بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22432

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
کدام عمل ها (غیراز صدقه و صله رحم) در این دنیا سریعا اثرش ظاهر می گردد؟ مثلا در روایات در مورد صله رحم و صدقه آمده است که اثر این دو کار خیلی سریع به انسان می رسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که به سریع‌الحساب‌بودن خدا فکر کنید و امیدوار باشید هر عملی سریعاً اثر خود را داشته باشد. موفق باشید

20590

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: 1. آیا محروم بودن حضرت آدم برای خوردن از آن درخت علت خاصی داشت؟ ۲. این عمل او چه عملی بوده آیا گناه بوده چون پیغمبران (ع) معصوم اند و گناه نمی کنند ولی اگر ترک اولی کرده پس چرا عریان شده و خدا او را کیفر داده است؟ ۳. این که می گویند علت اینکه ما به زمین آمدیم همین عمل حضرت آدم بود و گرنه الان بایستی در بهشت بودیم آیا درست است؟ لطفا توضیح دهید. با تشکر و سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه به طور مفصل در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» به جزء جزء این سؤالات جواب داده شده. به‌خصوص که با جواب‌گرفتن از این سؤال‌ها یک نوع تفکر و سلوک برایتان رخ می‌نمایاند. از این جهت توصیه می‌کنم به مطالعه‌ی آن کتاب که بر روی سایت هست، بپردازید. البته یک کار اساسی و مبنایی است. پس باید با حوصله آن را دنبال کرد. موفق باشید آدرس آن کتاب در سایت «لب المیزان» عبارت است از: http://lobolmizan.ir/book/1181

20362
متن پرسش
با سلام: گاهی انسان دچار خوفی می شود، از این رو که اشتباهی یا گناهی انجام داده و نگران عواقبش است. حال انسان تا جایی که می تواند، جبران می کند، حق الناس و حق الله را می پردازد، و تصمیم بر عدم انجام گناه می گیرد، ولی همچنان خوف در وی باقی است. برای رفع این خوف باید چه کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از توبه، جای خوف در میان نیست! زیرا با توّاب‌بودنِ حضرت حق، خداوند چیزی از آن گناه را در عالَم باقی نمی‌گذارد. موفق باشید

16601

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در کتاب «سوره ی کهف راز زندگی دینی» در قسمت دیدار حضرت موسی (ع) و خضر نبی (ع)، علت اینکه در قسمتی که ماهی مرده، از ظرف بیرون می پرد و بر دریا می رود و زنده می شود چیست؟ آیا ارتباطی با سبزی و زندگی خضر نبی (ع) و روح حیات بخش است؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید همین‌طور باشد که محل ملاقات باید صورتی از حیات را در صحنه داشته باشد. موفق باشید

16257

شخصیبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام، پسرم به یک باره از نظر اعتقادی تغییر کرده که من بیشترین دلیل آن را چشم و نذر میدانم، خیلی سریع تغییر کرد بسیار جوان مومن و متدین. بود امسال پیش دانشگاهی است، برای رفع چشم زخم دعایی را بفرمایید که انجام دهم از شما نیز التماس دعا دارم
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و ملک» در رابطه با چشم‌زخم شده است. کتاب بر روی سایت هست. در ضمن سعی کنید فرزندتان را با مباحث «معرفت نفس» آشنا گردانید. موفق باشید

8423
متن پرسش
با سلام کسی که به شدت از تنهایی رنج می برد چه کند که با یاد خداوند متعال بتواند بر تنهاییش غلبه کند؟یک راهکار عملی برای رجوع قلبی یک انسان تنها به سمت خدا میخواهم.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: باید سعی کرد از طریق قلبی‌کردن معارف و اذکار ماه رجب با عالم بیکرانه‌ی وجود مرتبط شد وگرنه همه تنهایند هرچند فعلاً آن را احساس نمی‌کنند و وقتی در برزخ و قیامت متوجه می‌شوند که دیگر کار از کار گذشته. به همین جهت رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» فرمودند: «طوبی للغربا» خوشا به حال تنهاها که در همین دنیا راه اُنس با خدا را بالاخره پیدا می‌کنند. موفق باشید
8044
متن پرسش
شما در جواب سوال "وقتی دلتون میگیره چکار میکنید؟"فرموده اید:"هزار تا کار هست؛ یکی را باید انتخاب کرد تا پیام فرشته‌ای که آمده ما را متوجه راه نورانی اُنس با خدا کند، با جایگزینی‌های پوچ زیر پا نگذاریم."یعنی هروقت دلمون میگیره و یا حتا افسره شدیم کار یه فرشته است؟یعنی من که اغلب اوقات دلم گرفته کار یه فرشته است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌طور است. آن فرشته مأمور است که شما را متذکر کند تا راهی دیگر را انتخاب کنید و راه‌های آسمان را به قلب خود بگشایید زیرا «إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ». موفق باشید
6855
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار. چه کنم که محبت خداوند و عشق به او در قلبم نهادینه شود؟چه کنم که خدا را صمیمانه دوست بدارم و به خاطر حب به او منقادش باشم؟سپاس
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: او حُب خود را در دل ما گذارده سعی کنیم این دنیا که به حقیقت دوست‌داشتنی نیست را در دل جای ندهیم تا نور محبت او ظهور کند. با رعایت حرام و حلال الهی سیر ما به سوی خدای دوست‌داشتنی عملیاتی می‌شود. موفق باشید
30227

