بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28574

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم. بحثی که در مورد مقدرات روی جزوه سایت فرموده بودید، مشکل اینه که خیلی اوقات در مورد مقدرت به یقین نمی رسی، مثلا خواب هایی می بینی که مبشرات هست و اصلا نمی توانی مقدر را بفهمی... و این بلاتکلیفی از برزخ برای انسان سخت تراست. اصلا نمی توانی حضور قلب داشته باشی، دائم در سرگردانی به سر می‌بری.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر جزوه‌ی مذکور با دقت و پشتکار تا آخر مطالعه شود، إن‌شاءاللّه آن احساسی که انسان متوجه شود چه چیزی تقدیر اوست و چه چیزی را خودش اقدام کند، برایش معلوم می‌شود. موفق باشید

28491
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز در خصوص افرادی مثل دکتر سعید زیباکلام و جوانان دیگری که کم و بیش از نظر سیاسی همفکر هستند سوالی برایم به وجود آمده است. حتما موضع چند روز اخیر ایشان را دیده اید البته چندان عجیب نبود چراکه نوع نگاه این نوع عزیزان به ولایت متفاوت از نگاه حزب اللهی ها بود از اول اما با آشنایی مدید و تقریبا نزدیک می‌دانیم که این افراد دل بسته انقلاب اسلامی و آرمانهای آن و نیز علاقه مند به حضرت امام و مقام معظم رهبری بودند و احتمالا هستند همچنان اما درک مسیری که انقلاب اسلامی پیش می‌رود و درک سیره مقام معظم رهبری در مدیریت کشور بر ایشان ممکن نشده است و دچار دردسرهایی شده اند تا جایی که کسی مثل سعید زیباکلام که صدها سخنرانی در نقد برجام داشته مطلبی می‌نویسد که کسی مثل تاجزاده از آن بهره می‌برد. ضعف در نگاه دینی و عمیق به انقلاب اسلامی و ولایت در کسانی مثل سعید زیباکلام و جوانان هم نظر او وجود داشت اما آنها در گفتار و عمل همراستای انقلاب عمل می‌کردند و به تعبیر دقیق‌تر در سطحی از سطوحی حرکت ذیل انقلاب اسلامی پیش می‌‍آمدند اما آنچه آنان را به موضع گیری علنی (به جای نقد به نحوی که کمک به دشمن نباشد) کشاند مسائلی مثل سیره مقام معظم رهبری در تعامل با دولت روحانی و مخصوصا در برجام، و ماجرای بنزین و روش ایشان در مواجه با جناب صادق لاریجانی و امثال آن و نیز نوع مواجهه (به نظر من متفاوت) مقام معظم رهبری با دکتر احمدی نژاد بود. این طیف چون درک بهتری از مسیر انقلاب اسلامی و تقابل آن با جهان مدرن داشتند، برتری غیرقابل قیاس عملکرد دولت احمدی نژاد را با سایر دولتها به خوبی درک می‌کردند از این رو هم از رفتار قوه قضائیه با افراد منتسب به این دولت و هم از نظر منفی مقام معظم رهبری برای کاندیداتوری احمدی نژاد دچار ابهامات و تناقضاتی شدند. در کنار این موارد از جمله اختلاف نظرهای بسیار بسیار مهم این برادران با مقام معظم رهبری در درک وضع موجود است. آنها وضع امروز ما را بسیار بغرنج و سیر انقلاب را رو به نزول و سقوط می‌بینند ولی مقام معظم رهبری کاملا عکس این توصیف را دارند. در این نکته حتی اغلب حزب اللهی ها نیز نمی‌توانند توصیف مقام معظم رهبری از وضع موجود را درک کنند. روشن است که اگر کسی به عمق انقلاب اسلامی اندکی نزدیک شده باشد و به ظهور تاریخ جدید با انقلاب اسلامی آشنا باشد و توجه داشته باشد که این اتفاقات ذیل تاریخ گذشته نیست بلکه در فجر تاریخی جدید جهان در حال وقوع است، درکش از وضع موجود کاملا به نگاه مقام معظم رهبری نزدیک می‌شود. اما می‌دانیم که این درک به آسانی حاصل نمی‌شود و برای بسیاری نزدیک شدن به این معانی اساسا منتفی برای بسیاری نزدیک به غیرممکن و برای بسیاری نیز تنها پس از ریاضت و تلاش معرفتی مستمر ممکن است حاصل شود. حال ضمن معذرت خواهی از تسدیع و اطاله، سوال حقیر این است که آیا این اشکال بر ما و برای عملکرد و بیان مقام معظم رهبری وارد نیست که نمی‌توانیم حتی کسانی را اقناع کنیم که نزدیکترین افراد از نظر فکری و عملی به ما هستند و واقعا اهل غرض و باندبازی و امثال آن نیستند و البته ممکن است ضعف‌های نگرشی یا فکری داشته باشند؟ اینکه حتی بسیاری از جوانان دلبسته و علاقه مند به مقام معظم رهبری نیز نمی‌توانند عزل و نصبهای ایشان را هضم کنند، خود نمی‌تواند یک اشکال به ایشان باشد؟ آیا این طبیعت دشواری ابتلائات آخر الزمانی و طبیعت جنگ روانی و رسانه‌ای پرحجم دشمن است که حتی مسائل برای بسیاری از حزب اللهی ها نیز قابل هضم نباشد و یا می‌توان آن را نقص دانست؟ نقص به این معنی که حتی در اقناع همراهترین‌ها نیز موفق نیستیم. عذر مجدد از طولانی شدن مزاحمت. و التماس دعای واقعی از حضرتعالی دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً در شرایط حساس تاریخی قرار داریم که از یک طرف انقلاب اسلامی توانسته است با رهبری‌های حکیمانه‌ی مقام معظم رهبری و در عین سعه‌ی صدری که ایشان نسبت به آقای هاشمی و انحرافاتی که ایشان وارد انقلاب می‌کردند؛ انقلاب را حفظ کنند و به جای این‌که در همان زمانی که امثال آقای هاشمی و امثال ایشان پایه‌هایی را گذاشتند که امروز شما با آن انحرافا‌ها و ثروت‌های بادآورده‌ی جریان‌های به ظاهر در کنار انقلاب، با آقای هاشمی و انحرافات ایشان مقابله کنند و به نظر بنده بساط انقلاب اسلامی را به وسعتی که امروز ملاحظه می‌کنید، برچینند؛ و نهایتش یک جریان به اصطلاح خوب انقلابی میدان مدیریت ایران را به دست بگیرند، ایشان با آن سعه‌ی صدر مهدوی، سعی کردند اصل انقلاب با توجه به ذات خاص تاریخی که دارد، بماند زیرا می‌دانستند در دل این حضور تاریخی به مرور مشکلات پیش‌آمده رفع خواهد شد ولی انقلاب می‌ماند. و امروز ما ناظر دو پدیده هستیم؛ یکی مشکلاتی که ملاحظه می‌کنید از فقر و بیکاری گرفته تا ثروت‌های بادآورده و فاصله‌ی طبقاتی این‌چنین آزاددهنده، که امثال آقای سعید زیباکلام نسبت به آن نگران هستند. پدیده‌ی دوم وجود خود انقلاب است و توانایی‌هایی که برای رفع این مشکلات در ذات خود دارد و با رهنمودهای فوق‌العاده مهدوی مقام معظم رهبری «حفظه‌اللّه» می‌بینید که بنیان عبور از بلیّه‌ی آقای هاشمی بحمداللّه در حال شکل گیری است. و رساندن جامعه به این مرحله که مردم امیدشان از آن نگاه غرب‌گرا که به اصطلاح به بهانه‌ی برجام می‌خواستند ما را «ژاپن اسلامی» کنند، تا حدّ زیادی قطع شده است؛ کار بس مهمی است و افقی که با حضور مسئولین نظام قضایی و نظام تقنین پیش آمده است، حتماً در اجرا نیز پیش خواهد آمد و با حفظ انقلاب اسلامی تحول اساسی در کشور به‌وجود می‌آید. و اگر تا دیروز آقای عباس عبدی در آخرین روزهای دولت آقای خاتمی گفتند آخرین میخ به تابوت اصلاح‌طلبی در حال کوبیدن است، ولی به جهت نشناختن ذات انقلاب اسلامی توسط آقای احمدی‌نژاد و نداشتن معارف لازم ما باز نتوانستیم به هویت اصیلی که نظام اجرایی ما نیاز دارد، برگردیم، با رهنمودهای مقام معظم رهبری و تجربه‌های به‌دست آمده، مسلّم آخرین میخ‌ها به تابوت جریان غرب‌گرایی که متوجه‌ی اصالت حضور تاریخی انقلاب نیست؛ در حال کوبیدن است و به همین جهت رهبر معظم انقلاب مجلس را و نیروهای انقلاب را متذکر شدند که به جای استیضاح دولت، اجازه دهند تا دولت همه‌ی آنچه که باید از خود نشان دهد را، به میدان بیاورد. و مسلّم بدانید این نوع نگاه که در این دولتمردان هست، هیچ سنگی بر سنگی گذاشته نخواهد شد و إن‌شاءاللّه امثال آقای زیباکلام‌ها هم متوجه می‌شوند باید در سعه‌ی وسیع‌تری انقلاب را و مددهای الهی را که به رهبری می‌شود ببینند، به همان معنایی که بنده مکرر عرض کرده‌ام «برای آبادانی دهی نباید شهری را خراب کرد.» بحث بسیار است و امکان طرح موضوعات هنوز فراهم نشده است. خدا را شکر که باطن نورانی این انقلاب اگر از یک طرف جوانان پاک‌سیرتی را متوجه‌ی اصالت‌های انقلاب می‌کند؛ توانِ آن را دارد که مدعیان دروغین دفاع از انقلاب امثال تاج‌زاده‌ها را این‌چنین رسوا کند. آیا عقابی از این بالاتر که اینان دیگر هیچ تعلقی به انقلابی که حاج‌قاسم‌ها می‌پروراند، ندارند؟! در حالی‌که محال است خداوند آثار زحمات شهدای ما را ضایع کند که قصد و مقصدشان حفظ نظام اسلامی و جهانی‌شدن آن بود به همان معنایی که خداوند وعده داد: «فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ». موفق باشید 

