بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26105
متن پرسش
استاد عزیز سلام: ۱. اینکه نفس کمال اول برای جسم آلی زنده است به چه معنی است؟ جنابعالی در جواب سوالی فرموده بودید که: (نفس را باید در همین جسم زنده جستجو کرد، وگرنه در یک انتزاع ذهنی با مفهوم نفس سروکار داریم و نه با وجود آن، یعنی همین بدن زنده شما نفس است) ۲. این فرموده جنابعالی یگانگی نفس و بدن را می رساند، اما جسم آلی زنده یگانه ارتباطش با عالم غیب و عالم مجردات چگونه است؟ آیا می توان گفت جسم آلی زنده یگانه، مادی صرف نیست و جسم آلی زنده یگانه روحانی است نه اینکه نفس در این موطن مادی یک چیز باشد و جسم آلی ذی حیات چیز دیگری باشد، بلکه همین جسم آلی ذی حیات روحانی نفس در موطن مادی است و این جسم در این دنیا تا وقتی زنده است همان نفس است و به محض مرگ و از دست رفتن حیات در این موطن، نفس در موطن دیگر که برزخ است با قوانین و حالات آن موطن ظهور می کند با روحانیت و تجرد بسیار بیشتر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در قسمت‌های ابتداییِ کتاب «معرفتِ نفس و حشر» نکاتی در این مورد در حدّی که إن‌شاءاللّه مطلب روشن شود، با شما در میان می‌گذارد. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

24785
متن پرسش
سلام: چرا فلسفه اسلامی در اثبات عالم خارج ناتوان است و استدلال هایی که می آورند هیچ کدام واقعا قانع کننده نیست، آیا این ناتوانی به دلیل وضوح و بدیهی بودن عالم خارج است و با استدلال از ساحت بدیهی خارج شده و به ساحت نظری و ذهنی وارد می شوند و لذا استدلال در موضوع عالم خارج نوعی حجاب است، ولذا است که شکاک تا از ساحت نظری و ذهن بیرون نیاید و به ساحت بدیهی رجوع نکند مشکلش حل نمی شود چون عالم خارج از امور بدیهی است و باید در ساحت خود که ساحت بدیهی است درک شود ولاغیر، و برای همین است که فلسفه غرب دچار شک و سفسطه است، چون بین ساحت بدیهی و نظری دچار خلط شده‌اند و ساحت بدیهی را در ساحت نظری بررسی می کند برای همین است که بجای بررسی چگونگی ارتباط ذهن و عین دنبال این است که آیا اصلا عین یا عالم خارج داریم یا نه، حال باز سوال بنده این است که آیا اثبات عالم خارج توسط برخی فلاسفه اسلامی و استدلال آوردن کار درستی است؟ اگر نه چاره چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید اساساً درکِ وجودِ امور خارجی، بدیهی است. آری! اگر شبهه‌ای پیش آمد در ردّ آن شبهه می‌توان سخنانی را مطرح کرد. همان‌طور که در جواب سؤال شمار‌ه‌ی ۲۴۷۸۴ عرض شد.  موفق باشید

24065

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: طاعاتتان مقبول درگاه حق. استاد جان، فرمودید خداوند آیات مربوط به ولایت رو در بین آیاتی با موضوعات دیگر قرارداده. در آیه اکمال دین که بین بحث ذبح و ...است خداوند فرموده «الیوم اکملت لکم دینکم» ‌بحث اتمام نعمت می شود که در واقع اینگونه مستفاد می شود که نعمت ولایت مساوی با تمام کردن نعمت است. حال استاد جان در آخر آیه ۶ که به موضوع وضو و... می پردازد آمده است «لَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» در واقع دوباره از تمام کردن نعمت صحبت شده که ظاهرا به خاطر آموزش امر تطهیر بدنی است، استاد سوال من این است که چگونه است وقتی خدای متعال بحث تمام کردن نعمت رو برای نزول امر ولایت لحاظ کرده حال همان تمام کردن نعمت رو برای آموزش وضو و غسل هم آورده. این دو موضوع در سطح همند؟! خب اینگونه شاید آنچه اهل سنت معتقدند که «الیوم اکملت لکم» هم برای آموزش احکام ذبح و گوشت و...است. ممنون میشم راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ

 

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد خوب است که در رابطه‌ با آیات ۳ و ۶۷ سوره‌ی مائده، به تفسیر المیزان رجوع شود. موفق باشید

