بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28627
متن پرسش
سلام علیکم: وقت بخیر. عذر میخوام تو پاسخ سوال ۲۸۶۱۴ به این مضمون فرمودین که خودمونو در معرض نفحات زندگی قرار بدیم سوالی داشتم، چجوری آدم خودش رو در مقابل نفحات زندگی قرار بده؟! از کجا بفهمیم این نفحات رو؟! اگه کتابی در مورد این بحث دارین لطف کنین معرفی کنین. خدا خیرتون بده
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به تعبیر آیت اللّه حسن‌زاده باید کشیک نفس کشید و این با پرسیدن حل نمی‌شود. مثل آن است که کسی از شما بپرسد چگونه باید اطراف خود را ببیند؟ به همین جهت جناب مولوی می‌گوید:

چون نپرسی زودتر کشفت شود ** مرغ  صبر  از  جمله  پران‌تر   بود

ور  بپرسی   دیرتر  حاصل شود  ** سهل از بی صبریت مشکل شود

موفق باشید

27843

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد عزیز: ۱. یک مشکلی دارم و قصد ترک این عادت بد را دارم ولی به شک افتاده ام؟ من وقتی مطلبی یاد می‌گیرم با تمام خلوص سعی در برطرف کردن آن در وجودم می‌کنم و وقتی می‌بینم دیگران اشتباه مرا می‌کنند و به هلاکت می افتند عذاب می‌کشم پس سعی می‌کنم آنها را راهنمایی کنم که به جدل کشیده می‌شود البته جدل بدون دعوا ولی به هر حال شخص مکدر می‌شود. بعضی موارد هم کج فهمی یا تفسیر به رای آیات و احکام را با اینکه تخصصی ندارند در یک جمع مطرح می‌کنند که باعث شکنجه درونی من و عکس العمل من ولی خالصا برای رضای خدا می‌شود. با اینکه می‌دانم در خانواده همه مرا سرزنش می‌کنند که چرا حساس می‌شوم. ولی الان که می‌خواهم سکوت کنم، می‌گویم نکند اشتباه می‌کنم و این کار من جدل نیست و نهی از منکر است و آنکه در درون من مرا امر به سکوت می‌کند و می‌گوید تو اول خودت را درست کن چکار به بقیه داری، شیطان است؟ و ندایی دیگر در درونم می‌گوید تو به کارت ادامه بده، سخن حق زدن به مذاق بقیه خوش نمی آید و حرف حق زدن تحمل سختی را هم دارد، مگر کم به امیر المومنین (ع) توهین کردند که سعی در برقراری حق داشت. ۲. اگر می‌شود سخنرانی یا کتابی را برآیم معرفی کنید که تشخیص دهم کجا باید حرف بزنم و کجا نه و چقدر باید با سخن ناحق مبارزه کرد؟ از ته دل حلالم کنید که وقت شریف شما را گرفتم، شنیدن صدای شما و پیام شما برایمان شده دلخوشی به پیام یک انسان بزرگ به یک انسان حقیر که هیچ استاد و راهنمایی جز خدا ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که اطرافیان دلسوز جنابعالی متذکر اشکالات روش شما می‌شوند را؛ بپذیرید. پیشنهاد می‌شود توصیه‌های امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» به فرزندشان را دنبال کنید. موضوع در کتاب‌ «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» بر روی سایت هست. موفق باشید

27683
متن پرسش
سلام و رحمت: دلمان می خواهد در آستانه دهم ماه رمضان برای اولین بانوی مسلمان حضرت خدیجه سلام الله علیها توصیفی از زبان شما استاد بزرگوار بشنویم. و این توصیف را برای دختران نوجوانمان از زبان شما بازگو کنیم. نگاه شما به مقام زن نگاه ژرف و روح نوازی است. خدا حافظ شما و خانواده محترمتان باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد حضرت خدیجه «سلام‌اللّه‌علیها» به بانویی فکر کنید که در شناخت حق و دفاع از آن، ماورای فضای باطل زمانه توانست حق را بشناسد و از آن دفاع کند و در پیروی از حق، از کمیِ رهروان نهراسید. زیرا وقتی آن بانوی بزرگوار به پیامبر خدا «صلی‌اللّه‌علیه‌وآله» ایمان آورد و نبوت آن حضرت را تشخیص داد، که هیچ‌کس آن حضرت را همراهی نکرده بود و او یک تنه در پذیرش حق در صحنه آمد. موفق باشید

