بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20676
متن پرسش

سلام علیکم: رسیدن شما از این سفر پر از برکت به خیر ان شاءالله. استاد بزرگوار برای ما که جا ماندیم از این راه عزیز بگویید؛ بگویید در پیاده روی امسال چه دیدید؟ از کربلا چه خبر؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بهترین جواب را که به نظر بنده رسیده است در جزوه‌ی «مسئولیت فهم اربعین» باید جستجو بفرمایید. آن‌جایی که تأکید می‌شود تاریخی شروع شده است که روح آن ایثار و تواضع است و در این رابطه مقام معظم رهبری «حفظه‌اللّه» در سخن اخیر خود نسبت به اربعین می‌فرمایند این یک لطف الهی است به ما. آری! مایی که فراموش کرده بودیم برای ادامه‌ی انقلاب باید ایثار و تواضع را پیشه نماییم. و امروز خدام زائرانِ حسین «علیه‌السلام» انعکاس آن چیزی‌اند که ما فراموش کرده بودیم ولی شرطِ بقای ما در همین چیز است. موفق باشید 

19676

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام خدمت استاد و قبولی طاعات و عبادت جنابعالی: در حدیث ذیل مفضل در قول امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه ای امام را رب زمین معرفی کرده اند. آیا این روایت صحیح است و اگر صحیح است آیا می شود به استناد این آیه ما امام را رب بخوانیم چون رب زمین است؟ قال الصادق عليه السلام في قوله: و اشرقت الارض بنور ربها. قال: رب الارض يعني امام الارض قلت: فاذا خرج يکون ماذا؟ قال: اذا يستغني الناس عن ضوء الشمس و نور القمر و يجتزون بنور الامام. مفضل بن عمر مي گويد از امام صادق عليه السلام شنيدم که در تفسير اين آيه مي فرمود: پروردگار زمين، يعني امام زمين. راوي مي گويد: عرض کردم هر گاه ظهور کند چه مي شود؟ امام عليه السلام فرمود: در آن صورت مردم از نور آفتاب و نور ماه بي نياز مي شوند و به نور امام اکتفا مي کنند. [3] .
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ائمه«علیهم‌السلام» مظهر ربوبیت حق‌اند و واسطه‌ی فیض الهی می‌باشند. هرگز نباید آن‌ها را به اسم ربّ که یکی از اسماء مختص حضرت حق است، مورد خطاب قرار داد. موفق باشید

6916

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جلسه سلوک حوزه معصومیه انگارچهارجلسه برگزارشده اما توسایت فقط دو جلسه روگذاشتین؟2.مباحث دینی هم که می خونم وحتی مراسم مذهبی هم که می رم اما موقتی است حتی همون موقع بعضا احساس پوچی می کنم نمیدانم شاید توهم پوچی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- جلسه‌ی سوم و چهارم را هم روی سایت قرار دادند 2- فکر می‌کنم اگر کتاب سلوک را تا آخر ادامه دهید در فضایی قرار می‌گیرید که خود را به وسعت همه‌ی موحدین تاریخ می‌یابید و یا راه حل جهت ورود به این امر را می‌شناسید. موفق باشید
28704

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: اقوال زیادی در خصوص زمان بین الطلوعین مطرح شده و بیشتر بر فاصله ی بین فجر صادق و طلوع خورشید تاکید دارند، از آنجا که بر نماز شب تاکیدات زیادی داریم و همچنین خواب در زمان بین الطلوعین نیز جزو خواب غافلان نامیده شده چطور می‌توان این دو را جمع کرد و اگر انتخاب بر یکی باشد کدام افضل است که صد البته از دست دادن هرکدام تاسف زیادی در بردارد. از طرفی در یکی از سخنرانیهای شما شنیدم که بین فجر کاذب و صادق را شما بین الطلوعین می‌دانید که به دل می نشیند، خواستم بفرمایید کدام قول صحیح می باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی از اساتید محترم فرموده اند بهترین زمان نماز شب زمانی است که نماز شب به نماز صبح متصل گردد. به همین جهت می‌توان طوری بیدار شد که نماز صبح از دست نرود. موفق باشید
 