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: در بحث سیر و سلوک الی الله، انسان چیزهایی می‌شنود که گاه ناامید و گاه امیدوار می‌شود. مثلا یک خشم نابجا چه آثار بدی دارد و... و آنقدر حساس است راه سلوک. بالاخره ما دچار لغزش و گناه هستیم. آقای بهجت (ره) فرمودند همه ی حرف در این است که معصیت نکنید. ولی حرف ما این است که چطور؟ یکی می‌گوید باید شرح صدر پیدا کرد، یکی می‌گوید باید دل به مقام ذکر برسد و خب اینها را ما نمی‌دانیم چطور باید کسب کرد و بهش رسید و باز یکی می‌گوید توسل کنید. بالاخره امثال من که از قافله عقب و زنگار گناه قلبمان را قسی کرده و چشم و گوش برای فهم و دیدن حقایق نداریم و از طرفی دوست داریم به تقرب برسیم، باید چه کنیم واقعا؟ در یک منطقه محروم زندگی می‌کنیم که استاد اخلاق و... هم نیست. ما واقعا حیران هستیم نمی‌دانیم چه کنیم و کمی نا امیدیم با هر زمین خوردنی و اینکه نمیدونیم چطور خودمان را از خشم شهوت افکار و خیالات بد و خلاصه نفس و دنیا برهانیم و به مقصود که معرقت الله هست برسیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحثی که تحت عنوان «یابن الجندب» کانال مطالب ویژه شروع کرده است، می‌تواند راه‌کارهای خوبی را در مقابل شما قرار دهد. از آن جهت که حضرت صادق «علیه‌السلام» با عبدالله بن جندب که شخصیتی است نزدیک به شخصیت‌های امثال شما، چنین راه‌کارهایی را در میان گذاشتند. موفق باشید.

