باسمه تعالی: سلام علیکم: حدّ اقل این افراد کتاب آقای بهنود را که هماکنون ایشان در لندن در جمع مخالفان انقلاب اسلامی هستند و در دستگاه نظام شاهنشاهی فعال بودهاند مطالعه کنند تا ببینند در آن نظام چه خبرهایی بودهاست. نام کتاب عبارت است از «از سید ضیاء تا بختیار». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بلی! امثال زعمایی همچون آیت اللّه سیستانی در موقعیتشان در کشور عراق، شکل دیگری باید عمل کنند ولی مقام معظم رهبری به عنوان زعیم کشور ما در شرایط دیگری هستند به صورت دیگری عمل میکنند، تفاوت در نوع نظامی است که مردم به آن رجوع دارند. وظیفهی ما با توجه به شرایطی که داریم با تبعیت از رهنمودهای مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» محقق میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حرف خوبی است 2- از سن بلوغ اگر انسان بتواند این کار را بکند خوب است ولی میبینید که شرایط اجازه نمیدهد. پس در اولین فرصت که شرایط مهیاست، انسان نباید معطل کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی به ایمیل جنابعالی ارسال شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً مستحضرید که بررسی این نوع سؤالات، مثنوی هفتاد من نیاز دارد. ۱. در این مورد خوب است جزوهی «ریشههای انقلاب» که روی سایت هست، مطالعه شود که ارادهی امام چه بود و هوشیاری دشمن برای به شکستکشاندنِ آن اراده تا کجا آمد. آری! امام خمینی نتوانستند آن وعدهها را محقق کنند ولی در رویارویی با فتنههای دشمن، انقلابْ امروز به وسعتی رسیده هزار برابر بیشتر از آنچه بنا بود باشد. ۲. در مورد اعدامهای منافقین، در جریان باشید که بعد از عملیات «مرصاد» معلوم شد آنها زندانی عادی نبودند. پروندههایی که از عملیات چلچراغ دشمن به دست آمد، معلوم بود بسیاری از زندانیان جزیی از جریان برانداز بودهاند. ۳. آری! قتلهای زنجیرهای با نفوذیها و یا منحرفینی که در اطلاعات نفوذ کرده بودند انجام شد و کار بدی بود و به نظام، ضربه زد. مصاحبهی اخیر آقای یونسی و آقای مهدی نصیری در این رابطه مفید است. ۴. جریان دانشگاه همانطور که بعداً معلوم شد، جریان از پیشطراحی شده بود که پای نظام گذاشتند. ۶. خود بنده ناظر جریان اغتشاشات سال 98 بودم. کاملاً منافقین نفوذ کرده بودند و ارادهی براندازی داشتند و هیچ راهی جز برخورد محکم و جدّی نبود ۷. جریان نظرخواهی اخیر دانشگاه مریلند این مورد را تأیید نمیکند که مردم در کلیت از نظام سرخوردهاند. بیشتر اشکالات را در ضعف مدیریت میبینند و نه در کلیت نظام. ۹. به نظر بنده تلویزیون احتیاط های بیش از حدّی دارد و با نوعی تنگنظری همراه است. زیرا کسانی هستند که کلیت نظام را قبول دارند، ولی مثل ما فکر نمیکنند. اینها نیز باید در رسانهی ملی جایی داشته باشند. ۱۰. همینطور است که میفرمایید. ما هنوز در افقی که انقلاب اسلامی در این تاریخ گشوده است، ورود نکردهایم. به گفتهی آقای دکتر شهریار زرشناس، اشکال در حضور لیبرالها در نظام اقتصادی و فرهنگی و سیاسی ما است. ۱۱. باز هنوز متوجه نشدهایم که با ارادههای سست سیاسیون نمیتوان به طنابی آویزان شد که اینان ما را در چاه میبرند ولی توان بالاکشیدن آن را ندارند.
و همهی این امور حکایت از آن دارد که با انقلاب اسلامی، افق دیگری در پیش است و باید بعد از اینهمه تجربه به خود آییم و به راه دیگری فکر کنیم که بحمدلله خداوند از طریق انقلاب اسلامی، آن راه را در مقابل ما گشوده است و ما معنی گمشدهی خود را تنها در این راه میتوانیم پیدا کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر خوبی است ولی به نظر بنده اگر با رجوع به قرآن، ذیل تفسیر المیزان آن جدّیت را دنبال بفرمایید إنشاءالله نتیجهی خوبی خواهید گرفت. موفق باشید
