بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26032
متن پرسش
سلام استاد عزیز: همیشه خدا رو شکر می کنم که با سایت شما آشنا شدم. استاد من به تازگی شروع به مطالعه کتابهای شما نموده ام. سوالم این هست دوست دارم کتابهای بیشتری در مورد معرفت نفس مطالعه کنم اگر امکانش هست یه سیری برای حقیر معرفی کنید. ان شاالله خداوند به شما و فرزندانتان عمر با عزت عطا کند. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بعد از مطالعه‌ی کتاب «خویشتن پنهان» با مطالعه‌ی کتاب «معاد» و شرح صوتی آن در معرفت نفس تعمق بیشتری برایتان حاصل می‌شود. موفق باشید

25783

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد متفکر: حضرت استاد طاهرزاده، عرفان و فلسفه را عرفایی توانستند تثبیت کنند که این دو را با فقه پیوند دادند و سرآمد همه ی آنها حضرت امام خمینی (ره) در جواب سوال ۲۵۷۵۶ فرمودین که نمی شود به راحتی بحث رقص و سماع را در عرفان رد کرد. حال آنکه حداقل در سیره عرفای فقیه مثل حضرت امام (ره) این موارد مردود است. در سیره اهل بیت علیهم السلام که قطعاً این کارها نبوده نمی دانم چه اصراری است ارزشی در حد عصمت برای تک تک عرفا قائل شویم و تمام کارهای آن ها را یا توجیه می کنیم و یا می گوییم نمی شود به راحتی آن را رد کرد. به نظر حقیر ما فقط کارهایی از عرفا را باید قبول کنیم که حداقل یک توجیهی از کتاب و سنت برای آن بیاوریم خواستم نظر حضرتعالی را بدانم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رقص سماع غیر از رقصی است که مورد نهیِ بعضی از فقها است. یادم نمی‌آید که حضرت امام آن نوع رقص را نفی کنند. فراموش نکنید که خود جناب مولوی یک فقیهِ مبرز است. البته چون ما نمی‌شناسیم آن حالت، چه حالتی است، نمی‌توانیم نفی کنیم. همیشه حکم، مبتنی بر شناخت موضوع است. موفق باشید

25633
متن پرسش
سلام و رحمت خدا خدمت شما استاد گرانقدر: بنده با توجه به شور و اشتیاق به سیر و سلوک و بعضی مطالعات کتب اخلاقی و عرفانی و همچنین مطالعات فراوان در احوالات عرفای کبار، بسیار خود را تشنه یافته ام اگر دروغ نگفته باشم. ۱. سوال بنده از محضر حضرتعالی درباره ی برنامه عبادی است. عقل ناقصم اندکی از نکات و احیانا خطرات را می داند که از جمله ی مهمترین آنها اینکه واجبات در رأس هستند و نباید به آنها ذره ای لطمه مانند کسالت وارد شود. و اینکه اعمال مستحبی باید مطابق با حال باشد و ملالت نیاورد و نیز مدارا با خانواده خصوصا رعایت پدر و مادر امری ضروری است. (مجرد هستم) اغلب بحمدالله در شرایط خوب از نظر لذت مناجات و توجه و همچنین شرایط خارجیه هستم. ولی بزرگترین درد بنده این است که نمی دانم چه برنامه ای را تنظیم کنم و به کدام اعمال مداومت داشته باشم. اعمال موکده از طرف اهل البیت و بزرگان مانند نماز شب، سور یس و واقعه، زیارت عاشورا و... را می دانم اما در جزئیات بیشتر مثل تعقیبات نماز ها که الی ماشاءالله ادعیه و اذکار وارد شده و تقریبا از تمامشان حظ می برم. یا بعنوان مثال علاقه دارم به چندین مورد دعا و زیارت مخصوص حضرت صاحب الامر و دعاهایی که خلاصه در زمان غیبت خوانده می شود. چه برنامه ای بریزم؟ ۲. سوال دوم حقیر که شبیه به سوال اول هم هست این که: این احساس را دارم که خیلی از دعاها باید ورد زبان باشد از جمله سلامتی، شکر، عاقبت بخیری، توفیق استقامت، صبر و صدها مورد از این قبیل... هر چند که خیلی از دعاها از جمله قسمت هایی از تعقیبات مشترکه یا امین الله، تمام خیر ها را از خدا می خواهیم... اما واقعا نیم‌خط دعا کجا و تک‌تک اسم بردن خیر ها و شر ها کجا؟ آیا دعاهای تک‌تک در صورت ملکه شدن مطلوب تر نیستند؟ باید چطور برنامه بجینم؟ می خواستم بدانم آیا دچار وسواس شده ام یا اینکه حق دارم چنین باشم؟ در مورد هر دو سوال: این اسارت خودم را به گستردگی فراوان ادعیه و اذکار و اعمال مستحبی را بخاطر مطالعه ی بیشتر از حد خودم و این آشفتگی را بخاطر سبقت زیاد علم از عمل می دانم. جوان های زیادی در اطراف بنده این گونه سوالات را دارند ممنون می شوم پاسخ دهید. سپاس از مهرتان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. انجام واجبات، نمازهای نافله و اگر فرصت شد مناجات شعبانیه. بد نیست به شرح صوتی آن نیز توجه بشود. ۲. سیر مطالعاتی سایت به‌خصوص دقت در «ده نکته در معرفت نفس» إن‌شاءاللّه موجب عمیق‌ترشدنِ عبادات‌تان می‌شود. موفق باشید

