باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! شدتِ تجرد در قیامت بیشتر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عالم مجردات که مکانی وجود ندارد معنا ندارد چیزی در عرض چیز دیگری باشد. در آنجا فقط مراتب وجود هست. موفق باشید
سلام: با توجه به سوال قبل معلوم نشد موافق اخراجید یا موافق. ابتدا فرمودید ابتدا باید عرض کنم بنده نیز با اخراج ایشان از دانشگاه مخالف هستم ولی در انتها فرمودید با این همه همچنان معتقدم ایشان و امثال ایشان باید در مراکز علمی، کرسی آزاد اندیشی جهت ارائه اندیشههای خود داشته باشند و آن اندیشهها در معرض نقد و بررسی قرار گیرد ولی به عنوان استاد با چنین اعتقادی ظلم به دانشجویان می باشد به دلایلی که عرض شد. خوب اگر قرارست استاد نباشند باید اخراج شوند و نمیدانم چنین چیزی داریم که فرد صرفا کرسی آزاداندیشی داشته باشد و اصلا آزاداندیشی درین مملکت کجا بوده است که بخواهد کرسی داشته باشد. بسم الله من میخواهم آزاداندیش باشم و در مورد ولایت فقیه که روایات چندان و مستحکمی ندارد آزاد اندیشی کنم بر روی کرسی خواهم نشست یا خواهم ایستاد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال به عنوان یک استاد در امور پژوهشی و یا کنفرانس علمی میتوان از ایشان استفاده کرد و دانشگاه ظرفیت حضور چنین افرادی را دارد و پژوهشگاههایی در دل دانشگاه هست که افراد میتوانند در آنجا حاضر شوند و از نظریات ایشان استفاده کنند ولی اینکه مستقیماً دانشجویان در اختیار ایشان قرار بگیرد به عنوان کلاس درس، باید به نظامی که بر انقلاب اسلامی قوام دارد، حق بدهیم که نسبت به حضور ایشان در کلاس حساس باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. میدانید که در این مورد به طور مفصل بحث شد. شواهد حکایت از آن دارد که عرفایی مثل ابن عربی و عبدالرّزاق کاشانی کاملاً تحت تأثیر آموزههای شیعی هستند و متوجه شدهاند چه راهی را باید طی کنند و حتی آنجایی هم که در فقه به چهار امام فقهی اهل سنت نظر دارند، ریشههای جعفری آن را دنبال کردهاند. میماند که آیا تقیه میکردهاند؟ که عدهای بر این عقیدهاند. و یا در بستر فرهنگ اهل سنت متوجهی حقایقی شدند که در تشیع یافتند. در شرح فصوص در جایی عرض شد که اتفاقاً باید چنین عرفایی در اهل سنت به ظهور میآمدند تا اسلام اهل سنت، روحانیتِ عرفانی را از دست ندهد و جالب است به غیر از وهابیها، بقیهی اهل سنت، گرایش خوبی به عرفان دارند و عموماً محبّ اهل بیت میباشند. مکرر پیش آمده است عدهای که در «فتوحات» ابن عربی تأمّل کردهاند، شیعه شدهاند. مثل آقای عثمان یحیی که قسمتی از فتوحات را در ۱۴ جلد تنظیم کرده. جناب آقای دکتر حسین غفاری در کتاب «جدال با مدعی» و یا آقای بدیعی در رابطه با تشیعِ ابن عربی نکاتی را به میان آوردهاند. ۲. مگر فقهِ فقها، همهی اسلام است که در همهی اسلام به آنها رجوع شود؟ و مگر خود آن بزرگواران چنین ادعایی دارند؟ ۳. اگر کسی بتواند برای عمقبخشیدن به معارف خود نیاز به عرفان نداشته باشد؛ او را چه باک؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. به همین جهت متفکران جهان معتقدند درون فرهنگ مدرن تضادهای اساسی نهفته است. از هایدگر و گادامر که بگذریم، آثار امثال شهید آوینی و مرحوم دکتر مددپور و آقای دکتر داوری این نکته را به خوبی نمایان میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چلهگرفتن کار بسیار خوبی است و روایت «مَا أَخْلَصَ عَبْدٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً إِلَّا جَرَتْ یَنَابِیعُ الْحِکْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ؛» هر بنده ای که چهل روز خود را برای خداوند متعال خالص گرداند چشمه های حکمت از قلبش بر زبانش جاری می گردد ؛ پشتوانهی آن است که البته مربوط به هرکس است با خودش. به نظر بنده برای جایگزینی آنچه تحت عنوان چلهی قرن مطرح شد، پیشنهاد آقای حجتالاسلام مهدوی ارفع پیشنهاد خوبی است که در جواب سؤال شمارهی ۲۷۱۸۸ عرض شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال، اگر با خرید جنس ایرانی ضرر هم بکنید، آن ضرر در حکم صدقه خواهد بود و صدقه موجب رفع بلا است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث نیهیلیسم یا احساس پوچی، مشکلِ این قرن است. متفکران معتقدند اگر کسی بهخوبی متوجهی این امر بشود، نوع رویکردش به دین، رویکردی اساسی برای معنابخشی به زندگی میگردد و دینِ الهی چنین توانایی را دارد، اگر ما رویکردمان برای معنابخشی به احکام و دستورات دین باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ریشهی آن درخت بیجا تشریف آورده بودند در خانهی شما، مثل خروس بیمحلی که بیجا میخواند. «مرغ را بینی که ناهنگام آوازی دهد/ سر بریدن واجب آید مرغ بی هنگام را». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میدانید زندگیِ حقیقی، حضور در ابدیت است و جدّاً باید دل به آنجا سپرد و هماکنون نیز خود را در آنجا احساس کرد تا دنیا و مافیها برای ما راحت باشد.
شهید آوینی می گوید: دنیا نه جای درنگ و فراغت، بلکه محمل رنجی است که آدمی پای بر آن مینهد تا روح در کشاکش ابتلائات عظیم، راهی به عالم قرب بجوید و محیّای رجعت شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکلی در تثبیت عقاید ندارید. بیشتر از طریق قرآن و روایات و عبادات شرعی آن عقاید را منوّر و عمیق میتوانید بکنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده چیزی در رابطه با این سؤالات به نظرم نمیآید تا نسبت به جواب آن ورود کنم. بیشتر نسبت به جواب سؤالاتِ عقیدتی شاید بتوانم عرایضی داشته باشم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بروز این پدیده را به موضوع سیطرهی روحِ نیهیلیسم مربوط دانست. زیرا وقتی باورهای انسان در عمل جواب ندهد، چنین حالتی پیش میآید و اگر در مسیر باورهای معنوی، انسانها با حقیقت مأنوس نشوند خود را در یک خلأ اندیشهورزی احساس میکنند. با اینهمه امید آن را داشته باشید که طرف پس از تجربههایی که در این حالت به او دست میدهد، باز با خودآگاهیِ بیشتر برگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که چرا رهبری انقلاب معتقدند مشروعیت نظام از جمهوریت آن جدا نیست. با توجه به این امر آیا باید مردم را به درجهای از آگاهی رساند که بهترینها را انتخاب کنند؟ یا باید مردم را حذف کرد؟ اسلام در این تاریخ باید با تعالیِ انتخاب مردم ادامه یابد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مستحضر هستید که این نکات از محدودهی سؤال و جواب بیرون است. با اینهمه بنده فلسفهی تحلیلی را در آن حدّ میدانم که به قول معروف، فکر کنیم و سخن بگوییم و سخن یاوه نگوییم. ولی عمقی در آن ندیدم. در فلسفهی قارهای بهخصوص در هایدگر و گادامر، نحوهای از تفکری که در این دوران بدان نیازمندیم را یافتم به همان معنای عبور از متافیزیک. به نظر بنده برای تفکر نسبت به انقلاب