بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24428
متن پرسش
استاد عزیز سلام: آیا این متن در باب رابطه نفس و بدن کاملا صحیح است؟ تقریر نظر صدرالمتألهین در بـاب رابطـه نفس و بـدن در فلسفه ملاصدرا، آن دو گانگی و ثنویّت میان نفس و بدن بکلّی زایل گردید و هرگونه توهّم جدایی و انفکاک وجودی بین اینها از بین رفت؛ زیرا از نظر ملاصدرا مغایرتی آنچنانی میان نفس و بدن وجود ندارد؛ بلکه ادامه وجود بدن است که پس از آنکه بدن عوالم جمادی و نباتی و حیوانی را پشت سر گذاشت و وجودش را کاملتر نمود در این هنگام، همچون مراحل سابق، آماده قبول فیض حقّ تعالی می شود و چون در این مقام، اشرفیتی پیدا کرده و قدم فراتر گذاشته است لذا کمالی که در این هنگام بر او افاضه می شود از سنخ دیگر است؛ کمالی است که در مسیر تحوّل ذاتی اش به آن اعطا می شود. بنابراین از نظر این حکیم الهی هیچ ناآشنایی میان نفس و بدن وجود ندارد زیرا اینگونه نیست که یک موجود مجرّد خلق شود و مأمور اداره کشور تن باشد بلکه در واقع یک وجود است که از جسم عنصری شروع می شود و با تحوّل ذاتی و حرکت جوهری در مسیر تکامل می افتد و در هر مرتبه ای بمناسبت آن مقام، فیض لایق از جانب واجب الصور بدان إفاضه می شود تا اینکه پس از گذر از عالم حیوانیت که إنتهای مراحل و سفرهای قبلی است باز فیض و کمالی مناسب به آن إفاضه می شود و این کمال که همان نفس باشد هر چند از مراحل قبلی کاملتر است ولی باز خیلی ضعیف است. موجودی است که می توان گفت این موجود، نهایت صور مادّی و بدایت صور ادراکی است و بعبارت دیگر، آخرین قشر جسمانی و اوّلین دانه و مغز روحانی است که استعداد رسیدن بمقام بسیار متعالی را دارد و از طریق حرکت جوهری به آنچه که اندر وهم نمی گنجد می رسد. بنابراین یک نوع اتّحاد خاص بین نفس و بدن حاکم است نه اینکه جدا از هم و بیگانه از یکدیگر باشند و بعد با هم اُنس بگیرند؛ بلکه در واقع یک وجود است که در تحوّل جوهری اش واجدِ کمال خاصی بنام نفس شده است؛ و پس از این مقام هم با حرکت جوهری بصورت کاملاً هماهنگ بحرکت خود ادامه می دهد و آن دو کمالات بالقوه شان را تدریجا بفعلیّت می رسانند تا اینکه بمرتبه ای می رسند که جمله، جان می شوند و کلیه بالقوه ها بفعلیّت می رسند. مکتب صدرالمتألهین دراین زمینه چنین تعلیم می دهد: آنچه باید دانسته شود این است که انسان در اینجا مجموع نفس و بدن می باشد و این دو علی رغم اختلافی که در مقام و منزلت دارند، هر دو به یک وجود، موجودند. گویا شی ء واحدی هستند که دارای دو جنبه است: یکی متبدّل و نابود شونده، همچون فرع؛ و دیگری ثابت و باقی چون اصل؛ و هر اندازه نفس در وجودش کاملتر شود، بدن لطیفتر می گردد و اتصالش به نفس شدیدتر می شود و اتحاد میان آن دو، قویتر؛ تا اینکه وقتی وجود عقلی گردید بدون هیچ مغایرتی، یک چیز شود. (همان، الجزء الثانی من السفر الرابع، الباب التاسع، فصل(۴)، ص ۹۸ ). أحدی در این امر شکّ ندارد که نشئه تعلّق به بدن غیر از نشئه تجرّد از آن می باشد؛ چگونه می تواند شکّ کند و حال آنکه نفوس در این نشئه بدنی بگونه ای می گردند که هر کدام از آن به بدنی مرتبط می شود و بصورت اتحاد طبیعی با آن متّحد می گردد و از اتّحاد طبیعی آن دو، یک نوع طبیعی به حیوانی حاصل می شود و در نشئه عقلی هنگام إستکمالش با عقل مفارق متّحد می گردد. (همان، الباب السابع، فصل (۳)، ص ۳۵۲ ) بنابراین از نظر صدرالمتألهین رابطه نفس و بدن إتحاد طبیعی و علاقه لزومی است و به هیچ وجه پیوند و ارتباط آن دو، جبری و ساختگی نمی باشد. باز در این زمینه می فرماید: حقیقت این است که بین نفس و بدن، علاقه لزومیّه حاکم است ولی نه مثل معیّت متضائفین و نه مانند معیّت دو معلولِ علّت واحد در وجود، که بین آن دو رابطه و تعلّقی وجود ندارد. بلکه مانند معیّت و همراهی دو شی ء متلازم بگونه خاص، مانند مادّه و صورت؛ و تلازم بین آن دو همچون تلازم میان هیولای اولی و صورت جسمیه می باشد. پس هر کدام از آن دو نیازمند به دیگری است بگونه ای که به دور محال منتهی نمی شود. پس بدن در تحقّقش به نفس نیاز دارد ولی نه به نفس مخصوص بلکه به مطلق آن (مراد از مطلق نفس یا حقیقت عقلیه آن می باشد یا مراتب نفس در مسیر استکمال جوهری که دارای اصل محفوظ می باشد (الاسفار، همان، ص ۳۸۲، تعلیقه حکیم سبزواری) و نفس هم به بدن نیازمند است ولی نه از حیث حقیقت مطلقه عقلیه اش بلکه از جنبه وجود تعیّن شخصیّه و حدوث هویّت نفسیه اش. (همان) پس باید دانست که میان نفس و بدن صرفا معیّتی همچون معیّت سنگ قرار گرفته در کنار انسان، نمی باشد بلکه نفس صورت کمالی برای بدن می باشد و ترکیب میانشان طبیعی است (همان، ص ۳۸۴-۳۸۳ ) و نفسیّت نفس مانند پدر بودن پدر و فرزند بودن فرزند و کتابت نویسنده و مواردی از این قبیل که می توان آنها را بدون آن اضافه در نظر گرفت نمی باشد؛ زیرا ماهیّت، بنّا و برای خود وجودی دارد و برای بنّا بودن وی نیز وجودی دیگر است و جهت انسانیّت وی بعینه جهت بنّا و بودن وی نیست، اوّلی (انسانیّت) جوهر است و دوّمی (بنّا و بودن) عرض نسبی؛ و حال آنکه نفس چنین نیست. نفسیّت نفس همان نحوه وجود خاص آن می باشد و اینطور نیست که ماهیّت نفس وجود دیگری دارد که نفس بحسب آن، نفس نمی باشد مگر پس از إستکمالات و تحوّلات ذاتی که در ذات و جوهر نفس واقع می شود و در این هنگام پس از بالقوّه عقل بودن، (بالفعل) عقلی فعّال می گردد. (همان، ص ۱۲ و ۱۱ ) پس از همه این توضیحات به این نتیجه رسیدیم که از نظر صدرالمتألهین نفس و بدن، رابطه اتّحادی طبیعی دارند و موجودی بوجود واحد می باشند و در واقع یک چیز است که در حرکات جوهری خودش از دنیای سه بعدی و چهار بعدی حرکت می کند و به دنیای بی بعدی می رسد یعنی دنیایی که نه طول دارد و نه عرض دارد و نه عمق و زمان. این دو در حقیقت، مراتب نقص و کمال حقیقت واحدی هستند و روح مانند یک جسم حادث می شود و مانند یک روح باقی می ماند. (مطهّری، مرتضی، مقالات فلسفی(۲)، ج اوّل، انتشارات حکمت، تهران ۱۳۶۹، ص ۱۸ و ۱۷ ).
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی که فرمودید نکات خوب و ارزشمندی است. علاوه بر این با نظر به علم نفس ناطقه به بدن و تدبیر بدن توسط نفس، موضوعِ استکمال نفس پیش می‌آید و این‌که در نهایت، نفس بدن را به عنوان ابزاری که دیگر نیاز ندارد رها می‌کند و لذا در این مورد دیگر موضوع یگانگی بین نفس و بدن در میان نیست. موفق باشید