23921

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: وقت بخیر بنده دبیر جامعه شناسیم و به مباحث تاریخی و دینی و فسلفی و... و همچنین رشته خودم علاقمندم و کلا دوست دارم زندگیم رو صرف اینا بکنم و از طرف دیگه خانواده و بقیه بهم فشار میارن که تو این اوضاع اقتصادی چرا کار دوم نمی کنی و تو کار تجارت نمیری همراه پدرت که جندین ساله تو کار تجارته. لطفا راهنماییم کنید بچسبم به تجارت و پول یا به آرزوها و علایق خودم همراه با بخور و نمیر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر گرفتار اجاره‌نشینی نیستید، حقوق معلمی برای یک زندگیِ ساده و تلاش برای عمق‌بخشیدن به معارف، کافی باشد. نباید خود را گرفتار نیازهای اضافی کرد. موفق باشید

23299
متن پرسش
سلام علیکم: با عرض ادب و احترام: در پاسخ به سوال 23277 تحت عنوان: عدم موفقیت دستگاه‌های موازی با دولت در نظام آموزشی فرمودید که دستگاههای جدا از آموزش و پرورش نتیجه نمی دهند و سیستم مدرسه در مسجد را به آموزش و پرورش نزدیک تر دانسته اید. از آنجا که این حقیر نیز مدت چند سال است با همین مشکل دست و پنجه نرم می کنم جسارتا به عرض می رسانم که به نظر اینجانب روش مدارسی مثل میزان به سیستم آموزش و پرورش نزدیک تر است. یکی از افرادی که جزو هیات امنای یکی از همین مدارس مسجد بود می گفت که اکثر این مدارس مجوز رسمی از آموزش و پرورش ندارند و در پایان سال دانش آموزان به صورت خودخوان در امتحانات آموزش پروش شرکت می کنند. ضمنا مدیران یکی از همین مدارس نیز در چند وقت اخیر با شکایت آموزش و پرورش مواجه شده است. مدارسی نظیر میزان نیز با توجه به شناختی که از آنها دارم و فرزند خودم در همین مدارس میزان مشغول به تحصیل است به صورت رسمی مشغول به کار هستند اما با مشکل بی تجربه بودن معلمان مواجه هستند. اکثر مدیران و معلمان جوانهایی هستند که شاید یک الی دو سال تجربه کار دارند و حتی تجربه شخصی بچه داری را هم ندارند. این موضوع باعث می شوند که نتوانند با بچه ها درست ارتباط برقرار کنند. البته پیشرفت خوبی دارند و اشکالات را برطرف می کنند ولی فعلا تجربه ندارند البته به علت رویکرد جدیدی هم که دارند از معلمان با سابقه نیز نمی توانند استفاده کنند چون معمولا معلمها روش سنتی را قبول دارند و با این روشهای جدید کنار نمی آیند. حال به نظر شما بین مدرسه ای که از روشهای مرسوم استفاده می کند (نظیر ایجاد رقابت بین دانش آموزان و آموزش مبتنی بر محفوظات) و از معلمان با تجربه برخوردار است طوری که دانش آموز را به تحرک وامیدارد و مدرسه ای که اهداف خوبی دارد ولی از تجربه کافی برخوردار نیست کدام را انتخاب کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر خارج از نظام آموزش و پرورش عمل نشود، با همین جوانانِ آزموده ولی دارای شور و عطش خدمت‌گذاری، بیشتر کارها جلو می‌رود. موفق باشید 

23144

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام خدمت استاد گرامی: بنده در مورد یکی از روشهای درمان آیت الله تبریزیان جهت درمان ام اس، دیوانگی، بخت بستگی، جن زدگی، تحت عنوان بخور حضرت مریم سوال داشتم. از خود ایشان و همسر ایشان سوال کردم جواب قانع کننده ای نشنیدم و از اساتید دیگر هم به همین نحو پیگیر شدم. استناد ایشان به روایتی از امام کاظم (ع) بود و اینکه اروپاییها در بیمارستانهای روانی خود از آن بهره جسته اند. بنده از نزدیک شاهد این مراسم که به گفته خودشان نوعی جن گیری است و در مراسم هم نوعی اوراد و جداول با اعداد و خطوط نامفهوم علوم غریبه داده می شود. و مواد بخور هم کندر و اسفند و قطران شامی و موی سیخار و آب دهان روی آتش ذغال و.... ما منکر وجود سحر و تاثیر جن در انسان نیستیم. اما آیا این جن می تواند اختیار مثلا دست و پای ما یا عقل ما را بگیرد و بعد درمانش هم به این روش باشد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست سری به کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» بزنید. ببینید جواب خود را در آن‌جا می‌توانید پیدا کنید؟ ظاهراً ما از طریق آیات قرآن و تعالیِ فهم افراد بتوانیم بیشتر به چنین افرادی کمک کنیم. موفق باشید

