بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
23383
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: ۱. استاد جان در مورد ماهیت درست است که بگوییم ماهیت مرتبه وجود را مشخص می کند؟ به عنوان مثال در مورد ماهیت درخت بگوییم ماهیتش این است که امکان رشد و نمو دارد ولی امکان حرکت حسی و ارادی ندارد؟ ۲. استاد جان معیار تمییز پدیده های واقعی و حقیقی از پدیده های اعتباری در خارج چیست؟ مثلا چرا دیوار اعتباری است و درخت حقیقی؟ ۳. استاد جان اگر جوهر و عرض یک تحلیل عقلی است و در خارج قابل تمییز از هم نیستند پس تقسیم بندی جوهر به مجرد و مادی چه معنا دارد؟ مگر جوهر صرفا یک تحلیل دهنی نیست پس مجرد و مادی بودن در مورد یک تحلیل ذهنی به چه معناست؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ماهیت، حدّ وجود است و «وجود» از طریق آن خودْ را می‌نمایاند. و در همین رابطه است که هایدگر موجودات را روشنی‌گاهِ وجود معرفی می‌کند. ۲. نسبت هر موجود در نسبت به خدا، وَجهِ حقیقی آن است مثل درخت، و نسبت هر موجود در رابطه با انسان، وَجهِ اعتباری آن است مثل صندلی یا دیوار، که در نسبت با ما صندلی‌بودن صندلی و دیواربودن دیوار معنا می‌دهد. ۳. آن‌چه ما در خارج داریم «وجود» است و مراتب وجود و شدت و ضعف آن، لذا هر تقسیم‌بندی دیگر، ذهنی است. موفق باشید

23149

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: اساتید محمد مجتهد شبستری چه کسانی بوده اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. هرچه هست نتوانسته است از استادهایش و یا از مطالبی که خوانده است خوب فهم کند. موفق باشید

22957

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقت بخیر: در بحث مبارزه با نفس دچار ابهام شده ام! زمان هایی هست که جهاد با نفس اتفاق میفتد، بخاطر اینکه مدام به فکر این هستیم که گناهی انجام نشود یا خدا راضی باشد! در مقابل این نوع طرز رفتار کسی است که به خاطر بی ریا بودن و پاکی دل متوجه برخی گناهان نیست و به راحتی زندگی می کند. برای مثال در مورد نحوه ی برخورد با نامحرم؛ شخص اول همیشه مراقب است که حدود را نگه دارد و مرتب حواسش به گناه نکردن است! گویی روح متزلزلی دارد که همیشه باید مراقب او باشد! اما شخص دوم بخاطر اینکه دلش اصلا متوجه نامحرم و گناه نیست راحت برخورد می کند! منظور اینکه نامحرم بر روی او هیچ تاثیری ندارد! این قضیه در مورد تمامی معروف ها و منکرها صادق است! حال می خواهم بدانم کار اول ارزشی دارد یا اینکه شخص دوم به خدا نزدیک تر است؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال شخص دوم هم فطرتی دارد که مطابق آن عمل نکرده و بالاخره وقتی با فطرت خود چه در این دنیا و چه در آن دنیا روبه‌رو شود، فشار آن اعمالی که مطابق شریعت نبوده است او را آزار می‌دهد. موفق باشید

20607
متن پرسش
با سلام: مرز و ممیز شهوت و عقل چیست؟ از کجا بفهمیم هر کارمان عقلانی است یا شهوانی؟
متن پاسخ

 تعالی: سلام علیکم: عقل متوجه‌ی حقایق است و شهوت، نظر به وهمیاتِ خیالی دارد. مثل شهوت شهرت. موفق باشید

19283
متن پرسش
سلام علیکم: آقای دکتر زرشناس در کتاب درباره عقل مدرن می گویند که اتصال عقل متصل به منفصل فرایندی دارد که در عقل غربی و مدرن طی نشده و اساسا تاریخ عقل غربی تاریخ بی عقلی است. حال با این توضیحات شما چه امتیازی برای هایدگر قائل هستید و ایشان چه تمایزی با بقیه دارتد که حضرت عالی صحبت از عقل هایدگری می کنید و جایگاه آن را هم تا به این حد قابل توجه و تامل می دانید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که آقای زرشناس هم متوجه‌اند، هایدگر به‌کلّی عقل غربی را نقد می‌کند و از این جهت به معارف دینی نزدیک می‌گردد. موفق باشید

