بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20686

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد بزرگوار: ببخشید بنده سوالی داشتم در خصوص اینکه با توجه اینکه ورزش یک امر بسیار ضروری و واجب برای هر شخصی است می خواستم بدانم با توجه به محیط های ورزشی و باشگاه های الان که دائم در آن موسیقی پخش می کنند ما برای ورزش کردن باید چکار کنیم؟ تمامی باشگاه ها و محیط های ورزشی موسیقی پخش می کنند و انسان خواه و یا ناخواه به اون موسیقی گوش میده. میخوام بدونم با توجه به این شرایط ورزش کردن را چکار کنیم؟ آیا درست است که با این شرایط به باشگاه برویم؟ و اگر نرویم لطفا راهنمایی کنید که چطور ورزش کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است موسیقی نباشد ولی این نوع موسیقی‌ها هم که برای نظم حرکات ورزشی است، حکم موسیقی مطرب را ندارد. موفق باشید

19668
متن پرسش
سلام علیکم: با عرض احترام و آرزوی قبولی طاعات: سخنان جنابعالی را در خصوص موضوعات زیر گوش داده ام لکن سوالات زیر برایم مطرح است: 1. میل هایی که انسان دارد بیشتر از اینکه بدنش را تدبیر کند نفسش را ارضا می کند مثل میل به غذا خوردن، میل جنسی، لذت بردن از مناظر زیبا، لذت بردن از رایحه های خوش بو و صداهای هارمونیک و.... سوالم اینست که پس از مرگ که نفس ابزارهای کسب لذت مثل چشم،گوش ، دهان و ... را دیگر ندارد چه می شود؟ آیا در این رابطه هم دچار نوعی عذاب می شود؟ آیا این کسب لذت ها شخصیت انسان در آن دنیا را هم شکل می دهد و دچار عذاب خلد ذیربط می شود و یا اینکه پس از مدتی عادت می کند و دیگر از ناحیه عدم دسترسی به این لذات عذاب نمی بیند؟ 2. با توجه به مقایسه مرگ با خواب چرا انسان موقع به خواب رفتن دچار سکرات مرگ نمی شود؟ با توجه به آیه «اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَىٰ عَلَيْهَا الْمَوْتَ» تا این قسمت از آیه خداوند می فرماید بعضی از نفوس که هنگام خواب گرفته شده دیگر به بدن بر نمی گردد آیا برای این نفوس هم سکرات اتفاق می افتد؟ 3. آیا برای انسان های وارسته و نفوس مجرد که سر سلسله آنها حضرت محمد (ص) است در سیر من الله الی الله و اتفاقاتی که برای انسان موقع مرگ، در برزخ، موقع نفخ صور، قیامت و ... می افتد هنوز چیزهایی هست که حتی آنها هم ندانند و جزء اسرار الهی باشد؟ اگر هست چند نمونه بفرمایید. خواهشمند است به سوالات فوق حتی الامکان بطور مبسوط پاسخ بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان بعد از این دنیا با «خود» زندگی می‌کند اما خودی که فطرتش به میدان آمده است و طالب رجوع به حق است. حال هر اندازه از این طلب در دنیا بازمانده باشد، در آن‌جا احساس محرومیت می‌کند. 2- گرفتن روح از بدن در موقع خواب، در آن حدّ نیست که تدبیری که روح نسبت به بدن دارد منقطع شود و درنتیجه آن سکرات خاص برایش پیش آید 3- آری! رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» فرمودند: «الآن قیامتی قائم» یعنی در عین این‌که در این دنیا حاضرند، در آن دنیا نیز حضور دارند. گفت: «آن یکی نقشش نشسته در جهان / وان دگر نقشش چو مَه در آسمان». موفق باشید

15026
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم: عقل فعال در قوس نزول که جامع است و کلی منتها با شدت و ضعف در سه مرتبه ی عقل و خیال و ماده ملائکه در قوس نزول به چه نحو ظهور دارند با توجه به اینکه هر ملکی مظهر یک اسم است آیا جبراییل و میکاییل ....ظهور دارند و یا اصلا ملائکه در قوس نزول ظهور ندارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملائکة اللّه در قوس نزول در همه‌ی عوالم حاضرند و مطابق ظرفیت و تمایل افراد برای آن‌ها تجلی می‌کند. موفق باشید