22972
متن پرسش
سلام: میشه لطفا در مورد سوال پایین بیشتر توضیح بدین یعنی چی دقیقا من با زیارت معصوم هیچ حس و حالی ندارم چی رو بفهمم آخه. قسمت دوم سوال رو هم خیلی کم متوجه شدم راستی کاش میتونستید دعا کنید خلاص بشیم. سلام: استاد عزیز خواستم نظرتون رو درباره کسی که مبتلا به دیدن فیلم های مبتذل شده بدونم، راه بازگشتی براش هست؟ باسمه تعالی: سلام علیکم: با زیارت امام معصوم، قلب خود را متوجه کنید که چه اندازه با این نوع انحرافات از یافتنِ حقیقت حق که جامع همه‌ی کمالات است، عقب می‌افتید. فراموش نکنید که همچنان كه نفس در مرتبه عقل هيولائى آماده قبول صور علميه است و در روايت هست‏ «انّ القلوب تحى بالعلم كما تحى الارض بوابل السّماء»[1] و نفس پس از تجرد كامل و نيل به درجه كمال عقلانى به حكم قاعده‏‌ی «بسيط الحقيقة كلّ الاشياء و ليس بشى‏ء منها»[2] با صورت علميه كليه اشياء متحد گردد بلكه عين جميع اشياء خواهد شد و همين نفس كه نسبت به امورى در حال حاضر بالقوه بوده و به مرحله تجرد كامل عقلانى نرسيده نسبت به آنچه كه ادراك نموده و صورت علميه آنها در ذات آن حاصل گرديده متحد است. موفق باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس» زیارت امام معصوم یک نوع به‌خودآمدن را به زائرشان عطا می‌کنند 2- فکر می‌کنم برای سؤال دوم خوب است شرح تفسیر سوره‌ی حمد حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را دنبال کنید. موفق باشید

22773

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض تشکر خدمت شما: مضمون یکی از سخنرانی های شما اشاره به این نکته داشت که هر کس می میرد قیامت خود را می بیند یعنی حوادثی که در قرآن وعده داده شده که در قیامت رخ خواهد داد را به محض ترک دنیا برای خود به عینه واقع می شود حال سوال من اینست که آیا برداشت من از این موضوع صحیح است و اطلاعات کاملتر رو از کدام یک از سخنرانی های شما جهت ارائه و استناد به دیگران باید بگیرم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت داریم: «من مات قامت قیامته» هرکس بمیرد، قیامتش برپا می‌شود، که البته بحث آن مفصل است. خوب است در این مورد به کتاب «معاد» که بر روی سایت هست مراجعه فرمایید. موفق باشید

22621
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: بنده دانشجو هستم و همانطور که احتمالا در جریان هستید جو بسیار ناامید کننده ای ایجاد می کنند از لحاظ وضعیت فعلی مملکت و روشن نبودن آینده چطور می توان از این افکار در امان بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است به این موضوع فکر کنید که انقلاب اسلامی یک عطیه‌ی الهی در این تاریخ است و بدین لحاظ پایدار می‌ماند. عرایضی در این رابطه در جلسه‌ی شنبه تحت عنوان «تقوا، شرط تحقق ادامه‌ی تمدن دینی» شده است. خوب است صوت آن را از روی سایت دنبال کنید. موفق باشید

21793

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید و تبریک سال نو: از تشکلی دانشجویی انقلابی مزاحم میشم٬ ما در نظر داریم حلقه ی رمان خوانی برای تقویت نویسندگی افراد داشته باشیم لطفا سیری پیوسته از رمانهای خوب و پرمحتوا به ما معرفی نمایید. همچنین در نظر داریم دوره ای چهارساله برای تبیین اندیشه اسلامی داشته باشیم لطفا سیری جامع و کامل برای این منظور معرفی نمایید. با تشکر و آرزوی توفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مورد رمان، در عین آن‌که معتقدم نیاز است با خواندن رمان‌های مهم روحِ تاریخیِ فرهنگ مدرنیته را از طریق دانشمندان غربی بشناسیم؛ متخصص این امر نیستم. نقداً می‌توانید با رمان‌هایی مثل «بینوایان» و «برادران کارامازوف» شروع کنید تا با صاحب‌نظری موضوع را در میان بگذارید 2- سیر مطالعاتی روی سایت را بد نمی‌دانم. موفق باشید

20476

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود بی پایان: بنده پرسشی را با کد ۲۰۴۶۰ ارسال کردم٬ اما پاسخی دریافت نکردم متاسفانه. بی صبرانه منتظر پاسخ جنابعالی هستم. سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً جواب‌ها به ایمیل جنابعالی نمی‌رسد. موفق باشید