19033

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. در قضیه موسی و تجلی خدا به کوه، یعنی آن نحوه تجلی فراتر از توان موسی بود یا یک تجلی خاص وجود دارد که هیچکس توان مشاهده‌ش رو نداره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» آن تجلی موجب شد تا کوهِ أنانیتِ حضرت موسی«علیه‌السلام» مندک گردد. موفق باشید

27104
متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم: التماس دعا در ماه مبارک شعبان دارم، استاد می خواستم در بحث سیر و سلوک که این ماه ها هم بهترین اوقات برای آن است با شما موضوعی را در میان بگذارم گرچه مدت ها بود قصد داشتم ولی کمی خجالت می کشیدم، استاد تقریبا چند سال است که خیلی ویژه به مباحث دینی می پردازم از تفکر و مطالعه و ذکر و دعا و عبادت، گرچه قبلا هم تقریبا انسان مذهبی بودم ولی از بعد آشنایی با تفکرات شما به شدت دوستدار حضور در عالم دینی هستم، امسال ماه مبارک رجب هم سعی کردم نسبت به سال های قبل بیش تر به معنویات و عبادات بپردازم، ولی یک مانع جدی که بر سر راهم است، این است که قوه خیال و وهم خود را نمی توانم خیلی کنترل کنم، سن من حدود ۲۵ سال است و به علل گوناگونی نتوانسته ام که ازدواج کنم گرچه خیلی دوست دارم سریع تر ازدواج کنم ولی شرایط فراهم نیست، متاسفانه به شدت افکار جنسی بر من فشار وارد می کند، خیلی هم سعی می کنم بیکار نباشم، بیش از ۱۰ ساعت مطالعه و تفکر دارم ولی همین که موقع خواب یا استراحت می شود انگار أین افکار بر سر من فرو می ریزد، لذا آن لذت عبادات و تفکر و مطالعه را که دارم، بر من زهر می کند، نمی دانم مشکل از من است؟ احساس گناه می کنم البته این افکار، خدا را شکر باعث نشده به طرف گناه بروم، از طرفی مثلا برخی از خانواده ها و نزدیکان من، دچار افکار غلط هستند یا مثلا به خاطر دیدن فیلم های نمایش خانگی که بسیار مبتذل است یا گوش دادن به موسیقی های مبتذل، هر روز دارند حیایشان کم می شود و به انحراف می روند، من ناراحت می شوم، سعی می کنم از طریق مباحثی، آن ها را اصلاح کنم، مثلا می خواستم در مورد آسیب های این سریال ها تحقیق کنم در فضای مجازی، یکدفعه به صورت ناخواسته چشمم به عکس مستهجنی افتاد، از آن روز به بعد به شدت دارم اذیت می شوم، نمی دانم چه کار کنم؟ تصمیم گرفتم این کار را رها کنم، از طرفی غم نزدیکان را هم دارم که گرفتار این ها هستند. استاد به حق این روزها راهی جلوی من بگذارید. با تشکر و عذر خواهی به خاطر این که طولانی شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مطمئن باشید حفظ عصمت اولیه و نزدیک‌نشدن به گناه، برکاتی دارد که هرگز نزدیکی به گناه و لذت‌های پست آن، بویی از آن برکات و صفا ندارد. آری! صبر و مقاومت می‌خواهد و کار آسانی هم نیست، ولی اگر به خاطر خدا انجام شود نتایج آن فوق‌العاده است و انسان را وارد جهانی دیگر می‌کند. ۲. پس از مدتی اگر بر صفای خود باقی بمانید، تأثیر آن عکس از بین می‌رود. ۳. به نظر می‌آید دنبال‌کردن فیلم‌های نمایش خانگی برای آگاهی از اشکالات آن‌ها، عمر برباد دادن است. موفق باشید

