بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
23453
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: ببخشید وقتی تو مباحث مدرنیته می گوییم در اثر قطع اتصال با عوالم بالاتر بشر گرفتار شده، کتاب مصباح الهدایه امام خمینی چه نسبتی داره در ارتباط با نقد مدرنیته؟ یعنی جایگاه این کتاب کجاست؟ جایگاه کتاب رساله الولایه نسبت به مصباح الهدایه کجا قرار می گیرد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های مذکور ما را به صورت حقیقی وارد عالَمی می‌کند که فرش به عرش متصل می‌گردد و عملاً زندگیِ زمینی انسان، آسمانی می‌شود و تمدن اسلامی به معنی حقیقی آن، معنا می‌گردد و می‌فهمیم تمدن غربی چه اندازه زندگی را آشفته می‌کند. موفق باشید

21807

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت: فرمودید که تا انسان چشم باطن بین پیدا نکند نمی تواند حقایق عالم مثل ولایت را بفهمد. لطفا بفرمایید علامت و نشانه ای هست که انسان متوجه شود که دارای چشم باطن بین هست یا نه؟ آیا همینکه انسان در مواجهه با احادیثی مثل حدیث حقیقت نوری عظمت مولا سلام الله علیه را تصدیق کند کافی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرهنگ شیعی روی هم رفته طوری است که اگر انسان مقیّد به آن باشد و در دستورات دینی، ظاهر و باطن را با هم رعایت کند و از حضور قلب در امور غافل نباشد چشمِ قلب خود به خود باز می‌شود. موفق باشید

20720

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من طلبه هستم و در پایه دهم مشغول تحصیل هستم، امسال در مؤسسه قرآنی اسراء که تحت اشراف حضرت آیت الله جوادی هستند مشغول شدم. سوالم این هست که در این سه سال تحصیل مباحث قرآنی و تفسیری حفظ قرآن رو شروع کنم یا به صورت منظم المیزان رو کار کنم؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جمع آن دو بهتر است ولی اگر ممکن نبود، تدبّر در قرآن ارجحیت دارد. موفق باشید

20659
متن پرسش
با سلام یک سوال از محضرتان داشتم. ۱. آیا سخن گفتن جنبه ی کثرت ندارد؟ ۲. پس چرا برزخیان و قیامتیان با هم سخن می گویند؟ ۳. چرا تلقین مرده ای را که زبان اصلی او مثلا فارسی بوده و بعضا حتی الفبای عربی را هم نمی دانسته را به زبان عربی می گویند در ضمن اگر هم استاد عربی باشد بنا به گفته شما در هنگام مرگ هر چه صرفا ذهنی باشد را رها می کند، آیا در آن موقع می فهمد و علتش چیست؟ لطفا سوال آخر را کمی توضیح دهید‌. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ارتباط انسان‌ها در برزخ و قیامت، قلبی و روحی است و نه زبانی. تلقین هم به زبان عربی انجام می‌شود به جهت نظمی که در آن زبان هست و معانی به صورتِ بهتری القاء می‌گردد. موفق باشید

7751

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام آیا رجعت برای غیر از مومن محض و کافر محض موضوعیت دارد؟در روایات به آن اشاراتی شده است یا خیر؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در روایات رجعت را برای کافر محض و مؤمن عنوان کرده‌اند. موفق باشید
6656

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید می خواستم بدانم اصالت صحت چیست و اگر اصالت صحت واقعی را در نظر بگیریم چه اشکالاتی بر ان وارد است؟و اگر فاعلی چه طور؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می کنم به وبلاگ http://hamedrahimpour.blogfa.com/post-13.aspx. رجوع فرمائید .موفق باشید
32082
متن پرسش