29749
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده بزرگوار: استاد پیرو پرسش 29670 و 29685 و پاسخ شما مزاحم شدم. حقیقتش استاد بنده چند سالیست توفیق شاگردی در محضر استادم دکتر رضا منتظر را داشته ام و میتونم قسم بخورم که ایشون یکی از متعهدترین پزشکایی هستند که تا حالا خودم دیدم و در دوران کرونا هم با وجود تهدیدات و توهینها، تمام وقت مشغول به افشاگری از مسائل پشت پرده کرونا و طب استعماری (به قول حضرت امام) بخصوص واکسنهای خارجی خطرناک هستند. ایشون پزشک عمومی هستند و حدود بیست و پج سال است مشغول طبابت در حوزه طب ایرانی اسلامی هستند و البته محقق و پژوهشکر در تاریخ طب و... حاصل تحقیقات ایشون دو کتاب بسیار ارزشمند طب اسلامی در آیینه وحی و طب ایرانی اسلامی در آیینه تاریخ هست. بنده پرسش و پاسخ 29685 را خدمتشون فرستادم تا نظرشون را جویا بشم. که ایشون فرمودند بعضا نگاههای افراطی از جانب استاد تبریزیان و شاگردانشون هست که ایشون هم قبول ندارند. اما جسارتا پاسخ شما را هم درین خصوص نتونستن بپذیرند. بنده ازشون خواستم دلیل نقدشون را با شرح بیشتری بیان کنند ولی ایشان به علت مشغله زیاد درین ابام کرونا (بخصوص که حقیقتا در خط مقدم افشاگری قرار دارند)، گفتند نیاز به فرصت کافی دارم که از تمام ابعاد موضوع بیان بشه منتها مطالعه ی کامل کتابهاشون را پیشنهاد دادند چرا که مستدل و منطقی و بدور از تعصب درین خصوص تحقیق کردند و نظراتشون را بیان کردند. حتی گفتند که میتونند فایل کتاب را هم برای علاقمندان بفرستند. در ضمن ایشان خودشان از مخاطبان و طرفداران کتابهای شما هستند و ماههای رمضان کتاب روزه دریچه ای به عالم معنا را به بیمارانشون توصیه می‌کنند. استاد اگر خودتان صلاح میدونید پرسش را در سایت قرار بدید بنده قصدم از معرفی ایشون فقط این بود که مردم بدونند ایشون واقعا برای احیای طب ایرانی اسلامی دارند جهاد علمی و مبارزه می کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در جریان نگاه اصلی ایشان نسبت به امورات طب سنتی قرار بگیرم، خوب است. بخصوص اگر در موضوع حوزه‌ی آزمون و خطای طب جدید نظری داشته باشند، بدانم نظرشان چیست. البته بنده رویکرد طب جدید را که بدن انسان را موجودی ماده می‌دانند و گمان می‌کنند هرطور بخواهند می‌توانند برای آن تصمیم بگیرند را؛ نمی‌توانم بپذیرم زیرا ما در فلسفه‌ی اسلامی غذا و دارو را معّدات می‌دانیم تا نفس، در نسبتِ با حقیقت خودش، خود را به تعادل بیاورد. به همین جهت عمده‌ی درمانِ اسلامی را «پرهیز» گذاشته‌اند تا نفس، امکانِ به خودآمدن داشته باشد. موفق باشید      

28815

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: حضرت استاد در فقه داریم که اگر یقین نداری که مال کسی حرام است اشکال ندارد از آن مال استفاده کنید، بنده از یه سخنرانی شنیدم که یه آقایی مال یه آدم مومنی را خورده بود و برای نماز شب نتوانست بلند شود چون فهمیده بود این آقای مومن یه جایی در کسب و کارش مراعات حلال و حرام را نکرده بود، حال وظیفه سالک چیست؟ باید هیچ غذای دیگری را نخورد، و اگر اینطور باشد خیلی سخت می شود و اگر بخواهد از غذای دیگران استفاده کند به قول فرمایش آن سخنران نماز شب نمی تواند بلند شود و یه نحوی مانع برایش پیش می آید، لطفا راهنمایی بفرمایید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید غذای افراد به ظاهر مؤمن را حمل بر حلّیّت و پاکی بکنیم وگرنه بدون دلیل آن‌ها را تفسیق نموده‌ایم و این حرامِ بیّنی است. موفق باشید