26790

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ولادت مولا علی (ع) را تبریک میگیم و التماس دعا در این ایام عزیز داریم چند سؤال خدمت شما داشتم: ۱. خلوت داشتن و رفع خطورات در اسلام به عنوان یک عمل عبادی جایگاهی دارد یا به عنوان یک پیش زمینه جهت عبادات شرعی و سلوک و صفای باطن هست؟ ۲. اگر بخواهید توصیه ای به ما جوانان در خصوص نحوه و زمان این خلوت ها داشته باشید، چه زمان هایی بهتر است اختصاص بدیم، بعد از نماز ها، سحرها یا زمان دیگری؟ ۳. مدت زمان حدودی این خلوت ها چه مدتی باشد؟ (برای ما که سیر مطالعاتی تازه به مقالات آیت الله شجاعی رسیده) مثلا نیم ساعت یا یک ساعت زمان خیلی کمی است یا متناسب است؟ ۴. زمان خلوت دقیقا به چه امری مناسبه بگذرونیم، در حالت تلاش برای درک حضور و رفع خطورات، ذکر گفتن یا فکر کردن به شرح مباحث معرفتی شما؟ استاد، از اینکه وقتتون را می گیرم عذر میخوام، میدونم هر شخصی مناسب احوالاتش باید به این امور معنوی و سؤالاتی که پرسیدم اختصاص بده ولی یک زمانی حدود این امور یا شکل آنها هم برای ما ابهامه، انتظار داریم شما به عنوان پدر معنوی ما راه حل هایی پیش پایمان بگذارید. دعا گوی شما هستیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر دو. بالاخره با خدا خلوت می‌کنیم تا به کمک عبادات‌مان، اُنس برقرار شود. ۲. بهترینِ آن، ساعتی قبل از اذان صبح است، نشد، هر وقت که پیش آمد. ۳. ساعتی کافی است. بستگی به حال خودتان دارد. ۴. در ابتدا مباحث معرفتی و تفسیر و نهج البلاغه و سپس سجده‌ی طولانی. موفق باشید

26400

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیک استاد خدا قوت، استاد بنده مبانی و اصول عرفان نظری را با استاد امنی نژاد دنبال کردم و همچنین الان بحٍث مصباح الهدایه حضرت امام را با ایشان ادامه می دهیم به علاوه اینکه بنده در زمانی که شما مصباح الهدایه را شرح فرمودید آن را نیز دنبال کردم حال امروز در بحث فصوص و منازل صوت های شما را گرفتم اما از شما می خواستم مشورتی بگیرم که آیا صوت های فصوص و منازل شما زا دنبال کنم یا از جناب استاد یزدان پناه؟ بنا براین که گقتم شاید شما متناسب با دوستانی که غیر حوزوی هستند شرح فرمودید و شاید نیاز برای ما طلبه ها منظر دیگری از این مباحث باشد و یا اینکه نه همان شرح فصوص شما را دنبال کنیم؟ با تشکر .
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً نیز عرض شد برای طلاب خوب است که ابتدا شرح استاد یزدان‌پناه را دنبال فرمایند و بعداً نگاهی هم به عرایض بنده داشته باشند، بد نیست. موفق باشید

25805

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله: در آیه ۳۶ و ۳۷ سوره زخرف آن کسانی که که خداوند فرموده برای آنها شیطانی می گماریم که همراه وی باشد، دقیقا منظور چه کسانی است، آیا کلا منظور هرکسی که گناه کند منظور است یا نه کسانی که از شدت گناه شقی شده و در فساد غوطه ورند و به معنای واقعی کافرند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود آیه روشن می‌کند که هرکس از یاد خدا رفت، شیطان کارش را در دست می‌گیرد. حال هر اندازه بیشتر از خدا غفلت کند، بیشتر میدان را به شیطان می‌دهد. موفق باشید

24786

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: سرّ اعداد چیست؟ مثلا اینکه می گویند ذکر یا توّاب رو به فلان عدد بگوید تا به فلان خواسته برسید. نقش عدد چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد به چیز قابل اعتمادی نرسیده‌ام مگر در رابطه روایاتی که از معصوم به ما رسیده است و تعداد اذکار را معلوم کرده‌اند. موفق باشید