24012
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز طبق توضیحی که فرمودید که علم خداوند به موجودات عین علم او به ذات خودش است، حال چون ذات او عین وجود و عین کمال است از او جز خوبی صادر نمی شود، سوال اینکه علم او به شرور این عالم چگونه است؟ آیا در اینجا می توانیم به داستان ملاقات حضرت موسی (ع) و حضرت خضر (ع) رجوع کنیم، و شرور و شر در عالم را در اصل خیر بدانیم که دارای حکمتی فرای عقل و شرع است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث علم خداوند که در میان باشد علمِ به همه‌ی مخلوقات و نحوه‌ی بودن آن‌ها در میان است. لذا خداوند می‌داند چه موجودی در چه شرایطی می‌تواند شرّ باشد و لذا به ما می‌فرماید: به خدا پناه ببرید «من شرّ ما خلق». موفق باشید

23979
متن پرسش
لطفا خصوصی پاسخ داده شود استاد عزیز سلام: در خصوص آیه «وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا» سوالاتی داشتم: ۱. فرمودید که اگر مثلا رزق بخواهیم و بگوئیم یا الله او رزاق می شنود پس این آیه چه می شود؟ ۲. برداشت من این بوده که خدا دوست دارد هر مشکلی داریم دقیقا همان را مطرح کنیم یعنی با اسم مربوط به آن خدا را بخوانیم آیا اینگونه است؟ ۳. برخی موارد نمی دانیم چه اسمی مرتبط با مشکل ماست باید چه کنیم؟ ۴. منزلی که بنده در آن ساکنم باب میل نیست و به علت بی دست و پایی و نداشتن عقل معاش تا حال نتوانسته ام تغییر محل بدهم. اسم مربوط به این مشکل چیست و چگونه به آن اسم رجوع کنم تا مشکلم حل شود؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. معنی آیه را این‌طور در نظر بگیرید که حضرت حق را اسماء حسنایی است و رزاق‌بودن او نیز که در دل ربوبیت او می‌باشد جزء اسماء حسنای اوست. ۲. شما اگر بیمار باشید و اگر بگویید «یا اللّه»، حضرت اللّه با اسمِ شافی به سراغ شما می‌آید. ۳. با «یا اللّه»، کار را جلو ببرید. ۴. «یا ربّ» خوب است به شرطی که خودتان هم تلاش کنید. موفق باشید

23617
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: إن شاءالله در پناه حق محفوظ و موید باشید. لطفا راهنمایی بفرمایید برای مقطع سنی دختران ۱۲ تا ۱۵ سال آیا باید فقط از مهربانی خداوند گفت؟ یا از عذاب و جهنم هم تا اندازه ای می توان صحبت کرد؟ این اختلاف نطر به وجود آمده که در این سن فقط باید از رحمانیت خداوند صحبت کرد لطفا نظر خود را بیان بفرمایید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال خود حضرت حق فرمود: «وسعت رحمتی، غضبی» و رحمت خود را بر غضب خود رجحان و برتری داد. از طرفی به نوجوانان باید فهماند در اثر ارتکاب گناه، از رحمت حق محروم می‌شوند. مباحثی که در کتاب «آشتی با خدا» به میان آمده است و قبل از آن کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» می‌تواند تذکری برای آنان باشد. موفق باشید