12754
متن پرسش
سلام علیکم: این که ما قایل به تفاوت جنس زن و مرد در جسم، اخلاق، روحیات و همه جوانب شخصیت هستیم و در عین حال در مباحث معرفت النفس، نفس مجرد انسانی را کاملا مبرا از قبول جنسیت می دانیم، این سوال را به ذهن متبادر می کند که پس علت تفاوت ذاتی دو جنس در همه جنبه ها چیست؟ آیا مطالب کتب غربی که این تفاوت را کاملا به حیطه مسایل زیستی ربط می دهند و تفاوت مغز، غدد و هورمونهای این دو جنس را موجب سایر تفاوتها می دانند صحیح است؟ با تشکر فراوان. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در کتاب «خویشتن پنهان» عرض شد درست است که نفس ناطقه در ذات خود نه زن می‌باشد و نه مرد، ولی همین‌که در دوره‌ی جنینی بدنی را که یا زن است و یا مرد، انتخاب می‌کند و تدبیر می‌نماید؛ نشان می‌دهد که در هر صورت از این جهت تفاوت‌هایی بین روح زن و روح مرد هست. موفق باشید

7201
متن پرسش
سلام علیکم. شما در کتاب جوان و انتخاب بزرگ گفته اید: (( چرا ما انقلاب اسلامی را دوست داریم؟ چون ما را به عالم غیب ارتباط میدهد و وسیله ی ارتباط با عالم غیب است)). خواستم اگر ممکن است این که انقلاب ما را به عالم غیب ارتباط میدهد را بیشتر توضیح دهید. چون با توجه به ظاهر جامعه و برخی مسائل عکس این اگر اتفاق افتاده است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چهار جلد کتاب در این رابطه داشته‌ام. إن‌شاءاللّه کمک‌تان می‌کند به‌خصوص کتاب «انقلاب اسلامی و بازگشت به عهد قدسی» . کتاب‌ها روی سایت هست. موفق باشید
6695
متن پرسش
به نام حق و با سلام عطف به پرسش 6528 می دانم که نفس به عنوان حقیقتی ذات مشکک اگر در مرتبه‌ای از مراتب نازله‌ی وجود ظهور یابد از حقیقت خود خارج نمی‌شود و در واقع سقوط نمی کند بلکه نازل می شود. سوال این است که مرتبه ی عالیه ی عقلانی باید احکام عالم عقل را داشته باشد و وقتی نازل شد، مرتبه ی نازل شده به عالم مثال هم باید احکام عالم مثال را داشته باشد یعنی شکل و اندازه مثالی داشته باشد پس چرا نفس به عالم مثال نازل میشود اما خود نفس مثالی نمیشود ؟ البته نگویید در مثال، بدن مثالی دارد زیرا میدانیم که بدن مثالی به ایجاد نفس در خیال نفس متمثل میشود واین خیال از قوای نفس است و نازل از آن
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باز باید بر روی وجودی‌بودن نفس دقت شود که یک عین واحدی است با ظهورات و حضورات مختلف، در معرفت نفس دارید حضور نفس بخودش است و ظهورش به قوایش می باشد، بدین معنا که در هر حالی که باشد از حقیقت خود خارج نمی‌شود و عالٍ فی دنوهِ است ،. مثل نور بی‌رنگ که هراندازه هم نازل شود از جامعیت خود خارج نمی‌گردد. موفق باشید
1568

