باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر جزوهی مذکور با دقت و پشتکار تا آخر مطالعه شود، إنشاءاللّه آن احساسی که انسان متوجه شود چه چیزی تقدیر اوست و چه چیزی را خودش اقدام کند، برایش معلوم میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً در شرایط حساس تاریخی قرار داریم که از یک طرف انقلاب اسلامی توانسته است با رهبریهای حکیمانهی مقام معظم رهبری و در عین سعهی صدری که ایشان نسبت به آقای هاشمی و انحرافاتی که ایشان وارد انقلاب میکردند؛ انقلاب را حفظ کنند و به جای اینکه در همان زمانی که امثال آقای هاشمی و امثال ایشان پایههایی را گذاشتند که امروز شما با آن انحرافاها و ثروتهای بادآوردهی جریانهای به ظاهر در کنار انقلاب، با آقای هاشمی و انحرافات ایشان مقابله کنند و به نظر بنده بساط انقلاب اسلامی را به وسعتی که امروز ملاحظه میکنید، برچینند؛ و نهایتش یک جریان به اصطلاح خوب انقلابی میدان مدیریت ایران را به دست بگیرند، ایشان با آن سعهی صدر مهدوی، سعی کردند اصل انقلاب با توجه به ذات خاص تاریخی که دارد، بماند زیرا میدانستند در دل این حضور تاریخی به مرور مشکلات پیشآمده رفع خواهد شد ولی انقلاب میماند. و امروز ما ناظر دو پدیده هستیم؛ یکی مشکلاتی که ملاحظه میکنید از فقر و بیکاری گرفته تا ثروتهای بادآورده و فاصلهی طبقاتی اینچنین آزاددهنده، که امثال آقای سعید زیباکلام نسبت به آن نگران هستند. پدیدهی دوم وجود خود انقلاب است و تواناییهایی که برای رفع این مشکلات در ذات خود دارد و با رهنمودهای فوقالعاده مهدوی مقام معظم رهبری «حفظهاللّه» میبینید که بنیان عبور از بلیّهی آقای هاشمی بحمداللّه در حال شکل گیری است. و رساندن جامعه به این مرحله که مردم امیدشان از آن نگاه غربگرا که به اصطلاح به بهانهی برجام میخواستند ما را «ژاپن اسلامی» کنند، تا حدّ زیادی قطع شده است؛ کار بس مهمی است و افقی که با حضور مسئولین نظام قضایی و نظام تقنین پیش آمده است، حتماً در اجرا نیز پیش خواهد آمد و با حفظ انقلاب اسلامی تحول اساسی در کشور بهوجود میآید. و اگر تا دیروز آقای عباس عبدی در آخرین روزهای دولت آقای خاتمی گفتند آخرین میخ به تابوت اصلاحطلبی در حال کوبیدن است، ولی به جهت نشناختن ذات انقلاب اسلامی توسط آقای احمدینژاد و نداشتن معارف لازم ما باز نتوانستیم به هویت اصیلی که نظام اجرایی ما نیاز دارد، برگردیم، با رهنمودهای مقام معظم رهبری و تجربههای بهدست آمده، مسلّم آخرین میخها به تابوت جریان غربگرایی که متوجهی اصالت حضور تاریخی انقلاب نیست؛ در حال کوبیدن است و به همین جهت رهبر معظم انقلاب مجلس را و نیروهای انقلاب را متذکر شدند که به جای استیضاح دولت، اجازه دهند تا دولت همهی آنچه که باید از خود نشان دهد را، به میدان بیاورد. و مسلّم بدانید این نوع نگاه که در این دولتمردان هست، هیچ سنگی بر سنگی گذاشته نخواهد شد و إنشاءاللّه امثال آقای زیباکلامها هم متوجه میشوند باید در سعهی وسیعتری انقلاب را و مددهای الهی را که به رهبری میشود ببینند، به همان معنایی که بنده مکرر عرض کردهام «برای آبادانی دهی نباید شهری را خراب کرد.» بحث بسیار است و امکان طرح موضوعات هنوز فراهم نشده است. خدا را شکر که باطن نورانی این انقلاب اگر از یک طرف جوانان پاکسیرتی را متوجهی اصالتهای انقلاب میکند؛ توانِ آن را دارد که مدعیان دروغین دفاع از انقلاب امثال تاجزادهها را اینچنین رسوا کند. آیا عقابی از این بالاتر که اینان دیگر هیچ تعلقی به انقلابی که حاجقاسمها میپروراند، ندارند؟! در حالیکه محال است خداوند آثار زحمات شهدای ما را ضایع کند که قصد و مقصدشان حفظ نظام اسلامی و جهانیشدن آن بود به همان معنایی که خداوند وعده داد: «فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در سیرهی پیامبر و ائمه علیهمالسلام ملاحظه میکنید، تا آنجایی که امور دنیایی مانع حضور در محضر حق نشود، از دنیا و لذات آن استفاده میکردند و در اینجا بهترین محکمه، خود انسان است که چه اندازه با ابزارهای دنیایی گرفتار حجاب نسبت به انس با حضرت پروردگار میشود و انسانها در این رابطه حتی متفاوتاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظورشان همانهایی است که خود آن شهید بزرگوار بهخوبی روشن کردند. آری! با نظر به قرآن این حالت را انسان تجربه میکند. در این مورد خوب است سری به جواب سؤال شمارهی ۲۷۴۰۵ بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه حساسیت شما را نسبت به آنچه در این تاریخ در حال وقوع است، میشناسم که برای آینده مأوایی اصیل برای بشریت در حال وقوع است و اگر یک قدم از آن کوتاه بیاییم، مثل آن خواهد بود که مولایمان بعد از قتل خلیفهی دوم، در جریان حکمیت نسبت به پذیرش روش شیخین، کوتاه میآمدند و عملاً با آن کوتاهی، چهرهی منوّر شخصیت خود را ذیل کدورت روش آن دو قرار میدادند و بشریت را از آیندهی اصیل خود ناامید و محروم مینمودند. ما یک لحظه از تأکید بر اصالتهای ناب الهی و تقابل با استکبار، نه پشیمانیم و نه کوتاه میآییم. عمده روشی است که باید حکیمانه راه را جلو ببریم به همان روشی که اولیای معصوم در مقابل ما گشودند، وگرنه دینِ حدّاقلی که سالهای پیش، دکتر سروش مطرح کردند و سال گذشته در جلسهی ۳۹ مباحث «دین در دنیای مدرن» به آن صراحت دادند؛ بهکلّی دین را از ابعاد اصیلش خارج میکند و نادیده میگیرد. در دکتر داوری و هایدگر ابداً این حرفها نیست. دغدغهی آنها این است که دین از نگاهِ متافیزیکی و فرهنگ مدرن نجات یابد و بیحساب نیست که گادامر یعنی اصلیترین شاگرد هایدگر میگوید همهی فکر و ذکر هایدگر، خدا بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد باید با مشاوری که روح و روحیهی شما را میشناسد مشورت کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن، صورتِ نفس امّاره است و شدتیافتنِ قوهی واهمه. با متعادلکردنِ رابطهی بین جسم و روح، إنشاءاللّه مشکل حل میشود. عجله نکنید، با حوصله جلو بروید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نماز، راه رجوع به حضرت ربّ العالمین است تا راهِ نزدیکی به حقیقت گم نشود. کتاب «آداب الصلواة» امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» نکات ارزشمندی را با شما در میان میگذارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر از دنیا به قیامت، سیری است روحانی و هر مرحلهای نسبت به مرحلهی قبل خود یک نوع بیداری محسوب میشود و مرحلهی قبلی حکم مرقد را برای انسان پیدا میکند نه آنکه قبلا مرده باشد حالا زنده شدهاست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به حضرت معبود نظر کنی جز آن است که اگر از یک طرف او را نزدیک میبینی و اُنس او به ما را احساس میکنی، جز آن است که وقتی به خود مینگری و نسبت خود را با او میخواهی ملاحظه کنی، جز آن است که میبینی چه اندازه او متعالی است و چه اندازه او از همهی این رسمها و شکلها برتر و برتر است. و لذا از عمق جان زمزمهی سبحانیِ او در تو احساس میشود. گویی کسی با ندایِ بیصدا سخن بر میدهد که او را در شکوهی بس متعالی بنگری. در این حالت است که همواره از عمق جان خواهی گفت: «سبحان اللّه» تا این حالت، که خودْ عطای الهی است، در تو تثبیت شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. زیرا در روایت داریم: «اول ما خلق اللّه» حضرت محمد و آل او «علیهمالسلام» است. از طرفی داریم که روح، بالاترین مخلوق یعنی همان اولین مخلوق است. موفق
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه خوب در نوعی پرسشگری که نظر به افقی است تا آینده به سوی ما آید، میپرسید ماجرا از چه قرار است که «اصلا دست خدا جبهه حزب الله را از رقابت خالی کرد». به نظر بنده آنچه در این لیلة القدر بنا است به نمایش آید، نظر به آینهای است که نسبت ما را با مقام معظم رهبری معنای دیگری میبخشد. آقای دکتر جلیلی میدان رقابت با آقای رئیسی را تبدیل کردند به میدانی که ما هرچه بیشتر حضور رهبری را در این تاریخ بنگریم.
راهی را گشودند که در نوعی از انتخاب قرار میگیریم ولی نه انتخاب بین دو رقیب که یکی با نفی دیگری، خود را اثبات کند؛ بلکه انتخابی که بستر حضور در صحنهای است که عملاً با رهبری بیعت میشود از نوع بیعتی که با مولایمان در غدیر انجام دادیم.
