلامی تا این‌جاها می‌تواند در تاریخ حاضر شود؟ ولی چون متوجه‌ی ظرفیت بالای آن بودیم و درکی از تقدیر الهی در این تاریخ در رهبران اصلی انقلاب به‌وجود آمد؛ همچنان ادامه دادیم و ضعف‌هایِ تاریخی‌مان مثل بعضی از روشنفکران، بهانه‌ی عقب‌نشینی‌مان نشد. عظمت بصیرت رهبر معظم انقلاب در همین نکته است. موفق باشید  

25332
متن پرسش
سلام: اینکه بعضی علما می گویند امام حسین علیه السلام، علیه حکومت یزید قیام (به معنای شورش) نکردند بلکه بیعت نکردند و مورد غضب حکومت ظالم قرار گرفتند، زیرا یزید گفته بود یا بیعت کن یا کشته می شوی، حضرت هم جنگیدند، هم چنین در آخر وصیت معروف خود به محمد حنفیه فرمودند: اینها را نهی از منکر می کنم اگر قبول کردند که هیچ، اگر نپذیرفتند صبر می کنم. و نگفتند که قصد من، تشکیل حکومت است (چون مردم کنار کشیده بودند) و نگفتند که علیه یزید شورش می کنم تا قدرت را از او بگیرم. بلکه مجبور به جنگ شدند، و در مواجهه با سپاه حرّ، و سپاه یزید آنها نگذاشتند حضرت مسیر خود را کج کند و به ایران یا جای دیگه برگردد. حال جنابعالی جوابتان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که حضرت امام حسین «علیه‌السلام» حاکمیت یزید را به رسمیت نشناختند و راه دیگری را جهت تحقق اسلام پیشه کردند و این یزید بود که تحمل نکرد و در نتیجه امام، زیباترین تابلوی مقاومت با یزید را در آن صحنه و در آن تاریخ به صحنه آوردند تا برای همیشه روشن شود در سخت‌ترین شرایط باز راهی که یک انسانِ آزاده بخواهد طی کند، به بن‌بست نیست. نهایتاً زیباترین مرگ را به بشر عطا می‌کند. موفق باشید

25310

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ۳۰ ساله هستم. در ابتدای جوانی تصور می کردم مشکل اعتماد به نفس، عزت نفس دارم. از طرفی به دانش علاقمندم. به دریا شدن در وادی علم. اخیراً متوجه مشکل اصلی خود شدم. اینکه به نسبت دیگران از ذهن کم هوش تری برخوردارم. خیال نمی کنم که اینطورم. به یقین رسیده ام. گیرایی ذهنی پایینی دارم. انگار خنگ هستم. مشکل عزت نفس و ترس اجتماعی هم بخاطر همین است. ذهنم هیچ مفهومی تولید نمی کند. نه که خلاقیت ذهنی نداشته باشم. بلکه بدتر. حتی به اندازه ۲ دقیقه نمی توانم حرف تولید کنم. از طرفی شنیده ام علامه طباطبایی هم مشکل فهم داشته اند. که با معجزه حل شد. گاهی به دلیل خنگ بودن به قدری احساس فشار روحی می کنم که مرگ برایم شیرین تر از زندگی است. چه کنم؟ معجزه هم که فکر نکنم رخ بدهد. راهنمایی بفرمایید استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با مطالعه‌ی متونی که انسان را به اندیشه‌های علمی و دینی می‌رساند، إن‌شاءاللّه می‌توانید نسبت به آن موضوعات که مطالعه کرده‌اید فکر کنید و سخن بگویید. موفق باشید

25136

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من شبهه ای دارم و آن اینکه با توجه به اینکه بارها قبر امام حسین (ع) تخریب شده و...‌ چطور مطمئن باشیم محل قبر همین جاست و تحت قبه همین مکان است؟ آیا ائمه معصومین (ع) مثل امام هادی (ع) و... به زیارت حضرت امام حسین رفته اند و محل قبر حضرت و تحت قبه رو مشخص کرده اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود مؤمنین کاملاً مواظب بوده‌اند. موفق باشید