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی در مصاحبه رجا نیوز با اقای نبویان ایشان نقل فرموده بود "روزی سروش گفت اگر ما بگوییم جبرئیل وحی را دریافت نموده باید پرسید او از کی گرفته باید گفت از فرشته ای دیگر و همینطور ادامه داد پس تسلسل پیش میاید و ان هم محال است." در صورتیکه به نظر من بیسواد او خیلی بد فهمیده است چون جبرئیل چیزی نیست الی تجلی اسم علیم خداوند یعنی خداوند وقتی اراده میکند وحی را بر قلب پیامبر خود القا نماید جلوه اراده او بصورت جبرئیل متجلی میشود و برای همین گاهی اوقات پیامبر در رتبه ای هست که حتی جلوه جبرئیلی هم در کار نیست منظور من این است که جبرئیل مانند پیک پستی نیست که در جایی نشسته باشد و خداوند به او بگوید جبرئیل بیا این چند ایه را بگیر و بده به محمد صلوات الله علیه و علی اله بلکه همین که اراده کند اراده او بصورت جبرئیل متجلی میشود و جبرئیل چیزی نیست الی صورت علمیه خداوند ایا این برداشت حقیر درست است ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: خدا را شکر که در بستر انقلاب اسلامی و در ذیل شخصیت علمی و عملی حضرت امام روح‌الله«رضوان‌الله‌علیه» چنین بصیرت‌هایی در صحنه آمده است، جرعه، جرعه نوشیده‌ای. بیچاره آن‌هایی که کاری کرده‌اند که از نور قرآن بی‌بهره‌اند و به دنبال آن هستند که چگونه رابطه‌ی خود را با نور الهی قطع کنند. موفق باشید
34214
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. ای که می پرسی نشان عشق چیست / عشق چیزی جز ظهور مهر نیست / عشق یعنی مشکلی آسان کنی / دردی از در مانده ای درمان کنی / در میان این همه غوغا و شر/ عشق یعنی کاهش رنج بشر / عشق یعنی گل به جای خار باش / پل به جای این همه دیوار باش / عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر/  واگذاری آب را، بر تشنه تر / عشق یعنی دشت گل کاری شده / در کویری چشمه ای جاری شده / عشق یعنی ترش را شیرین کنی / عشق یعنی نیش را نوشین کنی / هر کجا عشق آید و ساکن شود هر چه نا ممکن بود ، ممکن شود. با عرض سلام خدمت استاد عزیزتر از جانم، استاد طاهرزاده. آنچه از جان بر آید و می کشاند انسان را به سمت معنا ها و زندگی ای که؛ دور است از روزمرگی ها و عادات و نیهلیسم و پوچی ها، «عشق» است. عشق حقیقی به او و اسماء او و جلوه های او، حال اینکه می‌طلبد جان، جانان را و اینکه پرشور تر و شدیدتر و متحدتر شود این عشق ... استاد به نظر شما با توجه به تاریخی که در آن قرار گرفته ایم و نسبت به اقتضاهای زمانه مان چگونه عشق به خود وجود و عشق به اسماء او همچون امام زمان (عج) و حضرت امام (ره) و حضرت آقا و دیگر آینه ها را می‌توان در یگانگی و شدیدتر احساس کرد؟ چگونه حاضر باشیم همچون حاضر بودن شهدا در دفاع مقدس و آن دیدن و به تماشا نشستن همچون آقا مهدی باکری؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در ابتدای امر متوجه مسئله خود و مسائل زمانه‌ای که در آن به‌سر می‌بریم، بشویم و آن راه و شخصی که متذکر مسیر ما نسبت به حقیقت زمانه می‌شود و عبور از ظلمات زمانه را می‌نمایاند؛ پیدا کرد تا «عشق» به معنای امروزین آن در بستر ایمان به ظهور آید. عشقی که زیر سایه ولایت الهی مقابل با استکبار را در ما آن‌چنان شورانگیز می‌کند که جنابعالی متذکر آن در شهیدی همچون شهید مهدی باکری شدید. آری! عشق در امروز یعنی مبارزه با ظلمی که به مردم مستضعف می‌شود. و این غیر از عشق‌های فانتزی است که متأسفانه نام عشق به خود گرفته است ولی هرچه هست عشق نیست. همان‌طور که نوشتید:

« عشق یعنی مشکلی آسان کنی / دردی از در مانده ای درمان کنی»

و این با روح حماسی مشکل است وگرنه یک حالت اخلاقیِ ساده می‌شود  و آن «عشق» نیست. موفق باشید

27732
متن پرسش
سلام علیکم: آیا می‌توان گفت عصر انقلاب اسلامی، عصر توبه تاریخی بشر است و بشریت به عصری که عصر یک توبه و انابه تاریخی برای اتصال به رب العالمین و گذار از مدرنیته که حجاب حق است، رسیده و این توبه مقدمه ای جهت نزدیکی به صبح تاریخی و امت واحده مهدوی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شهید آوینی در رابطه‌ی این‌که بشر در عصر توبه‌ی خود وارد شده است، دلیل خوبی آورده و بنده نیز شرحی بر سخن ایشان در کانال «عصر جدید» داشته‌ام. آن شهید بزرگوار می‌فرماید: «  زلزله ای که تمدن غرب را از بنیان ویران خواهد ساخت...

