بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18191
متن پرسش
سلام استاد: مرگ پیرها از کدام نوع است؟ طبیعی یا غیر طبیعی؟ اگه میشه نوعش رو با مختصر توضیح بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به طرف دارد. عموماً نفس ناطقه‌ی حتی افرادی که در سن پیری هستند از ادامه‌ی حضور خود جهت کمال برتر به صورت تکوینی مأیوس می‌شود. ولی مؤمنین در عین حال بهره‌هایی برای برزخ و قیامت خود از این دنیا برده‌اند. موفق باشید

18176

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد این جملات روانشناسی که معمولا ظاهر حتی مذهبی هم دارند و بین مردم رد و بدل میشه بعضا دارای اشکالاتی هستند. مثلا این جمله «هرگاه تنها شدی و کسی کنارت نبود به آسمان نگاه‌ کن یکی منتظرت هست» خب این نگاه در عین اینکه ظاهر خوبی داره و حتی خدا مدنظرش هست اما بنظر میاد ما را با خدای وهمی و تخیلی مواجه میکنه که در آسمانهاست و روی زمین نیست و از طرفی میگه وقتی تنها شدی یعنی در مواقع دیگه اصلا بخدا احتیاجی نیست. میخام بگم این‌خدای خیالی متفاوت از خدای حی قیوم و حاضر و‌ ناظر هست. این خدایی که در این جمله هست را خیلی راحت میشه معصیتشو کرد چون دور از دسترسه اما وقتی عارف فرزانه انقلاب می گوید عالم محضر خداست در آن گناه نکنید واقعا بین این خدا تا آن خدا تفاوت از کجا تا کجاست؟ البته قصد ندارم بگویم این جملات و عبارتها آگاهانه به این موضوعات دامن می زند اما اگر برداشت من صحیح باشد مشخصا این افراد از نظر معرفتی به خدا نگاه درستی ندارند. می خواستم بفرمایید این برداشت من که البته منتج از مطالعات کتب معرفتی شماست و تلاشی در راه معرفت النفس هست آیا درست است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان آن جمله را توجیه دینی کرد از آن جهت که نظر به تعالی حضرت حق مطرح است و به آسمان نظرانداختن در این رابطه قابل توجیه است به‌خصوص برای افرادی که فطرتاً متذکر خدا هستند، می‌تواند تذکر خوبی باشد و لازم نیست این نوع نظرانداختن به آسمان به معنای غفلت از حضور خدا در همه‌جا و در همه‌ی زمان‌ها باشد زیرا توجه به خدا شدت و ضعف دارد و یک حالت در آن حاکم نیست. موفق باشید

16513
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز آیا فرشتگان هم امکان تمرد از حق تعالی را دارند؟ و اینکه با توجه به اینکه فرشتگان عقل محض هستند و آگاهی در حد خودشان، کامل، فرق اطاعت تکوینی فرشته و یک چیزی مثل خورشید چیست؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند در توصیف فرشتگان می‌فرماید: «لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ (6)/تحریم) آن‌ها هیچ‌گونه عصیانی در مقابل امر الهی ندارند و آن‌چه را به آن‌ها فرمان داده می‌شود، انجام می‌دهند. و از این جهت می‌توان گفت متوجه‌ی زیباییِ اطاعت از حضرت حق هستند. و این‌ را شاید نتوان در مورد موجوداتی مثل خورشید تصور کرد. موفق باشید

8262

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام وعرض ادب محضر استاد طاهرزاده اگر کسی در مرتبه علمی عالمان دینی وساحت حضور معنوی آنها نبود وبخواهدآنها را نقد کند اصلا آن نقد منعقد و برقرار می شود ؟(حال بماند که ممکن است بعضی ها پا را فرا تر نهاده و جسارت بکنندو نمونه آن در تاریخ هست مثل جسارت به علامه طباطبایی (ره))
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: انصاف آن است که کسی که می‌خواهد سخن عالمانه را نقد کند ابتدا متوجه مبانی نظر آن‌ها باشد در این حالت در عین نقد همدیگر مبنای همدیگر را می‌شناسند مثل کاری که مراجع در درس خارج انجام می‌دهند. موفق باشید
29337
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز: استاد عابدینی در ابتدای صوت جلسه ۸۴ تفسیر قرآن خود می فرمایند: در هر زمانی باید خلیفه ای محقق باشد بصورت فعلیت، هر چند در دوران «فطرت من الرسل» باشد آن زمان هم باید خلیفه باشد. پس در دورات فطرت، رسول (به عنوان کسی که دین بیاورد) نبوده اما اینکه نبی در کار باشد یا وصی نبی در کار باشد این نفی نشده بلکه در بعضی از روایات قوی دیگر می گوید در هر زمانی اگر دو نفر هم در زمین باقی بماند باید یکی از آنها حجت الهی باشد. و حجت هم حتما باید فعلی باشد چون خلیفه باید در تمام مراتب هستی، وجود داشته باشد. لذا چون بحث واسطه در فیض می شود در هر عالمی از مراتب وجود، خلیفه باید همه مراتب وساطتت در فیض بودن را دارا باشد و در هر عالمی که وجود نداشته باشد آن عالم نابود می شود. چون آن عالم وساطتت در فیض را ندارد.» اما استاد عبور می کنند و بیان نمی کنند این حجت الهی به عینه و فعلیت (یعنی با جسم مادی) در زمان فطرت چه کسی بوده. آیا می شود گفت خضر نبی بوده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً جناب حضرت خضر در جایگاه واسطه‌ی فیض نباشند. زیرا مثلاً در زمان حیات پیامبر خدا و ائمه «علیهم‌السلام» جناب خضر در قید حیات‌اند ولی واسطه‌ی فیض نیستند. آری! می‌توانیم بگوییم در همه‌ی زمان‌ها، واسطه‌ی فیض هست ولی در بعضی از زمان‌ها تحت قبه‌ی الهی باشند که «لا یعرفهم احداً». حضرت علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «ما برح لله عَزَّت آلاوهُ فی البرهَةِ بَعدَ البُرهَةِ و فی اَزمانِ الفَتَراتِ عبادٌ ناجاهم فی فِکرِهِم و کلَّمَهم فی ذاتِ عُقُولهم فاستَصبحوا بنور یَقظَةٍ فی الابصار و الاَسماعِ و الاَفئِدَة» برای خداوند که نعمتهایش گرامی باد در هر برهه ای از زمان و در فاصله های زمانی میان بعثت پیامبران همواره بندگانی بوده است که با آنان در اندیشه هایشان نجوا کرد و در درون خردهایشان با آنان سخن گفت و بدین سبب آنان چشم ها و گوش ها و دل هایشان از نور بیداری تابناک گردید. موفق باشید

