بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
23673

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حاج آقا: ببخشید می خواستم نظرتون رو در مورد انتخاب اسم فرزند و ارتباط آن با عوالم دیگر بفرمایید؟ و چقدر باید به عرف بودن یا نبودن و تأثیراتی که امروزه می گویند بر فرزند می‌گذارد و مثلاً اسم برخی از معصومین را در هر زمان به نوعی می گویند که عرف نیست و قدیمی است و اسم های خداوند رو هم که می گویند نباید بگذاریم و یا اسم های ملائکه مقرب خداوند و غیره اهمیت داد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه در فرهنگ دینی به ما توصیه شده است، مهم می‌باشد و نه نظر مردم. ولی باید به شخصیت فرزند هم توجه داشت که بعداً که بزرگ شد از نامِ خود خوشش بیاید. موفق باشید

23615
متن پرسش
سلام استاد: سوالی در مورد رنگ لباس داشتم. در احادیثی گفته شده که پوشیدن لباس قرمز تیره مکروه است. می‌خواستم بدانم منظور از قرمز تیره، رنگ زرشکی است یا قرمزی که در عرف به آن قرمز می‌گویند؟ همچنین می‌خواستم بدانم پوشیدن لباس مشکی (روسری، مانتو، شلوار، کفش) برای خانم‌ها علاوه بر چادر در بیرون از منزل ایرادی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم بتوانیم نظر بدهیم. عمده آن است که انسان مؤمن در عین وقار، خوش‌سلیقگی خود را نیز محفوظ بدارد. آن رنگ قرمزی که موجب سبکی انسان نشود، چه اشکال دارد؟ و آن رنگ سیاهی که وقار انسان را محفوظ دارد، چرا باید استفاده نشود؟ آری! لباس‌های سیاهی که وقتی خاک‌آلوده شود موجب سبک‌شدن انسان می‌شود، باید از آن پرهیز کرد. موفق باشید

23589

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: من یه خانم ۳۱ ساله هستم که چند سالی است ازدواج کردم و بچه ندارم. وقتم را با رفتن به کلاسهای متنوع و پایگاه بسیج پر می کنم. برنامه های بسیج گاهی وقتها با کلاسهای دیگه ام تداخل پیدا میکنه و از کلاسهای دیگه ام می زنم. بعضی وقتها احساس پوچی می کنم چون بعد از چند سال کلاس رفتن و فعالیت، در هیچ زمینه ای متخصص نیستم. از طرفی هم پشتکار قوی ندارم که در یک زمینه پیشروی کنم. احساس درجا زدن می کنم. نمیدونم در این زمانه ای که نیاز مبرم به کار در حوزه ی دین هست، وظیفه ی اصلی ام چیه و باید در کنار فعالیتم در یک زمینه ای تخصص داشته باشم؟ لطفا راهنماییم کنید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بر روی قرآن از طریق تفسیر المیزان فکر کرده‌اید؟ اگر تصمیم به این کار گرفتید، می‌توانید سری به جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» که در قسمت نوشتارهای سایت هست، بزنید. موفق باشید

23364

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام. خواهش می کنم هر کمکی دارید از بنده دریغ نکنید. ببخشید استاد مشکلی که بنده دارم اینه که اختیار بدنم دست هوای نفس و شیطان هست و اختيار بدنم دست خودم نیست. از طرفی هم سرم به شدت شلوغه و برای اینکه به کارهام که بیشتر جنبه عقلانی دارن برسم نیاز دارم کاملا خودم به بدنم حکم رانی کنم ولی بدن همراهی نمیکنه و مثل الاغی که جفتک ميندازه، بی قراری میکنه و مانع از این میشه که به کارهام برسم. بنده با جستجو راهی جز «دعا برای رهایی از کسل و فشل (دعای ابوحمزه ثمالي)، و تلاش» پیدا نکردم، تو کتابهای شما هم مطلبی خاص این موضوع پیدا نکردم، و چون سطحم بسیار پایینه با دعا حل نميشه و نمیدونم باید چه کار کنم و چه تلاشی کنم چون وضعیتم به شدت اضطراریه از طرفی هم سطح وجودی ام پایینه. خواهش می کنم یه دستور العمل عملیاتی و زودبازده بگین که بتونم به بدنم برای مقاصد خودم نه مقاصد نفس اماره و شیطان، امر و نهی کنم و بدنم همراهی کنه و اینقد بی تابی نکنه. هر دستوری بگید هرچند سخت باشه انجام میدم، چون برام خیلی مهمه و به لحاظ زمانی در مضیقه ام، لطفا راهکاری ارایه دهید که همراستا با کمبود وقت باشه. لطفا بنده رو تنها نذاريد، خواهش مندم هر راهی به ذهنتون میرسه بفرمایید بلکه خدا بواسطه شما کاری کنه بتونم به زندگیم برسم و نجات پیدا کنم. خیلی ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً می‌دانید که روش حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به جای ذکر، متذکرکردنِ روح است به معارف عالیه. تا در بسترِ گشودگی آن معارف، انسان خود را بیابد و جلو ببرد. حضرت آیت اللّه حسن‌زاده می‌فرمودند: «دیدم اگر خود را با معارف عالیه مشغول نکنم، ذهنم مرا مشغول خود می‌کند». در این رابطه می‌توانید فکر کنید که چه مأوا و محفلی را برای خود تشکیل دهید که با گشودگی رحمت الهی روبه‌رو شوید. از زیارت شهدا و زیارت حضرت روح اللّه و تواضع و صدق غفلت نکنید. موفق باشید

