بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21929
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در بحث معرفت النفس و اینکه من ما تن ما نیست نکاتی فرمودید که شاید چندان علمی بنظر نرسد. مثال هایی گفته شد مانند خواب، بیهوشی و اینکه در افراد مسن علت اینکه داروهای بیهوشی ضعیفتری داده می شود تعلق کمتر نفس به تن است در حالی که ما می دانیم قلب افراد مسن ضعیف تر است و اگر بیهوشی شدید رخ دهد و ضربان قلب افت شدید پیدا کند ممکن است دیگر عضلات قلب نتوانند پمپاژ قلب را راه بیاندازند. لطفا در باب مثال ها (که البته مثال ها نوعی استدلال بودند) دقت بیشتری شود زیرا که می تواند باعث غیرقابل پذیرش شدن اصل موضوع شود. (بنده دانشجوی پزشکی هستم)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً باید علم پزشکی با نگاهی آغازین‌تر و مبنایی از خود بپرسد چرا در هنگام پیری، قلب انسان ضعیف‌تر می‌شود؟ جز آن است که آن‌چه موجب تدبیر بدن است مثل دوران جوانی، توجهش به بدن کم شده تا حضور خود را در جای دیگری شکل دهد؟ موفق باشید

21682
متن پرسش
سلام علیم: استاد جان خداوند چگونه انسان را می بیند؟ خداوند که چشم ندارد. آیا مثل نفس که قوه ی بینایی دارد خدا هم با اسماء خود ما را می بیند؟ اگر جزوه یا کتابی در این رابطه دارید لطفا معرفی بفرمایید. خدا نگهدار شما باشد. ان شاءلله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی خدا علیم است علم به دیدنی‌ها دارد و همه چیز معلوم خدا است نه آن‌که لازم باشد با چشم ببیند تا فقط ظاهر موجودات برای خدا معلوم باشد. در کتب کلامی این نوع بحث‌ها شده است. در ذهنم کتاب خاصی نیست. موفق باشید

20299
متن پرسش
سلام علیکم: حقیر مساله جبر و اختیار را تا کنون نتوانستم برای خود حل کنم از طرفی لزوم پذیرش دعوت انبیا منوط به این است که بپذیرم یک معادی هست و دو ما صاحب اختیاریم و چون این مساله برایم حل نشده بدین نتیجه رسیدم تا زمان حل این مساله در تکلیف همانند اطفال قبل از بلوغ هستم. آیا حضرتعالی این نتیجه گیری را تایید می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! زیرا انسان به طور بدیهی مختاربودنِ خود را احساس می‌کند و به قول مولوی: «این‌که گویی این کنم یا آن کنم / خودْ دلیلِ اختیار است ای صنم». موفق باشید

19282

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: نظرتان راجع به عالم ذر و اختلافات علماء به چه صورت هست؟ اینکه عالم ذر وجود دارد یا همان فطرت است؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است با مباحث فطرت، بحث را جلو برد زیرا روایات عالم ذر بعضاً قابل اعتماد نیست. در این مورد می‌توانید به تفسیر آیات 171 و 172 سوره‌ی اعراف توسط آیت اللّه جوادی رجوع فرمایید. موفق باشید

6790

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی زیارت قبول من حاجاتی دارم که برای برآروده شدن آن خیلی تلاش کرده و دعا کردم اما نتیجه نگرفتم تا اینکه روز اربعین زمانی که می خواستم در مراسم عزاداری شرکت کنم در بین راه به دلم افتاد که به خاطر امام حسین (ع) نذر کنم اگر حاجاتم داده شود من ترک گناهی چون غیبت می کنم اما این افکار مرا راحت نگذاشتن هرچند درمراسم عزاداری به خدای خود گفتم اگر این 3 حاجت داده شود بر من است برای رضای خدا غیبت را ترک کنم ولی شرط هم گذاشتم که این مسئله را از دید شما بررسی کنم چرا که همان روز تمام افکارم مشغول این بود که نکند این وسوسه شیطان است البته به این دلایل 1- حاجتم روا نشود و من ناامید شوم و قصد شیطان همین است که من به خدای خود بدبین شوم 2- اگر من غیبت نکردم و حاجتم براورده نشد آنوقت چه ؟ من به عهدم وفا کردم ولی آنها چی؟ 3- من تصمیم گرفتم قبل از برآورده شدن حاجت از حالا این گناه را ترک کنم ولی نگرانی تمام وجودم را گرفته از این بابت که اگر این افکار و حتی نذر وسوسه شیطانی بوده و وهم و خیال بوده نذرم شکسته می شود و دچار عقوبت ترک نذر هم خواهم شد استاد حالا دچار وسواس شدم اصلا راجع به هرکسی حرف می زنم فکر می کنم غیبت کردم یک بار حرف کسی برام سنگین تمام شد وبا یکی درد دل کردم اما بد گویی نکردم ولی گفتم که چه مشکلاتی برام ایجاد میکنه اما بعدش گفتم حتما این غیبت بوده چشمتان روز بد نبیند حسابی داغون شدم و گفتم عجب کاری کردم که نذر کردم این در حالی است که اگر کسی حرفی راجع به من میزنه که باعث ناراحتیم میشه برای تخلیه روحی دلم می خواهد با کسی دردل کنم تو را به خدا به من بگویید چه کار کنم؟ اصلا این نذر نذر درستی هست هرچند بعید می بینم بتوانم از عهده اش بر بیام خیلی نا امیدم متشکرم از استاد خوبم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نذر به‌کلی باطل است چون موضوع آن موضوعی است که شریعت آن را حرام کرده است و بر ما واجب است دستور شریعت را رعایت کنیم. برای رعایت دستور شریعت نذر و قسم لازم نیست. موفق باشید
29728