29361
متن پرسش
سلام علیکم: هفته وحدت و ولادت رسول الله (ص) و امام صادق (ع) رو تبریک عرض می‌کنم در این چند ماهه اخیر احساسی پیدا کردم که شاید در نگاه سطحی و خرد و حوادثی که در جریان است، عجیب به نظر برسد ولی در وجود خود این حس را بصورت ویژه ای می یابم. حس می‌کنم هر چه می‌گذرد به اذن الله بستر برای رقم خوردن تمدن آینده کره ارض و انعقاد عهد جمعی با حضرت حجت (عج) که قطعا هر عصری بر اساس عهدی رقم می‌خورد، نزدیک می‌شویم و انقلاب در گذرگاه مهمی قرار گرفته که ان شاء الله زمینه برای عبور از آن فراهم است و حس می‌کنم قرن ۱۵ شمسی قرن اسلام ناب و انقلاب است. دشمنان مان به ضعفی عظیم دچار شده اند و آن لیبرال دموکراسی که روزی آن‌را ایستگاه پایانی بشر و آخرین علم تمدن مدرنیته می‌خواندند، امروز حتی نظریه پردازانش هم از تثبیت آن عاجزند و هر چه می‌گذرد جبهه استکبار وضع بغرنج تری پیدا می‌کند و گویی سعی دارد با تشدید فشارها و تلاش برای به مذاکره کشاندن، دردهای خود را التیام دهد و البته پیام نهفته در آن اینست که انقلاب فربه شده و به راحتی از پای درنمیاد و نه تنها انقلابی ساده نیست بلکه هویت تمدن مدرن را نشانه گرفته است. گویی بحمدالله در ایران هم علیرغم مسائلی که در صحنه اجتماع می بینیم، به برکت هدایت و رهبری تمدن ساز و بی نظیر امام امت، زمینه برای رخت بستن توسعه گرایی و التقاط و الگوهای نئولیبرال از ساحت معیشتی و نظام سازی و فرهنگی دارد فراهم می‌شود و مردم هم ثمره این نوع بینش را تجربه کردند و گویی زمینه برای حرکت بسمت گام دوم و تمدن نوین اسلامی و مسئولینی در تراز این گام تمدن ساز فراهم می‌شود. گویی انقلاب باید این زنگارها و حجابها را تجربه می‌کرد تا در مسیر تمدن سازی، امت بیش از پیش با امام خویش همراهی و همسویی کند و در غربالها خطوط از هم تمییز یابد و عرصه آخرالزمانی مهاجه جنود عقل و جهل و دولت آدم و دولت ابلیس فراهم شود و براستی چطور پرچمدارن عهد غربی مستاصل مانده اند و در درون خودشان با انواع مشکلات مواجهند و هر چه می‌گذرد از توقف پیشروی انقلاب ناکام مانده اند و بیش از پیش مترصد زمین گیر کردن آنند و البته از قضا سرکنگبین صفرا فزود. مثل اینکه بنا بر اینست که امت با جهادی کبیر که مر آن لا تطع الکافرین است پا در عالمی بگذارد که انعقاد عهد قدسی و بیعه لله است و گویی باید این حوادث و مشکلات و معضلات رخ می‌داد تا متوجه شویم اگر در بستر انقلاب سلوک و توطین نفس و خودسازی و اصلاح نفس نکنیم، با انانیت و نفسانیت در سطح مسئولین مواجهیم که باعث می شود کمترین قرابت فکری با امام جامعه را پیدا کنند. البته بلاشک نباید فراموش کرد اینکه انقلاب از ابلیه سخت ویژه با روندهایی که از سال ۶۸ شروع شد توانست خود را حفظ و گذار دهد و از بسیاری فتنات و تفکراتی که حجاب انقلاب بود، محفوظ مانده و یا در حال گذارست و این چنین این انقلاب ظرفیت دارد قرن آینده را بسازد و چنین تمدن غرب را درگیر حیرانی کند، مرهون زعامت علوی امام امت است که با آینده نگری حکیمانه زیربنای تمدن اسلامی را پی ریزی کرد و کشتی انقلاب را در دریای تلاطم ها پاسداری کرد و سعه صدرش موجب افشای خط نفاق و التقاط شد و هر بار مطمئن تر از پیش می‌گوید آینده این ملت روشن است و افول جوهره تمدن غربی نزدیک است و به حق میراث دار صالح خمینی است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی سخن شهدا در همین نکته نهفته است که متوجه‌ی آینده‌ی متعالی این انقلاب شدند و فهمیدند باید تا مرزِ فداشدن برای انقلاب جلو رفت. به نظر این حقیر، بصیرت واقعی در این دوران همین نکاتی است که متذکر شدید. امید فراوان دارم که فرزندانِ حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» متوجه‌ی این نحوه حضور باشند و در همین رابطه خوانندگان این جواب را به مطالعه‌ی دوباره‌ی متن جنابعالی وامی‌گذارم. موفق باشید   

29343

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد طاهرزاده با توجه به سوالی که در مورد نگاه عرفا نسبت به عالم ماده داشتم عرض می‌شود که بحث در مورد آن نگاه مخصوص ابن عربی در فص ادریسی نیست که مثلا توجیه شود که نگاه عرفانی به افلاک است بلکه بحث اینست که عرفا از عالم ماده که بحث می‌کردند طبق هیئت قدیم بحث می‌کردند و این را شما در عرفان نظری یزدان پناه یا کتبی که امینی نژاد طبق تقریرات استاد یزدان پناه نوشته اند می‌توانید مشاهده فرمایید یا به مصباح الانس فناری مراجعه شود عناصر اربعه افلاک نه گانه مولدات ثلاثه اینها همه طبق نگاه سنتی علمای زمان عرفاست و آنها در کتبشان آوردند. سوال اصلی من اینست که چرا عالم ماده مورد مکاشفه قرار نمی‌گیرد؟ چرا عرفا که بعضا در علوم زمانه اشان دست داشتند از مکاشفات برای شناخت عالم ماده استفاده نکردند؟ مثلا سیاره ای کشف کنند، موجودات ذره بینی را مکاشفه و سپس مشاهده کنند و قس علی هذا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ورود عرفانی به عوالم، با این نگاه هست که به وجه نفسانیِ عوالم نظر می‌شود و نه وجه جسمانی آن. حتی جناب فارابی و ابن‌سینا هم عوالم را از جنس نفس و عقل می‌دانند که از وجه عقلی آن، عقل بعدی و از وجه نفسی آن، نفسِ بعدی به ظهور می‌آید. عرایضی در جزوات فلسفه و کلام اسلامی شده است که جزوات روی سایت هست. موفق باشید

