بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27196
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز، من هم در پرسش و پاسخ ۲۷۱۷۵ که خدمتتان ارسال کردم، عرض کردم دقیقا این را نشانگر صبرِ فهیمانه و دقت نظر دکتر داوری می بینم که متوجه اند افق گشایی و تمدن سازی امری نیست که فورا با شور و روحیه بخواهیم آن را بدست بیاوریم در مدت زمان کوتاه و با تانی به آن نیندیشیم و سریعا بگوییم ما از توسعه و لوازم آن گذر می خواهیم بگذریم و در حال گذریم بلکه باید با صبر و شجاعت آن را بررسی کرد و پیش برد. من متوجه این فهم و درک دقیق دکتر داوری می شوم و متوجهم ایشان می خواهند ما را از شتاب زدگی و عدم صبر تمدنی عبور دهند و مصداق و نمونه این سخنان حضرت آقا می دانم که فرمودند نباید بی صبری و بی طاقتی کنید و مدام پا به زمین بکوبید چرا نشد و چنان وانمود کنید که اوضاع بسیار بحرانی است و نشد که نشد. حرف من اینجاست که ما باید عالم انسان دینی را بررسی و اصالت بدهیم و حکمت نظری مان بدانیم و زمین و بسترها را باید متناسب آن بچینیم تا بتدریج بتوانیم الگوهای تمدنی خود را با قوت و تعالی جلو ببریم کما اینکه حضرتعالی هم فرمودید انقلاب از جنس وجود است و تجلی و مراتب دارد تا به کمال نزدیک شود. رویکرد خود امام را ببینیم از همان ابتدا ایشان می گفتند ما بدنبال الگوی دموکراسی و توسعه سیاسی مدرن نیسیتیم و تن به لوازم آن نمی دهیم و باید از آن عبور شود ولی در عین حال می فرمودند همین ابزار دموکراسی جهت تحقق آزادی اجتماعی و بالاتر از آن قسط می تواند موثر باشد لذا باید در زمین نظام مردم سالار ولایی و دینی با محوریت تحقق حکم الله و انبیاء و اولیاء او باشد و اشاره هم می فرمودند که ما باید طی زمان مردم سالاری دینی را تقویت کنیم و حتی اگر جایی دیدیم همین ساختارهای قانون اساسی کنونی با روح عقاید و فرهنگ مان همسویی ندارد آن را تعویض کنیم و اینها در حالی بود که اول انقلاب بود و بعضی توصیه به تساهل در برخورد با دموکراسی و اکل میته داشتند ولی امام آن را نپذیرفتند. تلقی من اینست که باید بصیرت و خودآگاهی و انس با عالم انسان دینی را تبیین کرد و نشان داد و آن را روشن کرد و بتدریج الگوهای متناسب آن عالم و تمدن اسلامی_ایرانی را بتدریج اجرا کرد تا اصالت و حضور اصیل مان در جهان اسلامی ایرانی باشد و در عین حال تکنولوژی و مکانیزم های جهت تحقق آزادی اجتماعی (که پس از رنسانس ویژه در غرب بدان توجه ها معطوف شد و تقلا صورت گرفت و مکانیزم هایی هم تعریف شد هر چند بدون در نظر گرفتن آزادی معنوی و بندگی) که می تواند با روح شیعی و ایرانی ما بخواند را استحاله کنیم و لعاب فرهنگی ما به آنها باشد. بلی! ما محدود به حوالت های تاریخی هستیم ولی می توانیم با فهم مقتضیا زمان در بستر توحید تاریخ سازی کنیم و جهت تاریخ را بسمت نظم معنوی و الهی ببریم. خود حضرت آقا در جریان الگوی اسلامی_ایرانی پیشرفت فرمودند که ما شاید برخی اهداف و استراتژی هایمان با توسعه و الگوی توسعه مدرنیته بخواند ولی ما جهت و هدف مان در جوهره دیگریست و ما باید تکنیک ها و ابزارهای مناسب و همسویی