24955
متن پرسش
استاد سلام علیکم و رحمةالله: آیا کتاب لاله ای از ملکوت و در محضر لاهوتیان را که در مورد شیخ جعفر مجتهدی است، قبول دارید؟ آیا شما شیخ جعفر مجتهدی و عرفان او را تأیید می کنید؟ آیا واقعا اینگونه بوده؟ آخه مثل نقل و نبات همه جا کرامات داشته، در صورتی که هر که را اسرار حق آموختند. مهر کردند و لبانش دوختند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته‌باشید که اهل کرامت غیر از اهل توحید می‌باشند. اهل کرامت با قوای جسمی و تمرکز‌های روحی بعضی از کار‌ها را انجام می‌دهند ولی اهل توحید مثل مرحوم سید علی قاضی طباطبایی‌ها مسیر تحقق اراده‌ی الهی را فراهم می‌کنند. موفق باشید

24778
متن پرسش
سلام استاد جان، خدا قوت! حلال بفرمایید که وقت تون را میگیرم، بنده بخشی از کتب منتشره شما را به لطف اللهی مطالعه کردم به ویژه کتاب رزق تان را (بسیار هم در سیر قلبی و رفع افکار انحرافی و تصحیح اعمال و... به فضل الهی موثر بود، ان شاءالله مسرور شوید به لقاء حضرت دوست در هر دو دنیا)، لذا سوالی برایم پیش آمده و آن این که با توجه به این که یک کارمند با حقوق معمولی هستم و حقوق اینجانب به سختی کفاف زندگی من و خانواده ام با دو فرزند را می دهد و شرایط تحصیلی در مدارس دولتی به لحاظ فرهنگی و تربیت دینی اصلا مطلوب نیست و زمینه انحراف و آلوده شدن به افکار و اعقاید ضاله برای فرزندانم که یکی پسر ۸ ساله و دیگری دختر ۱۴ ساله هستند، بسیار فراهم و تاثیر پذیری ایشان از محیط و همکلاسی هایشان ظاهرا به مراتب بیشتر از خانواده است، چند سالی برای مدرسه آنها به مدرسه غیر انتفاعی قرآنی رو آوردم با هزینه تحصیلی بسیار بالا و اکنون تامین شهریه مدرسه غیرانتفاعی مذکور برایم با مشکل جدی مواجه شده، بیش از این هم قرض کردن یا وام گرفتن برایم مقدور نیست آیا می توانم با این توجیه که هدایت و تربیت انسان ها فقط دست حضرت دوست است و ما وسیله! فرزندانم را در مدرسه دولتی ثبت نام کنم؟ و بر خدا توکل کنم!؟ یا اینکه وظیفه و تکلیف من این است که هرجور شده شهریه مدرسه مورد اطمینان قرآنی و مذهبی غیر انتفایی را حتی با کار دوم و قرض و... تامین کنم و بگویم خداوند روزی رسان است و دیر و زود دارد و بالاخره می رساند!؟ در اینکه وظیفه ام چیست مانده ام! رزقی که به ما می رسد، شامل چه هزینه هایی در زندگی می شود؟ ممنون می شوم راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نباید خود را به زحمت بیاندازید. إن‌شاءاللّه فرزندان‌تان در مدارس دولتی وسیله‌ی خیر برای سایر دانش‌آموزان می‌شوند. ۲. چیزی که برای به‌دست‌آوردن آن انسان به زحمت زیاد می‌افتد، رزق انسان نبوده است. موفق باشید

24167

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم وقتتون بخیر. با توجه به اینکه قیامت موطن فردیت است و روابط زن و شوهری و فرزندی از بین می رود، اینکه در روایت آمده حضرت مریم همسر حضرت رسول در بهشتند به چه معناست؟ یا اینکه بعضی شهدا گفته اند می خواهیم با همسرمان در بهشت باشیم چنین چیزی ممکن است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در «ممّا یشتهون» است یعنی اولیاء الهی هر آن‌چه را که می‌خواهند داشته باشند در اختیارشان قرار می‌گیرد مشروط بر آن‌که همین میل‌هایی که در این‌جا دارند، آن‌جا نیز در میان باشد. موفق باشید