27887

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: با خواندن کتاب هدف حیات زمینی آدم سوالی برایم ایجاد شده: همان طور که در کتاب فرمودید در راستای رسیدن انسان به هدف خلقتش که همان خلیفه الله شدن و نجات از هبوط است، دنیا در خدمت انسان قرار می گیرد و انسان باید دنیا را در راستای همین هدف در خدمت قرار دهد و نه اینکه خودش در خدمت دنیا قرار گیرد و مشغول به زینت در و دیوار آن شود. و همین طور فرمودید: «انسان با توجه به اين آيات لازم است خودش را اين طور ببيند كه ملائكه همه در خدمت او هستند و از طرفي در اين زمين موقت آمده است و اشكال هم ندارد كه تمام لوازم زندگي زميني را داشته باشد، يعني هم غذا بخورد، هم همسر بگيرد و هم با فرزندانش بازي كند و ... ولي جهت و موقعيت خود را در اين زمين فراموش نكند.» سوالم این است که حد استفاده از دنیا و بهره بردن از لذت های حلال چه قدر است؟ آیا این طور است که با این نگاه که «دنیا باید در راستای خلیفه الله شدن در خدمت ما قرار گیرد.» باید فقط به رفع نیازهای ضروری خود بسنده کنیم و باقی پول خود را به فقرا ببخشیم و اصلا به تفریحات و بهره بردن از لذت های حلال نپردازیم؟ آیا مثلا اگر بنده چند میلیونی پس انداز کرده ام و با این پول می توانم ۲۰۶ بخرم بیایم و به ماشینی مدل پایین تر بسنده کنم و باقی پول خود را صرف حال فقرا کنم آیا این نگاه افراطی است؟ و از اعتدال به دور است؟ یا اینکه اصلا همین نگاه درست است؟ اگر همین نگاه درست است پس تکلیف آیه ی قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (۳۲ اعراف) چه می شود؟ استاد به شدت در سردرگمی افراط و تفریط و اعتدال در بهره بردن از دنیا در راستای خلیفه الله شدن، مانده ام و نمی‌دانم آیا مثلا باید کل پس انداز خود را به فقرا ببخشم و یا بر اساس حکم عقل آن را برای آینده نگه دارم؟ در مورد خانه و زینت دادن آن آیا باید فقط به ساخت آشیانه ای که بتوانیم در آن در امن به سر ببریم بسنده کنم؟ آیا نباید عرف جامعه را نیز در تصمیم گیری در مورد وضعیت خانه خود دخالت دهم؟ و آنچه را شرع حلال و عرف اعتدال می‌داند انجام دهم؟ آیا داشتن خانه ای که از نظر «عرف» آربرومند است درست است؟ یا همین نگاه و توجه به عرف من را از سلوک باز می‌دارد؟ آیا در اسلام حد و مرزی برای این قضیه تعریف شده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در سیره‌ی پیامبر و ائمه علیهم‌السلام ملاحظه می‌کنید، تا آن‌جایی که امور دنیایی مانع حضور در محضر حق نشود، از دنیا و لذات آن استفاده می‌کردند و در این‌جا بهترین محکمه، خود انسان است که چه اندازه با ابزار‌های دنیایی گرفتار حجاب نسبت به انس با حضرت پروردگار می‌شود و انسان‌ها در این رابطه حتی متفاوت‌اند. موفق باشید

27196
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز، من هم در پرسش و پاسخ ۲۷۱۷۵ که خدمتتان ارسال کردم، عرض کردم دقیقا این را نشانگر صبرِ فهیمانه و دقت نظر دکتر داوری می بینم که متوجه اند افق گشایی و تمدن سازی امری نیست که فورا با شور و روحیه بخواهیم آن را بدست بیاوریم در مدت زمان کوتاه و با تانی به آن نیندیشیم و سریعا بگوییم ما از توسعه و لوازم آن گذر می خواهیم بگذریم و در حال گذریم بلکه باید با صبر و شجاعت آن را بررسی کرد و پیش برد. من متوجه این فهم و درک دقیق دکتر داوری می شوم و متوجهم ایشان می خواهند ما را از شتاب زدگی و عدم صبر تمدنی عبور دهند و مصداق و نمونه این سخنان حضرت آقا می دانم که فرمودند نباید بی صبری و بی طاقتی کنید و مدام پا به زمین بکوبید چرا نشد و چنان وانمود کنید که اوضاع بسیار بحرانی است و نشد که نشد. حرف من اینجاست که ما باید عالم انسان دینی را بررسی و اصالت بدهیم و حکمت نظری مان بدانیم و زمین و بسترها را باید متناسب آن بچینیم تا بتدریج بتوانیم الگوهای تمدنی خود را با قوت و تعالی جلو ببریم کما اینکه حضرتعالی هم فرمودید انقلاب از جنس وجود است و تجلی و مراتب دارد تا به کمال نزدیک شود. رویکرد خود امام را ببینیم از همان ابتدا ایشان می گفتند ما بدنبال الگوی دموکراسی و توسعه سیاسی مدرن نیسیتیم و تن به لوازم آن نمی دهیم و باید از آن عبور شود ولی در عین حال می فرمودند همین ابزار دموکراسی جهت تحقق آزادی اجتماعی و بالاتر از آن قسط می تواند موثر باشد لذا باید در زمین نظام مردم سالار ولایی و دینی با محوریت تحقق حکم الله و انبیاء و اولیاء او باشد و اشاره هم می فرمودند که ما باید طی زمان مردم سالاری