بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28789

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد شریف: عزاداری هاتون قبول باشه. استاد یک سوال درد و دل گونه دارم ان شا الله بتونم منظورم رو برسونم. استاد بر اساس ابلاغیه آخر ستاد مبارزه با کرونا که متاستفانه دو روز قبل از محرم اعلام شد فضاهای مسقف باید تعطیل می‌شد جدای از اینکه هزار نقد به ستاد کرونا داریم اما متاستفانه یک سری از دوستان مذهبی با در نظر نگرفتن ابلاغیه آخر در فضاهای مسقف جلسه می‌گیرند و متاستفانه بعضی اهل منبر و معروفین هم با این حرفا که مثلا اینها کارشناس نیستند و هر روز حرفشون عوض شده کار خود را می‌کنند استاد این می‌تواند امتحان بزرگ بچه مذهبی ها باشد؟چون آقا فرمودند: من دقیقا به حرف های ستاد عمل می‌کنم و اگر رعایت نشود فاجعه رخ می‌دهد. استاد اگر برداشتم درست است بفرمایید و اگر برداشتم اشتباه است بفرمایید که ما هم مثل بعضی عزیزان به اجتهاد خود عمل کنیم و حرف ستاد را گوش ندهیم. امیدوارم منظورم را رسانده باشم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون افراد مقصد و هدف ستاد کرونا را بر اساس سخنان خودشان متوجه می‌شوند، این شبیه بحثی است که در فقه داریم تحت عنوان «مسنتبط العلة» که می‌دانیم منظور و مقصود آن حکم چه چیزی هست و مطابق آن تصمیم می‌گیریم. در مورد ستاد کرونا، قصدشان برگزاری مراسم در جایی است که رعایت دستورات بهداشتی بشود و ازدحامی صورت نگیرد و به همین جهت حسینیه‌ها و مساجدی که سقف بلند داشتند را مانعی برای برگزاری مراسم نمی‌دیدند تا این‌که به این فکر افتادند اگر در همان محل‌ها نیز ازدحام زیادی به‌وجود آید، عملاً بلندی سقف کافی نیست و لذا فضای آزاد را پیشنهاد کردند. این‌جاست که بعضی از افراد متوجه شدند اگر آن ازدحام نباشد و فاصله‌ها رعایت شود و سقف به اندازه‌ی کافی بلند باشد، عملاً مقصود ستاد کرونا برآورده شده است. موفق باشید

27661
متن پرسش
سلام و درود: به مناسبت پاسداشت روز معلم تنها تلاشی که می‌توانستم بکنم همین خلاصه‌مطلبی بود که در قالب کلمه‌هایی در صفحه‌ی مجازی خودم همراه با عکس شما و نامه دکتر داوری انتشار دادم _ امید که مطلوب حضرت حق سبحانه و تعالی افتد _ « آفتاب کم کم در حال طلوع کردن بود و همچنان داشت با حرارتی که از یک جوان بیست ساله‌ی ورزیده انتظار می‌رود در سرازیری تپه‌های نزدیک مسجدشان بدون اینکه ذره‌ای خستگی را در چهره‌اش حس کنی بعد از یکساعت نرمش و ورزش؛ برایمان از انقلاب اسلامی و ساحت تفکر می‌گفت و لب کلامشان این بود که تا وارد عالم انقلاب اسلامی نشویم هشتمان گرو نه‌مان است و من که هن‌هن کنان خودم را دنبالش می‌کشیدم سر بحث را بردم سمت دکتر داوری و ذکری هم از نامه‌ی ایشان آوردم و نظرشان را غیرمستقیم جویا شدم؛ که بهم فهماند که آن نامه تنها جای جذابش این است که دکتر داوری خوب فهمیده که جایگاه من جایگاه یک معلم و درس دینی است و خدا رو شکر که جز معلمی در زندگی کاری نداشته‌ام که معلمی شغل انبیاست ... و من که این روزهای سرد و تاریک فلک‌زدگی کرونا با طلوع صبح از پشت پنجره‌های اتاق خوابگاه بالینی یاد حس و حال طلوع آن صبح کذایی افتادم عجیب دلم تنگ شده برای دیدن کسی که شاید این روزها دیگر با حرص و ولع پنج سال پیش کتاب‌هایش را نخوانم و پیگیر جلساتش نباشم اما هرچه دارم مدیون معلمی ایشان است که اگر سر سفره‌ی تفسیر المیزان یا کتاب‌های امام راحل (ره) نشسته‌ایم و از دریای بی‌کرانشان سیر نمی‌شویم؛ چیزی جز کمک‌هایشان نبوده که همچون طفلی دست گرفت و تاتی تاتی راه برد و جویده جویده لقمه‌های معرفت النفس و براهین صدرایی را در دهانمان نهاد تا سلوک ذیل شخصیت حضرت روح الله را عالممان کند و امروز اگر وصیت‌نامه‌ی سردار شهید را به مثابه‌ی میثاق‌نامه‌ی یک مکتب می‌خوانیم و یقین داریم که فراتر از احساسات شعاری این کلمات ریشه در حقیقت عالم دارد همه را از استاد داریم. با اختلاف بسیار زیاد از هر کسی که در زندگی به من چیزی آموخته؛ اما تبریک این روز را تقدیم می‌کنم به بزرگ‌معلم این روزهای انقلاب اسلامی. درود و رحمت خدا بر استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده قابل این حرف‌ها نیستم. ولی اگر توانسته باشم عزیزان را به آن‌جایی برسانم که متوجه‌ی چنین جمله‌ای بشوند، خدا را بسیار شکر خواهم گفت. آن‌جایی که فرموده‌اید: «وصیت‌نامه‌ی سردار شهید را به مثابه‌ی میثاق‌نامه‌ی یک مکتب می‌خوانیم و یقین داریم که فراتر از احساسات شعاری این کلمات ریشه در حقیقت عالم دارد»؛ حقیقتاً همین‌طور است. خدا می‌داند تنها و تنها حقیقت این دوران، همان نکته‌ای است که آن شهید به آن رسیده است و اگر تمام شهدای کربلا در قیامت غبطه‌ی مقام حضرت ابالفضل «علیه‌السلام» را می‌خورند، فکر می‌کنم در این تاریخ همه‌ی عرفا و شهداء غبطه‌ی بصیرت آن شهید بزرگوار را خواهند خورد، از آن جهت که مطلوبِ برتر آن‌ها آن نگاه می‌باشد و نه آن‌که نسبت به آن بیگانه باشند. موفق باشید 