24283
متن پرسش
ال:سلام و عرض: سلام و عرض خدا قوت، کوتاه عرض می کنم؛ بنده وقتی سر کار می روم حال خوبی دارم ولی وقتی روز تعطیل است و باید کنار خانواده بگذرانم حالم به شدت ناراحت است. توضیح بیشتر: کاری که دارم جزو کارهایی است که خدمت به خلق الله است و کار کردن در آنجا چون به درد جامعه می خورد باعث آرامش بنده است ولی وقتی باید خانه باشم در خانه و کنار خانواده بودن را کار بیهوده می دانم و می گویم چرا باید خانه باشم و کارهای بیهوده مثل تفریح و... کنم به طوری که روزی که خانه هستم آن قدر به خودم می گویم که کارم بیهوده است که حالم به شدت خراب می شود و فشار خونم بالا می رود و بیقرار می شوم و... . کمکم کنید این فشار و ناراحتی خیلی اذیت کننده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این تصور غلطی است که اُنس با خانواده را کار بیهوده می‌دانید. این نوعی گم‌کردنِ زندگی است که نتوانسته‌اید با روح اعضای خانواده رابطه برقرار کنید و در کنار همدیگر هر کدام سایه‌ی آرامش دیگری باشید. موفق باشید

23947

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام: استاد گرامی به خواب ها و مطالبی برخوردم و به نتایجی رسیدم که در خواست دارم اگر غلط یا ناقصد است کامل فرمایید. اینکه در خواب دیدم که هرچه با اطرافیان سخن می گویم جوابی دریافت نمی کنم و انگار هرکس مشغول کار خویش است و با عالم خود زندگی می کند، دومین خواب اینکه این حریمی که ما برای خود قایل هستیم در خانه منظورم دیوار هاست اصلا وجود خارجی ندارد پس هرچه از آداب را رعایت نمی کنیم در برابر دیده عالم وجود است و خواب سوم اینکه در خواب از مساله ای رنج می بردم اما عذاب آور تر این بود که زمان وجود نداشت و همانگونه که اینجا با گذشت زمان درد عادی می شود و گرمی به سردی می گراید اما در حقیقت بعد مرگ، نبود زمان بیشتر انسان را در عذاب مخلد می کند. در نهایت نتیجه گرفتم بعد از مرگ دفتر وجودی دارم که فقط رفتار و گفتار و عقاید خودم در آن ثبت است و هیچ سخنی از دیگران در آن نیست که من با رفتار بد دیگران و عکس العمل خود به توجیه رفتار غلط خود بپردازم و رعایت نکردن آداب فقهی و آداب مستحبی فقط خودم را آزار می دهد چون این عالم صغری خودم با عالم کبری پروردگار همخوانی ندارد دقیقا مانند شنا کردن بر خلاف جریان آب است و تمام عقاید من همان محفوظاتی است که دائم با تکرار و توجه به مفهوم در وجود پذیرفتم و با آن محفوظات خیال و تفکر خود را در زندگی جریان دادم و الان انگار خودم را می بینم و قیامت خود را که در حال ساختن آن هستم و هر آنچه بیرون من است جلوه ای از حق است که چه از نظر وجودی ضعیف باشد مانند جماد و نبات و حیوان و حتی انسان های بی دین و چه وجود قوی باشد مانند مومنین به هر حال ذره ذره رفتار و خیالات من در مورد آنها برخورد با خود خداوند است و پناه بر او می برم از خطا های خود در محضر او که یگانه است و برای همین اگر بدترین حادثه هم حادث شود قلب مرا متالم می کند ولی آشفته نمی کند. و در پایان تشکر بی انتها از شما که در بحرانی ترین شرایط زندگی من با سخنان خود نگذاشتید حوزه را رها کنم و شهادت می دهم که هر بار از شما سوالی پرسیدم حقیقتا پاسخ شما را قبل از دیدن در سایت دریافت کردم. استاد این ترم اصول عقاید را دارم و اصول فقه را و با هر دو با تمام وجود پرواز می کنم و زندگی شده برآیم شکار لحظه ها و لبیک به خداوندی که او را در هر پدیده ای در روبرویم می بینم. الحمد لله الذی یرزقه من حیث لا یحتسب والله، ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شی قدرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان‌طور که مکرر خدمت کاربران محترم عرض شده است بنده تعبیر خواب نمی‌دانم و پیشنهاد بنده آن است که رفقا هم خیلی خواب‌های خود را دنبال نکنند، زیرا چیزِ قابل اعتمادی نیست. ۲. اگر با تعمق و دقت، مباحث علمی خود را دنبال کنید و در تقویت بدن نیز کوتاهی ننمایید، إن‌شاءاللّه کارها به‌خوبی جلو می‌رود. موفق باشید

