بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27363
متن پرسش
سلام علیکم: آیا این سخن درست است که بگوییم: (دل هم برای خود منطقی دارد که عقل از آن بی خبر است) یا این سخن صرفا یک شعار و یک سخن ذوقی است؟ اساسا دوگانه عقل و قلب و یا عقل و دل درست هست با وجود اینکه در معارف اسلامی داریم قلوب یعقلون بها؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! قلبی که تعقل کند و به معرفت خاصِ آن‌چنانی برسد، غیر از آن نحوه تعقلی است که انسان با مفاهیمِ حقایق ارتباط دارد، هرکدام در جای خود لازم است. ولی واقعاً در ادامه، راه‌هایی هست که معرفتش خاص می‌باشد. عرایضی گذرا در جلسه‌ی ۶ شرحِ «مناجات التائبین» شده است. موفق باشید

26927

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ۱. با توجه به کتاب روزه دریچه رویت شما و روزه از مباحات دیگر، ما زنان چه نیازی به کار داریم؟ از طرفی بخواهیم در اجتماع حضور داشته باشیم چه کار کنیم؟ ۲. استاد اگر بخواهیم شغل و ادامه تحصیل ما در رابطه با معارف اسلامی و به ویژه تفسیر قرآن باشد باید چه کار کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان روحِ حکمت و برهان و قرآن را چشید، خود به خود افقی در مقابلش گشوده می‌شود که متوجه خواهد شد در کدام راه قدم بگذارد به‌خصوص که راهنمایی همچون نایب‌الإمام خامنه‌ای در میان است. موفق باشید

25164
متن پرسش
با سلام: چگونه توسط معرفت نفس می توان شمه ای از جمله «لا جبر و لا تفویض بل امر بین الامرین» را وجدان کرد. لطفا تفسیر انفسی برای «و اوحینا الیهم فعل الخیرات» مرقوم فرمایید. موفق باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. موضوع جبر و اختیار چیزی است که هرکس در جان خود حسّ می‌کند که از چه جهات در تکوین او حضرت ربّ العالمین حاضرند و او را در این موارد اختیاری نیست و از چه جهت اوست که باید شخصیت خود را شکل دهد. ۲. این دومی طلب‌تان، زیرا در این منزل، تنها بنده می‌توانم جواب سؤال عزیزان را بدهم منزل کلاس و درس در جای دیگر مستقر باید باشد. موفق باشید