27443

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در پرسش و پاسخ ۲۷۴۱۳ فرمودید از آنجا که در نظام اسلامی بحث حق و باطل میان است، نظام اسلامی نمی تواند جریانات و افکار و عقایدی که باطل می داند را اجازه میدان داری و تبلیغ با امکانات رسمی به آنها بدهد هر چند بحث تفتیش عقاید و اکراه هم وسط نیست. در این باب دو سوال از خدمتتون داشتم: ۱. آیا همان مکاتب و اندیشه هایی که نظریات باطل یا انحراف دار یا برخاسته از وهم و اسارت فکری را دنبال می کنند، را می توان در محافل کارشناسی دعوت کرد تا با آنها صحبت شود یا از طریق رسانه رسمی با آنها مناظره کرد تا عیوب تفکراتشان معلوم شود و سلامت روانی جامعه هم محفوظ بماند و آزادی بیان در راستای معقول و برخاسته از منطق اسلامی برقرار شود یا این نوعی کانالیزه کردن است و بدین معنی است که نظام اسلامی می خواهد تنها حرف خودش وسط باشد؟ ۲. چرا اهل کتاب با وجود اینکه در عقایدشان انحراف هست و حتی مثلا مسیحی ها به امر باطلی بنام تثلیث اعتقاد دارند و در کتب مقدس شان انحراف هست، در انجام مناسک و ابراز عقاید و حتی دعوت از افراد در کلیساها آزادند با توجه به اینکه فرمودید در نظام اسلامی حق و باطل وسط است و اسلام اجازه تبلیغ و تثبیت عقاید انحراف دار و باطل هم چنین تکثرگرایی و پلورالیسم را به ما نمی دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده این کار خوبی است به همین جهت حتی آقای شهید مطهری پیشنهاد می‌کردند که یک کرسی جهت تدریس مارکسیسم در دانشگاه به آقای امیرحسین آریان‌پور داده شود تا مردم و دانشجویان دقیقاً متوجه‌ی مارکسیسم بشوند و معلوم شود ما در آن رابطه چه حرف‌هایی داریم. ۲ اسلام این حق را برای اهل کتاب قائل است که بر دین خود باشند. ولی این‌که بخواهند در بستر نظام اسلامی و از امکانات آن نظام، دین خود را تبلیغ کنند معلوم است که چنین حقی را خود مردم مسلمان به حاکمان نمی‌دهند. موفق باشید

27309

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام و تشکر فراوان: ۱. در یکی از سئوالات اشاره به دوره خودسازی از جانب شما شده بود منظور چیست؟ ۲. مباحثی از شما که موجب افزایش محبت به خداوند متعال می شود را معرفی بفرمائید. خیلی ممنون از لطف شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بنده چیزی از جانب خود ندارم، بیشتر به تفسیر المیزان و روایات «اصول کافی» و «تحف‌العقول» ارجاع می‌دهم. ۲. کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» آن‌شاءاللّه کمک می‌کند. موفق باشید

27242

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم: استاد بین کتاب منازل السائرین و فصوص آیا تقدم و تاخری وجود دارد کدام رو اول کار کنیم بهتر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید باید از فصوص شروع کرد و در بین آن، منازل را هم دنبال نمود. تا به یک معنا، جمعِ بین عرفان عملی و عرفان نظری صورت گیرد. موفق باشید

27154
متن پرسش
سلام استاد جان: در پناه خدا همواره موید باشید با توجه به متن زیر بفرمائید آیا واقعا چهله های گروهی این طوره؟ با سلام دوستان استاد بزرگ عرفان ناب حکمت تشیع آیة الله علوی فرمودند که ورود به چله ی گروهی خوب نیست حتی اگر ذکر و ادعیه و اعمال خوبی را درآن گنجانده باشند وقتی چله گروهی گرفته می شود چله دهنده می تواند با ارواح چله گیرنده ها ارتباط برقرار کند و آنچه که مد نظرش هست را در روح آنها القا نمایند و ما در زمانی بسر می بریم که حضرت آقا از دشمنی اجنه و انسانها هر دو با هم برای تاخیر در امر ظهور و شکست ما خبر دادند حتی اگر در ظاهر دعا برای ظهور باشد. لطفا خودتون چله فردی بگیرید مگر چله دهندگان از طرف مقام عظمای ولایت و یا یاران صدیق ایشان باشند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید همین‌طور باشد که می‌فرمایید. جناب آقای استاد احسان عبادی نکات خوبی را در کانال «میران و هادیان» فرموده‌اند به این آدرس:  موفق باشید http://eitaa.com/joinchat/1042087954C4728538fc9