23442

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد امام خامنه ای (حفظه الله) فرمودند بصیرت ۵ شاخص داره که یکی از آنها زمان شناسی است؟ چگونه زمان شناس شویم؟ و خودمونو با زمان تطبیق بدیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده عرایضی که در شرح کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» شده، در این رابطه کمک می‌کند. موفق باشید

23285
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم استاد: در مورد حادثه اتوبوس دانشگاه فرمودید باید به عقل توسعه یافته دست یابیم تا از اینها عبور کنیم یا اینکه نیروهای متعهدی داشته باشیم که وجدان کاری آنها کارها رو بدون اشکال انجام بدهند. آیا این دو کار تربیت نیروی مومن دلسوز و دستیابی به عقل توسعه یافتگی کدام برای ما زودتر دستیافتنی هستند و و ایا باید این دو را موازی دنبال کرد؟ با توجه به سابقه تاریخی ما کدام زودتر دستیافتنی هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اگر نصف آن انرژی که جهت رسیدن به عقلِ توسعه‌یافته را صرف می‌کنیم را، برای تربیت نیروهای مؤمن و دلسوز صرف کنیم، نتیجه‌ی بهتر و پایداری خواهیم گرفت. تجربه‌ی جهاد سازندگی تجربه‌ی خوبی بود که متأسفانه توسط دولت سازندگی در وزرات کشاورزی ادغام شد و از هویت اصلی آن خارج گردید. موفق باشید

21392

بدون عنوان:بازدید:

متن پرسش
در ادامه پرسشم (21381) چند سوال دارم که با مقدمه ای خدمتتان عرض می کنم: ما تجربه تلخی در آکادمی جهان غرب داریم (که لابد جنابعالی هم مستحضرید) به نام جریان مستشرقین. کسانی که با سودای فهم فلسفه و کلام اسلامی (و در کل شناخت کشورهای تحت استعمار مسلمان) دست به تالیف کتاب هایی در مورد فلسفه و سایر اجزا فرهنگ جوامع اسلامی زدند. امروز بعد حدود دو قرن خود اندیشمندان منصف غربی از راه اشتباهی که رفته اند صحبت می کنند و جریاناتی در دل دانشگاه ها و حوزه های اندیشه ورزی ایشان سعی در اصلاح آن غلط دارد. غلطی که به این سادگی ها اصلاح نمی شود به دلیل عمق و ریشه ای که در ذهن و فرهنگ جهان غرب ایجاد کرده است. منشا اصلی این راه غلط را هم شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد: «جهل مرکب و غرور علمی غرب نسبت به فرهنگ و علوم اسلامی». حال سوال بنده از حضرتعالی این است که اگر معتقدید که یادگیری علوم اسلامی (اعم از فلسفه و فقه و کلام و تفسیر و...) نیازمند پیش آموزش زبان عربی است و سال ها دود چراغ خوردن و سال ها زحمت کشیدن نزد اساتید فن، چطور است که برای فهم فلسفه غرب می توان صرفا به ترجمه ها (آن هم پر غلط و نوشته غیر اساتید فن) اتکا کرد؟ یک موردش را مثال می زنم خدمت شما. نقل است که مرحوم علامه جعفری نقدی بر یکی از نظریات سارتر نوشت و برای وی فرستاد. در جواب سارتر گفت من چنین چیزی نگفته ام. به ترجمه ای که مورد رجوع علامه بود مراجعه کردند و با متن اصلی مقایسه نمودند و دیدند بله ظاهرا مترجم متن را نفهمیده و از خودش چیزی نوشته. این نقل صحیح باشد یا غلط، اما منظور و دغدغه بنده را منتقل می کند. خلاصه حرف بنده این است که پیش از استفاده از نظریات هایدیگر و سایرین از فلاسفه غرب برای توضیح یا فهم انقلاب، اول باید فهمید (آن هم به معنای دقیق کلمه) که آنها چه گفته اند و بعد صحبت از سنجش یا مدد گرفتن از فلسفه ایشان برای توضیح انقلاب کرد. والا ممکن است خدای نکرده ده ها سال هایدیگر ذهنی خودمان را تبلیغ و ترویج کنیم و دانشجویان و طلاب را هم به گمراهی بکشانیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم نظر شما آن است که ما هر ترجمه‌ای را به‌کلی کنار بگذاریم؟ و یا نظری به سخن اساتیدی مثل دکتر داوری نداشته باشیم؟ و یا بالاخره باید از این ترجمه‌ها و از این اساتید استفاده کرد. آری! کسی که به جهانی تعلق دارد، فهمش، فهمِ آن جهان است و چه بسا با فهمِ جهان‌های دیگر بیگانه باشد و امور را به نحوی که آن‌ها درمی‌یابند و می‌شناسند، درنیابند که این با موضوع ترجمه یا عدم ترجمه متفاوت است و بحث دیگری است و با خودآگاهی می‌توان مشکل را تا حدّی رفع کرد. موفق باشید

20225

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
چطور می توانم راه حل مشکل خود را در زمانی که به ائمه دسترسی نداریم بدست آوریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نایب نورانیِ او حضرت آیت اللّه خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» از طریق رهنمودهایی که می‌دهند؛ می‌توان مسائل خود را حل کنید. موفق باشید