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: من مشاور مدرسه هستم. یکی از دانش آموزان کلاس هفتمم سوالی از من پرسیده مبنی بر اینکه پدرم من رو مجبور به پوشیدن چادر می کنه در صورتی که من اصلا دوست ندارم و هر چی می گم مانتویی با حجاب می شم قبول نمی کنن. ببخشید من چه جوابی باید بدهم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم بهتر است به آن دانش‌آموز گفته شود به خاطر احترام به پدرش، پیشنهاد پدر را بپذیرد زیرا موجب پاداش چند برابر برایش می‌شود. موفق باشید

29221

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: اگه امام جماعتی موافق رهبر و انقلاب نباشه حتی بهشون گفتن دعا به رهبر کنین گفتن من به هیچ کس دعا نمی‌کنم با این شرایط میشه پشت سر این امام جماعت نماز خوند؟ و اگه فامیل نزدیک مثل خواهر و برادر مخالف رهبر و انقلاب باشن و توهین بکنن باید چکار کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر آن آقا مخالف نظام اسلامی است، یادم هست که حضرت امام در همان اوایل انقلاب فرمودندکه پشت سر چنین افرادی نمی‌توان نماز خواند. ولی اگر برای آن‌که اختلاف نشود وارد این موضوعات نمی‌شوند، بحث دیگری است. ۲. نباید اگر مخاطبان شما آماده‌ی تفکر در موضوعات انقلاب نیستند، بی‌خود با آن‌ها بحث کنید. موفق باشید

29007
متن پرسش
سلام استاد: امروز به خاطر وضع کاملا بی حجابی چندین نفری که در کوه دیدم حالم گرفته شده؛ استاد می‌دانم که نهی از منکر در آن افراد شرایطش فراهم نیست و بر من هم واجب نیست اما چه کار کنم که دلم راضی شود؟ احساس می‌کنم وظیفه ام را خوب انجام ندادم از طرفی هم این آیه در گوشم می‌شنوم که «علیکم انفسکم»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید منتظر شرایطی بود که از یک طرف فرزندان انقلاب نشان دهند سجایای اخلاقیِ بلندی دارا هستند و تهمت‌های جبهه‌ی استکبار که از افراد مذهبی انسان‌های تنگ‌نظر ساخته است، خنثی نمود.  و از طرفی با کار فرهنگی موضوع اصالت‌داشتن حجاب را تبیین نمود و به امید افول هرچه زودتر فرهنگ غربی که مبلغ عریانی است، منتظر ماند که بسیاری از این مشکلات در یک روند تاریخی رفع شود. البته به هیچ‌وجه نباید از حجاب که یک نماد انقلابی و دینی و ایرانی است؛ کوتاه آمد و در نظر به تمدن اسلامی که در دل چنین شاخصه‌هایی خود را به ظهور می‌آورد، مطلب را دنبال کرد. مناظره‌ی آقای مهدی نصیری با آقای دکتر سورنچی نشان داد که آقای نصیری گویا متوجه نیستند ما در آینده‌ی متعالی خود قرار داریم و عملاً ایشان یک نوع انفعال نسبت به تبلیغات دشمنان در رابطه با حجاب پیش کشیده‌اند در حالی‌که جناب آقای دکتر سوزنچی بسیار حکیمانه موضوع را مطرح کردند که نه حالت تحمیل دیکتاتورانه در کار باشد و نه حجاب از هویت حکومتی خارج شود. در این مورد خوب است به مصاحبه‌ی مذکور که در برنامه‌ی «زاویه» پیش آمد رجوع فرمایید. موفق باشید 