که می بینیم، در الگوی پیشرفت استحاله کنیم. این صبر تمدنی را آقا ویژه بدان تاکید می کنند وقتی که اشاره دارند باید اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت الگو و جهان اسلامی_ایرانی معلوم شود طی فرآیند طلوع تاریخی حق و تمدن متعالی را شاهد باشیم و به تعبیر من در این جهت نرویم که به فکر دین حداقلی و حفظ میراث شیعی ایرانی در عین حال عدم فکر تحقق قوی و عمیق شریعت و حکمت اسلامی_ایرانی و تساهل و بهره بیشتر از تجارب و مکانیزم های مدرن، بیفتیم که اکنون آقای مهدی نصیری تحت عنوان عصر حیرت آن را دنبال می کنند. من کمی اینجا با مطلب دکتر داوری تفاوت نگرش پیدا کنم که باید هم اکنون هم که ما در عصر سیطره مدرنیسم هستیم از پایداری و عدم هضم در توسعه دم بزنیم و نباید جهت مان توسعه باشد ولی باید خودآگاهی پیدا کنیم و عالم انسان دینی را بشناسیم و آنرا جهت خود معلوم کنیم تا هم اکنون هم بیاییم با نگرش تمدنی برنامه خود را جلو ببریم. کمی این تفاوت نظرم معطوف به ورود ما در گام دوم و بیانیه گام دوم هست که البته شاید اگر چندین سال این بحث دکتر داوری را می دیدیم از جهاتی همسویی با این بزرگوار بیشتر بود ولی معتقدم باید با بصیرت و تعیین نقطه ثقل خودمان در عرصه های مختلف توامان با صبر و استقامت، کار را جلو ببریم و به تصرف در تکنیک و مکانیزم های مدرن بپردازیم و منتقدانه با مدرنیته مواجه شده و در نظر و عمل بنا و فرآیند تدریجی مان عبور از توسعه باشد و بدین هم فکر کنیم مبادا جهت مان بسمتی برود که به اکل میته برسیم. عذر می خواهم اگر تعابیرم رسا بود و اطاله کلام شد و وقت شریفتان را گرفتم. بعنوان ارادتمند و مخاطب آثار و بیانات حضرتعالی مطالب و مبحثی معطوف به یادداشت وزین و اشارات و چشم اندازهای شما عرض شد و امیدوارم توانسته باشم با این مطالب تان ارتباط خوبی برقرار کرده باشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه حساسیت شما را نسبت به آنچه در این تاریخ در حال وقوع است، می‌شناسم که برای آینده مأوایی اصیل برای بشریت در حال وقوع است و اگر یک قدم از آن کوتاه بیاییم، مثل آن خواهد بود که مولایمان بعد از قتل خلیفه‌ی دوم، در جریان حکمیت نسبت به پذیرش روش شیخین، کوتاه می‌آمدند و عملاً با آن کوتاهی، چهره‌ی منوّر شخصیت خود را ذیل کدورت روش آن دو قرار می‌دادند و بشریت را از آینده‌ی اصیل خود ناامید و محروم می‌نمودند. ما یک لحظه از تأکید بر اصالت‌های ناب الهی و تقابل با استکبار، نه پشیمانیم و نه کوتاه می‌آییم. عمده روشی است که باید حکیمانه راه را جلو ببریم به همان روشی که اولیای معصوم در مقابل ما گشودند، وگرنه دینِ حدّاقلی که سال‌های پیش، دکتر سروش مطرح کردند و سال گذشته در جلسه‌ی ۳۹ مباحث «دین در دنیای مدرن» به آن صراحت دادند؛ به‌کلّی دین را از ابعاد اصیلش خارج می‌کند و نادیده می‌گیرد. در دکتر داوری و هایدگر ابداً این حرف‌ها نیست. دغدغه‌ی آن‌ها این است که دین از نگاهِ متافیزیکی و فرهنگ مدرن نجات یابد و بی‌حساب نیست که گادامر یعنی اصلی‌ترین شاگرد هایدگر می‌گوید همه‌ی فکر و ذکر هایدگر، خدا بود. موفق باشید

