باسمه تعالی: سلام علیکم: این روایت مبتنی بر دلایل عقلی است، زیرا همواره خداوند در تجلی است و همینکه عالم ماده به فعلیت رسید و در مرتبهی بالاتری قرار گرفت، مرتبهی مادون آن یعنی عالم ماده تجلی خواهد کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میاید حالت دوم در میان است. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد هم استثناء به همان معنا است که تا خدا بخواهد در بهشت میمانند، ولی چون رحمت حضرت حق بر غضب او سبقت دارد همواره بهشتیان در بهشتاند اما نه به آن معنا که خداوند دستبند به دست خود زده است و دیگر اقامت بهشتیان در بهشت بر ارادهی خداوند حاکم باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است. آری! روح مقاومت، روحِ تاریخی این دوران است که به ملتها عطا شده. به طور پراکنده عرایضی شده است. مقالهای تحت عنوان «امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» و مکتب مقاومت در این تاریخ» قبلاً تنظیم شده است که ذیلاً ارسال میگردد. موفق باشید
امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» و مکتب مقاومت در این تاریخ
باسمه تعالی
سخن بر سر معجزه مقاومت است که خداوند در این تاریخ در مقابل مستضعفان جهان گشوده است و مقام معظم رهبری متذکر آن شدند از آن جهت که حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» آن را نمایان ساختند. در این مقاله سعی بر آن است تا جایگاه تذکرات رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» را با خوانندگان محترم در میان بگذاریم.
۱. وقتي آموزههاي ديني، ما را متوجه اين امر ميکند که مشيّتي الهی بر انسانها و تاريخِ آنها حاکم است که از چشم عمومِ پوشيدهاست ولي انبياء و اولياء متذکر آن هستند، ما بر آن ميشويم که بدانيم در هر صورت در زير سايهي اولياء الهي، آن مشيت و سرنوشت بايد از طريق ما ظاهر شود و تحقق يابد وگرنه جهت شکوفایی خود، مطابق ارادهي الهي عمل نکردهايم، همان طور که وقتي حضرت سيدالشهدا «علیهالسلام» در رؤيايي که رسول خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» را در آن ديدند از حضرت شنيدند که فرمودند: «فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاكَ قَتِيلًا ..... إِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاهُنَّ سَبَايَا» (ترجمه لهوف، ص 65) خداوند ميخواهد تو را در اين مسير کشتهشده و خانوادهي تو را اسير ببيند. حضرت امام حسين «علیهالسلام» همهي اختيار خود را در مسير ارادهي الهي که از طرف جدّشان از آن آگاه شدند، به کار بردند و به عاليترين شکوفايي ممکن رسيدند.
انبياء و اولياء امکانات و خصوصيات تاريخي را که ما در آن به سر ميبريم به ما متذکر ميشوند تا ما در بستر تاريخ خود به شکوفايي لازم دست يابيم.
يک ملت تنها پس از قرارگرفتن در شرايط تحققِ مشيت الهي در زندگيشان به خودآگاهي و تفکّر تاريخي لازم ميرسند و عملاً ارادهي خداوند را به ظهور ميرسانند. در اين صورت اين ملت در مقابل همهي موانعي که ارادههاي شيطانيِ دوران ايجاد ميکنند ميايستند و پيروز خواهند شد و آينده را از آنِ خود خواهند کرد. رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» با توجه به چنین قاعدهای در تاریخ 14/3/98 در حرم حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» فرمودند:
یک خصوصیّت از خصوصیّات امام هست که بنده امروز دربارهی آن بیشتر میخواهم صحبت کنم و آن، خصوصیّت «مقاومت» است؛ مقاومت، ایستادگی. آن چیزی که امام را در هیئت یک مکتب، یک اندیشه، یک تفکّر، یک راه، مطرح کرد برای زمان خود و در تاریخ، بیشتر این خصوصیّت بود؛ خصوصیّت ایستادگی، مقاومت، عدم تسلیم در مقابل مشکلات و موانع. در برابر طاغوتها امام مقاومت خودش را به رخ همهی دنیا کشید؛ چه طاغوت داخل در دوران مبارزات که خیلیها خسته شدند، خیلیها مشرف به ناامیدی شدند امّا امام محکم ایستاد، امام بدون ذرّهای عقبنشینی در راه مبارزه ایستاد؛ که این مال دوران قبل از پیروزی انقلاب بود. و بعد از پیروزی انقلاب هم فشارها از نوع دیگر و به صورت همهجانبهتر در مقابل امام ظاهر شد، [امّا] امام باز هم اصل مقاومت را، ایستادگی را از دست ننهاد، مقاومت کرد.» این به جهت آن بود که تلاش دشمن و تهدید دشمن نمیتوانست دستگاه محاسباتی امام را به هم بریزد؛ زیرا به بیّنات دین مبین اسلام متّکی بود.
