بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22241
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد گرامی: اگه انسان بخواهد نسبت خودش را با حقایق که در حد اسلام است به مرحله یقین برساند و در زمان کوچ کردن قلبش آرام باشد و شاد چه بکنه؟ می دانم سوالم کلی است و هزاران هزار مطلب در آن نهفته ولی چه کنم مدام و از زمانهای قدیم دغدغه ام بوده و می ترسم که ناگهان بانگی براید و کام برنداشته و وقت از دست رفته باشد و کوله بارم خالی. ترسم آخر ز در میکده بازم دارند / وه چه سوزیست خدایا به خماری نرسم من چکنم
متن پاسخ

باسمه تعالی. سلام علیکم: بحث در عزم کلی انسان است که سعی باید کرد رجوع ما به حقایق از طریق رجوع قلبی باشد و معلوم است که قلب همواره در تقلّب احوال است ولی جهت کلی قلب مهم است و نباید از این که بعضاً قلب در موقعیت ادبار قرار می‌گیرد ما را مأیوس نماید. بنا را باید بر آن گذاشت که در هر حرکتی رجوع ما به حضرت رب العالمین باشد که چون نوری گشوده همواره رو به سوی ما دارد. موفق باشید

22120

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و آرزوی قبولی طاعات: در مورد جریان سعد معاذ که با وجود قربی که به ساحت مقدس رسول خدا صل الله علیه و آله پیدا کرده بود دچار عذاب قبر در اثر بدخلقی با خانواده شد سوالم این است که چرا اولا پیامبر گرامی به ایشان تذکر ندادند تا اخلاق رذیله خود را اصلاح کند و اهل نجات شود چون قطعا ایشان به تذکری که رسول خدا شخصا و مخصوص خود ایشان به ایشان می دادند جامه عمل می پوشاندند و دوم اینکه آیا غفلت و ارتکاب یک گناه به طور مداوم مگر انسان را کم کم به ورطه هلاکت و ظلمت نمی کشاند؟ لطفا توضیح بفرمایید. ممنون. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً هم به جهت آموزه‌های دینی و هم به جهت آن‌که سیره‌ی پیامبر، سعدبن‌معاض مورد تذکر جهت آن رذیله‌ی اخلاقی قرار گرفته است 2- گاهی انسان‌ها در عین آن‌که در بستر حیات دینی خود تلاش می‌کنند، از یک رذیله نمی‌توانند به راحتی آزاد شوند. این فرق می‌کند که انسان‌ها به رذیله یا رذایلی میدان دهند تا بر انسان به طور کلی غلبه کند. موفق باشید

21878
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: آیا مشابه مباحثی که در مورد رزق مادی انسان داشته اید آیات قرآن و احادیثی در خصوص رزق معنوی انسان وجود دارد؟ آیا می توان گفت رزق معنوی دارای سلسله مراتب است به اینصورت که در مسیر زندگی خداوند به بهانه های مختلف آن را در مسیر انسان قرار می دهد و در صورتی که انسان آن را ببیند و از آن استفاده کند و خود را ارتقا دهد وارد گام بعدی می شود و دوباره در آن مرحله خداوند رزق معنوی دیگری برای او قرار می دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. به همین جهت باید با رعایت اخلاق و تواضع، شرایط بسطِ رزق معنوی خود را فراهم نمود. موفق باشید

19198
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز ملاک و معیار بیرون رفتن کینه افراد از دل انسان یا بخشیدن آنها چیست؟ آیا باید حتما فرد مورد کینه را دوست بداریم بجای نفرت یا نه همین که از انتقام و میزان نفرت کاسته شود کافیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه باشید آزار و اذیت او، حتماً منفعتی برای شما دارد. لذا غضب و کینه نسبت به او در میان نمی‌آید. موفق باشید

19055

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد شرمنده، من دانشجو پزشکی هستم و تقریبا از دو سال پیش مباحث حضرتعالی رو پیگیر هستم و کار کردم، تقریبا حدود هفتاد درصد از مباحثتون رو کار کردم الان هم شروع کردم شرح کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» امام رو با صوت شما کار کردن، ولی می خواستم در کنار پزشکی سیر جدی فلسفه و عرفان رو کار کنم، می خواستم ببینم پیشنهاد شما چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  بعد از سیری که به معاد و مطالعه‌ی کتاب «خویشتن پنهان» بینجامد، به نظر می‌رسد مباحث شرح «رساله الولایه» باب خوبی برای ورود در آن امور باشد. موفق باشید