سلام علیکم جناب استاد گرامی: کتب «برهان تا عرفان» و «ده نکته معرفت نفس» شما را مطالعه کردم، سپاسگزارم از اینکه مفاهیم حکمت متعالیه را به زبان ساده آموزش می دهید. کتاب شما باعث شد که سوالات بسیاری برایم پیش بیاید در نتیجه به مقالات و کتب متعددی رجوع کردم. لیکن ابهامات و سوالات اساسی در این مطالب برای من بر جا مانده که ممنون می شوم راهنمایی بفرمایید. ۱. مباحث وحدت وجود تماما در باب ذات الهی است، در حالی که می دانیم در احادیث بسیاری از اهل بیت تفکر در ذات الهی نهی شده است. آیا هیچیک از فلاسفه اسلامی، قائل به وحدت وجود در مورد این ایراد جوابی ارائه کرده اند؟ مثلا در تعریف وحدت تشکیکی وجود، ذات الهی برابر با وجود دانسته شده که دارای مراتب شدت توصیف می شود! آیا قائل شدن مراتب شدت و ضعف وجود معادل به قائل شدن کم و کیف برای ذات الهی نیست؟! که در این صورت قابل پذیرش نیست. ۲. بنده منابع بسیاری را برای یافتن تعریف دقیق از «وحدت شخصیه وجود» جستجو کردم. علی رغم اینکه این نظریه از زمان ابن عربی بین عرفا رایج بوده  ولی متاسفانه تعریف دقیق و شفافی از آن یافت نمی شود. در تعریف ویکی فقه بیان شده است که «وحدت شخصی وجود» به معنای وحدت مطلق در وجود است اما مراتب در تجلی وجود است. حال آنکه در «وحدت تشکیکی وجود» مراتب در خود وجود است. بنابر این تعریف «وحدت شخصی وجود» منطقی تر به نظر می رسد. ۳. در مورد مساله «وجود شرور» در عالم دلایل ارائه شده در حکمت متعالیه غامض می‌باشد. اول اینکه خواسته شده با ارجاع به وحدت تشکیکی وجود،  شرور معادل با «عدم» در نظر گرفته شود که ناشی از نقص وجود در مراتب پایین تر است. در وحدت شخصی وجود نیز هیچ توضیحی برای شرور نیافتم! بنده شخصا به این می اندیشم که با وجود این همه ظلم‌ها و شرارت‌ها در اطراف ما، چگونه می توان فلسفه آنها را با کمک وحدت وجود فهم کرد؟! ۴.  در باب اختیار انسان، جناب ملاصدرا در اسفار متذکر شده است که چون انسان دارای سه بعد عقلانی، مثالی و جسمانی می باشد در نتیجه مضطر به اختیار است. ولی این استدلال قویی نیست زیرا ابتدا باید اثبات شود که بین عقل و مثل و جسم تضاد وجود دارد تا نتیجه شود که انسان مضطر به اختیار بین این نشئات متضاد است. در حالی که می دانیم این سه عوالم به ترتیب در طول و منتج از یکدیگرند پس قاعدتا نباید تضادی بین این سه عوالم باشد! ۴. در مورد حرکت جوهری، ظاهرا حکمت متعالیه آن را مختص عالم ماده دانسته است  و عالم مجردات فاقد حرکت است. در حالی که می دانیم تنها خداوند کمال مطلق است و هر چه غیر اوست فقیر بالذات است. در نتیجه منطقی این است که استدلال کنیم تمامی عوالم وجود اعم از مادی و مجرد همه به سوی کمال مطلق در حرکت هستند تا از او فیض گیرند. و این حرکت باید نامتوقف باشد. مثلا اینکه بهشتیان در بهشت ارتقای مقام می یابند ویا گروهی از جهنمیان پس از مدتی از جهنم آزاد می‌شوند همگی مثال‌هایی بر حرکت جوهری در عالم غیر ماده است. در عالم فرشتگان نیز می دانیم هاروت و ماروت (بنابر داستانی در عیون اخبارالرضا) دچار امتحان الهی شدند که نشانگر امکان تحول و حرکت جوهری بین فرشتگان نیز هست! در انتها اگر ذکری نیز دستور بفرمایید بسیار متشکر خواهم شد. خداوند توفیقات شما استاد گرامی را افزون فرماید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد نیاز به بحث مفصل دارد. ولی به طور مختصر عنایت داشته باشید که حضرت امام در کتاب «چهل حدیث» حدیث چهاردم که مربوط به تفکر در ذات الهی است، نکاتی در رابطه با وحدت وجود مطرح فرموده‌اند. عنایت داشته باشید که خداوند عین وجود و وجودِ مطلق است و در تشکیک وجود بحث در تجلیات وجود است که همه به ذات حق برمی‌گردد ولی هیچ‌کدام خداوند نیستند زیرا هیچ‌کدام وجود مطلق نمی‌باشند.