23297

بدون عنوان:بازدید:

متن پرسش
سلام: در ادامه پرسش ۲۳۲۵۹ روایتی گفتید که هر کس به اندازه وزن یک ارزن خوف بر رجا یا برعکس بچربد در کلاس ائمه نیست. حال یعنی حضرت عیسی در رجا به اندازه یک ارزن بیشتر از خوف نبوده؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با فرض همین نکته، آن سؤال جواب داده شد. به نظر بنده خوب است با دقت آن جواب خوانده شود. موفق باشید

21775

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: همانطور که مستحضرید چندی پیش سردار سلیمانی وعده پایان داعش در این کره خاکی رو داد ولی هنوز این‌ها دارند جنایت و ترور می کنند و مسئولیت بعهده می گیرند و هنوز رسانه دارند! فقط پایگاهشان‌ عوض شده و ظاهرا بزودی افغانستان پایگاه جدیدشان می شود. لطفا توضیح بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به سخن آن سردار حکیم دقت می‌کردید ایشان پایان خلافت داعش را خبر دادند، نه پایان حضور فرقه‌ی داعشی را. موفق باشید

21764

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام: خواهشمندم در خصوص قسمت آخر پاسخ پرسش 21740 در مورد حق آبه کشاورزان بیشتر توضیح دهید. از دست من و جنابعالی بعنوان مصرف کننده خانگی چه کاری بر می آید؟ با توجه به اینکه اینگونه تصمیمات جزء تصمیمات کلان کشوری است. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوعی است که مسئولان شهر باید در موردش فکر کنند که چگونه حق داشته‌اند و حق دارند طوری شهر اصفهان را گسترش دهند تا آبی که برای کشاورزان شرق اصفهان است به کسانی داده شود که از راه رسیده‌اند. موفق باشید

21622

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: 1. چه کنیم که از همه عرفا بالاتر باشم، چه کنم از رهبری هم اوج بگیرم در حالی که ولایتش را قبول دارم و ان شا الله جان هم برایش می دهم. ۲. چرا علامه حسن زاده امام رضا را دید و ما نمی بینیم چرا؟ ۳. آیا می شود نزدیک ترین فرد به امام زمان باشم و از همه همه جلوتر در حالی که گناهانی داشته ام در گذشته؟ هنوز ۱۸ساله نیستم. استاد جان فطرتم را با امید دادن آرام کن هر چند ناآرامی چه بسا بهتر است. ممنون از شما و دستتان را می بوسم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک ما در هر حال باید بندگی خدا باشد و آن‌چه برای ما ارزش دارد بندگی حضرت معبود است، با رعایت حرام و حلال الهی. چه کار داریم که از چه کسی بالاتر باشیم یا نباشیم! حضرت سجاد «علیه‌السلام» به جایی می‌رسند که می‌یابند چه پروردگار خوبی دارند لذا اظهار می‌دارند: «و ربّی، أحسنُ ربّی». موفق باشید  

20660
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: در اصول کافی در روایتی آمده خداوند به عیسی (ع) 2 حرف از اسم اعظم داد به موسی (ع) 4 حرف به ابراهیم (ع) 8 حرف به نوح (ع) 15 حرف به آدم (ع) 25 حرف عطا فرمود. چرا هرچه جمعیت زیادتر می شده و پیامبران زمینه دریافت فیض را بیشتر پیدا می کردند فیض کمتر می شد یعنی مقام حضرت ابراهیم (ع) از آدم (ع) پائین تر است؟ یا در ارشاد القلوب آمده خداوند به شیث (ع) پنجاه صحیفه به ابراهیم (ع) بیست صحیفه عطا فرمود. در زمان شیث (ع) که کسی به آن صورت نبود 50 صحیفه و به ابراهیم خلیل (ع) با آن عظمت 20 صحیفه! فلسفه اش چیست؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً هرچه جامعیت پیامبران بیشتر باشد، کثرت اسماء به وحدت سیر می‌کند. مثل آن‌که در مورد پیامبر حضرت حق می‌فرماید: «قل هذه سبیلی ادعوا إلی اللّه» یعنی بگو راهِ من این است که به حضرت اللّه دعوت کنم. موفق باشید