دینی را تقویت کنیم و حتی اگر جایی دیدیم همین ساختارهای قانون اساسی کنونی با روح عقاید و فرهنگ مان همسویی ندارد آن را تعویض کنیم و اینها در حالی بود که اول انقلاب بود و بعضی توصیه به تساهل در برخورد با دموکراسی و اکل میته داشتند ولی امام آن را نپذیرفتند. تلقی من اینست که باید بصیرت و خودآگاهی و انس با عالم انسان دینی را تبیین کرد و نشان داد و آن را روشن کرد و بتدریج الگوهای متناسب آن عالم و تمدن اسلامی_ایرانی را بتدریج اجرا کرد تا اصالت و حضور اصیل مان در جهان اسلامی ایرانی باشد و در عین حال تکنولوژی و مکانیزم های جهت تحقق آزادی اجتماعی (که پس از رنسانس ویژه در غرب بدان توجه ها معطوف شد و تقلا صورت گرفت و مکانیزم هایی هم تعریف شد هر چند بدون در نظر گرفتن آزادی معنوی و بندگی) که می تواند با روح شیعی و ایرانی ما بخواند را استحاله کنیم و لعاب فرهنگی ما به آنها باشد. بلی! ما محدود به حوالت های تاریخی هستیم ولی می توانیم با فهم مقتضیا زمان در بستر توحید تاریخ سازی کنیم و جهت تاریخ را بسمت نظم معنوی و الهی ببریم. خود حضرت آقا در جریان الگوی اسلامی_ایرانی پیشرفت فرمودند که ما شاید برخی اهداف و استراتژی هایمان با توسعه و الگوی توسعه مدرنیته بخواند ولی ما جهت و هدف مان در جوهره دیگریست و ما باید تکنیک ها و ابزارهای مناسب و همسویی که می بینیم، در الگوی پیشرفت استحاله کنیم. این صبر تمدنی را آقا ویژه بدان تاکید می کنند وقتی که اشاره دارند باید اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت الگو و جهان اسلامی_ایرانی معلوم شود طی فرآیند طلوع تاریخی حق و تمدن متعالی را شاهد باشیم و به تعبیر من در این جهت نرویم که به فکر دین حداقلی و حفظ میراث شیعی ایرانی در عین حال عدم فکر تحقق قوی و عمیق شریعت و حکمت اسلامی_ایرانی و تساهل و بهره بیشتر از تجارب و مکانیزم های مدرن، بیفتیم که اکنون آقای مهدی نصیری تحت عنوان عصر حیرت آن را دنبال می کنند. من کمی اینجا با مطلب دکتر داوری تفاوت نگرش پیدا کنم که باید هم اکنون هم که ما در عصر سیطره مدرنیسم هستیم از پایداری و عدم هضم در توسعه دم بزنیم و نباید جهت مان توسعه باشد ولی باید خودآگاهی پیدا کنیم و عالم انسان دینی را بشناسیم و آنرا جهت خود معلوم کنیم تا هم اکنون هم بیاییم با نگرش تمدنی برنامه خود را جلو ببریم. کمی این تفاوت نظرم معطوف به ورود ما در گام دوم و بیانیه گام دوم هست که البته شاید اگر چندین سال این بحث دکتر داوری را می دیدیم از جهاتی همسویی با این بزرگوار بیشتر بود ولی معتقدم باید با بصیرت و تعیین نقطه ثقل خودمان در عرصه های مختلف توامان با صبر و استقامت، کار را جلو ببریم و به تصرف در تکنیک و مکانیزم های مدرن بپردازیم و منتقدانه با مدرنیته مواجه شده و در نظر و عمل بنا و فرآیند تدریجی مان عبور از توسعه باشد و بدین هم فکر کنیم مبادا جهت مان بسمتی برود که به اکل میته برسیم. عذر می خواهم اگر تعابیرم رسا بود و اطاله کلام شد و وقت شریفتان را گرفتم. بعنوان ارادتمند و مخاطب آثار و بیانات حضرتعالی مطالب و مبحثی معطوف به یادداشت وزین و اشارات و چشم اندازهای شما عرض شد و امیدوارم توانسته باشم با این مطالب تان ارتباط خوبی برقرار کرده باشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه حساسیت شما را نسبت به آنچه در این تاریخ در حال وقوع است، می‌شناسم که برای آینده مأوایی اصیل برای بشریت در حال وقوع است و اگر یک قدم از آن کوتاه بیاییم، مثل آن خواهد بود که مولایمان بعد از قتل خلیفه‌ی دوم، در جریان حکمیت نسبت به پذیرش روش شیخین، کوتاه می‌آمدند و عملاً با آن کوتاهی، چهره‌ی منوّر شخصیت خود را ذیل کدورت روش آن دو قرار می‌دادند و بشریت را از آینده‌ی اصیل خود ناامید و محروم می‌نمودند. ما یک لحظه از تأکید بر اصالت‌های ناب الهی و تقابل با استکبار، نه پشیمانیم و نه کوتاه می‌آییم. عمده روشی است که باید حکیمانه راه را جلو ببریم به همان روشی که اولیای معصوم در مقابل ما گشودند، وگرنه دینِ حدّاقلی که سال‌های پیش، دکتر سروش مطرح کردند و سال گذشته در جلسه‌ی ۳۹ مباحث «دین در دنیای مدرن» به آن صراحت دادند؛ به‌کلّی دین را از ابعاد اصیلش خارج می‌کند و نادیده می‌گیرد. در دکتر داوری و هایدگر ابداً این حرف‌ها نیست. دغدغه‌ی آن‌ها این است که دین از نگاهِ متافیزیکی و فرهنگ مدرن نجات یابد و بی‌حساب نیست که گادامر یعنی اصلی‌ترین شاگرد هایدگر می‌گوید همه‌ی فکر و ذکر هایدگر، خدا بود. موفق باشید