28635
متن پرسش
سلام علیکم: استاد نظرتان درباره هرمونتیک فلسفی گادامر و نسبت ما با آن چیست؟ و چگونه می توانیم از آن بهره ببریم که گرفتار نسبی گرایی و لوازم دیگر آن قرار نگیریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گادامر انسانِ متدین و دغدغه‌مندی است که با جهان مدرن و وجه سکولار آن روبه‌رو شده است و به صورتی عالمانه با سفره‌ای که هگل و هایدگر گشوده‌اند، بنا دارد با بازخوانی آن‌چه که در ذخیره‌ی تاریخیِ فرهنگ دینی نهفته است، راهی بس عمیق به سوی دیانت در دنیای مدرن بگشاید. هم‌زبانی و همدلی با او مشروط به آن است که اولاً: دغدغه‌های او را بیابیم و ثانیاً: با همدلیِ کامل با او به جامعه‌ی خود بنگریم. این کار سختی نیست که با انتقال از او تلاش کنیم او را نفهمیم، کار سخت آن است که متوجه شویم دقیقاً تفکر متافیزیکیِ حاکم بر جوامع مذهبی چگونه باید به خود آیند که در تاریخ جهانِ مدرن که ما نیز از آن بیرون نیستیم، چگونه رابطه‌ی زمین با آسمان و رابطه‌ی انسان با خدا نگهبانی و شبانی گردد. موفق باشید   

26225
متن پرسش
سلام استاد: یه سوال خدمتتون داشتم. اگر شوهر به زن بگه چادر بپوش در صورتی که زن با مانتو حجاب کامل را دارد و زن چادر نپوشد گناه نپوشیدن چادر به گردن مرد که نمی افتد؟ آیا چادر نپوشیدن گناهه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: استفاده‌نکردن از چادر در صورتی‌که حجاب کامل باشد گناه نیست و مرد هم نباید چنین حقی را برای خود تصور کند که همسرش را مکلّف کند به استفاده از چادر، هرچند بهتر است با هم کنار بیایند. دوست‌داشتنِ همدیگر یعنی در اموری که شرع اجازه داده است؛ به انتخاب همدیگر احترام بگذاریم و نظرات خود را بر همدیگر تحمیل نکنیم و اگر طرفِ مقابل را برای خود دوست داشته باشیم، عملاً تنها خود را دوست داشته‌ایم. ولی اگر به انتخاب‌های شرعی همدیگر احترام بگذاریم، عملاً همدیگر را دوست داشته‌ایم. زیرا به خاطر خودمان، آزادیِ طرف مقابل را از او سلب نکرده‌ایم. ما در اسلام امرِ به معروف داریم یعنی امری که شرع، آن را واجب و شایسته می‌داند و نهی از منکر یعنی آن‌چه شرع، آن را بد می‌داند. البته زن و شوهر مطابق شرع، وظایف و حقوقی نسبت به همدیگر دارند که آن باید در جای خود محفوظ باشد. موفق باشید

25459

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: نظر شما درباره حجت الاسلام حیدر علی ایوبی که از اساتید عرفان ساکن نجف آباد هستند چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از ایشان چیزی نمی‌دانم. موفق باشید

24827
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: سوالی در مورد هوش داشتم: من تا قبل از اینکه از کلام شما بشنوم که هوش یک موهبت الهی است و به بعضی دادند و به بعضی نه اینجوری بودم که همیشه سعی می‌کردم باهوش باشم و باهوش‌تر بشم و نشون بدم که آدم باهوشی هستم و شدیدا هم موفق بودم. اما وقتی صحبت شما رو شنیدم انگار آب سردی روی سرم ریختند و این تمایل درونی من از بین رفت و دیگر نخواستم که باهوش باشم و گفتم خب هرچی هست هست دیگه! یعنی دیگه همتی برای اینکه نشون بدم آدم باهوشی هستم ندارم. الان یه عالمه سوال در مورد هوش دارم. استاد هوش چیه؟ اگه بعدی از وجود انسانه چرا تشکیک‌پذیر نیست؟ لطفا یکم در موردش توضیح بدید. ممنون.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید بین عقل و هوش خلط کرد. آن‌چه ارزش دارد و قابل رشد است تعقل است جهت درک حقایق کلّی که با دنبال‌کردنِ علومی مثل ریاضیات و یا فلسفه تقویت می‌شود. ولی هوش، سرعتِ درک مطلبی است که به طور عادی نیز با سرعت کم‌تر درک می‌شود زیرا در هوش، قدرت حدس انسان قوی است. موفق باشید

23549

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد من اگر بخواهم در موضوع اطاعت از مادر مرتکب گناه نشوم باید از خانه تکان نخورم و اصلا بیرون نروم. می گوید نه مسجد برو و نه با رفیق هایت بگرد و نه بیرون برو. البته یک وقت فکر نکنید که رفیق باز هستم نه. هفته ای دو بار جلسه داریم یکی مطالعه کتب شهید مطهری (ره) است و دیگری جلسه شب شعر (حافظ) است. استاد من اگر بخواهم در این موضوعات از مادرم اطاعت کنم بی پرده بگویم مهرم نسبت به مادر از بین می رود. این درحالی است که من مردی ۲۵ساله هستم. استاد دارم نابود می شوم. بارها با مادرم صحبت کردم ولی فایده ندارد. استاد این چیزهایی که گفتم بدون اغراق گفتم. واقعا مخالف این است که من بیرون از خانه بروم مگر چه استثناءهایی باشد! شما را به خدا راهنمایی ام کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کسب معارف دینی که واجب ذاتی است اطاعت از والدین لازم نیست. این بستگی به خودتان دارد که چه چیزی در مورد رشد مبانی عقیدتی‌تان لازم است. در این مورد واجب است که آن را دنبال کنید. موفق باشید

