باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً شروحی مثل قیصری و کاشانی هم سعی دارند مبنای عقلیِ إشراقاتِ جناب ابنعربی را حفظ کنند و بنده نیز در آن شرح، کاملاً در افق خِرد جناب صدرالمتألّهین با جناب ابنعربی همراهی دارم، همانطور که جناب صدرا با ابنعربی همراهی میکند و در کنش و واکنش میباشد. نمیدانم آیا شرحی هست که به قول شما از نوع تفکر حِکمی و عقلی جهت نگاه به فصوص، جدا باشد؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ذهن، مرتبهای از مراتب نفس ناطقه است. پیشنهاد میشود جهت روشنشدن موضوع به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بحث در زندهبودن در زمانهای است که زندگی میکنیم و مسلّم باید در دینداری در حوزهی احکام، از طریق کسی که به او اطمینان دارید در زمانهای که هستیم، تکلیف ما را میشناسد و ابلاغ میکند و در این رابطه و در این زمان با روبهروبودن با اینهمه مسائل، باید به فکر فقیه زنده و اعلم بود، و یا خودمجتهد بود. ۲. آقای سروش نه مجتهدند و نه چنین ادعایی دارد و فکر نمیکنم فقیهی باشد که بتواند به تقلید از اهل سنت فتوا دهد. ۳. ابنعربی خودش هم بالاخره از امام حنفی تقلید میکند و موضوع انس با روحانیت پیامبران، غیر از موضوع تقلید در احکام فقهی از آنان میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» انسان را نسبت به خود جدّی میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءالله به لطف خدا نتیجه خواهید گرفت. سری به کانال
https://eitaa.com/seir_taherzadeh بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در محدودیت وجودیِ فرشتگان است که چنین نزاعی را اقتضاء میکند. بنابراین معنا نمیدهد که خودشان متوجهی نقص خودشان شوند. نهایتاً چون عباد مکرماند فرمان خدا را که سجده بر آدم است، تبعیت میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وسعت نفس «لایقف» است و هر اندازه انسان خود را نسبت به ابعاد گوناگون فیض الهی گشوده نگه دارد، از فیوضات الهی بهرهمند میشود و بودنی اصیلتر را تجربه میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی غیر از همان مطالبی که در جزوات و در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» در ذهن ندارم. سری به قسمت منابع کتاب مذکور بزنید بد نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً آن نوع پوشش شامل حجاب کامل میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود آیه روشن میکند که هرکس از یاد خدا رفت، شیطان کارش را در دست میگیرد. حال هر اندازه بیشتر از خدا غفلت کند، بیشتر میدان را به شیطان میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ابوسفیان از نظر تکوینی از آن جهت که مجرد است در همهی عوالم حاضر است ولی گرفتار خودش و توهّمات خودش میباشد. در حالیکه نفس اولیاء الهی به نور الهی نظر دارند و به نور الهی در همهی عوالم حاضرند و به زائر خود نیز نظر دارند و از برکات خود زائرشان را بهرهمند میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر رسید تا آنچه در کتاب «ده نکته از معرفت نفس» در پاورقی نکتهی دوم عرض شده است را عیناً خدمتتان ارسال دارم: موفق باشید
در قرآن از خوابهايي نام برده است كه از رابطهاي بين آنچه شخص در خواب با آن روبهرو ميشود و بين عالَم خارج حكايت دارد. مثل خواب حضرت ابراهيم «عليهالسلام» نسبت به ذبح فرزندشان (105/صافات)، و يا رؤياي حضرت يوسف «عليهالسلام»، و يا رؤياي دو رفيق همزنداني حضرت يوسف «عليهالسلام»، و يا رؤياي پادشاه مصر، و يا رؤياي رسولخدا «صلواةاللهعليهوآله» در رابطه با فتح مكه (27/فتح)؛ كه تمامي اين رؤياها چنانچه مستحضريد رابطهاي با عالَم خارج دارد و صرف خيالات افراد نيست.
با اينهمه رؤيا؛ امري است ادراكي كه قوه خيال در آن مؤثر است و اگر قوه خيال تحت تأثير شديد عالَم خارج باشد، آن خيالات در رؤيا دخالتهاي شديد ميكند. همچنانكه صفات روحي شخص مثل عداوت و عجب و تكبر و حرص و طمع در خيالاتش تأثير ميگذارد. لذا اكثر رؤياها؛ تحت تأثير تخيلات نفساني است. تخيلات نفساني نيز تحت تأثير همين عوامل طبيعي يا اخلاقي است كه نفس را به تصور آنها واداشته است. پس در حقيقت نفس همان تأثيرات را در خودش حكايت ميكند و حقيقت ديگري ندارد. بنابراين هر رؤيايي، حقيقت نيست هرچند هر رؤيايي تعبيري داردكه تعبير آن، عوامل طبيعي و يا عوامل اخلاقي هستند. ولي رؤياهايي هم هست كه با حوادث خارجي و حقايق عالَم وجود ارتباط دارند.
