باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم اولاً: به لطف الهی با کمی حوصله و امید به رحمت پروردگار از این بلیه نجات مییابید و آن نوع پاکی که به دنبال آن هستید به سراغتان میآید. ثانیاً: با همین دست و فرمان که از گناه فراری میباشید و می خواهید ذیل شخصیت امامان معصوم «علیهمالسلام» با خداوند مرتبط باشید؛ گناهانتان را به پای کسانی میگذارند که عامل این فضا شدهاند اعم از آنهایی که شرایط ازدواج را برای جوانان سخت کردهاند و آنهایی که شرایط تحریککنندهی جنسی را فراهم میآورند. مأیوس نشوید. یادتان باشد اگر خود را با معارف الهی مثل مباحث معرفت نفس و رفقای خوب و ورزش مشغول کنید، قدرت واهمه آنقدر ضعیف میشود که شما بتوانید بر آن مسلط گردید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به سخن آن سردار حکیم دقت میکردید ایشان پایان خلافت داعش را خبر دادند، نه پایان حضور فرقهی داعشی را. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا با معرفتِ به خود شروع میشود و سپس به معرفت به حقیقت انسان میتوان رسید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مداد عالمان بستر تحقق فرهنگ شهادت میشود، ولی جالب است که همان عالمان، طالب شهادت میشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه نظام الهی نظامی است حکیمانه، هر اندازه انسان به حادثه نزدیک باشد بهتر میتواند بفهمد حکمت کارها چیست؟ و لذا به راحتی نمیتوان مصداقِ این حادثه را جریانی دانست که در آیات فوق مطرح است. موفق باشید
سلام علیکم: با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده. به تازگی شعری از مقام معظم رهبری منتشر شده است یکی از ابیاتِ وَزین این است: «گامی به راه و گامی در انتظار دارم / سرگشته روزگاری پَرگارـوار دارم» خواستم شرحی بر این بیت (بخصوص مصراع دوم) بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً آنگاه که انسان مسیر حضور در ایمان را شناخت و یا بگو مسیر ایمان در مقابل او گشوده شد، این گامها و قدمها است که رفتن آغاز میکند، رفتنی که اگرچه میرویم ولی در هر قدمی افقی گشوده میشود و انتظاری پیش میآید که قدم دوم را طلب میکند به همان معنای ظهور صراط و طلب صراط مستقیم که گامی بعد از گامی، معنای بودن میشود. و اینجا است که انسان به زیبایی در حیرتی قرار میگیرد که فقط میداند همچنان باید در بستر ایمان جلو و جلوتر برود و پرگاروار با چرخش خود، زندگی را ترسیم کند و این سرگشتگی و حیرت، معنی حقیقی ایمان است از آن جهت که نه چیزی در دست داریم که فکر کنیم به چیزی رسیدهایم، و نه آن همه حضور را که هیچ چیز نیست و فقط حضور است، میتوان نادیده گرفت. اینجاست که در ادامه بیت میفرمایند: «چون سرو در خزان نیز رنگ بهار دارم» و این یعنی حاضرشدن در ایمان، حتی آنجایی که گویا خزانگونه ناله سر میدهیم: «الهی قلبی محجوب» در همان حال ایمانِ بهاری در صحنه است. موفق باشید
در جریان دیدار رمضانی امسال شاعران با رهبر انقلاب، حجتالاسلام انصارینژاد از شعرای برجسته کشور که بهتازگی کتابی با عنوان «امین شعر انقلاب» تدوین و منتشر کرده، از حضرت آیتالله خامنهای درخواست کرد تا غزل منتشر نشدهای از سرودههایشان را برای انتشار در چاپ جدید این کتاب در اختیارش قرار دهند.
🔹رهبر انقلاب نیز با تقدیر از آقای انصارینژاد با این پیشنهاد موافقت و غزلی از سرودههای معظمله در اختیار این شاعر قرار گرفت.