24428
متن پرسش
استاد عزیز سلام: آیا این متن در باب رابطه نفس و بدن کاملا صحیح است؟ تقریر نظر صدرالمتألهین در بـاب رابطـه نفس و بـدن در فلسفه ملاصدرا، آن دو گانگی و ثنویّت میان نفس و بدن بکلّی زایل گردید و هرگونه توهّم جدایی و انفکاک وجودی بین اینها از بین رفت؛ زیرا از نظر ملاصدرا مغایرتی آنچنانی میان نفس و بدن وجود ندارد؛ بلکه ادامه وجود بدن است که پس از آنکه بدن عوالم جمادی و نباتی و حیوانی را پشت سر گذاشت و وجودش را کاملتر نمود در این هنگام، همچون مراحل سابق، آماده قبول فیض حقّ تعالی می شود و چون در این مقام، اشرفیتی پیدا کرده و قدم فراتر گذاشته است لذا کمالی که در این هنگام بر او افاضه می شود از سنخ دیگر است؛ کمالی است که در مسیر تحوّل ذاتی اش به آن اعطا می شود. بنابراین از نظر این حکیم الهی هیچ ناآشنایی میان نفس و بدن وجود ندارد زیرا اینگونه نیست که یک موجود مجرّد خلق شود و مأمور اداره کشور تن باشد بلکه در واقع یک وجود است که از جسم عنصری شروع می شود و با تحوّل ذاتی و حرکت جوهری در مسیر تکامل می افتد و در هر مرتبه ای بمناسبت آن مقام، فیض لایق از جانب واجب الصور بدان إفاضه می شود تا اینکه پس از گذر از عالم حیوانیت که إنتهای مراحل و سفرهای قبلی است باز فیض و کمالی مناسب به آن إفاضه می شود و این کمال که همان نفس باشد هر چند از مراحل قبلی کاملتر است ولی باز خیلی ضعیف است. موجودی است که می توان گفت این موجود، نهایت صور مادّی و بدایت صور ادراکی است و بعبارت دیگر، آخرین قشر جسمانی و اوّلین دانه و مغز روحانی است که استعداد رسیدن بمقام بسیار متعالی را دارد و از طریق حرکت جوهری به آنچه که اندر وهم نمی گنجد می رسد. بنابراین یک نوع اتّحاد خاص بین نفس و بدن حاکم است نه اینکه جدا از هم و بیگانه از یکدیگر باشند و بعد با هم اُنس بگیرند؛ بلکه در واقع یک وجود است که در تحوّل جوهری اش واجدِ کمال خاصی بنام نفس شده است؛ و پس از این مقام هم با حرکت جوهری بصورت کاملاً هماهنگ بحرکت خود ادامه می دهد و آن دو کمالات بالقوه شان را تدریجا بفعلیّت می رسانند تا اینکه بمرتبه ای می رسند که جمله، جان می شوند و کلیه بالقوه ها بفعلیّت می رسند. مکتب صدرالمتألهین دراین زمینه چنین تعلیم می دهد: آنچه باید دانسته شود این است که انسان در اینجا مجموع نفس و بدن می باشد و این دو علی رغم اختلافی که در مقام و منزلت دارند، هر دو به یک وجود، موجودند. گویا شی ء واحدی هستند که دارای دو جنبه است: یکی متبدّل و نابود شونده، همچون فرع؛ و دیگری ثابت و باقی چون اصل؛ و هر اندازه نفس در وجودش کاملتر شود، بدن لطیفتر می گردد و اتصالش به نفس شدیدتر می شود و اتحاد میان آن دو، قویتر؛ تا اینکه وقتی وجود عقلی گردید بدون هیچ مغایرتی، یک چیز شود. (همان، الجزء الثانی من السفر الرابع، الباب التاسع، فصل(۴)، ص ۹۸ ). أحدی در این امر شکّ ندارد که نشئه تعلّق به بدن غیر از نشئه تجرّد از آن می باشد؛ چگونه می تواند شکّ کند و حال آنکه نفوس در این نشئه بدنی بگونه ای می گردند که هر کدام از آن به بدنی مرتبط می شود و بصورت اتحاد طبیعی با آن متّحد می گردد و از اتّحاد طبیعی آن دو، یک نوع طبیعی به حیوانی حاصل می شود و در نشئه عقلی هنگام إستکمالش با عقل مفارق متّحد می گردد. (همان، الباب السابع، فصل (۳)، ص ۳۵۲ ) بنابراین از نظر صدرالمتألهین رابطه نفس و بدن إتحاد طبیعی و علاقه لزومی است و به هیچ وجه پیوند و ارتباط آن دو، جبری و ساختگی نمی باشد. باز در این زمینه می فرماید: حقیقت این است که بین نفس و بدن، علاقه لزومیّه حاکم است ولی نه مثل معیّت متضائفین و نه مانند معیّت دو معلولِ علّت واحد در وجود، که بین آن دو رابطه و تعلّقی وجود ندارد. بلکه مانند معیّت و همراهی دو شی ء متلازم بگونه خاص، مانند مادّه و صورت؛ و تلازم بین آن دو همچون تلازم میان هیولای اولی و صورت جسمیه می باشد. پس هر کدام از آن دو نیازمند به دیگری است بگونه ای که به دور محال منتهی نمی شود. پس بدن در تحقّقش به نفس نیاز دارد ولی نه به نفس مخصوص بلکه به مطلق آن (مراد از مطلق نفس یا حقیقت عقلیه آن می باشد یا مراتب نفس در مسیر استکمال جوهری که دارای اصل محفوظ می باشد (الاسفار، همان، ص ۳۸۲، تعلیقه حکیم سبزواری) و نفس هم به بدن نیازمند است ولی نه از حیث حقیقت مطلقه عقلیه اش بلکه از جنبه وجود تعیّن شخصیّه و حدوث هویّت نفسیه اش. (همان) پس باید دانست که میان نفس و بدن صرفا معیّتی همچون معیّت سنگ قرار گرفته در کنار انسان، نمی باشد بلکه نفس صورت کمالی برای بدن می باشد و ترکیب میانشان طبیعی است (همان، ص ۳۸۴-۳۸۳ ) و نفسیّت نفس مانند پدر بودن پدر و فرزند بودن فرزند و کتابت نویسنده و مواردی از این قبیل که می توان آنها را بدون آن اضافه در نظر گرفت نمی باشد؛ زیرا ماهیّت، بنّا و برای خود وجودی دارد و برای بنّا بودن وی نیز وجودی دیگر است و جهت انسانیّت وی بعینه جهت بنّا و بودن وی نیست، اوّلی (انسانیّت) جوهر است و دوّمی (بنّا و بودن) عرض نسبی؛ و حال آنکه نفس چنین نیست. نفسیّت نفس همان نحوه وجود خاص آن می باشد و اینطور نیست که ماهیّت نفس وجود دیگری دارد که نفس بحسب آن، نفس نمی باشد مگر پس از إستکمالات و تحوّلات ذاتی که در ذات و جوهر نفس واقع می شود و در این هنگام پس از بالقوّه عقل بودن، (بالفعل) عقلی فعّال می گردد. (همان، ص ۱۲ و ۱۱ ) پس از همه این توضیحات به این نتیجه رسیدیم که از نظر صدرالمتألهین نفس و بدن، رابطه اتّحادی طبیعی دارند و موجودی بوجود واحد می باشند و در واقع یک چیز است که در حرکات جوهری خودش از دنیای سه بعدی و چهار بعدی حرکت می کند و به دنیای بی بعدی می رسد یعنی دنیایی که نه طول دارد و نه عرض دارد و نه عمق و زمان. این دو در حقیقت، مراتب نقص و کمال حقیقت واحدی هستند و روح مانند یک جسم حادث می شود و مانند یک روح باقی می ماند. (مطهّری، مرتضی، مقالات فلسفی(۲)، ج اوّل، انتشارات حکمت، تهران ۱۳۶۹، ص ۱۸ و ۱۷ ).
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی که فرمودید نکات خوب و ارزشمندی است. علاوه بر این با نظر به علم نفس ناطقه به بدن و تدبیر بدن توسط نفس، موضوعِ استکمال نفس پیش می‌آید و این‌که در نهایت، نفس بدن را به عنوان ابزاری که دیگر نیاز ندارد رها می‌کند و لذا در این مورد دیگر موضوع یگانگی بین نفس و بدن در میان نیست. موفق باشید