23260
متن پرسش
استاد عزیزم سلام عیکم: حدود یک سال و نیم پیش بود که برای شما از احوالاتی نوشتم که حین گوش کردن به بحث «نسبت بین نفس و صرف الوجود» تجربه می کنم و شما بحث شرح سوره حمد و کتاب شرح اسفار را به بنده پیشنهاد دادید اگر چه پیش از آن هم این مباحث را مطالعه کرده بودم اما دوباره و سه باره به آنها مراجعه کردم و صادقانه بگویم آنچه در آن بحث ۶ جلسه ای می یافتم را در این مباحث پیدا نمی کردم البته کاملا مرتبط بود و از قبل هم به شدت از آن مباحث لذت می بردم و البته بسیاری از متون و مباحث عرفانی دیگر اما آن بحث درباره صرف الوجود چیز دیگری بود و عالم دیگری را برای من می گشود که جای دیگری یافت نمی‌شد. تا اینکه خدا خواست و شما بحث ندای بی صدای انقلاب را شروع کردید و آن حس عجیب دوباره در میان این کلمات ظهور کرد و حتی شدیدتر قلبم را در بر گرفت. هر جلسه از این بحث را بارها گوش می کنم و سیر نمی شوم مثل نفسی که باید به نفس بعدی متصل شود. مثل یک موسیقی که تو را اسیر کرده و مدام می خواهی تکرارش کنی هر هفته منتظرم تا جلسه بعد را بشنوم و خودم را سیراب کنم مثل نماز که چون تمام می شود چیزی از آن باقی نمی ماند جز اشتیاق نماز بعدی. در دلم با شما خیلی حرف می زنم و بارها می شود که در خواب سوالاتم را از شما می پرسم. بگذریم. غرض از مزاحمت فقط این بود که بگویم خیلی از تمام شدن این سلسله جلسات می ترسم! می ترسم راه نفسم سد شود و رگ حیاتم بریده شود. ببخشید اگر مثل مجانین حرف می زنم بهتر است تمام کنم. حمد خدایی را که این کلمات را بر زبان شما جاری کرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال حضرت حق رزّاق است و نه‌تنها رزقِ جسمانیِ ما را که رزقِ روحی و روحانیِ ما را نیز به نحوی می‌رساند و اگر هم بعضاً کم می‌رسد، بر مبنایِ «وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ» می‌خواهند ما را وارد امتحانی جهت رزقی دیگر بکنند. موفق باشید 

22997

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: پیرو سوال ۲۲۹۹۶ آیا محبت به مادر، فرزند و غیره و حتی علاقه به قرآن خواندن و یا حضور در اربعین و عشقی که نسبت به این امور داریم و در گرو این عشق عمل می کنیم هم اگر در محور وظیفه نباشد باعث ماندن و عدم سلوک می شود؟ در جایی از فرمایشاتان یادم هست که فرمودید مثلاً کسی که شعر می‌خواند که آرامش یابد این باز در خود مانده است و همینطور از جانب خود می گویم که می شود خواندن قرآن و... را نیز اینگونه فرض کرد که به نوعی اگر جدای از وظیفه باشد باعث گرفتاری در خود می کند؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید باید وظیفه را درست تحلیل کنیم. اگر وظیفه‌ی ما نظر به سعادتمندی‌مان باشد و رجوع به حق، همین محبت به مادر و یا علاقه‌ای که برای حضور در پیاده‌رویِ اربعینی داریم همه رجوع به حق محسوب می‌شود و نباید وظیفه را چیزی جز همین امور دانست. موفق باشید

22372

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عرض می کنم محضر استاد عزیز: حین مطالعه یکی از کتاب های استاد بودم که در مورد امامت بود آنچه که دریافتم این بود که امام عصاره هستی و عالم امکان هست. به چند نتیجه رسیدم و آن این که «واللازم لهم لاحق» سوالم این بود که زمانی که امام حسین (ع) در کربلا بود آیا کسانی که در کربلا نبودند هرآنچه که انجام می دادند باطل و بیهوده بوده است چون در راستای امام حرکت نمی کردند؟ آیا این برداشت صحیح است؟ سوال بعدی ام هم در مورد آخرین نماز حضرت علی (ع) بود که نماز ایشان ناقص ماند اگر نماز امام ناتمام بماند نماز همه ناتمام مانده و آیا نماز سایرین هم ناتمام ماند؟ در ضمن چه حکمتی در این اتفاق نهفته بود؟ آیا نمی شد نماز ایشان تمام می شد بعد شهادت ایشان اتفاق می افتاد یا قبل از نماز ایشان؟ امیدوارم مفهوم سوالاتم رو بخوبی رسونده باشم. سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خود حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» اذن داده بودند که اگر کسی خواست برود، برود. 2- مهم نیّت امام و مأموم است. موفق باشید