۲. کافي است به جاي آنکه گمان کنيم آنچه در تاريخ ما ميگذرد اتفاقي است، متوجه شويم همهچيز حکيمانه مديريت ميشود و اين اصلي است که نميتوان آن را انکار کرد. اگر تاريخ با نظر به مشيت الهي به انديشه درآمد درخواهيم يافت که بشر نيز در جريان تحقق ارادهي الهي نقش دارد. و ما امروز در راستای تحقق مکتب مقاومت میتوانیم نقشافرینی کنیم به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب میفرمایند:
معنای مقاومت این است که انسان راهی را انتخاب کند که آن را حق میداند، و موانع نتواند او را از حرکت در این راه منصرف کند. حرف امام حاکمیّت دین خدا بود؛ بر جامعهی مسلمین و بر زندگی عموم مردم؛ بدیهی است که این حرف و این مَشی، دشمنان گردنکلفتی در عالم دارد. اینکه یک حکومتی در قلب آسیا، در این نقطهی حسّاس، در ایران به وجود بیاید که شعارش این باشد که با ظلم کنار نمیآید، از مظلوم حمایت میکند، معلوم است دشمنی را کسانی شروع کردند که اهل ظلم بودند، اینها با طبیعت پیام امام بزرگوار یعنی نظام جمهوری اسلامی، طبعاً نمیتوانستند سازگار باشند. امام در مقابل این تهاجم ناجوانمردانه و خباثتآلود، از اوّل، فکر مقاومت را، فکر ایستادگی را، فکر گم نکردن راه و هدف را پایهگذاری کرد و به عنوان یک درس، به عنوان یک راه، برای ماها، برای ملّت ایران، برای مبارزان، برای مسئولان کشور، این راه را نشاندار کرد و گذاشت تا از این راه حرکت کنیم.
۳. اگر متوجه غلبهي مشيت الهي بر همهي قلمروهاي حيات انسانها در طول تاريخ باشيم، در آن صورت مطالعهي تاريخ، مطالعهي نحوهي ظهور متفاوت مشيت خداوند در عالم است و راهي است براي خداشناسي. به شرطي که تنها به شناخت جزئيات محدود نشويم و از شناخت امرِ والا يعني سنتهاي جاري در عالم، چشم پوشي نکنيم. در این رابطه به سخن رهبر معظم انقلاب توجه کنید که میفرمایند:
مقاومت به تدریج از مرزهای جمهوری اسلامی فراتر رفت. امروز در منطقهی ما، منطقهی غربِ آسیا، کلمهی مشترکِ ملّتها، مقاومت است؛ تحلیلگران بینالمللی نیز معتقدند: «یکی از مهمترین علل دشمنیِ آمریکا با جمهوری اسلامی همین است که جمهوری اسلامی مسیر مقاومت را در پیش گرفت و موفّق شد، توفیق پیدا کرد، توانست بر موانع فائق بیاید.