20481
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: من این متن را در سایتی که در پایین آدرسش را ذکر خواهم کرد دیده ام، می خواستم ببینم چنین چیزی صحت دارد؟ و نیز آیا سیادت آقا به امام حسین (ع) برمی گردد یا امام سجاد (ع)؟ متن: 8- و در قسمتی (احمد آقای خمینی (ره)) می گوید : وقتی که امام فرمودند که خوشحالم از اینکه می بینم فردی از سلاله پاک پیامبران و از فرزندان امام حسین (ع) بر مسند حکومت نشست خوب برای ما یک حرف بود. من به بزرگواری مراجعه کردم و گفتم اینکه امام گفت خوب تفسیر می خواهد یعنی چه؟ گفت همان که امام تمام قد جلوی آقای خامنه ای بلند می شود. دلیل صلی اش است. گفتم باز هم نمی دانم گفت مشکل خودت است. امام با هیچ کس شوخی ندارد، امام (ره) بخاطره سید بودن آقای خامنه ای نمی گوید آقای خامنه ای سی و چهارمین فرزند امام حسین (ع) است. شجره نامه دارد. بروید ببینید. آقای خامنه ای بلا واسطه بدون هیچ چیزی پسر امام حسین است. این را باز هم جرات نمی کردیم بعضی جاها بگویئم. تا اینکه آقای خامنه ای در آستان مرکز رفتند تفرش. در تفرش وقتی که به زیارت آن زیارتگاه مشهور و معروف رفتند و زیارت کردند فرمودند این (امامزاده) پدر چهارم من است. اصالت ما در ایران از ایشان است. بچه ها دیدند آن امامزاده سی امین فرزند امام حسین (ع) که آقا سی و چهارمین می شود. https://www.google.com/amp/s/www.mashreghnews.ir/amp/211925/
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان این مسائل نیستم ولی در این‌که امروز ما سخن مولایمان حضرت صاحب الزمان«علیه‌السلام» را از زبان رهبر انقلاب می‌شنویم، هیچ شکی نداریم. موفق باشید

19492

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در آیه ۱۰۶سوره بقره که خداوند می فرمایند، خداوند هر کدام از آیه های خود را که بخواهد از بین می برد. می خواستم بدانم منظور از این آیات چیست؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رفیق! مگر می‌شود مطالعه تفسیر قرآن را رها کنی و با سؤال و جواب، تفسیر آیات را بیابی؟!!! نکته‌ای در جواب سؤال شماره‌ی 19440 در این مورد عرض شد خوب است به آن جواب رجوع فرمایید. موفق باشید

19157
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: ما یک گروه پنج نفره هستیم که دور هم جمع شدیم. چیزی که ما را دور هم جمع کرده این است که یک جوان شیعه ی انقلابی تو سال 96 ، چه کارهایی باید انجام دهد؟ در چه زمینه هایی باید روی خودش کار کند؟ در چه کارهایی باید سررشته داشته باشد؟ امام زمان از ما انتظار انجام چه کارهایی را دارند؟ امام و رهبری چه انتظاراتی از ما جوانان دارند؟ تصمیم گرفتیم برای رسیدن به این موارد سیری را برنامه ریزی کنیم. به همین خاطر برآن شدیم نظر چندتن از اساتید را در مورد این موضوع جویا شویم تا بتوانیم برنامه ای کامل و جامع را طرح ریزی کنیم. به همین خاطر به مساعدت افرادی همچون شما داریم. در ابتدا برای اینکه شناختی کلی به افراد گروه داشته باشید بای عنوان کنم که همه ی ما دانشجو هستیم. دانشجو رادیولوژی دانشگاه اصفهان - دانشجو پرستاری اصفهان - مهندسی عمران آزاد نجف آباد - بیوشیمی آزاد نجف آباد - صنایع جهاد دانشگاهی خمینی شهر. همه بچها متولد 75 - 76 هستن. چهار نفر خمینی شهری و یک نفر آبادانی. جدای از این برنامه ای که سعی در انجام آن داریم، تمام اعضای این گروه در برنامه ای دیگر تحت عنوان (سیر معرفتی استاد طاهرزاده) شرکت دارند که در آن روی کتاب های شما کار می کنیم و تا الان معرفت النفس و برهان صدیقین را کار کردیم. (سیر اعتقادی است) تصمیم گرفتیم که در این حلقه ی جدید مباحثی را علاوه بر مبحث سیر فوق کار کنیم. تحقیقاتی انجام دادیم که نتایج آن: مطالعه نهج البلاغه - مطالعه قرآن به همراه معنی - مطالعه ی صحیفه ی امام - مطالعه ی زندگی نامه و وصیتنامه شهدا - مطالعه و بررسی صحبت های رهبری - کار کردن روی معارف دعاهایی همچون مناجات خمس عشر و ... بود که هر کدام به نوبه ی خود نیاز به انجام و کار کردن دارد. و اما درخواست ما از شما: اولا که بنظر شما ما روی چه مباحثی کار کنیم؟ (آیا همین مباحث گفته شده یا چیزی دیگر؟) دوما چون مسلما مطالبی که باید کار شود (چه چیزهایی که مطرح شد، چه چیز های دیگری که نیاز است) بسیار زیاد است خواهشمندم برنامه ی پیشنهادی خود برای اولویت بندی و اهم و مهم کردن مباحث و تحت یک سیر درآوردن مباحث، را برای ما ارسال کنید. تا از برکات تمامی این مباحث به نوبه ی خود بهره مند شویم و همچنین اگر موضوعی هست که لازم است علاوه بر این مباحث کار کنیم را به ما گوشزد نمایید. مخلص کلام : چهار پنج تا جوونیم. میخوایم رو خودمون کار کنیم. یه برنامه به ما پیشنهاد بدین. هم از لحاظ محتوایی هم از لحاظ شیوه ی اجرا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید فعلاً خوب است که در دو جبهه‌ی معرفتی و زمان‌شناسی کار شود. مسیر معرفتی را بعد از «برهان صدیقین» با مباحث معاد و شرح صوتی آن ادامه دهند و زمان‌شناسی را با مباحث «انقلاب اسلامی» از کتاب «انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی» تا کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» دنبال کنند تا إن‌شاءاللّه کار به مباحث قرآنی بکشد. به‌خصوص اگر بتوانند سری به بحثی که در رابطه با سوره‌ی آل‌عمران شده است بزنند که شروع خوبی است. موفق باشید 