در مورد شرور و وجه عدمی آن اتفاقاً بهترین جواب در دستگاه «اصالت وجود» توسط مرحوم شهید مطهری در کتاب «عدل الهی» داده شده است.

همین‌که انسان دارای مقام امکانات مختلف و ابعاد مختلف وجودی است، عملاً در گذرگاه انتخاب قرار می‌گیرد. به همین جهت در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» بحث شد که انتخاب، ذاتیِ وجود انسان است.

حرکت جوهری را باید با دقت مطالعه کرد تا این نوع اشکالات در دل آن رفع شود. زیرا آنچه در «حرکت جوهری» مطرح است تبدیل قوه به فعل می‌باشد و این غیر از حرکت به معنای رفع موانع حضور و حاضرشدن در مرتبه حضور برتر است. آن‌جا بحث حضور در حضور است و این ربطی به حرکت جوهری ندارد.

به هر حال ملاحظه می‌فرمایید که معارف گرانقدری در «حکمت متعالیه» نهفته است که دقیقاً جواب نیازهای معرفتیِ این زمان می‌باشد و باید با همت زیاد و دقت فراوان در آن وارد شد تا معلوم شود حتی «وحدت وجود» در نسبت حضور حق با حق، با «تشکیک وجود» در نسبتِ حضور حق با خلق، قابل جمع است. موفق باشید      

27860

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: بنده نوجوانی ۱۸ ساله هستم و امسال کنکور دارم. به رشته فلسفه اسلامی و فلسفه غرب بسیار علاقه دارم و همچنین به علوم اسلامی علاقه وافری دارم اما نمی‌دانم که به حوزه علمیه بروم یا به دانشگاه بروم و فلسفه بخوانم. همچنین لطفا معیار و ملاک برای شناخت اینکه آیا روح من توانایی فهم فلسفه را دارد یا نه را بفرمایید. سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که در این مورد سری به آرشیو سؤالات، قسمت «حوزه یا دانشگاه» بزنید، بهتر جواب خود را دریافت می‌کنید. موفق باشید

با سلام یکی از کاربران محترم در تکمیل عرایض بنده این طور فرموده :

سلام علیکم.
استاد بزرگوارم در خصوص سوال آن نوجوان ۱۸ ساله در پرسش۲۷۸۶۰ بر خود لازم دانستم که عرض کنم دانشگاه امام صادق علیه السلام در رشته فلسفه اسلامی بسیار قوی است، البته من فارغ التحصیل واحد خواهران دانشگاه هستم اما واحد برادران هم معمولا قوی عمل می کند. خوب است این بزرگوار یک تحقیقی هم راجع به دانشگاه امام صادق علیه السلام داشته باشند چون تلفیق حوزه و دانشگاه است. فرصت را مغتنم می شمارم و از خدا میخواهنم رحمت و نغفرت واسعه خود را نثار روح آیت الله مهدوی کنی نماید. الهی آمین

26927

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ۱. با توجه به کتاب روزه دریچه رویت شما و روزه از مباحات دیگر، ما زنان چه نیازی به کار داریم؟ از طرفی بخواهیم در اجتماع حضور داشته باشیم چه کار کنیم؟ ۲. استاد اگر بخواهیم شغل و ادامه تحصیل ما در رابطه با معارف اسلامی و به ویژه تفسیر قرآن باشد باید چه کار کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان روحِ حکمت و برهان و قرآن را چشید، خود به خود افقی در مقابلش گشوده می‌شود که متوجه خواهد شد در کدام راه قدم بگذارد به‌خصوص که راهنمایی همچون نایب‌الإمام خامنه‌ای در میان است. موفق باشید

26667
متن پرسش
استاد گرامی سلام: اگر روح انسان در ۴ ماهگی در بدنی که ساخته شده حلول می کند نحوه حلول در بدن برزخی و حلول در بدن قیامتی چگونه است؟ التماس دعا و با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بدنِ برزخی و قیامتی، صورتِ روح و اخلاق انسان است و بحث دوگانگی بین روح و بدن در آن‌جا مطرح نیست. موفق باشید

25311
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: وقتتون بخیر، خداوند بهتون سلامتی و طول عمر بده، استاد صوفیه بر حق است یا باطل؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌توان به راحتی به یک کسی صوفی گفت و بعد هم آن را باطل دانست. قبل از سال ۱۳۴۰ حضرت امام را هم که طرفدار ابن‌عربی و مولوی بودند؛ آقا روح اللّهِ صوفی می‌گفتند.