23363

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد گرامی: سوالی از حضور شما داشتم. بنده چند سالی لیاقت و سعادت داشتم ایام فاطمیه مجلس عزاي خانم حضرت زهرا (س) رو در منزلمون برگزار می کردم. پارسال از خانم خواستم به من لطفی کنند و مزد کنیزی من فرزندی سالم و صالح روزی من کنند. با توسل به خانم حضرت زهرا (س) از خدا فرزندی سالم و صالح خواستم و بعد از ایام فاطمیه متوجه شدم باردار هستم و بسيار خوشحال شدم که خانم مزد کنیزی من رو عنایت فرمودند. و فرزندی که در وجودم رشد می کرد رو هدیه خانم می دونستم. در تمام دوره بارداری به اهل بیت و اولیا از جمله سید هاشم حداد و شهدا با خواندن قرآن و صلوات و هدیه به آن وجود هاي مقدس، متوسل شدم تا فرزندم سالم باشد چرا كه من بابت بیماری هاي فرزند اولم سختی زیادی كشيدم. من مطمئن بودم که خانم و اهل بیت دست من را مي‌گيرند. اما متاسفانه بعد از به دنیا آمدن فرزندم متوجه شدم بیماری قلبی و همچنین ببماری خونی نادری دارد. و مجددا مشکلات و سختی هاي من شروع شد. من اصلاً فکر نمی کردم با وجود این همه توسلات و توجهاتی که به اهل بیت (ع) داشتم فرزندم بیماری داشته باشد و متاسفانه کمی از اهل بیت (ع) دلسرد شدم. من خالصانه و مخلصانه از حضرت زهرا (س) خواستم و ایمان داشتم هدیه ایشان سالم خواهد بود اما متاسفانه نبود و نا امید شدم. امسال همسرم از من میخواد مثل هر سال برای حضرت زهرا (س) مجالس عزا برگزار کنیم اما من دلم راضی نمی شود. حس می کنم برای ایشان بی ارزش هستم. چرا خانم مزد من را این طور دادند؟ مگر از حضرت بچه سالم خواستن چه چیز زیادی بود که حاجت من را ندادند؟ از شما می خواهم کمکم کنید تا رابطه ام با اهل بیت (ع) مثل سابق بشود. چرا اهل بیت (ع) و اولیا و شهدا با وجود این همه توسل، به من و حاجت من توجه نکردند و فرزند من با اين همه بیماری به دنیا آمد؟ حكمت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا ما باید برای خدا و اولیاء الهی تکلیف معلوم کنیم؟!! در حالی‌که آن‌ها مصالح ما را بهتر از ما می‌دانند. وقتی به هر بهانه‌ای از جمله تشکیل جلسه‌ی فاطمیّه، خود را به آن ذوات مقدس نزدیک کنیم، نسبت به آن‌چه تقدیر ما است در انجام وظیفه، سربلند خواهیم بود.