18899

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب استاد با سلام و آرزوی سلامتی، سوالی از حضورتان داشتم که پاسخ محکم و دلایل قانع کننده حضرتعالی به آن می تواند بسیاری از گره های ذهنی همسرم و مشکلات زندگی ما را حل کند. همسرم تحت تاثیر القائات مخالفان و اطلاعات غلطی که به دروغ لباس حقیقت به آن می پوشانند و از طریق دنیای مجازی و شبکه های ماهواره ای به خورد افراد می دهند، می گوید که انقلاب اسلامی ایران از ابتدا با هدایت و نقشه آمریکا و انگلیس آغاز و به ثمر رسید و حتی حضرت امام و این همه شهدایی که خالصانه ایثار کردند به نوعی ناخواسته آلت دست آنها شده اند. دلایلی می آورد که شاه بسیار میهن پرست بود و برنامه های بسیار خوبی برای توسعه کشور و تبدیل شدن به قدرتی جهانی داشت و در اواخر حکومتش چون کم کم داشت از فرامین اربابانش (آمریکا) سرپیچی می کرد و می خواست مستقل شود آنها این برنامه انقلاب را طراحی کردند تا او را از سر راه بردارند. من خودم بسیار به انقلاب، شهدا و همه ایثارگران مخلص این راه علاقه دارم و بویژه به حضرت امام (ره) عشق و ارادت خاصی دارم و شنیدن چنین مطالبی برایم بسیار کشنده و عذاب آور است ولی توان علمی کافی ندارم تا دلایل مستند و قانع کننده ای برایش بیاورم و ذروغ بودن این ادعاها را ثابت کنم. خواهش می کنم کمکم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حدّ اقل این افراد کتاب آقای بهنود را که هم‌اکنون ایشان در لندن در جمع مخالفان انقلاب اسلامی هستند و در دستگاه نظام شاهنشاهی فعال بوده‌اند مطالعه کنند تا ببینند در آن نظام چه خبرهایی بوده‌است. نام کتاب عبارت است از «از سید ضیاء تا بختیار». موفق باشید