20845

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم استاد: با مطالعه برخی از آثار حضرتعالی و آثار بعضی دیگر از بزرگان در مورد اسماء الهی به این نظر رسیده ام که همه عالم، همه ی عوالم، همه ی اشیاء اسم خدای متعال هستند همه اسم الله هستند همه خود الله هستند. 1. منتها ما محجوبان از این حقیقت غافلیم و فکر می کنیم که این اشیاء و عوالم را خدا خلق کرده و خدا را جدای از این اشیاء و عوالم می دانیم. 2. متوسطین از اولیاءالهی، اشیاء و عوالم را اسماء مختلف جمالیه و جلالیه (الله) می بینند، مثلا در درخت اسم (حی) را می بینند. 3. کملین از اولیاء الهی، که به مقام اسم الله رسیده اند همه ی اشیاء و عوالم را یک حقیقت واحد می بینند همه را (الله) می بینند. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رزقنی اللّه و ایّاکم که در هر منظری حضرت اللّه مدّ نظر آید. موفق باشید

20205
متن پرسش
سلام علیکم: در خصوص بهشت برزخی (بهشت حضرت آدم) و بهشت اخروی از دیدگاه حکمت متعالیه، تفاوت آنها را بفرمایید اگر منبع فلسفی در این خصوص وجود دارد لطفا معرفی نمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع بهشت برزخیِ آدم را در همان قوس نزول باید مورد بررسی قرار داد که در فلسفه مدّ نظر است از آن جهت که سیر از عالَم اعلی به عالم مادون است تا انسان‌ها در زمین، جنسِ آسمانی خود را در خود نهادینه و ملکه کنند و از این به بعد، قوسِ صعود به میان می‌آید تا انسان را به بهشتِ اخروی برساند که در آن‌جا با ملکاتِ روحانی خود به‌سر برد. معلوم است که در این مسیر اُفت و خیز هست، ولی اگر اراده‌ی کلی انسان رجوع به حضرت حق باشد، بالاخره این صعود به بهشت ختم می‌شود و نه به جهنم. موفق باشید 

19651
متن پرسش
سلام علیکم: عرض ارادت و خدا قوت از سوال قبلی ای که از شما پرسیدم معذرت خواهی می کنم، چرا که به خاطر موضوعات مختلف کمی از کوره در رفته بودم (بخاطر بعضی حرکات سیاسی حزبی). واقعا معذرت میخوام اگر لحنش کمی تند بود. پیرو پاسخ شما به سوال حقیر که فرمودید: آقای روحانی برای تقویت هویت جریان خود برخی حرفها و کارها را انجام می دهد. با توجه به این صحبت حضرت استاد ، بنده به نتایج زیر رسیدم، ببینید درست است: ۱. با صحبتی که با رویکرد جریانی و جناحی است نباید برخورد دینی داشت (البته علما باید غلط های دینی آن را گوشزد بفرمایند). ۲. برای اینکه به مردم بفهمانیم صحبتی که گرایش جناحی نداشته باشد و دین محور باشد بهتر است، باید در چنین مواقعی که آقای روحانی چنین صحبتی می کنند به جای داد و هوارهای غالبا بی جا آرامش خود را حفظ کنیم و آن قسمتی که غلط دینی دارد را به کسی که اهل است توضیح دهیم بدون نگرانی خاص و با تمانینه. ۳. اگر‌ جریانی را غلط می پنداریم نباید طوری رفتار کنیم که مردم گمان کنند ما دشمنی با افراد آن جریان داریم. مردم باید حس کنند و لمس کنند که اگر ما با صحبتی و یا کاری مخالفیم بخاطر تناقض آن با اسلام است وگرنه خصومت شخصی ای وجود ندارد. ۴. اینکه برخی سعی می کنند آقای روحانی و مرحوم هاشمی را معاند اسلام و انقلاب نشان دهند هم دیدی تنگ است. چراکه اگر کسی به آن حد نباشد هم باعث می شود که آنگونه بشود به سبب دید افراطی در این سمت. حضرت استاد عنایتی بفرمایند و اگر نقصی در نحوه تفکر بنده هست اصلاح بفرمایند. شاگرد کوچک شما : م - وحدتی فر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این نگاه، نگاه خوبی است و اگر ما بخواهیم در آینده کشوری داشته باشیم با فرهنگ قابل قبول، مسئولیت‌مان آن است که به همین صورت عمل کنیم که فرموده‌اید. وگرنه مثل آل‌سعود که بنا دارند در محدوده‌ی یک قبیله باشند، خواهیم ماند. موفق باشید   