آن‌چه بر حق است و حقیقت دارد، اسلام است، حال هر کس به اندازه‌ای که ما را از اسلام و روحانیت و معنویتِ آن آگاه کند و به آن نزدیک نماید، بر حق است و ما او را پاس می‌داریم. در نظر بگیرید فقیهی را که نکاتی از اسلام عزیز برای ما می‌گوید و چون اسلام عزیز است آن فقیه نیز به اندازه‌ای که ما را به اسلام نزدیک می‌کند، عزیز است. رسول خدا (ص) می فرمایند: «كَلِمَةُ الْحِكْمَةِ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ فَحَيْثُ وَجَدَهَا فَهُوَ أَحَقُّ بِهَا» حکمت گمشده مومن است هر جا آن را بيابد احق به آن هست و بايد آن را اخذ بكند. در همین رابطه اگر جناب مولوی ما را به اسلامِ عزیز نزدیک کرد و حتی بیشتر از یک فقیه، و ما از آن طریقْ مزه‌ی اسلام را چشیدیم و در رفتار خود مقیّد به اسلام شدیم، معلوم است که مولوی را بیشتر پاس می‌داریم به همان معنایی که در روایت داریم: عقاید، فقه اکبراند و احکام، فقه اصغر. خطر در این‌جاست که یک فقیه، فقه و فهمِ خود را همه‌ی اسلام بداند. موفق باشید

25301
متن پرسش
سلام: بعد از جلسه سه شنبه سوالی کردم و گفتید امیرالمومنین (ع) و پیامبر (ص) همین الان در یوم الفصل هستند و بود خود را آنگونه که باید، می یابند و احساس می کنند حال اگر اینگونه هست پس چرا خداوند فرمود و ما ادراک یوم الفصل؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا وقتی که در ساحت سیر إلی اللّه هستند تا مقام فنا، هنوز مورد خطاب «و ما ادراک یوم الفصل» هستند و چون حضرت رب‌العالمین آن‌ها را بعد از فنا به بقای خود باقی نمود، دیگر در مقامِ درک یوم الفصل می‌باشند. و این مقام منحصر به قیامت نیست، آن ذوات مقدس، هم اکنون در قیامت‌اند. موفق باشید

24588

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام: لطفا بفرمایید معنای صحیح وحدت وجود چیست؟ معنایی که باعث گمراهی نمی شود و کثراث هم در آن نقش دارند؟ وحدت وجود مد نظر امام خمینی کدام معنا و تعریف هست؟ لطفا بنده را به کتاب ارجاع ندهید، چون هم تهیه کتاب ها سخت است و هم کمی فهم درست متن آن کتاب ها. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هیچ وجه بحثی این‌چنین مهم را کم‌تر از دو یا سه سال مطالعه و تدبّر نمی‌توانید دریابید. اگر می‌بینید برایتان مشکل است، چرا بی‌خیالش نمی‌شوید؟ موفق باشید

23708
متن پرسش
سلام خدا قوت: استاد در آیه ۸ سوره مبارکه نحل خداوند چهارپایانی چون اسب و قاطر و الاغ را باعث زینت ما می داند! اما در درس اخلاق ۲۷ دی ۹۷ ایت الله جوادی آملی ایشون فرمودن که «آنچه در جان ماست به نام علم و عقل و عدل آن زینت ماست (حبب الیکم الایمان و زینه فی قلوبکم) وگرنه باغ و راغ زینت زمین است نه ما مثل این که ستارگان زینت اسمان اند که (انا زینا السماء الدنیا بمصابیح)» خب حالا سوال اینه آخر این مرکب (اسب دیروز ماشین شاسی بلند امروز) که جزء مادیات هست زینته یا اون ایمان که جزء معنویاته! نمیشه با هم جمع بشن؟ آخه آقای جوادی عزیز می فرمایند که باغ و راغ (شما بگو مادیات) زینت نیست یعنی نمیشه مادی و معنوی زینت بشه! خودتون صوت این جلسه درس اخلاقو گوش کنید لطفا. خیلی ممنونم. تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که آیه‌ی مذکور می‌فرماید اسبان و استران و خران برای سوارشدن و زینت زندگی است و این غیر از چیزی است که زینت برای جان انسان است مثل ایمان. به همین جهت در آیه‌ی مذکور نفرمود: «زینتة لکم». موفق باشید  