24556
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در مبحث معرفت شناسی در مسئله مطابقت بدیهیات اولیه با واقع جوابی که داده می شود آن است که: مفاهیم به کار رفته در اینها برگرفته از علم حضوری هستند. مثل هر معلولی احتیاج به علت دارد. آیا علم به خود این مسئله نیز که اثبات می شود برگرفته از علم حضوری اند، علم حصولی نیست؟ آیا دور باطل نمی شود؟ یا وقتی می گویند در قضیه هر معلول محتاج علت است با تحلیل مفهوم معلول این نتیجه می رسیم معلول موجودی است که نیاز به علت دارد و این از طریق علم حضوری یافت می شود پس با عالم خارج مطابقت دارد اگر سوال کنند که آنچه با علم حضوری یافت می شود شخصی است (وابستگی اراده به نفس) چگونه آن را تعمیم می دهیم؟ و در جواب گفته شود که از آن جهت که هر چیزی جز در مواردی که با علم حضوری مصداق بودن آن برای معلول ثابت است با برهان عقلی یافت شود که مصداق معلول است آن را تعمیم می دهیم. آیا این نیز خود علم حصولی نیست و دوباره دور باطل نیست؟ چگونه مسئله حل می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. آری! انسان ابتدا رابطه‌ی علت و معلول را به صورت علم حضوری در بین خود و حالات خود احساس می‌کند و آن را به امور بیرونی تعمیم می‌دهد. در این مورد نکاتی در جزوه‌ی «فلسفه‌ی غرب» در رابطه با نظر دیوید هیوم نسبت به علیت عرض شده است که عیناً برایتان کپی می‌گردد. موفق باشید