رؤياها، يا خوابهاي حق: عبارت است از ارتباط نفس با سبب غيبي حادثهاي كه بعداً در ظرف مكان و زمان خاص محقق ميشود. نفس به علت تجردش با وجود برزخي يا عقليِ يك حادثه در خواب ارتباط پيدا ميكند و بعداً آن حادثه در عالَم ماده حادث ميشود. البته نفس پارهاي از حقايق آن عالَم را به مقدار استعدادش دريافت ميكند. حال اگر نفس، كامل باشد و گرفتار وَهميّات و آرزوها نباشد، حقايق عالَم غيب را آنطور كه هست به طور كليّت و نورانيت در خواب پيش رويش حاضر ميبيند، ولي اگر نفس كامل نبود آن حقايق را به نحو حكايت خيالي و در صورتهاي جزيي كه با آنها مأنوس است مييابد. مثل اينكه وقتي با معني «عظمت» در آن عالم, روبهرو ميشود، در خيالش صورت «كوه» ايجاد ميشود، و يا معني «مكر» در خيالش صورت «روباه» بهخود ميگيرد، چون عظمت را به كوه، و مكر را به روباه ميشناسد. يا معني «افتخار» را به صورت «تاج» و «علم» را به صورت «نور» و «جهل» را به صورت «ظلمت» ميبيند. و يا مثلاً چون رابطهاي بين اذان صبح در ماه رمضان با شروع روزه هست، با ديدن معني «مؤذن بودن» در آن عالم، صورت «مهركردن دهان» مردم براي خود ميسازد. كه البته اين موضوع؛ رقايق و ظرايفي مخصوص به خود دارد بهطوري كه گاهي از يك معني كه در خواب مييابد صورت عكس آن را در خود ميسازد. مثل اينكه در بيداري گاهي با شنيدن لغت ثروت به معني فقر فقرا منتقل ميشود.
پس گاهي خواب «صريح و بدون تصرف» است و يا «متمثل معنايي است كه نفس با آن روبهرو شده، در عين تصرف نفس» و يا «انتقال به چيزي است مناسب آن معني يا ضد آن معني» و گاهي آنچنان با تصورات شخص مخلوط شده كه اصلاً نميتوان فهميد از كداميك از مباني مأنوس شخصِ خواب بيننده تأثير گرفته، كه در اين حالت به اين رؤياها «اضغاث احلام» گويند.
در رؤياهايي كه نفس با اصل موضوع روبهرو ميشود و به صورت مناسب آن منتقل ميشود، در واقع انسان به اصل موضوعات آگاه شده، بهطوري كه اگر ملاحظه كرد در حال جمعكردن كثافت است، در واقع صورت بهدست آوردن مال زياد دنيا را به او نشان ميدهند، در عين آگاهي دادن به او كه اين مال سرگين و كثافت است. و يا وقتي روبهرو ميشود بر اينكه بدنش ورم كردهاست، با صورت بهدست آوردن مال زياد روبهرو ميشود در عين آگاهي دادن به او كه بدان! آن چرك و آلودگي است. همچنانكه اگر در خواب ديد در زندان است، در واقع با صورت شهرتيابياش روبهرو شده در عين آگاهي دادن به او كه اين شهرت زندان است، همچنانكه اگر ديد در زنجير است، با صورت خوشي و خوشگذراني دنيايياش روبهرو شده در عين آگاهي دادن به او كه آن گناه است و گرفتاري و زنجير.
در هر صورت با اين احوال نميتوان به رؤيا اعتماد كـرد، چون در حال خواب؛ صورت خياليه نفس آنقدر جولان دارد كه با ميل خود صورتها را تغيير ميدهد و از جايگاه خود خارج ميكند.
صاحب كتاب «تحفالعقول» از قول پيامبر «صلواةاللهعليهوآله» آورده كه حضرت فرمودند: اگر رؤيا از كسي برداشته شد نبايد نگران باشد زيرا وقتي كسي راسخ در علم شود، رؤيا از او برداشته ميشود.