18860

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد فرزانه: جناب استاد آیه ای که می فرماید چرا گروهی مهاجرت نمی کنند تا در دین تفقه کنند و به قوم خود برگردند و مردم را انذار کنند در زمان شخص نبی اکرم و در بین مسلمانان نازل شد حال چه کسانی از کجا به کجا مهاجرت کنند و این قومها در کجا قرار دارند که عده ای بعد از تفقه به میان آنان برگردند؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از نزول آیه‌ی مذکور، از هر قبیله‌ای تعدادی در مدینه جمع شدند و اصحاب خاصی را تشکیل دادند که بعداً روایت‌ها و راهنمایی‌های پیامبر از طریق ایشان بعد از رحلت‌شان به مردم رسید و شاگردان این اصحاب به تابعین مشهور شدند. موفق باشید

18822

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: این قضیه مدتی من را به خود مشغول کرده: آیا صورتهایی که در ذهن خود می یابم، در خارج هم وجود دارند و آیا وجود خارجی آنها مانند وجود ذهنی آنهاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع مفصل فلسفی است. آن‌چه در نهایت باید مدّ نظر قرار گیرد همان درک بدیهی ما است که به کمک نفس ناطقه به عنوان یک پدیده‌ی مجرد با خارج از ذهن مرتبط می‌شویم. موفق باشید

18188
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم استاد عزیزتر از جانم سلام علیکم: نمی دانم چطور سوالم را تقدیم کنم؟ ببینید استاد نسبت یگانگی در عالم با درک آن و با احساس آن و با حقیقت آن متفاوت هست؟ چیزی که حقیر درک نموده ام این است که جز من چیزی در عالم وجود ندارد، یعنی من نیستم و خدا باشد و عالم هم باشد، این همه را یکی می بینم، من دم دستی ترین نامی است که می توانم به آن نسبت دهم، البته توجه به این دارم که حضرت حق بصورت من تجلی نموده است و در محل من، اما من احساس دوگانگی بین خودم و او نمی کنم، اینها همه هست اما اتفاق خارق العاده ای دردرون من نیوفتاده است، مثلا وسعت نفسی یا نماز با حضور تری یا درک عمیق تری از حقایق. اگر اینها وحدت هست پس اثرات و تجلیاتش کجاست؟ و یا اگر نیست پس این احساس یگانگی چیست؟ ممنونم بابت حوصله ای که به خرج می دهید. خدا پدر و مادر شما را بیامرزد. یا علی مدد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفتک «صد هزاران خلق در زُنّار شد / تا که عیسی محرم اسرار شد. صد هزاران جان و دل تاراج یافت / تا محمد یک شبی معراج یافت». این حالت را همچنان نگه دارید و باز با رجوع به حق به‌خصوص در عبادات خود را آماده‌ی یافتنی کنید که در جهان‌بودگیِ شما، شما را تا فنایی جلو ببرد که گفت: «در خدا گم شو وصال این است و بس / گمشدن گم کن کمال این است و بس. پیش شیری آهوئی بی‌هوش شد / هستیش در هست او روپوش شد» موفق باشید

18168

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ببخشید مزاحم شدم. پیرو جواب سوال 18159 میشه چند مثال از کارایی که اگه از من سر بزنه موجب تخریب طبیعت به واسطه ی مدرنیته می شود بزنید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از مصرف ظروف یک‌بار مصرف بگیر تا مصرف گاز و بنزین و هرگونه اسرافی که انجام شود. پیشنهاد بنده آن است که اگر فرصت کردید کتاب «گزینش تکنولوژی از دریچه‌ی بینش توحیدی» را که بر روی سایت هست مطالعه فرمایید. موفق باشید

8459

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز بهترین ساعات شبانه روز برای گفتن ذکر یونسی چه موقع است؟وآیا می شود در مسجد که عموم مردم رفت و آمد دارند انجام داد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در ساعاتی که شرایط روحی شما مناسب باشد. بهتر است در جای خلوت باشد. موفق باشید
8210