25511

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: ۱. استاد عزیز این حرف درست است که در شب اول قبر که انسان مورد سوال قرار می گیرد انسان با لفظ و صوت پاسخ نمی دهد بلکه ملائکه به قلب انسان نگاه می کنند؟ ۲. استاد عزیز شب اول قبر بعد از موت است یا بعد از دفن؟ متشکرم و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین‌طور است. ۲. بعد از دفن، مگر آن‌که امیدی به دفن در میان نباشد. موفق باشید

25320

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: با جستجوهایی که انجام داده ام امکان ارتباط و بهره گیری از دو عارف جلیل قدر برای بنده وجود دارد. یکی از ایشان که شاگرد سید هاشم حداد و مرحوم انصاری بوده اند ایشان اهل تجویز اربعین ها و اذکار هستند و عارف دیگری که روش ایشان استفاده از عقل و فلسفه است. به نظر شما کدام ارجحیت دارد؟ به نظر شما می توان همزمان از دو استاد بهره گرفت؟ (در هر دو صورت بنده از مطالب سیر مطالعاتی جنابعالی استفاده خواهم کرد)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به ذوق خودتان دارد. به نظرم راه «حکمت متعالیه» قابل اطمیان‌تر است. موفق باشید

24713
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: با توجه به اینکه در چند جای کتاب هایتان به کتاب سیاحت غرب ارجاع داده اید، آیا این کتاب سندیت دارد؟ و آیا مکاشفات خود آقا ی قوچانی می باشد؟ تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مکاشفات محکم و قابل اعتمادی است. عرایضی در جزوه‌ی «انکشافات صور برزخی در کتاب سياحت غرب» در این مورد شده است. جزوه بر روی سایت هست. موفق باشید

24171
متن پرسش
سلام پدر و استاد عزیز و گرامی: طاعات و عباداتتون قبول و التماس دعا، استاد اینکه در آیه ۷۷ سوره فرقان خداوند فرمودند که اگر دعای شما نبود، خداوند چه اعتنایی به شما داشت، آیا صرفا منظور دعا هستش یا نه بطور کلی عبادت و بندگی منظور هست که مثلا یکی از مصادیق اون دعا هستش؟ استاد ببخشید یه مسئله دیگه، آیا امکانش هست که در آینده جلساتی در شهرهای دیگه هم داشته باشین، مثل استان فارس؟ درسته که مطالب و کتابهاتون در دسترس هست اما خیلی دوست داریم از نزدیک زیارتتون کنیم، کاش این توفیق شامل حالمون بشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. می‌توان گفت یکی از مصداق‌های آن دعایی که آیه می‌فرماید دعاهای مطرحی است که به لطف الهی ما انجام می‌دهیم. ولی خود عبادت و حتی صله‌ی رحم به امید رحمت خدا، نیز دعا است. ۲. ارادت زیادی به رفقای استان فارس که بعضاً اظهار لطف نیز نموده‌اند دارم، توفیق بشود و عمری باشد خدمت می‌رسم. موفق باشید

23299
متن پرسش
سلام علیکم: با عرض ادب و احترام: در پاسخ به سوال 23277 تحت عنوان: عدم موفقیت دستگاه‌های موازی با دولت در نظام آموزشی فرمودید که دستگاههای جدا از آموزش و پرورش نتیجه نمی دهند و سیستم مدرسه در مسجد را به آموزش و پرورش نزدیک تر دانسته اید. از آنجا که این حقیر نیز مدت چند سال است با همین مشکل دست و پنجه نرم می کنم جسارتا به عرض می رسانم که به نظر اینجانب روش مدارسی مثل میزان به سیستم آموزش و پرورش نزدیک تر است. یکی از افرادی که جزو هیات امنای یکی از همین مدارس مسجد بود می گفت که اکثر این مدارس مجوز رسمی از آموزش و پرورش ندارند و در پایان سال دانش آموزان به صورت خودخوان در امتحانات آموزش پروش شرکت می کنند. ضمنا مدیران یکی از همین مدارس نیز در چند وقت اخیر با شکایت آموزش و پرورش مواجه شده است. مدارسی نظیر میزان نیز با توجه به شناختی که از آنها دارم و فرزند خودم در همین مدارس میزان مشغول به تحصیل است به صورت رسمی مشغول به کار هستند اما با مشکل بی تجربه بودن معلمان مواجه هستند. اکثر مدیران و معلمان جوانهایی هستند که شاید یک الی دو سال تجربه کار دارند و حتی تجربه شخصی بچه داری را هم ندارند. این موضوع باعث می شوند که نتوانند با بچه ها درست ارتباط برقرار کنند. البته پیشرفت خوبی دارند و اشکالات را برطرف می کنند ولی فعلا تجربه ندارند البته به علت رویکرد جدیدی هم که دارند از معلمان با سابقه نیز نمی توانند استفاده کنند چون معمولا معلمها روش سنتی را قبول دارند و با این روشهای جدید کنار نمی آیند. حال به نظر شما بین مدرسه ای که از روشهای مرسوم استفاده می کند (نظیر ایجاد رقابت بین دانش آموزان و آموزش مبتنی بر محفوظات) و از معلمان با تجربه برخوردار است طوری که دانش آموز را به تحرک وامیدارد و مدرسه ای که اهداف خوبی دارد ولی از تجربه کافی برخوردار نیست کدام را انتخاب کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر خارج از نظام آموزش و پرورش عمل نشود، با همین جوانانِ آزموده ولی دارای شور و عطش خدمت‌گذاری، بیشتر کارها جلو می‌رود. موفق باشید 