سلام علیکم: فرموده بودید در پاسخ به یکی از پرسش های قبلی ام که یادداشت انقلاب اسلامی طلوع جهانی بین دو جهان را بخوانم و اگر نکته و ابهامی هست مطرح کنم. بعنوان ارادتمند و مطالعه کننده آن یادداشت نکات و سوالی بود که خدمتتان عرض می کنم: این جمله دکتر داوری به نظرم قابل نقد و تامل و بررسی است که تا زمانی که راه و منزل دیگری در افق آینده ظاهر نشود نمی توان از راه توسعه روگرداند یعنی وقتی چشم اندازی نباشد و مردمان به راه تجدد و نظام مصرف آن بستگی پیدا کرده باشند، انصاف نیست که خرد پشتوانه سیاست و اقتصاد جدید و علم بزرگ تکنولوژیک با بی باکی تحقیر شود. خب روی هر دو محور واقعا می شود بحثهای مفصل کرد ولی به نظرم چند مسئله است. آنجا که دکتر داوری می نویسند تا رویکردی غیر از توسعه غربی نیامده نباید چشم روی آن بست و فی الحال باید معطوف به آن طرح ریخت، با ایشان همسو و هم جهت نیستم. شاید این حرف در گام اول انقلاب و آنگاه که همچنان ما می خواستیم تمدن نوین اسلامی را در قالب مباحث نظری طرح کنیم و الگویی جدید و آنچنان گفتمان سازی نشده، بسیار صحیح و متقن بود ولی الان در گام دوم و شرایط کنونی من به تلقی شخصی خودم ما توانسته ایم در خودآگاهی و ایجاد افقی در شان تمدن جهانی توحیدی هر چند نه آنچنان گسترده نشان دهیم و یک شاهد مثالش واکنش بین المللی و همنوایی جهانی در شهادت حاج قاسم سلیمانی و هم رزمانش بود. در تمدن سازی حکمت عملی مقدم به حکمت نظری است و بایستی متناسب حکمت عمل حکمت نظر را در شئون مختلف به صحنه آورد و به نظرم اینکه اکنون مدارا با توسعه و تکنیک مدرن را پیشه می گریم حتی به شیوه اکل میته صحیح نیست. الحمدلله با وجود موانع و کاستی هایی که بود و همچنان تا حدوی هست امروز ما در عرصه های ویژه علوم انسانی با پیگیری حضرت آقا در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و سند چشم انداز اقتصاد مقاومتی توانسته ایم در مرحله تولید حکمت عملی و نظریه وارد شویم و اکنون راه آن است بصورت فرآیندی از ذیل توسعه و عقل متاثر توسعه گرایی بیرون شده و به جامعه توحیدی تمدن ساز بتدریج بیاندیشیم. خود امام وقتی انقلاب کردند نفرمودند که من همان اول قصد اتصال انقلاب با مدیریت ولی فقیه به حکومت حقه امام عصر (عج) را دارند، بلکه طی فرآیندی ابتدا فرمودند شاه باید برود سپس بحث رفراندوم و بعدا انتخابات خبرگان قانون و تصویب آن و سپس چینش ساختارها ذیل مدیریت کلان ولی فقیه. یعنی امام به دموکراسی و توسعه سیاسی غربی اصالت نداد و با آن مدارا نکرد و آن را اکل میته بکار نبرد بلکه بتدریج با حکمت برخاسته از متن ایمان اسلامی سعی کرد اولا فضا را به سوی تفکر در عالم دینی ببرد و اصالت عقل مدرن و غیر قدسی را کنار بزند سپس با آرامی و حادثه ساز و اتفاق محور کار نهاد سازی و تکمیل انقلاب را جلو بردند. هر چند من هم باور دارم دکتر داوری واقعا دغدغه خروج از ذیل مدرنیته بسوی تمدن برتر اسلامی را دارند و البته صبر و تانی را راهکار آن می دانند و قطعا من همنوا با ایشان هستم که ما به هر جهت با عقل مدرن و تکنیک معطوف به توسعه روبرو هستیم و حوالت تاریخی داریم و نمی شود از آن هم فرار کرد و انزوا و انفعال یا سلفی گری را برگزید، ولی با وجود حوالت تاریخی ما امکان تاریخ سازی و تغییر مناسبات را داریم و رویکرد ما