باسمه تعالی: سلام علیکم: شرایط، شرایطی میشود که با تجلیات انوار الهی، انسان خود را در موطنی می یابد که اساساً ارادههای منجر به گناه غرق حضور و توجه به حضرت حق میشود و حضوری در میدان شخصیت آن افراد ندارد همانطور که بعضاً در دنیا نیز برای اهل ایمان پیش میآید که به کلّی ارادههای قبلی آنها نسبت به اعمال خلافشان از میدان شخصیتشان خارج شده و اساساً این افراد دیگر آن افراد نیستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنیدکه آیت الله خویی با اینکه استعدادهای خوبی داشتند، ولی بیشتر در فقه متوقف شدند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جواب سؤال شمارهی 29670 عرض شد، طب سنتی و طب جدید هر دو مبتنی بر آزمون و خطا هستند و مثل هر علمی، جایگاه خود را دارند و مطلق هم نیستند. و بهتر است به جای طب اسلامی، عنوانِ طب سنتی در میان باشد. زیرا اولاً: همچنان که فرمودید استناد آن سخنان به ائمه «علیهمالسلام» کار آسانی نیست، ثانیاً: معلوم نیست که اگر مثلاً طب الرّضا از نظر سند هم مستند باشد، آیا به این معنا نیست که حضرت مطابق مزاج خود مأمون چنین پیشنهادهایی کرده باشند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر «تحریر الوسیله» را مطالعه فرمایید که زمانی نوشته شده که هیچ نوع ارتباطی بین حضرت امام و آیت اللّه طهرانی نبوده؛ متوجه خواهید شد که قضیه چیز دیگری است. همچنانکه عرض شد آیت اللّه طهرانی خود را در حدّ گرد پای امام هم حساب نمیکردند و حقیقتاً اصلاً نباید بنا به فرمایش آیت اللّه اراکی، بعد از معصوم کسی را با حضرت امام مقایسه کرد. آری! توصیهکردن یا به اصطلاح، نصیحة الملوک کار خوبی است همچنانکه صعصعه به جناب امیرالمؤمنین «علیهالسلام» نصیحت میکرد و خود حضرت نیز به صعصعه میفرمودند: «عِظنی». ولی این به این معنا نیست که نتیجه بگیریم جناب صعصعه باید در مقام ولایت باشد! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرایضی شده ولی جمعآوری نشده است. به نظرم شرح آیت اللّه محمدتقی جعفری نکاتی را متذکر میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر از تذکری که دادید. اگر بتوانید به هر حال کمکی به آن افراد بکنید نباید کوتاهی کنید، إلاّ اینکه کسی بهتر از شما باشد که او بتواند به آنها کمک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو. آری! آن روحی که قبل از بدن خلق شده، برای ظهور در بدن، به مرور بدن خود را در دوران جنینی شکل میدهد تا آن بدن، محلِ تدبیر آن روح شود. در بحث «حرکت جوهری» به این نکته نیز پرداخته میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در مقدمهی کتاب «مبانی نظری مهدویت» عرض شد، مقدمهی فهم این امور، مطالعهی مباحث ده نکته در معرفت نفس و برهان صدیقین همراه با شرح صوتی آنها است. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. منوّرشدنِ جامعه به معارفِ حقّهی الهی ۲. چرا که نه! ولی هرچه دشمن با تجهیزات بیشتر برای فتنه به میدان آید، بیشتر از قبل، عظمتِ انقلاب اسلامی روشن میشود. قرآن میفرماید وقتی مؤمنین صدر اسلام با احزاب، یعنی اتحاد کفر جهانی روبهرو شدند که بنا داشتند ریشهی اسلام را بکنند؛ گفتند: «هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً» (احزاب/22) این است آن وعدهی خدا و رسول خدا (ص)، و خدا و رسولاش وعدهی صادقی دادند، و در مسیر مقابله با اجتماع کفارِ متحد، نهتنها خود را نباختند، بلکه ایمان و دلسپردگیشان به اسلام افزون شد. زیرا متوجه بودند وقتی همهی کفر به میان میآید، با شکستی که میخورد هویت تاریخیاش را از دست میدهد و تاریخ دیگری ظهور میکند. آن مؤمنین با نظر به چنین آیندهای، توانستند آن روز خود را درست تحلیل کنند و در آن مأوا گزینند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در زمان حیات مرحوم علامه، ترجمهی مرحوم آقای موسوی همدانی مورد تأیید علامه قرار گرفت و میتوانید از آن ترجمه استفاده کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده چنین امکانی در این تاریخ برای ما هست به شرطی که سنتگرایی، ما را از درک تاریخی غافل نکند و بدانیم در مواجهه با دنیای جدید میتوان سرمایههای دینی خود را در این تاریخ به ظهور آورد تا نه مثل متجددین بهکلّی به سنتهای خود پشت پا بزنیم، و نه مثل متحجرین جرأت مواجهه با دنیای مدرن را نداشته باشیم.