26652

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: اینکه ماه رجب ماه ولایت است و رجب نهری است از شیر سفید تر به این معناست پاک شده از هر شرکی و مقام توحیدی را نشان می دهد و نکته دیگر اینکه آیه ۶ سوره انسان را تعبیر به چشمه ولایت می کنند. یعنی چشمه ای که انسان را از همه غیر ها پاک می کند. چه ارتباطی بین آن نهر و چشمه وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی صفاها و کمالات از چشمه‌ی «وجود» است در مقابلِ توهّماتی که منجر به کبر می‌شود. در ضمن بد نیست به بحث «علی «علیه‌السلام» و تعیّن تاریخیِ نبأ عظیم» که احتمالاً این روزها در فایل سوره‌ی نبأ گذاشته می‌شود، سری بزنید. موفق باشید

26001
متن پرسش
بسمه تعالی سلام: جناب استاد در قران و بعضا در حکایات حکیمان گاهی با داستانهایی روبرو می شویم که ظاهرا با رأفت و عفو بودن پروردگار در تضاد است. مثلا در داستان حضرت ایوب (ع) که از قوم خود در حالت ناراحتی روگردان شد و شد آنچه که بسر حضرت آمد که انسان خودش را کمی جای ایشان بگذارد حق دارد سکته کند. از ترس جای سوال است که چطور خدای مهربان و رئوف با یک تذکر مهربانانه ایشان را برنگرداند و متوجه اشتباهش نکرد. و یا در حکایات مثلا برداشتن یک تیغ کوچک برای خلال دندان از خرمن یک هیزم فروش باعث آن همه عذاب وحشتناک شد واقعا معاذالله خدای مهربان چنین موجود زبانم لال عصبانی و آماده به عذاب است اگر اینطور باشد که واویلا یک ذره آن را هم این انسان ضعیف نمی تواند تحمل کند زندگی تقریبا همه انسانها پر از چنین نکات ریزی است که قرار است بخاطرشان چنین عذاب های وحشتناکی ببینند یا مثلا یک نگاه خشمگین گذرا به چهره یک فرد دیگر موجب خشم کذایی خدای قهار می شود واقعا این خدای مهربان چنین موجود عصبانی و معاذالله خطرناک و مخوفی است؟ اگر چنین چهره ای شکل بگیرد چطور می شود با چنین خدایی که با پیامبر خود چنین کرده انس گرفت و بدون ترس احساس در آغوش بودن داشت چندان کم نیست صفحاتی از قران که این انسان ضعیف را چنان و چنین می ترساند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: «حسنات الأبرار، سیئات المقربین» را فراموش نکنید. خداوند با بنده‌های خاصش، برخوردهای خاص دارد برای رشد سجایای آن‌ها، چه کار دارد به ما مستضعفین! ثانیاً: جریان حضرت ایوب«علیه‌السلام» با آمادگیِ خود آن حضرت بود تا نشان داده شود آن حضرت در سختی‌ها هم از دینِ خدا دست برنمی‌دارد. ثالثاً: شما در بستر رعایت شریعت الهی، هرچه بیشتر امیدوار به رحمت الهی باشید، خداوند بیشتر با رحمتش با شما برخورد می‌کند. مگر نشنیده‌اید که جناب مولوی فرمود: «تو مگو ما را بدان شَه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست». موفق باشید

25205

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: دانشجو هستم و ملول، فضای رشته ام مرا درمانده کرده حس می کنم که جوانیم را بر سر هدفی نفسانی گذاشته ام نمی توانم خودم را قانع کنم که قرار است اینگونه بمیرم. نایی برای فریاد زدن هم نمانده در این فضا و رشته حبس شده ام و ظاهرا عیسا دمی هم برای احیا نیست. به فکرم که برای خودم به حوزه بروم، نیتم را خودم هم نمی دانم، فرار است یا قرار، ترس است یا چهل، حتی شاید مصداق علو فی الارض باشد اما از نوعی که نفس من می پسندد. از طرفی یک جوان بیست و چند ساله ی خسته چگونه دل به صرف و نحو حوزه ببندد و سالها بر سر قواعد عربی بحث کند یا کتاب هایی بخواند که می داند نه دیگر پاسخ گوی خودش است و نه اجتماعش. استاد ما بگو چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد باید با مشاوری که روح و روحیه‌ی شما را می‌شناسد مشورت کنید. موفق باشید

25088

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیزم: ببخشید مجبورم شبهاتم را مطرح کنم ولی این شبهات دلیل بر انکارم نیست شما در صفحه ۱۴۴ کتاب حقیقت نوری اهل البیت چاپ ۸۹ - فرمودید خداوند ابتدا به رسول خدا (ص) دستور داده بود که این پیام برائت را به مشرکان برسان بعد با نزول جبرائیل یک نکته ای به موضوع اضافه شد مبنی بر اینکه اینجا باید آن کسی که پیام را می رساند باطنا هم با ارائه این آیات را دفع کند- سوال من اینجاست چرا خداوند از ابتدا پیام را به گونه ای نداده که از همان اول امام علی به جای ابوبکر برود؟ مگر نمی دانسته که باطنا هم باید پیام برسد؟ در این نوع نوشتار اینطور تصور می شود یا باید پیامبر (ص) امتحان شود که ببیند چه کسی را می فرستد؟ که بعید می بینم با توجه جایگاه امام علی (ع) پیامبر (ص) بخواهد کسی را جایگزین امام علی (ع) کند یا اینطور به آدم القا میشه پیامبر (ص) تصور نکرده اطلاع رسانی این پیام باید از طریق فرد خاصی صورت بگیرد یا نعوذبالله خداوند بعدا به این نتیجه رسیده که فرد خاص چون امام علی (ع) باید بره عذر میخوام من بابت حدیث مشکلی ندارم اما نوع فرمایش شما برای من ایجاد شبه کرده لطفا توضیح بفرمایید چرا در طی دو پیام وحی موضوع برائت مطرح شدکه سبب شد پیام از ابوبکر گرفته شود و به امام علی (ع) انتقال داده شود البته بر اساس شبهات بنده. سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه واقع شده آن بود که عرض شد. شاید بتوان گفت در ابتدای امر، تنها یک اراده‌ی کلّی تحت عنوان «برائة من اللّه» به میان آمد و وقتی ظرفیت لازم فراهم شد قدمی بیشتر مطرح گشت که آن پیام به کمک حضرت علی «علیه‌السلام» اعلام شود. شاید هم خداوند می‌خواست نشان دهد که به هر صورت نسبت به نزدیکی امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» به پیامبر «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» نظر خاصی دارد. موفق باشید