23244

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد جواب سوال ۲۳۲۲۶ رو ندادید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد: 23226- باسمه تعالی: سلام علیکم: چون شما راه دیگری ندارید، برای شما مشکلی پیش نمی‌آید چون حکمِ مضطرّ را دارید. مشکل برای آن‌هایی است که چنین اقدامی کرده‌اند. موفق باشید

23144

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام خدمت استاد گرامی: بنده در مورد یکی از روشهای درمان آیت الله تبریزیان جهت درمان ام اس، دیوانگی، بخت بستگی، جن زدگی، تحت عنوان بخور حضرت مریم سوال داشتم. از خود ایشان و همسر ایشان سوال کردم جواب قانع کننده ای نشنیدم و از اساتید دیگر هم به همین نحو پیگیر شدم. استناد ایشان به روایتی از امام کاظم (ع) بود و اینکه اروپاییها در بیمارستانهای روانی خود از آن بهره جسته اند. بنده از نزدیک شاهد این مراسم که به گفته خودشان نوعی جن گیری است و در مراسم هم نوعی اوراد و جداول با اعداد و خطوط نامفهوم علوم غریبه داده می شود. و مواد بخور هم کندر و اسفند و قطران شامی و موی سیخار و آب دهان روی آتش ذغال و.... ما منکر وجود سحر و تاثیر جن در انسان نیستیم. اما آیا این جن می تواند اختیار مثلا دست و پای ما یا عقل ما را بگیرد و بعد درمانش هم به این روش باشد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست سری به کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» بزنید. ببینید جواب خود را در آن‌جا می‌توانید پیدا کنید؟ ظاهراً ما از طریق آیات قرآن و تعالیِ فهم افراد بتوانیم بیشتر به چنین افرادی کمک کنیم. موفق باشید

21512
متن پرسش
با سلام و ادب خدمت استاد محترم: پرسشی از کتاب اسما حسنی داشتم. اول اینکه فرموده بودید قلب ما آن حد ظرفیت تجلی انوار حضرت حق را ندارد و به مدد قلب معصومین این نظر کردن به خدا را شروع می کنیم. آیا با قرار گرفتن در کنار مومنینی که قلب هایشان بسیار آماده تر از ماست،می تواند تاثیری داشته باشد؟ آیا قلب های آن ها بواسطه ارتباط با قلب ائمه می توانند به بالقوه شدن اسامی الهی در قلب ما کمک کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور از قرارگرفتن در کنار امامان، متذکرشدن به سخنان و روایات و ادعیه‌ی آن‌ها است که به یک معنا متذکر جان ما هستند از آن جهت که فطرت ما متذکر نور پروردگار عالم است. در این راستا آری! در چنین بستری مؤمنین هم می‌توانند متذکر انسان باشند. در روايت داريم كه رسول خدا (ص) فرمودند: «قَالَتِ الْحَوَارِيُّونَ لِعِيسَى يَا رُوحَ اللَّهِ مَنْ نُجَالِسُ‏؟ قَالَ: مَنْ يُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ رُؤْيَتُهُ وَ يَزِيدُ فِي عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ وَ يُرَغِّبُكُمْ فِي الْآخِرَةِ عَمَلُه»؛[1] حواريين به عيسى (ع) گفتند يا روح الله! با چه كسى همنشين شويم؟ فرمود: با كسى كه ديدارش شما را به ياد خدا اندازد و سخنش دانشتان را زياد كند و كردارش شما را به آخرت تشويق نمايد. موفق باشید 

 


[1] ( 1)- الكافى، ج 1، ص 39.

20559

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در ادامه پرسش 20556 فرض کنید در حال حاضر شخصی دو انتخاب دارد و می تواند به هر دو عمل کند. هم به زیارت امام حسین (ع) در اربعین با معرفت برود و هم به عنوان مدافع حرم شرکت کند. چطور باید تشخیص دهد کدام را باید انجام دهد که نتیجه کار بهتر باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت علی«علیه‌السلام» در این موارد توصیه می‌کنند ببینیم کدام راه و عمل نسبت به میل نفس امّاره‌ی ما نزدیک است، آن را ترک کنید. و یا بنگریم کدام‌یک در آن تاریخ برای اسلام مفیدتر است، به آن اقدام کنیم. موفق باشید

20216
متن پرسش
سلام و احترام خدمت استاد فاضل: در دعای عرفه می خوانیم «إلَهِي عَلِمْتُ بِاخْتِلافِ الْآثَارِ وَ تَنَقُّلاتِ الْأَطْوَارِ أَنَّ مُرَادَكَ مِنِّي أَنْ تَتَعَرَّفَ إِلَيَّ فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ حَتَّى لا أَجْهَلَكَ فِي شَيْ‏ءٍ» اینکه خدا را با اسمهای متفاوتش بشناسیم و عبادت کنیم یعنی چه؟ آیا یعنی که یک روز خدا با اسم منتقم بر ما جلوه می کند و یک روز با اسم رحمان؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در رابطه این فراز شده که صوت آن در تابلوی صفحه‌ی اصلی سایت هست. سخن در آن است که حضرت حق به تناسب احوالات انسان و شرایط تاریخی، جلوه‌های مختلف خود را می‌نمایاند تا ما او را در همه‌ی جلوات بشناسیم و این نکته‌ی مهمی در خداشناسی و شاید بتوان گفت بهترین نگاه در این امر است به شرطی که انسان متوجه‌ی حضور خدا در عالَم باشد، به همان معنایی که فرمود: «دیده آن باشد که باشد شه‌شناس / تا شناسد شاه را در هر لباس». موفق باشید 