28420
متن پرسش
سلام استاد یک سوال داشتم ممنون میشم کامل جواب بدید و دلیلتون هم عرض کنید. در کشور با وجود شرایط کنونی گرانی های وحشتناک و مشکلات بسیار متعدد و مسئولین بی کفایت و برخی خائن آیا امید به آینده هست؟ من با هر احتمالی حساب می‌کنم نتیجه ی مطلوبی نداره. شما به آینده امید دارید و چرا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی شده است که ذیلاً متن آن را خدمتتان ارسال می‌دارم: موفق باشید

آینده‌ی ما چه آینده‌ای است...؟

بسم الله الرّحمن الرّحیم

با توجه به این‌که انسان ها بر اساس تصوری که از خود دارند، انتخاب‌های خود را در زندگی انجام می‌دهند و از آن طرف بر اساس نگاهی که به آینده دارند خود را معنا می‌کنند و تصوری که از خود دارند را روح می‌بخشند، در صدد هستیم مطالب زیر را با خوانندگان محترم در میان بگذاریم.

۱. جهانِ پیش روی ما چه جهانی است؟ از آن‌جایی‌ که هر ملتی جهانی دارد، قرآن در رابطه با حضور انسان‌ها و ملت‌ها در قیامت، می‌فرماید: «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» (إسراء/۷۱) به این معنا که انسان‌ها در آن روز، در عین حفظ هویت فردی، بر اساس شخصیتِ آرمانی که برای خود در اجتماعِ بشری‌شان مدّ نظر داشتند، محشور می‌شوند. به این معنا قرآن می‌فرماید هرکس با امام خود محشور می‌شود یعنی هرکس بر اساس جهانی که در دنیا برای خود معنا کرده است محشور می‌گردد و نیز این‌طور نیست که گمان کنیم در جامعه‌ی دینی و جهانی که انسان‌های مؤمن برای خود شکل می‌دهند لازم آید که همه‌ی انسان‌ها بی‌عیب و نقص باشند، بلکه به گفته‌ی قرآن: «خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ» (توبه/۱۰۲) خلط عمل صالح و سیئه، چیزی است که در اکثر انسان‌های مؤمن وجود دارد. پس اگر عمل سیئه را در افراد یک جامعه‌ی دینی ذکر می‌کنیم، عمل صالح آن‌ها را هم باید ذکر کنیم تا گرفتار بدبینی نسبت به انسان‌ها نشویم و گمان کنیم در جامعه‌ی دینی باید همه‌ی افراد جامعه به‌کلّی بی‌عیب باشند تا آن جامعه مورد عنایت خداوند قرار گیرد و تاریخ توحید را به کمک آن جامعه به‌وجود آورد، مسلّم چنین نیست. در روایت داریم که رَسُولُ اللَّه (ص) فرمودند: «حُبُّ عَلِيٍّ حَسَنَةٌ لَا يَضُرُّ مَعَهَا سَيِّئَةٌ وَ بُغْضُ عَلِيٍّ سَيِّئَةٌ لَا يَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة.» یعنی اگر جهت‌گیری انسان و شخصیت آرمانی او علی (ع) بود، لغزش‌های کوچک، شخصیت او را از حوزه‌ی ایمان خارج نمی‌کند و در همین رابطه می‌توان به قرآن نظر کرد که می‌فرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُم» ‏(فتح/ ۲۹) یعنی آنان که همراه حضرت محمد (ص) تاریخی را پایه‌گذاری کردند، دارای هویتی خاص هستند، هویتی که اقتضاء می‌کند از یک طرف مرز بین خود و دشمن را همواره حفظ کنند و از طرف دیگر نسبت به خودی‌ها رحمت و رفاقت را مدّ نظر داشته باشند، افراد جامعه‌ی دینی با چنین هویتی در تاریخ خود حاضر می‌شوند و جهانی را شکل می‌دهند که پیامبر خدا (ص) رهبر آن جامعه هستند.

با توجه به مطالب فوق، سؤال ما این است که ملت ما در این تاریخ با هویتی‌ که ریشه در تاریخ - ایرانی، اسلامی، شیعی- دارد، چه جهانی پیش رویش قرار خواهد گرفت‌ که نه خارج از جهانِ توسعه‌یافته است و نه عین آن؟ با تصوری صحیح نسبت به چنین جهانی است که می‌توان بهترین انتخاب‌ها را در ابعاد گوناگونِ زندگی داشت و چشم‌اندازی امیدوارانه‌ای را در مقابل خود احساس کرد.