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام: بنده طبق سیرمطالعاتی که در سایت قرار دادید پیش میرم اکنون می‌خواهم بحث معاد را شروع کنم. با یکی از شاگردان شما صحبت کردم ایشان گفتند تا خشم و عصبانیت خود را کنترل نکنی نمی‌تواتی معاد کار بکنی..آیا شما حرف ایشان را تایید می‌کنید؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حرف خوبی است. چون هر اندازه با روح آرام‌تری وارد مباحث معاد شوید به همان اندازه احساس حضور شما در معاد بیشتر خواهد شد. موفق باشید
6847
متن پرسش
با عرض سلام و تشکر فراوان به دلیل پاسخگویی به سوالات گذشته یه سوال میخواستم درباره ی یا از شما بپرسم.میخواستم بدونم کجای قران و توی چه احادیثی از این لفظ استفاده شده برای روشن شدن سوالم یه مثال میزنم---->در قسمتی از ایه ی قران به این شکل اومده (کتب علیکم الصیام)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این به عهده‌ی جنابعالی است که قرآن را و کتاب‌های روایی را ورق بزنید و مطالب را دنبال کنید. این کار را به دوش بنده نگذارید. موفق باشید
31861
متن پرسش

با سلام: نظردون در مورد سخنان آقای مهدی نصیری در مورد پیامد های مقدس سازی یک نظام سیاسی، چیست؟ پیشتر در پی سخنان آقای رییسی در مورد قدسی بودن جمهوری اسلامی، نوشتم (اینجا) که هیچ نظام سیاسی ای حتی حاکمیت معصوم، به دلیل خطاهایی که ممکن است از سوی کارگزاران غیر معصوم رخ دهد، قدسی نیست و هیچ حاکمی نمی تواند با مقدس دانستن حاکمیتش، باب انتقاد و اعتراض را بر مردم ببندد. در زمان حاکمیت امیرمومنان علیه السلام - که شخصا تجسم عصمت و عدالت و تقدس بود - فردی یهودی (یا مسیحی) از آن حضرت به قاضی شکایت می برد و زرهِ حضرت را از آن خود می داند و از آنجایی که حضرت برای اثبات مالکیت خود شاهدی نداشت، قاضی حکم به مالکیت یهودی می دهد و علی (ع) می پذیرد. (احقاق الحق و ازهاق الباطل، ص ۵۳۴) مقدس دانستن نظام سیاسی، پیامدهای سنگینی برای مردم و امر مقدس (خداوند و دین او) دارد و از این رو جامعه اسلامی باید در برابر قدسی سازی حکومت و حاکمان حسّاس باشد. از جمله این پیامدها عبارت است از: 🔻۱. حکومت مقدس، خویش را معیار حق و باطل قرار می دهد و اگر سخن از دین و شرع هم بگوید، قرائت خویش را ناب و غیرقابل چون و چرا می انگارد. 🔻۲. نظام مقدس به نحوی خودمعیار، تولید معرفت و حقیقت می کند و مرز حق و باطل و علم و شبه علم را به هم می ریزد. 🔻۳. حاکمیت مقدس در هر چالش و اختلافی، خود را محق می داند و طرف مقابلش را و لو اکثریت مردم و جامعه جهانی باشند، گمراه، فریب خورده و فاقد بصیرت اعلام می کند. 🔻۴. تقدس یک نظام با جمهوریت و دموکراسی ـ که امری زمینی و البته مورد توصیه دین است ـ قابل جمع نیست و اگر بین تمایل و خواست مردم با خواست نظام تعارضی پیش بیاید، حق با نظام است. 🔻۵. در نظامهای مقدس، تک صدایی، تک خوانشی، تک حزبی و انواع تکها، ارجحیت و سیطره پیدا می کنند. 🔻۶. نظام مقدس برای حفظ هژمونی خود، توجه ویژه به مظاهر، مناسک و پوسته های دینی دارد و بعضا از تحریف و دستکاری مناسک به نفع خویش ابائی ندارد و تا آنجا که بتواند افراد و آثار مقدس جعل و خلق می کند. 🔻۷. انسانها یا نظامها به میزانی که خود را زمینی و در معرض خطا و اشتباه بدانند، به همان میزان به استفاده از خرد جمعی احساس نیاز می کنند اما اگر خویش را در هاله ای از تقدس بدانند، نیازی به استفاده از تجربه و اندیشه دیگران نمی بینند. 🔻۸. نظام مقدس میل وافری به تولید دشمن دارد، چرا که وجود دشمن حقیقی یا فرضی، برای او در دوگانه حق و باطلی که او در آن نمایندگی تام الاختیار جبهه حق را دارد، مشروعیت آفرینی مداوم می کند. 🔻۹. در نظامهای مقدس، نظارت و حسابرسی از افراد و نهادهایی که در کانون تقدس قرار دارند و یا به آن وابسته اند، غیرضروری و بعضا جسارت به امر مقدس اعلام می شود. 