28597
متن پرسش
سلام: پیشاپیش عرفه، عید عاشقان مناجات با خدا و عید قربان رو خدمتتون تبریک عرض می کنم. استاد اخبار رو حتما دارید. عزاداری محرم در ایران محدود شد؛ ثبت بالاترین شمار جانباختگان و ... بعضی موافق بعضی مخالف، یکی می گه خطرناکه، یکی می نویسه بمیرم هم مراسم محرم رو برگذار می کنم، یکی می نویسه مراسم برگذار نکنم می میرم، عشق حسین فاطمه دیدنی تر شده، جلوه ای دیگه پیدا کرده، بوی محرم میاد اون هم چه محرمی! گویا محتشم این اشعار رو برای محرم امسال گفته: باز اين چه شورش است که در خلق عالم است باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است باز اين چه رستخيز عظيم است کز زمين بي نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است گرخوانمش قيامت دنيا بعيد نيست اين رستخيز عام که نامش محرم است
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال نمی‌توان آنچنان مشکل آن ویروس را بزرگ کرد که منجر به ترک جلسات عزاداری شود. آری! باید رعایت دستورات ستاد مبارزه با کرونا بشود ولی به نحوی که برکات حضور در جلسات عزاداری اباعبداللّه «علیه‌السلام» از بین نرود. زیرا وقتی روح انسان‌های مؤمن در کنار هم باشد، برکات خاص فرشتگان به میان می‌آید و انسان‌ها در کنار همدیگر بسط می‌یابند. موفق باشید 

28336

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در زمینه خودسازی به خصوص مسائل جنسی و کنترل خشم چه توصیه ای می فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید متوجه باشیم با مشغول‌شدن به چنین اموری که شرع اجازه نمی‌دهد، عالم با صفایی که خداوند در اختیار اهل تقوا می‌گذارد، را از دست می‌دهیم. موفق باشید

27723
متن پرسش
آیا خداوند از ازل از عملکرد ما با خبر بوده است؟ اگر علم داشته است پس آیا ما در انجام اعمال خود مجبور هستیم و اختیاری وجود ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علم خداوند مربوط به عملی است که ما انجام می‌دهیم و چون ما آن عمل را با اختیار خود انجام می‌دهیم، خداوند قبل از انجام آن عمل، به آن عمل علم دارد که بحث آن در جزوه‌ی «جبر و اختیار» که بر روی سایت هست، شده است. موفق باشید