24783
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: چگونه است که در کتاب فلسفه پایه ۱۲ هم گفته که صدرا فلسفه خود را حکمت متعالیه نامیده و فیلسوف را حقیقت جو و حکیم معرفی کرده است. حالاباید گفت مکتب صدرا، فلسفه ای است که شامل: استدلال شهود فقه است یا باید گفت حکمت متعالیه شامل: فلسفه عرفان فقه است؟ همچنین در این کتاب فلسفه پایه ۱۲ هم گفته که مکتب فلسفی اشراق هم استدلال دارد هم شهود. خب حالا باید گفت فلسفه اشراق، استدلال و شهود رو با هم داره یا بگیم مکتب اشراق هم فلسفه داره هم عرفان؟ همچنین در این کتاب آمده که عرفا به استدلال توجه چندانی ندارند و تنها راه وصول به حقیقت رو شهود باطنی میدونند و همواره عقل رو تحقیر می کنند. خب این رفتار عرفا افراطه یا نه؟ اما در جای دیگه شنیدم که عرفا در مرحله‌ دوم به استدلال اعتقاد دارند و فلسفشون همون عرفان نظری هستش. آیا عارف با صوفی تفاوت دارد اگه داره چیه؟ پس استاد متوجه شدید که بنده فرق فیلسوف و عارف رو گیچ شدم و اگه فیلسوف راه کسب حقیقت رو استدلال میدونه و عارف شهود میدونه پس چرا تو این کتاب گفته که صدرا فلسفه اش رو، حکمت متعالیه نامیده؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حکمت متعالیه در عین اصالت‌دادن به عقل و استدلال، متوجه است که آن‌چه عقل می‌فهمد قابل درک با قلب نیز هست و به یک معنا، صورتِ کامل‌ترِ همان مکتب جناب سهروردی است. ولی عارف، از ابتدا سعی دارد با چشمِ قلب به حقایق نظر کند، هرچند عقل را تعطیل نمی‌نماید. ۲. بین صوفی و عارف از نظر سلوک، تفاوتی نیست. موفق باشید

24462
متن پرسش
استاد سلام علیکم: بنظر حضرتعالی عملکرد چهل ساله حوزه های علمیه در ورود به مسائل اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی چقدر ضعیف بوده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بدون ضعف نبوده ولی حرکات جهت‌دار و امید بخشی در میان است. آری به جهت انتظارات زیادی که از حوزه هست، بیش از آن‌چه انجام شده‌است را جامعه طلب می‌کند ولی تنها راه نجات بشر از ظلمات این دوران، آموزه‌های دینی است که مرکز رسمی و جدّیِ تنظیم و تدوینِ آن تنها حوزه‌های علمیه می‌باشند با سابقه‌ی تمدّنی هزار ساله. موفق باشید

24195
متن پرسش
سلام محضر استاد طاهرزاده: استاد آیا لازمه فهم و شروع فلسفه اسلامی، مباحث معرفت نفس هست؟ یا لازمه فهم و شروع معرفت نفس، فلسفه اسلامی است؟ کدام مقدم است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده معرفت نفس راهی است که اگر انسان فلسفه را هم دنبال نکند، به خودی خود معرفت‌بخش است. موفق باشید

23960

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد: بدون مقدمه عرض می کنم در ابتدای صحبتهای استاد یک نکته ناخودآگاه همیشه اثر منفی در ذهن من و شاید تعدادی دیگه میزاره و اون نگفتن تشدید حرف را در بسم الله الرحمن الرحیم هست. به نظرم حتی جایی در روایتی دیدم بر این نکته تاکید کردن. شاید هم بنده زیاد حساسیت بخرج میدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بیایید و خیلی سخت نگیرید. بگذارید بنده (بسم اللّه) را فارسی بگویم!! فکر می‌کنم خداوند فارسی هم بلد باشند. موفق باشید

23904
متن پرسش
به نام خدا سلام خدمت استاد طاهرزاده استاد عزیز، دانشجوی دوره کارشناسی ارشد رشته فلسفه و کلام اسلامی هستم. خواستم اگر وقت تان اجازه می دهد درباره موضوع پایان نامه ای که مدتی ست در حوالی آن فکر می کنم عنایتی بفرمایید. موضوع پایان نامه جایگاه عصمت و مبانی آن در مشرب های فلسفی است، در برابر ائمه (علیهم السلام) و این موضوع واقعا احساس می کنم روح و وجودم به تنهایی نمی تواند جوابگو باشد، همینطور نمی خواهم کار تحقیقی بی ارزشی داشته باشم، گوش جان می سپارم به عنایات و توصیه های شما استاد عزیز و بزرگوار، و آرزوی سلامتی و رشد روز افرون شما را از خدای متعال و معصومین (علیهم السلام) خواستارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده همان‌طور که مکرر در جواب‌های سؤال‌های کاربران محترم عرض کرده‌ام، روحیه‌ی ورود به پایان‌نامه‌ها را ندارم. شاید کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که بر روی سایت هست، به کارتان بیاید. موفق باشید 