8005

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
اگر در مقابل سختی ها ابراز ناراحتی کنیم بهره ای از تحمل سختی ها نبرده ایم؟ درباره صابران توضیح بفرمایید. متشکرم
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این موضوع را در کتاب‌هایی مثل جامع‌السعادات یا معراج‌السعاده و یا شرح حدیث «جنود عقل و جهل» دنبال بفرمایید. موفق باشید
27240
متن پرسش
سلام و عرض ادب: ۱. آیا این مطلب، متقن و صحیح است که «جامعه را مردمش تشکیل می دهند، و حوادث جامعه چیزی جز مجموعه افرادش نیست، تا بتوان از آن قانون استخراج کرد و از آن استفاده کرد؟» ۲. آیا جامعه، روح و شخصیتی جدای از مردمش دارد و می توان متصور بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه‌ی طباطبایی «رحمة‌اللّه‌علیه» ذیل آیه‌ی ۲۰۰ آل‌عمران بحث مفصلی دارند مبنی بر آن‌که جامعه به خودی خود شخصیت خاص خود را دارد. هایدگر هم با طرح «اعصار وجود» می‌نمایاند که «وجود» در هر عصری به صورت خاصی ظهور می‌کند و تاریخ و جامعه‌ی خاصی به ظهور می‌آید. موفق باشید

27175
متن پرسش

سلام علیکم: فرموده بودید در پاسخ به یکی از پرسش های قبلی ام که یادداشت انقلاب اسلامی طلوع جهانی بین دو جهان را بخوانم و اگر نکته و ابهامی هست مطرح کنم. بعنوان ارادتمند و مطالعه کننده آن یادداشت نکات و سوالی بود که خدمتتان عرض می کنم: این جمله دکتر داوری به نظرم قابل نقد و تامل و بررسی است که تا زمانی که راه و منزل دیگری در افق آینده ظاهر نشود نمی توان از راه توسعه روگرداند یعنی وقتی چشم اندازی نباشد و مردمان به راه تجدد و نظام مصرف آن بستگی پیدا کرده باشند، انصاف نیست که خرد پشتوانه سیاست و اقتصاد جدید و علم بزرگ تکنولوژیک با بی باکی تحقیر شود. خب روی هر دو محور واقعا می شود بحثهای مفصل کرد ولی به نظرم چند مسئله است. آنجا که دکتر داوری می نویسند تا رویکردی غیر از توسعه غربی نیامده نباید چشم روی آن بست و فی الحال باید معطوف به آن طرح ریخت، با ایشان همسو و هم جهت نیستم. شاید این حرف در گام اول انقلاب و آنگاه که همچنان ما می خواستیم تمدن نوین اسلامی را در قالب مباحث نظری طرح کنیم و الگویی جدید و آنچنان گفتمان سازی نشده، بسیار صحیح و متقن بود ولی الان در گام دوم و شرایط کنونی من به تلقی شخصی خودم ما توانسته ایم در خودآگاهی و ایجاد افقی در شان تمدن جهانی توحیدی هر چند نه آنچنان گسترده نشان دهیم و یک شاهد مثالش واکنش بین المللی و همنوایی جهانی در شهادت حاج قاسم سلیمانی و هم رزمانش بود. در تمدن سازی حکمت عملی مقدم به حکمت نظری است و بایستی متناسب حکمت عمل حکمت نظر را در شئون مختلف به صحنه آورد و به نظرم اینکه اکنون مدارا با توسعه و تکنیک مدرن را پیشه می گریم حتی به شیوه اکل میته صحیح نیست. الحمدلله با وجود موانع و کاستی هایی که بود و همچنان تا حدوی هست امروز ما در عرصه های ویژه علوم انسانی با پیگیری حضرت آقا در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و سند چشم انداز اقتصاد مقاومتی توانسته ایم در مرحله تولید حکمت عملی و نظریه وارد شویم و اکنون راه آن است بصورت فرآیندی از ذیل توسعه و عقل متاثر توسعه گرایی بیرون شده و به جامعه توحیدی تمدن ساز بتدریج