27419
متن پرسش
سلام علیکم استاد: تعدادی سوال داشتم در مورد دو موضوع: امام صادق علیه سلام: «اگر گروهی تنها خدا را بپرستند و برای او شریک نگیرند و نماز برپا داشته و زکات داده و حجّ خانۀ خدا را بجا آورند و ماه رمضان را روزه بگیرند، امّا دربارۀ یکی از افعال خداوند یا رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) چنین بگویند: ای کاش برخلاف آنچه انجام داده، رفتار می کرد یا همین فکر به ذهنشان خطور کند، مشرک می شوند.» و سپس این آیه را تلاوت فرمود: «پس سوگند به پروردگارت (اى پيغمبر) كه ايشان ايمان نمى آورند؛ تا زمانيكه در مشاجرات و خصومتهائى كه در ميانشان واقع گردد، تو را حَكم قرار داده و به تو رجوع كنند؛ و سپس از آنچه كه تو به نظر خودت در ميان آنها حكم كردى و قضاوت نمودى، ابداً ناراحتى و حرجى در خود احساس ننمايند و گرفتگى را در خود نيابند؛ و به آخرين درجه از تسليم، تسليم امر و نظر تو باشند.»؛ پس از آن امام صادق (علیه السّلام) فرمود: تسلیم باشید.» برشی از کتاب کیمیای سعادت در پرتو رفیق: ارجاع دادن استاد به رفیق، بخاطر خوف از هلاکت شاگرد در اینجا تذکّر این مطلب بسیار مهم است که گاهی منشأ ارجاع دادن استاد به رفیق، بازگشتش به عدم استعداد برای قبول حق از طرف شاگرد است. یعنی اگر استاد بخواهد مستقیماً مطلبی را به شاگرد تذکّر بدهد، ممکن است شاگرد بواسطۀ عدم تحمّل شانه خالی کند و خدای ناکرده در مقام تعارض با استاد قرار گیرد؛ چه اینکه این اعتراض را به زبان بیاورد و زبان به اعتراض باز کند و یا اینکه در قلب خود نگه دارد. در هر دو صورت، چون این تعارض و تقابل با مقام ولایت صورت می پذیرد، فرد بسیار ضربه می خورد و به هلاکت می افتد و ساقط می شود. ۱. استاد از مطالب گفته شده برداشت میشه که ما باید از دستورات صاحبان ولایت (خدا و پیغمبر و اهل بیت و رهبری و اولیا الله) در عمل اطاعت کنیم و نارضایتی قلبی نداشته باشیم که این ساده نیست ما شاید بتوانیم در عمل تابع آنها باشیم ولی اینکه از دستورات آنها حتی ناراحت هم نشویم یا نارضایتی درونی هم نداشته باشیم خلیی سخت است چرا که ناراحتی که امر قلبی است در دست ما نیست. یا اینکه رضایت کامل به قضا الهی داشته باشیم و در مصیبت ها ناراحت از اراده و قضای الهی نباشیم و اینکه در متن های بالا گفته شده که حتی خطور نارضایتی در ذهن مساوی با شرک است و تعارض و تقابل با مقام ولایت است و موجب هلاکت می شود بیشتر افراد که در مقام تسلیم و رضا قرار ندارند چطور بدین شکل باشند؟ ۲. استاد در کتاب معاد فرمودید که اگر در دنیا شخص دارای سمت و سوی الهی باشد و در مسیر حقیقت بوده باشد بعد از مرگ در عالم برزخ و قیامت با طی عوالم و منازل با کنار رفتن تعلقات و حجاب ها در نهایت به لقا الله می رسد آیا برای همه ی انسان هایی که مومن هستند و سمت و سوی الهی دارند جنت لقا و فنی در ذات احدیت در نهایت میسر می شود؟ در پناه حق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وقتی پذیرفتیم حضرت حق عین حکمت عمل می‌کند و اولیای معصوم «علیهم‌السلام» مظهر حکم خدایند؛ عقلاً جایی برای اعتراض درونی نمی‌ماند هرچند از نظر احساس و عاطفه ممکن است ناراحت باشیم و همین اندازه که عقل، انکارِ حکمت الهی را نمی‌کند برای توحید و عدم شرک کافی است. ۲. به اندازه‌ای که انسان‌ها به حقّ رجوع داشته باشند با جلوات انوار الهی در مظاهر مختلف روبه‌رو می‌شوند. موفق باشید