24014

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خدا قوت: در کتاب عارفانه شهید احمد علی نیری آمده که آقای حق شناس رحمت الله علیه فرموند که یک نیمه شب وارد مسجد شدم و دیدم احمد علی بین زمین و آسمان نماز می خواند. استاد این یعنی چه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. موفق باشید

23949
متن پرسش
استاد سلام: بنده دچار مرض بی نمازی هستم، نمیدونم چطور از دست این مرض راحت بشم، نه اینکه معتقد نباشم، بلکه هم معتقدم و هم ماه رمضان تا حالا روزه ی نگرفته نداشته ام، شاید خنده دار باشه کسی که روزه بدهکار نیست چرا بی نماز شده، خودم هم نمی‌دونم واسه رهایی از این مرض چیکار کنم، نمیدونم چرا اینقدر راحت نماز نمیخونم، لطفا راهی جلوی پای من بگذارید تا از سر این مرض نجات پیدا کنم، بعضی وقتها که به فکر می افتم و به اوضاع بی نمازیه خودم فکر می کنم شک نمی کنم که اگه همون موقع بمیرم حتما جهنمی میشم، بعدش کمی متأثر میشم و بعد چند روز دوباره بی نماز میشم، چطور از دست این مرض خلاص شم و دوباره مثل قبل برگردم به نماز خوندن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رازهایی در همین نمازِ بدونِ حضور بنده و جنابعالی هست که خودمان نمی‌دانیم. با نظر به هماهنگ‌شدنِ جان‌تان با پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» نماز بخوانید و فردا، نزدیکیِ خود را با نور آن حضرت احساس کنید. چنین ابدیتی، چیز کمی است؟!! موفق باشید

23556
متن پرسش
نظر حضرتعالی درباره علامه طباطبائی چیست؟ الف: آیا ایشان را کامل می دانید؟ ب: اخیرا عده ای می گویند که ایشان بی بصیرت بوده اند و در انقلاب چندان فعال نبوده اند آیا این حرف صحیح است یا حضرت علامه وظیفه ی خود را در انقلاب کار علمی و فرهنگی می دانستند و لذا در سنگر خود فعالیت می کردند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه‌ی طباطبایی همانند حضرت امام از الطاف الهی برای بشر این دوران هستند. بنده عرایضی در کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب در این تاریخ» تحت عنوان «تفاوت عالَم حضرت امام و علامه طباطبائي «رحمة‌الله‌عليهما» در صفحه‌ی ۳۹۹ داشته‌ام. موفق باشید

22715
متن پرسش
با سلام: اگر عقل به در مورد چیزی به صورت یقینی حکم کند واقعیت نیز حتما همان حکمی خواهد بود که عقل آن را حکم کرده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم عقل، اگر به درستی به‌کار رود متوجه‌ی آن چیزی که واقعاً هست می‌شود و تفاوت آن با وَهم، در همین نکته است. موفق باشید

22447
متن پرسش
سلام استاد: سوال بنده راجب این بود که اولا آیا همه امامان رجعت می کنند در ثانی رجعتشان به علت کامل شدن خود امام است در رهبری جامعه. این جا این سوال پیش میاید که اگر رجعت امام برای کامل شدن خودش در امامت و رهبری جامعه است خوب برای امامت کل بشریت آخرالزمان یک امام کافی است. چون اولا بدن امام در تعادل است و تا بدن در تعادل است از بین رفتنی نیست از اونور حتی یک امام هم ظرفیت رهبری جامعه آخرالزمان را تا انتها دارد دیگر رجعت بقیه برای چیست؟ سوال دوم اینکه امامان که رجعت می کنند آیا با شهادت از دنیا می روند یا مرگ طبیعی اگر با شهادت باشد پس دوباره ناقص از دنیا رفته و با فلسفه رجعت نمی خواند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع رجعت، بیشتر بحث در رجعتِ سیره‌ی امامان است، نه رجعتِ فردفرد آن‌ها. حال یا آن سیره با خود امامان ادامه می‌یابد، مثل سیره‌ی امام حسین «علیه‌السلام». یا از طریق امام زمان «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه». در این مورد خوب است به کتاب «حضرت بقیت‌اللّه» از استاد جوادی آملی رجوع فرمایید. موفق باشید

17011
متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید. این جلسات جدید چهارشنبه ها ساعت 18، چه پیش نیازی می خواهد؟ کتاب سلوک ذیل شخصیت امام کافی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت چون موضوع، به جنبه‌ی تاریخی انقلاب اسلامی ربط دارد؛ چندان به پیش‌نیازیِ خاص نیاز نداشته باشد. البته بحثی است در رابطه با سلوکِ اجتماعی خاصی که در این تاریخ باید نسبت به انقلاب اسلامی مدّ نظر داشت. موفق باشید