اگر انسان در مرتبهي احساس بماند به هيچ ادراک کلّي نميرسد تا وارد عالم تفکر شود. آنچه اهميت دارد تشخيص مصلحتهاي بزرگ در هر تاريخي و نسبت آنها با ارادهي الهي است و اعمال انسانهاي بزرگ مثل حضرت امام خميني «رضواناللّهتعاليعليه» بر همين اساس مورد توجه قرار ميگيرد. اين انسانها از پندارهاي معمولي فراتر رفتهاند که ميتوانند مصلحتهاي بزرگ زمانهي خود را تشخيص دهند. رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» میفرمایند:
امام مسیر مقاومت را انتخاب کرده است. پشتوانهی انتخابِ مقاومت از سوی امام بزرگوار ما یک پشتوانهی منطقی است. مقاومت، واکنش طبیعیِ هر ملّت آزاده و باشرف در مقابل تحمیل و زورگویی است و موجب عقبنشینی دشمن میشود؛ هرجا ما ایستادگی کردیم و مقاومت کردیم، توانستیم پیش برویم؛ هر جا تسلیم شدیم و طبق میلِ طرف مقابل حرکت کردیم، ضربه خوردیم. و البته مقاومت، هزینه دارد، امّا هزینهی تسلیم در مقابل دشمن بیشتر است از هزینهی مقاومت. و قرآن به وعدهی الهی میفرماید: «وَ لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُه.» آیات فراوان قرآن همه همین عاقبت را نوید میدهند به آن کسانی که در راه مقاومتاند. بخشی از استدلال قوی و منطق قوی امام همین آیات است که نشان میدهد مقاومت یک امر ممکن است؛ درست نقطهی مقابلِ فکر غلطِ کسانی که میگویند و تبلیغ میکنند که: «آقا! فایدهای ندارد» خطای بزرگ اینجا است که کسی تصوّر کند در مقابل گردنکلفتهای عالَم نمیشود مقاومت کرد، نمیشود ایستاد.
۴. روح هر ملتي در هر زماني با ارادهي الهي در آن زمان پيوند دارد و اگر آن ملّت آمادگي لازم را از خود نشان دهند هر کاري که از آنها سر ميزند با ارادهي حضرت رب العالمين هماهنگ خواهد بود و آن ملت نمودي از ارادهي الهي هستند. ملتها به ميزاني که متوجه اين امر باشند، نقش آفرين خواهند بود و موفق به ساخت جهاني معنوي و ديني خواهند شد که آيندهي تاريخ از آن تغذيه ميکند و آنها بر آيندهي تاريخ فرمانروايي خواهند کرد.
يکي از علائم انحطاط يک ملت ترجيح خواست فردي افراد بر مشيت و ارادهي کلّي حضرت حق است - ارادهاي که همه بايد در ذيل آن قرار گيرند- و مهمترين کار متفکران جامعه توجه به حضور مشيت الهي و نظر به غايتي است که خداوند براي يک ملت اراده کردهاست.
در افراد مختلف کوششهاي بسياري وجود دارد ولي آن کوششها وقتي اهميت دارند که در جهت غايت نهايي يعني ظهور مهدي «عجلاللّهتعالیفرجه» باشند و از اين جهت در اين عصر و اين زمانه هر حرکتي که در مسير به نتيجه رساندن انقلاب اسلامي باشد حرکتي معنيدار خواهد بود و انسان را از نيستانگاري زمانه رهايي ميبخشد و او را از نظر به منافع فردي که غفلت از امکانات الهی برای این ملت است، به مقاصد بالاتري ميبرد. رهبر انقلاب در این رابطه میفرمایند:
خطای محاسباتی از اینجا ناشی میشود که ما جبههی خودمان را هم درست نشناسیم، جبههی مقابل را هم درست نشناسیم؛ باید حقایق مربوط به این زورگویان را درست بدانیم، حقایق مربوط به خودمان را هم بدانیم. یکی از این حقایق، «قدرت مقاومت» است. در ادبیّات سیاسیِ بینالمللی، «مقاومت به شیوهی امام خمینی» و «دکترین مقاومت امام خمینی» یک موضوع شده. یکی از چهرههای سیاسی دنیا نوشته است: «دوران نقشآفرینی منحصر به فردِ توان نظامی و اقتصادی در سیطرهی جهانی در حال افول است؛ اینکه یک کشوری توان نظامی زیادی داشته باشد و توان اقتصادی زیادی داشته باشد و بتواند به سیطرهی خود ادامه بدهد، دیگر در حال افول است؛ دنیا عوض شده»؛ «در آیندهی نه چندان دور شاهد قدرتهای فرامرزیای خواهیم بود که از لحاظ ماشینآلات جنگی - مثل بمب اتم- یا سهم در تولید صنعتی جهانی، چندان بالا نیستند امّا با قدرت تأثیرگذاری بر میلیونها انسان، سیطرهی نظامی و اقتصادی غرب را به چالش خواهند کشید.» «دکترین مقاومت خمینی با تمام توان، شاهرگهای سیطرهی غرب و آمریکا را هدف گرفته است». راز ماندگاری جمهوری اسلامی این خطّی است که امام بزرگوار، در میان ما باقی گذاشت.