19088
متن پرسش
با سلام: استاد با توجه به اینکه زمینه های گناه برای جوانان بسیار فراهم شده مخصوصا لذت های نامشروع جنسی؛ سوال این حقیر این هست که چگونه این افراد را جذب به دین کنیم با توجه به اینکه لذت های گناه رو چشیده اند؟ راهکار جامعی لطف بفرمایید. شیوه ی تبلیغ و تاثیرگذاری چگونه باشد؟ چه موضوعاتی رو در اولویت قرار بدیم؟ طلبه ای حقیر از اراک
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- رفاقت با آن‌ها 2- طرح مباحث معرفت نفس به آن شکل که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» مطرح شده که رویکردِ معادی دارد تا با نظر به معاد، مزه‌ی لذّاتِ دنیایی چنان برای آن‌ها جایگیر نشود. موفق باشید

18883

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به سوال 18862 می توان گفت روح در مقامی برتر از مقام نوری اهل البیت و حقیقت محمدیه است؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً باید روح را منطبق با مقام نوری اهل‌البیت«علیهم‌السلام» و حقیقت محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» گرفت. اصل بحث به طور نسبتاً مفصل در شرح کتاب «مصباح الهدایه» حضرت امام مطرح شده. موفق باشید

8091
متن پرسش
سلام علیکم .( یک سوال درباره بحث دیشب داشتم .) مشخص شد که وظیفه اهل البیت حفظ عصمت است .اینکه اهل البیت موفق به حفظ عصمت تا آخر عمر شدند چگونه اثبات می شود؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: با فرض این‌که پذیرفته‌ایم اهل‌البیت«علیهم‌السلام» در سراسر عمر در عصمت هستند این بحث پیش می‌آید که پس چرا عبادت می‌کنند؟ جواب این است که عبادات آن‌ها برای حفظ عصمت است، وگرنه اصل عصمت ائمه«علیهم‌السلام» را که خود آیه متذکر شده و وقتی حضرت حق فرموده اراده کرده آن ها را در عصمت قرار دهد، دیگر موضوع موقتی‌بودن عصمت پیش نمی‌آید وگرنه می‌فرمود: «اِلی اَجَلٍ مُسَمّی» . موفق باشید
6819