نبایستی گزینش تکنیک و طرح های توسعه از دریچه و نگاه خود باشد و گزینشی یا شاید تلفیق بدین صورت کار کنیم، به نظرم همانطور که عرض شد ابتدا مسئله مستحدثه تمدن اسلامی و انقلاب را بشناسیم و عالم انسان دینی را مبنا بگذاریم سپس به نقد مدرنیته و عدم اصالت به جوهره و توسعه برخاسته از آن بپردازیم، وقتی اذهان و افکار بدون اصالت دادن به انسان ابزارساز مدرن و تمام ابعاد و روح مدرن، محوریت را عالم انسان دینی قرار داد به نظرم همانطور که فرموید چون انقلاب از جنس وجود است و تشکیک و مراتب دارد، در طول فرآیندی تدریجا اسباب و مکانیزم را حقیقتا متناسب با عقل و ادب و قلب قدسی می کند. ولی فی الحال توجه به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و اقتصاد مقاومتی واقعا افق متعالی و اثر گذار و بزنگاهی برای ماست که رهبر عزیز هم به آن تاکید دارند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز در افقی که انقلاب اسلامی مقابل ما گشوده است، چیزی جز پایگذاردن در توسعه را مییابم و معتقدم هرآنچه بر حضور تاریخیِ خود تأکید کنیم و با رفعِ موانع جلو برویم، نتیجه میگیریم و هراندازه به توسعه نزدیک شویم، فرصتها را از دست میدهیم. با اینهمه حرف دکتر داوری آن است که این راه، نزدیک نیست و با آرزوهای مذهبیهای احساساتی محقق نمیشود. و در جواب «دبیرخانه_هماندیشی_علم_دینی » میفرماید آنچه را که شما نزدیک میبینید، من دور میبینم. اگر عنایت داشته باشید در نوشتهی «انقلاب اسلامی، جهانی بین دو جهان» در جایی عرض میشود از اینجا به بعد بنده با جناب آقای دکتر داوری همراهی نمیکنم. با اینهمه باید در مورد انقلاب اسلامی به جهانی که بین دو جهان است، فکر کرد. در ضمن آقای دکتر داوری در جواب دو پرسشی که دبیرخانه_هماندیشی_علم_دینی اخیراً از ایشان کردهاند جوابی دادهاند که ما را در اندیشیدن به تاریخی که در آن هستیم، کمک میکند. جوابهای ایشان را اگر پیامرسانی در ایتا دارید بفرمایید تا برایتان ارسال کنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند آن عزیزان برای بنده محترماند، ولی در اینکه ذکری بگیرم و یا بدهم، ورودی نداشتهام و فکر میکنم روش سلوکی حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» به این شکل نبوده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر دو. بالاخره با خدا خلوت میکنیم تا به کمک عباداتمان، اُنس برقرار شود. ۲. بهترینِ آن، ساعتی قبل از اذان صبح است، نشد، هر وقت که پیش آمد. ۳. ساعتی کافی است. بستگی به حال خودتان دارد. ۴. در ابتدا مباحث معرفتی و تفسیر و نهج البلاغه و سپس سجدهی طولانی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار حرف درستی است. ما این روزها مصداق آن روایت را دیدیم و تجربه کردیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رقص سماع غیر از رقصی است که مورد نهیِ بعضی از فقها است. یادم نمیآید که حضرت امام آن نوع رقص را نفی کنند. فراموش نکنید که خود جناب مولوی یک فقیهِ مبرز است. البته چون ما نمیشناسیم آن حالت، چه حالتی است، نمیتوانیم نفی کنیم. همیشه حکم، مبتنی بر شناخت موضوع است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث علم خداوند که در میان باشد علمِ به همهی مخلوقات و نحوهی بودن آنها در میان است. لذا خداوند میداند چه موجودی در چه شرایطی میتواند شرّ باشد و لذا به ما میفرماید: به خدا پناه ببرید «من شرّ ما خلق». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتهی درستی است و همینطور که میفرمایید مسئولیت روحانیت چیزی بالاتر از امور سادهی اجرایی است. فکر میکنم اینکه حضرت امام بر اتحاد حوزه و دانشگاه تأکید داشتند، در همین راستا بود که عقل مدرن همراه با فهم دینی میتواند در این تاریخ، جهانی را بسازد که نه جهان گذشتهی ما است و نه جهان مدرنِ سکولار. ولی متأسفانه حوزههای ما آنطور که باید جایی برای عقلِ مدرن و خردِ توسعهیافتگی قائل نیستند. البته این روزها شرایط کمی تغییر کرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با فرض همین نکته، آن سؤال جواب داده شد. به نظر بنده خوب است با دقت آن جواب خوانده شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس انسان مراتبی دارد. یکی از مراتب آن، مرتبهی خیال است. واژهی عقده، واژهای است مربوط به علم روانشناسی، در اسلام واژهی ملکات را داریم که میتواند به نحوی به آن واژه نزدیک باشد هرچند که بالاخره در افق دیگری است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک ما در هر حال باید بندگی خدا باشد و آنچه برای ما ارزش دارد بندگی حضرت معبود است، با رعایت حرام و حلال الهی. چه کار داریم که از چه کسی بالاتر باشیم یا نباشیم! حضرت سجاد «علیهالسلام» به جایی میرسند که مییابند چه پروردگار خوبی دارند لذا اظهار میدارند: «و ربّی، أحسنُ ربّی». موفق باشید
تعالی: سلام علیکم: عقل متوجهی حقایق است و شهوت، نظر به وهمیاتِ خیالی دارد. مثل شهوت شهرت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید ما در تاریخ 200 سالهی خود، گرفتار نگاه غرب به همهچیزمان هستیم و به جهت سیطرهی چنین نگاهی نمیتوانیم جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی را که تقدیری است برای حضور خدا در مناسبات بشر و عبور از سکولاریته، درست درک کنیم. در حالیکه بر اساس تقدیر الهی باید به خدا رجوع کرد و جایگاه ولیّ فقیه در اینجا معنا دارد که چرا همهی کارها باید به نحوی به ایشان ختم شود از آن جهت که ولیّ فقیه کارشناس کشف حکم خدا است و این با دیکتاتوری که همهی کارها به نفس امّارهی او ختم میشود، متفاوت است. خوب است که به کتاب «انقلاب اسلامی، برونرفت از عالَم غربی» رجوع فرمایید. خوب است که سری هم به جواب سؤال شمارهی 20018 بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون گرفتار گناهان نیستند میتوانند تدبیر بدن را در حدّ دفع باکتریها ادامه دهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما وظیفه داریم دعا کنیم ولی در دعا اصرار ننماییم و زندگی خود را طوری تعریف نکنیم که اگر آن دعا مستجاب نشد، زندگی معنای خود را از دست بدهد زیرا ممکن است تقدیر الهی در عدم ازدواج کسی باشد ولی رحمت واسعهی حضرت حق از هیچ کس دریغ نمیشود. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد خواستم نظر شما را در مورد این متن بدانم و اگر توضیحی روشنگرانه تر داشته باشید بسیار مسرور می شوم. ممنون. زمانی که انسان دعا یا توبه می کند، در اصل خداوند به او نظر کرده و ظرفیتی را در شخص دیده که تمایل به برگشت شخص یا بسط وجود او دارد، حال آن شخص می تواند این نظر را ارج نهد یا نه. اگر جامعه و حال و روز یک ملت را مثل یک شخص در نظر بگیریم، که نقطه اوج صعود و نزول آن را فقط خدا می داند، بنابر این با نیل به هر کدام از این دو، نظری به جامعه جهت برگشت یا بسط بیشتر به آن می اندازد که بسته به پذیرش آن جامعه اگر رفتارجامعه تغییر کند شامل سنت (تغییری در حال جامعه ایجاد نشود مگر اینکه خودشان تغییر کنند) می شوند. در اینجا آن نقطه ای که شاید بتوان