بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29175
متن پرسش
به نام خدا با سلام و احترام خدمت استاد گرامی:بعد از یک مقدمه، دو پرسش از خدمت شما داشتم: مقدمه: اصالت وجود راهی برای رهایی از سوبژکتیویته است. اما نه اصالت وجودی که با استدلال اثبات می شود و در ذهن است، چون خود این ذیل سوبژکتیویته قرار خواهد گرفت. بلکه اصالت وجودی که از طریق علم حضوری حاصل می شود و انسان را با خود هستی که «ورای ذهن و عین» است، متصل می کند. آنطور که حقیر از مطالب جنابعالی برداشت کردم، راه اتصال با هستی هم هستی نفس خود ماست. اگر مقدمه بالا را تائید می فرمایید: ۱. اگر این تنها راه حل است، پس وضعیت کسانی همچون ابن سینا چه می شود؟ امکان تفکر فلسفی، بدون گرفتار شدن در ذهن، برای ایشان میسر بود. آن هم (ظاهرا) بدون استفاده از این راه حل ۲. آیا این راه حل شدنی است؟ چون رفع مشکل را به شهودی (هستی ورای تعیناتش) حواله می دهیم که جز با سلوک قلبی (به تعبیر صدرا با انتقال مدرک از عالم حس به عالم عقل و بالاتر) حاصل نمی شود. و این دو مشکل دارد: اولا برای همه حاصل نیست. رفع تعینات، و نه فقط تجرید و تقشیر ذهنی، به سادگی امکان پذیر نیست. ثانیا در مواردی هم که برای کسی حاصل می شود، خودش متوقف است بر نفی سوبژکتیویته (برای اینکه بتواند معقول بودن سلوک قلبی را ذهنا اثبات کند) لذا گویی دوری پیش می آید بین سلوک قلبی و حل معضل سوبژکتیویته. «شهود هستی»، ورای تعینات ذهنی و عینی، نمایان کند برای عموم و فردی که سیر سلوکی ندارد (هر چند دوستدار آن است) شدنی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فلسفه به خودی خود موضوعات را ابژه می‌کند هرچند متذکر وجود حقایق می‌گردد. جناب ابن‌سینا می‌گوید فلسفه‌اش را برای عوام نوشته و نظر خودش حکمت مشرقی بوده. ۲. به گفته‌ی خواجه عبدالله انصاری حتی سالکی که در مرحله‌ی شهود قلبی است، هنوز در حجاب‌های خَلقی می‌باشد که همان مقام «عین الیقین» است تا آن‌که به فنای فی الله و بقای بالله برسد که همان مقام «حق الیقین» باشد. موفق باشید

25350

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: محضر استاد عزیز عرض ادب و پوزش بابت تصدیع اوقات دارم: ریشه درخت توت همسایه در منزلمان سبز و به درخت کاملی تبدیل شده بود که هم باعث اذیت مادرم بود و هم در جای نامناسبی رشد کرده بود. زمستان سال گذشته تمام شاخه های آن را بریده و پای آن نفت ریختم. از دفتر آقای مکارم استعلام گرفتم گفتند: قطع آن اشکالی ندارد. اما با توجه به مباحث معرفتی که در محضر حضرتتان کسب کرده ام ناراحتم. چرا که مظهری از مظاهر را خشکانده ام. لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ریشه‌ی آن درخت بیجا تشریف آورده بودند در خانه‌ی شما، مثل خروس بی‌محلی که بی‌جا می‌خواند. «مرغ را بینی که ناهنگام آوازی دهد/ سر بریدن واجب آید مرغ بی هنگام را». موفق باشید

24077

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: طاعات شما مورد قبول حق. من تقریبا از سال ۸۳ با مباحث شما آشنا شدم و تا پارسال مطالب شما را دنبال می کردم، تا اینکه یک روز خدمت شما عرض کردم که احساس می کنم فقط به قرآن و نهج البلاغه نیاز دارم و شما این را مبارک دانستید، اما این مربوط به شش ماه پیش هستش و من نه تفسیر ادامه دادم و نه نهج البلاغه را، علتش اینه که از درون مدام به خودم مهیب می زنم چرا بعد از این همه سال احساس می کنم عقایدم و باورهایم تثبیت نشده، این حس وسوسه انگیز نیست این حرف رو بر اساس امتحانات الهی که مواجه میشم بخوبی لمس کردم خواهش می کنم بفرمایید برای تثبیت عقایدم که همه را از شما دارم چکار کنم؟ آیا مطالب از اول شروع کنم؟ ممنون میشم راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکلی در تثبیت عقاید ندارید. بیشتر از طریق قرآن و روایات و عبادات شرعی آن عقاید را منوّر و عمیق می‌توانید بکنید. موفق باشید