26440

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: اخیرا جناب آقای حجت الاسلام و المسلمین محمد تقی سبحانی نامه سرگشاده ای به مجمع عالی حکمت نوشته اند و به جریان حکمت و فلسفه انتقادهایی داشته اند. می خواستم نظر جنابعالی را راجع به این انتقادات بدانم. رضا امامی: به اعضای جدید هیئت مدیره مجمع عالی حکمت محمدتقی سبحانی تاریخ انتشار: یکشنبه ۱۳۹۸/۱۰/۲۹ در خبرها دیدم که مجمع عالی حکمت خوشبختانه با گزینش اعضای هیئت مدیره، دوره جدیدی را آغاز کرد. با آن که از اولین اعضای این مجمع مبارک هستم، اما به دلایل چندی در طول سالهای گذشته، خود را از حضور در این انجمن عزیز و گرامی محروم کرده‌ام. به عنوان کسی که از آغاز در شکل گیری پایه‌های مجمع‌عالی سهیم بوده و خود از شمارِ اندکِ کسانی هستم که در تدوین اساسنامه آن مشارکت فعال داشته‌ام، ضمن تبریک به اساتید و اعضای هیئت مدیره جدید، به خود حق می‌دهم که در آستانه ۱۶ مین سال تأسیس آن، نکاتی را با کمال فروتنی و حرمت‌گذاری تقدیم کنم. با آن که بی‌گمان بر همت و تلاش دست‌اندرکاران مجمع، قدرشناسی و ارج‌گذاری رواست، اما به گمان، رویکرد و راستای این تلاش‌ها با نیت بانیان نخستین و در رأس آنها، مقام معظم رهبری (مدظله العالی) فاصله چندان روشنی دارد. با این مقدمه، به اختصار عرض می‌کنم که خوب است این مجمع در دوره جدید، با گشایش صدر و ژرفای اندیشه به فرایند فلسفه‌ورزیِ بنیادین روی‌آورد و با تن‌دادن به منطق پویای عقل‌ورزی که تاریخ فلسفه خود بهترین گواه آن است، افق اندیشه عقلانی مسلمین را در ابعاد زیر بازاندیشی و گسترش دهد: ۱. بازبینی در مفاهیم پایه فلسفه موجود که در قالب‌های تنگِ ترم‌های کهنِ گرفتار آمده و قدرت تبیین پدیدارهای نوین و دستاوردهای نوآمد بشری را ندارد، یک بایسته اساسی است. همان‌گونه که مفاهیم جوهر و عرض، قوه و فعل، هیولی و صورت، دیگر توان تبیین‌گری خود را از دست داده‌اند، باید با دوگانه‌هائی چون وجود و ماهیت، مادی و مجرد، و ذهنی و خارجی نیز وداع کرد. فیلسوفان اسلامی چندی است که با فروگذاری طبیعیات ارسطوئی و هیئت بطلمیوسی، بدین سو رفته‌اند که افتخار پاسبانی بارگاه مابعدالطبیعه را بر سایر شاخه‌های حکمت نظری و عملی ترجیح دهند، غافل از آن که بنیادهای مفهومی این متافیزیک همچنان بر انگاره‌های فیزیک کهن و روان‌شناسی پیشاتجربی استوار شده و از نظام معنایی وحی اسلامی، کمترین بهره‌مندی را داشته است. ۲. برون آمدن از تنگنای روش قیاسی و برهان اصطلاحی و پذیرش رویکردهای تلفیقی و ترکیبی یک ضرورت انکار ناپذیر روش‌شناختی است. واقعیت فلسفه اسلامی در دوره‌های گوناگون خود به خوبی گواه بزرگی است که ادعای یقین‌پروری فیلسوفان-آن هم از تبار «یقین خاص» و مضاعف- آرزویی بیش نیست و ارّابه فلسفه در گذشته نیز با اسب‌های گونه‌گون و نوبه‌نو به راه‌های پر پیچ و خمِ اندیشه‌ورزی تاخته است. این پرسش که مقدمات برهان در سنت منطقی ارسطوئیان، چگونه به تجربه و تواتر در کنار اولیات و حدسیات ارج می‌گذاشت، می‌تواند مدخلی برای بازاندیشی در کار فروبسته فلسفه کنونی ما باشد. حکمت متعالیه با آن که در ادعا بر تلفیق روش‌های عقلانی و وحیانی هر دو تاکید داشت، اما در عمل همچنان بر مدار روش فلسفه‌های پیشااسلامی می چرخد.۳. دستگاه معرفت‌شناسی فلسفه اسلامی، پرآسیب‌ترین بخش این منظومه معرفتی است و تلقی‌های تَنگ و تُنک‌مایه یونانی و اسکندرانی بر روح نظریه معرفتِ فیلسوفان سخت سایه انداخته است. بر آگاهان پوشیده نیست که این باب معرفت که همچنان بر پاشنه عین-ذهن و لولای انتزاع و تجرید و دستگیره مقولات و مفاهیم ماهوی می‌چرخد، حتی پاسخگوی مبانی حکمت متعالیه در اصالت و تشکیک خاصی وجود نیست و قصه پیچ در پیچ معرفت بشری را به درستی روایت نمی‌کند. ۴. فلسفه اسلامی در هویت خویش دچار یک بحران اساسی است و باید پیش و بیش از هر چیز به جایگاه خود در درختواره دانش‌های موجود اندیشه کند. متافیزیک در دو شاخه حکمت نظری و حکمت عملی در عصر ارسطو و شاید تا دوران میانه، از جایگاه و مرتبتی برخوردار بود که هم‌اینک در میانه علوم اسلامی و نیز در پهنای علوم انسانی چنان مقام و موقعیتی ندارد. فلسفه اسلامی باید نسبت خود را با دانش‌های فرازین و فرودین کنونی روشن سازد و به وضوح بدین پرسش پاسخ گوید که در عصر جدید به دنبال برآوردن کدامین حاجت از حاجت‌های بشری است. به نظر می‌رسد که تا این پرسش، پاسخ مناسب نیابد، از مساهمت حکمت در تحول علوم انسانی و اسلامی به روشنی و راستی نمی‌توان سخن گفت. ۵. و در نهایت، فلسفه باید گره‌گشای مسئله‌ها و معضل‌های فکری بشر و به ویژه پاسخ‌گوی نیازهای واقعی انسان و جامعه معاصر باشد. فلسفه کنونی ما نه تنها -چنان که بایسته و شایسته است- توان درک پیچیدگی‌های دنیای مدرن را ندارد بلکه حتی در پاسخگویی به مهم‌ترین پرسش‌های اساسی بشر در تاریخ هم ناکام می‌نماید. در جای دیگر گفته‌ام که برخلاف انگاره نخستینِ حکمت‌باوران ما، این فلسفه با جبرانگاری، ایدآلیسم، فردگرائی و کلی نگری، ثبات‌گرائی (ایستمندی) و نسبیت اخلاقی بیشتر سازگار است تا آزادی‌اندیشی، مسئولیت‌آفرینی، رئالیسم، کل‌نگری، تکامل‌گرائی و اخلاق‌باوری. این پرسش‌ها اگر برای دوستان مجمع عالی حکمت بسی گران و باورناپذیر است، اما چه باک؛ چرا که این بنا را برای آن ساخته‌اند که به همین سوالات سهمگین پاسخ دهد و نه آن که به خوانش مکرر یافته‌های پیشینیان و لوازم گفته‌های گذشتگان بپردازد. اگر فلسفه اسلامی در هر چند قرن، و در نقطه‌های عطف تاریخ مسلمین، یک مکتب تازه پدید آورده است، پس بگذارید که در این دوره جدید و در عصر نهضت نوین شیعه نیز شاهد شکل‌گیری و باروری مدرسه جدیدی در فلسفه اسلامی و شیعی باشیم، ان‌شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن نامه را با دقت مطالعه کردم. بحث در مورد آن مفصل است. ولی این سؤال پیش می‌آید که چرا برای حضور در جهانی آن اندازه پیچیده، باید از فلسفه عدول کرد؟ آیا نباید در مواجهه با تفکر جهانِ مدرن، آنچه در ذخیره‌ی فرهنگی خود داریم را، به صحنه آوریم و حیاتی دوباره ببخشیم؟ موفق باشید