22166
متن پرسش
سلام علیکم استاد جان طاعات مقبول درگاه احدیت. شهادت امام موحدین علی علیه السلام تسلیت. استاد من با توفیق الهی تا جلسه ۹ ندای بی صدای انقلاب اسلامی را گوش کردم. خیلی سعی کردم با قلبم بفهمم و هواس حیوانی را کنار بزارم نمیدونم چقدر موفق شدم. نکاتی به ذهنم رسید. اولا: موقع شهادت حججی تو قلبم احساس کردم خیلی زیاد منم مشتاق شهادتم نه من بلکه خیلی از دوستان و آشنایان انگار آتشی بود که از قبل روشن بوده هنوزم روشنه بلکه بیشترم شده. ثانیا: تو قلب هم سن سالای من یا کوچکتر یه گرایشی به عدالت هست که اصلا نمی تونند ازش خارج بشن (من تو بزرگتر ها خیلی کم دیدم یا اصلا نیست) که این عدالت داره از ظرفش لبریز میشه و خدا بداد اینایی که ناعدالتی می کنند برسه (نمونه بارزش تکنوکرات ها و لیبرال های داخلی هستن که به امید خیر رساندن دارن کاملا شرشونو به ملت و دنیا میرسونند و این نکته را بگم که شر به خودشون میرسونند مثل کار شیطان که باعث عبور از خودشون میشه و رسیدن به خدا منجر میشه. ثالثا: یه نور خیلی قوی تو قلبم هست که میخوام برم اسراییل و با اسراییل بجنگم و اعتقاد راسخ به این دارم که دشمن ترین مردم به خدا و امام زمان (عج) همین ملعون ها هستن و فکر می کنم خدا هم همین را میخواد که ان شاءلله بزودی اتفاق می یوفته. استاد با توجه به ایکه جبهه کفر که تمام قد در حال حاضر مقابل ما ایستاده و طبق نظر شما هم خدا هم قطعا همین رو میخواد اما خیلی ها از جمله خود ما بچه های مذهبی هم احتمال داره ریزش کنیم چون واقعا وضعیت دود آلود است. پیشنهاد شما برای این طیف از دوستاداران ولایت و امامت و رهبری چیه؟ ممنون میشم. لطفا اگه امکانش هست خصوصی جواب بدین. ممنون التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر رفقای وِلایی متوجه‌ی جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی بشوند و توجه کنند خداوند در این تاریخ با انقلاب اسلامی بنا دارد صحنه‌هایی را به‌وجود آورد که در آن صحنه‌ها استکبار با همه‌ی قدرت و ادعایش، خوار گردد سعی می‌کنند به بهترین نحو خود را در مقابل جبهه‌ی کفر قرار دهند و این نحوه حضور در جبهه‌ی انقلاب اسلامی را از آنِ خود کنند. موفق باشید  

20418
متن پرسش
سلام: خدا قوت، عباداتتان قبول: این فرمان امام خامنه ای مبنی بر آتش به اختیار بودن حقیقتا من را دیوانه کرده. می دانم باید کاری کرد و مؤثر بود. می دانم که وقت نشستن نیست. ولی نمی دانم چه باید بکنم. می ترسم که از غافله عقب بمانم. که مانده ام. وقتی فعالان فرهنگی، شهدا و ... را می بینم بیشتر احساس ضعف و بی اثری می کنم. چه کنم استاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود را با معارف حقه و تدبّر در قرآن و روایات آماده نگه دارید تا وقتی در مسیر وفاداری به انقلاب اسلامی اموری پیش آمد، بهترین انتخاب را داشته باشید. موفق باشید

19867

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: دو سئوال از محضر مبارک دارم: 1. سئوال مهم و ظریفی که در سیر و سلوک هست این است وقتی طالب و سالک در این سیر قدم می نهد، حضرت حق و امام زمان (عج) عنایاتی می کند و از برخی حجاب ها، آلودگی ها و وهمیات خلاصی می یابد! سئوال مهم اینجاست که وقتی امام زمان (عج) توجه می کند و یک سری حجاب ها و آلودگی ها را از قلب سالک می زداید! پس چرا این توجه را کامل نمی کند تا قلب سالک منور به نور ایمان و ایقان گردد؟ 2. درست هست که بگوییم قرب الهی با حب الهی رابطه مستقیم دارد؟ یعنی هرچه که عبد به رب خود نزدیک شود، عبد بیشتر عاشق و محب رب می گردد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هر اندازه انسان بیشتر در رعایت دستورات شرع پایداری کند، در سلوک خود بیشتر به نور امام زمان «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» از حجاب‌ها رها می‌شود 2- همین‌طور است. موفق باشید