۵. هرکس در ذيل تاريخي که ارادهي الهي براي او رقم زدهاست ميتواند آنچه را در درون دارد به ظهور رساند و در اين رابطه عناصر تشکيلدهندهي يک ملت، داراي سازگاري کاملي خواهند بود و نميتوان عناصر تشکيلدهندهي يک قوم را با عناصر تشکيلدهندهي قوم ديگر جابجا کرد و گمان کنيم ميشود انقلاب اسلامي راههاي برآوردن اهداف خود را در غرب جستجو کند. توجه به این نکته است که رهبر معظم انقلاب میفرمایند:
امروز جبههی مقاومت در منسجمترین وضعیّت در چهل سالِ گذشته است؛ نقطهی مقابل، قدرت استکباری آمریکا و خباثت رژیم صهیونیستی، از چهل سال پیش به این طرف به مراتب تنزّل کردهاند؛ ما این را در محاسبات خودمان باید لحاظ کنیم. آمارهای واضحی وجود دارد در مورد وضع اقتدار اقتصادی آمریکا و تأثیر آمریکا در اقتصاد جهانی که در طول این چندین دهه به شکل عجیبی سقوط کرده است.
۶. رهبران واقعي ملتها اصول کلي تاريخ خود را در درون خويش به الهام دريافتهاند و در صدد تحققبخشيدن به آن اصول کلّي بر ميآيند. قدرت رهبرانِ تاريخي ملّتها نتيجهي پيوند آنها با مشيت الهي است که به آنان الهام و اشراق شدهاست و لذا راهي که چنين رهبراني در تاريخ ميگشايند مسير ساير انسانهاي آن دوران خواهد بود و آن الهام و اشراق، منشأ تحولات بزرگ خواهد شد، هر چند با رنجهاي بزرگ همراه باشد ولي آن رهبران بزرگ براي پيوند خود با مشيت الهي به رنجها و سختيها اهميت نميدهند و از اهداف خود دست برنمیدارند، اهدافی که رهبر معظم انقلاب آنها را اینطور ترسیم میکنند:
هدف مقاومت عبارت است از رسیدن به نقطهی بازدارندگی. هم در اقتصاد، هم در مسائل سیاسی کشور، هم در مسائل اجتماعی، هم در مسائل نظامی باید به نقطهای برسیم که این نقطه برای تعرض به ایران بازدارنده باشد، یعنی دشمن ببیند فایدهای ندارد و با ملّت ایران نمیتواند کاری بکند. مثل بخش نظامی مواجههی ما با مسائلمان و با دشمنانمان باید اوّلاً شجاعانه باشد، مرعوبانه نباشد؛ ثانیاً امیدوارانه باشد، مأیوسانه نباشد؛ ثالثاً عاقلانه و خردمندانه باشد، هیجانی و احساساتیِ سطحی نباشد؛ [رابعاً] مبتکرانه باشد، از روی انفعال نباشد.
۷. سياست در هرحال، مبنا و اساس حقيقي ميطلبد، اگر سياست از ديانت و مشيت الهي که در درون ملت جريان دارد، فاصله بگيرد به امري غير واقعي تبديل ميشود و ديگر خواست کلي زمانه و خواست افراد نيست تا هرکس آزادي خود را در همراهي با خواست جمعي که در نظام اسلامي تحقق يافته بنگرد اما با انقلاب اسلامي است که ميتوان به سياستي دست يافت که ريشه در حقيقت داشته باشد، چيزي که در شخصيت حضرت امام خميني «رضواناللّهتعاليعليه» ملاحظه کرديد و آن درکِ درست ترفندهای دشمن است که رهبر انقلاب اینطور از آن خبر میدهند:
یک شرط دیگر برای موفّقیّت این است که ما به ترفند دشمن برای تضعیف اندیشهی مقاومت توجّه کنیم. زیرا اندیشهی مقاومت، قدرتمندترین سلاحِ یک ملّت است؛ پس طبیعی است که دشمن بخواهد این سلاح را از دست ملّت ایران بگیرد؛ [لذا] روی اندیشهی مقاومت شروع میکنند به وسوسه کردن، تردیدافکنی و با ترفند دشمن تضعیف نشود. متوجهی وعدهی الهی باشیم که هرچه دشمن اسلام بیشتر مجهز شود، امید به نابودی آن بیشتر خواهد بود. خداوند میفرماید: «وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً» (احزاب/22) مؤمنان وقتی لشکر احزاب را دیدند گفتند: «این همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده، و خدا و رسولش راست گفتهاند!» و این موضوع جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود. این نشان میدهد ایستادگی و مقاومت نتیجهی ایمان و ارتباط با خدا است. ازجملهی وظایف ما حفظ دین و تقوا است تا روحیهی مقاومت در ما شکل بگیرد. وقتی انسان مؤمن شد و دل او باور کرد، آنوقت «قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً»؛ در میدان جنگ هم، مثل یک گلولهی آتش، در دل هدف مینشیند؛ این نتیجهی ایمان و ارتباط با خدا است. مؤمنان در مواجهه با حوادث سخت دچار ترس و دلهره نمیشوند. «اَلا اِنَّ اَولِیاءَ اللهِ لا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنون؛ این به خاطر ایمان است، به خاطر ارتباط با خدا است، به خاطر قبول ولایت الهی است؛ خوف و مانند آن نباید باشد. امام «رضواناللّهتعالیعلیه» واقعاً نمیترسید.