14818

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز خصوصی 1) بنده دوستان بسیار خوب که همه به فکر تهذیب نفس و سیر در وادی عرفان هستند دارم اما احساس می کنم در این وادی دچار رقابت با دوستان گشته ام و مثلا اگر عملی را آنها شروع کنند من هم شروع می کنم والا خیر. در واقع احساس عقب ماندگی از دوستان مرا وادار به حرکت می کند و در حین اعمال مدام ذهنم درگیر اینست که آنها چه می کنند. و بیشتر از اینکه درگیر حالات خودم باشم سرگرم حالات آنها شده ام. شدت این وضع بسیار زیاد است. از طرفی وقتی تنهایم اصلا توان حرکت ندارم. چه باید بکنم استاد؟ تشکر از زحمات جنابعالی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که انسان در کنار مؤمنین، سیر و عبادات خود را انجام دهد کار خوبی است. ولی در هرحال آن‌چه باید مدّ نظر قرار دهید، رفعِ حجاب‌هایی است که بین ما و حضرت حق است. موفق باشید

8385

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت عزیز مقاله استاد داوری را خواندم همانطور که خودتان فرمودید احتیاج به شرح دارد و ما کسی جز شما را نمی شناسیم لطفا اگر ممکن است شرحی بر این مقاله بصورت سخنرانی و یا مکتوب داشته باشید حیف است از این مطا لب عمیق محروم باشیم با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: انشاءالله پیش بیاید بنده حرفی ندارم. ولی فعلا مقدور نیست .موفق باشید
29226

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: بنده طلبه غیر حضوری جامعه الزهرا (س) هستم. گرایشم کلام هست. می‌خواهم به امید خدا پایان نامه ام را راجع به خلقت نوری اهل بیت (ع) (صادر اول) بنویسم. با توجه به اینکه شما مولف کتاب ارزشمند حقیقت نوری اهل بیت (ع) هستید، می‌خواستم بپرسم از نظر «کلامی» این موضوع توسط کدام‌یک از متکلمین در کدام کتابها بیشتر بررسی شده؟ من نمی‌خواهم به این موضوع از منظر فلسفی نگاه کنم گرایشم کلام است. راهنمایی بفرمایید ممنون میشم چون غیر حضوری هستم کسی را ندارم راهنمایی کند. البته استاد راهنما دارم ولی ایشون در این زمینه اطلاعات ندارد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم بتوان جایگاه آن نوع مباحث را در علم کلام پیدا کرد. همان‌طور که می‌دانید جایگاه علم کلام برای اثبات مبانی باورهای دینی است در مقابل منکران آن باورها. در حالی‌که این نوع مباحث مربوط به کسانی است که متوجه‌ی حقّانیت مقام اولیای الهی شده‌اند. حدّاقل، این مباحث در حکمت متعالیه قابل بحث است و از آن بالاتر در عرفان ابن‌عربی. موفق باشید

28536
متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی، لطفا نظرتان را در مورد مطلب ذیل که در مورد دکتر شریعتی هست بفرمائید ✅ این رفتار ربطی به اسلام ندارد! سال ۵۴ جناب آقای مصباح یزدی به مدرسه‌ی حقانی تشریف بردند و سخنرانی کردند. در آن سخنرانی از دیدگاه خودشان ثابت کردند که مرحوم دکتر شریعتی ضروریات دین را منکر شده است و باید او برخوردی، متناسبِ با منکرِ ضروریات دین شود. هفته‌ بعد شهید بهشتی به آن جا تشریف بردند. زمانی که وارد شدند چند نفر از طلبه‌ها خدمت ایشان می‌رسند و با حالت اضطراب و اضطرار می‌گویند: آقای مصباح یزدی چنین چیزی درباره‌ دکتر شریعتی گفته اند و معتقدند باید برخوردی با ایشان بشود. نظر شما چیست؟ آقای بهشتی فرمودند: مسئله‌ای در این سطح، یک مسئله‌ِ دم دستی و سرپایی نیست که بگویید آقای مصباح چنین گفته و شما چه می‌گویید؟ ایشان می‌فرمایند: برای این که به پرسش شما پاسخ دهم حداقل سه ماه زمان لازم دارم. آن‌ها داد و بی‌داد می‌کنند و می‌گویند اسلام در خطر هست و اگر حرف آقای مصباح بپیچد ممکن است چنین و چنان شود! آقای بهشتی روی صحبت خود پافشاری می‌کنند و می‌گویند: این مسئله‌ای جدّی هست و من برای این که یک مسئله‌ جدّی را، پاسخ جدّی دهم باید به طور جدّی بررسی کنم! از زاویه‌ یک مسلمان، این شیوه‌ برخورد اندیشه‌ای با مسائل است. من نمی‌توانم به نقل قول شما اکتفا کنم، من باید با دقت نوار سخنرانی آقای مصباح یزدی را گوش دهم. سپس باید فیش‌هایی را که آقای مصباح از آثار دکتر شریعتی درآوردند و بر مبنای آن‌ها گفته اند که ایشان منکر ضروریات دین بوده است ببینم. بعد از این که آن‌ها را دیدم باید خودم به آثار دکتر شریعتی مراجعه کنم و بحث‌های پیش و پس عبارت‌های گزینش شده را ببینم تا بفهمم استنباطی که آقای مصباح می‌خواستند به صورت گزینشی ایجاد کنند، مبنا دارد یا ندارد. مسئله‌ اساسی‌تر این که بعد از انجام همه‌ این کارها، نوبت اجتهاد خودم می‌رسد که من درباره‌ این قضیه چه می‌گویم. هر چه آن‌ها اصرار می‌کنند شما نظر بده، ایشان با این مبانی و استدلال‌ها می‌فرمایند: امکان ندارد اکنون صحبتی کنم. قرار سه ماه بعد را با آن‌ها می‌گذارند. بعد از سه ماه آن جلسه برگزار می‌شود و اکنون نوار جلسه‌ برگزار شده، به صورت یک کتاب تحت عنوان (دکتر شریعتی جستجوگری در مسیر شدن) منتشر شده است. در آن جلسه آقای بهشتی طرز مواجهه‌ آقای مصباح یزدی با اندیشه‌های دکتر شریعتی را با تعبیر (ضد اسلامی) توصیف می‌کنند و می‌گویند: اگر قرار باشد فکر هر کسی را نپسندیم فرمان حذف آن را بدهیم، این رفتار ربطی به اسلام ندارد! خبرگزاری جماران، گفتگو با دکتر فرشاد مومنی،۹۸/۴/۹ @virayeshe_zehn
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم تا حدّی در جریان آن موضوع هستم و رویهمرفته همین‌طور بود. به نظر اینجانب روش شهید بهشتی روشی است که می‌توان به کمک آن تمدن اسلامی را به میان آورد و حضور تاریخی انقلاب اسلامی را رقم زد. ملاحظه می‌کنید که آن سعه‌ی صدری که انقلاب اسلامی و تمدن اسلامی را جهانی می‌کند، آن سیره و روش شهید بهشتی است و نظر رهبر معظم انقلاب را نسبت به دکتر شریعتی قبول دارم که در اینترنت می‌توانید آن نظر را پیدا کنید، ملاحظه کنید چه اندازه شهید بهشتی دقیق جواب داده‌اند. موفق باشید