18957
متن پرسش
سلام استاد: سال نو مبارک. من می خوام برای جشنواره روح الله یک داستان بنویسم دنبال یک خاطره هستم شما خاطره ای از ایشان دارید که من بتوانم به صورت داستان بنویسم و ارائه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر در جایگاه سؤال و جواب، بنده فرصت خاطره‌نویسی دارم؟!!! موفق باشید

18886

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: این که شخصی دارای یک اندیشه و انگیزه و آرمان بزرگ و دارای یک هدف متعالی و معنوی می گردد، آیا این حالت را می توان متناسب با آن انگیزه و آرمان و هدف «هدایت و تربیت الهی» دانست؟ لطف می کنید بیشتر توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است ولی باید مواظب باشد که شیطان رهزن او را مشغول امور روزمرّه نکند. پیشنهاد بنده آن است که کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را که بر روی سایت هست، مطالعه شود تا آرام‌آرام راه‌های مناسبی برای انسان گشوده شود. موفق باشید

18744
متن پرسش
بسم الله و السلام خدمت استاد گرامی درباره امکان طول عمر امام زمان (عج) بر اساس علم النفس اسلامی بنده این استدلال به ذهنم رسید که اگر مرگ آنگاه واقع می شود که نفس یا امکان تدبیر بدن را نداشته باشد، یا امیدی به کسب کمالات بیشتر نداشته باشد، چون برای امام زمان (عج) برپایی حکومت عدل نهایی یک کمال و رسالت ضروری تلقی می شود، نفس ایشان تا هنگام تحقق این کمال به تدبیر بدن ایشان ادامه می دهد. اما سؤال دیگری به ذهنم رسید این که آیا امام زمان (عج) دائما با بدن عنصری در این عالم حضور دارند یا امکان اعدام بدن عنصری خود و تردد بین عالم مثال و عالم دنیا را دارند که در این صورت با هر بار رجعت به این عالم از عالم مثال، بدن عنصری جدیدی برای خود بسازند. این چنین، علت جوان بودن بدن ایشان هم این خواهد بود که هر بار برای خود یک بدن جوان می سازند. آیا نکات دیگری هست بر اساس نفس شناسی اسلامی که جنبه های مختلف طول عمر ایشان را توضیح دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته‌ی خوبی است که مطرح کرده‌اید. در ضمن روی این موضوع فکر کنید که حضرت حتی در شکم مادرشان وجودشان در خفا است حتی تا روزهای آخر معلوم نیست که ایشان باردارند. یا در دوران کودکی باز در ظهور و خفا هستند. در این مورد عرایضی در کتاب «جایگاه واسطه‌ی فیض» شده است. موفق باشید

18205
متن پرسش
با عرض سلام: آیا خواندن ادعیه، نمازهای مستحبی، تعقیبات، قرآن و امثال اینها اگر همراه با کسالت انجام شود اشکال ندارد یا اینکه اگر انجام نشود بهتر است؟ مثلا در تعقیبات نماز صبح بعضی مواقع بخاطر کسالت، در حالت خواب آلودگی تعقیبات را می خوانم (با اینکه شب را زود می خوابم) و چیزی نمی فهمم. آیا به همین روش ادامه دهم یا آن را کنار بگذارم؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عبادات، لازم است که با حضور باشد مگر این‌که خود را عادت دهیم که وقتی در حضور هستیم، از آن عادت استفاده نماییم. موفق باشید

14818

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز خصوصی 1) بنده دوستان بسیار خوب که همه به فکر تهذیب نفس و سیر در وادی عرفان هستند دارم اما احساس می کنم در این وادی دچار رقابت با دوستان گشته ام و مثلا اگر عملی را آنها شروع کنند من هم شروع می کنم والا خیر. در واقع احساس عقب ماندگی از دوستان مرا وادار به حرکت می کند و در حین اعمال مدام ذهنم درگیر اینست که آنها چه می کنند. و بیشتر از اینکه درگیر حالات خودم باشم سرگرم حالات آنها شده ام. شدت این وضع بسیار زیاد است. از طرفی وقتی تنهایم اصلا توان حرکت ندارم. چه باید بکنم استاد؟ تشکر از زحمات جنابعالی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که انسان در کنار مؤمنین، سیر و عبادات خود را انجام دهد کار خوبی است. ولی در هرحال آن‌چه باید مدّ نظر قرار دهید، رفعِ حجاب‌هایی است که بین ما و حضرت حق است. موفق باشید