۸. وظيفهي اهل تفکر آن است که در تاريخِ خود نقش آفريني کنند و آنچه را که منسوخ است و دورانش به پايان رسيده نشان دهند تا جامعه گرفتار بي فکري و کودني فرهنگي نشود. کودني فرهنگي چيزي نيست جز مشغولشدن بر اموري که مربوط به تاريخ گذشته است. وقتي تاريخ جديدي در حال وقوع است آن کس که هنوز در گذشته زندگي ميکند و در نتيجه منزوي ميشود، بايد خود را در انزواي خود مقصر بداند زيرا نگاه نکرد که ارادهي الهي در اين دوران به چه چيز اشاره دارد تا امروز نيز وارد ساحت آگاهي گردد. رهبر انقلاب میفرمایند:
ملاحظه کنید؛ دو جور آدم در مقابلهی با دشمن وجود دارد: « وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلاَّ غُرُوراً. وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا...» (احزاب/ ۱۲ و ۱۳) این یک نگاه است، یک دید است در مقابلهی با این حوادث؛ یک دید دیگر این است که میگوید: « وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً» این هم یک دید است.
ما دو جور انسان داریم: یک عده هستند که وقتی هیمنهی آمریکا را میبینند، قدرت نظامی او را میبینند، قدرت دیپلماسی او را میبینند، قدرت تبلیغاتی او را میبینند، پول فراوان او را میبینند، مرعوب میشوند؛ میگویند ما که نمیتوانیم کاری بکنیم، چرا بیخودی نیروهایمان را هدر بدهیم؟ اینجور افراد الآن هستند، در زمان انقلاب ما هم بودند. ما مواجه بودیم با افرادی از این قبیل که میگفتند آقا بیخود چرا خودتان را زحمت میدهید؛ به یک حداقلی قانع شوید و قضیه را تمام کنید. یک عده اینجور بودند. یک عدهی دیگر هستند که نه، قدرت دشمن را با قدرت خدای متعال مقایسه میکنند، عظمت دشمن را در مقابل عظمت پروردگار قرار میدهند؛ آن وقت میبینند که اینها حقیر محضاند، اینها چیزی نیستند. وعدهی الهی را هم راست میشمرند، حسن ظنّ به وعدهی الهی دارند؛ این مهم است. خدای متعال به ما وعده کرده است: «لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ» (حج/۴۰) این وعدهی قطعی است، وعدهی مؤکد است. اگر چنانچه ما به وعدهی الهی حسنظن داشته باشیم، یک جور عمل میکنیم، اگر به وعدهی الهی سوءظنّ داشته باشیم، جور دیگری عمل میکنیم. خدای متعال افرادی را که سوءظنّ دارند، مشخص کرده است: «وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكينَ وَ الْمُشْرِكاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصيراً» (فتح/۶) امروز هم هستند. چند آیه بعد میگوید: «بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَ الْمُؤْمِنُونَ إِلى أَهْليهِمْ أَبَداً وَ زُيِّنَ ذلِكَ في قُلُوبِكُمْ وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَ كُنْتُمْ قَوْماً بُوراً» (فتح/۱۲) سوءظن به خدا موجب میشود که انسان بنشیند و از حرکت و از کار و تلاش باز بماند. اگر حسنظنّ به خدا داشتیم، آن وقت میتوانیم پیش برویم.