23900

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سم الله الرحمن الرحیم سلام: خدا قوت خدمت شما پدر معنوی. خدا از شما راضی باشد اینقدر وقت صرف ما می کنید. می‌بخشید استاد گرامی متاسفانه جواب سوالات به ایمیلم نمیاد شاید مشکل از سایت هست چون ایمیلهای دیگر سایتها را دریافت می کنم اما از این سایت ایمیل جوابش نمیاد. ایمیل دیگری هم امتحان کردم اما متاسفانه باز از این سایت جوابها نمی آید. اگر جواب را باز هم مثل گذشته در سایت قرار بدید تا من ببینم متشکر میشم. کد سوال من ۲۳۸۶۹ بود متاسفانه جوابش را دریافت نکردم. و الحمدلله رب العالمین. اجرتان با صاحب و آقا و سرپرست و پدر حقیقیمان صاحب الزمان باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤالی از شما دریافت نشده است. بفرمایید سؤال‌تان چه بوده؟ موفق باشید. بفرمایید سوال این بود: می‌بخشید استاد گرامی متاسفانه جواب سوالات به ایمیلم نمیاد اگر جواب را باز هم مثل گذشته در سایت قرار بدید تا من ببینم متشکر میشم. و الحمدلله رب العالمین. اجرتان با صاحب و آقا و سرپرست و پدر حقیقیمان صاحب الزمان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده چیزی در رابطه با این سؤالات به نظرم نمی‌آید تا نسبت به جواب آن ورود کنم. بیشتر نسبت به جواب سؤالاتِ عقیدتی شاید بتوانم عرایضی داشته باشم. موفق باشید

22739
متن پرسش
استاد عزیز سلام: دوستی دارم که قبلا اهل نماز و روزه و زیارت بود و اهل دقت و فکر کردن روی آنها بود، اما مدتیه نمیدونم چه مشکلی براش پیش اومده (خواه مشکل مادی یا معنوی و فکری) و‌ به هیچ عنوان هم چیزی نمیگه اما خیلی بهم ریخته و حتی دیگه نمازش رو هم ترک کرده و هیچ حسی نسبت به اهل البیت ندارد، واقعا این روزها دلم برایش مثل سیر و سرکه می جوشد، پیشنهاد شما چیست؟ یا حق
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بروز این پدیده را به موضوع سیطره‌ی روحِ نیهیلیسم مربوط دانست. زیرا وقتی باورهای انسان در عمل جواب ندهد، چنین حالتی پیش می‌آید و اگر در مسیر باورهای معنوی، انسان‌ها با حقیقت مأنوس نشوند خود را در یک خلأ اندیشه‌ورزی احساس می‌کنند. با این‌همه امید آن را داشته باشید که طرف پس از تجربه‌هایی که در این حالت به او دست می‌دهد، باز با خودآگاهیِ بیشتر برگردد. موفق باشید

22261

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: من در زمینه کنترل نفس برای خوردن مشکل دارم. انجام برنامه ریزی روزانه و عمل به آن برایم بسیار مشکل است و بسیاری از اوقات به برنامه هم عمل نمی کنم. بیدار شدن سحر برایم بسیار مشکل و تقریبا غیر ممکن است. حتی بسیاری از روزها نماز صبحم قضا می شود. البته واجبات خود را انجام می دهم و نمازهای ظهر تا عشا را اول وقت و معمولا به جماعت می خوانم. ممنون میشم راهکار و توصیه ای کاربردی برای من ارائه فرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین این‌که نباید به خود سخت‌گیری کرد باید با تمرکز بر روی معارف الهی و سیره‌ی اولیاء الهی، جهتِ روح را به سوی شرایط مطلوب جلو برد. سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید. موفق باشید

20263

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در بحث معاد در جایی فرمودید مثلا طرف میگه «روز جمعه هست بریم یه دعای ندبه بخونیم بعد بریم یه زیارت عاشورا بخونیم و بعد هم بریم یک زیارت جامعه بخونیم.» بعد گفتید اگر اون شخص قلبش در صحنه باشد اصلا نمیتونه به این راحتی اینگونه بگوید و با صوت نوار گوش دادن فرقی نمی کند و انگار ورد می خواند و ...» ولی در جایی در مسیر اربعین گفتید این شیطان است که می گوید شما که حضور قلب ندارید ولش کن مثلا نمی خواهد فلان عمل را انجام دهید فایده ندارد. بروید به دستورات مفاتیح عمل کنید تا آنجایی که می توانید هم قلب را در صحنه نگه دارید و... لطفا توضیح فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان مسیر اربعین، عزمِ کلّی به خودی خود یک نوع حضور است و تمام حرکات و سکنات در دل آن حضور کلی صورت می‌گیرد و این غیر از آن حالتی است که بخواهیم به صورت عادت پشت سر هم دعاهای مذکور را بخوانیم. موفق باشید