25205

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: دانشجو هستم و ملول، فضای رشته ام مرا درمانده کرده حس می کنم که جوانیم را بر سر هدفی نفسانی گذاشته ام نمی توانم خودم را قانع کنم که قرار است اینگونه بمیرم. نایی برای فریاد زدن هم نمانده در این فضا و رشته حبس شده ام و ظاهرا عیسا دمی هم برای احیا نیست. به فکرم که برای خودم به حوزه بروم، نیتم را خودم هم نمی دانم، فرار است یا قرار، ترس است یا چهل، حتی شاید مصداق علو فی الارض باشد اما از نوعی که نفس من می پسندد. از طرفی یک جوان بیست و چند ساله ی خسته چگونه دل به صرف و نحو حوزه ببندد و سالها بر سر قواعد عربی بحث کند یا کتاب هایی بخواند که می داند نه دیگر پاسخ گوی خودش است و نه اجتماعش. استاد ما بگو چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد باید با مشاوری که روح و روحیه‌ی شما را می‌شناسد مشورت کنید. موفق باشید

23887

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید استاد سوال دیگری داشتم که صلاح دیدم جدای از سوال قبلی بفرستم که با آن قبلی خلط نشود. وقتی انسان متوجه می شود که عالم بیرون از انسان در واقع حرکت انسان در درون خود اوست و این را به عینه در خواب می بینم که در مکانهایی حرکت می کنم که در بیداری من در آنها حرکت می کنم و من در خواب با وقایعی روبرو می شوم که همگی از درون من است، حالا سوالی که مطرح است تمام آنچه در خواب که بسیار صورت واضح دارد می بینم اینها نمایش درون ماست یا امکان اینکه شیطان در آنها تصرف کند برای ترساندن و ناراحت کردن ما هم هست؟ مثلا در خواب شخصی به ما حمله کند و ما فرار کنیم که بارها در خواب های خود این را می بینم ولی نمی دانم آیا درگیر این صفات ناپسند هستم یا شیاطین قصد آزار مرا دارند؟ و این حالت فرار در حالت خواب نمایش چیست؟ به شدت درگیر ترک صفات ناپسند خود هستم، نمی دانم چقدر می توانم روی این خواب ها تکیه کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن، صورتِ نفس امّاره است و شدت‌یافتنِ قوه‌ی واهمه. با متعادل‌کردنِ رابطه‌ی بین جسم و روح، إن‌شاءاللّه مشکل حل می‌شود. عجله نکنید، با حوصله جلو بروید. موفق باشید