۲. با توجه به آن‌که انسان مؤمن و عاقل، زمان‌شناس است و متوجه‌ی روحی است که در زمانه جاری است، آیا با هویت پیچیده‌ای که در حال حاضر در ملت ایران به‌وجود آمده، چه آینده‌ای می‌تواند آینده‌ی ما باشد تا از امروز، رانده و در فردا، مانده نباشیم  و با نظر به آن آینده، در امروزِ خود مأوای درستی برای خود انتخاب کنیم؟ زیرا اگر آینده‌ی خود را با بصیرت لازم درست نشناسیم و نسبت به آینده در توهمّات خود به‌سر ببریم مسلّم امروزمان را از دست می‌دهیم و در بی‌مأواییِ کامل به‌سر می‌بریم.

۳. قرآن می‌فرماید وقتی مؤمنین صدر اسلام با احزاب، یعنی اتحاد کفر جهانی روبه‌رو شدند که بنا داشتند ریشه‌ی اسلام را بکنند؛ گفتند: «هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً» (احزاب/۲۲) این است آن وعده‌ی خدا و رسول خدا (ص)، و خدا و رسول‌اش وعده‌ی صادقی دادند، و در مسیر مقابله با اجتماع کفارِ متحد، نه‌تنها خود را نباختند، بلکه ایمان و دل‌سپردگی‌شان به اسلام افزون شد. زیرا متوجه بودند وقتی همه‌ی کفر به میان می‌آید، با شکستی که می‌خورد هویت تاریخی‌اش را از دست می‌دهد و تاریخ دیگری ظهور می‌کند. آن مؤمنین با نظر به چنین آینده‌ای، توانستند آن روز خود را درست تحلیل کنند و در آن مأوا گزینند.

۴. شواهد زیادی در سال‌های اخیر در میان است که حکایت از آن دارد، جهانِ در حال طلوع و آینده‌ی پیشِ رو، طوری در حال شکل‌گرفتن است که جهانی ماورای فهم بشر روزمرّه است را به ارمغان می‌آورد، تا هرکس در آن فضایِ گشوده بتواند «خود» را نیز آغاز کند و به یک معنا متولد شود و همدیگر را در جهانِ گشوده‌ای درک کنند که با انقلاب اسلامی به ظهور آمده و نه در جزیره‌های منقطع.  بلکه در راستای گشودگی لازم که شرایط امروز بین انقلاب اسلامی اقتضای آن را دارا است. اخیراً رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» در حکم خود به امام جمعه‌ی بندرعباس فرمودند: تقویت جریان انقلابی و جوانان مؤمن و رویِ گشاده و دست مهربان با عموم طبقات؛ توصیه‌ی مؤکد اینجانب است. توفیقات شما را از خداوند متعال مسألت می‌کنم.‌[1] چنانچه ملاحظه می‌فرمایید در این توصیه علاوه بر تقویت جریان انقلابی و جوانان مؤمن، برخوردی مهربانانه و رویِ گشاده را برای عموم طبقات متذکر شده‌اند، یعنی تنها نباید به جریان‌های انقلابی و جوانان مؤمن نظر کرد، زیرا انقلاب اسلامی در مرحله‌ای از بلوغ خود دست یافته است که می‌تواند کسانی را که به ظاهر جزء جریان‌های انقلاب و مؤمنین هم نیستند، از آنِ خود کند و آینده‌ای را برای خود شکل دهد که همه‌ی اقشار، خود را از آنِ انقلاب اسلامی بدانند. 

۵. با ظهورِ رخداد انقلاب اسلامی و ظهور توانایی‌های بشر برای مقابله با کفر و استکبار، هرکس به جهت طلوع جهانی دیگر، از خویش درکی بس متعالی یافته است، هرچند هنوز آن جهان نامتعیّن است، ولی با نظر به آن می‌توانیم از عرصه‌ی روزمرّگی و نیهیلیسمی که در آن سرگردانیم، خارج شویم و راهی به سوی آینده‌ی خود پیدا کنیم. با توجه به این امر، رهبر معظم انقلاب«حفظه‌اللّه» می‌فرمایند:

«من این را از روی اطلاع عرض می‌کنم که کشور در حال پیشرفت است، انقلاب و مبانی انقلابی در حال پیشرفت است... کشور دارد به سمت مفاهیم انقلابی و آرمان‌های انقلابی و حقایق انقلابی حرکت می‌کند... ما داریم پیش می‌رویم. ما در ماده و معنا پیش می‌رویم، ما به توفیق الهی در ماده و معنا، استکبار را شکست می‌دهیم.»(در دیدار با خبرگان رهبری، در تاریخ 15/6/97)

۶.  لیوتار[2] متذکر این امر است که دورانِ «فرا روایت‌ها» گذشته است و این بدین معنا است که در دنیای جدید هرکس به خودی خود می تواند یک «فرا روایت» باشد و «وحدتی» باشد در عین «کثرت». اندیشه‌ای باشد به وسعت تاریخی که در آن زندگی می‌کند و او را فرا گرفته. این یعنی ما در آینده‌ی خود با جوانانی روبه‌رو هستیم که هر کدام یک اَبر مرد می‌باشند، در بستر سنتی که انقلاب اسلامی در مقابل ما گشوده است. دورانی که یکی فکر کند و تصمیم بگیرد، تمام شده است[3] و حتی اگر کسی بر آن تأکید داشته باشد که نظر خود را بر بقیه تحمیل کند، بداند که در این دنیا تنها می‌ماند. با نظر به چنین آینده مسلّم جوانان آینده هر کدام جهانی هستند که به خوبی جریان‌های حق را از باطل تمیز می‌دهند و در چنین آینده‌ تفکری مورد استقبال قرار می‌گیرد که منطقی‌ترین اندیشه را با انسان‌ها در میان بگذارد که بنده برای انقلاب اسلامی چنین حضوری را مدّ نظر دارم.