23395

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: استاد از اینکه از طریق نامه راحت میتونیم با شما حرف بزنیم از شما خیلی متشکرم. استاد یه وقتایی واقعا آدم نیاز داره سریع جواب بگیره هر چی به اون در و این در میزنه نمیتونه با یه عالم ارتباط داشته باشه که مشکلات اعتقادیش رو حل کنه ولی سایت شما به حمدالله برای بنده این مسیله را حل کرده. حاج آقا خیلی لطف می کنید و زحمت زیادی می کشید ولی امثال بنده واقعا گاه مضطر میشم و سایت واقعا به دردم میخوره از این که بگذریم، حاج آقا خیلی وقته این سوال برای بنده هست که گاهی روی بعضی موارد تمرکز می کنم احساس انس می کنم بخصوص در ارتباط با اهل بیت عصمت و طهارت (ع) مثلا یه مدت روی دستورات حضرت زهرا (س) تمرکز می کنم حس می کنم و اون مطلبی که شما در کتاب بصیرت حضرت زهرا (س) فرموده بودید که به حضرت نزدیک نمی شوید تا عقیده ایشان عقیده شما شود خیلی قبول دارم ولی اینو نمیدونم چطور باید فهمید که از کجا یکی میفهمه این فرد به حضرت نزدیک شده مثلا گاه پیش خودتون یا بعضی علما ایستادم یا صحبت می کنم از كجا این فرد مثلا میگه حضرت در اینجا هستن یا مثلا میگه نمیدونم شما بالاتر هستید یا پیغمبر؟ این حرفا یعنی چی یعنی پیامبر را این فرد میبینه یعنی معیت بود افراد با پیامبر را میبینه؟ این حالت را آدم تو خودش بالاخره درک میکنه تا یه حد که مثلا وقتی یه سری دستورات پیامبر را انجام میده به تبع یه اتفاقی تو وجودش میافته ولی اینکه چطور تو دیگری می فهمیم را نمیتونم بفهمم این حرف را بیشتر طلبه ها میزنن یعنی درک این موضوع لازمه بنده دروس حوزه بخونم با توجه به اینکه بنده خانم هستم نمیدونم باید چطور اینطوری بشم بنده تو خانم ها اصلا این نوع ادبیات را نشنیدم ولی از آقایون خیلی شنیدم نمیدونم متوجه شدید از طرفی دو بار رفتم حوزه حس می کنم درک حضور و.. در حوزه از بنده رخت بست درس ها نمی گذاشت من تو محضر خدا بودن را استمرار بدم و بنده خیلی برای این مسئله مهمه که روش کار کنم. تو حوزه خیلی بنده را میخواستن مجبور کنن اونطور که اونا میخوان باشم درس و معدلم فلان طور باشه و..ت هش نتونستم خودم باشم خیلی دروس حوزه را دوست دارم خواستم مجازی بخونم شرایطش نشد نمیدونم چه کنم فعلا تمرکز کردم رو همون چیزا که از امثال کلاسهای شما بلدم یعنی می بینم با یه ذره تمرکز چه غوغایی میشه ولی داشتن اون حالت که براتون گفتم را دلم لک میزنه براش که بفهمم چطور میشه فهمید این پیامبر هست یا از این حرفا که شما می زنید لذا برای همین میخوام برم حوزه لطفا بنده را راهنمایی کنید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما نمی‌دانیم آن‌هایی که آن حرف‌ها را می‌زنند از کجا می‌گویند؟ ولی آن‌چه هست اگر انسان در مسیر دینداری با صداقت قدم بگذارد به لطف الهی آن درک، برایش پیش می‌آید که انوار اولیاء الهی را احساس می‌کند و خود آن احساس طوری است که انسان متوجه می‌شود که آن نور، توهّمی نیست. موفق باشید