28773

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا در تاریخ صدر اسلام، اثری از توسل به غیر خدا، چنان که مورد تأیید معصومین باشد می بینیم؟ مثلاً این که مسلمین به شخصی -مثل حمزه یا انبیای سابق یا حتی به خود پیامبر و یا ائمه - توسل پیدا کرده باشند و این کار توسط معصوم تأیید شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در تاریخ داریم که حضرت زهرای مرضیه «سلام‌اللّه‌علیها» بعد از شهادت حضرت حمزه «علیه‌السلام» مکرر بر مزار ایشان حاضر می‌شدند و این نشان از آن دارد که بالاخره آن شهید بزرگوار را واسطه‌ی حوائج خود قرار می‌دادند. موفق باشید

28319
متن پرسش
سلام علیکم: با مطالعه کتاب اخیرتان که در باب گوش سپردن به ندای بی صدای انقلاب اسلامی بود، به شخصه برای خودم یک جمع بندی پیش آمد که نمی‌دانم تا چه حد درست است ولی امیدوارم صحیح و متقن باشد و توانسته باشم تا حدودی در این مطالب، تعمق کنم. روح انقلاب اسلامی و جوهره آن چیزی جز سخن جان و نفس ما و برخاسته از یک حقیقت اشراقی مثل قرآن و تعالیم انبیاء و اولیاء الله نیست و دقیقا مصداق تفکر و تذکر تاریخی تدبر در ایام الله هست که با انقلاب اسلامی به صحنه آمده و چه بسا این مشکلات و شدت های اخیر، فرصتی برای گوش سپردن به ندای انقلاب و کنار زدن حجابها و زنگارها و پیاده سازی طرح های انقلابی و در راستای تمدن نوین اسلامی است. حق و وجود و ایام الله در ایستگاه ها و اعصار مختلف به ظرفیت و مختصات آن عصر و ایستگاه، ظهور و بروزی دارند ولی در حرکت توحیدی عظیم تاریخ، به ایستگاه انقلاب رسیدیم که نقطه عطفی برای طلوع حق و تدبر در ایام الله است و اتفاقا می‌تواند راه تفاهم و ادغام فهم ها و پاسداشت جهان متعالی قدسی ما که ملازم با حضور اجتماعی و تمدن ساز و محبت و حسن معاشرت است باشد و راه تفاهم حقیقی و گذار از پوچی ها و نیهلیسم مدرن که ماحصل فرهنگ مدرنیته و ریشه های آن و به حجاب رفتگی حق است و چه زیبا آوینی ها این مطلب را فهمیدند. انقلابی که حقیقت متعالی قدسیت و عهد قدسی را در افقی متعالی و فتح تاریخی عظیم در زمانه ای که جهت گیری بسمت نظم نوین جهانی و طرح کلان توسعه و بسط دموکراسی بود و حتی موج انقلاب های با روح لائیک و حرکات مصطح به انقلاب جنسی داشت رقم می‌خورد، کرد و توانست آیینه ای از حق و تجلی همان غدیری باشد که حقیقت متعالی اش در ادوار مختلف ویژه در آخرالزمان که باطن ابعاد و مختصات هستی و عالم رخ می نمایاند، خودش را می نمایاند. اکنون ماییم و خودمان که باید پیام انقلاب را ویژه در آیینه شهدا و امام و حضرت آقا ببینیم و بکوشیم تا در امر خودسازی، جامعه پردازی با بینش و بصیرت عمیق و متعالی تمدنی پیش برویم و نظریات و طرح ها و بسترسازی های در تراز انقلاب و با مد نظر گیری تمدن نوین اسلامی و استحاله و تصرف عناصر مناسب از فرهنگ مدرنیته درون نظم و قواعد اسلامی_انقلابی را پیش ببریم که همانا فجر صادق و بین الطلوعین تاریخ فرارسیده است که در عین اینکه همچنان از شب گذار نکردیم و باز هم نورانیت صحنه را فرانگرفته، ولی افقی و جلوه ای از نورانیت و روشنایی و حقیقتا امیدبخش و رشد دهنده در صحنه است لیکن این بین الطلوعین، مقدمه صبحی است که ندای بی صدا به بانگی رسا و بعثتی عظیم خواهد رسید ان شاء الله. امیدوارم در حد و ظرفیت مطالعاتی و تدبر خودم نکاتی و توشه ای از این اثر وزین و فاخرتان برچیده باشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را» حقیقتاً حرفی را به زبان آوردید که حکایت از گوش‌سپردن به ندایی است ماورای سخن‌های روزمرّه‌ی عادی. حرفی جز همان سخن شما را ندارم که در عین باقی‌ماندن آثاری از شب دوران جاهلیت مدرن، حقیقتاً فجری صادق و بین‌الطلوعینی مطمئن در پیش است. پیشنهاد بنده آن است که مجموعه‌ی این نوع نکاتی که برای سایت می‌فرستید به صورتی منظم، تنظیم و نگه‌داری بفرمایید. موفق باشید