🔻۱۰. حکومت مقدس، کنترل، مداخله و صیانت اجتماعی حداکثری را برای خود قائل است، چرا که نگاهی از بالا به پایین داشته و طبیعتا هر گونه کنترلی را موهبتی الهی در حق مردم می داند. 🔻۱۱. در نظامهای مقدس، نهادها و شیوه های امنیتی و مسائل را امنیتی کردن، جایگاه ویژه ای می یابد، چرا که هر حرف و حرکت مخالف، تعرض به امر مقدس محسوب شده و مستوجب سرکوب و مجازات دنیوی و اخروی است. 🔻۱۲. در نظامهای مقدس چون حاکمان خود را از خطا و فساد منزه می دانند، مساله موقت بودن قدرت، ضرورت خود را از دست می دهد و میل شدیدی به دائمی بودن ریاستها وجود دارد. 🔻۱۳. نظام مقدس می تواند بدترین فسادها و ناکارآمدیها را به استناد قدسی بودن خود کم رنگ و غیر مهم جلوه دهد و با پمپاژ تقدس بر آنها رنگ بپاشد . 🔻۱۴. آنان که منتقد و یا مخالف نظام مقدس می شوند در اذهان حامیان نظام، دشمن خدا و دین قلمداد می شوند و گاه در معرض بدترین قضاوتها قرار می گیرند. 🔻۱۵. تظاهر و ریاکاری در نظامهای مقدس و جامعه تحت حاکمیت آن، سکه ای رایج می شود. 🔻۱۶. استبداد دینی ـ که به تعبیر فقیه والا مقام نایینی (متوفی 1355 ق) در رساله سیاسی شاهکارش «تنبیه الامه و تنزیه الملة»، بدترین نوع استبداد و از مصادیق الحاد و زندقه است ـ محصول نظامهای سیاسی مقدس است که خود را از تقید به موازین عقلی، شرعی و عرفی آزاد و مالک الرقاب مردم می دانند. 🔻۱۷. تن ندادن و یا سخت تن در دادن به تغییر و بازنگری، از دیگر ویژگیهای نظام سیاسی مقدس است، چه آن که بازنگری و تغییر به معنای پذیرش اشتباه است؛ و مگر نظامهای مقدس اشتباه می کنند که تن به تغییر بدهند؟! 🔻۱۸. و بالاخره، یک نظام مقدس می تواند موثرتر از هر نظام عرفی، سکولار و لاییک، مقدسات حقیقی مانند خداوند، دین، پیامبران و رهبران معصوم را بی اعتبار کند و جامعه را برای شورش علیه هر امر مقدس واقعی و غیر واقعی آماده سازد، نظیر آنچه در غرب و اروپا در واکنش به حاکمیت و مرجعیت مقدس کلیسا و پاپها در قرون وسطی رخ داد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این عین مشکلی است که آقای دکتر سروش نیز به میان آورده‌اند که چون مثلاً المیزان، قرائت بشر است از یک متن مقدس، پس المیزان و امثال المیزان مقدس نیست. در صورتی که به قول صاحب‌نظران آیا جملات علامه طباطبایی و نسبتی که با قرآن دارد، با جمله‌ای که مثلاً شخصی بگوید: «آن‌که در جوی می‌رود آب است»؛ در یک حدّ و اندازه می‌باشد؟ یا با این‌که جملات علامه قرائت ایشان است از قرآن، نسبتی با قداست متن قرآنی دارد که آن جمله آن قداست را ندارد. در موضوع نظام مقدس جمهوری اسلامی بحث در نسبتی است که آن نظام با قرآن و توحید و سیره اولیای الهی دارد در مقایسه با نظام‌های سکولارِ دنیا. و اتفاقاً در همین رابطه مقام معظم رهبری «حفظه‌الله» در صحبتی که با شرکت‌کنندگان کنفرانس اسلامی داشتند به صورت عالمانه‌ای در نقد چنین نگاه‌هایی فرمودند: «از نظر این گرایشِ باطناً سیاسی و ظاهراً فکری، عرصه‌های مهمّ زندگی و مناسبات اجتماعی از دخالت اسلام باید خارج بشود؛ در مدیریّت جامعه و تمدّن‌سازی، اسلام در مورد تولید تمدّن و ساخت تمدّن بشری نقشی ندارد، وظیفه‌ای ندارد، امکانی ندارد؛ در مدیریّت جامعه نقش ندارد، در تقسیم قدرت و ثروت در جامعه، اسلام نقشی ندارد؛ اقتصاد جامعه، مسائل گوناگون جامعه مربوط به اسلام نیست؛ یا مسئله‌ی جنگ، مسئله‌ی صلح، سیاست داخلی، سیاست خارجی، مسائل بین‌المللی. گاهی می‌شنوید گفته میشود که «دیپلماسی را ایدئولوژیک نکنید»، با ایدئولوژی مربوط [نکنید] یعنی اسلام در مسئله‌ی سیاست خارجی و مسائل بین‌المللی بایستی اظهار نظری نکند؛ در مسئله‌ی اشاعه‌ی خیر، اقامه‌ی عدل، مقابله‌ی با شُرور، مقابله‌ی با ظلم، جلوگیری از اَشرار عالم، در این زمینه‌ها، اسلام کاره‌ای نیست. در این عرصه‌های مهمّ زندگی بشری، اسلام نه مرجع فکری باشد، نه راهنمای عملی باشد؛ این اصراری است که دارند. حالا علّت این اصرار چیست، منشأ آن چیست، از کجا شروع شده، اینها دیگر بحثهای مربوط به صحبت امروز من نیست».