۹. از آنجايي که هر زمانهاي مسائل خاص خود را دارد، متفکران بزرگ با توجه به آن مسائل متوجه مشيت الهي در آن زمانه ميشوند و راه حلي ارائه ميکنند که جوابگويي به همهي مسائل آن زمانه در آن راه حل ميگنجند؛ از اين لحاظ ميگوييم هر زماني، متفکر و فکر زمانهي خود را ميطلبد بدون آنکه از افقي که متفکران گذشته گشودهاند روي برگرداند.
درست است که وقتي به ارادهي انسانهايي که در مقابل مشيت الهي سربرکشيدهاند نظر کنيم متوجه ميشويم رسيدن به جامعهي مطلوب دشوارتر از آن است که در ابتداي امر گمان ميشد ولي اين بدين معني نيست که براي شکوفايي خود و جامعه راه حلّ ديگري غیر از راه مقاومت هست بلکه ميفهميم خداوند از ما پايداري و مقاومتِ بيشتري را انتظار دارد و ميخواهد تاريخي را به ظهور برسانيم که بناست انديشههاي ژرف در آن ظهور کند.
در آخر به مصاحبهی نماد مقاومت یعنی جناب سید حسن نصراللّه که در جمعه 21/4/98 با شبکهی خبری «المنار» داشت اشاره میکنم که درباره برخی از قسمتهای نقشه فلسطین اشغالی به صورت مفصل توضیح داد و رسانهها آن را «نقشه محو اسرائیل» توصیف کردند، از آن جهت که هر جملهی او مثل موشکی نقطهزن به سوی سیاستمداران و افکار عمومیِ اسرائیل و حاکمان غربی و سعودی و اماراتی شلیک شد و به صورت پیشگیرانه خواب و تخیّل حمله به ایران و لبنان را از سر دشمنان بیرون کرد زیراکه صلح راستین وقتی برقرار میشود که قدرت واقعی از آنِ ما باشد و این تنها با «مقاومت» ممکن است.
والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر زمانی که فشار درسهای اولیه، کمی کم شود مثلاً بعد از خواندن ادبیات و تا حدّی فقه و اصول؛ خوب است که به المیزان با دقت کامل به همان صورتی که در جزوهی «روش کار با تفسیر المیزان» عرض شده، رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم اشکال داشته باشد زیرا این نوع زیارات که میفرمایید در همان راستای زیارت اولیای الهی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! قلبی که تعقل کند و به معرفت خاصِ آنچنانی برسد، غیر از آن نحوه تعقلی است که انسان با مفاهیمِ حقایق ارتباط دارد، هرکدام در جای خود لازم است. ولی واقعاً در ادامه، راههایی هست که معرفتش خاص میباشد. عرایضی گذرا در جلسهی ۶ شرحِ «مناجات التائبین» شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر صوت چند سوره را دنبال کنید و بعد با تفسیر المیزان مرتبط باشید، بهتر است. و در کنار مطالعهی تفسیر المیزان به تفسیر تسنیم رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وقتی گفته میشود دوگانگیِ بین نفس و بدن، عددی نیست؛ میخواهند بفرمایند آن دو در عرض همدیگر نیستند. ۲. بستگی به تأویلی دارد که از نفس میکنیم. به طور کلّی جناب صدرا معتقد به «تجرد نفس»اند در هر مرتبه که نفس باشد، چه در مرحلهی نباتی و چه در مرتبهی حیوانی و انسانی. پیشنهاد بنده آن است که بحث «حرکت جوهری» و «برهان صدیقین» را همراه با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتهی جناب مولوی: «آب گِل خواهد که بر دریا رود / گِل گرفته پای او را میکشد». معلوم است وقتی بناست حرکتی صورت بگیرد، خُلقیاتِ قبلی سر بر میآورد و خود را نشان میدهد. اگر آب، قصدِ رفتن به سوی دریا را نمیکرد که گِل، خودنمایی نمینمود! این شکها و سوء ظنها اگرچه بد است ولی حکایت از این دارد که حرکتی در حالِ صورتگرفتن است. همت کنید، آرزوهای دنیایی را کم کنید، کینهها را از دل بیرون کنید، از پرحرفی خودداری نمایید؛ إنشاءاللّه امکانِ ادامهی راه فراهم میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر متوجهی حضرت حق و اسم «علیم» او نباشیم، هر علمی موجب نوعی استکبار