باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم بعد از مطالعهی کتاب «خویشتن پنهان» با مطالعهی کتاب «معاد» و شرح صوتی آن در معرفت نفس تعمق بیشتری برایتان حاصل میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رقص سماع غیر از رقصی است که مورد نهیِ بعضی از فقها است. یادم نمیآید که حضرت امام آن نوع رقص را نفی کنند. فراموش نکنید که خود جناب مولوی یک فقیهِ مبرز است. البته چون ما نمیشناسیم آن حالت، چه حالتی است، نمیتوانیم نفی کنیم. همیشه حکم، مبتنی بر شناخت موضوع است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. انجام واجبات، نمازهای نافله و اگر فرصت شد مناجات شعبانیه. بد نیست به شرح صوتی آن نیز توجه بشود. ۲. سیر مطالعاتی سایت بهخصوص دقت در «ده نکته در معرفت نفس» إنشاءاللّه موجب عمیقترشدنِ عباداتتان میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث علم خداوند که در میان باشد علمِ به همهی مخلوقات و نحوهی بودن آنها در میان است. لذا خداوند میداند چه موجودی در چه شرایطی میتواند شرّ باشد و لذا به ما میفرماید: به خدا پناه ببرید «من شرّ ما خلق». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. معنی آیه را اینطور در نظر بگیرید که حضرت حق را اسماء حسنایی است و رزاقبودن او نیز که در دل ربوبیت او میباشد جزء اسماء حسنای اوست. ۲. شما اگر بیمار باشید و اگر بگویید «یا اللّه»، حضرت اللّه با اسمِ شافی به سراغ شما میآید. ۳. با «یا اللّه»، کار را جلو ببرید. ۴. «یا ربّ» خوب است به شرطی که خودتان هم تلاش کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال خود حضرت حق فرمود: «وسعت رحمتی، غضبی» و رحمت خود را بر غضب خود رجحان و برتری داد. از طرفی به نوجوانان باید فهماند در اثر ارتکاب گناه، از رحمت حق محروم میشوند. مباحثی که در کتاب «آشتی با خدا» به میان آمده است و قبل از آن کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» میتواند تذکری برای آنان باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با فرض همین نکته، آن سؤال جواب داده شد. به نظر بنده خوب است با دقت آن جواب خوانده شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به سخن آن سردار حکیم دقت میکردید ایشان پایان خلافت داعش را خبر دادند، نه پایان حضور فرقهی داعشی را. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوعی است که مسئولان شهر باید در موردش فکر کنند که چگونه حق داشتهاند و حق دارند طوری شهر اصفهان را گسترش دهند تا آبی که برای کشاورزان شرق اصفهان است به کسانی داده شود که از راه رسیدهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک ما در هر حال باید بندگی خدا باشد و آنچه برای ما ارزش دارد بندگی حضرت معبود است، با رعایت حرام و حلال الهی. چه کار داریم که از چه کسی بالاتر باشیم یا نباشیم! حضرت سجاد «علیهالسلام» به جایی میرسند که مییابند چه پروردگار خوبی دارند لذا اظهار میدارند: «و ربّی، أحسنُ ربّی». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً هرچه جامعیت پیامبران بیشتر باشد، کثرت اسماء به وحدت سیر میکند. مثل آنکه در مورد پیامبر حضرت حق میفرماید: «قل هذه سبیلی ادعوا إلی اللّه» یعنی بگو راهِ من این است که به حضرت اللّه دعوت کنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان این مسائل نیستم ولی در اینکه امروز ما سخن مولایمان حضرت صاحب الزمان«علیهالسلام» را از زبان رهبر انقلاب میشنویم، هیچ شکی نداریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رفیق! مگر میشود مطالعه تفسیر قرآن را رها کنی و با سؤال و جواب، تفسیر آیات را بیابی؟!!! نکتهای در جواب سؤال شمارهی 19440 در این مورد عرض شد خوب است به آن جواب رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید فعلاً خوب است که در دو جبههی معرفتی و زمانشناسی کار شود. مسیر معرفتی را بعد از «برهان صدیقین» با مباحث معاد و شرح صوتی آن ادامه دهند و زمانشناسی را با