اضطرابی که بشر امروز را فرا گرفته است نشان از یک زلزله قریب الوقوع دارد، زلزله ای که تمدن غرب را از بنیان ویران خواهد ساخت و نسبت انسان را با خویشتن خویش و عالم دیگرگون خواهد کرد. از آنجا که تمدن امروز جهان را در تسخیر دارد، انقلاب فردا نیز یک واقعه جهانی خواهد بود و به یکباره همه عالم را خواهد بلعید. حتی اگر هیچ برهان دیگری در دست نداشتم، ظهور انقلاب اسلامی _ و بهتر بگویم، بعثت تاریخی انسان در وجود مردی چون حضرت امام خمینی (س) برای من کافی بود تا باور کنم که عصر تمدن غرب سپری شده است و تا آن وضع موعود که انسان در انتظار اوست فاصله ای چندان باقی نمانده است. حقیقت دین را باید نه در عوالم انتزاعی، که در وجود انسان هایی جست که به خلیفه اللهی مبعوث شده اند. فصل الخطاب با انسان کامل است و لا غیر. آغازی بر یک پایان». موفق باشید

24096
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: با توجه به اقتضائات زمان و روی دادن انقلاب اسلامی، آیا باز هم دنبال استاد اخلاق شخصی رفتن رواست؟ یا باید به سنت های انقلاب (اعتکاف و اربعین و اردوی جهادی و...) بسنده کرد و خود را به باد بهشتی انقلاب سپرد؟ من به عنوان یک مربی مرکز تربیتی نوجوانان این سوال رو پرسیدم تا در تعیین سیاست های کانون تربیتی مون به کار ببرم. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز به نظر شما گرایش بیشتر دارم که جوانان را وارد سنت‌های انقلاب نماییم، به‌خصوص از رزمندگان و شهداء و سلوک آنان گفته شود تا به احساسِ حضور تاریخیِ خود برسند. البته در همین راستا استفاده از استاد اخلاق کار ساز است. موفق باشید

23977
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز، در داستان حضرت یوسف (ع)، اینکه ایشان چون از شخص داخل دربار پادشاه آن زمان، خواستند که برای آزادیشان از زندان، نزد پادشاه، ایشان را یاد کنند و بخاطر همین، ایشان برای این اشتباه چند سال بیشتر داخل زندان ماندند، حقیقت دارد یا خیر؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. بنا به فرمایش علامه‌ی طباطبایی بر حضرت یوسف «علیه‌السلام» واجب بود که از وسیله‌ی خلاصی که خداوند در اختیار ایشان قرار داده، استفاده کنند و از آن جهت که ایشان از مخلَصین بودند، شیطان تصرفی در ایشان نداشت و لذا روایاتی که در رابطه با تأثیر شیطان بر آن حضرت گفته شده، بنا به نظر علامه اعتبار ندارد. موفق باشید

23715
متن پرسش
سلام استاد: انس (با قرآن؛ صحیفه سجادیه و ... ) به چه معناست و تفاوت آن با عادت چیست؟ از کجا بدانیم با یک حقیقت مثلا قرآن مانوس شده ایم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اُنس با متون دینی به عنوان ذکری است که افقی از حقیقت را در مقابل ما بگشاید. باید با این رویکرد به قرآن و ادعیه رجوع کرد. موفق باشید

23062

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من مدتی است به طرز عجیبی توفیق نماز صبح ها رو از دست دادم، هرچه هم که تلاش کردم باز نمازم قضا شده، لطفا علت و راه حلش رو بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما در حدّ توان، مقدماتِ بیدارشدن مثل زودخوابیدن و ساعت را آماده‌کردن، فراهم کنید، بقیه را به خدا واگذار کنید. در هرحال در اسرع وقت قضای آن نماز را به‌جا آورید. موفق باشید