25647

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در جلد ۸ الکافی، حمران از امام باقر (ع) نقل می کند که ایشان می فرمایند سه عصر داریم: عصر گرگ ها که اراده و باور توحیدی نیست، عصر قوچ ها که اراده هست لیکن عمل صالح صورت نمی گیرد و عصر ترازو و میزان که عصر قائم ما (عج) است و در آن هم اراده و باور هست و هم عمل صالح. چه کنیم تا علم و معرفت ما تبدیل به ایمان و نهایتاً عمل صالح شود و صرف دانستن محض نباشد و هم چنین ایمان و عمل مان در طراز عصر ظهور که عصر میزان است و ویژه در این دوران که بحمدالله انقلاب اسلامی بشارتی برای تحقق آن به میان آمده است، باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! زمان‌ها اقتضائات متفاوت دارند ولی قرآن و اولیاء معصوم، فوقِ زمان‌ها هستند. لذا وقتی با سیره‌ی اولیاء معصوم عمل نماییم، عملاً اقتضائات زمانه نیز رعایت می‌شود و همان روحانیتی که مطابق زمان است بر قلب ما القاء می‌شود. موفق باشید

24556
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در مبحث معرفت شناسی در مسئله مطابقت بدیهیات اولیه با واقع جوابی که داده می شود آن است که: مفاهیم به کار رفته در اینها برگرفته از علم حضوری هستند. مثل هر معلولی احتیاج به علت دارد. آیا علم به خود این مسئله نیز که اثبات می شود برگرفته از علم حضوری اند، علم حصولی نیست؟ آیا دور باطل نمی شود؟ یا وقتی می گویند در قضیه هر معلول محتاج علت است با تحلیل مفهوم معلول این نتیجه می رسیم معلول موجودی است که نیاز به علت دارد و این از طریق علم حضوری یافت می شود پس با عالم خارج مطابقت دارد اگر سوال کنند که آنچه با علم حضوری یافت می شود شخصی است (وابستگی اراده به نفس) چگونه آن را تعمیم می دهیم؟ و در جواب گفته شود که از آن جهت که هر چیزی جز در مواردی که با علم حضوری مصداق بودن آن برای معلول ثابت است با برهان عقلی یافت شود که مصداق معلول است آن را تعمیم می دهیم. آیا این نیز خود علم حصولی نیست و دوباره دور باطل نیست؟ چگونه مسئله حل می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. آری! انسان ابتدا رابطه‌ی علت و معلول را به صورت علم حضوری در بین خود و حالات خود احساس می‌کند و آن را به امور بیرونی تعمیم می‌دهد. در این مورد نکاتی در جزوه‌ی «فلسفه‌ی غرب» در رابطه با نظر دیوید هیوم نسبت به علیت عرض شده است که عیناً برایتان کپی می‌گردد. موفق باشید