27661
متن پرسش
سلام و درود: به مناسبت پاسداشت روز معلم تنها تلاشی که می‌توانستم بکنم همین خلاصه‌مطلبی بود که در قالب کلمه‌هایی در صفحه‌ی مجازی خودم همراه با عکس شما و نامه دکتر داوری انتشار دادم _ امید که مطلوب حضرت حق سبحانه و تعالی افتد _ « آفتاب کم کم در حال طلوع کردن بود و همچنان داشت با حرارتی که از یک جوان بیست ساله‌ی ورزیده انتظار می‌رود در سرازیری تپه‌های نزدیک مسجدشان بدون اینکه ذره‌ای خستگی را در چهره‌اش حس کنی بعد از یکساعت نرمش و ورزش؛ برایمان از انقلاب اسلامی و ساحت تفکر می‌گفت و لب کلامشان این بود که تا وارد عالم انقلاب اسلامی نشویم هشتمان گرو نه‌مان است و من که هن‌هن کنان خودم را دنبالش می‌کشیدم سر بحث را بردم سمت دکتر داوری و ذکری هم از نامه‌ی ایشان آوردم و نظرشان را غیرمستقیم جویا شدم؛ که بهم فهماند که آن نامه تنها جای جذابش این است که دکتر داوری خوب فهمیده که جایگاه من جایگاه یک معلم و درس دینی است و خدا رو شکر که جز معلمی در زندگی کاری نداشته‌ام که معلمی شغل انبیاست ... و من که این روزهای سرد و تاریک فلک‌زدگی کرونا با طلوع صبح از پشت پنجره‌های اتاق خوابگاه بالینی یاد حس و حال طلوع آن صبح کذایی افتادم عجیب دلم تنگ شده برای دیدن کسی که شاید این روزها دیگر با حرص و ولع پنج سال پیش کتاب‌هایش را نخوانم و پیگیر جلساتش نباشم اما هرچه دارم مدیون معلمی ایشان است که اگر سر سفره‌ی تفسیر المیزان یا کتاب‌های امام راحل (ره) نشسته‌ایم و از دریای بی‌کرانشان سیر نمی‌شویم؛ چیزی جز کمک‌هایشان نبوده که همچون طفلی دست گرفت و تاتی تاتی راه برد و جویده جویده لقمه‌های معرفت النفس و براهین صدرایی را در دهانمان نهاد تا سلوک ذیل شخصیت حضرت روح الله را عالممان کند و امروز اگر وصیت‌نامه‌ی سردار شهید را به مثابه‌ی میثاق‌نامه‌ی یک مکتب می‌خوانیم و یقین داریم که فراتر از احساسات شعاری این کلمات ریشه در حقیقت عالم دارد همه را از استاد داریم. با اختلاف بسیار زیاد از هر کسی که در زندگی به من چیزی آموخته؛ اما تبریک این روز را تقدیم می‌کنم به بزرگ‌معلم این روزهای انقلاب اسلامی. درود و رحمت خدا بر استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده قابل این حرف‌ها نیستم. ولی اگر توانسته باشم عزیزان را به آن‌جایی برسانم که متوجه‌ی چنین جمله‌ای بشوند، خدا را بسیار شکر خواهم گفت. آن‌جایی که فرموده‌اید: «وصیت‌نامه‌ی سردار شهید را به مثابه‌ی میثاق‌نامه‌ی یک مکتب می‌خوانیم و یقین داریم که فراتر از احساسات شعاری این کلمات ریشه در حقیقت عالم دارد»؛ حقیقتاً همین‌طور است. خدا می‌داند تنها و تنها حقیقت این دوران، همان نکته‌ای است که آن شهید به آن رسیده است و اگر تمام شهدای کربلا در قیامت غبطه‌ی مقام حضرت ابالفضل «علیه‌السلام» را می‌خورند، فکر می‌کنم در این تاریخ همه‌ی عرفا و شهداء غبطه‌ی بصیرت آن شهید بزرگوار را خواهند خورد، از آن جهت که مطلوبِ برتر آن‌ها آن نگاه می‌باشد و نه آن‌که نسبت به آن بیگانه باشند. موفق باشید 