8256
متن پرسش
سلام استاد،ببخشید شاید سئوال کمی به نظرتون بی مبنا باشه ، شما تحلیل تون از سطح مالی که مردم در سایت رفاهی برای هدفمندی اعلام کردند چیه.خوب مطمئنا این جوری نیست ولی بار چنین اظهار نا مربوطی رو بیشتر متوجه مردم میدونین یا مسئولین؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: شاید این‌طور باشد که مردم یک حساب سرانگشتی کرده‌اند که اگر یارانه در مقابل گران‌شدن بنزین است در حالی‌که بنزین گران می‌شود پس یارانه حق آن‌ها است که بگیرند و از طرفی مردم خوب می‌دانند ساختار نظام اداری ما اعم از بیمارستان‌ها و غیره آن‌طور که لازم است خدمات نمی‌دهند، چرا پول مردم را در جایی بریزیم که توان ارائه‌ی خدمت ندارند. پول مردم را به خود مردم بدهند تا مردم هرطور خواستند مصرف کنند و به هر بیمارستان و پزشکی که خواستند رجوع کنند و آقای خودشان باشند. آیا مردم با احیاء کاخ سعدآباد و رقص دختران و حضور مانکن‌ها می‌توانند به دولت اعتماد کنند؟ موفق باشید
7914
متن پرسش
باسمه تعالی: با سلام ؛ استاد: با توجه به این‌که مقید هستید هرساله از طریق کاروان های راهیان نور به مناطق دفاع مقدس تشریف ببرید، چقدر خوب است نگاه و برداشت خود را از این کار بفرمایید تا إن‌شاءاللّه برای ما نیز مفید باشد.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده بحمداللّه معتقدم در آینده تاریخِ توحیدی ما که با انقلاب اسلامی شروع شده حقایقی ظاهر می‌شود که در آینه‌ی حرکات و سیره‌ی شهداء آن آینده خود را می‌نمایاند. سیره‌ی تفصیلی حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را باید در آینه‌ی شهداء دنبال کرد تا آن سیره گم نشود. همان‌طور که سیره‌ی تفصیلی رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» را در ائمه«علیهم‌السلام» می‌یابید و در همین رابطه وقتی به زیارت هرکدام از ائمه «علیهم‌السلام» می‌روید ابتدا به رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» سلام می‌کنید. زیرا حقیقتاً هرکدام از امامان آینه‌ی نمایش سیره‌ی رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» هستند و شیعه از این طریق توانست نور رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» را در طول تاریخ دنبال کند و گرفتار بن‌بست تاریخی نشود. شهداء نگاه ما را به آینده‌ی متعالی تاریخِ توحیدی انقلاب اسلامی معطوف می‌دارند و به ما مدد می‌کنند تا در این راه بمانیم و جلو برویم. شهداء نگذاشتند اسلام در قشری‌گری متوقف شود و توحید واقعی که فنای فی‌اللّه و بقاء باللّه است را در میان آوردند و در زیارت شهداء و در زیارت محل شهادت آن‌ها به آن توحید ناب نظر می‌شود و همان‌طور که حضرت سلمان باب اللّه بود، شهداء باب اللّه اند و ما را با حضرت حق مأنوس می‌کنند. البته باید بدانیم اول باید از عقل جزئی عبور کرد و سنت جاری در هستی را که مافوق زمان است درک نمود تا همچون شهداء متوجه شویم اراده‌ی خدا در این زمان، غلبه‌ی نور توحید بر ظلمات استکبار است و خود را در مسیر اراده‌ی الهی قرار دهیم. موفق باشید
30800
متن پرسش
سلام علیکم: خوبید قبول باشه استاد. ببخشید یک سؤال داشتم راجع به برنامه زندگی پس از زندگی (تجربه نزدیک به مرگ)، حالتهای اینها چطوری است آیا واقعا اون دنیا و برزخ را درک کردند و آیا اینطور هست که به آنها بگویند برگردید روح به بدن بر می گردد؟ دنیایی که اونا توصیف می کنند. کجاست اگه بزرخ نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت‌های مختلف این سؤال در سال‌های قبل جواب داده شد از جمله می‌توانید به جواب سؤال شماره 3415 رجوع فرمایید. از آن جهت که روشن می‌شود این موارد، مواردِ حضور در برزخ نیست، بلکه حضور در وجهِ تجردِ نفس ناطقه می‌باشد و به همین جهت محدود به زمان و مکان دنیایی نیست؛ همچنان که هنوز با نکیر و منکر که مربوط به برزخ است، روبه‌رو نشده‌اند. موفق باشید 