19602
متن پرسش
سلام استاد: نمی دونم این شعر را امام چه زمانی سروده اند؟ چرا انتظار فرج را به نیمه خرداد حواله می دهد؟ معنی اشعار زیر را میشه بفرمایید. از غــــم دوست، در اين ميكده فــــرياد كشم داد رس نيست كـه در هجر رخش داد كشم داد و بيــــداد كه در محفل مــــا رندى نيست كــــه بــــرش شكوه بــرم، داد ز بيداد كشم شاديــــم داد، غمم داد و جفـــــــــا داد و وفا بــا صفـــا مـــنّت آن را كـه به من داد، كشم عـــــاشقم، عــــاشق روى تو، نه چيز دگرى بــــار هجــــــران و وصالت به دل شاد، كشم در غمت اى گل وحشىِ من، اى خسرو من جــــور مجنــــون ببـــــرم، تيشه فرهاد كشم مُـــــردم از زنـــدگىِ بى تو كه با من هستى طــــرفه ســرّى است كه بايد برِ استاد كشم سالهــــا مـــــى گــــــذرد، حادثه ها مى آيد انتظـــــار فـــــــرج از نيمـــــه خــــــرداد كشم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح شعر مذکور از حدّ سؤال و جواب بیرون است و احتیاج به چند جلسه بحث و مباحثه دارد. آن‌چه روشن است در این شعر، شهودی است که در دل قبض و بسط‌های عارفانه‌ی آن مرد الهی به میان آمده است، از آن جهت که طالب نوعی از ارتباط بوده‌اند که در زندگی زمینی محقق نمی‌شده است که عرضه می‌دارند: «مردم از زندگیِ بی تو که با من هستی». موفق باشید

19569
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: از آنجایی که مجردات فاقد زمان و مکانند این عالم با تمام کهکشانها و ستارگان و زمین و هر چه در این زمین است از نظر درجه وجودی پایین ترین مرتبطه وجود است عالم ماده یا عرض گویند و زمان و مکان مختص این عالم است و نیز در حرکت جوهری گویای این است که زمان در این عالم همان تاخر و تقدم است و ذات عالم در حرکت و جنبش است و این ذات جز حرکت چیزی نیست پس همواره در تغییر است سوالم این است که این عالم که ماده است و مجرد نیست و زمان در آن همان تقدم و تاخر است مکان چگونه است آیا مکان همان مجموع اعراض نیست که ریشه در جوهر عالم دارد یا مکان در این عالم مفهوم دیگریست؟ با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مکان، همان بُعد است. وقتی حرکت جوهری در صحنه است، لازمه‌ی حرکت، مکان می‌باشد و از این جهت، زمان و مکان، وصفِ عالَم ماده است که ذات آن عین حرکت می‌باشد. موفق باشید  

19254
متن پرسش
سلام استاد بزرگوارم وقتتون بخیر: ان شاالله همونجوری که آرزو کردین شهادت در راه خداوند نصیبتون شه و جز به شهادت به ملاقات محبوب نرین و به آخرین درجه قرب الهی بعد از درجه قرب انبیاء و ائمه معصومین برسین قبل از لقاء یار. استاد خیلی دوس دارم بشم همون بنده ای که خدا میخواد اما رذایل اخلاقی نمیذارن و منم عاجز شدم از تهذیب نفسم. که مهمترینش زودرنجی و عصبانیته، تحمل انتقاد و کاری خلاف میلم و ندارم، اصلا این صفت و باقی صفات بدم رو دوس ندارم اما هر چی مقابله و مراقبه می کنم باز گناه از دستم میره، استاد من در این زمینه مطالعه کردم، احادیثی که بر قبح و عذاب این گناه اومده و راهکارای تسلط بر اونو، اما اینا فقط توی ذهن و فکر هستن و موقع عمل کم میارم و همه این تعلیمات یادم میره انگار یه آدم دیگه ام و بعد که آروم میشم یادم میان و وحشتناک ناراحت و پشینون میشم. اما آخه این ندامت که دردی رو دوا نمیکنه، من نمیخوام اصلا عصبانیت و خشم غضبی پیش بیاد اما از توان من خارج و عاجزم به خدا هم التماس کردم که خدا کم آوردم خودت کمکم کن و تهذیب و تزکیه نفسم کن، اما نشده. استاد خواهش می کنم بفرمایید چیکار کنم که از این رذیله رها شم. من جز رضایت خداوند چیزی نمیخوام، می ترسم بمیرم و بنده شایسته ای براش نشده باشم و این بزرگترین ترس منه، از شروع روز می ترسم از اینکه بازم این گناه ازم سرم بزنه وحشت دارم میگم ای خدا بازم یه روز دیگه، اگر باز گناه کردم چی، این ترس امونمو بریده. استاد ببخشید طولانی شد. منتظر راهنماییتون هستم. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً مأیوس نشوید. اگر صد بار هم از دستتان در رفت مأیوس نشوید. غلبه بر چنین رذایلی مسئله‌ی مهمی است و طول می‌کشد تا آرام‌آرام روحیه‌ی تسلط بر خودتان ظهور کند. موفق باشید