27443

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در پرسش و پاسخ ۲۷۴۱۳ فرمودید از آنجا که در نظام اسلامی بحث حق و باطل میان است، نظام اسلامی نمی تواند جریانات و افکار و عقایدی که باطل می داند را اجازه میدان داری و تبلیغ با امکانات رسمی به آنها بدهد هر چند بحث تفتیش عقاید و اکراه هم وسط نیست. در این باب دو سوال از خدمتتون داشتم: ۱. آیا همان مکاتب و اندیشه هایی که نظریات باطل یا انحراف دار یا برخاسته از وهم و اسارت فکری را دنبال می کنند، را می توان در محافل کارشناسی دعوت کرد تا با آنها صحبت شود یا از طریق رسانه رسمی با آنها مناظره کرد تا عیوب تفکراتشان معلوم شود و سلامت روانی جامعه هم محفوظ بماند و آزادی بیان در راستای معقول و برخاسته از منطق اسلامی برقرار شود یا این نوعی کانالیزه کردن است و بدین معنی است که نظام اسلامی می خواهد تنها حرف خودش وسط باشد؟ ۲. چرا اهل کتاب با وجود اینکه در عقایدشان انحراف هست و حتی مثلا مسیحی ها به امر باطلی بنام تثلیث اعتقاد دارند و در کتب مقدس شان انحراف هست، در انجام مناسک و ابراز عقاید و حتی دعوت از افراد در کلیساها آزادند با توجه به اینکه فرمودید در نظام اسلامی حق و باطل وسط است و اسلام اجازه تبلیغ و تثبیت عقاید انحراف دار و باطل هم چنین تکثرگرایی و پلورالیسم را به ما نمی دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده این کار خوبی است به همین جهت حتی آقای شهید مطهری پیشنهاد می‌کردند که یک کرسی جهت تدریس مارکسیسم در دانشگاه به آقای امیرحسین آریان‌پور داده شود تا مردم و دانشجویان دقیقاً متوجه‌ی مارکسیسم بشوند و معلوم شود ما در آن رابطه چه حرف‌هایی داریم. ۲ اسلام این حق را برای اهل کتاب قائل است که بر دین خود باشند. ولی این‌که بخواهند در بستر نظام اسلامی و از امکانات آن نظام، دین خود را تبلیغ کنند معلوم است که چنین حقی را خود مردم مسلمان به حاکمان نمی‌دهند. موفق باشید

27309

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام و تشکر فراوان: ۱. در یکی از سئوالات اشاره به دوره خودسازی از جانب شما شده بود منظور چیست؟ ۲. مباحثی از شما که موجب افزایش محبت به خداوند متعال می شود را معرفی بفرمائید. خیلی ممنون از لطف شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بنده چیزی از جانب خود ندارم، بیشتر به تفسیر المیزان و روایات «اصول کافی» و «تحف‌العقول» ارجاع می‌دهم. ۲. کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» آن‌شاءاللّه کمک می‌کند. موفق باشید

26957

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقت شما بخیر، تصمیم داشتم برم حوزه و بتونم اسلام رو خوب بفهمم. اما احساس کردم به اون نتیجه نمی رسم. کتب شما را بیشترش و دنبال و به حمد الله درک کرده ام. در واقع گمشده ای تو علم دارم که فقط مباحث عقلی و عرفانی و فلسفی ذوق به من میده و مباحثه در این موارد روح من رو خیلی زنده می کنه. امام علی علیه السلام حدیثی دارن که شغل تو باید تفریحت باشد. استاد اساسا و عمیق از سخنرانی بسیار لذت می برم و فن بیان خوبی دارم، میخوام وقتم رو بزارم رو فلسفه و عرفان و اصلا شغلم در این زمینه باشه چون با روحم خیلی همخوانی داره به من بگین من از کجا شروع کنم؟ چی بخونم؟ تو جامعه چجوری نفوذ کنم؟ و اصلا نظرتون در مورد این استعداد من چیه؟ بخوام در رابطه با انقلاب اسلامی جایگاه خودم رو پیدا کنم در جامعه و تلاش کنم بهترین پیشنهاد شما در رابطه با استعداد خدادادی من و نحوه ی استفاده از اون در متن انقلاب اسلامی به چه صورت باشه با توجه به اینکه من علاقه ی شدیدی به بحث و گفتگو در فلسفه و معرفت النفس و عرفان و آیات و روایات دارم. اهدافم اینهاست: رواج فلسفه ملاصدرا و مباحث مولانا و معرفت النفس و فلسفه اسلامی در بین روانشناسانی که دچار توهم درمانگری هستن. ۱. جالبه که من خودم با کتاب هدف حیات زمینی آدم خصوصا تمرین بر قسمت نحوه ی ورود شیطان به روان انسان بیشتر توهماتم از بین رفت. اصلا حس می کنم مسیر شما رو باید دنبال کنم دچار کثرت اطلاعات و اهداف شده ام. ۲. استاد حسن زاده املی فرمودن که بعضیا فکر میکنن اخلاص داشتن و در قیامتشون درون سوزیشون شروع میشه: چطوری این قضیه رو بفهمیم؟ ان الله که باقی به بقای ذات الهی بشوید. استاد من دلم جواب طولانی میخواد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر می‌کنم در این تاریخ با توجه به مناسباتی که امروزه در نظام اجتماعیِ بشر پیش آمده، باید یا حوزه و یا دانشگاه را انتخاب کنید و با جدّیت تمام آن راه را ادامه دهید تا نتیجه بگیرید. ۲. نظر به وجه عبودیت‌مان، ما را از آن خطرات در امان می‌دارد. موفق باشید