عليّت‏: هيوم در راستاى گرايش تجربى مسلكى‏ اش كه فقط به دريافت‏ هاى حس و مشاهده و تجربه اعتماد و باور دارد «عليت» يعنى رابطه علت و معلولى بين دو شى‏ء را بالكل مردود مى ‏داند مى‏ گويد: در وهله اول مى ‏بينيم همه اشيايى كه علت و معلول به شمار مى ‏آيند «هم‏ پهلو» هستند، در حالى‏ كه چه بسا شيئى با شى‏ء ديگر «هم‏ پهلو» باشد ولى علت آن به شمار نيايد و اصلًا به چه دليل هر چيزى كه وجودش آغازى دارد بايد علتى هم داشته باشد؟ و چرا نتيجه مى‏ گيريم چنين علت‏هاى خاص بايد چنين معلول‏ هاى خاص را داشته باشند. يعنى چرا بايد اين معلول‏ها را به خدا نسبت دهيم و چرا بايد خدا را علت اين معلول‏ها بدانيم؟ ما چون بارها به تجربه «هم ‏پهلويى» آتش و گرما را مشاهده كرده‏ ايم يكى را علت و ديگرى را معلول مى‏ دانيم. گويا هيوم فكر كرده است اعتقاد به علت بر اساس تجربه بوده است و آن هم تجربه حسى. و بعد هم گفته ما فقط «هم‏ پهلويى» را مشاهده و تجربه‏ كرده ‏ايم و نه خود عليت را. و چون عليت را مشاهده نكرده‏ ايم نمى ‏پذيريم. در حالى‏ كه در جواب هيوم بايد گفت: اولًا؛ اصل عليت يك اصل عقلى است كه از حقايق عينى نشأت گرفته است، مثل حركت و قانون عليت قضيه ‏اى عقلى و علمى حصولى است كه از علم حضورى نفس به افعال خودش به‏ دست آمده است. يعنى نفس امورى مثل اراده را در خودش به علم حضورى مى‏ يابد كه سنخ وجود آن «تعلقى» يعنى قائم به غير است، و نفس به آن وجود مى‏ دهد، ولى وجود نفس بستگى به آن اراده ندارد و پس از علم حضورى به رابطه ‏اى كه بين نفس و فعل آن محقق است، عقل اين رابطه را تحليل مى‏ كند و خصوصيات مصداق را ملغى كرده و ماهيت نفس و ماهيت اراده و زمان و مكانِ آن اراده را كنار مى‏ گذارد و تنها به سنخ وجود نفس و اراده اش نظر مى ‏كند و به حكم كلىِ عليّت مى ‏رسد كه بر تمام مصداق‏هاى علت و معلول صادق است كه يكى عين نياز به ديگرى است و اولى علت است و دومى معلول. يعنى بر عكس ادعاى هيوم عليت از طريق مشاهده و تجربه مادى به دست نيامد كه صرفِ «هم‏ پهلويى» تجربه شده باشد، بلكه در تجربه صرفاً مصداق‏هاى عليت مطرح مى‏ شود و اگر خصوصيات واقعى علت و معلول بر آن‏ها تطبيق كرد به عنوان علت و معلول پذيرفته مى‏ شود. ثانياً عليت يك واقعت عينى است كه حس و عقل به وجود آن در عالم محسوس پى مى ‏برند و همچنان‏ كه حس و تجربه به تنهايى از حركت، فقط سكون‏ هاى متوالى دريافت مى ‏كردند، از عليت هم حس و تجربه به تنهايى فقط «هم‏ پهلويى» و «تقارن بين دو شى‏ء» را دريافت مى‏ كنند و نه همه واقعيت عليت را هيوم بر اساس همان گرايش تجربى خود كه تنها مى‏ خواهد آنچه را كه مشاهده و تجربه مى ‏كند بپذيرد مى‏ گويد: اصلًا به چه دليل هر چيزى كه وجودش آغازى دارد بايد علتى داشته باشد؟ يعنى چون علت را در كنار اين پديده كه وجودش آغازى دارد نمى ‏يابيم، نمى ‏پذيريم كه آن پديده نياز به علت دارد در حالى‏ كه اگر وجودش آغاز دارد، يعنى عين بودن نيست، و بودنش از خودش نيست، چرا كه اگر بودنش و وجودش از خودش بود بايد بى ‏آغاز موجود باشد در حالى‏ كه آغاز دارد يعنى وجودش ذاتاً وابسته به غير است و عقل نمى ‏پذيرد وجودى كه ذاتاً وجودش وابسته به غير است بدون علت باشد. مى‏ گويد: ما چون به تجربه و مشاهده نيافته‏ ايم كه هرچيز كه آغاز به بودن مى‏ گذارد علتى دارد. پس اين يك باور است و چون بنا است زندگى انسان‏ها امكان پذير باشد بايد به اين باورها اعتماد كرد. يعنى خود هيوم هم در زندگى به صرف دريافت‏ هاى حسى نمى ‏تواند زندگى كند، ولى به جاى اين‏كه بگويد به كمك استعدادى ديگر به نام عقل متوجه عليت مى‏ شويم و زندگى بر اساس اعتماد به عليت يك زندگى عقلانى است مى‏ گويد اعتقاد به وجود علت يك باور است.

23857

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید سوالی پرسیدم اما جوابش رو ندیدم. اینکه برای مطالعه ی المیزان روزانه چقدر وقت بذاریم و کلا ملاک میزان وقت گذاشتن روزانه برای اینطور مباحث چیه؟ سوال دوم هم اینکه چرا با وجود این روایات در مورد مجسمه و اینکه فتوای همه ی مراجع تحریم مجسمه هست رهبر فتوای حلالیت اون رو دادن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام معظم رهبری با نظر به هنرهای تجسمی، نظر خود را تغییر دادند به این دلیل که هنرهای تجسمی را مصداق مجسمه‌ای که در روایات مطرح است، نمی‌دانند. موفق باشید