19202
متن پرسش
سلام استاد: در کتاب ادب عقل و خیال و قلب اشاره فرمودید که برای تربیت عقل روی کتابهای برهانی و امثال کتابهای ملاصدرا برنامه ریزی بشود و برای تربیت خیال روی کتابهای مولوی و حافظ کار شود برای تربیت قلب چه کنیم؟ تربیت قلبی خیلی سخت است. بنده خودم به شدت به یکی از بستگانم کینه دارم هر چه تلاش می کنم تا این کینه از دل من برود نمی شود چه کنم؟ و خیلی صفت های بد دیگر. چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه اُنس با حضرت حق و شوق عبادت را در خود بیشتر کنیم، بیشتر قلب به اصلاح، گرایش می‌یابد. موفق باشید

18996
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز دو سوال از خدمتتان داشتم. اول اینکه من چند کتاب از کتابهای زیبای شما را مطالعه کرده ام. در کتاب اخیری که مطالعه می کردم این سوال برایم پیش آمد که شما فرمودید که روح اولین مخلوق خداوند است و طبق تعریفی که از امر و خلق داشتید فرمودید که خلق ایجاد در زمان است و امر ایجاد خارج از زمان، و در آیه ای از قرآن خداوند می فرماید: «قل روح من امر ربی» حال سوال اینکه روح که از عالم امر خداست و امر هم که مبری از زمان است پس روح مبری از زمان است، حال چطور این جمله را درک کنم که روح اولین مخلوق است در حالی که مخلوق در زمان است؟ دو اینکه در سایتها فیلمی دیدم که گویا شما چند سال پیش در برنامه از تلویزیون گفتگویی داشتید در مورد یکی از کتابهایتان،آیا الان هم چنین برنامه هایی را دارید؟ آیا امکان داره روزی در برنامه کاریتان باشد؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- لازم نیست اولین مخلوق از نظر زمانی، اولین مخلوق باشد، بلکه از نظر رتبه و شرافت نسبت به خالق خود متأخر است و با تجلیِ نور حقْ موجود است بدون تأخر زمانی، مثل رابطه‌ی حرکت انگشتر به وسیله‌ی حرکت دست که حرکت انگشتر تأخر زمانی ندارد 2- برنامه‌ی «گره» با مصاحبه‌گریِ جناب آقای دخانچی شکل گرفت که انسان فرهیخته و مطلعی است و آن هم بالاخره با رودربایستی پذیرفته شد. موفق باشید 

18012

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض تبریک به مناسبت آغازین روز امامت امام جهانیان بقیه الله فی الارضیین سوالی داشتم که آیا عشق حضرت یعقوب (ع) به یوسف (ع) چرا وجود داشته؟ هر چه فکر می کنم وجه تمایزی بین حضرت یوسف (ع) با بقیه ی پیامبران پیدا نمی کنم جز زیبایی و هیبت ظاهری و وقار حضرت یوسف (ع). آیا می شود این عشق را همان عشق مجازی ای دانست که در سوالی تحت عنوان چگونگی سیر از عشق مجازی به عشق حقیقی توضیح داد؟ و آثار عشق مجازی چیه که چشمان حضرت یعقوب (ع) با پیراهن حضرت یوسف (ع) بینا می شود؟ این چه عشقی است؟ در پناه یوسف زهرا. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع برای حضرت یعقوب«علیه‌السلام» نظر به پیامبری است که از منظر ایشان، غایب شده است و پیامبر است که قدر پیامبر را می‌داند و اگر هم نام این نوع علاقه را عشق مجازی بگذاریم، حقیقتاً همان عشقی است که انسان در آینه‌ی وجود او محبوب حقیقی را می‌نگرد. موفق باشید