ملاحظه کردید که در غدیر از یک طرف انتصابی الهی انجام شد، تا مدیریت جهان اسلام توسط انسانی قدسی شکل بگیرد، ولی از طرف دیگر پیامبر خدا «صلوات اللهعلیهوآله» مردم را تشویق کردند تا در همان مکان با علی بن ابیطالب «علیهالسلام» بیعت کنند. راستی! اگر انتصاب از طرف خداوند بود، چرا رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» نفرمودند این حکم خدا است و باید همه بپذیرند؟ جایگاه این بیعت، جز آن است که باید در عین بستری قدسی، جمهور، خود را و انتخاب خود را به میان آورد؟ اینجا رقابت بین دو جریان نبود، بلکه اختیار و انتخابی بود برای پذیرفتن و نپذیرفتنِ آنچه خداوند مقرر کرده بود. آیا ما نیز در شرایطی در حال قرارگرفتن هستیم از جنس انتخاب و بیعتی که نسبت خود را با نظام مقدس اسلامی باید معلوم کنیم؟ و در این انتخابات مخیر به چنین موضعگیری هستیم؟ بیعتی از جنس بیعتی که در غدیر واقع شد و نه بیعتی که خلفای عثمانی بر مردم تحمیل کردند؟ آیا اگر دموکراسی، عبور از آن نوع دیکتاتوری بود که به نام بیعت بر مسلمانان تحمیل کردند، ما دوباره به آن بیعت برگشتهایم؟ و یا با نظر به ضعفهای دموکراسی، قدمی جلوتر آمدهایم تا در عین نقشآفرینیِ جمهورِ مردمان، از صحنه رقابت مطرح در دموکراسی نیز قدمی جلوتر بیاییم؟ و در انتخاباتی قرار بگیریم که بیعتی باشد با راهی که نظام اسلامی مقابل ما گشوده است؟ و ما هنوز در طلوع و تولد این راه هستیم، با همه ابهاماتی که دارد. مثل آن روز که با روبهروشدن با ولایت فقیه، هزاران ابهام برایمان پیش آمد که نکند ولایت فقیه نوعی دیکتاتوری است و سپس معلوم شد تاریخ دیگری است که انسانها در عین انتخابی آزاد، اسیر سکولاریسم جهان مدرن نباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه توصیه به آن مقدمات میکنید کار خوبی است. ولی امروزه زنان باید متوجهی روح جهانیِ خود باشند تا در عین حضور در خانه، نسبتِ خودشان با انقلاب و رهبر معظم انقلاب را سرزنده نگه دارند و در این راستا نیز مطالعات خود را شکل دهند تا بدانند در چه جهانی زندگی میکنند و چگونه با حضور نرمِ خود نقشآفرینی کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اکثر این افراد به جای اینکه مغرض باشند، مستضعف هستند و نمیدانند ناخودآگاه در بستر راهی که دشمنان اسلام در مقابلشان باز کردهاند، قدم میزنند. به همین جهت بیشتر باید با دلسوزی در صورتی که شرایط مناسب باشد، به آنها تذکر داد ولی برخورد تند و عصبی مسئله را برعکس میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، در قسمت «مبانی حکومت دینی» که قسمت آخر کتاب میباشد، إنشاءاللّه به جواب سؤالتان خواهد رسید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا مظهریت آنها به شرایط بیرونی بستگی دارد. به همین جهت اگر امام حسن «علیهالسلام» در شرایط امام حسین «علیهالسلام» بودند، حتماً حسینی عمل میکردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه واقع شده آن بود که عرض شد. شاید بتوان گفت در ابتدای امر، تنها یک ارادهی کلّی تحت عنوان «برائة من اللّه» به میان آمد و وقتی ظرفیت لازم فراهم شد قدمی بیشتر مطرح گشت که آن پیام به کمک حضرت علی «علیهالسلام» اعلام شود. شاید هم خداوند میخواست نشان دهد که به هر صورت نسبت به نزدیکی امیرالمؤمنین «علیهالسلام» به پیامبر «صلواتاللّهعلیهوآله» نظر خاصی دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فلسفهی غرب، با هایدگر و گادامر و حتی کانت، نحوهی دیگری از تفکر است غیر از تفکری که ما در فلسفهی اسلامی داریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیتوان بر روی این سخن قسم خورد. یک نکتهی ذوقی است که نباید ذهن خود را مشغول آن کرد. بنده این سخن را از افراد متفاوتی شنیدهام و ربطی به آیت اللّه حسنزاده ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست این خاصیت روح زنبودنِ زن است که منجر به ساختن چنین بدنی میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با حضور ربوبیت حق و فرشتگان، شرایط طوری غالب میشود که هیچ موجودی دیگر احساس موجودیت نمیکند مگر آنکه خداوند به او اذن بدهد. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال نمیتوان چنین قاعدهای را به پای خدا گذاشت که حتماً حضرت حق سادات را پرورشی خاص داده باشد. خود خداوند میفرماید بنی آدم را تکریم کرده است. موفق باشید