مباحث «انقلاب اسلامی» از کتاب «انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی» تا کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» دنبال کنند تا إنشاءاللّه کار به مباحث قرآنی بکشد. بهخصوص اگر بتوانند سری به بحثی که در رابطه با سورهی آلعمران شده است بزنند که شروع خوبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حدّ اقل این افراد کتاب آقای بهنود را که هماکنون ایشان در لندن در جمع مخالفان انقلاب اسلامی هستند و در دستگاه نظام شاهنشاهی فعال بودهاند مطالعه کنند تا ببینند در آن نظام چه خبرهایی بودهاست. نام کتاب عبارت است از «از سید ضیاء تا بختیار». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامهی طباطبایی «رحمةاللّهعلیه» ذیل آیهی ۲۰۰ آلعمران بحث مفصلی دارند مبنی بر آنکه جامعه به خودی خود شخصیت خاص خود را دارد. هایدگر هم با طرح «اعصار وجود» مینمایاند که «وجود» در هر عصری به صورت خاصی ظهور میکند و تاریخ و جامعهی خاصی به ظهور میآید. موفق باشید
سلام علیکم: فرموده بودید در پاسخ به یکی از پرسش های قبلی ام که یادداشت انقلاب اسلامی طلوع جهانی بین دو جهان را بخوانم و اگر نکته و ابهامی هست مطرح کنم. بعنوان ارادتمند و مطالعه کننده آن یادداشت نکات و سوالی بود که خدمتتان عرض می کنم: این جمله دکتر داوری به نظرم قابل نقد و تامل و بررسی است که تا زمانی که راه و منزل دیگری در افق آینده ظاهر نشود نمی توان از راه توسعه روگرداند یعنی وقتی چشم اندازی نباشد و مردمان به راه تجدد و نظام مصرف آن بستگی پیدا کرده باشند، انصاف نیست که خرد پشتوانه سیاست و اقتصاد جدید و علم بزرگ تکنولوژیک با بی باکی تحقیر شود. خب روی هر دو محور واقعا می شود بحثهای مفصل کرد ولی به نظرم چند مسئله است. آنجا که دکتر داوری می نویسند تا رویکردی غیر از توسعه غربی نیامده نباید چشم روی آن بست و فی الحال باید معطوف به آن طرح ریخت، با ایشان همسو و هم جهت نیستم. شاید این حرف در گام اول انقلاب و آنگاه که همچنان ما می خواستیم تمدن نوین اسلامی را در قالب مباحث نظری طرح کنیم و الگویی جدید و آنچنان گفتمان سازی نشده، بسیار صحیح و متقن بود ولی الان در گام دوم و شرایط کنونی من به تلقی شخصی خودم ما توانسته ایم در خودآگاهی و ایجاد افقی در شان تمدن جهانی توحیدی هر چند نه آنچنان گسترده نشان دهیم و یک شاهد مثالش واکنش بین المللی و همنوایی جهانی در شهادت حاج قاسم سلیمانی و هم رزمانش بود. در تمدن سازی حکمت عملی مقدم به حکمت نظری است و بایستی متناسب حکمت عمل حکمت نظر را در شئون مختلف به صحنه آورد و به نظرم اینکه اکنون مدارا با توسعه و تکنیک مدرن را پیشه می گریم حتی به شیوه اکل میته صحیح نیست. الحمدلله با وجود موانع و کاستی هایی که بود و همچنان تا حدوی هست امروز ما در عرصه های ویژه علوم انسانی با پیگیری حضرت آقا در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و سند چشم انداز اقتصاد مقاومتی توانسته ایم در مرحله تولید حکمت عملی و نظریه وارد شویم و اکنون راه آن است بصورت فرآیندی از ذیل توسعه و عقل متاثر توسعه گرایی بیرون شده و به جامعه توحیدی تمدن ساز بتدریج بیاندیشیم. خود امام وقتی انقلاب کردند نفرمودند که من همان اول قصد اتصال انقلاب با مدیریت ولی فقیه به حکومت حقه امام عصر (عج) را دارند، بلکه طی فرآیندی ابتدا فرمودند شاه باید برود سپس بحث رفراندوم و بعدا انتخابات خبرگان قانون و تصویب آن و سپس چینش ساختارها ذیل مدیریت کلان ولی فقیه. یعنی امام به دموکراسی و توسعه سیاسی غربی اصالت نداد و با آن مدارا نکرد و آن را اکل میته بکار نبرد بلکه بتدریج با حکمت برخاسته از متن ایمان اسلامی سعی کرد اولا فضا را به سوی تفکر در عالم دینی ببرد و اصالت عقل مدرن و غیر قدسی را کنار بزند سپس با آرامی و حادثه ساز و اتفاق محور کار نهاد سازی و تکمیل انقلاب را جلو بردند. هر چند من هم باور دارم دکتر داوری واقعا دغدغه خروج از ذیل مدرنیته بسوی تمدن برتر اسلامی را دارند و البته صبر و