23243

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: حضرتعالی می فرمایید که راه اُنس با خدا رجوع به انقلاب اسلامی است، شما تصور کنید، یک کارگر ساختمان بخواهد به انقلاب اسلامی رجوع کند، چگونه باید رجوع نماید؟ استاد ضمنا مشکل ایمیل بفرمایید درست کنند، متأسفانه ایمیل ها برای بنده ارسال نمی شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این موارد با مخاطبی است که توان اندیشه‌ورزی دارد و مسئول سر و سامان‌دادنِ جامعه می‌باشد و در این شرایط البته که آن کارگر ساختمانی نیز برکات انقلاب را خواهد چشید. 2- ظاهراً ایمیل سایت اخیراً اصلاح شده است. موفق باشید

22596
متن پرسش
سلام علیکم استاد: در کتاب خویشتن پنهان فرموده اید ظهور جزئی امام زمان که برای افراد اتفاق می افتد، غالبا ظهوری است از باطن عالم به باطن آن افراد. بنده متوجه این جمله نشدم و سوالم این است که آیا ملاقاتی که حضرت با بعضی از افراد دارند، در عالم ملکوت بوده یا عالم ماده؟ و اینکه می گویند حضرت بین ما است ولی او را نمی شناسیم، به این معنی است که حضرت جسم مادی دارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که حضرت جسم مادی دارند حرفی نیست، ولی بیشتر با ملکوت انسان‌ها ارتباط دارند. زیرا: «هرکه را روي به بهبود نداشت / ديدن روي نبي سود نداشت». موفق باشید

22463
متن پرسش
سلام استاد بزرگوارم جناب طاهرزاده عزیز: درخواستی از شما بزرگوار داشتم و آن اینکه در راستای تحقق ظهور حضرت بقیت الله الاعظم شرایط تحقق ظهور حضرت بسیار پررنگ و پررنگتر گردیده و از آنجا که حضرت پیامبر صلوات الله علیه در احادیث بسیار شرایط مومنین آخر الزمان از جمله مومنین از این سوراخ به آن سوراخ و از این قله کوه به قله کوه دیگر جهت حفظ ایمان فرار می کند را وصف می کنند لازم می دانم در صورت صلاحدید جلساتی پیرامون این اتفاقات و شرایط بگذارید که اگر در آن شرایط که پیامبر مطرح می کنند قرار گرفتیم واقعا بدانیم چه باید بکنیم. از شما واقعا سپاسگزارم اگر قبول زحمت بنمایید چون فکر می کنم خیلی خیلی خیلی لازم و ضروری است این جلسات. ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر این حقیر چند کتابی که در رابطه با مولای ما حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» نوشته شده، در همین راستاست که مؤمنین معنیِ انتظار و وظایف‌شان در زمان غیبت را بدانند. موفق باشید

17175
متن پرسش
سلام استاد: سوال جالبی یکی از دوستان مطرح کرد. می گفت: اگر علم پزشکی اینقدر پیشرفت کند که بتواند مغز انسانی را به انسان دیگری پیوند بزند، این انسانی که جان سالم بدر برده است، با هویت صاحب بدن در جامعه ظاهر می شود یا با هویت صاحب مغز. در وهله اول سوال بی موردی است ولی همین امشب در خبری خواندم که می خواهند سر انسانی که معلولیت شدید جسمی دارد به بدن کسی که مرگ مغزی شده است پیوند بزنند. اگر این عمل موفقیت آمیز باشد تکلیف حافظه، شخصیت قبلی و در حقیقت روح این دو نفر چه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع را در کتاب خویشتن پنهان مورد بررسی قرار داداه ایم که اساسا فکر و حافظه مربوط به نفس است و نفس آن شخص هر بدنی را که انتخاب کند حافظه ی آن بدن می شود که البته به احتمال زیاد چون هیچکدام از این بدنها دیگر مناسب آن روح نمی باشند روح از هر دو بدن منصرف می شود. موفق باشید 

14391
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: بنده با پیگیری مباحث شما به این نتیجه رسیدم که حضرتعالی همه چیز را با در نظر داشتن حقیقت آن در عالم و از حیث وجودی بررسی می کنید. برداشت بنده این است که برای ریشه کن نمودن چند رذیله اخلاقی مثل بخل، ترس، بی تحملی و... نیز باید با تغییر نگاه به جهان هستی و رب آن اقدام نمود. لطفا بفرمایید برای تقویت این شناخت چه راهی و چه منبعی را انتخاب نمایم؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره هر دستوری را باید در نسبت خود با حق معنا کنیم و این‌که از آن طریق چه اندازه حجاب بین ما و تجلیات الهی کاسته می‌شود. موفق باشید