27235
متن پرسش
باسمه تعالی عنوان: سوال درباره کیفیت استقرار حجاب در کشور استاد گرامی، آقای طاهرزاده عزیز با سلام و عرض احترام امیدوارم در صحت و سلامت کامل باشید. ان‌شاءالله استاد گرامی، بنده حدوداً پنج ماه قبل مکالمه ای درباره «کیفیت استقرار حجاب در کشور» با یکی از بهترین دوستانم - که از مطالعه‌کنندگان مصمم و مصر آثار شما است - داشتم که همین مسئله باعث شد ایشان با بنده قطع ارتباط کرده و تماس‌ها و پیام‌های مکرر بنده را بدون پاسخ بگذارند. خواستم عقیده ام را به شما عرضه کنم تا اگر تأیید فرمودید، به ایشان انتقال دهم و شاید دوستی‌مان را از سر بگیریم و اگر هم تأیید نکردید که بنده بروم تحقیق و تأمیل بیشتری انجام بدهم بلکه راه درست را بیابم. استاد گرامی بنده معتقد هستم حجاب نه تنها واجب، بلکه ضروری دین اسلام و مذهب شیعه است (بنده راجع به سایر ادیان و مذاهب اطلاعی ندارم و حرفی نمی زنم). لیکن از طرف دیگر می‌دانم که هر واجبی لزوماً با قانون که قوام آن به اجبار (ضمانت اجرا) است تضمین نمی گردد. چه اینکه وقتی شارع مقدّس برای روزه‌خواری یا ابطال روزه علاوه بر مجازات‌های معنوی و اخروی، تعزیر و در صورت تکرار برای بار سوم کشته شدن در نظر گرفته است (لمعه دمشقیه، دمحمدبن‌جمال‌الدین مکی عاملی، ترجمعه دکتر علی شیروانی، ص ۱۱۱، شماره ۲۲ ولی برای مقوله حجاب خیر! آیا این عدم وضع مجازات (از جنس حقوقی و نه مجازات های معنوی و اخروی) برای عدم رعایت حجاب در متون دینی محل تأمّل نیست؟ بعضاً می گویند چون روزه جنبه فردی دارد وضع قانون برایش لازم نیست، ولی حجاب جنبه اجتماعی دارد و باید قانون برایش وضع شود! اما بنده سوالم این است که با توجه به مطالب مطروحه آیا العیاذ بالله چرا شارع مقدس برای روزه که جنبه فردی دارد تعزیز و حتی مجازات کشته شدن در نظر گرفته است ولی درباره حجاب که امری اجتماعی است سکوت کرده است؟ به نظر اینجانب امر شارع در قرآن و سنت اهل بین علیهم‌السلام بر حجاب دلالت بر وجود و ضرورت این مهم دارد که البته خداوند متعال و معصومین علیهم‌السلام به دلیل اینکه مقوله حجاب جز با روش های نرم (شیوه های فرهنگی) و نه روش سخت (قانون و ...) بسط و نشر نمی یابد، آن را جرم‌انگاری نکرده و تعزیر و حدّی از جنس قانون برای آن قائل نشده اند و به انذار آسیب های حیثیتی، معنوی و اخروی آن تأکید کرده اند. * ذکر این نکته واجب است که اینجانب هرگز قائل به اینکه کشورهای مسلمان باید درباره حجاب بی‌طرف باشند، نبوده و نیستم و این را نظری باطل می دانم. اتفاقاً این کشورها باید قوانینی در راستای ترویج حجاب از جمله حمایت از آثار فرهنگی مرّج حجاب، تبیین علل وجوب و ضرورت حجاب برای انسان (اعم از زن و مرد) با استفاده از پتانسیل رسانه ملی و ... برقرار و بر اجرای صحیح آن ها نظارت ویژه‌ای داشته باشند. اما الزام از طریق قانون همانطور که تجربه نشان داده است، نه تنها اثر معکوس دارد بلکه باعث آسودگی خاطر مسئولین فرهنگی کشور می گردد. چه اینکه ایشان با قانونی کردن حجاب عملاً کار خویش را راحت و از زیر بار مسئولیتشان شانه خالی کرده اند. * نکته دیگری لازم می دانم اشاره کنم، این است که مراد از عدم اجبار در مقوله حجاب، به معنای این نیست که شهروندان به هر نحوی خواستند در ملأ عام حاضر شوند. چه اینکه لیبرال‌ترین حکومت ها هم این را نمی پذیرند و برای حضور در اداره‌جات، محافل علمی و ... حتی اماکن عمومی چارچوب هایی دارند. * نکته پایانی اینکه از حیث توجه به واقعیات اجتماعی، آیا تا کنون اجبار حجاب از طریق قانون کارآمد و نتیجه بخش بوده است؟ و یا اینکه ابزاری شده است اولاً برای شانه خالی کردن مسئولان فرهنگی کشور و ثانیا ارتکاب انواع و اقسام اعمال خلاقانه! برای دو زدن این قانون از جانب بخش قابل توجهی از شهروندان و در حقیقت مسخ کردن این حکم الهی؟! گویی حجاب که حقیقتاً یک ارزش و یک متاع گرانبهاست که داشتن آن یک امتیاز و یک فضیلت است، با بی‌تدبیری، بی‌سلیقگی و البته نداشتن غیرت و همیت در قبال فرهنگ دینی به یک کالای تحمیلی بی‌ارزش فروکاسته شده است. (البته بنده می دانم که ما مکلف به تکلیف هستیم و نه نتیجه. اما آیا شایسته نیست که تأمل کنیم که شاید نحوه انجام تکلیف از جانب ما هم قاعده و ساز و کار خاص خودش را دارد. به بیان روشن‌تر این کار که ما برای درباره مقوله حجاب کرده‌ایم و می‌کنیم انجام تکلیف الهی درباره امر به معروف و نهی از منکر است یا رفع تکلیف الهی با ساده‌ترین و البته پرهزینه‌ترین روش ممکن؟) پیرو همین نظرات دوست هشت نُه ساله بنده با طرح این سوال که آیا رویت می‌شود این حرف ها را در محضر رسول خدا(ص) بزنی (؟)، تلفن را روی بنده قطع و از من برید! خواهش بنده این است که مطالب بنده را خوانده و به آن پاسخ دهید. من دنبال هدایت هستم و نه مجادله. خدا گواه است می خواهم عاقبت به خیر شوم و در این زمینه ها تحصیل و حقیقتاً جان کنده ام و از تفریح و ... را به خود حرام کرده ام و به قدر قوه ام مطالعه کرده ام. اصلا قصد شنا کردن بر خلاف جهت آب و دیده شدن نداشته و ندارم. فقط دغدغه دارم که بدانم. ممنون بابت توجهتان و معذور بابت اطاله کلام ۱۹ فروردین ماه ۱۳۹۹
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً می‌دانید که بحث «حجاب» در محافل علمی به صورت مفصل مطرح شده است. حدود دو سال پیش در جلسه‌ای که صاحب‌نظرانِ مسئله‌ی تربیت و خانواده خدمت مقام معظم رهبری داشتند که از جمله‌ی شرکت‌کنندگان آقای دکتر بانکی بودند به گزارش آقای بانکی بعضی از شرکت‌کنندگان از سر دلسوزی نکاتی شبیه نظرات شما را مطرح می‌کنند و پیشنهاد می‌نمایند بندِ نافِ انقلاب اسلامی را به حجاب گره نزنیم. و رهبر معظم انقلاب سختْ مخالفت می‌نمایند و می‌فرمایند اگر در مورد حجاب کوتاه بیاییم، شیرازه‌ی خانواده از هم می‌پاشد. علاوه بر این، بحث بر سر آن است که اگر نمایندگان یک ملتی که رویهمرفته مظهر اراده‌ی آن ملت‌اند؛ حجاب را در کشور جدا از معصیتِ بی‌حجابی، به عنوان قانون مطرح کردند، آیا به عنوان یک شهروند، جایی برای مخالفت با حجاب می‌ماند؟ موفق باشید   