به نظر بنده میتوانیم مدرنیته را بر اساس وضعیت جدید بازبینی کنیم، مدرنیتهای که در دورهی متأخرِ خود بر سنتزدایی تأکید دارد و به قول لئو اشتراوس، مدرنیته در صورتِ متأخر آن مقابل سنت است و به یک معنا، اساس فکریاش زندگیِ بدون خدا شده است. و اینکه گفته میشود تجدد در ایران ریشه ندارد، بدین لحاظ است که متجددین ما تحت تأثیر مدرنیتهی اخیر خود را تعریف کردهاند بدون هرگونه تعمقی در فهمِ تجدد و در فهمِ سنت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از طرف خدا جز رحمت و لطف در میان نیست. ولی انسان، خودش نباید قواعد نظام عالم را زیر پا بگذارد و سرنوشت خود را به هم بزند. یعنی حق اللّه را خداوند با توبه میبخشد، ولی این بدان معنا نیست که اگر کسی سمّ بخورد و مسموم شود، بگوییم چرا خدا نبخشید. ترک رحم از جنس زیرپاگذاردن نظام تکوین الهی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینقدر میتوانم به عنوان کسی که هم در جوانی، نظام شاهنشاهی را تجربه کرده است و هم در میانسالی و پیری، نظام جمهوری اسلامی را میشناسد؛ عرض کنم همین حساسیتهای امثال شماست که نشان میدهد انقلاب اسلامی زنده است و نمیپذیرد مردم سیستان و بلوچستان در آن سرنوشتِ آزاردهنده دفن شوند. میماند که چگونه برای مردم روشن کنیم با همین انقلاب و بازگشت به اصل و آغازینِ آن باید از این مشکلات گذشت. زیرا هدیهی استقلالی که انقلاب اسلامی به مردم ما ارزانی داشته است، اصلیترین بستر برای اقدامات بعدی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن در سوره مبارکه البقرة آیه ۲۹ میفرماید: «هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُم ما فِي الأَرضِ جَميعًا» همهی آنچه در زمین است برای شما خلق کردیم. بدین معنا که شرایط زندگی زمینی به عنوان بستر عبودیت الهی فراهم است. به همان معنایی که فرمود:« يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ».(21/ بقره) اى مردم! پروردگارتان كه شما و پيشينيان شما را آفريد، پرستش كنيد تا اهل تقوا شويد. آیات زیادی در رابطه با این موضوع که میفرمایید در قرآن هست. خوب است با حوصله و با تدبّر در قرآن نکات ارزندهای را بهدست آورید. مثل آیهی «ما خلقنا الجن و الانس الا لیعبدون». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید خدا در مظاهر خود را به نور اسماء مینمایاند و خلق خدا، مظاهر انوار الهیاند و اگر کسی با این دید به آنها بنگرد، عملاً با خدا مرتبط شده است. حتی به ما میفرمایند: «السائلُ رسول اللّه» یعنی حتی سائل، رسول خدا است. و در رابطه به رجوع حضرت حق ما با او برخورد میکنیم از این جهت راهِ رجوع به خدا از طریق نظر به دیگران امکان دارد. موفق باشید
سلام استاد: عذرخواهی می کنم بابت زحمتی که ایجاد می شود. ان شاء الله خداوند جبران کنند. مباحث وحدت وجود، اسفار، تفسیر سوره توحید و وحدانیت خدا و... در حد فهم تئوری مطالعه شده است هرچند فهم و درک واقعی محقق نشده است. سوالی برای من پیش آمده که با تفکر و مطالعه نتوانستم پاسخش را پیدا کنم لطفا راهنمایی بفرمایید. با توجه به اینکه فقط الله وجود دارد و مخلوقات تجلی او هستند و جز او وجود ندارد، بودن مخلوقات به خصوص انسان به عنوان تجلی حق متصور است کشش انسان به سمت حق و اطاعت و انجام عمل صالح هم متصور ست، هرچند درکش سخت است، اما قوه اختیار او و رودررویی و مخالفت با الله توسط چه چیزی انجام می شود؟ الله که با خودش مخالفت نمی کند آیا می توان گفت؟ شدت و ضعف این تجلی عامل کشش و دوری می شود، انسانی با شدت وجود بیشتر به سمت درجات بالاتر وجود میل دارد و انسانی با ضعف وجود نسبت خود را با عدم و نیستی بیشتر حس می کند و به آن سمت حرکت می کند. و هرچه وجود ضعیف تر باشد، حق پوشیده تر و فرد در غفلت بیشتری است. با این توصیف عامل حرکت شدت و ضعف وجودی فرد است که رنگ و بوی اختیار ندارد. و اگر انتخابگری انسان را بپذیریم، هویت انتخاب گر انسان گویی یک هویت استقلالی است که با توجه به وحدانیت خدا قابل فبول نیست. استاد بی زحمت راهنمایی کنید و اگر منابعی برای فهم این مطلب موجود هست معرفی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. علامه طباطبایی میفرمایند ما در مختاربودن، مجبوریم به این معنا که اختیار، نوعی عطای الهی در وجه تکوینی ما است تا خداوند در بستر اختیار ما یعنی در