23773

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من تا ۱۸ سالگی مباحث اعتقادی کار کردم مثل ده نکته از معرفت النفس و حرکت جوهری و بعد از این کتاب معرفت النفس آقای حسن زاده. هر هفته هیات مسجد و تو اون سن به فکر سیر و سلوک به خاطر کنکور از مباحث جدا شدم و یواش یواش همون عقیده ها رو حفظ کردم ولی در عمل کم آوردم و تا زمانی ادامه پیدا کرده که الان به همه چیز شک دارم و اون وقایعی هم که بدیهی هست و در فکر قبول کردم رو با دل نمی پذیرم. بهتره بگم اون چند سال هم به خودم تحمیل کرده بودم و با دل قبول نکرده بودم. الان آزارم میده این وضعیت. چطور خودم رو اروم کنم؟ چه کتابی بخونم که درستم کنه؟ یک راهی به من نشون بدید که از برزخ خلاص شم و قدرت پیدا کنم تا جلوی نفسی که مانع از پذیرش و عمل به حق شده بایستم. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوبی کار همین است که با بازخوانی مجدد آن مطالب که قبلا معلومات شما بود و در موطن عقل پذیرفته شده‌بود، بازخوانی شود تا از آنِ شما گردد و قلب آن را تصدیق کند. به همین جهت در قرآن داریم:‌ «یا ایها الذین آمنوا آمِنوا» یعنی آن ایمان قبلی را با عمقِ بیشتر و با حضور بیشتر در خود شکل دهید. موفق باشید

23693

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و رحمت خدا: ممنون از زحمات شما، خدا خیرتون بده بنده خیلی دوست دارم تمام سوال و جواب ها رو بشینم بخونم اما خیلی تعدادش زیاد هست، امکان داره یک روزی در قالب کتاب و گلچین شده چاپ کنید؟ خیلی دوستتون دارم استاد همیشه دعاتون می کنم و بهتون مدیون هستم. بنده حقیر ادمین مجموعه عرفانِ اسلامی هستم خوشحال میشم به کانال ها سر بزنید و نظر شما رو بدونم در مورد محتوا ✅ eitaa.com/lahootiyan_ir ✅ telegram.me/lahootiyan1 Admin : lahootiyan313
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رفقا به این فکر هستند. چشم، آدرسی را که دادید دنبال می‌کنم. موفق باشید

23590

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقتی امام سجاد می فرمایند: «انا اقل الاقلین و اذل الاذلین» و گریه می کند از این گریه چه طلبی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طلب اُنس با حضرت معبود محبوب. موفق باشید

23353

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام استاد عزیز سوال 23347 را پاسخ نداده اید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی جواب داده شده، به ایمیل خود سر بزنید. موفق باشید

 