25661

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام خدمت استاد و آرزوی سلامتی و طول عمر: استاد گرامی در کتاب عین الحیات علامه مجلسی عباراتی در مورد ابن عربی و شمس دیدم که علامه ایشان را سزنش می کند. فکر می کنم کلام اینها درست معنا نشده آنجا که ابن عربی می گوید زینهار که مقید مذهبی مشو و نفی هیچ مذهبی نکن و هیچ معبود غیر خدا را از بت و غیره انکار مکن که به قدر آنچه از آنها انکار می کنی از خدای خود انکار می کنی خدا در همه چیز ظهور دارد. آیا این همان پلورالیسم است که محی الدین در این کلمات بیان کرده یا منظور دیگری در کار است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابن عربی و کلاً عرفا معتقدند اصلِ دینداری اُنس با حضرت پروردگار است و نباید تمام توجه به ظاهر دین باشد و این به معنای عدم تقیّد آن‌ها به ظاهر دین نیست، بلکه تأکید آن‌ها بر آن است ‌که از ظاهر به باطن عبور کنند. موفق باشید

25322

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من امشب اتفاقی با این صفحه از سایت آشنا شدم. آیا ایت الله بهاءالدینی علم تعبیر خواب دارن؟ بنده سال ۹۵ در فروردین ماه خوابی دیدم که سال ۹۷ تابستان این خواب به گونه ای تعبیر شد. هرچند که خواب نیاز به تعبیر نداشت چیزی شبیه واقعیت اتفاق افتاد. این خواب و اتفاقی که میشه گفت به نحوی تحقق اون خواب بود هر دو باعث آشفتگی و سردرگمی و سرگردانی من شده. سوالم این هست که بنده شدیدا نیاز دارم تا این مورد رو درک کنم از چه طریقی میتونم این مسعله را با آیت الله بهاءالدینی مطرح کنم و سوالاتی که به شدت ذهنم را آشفته کرده و من رو از زندگی عادیم بازداشته رو مطرح کنم تا ایشان راهنمایی های لازم را بفرمایند. (در خصوص خواب و تحقق خواب و دوراهی که بنده بر سر آن مانده ام و نمی توانم تصمیم بگیرم) لطفا پاسخ به ایمیل اینجانب هم ارسال شود. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیت اللّه بهاءالدینی «رحمت‌اللّه‌علیه» که در قید حیات نیستند. بنده هم علم تعبیر خواب ندارم. موفق باشید

24762
متن پرسش
سلام امیدوارم جواب سوال منو که از همه جا درمونده شدم بفرمایید، من مدتهاست روی خنده خودم کنترل ندارم. اوایل به این موضوع بی توجه بودم اما تازگی ها خیلی بیشتر از قبل می خندم مخصوصا در جایی که اصلا موقعیت خنده داری نیست. چند روزه همکارانم لقب دیوانه بهم میدن خواهش می کنم راهی جلوی من بگذارید دیگه نمیدونم از کی بپرسم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست پیشنهاد می‌شود. زیرا هر اندازه انسان در وادی تفکر وارد شود، به همان اندازه از سیطره‌ی قوه‌ی واهمه که موجب این نوع خنده‌های بدون کنترل می‌شود؛ آزاد می‌گردد. موفق باشید

24690

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرانقدر: استاد دلیل نرسیدن به بعضی از رویا هایی که هم عقل و هم دین آن را تایید می کنند. و هم برایش بسیار زیاد تلاش کرده ام علی رغم مشکلات فروانی که در زندگی شخصی ام داشتم چیست؟ سوالم را واضح تر می پرسم چون می دانم در این زمینه تجربه دارید. شاید به نظر خیلی ها کودکانه باشه سوالم اما من مدت هاست که با علاقه به رشته پزشکی که با شناخت افراد درجه یکی مثل دکتر قریب یا دکتر سید ناصر عمادی آن را شناختم. تلاش می کنم. هم در راهنمایی و هم در دبیرستان امام محمد باقر تحصیل کردم اما باز هم بعد از ۲ سال ناموفق بودم. استاد باید با چه استدلالی دلیل عدم استجابت دعا هایم را توجیه کنم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا شد ما برای خدا تکلیف معلوم نکنیم «کارسازِ ما به فکر کار ماست / فکرِ ما در کارِ ما آزار ماست». موفق باشید 

24027
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم: استاد داریم بحث عقل تکنیکی رو کار می کنیم. نسبت عقل تکنیکی و کتاب گزینش تکنولوژی و کتاب مدرنیته وتوهم چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید تلاش شود این دو با هم جمع گردد. زیرا از یک طرف آن‌چه بر تکنیک در فرهنگ مدرنیته حاکم است، نوعی توهم یا گِشتل است و از طرفی ماهیت تکنیک، عقل است و نه توهم. موفق باشید  

 