۷. امروز اندیشمندان جهان بر این نکته پافشاری می‌کنند که بر عکسِ گذشته «جهانِ نیچه‌ای که جهان نیهیلیسم است، مرده است، و دوران سیطره‌ی سکولاریسم و نیهیلیسم به پایان خط خود رسیده‌.» در آن حدّ که در این زمان نه‌تنها امر دینی غیر ممکن نیست، بلکه امر غیر دینی و سکولار، غیر ممکن شده است.[4]  از این به بعد جبهه‌‌ی مقابله با انقلاب اسلامی است که در مقابل انقلاب اسلامی منفعل خواهد بود و امید ادامه‌ی خود را از دست می‌دهد. چنان‌چه بتوانیم این نکته‌ی مهم را متوجه‌ی مردم و به‌خصوص جوانان خود بنماییم، مسلّم در راستای امید به آینده نوع دیگری از زندگی را مدّ نظر قرار می‌دهند و شخصیتی را برای خود شکل می‌دهند که تراز انقلاب اسلامی است و نه تراز فرهنگ سکولار دنیای مدرن.

۸. خداوند در آیه‌ی «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون» متذکر این امر است که انتهای عالمِ هستی به ابتدای خود که حضرت حق است برمی‌گردد و این سنت برای هر حقیقتی صادق است و به همین جهت با ظهور حضرت مهدی (عج) دین اسلام به اصل و بنیاد خود برمی‌گردد که رسول خدا (ص) در آغاز، آن بنیاد را به میان آوردند و در همین رابطه به زهرای مرضیه (س) مژده دادند که مهدی امت از ما است. در دلِ همین قاعده و سنت، انقلاب اسلامی به آغازِ خود یعنی به انگیزه‌های اصیلی که با آن به ظهور آمد، برمی‌گردد. یعنی آینده‌ی انقلاب را می‌توان به آغاز آن مرتبط کرد. یعنی‏ آن آغاز است با همه‌ی خلوصی که در آن زمان در میان بود در آینده حاضر خواهد بود. اگر آن آغاز را با نگاهی روشن و غیر آلوده نگاه کنیم همان آغاز، در آینده به سراغ‌مان می‌آید. توجه به آغازِ تفکر تاریخی است که ما را به سر چشمه‌ای که ممکن است ابتدا روشن نباشد راهنمایی می‌کند. با این‌همه آن آغاز است که همواره در آینده خود را از «اجمال» به «تفصیل» می‌آورد و آینده‌ی ما را می‌سازد و این بازگشت به گذشته نیست بلکه معنابخشیدن به آینده است، زیرا وقتی در این سفر به آن آغاز نگاهی وجودی و نوری داشته باشیم و با نظر به انگیزه‌هایی که منجر به این فتح تاریخی شده، سعی کنیم حجاب‌های طاغوتی آن را رفع نماییم، روز به روز بهتر و بهتر خود را نشان می‌دهد. زیرا آن آغاز با حقیقت وجودی‌اش همواره در حالت تجلی است و با نفوذ و سیطره‌ای که دارد موانع حضور خود را به عقب می‌راند، هرچند ممکن است ما در میانه‌ی راه بمانیم، در این صورت آن آغاز خود را ادامه می‌دهد و این ما هستیم که عقب مانده‌ایم.

اگر آن آغاز، یک آغاز متعالی و توحیدی است، حتماً در آینده‌ی خود حاضر خواهد بود و اگر ما عقب ماندیم به جهت آن است که آغاز را در آینده‌اش دنبال نکردیم و تحت تأثیر روشنفکران غرب‌زده، آینده‌ای مَن‌درآوردی برای خود ساختیم که هرگز آینده‌ی ما نخواهد بود، حتی اگر آینده‌ی جهان غرب باشد. دویست سال سرگردانی به جهت آن بود که در مواجهه با غرب، خود را باختیم و خواستیم سر تا پا غربی شویم و به خِرَدِ قومی خود پشت کردیم و عملاً از آن‌جا رانده، و در این‌جا، مانده شدیم.

۸. انقلاب اسلامی چیزی را به بشر عرضه می‌کند که در بستر آن، انسان‌ها به اصالت‌های خود برمی‌گردند، البته به شرطی که متوجه باشیم انقلاب اسلامی، یک فرایندِ تاریخی است و برای رسیدن به اهدافِ تمدنی‌اش راهی طولانی در پیش دارد. ما تاریخی را شروع کرده‌ایم که به تعبیر رهبر معظم انقلاب در این چهل سال، ما فعلاً در مرتبه‌ای از بلوغ آن هستیم، یعنی مرحله‌ی جوانی آن که ابتدایِ به ظهورآمدنِ استعدادهای آن می‌باشد.