26026

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و عرض تشکر از دید آزاد و دموکراسی جنابعالی نسبت به اظهار عقیده و نظرات: طوری که اینجانب برداشت کردم حضرتعالی ذیل شخصیت و فرمایشات اهل بیت تقسیم بندی نهیلیست روانی و نهیلیست روحی را اجمالا تایید کردید و از ورود به مساله به دلایلی امتناع فرمودید. لطفا نظرات تکمیلی خود را در این زمینه بفرمایید: بر این مبنا ما دو آرامش داریم یک آرامش روانی: مقتضای عدالت الهی و صفت رحمانیت الهی که نمد لهولاء خوبها ولهولاء بدها دوم آرامش روحی: مقتضای اختیار صفت رحیمیت إلهی که رسالت وسایت جنابعالی و کتابهایتان مفیدی که خواندم در زمینه انسان عالم دینی یا ادب عقل و خیال بسیار در این مفید است. اما بنظر می آید بین این دو به‌نوعی بینونیت عزلی وجود دارد در محتوا و ماهیت و از طرفی در طول هم دیگر هستند. یعنی تا روان سالم نباشد روح سالم نمی شود. ان شئت قلت «روح سالم درروان سالم است» مثلا بنده چگونه حقانیت علامه حسن زاده و آیت الله جوادی را اثبات کردم داشتم بیراهه می رفتم همه ادله جریان ضد فلسفه و عرفان درست بود اما حفظوا شیئا و غابت عنهم الاشیاء تعمق که کردم دیدم دید بسیاری از این عزیزان در مرحله روان مبتلا هستند از حضرت امام راحل تمجید و از آیت الله بهجت تمجید و نوبت که به علامه حسن زاده می رسد می شود شیطان پرست، نوبت به آیت الله قاضی که می رسد می شود کاهن یا للعجب. خوب توضیح دهید پارادوکس ارادت امام راحل و آیت الله بهجت به قاضی و محی الدین را چگونه توجیه می کنید و کذا مساله وحدت وجود و ده ها پارادوکس، علامه حسن زاده در وحدت وجود به عینه کلام حضرت امیر (ع) را می آورد پس چرا به امام علی (ع) که بنوعی وحدت وجود را تبیین می کند متعرض نمی شوید؟ دیواری کوتاه‌تر از بنده صالح خدا علامه حسن زاده پیدا نکردید!! (یاحسرتا علی العباد) هنگ کردم خدایا اشکال کار کجاست؟ خوب نمی توانیم بگوییم «فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا» چون اینان برادران ما هستند عزیزان ما هستند، پس قصه چیست؟ کلید معما ((اینان بیماران روانی هستند و باید هرچه سریعتر به طبیب روانی خود را معرفی کنند)) ریشه اش هم ناخودآگاه ست باید روان پزشک ازش بپرسم چی اذیتت کرده عزیزم ناخودآگاهش هم زبان بازمی کند چرا علامه حسن زاده حول حاملین عرش هست و من نیستم؟ چرا جوانان فوج فوج بدنبال ایشانند و مرده و زنده ما برایشان مهم نیست دقیقا همین را در کلامشان دیدم و قص علی هذا. حقانیت علامه حسن زاده همین بس که قریب یک یا دو سال هر وقت باشون تماس می گرفتند به من با محبت جواب می دادند و در طول این مدت فقط یک بار ازدستم ناراحت شد اونهم چون ساعت ده شب باشون تماس گرفتم که گفتند دیگه دیر وقت تماس نگیر. عنایت شود تقسیم بندی حقیر درباب روح و روان و احکام این دو به چه نحوی با مقام خیال و عقل و امثالهم تطبیق شود را فعلا وارد نشدم. عرایض بخش دوم: آیت الله ملکی تبریزی و امام خمینی سلام الله علیه در بخشی از دستورات سخن از طفل درون آوردند جهت تلقین آیات توحید که فرمودند وجود خود را بسان طفلی فرض کنید و آیات توحید را به او بیاموزید. آیا این طفل درون هم کودک درون است که اریک برن کشف نمودند؟ نظر شما چیست؟ احتمال می دهم حضرتعالی در این زمینه نظری نداشته باشید علی ای حال سوال مهمی است چون تحقیقات من در این زمینه را بدنبال خواهد داشت. صحبت پایانی بنظرم حضرتعالی از نومذهبیون نسل جدید هستید که با دید نسبتا باز سعی می فرمایید لااقل صحبت ها را بشنوید ولو انعکاس هم ندهید ولی گله اینجانب و دغدغه اینجانب از بعضی مذهبیون است که دارند از سفره ملاصدرا می خورند و سنگ بر ملاصدرا می زنند. ممنون از وقتی که می گذارید. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم نگاه صدرا افقی است به سوی آینده تا ما در مواجه با جهان مدرن، توانِ ارائه‌ی معارف عالیه‌ی شیعه را داشته باشیم و معطل مخالفانِ فلسفه و عرفان که تاریخِ آن‌ها گذشته است، نشویم. موفق باشید