23947

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام: استاد گرامی به خواب ها و مطالبی برخوردم و به نتایجی رسیدم که در خواست دارم اگر غلط یا ناقصد است کامل فرمایید. اینکه در خواب دیدم که هرچه با اطرافیان سخن می گویم جوابی دریافت نمی کنم و انگار هرکس مشغول کار خویش است و با عالم خود زندگی می کند، دومین خواب اینکه این حریمی که ما برای خود قایل هستیم در خانه منظورم دیوار هاست اصلا وجود خارجی ندارد پس هرچه از آداب را رعایت نمی کنیم در برابر دیده عالم وجود است و خواب سوم اینکه در خواب از مساله ای رنج می بردم اما عذاب آور تر این بود که زمان وجود نداشت و همانگونه که اینجا با گذشت زمان درد عادی می شود و گرمی به سردی می گراید اما در حقیقت بعد مرگ، نبود زمان بیشتر انسان را در عذاب مخلد می کند. در نهایت نتیجه گرفتم بعد از مرگ دفتر وجودی دارم که فقط رفتار و گفتار و عقاید خودم در آن ثبت است و هیچ سخنی از دیگران در آن نیست که من با رفتار بد دیگران و عکس العمل خود به توجیه رفتار غلط خود بپردازم و رعایت نکردن آداب فقهی و آداب مستحبی فقط خودم را آزار می دهد چون این عالم صغری خودم با عالم کبری پروردگار همخوانی ندارد دقیقا مانند شنا کردن بر خلاف جریان آب است و تمام عقاید من همان محفوظاتی است که دائم با تکرار و توجه به مفهوم در وجود پذیرفتم و با آن محفوظات خیال و تفکر خود را در زندگی جریان دادم و الان انگار خودم را می بینم و قیامت خود را که در حال ساختن آن هستم و هر آنچه بیرون من است جلوه ای از حق است که چه از نظر وجودی ضعیف باشد مانند جماد و نبات و حیوان و حتی انسان های بی دین و چه وجود قوی باشد مانند مومنین به هر حال ذره ذره رفتار و خیالات من در مورد آنها برخورد با خود خداوند است و پناه بر او می برم از خطا های خود در محضر او که یگانه است و برای همین اگر بدترین حادثه هم حادث شود قلب مرا متالم می کند ولی آشفته نمی کند. و در پایان تشکر بی انتها از شما که در بحرانی ترین شرایط زندگی من با سخنان خود نگذاشتید حوزه را رها کنم و شهادت می دهم که هر بار از شما سوالی پرسیدم حقیقتا پاسخ شما را قبل از دیدن در سایت دریافت کردم. استاد این ترم اصول عقاید را دارم و اصول فقه را و با هر دو با تمام وجود پرواز می کنم و زندگی شده برآیم شکار لحظه ها و لبیک به خداوندی که او را در هر پدیده ای در روبرویم می بینم. الحمد لله الذی یرزقه من حیث لا یحتسب والله، ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شی قدرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان‌طور که مکرر خدمت کاربران محترم عرض شده است بنده تعبیر خواب نمی‌دانم و پیشنهاد بنده آن است که رفقا هم خیلی خواب‌های خود را دنبال نکنند، زیرا چیزِ قابل اعتمادی نیست. ۲. اگر با تعمق و دقت، مباحث علمی خود را دنبال کنید و در تقویت بدن نیز کوتاهی ننمایید، إن‌شاءاللّه کارها به‌خوبی جلو می‌رود. موفق باشید

23285
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم استاد: در مورد حادثه اتوبوس دانشگاه فرمودید باید به عقل توسعه یافته دست یابیم تا از اینها عبور کنیم یا اینکه نیروهای متعهدی داشته باشیم که وجدان کاری آنها کارها رو بدون اشکال انجام بدهند. آیا این دو کار تربیت نیروی مومن دلسوز و دستیابی به عقل توسعه یافتگی کدام برای ما زودتر دستیافتنی هستند و و ایا باید این دو را موازی دنبال کرد؟ با توجه به سابقه تاریخی ما کدام زودتر دستیافتنی هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اگر نصف آن انرژی که جهت رسیدن به عقلِ توسعه‌یافته را صرف می‌کنیم را، برای تربیت نیروهای مؤمن و دلسوز صرف کنیم، نتیجه‌ی بهتر و پایداری خواهیم گرفت. تجربه‌ی جهاد سازندگی تجربه‌ی خوبی بود که متأسفانه توسط دولت سازندگی در وزرات کشاورزی ادغام شد و از هویت اصلی آن خارج گردید. موفق باشید

21627
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: استاد می خواستم نظرتون رو در مورد کتاب راز و فلورانس اسکاول شین و تاثیر کائنات بر هستی بدونم. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب مذکور را مطالعه نکرده‌ام. ولی این موضوع که برای کائنات نقشی قائل باشیم، یک امر مبهم و بی‌دلیل است. آن‌چه ما می‌توانیم بر آن تکیه کنیم، نقش خدا در تجلی اسماء الهی در زمان‌های مختلف است در عالم. به اعتبار آن‌که در قرآن داریم: «کلّ یومٍ هُو فی شأن» شاید بحث زمان‌شناسی که در کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» مطرح شده است، در این رابطه برای شما حرف داشته باشد. موفق باشید

21023

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام: 1. آیا در تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها ترتیب اذکار مهم است؟ 2. در صورت مثبت بودن پاسخ سوال اول آیا در تسبیحات یادشده (با توجه به فرمایشات جنابعالی در مبحث معاد) بعد از الله اکبر اول باید سبحان الله گفت و بعد از آن الحمدالله؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد روایت‌های متفاوتی نسبت به تقدم و تأخر اذکار مذکور داریم که جناب شیخ بهائی در کتاب «مفتاح الفلاح» آن روایات را آورده. به نظر می‌رسد بهترین ترتیب همین ترتیبی است که مردم انجام می‌دهند. یعنی اول تکبیر، سپس تحمید و در آخر تسبیح. موفق باشید