22788

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: اگر بخواهیم دلیل اینکه چرا به نماز نیاز داریم را بفهمیم شما چه منبعی را معرفی می کنید؟ اگر خلاصه باشد در حد یک صفحه بهتر است. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نماز، راه رجوع به حضرت ربّ العالمین است تا راهِ نزدیکی به حقیقت گم نشود. کتاب «آداب الصلواة» امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» نکات ارزشمندی را با شما در میان می‌گذارد. موفق باشید

22680
متن پرسش
با سلام و عرض احترام: طبق فرمایشات جنابعالی روح انسانها پس از مرگ در قالب جسم برزخی می رود و سیر خود را در عالم برزخ ادامه می دهد. ولی طبق آیات 51 و 52 سوره یس بعد از دمیدن صور اول همه انسانها می میرند و بعد از دمیده شدن در صور برای دومین مرتبه همه انسانها برانگیخته می شوند و از قبرهایشان بیرون می آیند و می گویند چرا ما را از خوابگاهمان بیرون آوردید. حال با توجه به مطالب فوق و با توجه به برهان حرکت جوهری در قیامت اگر رستاخیز جهان هم صورت بگیرد.: ۱. انسان هایی که قبلا مرده بودند چرا می گویند: «چرا ما را از خوابگاه مان بیرون آوردید؟» مگر با چه نشئه و جسمی بیرون می آیند, بصورت جسم خاکی که نمی توانند باشند چون با توجه به حرکت جوهری کل عالم خاکی تمام شده است و قبل از بیرون آمدن از قبر نیز که با جسم برزخی بوده اند و نشئه ی سومی هم که وجود ندارد. و چرا می گویند: «چرا ما را از خوابگاه مان بیرون آوردید؟» مگر خواب بوده اند، مگر در جسم برزخی نبوده اند و سوال و جواب نشده اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر از دنیا به قیامت، سیری است روحانی و هر مرحله‌ای نسبت به مرحله‌ی قبل خود یک نوع بیداری محسوب می‌شود و مرحله‌ی قبلی حکم مرقد را برای انسان پیدا می‌کند نه آن‌که قبلا مرده باشد حالا زنده شده‌است. موفق باشید

22502
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: استاد اگر ممکن است ذکر «سبحان الله» را از نظر جایگاه و مفهوم توضیح مختصری بدهید. چون که مفهوم این ذکر را بدرستی نمی دانیم. قلبم انس و ارتباط برقرار نمی کند با حضرت حق در موقع گفتن این ذکر. خدا بر توفیقات استاد ما بیفزاید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به حضرت معبود نظر کنی جز آن است که اگر از یک طرف او را نزدیک می‌بینی و اُنس او به ما را احساس می‌کنی، جز آن است که وقتی به خود می‌نگری و نسبت خود را با او می‌خواهی ملاحظه کنی، جز آن است که می‌بینی چه اندازه او متعالی است و چه اندازه او از همه‌ی این رسم‌ها و شکل‌ها برتر و برتر است. و لذا از عمق جان زمزمه‌ی سبحانیِ او در تو احساس می‌شود. گویی کسی با ندایِ بی‌صدا سخن بر می‌دهد که او را در شکوهی بس متعالی بنگری. در این حالت است که همواره از عمق جان خواهی گفت: «سبحان اللّه» تا این حالت، که خودْ عطای الهی است، در تو تثبیت شود. موفق باشید 

21727
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و توفیقات روز افزون: با توجه به بحثی که در برهان صدیقین داشتید. می شود گفت با توجه به اینکه هستی ما از هست مطلق است و هستی بر ما عارض شده است و اگر از هستی خود استفاده کنیم و بخواهیم هستیمان تمام نشود ناچارا باید به هست مطلق وصل باشیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف بسیار درستی است. به هر اندازه که ما به حضرت حق متصل باشیم بقایِ حقیقی داریم وگرنه بقای ما وَهمی خواهد بود. موفق باشید

20921
متن پرسش
سلام: با توجه به مطالب صفحه 58 کتاب «ده نکته از معرفت نفس» که میگه «اصل اساسی انسان همین روح است که فوق ملائکه است ........ و همان وجه الله است.» و طبق روایات هم که وجه الله اهل بیت هستند پس روح همان مقام اهل بیت است؟ یا خود اهل بیت هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. زیرا در روایت داریم: «اول ما خلق اللّه» حضرت محمد و آل او «علیهم‌السلام» است. از طرفی داریم که روح، بالاترین مخلوق یعنی همان اولین مخلوق است. موفق