و سپس با مطرح کردن آیات قرآن به صورت بسی عالمانه روشن نمودند که اگر کسی معتقد به قرآن باشد نمی‌تواند از حضور نظامی که بر دستورات الهی تأکید دارد، منصرف گردد. در جلسه اخیر مربوط به سوره «دهر» در این مورد عرایضی شده است که إن‌شاءالله می‌تواند مفید باشد[1] از آن جهت که این مسئله مهمی است و به نظر می‌آید بعضی‌ها به جهت ضعف فکری که منجر به بریدن آن‌ها از نظام اسلامی شده است، هم اکنون به جای آن‌که خود را ملامت کنند، نظام اسلامی را بدهکار می‌دانند. موفق باشید    

[1] - https://eitaa.com/matalebevijeh/8392

28597
متن پرسش
سلام: پیشاپیش عرفه، عید عاشقان مناجات با خدا و عید قربان رو خدمتتون تبریک عرض می کنم. استاد اخبار رو حتما دارید. عزاداری محرم در ایران محدود شد؛ ثبت بالاترین شمار جانباختگان و ... بعضی موافق بعضی مخالف، یکی می گه خطرناکه، یکی می نویسه بمیرم هم مراسم محرم رو برگذار می کنم، یکی می نویسه مراسم برگذار نکنم می میرم، عشق حسین فاطمه دیدنی تر شده، جلوه ای دیگه پیدا کرده، بوی محرم میاد اون هم چه محرمی! گویا محتشم این اشعار رو برای محرم امسال گفته: باز اين چه شورش است که در خلق عالم است باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است باز اين چه رستخيز عظيم است کز زمين بي نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است گرخوانمش قيامت دنيا بعيد نيست اين رستخيز عام که نامش محرم است
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال نمی‌توان آنچنان مشکل آن ویروس را بزرگ کرد که منجر به ترک جلسات عزاداری شود. آری! باید رعایت دستورات ستاد مبارزه با کرونا بشود ولی به نحوی که برکات حضور در جلسات عزاداری اباعبداللّه «علیه‌السلام» از بین نرود. زیرا وقتی روح انسان‌های مؤمن در کنار هم باشد، برکات خاص فرشتگان به میان می‌آید و انسان‌ها در کنار همدیگر بسط می‌یابند. موفق باشید 

28339

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: راز خواب دیدن مکرر اولیای خدا چیه؟! توقع خاصی از ما دارند؟! خصوصا یکی از اولیای حاضر در این عصر که من احساس می‌کنم مظهر نور حضرت حجت بن الحسن هستند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً در روایت داریم اولاً هر اندازه عقل انسان بیشتر باشد، خواب‌دیدن انسان کم می‌شود و ثانیاً: به خواب نباید اعتماد کرد. موفق باشید