9372
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: آیا در آخرت تمام خاطرات دنیایی را به یاد می آوریم؟ اگر این گونه است چرا در دنیا خیلی از خاطرات را به یاد نمی آوریم؟ آیا این به خاطر محدودیت های ناشی از تعلق به بدن است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یادآوری به صورت علم حصولی در آخرت نیست، بلکه در قیامت با شخصیتی از خود روبه‌رو هستیم که آن اراده‌ها را انجام داده و صورت آن اراده‌ها با آنچه اراده شده است در میان است. موفق باشید
8161
متن پرسش
سلام علیکم چرا امام در کتاب معاد فرموده اند حجابها و تعینات انسان از همه موجودات دنیا بیشتر است؟با توجه به اینکه درجه وجودی انسان از همه موجودات بالاتر است سخن امام خمینی به چه معناست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بحمداللّه این موضوع را در جایی که حالا یادم نیست بحث کرده‌ام. بدین جهت تعینات انسان از همه موجودات دنیا بیشتر است که انسان ابعاد مختلفی دارد و باید از همه‌ی آن ابعاد عبور کند تا به خدا برسد، ولی سایر موجودات دارای این‌همه ابعاد نیستند. موفق باشید
30546
متن پرسش
سلام بر استاد: اخیرا مصباح الانس مرحوم فناری را بدون طی مقدمات و بدون استاد زیر مطالعه گرفتم چه توان کرد من رندم و بی پروا با توجه به پاره ای از مطالعات پراکنده که دارم می شناسم من عجب بوی تو را ای فلسفه از هزاران فرسخ و خواهم تو را سازم خفه. بنظر رسید اندکی بوی فلسفه می‌داد ترجیح دادم فعلا با دو مولای خویش محمدین عربی و پارسی به سر برم. فلسفی خود را از اندیشه بکشت / گو بدو کو راست سوی گنج پشت. سوالاتی از استاد: ۱. این لعاب آمیزی فلسفی مرحوم فناری را تایید می‌کنید و تشخیص شامه حقیر را صائب می پندارید و درین صورت این انحراف پس از علامه محی الدین رضوان الله تعالی علیه رخ داده است یا خود علامه هم بنا به مصالحی چون تفهیم و تفاهم با در عقال عقل ماندگان مجبور شدند مرتکب فلسفه شوند؟ ۲. احساس می‌کنم مولانا کمتر به ساحت منحوس فلسفه نزدیک شده اند تا علامه تایید می فرمایید؟ البته «و ان منکم الا واردها» و جناب استاد اکبر العرفا بخوبی از آن جهنم ظلمات به «جنات تجری تحتها الانوار» رهنمون می سازند با عقل گشتم همسفر، یک کوچه راه از بیکسی شد ریشه ریشه دامنم، از خار استدلالها رحمت حق بر مرحوم صائب و این قول صائبش ۳. فقیر به رفقا هم گفته ام که چون مولانا و محی الدین مومن به رسولند من هم به ایشان ایمان دارم و الا بشخصه برایم اعجاز قرآن کریم و سایر معجزات حضرت ثابت نیست و لکن چون دو فحل نحریر فضل رسول را برایمان تحریر کردند فعلشان برایم حجت است و عظمت رسول برایم ثابت می‌شود این نحوه ایمان مقبول است؟ ۴. با توجه به کتاب های عالم انسان دینی و ادب عقل (حقیقتا عقل را میبایست ادب کرد) من عالم این دو سترگ مرد را پذیرفتم لکن چون این دو بزرگ اهل سنت رسول الله هستند اندک تضادی در اندیشه ام رخ نموده است مثلا در فصوص و مثنوی این دو وحی الهی لا ریب فیه در مورد عدم ایمان ابی طالب مطالبی آمده است شما در عالمی که برای خویش دارید به راحتی از این دو کتاب الله استفاده می فرمایید و مطالبی که با عالم شیعیتان سازگاری نداشته باشد یکسو می نهید لکن من که در جهان مولوین می زیم و به ارشاد آن دو، یک روح در دو کالبد، به عظمت مصطفی (ره) یافتم اندکی برایم دشوارست درین عالم، اهل سنت رسول نشوم می‌خواهم جلیس محی الدین و مولانا در جنت باشم و آندو با اعمال اهل سنت اهل جنت شدند بنظرتان چه باید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جناب ابن‌عربی با روح عرفانی خود سخن می‌گوید هرچند بعضاً در گزارش کشف خود، واژه‌های فلسفی به‌کار می‌برد ولی امثال فناری و قیصری اساساً در تبیین نظرات ابن‌عربی یا قونوی با مبانی حکمت مشاء سخن می‌گویند. ۲. تفکر فلسفی در جای خود، بُعدی از ابعاد انسان است ولی اشتباه آن‌جا رخ می‌دهد که تفکر فلسفی بخواهد در عرفان هم خودنمایی کند و خرد عرفانی را نیز در افق تفکر فلسفی محدود نماید. ۳. فعلاً خوب است. ۴. به گفته‌ی محققانه‌ی استاد یزدان‌پناه، فراموش نکنیم جناب ابن‌عربی و جناب مولوی در بستر فرهنگیِ اهل سنت حضور داشته‌اند و تاریخ خاصی که اهل سنت شکل داده‌اند، ما که نسبت به آن ضعف‌ها آگاه هستیم نمی‌توانیم آگاهی خود را نادیده بگیریم. موفق باشید