20690
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی زیارت قبول: نظر به مباحث معرفت نفس و معاد، برداشتهایی از صحبت های شما داشته ام که نمی دانم درست است یا نه: 1. نفس هنگام حلول در جسم در دوران جنینی در پایین ترین مرتبه تجرد است و در طول زندگی دنیایی استفاده اش از تن به عنوان ابزار بیشتر می شود حال اگر این وابستگی شدید به تن و پراکندگی را کم نکند و در تهذیب نفس نکوشد در همان مرتبه پایین تجرد باقی می ماند. 2. قوه بینایی، شنوایی و گویایی مربوط به نفس است و چون در ابتدا درجه تجرد نفس پایین است برای ارتباط با عالم ماده می بایست از ابزارهای چشم، گوش و زبان استفاده کند. حال اگر فرد در تهذیب نفس بکوشد و درجه تجرد خود را شدید نماید می تواند بدون چشم عالم ماده را ببیند، صداها را بدون گوش بشنود و بدون زبان صوت ایجاد نماید. مثلا اگر یک فرد نابینا در تجرد نفس خویش بکوشد می تواند عالم ماده را ببیند. 3. کسانی که در تزکیه نفس کوشش نموده اند حجابی برای آنان نیست و می توانند عالم برزخ را ببینند این افراد بعد از مرگ نیز حجابی برایشان نیست و می توانند عالم ماده ببیند و نیازی به ابزار مادی (چشم) برای دیدن عالم ماده ندارند ولی کسانی که ضعف نفس دارند پس از مرگ در عالم برزخ نمی توانند با عالم ماده ارتباط برقرار نمایند چون ابزارها را از دست داده اند و فقط در زمان های خاص که گفته شده پنج شنبه و جمعه می باشد حجاب را برمی دارند و آنها می توانند بطور محدود (صرفا بینایی و شنوایی) با عالم ماده ارتباط برقرار نمایند. (گویایی اجازه داده نمی شود) با تشکر از راهنمایی که می فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده برداشت‌های خوبی از معرفت نفس داشته‌اید. موفق باشید

18917

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تحیت و تبریک خدمت استاد معزز: این که انسان همواره هر عمل صالحه و اخلاق فاضله را هدایت های الهی و عنایات امام معصوم علیه سلام بداند، این انسان به چه درجه از توحید نائل گشته؟ یا اساسا این انسان موحد تلقی می گردد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این از نور سلوک است و حتما یکی از مراتب نورانی توحید چنین ادراکی است. موفق باشید