عليّت‏: هيوم در راستاى گرايش تجربى مسلكى‏ اش كه فقط به دريافت‏ هاى حس و مشاهده و تجربه اعتماد و باور دارد «عليت» يعنى رابطه علت و معلولى بين دو شى‏ء را بالكل مردود مى ‏داند مى‏ گويد: در وهله اول مى ‏بينيم همه اشيايى كه علت و معلول به شمار مى ‏آيند «هم‏ پهلو» هستند، در حالى‏ كه چه بسا شيئى با شى‏ء ديگر «هم‏ پهلو» باشد ولى علت آن به شمار نيايد و اصلًا به چه دليل هر چيزى كه وجودش آغازى دارد بايد علتى هم داشته باشد؟ و چرا نتيجه مى‏ گيريم چنين علت‏هاى خاص بايد چنين معلول‏ هاى خاص را داشته باشند. يعنى چرا بايد اين معلول‏ها را به خدا نسبت دهيم و چرا بايد خدا را علت اين معلول‏ها بدانيم؟ ما چون بارها به تجربه «هم ‏پهلويى» آتش و گرما را مشاهده كرده‏ ايم يكى را علت و ديگرى را معلول مى‏ دانيم. گويا هيوم فكر كرده است اعتقاد به علت بر اساس تجربه بوده است و آن هم تجربه حسى. و بعد هم گفته ما فقط «هم‏ پهلويى» را مشاهده و تجربه‏ كرده ‏ايم و نه خود عليت را. و چون عليت را مشاهده نكرده‏ ايم نمى ‏پذيريم. در حالى‏ كه در جواب هيوم بايد گفت: اولًا؛ اصل عليت يك اصل عقلى است كه از حقايق عينى نشأت گرفته است، مثل حركت و قانون عليت قضيه ‏اى عقلى و علمى حصولى است كه از علم حضورى نفس به افعال خودش به‏ دست آمده است. يعنى نفس امورى مثل اراده را در خودش به علم حضورى مى‏ يابد كه سنخ وجود آن «تعلقى» يعنى قائم به غير است، و نفس به آن وجود مى‏ دهد، ولى وجود نفس بستگى به آن اراده ندارد و پس از علم حضورى به رابطه ‏اى كه بين نفس و فعل آن محقق است، عقل اين رابطه را تحليل مى‏ كند و خصوصيات مصداق را ملغى كرده و ماهيت نفس و ماهيت اراده و زمان و مكانِ آن اراده را كنار مى‏ گذارد و تنها به سنخ وجود نفس و اراده اش نظر مى ‏كند و به حكم كلىِ عليّت مى ‏رسد كه بر تمام مصداق‏هاى علت و معلول صادق است كه يكى عين نياز به ديگرى است و اولى علت است و دومى معلول. يعنى بر عكس ادعاى هيوم عليت از طريق مشاهده و تجربه مادى به دست نيامد كه صرفِ «هم‏ پهلويى» تجربه شده باشد، بلكه در تجربه صرفاً مصداق‏هاى عليت مطرح مى‏ شود و اگر خصوصيات واقعى علت و معلول بر آن‏ها تطبيق كرد به عنوان علت و معلول پذيرفته مى‏ شود. ثانياً عليت يك واقعت عينى است كه حس و عقل به وجود آن در عالم محسوس پى مى ‏برند و همچنان‏ كه حس و تجربه به تنهايى از حركت، فقط سكون‏ هاى متوالى دريافت مى ‏كردند، از عليت هم حس و تجربه به تنهايى فقط «هم‏ پهلويى» و «تقارن بين دو شى‏ء» را دريافت مى‏ كنند و نه همه واقعيت عليت را هيوم بر اساس همان گرايش تجربى خود كه تنها مى‏ خواهد آنچه را كه مشاهده و تجربه مى ‏كند بپذيرد مى‏ گويد: اصلًا به چه دليل هر چيزى كه وجودش آغازى دارد بايد علتى داشته باشد؟ يعنى چون علت را در كنار اين پديده كه وجودش آغازى دارد نمى ‏يابيم، نمى ‏پذيريم كه آن پديده نياز به علت دارد در حالى‏ كه اگر وجودش آغاز دارد، يعنى عين بودن نيست، و بودنش از خودش نيست، چرا كه اگر بودنش و وجودش از خودش بود بايد بى ‏آغاز موجود باشد در حالى‏ كه آغاز دارد يعنى وجودش ذاتاً وابسته به غير است و عقل نمى ‏پذيرد وجودى كه ذاتاً وجودش وابسته به غير است بدون علت باشد. مى‏ گويد: ما چون به تجربه و مشاهده نيافته‏ ايم كه هرچيز كه آغاز به بودن مى‏ گذارد علتى دارد. پس اين يك باور است و چون بنا است زندگى انسان‏ها امكان پذير باشد بايد به اين باورها اعتماد كرد. يعنى خود هيوم هم در زندگى به صرف دريافت‏ هاى حسى نمى ‏تواند زندگى كند، ولى به جاى اين‏كه بگويد به كمك استعدادى ديگر به نام عقل متوجه عليت مى‏ شويم و زندگى بر اساس اعتماد به عليت يك زندگى عقلانى است مى‏ گويد اعتقاد به وجود علت يك باور است.