28913
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: استاد نظرتون در مورد شان خانوادگی چیست؟ اعضای خانواده من وضعیت مالی خوبی دارن و داری زندگی نسبتا تجملاتی هستند و همچنین خانواده همسرم که وضعیت مالی خوب و مرفه می‌باشند ولی استاد همسر من با وجود شغل رسمی و حقوق خوب و همچنین اینکه چند سال هست شاگرد شما هستند عقیدشون براین هست که ما باید زندگی ساده ای داشته باشیم چون ایشون نسبتا کتابهای شما رو درس میدن و خودم هم طلبه هستم.ن ظرشون اینه که نباید مورد توجه مردم قرار بگیریم و حرف و عمل یکی باشد. ولی استاد من واقعا در برابر خانواده خودم و همسرم خجالت می‌کشم. آخه داشتن وسایل جزیی خانواده چه ربطی به تجملات و مردم داره؟ چرا باید سر خرید هر وسیله ای برای زندگی اینقدر جر و بحث و دعوا باشه. من نه از ایشون میخوام برن دنبال شغل دوم و نه اینکه قرض بگیرن نه قسطی وسیله ای رو خریداری کنن و نه کاری می‌کنم که واقعا خجالت بکشن، بلکه خودم با هزینه خودم میخوام مثلا تلوزیون بگیرم که قدیمی شده و نسبتا خراب هست. چرا اینقدر سختگیری؟ چه اشکالی داره مثلا بعد از ۱۳ سال زندگی یه مقدار از وسایل که واقعا درب و داغون شدن عوض بشه. از دیدگاه آقایون هیچ وقت هیچ چیز خراب نیست ولی خوب خانمها این طرز فکر رو ندارن و بر اساس ذلتشون خرید کردن باعث خوشحالیشون میشه، من به ایشون میگم نه تجملات و نه افراط گرایی ولی تا یه حدی باید باشیم که مورد تمسخر قرار نگیریم و یا اینقدر روحمون اذیت نشه به خاطر دنیا. لطفا راهنمایی بفرماید. هرچند میدونم که سوالم کاملا سوال دنیایی هست نه برای رسیدن به حقیقت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به ایشان سلام برسانید و بگویید تا جایی که حرامی صورت نگیرد، امور خانه و مدیریت آن باید به دست خانم خانه باشد. در خبر داریم که جناب رباب، آن‌چنان خانه‌ی خود را تنظیم کرده بود که بعضاً از حضرت اباعبداللّه «علیه‌السلام» سؤال کردند و حضرت فرمودند به سلیقه‌ی خودش در حدّ امکاناتی که در اختیار داشته، عمل کرده و حضرت امام خمینی نیز در همین اندازه‌ها میدان عمل را به همسر خود می‌دادند. نکاتی در کانال https://eitaa.com/ololalbaabtarbeiat هست که می‌توانید به آن رجوع کنید. موفق باشید