8081
متن پرسش
سلام علیکم در قران کریم وقتی کلمه لبث (ماندن در دنیا )را بررسی نماییم غالبا درباره مجرمین است و اینکه مجرمین ماندن در دنیا را اندک می دانند مانند آیه 55 سوره روم که می فرماید:وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ یُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُوا غَیْرَ سَاعَةٍ کَذَلِکَ کَانُوا یُؤْفَکُونَ 1-این آیه فقط درنک کردن مجرمون در دنیا را اندک می داند یا مومنین هم چنین تصوری دارند؟ 2- حال که درنگ کردن ما در این دنیا به نعبیر قرآن اندک است و مانند ساعتی بیش نیست برنامه ریزی برای اهداف معنوی در دراز مدت چگونه تبین می شود؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- وقتی انسان‌ها در قیامت بیدار شدند می‌یابند چقدر فرصت دنیایی کوتاه بود، چیزی که مؤمنین از اول می‌دانستند 2- برنامه‌ی درازمدت به حکم وظیفه برای جامعه، غیر از آن است که ما برنامه‌ریزی کنیم که درازمدت در دنیا بمانیم. موفق باشید
30108
متن پرسش
سلام: چرا عمده بزرگان عرفان را که انسان مشاهده می کند سنی هستند البته بخصوص در سده های اخیر در شیعه عارفان بزرگی داریم اما همانها را هم دقت کنیم ذیل معارف آن بزرگان سنی بالیده اند مثلا مرحوم امام جز این است که در مصباح الهدایه ذیل شخصیت محی الدین مشی کرده اند و اگر شیخ را از امام بگیریم واقعا برای ایشان چه باقی می ماند؟ اصلا در شیعه کسی را داریم که در عرفان موسس باشد و با توجه به این همه معارف که در احادیث شیعی هست و ابن عربی ها از آن بی بهره بودند اینکه در عرفان شیخ حرف اول و آخر را بزند و هیچ عالم شیعی با آن گنجینه غنی نتوانسته به گرد محی الدین برسد چه رسد به اینکه از او پیشی بگیرد جای تامل است و این مطلب که شما می فرمایید این بزرگان عقیدتا شیعه و فقها سنی هستند صحیح نیست مگر می شود مثلا من به فقه جعفری عمل کنم بعد بگویم عقیدتا اهل سنت را برحق می دانم عکس آن هم صادق است. کسی که مثلا به فقه حنفی عمل می‌کند برای عمل به آن فقه باید قائل به حقانیت پیش زمینه های آن فقه باشد و آن همان عقاید اهل سنت است باید معتقد به عدم تعیین جانشین باشی کما اینکه شیخ در فصوص به این امر مذعن است تا نوبت به مرجعیت علمی ابوحنیفه ها برسد. بله برخی شباهت ها مثلا در بحث انسان کامل شاید ذهن را به فرمایش استاد نزدیک کند ولی از حضرتشان آموختیم که متفکران متشابهاتی دارند و محکمات و محکمات اندیشه ابن عربی سنی بودن ایشان عقیدتا و عملا است پس یا باید معتقد شد که محی الدین مدارج بالای عرفانی ندارد که اگر این گونه باشد حال و روز بقیه عرفا سنی و شیعه مشخص می شود یا باید بگوییم می‌شود شیعه نبود و در عرفان به مدارج بالا رسید که اولا شیعه این حرف را مطلقا قبول نمی کند و ثانیا سوال پیش می آید چگونه با باطل امکان رسیدن به حقیقت وجود دارد یا باید بپذیریم که اهل سنت برحق هستند که از دامانش ابن عربی ها می روید درین فرض اگر چه به انسجام می‌رسیم اما مطلوب ما شیعیان نیست یا در نهایت به فرض آخر رسید که در جمع بندی ذکر می‌کنم نکته دیگر اینکه سلمنا که بپذیریم شیخ عقیدتا شیعه بود چگونه با نماز ها و سایر اعمال عبادی باطل به حقیقت رسید؟ از طرفی اگر ایشان عقیدتا شیعه است شیعه به برخی کبار صدر اسلام نظر مثبتی ندارد در حالیکه اهل سنت آنها را محترم می‌دانند موضع محی الدین چیست؟ آیا ایشان حب به خلیفه اول و ثانی داشتند یا نه بنظر حقیر با این بررسی ها مشخص می‌شود عرفان طریق مطلوب شیعه و بالتبع اسلام نیست سنی ها برای پر کردن خلا فکری خویش مطالبی را از یونان بخصوص فلوطین و هند و .. اخذ نمودند و پروراندند و چون شیعه به یمن معارف اهل بیت بی نیاز از شرق و غرب بود درین مکتب بالید و می‌بینیم عمده فقیهان شیعی میانه ای با عرفان ندارند در حالیکه ائمه ما را به فقیهان در عصر غیبت ارجاع دادند چگونه است که در بحث ولایت فقیه که می‌شود به این مطلب استناد می‌کنید اما پای عرفان که می‌رسد مرجعیت فقها را درین زمینه قبول نمی کنید بله می‌شود به برخی از فقهای موافق عرفان استناد کرد ولی وقتی معظم فقهای شیعی در طول تاریخ الی یومنا هذا مخالفند جایی برای آن نظرات شاذ نمی ماند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. می‌دانید که در این مورد به طور مفصل بحث شد. شواهد حکایت از آن دارد که عرفایی مثل ابن عربی و عبدالرّزاق کاشانی کاملاً تحت تأثیر آموزه‌های شیعی هستند و متوجه شده‌اند چه راهی را باید طی کنند و حتی آن‌جایی هم که در فقه به چهار امام فقهی اهل سنت نظر دارند، ریشه‌های جعفری آن‌ را دنبال کرده‌اند. می‌ماند که آیا تقیه می‌کرده‌اند؟ که عده‌ای بر این عقیده‌اند. و یا در بستر فرهنگ اهل سنت متوجه‌ی حقایقی شدند که در تشیع یافتند. در شرح فصوص در جایی عرض شد که اتفاقاً باید چنین عرفایی در اهل سنت به ظهور می‌آمدند تا اسلام اهل سنت، روحانیتِ عرفانی را از دست ندهد و جالب است به غیر از وهابی‌ها، بقیه‌ی اهل سنت، گرایش خوبی به عرفان دارند و عموماً محبّ اهل بیت می‌باشند. مکرر پیش آمده است عده‌ای که در «فتوحات» ابن عربی تأمّل کرده‌اند، شیعه شده‌اند. مثل آقای عثمان یحیی که قسمتی از فتوحات را در ۱۴ جلد تنظیم کرده. جناب آقای دکتر حسین غفاری در کتاب «جدال با مدعی» و یا آقای بدیعی در رابطه با تشیعِ ابن عربی نکاتی را به میان آورده‌اند. ۲. مگر فقهِ فقها، همه‌ی اسلام است که در همه‌ی اسلام به آن‌ها رجوع شود؟ و مگر خود آن بزرگواران چنین ادعایی دارند؟ ۳. اگر کسی بتواند برای عمق‌بخشیدن به معارف خود نیاز به عرفان نداشته باشد؛ او را چه باک؟! موفق باشید