28032
متن پرسش
سلام و عرض ادب: استاد بنده الحمدلله با هر مشکلی از مشکلات روحی خود مواجه میشم، بحمدلله رو به بهبود میره، و بهبود حس میشه. ولی یک مشکل بنده هنوز رو به بهبود نرفته و اون هم اینه که: افراطی های مذهبی نما، هیچ‌وقت نتوانستم با ایشان ارتباط خوبی برقرار کنم، با بهترین شکل ممکن هم تفکر خود را پالایش می‌کنم که قضاوتی نکنم راجع به ایشان، ولی آنچنان رفتاری می‌بینم که کاملا مشهود است که اینها تیشه به ریشه می‌زنند! و من بیشترین ناراحتی ام این است که اینها مانع ایجاد می‌کنند، دردسر ایجاد می‌کنند. سر همین موضوع هست که بنده وقتی با ایشان هم کلام می‌شوم یا هم صحبت، حالم گرفته می‌شود، مضطرب می‌شوم، حرص می‌خورم. به جرات می‌توانم بگویم: تنها جایی است که بنده این حالات را باهم در خود جمع می‌بینم! دست خودم نیست، نمی‌دانم ریشه کجاست؟ بنظر شما چه مقدارش طبیعی است و چه مقدارش ریشه در رذائل دارد؟ بنده با لا مذهب ترین افراد دانشگاه هم رفیق بودم و مشکلی پیش نیامده ولی با اینها!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در مورد آمریکا فرمودند: آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. ولی در مورد متحجرین و مقدس‌مآبان می‌فرمایند: «ما از شرّ اين مقدس‏‌مآبان به خدا پناه مى‏‌بريم»؛[1] چون شخصيت افرادِ سطحى و مقدس‌‏مآب طورى است كه نه مى‌‏توان با آن‏ها جنگيد و نه مى‏‌توان از آن‏ها در امان بود و به مسير زندگى دينى خود ادامه داد، به راحتى بازيچه‏ ى دشمن مى‏ شوند و لذا دشمنان سخنان خود را با لعاب مقدس‏ مآبى، از زبان آن‏ها اظهار مى‏ كنند.[2] عمده نحوه‌ی برخورد با کسانی است که معنی خود را در درگیری و تهمت می‌دانند و راه ما راهِ خدایی است که فرمود: «وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا» مؤمنین کسانی‌اند که به جهت اهداف بلندی که دارند چون با سخنان پوچ و بیهوده روبه رو شوند، بزرگوارانه از آن می‌گذرند، زیرا به گفته‌ی جناب مولوی: «گر شوم مشغول اشکال و جواب / تشنگان را کی توانم داد آب». موفق باشید 

[1] ( 1)- امام خمينى« رضوان ‏الله‏ تعالى عليه»، 29/ 4/ 67.

[2] ( 2)- در جنگ بيست و دو روزه‏ ى مردم غزه با اسرائيل، مفتى سعودى در باره‏ ى تظاهرات مردم مسلمان به جنايات اسرائيل گفت: تظاهرات يك نحوه فساد در زمين است!

27322
متن پرسش
با سلام: در جایی خوانده ام که ابن عربی در فصوص الحکم ادعا نموده که علت عتاب موسی با هارون، این بود که چرا هارون مردم را از گوساله پرستی منع نموده، چرا که همه چیز تجلی خدا است و ... آیا این ادعا صحیح است و اگر آری، با در نظر گرفتن چنین چیزی آیا می توان به سایر حرفهای ابن عربی اعتماد نمود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن حرف‌ها را دیده‌ام. همان‌طور که حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در نامه‌ای که به گورباچف نوشته‌اند در وصف ابن‌عربی فرمودند: برای فهم کلماتِ باریک‌تر از موی او چند نفر افراد با هوش خود را به قم بفرستید. لذا هرکس نمی‌تواند بدون شناختن آن زبان، وارد آن حوزه‌ی فکری بشود. موفق باشید