پس از به میان‌آمدنِ انقلاب اسلامی، تصوری از زندگی به صحنه آمده که این تصور دو وَجه دارد: یکی این‌که باید نسبت به آینده‌ای که با دنیای مدرن بخواهیم خود را ادامه بدهیم، مأیوس باشیم. دیگر این‌که می‌توان به ظهور انسانی که انسانی است قدسی، امیدوار بود -که شهداء نمونه‌ی آن هستند-. با ظهور چشم‌اندازی این‌چنین باید متوجه‌ بود ما در فرآیندی قرار می‌گیریم که به مرور فرهنگ زندگیِ توحیدی جایگزین فرهنگ قبلی می‌شود، به‌خصوص که انقلاب اسلامی متذکر فطرت توحیدی انسان‌ها می‌باشد. این همان فتح‌الفتوحی است که با انقلاب اسلامی در این جهان به ظهور می‌آید، به همان معنا که قرآن فرمود: «كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى‏ عَلى‏ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظيماً» (فتح/۲۹) مانند زراعتی که جوانه‌‌های آن سر بر می‌آوردند و به تدریج نیرو می‌گیرند، پس سخت و ستبر شده بر ساقه‌های خود می‌ایستد. در حدّی که زُرّاع و بنیان‌گذاران آن نیز از استواری آن به شگفت می‌آیند. پس چنین «حضور» محقق می‌شود تا کفار به خشم آیند. این وعده‌ی الهی است برای کسانی که ایمان به خدا و امداد الهی دارند و در راستای تحقق وعده‌ی الهی عمل می‌کنند، در رابطه با آن‌ها مغفرت و اجر عظیمی هست. با توجه به چنین قاعده و سنتی، بسیار منطقی است که نسبت به حضور تاریخی خود در مقابل استکبار با هویت توحیدی انقلاب اسلامی امیدوار بود و زندگی امروز خود را بر اساس چنین آینده‌ای تنظیم کرد.

۱۰. رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» در راستای تحقق آرمان‌های فکری فرهنگی می‌فرمایند:

«دچار شتاب‌زدگی و بهانه‌گیری هم نباید بشویم. یکی از چیزهایی که واقعاً ماها همه‌ باید به آن توجّه بدهیم، این است که یکی از عیوب کار، این بی‌صبری و شتاب‌زدگی است؛ مرتّب آدم پا به زمین بزند که «آقا چرا نشد؟ چرا نشد؟» خب هر چیزی قدری دارد، هر چیزی اَجَل و اَمَدی دارد، همه چیز باسرعت انجام نمی‌گیرد.» (۱۳۹۷/۱۲/۲۳)

ولی با توجه به بصیرتی که ایشان دارا می‌باشند؛ ما در آینده‌ای حاضر هستیم که به تعبیر ایشان: «ما به توفیق الهی در ماده و معنا، استکبار را شکست می‌دهیم.» ما با نظر به چنین آینده‌ای باید در امروزمان در مأوای انقلاب اسلامی به‌سر بریم و خود را با هویتِ ضدّیت با استکبار، با جدّیتِ تمام ادامه دهیم تا به معنای گمشده‌ی خود برگردیم، معنایی که امروزمان از فردای‌مان جدا نیست تا در انتخاب امروز خود با بصیرت عمل کنیم و نه با توهّماتی که چهارصدسال است بشر غربی گرفتار آن است.

۱۱. در ترددِ میان نظر به مظاهر جزئی انقلاب و توجه به حقیقت کلّی آن، می‌توان متوجه گشت که این مظاهرِ جزئی چگونه به آن حقیقت کلّی مرتبط‌اند و این کثراتْ ما را به کدام وحدت ارجاع می‌دهد؟ در این حالت در مواجهه با امور جزیی، گرفتار دوگانگیِ «ذهن» و «عین» نمی‌شویم؛ بلکه متوجه‌ی حقیقتی می‌گردیم که همه‌ی این امور جزئی، حتی خود ما را در برگرفته و به عقلانیت و فهمی می‌رسیم که از قلب، جدا نیست.

رازِ حضور مردانی مثل شهید چمران و شهید صیاد شیرازی در مواجهه با عقلانیتِ عقلِ مدرن و در عین حضورِ قلب نسبت به حقیقت هستی، در امر فوق نهفته است. اینان نشان دادند قلب‌شان در مواجهه با جهان مدرن و تحصیل در جهان خارج، از دست نرفته است، چیزی که در ذات انقلاب اسلامی برای حضور در آینده‌اش مدّ نظر است که قبله‌ی انسان‌های آینده دیگر، قبله‌ی غرب و طاغوت نیست.

حال! باز باید پرسید آینده‌ی ما چه آینده‌ای است که بتوانیم در امروزمان سرگردان نباشیم و بی‌مأوا به‌سر نبریم، زیرا برای سکنی‌گزیدن در امروز، اولاً: باید «آغاز» را همواره مدّ نظر داشت و آینده را نیز هرگز گم نکرد، و ثانیاً: آینده را در إزایِ عهد با آغازِ آغازها معنا کرد. و این است معنای زندگی در «مبداء» و «معاد» نسبت به هر حقیقتی که حقیقتاً، حقیقت باشد.

۱۲. با توجه به این‌که فهم هر اثری، تاریخی است و نسبتی با حال و آینده دارد، بدین معنا که فهم همواره در کُنشِ بین زمان حال و گذشته و آینده عمل می‌کند؛ می‌توان نتیجه گرفت دو فهم در دو مرحله‌ی تاریخی در یک موضوع، یکسان نیست تا گمان کنیم می‌توانیم در فهمِ یک موضوع، از زمان خود پا را بیرون بگذاریم و این یعنی انسان در امروزی که می خواهد خود را و زمانه‌ی خود را درک کند، نسبتِ درستی از آینده نداشته باشد.

والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته

 


[1] - ۲۶ تیرماه ۱۳۹۸

[2] - ژان فرانسوا لیوتار از پیشگامان فلسفه‌ی پُست‌مدرن در فرانسه، متولد 1924 و متوفی 1998.