22495

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و رحمة الله: جهان کنونی در حال حاضر در دوره مدرنیته بسر می برد یا پست مدرن؟ اگر چه می دانم پست مدرن هم لایه ای از مدرنیته است اما با تسامح جواب این سوال بنده را بدهید. سوال بعدی اینکه من گمان می کنم آن وضعیت توسعه نیافتگیی که آقای داوری در مورد آن ما را به تفکر می خواند، در مورد غربِ پس از مدرنیته نیز صادق است. یعنی غربی که از مدرنیته به پست مدرن می رسد گویی همان حالات توسعه نیافتگی ما را با خود دارد و حتی شاید وضعیت غربِ پس از مدرنیته بی خرد تر از وضعیت توسعه نیافتگی یک کشور توسعه نیافته باشد. با این تفاوت که اسمش توسعه نیافتگی نیست و در کلیت حال شبیه ماست نه در جزئیات. نظر حضرت عالی در این باره چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده چنین برداشتی ندارم. در هر حال عقلِ توسعه‌نیافتگی با ضعف‌های عقل مدرن و پُست‌مدرن از دو سنخ می‌باشند. موفق باشید

20978
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. فرمودید وقتی ما متواضع میشیم اون حقیقت غیبی به ما نظر کرده، یعنی هر صفت اخلاقی نیکو یک حقیقت غیبی داره که باید نظر کنه مثل نماز که باید نظر کنه تا حضور قلب به وجود بیاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. منتها بعضی از انوار الهی ذیل نوری جامع‌تر قرار دارند و همه ذیل اسم جمال و جلال هستند. موفق باشید

20743

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بنده 24 سال دارم و تقریبا ده سالی هست که طعم آرامش را نچشیدم و دچار سردرگمی و کلافگی شدید ذهنی هستم. در ذهنم در گیر و دار دائم شبهات و اشکالات اعتقادی هستم که مخصوصا وقتی می خواهم عمل عبادی یا کار خیری انجام بدم یا زیارتی بروم نمازی بخوانم و...این افکار حتما می آیند در ذهنم و تمام حال معنوی من رو می گیرند. در ظاهر اعمال عبادی خود رو انجام می دهم و هرکس مرا ببیند فکر می کند یک شخص مذهبی حزب اللهی هستم اما از درون دچار آشوب زیادی هستم و یقین و ثبات فکری و قلبی ندارم. بنده استعداد های زیادی دارم و بهره هوشی بالایی هم دارم و این را افراد زیادی و اساتیدی هم که باشون در ارتباط بودم هم گفتن. از سن 12 سالگی تقریبا کشش و تحول مذهبی در من رخ داد و به دین علاقه مند شدم و از همان موقع تقریبا نیز این افکار به سمتم روی آوردند. من توانایی های زیادی دارم و اگر این افکار نبودن چه در زمینه رشد معنوی خودم و چه در زمینه کارهای فرهنگی برای اجتماع خیلی می توانستم مفید باشم ولی این افکار دائما ذهن من را مشغول می کنند و تمام انرژی من را می گیرند. و الان بعد ده سال واقعا از این وضعیت خسته شدم. و دچار اضطراب درونی و تشویش قلبی شدم و حتی وضعیت جسمانی من رو هم تحت تاثیر قرار داده و خیلی حالم بد هست. با افراد مختلفی هم صحبت کردم و نتیجه نگرفتم. به حدی درگیر هستم که دیگه هیچ لذت معنوی نمی چشم. مثلا می روم روضه یا رفتم کربلا زیارت امام حسین ولی هیچ چیزی رو قلبم حس نکرد و کاملا قلبم بی تفاوت شده و از این خیلی زجر می برم. از جمله فکری که همیشه در ذهنم هست این است که من تمام اندیشه های کسانی که منکر خدا و باور های ما هستند را نمی دانم و شاید آن ها حرفی و ادله محکمی دارند و من بی اطلاعم. و خیلی فکر های دیگر. خواهش می کنم مرا کمک کنید. در وضعیت بسیار بدی به سر می برم. حالم خیلی بد هست. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید سعی بفرمایید باورهای دینی شما برای شما یقینی گردد تا نور اعمال عبادیِ شما، شما را جلو ببرد. پیشنهاد بنده سیر مطالعاتیِ بر روی سایت هست که با کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن که هر دو بر روی سایت هست، شروع کنید. موفق باشید