7914
متن پرسش
باسمه تعالی: با سلام ؛ استاد: با توجه به این‌که مقید هستید هرساله از طریق کاروان های راهیان نور به مناطق دفاع مقدس تشریف ببرید، چقدر خوب است نگاه و برداشت خود را از این کار بفرمایید تا إن‌شاءاللّه برای ما نیز مفید باشد.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده بحمداللّه معتقدم در آینده تاریخِ توحیدی ما که با انقلاب اسلامی شروع شده حقایقی ظاهر می‌شود که در آینه‌ی حرکات و سیره‌ی شهداء آن آینده خود را می‌نمایاند. سیره‌ی تفصیلی حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را باید در آینه‌ی شهداء دنبال کرد تا آن سیره گم نشود. همان‌طور که سیره‌ی تفصیلی رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» را در ائمه«علیهم‌السلام» می‌یابید و در همین رابطه وقتی به زیارت هرکدام از ائمه «علیهم‌السلام» می‌روید ابتدا به رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» سلام می‌کنید. زیرا حقیقتاً هرکدام از امامان آینه‌ی نمایش سیره‌ی رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» هستند و شیعه از این طریق توانست نور رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» را در طول تاریخ دنبال کند و گرفتار بن‌بست تاریخی نشود. شهداء نگاه ما را به آینده‌ی متعالی تاریخِ توحیدی انقلاب اسلامی معطوف می‌دارند و به ما مدد می‌کنند تا در این راه بمانیم و جلو برویم. شهداء نگذاشتند اسلام در قشری‌گری متوقف شود و توحید واقعی که فنای فی‌اللّه و بقاء باللّه است را در میان آوردند و در زیارت شهداء و در زیارت محل شهادت آن‌ها به آن توحید ناب نظر می‌شود و همان‌طور که حضرت سلمان باب اللّه بود، شهداء باب اللّه اند و ما را با حضرت حق مأنوس می‌کنند. البته باید بدانیم اول باید از عقل جزئی عبور کرد و سنت جاری در هستی را که مافوق زمان است درک نمود تا همچون شهداء متوجه شویم اراده‌ی خدا در این زمان، غلبه‌ی نور توحید بر ظلمات استکبار است و خود را در مسیر اراده‌ی الهی قرار دهیم. موفق باشید
30068
متن پرسش
سلام علیکم: ایام شهادت صدیقه کبری (س) را تسلیت عرض می‌کنم. استاد عزیز، خداوند توفیق داد که مطالب حضرتعالی در کتاب «عقل و ادب ادامه انقلاب اسلامی در این تاریخ» را بخوانم و ویژه بر روی دو فصل پایانی آن که مربوط به جایگاه تاریخی انقلاب و عبور از تفکراتی که حجاب انقلاب اند و سعه صدر لازم که باید داشت، تمرکز ویژه کنم. جمله بسیار بسیار حکیمانه ای فرمودید که دغدغه تمام چهل و یک سال زعامت حضرت امام و رهبر عظیم الشان مان بوده است اینکه در عین تفاوتِ نگاه نسبت به انقلاب، ولی همه در میدان انقلاب همدیگر را بنگرنیم. و گلایه فرمودید از نیروهای گفتمان ساز انقلاب و جبهه فرهنگی انقلاب که چرا سعه صدر لازم را ندارد و افرادی که رویهم رفته انقلاب را قبول دارند ولی با قرائت دیگر و دچار لغزش می‌شوند را طرد و بیرون از اردوگاه انقلاب می‌دانند و باید مانند برادر سالکی به آنها نگاه کرد که پایشان لغزیده است. سخن حضرتعالی بجا و حق است اما استاد عزیز، وقتی کسی نمی‌خواهد خود را ذیل میدان انقلاب ببیند و اساسا ماوای حیاتش ماوای دیگری است و بنا دارد ما را ذیل یک تاریخ دیگر حاضر کند، چه باید کرد؟ وقتی خطا یک‌بار دو بار اصلا سه بار تکرار شد، عیب ندارد می‌گوییم خطاست ولی وقتی خطا و لغزش تکرار و توالی پیدا کرد، دیگر خطا نیست بلکه خط است. بله درد بزرگی است که برخی افراد دلسوز و یا فاقد بصیرت تاریخی و بی صبر در تحقق آرمانهای نهضت، در نقد و پاسخ به مطالب یکسری افراد چنان مطلب می‌نویسند و می‌گویند که از سر تا پای آن نفرت و بغض و کینه سرشار است و توجه به عقل و ادب لازم جهت تداوم خط انقلاب را در این تاریخ ندارند چنانچه یک فردی بشدت به مرحوم هاشمی در این روزها اهانت کرده و ویدئو آن پخش شده و کاربر عزیزی هم از آن در همین پرسش و پاسخ ها گلایه کردند. اما نکته ای را هم این حقیر می‌خواهم عوض کنم؛ی قینا و مسلما باید که با سعه صدری متعالی و به سان حضرت امام در مسیر حرکت در جهت تمدنی که آوینی عزیز آن‌را مقدمه دولت پایدار حق و عصر توبه تاریخی و بین الطلوعین حیات انسانها می‌داند، حرکت کرد و بجای حذف افراد باید از تفکر و گفتمان عبور کرد و متاسفانه ما گاها با ظاهر بینی از بینش متعالی و قدسی و توام با رحمت و گشودگی غافلیم اما چه می‌شود کرد با آنان که گویی اصلا علاقه ندارند خود را در میدان انقلاب ببیند و خود را در ذیل روح تاریخی که با شروع حرکت حضرت امام به صحنه آمد، ببینند. واقعا می‌شود یک دختر بد پوشش یا سست در مبانی دینی_البته به چشم ظاهر بین من_ را که فطرتی انقلابی و ناب دارد در دایره انقلاب دید ولی هر چه می‌کنیم نمی‌توان امثال فائزه هاشمی ها و تاجزاده ها و زیباکلام ها را در ذیل انقلاب دید. والله وقتی مصاحبه اخیر فائزه هاشمی با یک خبرگزاری را دیدم که آرزو می‌کرد ای کاش ترامپ صاحب رای می‌شد تا فشارها بر جمهوری اسلامی بیشتر شود یا گفت به نظرم انقلابیگری خوب نیست چون ناشی از احساس و هیجان است بلکه ما نیازمند عقلانیت جهت حرکت بسمت توسعه پایدار هستیم، دلم برایش سوخت. خدا شاهد است بغض و کینه ای به دلم نیامد بلکه فقط دلم برای او سوخت که چه میزان در بی تاریخی قرار دارد و فکر می‌کند ما حرکتمان باید در راستای قرار گرفتن ذیل تمدن غربی و به اصطلاح ساخت یک مدرنیته اسلامی باشد و با حضور در فرهنگ توسعه، عزت و تعالی ما و ملت رقم می‌خورد. وقتی برادر ایشان خواستند به نحوی عذر خواهی و پوشاندن سخنان ایشان را انجام دهم گفتم چرا اینکار را می‌کنید وقتی ایشان حرف باطنی شما را زده لیکن شما هنوز نتوانسته آید آن‌را بگویید که البته آقای زیباکلام هم در حمایت از آن سخنان خانم هاشمی مطالبی نوشتند و تایید کردند. واقعا از سر دلسوزی و اینکه ناراحتم می‌گویم چرا اینان این میزان علاقه دارند خود را از انقلاب دور کنند و آیا براستی ما هر قدر سعه صدر داشته باشیم می‌توان اینها را که نقش خود را بعنوان کارگزاران بومی تجدد غربی انتخاب کرده اند، در ذیل تاریخ و عصر انقلاب اسلامی دید؟ آری بحق انقلاب اسلامی میدان گشوده اسماء الحسنی الهی و تجلی عهد قدسی در دل این دوران آست که بسان یک اتوبان و جاده بزرگی می ماند که لاین ها و خط های زیادی درون آنند؛ درست است که چندین لاین و خط داریم ولی همه در بستر همان جاده واحد و اصلی حاضرند و مفاهمه دارند و همدیگر را می‌توانند در بستر تعهد به آن راه واحد در عین اینکه هر کدام به جنبه و نوری از انوار انقلاب نظر دارند، بفهمند. چقدر در کتاب «گوش سپردن به ندای بی صدای انقلاب» مثال خوبی برای این مورد زدید و فرمودید شما تفسیر مجمع البیان و المیزان و تسنیم را کنار هم قرار دهید و یک آیه مورد نظر را در سه تفسیر بررسی کنید؛ می بیند در عین ذات واحد تفسیر و فحوای آیه، هر سه مفسر عزیز جنبه و نوری از آیه را بررسی کرده اند مثلا در تسنیم وجه عرفانی آن یا المیزان وجه اجتماعی و تمدنی آن یا مجمع البیان وجه اخلاقی و روایی آن آیه که هر سه هم قابل توجه و دقیق و ظریف است چون اساسا قرآن و اسلام یک حقیقت اشراقی و نورانی است که ابعاد و انوار مختلف دارد. این انقلاب هم یک حقیقت اشراقی و برخاسته از متن اسلام ناب محمدی (ص) است که میدان و جاده گشوده این تاریخ است ولی حقیقتا اگر کسی ماوای دیگری برای حیات خود در این تاریخ گشود باید گفتمان خود را تقلیل داده یا او را هم در ذیل عصر انقلاب دید. وقتی آقای تاجزاده صراحتا می‌گوید که ما باوری به ولایت فقیه و حکومت دینی نداریم و باید به سمت حذف نهاد ولایت فقیه رفت و سعی می‌کند با عقده گشایی علیه رهبر انقلاب خود را آرام کند، دلم برای او می‌سوزد و ناراحت از تباهی حیات یک انسان به شان انسانیت او هستم اما چه کنم او اساسا میلی به حضور ذیل تاریخ انقلاب و اسلام تمدن ساز را ندارد. به یاد دارم در بحبوحه مذاکرات برجام آقای عراقچی به دیدار مراجع و فضلای حوزه قم رفته بود و به دیدار مرحوم آیت الله مصباح یزدی هم رفتند تا نظر مثبت ایشان را هم به نحوی جلب کنند که آیت الله مصباح به ایشان جواب دادند بحث ما و دولت، سر چند سانتریفیوژ نیست بلکه بر سر مبانی تحلیلی و اسلوب اندیشه و منظومه فکری دولت است. استاد بزرگوار، من هم بشدت ناراحت می‌شوم که گاهی روحیه قشری گری در بین نیروهای دلسوز به انقلاب -البته خارج از دعواهای باطل اصولگرایی و اصلاح طلبی و اعتدالگرایی که از اساس و ریشه باطل است و مقیاس غلطی است و به فرمایش رهبر حکیم مان اگر مقیاسی باشد آن هم بین انقلابی و غیر انقلابی است- پیش می آید و آنها به روحیه ای می‌رسند که عقل و ادب انقلابی در مطالب شان گم شده و به جایی می‌رسند که هر گونه رفتار و سخن و اندیشه و طریقت فکری که مانند آنها نباشد را طرد که چه عرض کنم حتی تا مرز شدید اللحن ترین مطالب پیش می‌روند و به روحیه خود مرکز بینی می‌رسند، گله شدید و عمیق دارم ولی استاد چه کنیم با آنان که حتی با ظاهر اسلامی و از قرآن و ارزشها و دین گفتن گاهی بنا دارند ما را از عالم اسلامی بیرون ببرند و برون رفت از عالم انقلاب را رقم بزنند و علقه ای هم به حضور در ماوای این نهضت و ستون خیمه اش ندارند و خود هم نقشی که ایفا می‌کنند در تراز گام دوم و آینده ما نیست. می‌توان امثال طیب حاج رضایی و مجید قربانخانی ها را در ذیل انقلاب دید ولی اینان که نظام فکری شان و سنگ بنای آن، بر محور و تفکر و فرهنگ دیگری است و حتی حجاب به ظهور آمدن ذات انقلاب می‌شوند و خطاهایشان نه یک بار و دو بارست که بسان یک برادر سلوکی بتوان آنان را در این مسیر حفظ کرد، و حتی الگوها و گفتمان های دیگری را اجرا می‌کنند و به دنبال ایجاد یک نظام نئولیبرال در داخل هستند، هر گونه که نگاه می‌شود نمی‌توان در میدان انقلاب دید و آنها هم علاقه ای به این امر ندارند و هنوز که هنوزه یا نمی‌خواهند یا نمی‌توانند متوجه جایگاه و حضور تاریخی ما شوند و چه بسا موجب باز شدن روزنه های حضور تفکر و فرهنگ مدرنیته و غیر انقلابی شود و خود به تضعیف روح و شالوده ما بینجامد. ان شاء الله در پیمودن این مسیر به سعه صدری متعالی برسیم و شاهد میدان گشوده ای باشیم بی نفی مبانی و فراهم کردن مسیری خارج از روح انقلابی و تسهیل مسیر کارگزار بودن برای تجدد غربی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه احساس نزدیکی به جنابعالی دارم. آری! باید بین آن‌هایی که از حقیقت انقلاب و راه گشوده‌ی خداوند به سوی حقیقت غافلند، با آن‌هایی که حجاب حقیقتِ انقلاب‌اند، تفکیک کرد و در عین حال با گفتمان‌هایی که حکایت از تفکر نسبت به جایگاه تاریخیِ انقلاب اسلامی دارد، جایگاه امثال آقایان تاج‌زاده‌ها و زیباکلام‌ها و خانم فائزه‌ هاشمی‌ها را مشخص کرد، وگرنه آن‌ها مخالفت‌های ما را به دعوای جناحی تبدیل می‌کنند و حقیقت قضیه گم می‌شود. راهی که اولیای الهی پیشه کردند آن بود که توانستند بین جریان اموی و سیره‌ی علوی تفکیک کنند بدون آن‌که دعوای نعمتی و زرگری راه بیندازند. نه! نه! هرگز این افراد ذیل انقلاب قرار نمی‌گیرند، ولی توان عبور از این جریان را به سیره‌ی رهبر معظم انقلاب بحمدلله ما در خود داریم و بنده روش حاج قاسم را این‌گونه دیدم که «گر شوم مشغول اشکال و جواب/ تشنگان را کی توانم داد آب».

