باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ماهیت، حدّ وجود است و «وجود» از طریق آن خودْ را مینمایاند. و در همین رابطه است که هایدگر موجودات را روشنیگاهِ وجود معرفی میکند. ۲. نسبت هر موجود در نسبت به خدا، وَجهِ حقیقی آن است مثل درخت، و نسبت هر موجود در رابطه با انسان، وَجهِ اعتباری آن است مثل صندلی یا دیوار، که در نسبت با ما صندلیبودن صندلی و دیواربودن دیوار معنا میدهد. ۳. آنچه ما در خارج داریم «وجود» است و مراتب وجود و شدت و ضعف آن، لذا هر تقسیمبندی دیگر، ذهنی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. هرچه هست نتوانسته است از استادهایش و یا از مطالبی که خوانده است خوب فهم کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال شخص دوم هم فطرتی دارد که مطابق آن عمل نکرده و بالاخره وقتی با فطرت خود چه در این دنیا و چه در آن دنیا روبهرو شود، فشار آن اعمالی که مطابق شریعت نبوده است او را آزار میدهد. موفق باشید
تعالی: سلام علیکم: عقل متوجهی حقایق است و شهوت، نظر به وهمیاتِ خیالی دارد. مثل شهوت شهرت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که آقای زرشناس هم متوجهاند، هایدگر بهکلّی عقل غربی را نقد میکند و از این جهت به معارف دینی نزدیک میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتهی حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» آن تجلی موجب شد تا کوهِ أنانیتِ حضرت موسی«علیهالسلام» مندک گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مطمئن باشید حفظ عصمت اولیه و نزدیکنشدن به گناه، برکاتی دارد که هرگز نزدیکی به گناه و لذتهای پست آن، بویی از آن برکات و صفا ندارد. آری! صبر و مقاومت میخواهد و کار آسانی هم نیست، ولی اگر به خاطر خدا انجام شود نتایج آن فوقالعاده است و انسان را وارد جهانی دیگر میکند. ۲. پس از مدتی اگر بر صفای خود باقی بمانید، تأثیر آن عکس از بین میرود. ۳. به نظر میآید دنبالکردن فیلمهای نمایش خانگی برای آگاهی از اشکالات آنها، عمر برباد دادن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر دو. بالاخره با خدا خلوت میکنیم تا به کمک عباداتمان، اُنس برقرار شود. ۲. بهترینِ آن، ساعتی قبل از اذان صبح است، نشد، هر وقت که پیش آمد. ۳. ساعتی کافی است. بستگی به حال خودتان دارد. ۴. در ابتدا مباحث معرفتی و تفسیر و نهج البلاغه و سپس سجدهی طولانی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً نیز عرض شد برای طلاب خوب است که ابتدا شرح استاد یزدانپناه را دنبال فرمایند و بعداً نگاهی هم به عرایض بنده داشته باشند، بد نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود آیه روشن میکند که هرکس از یاد خدا رفت، شیطان کارش را در دست میگیرد. حال هر اندازه بیشتر از خدا غفلت کند، بیشتر میدان را به شیطان میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد به چیز قابل اعتمادی نرسیدهام مگر در رابطه روایاتی که از معصوم به ما رسیده است و تعداد اذکار را معلوم کردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. آری! انسان ابتدا رابطهی علت و معلول را به صورت علم حضوری در بین خود و حالات خود احساس میکند و آن را به امور بیرونی تعمیم میدهد. در این مورد نکاتی در جزوهی «فلسفهی غرب» در رابطه با نظر دیوید هیوم نسبت به علیت عرض شده است که عیناً برایتان کپی میگردد. موفق باشید
عليّت: هيوم در راستاى گرايش تجربى مسلكى اش كه فقط به دريافت هاى حس و مشاهده و تجربه اعتماد و باور دارد «عليت» يعنى رابطه علت و معلولى بين دو شىء را بالكل مردود مى داند مى گويد: در وهله اول مى بينيم همه اشيايى كه علت و معلول به شمار مى آيند «هم پهلو» هستند، در حالى كه چه بسا شيئى با شىء ديگر «هم پهلو» باشد ولى علت آن به شمار نيايد و اصلًا به چه دليل هر چيزى كه وجودش آغازى دارد بايد علتى هم داشته باشد؟ و چرا نتيجه مى گيريم چنين علتهاى خاص بايد چنين معلول هاى خاص را داشته باشند. يعنى چرا بايد اين معلولها را به خدا نسبت دهيم و چرا بايد خدا را علت اين معلولها بدانيم؟ ما چون بارها به تجربه «هم پهلويى» آتش و گرما را مشاهده كرده ايم يكى را علت و ديگرى را معلول مى دانيم. گويا هيوم فكر كرده است اعتقاد به علت بر اساس تجربه بوده است و آن هم تجربه حسى. و بعد هم گفته ما فقط «هم پهلويى» را مشاهده و تجربه كرده ايم و نه خود عليت را. و چون عليت را مشاهده نكرده ايم نمى پذيريم. در حالى كه در جواب هيوم بايد گفت: اولًا؛ اصل عليت يك اصل عقلى است كه از حقايق عينى نشأت گرفته است، مثل حركت و قانون عليت قضيه اى عقلى و علمى حصولى است كه از علم حضورى نفس به افعال خودش به دست آمده است. يعنى نفس امورى مثل اراده را در خودش به علم حضورى مى يابد كه سنخ وجود آن «تعلقى» يعنى قائم به غير است، و نفس به آن وجود مى دهد، ولى وجود نفس بستگى به آن اراده ندارد و پس از علم حضورى به رابطه اى كه بين نفس و فعل آن محقق است، عقل اين رابطه را تحليل مى كند و خصوصيات مصداق