18439

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید. خودم کو؟ شما چگونه به این سوال جواب می دهید؟بنده خود ندارم چه کنم تا خود واقعی ام پیدا شود؟ در صورت امکان توضیح دهید. ممنون از وقتی که می گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احساسِ «خود»، یک علمِ حضوری است که هرکس آن را احساس می‌کند. موفق باشید

15026
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم: عقل فعال در قوس نزول که جامع است و کلی منتها با شدت و ضعف در سه مرتبه ی عقل و خیال و ماده ملائکه در قوس نزول به چه نحو ظهور دارند با توجه به اینکه هر ملکی مظهر یک اسم است آیا جبراییل و میکاییل ....ظهور دارند و یا اصلا ملائکه در قوس نزول ظهور ندارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملائکة اللّه در قوس نزول در همه‌ی عوالم حاضرند و مطابق ظرفیت و تمایل افراد برای آن‌ها تجلی می‌کند. موفق باشید

8191

فشار قبربازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد طاهرزاده 1-آیا در قیامت و سرنوشت نهایی انسانها جایی بین بهشت و جهنم وجود دارد ؟ 2-همانطور که در کتاب معاد فرمودید تعلقات دنیایی فشار قبر دارد ولی اگر ما در دنیا به وسیله ای (مثلا دوچرخه) تعلق داشته باشیم از این جهت که از آن در جهت بندگی خدا استفاده می کنیم باز هم فشار قبر دارد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- نه، چون بعد از موقف حساب هرکس میهمان سفره‌ی خودش، یا در بهشت است و یا در آتش، هرچند بعضی از اهل آتش جاودانه در آتش نیستند 2- دیگر تعلق به دوچرخه ندارید به خدا دارید و لذا «سوار چون که به منزل رسد پیاده شود» چون از آن وسیله نتیجه‌ی لازم را گرفتید دیگر تعلقی به آن نخواهید داشت. موفق باشید
7897

تفکر هیومیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. شما فرمودید که در نظام آموزشی ما به دانش آموزان از دبستان تا دانشگاه تفکر هیوم تدریس می شود. منظورتان چیست؟آیا دروس خاصی است که در آن ها این تفکر تدریس می شود یا روح حاکم بر نظام آموزشی ما این تفکر جاری است؟خواهشا کامل توضیح دهید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: غلبه‌ی روح حسّی، تفکر هیومی است. غفلت از عالم غیب و ملکوت و عدم توجه به نقش ملائکة اللّه مشکل بزرگ علوم انسانی ما است. در جزوه‌ی « علوم انسانی عبوراز مدرنیته ونظر به اسما الله » عرایضی داشته‌ام در ضمن در جزوه‌ی «غرب‌شناسی» در قسمت تفکرات هیوم تا حدّی به صورتی مفصل عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
7485
متن پرسش
سلام لطفا مقاله جدیدی بنویسید.خسته شدیم که دیگه چیزی نمی نویسید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر مشغول چهار جزوه‌ای هستم که صحبت آن را در مدرسه‌ی معصومیه‌ی قم انجام دادم. احساس کردم نیاز است به صورت عمیق‌تری روی آن جلسات کار شود. فکر می‌کنم اگر دنبال بفرمایید نکات قابل استفاده‌ای در آن ها باشد. موفق باشید
6857