24505

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بعد از رو برو شدن با مدعی ارتباط با عالم غیب به واسطه ی معجزه ی او بر اساس اصل عقلی «دفع ضرر احتمالی واجب و لازم است.» احتمال وجود عالم دیگر و صدق حرف ها در ما ایجاد می شود. حال سئوال این است: ۱. شرط نجات مطلق از تمام ضرر ها بعد از مرگ طبق وحی چیست؟ ۲. آن کمال و سعادتی که بنا است با پیروی از آورنده ی وحی در آن عالم به آن دست یافت دقیقا چیست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به روش جدال احسن آن‌طور می‌فرمودند. ۲. عقل هرکس متوجه‌ی بقای ابدی اوست. پیشنهاد می‌شود کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن را که بر روی سایت هست، دنبال فرمایید. موفق باشید

23809
متن پرسش
سلام استاد عزیز: اینکه آقای نور علی تابنده (گنابادی) موقع نماز جماعت وسط نماز بر میگرده و کسی که پشت سرش بوده دستشو میگیره که بشینه و یا جانشین ایشون تو یه مجلسی یه خانومی میاد چند بار دستشونو میبوسه و ایشون هم همینکارو میکنه چه جور میشه تحلیل کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم هیچ توجیه شرعی داشته باشد. کارِ این افراد را نباید به پای سلطان محمد گنابادی گذاشت که  نزد علمایی مثل مرحوم حاج شیخ مرتضی انصاری کسب علم کرد و اجازه اجتهاد گرفت و در مراجعت بار دیگر در سبزوار به تحصیل حکمت اشتغال ورزید و مورد وثوق میرزای شیرازی می‌باشد. موفق باشید

23367
متن پرسش
با سلام و عرض خدا قوت خدمت شما استاد گرامی: در خصوص مباحث معرفت نفس سوالاتی از حضورتان داشتم: ۱. طبق آیه ۴۲ سوره زمر که فرمودید «خدا» هنگام مرگ و خواب نفس ها را به تمامه می گیرد؛ سوالم اینه که کم خونی و بعضی مشکلات بدنی چه طور باعث دیرتر خوابیدن و اختلال در خواب میشه؟ این که مزاج های سرد خوابهای عمیق تر و طولانی تری دارن چطور تحلیل میکنین؟ ۲. در کتاب خویشتن پنهان فرمودین نفس در خواب هم به تمامه گرفته میشه الا اینکه با نیروی تدبیر از راه دور بدن رو تدبیر میکنه و اعضای بدن از کار نمی ایسته؛ سوالم اینه که این که در خواب پهلو به پهلو میشیم بدون اینکه متوجه بشیم آیا این با همون نیروی تدبیر از راه دوره یا نفس به بدن توجه میکنه؟ یا وقتی موقع پهلو به پهلو شدن هوشیار میشیم، بازگشت و توجه روح به بدن، بدن رو در پهلو به پهلو شدن یاری میکنه؟ ۳. با توجه به مطالبی که در بحث تدبیر از راه دور کتاب خویشن پنهان فرمودین: «می شود نفس انسان جدای از چیزی باشد و با تمرکز روی آن، اراده خود را در آن اعمال کند، و توان تکوینی خود را در اختیار گیرد» آیا می توان گفت این که در شرح حال بعضی علما هست که با یک خرما شخصی را شفا می داده اند از این سنخ امور است؟ یا مطلب، چیز دیگری است؟ ۴. میزان توجه و اعتقاد نگاه غربی به نفس و روح انسان چگونه است؟ به هر صورت نمی توان به طور کل این بعد از وجود را منکر شد؛ چیزی که این طور با بحث خواب اثبات می شود! (اگر در این زمینه منبعی جهت آشنایی با نقطه نظرات آن ها معرفی نمایید ممنون می شوم) ممنون از پاسخگویی تان. خدا حفظ تان نماید. ان شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. توفّی و گرفتن روح توسط خداوند است ولی این‌که روح، چگونه خود را در اختیار خداوند قرار دهد مربوط به روحیه‌ی انسان و بدن انسان است ۲. به نظر بنده همین‌طور است که می‌فرمایید، یعنی روح است که چنین تدبیری را بر بدن إعمال می‌کند 3- می‌تواند از این نوع باشد، ولی منحصر به این نوع نیست. گاهی موانعِ بیماری را آن سالکِ واصل از آن شخص دفع می‌کند. ۴. نظر فیلسوفان غربی در مورد نفس متفاوت است. به نظرم کتاب «حقیقت انسان» از جناب آقای دکتر اصغر مصلح نکات خوبی در ارائه‌ی نظرات مختلف اندیشمندان غربی در اختیار خواننده می‌گذارد. موفق باشید