29138

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در خصوص سوال ۲۹۱۳۱ خواستم بگم که منظورم اینه که از کجا معلوم من الان که دارم از شما سوال می‌پرسم و شما دارید به من جواب میدید، در حال خواب دیدن نیستم و در حال بیداری دارم از شما سوال می‌پرسم؟ به خدا روم نمیشه وققتتون رو بگیرم. استاد راستش بعضی از کاربران بعضا سوالات عجیب و غریبی از شما میپرسن که من با خوندن آن سوالات بیخودی نسبت به حساسیتی که آن کاربر دارد حساس می‌شوم. مثلا کاربری که سوالات ۲۱۱۴۵ و ۲۱۳۵۶ را از شما پرسیده من را نسبت به این موضوع حساس کرده که نکند راستی راستی من الان دارم خواب می‌بینم و خودم خبر ندارم. گویا این کاربر همانطور که از صورت سوالاتش هم مشخص است به این حالت شکاک بودن خودش هم افتخار می‌کند و دوست دارد در خواب و در بیداری شکاک باشد. شما هم در جواب هایی که به او دادید به او تذکر ندادید که داری اشتباه می‌کنی. اینکه به او تذکر ندادید نکند دارد درست می‌گوید؟ آن چیزی که شک مرا بیشتر کرده این شعر است: عالم چو حباب است ولیکن چه حباب نی بر سر آب بلکه بر روی سرآب آن نیز سرابی که ببیند بخواب آن خواب چه خواب، خواب مستان خراب استاد من از این حالت بدم میاد. راهنمایی بفرمایید. جواب این شبهه ای که برایم پیش اومده رو خیلی متقن بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد دلیل آن‌که طرف در حال خواب نیست، همان است که می‌پرسد نکند خواب هستم. زیرا کسی که در حال خواب است که نمی‌گوید نکند خواب باشم. گفت:

من آب شدم سراب دیدم خود را

دریا گشتم، حباب دیدم خود را

آگاه شدم غفلت خود را دیدم

بیدار شدم به خواب دیدم خود را

موفق باشید

29096

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا. سلام خدمت شما. شنیدم از بزرگواری که در روایتی از علامه مجلسی که فرموده عمر دنیا ۱۰۰ هزار سال است که بیست هزار سال آن برای حکومت دشمنان اهل بیت است و ۸۰ هزار سال آن حکومت اهل بیت است و هنوز حکومت اهل بیت آغاز نشده. اگر الان ۱۴۴۲ از حکومت غیر اهل بیت گذشته پس ما باید از ظهور امام زمان به این زودی ها چشم پوشی کنیم و دیگران را فقط به این تشویق کنیم که با جان خود به امام زمان نزدیک شوند وگرنه جهان هنوز برای ظهور حدود ۱۹ هزار سال فاصله است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً آن اعداد، اعداد سمبلیک است و حاکی از حاکمیت نهایی اهل‌البیت «علیهم‌السلام» می‌کند. موفق باشید

28071

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به دغدغه حضرتعالی به تمدن نوین اسلامی و تمدن سازی و حرکت بسمت تحول در مبانی معرفتی، یک مطلبی مطرح شده که با توجه به تمدن سازی نوین اسلامی و تحول در علوم انسانی و الگوی اسلامی پیشرفت و گذار از ساختارهای متعارف مدرن و توسعه گرایی، به نظر من با توجه به چیزی که در متن می بینم نقطه مقابلی هست و حتی نقد جدی و مخالفت قاطع داره و به جهت اضطرار در عصر غیبت و سیطره مدرنیته این رو مطرح می‌کند که «سیاست ورزی و حکمرانی دینی در عصر غیبت و سیطره مدرنیته نباید مبتنی بر تغلب و اکراه باشد بلکه باید نهایت تلاش برای همراهی مردم با اهداف و برنامه های حکومت صورت پذیرد و هر جا اجرای حکمی از احکام شرع با مقاومت مردمی و اجتماعی و یا در مواردی فشار غیر قابل مقاومت جامعه جهانی مواجه شد و اجرای آن موجب مفسده ای چون تشتت و تفرقه ملی و سیاسی و اجتماعی گردید، نباید بر اجرای آن حکم اصرار ورزید و مفاسد بزرگتری از ترک حکم را رقم زد.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با حاکمیت فقیه آری! بحث مقبولیت در میان است و به همین جهت حضرت امام موضوعِ جمهوری اسلامی را که ولایت فقیه نیز در متن آن گنجانده شده بود، به رأی گذاشتند و سال گذشته هم که دانشگاه مریلند نظرخواهی کرده بود، بیش از ۹۰ در صد از مردم ایران در باقی‌بودن این نظام نظر مثبت داشتند، هرچند درصد زیادی تقاضای تغییرات اساسی را به میان آورده بودند و رهبر معظم انقلاب نیز در بحث ۱۴ خرداد و موضوع «امامِ تحول» بر همین مسئله تأکید دارند و در همین رابطه امیدشان به جوانان است و روحیه‌ی تحول‌زاییِ آن‌ها. موفق باشید

26785

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز بعضی مواقع که به بی نهایت بزرگی عوالم و تدبیر خداوند در امور خلقت و... فکر می کنم آن قدر خود را کوچک و ضعیف می بینم که حیرت زده می شوم. ابتدا ترسی تمام بدنم را فرا می گیرد و سپس احساس می کنم روحم از بدنم می خواهد خارج شود و تمام حافظه ام برای چند ثانیه پاک می شود. حتی نام خودم و مکان بودنم را فراموش می کنم. سپس کم کم‌ با ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله» یا هر ذکری که بر زبانم آن لحضه از ترس جاری شود به حالت عادی برمی گردم. واقعا نمی دانم این حالت رحمانیست یا شیطانیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه رحمانی است. سعی کنید کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را دنبال بفرمایید. موفق باشید

23184
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام و دعای عمر با عزت و سلامتی برای شما: ضمن تشکر از پاسخگویی به سوال ۲۳۱۸۰ ، تمنا می کنم قسمت آخر آن را نیز پاسخ بفرمایید: توصیه شما به سالک مبتدی که گاهی از رفتار غیردوستانه و دور از انتظار دیگران ناراحت و مغموم می شود چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فقط، گذشت و خُلق نکو. مگر به ما نگفته‌اند: «من ندیدم در جهانِ جستجو / هیچ اهلیت به‌جز خُلق نکو». موفق باشید