7987
متن پرسش
با سلام چرا مردم نسبت به مسائل معرفت النفسی آگاهی ندارند و وحدت وجودی می پندارندو این مساله را بزرگ می پندارند و برای دیگران شبهه ایجاد می کنند و این مسائل را فقط مربوط به دوران قدیم می دانند آیا این به دلیل عدم آگاهی است ؟ چرا رسانه ها آگاهی نمی دهند به افراد ؟ آیا پوشش غربی مانند پوشیدن شلوار لی و جوراب نازک در شان یک دختر شیعه هست یا نه ؟و پوشش مانتو بلند با حجاب اسلامی مانعی در راه کمال انسان حساب می شود؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- همیشه این‌طور بوده که اهل دنیا به بهانه‌های مختلف از معارف الهی خود را محروم می‌کردند 2- مانتوی بلند با حجاب اسلامی مانعی در سیر انسان نباید داشته باشد. موفق باشید
7299
متن پرسش
سلام استادمن تو جلسات مساجد نمیتونم شرکت کنم ببخشید می خواستم اگه بشه ببینمتون وکمی صحبت کنم آیا امکانش هست؟اگرهم ممکنه به جای متن سوال عبارت فرصت را برای پاسخ بگذارید با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه شرایطم طوری است که تنها از طریق همین سؤال و جواب‌ها می‌توانم خدمت عزیزان باشم. موفق باشید
31056
متن پرسش
سلام استاد: مدتی هست مشتاق نوشتن برای انتخابات بودم. هنوز هم حس می‌کنم برای نوشتن زود است اما با احوالی که پس انصراف دکتر جلیلی اون هم بعد دیدار با اهالی بهیار صنعت داشت، بر من گذشت تصمیم گرفتم بنویسم و همچنان در انتظار بسر برم. پس از سخنرانی رهبری در دیدار با نمایندگان مجلس شوک تصمیم شورای نگهبان برای من انتظار فراهم شدن وقت دیگری در این ۲۸ خرداد پیش کشیده شد. اینکه اگر ما آماده ورود به صحنه جدیدی هستیم و ورق دیگری از تاریخ بناست در افق قدسی حضرت حاج قاسمم رقم بخورد پس ماجرای سیاست و اولا ماجرای انتخابات هامان باید مفهوم نویی را پیش آرد. تا به امروز همواره گمان می‌کردم باید در درونم رقابت را میان جلیلی و رییسی را حفظ کنم. مگر انتخابات بدون رقابت معنا دارد نهایتا صحنه نو مفهوم تازه ای از رقابت را باید به ما بفهماناند. تا آنجا که توانستم در درون خودم به اختلافهای میان این دو دامن زدم تا این دو را حقا دو ببینم و به انتظار بنشینم و البته جبهه ی حزب الله و آن بنیان وجودی که این دو در آن شکل می‌گیرد از سنخ نور انقلاب خمینی است. می ماند ماجرای ما و وضع توسعه نیافتگی که در این عرصه گاه و بی گاه خودش را در پیش چشمان ما جلو می اندازد. سودای اینکه همگانی که در این صحنه حاضرند زیر چتر نور وجودی حضرت روح الله در این رقابت نو حاضر می توانستند باشند، آرزوی دوری است که هیچ وقت از آن نتوانستم در این یکی دو هفته دل بکنم. براستی اگر پس فردا رخ می داد اصلاح طلبانِ ما چگونه بودند؟ بگذارید کمی برایتان خاطره بازی کنم از جنس آرزوهای دور و دراز و تمناهای محال. روزگاری که شورای نگهبانِ تقدیرِ زمانه ی آینده ی قدسی ممکن، برای فرداهامان در پیش چشمانش، طیف متکثری از جوانانِ پیری را می‌دید که جملگی چشمانشان، همیشه در برابر نام و یاد حاج‌ قاسم به اشک در می آید و بغض جانشان را فرا می‌گرفت. اما یا من در دل این احوال طویل گم کرده ره به مقصودم یا وقت آن نرسیده است انتظار به امروز که رسید شوک تازه ای رخ داد اصلا دست خدا جبهه حزب الله را از رقابت خالی کرد. براستی ماجرا از چه قرار است. این لیله القدر قرار است چه‌ را نمایش بگذارد؟ بابت طولانی بودن کلامم شرمنده ام. من حتی فرض اینکه همه ماجرایی که برایتان چیدم جز خواب و خیال خالی از تفکر نیست را از خودم دور نکرده ام.
متن پاسخ

 

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه خوب در نوعی پرسش‌گری که نظر به افقی است تا آینده به سوی ما آید، می‌پرسید ماجرا از چه قرار است که «اصلا دست خدا جبهه حزب الله را از رقابت خالی کرد». به نظر بنده آنچه در این لیلة القدر بنا است به نمایش آید، نظر به آینه‌ای است که نسبت ما را با مقام معظم رهبری معنای دیگری می‌بخشد. آقای دکتر جلیلی میدان رقابت با آقای رئیسی را تبدیل کردند به میدانی که ما هرچه بیشتر حضور رهبری را در این تاریخ بنگریم.

راهی را گشودند که در نوعی از انتخاب قرار می‌گیریم ولی نه انتخاب بین دو رقیب که یکی با نفی دیگری، خود را اثبات کند؛ بلکه انتخابی که بستر حضور در صحنه‌ای است که عملاً با رهبری بیعت می‌شود از نوع بیعتی که با مولایمان در غدیر انجام دادیم.

ملاحظه کردید که در غدیر از یک طرف انتصابی الهی انجام شد، تا مدیریت جهان اسلام توسط انسانی قدسی شکل بگیرد، ولی از طرف دیگر پیامبر خدا «صلوات الله‌علیه‌و‌آله» مردم را تشویق کردند تا در همان مکان با علی بن ابیطالب «علیه‌السلام» بیعت کنند. راستی! اگر انتصاب از طرف خداوند بود، چرا رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» نفرمودند این حکم خدا است و باید همه بپذیرند؟ جایگاه این بیعت، جز آن است که باید در عین بستری قدسی، جمهور، خود را و انتخاب خود را به میان آورد؟ این‌جا رقابت بین دو جریان نبود، بلکه اختیار و انتخابی بود برای پذیرفتن و نپذیرفتنِ آنچه خداوند مقرر کرده بود. آیا ما نیز در شرایطی در حال قرارگرفتن هستیم از جنس انتخاب و بیعتی که نسبت خود را با نظام مقدس اسلامی باید معلوم کنیم؟ و در این انتخابات مخیر به چنین موضع‌گیری هستیم؟ بیعتی از جنس بیعتی که در غدیر واقع شد و نه بیعتی که خلفای عثمانی بر مردم تحمیل کردند؟ آیا اگر دموکراسی، عبور از آن نوع دیکتاتوری بود که به نام بیعت بر مسلمانان تحمیل کردند، ما دوباره به آن بیعت برگشته‌ایم؟ و یا با نظر به ضعف‌های دموکراسی، قدمی جلوتر آمده‌ایم تا در عین نقش‌آفرینیِ جمهورِ مردمان، از صحنه رقابت مطرح در دموکراسی نیز قدمی جلوتر بیاییم؟ و در انتخاباتی قرار بگیریم که بیعتی باشد با راهی که نظام اسلامی مقابل ما گشوده است؟ و ما هنوز در طلوع و تولد این راه هستیم، با همه ابهاماتی که دارد. مثل آن روز که با روبه‌روشدن با ولایت فقیه، هزاران ابهام برایمان پیش آمد که نکند ولایت فقیه نوعی دیکتاتوری است و سپس معلوم شد تاریخ دیگری است که انسان‌ها در عین انتخابی آزاد، اسیر سکولاریسم جهان مدرن نباشد. موفق باشید