را ملغى كرده و ماهيت نفس و ماهيت اراده و زمان و مكانِ آن اراده را كنار مى گذارد و تنها به سنخ وجود نفس و اراده اش نظر مى كند و به حكم كلىِ عليّت مى رسد كه بر تمام مصداقهاى علت و معلول صادق است كه يكى عين نياز به ديگرى است و اولى علت است و دومى معلول. يعنى بر عكس ادعاى هيوم عليت از طريق مشاهده و تجربه مادى به دست نيامد كه صرفِ «هم پهلويى» تجربه شده باشد، بلكه در تجربه صرفاً مصداقهاى عليت مطرح مى شود و اگر خصوصيات واقعى علت و معلول بر آنها تطبيق كرد به عنوان علت و معلول پذيرفته مى شود. ثانياً عليت يك واقعت عينى است كه حس و عقل به وجود آن در عالم محسوس پى مى برند و همچنان كه حس و تجربه به تنهايى از حركت، فقط سكون هاى متوالى دريافت مى كردند، از عليت هم حس و تجربه به تنهايى فقط «هم پهلويى» و «تقارن بين دو شىء» را دريافت مى كنند و نه همه واقعيت عليت را هيوم بر اساس همان گرايش تجربى خود كه تنها مى خواهد آنچه را كه مشاهده و تجربه مى كند بپذيرد مى گويد: اصلًا به چه دليل هر چيزى كه وجودش آغازى دارد بايد علتى داشته باشد؟ يعنى چون علت را در كنار اين پديده كه وجودش آغازى دارد نمى يابيم، نمى پذيريم كه آن پديده نياز به علت دارد در حالى كه اگر وجودش آغاز دارد، يعنى عين بودن نيست، و بودنش از خودش نيست، چرا كه اگر بودنش و وجودش از خودش بود بايد بى آغاز موجود باشد در حالى كه آغاز دارد يعنى وجودش ذاتاً وابسته به غير است و عقل نمى پذيرد وجودى كه ذاتاً وجودش وابسته به غير است بدون علت باشد. مى گويد: ما چون به تجربه و مشاهده نيافته ايم كه هرچيز كه آغاز به بودن مى گذارد علتى دارد. پس اين يك باور است و چون بنا است زندگى انسانها امكان پذير باشد بايد به اين باورها اعتماد كرد. يعنى خود هيوم هم در زندگى به صرف دريافت هاى حسى نمى تواند زندگى كند، ولى به جاى اينكه بگويد به كمك استعدادى ديگر به نام عقل متوجه عليت مى شويم و زندگى بر اساس اعتماد به عليت يك زندگى عقلانى است مى گويد اعتقاد به وجود علت يك باور است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام معظم رهبری با نظر به هنرهای تجسمی، نظر خود را تغییر دادند به این دلیل که هنرهای تجسمی را مصداق مجسمهای که در روایات مطرح است، نمیدانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوبی کار همین است که با بازخوانی مجدد آن مطالب که قبلا معلومات شما بود و در موطن عقل پذیرفته شدهبود، بازخوانی شود تا از آنِ شما گردد و قلب آن را تصدیق کند. به همین جهت در قرآن داریم: «یا ایها الذین آمنوا آمِنوا» یعنی آن ایمان قبلی را با عمقِ بیشتر و با حضور بیشتر در خود شکل دهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رفقا به این فکر هستند. چشم، آدرسی را که دادید دنبال میکنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: طلب اُنس با حضرت معبود محبوب. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی جواب داده شده، به ایمیل خود سر بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم:غفلت بنیاسرائیل در همراهینکردنِ حضرت موسی «علیهالسلام» به جهت آن بود که جایگاه زعامتِ قدسی و الهی آن حضرت را برای هدایتِ تاریخی آن قوم در نیافتند. حال اگر هم در هر موقعیتی به خود میآمدند، در صورتی سر به سلامت میبردند که به جایگاهِ هدایت الهی آن حضرت نظر میانداختند وگرنه به جهت خلافکاریهای اطرافیان جناب عثمان به علی «علیهالسلام» برگشتن، ولی نه از آن جهت که آن حضرت مظهر هدایت الهی است، نتیجه نخواهد داد. باید همواره به زعیمِ الهی تاریخی خود فکر میکردند و «توبه» هم یعنی برگشت به زعیم از آن جهت که او مسیر هدایت الهی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم با مطالعهی کتاب «اسماء حسنی، دریچههای رجوع به حق» که بر روی سایت هست، جواب سؤالاتتان را در این مورد میگیرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. آنها بهخصوص کانت، به این نتیجه رسیدهاند که عقل انسانی قدرت درک حقیقت را به آن شکلی که در خارج است و در واقعیت وجود دارد؛ ندارد. لذا ما فقط آنچه در ذهن یا فنومن را داریم میتوانیم بپذیریم. از این جهت کانت به این نتیجه رسید که باید بیشتر به اخلاق پرداخت نه به اثبات یا نفیِ خداوند. و دکارت هم میگفت چون ما میتوانیم بینهایت را تصور کنیم و فقط کسی که بینهایت است میتواند این تصور را به ما بدهد، پس باید خدای بینهایتی وجود داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- معلوم نیست. زیرا ممکن است ما با همان ملکات حصولی خود که در عالم بیداری داریم در آنجا نیز بهسر ببریم 2- به نظر میآید همینطور است و این نکتهی مهمی است 3- از آنجایی که ذات از صفات جدا نیست، پس هرجا هر صفتی یا اسمی باشد، ذات با همهی اسماء در آنجا حاضر است. مفصل این موضوع را حضرت امام در کتاب ارزشمند «مصباح الهدایه» مطرح فرمودهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند با نیّت ما با ما روبهرو میشود و جواب نیّتهای ما را میدهد. موفق باشید