اينكه دستور دادهاند انسان دائم در حال طهارت باشد و نيز با وضو بخوابد، به سبب آن است كه اين طهارت موجب طهارت باطن و آزادشدن از خوابهاي بيخود و باطل ميگردد.
مرحوم محدثنوري در جلد ۴ كتاب دارالسلام ميفرمايد: اگر انسان نسبت به خوراكش مواظبت داشته باشد و دقت كند كه چه چيز بخورد و چه مقدار بخورد، روح او قدرت سير در اكناف آسمانها را مييابد وگرنه برعكس، پرخوري موجب جولان شيطان در قلب و خيالش در خواب و بيداري ميشود.
قال رسولالله «صلواةاللهعليهوآله»: « الرُّؤْيا ثَلاثٌ: مِنْها اَهاويلُ الشَّيْطان لِيَحْزَنَ بِها ابْنَ ادَمَ وَ مِنْها ما يَهُمُّ بِهِ الرَّجُلُ في يَقْظَتِهِ فَيَراهُ في مَنامِهِ وَ مِنْها جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَ اَرْبَعينَ جُزْءً مِنَ النُّبُوَّةِ. يعني خواب سه گونه است: يكي القائاتي كه شيطان ميكند تا فرزندان آدم را بترساند و نگران كند و يكي اينكه آنچه را در بيداري مورد توجه قرار داده در خوابش آن را ميبيند(با تغييراتي از طريق صورت خياليه) و يكي هم خوابهايي است كه جزيي است از چهل و شش جزء نبوت.
امامصادق «عليهالسلام» ميفرمايند: در مورد رؤيا فكر كن كه چگونه خداوند در مورد آنها تدبير بهكار گرفته و راست و دروغ آن را به هم در آميخته، اگر همه رؤياها راست بود، مردم همه پيامبر بودند، و اگر همه دروغ بود، در رؤيا فايدهاي نبود.
در فرمايش اماممحمدباقر «عليهالسلام» داريم كه: « رؤياي مؤمن بين زمين و آسمان در گردش است تا آنكه خودش آن را براي خود تعبير كند، يا ديگري براي او تعبير نمايد، پس آنگاه كه تعبير كرد به زمين ميآيد و قطعي ميشود» (كافي ج8ص336).
باسمه تعالی: سلام علیکم:غفلت بنیاسرائیل در همراهینکردنِ حضرت موسی «علیهالسلام» به جهت آن بود که جایگاه زعامتِ قدسی و الهی آن حضرت را برای هدایتِ تاریخی آن قوم در نیافتند. حال اگر هم در هر موقعیتی به خود میآمدند، در صورتی سر به سلامت میبردند که به جایگاهِ هدایت الهی آن حضرت نظر میانداختند وگرنه به جهت خلافکاریهای اطرافیان جناب عثمان به علی «علیهالسلام» برگشتن، ولی نه از آن جهت که آن حضرت مظهر هدایت الهی است، نتیجه نخواهد داد. باید همواره به زعیمِ الهی تاریخی خود فکر میکردند و «توبه» هم یعنی برگشت به زعیم از آن جهت که او مسیر هدایت الهی است. موفق باشید
محضر مبارک استاد طاهرزاده سلام علیکم: مدتی هست این آسیب حرکت اربعینی فکرم را به خودش مشغول کرده که اگر این حرکت عظیم یک راز و سر الهی باشه آیا وظیفه ی مومنین نیست که با احتیاط بیشتری راجع به آن در محافلشان صحبت کنند و بطور سربسته و راز آلوده همدیگر را نسبت به آن آگاه کنند و خلاصه کاری نکنند که در موعدش بدایی حاصل بشه و دشمن را نسبت به آن آگاه و حساس کنند؟ شاهد سخنم هم نحوه ی برخورد رهبری با این رخداد هست که بطور کجدار و مریز سخن می گویند و روضه ی مکشوف نمی خوانند و سخرانی مستقل و طولانی راجع به آن نمی کنند و مبلغ گسیل نمی کنند و گویی در انتظارند تا کار از مجرای طبیعی جلو بره و گشایش در زمان خودش حاصل بشه. اگر چنین است فرهنگ رازداری اربعین توسط مومنین و شیعه ی امام صادق (ع) کدام است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جزوهی «مسئولیت فهمِ حرکت اربعینی» عرض شد موضوع آنچنان نیست که عقل غربی آن را یک حرکت تاریخی ببیند. بیشتر این حرکت از نگاه غربی، یک حرکتِ آیینی فردی است و تا حضرت حق تقدیرِ تاریخیِ ما را در حرکت اربعینی محقق نکند، آنها کاری نخواهند کرد. در آن جزوه بحث میشود که وظیفهی ما در این رابطه چیست، همانطور که در جواب سؤال شمارهی 20676 نکاتی عرض شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در نظر به وجود مقدس اولیاء معصوم«علیهمالسلام» متوجهی سیره و حرکات آنها میشویم که چگونه حاضر بودند از همهچیز خود