26420
متن پرسش
بسم الله سلام استاد عزیزم: کتاب فوز سالک جناب صفایی رو همین چند دقیقه پیش تموم کردم. گذشته از اینکه دل باصفای ایشون کلمه به کلمه کتاب رو نورانی کرده، یه سری نکات هست که باید از شما بپرسم. ۱. در چندجای کتاب بحث سجده نکردن شیطان بر آدم رو مطرح کردند و به برداشتهای گلشن راز یا عین القضات نقد جدی وارد کردند. حرف ایشون صحیحه؟ شما نگاه ایشون رو نسبت به فلسفه و عرفان می پذیرید؟ ۲. ایشون اهداف سلوک رو رضا و عبودیت و لهف الی جود الله می دونن و میگن توحید فعل و صفت و ذات یا دیدن واقعیت اشیا یا عشق به حق هدفهای بعدی هستن. نظرتون چیه راجع به این حرف؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- رویهمرفته بعضی از ذوقیات عرفا قابل قبول نیست ولی ظاهراً استاد صفائی «رحمت‌اللّه‌علیه» هم کمی بیش از حدّ از عرفا فاصله دارند. به نظرم روش امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» بهتر است که هم عرفا را قبول دارند و هم تسلیم آن‌ها نیستند، هم ابن‌عربی را نقد می‌کنند و هم در نامه‌ای که به گورباچف می‌نویسند می‌فرمایند: «و از اساتيد بزرگ بخواهيد تا به حكمت متعاليه ‏صدر المتألّهين «رضوان‏الله‌تعالى‌عليه‏ وحشره‌الله‌مع‌النبيين‌والصالحين» مراجعه نمايند، تا معلوم گردد كه: حقيقت علم همانا وجودى است مجرد از ماده، و هرگونه انديشه از ماده منزه است و به احكام ماده محكوم نخواهد شد. ديگر شما را خسته نمى‏ كنم و از كتب عرفا و به‏ خصوص محى‏ الدين ابن عربى نام نمى‏ برم؛ كه اگر خواستيد از مباحث اين بزرگ‏مرد مطلع گرديد، تنى چند از خبرگان تيزهوش خود را كه در اين گونه مسائل قوياً دست دارند، راهى قم گردانيد، تا پس از چند سالى با توكل به خدا از عمق لطيفِ باريك‏تر ز موى منازل معرفت آگاه گردند، كه بدون اين سفر آگاهى از آن امكان ندارد.» ( صحيفه‏ ى امام، ج ۲۱، ص: ۲۲۴- ۲۲۵) [1] ۲. حرف خوبی است. موفق باشید

 


[1] - حضرت امام در جواب حسنين‏ هيكل كه مى‏ پرسد چه كتاب‏ هايى جز قرآن در شما اثر گذاشته، مى‏ فرمايند: «در فلسفه، ملاصدرا ، از كتب اخبار: كافى، از فقه: جواهر.»(صحيفه‏ ى امام، ج 5، ص 271)

 

 

25662

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام، استاد عزیز پیرو پاسخ سوال ۲۵۵۶۶ جزوه مربوط به زن مطالعه شد. کلیات بحث عالی بود اما باز پیدا کردن مصداق برای زندگی شخصی مشکل است. استاد من به خاطر ارتباط نزدیک با نامحرم برای یادگیری در بحث طب به این نتیجه رسیدم که آنچه بدست میاورم ارزش از دست رفتن سر سوزنی از سرمایه آرامش درونی که از حذر از ارتباط با نامحرم حاصل می آید را ندارد و با خدا گفتم اگر علمیست که باید بدانم از راهی بی خطر و از چشمه علم لایزال خود به من ببخشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده آن است که چرا در عین حضور در جامعه، پایبند به عفاف و حیای خود نباشید. چاره‌ی کار، فرار از فعالیت‌های اجتماعی نیست. موفق باشید

24935
متن پرسش
با سلام: به نظر شما فقه و احادیث فقهی ما، خالی از توحید و معارفند و سنخشان از سنخ احادیث اعتقادی جداست؟ یا با توجه به اینکه احکام ریشه در تکوینیات دارند نه اعتباریات، خود اینها هم معارف ما حساب می شوند و از مثلا احکام ارث و دیات هم می شود، معارف اعتقادی بیرون کشید؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم احکام فقهی در کلّیّتِ خود ریشه در حقایق دارند ولی با رویکرد کشف حکم خدا فقیه در آیات و روایات نظر می‌کند و این غیر از رویکردی است که برای کشف حقایق از طریق عقل و قلب انجام می‌شود. موفق باشید

22324
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در یکی از سخنرانی های جنابعالی جمله ای به این مضمون شنیدم که فرمودید «هر حیوانی صورتی از نفس انسان است.» لطفا کمی توضیح بفرمایید. برای برخی حیوانات مطالبی گفته شده است مثلا گفته شده که خوک صورت نفس شهوت پرست است ولی تعمیم این مطلب برای همه حیوانات مشکل است. بعنوان مثال کانگورو چه صورتی از نفس است؟ یا اگر حشرات را جزء حیوانات در نظر بگیریم بعنوان مثال سوسک چه صورتی از نفس است؟ با تشکر و آرزوی طول عمر با عزت برای جنابعالی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که نفس بُعدی نباتی و بُعدی حیوانی و بُعدی انسانی دارد و در هر کدام از این مرحله‌ها به صورتی جامع قرار دارد، مرحله‌ی حیوانی آن نیز با همه‌ی مرحله‌ی حیوانی که حیوانات مختلف مظهر آن هستند تطبیق می‌کند ولی تطبیق جزء‌جزء آن‌ها کاری است که هرکس با دقت در نسبت خود با هر حیوانی می‌تواند در خود جستجو کند. موفق باشید