18170
متن پرسش
سلام علیکم: راجع به اینکه یک بار خدا به موسی فرمود من مریض بودم به عیادتم نیامدی و منظور یکی از مومنین بود سوالی برام پیش آمد. مگر به خدا می شود نسبت نقص داد که خدا مریضی را به خود نسبت داده؟ جنبه وجه الخلقی با خدا چه نسبتی داره؟ خور و خواب که نقصه به چی برمیگرده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مظاهر حضرت حق به اعتبار آن‌که همه‌ی آن‌ها «حق مخلوقٌ بِه» هستند، یک نحوه حضور حق هستند در عالم و از این جهت می‌فرماید من مریض بودم چرا به عیادتم نیامدی؟ موفق باشید

8297

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام بنده می خواستم سوره های ک پیشنهاد داده بودید (زمر- شوری- صاد- عنکبوت- قصص- نباء- واقعه- فاطر- نمل- انفال- ق- سبأ-طور- روم- محمّد(ص)) رو مطالعه کنم ولی جزواتشون رو ندارم و توی سایت هم نتونستم بجز واقعه و اعراف بقیشون رو پیدا کنم. اگه ممکنه راهنمایی کنید. باتشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اصل متن را همان آیات قرآن قرار دهید و در زیر هر آیه‌ای در دفتر یادداشت ، مطالب مهم آن آیه را یادداشت کنید. موفق باشید
29482
متن پرسش
سلام علیک و رضوانه استاد عزیز خدا قوت، مطلبی را از جناب آیت الله انصاری شیرازی که از شاگردان امام (رضوان الله علیه) و علامه طباطبایی (رضوان الله علی) بود را حیف دانستم که در این محفل که مباحث ناب این بزگان است مطرح نکنم و با شما در میان نگذارم. چرا که سخن حکیمان در دل خود نکته هایی و اشارت هایی پنهان را حمل می کند که وقتی به میان می آید زوایای خود را بروز می دهد و همان اشاره زبان ها را و دل ها را دچار انفتاح می کند و پرده از فروخفتگی بر می دارد. گرچه بسیاری از این سخنان را بارها از زبان جنابعالی و اساتید حکیم شنیدیم ولی چه اشکال دارد تا باز بر سر سفره ی این عزیزان از زاویه ای دیگر بحث را دنبال کنیم شاید موجب سخنی جدید و اشارتی تازه و نگاهی تیزتر شود؟! ایشان می فرماید: ایشان پس از سخن از وادی تفکر و رسیدن به حصول نتیجه از پی استدلال سخن از تذکر را پیش روی قرار می دهند و می فرمایند تذکر، به یاد آوردن مسائل حل شده ی گذشته است و از بدیهیات است و نیازمند استدلال و تفکر و مبادی آن نیست، فطرت انسانی، فطرت الهی است و تمام معارف و اعتقادات مذهبی به طور فطری در سرشت آدمی نهفته است، به عبارتی اگر همه چیز را در مورد انسان کنار بگذاریم و فقط طبع و فطرت او را در نظر بگیریم تمام انسان ها موحد هستند؛ زیرا توحید در فطرت انسان است و محال است که موجود ممکن الوجود، تکوینا حضور حق تعالی را فراموش کند. انسان به خداوند به همان نحو که به خود علم حضوری دارد علم حضوری دارد و هیچگاه او را فراموش نخواهد کرد. آری این مشاغل و توجهات این سویی است که او را از این حضور غافل می کند. و تذکر وظیفه ای جز کنار زدن این حجاب ها و این شلوغی ها نیست و اگر در این راه موفق به تذکر شویم تمام معارف را در وجود خود خواهیم یافت. جناب علامه طباطبایی مفسر کبیر می فرمودند در قرآن دلیلی برای اثبات خداوند متعال ذکر نشده است زیرا وجود او بدیهی است و استدلال نمی خواهد و به خاطر عارض شدن نسیان بر انسان نیازمند به تذکر است تا فرد متوجه سرمایه درونی شود. درست انبیا آمدند تا بشر را متذکر عهد قدسی خود کنند موظف به استدلال نشدند، زیرا معنا ندارد مطلبی که در نهاد آدمی نهفته است را آموزش دهند و ادله ی اقامه شده برای تاکید بر وجود او و به نحو تنبه و دلالت بر فطرت او بوده است و یا برای کافرین و ملحدین. در حالی که این ممکنات اند که نیازمند اثبات اند نه حق که روشن ترین روشن هاست. به همین جهت علامه طباطبایی این آیه که می فرماید «واذکر ربک اذا نسیت» (هرگاه پروردگارت را فراموش کردی، دوباره به خاطر بیاور) را اینگونه معنا می کردند اگر پروردگارت را فراموش کردی دوباره متذکر او شو!! این حقیر کمترین ذیل همین مطالب مطالبی را یادداشت کردم اما کمتر از آن می‌دانم که مطالب را ذیل این معارف ناب این بزرگان بنویسم و شرم و خجلت از خود دارم علاوه بر ان که ترس تصدیع اوقات از عزیزان دارم. و من الله التوفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به گفته‌ی جناب حافظ حیف نیست وقتی انسان در بنیاد وجود خود خدا را دارد جان خود را مشغول امور دیگری کند و همو که از همه به او نزدیک‌تر است و همنشین جان او است را فراموش کند.