28899
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام: بنده در کشور پاکستان برای پایان نامه کارشناسی ارشد در رشته فلسفه دارم مطالعاتی را انجام می دهم. چند پرسش برای بنده پیش آمده است که امیدوارم پاسخی عنایت می فرمایید: ۱. آیا صعود در ادراکات از حس به خیال و از آن به ادراک کلیات از طریق انتزاع صورت می پذیرد؟ ۲. اگر نه، الف. در بین این مراحل ادراک چه رابطه ای استوار است؟ چرا برای هر صورت خیالی، یک صورت حسی، و برای هر صورت عقلی یک صورت خیالی در نفس باید موجود باشد؟ چرا از موجودات قابل حس نمی توان صورت عقلی داشت بدون آن که آن را حس کرده باشی؟ ب. صورت های عقلی و خیالی چگونه برای نفس پدید می آیند؟ آیا کاوش فکری انتزاعی در آن به صورتی دیگر دخیل است؟ ۳. اگر بله، چگونه صورتهای کلی از ادراکات جزئی انتزاع می شوند؟ تا وقتی که من درکی از یک مفهوم کلی نداشته باشم مصادیق آن را نمی توانم از ادراکات متعدد جزئی اخذ کنم و مفهوم کلی از آن انتزاع کنم. مثلا، فرض کنیم انسان در ادراک حسی خود یک مستطیل سفید، دایره سفید، مربع سفید و مثلث سفید می بیند. ذهن او در مقایسه همه آنها، می بیند که همه ی آنها در یک جهت مثل هم هستند، و در یک جهت از هم متفاوت اند. آن جهت مشترک فیه را اخذ کرده جهات اختلاف را از آن حذف می نماید تا صورت کلی سفید بدست آید. اما اگر این طور است پس چگونه اول امر توانست جهات مختلف آ‌ن ادراک حسی را از هم تفکیک کند؟ معلوم می شود او از اول سفیدی را می شناخت که توانست سفیدی را در ادراک حسی خود از حجم و شکل و وضع آن تفکیک کند. و البته مهم تر، چگونه توانست از جریان ادراک حسی خود که آن چنان سیال است، صورت های مخصوصی را انتخاب کند که همه رنگ سفید داشتند تا آنها را با هم مقایسه کند؟ معلوم می شود او سفیدی را می شناخت که از آن جریان سیال مدام در حال تغییر، معدود صورتها را برای مقایسه اخذ کرد که همه در این جهت مشترک بودند. و اگر این گونه است نمی تواند از این مقایسه آن مفهوم کلی را انتزاع کرده باشد. پیشاپیش از پاسخ شما کمال تشکر را دارم و از طولانی شدن سوال عذرخواهی می کنم. و از شما اجازه می خواهم که اگر پاسخ شما سوالاتی دیگر ایجاد کرد، آن را نیز به شما عرض کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مطالب، گسترده‌تر از آن است که بتوان در محدوده‌ی سؤال و جواب گنجاند. آری! ادراک حسی خود به خود بُعدِ خیالی انسان را فعّال می‌کند و انسان وجه خیالی محسوس را ابداع می‌نماید؛ با این‌حال از این جمله‌ی جناب صدرا غفلت نفرمایید که می‌فرماید: «هر علم حصولی، مسبوق به علم حضوری است» و از آن طرف نحوه‌ای از رابطه‌ی حضوری با آن صور در نفس ایجاد می‌شود. ۲. اگر با نگاهِ هستی‌شناسانه به محسوسات بنگریم، صورت عقلانیِ آن را نفس ابداع می‌کند. از طرفی جنس نفس ناطقه آن است که اگر به وجه خیالی آن محسوس نظر کند، صورت خیالی آن محسوس به ظهور می‌آید. ۳. به پیش‌فرض‌های ذهنی در این موارد باید فکر کرد که ذهن با آن پیش‌فرض‌ها حکم می‌کند که مثلاً آن اشکال سفید است. به همین جهت گفته می‌شود هیچ معرفتی بدون پیش‌فرض نیست. حال آیا این پیش‌فرض را ما با عنوان کلّی فرض کنیم؟ یا اساساً در هر رابطه ی محسوسی جزء و کلّ در هم ادغام هستند یعنی هیچ جزئی بدون کلّ نمی‌شود، و هیچ کلّی بدون جزء نیست. موفق باشید

26652

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: اینکه ماه رجب ماه ولایت است و رجب نهری است از شیر سفید تر به این معناست پاک شده از هر شرکی و مقام توحیدی را نشان می دهد و نکته دیگر اینکه آیه ۶ سوره انسان را تعبیر به چشمه ولایت می کنند. یعنی چشمه ای که انسان را از همه غیر ها پاک می کند. چه ارتباطی بین آن نهر و چشمه وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی صفاها و کمالات از چشمه‌ی «وجود» است در مقابلِ توهّماتی که منجر به کبر می‌شود. در ضمن بد نیست به بحث «علی «علیه‌السلام» و تعیّن تاریخیِ نبأ عظیم» که احتمالاً این روزها در فایل سوره‌ی نبأ گذاشته می‌شود، سری بزنید. موفق باشید

26571

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: آیت الکرسی را دقیقاً تا کجا باید بخوانیم تا هوالعلی العظیم یا هم فیها خالدون؟ در نمازهایی مثل نماز لیلة الدفن و یا نمازهای مستحبی دیگر که در آن تلاوت آیت الکرسی هست تا کجا خوانده شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر نفرموده باشند تا «هم فیها خالدون» بخوانید؛ تنها باید به همان آیه‌ی اول بسنده نمایید. موفق باشید