21709

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده طلبه هستم و بسیار به طلبگی و دروس آن علاقه دارم. اما سوالی که در ذهن من است و آن اینکه آیا من می توانستم این دروس را بیرون از حوزه هم بخوانم چرا به حوزه آمدم؟ (گرچه کارم مشکل تر می شد اما روایت هم داریم که هرکس بیشتر تلاش کند خدا بیشتر یاری اش می کند. اگر از نظر اخلاقی هم باز بستگی به خود فرد دارد چه بسا برخی از افراد بیرون از حوزه از طلاب بهتر باشند (کما اینکه بسیاری از حوزه ها استاد اخلاف خوب ندارند) با این وجود بهترین دلیل برای حوزه آمدن چیست؟ فردی می تواند دروس دانشگاه را هم بخواند و صوت دروس حوزوی را هم از سایت ها گوش دهد و هم در رشته دیگر تخصص پیدا کند چه بسا اگر معلم شود می تواند افراد بیشتری را تربیت کند. پس لطفا بفرمایید بهر دلیل بذای حوزه آمدن چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که قرآن به ما می‌فرماید «ابتغوا الیه الوسیله»،‌ ما باید در امورات خود به وسیله‌ی مورد اعتماد رجوع کنیم، حوزه مطمئن ترین جایی است برای این‌که انسان به معارف اصیل اسلامی دست بیابد مشروط به آن‌که آن‌ معارفی که دروس رسمی حوزه به شما نمی‌دهد را با مشورت اساتید و با مطالعه‌ی موضوعات مورد نیاز به دست آورید. به خصوص که فضای حوزه، برای یک طلبه‌ی جدی بسیار کمک کننده‌است و در همین رابطه می‌توان استاد اخلاق مورد نظر را نیز پیدا کرد. موفق باشید

17918

درموضوع رزقبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در مورد رزق که فرمودید انسان فقط باید تلاش کند و ایمان و عمل صالح و نتیجه و رزقی که به انسان می رسد رزق اوست حالا کم یا زیاد، بسیار زیبا و عاقلانه، اما برایم یک سوال پیش آمده و مبهم مانده و آن اینکه شاید مشخص نبودن این میزان تلاش یک مقدار سر در گمی ایجاد کند. لطفا با بیان زیبایتان یک توضیح کوچک بفرمایید و راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «جایگاه رزق در هستی» روشن می‌شود که در کسب رزق نباید حریص بود و این همان تعادلی است که باید رعایت شود. موفق باشید

17567

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: با توجه به آیه ۱۸۷ سوره آل عمران که بحث تبیین را مطرح فرمودید برای بیان احکام شرعی چه کنیم؟ آیا آنجا نیز می توان تبیین کرد یا تبیین فقط در تفسیر و... است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که در آیه‌ی مذکور نظر به کتاب خدا و جایگاه آن دارد، و عدمِ کتمان کتاب را با تبیین آن مدّ نظر قرار می‌دهد؛ به نظر می‌رسد آیه‌ی مذکور به هویت وحی و جایگاه کلی آن نظر داشته باشد که مسلّم یکی از فروعات آن طرح وظایفِ عملی هرکس نیز هست و این فرعِ بر توجه‌دادن به معارف الهی و بصیرت تاریخی است که هرکس می‌تواند از قرآن بگیرد. موفق باشید

17536

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در راستای فرمایش آقا برای کار در فضای مجازی و اینکه شما موضوع معرفت النفس را برای این کار معرفی کرده بودید. من تو وبلاگی مطالبی از معرفت النفس شما بریده بریده می گذارم و همین طور که خودم کار می کنم نکات را می گذارم. و شرح های صوتی شما را هم به آنها اضافه می کنم. می خواستم اجازه بگیرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه نمی‌خواهد! خداوند به جنابعالی توفیق دهد که در مسیر تبلیغ دین، بهترین عمل را انجام دهید. موفق باشید

نمایش چاپی