وای اگر برای نزدیکی به آن‌ها، گفتمان خود را تقلیل دهیم. زیرا این به معنای بازی‌کردن در میدان کسانی است که تماماً حجاب حقیقت انقلاب هستند، ولی مشکل ما همچنان که گفتید روحیه‌ی قشری‌گری است و بازی‌کردن در میدان تخاصم با این جریان، که موجب می‌شود مردم به جهت این روحیه از خیر ما هم بگذرند و متوجه نشوند که جریان مقابل بنا دارد تحت تأثیر مدرنیزاسیون ما را از عالَم اسلامی‌مان خارج کند.

به هر صورت در شرایط تاریخیِ بسیار حساسی قرار گرفته‌ایم. همه‌ی تلاش بنده آن است که با رهنمودهایی که خداوند در سوره‌ی فتح در مقابل ما قرار داده، بین مجاهدین راستین و مخلّفون، تفکیک کنیم. به عنوان دست‌گرمی پیشنهاد می‌کنم متن نوشتاریِ جلسات هشتم و نهم که روی سایت هست را دنبال بفرمایید و از ادامه‌ی آن که إن‌شاءالله به مرور عرضه می‌شود، خسته نشوید تا ملاحظه کنید قرآن چگونه به ما کمک می‌کند تا به نور قرآن در این برهه‌ی تاریخی از چنین خطر بزرگی عبور کنیم. موفق باشید     