تانی را راهکار آن می دانند و قطعا من همنوا با ایشان هستم که ما به هر جهت با عقل مدرن و تکنیک معطوف به توسعه روبرو هستیم و حوالت تاریخی داریم و نمی شود از آن هم فرار کرد و انزوا و انفعال یا سلفی گری را برگزید، ولی با وجود حوالت تاریخی ما امکان تاریخ سازی و تغییر مناسبات را داریم و رویکرد ما نبایستی گزینش تکنیک و طرح های توسعه از دریچه و نگاه خود باشد و گزینشی یا شاید تلفیق بدین صورت کار کنیم، به نظرم همانطور که عرض شد ابتدا مسئله مستحدثه تمدن اسلامی و انقلاب را بشناسیم و عالم انسان دینی را مبنا بگذاریم سپس به نقد مدرنیته و عدم اصالت به جوهره و توسعه برخاسته از آن بپردازیم، وقتی اذهان و افکار بدون اصالت دادن به انسان ابزارساز مدرن و تمام ابعاد و روح مدرن، محوریت را عالم انسان دینی قرار داد به نظرم همانطور که فرموید چون انقلاب از جنس وجود است و تشکیک و مراتب دارد، در طول فرآیندی تدریجا اسباب و مکانیزم را حقیقتا متناسب با عقل و ادب و قلب قدسی می کند. ولی فی الحال توجه به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و اقتصاد مقاومتی واقعا افق متعالی و اثر گذار و بزنگاهی برای ماست که رهبر عزیز هم به آن تاکید دارند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز در افقی که انقلاب اسلامی مقابل ما گشوده است، چیزی جز پایگذاردن در توسعه را مییابم و معتقدم هرآنچه بر حضور تاریخیِ خود تأکید کنیم و با رفعِ موانع جلو برویم، نتیجه میگیریم و هراندازه به توسعه نزدیک شویم، فرصتها را از دست میدهیم. با اینهمه حرف دکتر داوری آن است که این راه، نزدیک نیست و با آرزوهای مذهبیهای احساساتی محقق نمیشود. و در جواب «دبیرخانه_هماندیشی_علم_دینی » میفرماید آنچه را که شما نزدیک میبینید، من دور میبینم. اگر عنایت داشته باشید در نوشتهی «انقلاب اسلامی، جهانی بین دو جهان» در جایی عرض میشود از اینجا به بعد بنده با جناب آقای دکتر داوری همراهی نمیکنم. با اینهمه باید در مورد انقلاب اسلامی به جهانی که بین دو جهان است، فکر کرد. در ضمن آقای دکتر داوری در جواب دو پرسشی که دبیرخانه_هماندیشی_علم_دینی اخیراً از ایشان کردهاند جوابی دادهاند که ما را در اندیشیدن به تاریخی که در آن هستیم، کمک میکند. جوابهای ایشان را اگر پیامرسانی در ایتا دارید بفرمایید تا برایتان ارسال کنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند آن عزیزان برای بنده محترماند، ولی در اینکه ذکری بگیرم و یا بدهم، ورودی نداشتهام و فکر میکنم روش سلوکی حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» به این شکل نبوده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! زیرا به گفتهی آیت اللّه بهجت، علمِ تو استاد توست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ابوسفیان از نظر تکوینی از آن جهت که مجرد است در همهی عوالم حاضر است ولی گرفتار خودش و توهّمات خودش میباشد. در حالیکه نفس اولیاء الهی به نور الهی نظر دارند و به نور الهی در همهی عوالم حاضرند و به زائر خود نیز نظر دارند و از برکات خود زائرشان را بهرهمند میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده، فلسفهی صدرایی و پس از آن فلسفهی غرب میتواند پشتوانهی بسیاری از اندیشههایی باشد که ما نیاز داریم دنبال کنیم حتی روانشناسی. بنابراین، این را به فال نیک بگیرید که وارد حوزهی فلسفه شدهاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که «اخلاق بدون خدا» یک فریب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تغییر مسیر زندگی، آن رذائلْ میدانِ تأثیر خود را از دست میدهند و عملاً انسان از آنها نجات مییابد. به تغییر مسیر زندگی فکر کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحثی نیست که نیاز به فتوا داشته باشد. این یک موضوعِ اخلاقی و انسانی است که انسان بیش از حدّ نیاز خود در امور دنیا تلاش نکند. زیرا در این مورد، هم عمر خود را باطل کرده است و هم زمینهی فعالیت بقیه را از آنها گرفته است. موفق باشید