22997

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: پیرو سوال ۲۲۹۹۶ آیا محبت به مادر، فرزند و غیره و حتی علاقه به قرآن خواندن و یا حضور در اربعین و عشقی که نسبت به این امور داریم و در گرو این عشق عمل می کنیم هم اگر در محور وظیفه نباشد باعث ماندن و عدم سلوک می شود؟ در جایی از فرمایشاتان یادم هست که فرمودید مثلاً کسی که شعر می‌خواند که آرامش یابد این باز در خود مانده است و همینطور از جانب خود می گویم که می شود خواندن قرآن و... را نیز اینگونه فرض کرد که به نوعی اگر جدای از وظیفه باشد باعث گرفتاری در خود می کند؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید باید وظیفه را درست تحلیل کنیم. اگر وظیفه‌ی ما نظر به سعادتمندی‌مان باشد و رجوع به حق، همین محبت به مادر و یا علاقه‌ای که برای حضور در پیاده‌رویِ اربعینی داریم همه رجوع به حق محسوب می‌شود و نباید وظیفه را چیزی جز همین امور دانست. موفق باشید

22765
متن پرسش
سلام: استاد فرمودید در روزهای آخر ماه محرم جلساتی در رابطه با عزاداری امام حسین (ع) دارید. لطفا بقرمایید محل و زمان آن را.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جلسه‌ی مذکور از شنبه 14 مهرماه تا چهارشنبه 18 ، بعد از نماز صبح و زیارت عاشورا که در آن محل برقرار می‌شود بنده از ساعت 6 تا 7 صبح عرایضی خواهم داشت. آدرس محل: فلکه شهداء - خیابان ابن‌سینا- کوچه شماره‌ی 5 (شهید رجب‌زاده) - انتهای کوچه - بن‌بست خرد. موفق باشید

22240

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: اگر می گوییم زمانه زمانه ای نیست که بتوان گفت بهترین زنان شما آن است که مردی را ندیده و مردی او را ندیده باشد، آیا به تبعش می توان گفت زمانه زمانه ای نیست که بگوییم بهترین مردان شما آن است که نسبت به همسرش مهربانترین است و حرمتش را بیشتر نگه دارد و...؟
متن پاسخ

باسمه تعالی. سلام علیکم: عنایت داشته باشید بحث نگاه تاریخی به موضوعاتی که مربوط به شرایط خاصی هستند، فرق می‌کند با نظر به موضوعاتی که فرا تاریخی می‌باشند. موضوع «وصف بهترین مردان» ربطی به دیروز و امروز ندارد؛ همیشه به عهده‌ی مردان است که برای همسرانشان احترام قائل باشند و همچنین چنین وظیفه‌ای به عهده‌ی زنان است نسبت به مردانشان. موفق باشید

21694

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: دو تا سوال دارم ۱. آیا انسان مومن بعد از قیامت هم تکامل دارد؟ یعنی انسان به مقام ثابتی میرسه یا هر آنی در حال تکامل خواهد بود؟ ۲. ما عالمی به نام بهشت و جهنم نداریم بلکه همه ظهور وجود خود افراد است. اینکه بهشت درجه و طبقه بندی داره منظور اختلاف در مرتبه مومنین است که به صورت طبقات بهشت و اختلاف در مرتبه کافرینه که به صورت هفت طبقه جهنم ظهور میکنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ با مطالعه‌ی کتاب «معاد» و شرح صوتی آن جواب این سوال را خواهید یافت. 2ـ آری بهشت و جهنم مربوط به انسان‌ها است ولی در عالمی خاص که ظرفیت ظهور افکار و اعمال انسان‌ها را دارد. موفق باشید

21590

انواع عقلبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز. اگر امکانش هست و برای حضرتعالی مقدور است (انواع عقل) را به طور اجمال ذکر کنید. جواب سوال 21577 برای بنده کمی مبهم است. بنده دچار سردرگمی در روایات کتاب عقل و جهلِ اصول کافی شدم. الله تعالی توفیق شهادت رو نصیب جنابعالی و بنده بفرمایند به حق فاطمه زهرا سلام الله علیها. التماس دعا فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جایی بحث آن شده است به‌خصوص اگر به صوت شرح کتاب «جنود عقل و جهل» رجوع فرمایید. آری! عقلِ ریاضی نظر به کمیت‌ها دارد و عقلِ تجربی حاصل محسوساتِ ما را جمع‌بندی می‌کند و عقلِ فلسفی نظر به مفاهیم کلّی می‌نماید و عقلِ قدسی، حقیقت را مدّ نظر دارد و نحوه‌ای اُنس با آن برقرار می‌کند. موفق باشید