28453

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در نماز جمعه این هفته در شعار قبل از خطبه ها در خطاب با موسوی خوئینی گفته شد فتنه گر منافق نامه پرانی نکن. حال سوالم این است آیا این تعبیر افراطی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده آن‌طور که عده‌ای جواب اقای خوئینی‌ها را دادند و در آن جواب به نکات ارزشمندی اشاره کرده‌اند؛ بهتر بود. موفق باشید

28129

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدا قوت: می خواستم بدونم ظلمت مخلوق خداست؟ نور یک حقیقت است و ظلمت هم یک حقیقت جدا؟ ما استادی داریم از شاگردان آقای جوادی آملی، که بحثی رو داریم درباره اینکه ظلمت عدم نور نیست به اون معنای عام، البته این حرف رو با استناد بر آیات و روایاتی که دارند می‌زنند، توضیحش البته مفصله، نمیدونم تونستم مطلب رو برسونم؟ میشه برا بنده توضیح ظلمت رو بگذارید؟ و ایشان اثبات کردند که ظلمت هم مخلوق خداست، اگر خواستید سند روایت آیات و... براتون می‌گذارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال، ظلمت بالتبع است، نه آن‌که خلقت آن مستقیم باشد. آری! خداوند نور و ظلمت را هر دو خلق می‌کند، ولی یکی مستقیم و یکی بالتبع. مثل آن‌که خورشید نور را مستقیم ایجاد می‌کند و سایه غیر مستقیم مخلوق خورشید است. نباید روایات را طوری تفسیر نمود که انسان‌ها گمان کنند ائمه «علیهم‌السلام» اهل اندیشه و فکر نبوده‌اند. موفق باشید

27108
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم. سوالی در مورد حرکت جوهری داشتم اینکه ما ریشه حرکت در اعراض را در تغییر جوهر می دانیم در صورتی که حرکت در اعراض عالم ماده در اثر فعل و انفعالات عالم ماده روی همدیگر هستند و جایی را نمی توان تصور کرد که موجودی از لحاظ مادی باشد و ماده دیگر بر آن اثر نداشته باشد پس ظاهرا باید دلایل دیگر حرکت جوهری را بررسی کرد نظر حضرتعالی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دلایل دیگر اثبات حرکت جوهری، جای خود دارد ولی به هر حال همین‌که اعراض به هر دلیلی پذیرنده‌ی تغییر و انفعال هستند، باید علت آن را به چیزی که اساس آن عرایض است، دانست. موفق باشید

25864

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا کسی که در هنگام ظهور زنده می شود (رجعت) و بدن مادی دارد آیا در بدن او حرکت جوهری هست یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمی‌کند. زیرا در هر حال وقتی آن روح که رجعت کرده است بدنی را از عالَم ماده برای خود شکل دهد، به اعتبارِ مادی‌بودنِ آن بدن، دارای حرکت جوهری است. موفق باشید

25542

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشی. تا اینجا از مطالعات کتاب ها به این نتیجه رسیدم که حرکت با نور امام حسین (ع) تخلیه از موانع است. حرکت با نور امام زمان (عج) تجلیه و سبک زندگی منتظرانه و واقعی است، حرکت با نور حضرت فاطمه زهرا (س) تحلیه و بصیرت به عالم ربانی است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم خوب است. موفق باشید

24491
متن پرسش
عرض سلام وادب و احترام دارم خدمت شما استاد بزرگوار، رحلت فرزندتان را خدمت شما و خانواده محترمتان تسلیت می گویم استاد ما را در غم خود شریک بدانید خداوند روح آن مرحوم را قرین رحمت واسعه خود گرداند و اجر شما را در این مصیبت صد چندان بفرماید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از ابراز محبت جنابعالی و پیام تسلیت ارزشمندتان نسبت به رحلت فرزندمان نهایت تشکر را داریم. آن ابراز محبت برای بنده و خانواده‌ بزرگ‌تر از مصیبتی بود که در راستای تحقق مشیت الهی بر ما حادث شد. امید است که آن مصیبت، بسترِ رحمت واسعه‌ای باشد که از طریق آن متذکر راه‌های نرفته‌ای باشیم که با هرچه بیشتر نزدیک‌شدن به آن‌هایی که گمان می‌کردیم باید از آن‌ها فاصله داشته باشیم؛ آن رحمت گشوده‌تر گردد. موفق باشید  

24375

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد در همایش اربعین تمدنی در تالار قدس حرم مطهر رضوی سه سال پیش در خدمتتون بودم نظرتونو درباره استاد عین صاد سوال کردم از قول آیت الله مصباح فرمودید ایشون فرمودند که آقای صفایی علامه در تربیت بود. سوالم این بود که خودتون شنیدید یا اینکه نقل قول از عزیز دیگه ای فرمودید .ممنونم از اینکه جواب میدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان سال‌های اول انقلاب بود یادم نیست چون در آن سال‌ها به مناسبت‌های مختلف در منزل آیت اللّه مصباح گفتگوهایی با ایشان داشتم. احتمال می‌دهم رفقا سؤال کرده باشند و برای بنده نقل نموده‌اند. موفق باشید

24306

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام الله علیکم: استاد گرانمایه از راهنمایی هایتان بسیار ممنونم. ۱. در شبهای قدر توصیه می شود «دیگران را عفو کنید تا خداوند شما را ببخشد.» هر سال این کار را می کردم ولی یک جورایی ته دلم راحت نبودم. ولی امسال حس خاصی داشتم. وقتی خودم و طلب هایم را با عظمت و بزرگی و کرم خداوند مهربان مقایسه می کردم آنقدر فاصله می دیدم (احساس می کردم) که بدون معطلی و با طیب خاطر می بخشیدم. می دیدم که «من چی هستم، که خواسته هایم چه باشد.» ۲. تقریبا از شبهای قدر به این طرف، تفاوت خودم را با جسمم حس می کنم. و اینکه جسم را باید به خدمت روح بکار گیرم. قبلاً عالم به این مطلب بودم ولی این جدا بودن را احساس نمی کردم. تقاضای رهنمود دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با خوش‌بینی و خدمت به خلق و رعایت دستورات الهی، کار را ادامه دهید. موفق باشید

نمایش چاپی