19053

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: افرادی هستند که گرایش جنسی و عاطفی به هم جنس خود دارند حال سوال من این هست آیا اگر خدا این عشق این دو همجنس را به هم ببیند رابطه ی آن دو را با هم حرام اعلام می کند با وجودی که خودش این حس را درون آنها قرار داده، آیا فکر نمی کنید حرمت لواط مخصوص انسان هایی هست که تمایل به جنس، مخالف خود دارند ولی از روی شهوت به همجنس خود تجاوز می کنند و با توجه به آیه قرآن که می فرماید آنها از روی زیاده روی به سمت مردان آمدند آیا فکر نمی کنید این حرمت لواط مخصوص افراد هموسکشوال نیست زیرا اینها که از روی زیاده روی به هم جنس خود متمایل نشدند بلکه از روی حس درونی خود فقط، به همجنس خود میل دارند و سرشار از عشق هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان‌ها میل‌های فطری و میل‌های نفس امّاره‌ای دارند. هرکس باید میل‌های نفس امّاره‌ی خود را کنترل کند و هرکس به نحوی با میل‌هایش امتحان می‌شود. موفق باشید

19014

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد وقتی نذر می کنیم روزی 1000 عدد صلوات بر محمد و آل و محمد بفرستیم حال اگر بیش از آن تعداد بفرستیم ناقض نذر خواهد بود یا 1000 عدد آن پای نذر حساب می شود و مابقی ثواب خود را خواهد داشت؟ با تشکر از استاد عزیز و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید حالت دوم در میان است. موفق باشید.

29920

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: یک قولی از موجهان نظام هست علت عدم پیشرفت ایران را حکومتهای فاسد قاجار و پهلوی در دوره پیشرفت اروپا می دانند ولی در گفته های شما این نکته هست که علت متجدد نشدن ما در ۲۰۰ سال گذشته، هویت ایرانی اسلامی ماست. این دو قول را چگونه جمع کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم معتقدم قاجار با شیفتگی نسبت به غرب، نه‌تنها امیر کبیر که بنا بود برخورد علمی با غرب داشته باشد را به قتل رساند، بلکه کلاً کشور را مشغول امور فرعی کردند. موفق باشید

28671
متن پرسش
سلام علیکم: در یکی از پاسخها گفتید که برای رونق بیشتر غدیر و انقلاب با انسانهایی که ما را رنجانده اند و رهایشان کرده ایم، آشتی کنیم. آیا جایز‌است حتی با کسانی که بخاطر انقلاب و عناد با انقلاب و عدم نسبت برقرار کردن با انقلاب آن هم از سر استدلالهایشان، نسبت خوبی نداریم، آشتی کنیم و حتی با کسانی که نسبت با انقلاب مخالفت دارند یا حتی در برابر آن ایستاده اند و با ایستادگی شان مقابل انقلاب، خون دل خوردن پیش آورده اند و در صحنه ها و بزنگاه ها علیه انقلاب و ولی فقیه ایستاده اند، اظهار مودت کنیم یا باید مانند مولایمان امیرالمومنین جاذبه و دافعه توامان داشته باشیم و در چنین صحنه هایی دافعه علوی داشته باشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به سیره‌ی مولایمان به عنوان افقی که در مقابل بشریت است و سعه‌ی صدر ایمانیِ آن حضرت موجب می‌شود تا طرف با آنهمه جسارت بگوید: «لو لا علیٌ لهلک العُمر». این یعنی در موضع توحید و گستره‌ی توحید، با بقیه‌ی انسان‌ها مواجه شدن، ولی نه آن‌طور که انسان‌های معاند مورد تأیید قرار بگیرند و به اسم سعه‌ی صدر از اصول خود عدول کنیم. همه می‌دانستند که علی «علیه‌السلام» یک قدم در راه باطل با کسی همراهی نمی‌کند، ولی در عین حال دل می‌سوزاند تا آن‌ها را هرچه بیشتر از آتشی که در آن افتاده‌اند، برهاند. از این جهت هر اندازه با خُلق علوی با افراد برخورد شود انگیزه‌ی مخالفان جاهل کم می‌گردد و ما امروز در مقطع تاریخی حساس و مهمی قرار داریم که به جاهلان تحت تأثیر تبلیغات دشمن نشان دهیم چه اندازه به آن‌ها دروغ گفته‌اند. آری! باید نشان داد و این یعنی سیره‌ی علوی. موفق باشید