برای حفظ اسلام هزینه کنند و نظر به سیرهی آنها، ما را طالب حرکت در آن مسیر میگرداند و در این راستا جهت درستطیکردنِ آن مسیر و رسیدن به اهداف خود اشک میریزیم مثل اشکی که ملت برای شهید حججی میریزند، از آن جهت که میخواهند راهی که او گشوده دید و رفت، برای آنها گشوده بماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم آنچه که امروز در فرهنگ توریست جاری است، هیچ ربطی به «سیروا فیالارض» ندارد. قرآن میفرماید: «لا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذينَ كَفَرُوا فِي الْبِلادِ» (196) / آلعمران) رفت و آمدهای کافران در بین شهرها شما را شیفته ننماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عبور از انسانِ سکولار و نظر به انسانِ قدسی. زیرا هر تمدنی با تعریفی که از انسان دارد، شکل میگیرد و تمدن اسلامی در این تاریخ با به صحنهآمدنِ انسان قدسی ظهور مینماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره انسان اگر رویش را دید، دیگر داغش را نمیتواند تحمل کند! گفت: «رحم کن بر آنکه چون رویِ تو دید / فرقت تلخِ تو چون خواهد چشید». امیدوار باشید تا إنشاءاللّه این اُنس نقش خود را بهجا آورد و طی شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است حتی وجود شیطان در نظام عالم باید باشد هرچند نسبت به ما خیر نیست و نباید از آن پیروی کرد. خیر و شرّ در ذات، نسبی نیستند ولی نسبت به ما انسانها، آری! نسبی هستند. مثل آنکه ممکن است یک عمل برای یک نفر خیر باشد و انجامدادنِ آن برایش مفید باشد مثل کمککردن به انسان نیازمند از طرف صاحب ثروت. و همین عمل برای کسی که نزدیکان او و همسر و فرزندش نیازمندترند، کار خیری نباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر با جدّیت به کتاب «آداب الصلواة» و شرح آن بپردازید، إنشاءالله شروع خوبی است و نکات ظریفی به جانتان میرسد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید قسمت سوم کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» در این مورد جوابگو باشد. در مورد کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» بد نیست سری به گروه «جوان و انتخاب بزرگ» بزنید. موفق باشید
✅https://eitaa.com/joinchat/1797062673C76e30f884f
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع به طور مفصل مورد بحث متفکران قرار گرفته است از جمله در کتاب «سیر تحول مکتب فلسفی اصفهان از ابن سینا تا ملاصدرا» از دکتر سید مهدی امامیجمعه. این یک اصطلاح است که در کتب قدیم از جمله در «معراج السعاده» بهکار میرفته و اتفاقاً اگر دقت شود توصیههایی است در رابطه با رعایت زنان و درست در تاریخی که در غرب، تازه از قرن هفتم پذیرفته شد که زنان جزو انسانها هستند و علامهی طباطبایی در بحث سورهی نساء در این رابطه متذکر نکات خوبی هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتهی حضرت علی «علیهالسلام» در حکمت ۲۲ نهج البلاغه میفرمایند: «إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالاً وَ إِدْبَاراً فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَی النَّوَافِلِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَی الْفَرَائِضِ» این دل، مثل فصول چهارگانه است، یعنی مثل زمان که گاهی بهاری دارد وگاهی پاییزی، گاهی اقبالی دارد و گاهی ادباری. اگر دل در حالت بهار بود، شکوفایی و اقبال داشت، از نوافل نگذرید، سعی کنید، نافله ها را ترک نکنید و اگر دل، آن آمادگی را ندارد، شما بر دل تحمیل نکنید و فقط واجب ها را انجام دهید، نگویید حتماً نماز شب بخوانم چرا که آن نماز شبی که با ادبار دل همراه است، با کراهت آمیخته است و کمتر انسان، توفیق پیدا می کند، لذا حضرت فرمود: دل خود را نرنجانید و با دل کنار بیایید. موفق باشید