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.درمورد جبهه پایداری لطفا واضح تر برای تبیین این جریان انقلابی توضیح دهید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده رویهم‌رفته در مقایسه با سایر جریان‌ها و احزاب، جبهه‌ی پایداری را در راستای حفظ اهداف انقلاب می‌دانم ولی نه به آن معنا که سایر احزاب را به‌کلی نفی کنم. موفق باشید
29755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله ۱. این که گفته میشود در آن دنیا فقط «عقیده» هرکس باقی می ماند و همه چیز فراموش می شود. عقیده یعنی دقیقا چه؟ یعنی بجز عقیده (به عنوان مثال حب به امیرالمومنین (ع) چیز دیگری یادش نمی آید؟ اگر یادش نمی آید پس چطور می گویند همسر های دنیایی در بهشت به خواست خود می توانند کنار هم باشند؟ پس قیافه و روحیات همدیگر باید یادشان باشد. ۲. جایگاه اطلاعات و حفظیات و آگاهی ها و خاطرات انسان در روح است؟ (حتی چیز های غیر مهمی که در ذهن ثبت شده است) ۳. روح چگونه در خود حافظه دارد؟ خدا خیرتان دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. انسان در قیامت با قلبش زندگی می‌کند. پیشنهاد می‌شود کتاب «آشتی با خدا» که روی سایت هست را مطالعه بفرمایید. موفق باشید

26925
متن پرسش
سلام علیکم: ۱. استاد برای چه باید حضورمون رو گسترده تر کنیم؟ خب با وجود غیر قابل قبول بعضی ها در اجتماع و مشکلات آن چه کنیم اگر فقط قصد احساس حضور وجوده؟ ۲. استاد بعد از مطالعه مباحث ابتدایی معرفت النفس و غرب شناسی، برای اینکه بطور جدی تر وارد سیر وجودی در حقایق بشیم و وجود و مراتبش رو بشناسیم (که با شناختی که پیدا کردم حکمت و عرفان را پیشنهاد می فرمایید) جدای از آثار حضرتعالی کجا میتونم این مباحث رو بصورت درست و واقعی و زنده پیگیری کنم؟ بصورتی که فقط مذکر حقیقت واقعیت باشد و واسطه نزنند (احساس می کنم روح ابتدای مباحث معرفت النفس تان رو تاحدی حس کردم اما با مثل مباحث از برهان تا عرفان با متن و صوتش نمیتونم ارتباط جدی برقرار کنم و این احساس رسیدن به واقعیت بی واسطه رو حس نمی کنم) استاد بنده با انبوهی از سوالات فردی بودم که در متن مدرنیته رشد کرده و خودش در توهمات ذهنی گیر افتاده تا آنجایی که فکر کنه در خارج از خودش چیزی هست یا نه (و حتی مدتی بدنبال کشیده شدن این امر در وجود خودش هم فکر کنه) دنبال آغاز آغازها بوده و با ارتباط با مباحث شما و وارد شدن به صحنه ارتباط بی واسطه با حقیقت از طریق معرفت حضوری نفس (که البته میدونیم آشفته به اوهام هست) به زندگی یک انسان طبیعی برگشتم با سها هم ارتباط دارم ولی بصورت جدی نمیتونم کاری انجام بدم در سطح شما جواب از اونجا نمی گیرم. اگر مجموعه ها و اساتیدی رو معرفی بفرمایید در این افق کار جدی بکنند و اگر متعدد هستند بنا بر سلیقه انتخاب کنم و در صورت امکان بتونم با ارتباط با مجموعه شان جدی پیش برم. ۲. جلسه چند ماه پیش خدمتتون برنامه کوه صبح ها رو رسیدم که جمع بندی ارزشمندی ارائه فرمودید فکر کنم در سطح بحث برکات نظر به صرف الوجود بوده. خیلی ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نتیجه‌ی درک «بودن»ِ خود آن می‌شود که قرآن در وصف مؤمنین فرمود: «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً» چون با امر لغو و بیهوده‌ای روبه‌رو شدند، خود را همسنگِ آن افراد که چنین اعمالی را انجام می‌دهند، نمی‌کنند. ۲. فکر می‌کنم کتاب «بدایة الحکمة» از علامه با شرح آقای امینی‌نژاد بتواند در نظم ذهنیِ لازم کمک کند. موفق باشید