25791
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز لطفا بفرمایید در کتاب معاد که فرمودید در احتضار شیطان تلاش می کند برای کفر انسان آیا ائمه علیهم السلام هم حضور دارن و کمک میکنن؟ چون برخی افراد هنگام مرگشان به ایشان سلام داده و سپس از دنیا می روند. سپاس و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین‌طور است که انسان با نور ائمه «علیهم‌السلام» از وسوسه‌های شیطان عبور می‌کند، مثل دنیا. موفق باشید

24962
متن پرسش
سلام این فیلم رو لطفا ببینید که چجوری خارج نشینی داره از اقتدار رهبر معظم انقلاب صحبت می کنه من که هم لذت بردم و هم بسیار ناراحت شدم که اونها یه چیز هایی حد اقل میبینن با دید خودشون و منصفند اما بعضی از ایران نشینانی که در این حکومت اسلامی زندگی می کنند و از برکات اون دارند استفاده می کنند حد اقل هارو هم نمیتونن ببینند. خیلی عجیبه و خیلی جالب https://www.aparat.com/v/Czy7F/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%BE_%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%AF%D9%86_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C_%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7_%D8%B6%D8%AF_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که هیبت مقام معظم رهبری، صورتِ عزّت حضرت حق است در این عالم و مظهریتِ «عزیزٌ حکیم»بودنِ ربّ العالمین در سیما و سیرت این مرد الهی می‌توانیم به تماشا بنشینیم و تجربه کنیم؛ حرفی نیست. آن‌چه انسان را نسبت به آینده امیدوار می‌کند، نفوذِ آرام آرام حقّانیت انقلاب اسلامی است در جان و روان کسانی‌که حتی از نظر خود نمی‌خواهند با انقلاب اسلامی همراهی کنند. ولی مگر موضوع در اختیار آن‌ها است؟ ملاحظه کنید چگونه یک نفر خارج‌نشین می‌فهمد که قضیه‌ی حضور تاریخیِ ما تا کجاها سر بر آورده و لااقل برای آن‌که فهم خود را در مقابل نفهمانی چون منافقین خلق و سلطنت‌طلبان به رخ بکشد، تا کجاها اقرار به حقانیت حضور تاریخی ما توسط رهبر انقلاب می‌نماید و این، قصّه‌ی آینده‌ی ما است. آینده‌ای که اگر کسی در مقابل طلوع جهانی بین دو جهان «تحجر» و «تجدد» سکوت کند، متهم به حماقت و نادانی می‌شود. موفق باشید

 

23870

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الحمن الرحیم سلام علیکم: ما یک گروه فرهنگی رسانه ای هستیم که کاری رو پیرامون ترویج سبک زندگی اسلامی شروع کرده ایم. پیش از این تجربه های متعددی پیرامون ساخت مستند، کلیپ و...داشته ایم اما این بار می خواهیم بر محتوای سبک زندگی تکیه کنیم. سوال از خدمت حضرت عالی این است که به نظر شما تمرکز در بحث سبک زندگی را بر چه عنوان یا موضوع یا... قرار دهیم و از کجا شروع کنیم؟ در کل اگر توصیه ای در این مورد فراتر از پرسش مطرح شده هم دارید، بفرمایید. (یک تیم طلبه که چند سالی پیرامون مباحث زندگی در آیات و روایات مطالعه کرده اند، نیز در این گروه حضور دارند) با تشکر فراوان. التماس دعای عاقبت بخیری
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم آن‌چه مقام معظم رهبری در اولین سخنرانی خود نسبت به سبک زندگی مطرح کردند، ابواب و موضوعات قابل توجهی را به میان آوردند. بنده چیزی غیر از آن‌چه ایشان مطرح فرمودند، در ذهن ندارم. موفق باشید