23887

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید استاد سوال دیگری داشتم که صلاح دیدم جدای از سوال قبلی بفرستم که با آن قبلی خلط نشود. وقتی انسان متوجه می شود که عالم بیرون از انسان در واقع حرکت انسان در درون خود اوست و این را به عینه در خواب می بینم که در مکانهایی حرکت می کنم که در بیداری من در آنها حرکت می کنم و من در خواب با وقایعی روبرو می شوم که همگی از درون من است، حالا سوالی که مطرح است تمام آنچه در خواب که بسیار صورت واضح دارد می بینم اینها نمایش درون ماست یا امکان اینکه شیطان در آنها تصرف کند برای ترساندن و ناراحت کردن ما هم هست؟ مثلا در خواب شخصی به ما حمله کند و ما فرار کنیم که بارها در خواب های خود این را می بینم ولی نمی دانم آیا درگیر این صفات ناپسند هستم یا شیاطین قصد آزار مرا دارند؟ و این حالت فرار در حالت خواب نمایش چیست؟ به شدت درگیر ترک صفات ناپسند خود هستم، نمی دانم چقدر می توانم روی این خواب ها تکیه کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن، صورتِ نفس امّاره است و شدت‌یافتنِ قوه‌ی واهمه. با متعادل‌کردنِ رابطه‌ی بین جسم و روح، إن‌شاءاللّه مشکل حل می‌شود. عجله نکنید، با حوصله جلو بروید. موفق باشید

23642
متن پرسش
سلام استاد: من طی یک سری سخنرانی از حاج آقای پناهیان متوجه شدم که باید از جهنم ترسید و این خیلی تاثیر خوبی رو رفتار انسان داره و احساس می کنم کلید حل مشکل بنده (ترک گناه) است اما من هر کاری می کنم نمی توانم از معاد بترسم، ایمان قلبی دارم که خدا منو جهنم نمی اندازه، یکی از دلایلش مثلا هیئت هاییست که زیاد میرم و سینه می زنم و گریه می کنم و واجباتم رو هم انجام میدم، باورم نمیشه که خدا ممکنه منو نبخشه و مطمئنم جهنم نمی روم!!! اینکه مثلا امام علی علیه السلام هم در دعای کمیل از معاد ترس داره هم برام مشکل گشا نبود، با خودم فکر می کنم حضرت از سر تواضع و بندگی اینگونه با خدا سخن میگه. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان از اندیشه‌ی درست و اعمال پاک فاصله بگیرد و به حقوق انسان‌ها و اطرافیان بی‌تفاوت باشد؛ به همان اندازه از خدا دور می‌شود و از رحمت الهی محروم می‌گردد. موفق باشید

23414

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد خسته نباشید. سوال اینکه در روح زن چه نهفته است که بدنی این چنین لطیف را برای خود می سازد. و آیا روح مرد از ان بی بهره است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست این خاصیت روح زن‌بودنِ زن است که منجر به ساختن چنین بدنی می‌شود. موفق باشید

23265

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام: استاد چندی است گروههای مختلف در قم تحت عنوان طب اسلامی اقدام به برگزاری دوره در سطح وسیع کرده اند و خیلی راحت به امثال بوعلی سینا به حکم نسخه های حرام کتاب قانون وی هزار تهمت ناروا می زنند از قبیل اسماعیلیه بودن و هرزگی و دزدی آثار دیگران و سوزاندن نسخ کپی شده و... استاد ما که دغدغه طب اهل بیت داریم در این آشفته بازار چه کنیم؟ امثال آیت الله تبریریان که بوعلی را در حیطه طب اسلامی نمی داند بدلیل استفاده از شراب و جالینوسی بودن طب وی و خود از روایتی درمان می جوید که در آن موی حرام گوشت سیخار سوزانده می شود. آیا جریان ایشان جریان صحیح و عقلانی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم شیخ‌الرئیس ابوعلی سینا فیلسوفی اندیشمند و متعهد و معتقد به دیانت اسلام است و نباید به جهت محذوراتی که در آن تاریخ در بستر اهل سنت داشته است، عظمت او نادیده گرفته شود. اما در مورد طب سنتی یا طب اسلامی بنده صاحب‌نظر نیستم تا بتوانم نظر بدهم. موفق باشید

22502
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: استاد اگر ممکن است ذکر «سبحان الله» را از نظر جایگاه و مفهوم توضیح مختصری بدهید. چون که مفهوم این ذکر را بدرستی نمی دانیم. قلبم انس و ارتباط برقرار نمی کند با حضرت حق در موقع گفتن این ذکر. خدا بر توفیقات استاد ما بیفزاید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به حضرت معبود نظر کنی جز آن است که اگر از یک طرف او را نزدیک می‌بینی و اُنس او به ما را احساس می‌کنی، جز آن است که وقتی به خود می‌نگری و نسبت خود را با او می‌خواهی ملاحظه کنی، جز آن است که می‌بینی چه اندازه او متعالی است و چه اندازه او از همه‌ی این رسم‌ها و شکل‌ها برتر و برتر است. و لذا از عمق جان زمزمه‌ی سبحانیِ او در تو احساس می‌شود. گویی کسی با ندایِ بی‌صدا سخن بر می‌دهد که او را در شکوهی بس متعالی بنگری. در این حالت است که همواره از عمق جان خواهی گفت: «سبحان اللّه» تا این حالت، که خودْ عطای الهی است، در تو تثبیت شود. موفق باشید 