22666
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد گرانمایه: جناب استاد در دعای شریف عشرات آمده که الف) خدایا تو را شاهد می گیرم و شهادت تو کافیست و ملائکه تو و انبیا و........ جمیع خلقت را شاهد می گیریم که تو خدایی هستی که خدایی غیر تو نیست.... ۱. اگر می فرماید تو را شاهد می گیرم و شهادت تو کافیست پس ادامه را برای چه مطرح می فرماید؟ ۲. اساسا معنای دقیق شاهد گرفتن یعنی چه؟ ۳. این که می فرماید جمیع خلق را شاهد می گیرم. شیطان، شمر، صدام، جنایتکاران تاریخ هم جزو جمیع خلق هستند شاهد گرفتن هیتلر به چه معناست؟ ب) در فرازی می فرماید «اللهم و لک الحمد و لک الشکر بجمیع محامدک کلها علی جمیع نعمائک کلها» منظور از به همه حمد های تو «بجمیع محامدک» چیست؟ ج) فراز «و لک الحمد حمدا تضرع لک السماء کنیفیها» حمد برای توست حمدی که می گذارد آسمان بر تو شانه هایش را تفسیرش چیست؟ با عرض پوزش از مزاحمت و با تشکر و التماس دعا. خداوند به شما خیر دنیا و آخرت را عطا فرماید لطفا جواب را در سایت قرار دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سالک از یک جهت نظر به وجهِ وحدانیِ حضرت حق دارد و از جهت دیگر همان وجهِ وحدانی را با نظر به تجلیات، در عوالم نازله می‌یابد تا در همه‌ی مراحل،به وَحدانیت حضرت حق إقرار کند 2- یعنی توجه به انوار الهی 3- در تمام این موارد نظر به وجهِ مخلوقیتِ مخلوق است که آن وجه مخلوقیت، اشاره به وجه خالقیت حضرت احد دارد. موفق باشید 

21355
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: برداشتی که از پاسخ های شما در سوالات قبلی داشتم اینست که جنابتان چندان به فلسفه تحلیلی ورود نکردید و این برقراری دیالوگ را بسیار دشوار می کند. سوالاتی چند: 1. چرا فلسفه غرب را بعد از هایدگر مورد مداقه قرار ندادید؟ 2. آیا فقط امکان هم اندیشی با فیلسوفان قاره ای را دارید؟ 3. جایگاه کلی فلسفه تحلیلی را در نظام غرب چگونه می بینید؟ 4. افق انقلاب اسلامی برای عبور از این فلسفه را چگونه می یابید؟ 5- سر عدم موفقیت 40 ساله نظام در عبور از غرب بلکه هضم شدن تدریجی آن در غرب چیست؟ در پایان هنوز من از عظمت امثال بیکن، هیوم، کانت و ... در تعجبم که کاخی بلند آفریدند که جهان را دگرگون و فتح کرد و هر از چند گاهی که نظام هایی جزمی چون جمهوری اسلامی و ... سربرمی آورد نهایت مجبور است ذیل اندیشه های رنسانسی آن بزرگان حرکت کند و الا محکوم به فناست. راستی اگر ما باشیم و اسلام بسیاری از مطالب قانون اساسی کشور را از کجا توان یافت؟ نمک غرب را خوردن و نمک دان شکستن جفاست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مستحضر هستید که این نکات از محدوده‌ی سؤال و جواب بیرون است. با این‌همه بنده فلسفه‌ی تحلیلی را در آن حدّ می‌دانم که به قول معروف، فکر کنیم و سخن بگوییم و سخن یاوه نگوییم. ولی عمقی در آن ندیدم. در فلسفه‌ی قاره‌ای به‌خصوص در هایدگر و گادامر، نحوه‌ای از تفکری که در این دوران بدان نیازمندیم را یافتم به همان معنای عبور از متافیزیک. به نظر بنده برای تفکر نسبت به انقلاب اسلامی، می‌توانیم از هایدگر و گادامر استفاده کرد به‌خصوص از هایدگرِ متأخر. و عدم موفقیت انقلاب اسلامی را در مورد به‌فهم‌آوردنِ جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی خوب‌فکرنکردن می‌دانم به همان معنایی که هایدگر در کتاب «چه باشد آن‌چه خوانندش تفکر» متذکر می‌شود. ما با فهم انقلاب اسلامی به عنوان حقیقت دوران که به قلب حضرت امام إشراق شد، از ذیل تاریخ رنسانس رها خواهیم شد که بحث آن مفصل است. موفق باشید