26942

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: نظر امام خامنه ای در مورد کار و حضور اجتماعی ما زنان چیست؟ اگر اساسا نیاز مالی نداشته باشیم و بخواهیم در مسیر سلوک باشیم با چه انگیزه ای کار کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به سه جزوه‌ی اخیری که در رابطه با «زن» عرایضی شده است، و بر روی سایت هست، سری بزنید. موفق باشید

26732
متن پرسش
سلام استاد عزیز: بنده ابتدای ماه رجب سوال پرسیدم ولی جواب داده نشد. بنده قبل از ماه رجب ذکر صلوات را ذکر غالب خود قرار داده بودم. به نظرتون ماه رجب ذکر غالبم را استغفار یا لا اله الا الله قرار بدهم؟ کدام ذکر بهتر در زنده نگه داشتن قلب موثر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی این اذکار مفید و کارساز است؛ بستگی به احوال و ذوق خودتان دارد که قلب‌تان در کدام ذکر بیشتر حاضر می‌شود. موفق باشید

25511

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: ۱. استاد عزیز این حرف درست است که در شب اول قبر که انسان مورد سوال قرار می گیرد انسان با لفظ و صوت پاسخ نمی دهد بلکه ملائکه به قلب انسان نگاه می کنند؟ ۲. استاد عزیز شب اول قبر بعد از موت است یا بعد از دفن؟ متشکرم و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین‌طور است. ۲. بعد از دفن، مگر آن‌که امیدی به دفن در میان نباشد. موفق باشید

24713
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: با توجه به اینکه در چند جای کتاب هایتان به کتاب سیاحت غرب ارجاع داده اید، آیا این کتاب سندیت دارد؟ و آیا مکاشفات خود آقا ی قوچانی می باشد؟ تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مکاشفات محکم و قابل اعتمادی است. عرایضی در جزوه‌ی «انکشافات صور برزخی در کتاب سياحت غرب» در این مورد شده است. جزوه بر روی سایت هست. موفق باشید

24487
متن پرسش
سلام: فرق بین خیال و توهم چیست؟ میشه گفت اگر خیال انسان به واسطه اینکه در ذیل انوار الهی قرار نگیره و به عالم خیال فعال وصل نشه و یا به تعبیر دیگه خیال فعال نشه، اون چیزی که از خیال درون انسان باقی میمونه توهم و وهمه؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم همین‌طور است. موفق باشید

23667
متن پرسش
سلام و احترام محضر استاد فاضل و عالم: ۱. آیا این مطلب صحیح است که خدا برای ترحم برخی از انسانها آنان را دچار فشار و سختی شدید می کند تا سودی مانند نابودی آثار گناهان نصیبش شود؟ ۲. صحیح است که این فشار گاهی به خاطر رهایی از فشار قبر و عذابهای جهنم است‏‎ زیرا این فرد فشارهای دنیایی را تحمل کرده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو نکته که فرمودید، درست است. خداوند در قرآن می‌فرماید: لقمان به فرزندش فرمود: «يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا أَصَابَكَ ۖ إِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ» ای فرزند عزیزم، نماز را به پا دار و امر به معروف و نهی از منکر کن و هر آزار بینی صبر پیش گیر، که این نشانه‌ای از عزم ثابت (مردم بلند همّت) در امور عالم است. یعنی در بستر حیات دینی با مشکلاتی روبه‌رو خواهی شد و در مقابل آن‌چه به تو می‌رسد، پایداری و مقاومت کن.  و در مورد نکته‌ی دوم خداوند می‌فرماید: «وَ لَنُذِیقَنَّهُم مِّنَ الْعَذَابِ الاَدْنی دُونَ الْعَذَابِ الاَکْبرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ» (21/سجده) ما آنها را از عذاب نزدیک (این دنیا) قبل از عذاب بزرگ (آخرت) می چشانیم شاید باز گردند.

نمایش چاپی