[3] - در همین رابطه ملاحظه کرده‌اید که رهبر معظم انقلاب در هر موضوعی که مطرح می‌کنند بیشتر به جای آن‌که دستور دهند تا بقیه بر اساس دستور ایشان عمل کنند، سعی دارند آن موضوع را تبیین کنند تا مخاطب قانع شود و خودش عمل به آن موضوع را بر عهده گیرد.

[4] - به یادداشت آقای دکتر اسداللّه رحمان‌زاده استاد کالج کانتر آکاستا در آمریکا، تحت عنوان «هیچ تجربه‌ای از خداوند تجربه‌ی ایمان را به ما نشان نمی‌دهد»؛ رجوع شود که سعی دارد نظرات و تئوری‌های اندیشمندان جهان را نسبت به ایمان به خدا با خواننده در میان بگذارد . https://www.mehrnews.com

26606

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: این درسته که ما انسان ها از بهشت اومدیم و توی اون عالم هر کس برای خودش نقش هایی رو انتخاب کرده و حالا با توجه به این انتخاب و این نقشی که پیش رو داریم باید ماموریتی رو که توی اون عالم، برای زمین انتخاب کردیم رو به انجام برسونیم و برگردیم؟ و همچنین همه ی خاطره ها و اتفاقات اون عالم دیگه رو به طور موقت تا وقتی که روی زمینیم فراموش کردیم و هنگامی که برگردیم یعنی بمیریم دوباره همه چی یادمون میاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روی هم رفته حرف درستی است ولی ظرایفی دارد که در مباحث فطرت از یک طرف و در مباحث عرفانی از طرف دیگر می‌توانید آن را دنبال نمایید. موفق باشید

26349
متن پرسش
سلام: شخصی اصفهانی به نام محمد زمانی در مورد تجربیات قبل از مرگ خود سخنرانی‌های زیادی داشته. می خواستم نظرتان رو در مورد حرفهای ایشون بدونم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم فرمایشات ایشان را شنیده‌ام. چیز خلافی در آن نبود. جالب است ظرایفی در تجربیات ایشان پیش آمده که فلاسفه‌ی اسلامی با دلایل و براهینِ دقیقی آن‌ها را اثبات و تبیین کرده‌اند مثل جلد ۸ و ۹ اسفار که تحت عنوان معرفت نفس و حشر ترجمه شده و بر روی سایت هست.موفق باشید

24875

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد و تمامی دست اندرکاران گروه فرهنگی المیزان. عرض معذرت به جهت مزاحمتم. استاد چون جستجو کردم و نیافتم در بخش سوالات می پرسم. استاد به شخصی توصیه فرمودید که دستگاه فکریش رو بر اساس آرا و اندیشه های امام خمینی (ره) و علامه طیاطبایی (ره) بنا کند. دو بزرگواری که فرمودید هر دو ایشان از علمای عالم دار هستند. استاد من اهل شوشتر هستم و آثار علامه محقق و صاحب قاموس الرجال شیخ محمد تقی شیخ شوشتری (ره) (که متاسفانه بسیار در حق ایشان و شناختن ایشان و وسعت علمی پهناور ایشان به جامعه تشیع و بخصوص نسل جوان کوتاهی شده است) دسترسی دارم. کتب ایشان به غیر از علم رجال دو جلد در تفسیر قرآن (باعنوان حواشی مصحف) مواعظ (۴ جلد) در اخلاق، قضاوتهای امیرالمومنین (ع) و کتب دیگر ایشان از ارزش بالایی برخوردارند و آیت الله شبیری زنجانی ایشان را با عنوان حسنات دهر خطاب می کنند و مرحوم شریعتی ایشان را کوهی از علم می دانند. و کاری که متاسفانه موفق به انجامش نشدند، تهیه یک دور تفسیر در قرآن بود. استاد عرض بنده طولانی شد. حال پرسش بنده این هست که مطالعه آثار ایشون می تواند یک خط فکری برای بنده ایجاد کند و امثال بنده را از ظلمات جهل به روشنایی علم برساند یا خیر؟ استاد بنده قصد ارسال یک نسخه از کتاب جلوه فضل و فضیلت نوشته ابوالقاسم اعتبار از نزدیکان مرحوم علامه شیخ که شرح احوالات آن بزرگوار هست رو خدمتتان ارسال کنم، ولی نمی دانم می شود یا خیر. ۲. استاد کتب مرحوم آقا مجتبی تهرانی (ره) برای پیدا کردن خط فکری مذکور چگونه است؟ شرمنده به جهت طولانی شدن عرایضم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان‌طور که متوجه‌اید حقیقتاً در فرهنگ تشیع اقیانوس‌هایی از علم و معرفت هست که بسیاری از آن‌ها گمنام‌اند و متأسفانه دسترسی به آن‌ها مشکل می‌باشد. اگر بدانم چگونه می‌توان به تفسیر آن استاد عزیز دست پیدا کرد، خودم اقدام می‌کنم. ۲. نوشته‌ها و سخنان مرحوم آقامجتبی تهرانی در امر اخلاق، بسیار کارساز است. موفق باشید

23825

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد یک شبهه ای برام ایجاد شده که ذهنم رو خیلی بد و آزار دهنده مشغول کرده. اینکه از کجا معلوم که دین اسلام نسبت به بقیه ادیانی که الان وجود داره حقانیت داره و کامل تره؟ مثلا از کجا معلوم که بودا آیین درست تری نباشه؟ مگر معجزه ی پیامبر نباید برای همین اثبات حقانیت دین اسلام و اثبات اینکه واقعا این دین و خود پیامبر فرستاده از جانب خدا هستند باشه. ولی چرا قرآن الان برای ما (یا حداقل برای من) حکم یک معحزه را نداره؟ چرا وقتی قرآن می خونم حق بودن دین اسلام برام ثابت نمیشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به اندازه‌ی کافی بر روی فهم قرآن و تدبّر در آن وقت بگذارید همین امروز هم متوجه‌ی معجزه بودن آن می‌شوید. در این مورد خوب است به جواب سوال‌های ۱۰۷۶۴ و ۱۰۹۶۴ و ۲۰۵۲۹ رجوع فرمایید. موفق باشید