گامی به راه و گامی در انتظار دارم
سرگشته روزگاری پَرگارـوار دارم
دلبستهی امیدی در سنگلاخ گیتی
رَه بیشکیب پویم، دل بیقرار دارم
یک عمر میزدم لاف از اختیار و اینک
چون شمع، اشک و آهی بیاختیار دارم
گو ابرِ غم ببارد تا همنشین عشقم
از غم چه باک دارم کاین غمگسار دارم
نبود روا که گیرم جا در حضیض پَستی
سیلم که هستی خود از کوهسار دارم
سرشارم از جوانی هر چند پیر دهرم
چون سرو در خزان نیز رنگ بهار دارم
از خاک پاک مشهد نقشی است بر جبینم
شادم «امین» که از دوست، این یادگار دارم
سیدعلی خامنهای
سلام بر استاد عزیزتر از جان. استاد فردی بنام اقای پرویز شهبازی مباحثی را در برنامه های اینترنتی مطرح میکنند با عنوان من ذهنی آیا این مباحث صحت دارند؟ چون به مولانا ربطش میدهند. برای درک مفهوم «من فکری» باید ابتدا توضیحی در مورد «من» و «فکر» ارائه دهیم. ذهن انسان دارای ارتباطی دوگانه و متفاوت با دنیای اطراف است. یکی ارتباط مستقیم، شفاف و عریان با واقعیت است و دیگری دید و یا ارتباط تعبیر و تفسیری. این دید تعبیر و تفسیری که ذهن از پدیده ها دارد، در واقع مهمترین عامل قطع ارتباط انسان از واقعیت است. دید تعبیر و تفسیری به این معنی است که مثلا ما رفتاری را می بینیم و شروع به تفسیر و معنا دادن به آن می کنیم. ما خود ماهیت آن رفتار را نمی بینیم. ما واقعیت عریان را نگاه نمی کنیم ما با تفسیر و برداشت خود از آن واقعیت زندگی می کنیم. من یک نوشته ای را می گذارم و شما از آن نوشته می توانید چندین برداشت داشته باشید و بنا بر برداشت خود چندین برچسب بر من بزنید. برچسب مستبد، مدبر و یا هر برچسب دیگری و من را یک شخصیت مستبد و متکبر و یا یک شخصیت مدیر و مدبر بدانید. دقت می کنید چقدر بین ماهیت و انگیزه و واقعیت ذاتی رفتار من تا برداشت شما فاصله هست؟ شما برداشت خود را با ذهنتان انجام می دهید. ذهن تمام برداشت های خود را با پردازش اطلاعاتی که در حافظه ثبت شده است انجام می دهد. این اطلاعات شامل ارزش ها و ضد ارزش های است که از دوران کودکی از والدین و جامعه و محیط دریافت کرده ایم و به ما در سطحی وسیع و گسترده القا شده است و ما از درون تبدیل به موجودی مقلد و تکراری شده ایم. موجودی که هیچ احساس و رفتار و گفتاری در او از روی طبیعت و فطرتش سر نمی زند بلکه تنها در بند و زندانی تقلید است. این فرایند ذهنی و یا فکر از آبشخور حافظه خوراک می گیرد. همین فرایند یک «مرکز» و یا «هسته» ای در انسان ایجاد می کند بنام «من». چگونه؟ وقتی که ما از هر رفتار خود و دیگران چندین برداشت ذهنی درست می کنیم و یا وقتی از کودکی با هر رفتار ما چندین برچسب ارزشی و ضد ارزشی مختلف و گاه متضاد دریافت کرده ایم یا بر ما زده شده است در ذهن ما یک تصویری ایجاد می شود که ای تصویر مجموعه ای از این صفات و برچسب های ارزشی و ضد ارزشی است که در واقع «من یا شخصیت» را تشکیل می دهد. این هویت فکری و این شبح هیچ ماهیت واقعی ندارد. و فقط و فقط یک تصویر ذهنی است و در ما انواع و اقسام شخصیت ها را ایجاد می کند و ما تابع این تصویر ذهنی که حاصل افکار زائد و غیر واقعی و غیر اصیل است زندگی، احساس و رفتارمان را جهت می دهیم و باعث می شود بر اساس هویت اصیل انسانی زندگی نکنیم. بلکه تابع و اسیر آن زندگی کنیم. از این هویت فکری در واقع مرکزی