28554

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: منظور صدر المتالهین در بحث حرکت جوهری از اینکه زمانِ مطلق وجود ندارد و زمان هر موجود به فراخور وجود خود اوست و همچنین دیر گذشتن و زود گذشتن مان امری واقعی و حقیقی است، چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب صدرا در بحث حرکت جوهری روشن می‌فرماید که زمان انتزاع ذهن است از حرکت. باید عمیقا حرکت جوهری مطالعه شود برای جواب به این نوع سوال‌ها. موفق باشید

28536
متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی، لطفا نظرتان را در مورد مطلب ذیل که در مورد دکتر شریعتی هست بفرمائید ✅ این رفتار ربطی به اسلام ندارد! سال ۵۴ جناب آقای مصباح یزدی به مدرسه‌ی حقانی تشریف بردند و سخنرانی کردند. در آن سخنرانی از دیدگاه خودشان ثابت کردند که مرحوم دکتر شریعتی ضروریات دین را منکر شده است و باید او برخوردی، متناسبِ با منکرِ ضروریات دین شود. هفته‌ بعد شهید بهشتی به آن جا تشریف بردند. زمانی که وارد شدند چند نفر از طلبه‌ها خدمت ایشان می‌رسند و با حالت اضطراب و اضطرار می‌گویند: آقای مصباح یزدی چنین چیزی درباره‌ دکتر شریعتی گفته اند و معتقدند باید برخوردی با ایشان بشود. نظر شما چیست؟ آقای بهشتی فرمودند: مسئله‌ای در این سطح، یک مسئله‌ِ دم دستی و سرپایی نیست که بگویید آقای مصباح چنین گفته و شما چه می‌گویید؟ ایشان می‌فرمایند: برای این که به پرسش شما پاسخ دهم حداقل سه ماه زمان لازم دارم. آن‌ها داد و بی‌داد می‌کنند و می‌گویند اسلام در خطر هست و اگر حرف آقای مصباح بپیچد ممکن است چنین و چنان شود! آقای بهشتی روی صحبت خود پافشاری می‌کنند و می‌گویند: این مسئله‌ای جدّی هست و من برای این که یک مسئله‌ جدّی را، پاسخ جدّی دهم باید به طور جدّی بررسی کنم! از زاویه‌ یک مسلمان، این شیوه‌ برخورد اندیشه‌ای با مسائل است. من نمی‌توانم به نقل قول شما اکتفا کنم، من باید با دقت نوار سخنرانی آقای مصباح یزدی را گوش دهم. سپس باید فیش‌هایی را که آقای مصباح از آثار دکتر شریعتی درآوردند و بر مبنای آن‌ها گفته اند که ایشان منکر ضروریات دین بوده است ببینم. بعد از این که آن‌ها را دیدم باید خودم به آثار دکتر شریعتی مراجعه کنم و بحث‌های پیش و پس عبارت‌های گزینش شده را ببینم تا بفهمم استنباطی که آقای مصباح می‌خواستند به صورت گزینشی ایجاد کنند، مبنا دارد یا ندارد. مسئله‌ اساسی‌تر این که بعد از انجام همه‌ این کارها، نوبت اجتهاد خودم می‌رسد که من درباره‌ این قضیه چه می‌گویم. هر چه آن‌ها اصرار می‌کنند شما نظر بده، ایشان با این مبانی و استدلال‌ها می‌فرمایند: امکان ندارد اکنون صحبتی کنم. قرار سه ماه بعد را با آن‌ها می‌گذارند. بعد از سه ماه آن جلسه برگزار می‌شود و اکنون نوار جلسه‌ برگزار شده، به صورت یک کتاب تحت عنوان (دکتر شریعتی جستجوگری در مسیر شدن) منتشر شده است. در آن جلسه آقای بهشتی طرز مواجهه‌ آقای مصباح یزدی با اندیشه‌های دکتر شریعتی را با تعبیر (ضد اسلامی) توصیف می‌کنند و می‌گویند: اگر قرار باشد فکر هر کسی را نپسندیم فرمان حذف آن را بدهیم، این رفتار ربطی به اسلام ندارد! خبرگزاری جماران، گفتگو با دکتر فرشاد مومنی،۹۸/۴/۹ @virayeshe_zehn
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم تا حدّی در جریان آن موضوع هستم و رویهمرفته همین‌طور بود. به نظر اینجانب روش شهید بهشتی روشی است که می‌توان به کمک آن تمدن اسلامی را به میان آورد و حضور تاریخی انقلاب اسلامی را رقم زد. ملاحظه می‌کنید که آن سعه‌ی صدری که انقلاب اسلامی و تمدن اسلامی را جهانی می‌کند، آن سیره و روش شهید بهشتی است و نظر رهبر معظم انقلاب را نسبت به دکتر شریعتی قبول دارم که در اینترنت می‌توانید آن نظر را پیدا کنید، ملاحظه کنید چه اندازه شهید بهشتی دقیق جواب داده‌اند. موفق باشید