بیاندیشیم. خود امام وقتی انقلاب کردند نفرمودند که من همان اول قصد اتصال انقلاب با مدیریت ولی فقیه به حکومت حقه امام عصر (عج) را دارند، بلکه طی فرآیندی ابتدا فرمودند شاه باید برود سپس بحث رفراندوم و بعدا انتخابات خبرگان قانون و تصویب آن و سپس چینش ساختارها ذیل مدیریت کلان ولی فقیه. یعنی امام به دموکراسی و توسعه سیاسی غربی اصالت نداد و با آن مدارا نکرد و آن را اکل میته بکار نبرد بلکه بتدریج با حکمت برخاسته از متن ایمان اسلامی سعی کرد اولا فضا را به سوی تفکر در عالم دینی ببرد و اصالت عقل مدرن و غیر قدسی را کنار بزند سپس با آرامی و حادثه ساز و اتفاق محور کار نهاد سازی و تکمیل انقلاب را جلو بردند. هر چند من هم باور دارم دکتر داوری واقعا دغدغه خروج از ذیل مدرنیته بسوی تمدن برتر اسلامی را دارند و البته صبر و تانی را راهکار آن می دانند و قطعا من همنوا با ایشان هستم که ما به هر جهت با عقل مدرن و تکنیک معطوف به توسعه روبرو هستیم و حوالت تاریخی داریم و نمی شود از آن هم فرار کرد و انزوا و انفعال یا سلفی گری را برگزید، ولی با وجود حوالت تاریخی ما امکان تاریخ سازی و تغییر مناسبات را داریم و رویکرد ما نبایستی گزینش تکنیک و طرح های توسعه از دریچه و نگاه خود باشد و گزینشی یا شاید تلفیق بدین صورت کار کنیم، به نظرم همانطور که عرض شد ابتدا مسئله مستحدثه تمدن اسلامی و انقلاب را بشناسیم و عالم انسان دینی را مبنا بگذاریم سپس به نقد مدرنیته و عدم اصالت به جوهره و توسعه برخاسته از آن بپردازیم، وقتی اذهان و افکار بدون اصالت دادن به انسان ابزارساز مدرن و تمام ابعاد و روح مدرن، محوریت را عالم انسان دینی قرار داد به نظرم همانطور که فرموید چون انقلاب از جنس وجود است و تشکیک و مراتب دارد، در طول فرآیندی تدریجا اسباب و مکانیزم را حقیقتا متناسب با عقل و ادب و قلب قدسی می کند. ولی فی الحال توجه به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و اقتصاد مقاومتی واقعا افق متعالی و اثر گذار و بزنگاهی برای ماست که رهبر عزیز هم به آن تاکید دارند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز در افقی که انقلاب اسلامی مقابل ما گشوده است، چیزی جز پای‌گذاردن در توسعه را می‌یابم و معتقدم هرآنچه بر حضور تاریخیِ خود تأکید کنیم و با رفعِ موانع جلو برویم، نتیجه می‌گیریم و هراندازه به توسعه نزدیک شویم، فرصت‌ها را از دست می‌دهیم. با این‌همه حرف دکتر داوری آن است که این راه، نزدیک نیست و با آرزوهای مذهبی‌های احساساتی محقق نمی‌شود. و در جواب «دبیرخانه_هم‌اندیشی_علم_دینی » می‌فرماید آنچه را که شما نزدیک می‌بینید، من دور می‌بینم. اگر عنایت داشته باشید در نوشته‌ی «انقلاب اسلامی، جهانی بین دو جهان» در جایی عرض می‌شود از این‌جا به بعد بنده با جناب آقای دکتر داوری همراهی نمی‌کنم. با این‌همه باید در مورد انقلاب اسلامی به جهانی که بین دو جهان است، فکر کرد. در ضمن آقای دکتر داوری در جواب دو پرسشی که دبیرخانه_هم‌اندیشی_علم_دینی اخیراً از ایشان کرده‌اند جوابی داده‌اند که ما را در اندیشیدن به تاریخی که در آن هستیم، کمک می‌کند. جواب‌های ایشان را اگر پیام‌رسانی در ایتا دارید بفرمایید تا برایتان ارسال کنم. موفق باشید