حیف است طایری چو تو، در خاکدان غم          زین جا به آشیان وفا می‌فرستمت

حیف است جان آدمی که می‌تواند تا کنگره‌ی عرش صعود کند، مشغول دنیایی شود که داشتنِ آن عین نداشتن است و به همین جهت یک لحظه انسانِ خاک‌نشین از غم رها نیست، و از این جهت جناب حافظ بنا دارند جان خود را به عالمی سیر دهند که آشیانه‌ی وفا و برخورداری است یعنی عالم معنویت، عالمی که هرچه به آن بیشتر نزدیک شویم، بیشتر ما را وفادارانه در بر می‌گیرد و با ما همراه می‌شود و برای خود جهانی است بیکرانه.

موفق باشید

29096

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا. سلام خدمت شما. شنیدم از بزرگواری که در روایتی از علامه مجلسی که فرموده عمر دنیا ۱۰۰ هزار سال است که بیست هزار سال آن برای حکومت دشمنان اهل بیت است و ۸۰ هزار سال آن حکومت اهل بیت است و هنوز حکومت اهل بیت آغاز نشده. اگر الان ۱۴۴۲ از حکومت غیر اهل بیت گذشته پس ما باید از ظهور امام زمان به این زودی ها چشم پوشی کنیم و دیگران را فقط به این تشویق کنیم که با جان خود به امام زمان نزدیک شوند وگرنه جهان هنوز برای ظهور حدود ۱۹ هزار سال فاصله است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً آن اعداد، اعداد سمبلیک است و حاکی از حاکمیت نهایی اهل‌البیت «علیهم‌السلام» می‌کند. موفق باشید

28922

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب خدمت استاد محترم: ممنون می شوم اجمالا جایگاه علامه طهرانی (ره) را در شکل گیری و تداوم انقلاب بفرمایید؟ آیا طرح اولیه انقلاب اسلامی را ایشان دادند؟ در پاره ای از موارد و خاطرات بحث مشورت ایشان به امام (ره) نیست بلکه بحث حالت نشان دادن راه و هدایت امام (ره) و هدایت انقلاب است که گمان میرود هادی انقلاب ایشان بودند، ممنون می‌شون توضیح بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً  اگر از مرحوم علامه طهرانی در رابطه با حضرت امام سؤال می‌شد؛ ایشان اقرار می‌کردند که حضرت امام خمینی بالاتر از این حرف‌ها هستند که کسی را با ایشان مقایسه کنند. موفق باشید

28571

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده متوجه شدم که علامه حسن زاده آملی مسلط بر زبان فرانسه می باشند. با توجه به اینکه این زبان علم نافع نیست حتما ایشان باید جهت الهی داشته باشند. آیا با این نیت که علمی که فرا می‌گیریم به انقلاب و ظهور کمک خواهد کرد مجاز خواهیم بود که علومی مثل فیزیک و ریاضیات و شیمی را فرا بگیریم!؟ همینطور علوم انسانی مختلف!؟ یا رشته های مختلف دانشگاهی!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی زبان یک فرهنگ را بشناسیم با روح و فرهنگِ آن ملت آشنا می‌شویم. ولی علوم تجربی یک نوع تخصص است و با آموختن زبان فرق دارد. موفق باشید