23118
متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: در این شرایط چگونه راه را تشخیص دهیم؟ در باره عجل و جسد و خوار از محضرتان سوالی شد که به زیبایی پاسخ دادید: «حقیقتاً خداوند ملت‌ها را بعد از به‌ظهورآوردنِ حقیقت آزمایش می‌کند و در فتنه می‌اندازد تا معلوم شود آیا بر عهد گذشته هنوز باقی‌اند و فرعونی فکر می‌کنند، چون فرعون بت‌پرست بود، یا الهی فکر می‌نمایند؟ خوار آن گوساله، صدایی بود کاملاً شبیه یک موجود زنده و امتحانِ سختی بود. وعده‌ی رفاه می‌دهند در حالی‌که حقیقت ندارد. رفاه را باید در بستر رحمت واسعه‌ی الهی پیدا کرد و نه در بستر گوساله‌ای مثل فرهنگ غرب.» اینجا سوال دیگری مطرح است فضای فکری و سوال خود را می نویسم مواردی که لازم به اصلاح هست را نیز بفرمایید البته مهمترین چیز پاسخ سواله ۱. برای شخصی که بینش صحیح توحیدی دارد قبل از فتنه گوساله مشخص است که چه افرادی در نبود حضرت موسی (ع) گوساله پرست می شوند و چه افرادی در راه حق باقی خواهند ماند سوال این است که گمراهان چه مواجهه غلطی با حضرت موسی (ع) داشتند که به چنین سرانجامی دچار شدند اشتباه کارشان کجا بود؟ متناسب با این سوال دو تا سوال مطرح میشه که دونستن جواب اینها هم برام مهمه: الف ) فرض بگیریم شخصی هستیم که ایمان نصفه نیمه ای داریم و در معرض فتنه و دو راهی انتخاب هارون علیه السلام و یا گوساله سامری قرار گرفتیم آن چشم روشن را هم نداریم که بسادگی نور و حقانیت حضرت هارون (ع) را ببینیم در این دو راهی باید چه کار کنیم که حق را تشخیص دهیم؟ جواب احتمالی: شاید عملی، دعایی چیزی که از خدا بخواهیم و نتیجه آن برای ما حجت باشد. ب) فرض کنیم به هر دلیل اشتباهی در فتنه فرو رفتیم و گمان کردیم گوساله پرستی حق است در این شرایط در اواسط کار به حقانیت خود در گوساله پرستی شک کردیم خواستیم از کار خود مطمئن یا منصرف شویم در این شرایط دومی باید چکار کنیم که حق را تشخیص دهیم عملی که نتیجه آن برای ما حجیت داشته باشد. دوباره مثل قبل عملی دعایی چیزی در مورد سوال اول بنظرم می رسه شخص باید از پیامبر الهی برای روشن شدن عقل خود و چشم دل خود کمک می گرفت ولی این کار رو نکرد و همه جا حضرت موسی (ع) بجای او دید و بلکه با ولایت خود او را بسمت خیر سوق داد و از بدی باز داشت حال با وجود ظاهر الصلاح بودن با حذف حضرت موسی (ع) از شخصیت چنین فردی این شخص به ذلت خواهد افتاد، این مورد همه جا دیده میشه شخصی که تحت ولایت استادی هست و از وضعیت حال خودش برای خود خیالاتی داره ولی بعد از حذف استادش ولایت الهی از دستش میره و معلومه جایگزینش چه چیزی خواهد بود، و یا زمانی که از خداوند یک گشایش عمومی در کار همه بوجود میاره در پرتو اون گشایش بسیاری به راه حق می رن ولی بعد مدتی اون گشایش عمومی برچیده می شه و اون حالی که اون موقع داشتی هرگز بدست نمیاریم. (در این مورد فضای فکر خود را بیان کردم تا مواردی که ازشون غفلت شده و خطا ها و اشتباهات رو بیان کنید)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:غفلت بنی‌اسرائیل در همراهی‌نکردنِ حضرت موسی «علیه‌السلام» به جهت آن بود که جایگاه زعامتِ قدسی و الهی آن حضرت را برای هدایتِ تاریخی آن قوم در نیافتند. حال اگر هم در هر موقعیتی به خود می‌آمدند، در صورتی سر به سلامت می‌بردند که به جایگاهِ هدایت الهی آن حضرت نظر می‌انداختند وگرنه به جهت خلاف‌کاری‌های اطرافیان جناب عثمان به علی «علیه‌السلام» برگشتن، ولی نه از آن جهت که آن حضرت مظهر هدایت الهی است، نتیجه نخواهد داد. باید همواره به زعیمِ الهی تاریخی خود فکر می‌کردند و «توبه» هم یعنی برگشت به زعیم از آن جهت که او مسیر هدایت الهی است. موفق باشید

23047

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقت بخیر. در مورد اسماء الهی می خواهم بیشتر بدانم. چه کتابی مفید است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم با مطالعه‌ی کتاب «اسماء حسنی، دریچه‌های رجوع به حق» که بر روی سایت هست، جواب سؤالاتتان را در این مورد می‌گیرید. موفق باشید

19082

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود: استاد فاضل کانت و دکارت گفته اند: دین مساوی با اخلاق است و تلاش زیادی در مبارزه الحاد داشته اند و می گویند که ذهن تو کوچکتر آز آن است که خدا را درک کند، بنابراین انسان خوبی بودند آیا این مطالب را شما قبول دارید؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. آن‌ها به‌خصوص کانت، به این نتیجه رسیده‌اند که عقل انسانی قدرت درک حقیقت را به آن شکلی که در خارج است و در واقعیت وجود دارد؛ ندارد. لذا ما فقط آن‌چه در ذهن یا فنومن را داریم می‌توانیم بپذیریم. از این جهت کانت به این نتیجه رسید که باید بیشتر به اخلاق پرداخت نه به اثبات یا نفیِ خداوند. و دکارت هم می‌گفت چون ما می‌توانیم بی‌نهایت را تصور کنیم و فقط کسی که بی‌نهایت است می‌تواند این تصور را به ما بدهد، پس باید خدای بی‌نهایتی وجود داشته باشد. موفق باشید