19254
متن پرسش
سلام استاد بزرگوارم وقتتون بخیر: ان شاالله همونجوری که آرزو کردین شهادت در راه خداوند نصیبتون شه و جز به شهادت به ملاقات محبوب نرین و به آخرین درجه قرب الهی بعد از درجه قرب انبیاء و ائمه معصومین برسین قبل از لقاء یار. استاد خیلی دوس دارم بشم همون بنده ای که خدا میخواد اما رذایل اخلاقی نمیذارن و منم عاجز شدم از تهذیب نفسم. که مهمترینش زودرنجی و عصبانیته، تحمل انتقاد و کاری خلاف میلم و ندارم، اصلا این صفت و باقی صفات بدم رو دوس ندارم اما هر چی مقابله و مراقبه می کنم باز گناه از دستم میره، استاد من در این زمینه مطالعه کردم، احادیثی که بر قبح و عذاب این گناه اومده و راهکارای تسلط بر اونو، اما اینا فقط توی ذهن و فکر هستن و موقع عمل کم میارم و همه این تعلیمات یادم میره انگار یه آدم دیگه ام و بعد که آروم میشم یادم میان و وحشتناک ناراحت و پشینون میشم. اما آخه این ندامت که دردی رو دوا نمیکنه، من نمیخوام اصلا عصبانیت و خشم غضبی پیش بیاد اما از توان من خارج و عاجزم به خدا هم التماس کردم که خدا کم آوردم خودت کمکم کن و تهذیب و تزکیه نفسم کن، اما نشده. استاد خواهش می کنم بفرمایید چیکار کنم که از این رذیله رها شم. من جز رضایت خداوند چیزی نمیخوام، می ترسم بمیرم و بنده شایسته ای براش نشده باشم و این بزرگترین ترس منه، از شروع روز می ترسم از اینکه بازم این گناه ازم سرم بزنه وحشت دارم میگم ای خدا بازم یه روز دیگه، اگر باز گناه کردم چی، این ترس امونمو بریده. استاد ببخشید طولانی شد. منتظر راهنماییتون هستم. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً مأیوس نشوید. اگر صد بار هم از دستتان در رفت مأیوس نشوید. غلبه بر چنین رذایلی مسئله‌ی مهمی است و طول می‌کشد تا آرام‌آرام روحیه‌ی تسلط بر خودتان ظهور کند. موفق باشید

19054

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز با توجه به جملات پر مغز و زیبای دعاهایی مثل «کمیل» و «ال یاسین» و «ندبه» و.... زمانی که به فارسی می خوانیم و معناهای آن را می فهمیم نسبت به زمانی که به عربی می خوانیم احساس می کنم با زبان فارسی بیشتر به حال معنوی و والای دعا نزدیک می شوم. حال به نظر شما اگر همیشه دعاها را به فارسی فقط بخوانم آیا قبول است؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه که قبول است ولی زبان عربی از نظر مفاهیم، انسجام خاص خود را دارد. موفق باشید

16329
متن پرسش
استاد سلام علیکم و رحمه الله: مشکل امروز انقلاب چیست که مردم اینقدر ضعیف شده اند و آمارهای خودکشی و اهانت به مقدسات بالا رفته؟ و چه باید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل یک کلمه بیشتر نیست و آن غفلت از وظیفه‌ای است که مردم نسبت به هدیه‌ی الهی یعنی انقلاب و رهبری دارند و عملاً تقاسِ این غفلت را به صورت‌های مختلف در حال پس‌دادن هستند. موفق باشید

9209

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
از شما خواهشمندم کتابی در باب خود شناسی به من معرفی کنید (اینکه میگویند از خود شناسی میتوان به خدا شناسی رسید برای من مبهم است که چگونه این راه را طی کنم?)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر از ده نکته در معرفت نفس که در سایت هست همراه با سی‌دی شرح آن شروع کنید، شروع خوبی است. موفق باشید
8063

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد بز رگوار و عرض خسته نباشید بابت فعالیت خالصانه و همراه با پشتکار مثال زدنی بنده مدتی است که می‌خواهم کتاب وجود و زمان هیدگر را مطالعه کنم. اما در انتخاب ترجمه مناسب دچار تردید هستم. می‌خواستم تقاضا کنم که اگر امکان دارد بفرمایید که حضرت عالی از کدامیک از ترجمه‌های موجود از کتاب وجود و زمان بهره گرفته اید و آن را مناسب تر می‌دانید؟ با تشکر از زحمات شما و سایر برادران فعال در سایت
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در حال حاضر نمی‌دانم کدام ترجمه بهتر ایت. شاید ترجمه‌ی آقای رشیدیان کامل‌تر باشد ولی ترجمه‌ی آقای دکتر نوالی نیز وجوهی دارد. کلاً حرف هیدگر را در این مورد باید ماوراء ترجمه‌ها، با یک همفکری درک کرد. موفق باشید
7092

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر با توجه به نظرات مختلفی که برای حروف مقطعه در المیزان و تسنیم گفته شده،نظر شما در مورد این حروف چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی که به آن مطمئن باشم نمی‌دانم. موفق باشید
نمایش چاپی