26486

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز من چند سوالی هست که از پوشیدن حتی انگشتر و حلقه جلوی نامحرم پرهیز می کنم برای سیر و سلوک و بندگی خدا آیا تا این حد جایز است؟ بنده طوری شدم که قلبم نمایان شدن زینتی چون انگشتر را در قبال نامحرم پس می زند. خواستم بدانم تا این حد افراط است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با عرف خانم‌های متدیّن جلو بروید. «ره چنان رو که رهروان رفتند». موفق باشید

23179

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: Hقای رایفی پور ظاهرا در یکی از صحبتهایشان می فرمایتد از علایم آخر الزمان همین وسایل ارتباط جمعی مانند موبایل می باشد که عالم را به یک خانه تبدیل کرده که به همان راحتی اعضا خانه همه با هم در ارتباط اند و از حال یکدیگر با خبر و استناد آن نیز مربوط به سخنرانی آیت الله خزعلی در سال 1355 می باشد که در آن سخنرانی می فرمایند در دوران ظهور مومن به کف دست خود نگاه می کند و از حال برادر مومن خود در آن طرف عالم با خبر می شود لطفا نظر خود را در این باره بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن نحوه ارتباطی که مؤمنین در آخرالزمان دارند، از جنس دیگر است و رابطه‌ی معنوی و روحانی با همدیگر پیدا می‌کنند. موفق باشید

22377
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. استاد بنده کتاب ادب عقل، قلب و خیال را مطالعه کردم و سوالی برام پیش اومد: ۱. درباره ی خیال بنده معمولا کسی را تخیل می کنم که نیستم و این شخص گاه انسانی است تربیت شده برای خدا و گاه در خدمت نفس. حال اصلا تخیل کردن چه مثبت و چه منفی درست است؟ چون آن شخص همان مطلوب بنده است و حال اینگونه نیستم. این سبب افسردگی نسبت به الان خود نمی شود؟ ۲. شما فرموید خیال انسان باید در بستان خدا باشد. این یعنی چی و چگونه و چه شخصیتی را باید خیال کنیم که این چنین شود؟ با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیال، یکی از ابعاد وجودی انسان است و باید آن را تربیت کرد 2- روح با تقیّد بر شرع الهی، محل تجلیات انوار معنوی می‌شود و عملاً خیالش عکس انوار بستان الهی می‌گردد. موفق باشید

22111

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد ارجمند خدا قوت: یک شعری است منتسب به شاه نعمت اله ولی که حکومت های بعد از خود و حوادث مهم هر دوره را پیش بینی نموده حتی وقوع انقلاب اسلامی و اینکه نظام اسلامی چهل ساله می شه و بعد از آن به ظهور امام عصر (عج) اشاره می نماید. آیا انتساب این شعر (پیشگوئی) به شاه نعمت اله ولی واقعیت دارد؟ با توجه به ابیات آخر آن طرفداران نظام می گویند این حکومت به صاحب اصلی آن می رسد ولی مخالفین برداشت دیگری دارند تفسیر شما از آن مصرع چیست؟ «تا چهل سال ای برادر جان / دور آن شهریار می بینم // دور ایشان تمام خواهد شد / لشکری را سوار می بینم»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این شعر را دیده‌ام ولی به هرحال نمی‌توان با این حرف‌ها زندگی کرد. موفق باشید