18831
متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام: 1. آیا وقتی در خواب ما گوینده معارف عقلی برای دیگران هستیم باز هم با دریافت حضوری این معارف روبه روییم؟ 2. چون در همه انواع کشف به معرفتی می رسیم پس در همه انواع کشف تجلی اسم علیم را داریم، تفاوت تجلی این اسم در کشف صوری با تجلی خاص آن در کشف حدسی و خفی در اجمال و تفصیل است؟ 3. در موطن تجلی یک اسم اسامی منازل بالاتر هم به اجمال حضور دارند و مقصود از تجلی اسم در یک موطن یعنی ظهور تفصیلی. درست است جناب استاد؟ با تقدیم سپاس.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- معلوم نیست. زیرا ممکن است ما با همان ملکات حصولی خود که در عالم بیداری داریم در آن‌جا نیز به‌سر ببریم 2- به نظر می‌آید همین‌طور است و این نکته‌ی مهمی است 3- از آن‌جایی که ذات از صفات جدا نیست، پس هرجا هر صفتی یا اسمی باشد، ذات با همه‌ی اسماء در آن‌جا حاضر است. مفصل این موضوع را حضرت امام در کتاب ارزشمند «مصباح الهدایه» مطرح فرموده‌اند. موفق باشید

14558

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: کسی که هدفش رسیدن به آخرین مقام سلوکی یک انسان در دنیا است اگر در اثنای راه به هر دلیلی مرد آیا این فرد به هدف خود در برزخ یا قیامت می رسد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند با نیّت ما با ما روبه‌رو می‌شود و جواب نیّت‌های ما را می‌دهد. موفق باشید

8251
متن پرسش
سلام علیکم از چه زمانی خود را شناختید و حضور را لمس کردید؟ مزه اولین حضور را به خاطر دارید ؟میتوانیدشرح دهید؟؟؟ چه میزان خدای امروزتان با ان روز متفاوت است؟در مورد ما هم با /او/ سخنی دارید؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس.... خودْ راه بگویدت که چون باید رفت» چرا چشم‌ات به دست مردم است. آنچه خود داری را عشق است. موفق باشید
8189
متن پرسش
سلام علیکم استاد از فرمایشتان درباره سلوک زن در شرایط امروز فیض بردیم همانطور که فرمودید نحوه سلوک زن و مرد متفاوت است مثلا همان شیر دادن زن سلوک زن محسوب می شود حال سوال بنده این است در اصل سلوک هم بین زن و مرد تقاوت است؟ یعنی آثاری که علمای بزرگ ما امثال حضرت امام درباره سلوک دارند درباره زن و مرد یکسان است ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آری شریعت از آن خداوند است که مقصد همه‌ی انسان‌ها است و لذا پیامبر و امامان «علیهم‌السلام» که مظهر شریعت الهی هستند راهی را می‌نمایانند که در آن، مقصد همه‌ی انسان‌ها نهفته است و علمای بزرگواری چون حضرت امام و علامه طباطبایی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیهما» نیز آنچنان در آثار خود حاضر می‌شوند که مافوق زن و مردبودن حق را می‌نمایانند. موفق باشید
7091
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر معنی اینکه خداوند در سوره ملک فرموده ولقد زینا السما الدنیا بمصابیح و جعلناها رجوما للشیاطین چیست؟(با توجه به اینکه میدانیم شهاب ثاقب از جنس غیب است و رانده شدن شیاطین توسط ملائکه غیبی است)با تشکر و سپاس فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آسمان دنیا یعنی اولین مرتبه‌ی عالم غیب. در روایت داریم چون رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به آسمان دنیا رسیدند ابتدا ملائکه همه فرار کردند.( ثُمَّ عَرَجَ بِهِ الى السَّماءِ الدُّنْیا فَنَفَرَتِ الْمَلائِکَةُ الى‏ اطْرافِ السَّماء) پس معلوم است آسمان دنیا منظور این آسمان نیست که کرات در آن قرار دارند، همه‌ی این‌ها دنیا هستند و آسمان دنیا مرتبه‌ی ملکوتی این دنیا است. در بحث سوره‌ی «ق» در این مورد عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
نمایش چاپی