21267
متن پرسش
ببخشید استاد کتابی در زمینه شرح و تفسیر مناجات خمس عشر معرفی بکنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح مناجات اول را تحت عنوان «مناجات التّوابین» در جزوات سایت می‌توانید بیابید. اطلاع از شرح سایر مناجات‌ها در ذهن ندارم. موفق باشید  آدرس جزوه‌ی مذکور در سایت چنین است: http://lobolmizan.ir/leaflet/1311/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%A7%D8%A6%D8%A8%DB%8C%D9%86

20403

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ناظر به سوال 20389 می دانم که مومن باید بین خوف و رجا باشد ولی این روایت که «المومن لایصلحه الخوف» این گمان را می رساند که انسانها به خدا امید بیش از حد و افراطی دارند لذا جنبه خوف باید تقویت شود. می خواهم ببینم خدا برای هدایت انسانها بیشتر آنها را از جهنم ترسانده یا آنها به بهشت بشارت داده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً در ابتدای امر مردم از خوف جهنم عبادت می‌کنند و خوب است که همان «خوف» غلبه داشته باشد، ولی در ادامه امیدِ لقاء پیش می‌آید و به اصطلاح، مزه‌ی آن خوف را به عنوان هدیه‌ی خدا می‌چشند که همان امید به رحمت پروردگار است. موفق باشید

19786

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در آيه ي ٥٩ سوره نساء «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ ۖ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا» چرا به جاي اين كه بگويد اي كساني كه إيمان آورديد نگفته اي كساني كه اسلام آورديد مگر كسي كه خدا و پيامبر و أولي الامر را أطاعت كند تازه بعد نمي شود مؤمن؟ اصلا مؤمن كيست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اطاعتی که در آیه‌ی مذکور مدّ نظر است، اطاعت انسانی است که از پذیرفتن اولیه‌ی انسان بالاتر آمده است و می‌خواهد نظام‌سازی کند. به همین جهت در آخر آیه باز تأکید می‌کند: «إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ». موفق باشید 

18954

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من دارم صوت های سلوک ذیل شخصیت امام را گوش میدم یه سوالی برام پیش اومده اینکه مباحثی مثل وحدت، مردم توی این صحبت ها بسیار پرزنگ نشان داده میشه می خواستم از استاد بخواید یه سری منابع (توی صحبت های خودشون) که بیشتر شرح داده شده را معرفی کنن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پس از مطالعه‌ی اصل کتاب و مطالعه‌ی دو کتاب بعدی که تفصیل کتاب  سلوک است، یعنی کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» و کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی»؛ آرام‌آرام مسائل برایتان روشن می‌شود. موفق باشید

17959
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز معنی تشکیک در وجود و تشکیک در ظهور را جداگانه فهمیدم، اما لطف می کنید توضیحی کوچک در مورد رسیدن از تشکیک در وجود به تشکیک در ظهور بدهید. کلا کسی که از تشکیک در وجود به تشکیک در ظهور برسد چگونه کسی است؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مدتی سالک متوجه می‌شود از آن‌جایی که حضور خداوند مطلق است، همه‌ی عالم را خدا پر کرده و از این به بعد متوجه می‌گردد تفاوت‌های موجود در ظهورات مختلف اسماء الهی است و نه در مراتب وجود اشیاء. موفق باشید

14394
متن پرسش
سلام عليکم: در قرآن آيه 11 سوره مبارکه روم بازگرداندن دو بار و با دو کلمه متفاوت آمده است چرا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیه‌ی مذکور می‌فرماید: خداوند مردم را خلق کرد و سپس آن‌ها را به سوی خود برگرداند و بعد از آن آن‌ها در محضر حق قرار گرفتند برای تعیین سرنوشت نهایی. و چون این برگشت دو مرحله دارد یکی برگشتِ کلّی از دنیا به قیامت و دیگر برگشتِ خاص برای حساب‌رسی؛ دوبار تکرار شده است. موفق باشید

13343

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا شرح «معرفت النفس و حشر» وجود دارد؟ اگر هست لطفا در سایت قرار دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کیفیت صوت بسیار پایین است. اگر لازم داشتید با جناب آقای مهندس نظری تماس بگیرید. شماره‌ی ایشان 09136032342 می‌باشد. موفق باشید

10287

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم با توجه به اینکه جلسات سخنرانی را پیگیری مینماییم و گاهی مواقع به علت مشغله کاری جلسات را حضور نداریم و در جلسه بعدی سررشته مطالب از دستمان خارج میشود .خواهشمندم صوت هر جلسه را تاقبل از شروع جلسه آینده روی سایت بگذارید تا ارتباط مطالب حفظ شود با تشکر- التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت! این حرف درستی است، سعی بفرمایید عملی شود. موفق باشید
8012
متن پرسش
سلام علیکم ۱-با توجه به کاربرد فراوان عبارت «عمل صالح» در قرآن کریم منظور از صلاح عمل در فرهنگ قرآن چیست؟ ۲- درآیه « إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُه» چگونه عمل صالح سبب رفعت عقیده پاک میشود با توجه به اینکه فرموده عقیده پاک خودش صاعد هست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: عمل صالح یعنی عملی که مطابق حکم شریعت باشد و از این جهت عقیده‌ی پاک را در انسان به صورت بالفعل در می‌آورد. این آیه شبیه همان آیاتی است که می‌فرماید: «آمنوا و عمل الصالحات» زیرا ایمان به خودی خود رجوع به حق است ولی برای انسان با عمل صالح صورت بالفعل به‌خود می‌گیرد. موفق باشید
26984