28895
متن پرسش
سلام استاد: ببخشید من طبق مباحثی که در مورد زن تو جزوات سه گانه و جزوه ی اخیر فرمودین اینطور برداشت کردم که در حال حاضر اون نقشی که زن دیندار و تمدن ساز باید ایفا کنه هنوز مشخص نیست و باید یه گفتمان صورت بگیره. می‌خواستم ببینم با این وجود در حال حاضر ما با چه رویکردی باید تو مباحث زن و خانواده ورود کنیم. و در جایگاه مشاور باید زنان رو به چه سمتی سوق داد؟ من الان خودم برای مشکلاتی که زنان با همسرشون پیدا می‌کنند اونا رو به معرفت النفس و بحث حقیقت نوری اهل بیت و جایگاه انقلاب ارجاع میدم و سعی می‌کنم متناسب با موقعیتشون این مباحث رو براشون روشن کنم. ولی نقش کنونی زن تمدن ساز که وظیفه ی فرزند آوری داره در عین حال همسرانشون دچار ظلمات مدرنیته شدن زیاد برام روشن نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که توصیه به آن مقدمات می‌کنید کار خوبی است. ولی امروزه زنان باید متوجه‌ی روح جهانیِ خود باشند تا در عین حضور در خانه، نسبتِ خودشان با انقلاب و رهبر معظم انقلاب را سرزنده نگه دارند و در این راستا نیز مطالعات خود را شکل دهند تا بدانند در چه جهانی زندگی می‌‌کنند و چگونه با حضور نرمِ خود نقش‌آفرینی کنند. موفق باشید

28338

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقت بخیر: دو سوال خدمت شما داشتم: با توجه به روایتی از زمان امیرالمومنین (ع) که شخصی رو که خودارضایی کرده بود شلاق زدند حکم انسان های مسلمان و شیعه که در این برهه زمانی دچار خود ارضایی شدند چیست!؟ آیا برای از بین رفتن آثار اخروی و دنیوی گناه باید این حکم در این برهه اجرا بشود یا خیر!؟ البته با توجه به اینکه که بدحجابی در کشور بیداد می‌کند رسانه ها روز به روز تبلیغات انجام می‌دهند علیه دین و تقریبا در دنیا اکثر چیزها آدم را به سمت گناه سوق می‌دهد! خب حکم خودارضایی یا قصاص! آن در این برهه چیست!؟ در باب امر به معروف و نهی از منکر که بیشتر در رسانه ها انجام میدهیم که هیچ. هنگام دیدن بدحجابی عجیب دختران و بی غیرتی پسران و نفهمیدن مسائل ساده توسط مردم چه دینی چه سیاسی واقعا عصبی میشوم و حالم بد میشود! حتی تا مرز افسردگی و حملات عصبی هم پیش رفتم! استاد همچنان باید این وظیفه را انجام بدهیم!؟ اگر قرار به انجام است برای عصبی نشدن نسبت به این مسائل چه کنم!؟ آیا اصلا عصبی شدن درست است یا کار اشتباه و غلطیست!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اکثر این افراد به جای این‌که مغرض باشند، مستضعف هستند و نمی‌دانند ناخودآگاه در بستر راهی که دشمنان اسلام در مقابل‌شان باز کرده‌اند، قدم می‌زنند. به همین جهت بیشتر باید با دلسوزی در صورتی که شرایط مناسب باشد، به آن‌ها تذکر داد ولی برخورد تند و عصبی مسئله را برعکس می‌کند. موفق باشید

28066
متن پرسش
سلام علیکم: عرض ادب. برای فهم عمیق موضوع ولایت فقیه و پاسخ به شبهات کنونی پیرامون آن چه کتبی رو توصیه می‌فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، در قسمت «مبانی حکومت دینی» که قسمت آخر کتاب می‌باشد، إن‌شاءاللّه به جواب سؤال‌تان خواهد رسید. موفق باشید

27984

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد در برهان صدیقین فرمودید که وجود مطلق حی مطلق است و اینکه وجود در هر مرتبه ای نزول پیدا کند در همان مرتبه از حی و.... برخوردار است و بعد فرمودید اهل بیت در وجود در یک جایگاه هستند ولی ظهورشان متفاوت است این چطور با هم جمع می‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا مظهریت آن‌ها به شرایط بیرونی بستگی دارد. به همین جهت اگر امام حسن «علیه‌السلام» در شرایط امام حسین «علیه‌السلام» بودند، حتماً حسینی عمل می‌کردند. موفق باشید

27442

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: شهید مطهری در جمله ای در کتاب وحی و نبوت می نویسند که خداى قرآن برخلاف خداى فلاسفه يک موجود خشک و بى‌‏روح و بيگانه با بشر نيست. خداى قرآن از رگ گردن انسان به انسان نزديكتر است، با انسان در داد و ستد است، با او خشنودى متقابل دارد، او را به خود جذب مى‏‌كند و مايه آرامش دل اوست. بشر با او انس و الفت دارد، بلكه همه اشياء او را مى‌‌خواهند و او را می‌خوانند. تمام موجودات از عمق و ژرفاى وجود خود با او سر و سرّ دارند، او را ثنا می‌گويند و تسبيح می‌‏كنند. منظور ایشان از این تفاوت خدای قرآن و خدای فلاسفه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظورشان همان‌هایی است که خود آن شهید بزرگوار به‌خوبی روشن کردند. آری! با نظر به قرآن این حالت را انسان تجربه می‌کند. در این مورد خوب است سری به جواب سؤال شماره‌ی ۲۷۴۰۵ بزنید. موفق باشید