نامش را نقطه عطف گذاشت، آنجایی است که این کالبد جامعه برای دمیدن روح برگشت و توبه آماده می شود که چون تقدیر وظرفیت هر موجودی را خالق او فقط می داند پس فقط خداست که زمان ظهور را می داند. شاید امروز تک تک کجی ها و ناهنجاری ها و مشکلات دنیا را که هر کسی می تواند لیست بلند بالایی را از آن برشمرد، باید بنده آنها را ببینم و تکلیف خودم را با آنها روشن کنم تا آن ظرفیت ظهور ایجاد شود، و اینکه آیا می شود جامعه از این بدتر شود یا نه خدا فقط می داند. ۲. سوال از خدمتتان اینکه سوال کلی را در ذهن دارم که بطور مثال در مورد قنات آن را می پرسم، استاد عزیز مثلا در قدیم با آن جمعیت کم شاید می توانستند با قنات و... جوابگوی آب آن جمعیت باشند اما الان با این جمعیت نیازمند چیزهایی قوی تر از قنات و....هستیم، حال در مورد خوراک و پوشاک و حمل و نقل و... هم همینطور، خب این نحوه جوابگویی به سبک غربی هم که مورد قبول نیست حال آیا ما اگر بر اصالتهای انقلابی خود پایبند می ماندیم، آن روحی که بر جامعه حاکم میشد میتوانست ابزار متناسب این جمعیت را که غیر آنچه الان هست بسازد، همان روحی که شما در گفتارتان میفرمایید که باید بیاید و ظهور کند، همان چیزی که شیفتگان غرب آنرا وهمی و باورمندان به انقلاب و اسلام کلیتی از آنرا در حد اینکه این حال امروز نباید باشد می دانند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما باید ظرفیت های جهان را از یک طرف و انسانها را از طرف دیگر بشناسیم و در این زمان که زمان آخرالزمانیِ تاریخ است، به فکر جوابگویی به ابعاد متعالی و وسیع انسانها باشیم و موضوع دانش بنیان در امور، امر بسیار مهمی می باشد از آن جهت که با نظم و دقت و اندیشه زندگی را از یک طرف وسعت دهیم و از طرف دیگر عالمانه عمل کنیم. در مزار مبارک جناب شیخ بهایی به رفقا عرض شد معنای حقیقی شخصیت انسانهای دانش بنیان را میتوان در جناب شیخ بهائی ملاحظه کرد که چگونه ریاضیات و معماری و حکمت و عرفان را در خود جمع نمود و حاصل کار او آن نوع بناها و آن نوع تنظیم شبکه های آبرسانی در شهر اصفهان بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دروس رسمی را با جدّیت دنبال کنید، زیرا سرفصل آن دروس را انسانهای آگاه به مسائل تربیتی امروز بشر تنظیم کردهاند. در کنار آن اگر بتوانید ادبیات عرب را در خود رشد دهید، برای فهم زبان قرآن و روایت بسیار کارساز است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث حساسی است. در اینکه به هر دلیلی حقوق اهلالبیت«علیهمالسلام» که حق الله و حق النّاس است توسط خلفا بهخصوص خلیفهی دوم زیر پا گذاشته شده، بحثی نیست و غفلت از آن ظلمها و نادیدهگرفتن جسارت های خلیفهی دوم، غفلت از حقوق اهلالبیت «علیهمالسلام» است که هرگز نباید از آن کوتاه آمد؛ موجب میشود نور ایمان از قلب انسان فرو کاسته شود. ولی همانطور که فرمودید نباید مواردی را در راستای تقابل با اهل سنت به میان آورد که مسئلهی امروز ما نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر نخواندهاید «سیه رویی ز ممکن در دو عالم / جدا هرگز نشد والله اعلم»؟ بنابراین ممکنالوجود در ذات خود هیچ است هیچ، هرچه هست ظهور انوار الهی است که در وجه امکانیِ موجودات به ظهور میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه بنده احساس میکنم در سالهای اخیر، ارتباطها بعضا لازم نیست. پیشنهاد بنده آن است که برنامهای جهت امور خود حتی ارتباطات داشتهباشید تا تصمیمهای بزرگی جهت مطالعات جدی در شما ایجاد شود. موفق باشید