21923
متن پرسش
با سلام: استاد بی مقدمه میرم سر اصل مطلب. استاد گرامی به نظر میرسه اجتماع امروز دنبال شکوفایی استعدادهاست ضمن اینکه چند سال پیش در روزنامه ای مطلبی خواندم مبنی بر اینکه امروز را غرب جنگ بر سر بروز استعدادها معرفی کرده بودن که به نظرم جمله جالبی بود و قابل استفاده اما به نظرم شکوفایی استعداد برای مردم ما و در مکتب ما برای مردم جا نیافتاده ضمن اینکه خود بنده هم نیاز به مطالعه بیشتر دارم، لطفا ضمن راهنمایی بیشتر بنده فکر می کنم نکته خوبیه اگه روش انگشت گذاشته بشه. نکته دوم راجع به بحث هویت در زنان هست. اگر شما دسترسی دارید و میتونید و زحمتی نیست فکر کنم اگر نرم افزاری شبیه همون که به نام حیات طیبه در بازار اینترنت از مجموعه کتب شما ساخته شده پیرامون بحث زن کسی بتونه درست کنه و مجموعه کتب و مطالب که پیرامون زن هست از جمله کتب با عناوین کتاب شخص شما و امثال اون را یه جا جمع کنه به نظرم تو بحث زن کار جالبی بشه ممنون و متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عموماً شرایط برای بروز استعدادها در میان بوده است. منتهی پیامبران آمدند تا شرایط بروز استعدادها را به سوی درستی جهت دهند، وگرنه از انرژی هسته‌ای، بم اتم ساخته می‌شود. 2- همین‌طور است که می‌فرمایید، إ‌نشاءاللّه رفقا باید دست به کار شوند. موفق باشید

20921
متن پرسش
سلام: با توجه به مطالب صفحه 58 کتاب «ده نکته از معرفت نفس» که میگه «اصل اساسی انسان همین روح است که فوق ملائکه است ........ و همان وجه الله است.» و طبق روایات هم که وجه الله اهل بیت هستند پس روح همان مقام اهل بیت است؟ یا خود اهل بیت هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. زیرا در روایت داریم: «اول ما خلق اللّه» حضرت محمد و آل او «علیهم‌السلام» است. از طرفی داریم که روح، بالاترین مخلوق یعنی همان اولین مخلوق است. موفق

19676

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام خدمت استاد و قبولی طاعات و عبادت جنابعالی: در حدیث ذیل مفضل در قول امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه ای امام را رب زمین معرفی کرده اند. آیا این روایت صحیح است و اگر صحیح است آیا می شود به استناد این آیه ما امام را رب بخوانیم چون رب زمین است؟ قال الصادق عليه السلام في قوله: و اشرقت الارض بنور ربها. قال: رب الارض يعني امام الارض قلت: فاذا خرج يکون ماذا؟ قال: اذا يستغني الناس عن ضوء الشمس و نور القمر و يجتزون بنور الامام. مفضل بن عمر مي گويد از امام صادق عليه السلام شنيدم که در تفسير اين آيه مي فرمود: پروردگار زمين، يعني امام زمين. راوي مي گويد: عرض کردم هر گاه ظهور کند چه مي شود؟ امام عليه السلام فرمود: در آن صورت مردم از نور آفتاب و نور ماه بي نياز مي شوند و به نور امام اکتفا مي کنند. [3] .
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ائمه«علیهم‌السلام» مظهر ربوبیت حق‌اند و واسطه‌ی فیض الهی می‌باشند. هرگز نباید آن‌ها را به اسم ربّ که یکی از اسماء مختص حضرت حق است، مورد خطاب قرار داد. موفق باشید

19133

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده با دوست صمیمی ام از امروز قرار گذاشتیم تا ۴۰ روز محاسبه نفس کنیم به خاطر یک علت خاص و الهی، من یک روز رو لیست کردم اما نمیدونم چه طوری تنبیه این گناهانی رو که کردم رو حساب کنم لطفا راهنمایی بفرمایید. اینم لیست یاد مرگ فقط ۲ بار نماز ظهر در بیرون، لغزیدن دل با دیدن صحنه های خیابانی حداقل ۲۵ بار لغزیدن دل در مکان آموزشی حداقل ۲۰ بار نماز مسجد، لغزیدن دل حداقل ۲۰ دفعه حرف لغو های امروز حداقل ۲ ساعت عدم حضور قلب در نمازها و عبادات حداقل نود درصد ریا در نماز حداقل پنجاه در صد در ضمن من حتما باید این نماز های ظهر و عصر و مغرب و عشا را در مکان های مد نظر بخونم چون شغلم اقتضا میکنه. خدا شما رو خیلی حفظ کنه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که با کشیکِ نفس‌کشیدن متذکر لغزش‌ها هستید، و با مأیوس‌نشدن و انتظاراتِ زیاد از خودنداشتن، إن‌شاءاللّه پس از مدتی نتایج بسیار خوبی را می‌یابید. موفق باشید