23147

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی با سلام و احترام: اینجانب عضو هیات علمی دانشگاه هستم. قبلا هم چند بار از حضور شما سوالهایی را پاسخ گرفته ام. در یکی از آنها سوال کردم چند تا از همکارها اصرار دارن مدیریت گروه را که دوره آن دو سال است بعهده بگیرم. فرمودید اکر اینکار با نیت کمک به نظام اسلامی انجام شود تجربه نشان دهده که خداوند متعال برکت هایی را در زندگی وارد می کند. یکبار هم سوال کردم که نظر شما در خصوص انجام تحقیق در قرآن کریم در خصوص موضوع تخصصی رشته خودم چیست؟ استقبال کردین و فرمودین از تفسیر المیزان مطالب مربوط به موضوع را جداگانه یادداشت کنم. من فکر می کنم بعهده گرفتن هر دو کار (مدیریت گروه و انجام تحقیق در قرآن کریم) شاید بصلاح نباشد و باعث شود در هر دو ضعیف عمل کنم. و فکر می کنم اولویت با انجام تحقیق در قرآن کریم باشد و به هیچ وجه زیر بار مدیریت گروه نروم. ممنون میشم نظر خود را بفرمایید که آیا نظر من منطقی است یا هر دو کار را دنبال کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کار مدیریت نخوابد و کسی باشد که بتواند آن کار را به عهده بگیرد، همان‌طور که خودتان متوجه هستید خوب است به تحقیق در قرآن کریم بپردازید. موفق باشید

22515
متن پرسش
سلام: با همکاران و مراجعه کنندگانی که فقط بعد مادی برایشان در اولویت است و می گویند: این چه انقلابی هست، همه چیز گران، مردم نون شب ندارند، پول نداریم دارو بخریم، پولها در سوریه خرج می شود، فساد کشور را گرفته، کی می خواهد درست شود ما که پیر شدیم و درست نشد و....» چگونه برخورد کنم و چه جوابی بدهم؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه در راستای یک حرکت الهی که بنا دارد از گردونه‌ی جاهلیت دوران خود عبور کند این مشکلات هست و مردم عادی این سخنان را به زبان می‌آورند. مگر بنی‌اسرائیل به حضرت موسی«علیه‌السلام» نگفتند قبل از تو این مشکلات بود، بعد از تو هم آن مشکلات هست. غافل بودند که تفاوت در سلطه‌ی فرعون بر آن‌ها بود و تحقیری که بر آن‌ها می‌شد. موفق باشید

22490

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: شما در بعضی کتابهایتان از جمله گزینش تکنولوژی و کربلا به این نکته پرداخته اید که انسان با پذیرش روش های غربی از آسمان و آسمانی شدن جدا می شود. می خواهم بدانم فایده های آسمانی شدن چیست؟ سخت قانع می شوم. لطفا تمام فایده هایی که می دانید و مد نظرتان است را بفرمایید. متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آسمانی‌بودن در آن جملات، به معنای آن است که رابطه‌ی انسان با عالَمِ غیب و معنویت و با حضرت پروردگار قطع نشود، زیرا انسان در ذیلِ هدایت عالَم غیب و حضرت ربّ می‌تواند خود را به نتیجه برساند. موفق باشید

20521
متن پرسش
سمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی محضر شریف استاد سلام علیکم: در مقطع زمانی ظهور پیامبر اسلام چه عناصر پدیدار شناسانه ای به وجود آمده بود که حضرت رب العالمین ادامه حیات معنوی بشریت را در ظهور امام و نه نبوتی پس از پیامبر اسلام مصلحت دیدند ؟ یا به عبارتی دیگر این بشریت به چه رسیده بود که دیگر ادامه تکامل تاریخی او با نبوت معنا پیدا نمی کرد و نیاز به حضور یک انسان 250 ساله بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به عنوان نبیّ بشریت را متذکر راه‌هایی می‌کنند که باید طی کند و امامت مدیریت جامعه جهت درست‌طی‌کردنِ آن راه‌ها به عهده دارد. به همین جهت بعد از اتمام رسالت رسول، خداوند فرمود: « وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ (انعام/ 115) و كلام پروردگار تو، با صدق و عدل، به حدّ تمام رسيد؛ هيچ كس نمى ‏تواند كلمات او را دگرگون سازد؛ و او شنونده داناست. موفق باشید  

19242

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا زیارت عاشورا حدیث قدسی می باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این معنا که این معانی به قلب امام رسیده، می‌توان گفت حدیث قدسی است. موفق باشید

18451

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد بزرگوار، لطفأ در مورد چانه زدن در معاملات، نظر قرآن و روایات چیست؟ با تشکر. موفق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً نباید مسلمان از کاسب مسلمان تخفیف آزاردهنده بخواهد مگر آن‌که متوجه باشد که از طرف فروشنده به نحوی از قیمت معمول کالای خود را بیشتر قیمت‌گذاری کرده است. در این مورد است که روایت مربوطه توصیه به چانه‌زنی می‌کنند بدین معنا که کالا را در حدّ قیمت عرفی بخرند. موفق باشید