30068
متن پرسش
سلام علیکم: ایام شهادت صدیقه کبری (س) را تسلیت عرض می‌کنم. استاد عزیز، خداوند توفیق داد که مطالب حضرتعالی در کتاب «عقل و ادب ادامه انقلاب اسلامی در این تاریخ» را بخوانم و ویژه بر روی دو فصل پایانی آن که مربوط به جایگاه تاریخی انقلاب و عبور از تفکراتی که حجاب انقلاب اند و سعه صدر لازم که باید داشت، تمرکز ویژه کنم. جمله بسیار بسیار حکیمانه ای فرمودید که دغدغه تمام چهل و یک سال زعامت حضرت امام و رهبر عظیم الشان مان بوده است اینکه در عین تفاوتِ نگاه نسبت به انقلاب، ولی همه در میدان انقلاب همدیگر را بنگرنیم. و گلایه فرمودید از نیروهای گفتمان ساز انقلاب و جبهه فرهنگی انقلاب که چرا سعه صدر لازم را ندارد و افرادی که رویهم رفته انقلاب را قبول دارند ولی با قرائت دیگر و دچار لغزش می‌شوند را طرد و بیرون از اردوگاه انقلاب می‌دانند و باید مانند برادر سالکی به آنها نگاه کرد که پایشان لغزیده است. سخن حضرتعالی بجا و حق است اما استاد عزیز، وقتی کسی نمی‌خواهد خود را ذیل میدان انقلاب ببیند و اساسا ماوای حیاتش ماوای دیگری است و بنا دارد ما را ذیل یک تاریخ دیگر حاضر کند، چه باید کرد؟ وقتی خطا یک‌بار دو بار اصلا سه بار تکرار شد، عیب ندارد می‌گوییم خطاست ولی وقتی خطا و لغزش تکرار و توالی پیدا کرد، دیگر خطا نیست بلکه خط است. بله درد بزرگی است که برخی افراد دلسوز و یا فاقد بصیرت تاریخی و بی صبر در تحقق آرمانهای نهضت، در نقد و پاسخ به مطالب یکسری افراد چنان مطلب می‌نویسند و می‌گویند که از سر تا پای آن نفرت و بغض و کینه سرشار است و توجه به عقل و ادب لازم جهت تداوم خط انقلاب را در این تاریخ ندارند چنانچه یک فردی بشدت به مرحوم هاشمی در این روزها اهانت کرده و ویدئو آن پخش شده و کاربر عزیزی هم از آن در همین پرسش و پاسخ ها گلایه کردند. اما نکته ای را هم این حقیر می‌خواهم عوض کنم؛ی قینا و مسلما باید که با سعه صدری متعالی و به سان حضرت امام در مسیر حرکت در جهت تمدنی که آوینی عزیز آن‌را مقدمه دولت پایدار حق و عصر توبه تاریخی و بین الطلوعین حیات انسانها می‌داند، حرکت کرد و بجای حذف افراد باید از تفکر و گفتمان عبور کرد و متاسفانه ما گاها با ظاهر بینی از بینش متعالی و قدسی و توام با رحمت و گشودگی غافلیم اما چه می‌شود کرد با آنان که گویی اصلا علاقه ندارند خود را در میدان انقلاب ببیند و خود را در ذیل روح تاریخی که با شروع حرکت حضرت امام به صحنه آمد، ببینند. واقعا می‌شود یک دختر بد پوشش یا سست در مبانی دینی_البته به چشم ظاهر بین من_ را که فطرتی انقلابی و ناب دارد در دایره انقلاب دید ولی هر چه می‌کنیم نمی‌توان امثال فائزه هاشمی ها و تاجزاده ها و زیباکلام ها را در ذیل انقلاب دید. والله وقتی مصاحبه اخیر فائزه هاشمی با یک خبرگزاری را دیدم که آرزو می‌کرد ای کاش ترامپ صاحب رای می‌شد تا فشارها بر جمهوری اسلامی بیشتر شود یا گفت به نظرم انقلابیگری خوب نیست چون ناشی از احساس و هیجان است بلکه ما نیازمند عقلانیت جهت حرکت بسمت توسعه پایدار هستیم، دلم برایش سوخت. خدا شاهد است بغض و کینه ای به دلم نیامد بلکه فقط دلم برای او سوخت که چه میزان در بی تاریخی قرار دارد و فکر می‌کند ما حرکتمان باید در راستای قرار گرفتن ذیل تمدن غربی و به اصطلاح ساخت یک مدرنیته اسلامی باشد و با حضور در فرهنگ توسعه، عزت و تعالی ما و ملت رقم می‌خورد. وقتی برادر ایشان خواستند به نحوی عذر خواهی و پوشاندن سخنان ایشان را انجام دهم گفتم چرا اینکار را می‌کنید وقتی ایشان حرف باطنی شما را زده لیکن شما هنوز نتوانسته آید آن‌را بگویید که البته آقای زیباکلام هم در حمایت از آن سخنان خانم هاشمی مطالبی نوشتند و تایید کردند. واقعا از سر دلسوزی و اینکه ناراحتم می‌گویم چرا اینان این میزان علاقه دارند خود را از انقلاب دور کنند و آیا براستی ما هر قدر سعه صدر داشته باشیم می‌توان اینها را که نقش خود را بعنوان کارگزاران بومی تجدد غربی انتخاب کرده اند، در ذیل تاریخ و عصر انقلاب اسلامی دید؟ آری بحق انقلاب اسلامی میدان گشوده اسماء الحسنی الهی و تجلی عهد قدسی در دل این دوران آست که بسان یک اتوبان و جاده بزرگی می ماند که لاین ها و خط های زیادی درون آنند؛ درست است که چندین لاین و خط داریم ولی همه در بستر همان جاده واحد و اصلی حاضرند و مفاهمه دارند و همدیگر را می‌توانند در بستر تعهد به آن راه واحد در عین اینکه هر کدام به جنبه و نوری از انوار انقلاب نظر دارند، بفهمند. چقدر در کتاب «گوش سپردن به ندای بی صدای انقلاب» مثال خوبی برای این مورد زدید و فرمودید شما تفسیر مجمع البیان و المیزان و تسنیم را کنار هم قرار دهید و یک آیه مورد نظر را در سه تفسیر بررسی کنید؛ می بیند در عین ذات واحد تفسیر و فحوای آیه، هر سه مفسر عزیز جنبه و نوری از آیه را بررسی کرده اند مثلا در تسنیم وجه عرفانی آن یا المیزان وجه اجتماعی و تمدنی آن یا مجمع البیان وجه اخلاقی و روایی آن آیه که هر سه هم قابل توجه و دقیق و ظریف است چون اساسا قرآن و اسلام یک حقیقت اشراقی و نورانی است که ابعاد و انوار مختلف دارد. این انقلاب هم یک حقیقت اشراقی و برخاسته از متن اسلام ناب محمدی (ص) است که میدان و جاده گشوده این تاریخ است ولی حقیقتا اگر کسی ماوای دیگری برای حیات خود در این تاریخ گشود باید گفتمان خود را تقلیل داده یا او را هم در ذیل عصر انقلاب دید. وقتی آقای تاجزاده صراحتا می‌گوید که ما باوری به ولایت فقیه و حکومت دینی نداریم و باید به سمت حذف نهاد ولایت فقیه رفت و سعی می‌کند با عقده گشایی علیه رهبر انقلاب خود را آرام کند، دلم برای او می‌سوزد و ناراحت از تباهی حیات یک انسان به شان انسانیت او هستم اما چه کنم او اساسا میلی به حضور ذیل تاریخ انقلاب و اسلام تمدن ساز را ندارد. به یاد دارم در بحبوحه مذاکرات برجام آقای عراقچی به دیدار مراجع و فضلای حوزه قم رفته بود و به دیدار مرحوم آیت الله مصباح یزدی هم رفتند تا نظر مثبت ایشان را هم به نحوی جلب کنند که آیت الله مصباح به ایشان جواب دادند بحث ما و دولت، سر چند سانتریفیوژ نیست بلکه بر سر مبانی تحلیلی و اسلوب اندیشه و منظومه فکری دولت است. استاد بزرگوار، من هم بشدت ناراحت می‌شوم که گاهی روحیه قشری گری در بین نیروهای دلسوز به انقلاب -البته خارج از دعواهای باطل اصولگرایی و اصلاح طلبی و اعتدالگرایی که از اساس و ریشه باطل است و مقیاس غلطی است و به فرمایش رهبر حکیم مان اگر مقیاسی باشد آن هم بین انقلابی و غیر انقلابی است- پیش می آید و آنها به روحیه ای می‌رسند که عقل و ادب انقلابی در مطالب شان گم شده و به جایی می‌رسند که هر گونه رفتار و سخن و اندیشه و طریقت فکری که مانند آنها نباشد را طرد که چه عرض کنم حتی تا مرز شدید اللحن ترین مطالب پیش می‌روند و به روحیه خود مرکز بینی می‌رسند، گله شدید و عمیق دارم ولی استاد چه کنیم با آنان که حتی با ظاهر اسلامی و از قرآن و ارزشها و دین گفتن گاهی بنا دارند ما را از عالم اسلامی بیرون ببرند و برون رفت از عالم انقلاب را رقم بزنند و علقه ای هم به حضور در ماوای این نهضت و ستون خیمه اش ندارند و خود هم نقشی که ایفا می‌کنند در تراز گام دوم و آینده ما نیست. می‌توان امثال طیب حاج رضایی و مجید قربانخانی ها را در ذیل انقلاب دید ولی اینان که نظام فکری شان و سنگ بنای آن، بر محور و تفکر و فرهنگ دیگری است و حتی حجاب به ظهور آمدن ذات انقلاب می‌شوند و خطاهایشان نه یک بار و دو بارست که بسان یک برادر سلوکی بتوان آنان را در این مسیر حفظ کرد، و حتی الگوها و گفتمان های دیگری را اجرا می‌کنند و به دنبال ایجاد یک نظام نئولیبرال در داخل هستند، هر گونه که نگاه می‌شود نمی‌توان در میدان انقلاب دید و آنها هم علاقه ای به این امر ندارند و هنوز که هنوزه یا نمی‌خواهند یا نمی‌توانند متوجه جایگاه و حضور تاریخی ما شوند و چه بسا موجب باز شدن روزنه های حضور تفکر و فرهنگ مدرنیته و غیر انقلابی شود و خود به تضعیف روح و شالوده ما بینجامد. ان شاء الله در پیمودن این مسیر به سعه صدری متعالی برسیم و شاهد میدان گشوده ای باشیم بی نفی مبانی و فراهم کردن مسیری خارج از روح انقلابی و تسهیل مسیر کارگزار بودن برای تجدد غربی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه احساس نزدیکی به جنابعالی دارم. آری! باید بین آن‌هایی که از حقیقت انقلاب و راه گشوده‌ی خداوند به سوی حقیقت غافلند، با آن‌هایی که حجاب حقیقتِ انقلاب‌اند، تفکیک کرد و در عین حال با گفتمان‌هایی که حکایت از تفکر نسبت به جایگاه تاریخیِ انقلاب اسلامی دارد، جایگاه امثال آقایان تاج‌زاده‌ها و زیباکلام‌ها و خانم فائزه‌ هاشمی‌ها را مشخص کرد، وگرنه آن‌ها مخالفت‌های ما را به دعوای جناحی تبدیل می‌کنند و حقیقت قضیه گم می‌شود. راهی که اولیای الهی پیشه کردند آن بود که توانستند بین جریان اموی و سیره‌ی علوی تفکیک کنند بدون آن‌که دعوای نعمتی و زرگری راه بیندازند. نه! نه! هرگز این افراد ذیل انقلاب قرار نمی‌گیرند، ولی توان عبور از این جریان را به سیره‌ی رهبر معظم انقلاب بحمدلله ما در خود داریم و بنده روش حاج قاسم را این‌گونه دیدم که «گر شوم مشغول اشکال و جواب/ تشنگان را کی توانم داد آب».