25088

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیزم: ببخشید مجبورم شبهاتم را مطرح کنم ولی این شبهات دلیل بر انکارم نیست شما در صفحه ۱۴۴ کتاب حقیقت نوری اهل البیت چاپ ۸۹ - فرمودید خداوند ابتدا به رسول خدا (ص) دستور داده بود که این پیام برائت را به مشرکان برسان بعد با نزول جبرائیل یک نکته ای به موضوع اضافه شد مبنی بر اینکه اینجا باید آن کسی که پیام را می رساند باطنا هم با ارائه این آیات را دفع کند- سوال من اینجاست چرا خداوند از ابتدا پیام را به گونه ای نداده که از همان اول امام علی به جای ابوبکر برود؟ مگر نمی دانسته که باطنا هم باید پیام برسد؟ در این نوع نوشتار اینطور تصور می شود یا باید پیامبر (ص) امتحان شود که ببیند چه کسی را می فرستد؟ که بعید می بینم با توجه جایگاه امام علی (ع) پیامبر (ص) بخواهد کسی را جایگزین امام علی (ع) کند یا اینطور به آدم القا میشه پیامبر (ص) تصور نکرده اطلاع رسانی این پیام باید از طریق فرد خاصی صورت بگیرد یا نعوذبالله خداوند بعدا به این نتیجه رسیده که فرد خاص چون امام علی (ع) باید بره عذر میخوام من بابت حدیث مشکلی ندارم اما نوع فرمایش شما برای من ایجاد شبه کرده لطفا توضیح بفرمایید چرا در طی دو پیام وحی موضوع برائت مطرح شدکه سبب شد پیام از ابوبکر گرفته شود و به امام علی (ع) انتقال داده شود البته بر اساس شبهات بنده. سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه واقع شده آن بود که عرض شد. شاید بتوان گفت در ابتدای امر، تنها یک اراده‌ی کلّی تحت عنوان «برائة من اللّه» به میان آمد و وقتی ظرفیت لازم فراهم شد قدمی بیشتر مطرح گشت که آن پیام به کمک حضرت علی «علیه‌السلام» اعلام شود. شاید هم خداوند می‌خواست نشان دهد که به هر صورت نسبت به نزدیکی امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» به پیامبر «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» نظر خاصی دارد. موفق باشید

24826
متن پرسش
سلام: انتهای فلسفه ی اسلامی به خداوند تبارک و تعالی و افعال و اوصاف او ختم می شود؟ و سوال دوم اینکه انتهای فلسفه ی غرب به کجا می رسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فلسفه‌ی غرب، با هایدگر و گادامر و حتی کانت، نحوه‌ی دیگری از تفکر است غیر از تفکری که ما در فلسفه‌ی اسلامی داریم. موفق باشید

24379

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: از یه نفر شنیده بودم که علامه حسن زاده گفته شب ۲۳ ماه مبارک رمضان هر کی موقع قرآن به سر قرآن رو باز کنه و رو سرش بزار. همون صفحه ای که باز شده تقدیر یک سال توش نوشته شده. برای من صفحه اول و دوم سوره ص اومده. نظر شما در مورد این آیات چیه؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌توان بر روی این سخن قسم خورد. یک نکته‌ی ذوقی است که نباید ذهن خود را مشغول آن کرد. بنده این سخن را از افراد متفاوتی شنیده‌ام و ربطی به آیت اللّه حسن‌زاده ندارد. موفق باشید

23414

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد خسته نباشید. سوال اینکه در روح زن چه نهفته است که بدنی این چنین لطیف را برای خود می سازد. و آیا روح مرد از ان بی بهره است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست این خاصیت روح زن‌بودنِ زن است که منجر به ساختن چنین بدنی می‌شود. موفق باشید

23351

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
در آیات مربوط به قیامت آیه ۲۲ سوره مبارکه فجر می فرماید: در آن روز خدا (امر خدا) خواهد آمد و همه ملائکه به صف خواهند ایستاد و همچنین آیه ۳۸ از سوره مبارکه نباء می فرماید: آن روز روزی است که فرشته روح و همه ملائکه در حضور خداوند به صف قیام خواهند کرد و کسی صحبت نتواند کرد مگر به اذن خداوند و به گفتار صواب. لطفا بفرمائید از لحاظ تقدم و تاخر کدام یک اول و کدام یک در مرتبه بعدی رخ خواهد داد البته به نظر این حقیر ابتدا آیه ۳۸ و سپس آیه ۲۲ محقق خواهد شد چون از لحاظ بروز و ظهور قدرت خداوند ابتدا باید گارد تشریفات و سپس آن مقام بزرگ در عرف پذیرفته شده بشری به نمایش بایستند چون قطعا ظهور امر خود خداوند دیگر جایی برای دیگر مخلوقات نخواهد گذاشت. لطفا در این خصوص راهنمائی بفرمائید با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با حضور ربوبیت حق و فرشتگان، شرایط طوری غالب می‌شود که هیچ موجودی دیگر احساس موجودیت نمی‌کند مگر آن‌که خداوند به او اذن بدهد. موفق باشید.

22665

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: یک فکری مدتی است ذهن بنده رو مشغول کرده است و آن اینکه خدای تعالی فقط از سادات برای کار های بزرگ استفاده می کند، مثلا حضرت امام و رهبری و آیت الله قاضی و علامه رضوان الله علیهم سید هستند نه اینکه شیخ در میان عرفا نیست، بله هست ولی خداوند برای کارهای بزرگ سادات رو می پرورد و... استفاده می کند چه کنیم حالا ما که سید نیستیم نظر شما چیست؟ نمی شود به مقام زعامت امام خمینی رسید چون سید نیستیم؟ ممنون ببخشید سوال رو روی سایت قرار دهید ممکنه به ایمیل نرسه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال نمی‌توان چنین قاعده‌ای را به پای خدا گذاشت که حتماً حضرت حق سادات را پرورشی خاص داده باشد. خود خداوند می‌فرماید بنی آدم را تکریم کرده است. موفق باشید

نمایش چاپی