23472

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم با عرض پوزش بابت مزاحمت: سوالی داشتم. در کتاب جایگاه اشراقی انقلاب اسلامی در فضای مدرنیسم فلسفه پست مدرنیسم را مواجهه با عصر جدید معنویت خواهی بیان کردید حال آنکه تا آن جا به بنده اطلاع دارم این موج معنویت خواهی از ۴۰ سال پیش شروع شده -اگرچه پیش زمینه آن مربوط به قرن های متمادی می شود- ولی تاریخ پست مدرنیسم به قبل از انقلاب اسلامی ایران باز می گردد. لطفا توضیح فرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روحیه‌ی پست‌مدرنیسم، روحیه‌ی بازخوانیِ مدرنیته است و افرادی مثل میشل فوکو را می‌توان در این مورد مدّ نظر قرار داد. موفق باشید

22030
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: آیا در تمام زمان ها، تمام انسان ها باید با عقل به وجود پروردگار و حقانیت فرستادگان او پی ببرند؟ و اگر جواب بله است؛ چرا در برخی موارد، برخی پیامبران مانند حضرت موسی (ع) به جای استدلال عقلی، برای مردم زمان خود، معجزه می آورد؟ یعنی چرا انسان های زمان حضرت موسی (ع) به راحتی می توانستند با دیدن یک معجزه به حقانیت خداوند پی ببرند ولی همان معجزات برای انسان های زمان حال وجود ندارد تا ببینند و اسلام بیاورند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معجزات، تنها وسیله‌ی اثبات نبوت پیامبران است و پس از آن انسان‌ها باید با عقل و ایمان خود و با اختیارشان به پرستش خدا بپردازند. و ملاحظه کردید که تعداد زیادی از بنی‌اسرائیل نتوانستند به حضرت موسی«علیه‌السلام» ایمان بیاورند و یا با آن حضرت همراهی کنند. با این حال، معجزات سایر پیامبران با رحلت آن‌ها در صحنه نماند مگر معجزه‌ی آخرین پیامبر که همچنان در صحنه است. موفق باشید

21477
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: سختی و شرایط بدی که فی الحال گریبان گیر کشور و آحاد مردم من جمله جوانان بیکار است، باعث شده که اکثرا از نظام جمهوری اسلامی متنفر شوند و شکاف عمیقی میان مردم و کار آمدی نظام جمهوری اسلامی ایجاد شده است بطوری که هر کسی راکه می بینم می گوید نظام شاهشاهی بسیار بهتر از این نظام آخوندی فاسد بود و مردم ایران سال 57 مرتکب اشتباه تاریخی بزرگی شدند که انقلاب کردند، حتی در حدی که خواستار بازگشت نظام پهلوی هستند. متاسفانه این گونه از نظرات میان مردم و فضای مجازی و حتی رسانه ی ملی دارد همه گیر می شود، جو اجتماعی مردم یک جو ناامید کننده ایی است، لطفا راهنمایی بفرمایید که عاقبت این مملکت و این نظام با توجه به وضع موجود چه می شود؟ چند سال دیگر باید تحمل کنیم؟ آیا اصلا باید تحمل کنیم یا اینکه باید اقدام خاصی انجام شود؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: نظرخواهی که اخیراً در بهمن‌ماه دانشگاه مریلند آمریکا نسبت به مردم ایران انجام داده است، حکایت از آن دارد که بیش از 90 درصد مردم معتقد به همین نظام هستند و البته اکثراً طالبِ اصلاح امور می‌باشند. به نظر شما راهِ دیگری هست؟ در حالی‌که تلاش دشمن آن است که نظام اسلامی را ناکارآمد نشان دهد و مسلّم ما نباید در جاده‌ای قرار گیریم که دشمنان ما برایمان ترسیم کرده‌اند. به نظرم خوب است به این یاد داشت استاد سیدمحمّدمهدی میرباقری توجه شود که می گویند:

"در آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی، نباید در زمین دشمن بازی کنیم. آنها جنگ روانی راه می‌اندازند و می‌خواهند ما را منفعل کنند تا بگوییم آقا، خیلی بد شد! اشتباه کردیم! و توبه کنیم.

این، جنگِ روانی است. تحلیل شخصی بنده این است که اکثریت و قاطبه مردم بزرگوار ایران برنگشته‌اند. اینها استقلالشان را می‌خواهند، عزتشان را می‌خواهند، آزادی‌شان را می‌خواهند و نمی‌خواهند اسیر قدرت‌ها و کشورها بشوند و دیگران برایِشان تصمیم بگیرند، دینشان را می‌خواهند، اسلام را می‌خواهند. شما شک نکنید! منتها در کنار آن، یک مطالبات حقی هم دارند که این مطالبات هم حتماً باید مورد توجه قرار بگیرد.