وای اگر برای نزدیکی به آن‌ها، گفتمان خود را تقلیل دهیم. زیرا این به معنای بازی‌کردن در میدان کسانی است که تماماً حجاب حقیقت انقلاب هستند، ولی مشکل ما همچنان که گفتید روحیه‌ی قشری‌گری است و بازی‌کردن در میدان تخاصم با این جریان، که موجب می‌شود مردم به جهت این روحیه از خیر ما هم بگذرند و متوجه نشوند که جریان مقابل بنا دارد تحت تأثیر مدرنیزاسیون ما را از عالَم اسلامی‌مان خارج کند.

به هر صورت در شرایط تاریخیِ بسیار حساسی قرار گرفته‌ایم. همه‌ی تلاش بنده آن است که با رهنمودهایی که خداوند در سوره‌ی فتح در مقابل ما قرار داده، بین مجاهدین راستین و مخلّفون، تفکیک کنیم. به عنوان دست‌گرمی پیشنهاد می‌کنم متن نوشتاریِ جلسات هشتم و نهم که روی سایت هست را دنبال بفرمایید و از ادامه‌ی آن که إن‌شاءالله به مرور عرضه می‌شود، خسته نشوید تا ملاحظه کنید قرآن چگونه به ما کمک می‌کند تا به نور قرآن در این برهه‌ی تاریخی از چنین خطر بزرگی عبور کنیم. موفق باشید     

28972

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام: استاد از چه موقعی و با چه پشتوانه ای برای ما که طلبه هستیم المیزان را شروع کنیم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: هر زمانی که فشار درس‌های اولیه، کمی کم شود مثلاً بعد از خواندن ادبیات و تا حدّی فقه و اصول؛ خوب است که به المیزان با دقت کامل به همان صورتی که در جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» عرض شده، رجوع شود. موفق باشید

28658

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: مطلبی خواندم با این مضمون «پیامبر با بچه ها بازی می‌کرد حتی موقع نماز جماعت بگونه ای که مثلا هنگام قیام بچه را با با یک دستشان می‌گرفتند و هنگام سجده بر زمین می‌گذاشتند و....» از طرف دیگر فرمودید روایت هست که از ورود بچه ها به مسجد جلوگیری شود، بدلیل اینکه فضای ملکوتی و آرامشی که در مسجد باید باشد از بین نرود. این دو چگونه با هم جمع می‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن روایات که می‌فرماید بچه‌ها را به مسجد راه ندهید؛ یعنی بچه‌های کوچه که بدون همراهی والدین وارد مسجد می‌شوند و شلوغ می‌کنند. موفق باشید

28413
متن پرسش
سلام: استاد انسان بجز روح فراطبیعی که همان روح مجرد است، روح طبیعی یا مادی هم دارد؟ در فرض صحت این چه نوع روحی است؟ و آیا دارای وزن و اندازه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح مجرد انسان در ذات خود مراتبی دارد که به گفته‌ی جناب عبدالرزاق کاشانی در مقدمه‌ی «منازل‌السائرین» از پایین به بالا عبارت است از نفس- قلب- روح و سرّ. موفق باشید

27108
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم. سوالی در مورد حرکت جوهری داشتم اینکه ما ریشه حرکت در اعراض را در تغییر جوهر می دانیم در صورتی که حرکت در اعراض عالم ماده در اثر فعل و انفعالات عالم ماده روی همدیگر هستند و جایی را نمی توان تصور کرد که موجودی از لحاظ مادی باشد و ماده دیگر بر آن اثر نداشته باشد پس ظاهرا باید دلایل دیگر حرکت جوهری را بررسی کرد نظر حضرتعالی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دلایل دیگر اثبات حرکت جوهری، جای خود دارد ولی به هر حال همین‌که اعراض به هر دلیلی پذیرنده‌ی تغییر و انفعال هستند، باید علت آن را به چیزی که اساس آن عرایض است، دانست. موفق باشید