8182
متن پرسش
سلام علیکم.جناب استاد نظرتان در مورد فعالیت های مدرسه علمییه معصومیه قم چیست؟نقش برنامه های آنان در ادبیات سیاسی و فرهنگی کشور چقدر است؟چه پیشنهاداتی به این مدرسه می دهید؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده در جریان ریز امور نیستم ولی احساس می‌کنم روحیه‌ای در راستای آزاداندیشی درآنجا میان است که امیدوارم با عمق‌بخشیدن به آزاداندیشی کار بزرگی شروع شود. موفق باشید
7217
متن پرسش
سلام علیکم خسته نباشید شما در کتبتون در مورد اینکه غربیها شرطی شده اند و چون قانونی برقرار است دروغ نمی گویند بحثهایی داشته اید بنده هم قبول دارم . اما بحث با دوستان پیش آمد که نظام ما با تو جه به اینکه اسلامی است و مسلمان هستیم همه به نحوی دروغ می گویند به استثنای بعضیها و اینکه افرادی که واقعا معرفت و بینش پیدا کرده اند و این دلیل دین گریزی سایرین شده است و اینکه همه چون توجه به دنیا دارند و از آخرت غافل شده اند برای رفاه بیشتر دروغ را مقدم می دانند . واستناد به بالاتر از خود می کنند . در پاسخ به این افراد چه کاری باید کرد؟البته بنده تا حدی زمینه را عدم تفکر و مادیگرایی و غفلت از یاد خدا می دانم . موفق و موید باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه در بستر نظام اسلامی، آرام‌آرام مردم به جایی می‌رسند که دین را به جای مجموعه‌ای اعتباریات، دستوراتی می‌دانند که ریشه در حقایق دارد. وقتی فهمیدند هر دستوری که از دین رعایت نشود رابطه‌ی آن‌ها با حقیقت قطع می‌گردد، تاریخ آن‌ها تغییر می‌کند و فضای دروغ‌گویی دگرگون می‌شود. مشکل ما مشکلی است که فعلاً در تاریخ ما وجود دارد. کتاب «فلسفه، ایدئولوژی، دروغ» از دکتر داوری خوب است. موفق باشید
6811

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. مطلب "عنوان سول وجواب:چگونه بشر راز سرگشتگی خود را می شناسد" در صفحه اول سایت باز نمی شود. لطفا اگر مشکلی وجود دارد برطرف گردد. با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون آن نوشته مصاحبه ای بوده که باید بعد از چاپ شدن توسط مجله ی مصاحبه کننده در سایت قرار گیرد به طور موقت از سایت برداشته شد. موفق باشید
30546
متن پرسش
سلام بر استاد: اخیرا مصباح الانس مرحوم فناری را بدون طی مقدمات و بدون استاد زیر مطالعه گرفتم چه توان کرد من رندم و بی پروا با توجه به پاره ای از مطالعات پراکنده که دارم می شناسم من عجب بوی تو را ای فلسفه از هزاران فرسخ و خواهم تو را سازم خفه. بنظر رسید اندکی بوی فلسفه می‌داد ترجیح دادم فعلا با دو مولای خویش محمدین عربی و پارسی به سر برم. فلسفی خود را از اندیشه بکشت / گو بدو کو راست سوی گنج پشت. سوالاتی از استاد: ۱. این لعاب آمیزی فلسفی مرحوم فناری را تایید می‌کنید و تشخیص شامه حقیر را صائب می پندارید و درین صورت این انحراف پس از علامه محی الدین رضوان الله تعالی علیه رخ داده است یا خود علامه هم بنا به مصالحی چون تفهیم و تفاهم با در عقال عقل ماندگان مجبور شدند مرتکب فلسفه شوند؟ ۲. احساس می‌کنم مولانا کمتر به ساحت منحوس فلسفه نزدیک شده اند تا علامه تایید می فرمایید؟ البته «و ان منکم الا واردها» و جناب استاد اکبر العرفا بخوبی از آن جهنم ظلمات به «جنات تجری تحتها الانوار» رهنمون می سازند با عقل گشتم همسفر، یک کوچه راه از بیکسی شد ریشه ریشه دامنم، از خار استدلالها رحمت حق بر مرحوم صائب و این قول صائبش ۳. فقیر به رفقا هم گفته ام که چون مولانا و محی الدین مومن به رسولند من هم به ایشان ایمان دارم و الا بشخصه برایم اعجاز قرآن کریم و سایر معجزات حضرت ثابت نیست و لکن چون دو فحل نحریر فضل رسول را برایمان تحریر کردند فعلشان برایم حجت است و عظمت رسول برایم ثابت می‌شود این نحوه ایمان مقبول است؟ ۴. با توجه به کتاب های عالم انسان دینی و ادب عقل (حقیقتا عقل را میبایست ادب کرد) من عالم این دو سترگ مرد را پذیرفتم لکن چون این دو بزرگ اهل سنت رسول الله هستند اندک تضادی در اندیشه ام رخ نموده است مثلا در فصوص و مثنوی این دو وحی الهی لا ریب فیه در مورد عدم ایمان ابی طالب مطالبی آمده است شما در عالمی که برای خویش دارید به راحتی از این دو کتاب الله استفاده می فرمایید و مطالبی که با عالم شیعیتان سازگاری نداشته باشد یکسو می نهید لکن من که در جهان مولوین می زیم و به ارشاد آن دو، یک روح در دو کالبد، به عظمت مصطفی (ره) یافتم اندکی برایم دشوارست درین عالم، اهل سنت رسول نشوم می‌خواهم جلیس محی الدین و مولانا در جنت باشم و آندو با اعمال اهل سنت اهل جنت شدند بنظرتان چه باید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جناب ابن‌عربی با روح عرفانی خود سخن می‌گوید هرچند بعضاً در گزارش کشف خود، واژه‌های فلسفی به‌کار می‌برد ولی امثال فناری و قیصری اساساً در تبیین نظرات ابن‌عربی یا قونوی با مبانی حکمت مشاء سخن می‌گویند. ۲. تفکر فلسفی در جای خود، بُعدی از ابعاد انسان است ولی اشتباه آن‌جا رخ می‌دهد که تفکر فلسفی بخواهد در عرفان هم خودنمایی کند و خرد عرفانی را نیز در افق تفکر فلسفی محدود نماید. ۳. فعلاً خوب است. ۴. به گفته‌ی محققانه‌ی استاد یزدان‌پناه، فراموش نکنیم جناب ابن‌عربی و جناب مولوی در بستر فرهنگیِ اهل سنت حضور داشته‌اند و تاریخ خاصی که اهل سنت شکل داده‌اند، ما که نسبت به آن ضعف‌ها آگاه هستیم نمی‌توانیم آگاهی خود را نادیده بگیریم. موفق باشید