24366
متن پرسش
سلام استاد وقت بخیر. در مورد وظیفه اصلی زنان سوالی داشتم: آیا وظیفه اصلی زنان تربیت فرزند و خانه‌داری و همسرداری است؟ اصلا مگر می‌توان وظیفه اصلی زن و مرد را مشخص کرد؟ بنده می دانم وظیفه اصلی انسان بندگی خداست و هر لحظه تسلیم خدا بودن و باید در مسیری که خدا نشونمون میده قدم برداریم. اما بنده دانشجو هستم و نه تصمیم ازدواج دارم و نه ندارم! موقعیتش هم پیش نیومده و به طور جدی در حال تحصیل هستم. بنده بسیار می‌شنوم که وظیفه اصلی زن، همسرداری و فرزند‌داری است اما وقتی خودم فکر می‌کنم به این نتیجه می رسم که بستگی دارد و نمی‌توان مطلق آن را تعیین کرد. دوستانم در تایید حرفشان بسیاری کتاب به بنده معرفی کردند شامل: مجموعه کتاب پنج جلدی «نقش و رسالت زن»، مجموعه آیات و روایات کاربردی رسالت زن، سخنرانی امام در این خصوص، کتاب های استاد صفایی حائری که البته به صورت خلاصه ذیل مباحث دیگه مطرح کردند، کتاب جایگاه زن در اسلام بنت الهدی صدر، کتاب «زن در آیینه جلال و جمال» أقای جوادی آملی، سیره عملی حضرت زهرا سلام الله علیها و گفتند که در این کتاب‌ها به صراحت وظیفه اصلی زن گفته شده به علاوه فضایل و وظایف فرعی، بنده فعلا فرصت مطالعه این کتاب‌ها را ندارم و می‌خواهم جواب سوالم را بدانم. لطف کنید راهنماییم کنید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر بنده به نظر و نگاه شما نزدیک است. از آن جهت که زن به خودی خود زن است چه شوهر داشته باشد و چه نداشته باشد. شاید کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» در این رابطه برای تفکر بیشتر بد نباشد. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

24027
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم: استاد داریم بحث عقل تکنیکی رو کار می کنیم. نسبت عقل تکنیکی و کتاب گزینش تکنولوژی و کتاب مدرنیته وتوهم چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید تلاش شود این دو با هم جمع گردد. زیرا از یک طرف آن‌چه بر تکنیک در فرهنگ مدرنیته حاکم است، نوعی توهم یا گِشتل است و از طرفی ماهیت تکنیک، عقل است و نه توهم. موفق باشید  

 

نمایش چاپی