28432

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چرا جوانان در دوره ای ویژه با ظهور و بروز مارکسیسم، به این نتیجه رسیده اند که یا باید خداپرست بود و ساکت و بی تفاوت، یا باید ماتریالیست بود و دشمن استعمار و استبداد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه در آن زمان آخوندهای درباری کاری کرده بودند که این تصور پیش می‌آمد و حقیقتاً امثال شهید مطهری در عبور از این مشکل نقش بسیاری داشتند. موفق باشید

26171

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: ۱. استاد عزیز اینکه می فرمایند بعد از نماز صبح تفکر بکنین؟ درباره چه چیزی تفکر بکنیم و حد و حدودش چقدر می باشد؟ ۲. تفاوت لااله الاالله و لا اله الا هو از نظر معنی و اینکه توحید صفاتی یا افعالی هست را میشه توضیح بفرمایین؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تدبّر در قرآن و یا تدبّر در ادعیه، به‌خصوص دعای «صباح»، نوعی تفکر است. ۲. در ذکر «لا اله الا هو» نظر به مقام احدیتِ حضرت ربّ العالمین می‌شود و در ذکر «لا إله إلا اللّه» نظر به مقام واحدیتِ حضرت ربّ العالمین می‌شود و هرکس بنا به ذوق و احوال خود می‌تواند به هر کدام از اذکار مذکور رجوع فرماید. موفق باشید

25441
متن پرسش
سلام علیکم: با آرزوی قبولی طاعات و توفیق روزافزون؛ به نظر حضرتعالی، چطوری میشه نظم مومنانه اربعین که جلوه ای از تمدن نوین اسلامی هست رو در جامعه خودمون بسط بدیم و پیاده کنیم که قطعاً نباید فقط منحصر در ایام این راهپیمایی بزرگ باشه. متاسفانه شاهدیم حتی برخی مجموعه های انقلابی هم به دلیل اینکه هنوز در قالب نظم مدرن پیش می روند، به رکود و خموشی در حال ابتلا هستند و از نظم مومنانه دارند دور می شوند. به چه راه هایی میشه این نظم مومنانه اربعین رو حفظ کرد و بسط اجتماعی داد و آیا به نظرتون، پدیده روضه های خانگی یا جلسات هفتگی تلاوت و تفسیر قرآن که در خانه های اعضای محله برقرار میشه و در محله هم تاثیر فرهنگی مثبتی داره، میتونه کار موثری در راستای بسط نظم مومنانه باشه؟ با تشکر و التماس دعای فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به افق تمدن نوین اسلامی فکر کرد و با نظر به آن افق، ذیل رهنمودهای مقام معظم رهبری از هر گونه ایثاری در این مسیر کوتاهی نکرد. موفق باشید

24813
متن پرسش
با سلام و خسته نباشيد: بنده به دليل پيشامدها و مسائل مختلفي كه در سن كم در زندگي برايم پيشامد نموده و علي رغم تدبير و دعا حل نشده است، قدرت توكلم را از دست داده ام. به گونه اي كه وقتي مي گويند به خدا توكل كن يك حالت قلبي در من ايجاد شده كه هر چه سعي مي كنم نمي توانم و حتي از توكل كردن بر خدا دچار ترس شده ام. هميشه نگرانم مصلحت من تا پايان عمر همواره رنج و عدم گشايش باشد. از مشكلات تحصيل و ميسر نشدن ازدواج گرفته تا بيماري و تصاحب حق از سوي ظالم و شماتت خلق. نمي دانم چه بايد بكنم كه بتوانم با وجود تمام اين مسائلي كه پيشامد نموده باز هم بر خدا توكل كنم. به رضاي خدا راضيم اگرچه گاهي به هم مي ريزم، ولي واگذاري قلبي امور به حق تعالي برايم ناممكن شده است. لطفا مرا راهنمايي بفرماييد. با تشكر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید زندگی را طوری تعریف کنیم که در مدت کوتاه عمر، به زیباترین شکل با خدا و خلق خدا بتوانیم رابطه برقرار کنیم و سعی نکنیم آرزوهای دنیای محدود، آن شخصیت بزرگِ ابدی ما را تحت الشعاع قرار دهد. به هر حال دنیا با همه‌ی زرق و برق‌اش، کوچک است، مواظب باش در این دنیای کوچک گم نشوی. به گفته‌ی جناب مولانا محمد بلخی:

«دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ

 ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

دانی که پس از عمر چه ماند باقی؟

 مهر است و محبت است و باقی همه هیچ.»