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام مجدد خواستم بدونم که از کجا باخبر شیم که کتاب شرح اسفارتون بیرون اومده و می تونیم اونو بخریم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از طریق خود سایت اطلاع رسانی می شود. در ضمن می توانید از طریق گروه فرهنگی المیزان موضوع را تعقیب کنید. موفق باشید
33503
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز و آرزوی قبولی طاعات و عبادات. بشخصه خود بنده در این چند روز این سوال مدام ذهنم را مشغول نموده بود و شاید نکاتی هم به نظرم رسید ولی یقینا با افقی که حضرتعالی در بیانات و اشارات تان در برابر مخاطب می گشایید، می‌توانید کمکی به دغدغه بنده هم بفرمایید. بشخصه در طی این یک هفته شاهد بودیم حتی بعض لوکوموتیورانان اصلی و گفتمان ساز تفکر انقلابی و به اصطلاح جبهه فکری فرهنگی انقلاب، در تحلیل و اتخاذ موضع و تبیین عرصه چه میزان گنگ و گیج و حتی عجیب اظهار موضع کردند و زاویه سنگینی با منظومه فکری رهبر فرزانه انقلاب گرفتند تا جایی که واقعا باید به آنان بقول آقای محسن مهدیان می‌گفتیم، لگد زدن به نظام صله ندارد و چرا اینقدر احساس عقب ماندگی از قافله را دارید؟ علی الخصوص بنده در حد بضاعت خویش هر چه بیشتر روش تحلیل اجتماعی سیاسی و بینش تحلیلی نائب الامام را مورد بررسی قرار می‌دهم، می بینم چه میزان ویژه در عرصه های فتنه گون و غبارآلود، فاصله جدی بین اندیشه ولایت و بدنه گفتمان ساز انقلاب پیدا می‌شود. صورت و محتوای تحلیل بسیاری از عزیزان حقیقتا حتی چندان تفاوتی با تحلیلها و نگرش بسیاری از معاندین نداشت و حتی با اطلاعات ناقص و ادبیات بدور از خرد انقلابی کلان نگر و عمق نگری لازم در اینکه در این برهه، اقدام و عملی در جهت تقویت جبهه تمدنی حق و ولی آن و رفع نقایص و خلل ها در بستر همان اندیشه تمدنی حق صورت بگیرد، هیجانی و بی عقبه مبنایی و تعجب برانگیز اظهار موضع می‌کنند؛ بماند که حتی در حادثه اخیر حتی روح کلی بسیاری از همین مواضع تخطئه کلی دستاوردها و ارمغان ها و افق های تاریخی انقلاب بود و صریحا علیرغم تذکر حضرت آقا، نقدها را بسمت نظام اسلامی می بردند (حال آنکه در اردیبهشت ۹۹ رهبری فرمودند مراقب باشید نقد شما به نظام و چارچوب انقلاب نباشد بلکه نقد دولت و جامعه باشد چون ما هنوز دولت و جامعه اسلامی نداریم و نقدتان هم همراه راهکار و امیدآفرین باشد) و حتی با مواضع شبه روشنفکرانه و یا تجدد پیچیده شده در ظاهر اسلامی، در باب حجاب و پوشش و لزوم فعالیت اجرایی حکومت اسلامی در عرصه پوشش اظهار نظر کردند و گوی سبقت را شاید به نظر من، حتی از خود روشنفکرمآب ها و سکولاریست های فرهنگی ربودند. جالبست که اگر حتی یک درصد همین حجم اظهارات و تحلیل های عجیب و فاقد عمق و پر از خطا و نقصان، به مطالبه گری جدی بر اجرای مصوبه ۴۲۷ شورایعالی انقلاب فرهنگی که بحق از زمره متقن ترین و حکیمانه ترین تقنین های سالهای کنونی بوده است و مع الاسف بشدت مورد اجحاف و تخطی اکثر دستگاه های متولی آن قرار گرفته و چنانچه به دقت اجرا می‌گشت حتی نياز به مداخله مستقیم نیروی انتظامی جز در حیطه باندهای اشاعه دهنده فساد و فحشا و شکایات از هنجارشکنی های تند نبود، بمراتب وضعیت متعالی تر و با نگرانی کمتری در صیانت از نهاد مقدس خانواده و حفاظت از گوهر عفت و حیاء داشتیم. حتی در ایام اخیر آقای دکتر هاشمی گلپایگانی بعنوان دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر برای تحقق راهبردهای مصوبه شورایعالی انقلاب فرهنگی، طرحی را ارائه داده بودند که در اثنای حوادث اخیر حتی توجهی به آن نشد و جمعی از دوستان انقلابی گویا دغدغه مندی مهمتری از مطالبه سياست‌ ها و راهبردهای کلان فرهنگی که مقام معظم رهبری بارها بر آن تاکید فرموده بودند، داشتند و باید از حرکت قافله نمی مانند. گویا در بحبوحه ای که جهاد تببین بصورت عمومی منزلت خود را در خنثی سازی بلوا طلبی جبهه ابلیس نشان داد، خود نیروهای گفتمان انقلاب بیشتر نیازمند تببین و فهم منطق ولی خویش را داشتند و گویا باید برای خود ایشان در وهله نخست تبیین می‌گشت و الزامات این عرصه و مهار احساسات و عدم توجه به داده های ناقص و ابهام آور گوشزد می‌شد. واقعا برایم دغدغه است چرا ما که خود داعیه دار بستر سازی و گفتمان سازی برای انقلابی که هویت و بنیاد حضور تاریخی مان است، بعضا اینگونه از منطق رهبر و قائدمان فاصله می‌گیریم و حتی برچسب‌ توجیه گر جنایات و نقایص و تلخی های موجود زده می‌شود و نمی‌توانیم با پرچمدار این حرکت قدسی همدلی و همراهی کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه حرف همین است که می‌فرمایید. هنوز حتی نتوانسته‌ایم خود را در این انقلاب و در این تاریخ به درستی برای خود معنا کنیم تا معلوممان شود که چه کسی هستیم و کجا ایستاده‌ایم! در این صورت است که از یک طرف نسبت خود را با رهبری انقلاب به صورت ایجابی می‌توانیم معلوم کنیم و از طرف دیگر نسبت خود را با جریان‌های شبه روشنفکری و به گفته شما تجددِ پیچیده‌شده در ظاهر اسلامی به صورت سلبی معلوم نماییم، حتی متوجه عقب‌ماندگی‌های تاریخی خود نیستیم تا به جای عبور از آن‌ها، یقه همدیگر را نگیریم. به گمان بنده شاید بتوان گفت آنچه بعد از حرکت اربعینی با فوت خانم مهسا امینی پیش آمد با همه زحماتی که داشت، تذکر اساسی به ما بود تا از گذشته خود برای حضور در آینده‌ای بزرگ عبرت بگیریم و متوجه باشیم در کجا هستیم و در کجا باید باشیم. در این رابطه در جلسه دیشب به نور شخصیت متعالی رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» تذکراتی بس اجمالی داده شد. امید است فتح بابی باشد در به میان‌آمدنِ روحیه‌ای که «سلحشوری» و «عطوفت» را مایه ادامه انقلاب گرداند تا نه، عنانِ نظام در دست لیبرال‌های ترسو بیفتد و نه، گرفتار متحجّرینی شویم که به تعبیر حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» آبروی اسلام را می‌برند. موفق باشید