21392

بدون عنوان:بازدید:

متن پرسش
در ادامه پرسشم (21381) چند سوال دارم که با مقدمه ای خدمتتان عرض می کنم: ما تجربه تلخی در آکادمی جهان غرب داریم (که لابد جنابعالی هم مستحضرید) به نام جریان مستشرقین. کسانی که با سودای فهم فلسفه و کلام اسلامی (و در کل شناخت کشورهای تحت استعمار مسلمان) دست به تالیف کتاب هایی در مورد فلسفه و سایر اجزا فرهنگ جوامع اسلامی زدند. امروز بعد حدود دو قرن خود اندیشمندان منصف غربی از راه اشتباهی که رفته اند صحبت می کنند و جریاناتی در دل دانشگاه ها و حوزه های اندیشه ورزی ایشان سعی در اصلاح آن غلط دارد. غلطی که به این سادگی ها اصلاح نمی شود به دلیل عمق و ریشه ای که در ذهن و فرهنگ جهان غرب ایجاد کرده است. منشا اصلی این راه غلط را هم شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد: «جهل مرکب و غرور علمی غرب نسبت به فرهنگ و علوم اسلامی». حال سوال بنده از حضرتعالی این است که اگر معتقدید که یادگیری علوم اسلامی (اعم از فلسفه و فقه و کلام و تفسیر و...) نیازمند پیش آموزش زبان عربی است و سال ها دود چراغ خوردن و سال ها زحمت کشیدن نزد اساتید فن، چطور است که برای فهم فلسفه غرب می توان صرفا به ترجمه ها (آن هم پر غلط و نوشته غیر اساتید فن) اتکا کرد؟ یک موردش را مثال می زنم خدمت شما. نقل است که مرحوم علامه جعفری نقدی بر یکی از نظریات سارتر نوشت و برای وی فرستاد. در جواب سارتر گفت من چنین چیزی نگفته ام. به ترجمه ای که مورد رجوع علامه بود مراجعه کردند و با متن اصلی مقایسه نمودند و دیدند بله ظاهرا مترجم متن را نفهمیده و از خودش چیزی نوشته. این نقل صحیح باشد یا غلط، اما منظور و دغدغه بنده را منتقل می کند. خلاصه حرف بنده این است که پیش از استفاده از نظریات هایدیگر و سایرین از فلاسفه غرب برای توضیح یا فهم انقلاب، اول باید فهمید (آن هم به معنای دقیق کلمه) که آنها چه گفته اند و بعد صحبت از سنجش یا مدد گرفتن از فلسفه ایشان برای توضیح انقلاب کرد. والا ممکن است خدای نکرده ده ها سال هایدیگر ذهنی خودمان را تبلیغ و ترویج کنیم و دانشجویان و طلاب را هم به گمراهی بکشانیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم نظر شما آن است که ما هر ترجمه‌ای را به‌کلی کنار بگذاریم؟ و یا نظری به سخن اساتیدی مثل دکتر داوری نداشته باشیم؟ و یا بالاخره باید از این ترجمه‌ها و از این اساتید استفاده کرد. آری! کسی که به جهانی تعلق دارد، فهمش، فهمِ آن جهان است و چه بسا با فهمِ جهان‌های دیگر بیگانه باشد و امور را به نحوی که آن‌ها درمی‌یابند و می‌شناسند، درنیابند که این با موضوع ترجمه یا عدم ترجمه متفاوت است و بحث دیگری است و با خودآگاهی می‌توان مشکل را تا حدّی رفع کرد. موفق باشید

20522

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز خدا شما را با امیرالمومنین علیه السلام محشور فرماید: جناب استاد چند وقتی است علاقه شدید و احساس خوبی نسبت به ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» پیدا کرده ام به گونه ای بقیه اذکار را تحت الشعاع قرار داده مثلا وقتی که می خواهم «لا اله الا الله» و یا «استغفر الله ربی و اتوب الیه» و یا اذکار دیگری بگویم قلبم به سمت ذکر حوقله می رود و از آن بیشتر احساس ارتباط می کنم. حال از آنجا که باید دائما به نفس بدبین بود نکنند این توطئه نفس باشد، یا این که لطف خداست و ادامه بدهم. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک لطف الهی است، إن‌شاءاللّه در آن ذکر مستقر می‌شوید و راهِ توحیدی خوبی در مقابل شما گشوده می‌شود. موفق باشید

20493

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: اینکه فرمودید معاویه، عمر نیست یعنی معاویه بدتر از عمر است؟ در صورتی که عمر باعث شد که معاویه باشد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: معاویه نشان داد که با اصل اسلام مخالف است، ولی خلفا به جهت اشتباهات‌شان، زمینه‌ای شدند که اُمویان و معاویه به میدان بیایند. موفق باشید

20271

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليكم: آقاي طاهرزاده دليل بختك در خواب چيست و براي رفع ان بايد چه كرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یک توهّم قدرتمند است. عرایضی در این مورد در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» شده است و رفع آن را باید در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» دنبال بفرمایید. هر دو کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

نمایش چاپی