بدنیا می آورد بنام «من ذهنی یا من فکری» یا همان «نفس» که مرکز همه شرارت ها است. البته من توضیح کوتاهش رو پیدا کردم. براتون گذاشتم کلیپهای بسیاری دارند این اقا.... ممنون از وقت و صبری که برای ما میگذارید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، بیشتر با توهّماتِ بدون مبنا همراه است. اگر مباحث «معرفت نفس» و مراتب نفس را دنبال کنند، متوجه قضایایی که فکر میکنند، میگردند. در این مورد پیشنهاد میشود ترجمه جلد ۸ و ۹ اسفار را که تحت عنوان «معرفتِ نفس و حشر» روی سایت هست؛ مطالعه فرمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی این امور مربوط به سال آخر دولت است که عملاً آن استعفا و یا آن استیضاح، ثمری به بار نمیآورد زیرا تا برگزاری انتخابات، معاون اول باید امور را بهدست میگرفت که عملاً همان یکسال که باید دولت تمام میشد، در اختیار معاون اول بود و علاوه بر آنکه تشنجاتی بهوجود میآمد که قابل پیشبینی نبود و رهبر انقلاب با توجه به این امر، حکیمانه مصلحت دیدند کار با همین دولت تمام شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید نتوان این تقسیمبندی را به صورتی کلّی مطرح کرد. زیرا لطافت روح زنان در راستای تربیت فرزندان است و این غیر از آن لطافتی است که همراه با معرفت توحیدی حاصل میشود و زن و مرد در این مورد تفاوت ندارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» نیامدند تا نظام اسلامی بسازند؟ و مگر ائمه «علیهمالسلام» جهت این امر، شهید نشدند؟ مباحث مربوط به «انقلاب اسلامی» إنشاءالله کمککار تفکر در این دوران خواهد بود. مثل کتاب «انقلاب اسلامی؛ بازگشت به عهد قدسی». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم چه اندازه باید بر روی این روایتها ماند. ولی مسلّم صوفیگری به آن معنایی که آن روایت میگوید، بیشتر یک دکانِ جذب منافع است، نه یک سلوک. ولی فراموش نکنید ما با بشری روبهرو هستیم که میخواهد در جهان گشودهی ملکوت حاضر باشد و این با آموزههای عرفانی محقق میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً نیز عرض شد برای طلاب خوب است که ابتدا شرح استاد یزدانپناه را دنبال فرمایند و بعداً نگاهی هم به عرایض بنده داشته باشند، بد نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم بعد از مطالعهی کتاب «خویشتن پنهان» با مطالعهی کتاب «معاد» و شرح صوتی آن در معرفت نفس تعمق بیشتری برایتان حاصل میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رقص سماع غیر از رقصی است که مورد نهیِ بعضی از فقها است. یادم نمیآید که حضرت امام آن نوع رقص را نفی کنند. فراموش نکنید که خود جناب مولوی یک فقیهِ مبرز است. البته چون ما نمیشناسیم آن حالت، چه حالتی است، نمیتوانیم نفی کنیم. همیشه حکم، مبتنی بر شناخت موضوع است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همینطور است که میفرمایید. ۲. آن نوع سجده، ظهور عبودیت است که موجب گشودهشدن بهشت میگردد. ۳. به نظر بنده همان «مثلیّت» منظور است ولی چون در هر حال آن بدن، بدن انسان است میتوان گفت به یک معنا همین بدن خودمان است. ۴. به نظر میآید بیشتر با کار فرهنگی و مقاومتی که در جبههی فرهنگی در مقابل کفر در حال انجام است؛ آن جریان را به مرور به تحلیل میبرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دوستداشتنِ فکری خدا غیر از دوستداشتِ قلبی است. در دوستداشتِ فکری برای خداوند مظهری در میان نیست و به همین جهت آن نوع محبتی که انسان بتواند از آن تغذیهی لازم بکند پیش نمیآید. در همین رابطه روایات زیادی در شیعه و سنی از پیامبر در مورد محبت به علی «علیهالسلام» مطرح است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ماهیت، حدّ وجود است و «وجود» از طریق آن خودْ را مینمایاند. و در همین رابطه است که هایدگر موجودات را روشنیگاهِ وجود معرفی میکند. ۲. نسبت هر موجود در نسبت به خدا، وَجهِ حقیقی آن است مثل درخت، و نسبت هر موجود در رابطه با انسان، وَجهِ اعتباری آن است مثل صندلی یا دیوار، که در نسبت با ما صندلیبودن صندلی و دیواربودن دیوار معنا میدهد. ۳. آنچه ما در خارج داریم «وجود» است و مراتب وجود و شدت و ضعف آن، لذا هر تقسیمبندی دیگر، ذهنی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یا ما باید بگوییم که این افراد محذوراتی دارند که فرصت ارتباط وسیع برایشان نمانده، و یا باید بگوییم مثل امثال بنده، داناییِ ایشان بر داراییِ ایشان نسبت به علمشان غلبه دارد. لذا آنطور که شایسته است آن دانایی را به دارایی تبدیل نمیکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه حضرت امام حسین «علیهالسلام» امامیاند که میخواهند بشریت را از بیماریِ کبر و خودخواهی و عدم تفکر نجات دهند؛ فکر میکنم این نوع جریانها یک حرکت انحرافی است تا ما را مشغول امامی کنند که در این حد به او رجوع داشته باشیم. شاید هم آن خانم ناخواسته تحت تأثیر شیطان، چنین تواناییها را دارد تا شیطان کار خود را از طریق ایشان انجام دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه باید ذات را در صفت یا اسمی دید منتها ذات، در مظهریتِ آن اسم و نه ذات، در مقامِ احدیت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بهشت دارای مراتب است، مراتب جسمانی ولی غیر مادی و مراتب روحانی که فوق جسمانی است. و بهشت چیزی جز صورت عقیده و عمل نیست. آبهای روان که زیر درختان است و نه در کنارِ درختان، صورتِ عقاید توحیدی است و حوریان، صورتِ عبودیت انسان است که با جانِ انسانهای مؤمن مرتبط است و ربطی به این امور که در دنیاست ندارد. بحث مفصل این موضوعات، در تبیین سورهی واقعه شده است. http://lobolmizan.ir/sound/1164 موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار قوهی واهمه آن است که صورتها را معنا و معناها را صورت میدهد. ولی وهمِ اخلاقی کارش صورتسازیهای دروغین است. مثل آنکه ثروت را عامل سعادت میداند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای شما شوم، نه کارهایم چنین فرصتی را برایم باقی گذاشته، و نه جسمم دیگر عُرضهی چنین مسافرتهایی را دارد و نه روحیهام روحیهای است که با این جوانان پرشور بتوانم نقدِ حال کنم و حالِ آنها را دریابم. با این کلماتِ بی سر و تهِ خود، اشاراتی را با جوانانی که مباحث را نمیشناسند، در میان میگذارم که تازه گیج و ویج میشوند و یقهی شما را هم میگیرند که این پیرمرد را از کجا آوردی؟!! رفقایی هستند که بتوانند مباحث را با جوانان در میان بگذارند. اگر صلاح دانستید بفرمایید تا شمارهی آنها را خدمتتان بدهم. موفق باشید