7992

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد. در خصوص سوالاتی که در پرسش 7961 در خصوص رمان خوانی مطرح شده بود فقط به یک مورد زحمت کشیده بودید پاسخ داده بودید و آن چرایی خواندن رمانهای غربی است اما استاد میخواستم بدانم 1. به عنوان یک بچه مسلمان که دغدغه سلوک دینی را دارد و مایل است که به خدا برسد چه رمانهایی ما را از هدف دور نمی کند؟در واقع با چه نگاه و زاویه ای رمان را بخوانیم. استاد یک نگاه هست که خیلی از دوستان پیشنهاد می کنند بروید خودتان رمان بخوانید و هرچه پیش آمد بخوانید و ...که این روش به حال ما مفید نیست2. استاد در سایتها میخواندم مقام معظم رهبری بر رمانهای بینوایان، دن آرام، جان شیفته، لذات فلسفه و ...تاکید داشتند، به نظر شما امثال ما هم باید اینها را بخوانیم؟باچه نگاهی؟3. استاد اگر صرفا به همان مطالعات مذهبی مان مانند خواندن سیره ائمه، تحفل العقول، نهج البلاغه، اصول کافی و تشریحات اینها بپردازیم و رمان اصلا نخوانیم ضرر کرده ایم؟در واقع استاد بنده نوعی می دانم کلام و مرام ائمه حق است ولی از کجا بدانم تراوش فکر یک نویسنده الهامی الهی بوده است نه شیطانی؟ سپاسگزارم.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- مسلّم نباید هر رمانی را مطالعه کرد 2- با نگاه بررسی مسائلی که در جامعه‌ی غربی می‌گذرد یا می‌گذشته 3- فکر نمی‌کنم ضرر کرده باشیم. مگر آن‌که بخواهید مطالعاتی حول مسائل اجتماعی و سیاسی دنیا داشته باشید و از این جهت مسئولیتی در حوزه‌ی کاری خودتان احساس کنید.
26293

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وقت بخیر: اگر کسی بخواهد از فضای یک مجموعه فرهنگی-معرفتی خارج شود و در مجوعه های فرهنگی دیگر فعالیت کند، وظیفه ما در قبال این فرد چیست؟ آیا آزاد گذاشتن فرد در تصمیم خود و انتخاب سرنوشت و یا نگه داشتن فرد به هر شکلی که هست حتی شده با تبیین یا تحمیل عقاید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به انتخاب انسان‌ها احترام بگذاریم بدون آن‌که کار به دوگانگی و قهر بکشد. موفق باشید 

24604
متن پرسش
سلام و عرض ادب و تسلیت خدمت استاد بزرگوار: استاد عزیز مادری هستم که به لطف خدا صاحب دو فرزندم که الحمدلله در تمام مناسبات مذهبی و رفتن به مساجد و امامزاده ها و گلزار شهدا همراه و همدل من و پدرشان هستند و ما هم سعی کردیم در حد توان برایشان نشاط و شادی معنوی متناسب با سنشان بواسطه حضور در این اماکن ایجاد کنیم. ولی دغدعه من اینست که می خواهم تفریحاتی از قبیل پارک و شهربازی هم برایشان داشته باشم و دارم ولی مشکل من محیط ناامن معنوی و افسارگسیخته ای است که در این مکانها وجود دارد به طور مثال چند شب پیش چون بچه ها دوست داشتند آنها را به پارک ارم بردیم ولیکن به قدری جو بدی از لحاظ حجاب و اختلاط نامحرم و سر و صدا و ...حاکم بود که به شخصه دچار چنان قبضی شدم که سردرد شدیدی برایم به وجود آمد که حتی توان باز کردن چشمهایم را نداشتم و حتی حاضر نبودم لحظه ای آنجا بمانم. سوالم این است چه کنم و چطور تعادلی ایجاد کنم که به روح خودم و خانواده ام به واسطه حضور در این اماکن آسیبی نرسد و خدای نکرده از آن طرف هم دین زدگی در فرزندانم ایجاد نکنم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً می‌دانید که برای رسیدن به بهشت باید از پل صراط عبور کرد که بر روی جهنم است. به نظرم نباید از این محیط‌ها به‌کلی فاصله گرفت بلکه باید با روحیه‌ی ابراهیمی وارد آتش نمرود شد و آن را با توحید خود خاموش کرد. موفق باشید

نمایش چاپی