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: عید مبعث رو تبریک عرض می کنم. بنده در انتهای مباحث کتاب خویشتن پنهان هستم و می خواستم از فرصت تعطیلات برای ایجاد نظام فکری درست و منسجم از مباحث معرفه النفس شناخت جایگاه و حقیقت امام، خدا شناسی و هستی شناسی از بحث های شما مطالبی رو دنبال کنم و مطالعه کنم می خواستم بدونم پیشنهاد خود شما برای بنده در این فرصت نزدیک به یک ماه فارق از سیر های پیشنهادی خود سایت چیست؟ (تقدم و تاخر این مباحث و اولویت مطالعه مباحث چگونه است) ممنون از لطفتون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از «برهان صدیقین» شروع بفرمایید و بعد با کتاب «حقیقت نوری اهل‌البیت «علیهم‌السلام» کار را جلو ببرید. موفق باشید

25686
متن پرسش
سلام علیکم: استاد، ساز و کار استفاده از رسانه ها مثل فضای مجازی یا صدا و سیما، در عصر حاضر با توجه به رشد تکنولوژی در راستای اهداف دین مبین و ارزشهای توحیدی، چگونه باید باشد و نیروهای انقلابی چه افقی را در کار رسانه ای مد نظر قرار دهند؟ آیا صرفاً امروز این رسانه ها وسیله ای برای تفریح و ارتباط جمعی و گذراندن اوقات هستند (که حتی در صدا و سیما هم چنین رویکردی مشاهده می شود) یا می توان اهداف متعالی را در بستر همین رسانه دنبال کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال فضای مجازی یک امکان است با مناسبات خاص خود. باید عده‌ای به میدان آیند و هنرِ ارائه‌ی آن‌چه باید ما ارائه دهیم را به دست آورند. مثل کاری که مرحوم شهید آوینی در «روایت فتح» انجام داد. موفق باشید

25408
متن پرسش
با سلام آیا بدن جن مانند ما مادی است یا مثالی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً باید ماده‌ی لطیفی باشد که تعبیر «مارجٍ من نار» از آن شده است. مثل چیزی مانند انرژی که در عینِ مادی‌بودن، محدودیتِ ماده را ندارد. موفق باشید

24093

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و خدا قوت به استاد عزیز: شخصی ناگهانی دچار وسواس فکری شدید شده حدود ده سال انواع درمانهای شیمیایی و سنتی رو هم تجربه کرده هر از چندی عود میکنه. سال گذشته خدمت آیت الله ناصری رسیدن ایشون فرمودن احتمالا سحر است و دستوراتی دادن که یکسال مداومت کرده خیلی بهتر بودن و تقریبا رفع شده بود. اما باز عود کرده لطفا راهنمایی کنید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد نمی‌دانم. بد نیست باز سری به مؤسسه‌ی «انشاء» و یا سری به یک روانپزشک بزنید. موفق باشید

23539
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیزم: استاد جان در مورد سوال ۲۳۵۳۲ می خواستم عرض کنم که قصد بنده این بود که ثابت کنم این سنن الهی علل فاعلی هستند و از میان اقسام علل فاعلی، فاعل طبیعی (غیر علمی) هستند مثل قانون جاذبه زمین تا به این نتیجه برسم که این قوانین تکوینی بوده و در بافت عالم تعبیه شده اند و فرقی میان مومن و کافر نیست و هرکس به این سنن عمل کند، چه به این سنن علم و اعتقاد داشته باشد چه نداشته باشد، به نتیجه آن خواهد رسید. به نظر شما اصلا این نتیجه در مورد سنن الهی درست است یا خیر؟ و در صورت درست بودن به نظرتان از چه راهی غیر از علل اربعه قابل اثبات است؟ ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف درستی است. ولی بعضی موارد موضوعاتی داریم که به راحتی در تقسیم‌بندیِ علل اربعه نمی‌گنجد. مثلاً آیا باید بگوییم خداوند علل فاعلی است یا علل غائی؟ و آیا تجلیاتِ اسماء الهی را در کجای این علل چهارگانه قرار دهیم؟ سنن الهی انوار اسماء الهی هستند که همه‌ی عالم را در برمی‌گیرند. پیشنهاد بنده در آن حدّ بود که مواظب باشیم همه‌چیز را در این تقسیم‌بندی‌ها دنبال نکنیم. زیرا حقیقت، لزوماً در این تقسیم‌بندی‌ها و روش‌های منطقی نمی‌گنجد. موفق باشید

23534
متن پرسش
سلام استاد خدا قوت: استاد ببخشید کسی که زیاد می خوابد و نمی تواند این خواب زیاد را کنترل کند باید چه کند؟ شما راه حلی برای این مسئله سراغ دارید؟ ببخشید یک سوال دیگه ام دارم اینکه چطور یک خواب با آرامش داشته باشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به خودتان برنامه بدهید و غذای خود را کنترل کنید و ورزش را فراموش ننمایید. ۲. اساتید می‌فرمایند روزتان را درست کنید تا خواب‌تان درست باشد. یعنی سعی کنید در روز از پرحرفی و کینه و رقابت، ذهن‌تان را آزاد نگه دارید. موفق باشید

نمایش چاپی