19106
متن پرسش
پرسش از مخلوق و حادث بودن قرآن: با عرض سلام و تشکر فراوان – در حدیثی از امام رضا (ع) نقل شده که قرآن حادث است اما مخلوق نیست. اول اینکه آیا این حدیث صحیح است یا خیر؟ دوم: اینکه آیا کلام الهی حادث است؟ نظر متکلمین، فلاسفه و عرفا چیست؟ سوم: در مورد مخلوق نبودن آن نظر این سه گروه علما چیست؟ پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگذارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. به یاد دارم که مرحوم علامه در جمع‌بندی می‌فرمایند الفاظ قرآن حادث است، ولی حقیقت آن از شئونات الهی است و قدیم می‌باشد. موفق باشید

18629

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: برای قلب های مریض یک راهکار عملی بیان کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر راهی جز همان اخلاق فاضله که علمای اخلاقی همچون ملا احمد نراقی در کتاب شریف «معراج السعاده» در مقابل ما گشوده‌اند، راهی هست؟! موفق باشید

15429

حرکت جوهریبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: می خواستم صمیمانه از زحماتت شما برای تعلیم و ترویج معارف ناب اسلام تشکر کنم. ان شاءالله خداوند حافظ و ناصر شما باشد. استاد بحث حرکت جوهری را از طریق سی دی گوش می کنم. بعضی مباحث را چند بار گوش می کنم ولی آنجایی که می خواهم بدون دخالت حس مطلب را دریافت کنم تصوری ندارم و مطلب گم می شود. میشه راهنمایی بفرمایید چطور می شود مطلب عقلی را بدون دخالت حس در یافت کرد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً حرکت جوهری از بهترین مباحثی است که عقل را جهتِ نظر به موضوعِ معقولی به نام جوهری که عین حرکت است، رشد می‌دهد. سعی کنید در همین موضوع فکر کنید که چگونه واقعیتی در این عالم هست که فقط «حرکت» است نه چیزی که حرکت دارد. موفق باشید