میگردد. ولی اگر علم حصولی و فلسفه را نیز جوابگویی به نوعی استعداد بدانیم که خداوند در انسان قرار داده؛ موضوع متفاوت میشود. ۲. به نظر بنده نباید در مورد تکنولوژی، تنها به دنبال یک اسم از اسماء الهی باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم:علم فلسفه اصطلاحاتی دارد که با استاد بهتر جلو میرود. اقلا با صوت دروس فلسفه، فلسفه را دنبال فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علم به حرکت جوهری، کار عقل است. عقل، مییابد که جوهرِ ماده عین حرکت است و این، «فهم» کارِ عقل است، نه آنکه حرکت، کارِ عقل باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن دنیا این نسبتها بهکلّی از بین میرود و انسان هر آنچه اراده کند را ایجاد مینماید. قرآن می فرماید: فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ (101مومنون) هنگامى كه در«صور» دميده شود، هيچ يك از پيوندهاى خويشاوندى ميان آنها در آن روز نخواهد بود؛ و از يكديگر سراغ نمیگیرند! عرایضی در این مورد در شرح سورهی واقعه شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. منتها بعضی از انوار الهی ذیل نوری جامعتر قرار دارند و همه ذیل اسم جمال و جلال هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده آن است که دنیا را و جایگاه آن را نسبت به حیات ابدی خود درست تبیین کنیم. در اینکه این نوع بلاها حتی برای مؤمنین بیشتر است، نشان میدهد که ما جای و جایگاه خود را در دنیا جای و جایگاه اصلی نگیریم. به همین جهت به ما فرمودهاند: «أَلْبَلآءُ لِلْوِلاءِ؛» مگر کربلا از همین جنس نبود؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! علم نور است و خداوند مناسب شایستگی قلبها آن را در قلبها میافشاند. ولی «آنقدر ای دل که توانی بکوش» برای علم تا چین هم برو، اما منتظر باش تا خداوند نور علم را بر قلبت بیفشاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس در جای خود تقدیر خود را دارد. راهی که خداوند در مقابلمان قرار داده، شریعت الهی است که در آن توبه جهت رفع نقیصه تأکید شده، و این برای ما حجت است، نه سخن بعضی از بزرگان که مربوط به تقدیر خودشان است. موفق باشید
سلام علیکم: استاد در رابطه با چله گرفتن چه اصول و قواعدی دارد و هر ذکر و دعای و ... را می توان برای هر حاجتی برای چهله گرفتن انتخاب کرد؟ و اگر منابعی در این رابطه وجود دارد لطف کنید معرفی کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان از نظر جسمی و روحی و شرایط طبیعی آمادگی لازم را احساس کرد، کار بسیار خوبی است که انسان سعی کند ۴۰ روز از روزمرّهگیها فاصله بگیرد و با روزه و عبادات و مطالعهی آثار معرفتی و اخلاقی، جان خود را آمادهی الهامات الهی بگرداند. به نظر بنده جزوات مربوط به اعتکاف و صوتهای مربوطه خوب می باشد. عمده آن است که در شرایط پیشآمده مثل ماههای مبارک ذیالقعهد و ذیالحجه، رویکردهای عبادی و اُنس با مؤمنین و محبت به خلق را شدت بخشیم و از آن طرف مواظب خطورات خود که ما را از آینده، مأیوس میکند باشیم. مسلّمِ مسلّم آیندهی انسانی که از یک طرف ایمان به خدا دارد و در راستای امید توجه حضرت حق اهل ایثار و محبت و خوشرویی و دلسوزی برای خلق هست، آیندهی ارزشمندی است. همهی تلاش باید آن باشد که شیطان به جهت مشکلاتی که به رُخ انسان میکشد، نتواند آیندهی زلال ایمانیِ شما را تیره و تار نکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که در این مورد سری به آرشیو سؤالات، قسمت «حوزه یا دانشگاه» بزنید، بهتر جواب خود را دریافت میکنید. موفق باشید
با سلام یکی از کاربران محترم در تکمیل عرایض بنده این طور فرموده :
سلام علیکم.