آینه مخلوق به نحوی خاص به ظهور آید تا خود را در آینه خود بنگرد و این احساس بودن، احساس بودن دیگری است نسبت به آنچه خداوند خود را در خود احساس میکند. ۲. به انسان فکر کنید و امکانات مختلفی که در مقابل او هست بر عکس سایر موجودات که دارای امکانات مختلف نیستند. همینکه انسان در مقابل خود امکانات مختلف را مییابد، خود به خود ترجیح یکی بر دیگری موجب به ظهورآمدن اختیار در ذات او است و از این جهت میتوان گفت اختیار، ذاتیِ انسان است زیرا امکان، ذاتی او است. ۳. شدت و ضعف ظهور انسان برای خود نسبت به بنیانی که دارد که همان فطرت اوست، در راستای اختیار او معنا دارد چرا که میتواند نسبت خود را از طریق عبادات و تقوا به فطرتش نزدیک کند و با شدت بیشتر از کمالات در خود و در محضر خداوند حاضر شود. بنابراین نه اختیار موجب استقلال انسان در مقابل خداوند میشود و نه اختیار، امری است که توسط آن خدا با خود مخالفت کرده باشد بلکه در ذات انسان و پیرو خلقت او به میان میاید از آن جهت که انسان در مقابل امکانات مختلف قرار میگیرد و خود را باید در درون یکی از آن امکانات به ظهور آورد و این خود به خود موجب ظهور اختیار میگردد. و اینجا است که سخن علامه طباطبایی معنا میدهد که چرا میفرمایند انسان در مختار بودن، مجبور است زیرا همچنانکه عرض شد و جناب شیخ الرئیس نیز بر آن تأکید دارد «امکان، ذاتیِ انسان است»[۱] و اختیار را به امکانهای مختلف انسان باید ربط داد. موفق باشید
[۱] - جمله مشهور شیخ اشاره به همین دارد که میفرماید: «ما جعل الله المشمشة مشمشة بل اوجدها».
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینکه انسان خودش با نفس ناطقه در عالَمی حاضر شود، غیر از آن است که در خیالِ خود، فکرِ آن حضور را بکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً خودتان تجربه کردهاید که همه به این صورت که شما فکر میکنید، فکر نمیکنند. امثال بنده که تا حدّی تجربهی کار اجرایی داشتهام و بر اساس سن و سابقهام، وضع تاریخیِ خودمان را میشناسم و مطالعاتی در تاریخ ۲۰۰ ساله داشتهام؛ هنر رهبر معظم انقلاب را در عبور کشور از تنگناهای تاریخی معجزهای میدانم که به مدد حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» دارد جلو میرود و اگر امیدی هست که ما از مشکلات و بحرانهای تاریخی عبور کنیم و از بد به بدتر، کار نکشد، همین روش رهبری حکیمانهی اوست. آری! برای آبادگردن دهی نباید شهری را خراب کرد. امیدوار باشید که با حضور تاریخیِ انقلاب اسلامی به جهانی وارد شویم که نه جهان مدرن سکولار است و نه جهان سنتیِ غافل از تاریخی که بشر جدید در آن حاضر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها بحث طلب درآمد نیست، نفسِ فعالیت از آن جهت که انسان بیکار نباشد، چیز خوبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شکِ دستوریِ دکارت، انسانی مخاطب است که به بودن خود شک کرده. ولی شک غزالی شک در روشی است که عدهای با روش کلامی میخواهند دین را به جامعه برگردانند و لذا با تنظیم کتاب «احیای علوم دین» راهِ دیگری را پیشنهاد کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه نیروهای خوبی به صحنه آمدهاند. بنا بر این است که خود رفقا با ذوق خودشان نامزد اصلح را انتخاب کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان به اندازهای که راهی بزرگ و متعالی در مقابل خود بیابد، به همان اندازه همّتِ رفتن در آن راه و قدم گذاشتن برای رسیدن به مقصد در او رشد میکند. راه امروز ما انقلاب اسلامی است و عبادات ما و رعایت دستورات شرعی و اخلاقی برای آن است که در این راه باقی بمانیم و به سوی اهداف عالیهی آن قدم بزنیم. نظری به سیرهی شهدای عزیز در این رابطه بسیار کمککار است. کتاب «گلستان یازدهم» و «خداحافظ سالار» و امثال آن نشان میدهد که این عزیزان چگونه از طریق رعایت احکام الهی به حقیقتِ دورانِ خود نزدیک شدند تا سر حدّ فدایِ جان، خود را خرج این حقیقت کردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! مگر مُسَیلمهی کذابها در همین دنیا از طریق شیطان ادعای پیامبری نکردند؟ در خواب هم این امکان هست که شیطان به صورتی بیاید و ادعای پیامبری بکند. آری! برای کسانی که چهرهی مبارک پیامبر «صلواتاللّهعلیهوآله» را دیده باشند شیطان به چهرهی آن حضرت نمیتواند در آید. موفق باشید