  https://eitaa.com/matalebevijeh/11556

32866

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: استاد خواستم نظر شما را در مورد این متن بدانم و اگر توضیحی روشنگرانه تر داشته باشید بسیار مسرور می شوم. ممنون. زمانی که انسان دعا یا توبه می کند، در اصل خداوند به او نظر کرده و ظرفیتی را در شخص دیده که تمایل به برگشت شخص یا بسط وجود او دارد، حال آن شخص می تواند این نظر را ارج نهد یا نه. اگر جامعه و حال و روز یک ملت را مثل یک شخص در نظر بگیریم، که نقطه اوج صعود و نزول آن را فقط خدا می داند، بنابر این با نیل به هر کدام از این دو، نظری به جامعه جهت برگشت یا بسط بیشتر به آن می اندازد که بسته به پذیرش آن جامعه اگر رفتارجامعه تغییر کند شامل سنت (تغییری در حال جامعه ایجاد نشود مگر اینکه خودشان تغییر کنند) می شوند. در اینجا آن نقطه ای که شاید بتوان نامش را نقطه عطف گذاشت، آنجایی است که این کالبد جامعه برای دمیدن روح برگشت و توبه آماده می شود که چون تقدیر وظرفیت هر موجودی را خالق او فقط می داند پس فقط خداست که زمان ظهور را می داند. شاید امروز تک تک کجی ها و ناهنجاری ها و مشکلات دنیا را که هر کسی می تواند لیست بلند بالایی را از آن برشمرد، باید بنده آنها را ببینم و تکلیف خودم را با آنها روشن کنم تا آن ظرفیت ظهور ایجاد شود، و اینکه آیا می شود جامعه از این بدتر شود یا نه خدا فقط می داند. ۲. سوال از خدمتتان اینکه سوال کلی را در ذهن دارم که بطور مثال در مورد قنات آن را می پرسم، استاد عزیز مثلا در قدیم با آن جمعیت کم شاید می توانستند با قنات و... جوابگوی آب آن جمعیت باشند اما الان با این جمعیت نیازمند چیزهایی قوی تر از قنات و....هستیم، حال در مورد خوراک و پوشاک و حمل و نقل و... هم همینطور، خب این نحوه جوابگویی به سبک غربی هم که مورد قبول نیست حال آیا ما اگر بر اصالتهای انقلابی خود پایبند می ماندیم، آن روحی که بر جامعه حاکم می‌شد می‌توانست ابزار متناسب این جمعیت را که غیر آنچه الان هست بسازد، همان روحی که شما در گفتارتان می‌فرمایید که باید بیاید و ظهور کند، همان چیزی که شیفتگان غرب آن‌را وهمی و باورمندان به انقلاب و اسلام کلیتی از آن‌را در حد اینکه این حال امروز نباید باشد می دانند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما باید ظرفیت های جهان را از یک طرف و انسانها را از طرف دیگر بشناسیم و در این زمان که زمان آخرالزمانیِ تاریخ است، به فکر جوابگویی به ابعاد متعالی و وسیع انسانها باشیم و موضوع دانش بنیان در امور، امر بسیار مهمی می باشد از آن جهت که با نظم و دقت و اندیشه زندگی را  از یک طرف وسعت دهیم و از طرف دیگر عالمانه عمل کنیم. در مزار مبارک جناب شیخ بهایی به رفقا عرض شد معنای حقیقی شخصیت انسانهای دانش بنیان را می‌توان در جناب شیخ بهائی ملاحظه کرد که چگونه ریاضیات و معماری و حکمت و عرفان را در خود جمع نمود و حاصل کار او آن نوع بناها و آن نوع تنظیم شبکه های آبرسانی در شهر اصفهان بود. موفق باشید

31372
متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار: خداوند شما را حفظ کند و بر طول عمرتان بیفزاید. بنده به یقین رسیده ام که بیماری کرونا به این شکل که مطرح شده نیست و بیشتر اغراض سیاسی در پشت آن است همانطور که خودتان هم در پاسخ به سوالی اشاره کرده بودید، و همچنین یقین دارم که راههای پیشگیری و درمان آن نیز به این شکل که وزارت بهداشت تعیین کرده صحیح نیست و خود باعث مشکلات بسیار و افزایش میزان فوتی ها شده است، همچنین چندین سال هست که برای درمان بیماری ها به طب ایرانی اسلامی مراجعه و به اثربخشی و کارآمدی این طب اطمینان داریم. دغدغه ای که برایم پیش آمده این است اکنون که مقام معظم رهبری پروتکل های تعیین شده از سوی وزارت بهداشت را رعایت می کنند و توصیه به رعایت دارند، وظیفه امثال بنده چیست؟ آیا آقا همانطور که شما در پاسخ به پرسشی در مورد انتخاب آقای روحانی به عنوان رئیس جمهور فرموده بودید: «.. نگاه مقام معظم رهبری نیز نگاه حکیمانه‌ای بود که متوجه شدند مردم باید از جریان غرب‌گرایی که در انقلاب نفوذ کرده، عبور کنند» و همان طور که در مورد برجام عمل کردند و به دولت میدان دادند تا هم دولت و هم مردم متوجه شوند که به غرب خصوصا آمریکا نمی توان اعتماد کرد، در مورد این بیماری هم به همین شیوه عمل می کنند تا مردم متوجه شوند در امر طب و سلامت هم نمی توان به غربیها اعتماد کرد؟ حتی اگر نظر شخصی خودشان چیز دیگری باشد؟ چون مطمئنا ایشان در مسائلی که به جامعه مربوط می شود نظر شخصی خود را اعمال نمی کنند بلکه از متولیان این امر یعنی وزارت بهداشت و ستاد ملی کرونا تبعیت می کنند. بنده کمی گیج شدم و نمی توانم مساله را برای خودم حل کنم اینکه چطور باید رفتار کنم، آیا بر اساس باور و یقینم پروتکل ها را رعایت نکنم و در این زمینه روشنگری کنم و از ضعف پزشکی رایج و اغراض سیاسی پشت پرده بگم یا اینکه که این کار مغایر با ولایتمداری و اطاعت امر ولی ست و سبب تضعیف موقعیت و مقام ایشان در بین افراد جامعه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه شده‌اید نمی‌تواند موضوع، بار سیاسی نداشته باشد بخصوص که حساسیت‌های رسانه‌های بیگانه نشان از آن دارد که بنا دارند از این طریق ناکارآمدیِ نظام را نشان دهند. تصور بنده آن است که رهبر معظم انقلاب به خوبی دست آن‌ها را خوانده‌اند و به همین روش که ایشان عمل می‌کنند باید عمل کرد و حتی‌الإمکان به هر دلیلی باید پروتکل‌ها را رعایت کنیم وگرنه نقشه تقابل جبهه‌های مردم رو در روی هم که پروژه دشمنان است عملیاتی می‌شود. کافی است مقداری رسانه‌های بیگانه را دنبال کنیم و دشمنیِ آن‌ها را فراموش ننماییم که این خطر بسیار بزرگی است که ما را تهدید می‌کند. موفق باشید 