24690

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرانقدر: استاد دلیل نرسیدن به بعضی از رویا هایی که هم عقل و هم دین آن را تایید می کنند. و هم برایش بسیار زیاد تلاش کرده ام علی رغم مشکلات فروانی که در زندگی شخصی ام داشتم چیست؟ سوالم را واضح تر می پرسم چون می دانم در این زمینه تجربه دارید. شاید به نظر خیلی ها کودکانه باشه سوالم اما من مدت هاست که با علاقه به رشته پزشکی که با شناخت افراد درجه یکی مثل دکتر قریب یا دکتر سید ناصر عمادی آن را شناختم. تلاش می کنم. هم در راهنمایی و هم در دبیرستان امام محمد باقر تحصیل کردم اما باز هم بعد از ۲ سال ناموفق بودم. استاد باید با چه استدلالی دلیل عدم استجابت دعا هایم را توجیه کنم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا شد ما برای خدا تکلیف معلوم نکنیم «کارسازِ ما به فکر کار ماست / فکرِ ما در کارِ ما آزار ماست». موفق باشید 

24014

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خدا قوت: در کتاب عارفانه شهید احمد علی نیری آمده که آقای حق شناس رحمت الله علیه فرموند که یک نیمه شب وارد مسجد شدم و دیدم احمد علی بین زمین و آسمان نماز می خواند. استاد این یعنی چه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. موفق باشید

22888
متن پرسش
جناب استاد با سلام: با توجه به جواب سوال ۲۲۸۸۳ : شما فرمودید : نفس انسان با تفکر در امور، آماده می‌شود تا با عقل فعّال مرتبط گردد و از انوار آن فیض دریافت کند. سوال: آیا برخی بدیهیات مثل ادراک عالم مستقل از ذهن هم که بدون تفکر و حضورا (علم حضوری) درک و یقین می شود از طریق اتصال به عقل فعال و انوار عقل فعال بر ما واضح و یقینیست؟ یعنی نفس انسان در هر مرتبه و سطحی که باشد با توجه به شدت وجودی به عقل فعال متصل می شود و فیض می برد؟ آیا همانطور که ما دائما در حال شدنیم نفس انسان هم دائما در حال ارتباط و اتصال به عقل فعال است و با توجه به مرتبه وجودی از آن فیض می گیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نکته‌ای که می‌فرمایید نکته‌ی قابل قبولی است که انسان در عین آن‌که ذاتش به حضرت حق متصل است و از او «وجود» می‌گیرد، در اتصالِ ذاتی با عوالم بالا، معارف بدیهی را دریافت کند و برای دریافت معارف غیر بدیهی، تفکر نماید. موفق باشید

20631

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یک جواب به شبهه و یک راه حل عملی برای حل مشکل زیر استدعا دارم: دانش آموزان و بچه ها امروزه گستاخ و پررو شده اند و از تربیت مناسبی برخوردار نیستند و کمی بی ادب اند برخی از آنان بسیار گستاخ اند تا حدی که گاهی دست روی معلم خود بلند می کنند ، به عنوان یک بزرگتر یا به عنوان یک معلم و مربی واقعا چگونه با اینها برخورد کنیم؟ آیا اخراج یکی دو نفر که شدیدا گستاخ اند خوب است؟ چرا اینقدر در این سالها از نظر اخلاقی و تربیتی به قهقهرا رفته ایم؟ اگر بگویید مدرنیته و فرهنگ غرب و اثرات حکومت قبلی است خواهیم گفت: درحالی که حکومت قبلی طبق نقل ها بیشتر سعی در ترویج فرهنگ غربی و مدرنیته و .... داشت ولی انگار ما در سایه این نظام بیشتر غرب زده و بی هویت شده ایم حداقل در این چند ساله که پررویی ها و مصائب اخلاقی فراوان شده است و حیا و غیرت و ادب کم. از نظر پیشرفت روز هم که خودتان هم می دانید به جای اینکه الان هواپیما صادر کنیم الان دست هایی تو کار است که حتی سنگ پا هم وارد می کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید مشکلی که مطرح می‌فرمایید مشکلی است که امروز، خودِ غرب را نیز فرا گرفته است. و این روح غربی نسبت به 50 سال پیش، هم در غرب رشد بیشتری داشته و هم در سایر جهان. می‌ماند که غرب، اسیر این فکر است و ما اگر به خود آییم، فرهنگی داریم که از این گرفتاری‌ها آزاد شویم. می‌ماند که بالاخره با این نسل چگونه رفتار کنیم تا اولاً: برخورد ما تند نباشد و وسیله‌ی بیداریِ فرهنگی این نسل باشیم. ثانیاً: آری! اگر کسی مخلّ کلاس است و راه دیگری برای اصلاح او نیست و عملاً کلاس قربانیِ گستاخی او می‌شود، چاره‌ای جز اخراج او نیست، ولی این آخرین چاره باید باشد. موفق باشید

20522

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز خدا شما را با امیرالمومنین علیه السلام محشور فرماید: جناب استاد چند وقتی است علاقه شدید و احساس خوبی نسبت به ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» پیدا کرده ام به گونه ای بقیه اذکار را تحت الشعاع قرار داده مثلا وقتی که می خواهم «لا اله الا الله» و یا «استغفر الله ربی و اتوب الیه» و یا اذکار دیگری بگویم قلبم به سمت ذکر حوقله می رود و از آن بیشتر احساس ارتباط می کنم. حال از آنجا که باید دائما به نفس بدبین بود نکنند این توطئه نفس باشد، یا این که لطف خداست و ادامه بدهم. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک لطف الهی است، إن‌شاءاللّه در آن ذکر مستقر می‌شوید و راهِ توحیدی خوبی در مقابل شما گشوده می‌شود. موفق باشید

نمایش چاپی