استاد بزرگوارم در خصوص سوال آن نوجوان ۱۸ ساله در پرسش۲۷۸۶۰ بر خود لازم دانستم که عرض کنم دانشگاه امام صادق علیه السلام در رشته فلسفه اسلامی بسیار قوی است، البته من فارغ التحصیل واحد خواهران دانشگاه هستم اما واحد برادران هم معمولا قوی عمل می کند. خوب است این بزرگوار یک تحقیقی هم راجع به دانشگاه امام صادق علیه السلام داشته باشند چون تلفیق حوزه و دانشگاه است. فرصت را مغتنم می شمارم و از خدا میخواهنم رحمت و نغفرت واسعه خود را نثار روح آیت الله مهدوی کنی نماید. الهی آمین
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم امثال حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» و رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» و حتی امثال آیت اللّه محمدتقی جعفری و علامه طباطبایی «رحمتاللّهعلیهما» از یک طرف، و در دنیای غرب امثال هایدگر و هانری کربن و گادامر از طرف دیگر در یافتن راهی که در عین حاضربودن در تاریخِ جدید، مشکلات دنیای مدرن را نداشته باشد؛ فکر کردهاند، بهخصوص که روشن شد پُستمدرنیسم که اصرار بر بازخوانیِ مدرنیته داشت و گمان میکرد میتواند با آن بازخوانی، مشکلاتِ پیشآمده را رفع کند، به بنبست رسید. در این مرحله است که بزرگان جهان به نوعی بازخوانیِ کلیتری دست زدند و آن، بازگشت به امر قدسی و توجه به غربت انسان در این تاریخ میباشد. و ما وقتی کلیّت این امر را قبول کردیم به مرور و طیّ فرآیندی متون مقدس خود را آرامآرام بازخوانی میکنیم. آری! فقه موجود برای بازگشت به امر قدسی در عینِ حاضربودن در تاریخ جدید، کافی نیست ولی دین و سخن امامان معصوم «علیهمالسلام» به گفتهی آقای هانری کربن، فراتاریخی است و میتوان در رسیدن به جهان گمشده از آنها بهره گرفت. عمده آن است که از آن افرادی که بر ماندن بر تاریخ مدرن اصرار دارند، پرسیده شود مگر آنچه فرهنگ مدرن به بشر عرضه کرد و در آن راستا به تمامیت خود رسید، ثمربخش بود که ما همچنان بر فرهنگ سکولار و دادههای حسّ در نگاه پوزیتیویستی جهت امورات خود تأکید کنیم؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری ذات نفس ناطقه، نه زن است و نه مرد ولی روح و روحیهای در جنین هست که بدنِ مناسب روح خود را در همان دورهی جنینی شکل میدهد. مسلّما نفس حیوانی با نفس انسانی متفاوت است و به همین جهت بدنی مناسب روح و روحیهی خودشان را میسازند. روح گرگی، بدنی که دارای چنگال است برای خود میسازد. با توجه به آنچه عرض شد، انشاءالله می توانید کار خود را ادامه دهید. عرایضی در کتاب «خویشتن پنهان» هست و یا در آرشیو سوالات در قسمت معرفت نفس نکاتی هست که میتواند در این امر کمک کند ولی متأسفانه شرایط بنده طوری نیست که بتوانم به طور حضوری در خدمت عزیزان باشم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر بنده به نظر و نگاه شما نزدیک است. از آن جهت که زن به خودی خود زن است چه شوهر داشته باشد و چه نداشته باشد. شاید کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» در این رابطه برای تفکر بیشتر بد نباشد. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا به فرمایشات آیت الله حسن زاده این یک مشکلی است که همه گرفتار آن هستند؛ میفرمودند یک کسی را پیدا کنید که یک فکری برای من بکند. در هر حال همان سخن آیت الله بهجت راهکار خوبی است که میفرمودند آمدن خطورات در اختیار ما نیست ولی دنبال کردن آنها به اختیار ما است. باید سعی کرد آن را دنبال نکنیم. با رجوع به اذکارِ مشهور مثل «لا اله الا الله» و یا «سوره توحید» انشاءالله به مرور از قدرت میافتند. موفق باشید