28319
متن پرسش
سلام علیکم: با مطالعه کتاب اخیرتان که در باب گوش سپردن به ندای بی صدای انقلاب اسلامی بود، به شخصه برای خودم یک جمع بندی پیش آمد که نمی‌دانم تا چه حد درست است ولی امیدوارم صحیح و متقن باشد و توانسته باشم تا حدودی در این مطالب، تعمق کنم. روح انقلاب اسلامی و جوهره آن چیزی جز سخن جان و نفس ما و برخاسته از یک حقیقت اشراقی مثل قرآن و تعالیم انبیاء و اولیاء الله نیست و دقیقا مصداق تفکر و تذکر تاریخی تدبر در ایام الله هست که با انقلاب اسلامی به صحنه آمده و چه بسا این مشکلات و شدت های اخیر، فرصتی برای گوش سپردن به ندای انقلاب و کنار زدن حجابها و زنگارها و پیاده سازی طرح های انقلابی و در راستای تمدن نوین اسلامی است. حق و وجود و ایام الله در ایستگاه ها و اعصار مختلف به ظرفیت و مختصات آن عصر و ایستگاه، ظهور و بروزی دارند ولی در حرکت توحیدی عظیم تاریخ، به ایستگاه انقلاب رسیدیم که نقطه عطفی برای طلوع حق و تدبر در ایام الله است و اتفاقا می‌تواند راه تفاهم و ادغام فهم ها و پاسداشت جهان متعالی قدسی ما که ملازم با حضور اجتماعی و تمدن ساز و محبت و حسن معاشرت است باشد و راه تفاهم حقیقی و گذار از پوچی ها و نیهلیسم مدرن که ماحصل فرهنگ مدرنیته و ریشه های آن و به حجاب رفتگی حق است و چه زیبا آوینی ها این مطلب را فهمیدند. انقلابی که حقیقت متعالی قدسیت و عهد قدسی را در افقی متعالی و فتح تاریخی عظیم در زمانه ای که جهت گیری بسمت نظم نوین جهانی و طرح کلان توسعه و بسط دموکراسی بود و حتی موج انقلاب های با روح لائیک و حرکات مصطح به انقلاب جنسی داشت رقم می‌خورد، کرد و توانست آیینه ای از حق و تجلی همان غدیری باشد که حقیقت متعالی اش در ادوار مختلف ویژه در آخرالزمان که باطن ابعاد و مختصات هستی و عالم رخ می نمایاند، خودش را می نمایاند. اکنون ماییم و خودمان که باید پیام انقلاب را ویژه در آیینه شهدا و امام و حضرت آقا ببینیم و بکوشیم تا در امر خودسازی، جامعه پردازی با بینش و بصیرت عمیق و متعالی تمدنی پیش برویم و نظریات و طرح ها و بسترسازی های در تراز انقلاب و با مد نظر گیری تمدن نوین اسلامی و استحاله و تصرف عناصر مناسب از فرهنگ مدرنیته درون نظم و قواعد اسلامی_انقلابی را پیش ببریم که همانا فجر صادق و بین الطلوعین تاریخ فرارسیده است که در عین اینکه همچنان از شب گذار نکردیم و باز هم نورانیت صحنه را فرانگرفته، ولی افقی و جلوه ای از نورانیت و روشنایی و حقیقتا امیدبخش و رشد دهنده در صحنه است لیکن این بین الطلوعین، مقدمه صبحی است که ندای بی صدا به بانگی رسا و بعثتی عظیم خواهد رسید ان شاء الله. امیدوارم در حد و ظرفیت مطالعاتی و تدبر خودم نکاتی و توشه ای از این اثر وزین و فاخرتان برچیده باشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را» حقیقتاً حرفی را به زبان آوردید که حکایت از گوش‌سپردن به ندایی است ماورای سخن‌های روزمرّه‌ی عادی. حرفی جز همان سخن شما را ندارم که در عین باقی‌ماندن آثاری از شب دوران جاهلیت مدرن، حقیقتاً فجری صادق و بین‌الطلوعینی مطمئن در پیش است. پیشنهاد بنده آن است که مجموعه‌ی این نوع نکاتی که برای سایت می‌فرستید به صورتی منظم، تنظیم و نگه‌داری بفرمایید. موفق باشید

27963

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله؛ رحمت خدا بر شما استاد گرامی: راستش بنده پدری دارم ۴۷ ساله که حقا انسان حق پذیری هستن اما شلوغی ها و موانع زندگی ایشان را از معارف ناب توحیدی دور نگه داشته هر چند اهل دقت در حلال و حرام هستن؛ بنده واقعا حسرت می‌خورم که چرا ایشان از این معارف محروم اند حال بنظر خود حقیر رسید که پدرم برای آغاز زندگی جدید با خدای حضوری باید سراغ کتاب های شما بیاید؛ اما نمی‌دانم از کدام کتاب و با چه سیری! ایشان به دلیل سن بالا احتمالا حوصله و انرژی جوانان را ندارد فلذا باید از کتاب های شما آن هایی را به ایشان معرفی کنم که مناسب احوالات این سن ایشان باشد .لطفا حقیر را راهنمایی کنید. دعا بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر می‌کنم کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» که نامه‌ی مولایمان به فرزندشان می‌باشد؛ افقی را در زندگی در مقابل انسان بگشاید. ۲. صوت‌های بحث «ای اباذر» تذکرات خوبی است. آن را می‌توانید در کانال «مطالب ویژه» دنبال کنید. موفق باشید

آدرس کانال  @matalebevijeh

نمایش چاپی