10907
متن پرسش
به نام خدا سلام علیکم بنده این سوال را یک ماه پیش مطرح نمودم ولی جوابی برایم ارسال نشد سوال درباره حکومت یک ولی فقیه در جامعه است. اگر در جامعه ای در دوره ای از زمان با رای اکثریت مردم یک حکومت مردم سالارانه دینی (مثلا ولایت فقیه شیعی) شکل گرفت اما پس از چندین سال مثلا 40 سال بعد به علت فساد در بخش های مختلف کشور اکثریت مردم (مثلا با یک رفراندوم) راضی به ادامه این سیستم حکومتی نبودند تکلیف چیست؟ آیا این حکومت باید به اراء مردم احترام گذاشته و کنار برود یا مستبدانه به حکومت خود ادامه دهد. با تشکر فراوان از زحمات استاد و دوستان عزیز
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم:. ابن‏اثیر نقل مى‏کند که بعد از قتل عثمان، در روز بیعت با على (ع) که روز جمعه بود، مردم در مسجد حاضر شدند و على (ع) بالاى منبر رفت و فرمود: «ایُّهَا النّاس! انَّ هَذَا امْرُکُمْ لَیْسَ لِاحَدٍ فِیهِ حَقٌّ الّا مَنْ امَرْتُمْ وَ قَدِ افْتَرَقْنَا بِالْأَمْسِ عَلَی امْرٍ وَ کُنْتُ کَارِهاً لِأَمْرِکُمْ فَأَبِیتُمْ الّا انْ اکُونَ عَلَیْکُمْ، الّا وَ انَّهُ لَیْسَ لِی دُونَکُمْ الّا مَفَاتِیحُ مَا لَکُمْ وَ لَیْسَ لِی انْ آخِذٌ دِرْهَماً دُونَکُمْ»؛0 (الکامل، ج 3 ص 193 تاریخ طبرى، ج 4، ص 435.) اى مردم، حکومت‏ از آن‏ شماست، هیچ کس را در آن حقّى نیست مگر کسى که شما او را به حکومت تعیین کنید، ما هم دیروز در حالى از یکدیگر جدا شدیم که من از قبول حکومت شما کراهت داشتم، مگر آن که بر شما مسئول باشم، بدانید که هیچ چیز به من اختصاص پیدا نمى‏کند، مگر همین که کلیدهاى اموال شما را در دست دارم و یک درهم بیشتر از شما نمى‏توانم بردارم. مقام معظم رهبرى «حفظه‏الله» در سخنانشان بابى را باز کردند مبنى بر این‏که؛ مشروعیت حاکمیت ما به خواست مردم است و اگر مردم ما را نخواهند، ادامه‏ى کار ما از نظر شرعى مشروع نیست، چون حق انتخاب مردم همواره جاى خودش محفوظ است، حال مردم وظیفه‏ى الهى‏شان را انجام دادند یا ندادند، موضوع دیگرى است.( بیانات مقام معظم رهبرى« حفظه‏الله» در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوى، 1/ 1/ 89:« یقیناً حضور مردم در مشروعیت یک نظام نقش دارد. آن کسانى که در غرب، مشروعیت خودشان را اساساً ناشى از حضور مردم میدانند و هیچ عامل دیگرى را در آن دخیل نمى‏دانند، آنها یک چنین حضورى را الان ندارند».. موفق باشید
7986
متن پرسش
سلام علیکم بنده برادری دارم که الان 30 ساله است و نماز نمی خواند بارها متذکر شدم و مادر فراوان از این بابت غصه می خورد که چرا نماز نمی خواند. و استدلال او این است که آنهایی که نماز می خوانند اهل همه کاری هستند البته من هم قبول دارم که جامعه ما طوری است که بعضی مردم نقاب به صورت زده اند ایشان اهل کار خیر زیاد هستند خداراشکر انحراف اخلاقی مانند جوانان امروز ندارند در مسائلی که مربوط به ائمه خصوصا آقا امام حسین هست هزینه مادی تقبل می کنند و نمی گویند و بعدا معلوم می شود که چنین کاری کرده در جاده سازی و... کمک مالی می کند . اولا چرا جو جامعه ما طوری شده که جوانان زده شده اند ؟ قبلا حداقل قشر مذهبی و خانواده های مذهبی معلوم بودند؟ثانیا تکلیف بنده چیست در رابطه با ایشان؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: شما در عین مدارا با او بدانید آدم 30 ساله خودش مسئول کارهایش می‌باشد. إن‌شاءاللّه متوجه می‌شود شیطان کارهای زشت نمازخوان‌ها را برجسته می‌کند تا او را منحرف کند و نمی‌گذارد برکات نمازی که انسان‌ها می‌خوانند را متوجه شود. موفق باشید
7926
متن پرسش
سلام استاد عزیز. آیا در محشر "فاطمیون" جایگاه خاصی دارند؟ اینکه گفتن أین الفاطمیون چه جایگاهی دارد؟تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حقیقتاً این‌طور است. روح‌های ظریف و معنوی و شجاع و دلسوز و بصیر، روح‌هایی هستند که با توسل به نور مقدس زهرای مرضیه«سلام‌اللّه‌علیها» برای خود شخصیت خاصی را شکل می‌دهند. موفق باشید
30970
متن پرسش
سلام: آیا مباحث آشنایی با حالات روانی، شناخت نقاط ضعف، خلقیات و... که ذیل مبحث روانشناسی می گنجد، ارتباط معنادار و مشخصی با مباحث معرفت نفس دارد؟ به بیان بهتر، آیا معرفت خلقیات و عادات و شخصیت و مزاج و نقاط ضعف و درون گرایی و برونگرایی و... جزوی از معرفت نفس است؟ به منظور کسب اطلاع و مهارت یابی در خصوص موضوعات فوق، ذیل یک سیره معنوی و اسلامی، چه مباحثی را باید پیگیری کرد؟ آیا در سیر مطالعاتی شما روانشناسی اسلامی حضور دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته در عین این‌که این دو علم نسبت به همدیگر بی‌ارتباط نیستند، و بحمدلله در سال‌های اخیر علم روان‌شناسی به سوی مباحث معرفت نفس و به طور کلی به سوی تفکرات فلسفی توجه و شیفت داشته است؛ با این‌همه و در هر حال نباید فراموش کرد روان‌شناسی یک علم تجربی است و در نسبت با عکس‌العمل‌های بدن نسبت روح را با بدن بررسی می‌کند و نباید از این نکته غفلت کرد و روان‌شناسی را در فلسفه جستجو نمود. موفق باشید

نمایش چاپی