 موفق باشید 

23530

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد بزرگوارم: استاد در رابطه با سوالی که از شما درباره کتاب های آقای محمدرضا حدادپور جهرمی پرسیده بودم و شما فرمودید که مطالعه نکردید و از بنده پرسیدید که این کتاب ها چه نکاتی دارد می خواهم عرض کنم که این کتاب ها رو یک طلبه ای به نام آقای محمدرضا حدادپور جهرمی می نویسند. ایشون پرونده های سوخته وزارت اطلاعات رو که الان سوخته رو به صورت رمان کرده اند و موضوعاتشان غالبا سیاسی است. برای مثال کتابی با عنوان «نه» درباره جنایت های اسرائیل و صهیونیست و تربیت جاسوس و تغییرات ژنتیکی در افراد مسلمان تمام دنیا می باشد. یا کتابی با عنوان «تب مژگان» درباره فرقه ضاله بهاییت می باشد که چطور در عمق جامعه نفوذ کرده اند و چطور عضو گیری می کنند و چطور فعالیت می کنند و ... و مابقی کتاب های ایشون که الحق و الانصاف آدم رو جذب میکنه و آدم می ماند که واقعا این اتفاق ها دارد میفتد؟ کتاب های دیگر ایشان مانند «حیفا» یا «حجره پریا» که درباره خانم های طلبه است که کار سیاسی می کنند و یا کتاب های دیگر ایشان. یکی از کارهایی که این کتاب می کند روشنگری درباره این مسائل می باشد. و بنده تقاضا می کنم که استاد بزرگوار شما خود اگر امکان دارد مطالعه بفرمایید و نظر خودتان رو درباره این کتاب ها بفرمایید که جدا نظر شما برای حقیر خیلی مهم است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور که می‌فرمایید کار خوبی است و باید از ایشان به خاطر این‌کار تشکر کرد. اما اجازه دهید بنده کارهایی که فکر می‌کنم در اولویت هست، دنبال نمایم. موفق باشید

21605

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در کتاب معاد ص ۱۵۱ در قسمت نفخه اول فرمودید: در آیه ۱۱ سوره زمر کلمه «صعق» به کار برده و «مات» نگفته زیرا در نفخه صور بحث انقطاع روح از بدن که به آن موت می گویند در میان نیست. و این در حالی است که روشن شد هنگام نفخه صور یک عده هنوز در زمین دنیا هستند و اتفاقا بحث انقطاع روح از بدن در میان هست! لطفا توضیح بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نفخه‌ی اول، همه در صعقه قرار می‌گیرند و به یک معنا از حیاتِ دنیایی می‌میرند و به حیات برزخی زنده می‌شوند. و در نفخه‌ی دوم از حیاتِ برزخی می‌میرند و به حیات قیامتی وارد می‌شوند. موفق باشید

21358
متن پرسش
سلام استاد: فرآیند تفقه در دین عقلیه یا قلبی و یا هر دو؟ و راهکارش در هر دو چیه؟ مثلا تفقه در آیه قرآن اول خوندن ظاهر آیه و بعد تفسیر علامه از اون ظاهره یا فرد باید خودش با اون باطن و تفسیر برسه؟ رسیدن با عقل ضعیف من چطور ممکنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره قرآن کتاب «تذکر» است و بنیادِ جان انسان‌ها به همان معنای فطرتی که دارند با قرآن آشنا است، لذا همین‌که ما با عقل خود به سراغ آن برویم، قلب ما نیز متذکر خواهد شد. موفق باشید

19981
متن پرسش
سلام استاد: در باب حرکت جوهری فرمودین فیض بقا و فیض تبدیل قوه به فعل با هم تفاوت دارن. اما طبق شرح اینجوری فهمیدم فیض بقا و فیض تبدیل قوه به فعل فرقی ندارن چون بقای جوهر عالم ماده عین گرفتن فیض حرکته چون بقای عالم ماده به عین حرکت بودنه، پس باید فرقی باید نداشته باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبل از مباحث «حرکت جوهری» باید «برهان صدیقین» مطالعه شود و با نظر به این نکته عرض شد که همه‌ی مخلوقات در فیضِ بقاء هستند به این معنا که وجودشان از حق است و عین ربط به حضرت حق می‌باشند و از این جهت دائماً با تجلیاتِ وجودیِ حضرت حق، باقی هستند و اگر آن تجلی و آن ربط، نباشد بقائی نخواهند داشت و این غیر از فیضی است که موجود مادی را از قوه به فعل می‌برد. موفق باشید

نمایش چاپی