28913
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: استاد نظرتون در مورد شان خانوادگی چیست؟ اعضای خانواده من وضعیت مالی خوبی دارن و داری زندگی نسبتا تجملاتی هستند و همچنین خانواده همسرم که وضعیت مالی خوب و مرفه می‌باشند ولی استاد همسر من با وجود شغل رسمی و حقوق خوب و همچنین اینکه چند سال هست شاگرد شما هستند عقیدشون براین هست که ما باید زندگی ساده ای داشته باشیم چون ایشون نسبتا کتابهای شما رو درس میدن و خودم هم طلبه هستم.ن ظرشون اینه که نباید مورد توجه مردم قرار بگیریم و حرف و عمل یکی باشد. ولی استاد من واقعا در برابر خانواده خودم و همسرم خجالت می‌کشم. آخه داشتن وسایل جزیی خانواده چه ربطی به تجملات و مردم داره؟ چرا باید سر خرید هر وسیله ای برای زندگی اینقدر جر و بحث و دعوا باشه. من نه از ایشون میخوام برن دنبال شغل دوم و نه اینکه قرض بگیرن نه قسطی وسیله ای رو خریداری کنن و نه کاری می‌کنم که واقعا خجالت بکشن، بلکه خودم با هزینه خودم میخوام مثلا تلوزیون بگیرم که قدیمی شده و نسبتا خراب هست. چرا اینقدر سختگیری؟ چه اشکالی داره مثلا بعد از ۱۳ سال زندگی یه مقدار از وسایل که واقعا درب و داغون شدن عوض بشه. از دیدگاه آقایون هیچ وقت هیچ چیز خراب نیست ولی خوب خانمها این طرز فکر رو ندارن و بر اساس ذلتشون خرید کردن باعث خوشحالیشون میشه، من به ایشون میگم نه تجملات و نه افراط گرایی ولی تا یه حدی باید باشیم که مورد تمسخر قرار نگیریم و یا اینقدر روحمون اذیت نشه به خاطر دنیا. لطفا راهنمایی بفرماید. هرچند میدونم که سوالم کاملا سوال دنیایی هست نه برای رسیدن به حقیقت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به ایشان سلام برسانید و بگویید تا جایی که حرامی صورت نگیرد، امور خانه و مدیریت آن باید به دست خانم خانه باشد. در خبر داریم که جناب رباب، آن‌چنان خانه‌ی خود را تنظیم کرده بود که بعضاً از حضرت اباعبداللّه «علیه‌السلام» سؤال کردند و حضرت فرمودند به سلیقه‌ی خودش در حدّ امکاناتی که در اختیار داشته، عمل کرده و حضرت امام خمینی نیز در همین اندازه‌ها میدان عمل را به همسر خود می‌دادند. نکاتی در کانال https://eitaa.com/ololalbaabtarbeiat هست که می‌توانید به آن رجوع کنید. موفق باشید

28066
متن پرسش
سلام علیکم: عرض ادب. برای فهم عمیق موضوع ولایت فقیه و پاسخ به شبهات کنونی پیرامون آن چه کتبی رو توصیه می‌فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، در قسمت «مبانی حکومت دینی» که قسمت آخر کتاب می‌باشد، إن‌شاءاللّه به جواب سؤال‌تان خواهد رسید. موفق باشید

نمایش چاپی