اسلامی، میتوانیم از هایدگر و گادامر استفاده کرد بهخصوص از هایدگرِ متأخر. و عدم موفقیت انقلاب اسلامی را در مورد بهفهمآوردنِ جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی خوبفکرنکردن میدانم به همان معنایی که هایدگر در کتاب «چه باشد آنچه خوانندش تفکر» متذکر میشود. ما با فهم انقلاب اسلامی به عنوان حقیقت دوران که به قلب حضرت امام إشراق شد، از ذیل تاریخ رنسانس رها خواهیم شد که بحث آن مفصل است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. غیر از انسانهای معصوم، همه برزخ دارند. به هرحال آن کسی که به مرگ طبیعی هم رحلت کرده باید مقدمات حضور در قیامت را طی کند، مگر آنهایی که در همین دنیا تا قیامت جلو رفتهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً جناب حضرت خضر در جایگاه واسطهی فیض نباشند. زیرا مثلاً در زمان حیات پیامبر خدا و ائمه «علیهمالسلام» جناب خضر در قید حیاتاند ولی واسطهی فیض نیستند. آری! میتوانیم بگوییم در همهی زمانها، واسطهی فیض هست ولی در بعضی از زمانها تحت قبهی الهی باشند که «لا یعرفهم احداً». حضرت علی «علیهالسلام» میفرمایند: «ما برح لله عَزَّت آلاوهُ فی البرهَةِ بَعدَ البُرهَةِ و فی اَزمانِ الفَتَراتِ عبادٌ ناجاهم فی فِکرِهِم و کلَّمَهم فی ذاتِ عُقُولهم فاستَصبحوا بنور یَقظَةٍ فی الابصار و الاَسماعِ و الاَفئِدَة» برای خداوند که نعمتهایش گرامی باد در هر برهه ای از زمان و در فاصله های زمانی میان بعثت پیامبران همواره بندگانی بوده است که با آنان در اندیشه هایشان نجوا کرد و در درون خردهایشان با آنان سخن گفت و بدین سبب آنان چشم ها و گوش ها و دل هایشان از نور بیداری تابناک گردید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن تا حدّی مثل اشعار عارفانه است که اشاراتی به سوی حقایق عالم بالا دارد و با قرائت آن در واقع ما در آن عالم وارد میشویم. لذا ابتدا سعی کنید تفسیر سورههایی که میخواهید بخوانید بدانید تا با تکرار قرائت آن سوره، اشاراتهای آن را بیابید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی که بنده خدمت رفقا در جواب به سؤالات عرض میکنم با فرض این نکته است که اصل مباحث را در متون اصلی دنبال کردهاند وگرنه با سؤال و جواب نمیتوان به موضوعات علمی دست پیدا کرد. در کتب فلسفه همیشه این نکته مورد بحث هست که چرا انسان در تطبیق یک موضوع به اشتباه میافتد. مثلاً چرا سراب را آب تلقی میکند، در آنجا گفته میشود که حسّ انسان اشتباه نکرد، ولی تطبیق آنچه حسّ به ما داد، با خارج که به این عمل «حکم» میگویند، خطا پیش آمده. که البته باید مطلب را در کتب فلسفی دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال شمارهی ۲۳۸۳۲ جواب داده شد. موفق باشید
23172- باسمه تعالی: سلام علیکم: آن کتاب با اضافاتی تحت عنوان «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی» بر روی سایت هست. موفق باشید: آدرس آن در سایت
http://lobolmizan.ir/book/1380
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصلاً این حرفها معنا نمیدهد. زیرا فرشتگان ابعاد مختلفی ندارند تا از طریق امتحان، بخواهند بُعدی را بر بُعدی ترجیح دهند. در مورد آنها قرآن میفرماید: «و ما منّا إلاّ و له مقام معلوم» یعنی هرکدام از ما مقام معلوم و ثابتی داریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه که قبول است ولی زبان عربی از نظر مفاهیم، انسجام خاص خود را دارد. موفق باشید