22044
متن پرسش
با سلام محضر جنابعالی و آرزوی قبولی طاعات: جناب استاد من خیلی ناراحتم....به خیال خام خودم در ماه رجب و شعبان دست و پا شکسته مراقبت انجام دادم ولی دقیقا شب آخر ماه شعبان نفسم مرا به دوران جاهلیتم سوق داد و فریب خوردم و نه تنها نشاط معنوی ام رفت بلکه به شدت در حجاب رفتم و قلبم سیاه شد و با حال بسیار بدی وارد ماه رمضان شده ام. اصلا حوصله خودم را که ندارم هیچ، از زن و بچه و مادر و پدر و برادر و خواهر هم فراری هستم. خیلی پشیمانم ولی نمی دانم چه کنم. بارها شده که پس از مدتها تلاش و مراقبه اندک نشاط و نوری که به دست آورده ام را به خاطر همین گناه از دست داده ام و حالا شدیدا افسرده و نا امیدم. با اینکه موقع گناه کردن به خودم می گفتم خدا می بخشد و توبه می کنم اما الان شرم دارم که دوباره عبادت کنم. با دلسردی و یاس فقط واجبات را دنبال می کنم و با خود می گویم چه فایده دوباره چندین روز و ماه تلاش می کنی اما باز هم توبه می شکنی و همه اش از دستت می رود!! لطفا برایم دعا کنید و راه نجاتی جلوی پای من بگذارید. خدا بر درجات معنوی شما بیفزاید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار شیطان همین است که بگذارد سرِ بزنگاه‌ها ما را از ادامه‌ی کار مأیوس کند. لذا به جای این‌که مأیوس شوید در این موارد تجربه پیدا می‌کنید تا در آینده راه‌های ورود شیطان را بشناسید و از آن عبور کنید. به هیچ‌وجه جایِ مأیوس‌شدن نیست. موفق باشید

21693

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: لطفا نظرتان را درباره این جمله علامه مجلسی که درباره حکما و فلاسفه در خصوص اعتقاد به بهشت دنیایی گفته بفرمایید «از دیگر اعتقادات فلاسفه در مساله معاد این است که آنان برای بهشت و جهنم و ثواب و عقاب عینیت خارجی قائل نبوده و آنها را امری ذهنی و عقلی و از مقوله ادراک می دانند. به این معنا که می گویند بهشت و جهنم عبارت است از ادراک امور خیر و لذیذ و یا ادراک امور شرّ و آزار دهنده، نه آن که واقعا در عینیت خارجی ما چیزی به نام بهشت و حور و قصور و فواکه و یا چیزی به نام جهنم و آتش و انواع عذابهای مادی و عینی داشته باشیم.» یا این عبارت «زیرا که اعظم اسباب الحاد و تضلیل، فتح باب ایراد و تأویل است و عمده اسباب ایمان و یقین، انقیاد و تسلیم است» ممنون
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در جزوه‌ی «نحوه‌ی حیات اخروی بدن» شده است؛ با  تأمّل در آن جزوه معلوم می‌شود که جناب صدرالمتألهین روشن می‌کند که برداشت بعضی‌ها از آن نوع معاد جسمانی که حکما می‌گویند درست نبوده‌است. موفق باشید

20533

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام محضر عبد خدا طاهرزاده: دلیل حمایت مرحوم هایدگر از هیتلر چه بود وقتی انسان آن دقت های عقلی را از ایشان می بیند واقعا می مانیم چرا در این موضوع دقت نکرد!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این از موضوعاتِ پر گفتگویی است. جمع‌بندیِ آقای دکتر داوری آن بود که تصور هایدگر به حزب نازی در ابتدای امر، چیزی غیر از آن بود که در عمل واقع شد و به همین جهت سریعاً از ریاست دانشگاه در زمان هیتلر استعفا داد. در ضمن این مصاحبه هم برای تفکر در این موضوع بد نیست که آدرسش خدمتتان ارسال می‌شود. موفق باشید

 http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2833953

20475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در ادامه سوال 20471 بنده بیشتر احساس کردم جوابی که دادید جنبه ظاهری و استدلالی برای شهادت بود. ولی از نظر جنبه باطنی و روح شهادت خون شهید چطور در تاریخ اثر می گذارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نحوه‌ای از سلوک، انسان متوجه‌ی حضور تاریخی اراده‌ی الهی می‌شود و مبتنی بر آن عمل می‌کند. وقتی رعایت دستورات الهی را داشته باشد. موفق باشید