26992

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد: چرا غالبا در خصوص دست نوشته یا دعایی که از آقای صمدی آملی در سوالها مطرح می شود شما می فرمایید (این مسایل با روحیه بنده سازگاری ندارد)؟ با توجه به اینکه ایشان شاگرد ارشد علامه حسن زاده املی هستند از شما می پرسم که جنابعالی به کدام ساحت نظر دارید که آنها ندارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند آن عزیزان برای بنده محترم‌اند، ولی در این‌که ذکری بگیرم و یا بدهم، ورودی نداشته‌ام و فکر می‌کنم روش سلوکی حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به این شکل نبوده است. موفق باشید

25775

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرانقدر: مستحضرید که مقام خلافت اللهی مختص مردان نیست و زنان هم می توانند گام در مسیر سلوک بگذارند. کما اینکه بسیاری از بانوان هم موفق به وصال شدند. حضرت زینب وقتی می فرماید «ما رأیت الا جمیلا» پرده از مقام بلند عرفانی خود برمی دارد؛ همانطور که درباره مادر بزرگوارش می گوییم «سیدة نساء العالمین». حال که چنین است به نظر شما زن در حال حاضر اگر استاد نداشت چگونه می تواند به کمال نهایی خود برسد. خواندن کتابهای عرفانی و عمل به آن مثل مقالات کافی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! زیرا به گفته‌ی آیت اللّه بهجت، علمِ تو استاد توست. موفق باشید

25454
متن پرسش
با سلام: اکر همه نفس همه جا حضور دارد پس چه فرقی بین نفس ابوسفیان و پیامبرصلی الله علیه و اله و سلم می باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ابوسفیان از نظر تکوینی از آن جهت که مجرد است در همه‌ی عوالم حاضر است ولی گرفتار خودش و توهّمات خودش می‌باشد. در حالی‌که نفس اولیاء الهی به نور الهی نظر دارند و به نور الهی در همه‌ی عوالم حاضرند و به زائر خود نیز نظر دارند و از برکات خود زائرشان را بهره‌مند می‌کنند. موفق باشید

25246
متن پرسش
سلام استاد: من رشته کارشناسی مهندسی مکانیک خواندم و با توجه به مناسب ندانستن این رشته برای یک زن در مقطع ارشد تصمیم به خواندن فلسفه اسلامی گرفتم اما الان که این رشته را خوانده ام به نظرم میاید این انتزاعیات دردی از مردم دوا نمی کند و نمی دانم چطور با این رشته می توانم خدمتی کنم و مدام فکر می کنم ای کاش رشته ای کاربردی تر همچون روانشناسی را خوانده بودم (گرچه مباحث غربی را قبول ندارم) اما لاقل با مدرک این رشته زمینه کار بیشتری برایم فراهم بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده، فلسفه‌ی صدرایی و پس از آن فلسفه‌ی غرب می‌تواند پشتوانه‌ی بسیاری از اندیشه‌هایی باشد که ما نیاز داریم دنبال کنیم حتی روان‌شناسی. بنابراین، این را به فال نیک بگیرید که وارد حوزه‌ی فلسفه شده‌اید. موفق باشید

24468

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: در سایت دیدم بعضی از دوستان راجع به استاد پناهیان سوال پرسیده بودن و .... مثلا موضوع مکارم اخلاقی که بعضی از دوستان گفته بودن استاد فلان گفته ...ایشون یه سخنرانی دارند که قسمتی ازش میگن: «اخلاق بدون خدا» یک فریب است؛ چون هیچ وقت به اوج نمی‌رسد و فراگیر نخواهد شد. رسول خدا (ص) برای اخلاق حداقلی مبعوث نشد، بلکه برای تکمیل اوج مکارم اخلاق آمد که همان خداپرستی است. راجع به ادله ضعف حدیث «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ» به لینک زیر رجوع شود. http://panahian.ir/post/3545 ممنون از استاد و همکارانشون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که «اخلاق بدون خدا» یک فریب است. موفق باشید

24002

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب! اگر در مسیر مبارزه با هوای نفس، عمل و ایمان قلبی در یک جهت نباشند؛ بدین معنی که مبارزه ای وجود دارد اما هنوز به آن معتقد نشده ایم آیا اثرات خود را دارد یا نوعی وانمود کردن است؟!گاهی در مبارزه با یک خصلت بد، آن خصلت هیچ گاه از بین نمی رود و موجب ناامیدی می شود مگر اینکه بدانیم همین میزان تلاش هم بی فایده نیست!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تغییر مسیر زندگی، آن رذائلْ میدانِ تأثیر خود را از دست می‌دهند و عملاً انسان از آن‌ها نجات می‌یابد. به تغییر مسیر زندگی فکر کنید. موفق باشید

23965

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید استاد این درسته که طبق فتوای مراجع گذشته افراد نباید بیشتر از حد نیازشون درآمد کسب می کردن؟ الان زمان ما آیا این حکم برقراره هنوز؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحثی نیست که نیاز به فتوا داشته باشد. این یک موضوعِ اخلاقی و انسانی است که انسان بیش از حدّ نیاز خود در امور دنیا تلاش نکند. زیرا در این مورد، هم عمر خود را باطل کرده است و هم زمینه‌ی فعالیت بقیه را از آن‌ها گرفته است. موفق باشید

نمایش چاپی