24462
متن پرسش
استاد سلام علیکم: بنظر حضرتعالی عملکرد چهل ساله حوزه های علمیه در ورود به مسائل اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی چقدر ضعیف بوده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بدون ضعف نبوده ولی حرکات جهت‌دار و امید بخشی در میان است. آری به جهت انتظارات زیادی که از حوزه هست، بیش از آن‌چه انجام شده‌است را جامعه طلب می‌کند ولی تنها راه نجات بشر از ظلمات این دوران، آموزه‌های دینی است که مرکز رسمی و جدّیِ تنظیم و تدوینِ آن تنها حوزه‌های علمیه می‌باشند با سابقه‌ی تمدّنی هزار ساله. موفق باشید

23822

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام: مطلبی به شرح زیر در یکی از سایت ها دیدم و سوالم این است که اگر ما هم دستورالعمل ذکر شده را بکار ببریم چه نتایجی برایمان دارد؟ با تشکر « دستورالعمل آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی به امام خمینی شرح ماجرا به نقل از فرزند آیت الله شبیری زنجانی از زبان پدر بزرگوارشان این‌گونه نقل می‌شود که: در سفری که امام خمینی (ره) و پدرم برای زیارت به مشهد مقدس رفته بودند امام در صحن حرم امام رضا (ع) با سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی مواجه می‌شوند. امام امت (ره) که در آن زمان شاید در حدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت وقت را غنیمت می شمارد و به ایشان می‌گوید با شما سخنی دارم. حاج حسنعلی نخودکی می‌گوید: من در حال انجام اعمال هستم، شما در بقعه حر عاملی (ره) بمانید من خودم پیش شما می‌آیم. بعد از مدتی حاج حسنعلی می‌آید و می‌گوید چه کار دارید؟ امام (ره) خطاب به ایشان رو به گنبد و بارگاه امام رضا (علیه‌السلام) کرد و گفت: تو را به این امام رضا، اگر (علم) کیمیاداری به ما هم بده؟ حاج حسنعلی نخودکی انکار به داشتن علم (کیمیا) نکرد بلکه به امام (ره) فرمودند: اگر ما «کیمیا» به شما بدهیم و شما تمام کوه و در و دشت را طلا کردید آیا قول می‌دهید که به جا استفاده کنید و آن را حفظ کنید و در هر جایی به کار نبرید؟ امام خمینی (ره) که از همان ایام جوانی صداقت از وجودشان می‌بارید، سر به زیر انداختند و با تفکری به ایشان گفتند: نه نمی‌توانم چنین قولی به شما بدهم. حاج حسنعلی نخودکی که این را از امام (ره) شنید رو به ایشان کرد و فرمود: حالا که نمی‌توانید «کیمیا» را حفظ کنید من بهتر از کیمیا را به شما یاد می‌دهم و آن این که: بعد از نمازهای واجب یک بار آیه الکرسی را تا «هو العلی العظیم» می‌خوانی و بعد تسبیحات فاطمه زهرا سلام الله علیها را می‌گویی. بعد یک لااله الا الله می گویی - بعد سه بار سوره توحید را می‌خوانی و بعد سه بار صلوات می‌ فرستی و بعد سه بار آیه مبارکه: «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا» را می خوانی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر‌چند همه‌ی توصیه‌هایی که جناب آقای نخودکی فرموده‌اند خوب و مفید است ولی فکر می‌کنم آن دستور العمل اولا: از جهتی مربوط به آن شرایط باشد ثانیا مربوط به ذوق حضرت امام است لذا بهتر است ما بر اساس ذوق و روح خودمان تعقیباتی که جناب شیخ عباس قمی در مفاتیح مطرح کرده‌اند را انتخاب کرده و انجام دهیم. موفق باشید

23634
متن پرسش
با سلام: ۱. در سوال ۲۳۶۱۳ ذر مورد دوستی یهود و نصاری پرسیدم و شما وظیفه ما را در مورد دوستی با یهود و نصاری بیان کردید، اما هنوز برای بنده ابهاماتی در مورد مرزبندی آن با توجه به اینکه گفتید متاسفانه در جامعه ما دیده می شود وجود دارد. لطفا چند مثال محسوس که جامعه ما بخصوص مذهبیون از آن غافل هستند ذکر کنید. ۲. بنده از شما به عنوان شخص عالم و با تقوا می خواستم ببینم آیا شما رهبر انقلاب را به عنوان اعلم ترین مرجع در میان مراجع تایید می کنید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین‌که ما به غذا و لباس یهود و نصاری علاقه‌مند هستیم، نشانه‌ی آن است که آن‌ها را الگوی خود گرفته‌ایم و محبتی باید در میان باشد تا آن‌ها شخصیت الگویی انسان بشوند. ۲. بنده به این نتیجه رسیده‌ام، ولی برای بقیه‌ی اعاظم نیز احترام قائل‌ام. موفق باشید

نمایش چاپی