19709
متن پرسش
عرض ادب و احترام خدمت استاد گرامی: در مباحث ده نکته در معرفت نفس فرمودید که داروی بیهوشی به بیمار تزریق میشه و نفس از تدبیر برای مدتی باز می ماند و در این مدت تیغ جراح بر روی بدن بیمار دردی ایجاد نمی کنه و این نشانه ای است از اینکه نفس غیر از تن است. سوال بنده اینه که داروی بیهوشی به بدن بیمار تزریق میشه نه به نفس پس چطور نفس از تدبیر باز می ماند؟ پیشاپیش متشکرم از پاسخ شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث معرفت نفس مفصلاً بحث شده است به‌خصوص در کتاب «خویشتن پنهان» که نفس بر اثر داروی بیهوشی امکان تدبیر بدن را برای خود تنگ می‌یابد و لذا تا حدّی از آن منصرف می‌شود تا اثر دارو که عموماً با تبخیرشدن از بین می‌رود، باز امکان تدبیر نفس برای بدن باشد. موفق باشید

19198
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز ملاک و معیار بیرون رفتن کینه افراد از دل انسان یا بخشیدن آنها چیست؟ آیا باید حتما فرد مورد کینه را دوست بداریم بجای نفرت یا نه همین که از انتقام و میزان نفرت کاسته شود کافیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه باشید آزار و اذیت او، حتماً منفعتی برای شما دارد. لذا غضب و کینه نسبت به او در میان نمی‌آید. موفق باشید

19055

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد شرمنده، من دانشجو پزشکی هستم و تقریبا از دو سال پیش مباحث حضرتعالی رو پیگیر هستم و کار کردم، تقریبا حدود هفتاد درصد از مباحثتون رو کار کردم الان هم شروع کردم شرح کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» امام رو با صوت شما کار کردن، ولی می خواستم در کنار پزشکی سیر جدی فلسفه و عرفان رو کار کنم، می خواستم ببینم پیشنهاد شما چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  بعد از سیری که به معاد و مطالعه‌ی کتاب «خویشتن پنهان» بینجامد، به نظر می‌رسد مباحث شرح «رساله الولایه» باب خوبی برای ورود در آن امور باشد. موفق باشید

18945
متن پرسش
پیشگفتار و خلاصه ی کل مباحث: مسئله‌ی ولایت در اسلام موضوعی است که در اصل مزبوط به خداوند متعاله و هیچ یک از بندگان بر دیگران ولایتی ندارند مگر به اجازه و دستور خداوند. بنابر این اگر برای پیامبر و امام و فقیه ولایتی تعریف میشه ذیل همین ولایت هست و لاغیر. و ولایت خداوند بصورت تکوینی است، یعنی چه بخواهیم و چه نخواهیم تحت ولایت الهی هستیم. این موضوعی است اساسی که وقتی در باره‌ی ولایت مخلوقات بر دیگر مخلوقات سخن می گوییم حواسمان باشد که این ولایت مطلقه نیست! بلگه مشروط است و شرطش هم احکام الهی است. درباره‌ی معصوم علیه السلام چون این قابلیت کامل است و به صورت کامل و دقیق و بدون خدشه قادر به استنباط احکام الهی در مرحله‌ی فهم و عمل هست، ولایت معصوم ولایت الهی است که معصوم علیه اسلام در کنار قرآن، تنها وسیله‌ی ارتباطی ما مخلوقات محجوب با خداوند متعال است. اما درباره‌ی دیگر انسان‌ها مطمئناً بر اساس تقربشان به معصوم این موضوع قابل دقت و بازنگری و کنترل بیشتری است و مهمترین عامل کنترلی همین رفتار و کلام معصوم و قرآن کریم است، در واقع معصوم علیه السلام در نقش پدر برای جامعه است و وقتی که در غیبت به سر می‌برد، جامعه موظف به انتصاب و انتخاب شخصی است که نقش ولایت معصوم را در حد مقدورات خودش برای جامعه بازی کند و این شخص نقش برادر بزرگ را بازی می‌کند و نه پدر، بنابر این باید با روش‌های مختلف دائماً این شخص و رفتارش و تصمیماتش توسط دیگر برادران تحت نظارت باشد. این مطلب در مورد ولایت فقیه درست است؟ استاد بزرگوار لطفا راهنمایی بفرمایید. با سپاس.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن است فقیهی که در جایگاه ولایت فقیه قرار می‌گیرد به جهت خلوص خاص خود منوّر به ولایت تکوینی ذیل ولایت تکوینیِ امامان باشد، ولی ولایت فقیه یک موضوعِ تشریعی است از آن جهت که ولیّ فقیه کارشناس کشف حکم تشریعی خداوند است. موفق باشید

نمایش چاپی