26050

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: سوالی داشتم استاد عزیز. شما در تفاوت اهل کرامت با اهل توحید در پاسخ به سوال ۲۵۳۳۵ فرمودید اهل کرامت با ریاضت‌های خود، نفس ناطقه‌ی خود را قوت می‌بخشند ولی اهل توحید، با نفیِ خود همراه با معارف عالیه، توحید را به صحنه می‌آورند. مطلبی خواندم با این عنوان (عالم نفس يكى از مراحل مهم راه است و آن قدر وسيع است كه وقتى انسان وارد اين عالم مى شود فكر مى كند كه هرگز به پايان آن نخواهد رسيد، امّا اگر به لطف خداى متعال و عنايت حضرت بقية الله - عجل الله فرجه الشريف - از اين مرحله رد شود وارد عالم قلب خواهد شد و البته آن را وسيع تر از عالم نفس خواهد يافت. و سرانجام با عبور از عالم قلب وارد عالم روح شده كه آنجا ديگر سيرش بى انتها مى شود و تا ابد در ترقى خواهد بود. سفینة الصادقین، مبحث درخواست تشرف. حاج سید حسین یعقوبی قائنی) ۱. پس در بین اهل کرامت تعداد کمی ممکنه وارد عالم قلب و روح شوند ولی اهل توحید با کسب معارف عالیه هر سه مرحله را طی میکنن مثل امام خمینی (ره) آیا این برداشت صحیح است؟ ۲. لطفا کمی توضیح در رابطه با این سه مرحله نفس و قلب و روح بفرمایید؟ ۳. آیا ممکنه کسی با سیر مطالعاتی شما هر سه مرحله طی کند؟ ۴. شهود قلبی چیست و چه فرقی با شهودی که از طریق نفس ایجاد می شود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب خواجه عبداللّه انصاری در مقدمه‌ی «منازل السائرین» در این رابطه نکاتی فرموده‌اند که جناب عبدالرّزاق کاشانی آن را شرح داده‌اند و بنده نیز در شرح آن متن، عرایضی داشته‌ام که به صورت صوت می‌باشد. پس از برگشت از سفر مشهد، آدرس پیام‌رسان‌تان را بفرمایید تا متن را خدمتتان ارسال کنم. موفق باشید

23055
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: ما مشغول خواندن کتاب برهان تا عرفان هستیم، صوتها را هم گوش می دهیم. در صفحه۳۳ کتاب فرمودید که عالم ماده، پایین ترین مرتبه از مراتب وجود است، از کجا میشه مطمین بود که پایین تر از ماده دیگه وجودی نیست؟ در واثع این حرف را چطور اثبات می کنید؟ سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث «حرکت جوهری» روشن می‌شود که عالم ماده عین حرکت است و مسلّم پایین‌تر از عین حرکت، جز عدم نیست. موفق باشید

22580
متن پرسش
سلام علیکم: امکان، مگر یک مفهوم نیست؟ پس اینکه گفته می شود امکان در اعیان ثابته است، دقیقا چه معنایی پیدا می کند؟ یعنی سنخیتی در میان هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عین ثابته‌ی هرکس جنبه‌های بالقوه‌ی اوست در علم خداوند و این‌که می‌تواند آن جنبه‌ها را با اختیار خود بالفعل کند. به همین جهت یک گوسفند در عین ثابته‌ی خود نمی‌تواند یک انسان شود ولی در گوسفندی خود می‌تواند رشد نماید. پس چه اشکال دارد بفهمیم که چه امکاناتی برای چه‌چیزی هست. این فهم ما یعنی دانایی به استعدادها به این معنا می‌توان گفت حدّ ذاتی عین ثابته‌ی هرکس امکان ذاتی اوست. موفق باشید

21694

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: دو تا سوال دارم ۱. آیا انسان مومن بعد از قیامت هم تکامل دارد؟ یعنی انسان به مقام ثابتی میرسه یا هر آنی در حال تکامل خواهد بود؟ ۲. ما عالمی به نام بهشت و جهنم نداریم بلکه همه ظهور وجود خود افراد است. اینکه بهشت درجه و طبقه بندی داره منظور اختلاف در مرتبه مومنین است که به صورت طبقات بهشت و اختلاف در مرتبه کافرینه که به صورت هفت طبقه جهنم ظهور میکنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ با مطالعه‌ی کتاب «معاد» و شرح صوتی آن جواب این سوال را خواهید یافت. 2ـ آری بهشت و جهنم مربوط به انسان‌ها است ولی در عالمی خاص که ظرفیت ظهور افکار و اعمال انسان‌ها را دارد. موفق باشید

نمایش چاپی